| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
سیاست انجمن لوتی / سیاست /

تاپیک اشعار اعتراضی نسبت به این رژیم جنایتکار

صفحه  صفحه 1 از 5:  1  2  3  4  5  پسین »  
#1 | Posted: 5 Jun 2011 19:54 | Edited By: bilbilak
فکر کنم دیگه همه اسم مصطفی بادکوبه ای رو شنیده باشید که در مقابل این رژیم غاصب ایستادگی کرد با شعرهایی که سرود.
ایشون الان در بند 209 زندان اوین است و از همتون میخوام ارزوی ازادی ایشون رو بکنید که توسط این جانیان بی ناموس به زندان افکنده شده.

اینم لینک یوتیوب یکی از اشعار ایشون


این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#2 | Posted: 5 Jun 2011 19:56
اینم اشعار ایشون كه در فیلم خودشون میخونن.

چندیست دلم یکدله با فتنه‌گران است
اینهم به یقین معجزه دور زمان است

چون فتنه گری بانگ عدالت طلبی شد
دل‌ بهر خدا یکدله با فتنه گران است

بیداد چو شد میوه آزادی و قانون
بی‌چاره دلم عاشق ظلم و خفقان است

جایی‌ که چکد خون دل‌ از ابر بهاری
والله که بهاران خجل از فصل خزان است

روزی که شب قدر بود شام جهالت
قرآن متنفر ز حلول رمضان است

زاهد که وضویش همه از خون دل‌ ماست
تکبیر نمازش به یقین ننگ اذان است

دیروز چو حلقوم ندا غرقه خون شد
فردا به خدا روز ندای همگان است

با مرگ دو صد آرش و سهراب و سیاوش
این مام وطن دل‌ نگران دل‌ نگران است

دیدیم به دنبال هوا و هوس شیخ
هر لحظه فرامین خدا در نوسان است

چون با تو جهنم شده این ملک اهورا
بی‌ تو به یقین غرفه‌ای از باد جانان است

ما را چه به بدبختی لبنان و فلسطین
جائی‌ که وطن یکسره در اه و فغان است

ای غره به همدردی با غزه و اعراب
آن کرد و بلوچ است که در حسرت نان است

هرچند نبینی تو ولی‌ ملت ایران
شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

بر ملت ما تکیه کن ای شیخ که بینی‌
هر گوشه یکی آرش با تیر و کمان است

سوگند خدا را به قلم نیز نخواندی
در کیش‌ تو از اصحاب قلم مدیحه خوان است

از بس که شکستید قلمهای مخالف
هر نشریه ماتم کده اهل بیان است

بر دوش منه بار ستم را هله ای شیخ
این بار گران بار گران بار گران است

این بانگ نه بانگیست که از یاس بر آید
حلقوم امید است که با جامدران است


استاد مصطفی باد کوبه ای

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#3 | Posted: 6 Jun 2011 19:16
نمیدونستم این ترانه رو كجا بزارم با اجازتون تو تاپیك شما میزارمش:
.
ترانه ی تقدیمی آریا آرام نژاد به هاله سحابی
/
بزار خاكستري باشم، بكش آتيش به تقديرم
منو سانسور نكن اين بار، ميخوام رو صحنه بميرم
بپوش پوتينت رو ديره، بزن عقلم سر جاشه
برادر، پاي من گيره، بكش دستات رو ماشه

براي لمس آزادي، تنم بدجوری ميخواره
تمومِ فكر و ذكر من، فقط يك گلوله كم داره
تو از چشمای خوش رنگِ، زناي شهر بيزاري
بزن! خالي شه اين عقده، بزن...، آره تو حق داري

بهشت پاداش دستاته، يك كاري كن كه توش جاشي
بزن! كه پيش سجادت، دوباره روسفيد باشي
بزار تسبيح و تو جيبت، تو پشتت گرم باتومه
بزن! كه خواهرم تنهاست، بزن. پرونده مختومه

براي لمس آزادي، تنم بدجوري ميخواره
تمومِ فكر و ذكر من، فقط يك گلوله كم داره
تو از چشمای خوش رنگِ، زنای شهر بيزاری
بزن! خالي شه اين عقده، بزن، آره تو حق داری
.
من نمیدونم چجوری اهنگ رو اپلود كنم وگرنه اهنگو میزاشتم.
پدر و دختر در یك روز ارمیدند ..دل خیلی ها در یك روز حسابی خنك شد...
.
یاد عزت الله سحابی و دختر فرهیخته و دانشمندش برای همیشه گرامی.

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي
.
من از تو راه برگشتی ندارم
     
#4 | Posted: 7 Jun 2011 13:20
سلام و درود خدمت کاربران لوتی


توی این تاپیک میتونید فقط اشعار اعتراضی نسبت به این رژیم جنایتکار و مفسد رو بذارید.
اینجا اشعار موافق ممنوع است .


به قوانین احترام بذارید

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#5 | Posted: 7 Jun 2011 14:38
ببین به کجا رسید کار ما
از اون کوروش و داریوش ها
به این مموتی و یه دستها
که بشن رهبر و دستور ده به ما ها
ببخشین من زیاد تو بحث شعر نیستم اینم حرفه دلم بود

هر حکومتی که شادمانی را از مردمان بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد.
</a>]
cyrus the great.king of persia ************************** امپراطور ایران.کوروش بزرگ
     
#6 | Posted: 7 Jun 2011 18:21
ای شادی آزادی
روزی که تو بازآیی
با این دل غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل عاشق را
در راه تو آماج بلا کردیم
می گفتم:
روزی که تو بازآیی
من قلب جوانم را
چون پرچم پیروزی
بر خواهم داشت
وین بیرق خونین را
بر بام ِ بلند تو
خواهم افراشت
می گفتم:
روزی که تو باز آیی
این خون شکوفان را
چون دسته گل ِ سرخی
در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو را
در گردن مغرورت
خواهم آویخت

ای آزادی!
بنگر!

آزادی!
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
این حلقه ی گل خون است
گل خون است…
ای آزادی!
از ره خون می آیی
اما
می آیی و من در دل می لرزم:
این چیست که در دست تو پنهان است؟
این چیست که در پای تو پیچیده است؟
ای آزادی!
آیا
با زنجیر
می آیی؟
(ه.الف.سایه)
پاینده باد ایران
(ایراد كه نداره این شعر رو اینجا گذاشتم؟اگه ایراد داره پیشاپیش عذر می خوام)

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#7 | Posted: 9 Jun 2011 15:29
یه نسخه ی جدید از باز باران:

باز آخوند ، با عمامه، با دروغ هاي فراوان ، مي خورد از مال مردم، مي پرد بر کول مردم، کودکي تنبل به حوزه، همچو بلبل ، مدح روضه ، يادم آرد از فلسطين، از بلنديهاي جولان، از دلار نفت ايران ، حرفهاي احمقانه، از رجايي زمانه ، “دور مي گشتم زخانه” ، شرع چون شمشير بران، پاره مي کرد مغز ما را ، بشنو اينک کودک من ،… از زبان مام ميهن، مرز و بوم پاک ايران، اين رئيس جمهور نادان ، کرد ويران , کرد ويران.

عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
#8 | Posted: 9 Jun 2011 17:42



وقتي تو مي گويي وطن

وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم
گویی شکست شیر را از موش باور میکنم

وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم
من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم

وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند
وان دیده ی مبهوت را با خون دل تَر می کنم

بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از وطن
با تخت جمشید کهن من عمر را سر می کنم

وقتی تومی گویی وطن بوی فلسطین می دهی
من کی نژاد عشق با تازی برابر می کنم

وقتی تو می گویی وطن از چفیه ات خون می چکد
من یاد قتل نفس با الله و اکبر میکنم

وقتی تو میگویی وطن شهنامه پرپر می شود
من گریه بر فردوسی آن پیر دلاور میکنم

بی نام زرتشت مَهین ایران و ایرانی مبین
من جان فدای آن یکتا پیمبر می کنم

خون اوستا در رگ فرهنگ ایران می دود
من آیه های عشق را مستانه از بر می کنم

وقتی تو می گویی وطن خون است و خشم وخودکشی
من یادی از حمام خون در تَلِ زَعتَر(اردوگاهی در فلسطین) میکنم

ایران تو یعنی لباس تیره عباسیان
من رخت روشن بر تن گلگون کشور می کنم

ایران تو با یاد دین، زن را به زندان می کشد
من تاج را تقدیم آن بانوی برتر می کنم


ایران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست
من کیش مهر و عفو را تقدیم داور میکنم

تاریخ ایران تو را شمشیر تازی می ستود
من با عدالتخواهیم یادی ز حیدر میکنم

ایران تو می ترسد از بانگ نوایِ نای و نی
من با سرود عاشقی آن را معطر میکنم

وقتی تو میگویی وطن یعنی دیار یار و غم
من کی گل"امید"را نشکفته پر پر میکنم



سروده ای از مصطفی بادکوبه ای

این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#9 | Posted: 12 Jun 2011 18:38
نمیشه گفت شعر اما متن قشنگی از احمد شاملو.
.

در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است
زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است
زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است
زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است
زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است
زمان پسرش می‌کشتند که خراب‌کار است
امروز
توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و
فردا
وارونه بر خرش می‌نشانند و شمع‌آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است.
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
در آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است
حالا
در اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است
عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است
صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است
فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌
کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است
روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند
چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند
و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند :
و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت ....

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي
.
من از تو راه برگشتی ندارم
     
#10 | Posted: 12 Jun 2011 18:47
شد صفر پول ملی، مشمول حذف کردن
هی بیست و سی نشان داد اوضاع پوند لندن!
یارانه ها نشد یار با قبض های سنگین
در بیست و سی شنیدیم از مالیات در چین!
اینجا بهای هر نان نزدیک نرخ جان شد
آمد خبر که در«بُن» پشم شتر گران شد!
تهران تکان نمی خورد از معضل ترافیک
آمد خبر که بسته است یک کوره راه مکزیک
طیاره ها می افتند دائم در این حوالی
اخبار ما نشان داد یک بالگرد خالی!
تا افتتاح گردید، شد منفجر فلان جا
در بیست و سی بگویند از پیشرفت ناجا!
اینجا کسی نمانده از فقر و فاقه روپا
در بیست و سی خبرهاست از مردم اروپا
اینجا تظاهراتش البته اغتشاش است
کِی توی صدر اخبار، این اغتشاش جاش است؟
باشد مهمتر از آن آشوب های اردن
چون ده نفر نمودند در کوچه ای تحصن!
آن چیزها که دیدیم با چشم خود، تو و من
در بیست و سی ندیدیم هرگز به شکل روشن
اما به جای آنها شد پخش هی گزارش
از این یکی سمینار، ازآن یکی همایش
البته داد پوشش اخبار انتخابات
اما نه مال ایران، از گینه و مشاعات!
دیدیم اعتراض مردم به کار مجلس
البته مردمان یک روستای قبرس!
هشتاد درصد ما در زیر خط فقریم
مستاصل و گرفتار ماندیم بعد تحریم
اما درون اخبار خوب و خوش است اینجا
بحران اقتصادی رخ داده در اروپا
هنگام پخش اخبار، یک ساز بیشتر نیست
سازمخالف است آن، از تار و دف اثر نیست
در این صدا وسیما هرگز نبوده صحنه
عمرا در آن ببینی مرد و زنی برهنه
البته گاهی اوقات عیبی ندارد این کار
شد پخش چند باری، این چیزها به ناچار!
گوگوش را نبینی در جام جم به عینه
الا که باشد ایشان در اجتماع فتنه!
هرگز نبوده مردی لخت از کمر به پایین
الا که رفته باشد در کنفرانس برلین
هرگز زنی نرقصید با تاپ باز پرچین
الا که باشد او هم در کنفرانس برلین!

***

القصه توی اخبار، جز قسمت سیاسی
حتی نکن تو باور، وضع هواشناسی!

ارمغان زمان فشمی.

وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی ، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن.
پس
سکوت میکنم.
     
صفحه  صفحه 1 از 5:  1  2  3  4  5  پسین » 
سیاست انجمن لوتی / سیاست / تاپیک اشعار اعتراضی نسبت به این رژیم جنایتکار بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.