|
قسمت هشتم
گفتم : قول می دهم ، همه رو از بین ببرم محبوب لبخندی زد و گفت : مرسی ، تو خیلی خوبی حمید با خنده گفتم : هرچند ندیدن بقیه عکس ها منو از مزد محروم کرد ولی باز خوشحالم که روحیه شما خراب نمی شه و کلافه نمی شید محبوب با خنده گفت : یه موقع دیدی شانس آوردی و خر شدیم و مزدشو ندیده بهت دادیم ، به نظر من می تونی رو شانست حساب کنی بلند شدم و در اتاق رو از داخل قفل کردم و دست محبوب رو گرفتم و به سمت تخت خواب رفتیم و به نسترن هم که مشغول خندیدن بود گفتم: پا شو چراغها رو خاموش کن بیا پیش ما ، اینقدر هم نخند سپس چراغ خواب کنار تخت رو روشن کردم و محبوب رو هول دادم رو تخت و مشغول باز کردن دگمه شلوارش شدم و در همون حال اخمی کردم و گفتم : گفتم که لباسها تو نپوش ، همش برام زحمت درست می کنی منو هول داد کنار و از رو تخت بلند شد و در حالی که شلوارشو در می آورد با خنده گفت : چقدر غور می زنی ، خودم همه رو در میارم بابا ، یه موقع زحمت زیادی به کمرت فشار نیاره لباساشو با عشوه در آورد و و آمد کنارم و لباس ها مو در آورد لبخندی زدم و گفتم : خجالت مون دادی ؟ لبخندی زد و گفت : می خوای چشاتو ببندم نگاهی به بدن لخت و هوس انگیزش کردم و گفتم : مگه دیوانه ام خودم رو از دیدن این همه زیبایی محروم کنم روی من دراز کشید و لباشو رو لبام قرار داد ، محبوب دختر پر حرارتی بود خیلی بیشتر از خواهرش نسترن ولی خیلی خود دار بود و نشون نمی داد مگه اینکه احساس راحتی بکنه و نیازی به خوددار بودن نبینه مثل الان که مست هوس به تنها چیزی که فکر نمی کنه خود دار بودنه کمی که لبام رو بوسید . نوک سینه ها مو بوسید و بعد با چند بوسه رو شکمم خودش رو به کیرم رسوند . کیرم رو تو دهانش فرو برد و بزور همه رو تو دهانش جا داد . البته هنوز حمید کوچولو زیاد قد نکشیده بود در حالی که با ولع خاصی مشغول ساک زدن بود . نسترن آمد رو تخت و کنار سرم دراز کشید و لباشو رو لبام گذاشت کمی بعد محبوب رو تخت دراز کشید و گفت : حالا تو بخور چرخیدم روش و رفتم سراغ کسش و با دوانگشت دست راستم کمی لب کسش رو از هم باز کردم و در حالی که انگشت دست دیگم رو تو کسش فرو می کردم زبونم رو داخل کسش کردم و خیلی آروم مشغول حرکت دادن زبون و انگشتم تو کسش شدم . نسترن منو کمی چرخوند که بتونه بره زیر بدنم و دراز بکشه و بعد سرشو رو ساق پای محبوب گذاشت و کیر منو گرفت تو دستش و به دهان برد و مشغول ساک زدن شد . من هم به عنوان تشکر دستم رو روی سینه هاش سفت شده اش گذاشتم و مشغول مالیدن شون شدم . نسترن کمی خودش رو چرخوند و دستم رو از رو سینه هاش برداشت و گذاشت رو کسش ، من هم کمی کسش رو مالیدم و دو انگشتم رو کردم تو و در حالی که تو کسش با انگشت دستم تلمبه می زدم کس محبوب رو می خوردم . کم کم آه و ناله هر دوشون در آمد . و محبوب مرتب پاهاشو که دور گردنم حلقه کرده بود رو به هم فشار می داد و به تندی به خودش حرکت می داد . وقتی موهامو تو دستاش گرفت فهمیدم داره به اورگاسم می رسه ، با فشار زیاد چند بار سرم رو به کسش فشار داد . نزدیک بود نفسم بند بیاد که با چند حرکت تند و سخت که به خودش داد . اورگاسم شد و آروم گرفت محبوب نگاهی به من کرد و با خنده گفت : لبو لوچه ات حسابی خیس شده ببینم خوشمزه هست ؟ مزه چه جور شوکلاتی می ده ؟ با خنده انگشتم رو کمی تو کسش فرو کردم و بعد به دهانش نزدیک کردم و گفتم : خودت مزه شو بچش ، چرا از من می پرسی ؟ با خنده چند بار سرش رو تکون داد و گفت : نکن ، حالم بهم می خوره ، دوست ندارم با عصبانیت گفتم : امکان نداره باید مزه شو بچشی ، بی تربیت حالت بهم می خوره . مثل اینکه من همش داشتم همین رو می خوردم ها بزور انگشتم رو تو دهانش فرو بردم یه خورده با اکرا انگشتم رو زبون زد و دستش رو گرفت به مچ دستم و دستم رو از دهانش عقب زد و اخمی کرد و گفت : خوب بابا ، خیلی خوشمزه است . ول کن دیگه سپس نگاهی به نسترن انداخت ، نسترن با یه دستش داشت سینه هاشو می مالید و با دست دیگش مچ دستم رو که دو انگشتم تو کسش بود رو گرفته بود و به کسش تلمبه می زد . نسترن نگاهی به من کرد و بعد ناله ای کرد و گفت : بیا دیگه بعد پاهاشو بالا گرفت . دستام رو به رون پاهاش گرفتم و پاهاشو انداختم رو شونه هام و کیرم رو گذاشتم رو جلوش دستاشو به کمرم گرفت و منو به طرف خودش کشید . کمی که تلمبه زدم سر و صداش بلند شد . به اندازه کافی خودش رو تحریک کرده بود و خیلی زود اورگاسم شد و در حالی که منو به خودش فشار می داد داد زد : آب تو بریز توش ، قرص خوردم نترس . همه شو بریز توش محبوب اخمی کرد و گفت : به حرفش گوش نکن حمید به اون قرصها نمی شه زیاد اطمینان کرد ، هر چی نباشه ایرانیه دیگه . بریز تو دهنش یا سینه هاش یا چه می دونم . هر جا دوست داری خندیدم و رفتم طرفش با ناز کمی خودش رو عقب کشید و با خنده گفت : من نه ، دیوانه نسترن رو می گم با خنده رو سینه هاش نشستم و کیرم رو طرف دهانش گرفتم . اخمی کرد و دهانش رو باز کرد واجازه داد کیرم رو تو دهانش فرو کنم . نسترن که حسابی بی حال بود لبخندی زد و گفت : من می خوام بخوابم ، اجازه می دی ؟ نگاهی به پاهاش که رو هم می کشید کردم و گفتم : نه ، من هنوز با کونت حال نکردم اخمی کرد و گفت : اون رو محبوب حال کن ، حسابی بیشتر از من مزه می ده ، مهدی که همیشه دیوانه کون محبوب بود لبخندی زدم و گفتم : از کون تو خوشش نمی یومد ؟ لبخندی زد و گفت : نه به اندازه محبوب ، می گفت هم کون محبوب نرم و تنگ تره و هم آه و ناله های کون دادنش شهوتی تر محبوب با دست به سینه نسترن کوبید و گفت : کثافت بی تربیت ، نمی شه تو خفه شی و اینقدر حرف نزنی . لازم نیست حمید رو تحریک کنی بعد رو کرد به من و ادامه داد : نسترن دروغ می گه ، خودت یه خورده بکنیش متوجه می شی که خیلی بهتر از من مزه می ده خندیدم و گفتم : حالا اینقدر تعریف نکنید ، خودم هر دو تون رو آزمایش می کنم و بعد نظرم رو می دم محبوب اخمی کرد و گفت : من که اجازه نمی دم بعد دوباره مشغول ساک زدن شد کمی بعد نگاهی به من انداخت و گفت : چرا نمی یای ؟ اگه هنوز خیلی مونده یه خورده به رون پام بمالش . خیلی دوست دارم بعد پاهاشو به هم چسبوند . من کیرم رو بین رون پاهاش گذاشتم و مشغول عقب جلو کردن خودم شدم و با این کار کیرم بین رون های سفیدش حرکت می دادم . گاهی هم بین رون پاهاش فرو می کردم و یا روی کسش می کشیدم . دستش رو به کیرم گرفت و کمی سرش رو داخل کسش فرو کرد و مشغول تماس دادن و چرخوندن کیرم روی لب کسش کرد . داشت چشاش خمار می شد و من هم حس می کردم دیگه وقتش شده رو سینه اش رفتم و تا کمی کیرم تو دهانش فرو رفت . آبم زد بیرون و ریخت تو دهانش . عقی زد انتظار نداشت به این زودی انزال بشم . خواست آبم رو از دهانش بده بیرون که لبام رو تندی رو لباش گذاشتم و مشغول بوسیدنش شدم . . کمی زور زد که منو عقب بزنه ولی نتونست و بعد در حالی که دستاش رو تکون می داد آبم رو قورت داد . لبام رو از رو لباش برداشتم . اخمی کرد و گفت : اگه زورت می رسه طعم این کیم شوکولاتی تو عوض کن اصلا طعم نعنایی شو دوست ندارم با خنده گفتم : چه طعمی رو دوست داری ؟ خندید و گفت : چه می دونم سر به سرم نزار ، پرتغالی شو بیشتر دوست دارم . حالا برو کنار نفسم گرفت از رو سینه اش بلند شدم و وسط شون دراز کشیدم نسترن داشت چرت می زد . با انگشت دستم یه خورده از آبم رو که از نوک کیرم بیرون آمده بود رو برداشتم و به سمت دهان نسترن که یه خورده باز بود بردم و انگشتم رو کردم تو دهانش . چشاشو باز کرد و کمی دهنش رو جمع کرد و به من نگاهی انداخت و سپس آب دهنش رو قورت داد و لبخندی بهم زد و چرخی زد و به شکم شد و آهسته گفت :شب بخیر نشستم رو تخت و نگاهی به کون خوشگل وقلمبه شده نسترن کردم و دستی روش کشیدم . آهی کشیدم محبوب لبخندی زد و گفت : جان ، چه آهی می کشی ، خیلی دوست داری؟ لبخندی زدم و گفتم : آره ، خیلی هوس کون کردم چرخی زد و به شکم خوابید و یه متکی کشید زیر شکمش و گفت : باشه بیا بکن ، فقط آروم بلند شدم و گفتم : صبر کن از قبل یه قوطی کرم تو یخچال داشتیم صبر کن ببینم ، اگه باشه خیلی عالی می شه بعد رفتم و از تو یخچال قوطی کرم رو برداشتم و در حالی که می خندیدم قوطی کرم رو نشونش دادم و گفتم : خیلی خوب شد ، حالا دیگه درد زیادی نمی کشی بعد کمی کرم به انگشتم گرفتم و به سوراخ کونش گذاشتم و یه خورده دیگه هم کرم برداشتم و مالیدم رو سوراخ کون نسترن . از سردی کرم چشاش باز شد و گفت : این چیه ؟ با خنده گفتم : کرمه خوشگل ، واسه اینکه دردش کمتر بشه اخمی کرد و گفت : بی مزه ، از خواب پریدم . با محبوب حال کن کاری به من نداشته باش محبوب لبخندی زد و نشست رو تخت و گفت : خیلی از من مایه می زاری ها ، بهتره با تو مشغول بشه بعد من و به من اشاره کرد برم سراغ نسترن من نشستم رو رون پاش و کمی به کیرم کرم مالیدم و مشغول مالیدن کیرم شدم تا کمی بزرگ بشه . نسترن اخمی کرد و گفت : خیلی بدی حمید محبوب که بغل دستت آماده است بزار بخوابم بخدا خسته ام محبوب دو تا متکی رو هم گذاشت و کرد زیر نسترن و با خنده گفت : الان تموم می شه عزیزم بعد راحت می تونی بخوابی کیرم رو روی درز کونش گذاشتم وروش خوابیدم و کمی کیرم رو بالا پایین کردم این کار رو خیلی دوست داشتم و خیلی زود هم کیرم بزرگ می شد کمی بعد کمی کرم برداشتم و با انگشت رو سوراخ کونش مالیدم و کمی هم فرو کردم تو سوراخش و با انگشت کمی تحریکش کردم و وقتی انگشتم به تدریج تو کونش جا گرفت کمی انگشتم رو چرخوندم و آهسته انگشتم رو کشیدم بیرون و کیر مو گرفتم رو سوراخش و آهسته شروع به فشار دادن کردم .خیلی به آرامی به تدریج همه کیرم تو کونش قرار گرفت زیاد درد نکشید و وقتی که مشغول تلمبه زدن شدم دیگه اون هم داشت لذت می برد یه دستش رو به کوسش فرو کرده بود و تند تند با دو سه انگشتی که تو کسش فرو کرده بود داشت واسه خودش تلمبه می زد و دست دیگش هم رو سینه هاش حرکت می کرد . چند دقیقه بعد آه و ناله هاش حسابی بلند شد و محکم با کونش به کیرم ضربه می زد محبوب که با دقت داشت کون دادن خواهرش رو نگاه می کرد دستش رو رو کسش گذاشت و در حالی که آهسته ناله می کرد کسش رو تحریک می کرد . نسترن یک دفعه ناله بلندی کشید و آروم شد و با خنده گفت : بسه دیگه برو سر وقت محبوب من حسابی خرابم . فکر کنم متکی رو خیس کردم آهسته کیرم رو بیرون کشیدم و نگاهی به محبوب کردم محبوب چهار دست وپا شد و کونش رو بالا گرفت و در همون حال گفت : خیلی آروم ها من کمی با سوراخ کونش ور رفتم و اون رو مالیدم تا آماده شد و بعد کیرم رو کمی کرم زدم و گرفتم رو سوراخ کون محبوب و یه خورده فشار دادم تو . آهسته ناله ای کرد و کمی خودش رو جلو کشید دستامو زیر بردم و کسش رو گرفتم و کشیدمش طرف خودم با این کار کیرم کمی سر خورد و تا نصفه رفت تو سوراخ کونش . آخی کشید و گفت : آهسته تر کمی شول کردم و بعد با دقت بیشتری مشغول فشار دادن کیرم تو کون تنگش شدم . واسم عجیب بود با اون که خیلی کون داده بود باز هم کون تنگ و مامانی داشت . بهر حال یا کیر مهدی و یا کس دیگه ای که گاییده بودش کوچکتر از من بود ه و یا خیلی از آخرین کون دادنش گذشته بوده و کونش فرصت داشته خودش رو کاملا جمع کنه . بهر حال این کون خیلی کردن داشت . ناز ، تنگ ، و خوش و آب و رنگ . باور کنید شوخی نمی کنم بعضی سوراخ کون ها سیاه و پر مو و پر چین و چروکه و بد منظره است که آدمی چون من هم که کون رو زیاد دوست دارم رغبت به کردن اون کونها ندارم و به نظرم حیفه آدم کیر شو تو هر سوراخی فرو کنه . من که اینجوریم تا کون ، دهنم رو آب نندازه . کیرم رو نثارش نمی کنم داشتم با کیرم که حالا همش تو کون محبوب بود تلمبه می زدم که ناله و آه کشیدن های محبوب بلند و بلند تر شد مرتب از من می خواست بیشتر فرو کنم بلند شدم و به طرف حمام رفتم . محبوب گفت : کجا من هنوز نیومدم لبخندی زدم و گفتم بزار بشورمش می خوام مزه پرتغالیشو بهت نشون بدم بعد از شستن کیرم تو حمام ، در یخچال رو آهسته باز کردم و شیشه شربت پرتغال رو برداشتم و کمی تو کف دستم ریختم و به کیرم مالیدم و بعد شیشه رو گذاشتم سر جاش و دستم رو شستم و رفتم طرفش و متکی ها رو از زیرش کشیدم بیرون و چرخوندمش و پاهاشو بهم چسبوندم و مشغول کشیدن کیرم رو رون پاهاش شدم . چون این کار رو دوست داشت می خواستم بهش حال بدم . چند بار که کیرم رو تو رون پاهاش فرو بردم و بیرون آوردم چند حرکت تند به خودش داد و گفت : برو پایین داره آبم می یاد ، برو بخورش . نزار حروم شه لبخندی زدم و رفتم پایین و کسش رو به دهان گرفتم . به تندی چرخی داد ومنو رو تخت خوابوند و روی دهنم نشست و در حالی که با انگشت دستش چوچوله هاشو محکم می مالید کسش رو رو ی دهانم می کشید و چرخ می داد . وقتی آروم گرفت و کسش رو تو دهانم فشار داد . فهمیدم آبش آمد و حتی وقتی با دستش از بالا به پایین رو کسش دست می کشید شاید می خواست همه آبش رو با فشار دستش خالی کنه . هنوز ناله می کرد . سپس شول ول رو سینه ام نشست چرخش دادم و رفتم رو سینه اش خودش تندی کیرم رو گرفت و برد طرف دهانش کمی که کیرم رو با زبونش لیس زد و مکید ، کمی کیرم رو بیرون داد و گفت : یه چیزی بهت می گم ، بهم نخندی ؟ بگی دیوانه شدم ولی کیرت مزه پرتغال می ده ، به خدا راست می گم خره نخند ، خدا کنه آبت هم همین مزه رو بده آخه من .... و هنوز کاملا حرفش تموم نشده بود که از این حرفش تحریکم کامل شد و آبم آمد .کمی با اکرا آبم رو قورت داد و بعد چند لیس به سر کیرم زد و با خنده گفت : نه مزه اش خیلی عجیب غریب شد ، من که دادم پایین ولی خیلی مونده این آب تو مزه و طعم پرتغال بده بعد نگاهی به سر کیرم کرد با لیسی که به سر کیرم زد چند قطره از آبم رو که آمده بود بیرون خورد و با خنده گفت : فکر کنم شیرش خراب شده . آب چک می کنه خم شدم رو صورتش زبونش رو از دهانش داد بیرون کمی زبونش رو ساک زدم و بلند شدم . محبوب با خنده گفت : کجا ؟ گفتم: پاهام درد گرفت می رم بخوابم خندید و گفت : خوب بیا وسط ما بخواب اخمی کردم و گفتم : تنهایی بهتر خوابم می بره ، تو راحت باش بگیر بخواب
...... ادامه دارد
|