| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
داستان ها و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان ها و خاطرات سکسی /

Incest Sexy Story ^ داستانهای سکسی با محارم

صفحه  صفحه 9 از 77:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  76  77  پسین »  
#81 | Posted: 14 Nov 2010 13:05
سکس من با مامانم تو خونه دانشجوییم
مامانم حدود 40سال داشت ولی اندام یه زن 30ساله رو داشت من توی یکی از دانشگاهها قبول شده بودم و اونجا خوابگاه بمن نرسیده بود وباید خونه میگرفتم ولی من تنها بودم وهم خونه ای برام پیدا نشد براهمین مجبور شدم خونه تکی اجاره کنم ومادرم هم قرارشد یکی دوماه بیاد پیشم تا یه کم جا بیوفتم.مامانم وبابام عاشق و معشوق بودن و هر دوسه شب یه بار باهم سکس داشتن.من همیشه یا صداشون رو میشنیدم یا از لای دراتاق اونارو دید میزدم.حالا مامانم قراربود بدون کیر بابام مدت زیادی پیشم باشه شبها اونجا گرم بود و ما کولر آبی کوچیکی داشتیم که بحال گرما فرقی نداشت.من معمولا شبها با رکابی تو خونه بودم و این موضوع مامانمو تحریک میکرد.همیشه پیشم میشست و سینه هامو بازوهامو نوازش میکرد این موضوع برام عادی بود چون همیشه اینکارو باهام میکرد ولی تازگی ها زیادتر شده بود.من دیگه رکابیمو دراورده بودم مامانم هم ازگرما مجبور شد لباس خوابی رو که از بازار خریده بود بپوشه اون لباسو از بازاریکه لباسهای خارجی داشت خریده بود.وای وای لباسش توری و سکسی بود که منو حشری میکرد.وقتی پیشم نشست دیدم شورتو سوتین سفیدشم از زیرش معلومه.جوووووون چی بود اوووووف.مامانم یه کم خجالت میکشید که بدنشو من ببینم براهمین زود رفت بخوابه.همینجورکه میرفت به بدنش نگاه میکردم.کیررررررررم شق شده بود.تو فکر بودم چه جوری بکنمش؟؟؟.دیگه داشتم دیوونه میشدم.یه ساعتی گذشت من دیگه خوابم گرفته بود ورفتم بخوابم.اتاق خوابمون کوچیک بود.یه تخت دونفره که براصاحب خونه بود و با خودش نبرده بود تواتاق بود.منو مامانم باید روتخت پیش هم میخوابیدیم.وقتی رفتم تواتاق هیکل مامانم جذبم کرد.چی بودددددددد واااااایییییی خدااااااا.رفتم برم سراغش ولی مامانم خوابش سبکه بیدار شد.گفت میشه برام آب بیاری؟؟؟؟گفتم باشه چشم.رفتم تو راه یه فکری به سرم زد تا قرص خواب بهش بدم و خوابش کنم.برای اینکه نفهمه شربت درست کردم و توش دوتا قرص خواب انداختم تا خورد بگیره بخوابه.وقتی براش بردم گفت چرا شربت اوردی؟؟؟ گفتم همینجوری.گفت پس خودت چی؟؟ گفتم توآشپزخونه گذاشتم میرم میخورم و رفتم بیرون تا قرصها کارخودشو کنه.دیدم مامانم ولو شده روتخت.بخودم گفتم نکنه بلایی سرش بیاد؟؟؟؟؟ رفتم نبضشو گرفتم دیدم طبیعیه.خیالم راحت شد.یواش یواش رفتم سروقتش.لباسشو دراوردم و سینه هاشو بوسیدم.جووووووون شروع کردم با نوک زبونم به خوردن سینه هاششششششش.یواش یواش رفتم پایین رسیدم به کوسش واااایییییی عجب کوووووووسی داشت مامانمممممممممم.شورتشو دراوردم کوووووسشو بوس کردم.شروع کردم یواش یواش لیس زدن کووووووسششششش.دیگه هیچی حالیم نبود لباسامو دراوردم و کیرمو از شرتم بیرون آوردم.پاهامو گذاشتم طرف سرش و رونهاشو میخوردم.احساس کردم دستش افتاد روکیررررررم.فکر کردم اتفاقی بوده؟؟؟دست مامانم افتاده روکیرم متوجه شدم انگار داره کیرمو فشارررررر میده؟؟؟؟ بلند شدم دیدم مامان داره منو نگاه میکنههههههه وای خدا جونم از ترسسسسسسس جاخوردم زبونم بند اومده بود.مامان گفت چی شده؟؟؟ فکر کردی من خوابم آرههههههه؟؟؟؟ وقتی رفتی آب بیاری اومدم برم دستشویی دیدم داری یه کارایی میکنی خوب نگاه کردم دیدم داری قرص خواب میندازی توی شربتم.میخواستم ببینم میخوای چیکار کنی با من؟؟؟؟؟ چیزی بهت نگفتم وقتی ازاتاق رفتی بیرون اون شربتو نخوردم.من از ترس داشتم میلرزیدم تا اومدم چیزی بگم اومد جلوتر توچشاش که نگاه کردم شهوت موج میزد.یکدفعه کیرررررررمو گرفت.گفت مثل کیر بابات میمونه هااااااااا.شروع کرد به خوردن کیررررررم.از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم؟؟؟؟؟ با یه صدای شهوتی گفت زودباش دست بکارشو دیگههههههههه مگه نمیخواستی مامانت رو بکنییییییییی؟؟؟ پس زودباش پسرمممممممم؟؟؟ منم که حسابی شهوتی بودم سینهناشو با یه دست گرفتم با دست دیگه کوووووووسشو میمالیدم.آخ خ خخخخخ جوووون بعد بلند شد گفت زودباش کوووووووسمو بکنننننن من کیررررررررر میخوامممممممممم جرررررررم بدههههههههه؟؟؟؟ منم کیررررررمو گذاشتم دم کووووووووسش با یه فشارررررررررررر همشو کردم توششششششششش.مامانم داد زد واااااااااییییییی خداااااااااا چه کیرررررررررریییییییییی جووووووووووون همشو بکننننننننننن توکوووووووسم واااااااییییییییییی زودباش جررررررررمممممممم بدههههههههه حرفاش دقیقا همون حرفایی بود که موقع سکس به بابام میزد.منم سرعتمو بیشتر کردم.بعد مامانم گفت جاهامون عوض؟؟؟؟ من خوابیدم زیر و مامان روم.با چه سرعتی بالا پایین میکرد خودشو اووووووووووووف.بعضی موقعها میشست و کوووووووووسشو به صورت دایره ای میچرخوند رو کیرررررررمممممم جوووووووووووون خیلی حال میداد.یه لحظه مامانم نشست و لرزید خوابید روم.احساس کردم کیرم داره داغ میشه.فهمیدم این آب مامانم بوده.گفتم مامان آبت اومد؟؟؟؟ گفت آرهههههه خیلی خوب بود مرسیییییییی گلمممممممممم.ایندفعه آبم زود اومد اما دفعه دیگه کم نمیارماااااااااا؟؟؟ مامانم گفت نمیخوای آبتو بیارممممممم؟؟ کیررررررمو گذاشتم توکووووووسش.جوووووونم به این کووووووووس.شروع کردم تلمبه زدن سرعتمو زیاد کردم.مامانم گفت آبتو باید بریزی توکووووووووووسم باشههههههههه؟؟ گفتم آخهههههههه؟؟؟ گفت نترسسسسسسس قرص میخورممممممممم چیزی نمیشهههههههههه؟؟؟؟ گفتم باشهههههه مامان جووووووووون.وقتی آبم خواست بیاد مامانم از صداهام فهمید.پاهاشو دور کمرم قفل کرد یکدفعه تموم آبم با فشاررررررررررر زیاد ریخت توکوووووووووووس مامانم.اوهههههههه جاااااااااان.مامانم داد زد وواااایییییی سوختمممممممممم چه داغهههههههه آبتتتتتت جوووووووون.ممنونممممممم پسرممممممم دوستت دارممممممممم.بعد پیش همدیگه خوابیدیم همدیگه رو بوسیدیم.مامانم گفت کونمو نکردیاااااااا؟؟؟ یادت باشه دفعه بعد باید تلافیشو دربیاریااااااااا؟؟؟ گفتم چشششششم.تا زمانیکه مامان برگرده شهرمون من هر روز و هر شب میکردمش.هروقتم میرم خونه اگه موقعیت پیش بیاد میکنمش.پایان
     
#82 | Posted: 14 Nov 2010 21:16
سکس حمیده با برادر زاده اش امیر
من حميده هستم 32 سالمه بعداز خوندن داستانهاي سكس خونوادگي توسایت امیر سکسی ديدم نسبت به بعضي از افراد فاميل عوض شده بود.يكيشون امیر پسر برادرم بود.ميدونستم يكم هم شيطونه و سر و گوشش ميجنبه.سعي كردم بيشتر بهش نزديكشم براهمين يه مدتي زياد خونه داداشم ميرفتم.يه روز كه اونجا بودم امیر همش تعارف ميكرد كه عمه جون چرا ميوه نميخوری؟؟ چرا چايی نميخوری؟؟ خلاصه اون روز گير داده بود حسابی.منم دنبال یه بهونه بودم بلند شدم رفتم جلوش لباسشو گرفتم به شوخي باهاش درگير شدم.آخرش منجر شد به يه كشتي درست و حسابي.بعدم حسابي كيررررررررش ماليده شده بود به پاهامو کووووووسم.وااااایییییییی خيلي خوشم اومده بود.بيشتر وسوسه ميشدم كه بكشمش سمت خودم.هرموقع با شوهرم سكس داشتم تو رويا امیرو بجاي اون ميذاشتم.اونروز تموم شد و فرداش به بهونه اينكه تلويزيون نميگيره زنگ زدم به امیر كه عمه جون بيا برو بالا پشت بوم يه دستي به اين آنتن تلويزيون بزن هيجارو نشون نميده لامسب.اونم از همه جا بي خبر گفت خوب بيا خونه ما هم تو تنها نيستي هم ما؟؟؟ گفتم نه تو بيا درستش كن بعد خونتونم ميام.قرار شد عصركه آفتاب كمتر ميشه بياد.رفتم پشت بوم حسابي آنتنو جا بجا كردم رفتم پائين چند ساعت وقت داشتم براهمين يكم استراحت كردم بعد رفتم حموم حسابي کوووووووس و کوووووووونمو صاف و تمیز کردم اومدم بيرون/ يه لباس خواب داشتم خيلي قشنگ بود پوشيدمش كلي هم آرايش كردم منتظر شدم تا امیر جونم بياد.نيم ساعت بعدش ديدم زنگ ميزنن از پشت آيفون گفتم كيه؟؟؟؟ ديدم امیر ميگه بازكن عمه جوون منم؟؟؟ گفتم بيا بالا بعداز چند ثانيه رسيد پشت درساختمون.تا در رو باز كردم و چشمش بمن افتاد جاخورد طفلی؟؟؟ يه قدم رفت عقب.گفتم چي شد؟؟؟؟ گفت هيچيیییییی؟؟؟ اومد تو براش يه شربت آوردم خورد.گفت من برم بالا آنتنو درست كنم؟؟؟ گفتم برو.خيلي بمن نگاه ميكرد البته يواشكي كه مثلا من نفهمم رفت بالا و نيم ساعت بعد اومد تلويزيونو چك كرد گفت درست شد.فقط برم بالا محكمش كنم.رفت بالا زود برگشت نشست و با من و من گفت عمه عجب لباس قشنگي تنت كردياااااا؟؟؟ گفتم قابل نداره ميخواي دربيارم ببريش؟؟ گفت مرسي به دردم نميخوره توی تن توقشنگه؟؟؟ گفتم اين لباس خوابو مادرم برام از مكه آورده با يه كم خرت و پرت ديگهكگفت مثلا چيااااااا؟؟ گفتم هيچي يه كم لباس زير و لوازم آرايش تو اتاق خوابه ميخواي بيا بريم نشونت بدم؟؟؟؟ بدون حرف بلند شدم رفتم سمت اتاق خواب. امیرم پشت سرم اومد.از توكشوي ميز آرايش چند تا شرت و سوتين كه خودم خريده بودم نشونش دادم.الكي گفتم اينها رو میگم؟؟؟ گفت خيلي قشنگه مباركت باشه؟؟؟ گفتم دست بزن جنسشون خيلي عاليه تا دستش رسيد به لباسم يه آه ه ه ه كشيد بزرگ شدن كيررررررررررش قشنگ معلوم بود.داشت با دقت اونا رو لمس ميكرد.يه شرت و سوتين ابي بود معلوم بود از اون بيشتر خوشش اومده.گفتم چيه اين زشته؟؟؟؟گفت نه اتفاقا اين ازهمشون قشنگتره چون سفيدي فكر كنم خيلي بهت بياد؟؟؟ گفتم ميخواي بپوشم ببينيش؟؟ گفت آخهههههههههه؟؟؟ گفتم چيه نكنه خجالت ميكشي؟؟؟ تو بمن محرميااااااااااا؟؟؟ بعد بدون اينكه منتظر جوابشم سريع لخت شدم.به امیر گفتم پشت سوتينم رو بازكن.دستش كه بهم خورد يخ كرده بود.باز كرد و منم اونا رو پوشيدم بهش گفتم قشنگه؟؟؟ گفت خیليييييييي عاليههههه عمههههههه جوووووووووون.گفتم چي لباسام يا زیر لباسهاممممممم؟؟؟؟ گفت همش هم لباسهات هم زير لباسهات؟؟ گفتم اي شيطون از عمت خوشت اومده؟؟؟ هيچي نگفت/ گفتم من نميدونم شما مردها چي هستين آشنا و غريبه نميدونيد چيه؟؟؟ با ديدن يه زن آب از همه جاتون راه ميفته؟؟ خوب بيا فكركن من الان غريبه هستم ببينم ميخواي چيكار كني باهام؟؟؟ گفت وليییییییی عمهههههه نميشههههههه؟؟ گفتم چراااااااا؟؟؟ گفت تو خواهر باباميییییی؟؟ گفتم خوب به توچه مربوطهههههه خواهر توكه نيستم کهههههههه؟؟؟ رفتم سمتش دستشو گرفتم گذاشتم روسینهاممممممم.ووووووااااااااایییییییی.چشماشو بست و شروع كرد اروم ماليدنشون.تاچشماش بسته بود پشت سوتينم و بازكردم فقط بدست امیر گير كرد و نيفتاد پائين ولي امیر فهميد تا چشمشو بازكرد گفت ووواااااااایییییییي عجب سینه هاييیییییییی دارییییییییي عمههههههه جوووووووووونم اوووووووووفففففف؟؟؟ گفتم اگه دوست داري بخورششششششش؟؟؟ با گفتن يه جوووووووووووون شروع كرد بخوردن سینه هاممممممممم.منم با موهاش باز ميكردم حسابي كه خورد سرشو به پائين فشار دادم.فهميد.روزانو نشست يه كم شكممو ليس زد آروم رفت سمت كووووووسم.آخخخخخخخخخخخ از روشورت يه بوسش كرد و شروع كرد ليس زدن.بهش گفتم بدت مياد از کووووووووووسم؟؟؟گفت نههههههه گفتم پس چرا از رو شورت داری ليس ميزن کووووووسسسسسسسممموووو؟؟؟ يه نگاه تو چشمام كرد و آروم شرتمو پائين كشيد.گفت: واااااااااايييييييي عجب كووووووووووووووووسي؟؟ شروع كرد بخوردن کووووووووووووییییییییییییمممممممممم.اوووووووووووووووووووفففففففففففففف چقدر وارد بود.معلوم بود بار اولش نیست زبونشو تو كوووووووسم فرو ميكرد خروسكمو ميك ميزد و ميكشيد تو دهنششششششششش ديگه حالم دست خودم نبود با نالهههههههههه و فريااااااااااد اورگاسم شدم.امیر فهميد ولم كرد نشست رو تخت شروع كرد به بازي كردن با كيرررررررررررش.به سنش نميخورد همچين كيرررررررررري داشته باشه كلللللللللللفت و بزرررررررررگ بود با نگاه التماسم ميكرد كه براش ساك بزنم گفتم ميخواي برات بخورمشششششششششششش؟؟؟؟؟ گفت ووواااااااايییییی عمه اگهههههه بخوريشششششش محشرهااااااااااااا؟؟؟؟ بدون حرف نشستم جلوش و كيررررررررررشو گرفتم دستم يه كم ماليدمشششششششش.امیر چشماش بسته بود تا کیررررررررشو كردم تودهنم با نالهههههههه گفت مرسيیییییییی عمهههههههههه جووووووووووون بیشتررررررررر بخورششششششششش جااااااااااااااااااان منم حسابي براش ساك زدم.گفتم آبتو تو دهنم نریزیاااااااااا ؟؟؟اونم موقع اومدنش گفت داره میااااااااااددددد عمه؟؟؟ بهد تموم آبشو تو دستمال كاغذي خالي كرد.بعد بحالت 69 خوابيديم اون كوس من رو ميخورد منم براش ساك ميزدم كيرش كه باز بزرگ شد.بلند شدم گفتم بيا منو بكنننننننننننننننننن دارم میمیرمممممممممممم زودباششششششش امیرررررررررر؟؟؟ گفت چششششششششمممممممم عمههههههه جوووووووون.بخواب برادرزادت ميخواد جرررررررررررت بدهههههههههههه.گفتم آخ خخخخخخخخخخ جووووون امیرررررررر فداتتتتتتت بشششم خوابيدم روتخت پاهامو دادم بالا امیر با يه حركت تموم كيررررررررررررررشو تو كووووووووووووسم فرو كرد.ووووووواااااااااااایییییییییییی جاااااااااااااانننننننننن نفسم بند اومد شروع كرد عقب جلو كردن همش ميگفت خوبههههههههههههههههههه عمهههههههههههههههه خوب ميكنمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت؟؟؟؟ منم ميگفتم آرههههههههههه بكننننننننن امییییییییییرررررررممممممممم.اونم تند تند كيرشو ميزد تو كوسم داشتم جرررررررررررررر ميخوردم.امیر گفت حالا من میرم زیر تو برو بالا؟؟؟؟ خوابيد روتخت منم نشستم روكيررررررررش اونم سینهامو ميماليد با چندتا تكون من براي بار دوم اورگاسم شدم ديگه كيررررررش راحت تو كوووووووسم جا بجا ميشد.ازم خواست تند تند تكون بخورم.منم همونكار رو كردم ديدم امیر داره نالهههههه ميکنه بلند شدم تا بلند شدم تموم آبش ريخت رو شكمش و يه كم هم ريخت روتخت.كنارهم خوابيديم چون قرار بود شوهرم شب نياد باهم تا صبح لخت خوابيديم صبح قبل از اومدن شوهرم امیر رفت.من و امیر ديگه هرموقع جوربشه يه سكس درست و حسابي ميكنيم.جاااااااااان.پایان
     
#83 | Posted: 14 Nov 2010 21:20
سکس من با مامان نگین قسمت اول

اسم من شایانه و 18 سال سن دارم.ما ساکن رشتیم و تو گلسار میشینیم خانواده ی 4 نفری برادرم 2 سال از من بزرگتره و تو تبریز عمران میخونه.بابام هم شاغل بانکه.بخش حسابداری بانک ملت.من یه مامان دارم که 40 سالشه.اسمش نگینه و فوق العاده اندام سکسی داره.کم کم به سرم زد که چرا من مامانمو دید نزنم؟؟؟ بعد افتادم تو خط و حسابی مامانمو دید میزدم.قسمت اصلی دید زدنم هم زمانی بود که پشته مامانمو تو حموم میشستم.مامانم یه زن 178 سانتی 76 کیلویی سایز سینش هم 90 من وقتی پشت مامانمو میشورم اون فقط با یه شورت جلومه.همیشه بعداز اینکه پشتشو میشورم میرم دسشویی و جلق میزنم.یه بار چند وقت پیش رفتم که پشتشو بشورم دیدم شورتشم درآورده ولی جلوم طوری نشسته که نه کونش و ببینم نه کووووسش رو ولی من هردو رو دیدم.سینه هاشو هم که همیشه میبینم.کوسش خیلی لت و پار بود ولی تمیزه.اما کونش سفید و تپله.بیرون که اومدم میخواستم برم جلق بزنم که شورتشو دم درحموم دیدم.برداشتمو رفتم ابم با تموم فشار و شهوت اومد.زود خودمو جم و جور کردم و شورت رو گذاشتم سرجاش.فکر کنم مامانم فهمید 2 -3 روز بعد دوباره مامان رفت حموم تو این فاصله مامانم که بو برده بود همش سر بسته از سکس مادر و پسر حرف میزد.از من سوالای عجیب میپرسید.به هرحال اون روز که مامانم دوباره منو صدا زد برم پشتش رو بشورم بازم بی شورت بود.پشتشو شستم.وقتی اومدم بیرون کمی شک کرده بودم.در و بستم و دنبال شورت میگشتم که یهو مامان در رو باز کرد و گفت دنبال چی میگردی؟؟؟ من خواستم یه دروغی بگم که گفت برام دروغ نبافیاااااااا.گفت بیا تو رفتم.بابام اون روز شیفت بعدازظهر بود.مامان شورتش رو پوشیده بود.با جدیت گفت دنبال چی بودی هاااااااااان؟؟ فهمیدم که قضیه رو میدونه داشت گریم درمیومد که منو بغل کرد و به خودش فشاررررر داد.گفت:مگه نگفته بودم هرچی میخوای بخودم بگو؟؟.مگه شورتمو نمیخواستی؟؟؟ گفتم: بله گفت: خوب میگفتی خودشو بهت بدم.من سرخ شده بودم.مامانم گفت: میخوای مامانتو بکنی آره؟؟؟ داستانهای سکس خونوادگی میخونی؟؟؟ ٪ بعدا که از مامانم پرسیدم گفت اینترنتم رو چک میکرده ٪ گفت برو لباسات رو بکن بیا یه دوش بگیریم.من اینکارو کردم و با یه شورت رفتم حموم.کیرررررر راست شدم معلوم بود.گفت ای ناقلا داری به بابات میریاااااا.شورتمو کشید پایین و با کیرم بازی میکرد.گفتم مامان اجازه هست؟؟؟ گفت بفرمااااا پسرم.من روم باز شده بود و پستونش رو گرفتم دستم.مامان میگفت بخوررررر عزیزمممممم بخورششششش.یکم که بازی کردم مامان گفت: اجازه میدی منم بخورم کیرتو؟؟ گفتم بله مامانی.حسابی برام ساک زد.داشتم دیوونه میشدم کیرمو آوردم بیرون گفتم بریم سراصل مطلب شورتشو درآورد منم کیرمو صابونی کردم.مامان فهمید که کونشو میخوام برگشت و خم شد کیرررررمو که لیز بود کردم توششششششششش.اوووووووف جوووووووون چه جای گرم و نرمی چندبار که تلمبه زدم داشت آبم میومد کیرمو درآوردم و گرفتم طرف صورتش.آبم با تموم فشاررررررر اومد مامان یه لبخند زد و گفت پس من چی؟؟؟ منم یکم کوسش رو خوردم اما کیرم دوباره بلند شد منم کردم تو کوووووووووسش.دوباره چند بار تلمبه زدم که باره دیدم همه آبمو ریختم توکوس مامانم.یه لحظه سرخ شدم مامانم فهمید و گفت نترس عزیزم لوله هامو بستم.مامانم هم ارضا شده بود.همدیگه رو شستیم و اومدیم بیرون.دومین سکسم با مامن عزیزم دو روز بعد از سکس اولم اتفاق افتاد.بعد از سکس توحموم من و مامان مثل تازه نامزد کردهایی شده بودیم که همش از سکس و علایق سکسی حرف میزنن.اکثر سوالایی که مامان میپرسید درمورد علایق سکسی من بود مثلا میپرسید کجای زنها رو دوست داری؟؟؟ دوست داری چطوری منو بکنی؟؟؟ دوست داری آبتو کجام خالی کنی؟؟؟ منم خود شیرینی کردم گفتم مامان جووووون من همه جاتو دوست دارم.دوست دارم همه جاتو بخورم و بکنم از سکس تو حموم هم خوشم میاد.منم بیشتر از سکسهای مامانم با بابام میپرسیدم چند بارم پرسیدم که تا بحال با کس دیگه ای سکس داشتی اما قسم خورد نه.با اینکه خودم با مامان سکس دارم از اینکار خوشم نمیاد.اون روز دوباره نزدیک ساعت 4 بود و من داشتم داستان سکس با مادر رو از سایت امیر سکسی میخوندم.مامانم اومد و روی تختم که کنار کامپیوتر تو اتاقمه دراز کشید.م- داری چیکار میکنی؟؟؟ گفتم دارم داستان میخونم.م- چه داستانیه؟؟؟ گفتم سکس با مادر.م- میشه بلند بخونی؟؟ گفتم چشم مامانی و شروع کردم داستان رو بلند خوندن وقتی داستان تموم شد دیدم مامانم حشری شده و داره باخودش ور میره.خودمو بهش رسوندم و اول رفتم سمت صورتش.یکم موهاشو نوازش کردم بعد تاپ و شلوارشو از تنش درآوردم چون مامانم همیشه تو خونه با تاپ و شلوار میگرده و شروع کردم به لیسیدن شکمش.واااااااییییییییییی که بدن مامانم چقدر سفیده ه ه ه. ویژگی اصلی که مامانمو یه زن سکسی درست کرده همین سفید بودنشه که میدونم خیلی از مردها هم از تن سفید خوششون میاد.پایین تر رفتم چند تا ضربه به رونهای سفید و تپل مامانم زدم.نمیخواستم مامان رو بیشتر از این توحشریت نگه دارم.مامان یه شورت قرمز پاش بود.وااااایییییییییییییی جااااااااااااان.این همون شورتیه که همیشه بوش میکردم و به کیرم میمالیدم تا آبم میومد.حالا همین شورت رو پای بدن سفید و ناز مامان میدیدم.شورت قرمزشو از روی بدنش بو میکردم خیلی حال میداد مست شده بودم از بوی کوس مامانم.شورتو از پاش درآوردم و شروع کردم به لیسیدن کووووووسش.اووووووووفففففففففف کوس مامانم یه کوووووس سفید و تمیزبود.مامانم یه زن سکسیه و همیشه کووووووووسش تمیزه و حتی یه مو هم روش پیدا نمیشه.من حدود 10 دقیقه اطراف کوس مامانم رو لیسیدم.بعد یکم که با چوچولش بازی کردم زبونمو بردم توششششششششش آخ خ خخخ داغ داغههههههه تن مامانم لرزید و اون ارضا شد.بعد از یکی دو دقیقه که بخودش اومد گفتم پس من چی مامان؟؟؟ مامان به شوخی گفت: تو کمرت شل و وله باهات حال نمیکنم.من یکم ناراحت شدم.منو بغل کرد و درحالیکه به سینه هاش فشاررررررر میداد گفت:شوخی کردم عزیزمممممممم برو از کمد دیواری یه اسپره هست بیارش.رفتم آوردم مامان اسپری رو به همه جای کیرم زد و شروع کرد به ساک زدن.وااایییییییی وااااااییییییی همه چی یطرف و ساک زدن مامانم یطرف داشتم میمردم از خوشیییییی کیرم بزرگتر ازحد طبیعیش شد مامانم همچنان داشت ساک میزد خیلی احساس خوبیه وقتی کیرت تو دهن یه زن عقب جلوشه.کارش که تموم شد من رفتم سراغ سینه های سفید و تپل مامان.دو دستی یکی از سینهای مامانم رو گرفتم و فشارررررررررر دادم بعد کردم تودهنم اوووووووومممممممم داشتم نوکش رو میمکیدم.حالا نوک سینه مامانم شق کرده بود و راحت تر میشد میکش زد.تو این 2 روز همش تو این فکر بودم که توسکس بعدیم ترتیب کوس مامان جوووووونم رو بدم.سفیدی و تمیزی کووووووووس مامان دلیل شد تا امروز کاری به کار کوووون مامان نداشته باشم.ما 5;انمو تخت خوابوندم و کیررررررررمو گذاشتم دم کووووووووسش و خیلی آروم دادم توششششششش شروع کردم به تلمبه زدن.با حس و حال زیاد تلمبه میزدم و تو اوج حشریت بودم ولی اون اسپره باعث شده بود که ارضا نشم.برام خیلی بهتر بود چون زود انزالی باعث میشه خیلی از مردهای ایران از سکسشون زیاد حال نکنن.منم به تلمبه زدن ادامه دادم و مامانم داشت با ناز و نوازش همش با اون صدای سکسیش میگفت: آخ خ خخخخخخخ بکنننننن شایان جوووووووون مامانتو جرررررررششششششش بده ه ه واااییییی اوووووووووهههههههه با تلمبه زدنهای من سینه های مامان میلرزیدن و صحنه و صدای زیبایی ایجاد میکردن.بالاخره حرفهای مامان و لرزش اون سینه های سفید و تپل و تلمبه زدنهای تند تند من باعث شد تا آبم بیاد.خودمو انداختم روی مامان و کیرررررمو کامل گذاشتم تا تههههه توکووووووووسش و تموم آبمو با فشاررررررررررر توی کوس سفید و تمیز مامان خالی کردم جاااااااااااااان چند دقیقه هم توکوووووووسش نگه داشتم.آبم کم کم از کووووس مامان بیرون ریخت اتاق از بوی آب منی و آب کوووووس مامانم پر شده بود....ادامه دارد...
     
#84 | Posted: 14 Nov 2010 21:20
سکس من با مامان نگین قسمت دوم
من دیگه با مامانم تقریبا شده بودیم یه زن و شوهر و هروقت که دلمون میخواست سکس میکردیم .صبح جمعه که من با دوستام قرار داشتیم بریم فوتبال بابام هم با چندتا از دوستاش رفته بودن کوه نوردی.بعداز بازگشت از سالن دیدم مامان داره ناهار درست میکنه.یکم دستمالیش کردم و گفتم من میرم یه دوش میگیرم.مامان پرید توحرفم و گفت برو منم میام.گفتم باشه و رفتم حموم یکم که خودم رو شستم و بوی عرقم رفت مامانم در رو زد و اومد تو.من: مامان جون دو تا سوال ازت دارم.م- چیه عزیزم بپرس؟؟؟ من: اول اینکه چرا تو اومدنی در زدی مگه من چیزیم ازت دارم که قایم کنم؟؟ م- نه فکر کردم دیگه سکس با مامان رو ترک کردی؟؟ من: نه بابا مگه میشه از این بدن سفید و سکسی گذشت؟؟ م- فعلا برات نو به بازار نیومده بزار بیاد بعد بهت میگم؟؟؟ من: نه مامان جونم من زنم بگیرم هفته ای یه بار میام مامان جووووون رو میکنمششش.م- ببینیم و تعریف کنیم؟؟ من: دومین سوالم اینه که الان برا دوش اومدی حموم یا برا سکس؟؟؟ م- تو به اینکارا کار نداشته باش.من: جون من بگو مامان؟؟؟. م- برا سکس.من: چرا به سکس بامن علاقه داری مامانی؟؟؟ م- چون بابات ازم سیر شده ولی من به یه مرد احتیاج دارم. منم گفتم نگران نباش من همیشه براحال دادن به این تن ناز و سفید و گوشتی آماده ام.مامانم گفت ایول به این پسری که مامانشو درک میکنه مرسییییییی.منو بشوخی و آروم هول داد و رفت زیردوش.حموم ما تقریبا 3 در 3 که یطرفش دره.یطرف یه طاقچه پر برای نشستن و یطرف دوشه.من نشسته بودم و داشتم بدن سفید و تپلی رو زیر آب میدیدم که باید تا چند دقیقه دیگه ترتیبش رو میدادم.به مامان گفتم مامان میذاری بشورمت؟؟؟ گفت آرههههههههه.دستمو صابونی کردم و بدون لیف با دست لختم مثلا داشتم مامانو میشستم.با این دستای لیز اون رونهای تپل رو مالیدن یه حس عالی داشت.واییییییییی خدااااااااا.بند سوتین مشکیش رو بازکردم و با دست صابونیم سینه هاشو میمالیدم.دیگه مامانم توحس رفته بود و چیزی حالیش نبود.بردمش زیر دوش و آبش کشیدم.شروع کردم به لیسیدن سینه هاش بعد از 3-4 دقیقه نشستم رو طاقچه و به مامان اشاره کردم بیاد برام ساک بزنه.مامانم داشت برام ساک میزد و منم موهاش رو نوازش میکردم.داشت آبم میومد.مامان با ساک زدن تلمبه میزد.وقتی فهمید آبم داره میاد همه کیررررررمو تودهنش نگه داشت و همه آبمو خورد.جاهامون رو عوض کردیم و حالا من کووووووووس تمیزش رو میلیسیدم مامانم حشری شده بود فقط میتونست سرم رو فشار بده لاپاش. ووااااییییییی ووووواااایییییی چند دقیقه که خوردم مامان حسابی حشری شده بود.روهمون طاقچه دوتا پاشو دادم روشونه هام و کیرررررررررررمو دادم توکووووووسش.مامانم همش نالههههههه میکرد و کم کم خودشو عقب جلو میکرد منم کیرررررررمو کلا درآوردم و دوباره با فشارررررررررر کردم تو اون کووووووووس تمیزششششششش جاااااااااااااان.مامانم لرزید و ارضا شد.منمکه برای باردوم حشری شده بودم مامانمو برگردوندم و کیررررررمو با آب مامان لیز کردم یواش یواش کردم توکوووووووووونششششش.اوووووووووووف تنگه تنگههههههه چند بار تلمبه زدم مامانم داشت حرفهای سکسی میزد.تموم کیررررررررمو گذاشتم توکوووووووونش.مامانم رو بلندش کردم و ازپشت با دوتا دست سینه هاشو میمالیدم.احساس کردم داره آبم میاد داد زدم ماااااااماااااااااننننننن جووووووووووون و همش رو توکوووووووونش خالی کردم.بعد همدیگه رو شستیم اما من کیرم دوباره راست شده بود.مامان گفت پسر تو سیر نمیشی؟؟؟؟ خندیدم گفتم نههههههههه.خلاصه همدیگه رو شستیم و اومدیم بیرون.ادامه دارد....
     
#85 | Posted: 14 Nov 2010 21:21
سکس من با مامان نگین قسمت سوم
یکشنبه بود من از مدرسه اومدم و دیدم مامانم جلومیز آرایش نشسته بود.من: سلام مامانی م- سلام عزیز دلم.بیا زود نهارت رو بخور من دیرم شده.من: کجا میخوای بری؟؟؟میخوای بری کوس بدی اینقد آرایش میکنی؟؟؟ م- خفه شو بچه همین دوتا شوهر برام کافیه.من: حالا کجا میری این قد آرایش غلیظ کردی که هرکی ببینه کیرش راست میشه؟؟.م- میرم جشن تولد دوستم.من: مامان حالاکه اینقدر خوشگل شدی یه حالی کنیم باهم؟؟؟ م- نه خیر دیرم شده وقتی اومدم بهت کوس میدم عزیزم.منم نهارم رو خوردم و مامان رفت.موندم توخماری تا مامانم از تولد بیاد.دو سه ساعتی خودم رو با کامپیوتر مشغول کردم.دیدم مامانم نمیاد زدم بیرون.یه ساعتی بیرون گشتم وقتی اومدم خونه واییییییییی فکر میکنید چی دیدم؟؟؟؟ دیدم بابام که به گفته مامان خیلی کم باهاش حال میکرده اومده خونه و دراتاقشونم بستن.بله بابای سرد من با دیدن اون قیافه زیبا و آرایش کرده مامانم هوس کرده بود به یاد دوران جوانی مامانم رو بکنه.صداشون تا بیرونم میومد.کارشون که تموم شد ساعت حدود 6 بود.میدونستم بابام باید بره شیفت عصر بانک.خودمو بخواب زدم تا بابا رفت.همینکه بابام در رو بست بلند شدم و رفتم سراغ مامانم.من: خسته نباشی مامان کوووووست رو جررررررر داد یا کووووونتو؟؟؟. م- چیه غیرتی شدی مثل اینکه شوهرمه هاااااا.من: بله شوهرته صاحب کووووس و کوووووووونته.م- حالا ازکجا فهمیدی داره منو میکنه؟؟؟؟.من: فکر میکنی خرم آره؟؟؟ م- نه عزیزم این چه حرفیه؟؟؟.من: مگه قرار نبود با آرایشت بمن کووووووس بدی؟؟؟.م- آخه بابات زودتر اومد چیکار میکردم؟؟؟حالا هم آرایشم پاک نشده میتونی کارت رو کنی.من: نمیخوام برو دست و صورتت رو بشور دوباره آرایش کن.مامانم قبول نکرد ولی با اصرار من رفت این کارارو کرد و یه آرایش غلیظ تر کرد و اومد.منم تو این مدت داشتم داستان سکسی امیر سکسی رو میخوندم.م- من حاضرم پسر گلم بفرما بکن.من: بههههههه چه آرایشی کردی مامان جووووووون.تاپ و شلوارکش رو درآوردم با شرت و سوتین خوابوندمش روتختم.گفتم : میگی بابا چطوری کوس و کونت رو کرد؟؟؟.م- ول کن توهم حال داریاااااا.من: خواهش میکنم مامانی بگوووووو.مامان شروع کرد بگفتن.منم درحال دستمالی مامان و گوش دادن بودم.مامان : وقتی اومد خونه گفت چه خبره نگین جوووون؟؟.گفتم رفته بودم تولد نهار میخوری؟؟.گفت نه جیگرتو میخورم.اومد و دستش رو توی موهام چنگ زد سرم رو گرفت شروع کرد ازم لب گرفتن.گفتم چه خبره حشری شدی؟؟؟؟ تو که درماه به زور یه بار بما حال میدادی؟؟.گفت این آرایشی که تو کردی کیر پیرمرد رو راست میکنه چه برسه بمن.لختم کرد برد خوابوند روتخت دونفرمون نوک زبونش رو چند بار به کووووووسم زد و انگشت وسطیش رو برد توکووووووسم.یه کم بازی داد تا حشری شدم.خودشم افتاد روتخت و به کیررررررش اشاره کرد.رفتم براش حسابی ساک زدم چندبار کیرررررشو کامل بردم تودهنم و درآوردم.گفت بلند شو بسهههههه.نشستم رو کیرش تا کیرش همش فرورفت توکوسم.گفت نگین جون خودت بهم حال بده.منم اطاعت کردم براش تلمبه میزدم.حدود 5 دقیقه رو کیرش نشستم و بلند شدم.دیدم داره خودش تلمبه میزنه.چندتا که تلمبه زد فهمیدم حشریه نزدیک آبش بیاد.بلند شدم و کیرشو کردم تودهنم براش ساک زدم و آبش اومد.منم تو این مدت که مامانم داشت تعریف میکرد داشتم سینه هاش و رونهای مامانو میمالیدم.نمیدونید چه حالی میداد جاااااااان.اصلا شنیدن داستان سکسی از زبون یه زن و یه صدای زنونه واقعا حال میده.حرفهاش که تموم شد رفتم اسپری آوردم حسابی زدم به کیرم شروع کردم به لب گرفتن از لبهای مامانم.یه رژلب قرمز سکسیم زده بود.وقتی چشمهای سایه زده مامان رو میدیدم حشریتر میشدم منم همه جای اون صورت آرایش کرده رو لیسیدم و بوسیدم.لپش که سرخ و سفید شده بود و چندبار بوسیدم و آروم گاز گرفتم لباش رو بوسیدم توهمه اینمدت با دستم موهای طلاییش رو چنگ میزدم.بعد یه کم کرم آوردم دادم بهش گفتم شلوار و شورتمو خودت دربیار و کرمو بمال به کیرم.آخ خ خخخخخخ که مالید کرم با اون دستهای ناز و تپلی و سفید مامان چه حالی داشت جووووووووون.منم سینهاش رو نوازش میکردم.خوابوندمش رو لبه تخت کیررررررم رو آروم گذاشتم دم سوراخ کوووووووونش من همیشه از سکس خشن خوشم میومد و مخصوصا امروز که مامان بهم بدقولی کرده بود میخواستم گریش رو دربیارم.کیرمو چنئ با بردم تو و آروم درآوردم.دوباره اسپره به کیرم زدم و کردم توکوووووووونش و شروع کردم به تلمبه زدن.کم کم سرعت تلمبه هامو زیاد کردم.آه ه ه ه و اوه ه ه ه مامانم رفته بود هوا ولی من توجهی نمیکردم.انقدر سریع کیررررررر بزرگم رو تو کوووووووونش با فشارررررررر فرومیکردم که مامانم داشت خودشو از درد میزد.وایییییییییی یواشتررررررررر جررررررررررررممممممممم دادییییییییییی مردممممممممممم خدااااااااااااااا من هیچی حالیم نبود میخواستم اشک مامانمو ببینم.بازم تلمبه زدم تا بالاخره مامانم تحمل نکرد و گریه کرد.حالا کیرررررررم رو درآوردم گذاشتم تودهنش.مامانم با گریه و صورتی که از اشکهاش خیس شده بود برام ساک زد موهاش رو گرفتم دهنشو تو کیرم عقب جلو میکردم.دیگه آبم داش میومد موهاشو با سرشو محکم فشار دادم به کیررررررررررمممممممم تا همه آبم رو تودهنش خالی کردم.بعد از یکی دو ساعت مامانم رفت بود حموم وقتی دراومد ازم تشکر کرد و گفت هیچوقت بخاطر داد و گریه زنها کارت رو ول نکن چون بیشتر از نصف داد زنها بدلیل حالشونه نه دردشون.منم بوسش کردم و گفتم چشششششششمممممممم....ادامه دارد
     
#86 | Posted: 14 Nov 2010 21:22
سکس من با مامان نگین قسمت آخر
سکس بعدی با مامانم سکس بعداز دیدن فیلم بود.داشتم میومدم خونه سر راه یه فیلم سوپر از یکی از دوستام گرفتم.منتظر موندم تا بابام بره سرکار چون شیفت بعدازظهر کاری بابام موقعیت مناسبی بود تا با مامان سکس داشته باشم.بابام که رفت مامانم روتخت اتاق خودشون دراز کشیده بود.فیلم سوپر رو گذاشتم و صداشو زیاد کردم تا مامانم بشنوه.فیلم یه فیلم آمریکایی بود که توش یه زنه وقتی شوهرش خونه نبود اونقد حشری شده بود که جلوتعمیرکاری که برای تعمیر وسایل خونشون اومده بود لخت شد و تعمیرکارم حسابی کردش.زنه هم از اون تپل ها بود.یکم گذشت دیدم مامانم اومده اتاق و پشت سرم ایساده و داره با اشتیاق فیلمو می بینه.نیگاش کردم یه ویشگون ازم گرفت و گفت: قبلنا فیلم سوپر میاوردی یواشکی میدیدی؟؟؟. من: تا بحال فیلم سوپر خونه نمیاوردم؟؟؟. مامان: آره جون عمت.اونموقعیکه در رو میبستی و یه ساعت تواتاق می شستی و بعدمیرفتی حموم تواتاق چه گوهی میخوردی؟؟؟؟.من: تو ازکجا میدونستی؟؟.مامان: خوب من مامانتم باید کنترلت کنم حالا چرا تنهایی نگاه میکردی؟؟.من: باید باکی نگاه میکردم؟؟؟؟مامان:با من.منم دست زدم به سینش گفتم: خوب اونموقع نمیدونستم که مامانم اینقدر حشریهههههه؟؟؟.مامان: خوب حالاکه میدونی؟؟؟.من:خوب؟؟.مامان:خوب پلی رو بزن باهم ببینیم.منم پلی رو زدم و هردومون خوابیدیم روتخت و دیدیم.منم همش داشتم دستمالیش میکردم.انصافا زنه توفیلم خیلی باحال بود بدن تپل و ناز و خوردنی داشت.جوری برای مرد تو فیلم ساک میزد که یارو داشت شدید آه ه ه و ناله میکرد.بعدش مردهم حسابی کوس و کونشو گایید و همه آبشو تودهن و صورت و سینه های زنه خالی کرد.هردومون فوق العاده حشری شده بودیم.مامان داشت آه ه ه و وااااییییییی میکرد.دوتایی روی فیلم زوم کرده بودیم تا تموم شد.من لباسای مامانو درآوردم و مامانم لیاسای منو درآورد.به اصرار من رفتیم توحموم سکس کنیم.من خیلی از سکس توحموم خوشم میاد.خیلی حال داره.هردومون یه شورت پامون بود.منکه وقتی سینه زنه توفیلم رو دیدم که خیلیم خوش استیل بود.شروع کردم به مالیدن سینهای مامان.البته قبل از اون حسابی به کیرم اسپره زدم تا به این زودی آبم نیاد.نوک قرمز پستونای مامانم که شق کرده بود رو میلیسیدم و میمکیدم.نوک زبونمو دور نوک سینش میچرخوندم.خیلی حال میداد جووووووون.چند تا سیلی آروم به سینه هاش زدم و یکم مالیدمشون.بعد رفتم سراغ کووووووسش.وااااایییییییییی جااااااااانم از روشورت نارنجی مامان کوسشو بو میکردم.آه ه ه ه که چه حالی میداد.منکه تا یه ماه پیش با همین شورت آبم میومد و تو همین حموم پشت مامانمو میشستم حالا دارم مامان جووووووووونم و تواین حموم میکنمششششششش.یکم از رو شورت دستمو کشیدم به کووووووووس و کوووووووونششششششش یکم هم لیسیدم.بعد بادهن شورتش رو کندم و اون کوووووووس سفید و تازه تمیز شده مامانو میلیسیدم.آخ خ خخخخخخ.اونقدر لیسیدم تا به اوج حشریت رسیده بود و آه ه ه ه آه ه ه ه میکرد.التماس میکرد که زبونم رو بکنم توکووووووسش.واااااااییییییی که چه حالی میداد این التماسها و حرفای حشری مامان جووووووووون.زبونمو کردم توکوووووووسش تا بعداز چند ثانیه لرزید و ارضا شد.حالا نوبت من بود توی اون فیلم یارو بعداز کردن زنه دهنشم گایید.یعنی نذاشت زنه براش ساک بزنه بلکه خودش کیرشو تودهن زنه تلمبه میزد.منم مامانمو روی زمین خوابوندمش شروع کردم به گاییدن دهنش.قبل از اینکار دوش آبو بازکردم و آب رو ولرم تنظیم کردم.همینجورکه تو دهن مامان تلمبه میزدم آب از دوش روسرمون میریخت.موهای مامان خیس شده بود و بصورتش چسبیده بود که حشری ترم کرده بود.مامانو نشوندم دستامو توموهاش چنگ زدم خودمم به دیوار تکیه دادم کیرمو گذاشتم تودهن مامان و با موهاش سرشو عقب جلو میکردم و کیررررررمو تودهنش تلمبه میزدم.تند تند اینکارکردم وسرعتم رو بیشتر کردم دیگه داشت آبم میومد.به کارم ادامه دادم تا آبم ازسر وصورت و دهن مامانم سرازیر شد.همدیگه رو خوب شستیم.مامانم گفت امروز کووووووسمو نکردیااااااااا؟؟؟.گفتم میکنم نترس مامانی بیا کووووستو بکنمشششششش.گفت نه ولی حرفش منو حشری کرد مامانمو با زور روی زمین خوابوندم سینه هاشو جفت کردم کیرررررررمو گذاشتم لاش تا دوباره کیرررررم راست شد.چندبار تلمبه زدم وقتی حشری شده بودم چهار زانو خوابیدم رومامانم و کیرررررمو دم کووووووووسش تنظیم کردم فشاررررررر دادم توشششششش وووااااااییییییییی بعد جامون برعکس شد من رفتم زیر و مامان رفت روم.چند بار که به بالا تلمبه زدم آبم اومد و همش رو توکووووووووووس مامانم خالی کردم.واااااااااااییییییییییی جووووووووون عالییییییییی بود.امروز ازهمه جای اون بدن سفیدش لذت بردم.سکس قشنگی بود که حدود نیم ساعت طول کشید.همدیگه رو شستیم و با خوشحالی اومدیم بیرون.پایان
     
#87 | Posted: 14 Nov 2010 21:23
کیر من و کوس خاله جونم قسمت اول
موضوع از بچگیم شروع شد زمانیکه من 7 سال بیشتر نداشتم.یک خاله دارم که تقریبا 15 سال ازم برزگتره.من وقتی بچه بودم مثل تمام بچه های دیگه توی تابستون با شرت توی خونه میچرخیدم و هیچی هم از جریان زن و مرد نمیدونستم.من یک چند مدتی در حین دست شویی کردن سوزش داشتم که با مادرم و خاله ام رفتیم دکتر گفت که قبل و بعد از دست شویی رفتن با آب سرد دودولم رو آب بگیرم بعد.دست شویی کنم.ماجرا ازهمینجا شروع شد سرهمین موضوع خاله ی من دودل من رو دید البته قبل از اون حتما دیده بود ولی از وقتی من حواسم بود..ندیده بود تا اون زمان خلاصه این سوزش من ادامه داشت البته بهتر شده بود.یک بار یادمه خیلی سوزش داشتم مادرم نبود.خاله ام گفت شرت رو بده پایین تا ببینم؟؟.باید بگم از خاله ام خیلی حساب میبردم در حد پدرم چون داد زیاد میزد و کلا اهل دعوا کردن بود برعکس مادرم وقتی گفت که بده پایین چون قبلا مادرم گفته بود عیب نداره شرتم رو دادم پایین البته اون موقع من نمیدونم رو چه حسابی فکر میکردم باید دودلم رو بپوشونم وگرنه عیبه خلاصه دادم پایین و خاله ام یک کم نگاهش کرد دید سرش قرمزه.یک کم دست بهش زد و نوک دودلم رو کشید گفت چیزیش نیست بعد از این سوزش دودلم شده بود بهانه دست خاله ی من که هر روز که میومد خونه ی ما حتما دودل من رو میکشید و کلا ور میرفت باهاش حتی یکی دو بار مادرم گفت چیزیش نیست.یک چیزایی میگفت به مادرم که یادم نیست چی بود ولی میدونم ترسونده بود و مادرم از ترس این که مریضی چیزی نگیرم حتی روزایی که خاله ام بیخیال بود میگفت بیا خاله نگات کنه.البته خاله من دوره پرستاری رو گذرونده بود و اون موقع از دکترا بیشتر تحویل میگرفتن پرستار زنو چون خیلی کم بودن خلاصه تا 9 سالگی این جریان سوزش قطع شد و دیگه خاله من بهانه نداشت.این رو بگم که من اصلا از کارش خوشم نمیومد چون خیلی خشن بود و خیلی بد اخلاق.مادرم با خاله ام صحبت کرده بود و گفته بود که خدا روشکر خطر رفع شده و دیگه چک کردن لازم نیست و منم دارم بزرگ میشم خلاصه خاله من یک 4-5 ماهی دست از سرم برداشته بود تا اینکه یک بار توی یک مغازه لیزر دیدم که چند تا سرهای مختلف داشت که تازه توی ایران اومده بود.خیلی خوشم اومده بود قیمت گرفته بودم و میخواستم که بخرم اما چون پول کم داشتم رفته بودم سر جیب بابام که خاله ام یدفعه سر رسید و مچمو گرفت.چون ازش میترسیدم کلی ترسوند من رو که به بابام میگه و غیره کلی هم دعوام کرد.من به التماس افتادم که توروخدا نگو من خیلی ناراحت میشدم وقتی بابام از دستم ناراحت میشد.خلاصه گفت که فعلا نمیگم تا ببینم چی میشه از اون به بعد من ترسم از خاله ام دوبرابر شده بود.خاله هم که منو کامل میشناخت دوباره شروع کرده بود به دستمالی دودولم اما دوراز چشم مامانم.هر دفعه که میدیدمش حتما دودولمو اذیت میکرد چون لخت شدن و غیره هم نیاز نداشت 5 دقیقه هم کافی بود منم که صدام در نمیومد.هیچکس خبردار نمیشد.خاله ام هم کارش این بود که من رو به اتاق بکشه شلوارم رو بده پایین.شرتمو بده پایین.بعد اول دودولمو بگیره بعد تخمام رو بعد محکم فشار میداد که کلی قرمز میشدم بعد تخمامو با یک دستش میگرفت.با دست دیگه اش دودولمو از سرش میگرفت محکم میکشید طوریکه انگار بخواد دودولم از تخمام جداشه.اینکار رو نزدیک 2 دقیقه انجام میداد.ولی وارد شده بود که چقدر بکشه تا زخم نشه و یا طوری نشه که من ناچار بشم به مادرم بگم که دودلم زخم شده و یا کج راه برم.این جریان چندین سال ادامه داشت و منم دیگه عادت شده بود که هردفعه خالمو میدیدم اون باید دودولم رو که حالا دیگه داشت میشد کیرررررر دست مالی کنه وقتی تقریبا 14 سالم شد دیگه ازدست خاله ام فراری نبودم هرچند هنوز ازش میترسیدم و یک ترس بچگونه از بچگی با من مونده بود دیگه باهاش کنار اومده بودم.خاله م هیچ وقت کاری نمیکرد که من کیف کنم هرچند دودولم سیخ میشد بعضی وقتا ولی وقتی اینطوری میشد اونقدر تخمم رو اذیت میکرد که زود میخوابید تازه من به خودم فحش میدادم که این چرا الان باید بلند بشه که من درد بشتر بکشم خلاصه این کارهای خاله باعث شده بود که من هم مقاومترشم.مثلا توی فوتبال که توپ به دودولم میخورد زیاد درد نمیکشیدم تازه زودم میرفت.از 14 سالگی یواش یواش پشم داشتم درمیاوردم بیشتر شبیه کرک بود تا پشم.برای اولین بار که خاله م پشمم رو دید یک کم باهاش بازی کرد و همین باعث شد که منم برای اولین بار یک حس خوبی از این کارش احساس کنم.راستی شما شاید بگید که این خاله بیکار بوده خاله من یک کوچه بالاتر توی خونه ی مادر بزرگم اینا زندگی میکرد و سر همین اکثرا که پدرم میرفت سر کار خونه ی ما بود و با مادرم خیلی خوب بود شوهرم نکرده بود علتش رو نمیدونستم و برام مهم هم نبود.ولی میدونستم خواستگار زیاد داشته و داره خلاصه 15 سالگیم هم رسید و من و خاله م همین برنامه رو داشتیم اما دیگه یواش یواش دیگه داشت خوشم میومد و خاله م با این حال که داشت همون کارهای ضجرآور قدیمیش رو میکرد اما دیگه مثل اینکه من قوی تر شده بودم چون میدیدم اون خیلی زور میزنه ولی زیاد من چیزیم نمیشه.دودولم دیگه شده بود کیرررررررر از مدرسه و اینور اونور اطلاعاتی داشتم راجع کوووووس و کیرررررر یاد میگرفتم و رساله تهیه کرده بودم البته چون لغات عربی زیاد توش داشت چیزی زیادی حالیم نمیشد.تقریبا آخرای 16 سالگیم بود که خاله م دست از کاراش برداشت.یادمه رفتم پیشش گفتم که بیا.گفت بعدا این بعداش رو چندین و چندبار گفت و من چون هنوز ازش حساب میبردم روی حرفش حرف نمیزدم تا اینکه دیگه اصلا این کارشو کامل کنار گذاشت منم نه این که از بچگی از این کارش بدم میومد حالا فکر میکردم راحت شدم و خیلی خوشحال شده بودم توی 17 سالگی که بودم دیگه کلی فیلم سوپر دیده بودم و با 2-3 تا دختر دوست شده بودم و همینطوری از رو مانتو حال کرده بودم اما هیچ دختری رو لخت از نزدیک ندیده بودم.دست به همه جاشون زده بودم ولی لخت ندیده بودم یک بار دوست من گفت بیا بریم چند تا دختر هست که با پول میدن و جاشم هست اگر دوست داری پول بیار بکنیم..منم که اولین بارم بود با کله قبول کردم پولم هم آماده کردم و رفتیم تا دخترها رو ببینیم.2 تا دختر بودن یکی سارا یکی مهناز قرار شد من با مهناز برم و دوستم هم با سارا.مهناز یک زن 27 ساله میزد و منم چون قیافه ام واقعا بیشتر از سنم میزد هیچی نگفتم فکر میکرد 22-23 سالم باشه.مهناز بنظر ورزش کار میومد چون تمام عضلاتش سفت بود.پوستی سبزه داشت.کمرش خیلی باریک بود همین باعث میشد کووونش تو چشم بزنه.سینه های کوچیکی داشت اما روهم رفته بد نبود.اینهارو از روی مانتو دیدم کسانی که دختر میکنن میدونن که کردن دختر یک طرف لخت کردنشونم یک طرف.خلاصه این دختره رو خوابوندم رو تخت و خواست خودش لخت شه نذاشتم اول روسریش رو درآوردم بعد شروع کردم به درآوردن مانتو.زیرش پیراهن ساده ای تنش بود با شلوار لی پیراهنشو درآوردم سویتنش معلوم شد.راستش با سینه اونموقعها زیاد حال نمیکردم.بعد وقتی خواستم شلوارشو دربیارم خیلی شلوارش تنگ بود طوری بود که وقتی به زور درآوردم شرتشم باهاش دراومد.بعد برای اولین بار چشمم به جمال کوووووووس روشن شد.نزدیک یک دقیقه دست مالیش کردم که دختره گفت چیکار میکنی؟؟؟؟.خلاصه با ناشیگری شروع به کار کردم اول کیررررمو درآوردم.شروع کردم به لب گرفتن حال نکردم رفتم سراغ سینه اش بازم حال نکردم رفتم سراغ کوووووسش.دیدم کوسش تمیزه شروع به وررفتن باهاش کردم.دستمو توشششششش کردم داشتم آزمایش میکردم اول یک انگشت کردم توش بعد 2 تا بعد 3 تا.تا 5 شروع به انگشت کردنش کردم تا اون لحظه دختره همینطور روی تخت دراز کشیده بود هیچ نه سرش رو بلند کرده بود ونه صدایی ازش بلند شده بود چون من کار خواصی هم باهاش نکرده بودم زیاد براش فرقی نداشت که چیکار دارم میکنم.اما وقتی که انگشت کردمش دیدم یک ذره صدا ازش در اومد بعد که 5 تا انگشتم رو بعد از مدتی تو کووووووسش به زور کردم.خواست شروع به فحش دادن کنه که من جلوشو گرفتم و دستمو درآوردم از توکوووووسش یه صدای آخ خ خخخخخخخخ بلند کرد فهمیدم انگشتم که دراومد اینطوری کرده.پس دوباره شروع به فروکردن 5 تا انگشتم کردم و هی عین حالت کردن عقب جلو میکردم.چون ناخن هم نداشتم اصلا اذیت نمیشد و کووووووسش کاملا باز شده بود و منم با یک دست کمرشو گرفته بودم که عقب جلو کمتر بشه و با یه دست دیگه تند تند انگشتش میکردم دیدم داره یک خبرایی میشهههههههه.توی کووووووسش داغتر شده بود و داشت آب لزجی از کوووووسش بیرون میومد...ادامه دارد..
     
#88 | Posted: 14 Nov 2010 21:23
کیر من و کوس خاله جونم قسمت دوم
یکجا شروع به تند کردن انگشت کردنم کردم که دیدم خیلی داره اینور اونور میشه نگو نزدیک ارگاسمش بوده.ارگاسم دخترا طوریکه میتونه حتی نزدیک یک دقیقه طول بکشه بستگی به محیط داره اما وقتی به ارگاسم میرسن چون تمام سیستمای عصبیشون عجیب و غریب میشه بعضی هاشون نمیذارن کردن ادامه پیدا کنه تا وقتی ارگاسم تموم بشه این هارو بعدا فهمیدم.بعد شروع به لرزیدن کرد فهمیدم به ارگاسم رسیده.با توجه به تجربه پسرونه ی خودم که موقع جلق وقتی آب داره میاد ما دوست داریم جلق تندترشه و ادامه پیداکنه برای همون دختره هم سرعت دستمو به آخرین حدم رسوندم و اونم جیغغغغغغغ میکشید.چون خونه ویلایی بود صدا بیرون نمیرفت.منم تند تند داشتم انگشتش میکردم دستشو آورد سمت دستم تا نذاره ادامه بدم منم با یه دست آزادم 2 تا دستشو گرفتم و بکارم با قدرت بیشتری ادامه دادم خلاصه دیوونه شده بود و نزدیک 1-2 دقیقه توی ارگاسم واقعا شدید بود که تممم بدنش داشت میلرزید.بعد که ارگاسمش تموم شد نای حرف زدن با منو نداشت بعداز 5-6 دقیقه با صدای ضعیف گفت تا حالا توعمرم همچین ارگاسم وحشتنکای نداشتم.قلبم هنوز داره مثل چی میزنه.من گفتم تازه هنوز نکردمت؟؟ فکر کردی تموم شده؟؟؟ بعد کیرررررررررررمو بردم سمت صورتش انداختم تودهنش حتی اگه نمیخواست برام ساک بزنه توی اون وضعش ناچار بود.بعداز اینکه اولین ساک رو زد گفت این دیگه چیههههههه؟؟؟؟ گفتم کیررررررره ه ه مگه ندیدی؟؟؟ توکه کارت اینه؟؟ گفت من کیررر زیاد دیدم اما مثل این ندیده بودم؟؟؟ گفتم مگه چشه؟؟؟ گفت از چیش بگم کلفتیش؟؟؟ درازیش؟؟؟ ظاهر کشیدش؟؟؟.گفتم حالا بده یا خوبه؟؟؟ گفت بد یا خوبیش با من نیست که بگم اما اکثرا آرزشون که شوهرشون همچین کیررررری داشته باشه خلاصه من با خودم گفتم این جنده داره خایه مالی میکنه که پول بیشتر بگیره تموم حرفاشو ازاین گوشم شنیدم ازاون گوشم درش کردم حالا نوبت کیرررررررمممممم رسیده بود که برای اولین بار کووووووس کنههههه.کیررررمو گذاشتم دم کووووسش یک کم سخت میرفت توششششش.درآوردم دستمو کردم توکوووووووسش یکم از اون همه آبی که توی کوووووسش جمع بود ریختم روکیررررممممم و دم دروازه کووووووسش تا راحت تر بره توششششششش بعد دوباره سعی کردم ایندفعه بهتربود سرکیرررم وارد شده بود ولی باز تنگ بود.دختره اشکش دراومده بود میگفت وااااااییییییییییی مردمممممممممم خدااااااااااا.این چیههههههههههههه 5 تا انگشت کردی توکووووووووسم هیچی نشد.این همه کیررررررررو جا دادم هیچ چی نشد این چیههههههههه؟؟؟؟.منم به حرفاش اصلا گوش نمیدادم تموم فکرم کردنش بود.بعد کلی فشارررررررررر آوردم و کیرررررررمو تقریبا 3/4 رو کردم توی کووووووسش دیدم صورتش قرمزه و داره جیغهای وحشتناک میزنه.گفتم ساکتتتتتتتت؟؟؟ سرشو کرد تو بالشت صدا خیلی کمتر شد تمرکزم بالاتر رفت و شروع به عقب جلو کردن کردم.با کاندوم داشتم میکردم.توی کوووووسش خیلی داغ غ غ غ بود ابشم که فوران کرده بود.کیرررررررمممممو عقب جلو میکردم.ولی میخواستم تا تههههههههه بکنم توششششششش.زور میزدم ولی نمیرفت سرشو بالا آورد دیدم اشک توچشماش جمع شده گفت بابا دیگه جاااااااا ندارممممممممم بسهههههه.بهش گفتم الان برات بازش میکنم فشارررررررررمو بیشتر کردم.واقعا کووووووس زن یه چیز عجیبیه هرچقدر بخوای جا باز میکنه.با فشاررررررررررم دیگه داشت گریه میکرد کیرررم تقریبا تا تهههههه توشششششششششش بود.دلم براش سوخت گفتم خب بابا درش آوردم دیدم سوراخ کوووووسش همینطور باز مونده و توشو میشه دید.قرمز قرمز بود.گفت بده کیرررررتو به من.دادم بهش شروع به جلق زدن کرد گفتم داری چیکار میکنی؟؟؟ گفت غلط کردم پول نمیخوام بده تمومش کنم.گفتم اینطوریکه نمیشه تازه من میخواستم کونتو هم بکنم؟؟؟گفت چییییییییییییی کوووووسم جواااااااب این کیرررر رو نمیدهههههههه میخوای بکنی توی کوووووووونم نهههههههههههههه.گفتم ارررررررههههه زود کاندومو از سرکیرم برداشت و کیرمو کرد تو دهنش خیلی حرفه ای بود.دیگه چون داشتم حال میکردم چیزی نگفتم.تند تند برام میخورد کاندوم رو هم برداشته بود خیلی حس عالی داشتم.با این حال آبم خیلی دیراومد و طوری شد که دختره یه چیزایی میگفت که نمیدونستم اصلا همچین کارایی هم میشه کرد؟؟؟ گفت اسپری بی حس کننده زدی و یا چمودنم چی چی زدی؟؟ گفتم نه بابا برای چی؟؟ گفت چرا پس آبت نمیاد؟؟؟ گفتم نترس میاد.خلاصه بعد ازکلی ساک زدن رفتم توی آسمون ها و دختر که تموم آرایشش بخاطر گریه ش بهم خورده بود بعد بلند شد دوباره آرایش کرد گفت من تا بحال همچین کیری جز توی تلویزیون و فیلم سوپر جای دیگه ای ندیدم.دیگه یواش یواش داشت باورم میشد که کیرم بزرگه.گفتم یعنی مشکلی داره؟؟؟ گفت نه اما بعضی ها فقط درازن بعضی ها کلفت بعضی ها سرشون کلفته و یا ته شون و....تازه اکثرا آبشون با ساکی که من میزنم زیر 2 دقیقه میاد اما توهم کیر یدست صاف کلفت و دراز داری آبتم دیر میاد.نکنه دارویی چیزی مصرف کردی و یا عملی کردی ؟؟؟ منم دو تا فحش بهش دادم که تو سوسول نارنجی هستی و... خلاصه من هنوز لخت بودم اون لباسشو پوشید و گفت هم حال کردم و هم مردم بخاطر همین تا چندروز کار رو باید تعطیل کنم.امروز کلی قرار داشتم.ازاتاق رفت بیرون منم اومدم برم دستشویی تا سرکیرمو بشورم.در رو که باز کردم دوستم و سارا رو دیدم که به کیر من زل زدن.سارا چشاش گرد بود.مهناز برگشت بهش گفت این چیههههههههه بابا به درد تو میخورد.خلاصه منم که دیگه اصلا بعداز خالی شدن حس دختر رو ندارم رفتم دستشویی و این جریان گذشت.دوست ماهم توی مدرسه جریان رو تعریف کرده بودن و همه از این به بعد یک آقا پشت سر اسمم میذاشتن کلی حال کردم.حتی جلوی معلمها هم منو با آقا صدا میکردن که معلمها کلی شک کرده بودن.من تازه فهمیده بودم که کیرم خیلی بزرگه و از جنده کردن هم خوشم نمیومد رفتم دکتر تا بفهمم جریان این کیر گنده من چیه؟؟؟ دکتره مرد بود نیگاه کرد و گفت کیرت کاملا سالم و جالبه ورزش خواصی میکنی؟؟؟؟ گفتم نه چطور؟؟؟ گفت این صافیش و این فرم اندازه و همینطور تخمهات خیلی بنظر روشون کار شده.من سوالی که برام مهم بود رو پرسیدم اقای دکتر این ایراد داره یا نه؟؟؟؟ گفت نه تنها ایراد نداره بلکه خیلی هم خوبه الان همه مردا میان پیشم تا یکی از چیزایی که تو داری رو داشته باشن.گفتم برای سکس مشکل ساز نمیشه؟؟؟ گفت البته برای زن یک کم اولش سخته ولی اگه تو وارد باشی چند دفعه اولت شاید نتونی اون کاری رو که میخوای انجام بدی اما یواش یواش زنتم غیرمستقیم گفت که گشاد میشه و لذتی که اون از این کیر میبره هیچکس نمیبره تازه این کیر جوابگوی گشادی بعد از زایمانم هست یعنی هرکی زن تو بشه از لحاظ سکسی زن خوشبختی خواهد بود.منم خوشحال که مشکلی نیست و اومدم خونه چند روزی تو فکر کیرم بودم و بحرفهای دکتر فکر میکردم مخصوصا اون جایی که گفت ورزش خواصی میکنی؟؟ یکدفعه دوزاریم افتاد که نکنه این کیرم بخاطر کارای خالم اینطوریه؟؟؟؟ بعد که حرکاتش یادم اومد دیدم بله کار اونه شاید قبل از دکتر رفتنم این جریانو میفهمیدم ازخالم متنفر تر میشدم اما الان فهمیدم که چه کاری برام کرده.الان که تقریبا 18 سالم داشت تموم میشد افتخار میکردم کیری دارم که هیچکس نداره.باخالم خیلی خوبتر صحبت میکردم.هرکاری که میخواست براش انجام میدادم.شک کرده بود اما چیزی نبود که بخواد بهش شک کنه.خلاصه من تازه چشمم باز شده بود از خودم اطلاعات داشتم.کوس کرده بود.فیلم سوپر و.... دیده بودم.بعد رفته بودم تو نخ خالم برای اولین بار اون رو نه به چشم خاله بلکه به چشم یک زن دیده بودم خالم جدا میگم خیلی جوون مونده بود نمیدونم چیکار کرده بود ولی هنوز کلی خواستگار داشت منکه تا 2 سال پیش کیرمو دست خالم میدادم خیلی جلو بودم حالا دیگه هدفم کردن خالم بود.شروع به نقشه کشیدن و فکر کردن کردم.نقشمو اینطوری پیاده کردم چون من شرتک توی خونه میپوشیدم همیشه موقعیت لخت شدن رو داشتم پشم کیرمو همیشه میزدم.کلی با صابون میشستم و بوی خوب میداد.خلاصه من از اون روز شروع کردم به لخت شدن جلوی خالم کیرررمو ازهرطریق بهش نشون میدادم.به دستش میزدم اما اون اصلا بهم رو نمیداد دیدم اینطوری نمیشه.دیگه اون دورانی که بخواد با داد و بیداد منو از یک کار منصرف کنه گذشته بود خودشم اینو خوب میدونست.سعی میکرد همیشه یه نفر خونه باشه وقتی میاد خونه ی ما.اما برام مهم نبود.کیرمو راست میکردم مینداختم توی شرتکم اگه کسی خونه بود حتما موقعی پیش میومد که خالم باهاش فاصله بگیره مثلا بره یک اتاق دیگه.من کیرمو که راست میکردم میبردم طرفش یکدفعه از زیر شورتکم درمیاوردم و بهش لبخند میزدم اوایل سعی میکرد مثل قدیم با دستور و غیره منو از اینکار منصرف کنه.اما بعدا اومد با کلک و چرب زبونی.ولی فایده نداشت.من بکارم ادامه میدادم و هردفعه که میدیدم اون بیشتر کم میاره.بیشتر جلو میرفتم چون تا 2-3سال پیش به کیرم دست میزد.نمیتونست دیگه منو تهدید به گفتن بکسی کنه چون اونوقت منم ماجرا رو براشون تعریف میکردم اینو خودش میدونست.توی یک باتلاق گیر کرده بود که هر روز بیشتر توش فرو میرفت.منم کیرمو هرروز بهش میچسبوندم.از پشت بی هوا با سرعت کیرمو میزدم به کونش .اما زرنگ بود حواسشو جمع کرده بود و دیگه فرصت بمن نمیداد.من دیگه انقدر توی خطش بودم که حتی پریودهاش رو هم میدونستم.کم کم من زرنگتر شدم به بهونه های مختلف میرفتم خونه مادر بزر گم اینا مادر بزرگم که پیر بود نمیفهمید چی به چیه.اونجا دوباره شروع به گیر انداختن خالم میکردم.اما هنوز پا نمیداد.فهمیدم این هیچوقت راضی نمیشه و خیلی سفت و سخته.با خودم گفتم این که بکسی نمیتونه چیزی بگه پس باید به زورم شده این رو کنم.برنامه رو عوض کردم حالا دنبال موقعیت بودم که زوری هم شده بکنمشششش.ادامه دارد...
     
#89 | Posted: 14 Nov 2010 21:25
کیر من و کوس خاله جونم قسمت سوم
اول ازهمه کلی شروع به تقویت بدنم کردم چون خالم قوی بود و من لاغرمردنی باید حداقل 2برابر اون قدرت داشته باشم تا بتونم کاریو انجام بدم.نزدیک 4-5 ماه ورزش کردم اونم تو خونه.شنا میرفتم.بارفیکس میرفتم.وزنه خریده بودم انواع اقسام حرکتا رو میکردم هیکیلم واقعا خوب شده بود چون زیاد هم سنگین کار نکرده بودم واقعا بهم میومد.البته توی این 4-5 ماهه همون نشون دادنها و چسبیدنها رو داشتم که تنور سرد نشه.حالا دنبال فرصت بودم.یه روز مادربزرگم مریض میشه خالم نبوده.مادرم میاد میبرش دکترخالم میاد خونه ما میفهمه جریان چیه زود میره خونشون که من فرصت نداشته باشم.حتی وارد خونه نشد.منم زود حاضر شدم رفتم سمت خونه مادربزرگم میدونستم دربزنم باز نمیکنه پس کلید مامانمو برداشتم بردم در روباز کردم رفتم تو.دیدم تواتاقش دراز کشیده.سلام کرذم گفتم سلام خاله.چشاش گرد شد اما به روی خودش نیاورد.گفتم بچه بودم من از تو فراری بودم حالا تو ازمن فراری شدی؟؟ توی اون حالت اخموش خنده اش گرفت ولی باز چیزی نگفت.زود پا شد رفت دستشویی.کلی دست شوییش رو لفت داد اومد بیرون بی صدا.خواست ردشه که من فهمیدم.رفتم زود بغلش کردم.خواست خودشو مثل سابق ازم جدا کنه زورش نرسید یه لحظه ترسو توچشاش دیدم.ایندفعه برای اولین بار بجای محکم صحبت کردن مثل یک دختر بچه گفت من هرکار کردم بخاطر خودت بوده بعدا میفهمی اگه میخوای تلافی دربیاری من هیجا نمیرم وقتی فهمیدی من چیکار کردم اونموقع بیا هرچی تو گفتی من میگم باشه.گفتم خاله جونم؟؟ خاله قوربونت برم هیچوقت انقدر باهاش خوب صحبت نکرده بودم خودش یکه خورد گفتم من میدونم توچیکار کردی.تو بهترین هدیه زندگیمو بمن دادی من بخاطر همین عاشقت شدم تو بهترین زن دنیا شدی برام.خالم از تیزهوشیش خواست زود استفاده کنه گفت حالا که میدونی پس بمن مدیونی باید حرفمو گوش بدی؟؟ گفتم البته تو جون بخوای برات انجام میدم اما از من نخواه که بهترین زنی که تا حالا دیدمو کنار بذارم.اون خواست دوباره شروع کنه که من دستمو بردم سمت سینه هاش برای اولین بار توی عمرم دستم به سینه اش خورد قند تو دلم آب شد عجب سینه سفتی داشت واقعا سفت بود.اون یلحظه خودشو شل کرد.باخودم گفتم بلاخره راضی شد.دو دستی خواستم سینشو بگیرم که ازدستم یدفعه در رفت و رفت توی اتاق در رو با چه سرعتی قفل کرد.من دهنم باز مونده بود.دیگه فرصتی بهتر از اینم گیرم نمیومد رفتم جعبه ابزار رو آوردم گفتم خاله یا در رو بازکن یا در رو بازمیکنمااااااا.صدایی نیومد شروع بکار که کردم صدای پرده اومد یادم افتاد اون اتاق به نورگیر پنجره داره و نورگیرم به راهرو که راهرو ته خونه بود و به بیرون راهی نداشت.فهمیدم میخواد وقتی من وارد اتاق میشم از پشت فرار کنه و ازخونه بره بیرون.منم در رو بعداز مدتی بازکردم.گفتم دیدی باز شد در رو با صدای زیاد بازکردم که بشنوه اما زود اومدم بیرون کمین کردم.کمتر از 2 ثانیه نکشید که خالم خواست در بره منم پریدم گرفتمش.گفتم تو دیگه کی هستی؟؟ اون با نگاش بمن فهموند که نه بابا تو دیگه کی هستی؟؟.بعد بغلش کردم بردمش تویه اتاق که به هیچ جایی راه نداره درو قفل کردم خالم زود رفت کنج اتاق.گفتم خاله بیخود سختش نکن؟؟ اما فایده نداشت کلی دنبالش دویدم تا دوباره گرفتمش.روی مبلی که تواتاق بود خوابوندمش.سینه هاشو محکم گرفتم.صداش خفه شد از درد به خودش میپیچید.با خودم گفتم باز فیلمشه چون به خیالم انقدرم نمیتونست به سینه هاش فشار بیاد چون 2 تا پیرهن تنش بود و یه سویتن.بعد شروع به لخت کردنش کردم پدرمو درآورد اما بخاطر آبرو سر و صدای زیادی نمیکرد.چون آبروی من آبروی اونم بود و نمیتونست بذاره کسی از این ماجرا بویی ببره.اما صداشو طوری میکرد که منو بترسونه که الانه که داد بزنه همه بفهمن ولی من دیگه اونو میشناختم پیرهن اولش و درآوردم.واقعا قوی بود.پیرهن دوم چون یقش کیپ بود و سینه هاش هم کل پیرهنو تنگ کرده بود و خودش هم تقلا میکرد نمیتونستم دربیارم.یدفعه اعصابم خورد شد پیرهنو از یقه جرررر دادم.یدفعه سینه هاش معلوم شد فهمیدم اصلا سویتن نبسته و سینه هاش سفته..پوستش خیلی سفیدتر از من بود سینه هاش اصلا دور قهوه ای رنگی که خیلی از زنا دارنو نداشت اما نوک سینه هاش خیلی برجسته بود و اگه سیخ می ایستاد و ازبغل یعنی نیمرخ به سینه هاش نیگاه میکردی واقعا سرسینه هاشو میدیدی که چقدر برجسته و نوک تیزه.اول همینطور موندم.اونم از همین داشت استفاده میکرد و دستمو گاز گرفت.زود از موهاش گرفتم.اشکش داشت درمیومد ولی من میدونستم که خیلی غده و گریه عمرا نمیکنه.دیدم شلوارشو با این حساب نمیتونم دربیارم.سعی کردم الکی خستش کنم.نمیذاشت به سینه هاش دست بزنم.اگه دستمو از رودستاش برمیداشتم زود یه کاری میکرد تموم انرژیمو ذخیره داشتم میکردم ولی اون داشت تموم زورشو میزد دیگه به نفس نفس افتاده بود و من روش افتاد بودم دستاشو گرفته بودم و لباس تنش نبود فقط شلوار پاش بود.خسته شده بود ولی باز سعی میکرد.میدونستم باز انرژی داره.شروع کردم بخوردن سینه هاش دوباره اینگار جون تازه گرفته شروع به اینور اونور کرد و نیروی ذخیرشوهم استفاده کرد وقعا خسته شده بود.شروع به باز کردن دکمه هاش کردم دیگه شروع به ناله کردن و حرف زدن کرد گفت من خالتم بخدا تو رو از همه بیشتر دوست دارم کاری نکن پشیمون بشم و اینکار درست نیست؟؟؟ گفتم با کیرم پروژه انجام میدادی درست بود؟؟؟ اونموقع خالم نبودی حالا خالم شدی؟؟ دیگه شلوارشو درآورده بودم با یک دستم جفت دستاشو گرفته بودم با دست دیگه شلوارشو پایین میدادم روشکمش هم نشسته بودم.شرتش معلوم شد.شرتش سفید و گلهای صورتی داشت و خیلی باد کرده بود فهمیدم نوار بهداشتی داره زیرش.گفت من پریودمااااااا.تو با یک زن پریود چیکار میتونی کنی؟؟ منم که کامل آمار دستم بود گفتم عجب تو الان 4 روزه که از پریودت میگذره این نوار رو وقتی توی اتاق بودی گذاشتی که اگه به همچین موقعی رسیدی ازش استفاده کنی تا من ولت کنم؟؟ چشاش گرد شد اشک توچشاش جمع شد.گفتم کاریت نمیکنم مگه میخوام شکنجت کنم؟؟ تو با این اخلاق و هوشی که داری فقط من میتونم جوابگوت باشم بیخود نیست این همه خواستگار رو رد کردی حال میفهمم اما حیف تو نیست که همینطور دست نخورده موندی؟؟/ دیگه حرف نزدم نوار بهداشتی رو برداشتم کووووووسی دیدم که واقعا نمیتونم توصیفش کنم دیگه لخت شده بود.من شروع کردم به لخت شدن.اون هنوز زور میزد ولی دیگه عضلاتش جواب نمیداد.شروع به در آوردن شلوارم کردم شرتمو درآوردم.کیرم تا خورد به بدنش یه حسی بهم دست داد که انگار این کیر به صاحب اصلیش برگشته.هنوز باورم نمیشد خاله ای که این همه سال ازش بدم میومد و این همه سال خودشو ازم مخفی میکرد همچین هیکلی داشته باشه؟؟ واقعا هیچ چیش بد نبود پاهای کشیده کوس تمیز سوراخ کون ناز چوچولی خوردنی سینه های سفت متوسط رو به بالا.کیرم که داغ بود رو انداختم لاپاش خوابیدم روش س سینشو کردم تو دهنم.شروع کردم به مک زدن و گاز زدن.اووووووووف جاااااااااان دیدم انگار که خون توش جریان پیدا کرده باشه. سرسینه ها 2 برابر شد.دیگه واقعا یه چیزی تودهنم پر شده بود از این سینه به اون سینه.معلوم بود که چه بخواد چه نخواد داره کیف میکنه.صداش قطع بود.تقلاش کمتر شده بود اما اشک بود که میریخت کیرمو که هم زمان با خوردن سینه هاش داشتم بالا پایین میکردم ازلای پاش آوردم.دوتا سینه هاشو با دستام چسبوندم بهم کردم لاش و عقب جلو میکردم.تازه متوجه سایزش شدم.واقعا روی بدن ظریف یه زن کیرررررر بزرگ و یا کوچیک مشخص میشه.سر کیررررررم بصورت و لبش میخورد.بعد شروع به بازی کردن با کوووووووسش کردممممم.ادامه دارد.
     

#90 | Posted: 14 Nov 2010 21:28
کیر من و کوس خاله جونم قسمت آخر
دیگه خالم ناامید شده بود و فقط منتظر بود زودتر تمومشه.منمکه تو آسمون ها بودم یه بار آب کیرم برای اولین بار زیر ده دقیقه اومد ریخت رودماغش.یک کم هم رولبش.دستاش کیپ زیرم بود چون دماغش پر آب کیر داغ من بود ناچار شد دهنشو بازکنه همین باعث شد آب کیرررررم که داشت از دماغش پایین میومد بره توی دهنش.باز به ناچار با شروع گریه قورتش داد.کیررررممممم اصلا نخوابید.دوباره که سینه هاشو دیدم کیررررررممممم داغ شد خالم فکر میکرد کار تمومه ولی وقتی دید من تازه شروع به مالیدن کووووووووسش کردم دوباره رفت توهمون حس قبلیش وقتی دست روی کوسش کشیدم یه کم لرزید اونطورکه تو داستانهای دیگه نوشته شده اینطوری نیست که تا دست به کوس دختر میزنی دیگه کامل راضی میشه و پا میده این لرزشم بخاطر حال نبود بیشتر بخاطر اینکه تا حالا کسی به اون قسمتش دست نزده بود.شروع به مالیدنش کردم چند بار تف انداختم روش و شروع به مالوندن کوووووسش کردم به چوچولش کاری نداشتم.بهش گفتم حالاکه من دارم کارمو میکنم میخوای همینطوری اسیر باشی یا دستاتو آزاد کنم؟؟ گفت آزاد کن.گفتم خودت میدونی کلید توشلوارمه تا بخوای از زیرم دربری کلیدو برداری در رو باز کنی من گرفتمت و کار رو طولانی تر میکنی.هیچی نگفت.دستشو آزاد کردم.تونستم بیام عقبتر.کونمو گذاشته بودم تقریبا رو زانوش شایدم پایین تر.شروع بخوردن کووووس خیس شدش کردم.مثل حیوون میخوردم.اونقدر خوردم که صداش دراومد.این صدایی که ازش شنیدم برای اولین بار توعمرم بود چون صدای گریه دعوا.ناز کردن.خر کردن.با صدای حشریت خیلی فرق داره.این صدای حشریت بود.بکارم ادامه دادم.حالا یکی از دستامو بردم سمت سوراخ کونش دست دیگمو بردم سمت چوچولش شروع به نوازشش کردم.یدفعه انگار باطری هاش روعوض کرده باشن انرژی گرفت.کمرشو بالا پایین و عقب جلو میکرد اینکار ناخداگاه بود حالتی رو داشت که انگار داشت یه نفر میکردش.با یه دستم سوراخ کونشو با 3 انگشت باز کرده بود با زبونم داشتم بکار خوردن کووووووووسش ادامه میدادم.یواش یواش دیدم که از کوووووووسش داره آب میاد.فهمیدم ارگاسمش نزدیکه.نقشه کشیدم.یکم کارمو سریعتر کردم تا اینکه دیدم میخواد به ارگاسم برسه.خیلی سریع کارمو کند کردم.دیدم هی خودشو میده سمت من فهمیدم منظورش اینه که ادامه بدم.روش نمیشد یک کلمه بگه.سرعتمو کم کردم شروع کرد بمالوندن خودش بمن منم عقبتر رفتم و نذاشتم زیاد بماله درعوض 5 تا انگشتمو کردم توکووووونش چون نزدیک ارگاسم بود زیاد حالیش نمیشد.اندازه 20 ثانیه دوباره با سرعت کوووووووسشو خوردم.دوباره ول کردم دیدم داره بال بال میزنه.گفتم چیههههههه نه به اون ندادنت نه به بال بال زدنت خاله جوووووونممممممم قربونت بررررررممممممممم.خوب شد خودتو برام نگه داشتی؟؟؟ خالم باز با این حالش خواست به مغروریتش ادامه بده.صداش درنیومد چون اگه درمیومد تابلو بودکه حشریه و از اونطرفم نمیخواست بگه من راست میگم سعی کرد تکون نخوره. من دوباره 10 ثانیه رفتم تو کارش دیدم ایندفعه خیلی به ارگاسمش نزدیکم.زور میزد خودشو بمن بماله گفتم خاله اگه حرف نزنی تا عبد اینکارو میکنماااااااا؟؟؟ 1 بار دیگه انجام دادم.گفت بابا کشتی منو توروخدااااا بخورررررشششششششش دارم میمیرممممممممم اگه منو دوست داری ادامه بدهههههههههه.من اول شروع کردم با کووووووونش ور رفتن بد سریع کوووووووسشو خوردم دستمو بردم سمت چوچولش.یدفعه لرزشی گرفت 10-20 ثانیه با قدرت تموم هرچی تو توانم بود گذاشتم.چهره خالم تواوج لذت برام از سکس با هاش لذت بخشتر بود.اخرای اورگاسمش بود که زود بلندشدم کیرررررمو بسمت کوووووونش بردم میدونستم تا جاییکه میشده بازش کردم.یکم مالیدم به کووووووسش.اون هنوز توی ارگاسم بود.بعد با آب کووووسش کیررررمو خیس کردم بردم سمت سوراخ کوووووونش.با قدرت و فشارررررررررر فرستادم توکووووووونش.برخلاف انتظارم تا نصف توششششششش رفت.یه لحظه حالت خفگی بهش دست داد درست مثل یه بچه که زیاد گریه میکنه نفسش بالا نمیاد 3-4 ثانیه نفس نمیکشه.نه صدایی ازش درمیومد و نه کاری میکرد بعد یدفعه دیدم دوباره داره میلرزه.این لرزش معلوم بود که ارگاسم دومی هست نگو درد توی اون چند ثانیه اونقدر بالا بوده که شوک وارد کرده که ارگاسم دوم بعد از ارگاسم اول اومده منم دیدم تا تنور داغه بایه دست کووووووسشو میمالیم با یه دست چوچولش و کیررررررمو تا تهههههه داده بودم توکوووووووونش.جووووووووون.حالا تند تند تبلمه میزدم اونم دستاشو آوردم بود بالا روسینه هام گذاشته بود داشت چنگ میزد که صبر کنم و ادامه ندم.چون خیلی زورصرف کرده بود دیگه قدرتشو نداشت الان جلومنو بگیره.لرزشیکه توصورتش بود هیچوقت یادم نمیره.اینکارای من باعث شد براچند ثانیه از هوش بره.بعد بلند شد.منم کیررررررمو تا تهههههه دادم توکوووووونش همونجا نگه داشتم آروم چوچولش رو میمالیدم روش دراز کشیدم شروع کردم به بوس کردنش.صداش دراومد بصورت بریده گفت وووو-اااااا-ییییییی چییییی-کااااا-ررررر-مممممرم-کردییییییی.توروخداااااااا فرصت بدهههههههه اینطوری سکته میکنماااااااااااا.حالش بهتر شده بود.گفت دارم میمیرم از درد گفتم واقعا فقط درد بود؟؟؟؟ دید دیگه هیچ چیز ازم پوشیده نیست.خواست بحرف زدن ادامه بده که من چوچولش رو سریعتر مالیدم کیرررررررمو بحرکت درآوردم گفت یکی دیگههههههه؟؟؟ نههههههههه.اما خودشو عقب جلو میکرد.گفتم نه اینکه تو خیلی ازش بدت میاد؟؟؟؟.کارمو ادامه دادم.ایندفعه انگشت یه دستمو بجای مالیدن به کوسش داخل کوووووسش کردم.داد زد نهههههههههههه من دخترمممممممممم؟؟؟. گفتم نترس مواظبم خالههههههههه.ادامه دادم پردشو حس کردم.3 تا انگشتمو وارد کووووووسش کردم تا جاییکه پردش بود.شروع به جلق زدن کردم براش.روشم گاهی میخوابیدم.لبو بوس میگرفتمو یا سینه هاشو میمکیدم.دوباره دیدم داره میره توی اوج تموم کارهامو متوقف کردم گفتم اگه بدت میاد قطع کنم؟؟؟ دو سه ثانیه طول کشید تا جواب بده.گفت واقعا بدجنسی توکه میدونی من دوست ندارم اغرار کنم ولی تو میخوای غرورمو ازم بگیری؟؟؟؟.دیدم داره بلبل زبونی میکنی دوباره شروع کردم و سرموقع قطع کردم.صداش قطع شده بود.گفتم میگی یا نه؟؟؟ تیکه تیکه گفت چی بگم تو چی میخوای ازم؟؟؟ منو که پاره کردی؟؟؟ واقعا چی میخوایییییییی؟؟ گفتم میخوام رضایت بدی از این به بعد ماله خودمی باید بگی که بهت بد نگذشته و دوست داری من ادامه بدم؟؟؟ با کلی مکث گفت باشهههههههه هرچی تو بگیییییییی من ماله تواممممممممممم الان توروخداااااااااا ادامه بدهههههه دارم میمیرماااااااااااااا.منم 5 ثانیه ادامه دام دوباره ایسادم.گفت چرااااااااااا ایستادییییییییییی پسسسسسسس منکه گفتم منو که خورد کردی دیگه چی میخواییییییییییییی؟؟؟ گفتم حالاکه مال من شدی باید همه چیزت ماله من باشههههههه حتی کووووووست؟؟؟ با ترس و تعجب منو نگاه کرد؟؟؟ منم نذاشتم حرف بزنه بکارم ادامه دادم تند تند با قدرت هرچه تمومتر به ارگاسم سومش رسید.گذاشتم خوب حال کنه.چون آب کیرم یدفعه اومده بود و مکثهایی که هی میکردم خیلی بهم قدرت داده بود.آخرین لرزه های ارگاسمش بود که دستمو از توکووووووسش درآوردم کیرررررررمم همینطور.اما چوچولشو میمالیدم.دستش به علامت صبر کردن روسینه من بود و میگفت صبر کننننننننن.اول فکر کرد میخوام صبرکنم اما کیررررررمو دستمو برداشتم دیگه آخرین رگه های ارگاسمش بود که کیررررررررمو با فشارررررررررررررر بردم بالا و با سرعت هرچه تمومتر تا جاییکه میتوسنتم کردم توکووووووووووووسش.یه جیغغغغغغغغغغغغغ کشید که موهای تنم سیخ شد.همزمان با حالت رعشه گریه اش گرفت و بازم همزمان ارگاسم چهارمش صورت گرفت..خواستم کیررررررمو عقب جلو کنم انقدر توشششششششش داغ غ غ ع غ شده بود که جمعا با 3-4 تلبمه منم رفتم توی ارگاسم.اونقدر ارگاسم این سری طولانی بود که تازه فهمیدم واقعا چقدر انرژی میخوا چندتا عین این اورگاسمو آدم بگیره.دیگه وسطای ارگاسمم بود که ارگاسم خاله جونم تموم شد.حدود 15 دقیقه کیرم توکوسش بود روش خوابیده بودم.اونقدر ضعیف بودم بعد از15 دقیقه تازه قدرت بلند شدنو پیدا کردم.وقتی بیدار شدم دیدم خالم زیرم افتاده و چشماش بسته است.خیلی ترسیدم.فکر کردم مرده.اما بعد گفتم یا بیهوش شده و یا خوابش برده.طفلک 4 تا ارگاسم بعلاوه یه جنگ با منو پاره شدن پردش و جرررررررررر خوردن کووووون و کووووووسش همه دریه شب اتفاق افتاده بود.دیدم کیررررررررم هنوز توکوووووسشه.درآوردم دیدم خونیه.هنوز داغ بود پنج دقیقه قدرتمو جمع کردم بعد بلندش کردم بردم حموم.خیلی خوب شستمش.گذاشتمش روی تخت خواب.بعد رفتم از بیرون چند تا آب میوه و کیک تازه و کلی خرت و پرت بعلاوه یه دسته گل و کلی گل رز قرمز خریدم رفتم خونه دیدم خوابه به مادرم زنگ زدم گفتم من پیش خاله هستم و نگران ما نباش.اونم گفت مادر بزرگم حالش خوب میشه اما شب اونجا میمونه خلاصه خیالم که از اونا راحت شد رفتم گلهای روز قرمزو پر پر کردم ریختم روتخت خوابش.اونقدر رز تواتاقش و تخت خوابش ریختم که بوی گل همه جا رو گرفته بود.خلاصه صبح بلند شده بود منم کنارش خوابم برده بود.اول منو بیدار کرد اومد مثل سابق باهام محکم حرف بزنه اما درعوض تو چشام نیگاه کرد و زد زیرگریه.زود بغلش کردم گفتم تو دیشب قول دادی که ماله من باشی اما من به تو قولی ندادم الان بهت قول میدم که همیشه تا زمانیکه تو بخوای از شوهر برات عزیزتر میشم.همیشه ماله تو خواهم بود.یک کم با شنیدن حرف جدیم آرومتر شد اون چیزیکه همیشه میدونستم ازش میترسه رو دورانداخت اونم تنهایی بود من رفتم با آب میوه و کیک برگشتم و دسته گلم که تویه گلدون قشنگ بود آوردم گذاشتم کنارش دوباره گریه کرد.گفتم چیه؟؟؟هیچی نگفت ولی فهمیدم از خوشحالیش بوده.بهش گفتم رابطه منو تو بین خودمون میمونه ولی من ازشوهرم بتو نزدیکتر خواهم بود خلاصه از اون روز به بعد من عاشق خالم هستم و از وقتی کار گرفتم اکثر درآمدم رو خرج اون میکنم هنوز ازدواج نکرده و مادر بزرگم فوت کرد خونه رو دادن به اون که توش زندگی کنه همه فامیل فکر میکنن کار میکنه اما نمیدونن که تموم خرجشو من میدم بهش گفتم اگر بچه دوست داشته باشه میتونیم درخارج بچه دارشیم و با انواع کلک اونو مثلا به فرزندی قبول کنیم و یا این که اصلا یک بچه از ایران به فرزندی قبول کنیم..که هنوز جواب نداده.شاد باشید دوستان
     
صفحه  صفحه 9 از 77:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  76  77  پسین » 
داستان ها و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان ها و خاطرات سکسی / Incest Sexy Story ^ داستانهای سکسی با محارم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

Copyright © Looti.net 2009-2013.