| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

خاطرات سكسی پیرمرد(زیر شلواری)

صفحه  صفحه 2 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#11 | Posted: 1 Jan 2011 17:51
قسمت پنجم (عروس خاله)

رفتم بيرون و سر كوچه مادر زنم ديدم نسرين آماده است تا بريم سر كار . اون تا ماشين رو ديد سريع خودش رو رسوند و گفت بجنب كه دير شد و من گفتم عليك سلام ، لاله جون هم خوبه ، سلام رسوند. اون با ببخشيد گفتن احوال لاله رو هم پرسيد و گفت ساعت چند مياي دنبالم . با حالتي جدي گفتم امروز نمي تونم بيام اگه امكان داره خودت برگرد و اون دلخور شد و با حالتي پكر گفت من براي امروز كلي برنامه ريختم . من خودم رو زدم به گيجي و گفتم برنامه هاي تو به من چه مربوط و اون گفت بابا يادت رفته جمعه چي بهت گفتم . منم با جديت گفتم تو هنوز كوچولوئي و نمي توني و اون سر لج افتاد و گفت اينقدر به خودت نناز اگه مردي بيا تا نشونت بدم و با خنده گفتم ساعت 3 ميام دنبالت چون قرار بود لاله اينا ساعت 3 برن كرج خونه دايي و تا شب هم نمي آمدن و ما كلي وقت داشتيم.
نسرين تا ساعت 2 چند بار زنگ زد و هي سفارش كرد كه يادت نره . پيش خودم گفتم بابا اين دختره بدجوري تو كف بيچاره معلوم نيست تو اين مدت كه شوهرش نبوده چي كشيده . و اين لاله و نسترن با چكاركردن كه اينقدر اين دختره شهوتي و تموم فكر و ذكرش شده كه من يه حالي به اون كوس و كون مباركش بدم . يكم كه دقت كردم به لاله و نسترن احسن گفتم كه تو خط اين دختر خالشون رفتن و اين گل نو عروس و آماده پذيرائي از كير من ! ساعت 10 دقيقه به 3 بود كه جلوي درب شركت بهش تلفن زدم و اون سريع اومد و گفت يه زنگ بزن ببين خاله اينها رفتن يا نه منم با موبايل زنگ زدم لاله گوشي رو برداشت و گفت شما چقدر هولين داريم آماده مي شيم آژانس ساعت 3 مي آد دنبالمون و از من پرسيد كجايي ، گفتم بيرون از محل كارم و اون باز سفارش كرد يكي دو دور بسته جو گير نشي امير براي من بزار يهو نسترن گوشيو گرفت گفت يادت نره كه لاله بهت چي گفت امشب خواهر زنت رو هم فراموش نكن گفتم شما كه جاي خود داري خوشگل من.... گفت آره جون عمت تو گفتي و منم باوركردم گفتم به جون بغل دستي ات گفت خودتو خفه نكني گفتم اين توئي كه منو خفه ميكني گفت چون لازمت دارم اينكاره نميكنم! خداحافظي كرديمو و منم به نسرين گفتم تا ما برسيم اونا رفتن تازه دختر جوون لاله و نسترن سفارشتو كردن كه نسرين گفت حساب اون بدجنسها رو بعدا ميرسم يادشون رفته چه كوس و كوناي دادن همين لاله پريشب تا صبح نگذاشت من بخوابم تا صبج باسنشو ماليدم گفتم كجاي كاري دوشبه كوس و كون براش نزاشتم گفت از جلو هم گفتم چاره اي نبود با كاندوم خاردار خدمتش بودم. گفت شما چه كارائي كه با هم نميكنيد .نسرين تو راه نمي دونست چكار كنه اينقدر هيجان داشت كه انگار بار اولش بود . به اون گفتم چته بابا چرا اينقدر بي قراري كه يكهو از دهنش در رفت و گفت الان يكساله منتظرم ببينم لاله و نسترن چي ميخورن آخه هميشه از تو جوري تعريف مي كنن كه دهنم آب مي افته اون با ولع خاصي تمام جزئيات رو برام تعريف كرد . يجوري تعريف مي كرد كه انگار خودش اونجا بوده . نرسرين گفت كه من سكس ضربدري و دوست ندارم امير قول بده فقط براي تو باشم گفتم دوست نداري جلوي لاله ونسترن بدي گفت چرا ولي نمي خوام روي سعيد باز شه و اصلا چيزي بدونه ! معلوم بود كه لاله و نسترن حسابي براش تعريف كردن و گفت كه هميشه چشمش به كير منه لاله هم با بدجنسي براش اتفاق هاي شب رو تعريف مي كنه از درازي و كلفتي كير تو ميگه ومنم نعشه ميشم . خلاصه كلي غافلگير شده بودم . نسرين همش يكريز حرف مي زد و خواهش مي كرد تند تر برم ، مي گفت نمي خواد زمان رو از دست بده . حدود ساعت 3 و نيم بود كه رسيديم . سريع ماشين رو تو پاركينگ گذاشتم و به نسرين گفتم بجنب تا من درب رو مي بندم برو بالا و بعد درب پاركينگ رو بستم و خودم هم رفتم بالا . باورتون نميشه خودم هم كلي هيجان داشتم . خلاصه رفتم بالا و ديدم كه درب بازه براي اينكه متوجه بشم نسرين كجاست صداش كردم . ديدم از تو اتاقش مي گه من اينجام . رفتم تو اتاق پذيرائي و ماهواره رو روشن كردم داشتم كانال هاش رو بالا و پائين مي كردم كه حس كردم يه چيز گرم داره به پوست گردنم نزيك مي شه . اولش كمي ترسيدم و خودم رو جلو كشوندم و برگشتم . ديدم نسرين با يه تاپ و شلوارك سورمه اي كه گلهاي كوچيك سفيد داشت دستش رو از پشت كرده بود تو پيرهنم بهش گفتم بيا بنشين كنارم و اون هم از لبه مبل خودش رو انداخت تو بغلم . من هم سريع بغلش كردم و انداختمش رو پام كه اون هم از خدا خواسته خودش رو كمي جابجا كرد و گفت خوب ؟ گفتم مي خوام قبل از هر چي از خودت و سعيد خان برام تعريف كني . اون هم شروع كرد با آب و تاب تعريف كردن كه چكار مي كنن و .............

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#12 | Posted: 1 Jan 2011 17:52
قسمت ششم ( عروس خاله )

تو اتاق پذيرائي و ماهواره رو روشن كردم داشتم كانال هاش رو بالا و پائين مي كردم كه حس كردم يه چيز گرم داره به پوست گردنم نزيك مي شه . اولش كمي ترسيدم و خودم رو جلو كشوندم و برگشتم . نسرين با يه تاپ و شلوارك سورمه اي كه گلهاي كوچيك سفيد داشت دستش رو از پشت كرده بود تو پيرهنم بهش گفتم بيا بنشين كنارم و اون هم از لبه مبل خودش رو انداخت تو بغلم . من هم سريع بغلش كردم و انداختمش رو پام كه اون هم از خدا خواسته خودش رو كمي جابجا كرد و گفت خوب ؟ گفتم مي خوام قبل از هر چي از خودت و سعيد خان برام تعريف كني . اون هم شروع كرد با آب و تاب تعريف كردن كه چكار مي كنن .
تا اون داشت تعريف مي كرد منم رفتم سراغ كانالهاي سكسي . اتفاقاً داشت يه صحنه ناب نشون مي داد . نسرين رو به تلويزيون كرد و با هيجان گفت ووووواي عجب چيزيه رو به من كرد و گفت كير تو اينقدري هست ؟ من كه نمي خواستم پيشش كم بيارم بهش گفتم اگه بزرگتر بود چي ؟ و سر همين مسآله شرط بندي كرديم كه اگه كوچيكتر بود هركاري اون خواست بكنم و اگه بزرگتر بود هر كاري من خواستم نه نگه و با اين شرط شروع كرد به در آورن تاپ و شلواركش كه من با خنده گفتم مگه قراره تو نشون بدي كه گفت زودباش تو هم لخت شو . به آرومي شروع كردم به لخت شدن تازه دكمه هاي پيراهنم رو باز كرده بودم و داشتم همزمان بدن نسرين رو نگاه مي كردم . انصافاً خدا تو خلقت اين موجود هيچي كم نذاشته بود هرچي بود(باب دندون من بود ). پشت به من كرد و گفت كمكش كنم سوتين اش رو در بياره منم اين كار رو كردم وقتي برگشت دهنم از تعجب باز مونده بود سينه هاش مثل دو تا هلو گنده كال سفت سفت بود و سر بالا ايستاده بود كه لاغري تنش رو مي پوشوند . اون كه متوجه شده بود من تو كف سينه هاش هستم گفت كار لاله است تو اين مدت حسابي اونا مالونده لاله ميگه خيلي سينه دوست داري براي همين اينا رو برات آماده كرده قشنگه يا نه گفتم محشره. گفت فقط همين نميخواي ياد بچه گي كني و شير بخوري !سعيد كه عاشق خوردن سينه هاي منه منم گفتم خوش بحالش و نسرين اومد جلو و گفت اينكه حسودي نداره بيا تو هم بخور و سينه اش رو كرد تو دهنم منم شروع كردم به مكيدن و با دست ديگه ام با اون يكي سينه اش رو مي ماليدم . اونقدر خوش مزه بود كه دلم نمي خواست يه لحظه از دهنم درش بيارم و اونم خودش رو طوري به من فشار مي داد كه اگه مي خواستم هم نمي تونستم . يه چند دقيقه اي كه گذشت اون يكي رو گذاشتم تو دهنم و كم كم صداي نفس كشيدنهاي نسرين بلند و بلند تر مي شد . و آروم آروم آه و اوهش در اومد . آهسته تو گوشم گفت پدرم رو در آوردي ، دارم مي ميرم ، جوون چه اشتهائي داري سينه هاي لاله رو هم اينجوري ميخوري اون نسترن جنده رو چطور من مشغول خوردن بودم و اونم با حرفاش بيشتر تحريكم ميكردومرتب ميگفت بخور عزيزم جوون بخور حالا حالاها برات دارم دوست دارم بگي چه جوري نسترن و كردي اين لاله جنده ميگه اون برات آماده كرده و توهم حسابي خدمت نسترن جنده بودي همينطور يه ريز حرف ميزد و قربون صدقه من مي رفت. احساس كردم با گفتن فانتزي سكسي لاله و نسترن بيشتر تحريك ميشه بعد از يك ربعي كه به همين منوال بوديم كمكش كردم تا شلواركش رو در بياره . واي چي مي ديدم همون شرت توري ناز پاش بود ناخودآگاه دستم رو از سوراخه هاي توري كردم تو و با نوك انگشتم شروع به بازي كردن با بالاي كسش شدم خودش رو چنان تكون مي داد كه انگار داره جون مي كنه بعد پا شد و شورتش رو در آورد و اون بهشت پنهان رو جلوي چشماي من گرفت . تميز و خوش بو د يگه نمي تونستم خودم رو نگه دارم اونقدر جلوي شلوارم باد كرده بود كه حس كردم داره پاره مي شه . مثل وحشي ها پريدم و نسرين رو خوابوندم رو كاناپه و شروع كردم با زبون لاي كسش رو ليسيدن. موقع ليسيدن با گفتن چه كوسيه اين نسرين جوون اون بيشتر تحريك ميشد و با حركتهاي سريعي كه به بدنش مي داد منو ديونه تر مي كرد. و با دستاش سرم رو بين پاهاش فشار مي داد و جيغهاي كوچيك مي كشيد كه معلوم بود از روي لذته . منم سنگ تموم گذاشتم و زبونم رو تا ته مي كردم تو كسش و مي چرخوندم و اونم از خوشحالي جيغ مي كشيد و مي گفت بيشتر ، بيشتر و منم سرعت كارم رو بيشتر مي كردم حس كردم ديگه داره ارضاء مي شه همونطور به كارم ادامه دادم كه يكهو به شدت لرزيد و بعد آروم شد و همش مي گفت ممنونم ، ممنونم امير جان و با موهاي سرم بازي مي كرد . من از لاي پاش بيرون اومدم و شروع كردم به خوردن لباش كلي شيرين تر شده بود و يه كمي هم خودش رو لوس مي كرد . بلند شد و نشست و به من گفت حالا وقت شرط بنديه من كه لحظه شماري مي كرم پا شدم و جلوش ايستادم و اون هم مثل نديد بديد ها شروع كرد با عجله كمربند منو باز كردن . بهش گفتم دوست دارم چشماتو ببندي و يكهو ببينيش تا عكس العملت رو ببينم . اون هم سريع چشماشو بست و هي مي گفت باز كنم ؟ بازكنم ؟ منم كيرم رو از تو شرت در آوردم و نزديك صورتش گرفتم و بهش گفتم تا شماره 3 بشمار و چشماتو باز كن . اونم همين كار رو كرد و تا چشماشو بازكرد از ترس خشكش زد و رنگش مثل گچ سفيد شد .گفت ووووووووواي...........ادامه داره

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#13 | Posted: 1 Jan 2011 17:53
قسمت هفتم ( عروس خاله )
اين ديگه چيه و با ترس و لرز با نوك انگشت روي كيرم زد و آب دهنش رو قورت داد و يه كم تو دستش گرفت ولي چون كلفت بود انگشتاش به هم نمي رسيد . يه كم باهاش بازي كرد گفتم شرط رو باختي و اون خنديد و گفت تو نامردي كردي ، مي دونستي كه بزرگتره و گفت من شرط رو قبول ندارم كه گرفتمش و گفتم من اين چيزها حاليم نمي شه رو بهش كردم و گفتم كه ديدي بهت مي گفتم بچه اي بهت بر مي خورد گرفتمش و يه لب جانانه ازش گرفتم و كيرم رو تا نزديكي لباش جلو بردم . اولش هي سرش رو كنار مي كشيد و مي گفت خفه مي شم و من بهش قول دادم كه تكون نخورم و اون تا هر كجاش كه تونست تو دهنش بكنه و بعد كه كمي آروم تر شد شروع كرد به ليسيدن و با تخمام بازي كردن . زبونش رو از زير كيرم از نوك تا خايه هام مي كشيد و گاهي وقتا هم تخمامو مي كرد تو دهنش و مي مكيدشون . من داشتم از شدت لذت پس مي افتادم . خلاصه به هر زور و زحمتي بود سر كيرم رو آروم كردم تو دهنش و حدود سه چهار سانتي فرو كردم . واقعاً ديدن چهره اش از بالا ديدني بود . حس مي كردم لباش داره از گوشه ها جر مي خوره قيافه اش زشت شده بود و به زور كله اش رو جلو و عقب مي كرد و آب دهنش از گوشه لباش مي ريخت رو بدنش من كه ديدم تحمل اين كار رو نداره از دهنش در آوردم و بهش گفتم كه بخوابه رو كاناپه و اون هم خوابيد و پاهاش رو گذاشتم رو شونه هام و يه كمي كمرش رو بالا كشيدم . حالا كسش جلوي كيرم بود و اون همش قسمم مي داد كه آروم باشم و خيلي بهش فشار نيارم و من هم فقط دلداريش مي دادم كه چيزي نيست و براي اينكه جري تر بشه مي گفتم مگه از دختر خاله هات كمتري ، ببين اونا چيزيشون نشده . بعد از دو سه دقيقه اي كه به همين منوال گذشت با دست كسش رو ماليدم و بهش گفتم تا مي تونه خودش رو شل كنه تا درد كمتري رو حس كنه و اون از ترس نمي تونست خودش رو شل كنه و من مجبور شدم چند تا سيلي به لپاي كونش بزنم و انگشتم رو بكنم تو سوراخش و باهاش بازي كنم و همونجور كه پاهاش رو دوشم بود خودم رو به سوراخ تنگش رسوندم و يه كم فشار دادم . چون قبلاً ارضاء شده بود كسش هنوز ليز بود و هين كار من رو راحت تر مي كرد . يه كم كه فشار دادم ديدم دهنش از درد باز مونده و صداش هم در نمي آد . من كه تازه فقط سر كيرم رو تو فرستاده بودم يه دستم رو كردم تو دهنش تا هم جلوي داد زدنش رو بگيرم و هم شوكي بهش وارد شه و از اون حالت در بياد . تو همون حال يه فشار محكم دادم كه نسرين يه جيغ وحشتناك كشيد و خودش رو از زير من حركت داد تا بيرون بياد . من كه مي دونستم اگه كيرم بيرون بياد ديگه نمي تونم بكنمش به زور نگه اش داشتم و بهش گفتم خودم رو ثابت نگه مي دارم تا دردش كم بشه و قول دادم تا اون نگفت ادامه ندم . يه چند لحظه اي كه گذشت ازش پرسيدم . بهتر شد كه اون با سر اشاره كرد و من كه داشتم داغون مي شدم يه فشار ديگه دادم و باز ثابت موندم و هي بهش مي گفتم خودش رو شل نگه داره تا دردش كمتر بشه و اون فقط ناله مي كرد ناله اي كه مثل جيغ بود و شر و شر اشك مي ريخت و با مشت هي ميزد به شكمم يكي دو دقيقه بود كه من تو اين وضع مونده بودم ، تا آروم شد ديگه امونش ندادم و تا ته كردم تو كسش . يكهو حس كردم كسش داره جر مي خوره ، از ترس كشيدم بيرون و دوباره كردم تو ، نسرين ديگه حتي فرصت داد كشيدن هم پيدا نكرد من كه موقعيت رو خوب ديدم شروع كردم آروم آروم تلنبه زدن و نسرين هم كه ديگه دردش كمتر شده بود شروع كرد به آه و اوف كردن و لي هنوز با دست منو نگه مي داشت و نمي ذاشت كه كيرم تا ته بره تو كسش و من هم هي فشار مي دادم . و اون فقط مي گفت بسته ديگه نمي تونه تحمل كنه ولي من كه ديگه گوشم به اين حرفا بدهكار نبود تندتر تلنبه ميزدم و كم كم دستش رو گرفتم و از روي شكمم برداشتم و با يه فشار محكم تا ته فرو كردم توش . بيچاره نسرين ديگه نمي دونست چكار كنه فقط ناله مي كرد و زير لب فحش مي داد . بعد از 5 دقيقه اي ديگه اوضاع عادي شده بود و من داشتم به راحتي كيرم رو تا ته مي كردم تو كسش و بيرون مي كشيدم و نسرين ديگه ناله هاش تبديل شده بود به آه و اوف و وحشيانه خودش رو تكون مي داد و اين كارش باعث مي شد كه تا ته كيرم بره تو و هي مي گفت هل بده بياد و زير لب مي گفت خوش بحال لاله ، چي مي خوره . كاشكي تو جاي سعيد بودي و از همين حرفا كه معلوم بود از روي شهوت زياد مي گفت . براي اينكه تغيير جهت بديم ازش خواستم كه پاشه و زانوهاش رو بذاره رو كاناپه و به حالت چهار دست و پا بشه و بعد رفتم پشتش و فرو كردم تو كسش و بهش گفتم براي اينكه بيشتر لذت ببري تو خودت رو جلو عقب ببر و نسرين كه ديگه داشت ديوونه مي شد اونقدر خودش رو محكم عقب و جلو مي كرد كه خايه هام محكم مي خورد به كسش و اون فقط مي گفت مي خوام ، مي خوام . تو همين حال انگشتم رو خيس كردم و آروم كردم تو سوراخ كونش ، اونقدر تنگ بود كه به زور نصف انگشتم رفت و آروم شروع كردم به جلو و عقب كردن انگشتم و نسرين كه ديگه داشت ارضاء مي شد خودش رو رو به عقب فشار داد و نگه داشت . منم كه داشتم مي تركيدم خودم رو خواستم بكشم تو يه لحظه بلندشد وبه پشت خوابيد گفت ميخوام هرچي قدرت داري بكوبي گفتم دختر جر ميخوري گفت نه نگو دارم ميميرم ميخوام يادگاري بكوبي هميشه به يادت باشم گفتم اين كيرو هركي خورده مشتريش شده هر موقع خواستي من هستم شروع كردم به تلمبه هاي مخصوص داد ميزد و ميگفت جوون چه كيره بكون جوون جرش بده يه لحظه محكم خودشو قفل كرد به منو گفت ميخوام آبتو بريزي تو كوسم ديگه ناي مقاومت نداشتم تموم آبمو تو كوسش خالي كردم . هي ميگفت چه كيره جوون چه آبي داره كوسمو پر آب كردي خوشكل بعد از شل شدن كيرم نسرين اونو كرد تو دهنش تا قطره آخر آبو خورد. گفتم راستي قرص خوردي گفت نه هرچي شد بزاربشه ميخوام ازاين روز خاطره داشته باشم حتي با يه بچه گفتم سعيد چي گفت اونش با من تا برسه خوابيدم زيرش بعدش ازاين به بعد بيشتر اين كوس مالتو تا اون تا اون . من مونده بودم تو شهوت اين دختر بعد بهش حق دادم از بس اين لاله و نسترن اونو اذيتش كرده بودن ديگه رسيده بود به آخر شهوت بعد بلند شديم و رفتيم حموم .......ادامه داره

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#14 | Posted: 1 Jan 2011 17:54
قسمت هشتم
شروع كردم به تلمبه هاي مخصوص داد ميزد و ميگفت جوون چه كيره بكون جوون جرش بده يه لحظه محكم خودشو قفل كرد به منو گفت ميخوام آبتو بريزي تو كوسم ديگه ناي مقاومت نداشتم تموم آبمو تو كوسش خالي كردم . هي ميگفت چه كيره جوون چه آبي داره كوسمو پر آب كردي خوشكل بعد از شل شدن كيرم نسرين اونو كرد تو دهنش تا قطره آخر آبو خورد. گفتم راستي قرص خوردي گفت نه هرچي شد بزاربشه ميخوام ازاين روز خاطره داشته باشم حتي با يه بچه گفتم سعيد چي گفت اونش با من تا برسه خوابيدم زيرش بعدش ازاين به بعد بيشتر اين كوس مالتو تا اون تا اون . من مونده بودم تو شهوت اين دختر بعد بهش حق دادم از بس اين لاله و نسترن اونو اذيتش كرده بودن ديگه رسيده بود به آخر شهوت بعد بلند شديم و رفتيم حموم ، يه ليف وشامپو حسابي به بدنش زدم و زيردوش بردمش شروع كردم زير دوش به عشقبازي حسابي از لباش خوردم يواش يواش دوباره ناله اون دراوردم كم كم داشتم زير گلوشو ميخوردم خودشو چسبونده بود به من و داشت كمر و كتف هاي منو مي ماليد يهو ديدم از شدت شهوت داره با ناخن هاش كتف و كمرو چنگ مي اندازه گفتم عين گربه هاي وحشي شدي گفت دارم ميميرم امير دوست دارم دوست دارم تازه داشتم به طرف سينه هاش مي رفتم كه گفت ديگه طاقت ندارم ميخوام گفتم تا حالتو سر جاش نيارم نداريم ميخوام به اوج برسي بعدا شروع كردم به سينه هاشو خوردن باوركنين از عسل شيرينتر هرچي ميخوري آدم سير نميشه تو اوضاع ديدم خانوم دست چپشو برد و از كير مبارك گرفت منو وادار كرد به اينكه سرمو بيارم بالا دو سه بوسه از لبش بگيرم با ناله ميگفت امير ميخوام منم ميگفتم زوده دختر چقدر توهولي هي ميگفت ميخوام كير ميخوام آروم آورم از باسنش شروع كردم به ماليدن همزمان داشتم زير گلوشو ميخوردم كه يهو داد زد امير كير ميخوام كير يهو لهن صحبتش عوض شد و شروع كرد به فش دادن آروم در گوشم گفت كوش كش كير ميخوام دوباره تكرار حرفش با صداي بلندتري ادامه داد حس كردم وقتشه ديگه طاقت نداره گفتم خانوم جوون بپر بالا يه لحظه ديدم پريد بالا و پاهاشو رو باسن من قفل كرد از زير با يه دست كيرم و گذاشتم رو كوسش و دو دستي باسنشو چسبيدم سر پا شروع كردم به تلمبه زدن داشت از حال ميرفت داد ميزد بكن جوون دارم پر ميشم بكن كوس كش بكن من جنده توام جوون بكن آروم آروم دست راستمو بردم رو سوراخ كونش از خيسي آب روي باسنش استفاده كردم و انگشت وسطي رو كردم تو كونش انگشت وسطي دست چپي رو هم آوردم نزديك همزمان با تلمبه زدن اونم وارد كونش كردم ديگه كاملا باسنش شو با پنجه هام دراختيار داشتم با دوسه تلمبه ديدم داره از حال ميره سنگيني بدنش بيشتر شده بود دستاشو دور كردنم قلاب كرده بود با ناله اي كه ضعيف تر شده بود ميگفت جرخوردم ديگه كوس برام نمونده كجائي سعيد زنت داره كوس ميده ! ياد حرفهاي لاله افتادم ميگفت بپا جرش ندي ! آروم گذاشتم رو زمين همينالش كمرو كتف هاش يخورده حالش بهتر شده بود ديدم صداش در اومد وگفت ممنون امير جون ممنون هيچ ميدوني چند بار ارضا شدم تا حالا بيش از ده بار شدم با سعيد تو حموم سكس نداشتم مزه ميده گفتم نوش جونت گفت حواسم بود تو داشتي با باسنم ور ميرفتي نكنه كون ميخواي گفتم اگه خانم اجازه بده ! گفت اگه ندم چي ! گفتم ميزارم براي لاله و نسترن يهو ديدم دولا شد و گفت اون جنده ها غلط كردن امشب بايد خماري بكشن ! زود باش ببينم چكاره اي ! اومدم شروع كنم ديديم برگشت و گفت فقط قول بده پارش نكني من تا حالا از پش ندادم اينم فقط بخاطر تو كه برام سنگ تموم گذاشتي دولاش كردم و شروع كردم به خوردن اون دوتا قرص ماه زبونمو ميكشيدم روي سوراخ كونش گاهي هم ميبردم رو كوسش دوباره نالشو در آوردم ديگه كاملا آماده بود يواش يواش كير مبارك و گذاشتم روي سوارخ نسرين به آرومي هولش دادم بره تو همزمان باسنشو مالش ميدادم استفاده از آب و بخار حموم و شل شدن بدن اين دختر دست به دست هم داده بود و راه رو براي كير من هموار ميكرد با يه فشار كلاهك رو بردم تو ديدم نسرين جيق بلندي كشيد و از زيرم دررفت سريع گرفتمشو گفتم كجا خانومي هنوز اولشه اومدي و نسازي گفت امير پاره ميشم گفتم نترس دختر اگه پاره شدن بود كه نسترن و لاله تا حالا بايد صد بار پاره ميشدن تازه اگه تحمل كني پاره نميشي و بيشتر خوشت مياد گفت بريم تو اتاق خواب كيرتو چرب كن اذيت ميشم شروع كرد به لوس كردن خودش ديدم داره از دستم ميره و چاره اي نيست حوله لاله رو انداختم رو بدشو گفتم بريم تو اتاق خواب آمديم تو اتاق با كرم باسنشو چرب كردم ديگه نذاشتم از دستم در بره و سر كير مباركو گذاشتم دم سوراخ كون خانم و يواش يواش شروع كردم به هول دادن ديدم داره بدنشو سفت ميكنه گفتم هرچي خودتو سفت كني بدتره بدنتو شل كن يه سانتي هول دادم تو هي ميگفتم شل تر كن نسرين دولا شده بود دو زانو رو تخت و سرشو چسبونده بود به تشك و ميگفت درد داره دارم مي ميرم گفتم يه زره طاقت بياري تموم ميشه يه زره ديگه شل كن كه يه فشار دادم تا نصف كيرم رفت تو يه دفعه گفت آخ مامان كونم پاره شد گفتم تازه داري جنده من ميشي دختر هنوز دارم تمريني باهات كار ميكنم گفت تازه اين تمرينيه كون برام نذاشتي گفتم يخوره ديگه كار تمومه شروع كردم به تلمبه زدن آروم ديدم داره ناله ميكنه كير و كشيدم بيرون و كرم و پر ملات برداشتم كشيدم رو كيرم يه مقدارم با انگشت ماليدم دور سوراخ خانمو و دوباره آروم آروم گذاشتم تو سوراخ نسرين ديدم اين دفعه حركت نرمتر شده تا نصف كيرمو كردم تو در آوردم دوباره كردم تو كونشو اينبار دو سوم كردم تو يه آخ همراه با شهوت گفت گفت بكن حالا خوبه گفتم درد نداره گفت چرا دارم ميميرم ولي خوشمم مياد با تلمبه هاي آروم تا ته كيرومو كردم تو كه ديدم نالش تبديل شده به فش و ميگه كوس كش برام كون نذاشتي پاره شدم لاله جنده تو كه ميگفتي مزه ميده مردم امير ديگه به حرفاش اهميت نمي دادم سرعت تلمبه هامو زيادتر كردم و كاملا خودمو چسبوندم بهش دستامو بردم زير و پستوناشو گرفتم دستم شروع كردم به چلوندن اونا با تموم قدرت داشتم ميكوبيدمو سينه هاشو مي مالوندم احساس كردم بدنش تو دستام شل شده ولي اختيار خودمو نداشتم يهو با فشار زياد توم آبمو خالي كردم تو كونش ديگه نا نداشتم كيرم داشت آخرين لرزش هاشو ميكرد تازه به خودم اومدم كشيدم بيرون ديدم دور كيرم خونيه اولش باورم نشد دقت كه كردم ديدم كون نسرين و پاره كردم نسرين عين يه جنازه خودشو ول كرده بود رو تخت ! حوله رو پيچيدم به بدنش و اونو بقل كردم و رسوندم به حموم.......ادامه داره

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#15 | Posted: 1 Jan 2011 17:55 | Edited By: bita
قسمت نهم

گفت چرا دارم ميميرم ولي خوشمم مياد با تلمبه هاي آروم تا ته كيرومو كردم تو كه ديدم نالش تبديل شده به فش و ميگه كوس كش برام كون نذاشتي پاره شدم لاله جنده تو كه ميگفتي مزه ميده مردم امير ديگه به حرفاش اهميت نمي دادم سرعت تلمبه هامو زيادتر كردم و كاملا خودمو چسبوندم بهش دستامو بردم زير و پستوناشو گرفتم دستم شروع كردم به چلوندن اونا با تموم قدرت داشتم ميكوبيدمو سينه هاشو مي مالوندم احساس كردم بدنش تو دستام شل شده ولي اختيار خودمو نداشتم يهو با فشار زياد توم آبمو خالي كردم تو كونش ديگه نا نداشتم كيرم داشت آخرين لرزش هاشو ميكرد تازه به خودم اومدم كشيدم بيرون ديدم دور كيرم خونيه اولش باورم نشد دقت كه كردم ديدم كون نسرين و پاره كردم نسرين عين يه جنازه خودشو ول كرده بود رو تخت ! حوله رو پيچيدم به بدنش و اونو بقل كردم و رسوندم به حمومبردمش زير دوشو شروع كردم به شستن اون چشماشو باز كرد با يه ناله ضعيفي گفت من زنده ام گفتم آره خوشگل من چيزي نشده خيلي آروم گفت آخرش كار خودتو كردي نه گفتم تموم شد ! گفت تموم كونم داره ميسوزه توكه درد نميكشي بدوني من چي ميگم تازه ميفهمم اونشب لاله چي كشيده سر دوشو آوردم پائينو قشنگ باسنشو با آب گرم شستم و آوردمش بيرون و گفتم تا خودتو خشك كني برگشتم سريع يه دوش گرفتمو اومدم بيرون ديدم دونبال نوار بهداشتي ميگرده گفتم چي ميخواي گفت نوار بهداشتي از عسلي تخت خواب يه نوار بهداشتي برداشتمو ديدم داري ميزاره لايه پاش گفتم صبر كن خوشگل من دوباره براش كاملا با كرم چربش كردم همزمان از لباش ميخوردم اين كيرمبارك منم كه دوباره سيخ شد نسرين حوله دور كمر منو وا كرد گفت اين حيووني هنوز سير نشده يا تو براي اون دو تا جنده آبتو نگه داشتي بزار ببينم اين چي ميگه تازه نگاهش افتاد به كير منو يهو گفت واي ي ي ي اين هنوز سر حاله آروم نشست روبروي كير منو اونو كرد تو دهنش شروع كرد به ساك زدن يه چند باري كه ساك زد منو خوابوند رو تخت و خودش هم خوابيد كنار منو گفت كون نذاشتي برام ولي اين جنده تو تا كمر تو خالي نكنه جائي نميره تازه عاشق اين كير شدم كامل با دو دست كيرمو گرفته بود و تا نصف اونو ميكرد تو دهنشو در مياورد يه چند باري اونو مي كوبيد به صورتش و دوباره ميكرد تو دهنش ! اينقدر اينكارو ادامه داد كه منو حالي به حالي كرد و صداي منو در آورد بعضي وقتا خلي يواش گاز ريزي با دندوناش از كير مبارك ميگرفت و ناله منو در ميآورد منم ميگفتم جنده گاز نگير اون ميگفت دردت مياد گفتم نه ولي گاز نگير ميگفت بهتره خودتو شل كني نوبتي هم باشه حالا نوبت منه ! تا نفس اين كيرو من نگيرم ول كن نيستم نالهاي منو با اين حرفاش و كاراش بيشتر كرد هي ميگفت جوون اين شاه كيره كون نذاشته برام اين كوچولو ميخورمش جوون بعد از چند بار ساك زدن و خوردن و گاز گرفتن ديد خبري از آب نيست بلند شد و اينقدر ناله الكي نكن اين جنده تو تا خواهر تو رو نگاد ولكن نيست لباساشو در آورد و شورتشو هم پائين كشيد برعكس حالت 69 خوابيد رو من و پاهاشو از هم باز كرد و گفت مشغول شو كوسو نسرين و بخور بجاي كوس آبجيت و اون لاله كوس پاره حس كردم بيشتر از من به اون داره مزه ميده مشغول خوردن كوس مبارك خانوم شديم ديديم تازه به خانوم مزه ميده و نالش و بيشتر كرد شروع كرد به كوبيدن كيرم به صورتشو هي ميگفت كجاي سعيد دارم كوس ميدم نيستي ببيني اين امير چه كوس ليسيه جوون بخور كوس كش بخور دوسه تا ليس از كيرم مي گرفت و دوباره فش و ناله هاي شهوتي يهو ديدم كوسشو چسبوند به دهن من منم زبونمو كرده بودم تو كوسشو داشتم لباي كوس شو زبون ميزدم طوري كوس شو چسبوند به دهن من كه داشتم خفه ميشدم يه لحظه حس كردم آب كوسش با دو سه بار منقبض و شل شدن ريخت تو دهنم همزمان كيرمو كرد تو دهنش منم با فشار آبمو خالي كردم تو دهن اون اولش يه اوقي زد و بعدش آروم آروم آب كيرمو خورد ديكه داشت ليس ميزد كه من خودمو ول كردم نفسم بالا نمي اومد برگشت به طرف صورت منو گفت چطور بود پهلوون زنده اي يا نه با صداي كش داري گفتم عالييييييييييي بود جنده من نمره ات بيست بيسته گفت مثل اينكه خيلي بهت خوش گذشته راستي نمره كوس دادن نسترن و لاله چنده ! بلند شدم گفتم بار اول به اونام بيست دادم كه تشويق شن و با جديت كارو ادامه بدن نسرين گفت بهت قول ميدم تو جندهات هميشه نمره بيست بيارم گفتم اولش بهت گفتم كه هر كي خورده عاشقش شده تا نفس من مياد من در اختيار شما هام به شرطي كه حسودي نكنين! يهو گفت بلند شو خيلي خوش خوشانت شده داره دير ميشه! بلند شدم و لباسامو پوشيدم و نسرين هم لباساشو پوشيد دوباره يه نوار بهداشتي لاي پاي نسرين گذاشتم و يه بوس كوچولو از كوس نازش كردم اونم شورتشو كشيد بالا گفت راحت شدي . گرفتم بغلم و بوسيدمشو گفتم ممنون عروسك من گفت نميدونم شما مردا چرا كوسو ول ميكنين از كون ميكنين گفتم يعني تو اصلا لذت نبردي گفت چرا آخراش ديگه هر چي ميگفتم تو نميفهميدي خودمو شل شل كردم يعني گذاشتم در اختيار تو تازه يه لذت ملسي تنمو گرفت همزمان حس كردم كونم داره داغ ميشه اولش فكر كردم تو داري ارضا ميشي بعد كه تو ارضا شدي ديدم كونم داره ميسوزه انگار آب داغ تو كونم ريختن تازه فهميدم كونم پاره شده ! فكر كنم تاچند روز نتونم برم سر كار!پريدم تو حرفاشو گفتم زود باش بايد بريم خونه مامان دونبال لاله و نسترن يخورده كه بگذره حالت جا مياد! تا اومديم تو ماشين و سمت خونه مادر خانومم ديديم نسرين هم يواش يواش حالش داره بهتر ميشه گفتم در چه حالي گفت حالتو بهتر از منه خنديدمو گفتم تا تو باشي در گوش من نگي كوس كش ! رو به من كرد و گفت كوس نوشه جونت ولي كون برام نذاشتي اين چيزي كه تو داري كير نيست بابا اين شاه كير ه خوش بحال لاله و نسترن چه حالي كردن با اين كير نسرين با عشوه نازي ادامه داد امير راستشو گفتي من ..... حرفشو خورد گفتم تو جنده مني گفت خجالت بكش من شوهردارم بي ادب . هر دو خنديدم و گفتم اوه اين خانوم چقدر با ادبه ! دوباره نسرين گفت امير من اگه دوباره بخوام گفتم هر موقع بگي در خدمت شمام خانومي !! نسرين گفت مرسي امير باور كن اين كير بيشتر ازاين حق داره!راستي چرااينقدر بزرگ و كلفته گفتم ازاون نپرس كه يه رازه با تعحب پرسيد امير بگو گفتم راز رو اگه ميگفتم كه تا حالا فاش شده بود با يه لحني كه خودشو لوس ميكرد گفت نميگي گفتم نه حالا گفت پس گي گفتم به موقع گفت اي بدجنس باز ميخواي ازم باج بگيري گفتم حالا!!!!!

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#16 | Posted: 1 Jan 2011 17:58
دوستان داستان نسرين با عنوان ( عروس خاله ) تموم شده با ادامه همون داستان به داستان سكس خانوادگي ميرسيم

( سكس خانوادگي ) قسمت اول
اومديم تو ماشين و سمت خونه مادر خانومم ديديم نسرين هم يواش يواش حالش داره بهتر ميشه گفتم در چه حالي گفت حالتو بهتر از منه خنديدمو گفتم تا تو باشي در گوش من نگي كوس كش ! رو به من كرد و گفت كوس نوشه جونت ولي كون برام نذاشتي اين چيزي كه تو داري كير نيست بابا اين شاه كير ه خوش بحال لاله و نسترن چه حالي كردن با اين كير نسرين با عشوه نازي ادامه داد امير راستشو گفتي من ..... حرفشو خورد گفتم تو جنده مني گفت خجالت بكش من شوهردارم بي ادب . هر دو خنديدم و گفتم اوه اين خانوم چقدر با ادبه ! دوباره نسرين گفت امير من اگه دوباره بخوام گفتم هر موقع بگي در خدمت شمام خانومي !! نسرين گفت مرسي امير باور كن اين كير بيشتر ازاين حق داره!راستي چرااينقدر بزرگ و كلفته گفتم ازاون نپرس كه يه رازه با تعحب پرسيد امير بگو گفتم راز رو اگه ميگفتم كه تا حالا فاش شده بود با يه لحني كه خودشو لوس ميكرد گفت نميگي گفتم نه حالا گفت پس گي گفتم به موقع گفت اي بدجنس باز ميخواي ازم باج بگيري گفتم حالا!!!!!!
وقتي رسيديم خونه مادرزنم نسرين جلوترازمن پياده شد گفتم دختر آبرومنو جلوي اين مادر زنمون نبري گفت چطور گفتم اينجور كه تو راه ميري هر كي ببينه سريع دوزاريش افتاده كه چه خبره گفت چكار كنم دست پخت خودتونه تازه اگه منظورت خاله است كه اون بيشتر چشمش به تو هستش تا من بعدشم اين دختراش بودن كه يه بره رو دادن دست يه گرگ ميخواي سالم هم باشه گفتم يواش تر همسايه ها ميفهمن گفت بفهمن اونا اگه ندادن برن بدن مگه كسي جلوشونو گرفته رسيديم تو پذيرائي كه نسرين گفت امير يه سوالي ازت بپرسم راستشو ميگي گفتم تا چه سوالي باشه گفت خودتو لوس نكن گفتم بگو بينم چي ميخواي بپرسي گفت رازه بهم نميگي آخه خيلي گونده و درازه گفتم چطور گفت باور كن هم لاله و هم نسترن ميگفتن تا من نخورم نمي فهم ميدم چيه! هي ازكلفتي و درازيش مي گفتن من باورم نميشد . بعدشم تو از كجا فهميدي كه من با فش دادن تحريك ميشم گفتم اينقدرحاليمه كه يه خانم با ادبي مثل شما فقط موقع كوس دادن كه فش ميده و حتما از فش خوردن هم تحريك ميشه با لحن خاصي گفتم جنده من! نسرين دونبالم كرد كه منو بزنه مي گفت بي ادب ! اين كلمه منو تحريك ميكنه يكار نكن بهت بگم كوس كش گفتم جوون تا باشه از اين كوس كشي ها باشه ! تو اين حرفا بوديم كه ديديم سروصداي لاله و مادرش و نسترن داره مياد اول از همه نسترن وارد خونه شد تا اومد نزديك ماوبه طعنه گفت چه كردين! چيزي براي ما مونده گفتم چه عجله اي داري گفت اونجور كه نسرين راه ميره ميدونم كه براش كون نذاشتي نسرين اومد جلو و خواست حرفو عوض كنه گفت چه خبر از خونه دائي اينا ! كه نسترن گفت نسرين جون بهتره تا كسي نفهميده تو بشني و ديدم لاله و مادرش وارد شدن مادرزنم گفت داماد فقط داماد خودم اميرجان خيلي خوش اومدي چه عجب سري به ما زدي امشب مال خودمي! بي انصاف ما هم دل داريم ! منم سريع گفتم ما كه خونه زاديم مامان ! خواستم حرف عوض كنم و گفتم چه خبر از خونه دائي آخرش اين دختر ه كسي رو پسنديد كه ديدم مادرزنم گفت آره اونم داديم شوهر آخر هفته هم عقدش ميكنن !گفتم چه عجله اي گفت البته اينا قبلا كاراشونو كردن بيشتر از اينا مي موند گندش در مي اومد ! گفتم حالا اين بخت برگشته كيه پرسيدم اين آقا داماد كي هست اسمي و نشاني و كاري! كه لاله اومد جلو ويه نيشكون ازباسن ما گرفت و گفت امير تو باز چشم منو دور ديدي! گفتم چيزي نگفتم كه تو ناراحت ميشي مباركه بابا! همه زدن زير خنده نسترن گفت اي زن ذليل ترسيدي امشب و هدر بدي ! مادرزنم گفت امير امشب مهمون منه !شما به فكر خودتون باشين ! و ادامه داد امير جان شما دامادو ميشناسي گفتم كيه ! !مادرزنم گفت هم دانشكده اي شماست آقاي رضائي !گفتم كدوم رضائي گفت نادر رضائي گفتم جل الخالق اين نادر كجا و خانواده دائي كجا كه نسترن اومد جلو گفت الهه تو شركت آقا نادر مشغول بكاره و آقا نادرهم اونو چند وقته كه ديده و پسنديده ! رفتيم و نشتيم تو پذيرائي من كنار نسترن روي مبل نشته بودم و شروع كردم به پذيرائي ازخودمون ديس ميوه رو برداشتم و تعارف نسترن و لاله كردم خودمم يه كيوي برداشتم و پوست ميكندم بعد از گذشت 10 دقيقه اي ديدم كه نسرين با سيني چاي جلوي روم ظاهر شد گفت امير خان! چاي رو برداشتم و ديدم چشمش به لايه پاي منه ! خيلي مصنوعي چهره اون نشون ميداد كه خجالت كشيده و با ابرو هاش اشاره اي به لاي پاي من كرد لبشو آورم گاز گرفت و رد شد فكذ كردم اين دختر چقدر شهوتي و دنبال سكس دست بردار نيست ! كه نسترن خم شد و مثلا دستمال كاغذي برداره يه نگاهي به لاي پاي من كرد و گفت زيپ شلوارت بازه شاه دوماد دختر مردم و هوسي نكن ! من اين دخترو رو ميشناسم الان شورتشو خيس كرده ! گفتم يواش تر شما ها چه تونه امشب ! گفت لاقل يه دوش ميگرفتي! ادامه داد بوي واتكس اون قربونش برم منو گشته! چه باشه اين وحشي و تشنه رو ! آروم زيپ شلوارو بستم كه مادرزنم تازه متوجه ماجرا شده بود گفت چي كارش داري نسترن ! تو دوباره حسودي كردي ! نسترن گفت وا مامان تو باز زدي تو ذوق ما داريم شوخي ميكنيم! مادرزنم گفت منم شوخي كردم دختر راستي اين نسرين كو! لاله گفت هوائي شد ورفت دستشوئي ! مادرزنم گفت وا مگه خبريه ! نسترن گفت نه مامان نسرين لاي پاي اميرو ديد هوسي شده ميدونين كه ! مادرزنم گفت امان از دست اين نسرين بازم دستشوئي!!! آروم رو به نسترن گفتم تو و لاله آمار منو به اين دختره دادين ! گفت ما و اون نداريم تازه اون شاگرد خودمه ! آمار تو كه جاي خود داره ! دقت كن الان رفته دستشوئي ! گفتم كه چي ! گفت يه حالي به كوسش بده ! با تعجب گفتم نه ه ه !گفت چرا دست و بالتو گم كردي آرومتر! ادامه داد هول نشو دارم برات! برگشتم درگوشش گفتم اونم جنده اي براي خودش كه نسترن گفت بي تربيت اون شوهر داره گفتم نه كه تو نداشتي ! گفت خبر نداري يكي ديگه هلاك ته! گفتم باز براي من برنامه جور كردين گفت اونم چه برنامه اي طرف خيلي حرفه ايه! لاله كه كنارم بود يهو گفت چه خبره شما هادرگوشي دارين چي ميگين گفتم چيز خاصي نيست گفت راستي امير اين آقا نادر چه جور آدميه! گفتم چطور گفت دركل بالاخره هم دانشگاهي تو بوده.كه ديدم همه منتظر پاسخ من موندن علي الخصوص مادرزنم !

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#17 | Posted: 1 Jan 2011 17:59
(سكس خانوادگي) قسمت دوم
دارم برات! برگشتم درگوشش گفتم اونم جنده اي براي خودش كه نسترن گفت بي تربيت اون شوهر داره گفتم نه كه تو نداشتي ! گفت خبر نداري يكي ديگه هلاك ته! گفتم باز براي من برنامه جور كردين گفت اونم چه برنامه اي طرف خيلي حرفه ايه! لاله كه كنارم بود يهو گفت چه خبره شما هادرگوشي دارين چي ميگين گفتم چيز خاصي نيست گفت راستي امير اين آقا نادر چه جور آدميه! گفتم چطور گفت دركل بالاخره هم دانشگاهي تو بوده.كه ديدم همه منتظر پاسخ من موندن علي الخصوص مادرزنم !
يه نگاهي به دور بر كردم ديدم! رو به جمع كردم و گفتم اتفاقا به نسرين داشتم از انتخاب مطمعن الهه ميگفتم كه منم تا اسم نادرو شنيدم تائيدش كردم. براي همين تا مامان اسمو آورد گفتم مباركه ! مادرزنم با لحن خاصي گفت البته اين شيطونا تا حالا يه سي چهل باري تو بغل هم بودن! همه زدن زير خنده! گفتم مامان راستي اون از كجا منو شناخت كه مادرزنم گفت موقع معرفي خودش و كارش و تحصيلاتش مي گفت فهميديم كه اونم خارج از ايران تحصيل كرده با كنجكاوي ما اون ادامه داد كه بعد برگشت با يكي از دوستان دوران دانشگاهيم اين شركت رو داير كرديم و الانم مشغوليم كه يهو لاله گفت چه جالب آقا رضائي همسر منم از دانشگاه شما فارغ التحصيل شده اتفاقا همدوره شما و هم رشته شما شايد اون شما رو بشناسه نادر هم گنجكاو شد اسم و فاميل تو رو پرسيد با گفتن مشخصات تو اون خيلي خوشحال شد و كلي ذوق كرد و به لاله تبريك گفت كه انتخاب تو به همسري رو تائيد كرد و نزديك به نيم ساعت دائما از خودشو و تو و خاطراتش ميگفت! طوري كه فراموش كرده بود براي خواستگاري الهه اومده از جمع عذر خواهي كردو به لاله گفت امشب من با پيدا كردن امير توسط شما واقعا خوشحال شدم راستش و بگم من به شوهر شما هم از بابت دوران دانشگاه و هم به خاطر استارت داير كردن شركت مديونم باور كنين امشب من دوباره متولد شدم امير در حق من برادري كرد و من و خانوادم قدر اونو نفهميديم با يه دل خوري از پيش ما رفت و ديگه ما اونو نديدم گرچه من و خانوادم بعدا فهميديم كه ما اشتباه كرديم ولي به امير دسترسي نداشتيم شماره تلفن تو رو از ما گرفت كه تماس بگيره البته مثلا تو نميدوني و ميخواد تورو غافلگير كنه!.نسترن يهو پريد تو حرفا و گفت نگفتم برات دارم ! حالا كه اينجوريه امير بايد شيريني بده گفتم من چرا! مادرزنم گفت راست ميگه ! لاله گفت امير تا اينا پياده ات نكردن بلند شو كه خسته ام بايد بريم خونه خيلي كار دارم ! كه نسترن با زدن يه چشمك به لاله با لحن خاصي گفت اصلا لاله جون شوهرت يه سور بدكاره منم امشب ميخوام بدهيشو صاف كنه هر جا برين منم باهاتونم كه مادرش هم گفت منم هستم نسرين يه چشمكي به من زد گفت پس من چي ! گفتم دختر هيچ معلومه تو كجائي نسرين گفت تو دستشوئي ! همه زدن زير خنده نسرين گفت وا دستشوئي هم خنده داره ! گفتم دختر تركيدم زود بيا بيرون رفتم دستشوئي و بعد از انجام كار برگشتم مادرخانمم اومد جلو و قربون صدقه من رفت و گفت امير جان تو خودت به اينا رو دادي مجبوري تحمل شون كني اينا شوخي ميكنن تو جدي نگير! گفتم حرفي نيست همه رو به حساب نادر ميزارم كه اينقدر از ما مايه نذاره نسترن گفت مامان حالا كه امير قبول كرده شما نميزارين! مادرخانم گفت نه بچه ها همين جا يه چيزي درست ميكنيم دورهم ميخوريم درضمن سور اميرخان بيرون از خونه مزه نداره! بقيه گفتن چرا ! مادرزنم گفت بزن و بكوب نداره ! آدم شنگول نيست مزه نميده ! رقصي و قري! همه يه هورا گشيدن ! گفتم مامان گلم! گفت نه نگو كه ناراحت ميشم ! خودت ميدوني كه نارحت بشم هم خودم و هم دخترا بهت محل نمي دن! بغلش كردم و يه لب ازش گرفتم و گفتم هر چي مامان خوشگله بگه احساس كردم اين مادرزن ما چه نقشه اي كشيده و بايد به فكر باشم باور كنين اولش ترسيدم بعدش به خودم اميدواري دادم و گفتم هرچه بادا باد ! (نا گفته نمونه كه رابطه من و مادرزنم خيلي خوبه و خيلي با هم راحتيم تو جشن ها و عروسي ها باهم ديگه با هم ديگه رقصيديم بارها شده بدن اونو من لخت تو حموم و استخر و دريا ديديم و لمس كردم راحت بگم فرقي بين اون لاله برام نيست اونم همينطور پيش من خيلي راحتو و منم با اون راحتم اينجوري بگم كه عاشق منه و رو حرفم حرف نميزنه واقعا همديگرو دوست داريم و به هم احترام ميزاريم همه فاميل هم مي دونن كه ما عين دوتا زن و شوهريم بيشتر اوقات در سفرها من و لاله و اون كنارهم خوابيديم و با هم خورديم و مست كرديم و كلا شاد بوديم خلاصه اينكه اون از دختراي امروزي سرحالتره و امروزي تر از نظر عقايد و غيره )گفتم چقدر به فكر مني قربونت برم! لاله اومد جلو گفت خودتو لوس نكن اينا شام ميخوان! گفتم به يه شرطي كه نه نيارين همه گفتن هر شرطي بگي قبول ( نمي خواستم از خودم بگم تعريف از خود اصلا خوب نيست ولي براي تجسم من رو روحيات من يه نمائي دوستان داشته باشن بعد نيست خوب من زماني كه وارد اين خانواده شدم از همون اول بنا آزادي را گذاشتم و خيلي راحت با مسائل زندگي گنار اومدم خانواده لاله هم از حق نگذريم رفتار متقابل رو با من داشتن تا جاي كه اگه من با كسي چه فاميل و چه غريبه رابطه جنسي داشته باشم لاله رو قبل از اون خبر ميكنم و همينطور برعكس نمي خوام اين رفتار خوبيه و درس اخلاق هم نگذاشتم ولي به نظر خودم اين عين صداقت و آزادي در خانواده است بگذريم از نظر مالي وضع متوسطي دارم با يكي از دوستان شراكت داريم و روزگاري ميگذرونيم يه ورزشكار رزمي و ازدوران دانشجوئي علاقه مند به ورزش رزمي ( آيكيدو ) شدم و مرتب اونو دنبال كردم در كنار اون لازم بود بدنسازي هم داشته باشم قد نسبتا بلندي دارم( 179 ) بدني آماده بقولي ورزشكاري يه جذابيت خاصي( البته اين گفته خانوما است كه دوست من شدن ) گفتم بعدش بايد بزنيمو و برقصيم! گفتن قبوله ! مادرزنم گفت امير جان ما شام خالي نميخواهيم بايد مشروب هم بياري !گفتم اونم به چشم! راستي همه اهل اش هستن كه مادرزنم گفت من از دخترام كه مطمعن ام فوري نسرين گفت منم همه جوره هستم !!.

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#18 | Posted: 1 Jan 2011 18:00
(سكس خانوادگي) قسمت سوم

گفتم بعدش بايد بزنيمو و برقصيم! گفتن قبوله ! مادرزنم گفت امير جان ما شام خالي نميخواهيم بايد مشروب هم بياري !گفتم اونم به چشم ! راستي همه اهل اش هستن كه مادرزنم گفت من از دخترام كه مطمعن ام فوري نسرين گفت منم همه جوره هستم !!.
با موافقت همه داستان ما شروع شد سريع پريدم و شامو به درخواست جمع سفارش دادم تا بياد رفتم تو خونه اول كيرمباركو كوك كردم اسپري و كرمو كليه ابزار سكس و به همراه يه دو سه شيشه ودكا و ويسگي برداشتم و اومدم خونه شام هم رسيد و جاتون خالي خورديم يواش يواش به هركدوم از دخترا هفت هشت تا پيك مشروب دلخواه خودشو داديم و كله ها داغ شد دخترا مشغول صحبت شدن و آروم آروم تاثير مشروب با جوك هاي سكسي شروع شد . قرار شد هر كي يه جوك بگه يكي يكي شروع كردن به جوك گفتن من بودم چهار تا زن مست مست كه با گفتن جوك هاي سكسي چراغ ميدادن ! و يواش يواش تو عشوه گري از همديگه سبقت هم ميگرفتن ! كله ها كه داغ شده بود بود يواش يواش گرماي بدن اونا باعث شد كه لباس هاي اضافي رو بكنن بندازن اونوريهو مادرزنم گفت شما ها چقدر شلين بلند شين يه سي دي و دالام و دولمبي مرديم دست منو گرفت گفت داماد خوشگلم بلند شو ! مادرزنم منو بقل كردو گفت اين جيووني گير بين چند تا انتخاب دلش ميخواد ولي روش نميشه به زبون بياره ميترسه به نسترن بگه لاله نارحت شه و به لاله بگه نسترن از دستش بپره ! يه نيم نگاهي هم به نسرين داره كه داره ازش ميره خودم پيش دستي كردم كه حرفي توش نباشه امشب مال منه به هيچ كدوم شما ها نميدمش لبشو گذاشت رو لب من و منم بوسيدمش ! گفت ثبت با سند برابر است نديدين طرف امضاي محضري هم كرد! نسترن گفت آقاهه اونيكه بقل كردي شوهر داره جو گير نشي فكر كني خبريه ! مادرخانومم هم كم نياورد گفت چيه نسترن حسوديت شد منو و امير با هم نداريم اين داماد من همه شما ها حريفه بلافاصله لبشو گذاشت رو لب من و يه لب آب دار از من گرفت خودمم مونده بودم لاله گفت خوبه خوبه لوسش نكن مامان اين امير نزده ميرقصه واي به حالي كه يه ميدوني هم ببينه ديگه نميشه كنتر لش كرد مادر زنم درجواب گفت لاله جان امشب من زن اونم و اونم شوهر من! امير و من خودم حريفم ! هر كي هم بخوادش بايد منو ببينه حتي تو !! لاله خواست كم نياره گفت منو تو نداريم مامان نوش جونت ميدوني كه امير آزاده و فقط من صف وانمي ايستم كارمن بي نوبت انجام ميشه ! نسرين يهو گفت خدا شانس بده مردم دل مادر و دخترو باهم بردن ! مادرزنم رو به نسرين كردو گفت نه اينكه دل تو نبرده ! دل تو از رو برده و زير دلتم از زير!نسرين گفت خاله ! مادرزنم گفت بد ميگم روزا تا ميبينش خودتو خيس ميكني ! شبا هم كه چشم مارو دور ببيني خيس خيس توش ميكوني! نسرين با تعجب گفت وا خاله ! مادرزنم گفت وا نداره بد ميگم ! همگي زدن زير خنده! نسترن با شيطنت خاصي گفت مامان يهو بگو امير زحمت سعيد هم ميكشه مارا راحت كن!!! مادرزنم گفت البته زحمت سعيد و فريبرز رو باهم ميكشه تازه اين نسرين رو اينجوري نبينين ! خيلي تيز تر از شما دوتا ست با يه نگاه به شلوار امير يه دستشوئي رفته و خودشو ساخته! منو شما سرمون بي كلاهه !!! همه زدن زير خنده !! نسرين يهو گفت خاله انصافا شما خيس نكردين ! مادرزنم گفت اي شيطون تو از كجا خيسي شورت منو ديدي!! نسرين دوباره گفت شورت پاتون نيست ! مادرزنم يهو دامنشو زد بالا گفت نگفتم اين پرو تيز تر از شماست! همه زدن زير خنده ! مادرزنم همچنان دست منو گرفته بود و يهو گفت شما ها چرا نشستين بلند شين اصلا ميخوام با شوهرم برقصم ! لاله گفت مامان تو كه شورت و درآوردي بقيه شم در بيار ماهم راحت باشيم! مادرزنم به حالت مستي گفت اونم به چشم يواش يواش و ادامه داد البته شرط داره اول بايد امير جلوي همه لخت كنم ! نسترن يهو گفت آخ جون ماجرا داره جالب ميشه بنازم به مامان چشمش اميرو گرفته داستان سكسي نشه خوبه ! حس كردم مادرزنم كاملا مسته و جوگير شده ! آروم آروم دكمه هاي پيراهن منو وا كرد صورتشو چسبوند به سينه من! گفت چرا كه نه چقدر منتظر اين شب بودم صورتشو آورد بالا و يه لب ديگه از من گرفت گفت اصلا خودم هم لخت مي شم ! تيشرتش و درآورد و انداخت اون طرف ! دوباره نسترن و نسرين يه هورا كشيدن ! ر و به من گفت به شما هم كه بد نميگذره شيطون منم ديدم جاي كم آوردن نيست گفتم مگه ميشه پيش شما به آدرم بد بگذره نازخانوم ! مادرزنم گفت از شوخي گذشته چقدر شما بي ذوقين مثلا عروسيه منه امشب ! نسرين گفت خاله كو تا عروسي ! مادرزنم گفت كاراصلي تو اتاق خوابه كه ميخوام نفس اميرو بگيرم! لاله گفت مامان منظور عروسي الهه است ! كه مادرزنم خيلي بي پروا و با طعنه گفت الهه خانوم كه عروسي واقعي رو كرده! من منظورم عروسي خودمه ! لاله ديد داره كم مياره گفت حالا كه اينجوري پس من چرا كلاه سرم بره مامان لباسهاي مونده رو درآورد و شورت و كرست هم از تنش كند و انداخت اونور كه نسترن هم جو گير شد و گفت اينو باهات هستم لاله جون اونم لخت لخت شد و رفتن به طرف نسرين لباساي مونده نسرين و كندن و يه شورت از نسرين باقي موند مادرزنم تو اين فاصله شلوار و پيراهن منو درآورد .گفت زشته جلوي اين خانوما شما حجاب دارين با يد همرنگ اونا بشين ديگه روي همه به هم وا شده بود و نسرين اومد به طرف ما وگفت خاله اين آقاهه خيلي با حجابه ميشه راحتر باشه مادرزنم گفت منتظر شما شورتنو درآرين اونم روش بشه نسرين شورتشو درآورد و از لاش نواربهداشتي رو كشيد بيرون و گفت من معذوريت داشتم شوهر شما كه عذري نداره مادرزنم نواربهداشتي نسرين گرفت و انداخت اونور و گفت تو به دوتا لكه خون ميگي معذوريت من تا پاره نشم نوار بهداشتي لاي پام نميزارم دختر ! بلافاصله شورت منو كشيد پائين تا كير منو ديد يه دستي بهش كشيد و يهو گفت لاله جان حق داري مامان چي كشيدي با اين جونور! همگي لخت لخت بوديم و مست مست يه لحظه ياد روز لختي ها تو هلند افتادم پيش خودم گفتم دستي دستي گول مون زدن و دست به دولمون زدن اين جنده ها ! منظره جالبي بود همه مست مست بوديم و هر كي آمپرش ميوامد پائين با يه پيك اونو ميساختيم من بودم و چند تا جنده كه با راه رفتن پستوناشون بالا و پائين مي رفت و منو ديوونه ديوونه ميكرد يه دوپنيگ حسابي چشام داشتن خودشونو خفه ميكردن و كير مبارك هم داشت جون ميگرفت بقيه هم كمتر از من نبودن چه شبي شده بود لاي پاي همه خيس بود شنگول شنگول داشتن حال ميكردن به نوعي يه آزادي رو ميشد حس كرد بين دخترا و مادر و نسرين كه بين اينا مي خواست كم نياره ! و من كه نهايت استفاده رو داشتم مي بردم !

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#19 | Posted: 1 Jan 2011 18:02
(سكس خانوادگي) قسمت چهارم


همه مست مست بوديم و هر كي آمپرش ميوامد پائين با يه پيك اونو ميساختيم من بودم و چند تا جنده كه با راه رفتن پستوناشون بالا و پائين مي رفت و منو ديوونه ديوونه ميكرد يه دوپنيگ حسابي چشام داشتن خودشونو خفه ميكردن و كير مبارك هم داشت جون ميگرفت بقيه هم كمتر از من نبودن چه شبي شده بود لاي پاي همه خيس بود شنگول شنگول داشتن حال ميكردن به نوعي يه آزادي رو ميشد حس كرد بين دخترا و مادر و نسرين كه بين اينا مي خواست كم نياره ! و من كه نهايت استفاده رو داشتم مي بردم ! مادرزنم گفت حالا بلند شين! يه قري بياين ببينيم اين كيربراي كدوم كوس بلند ميشه ! يهو دست منو ول كرد كه خودش بره و يه سي دي تو ضبط بزاره نسرين پيش دستي كرد و يه سي دي گذاشت تو درايو ضبط و با صداي موزيك رقص شروع شد و مادرزنم بعدش لاله شروع به رقصيدن كردن نسترن هم وارد گود شد من موندم و نسرين كه نشسته بود و دست ميزد و مي خنديد رفتم سمت نسرين گفتم شما نمري وسط يواش گفت تمام باسنم درد ميكنه گفتم بلند شو يه قري بيا ! دوسه تا لرزه بياي دردش ميوفته اصلا ميخوام لرزيدن باسنتو ببينم ! لاله با رقص اومد جلو به من گفت تو هنوز دست از سر اون برنداشتي تا اومدم جواب بدم ديدم مادرزنم اومد جلو و دست منو گرفت گفت قرار بود تو با من برقصي همش چسبيدي به نسرين! امير جان ما هم دل داريم و از اونكه اون داره ما هم داريم دستاشو انداخت دور گردن منو شروع كردم آروم با اون رقصيدن آروم درگوشم گفت دوسه تا تشكر بهم بدهكاري به موقع به حسابت ميرسم گفتم مامان ! گفت فكر نكن ما حاليمون نيست شما تكون بخورين من دستتونو خوندم بعدشم دختراي من از اول عادت كردن از كوچكترين كاراشون تا شب خوابيدنشون با شماهارو به گوش من برسونن ! ديدم مشروب تاثير خودشو رو مادرزنم گذاشته البته بقيه هم دست كمي از اون نداشتن فهميدم كه دخترا قاف و دادن و منم بدجوري گير كردم گفتم هر چي شما بگي قبوله خانوم خانوما گفت آخر همه اين كوسا من خودم سرويس ات ميكنم ! تو اون شلوغي يه لب آبدار ازم گرفت و چرخي زد و دست نسترن رو گرفت گذاشت تو دست من و گفت فريبرز اينجا نيست وكيلش كه هست لاله و نسرين يهو گفتن اوه ه ه ه ه ه ه امشب چه شبي يه ! مونده بودم تو حرفاي اين مادرزنم مات و مبهوت تازه سنگيني مسئوليت رو حس كردم كه منم و اين چهارتا كوسه تشنه! با منگي خودمو تكون ميدادم دوباره ادامه رقص و نسترن تو بقل من بود من از كمرش گرفته بودم و خيلي آروم باهاش ميرقصيديم نسترن باناز و كرشمه گفت امير گفتم چيه خوشگل خانوم گفت ميتونم يه چيزي بپرسم گفتم راحت باش! گفت از نسرين شنيدم صحبت يه راز و با يه عشوه و كرشمه اي ادامه داد بمن نميگي ! گفتم اگه ميگفتم خوب الان ديگه رازي نبود جيگر! ادامه دادم به موقع اش بهت ميگم البته شرط داره گفت هر شرطي بگي قبوله ! گفتم يه كون مشتي ازت ميگيرم !گفت بي شرف باج ميخواي گورخوندي من به تو باج نمي دم ! ميخواي كون منم مثل نسرين پاره كني ! گفتم اون شيطون چيزي بهت گفته آهسته تو گوشم گفت منو اون هم مثل تو و مامان ندار نداريم ! همه جوره با هم هستيم دوباره با ناز ادامه داد آمار شب هاي همه رو تلفني به من ميگه تا چه باشه به روزاش مثل امروز! اومدم حركتي بكنم متوجه بلند شدن كير مبارك ما شد كيرم رو كوس خانوم بود و با يه حركت رفت لاي پاش اونم دستاشو دور كمرم سفت كرد و با عشوه اي گفت آروم پسر سوختم راستي اميرچه حرارتي اين حيووني ! آثار مشروبو ميشد تو نسترن حس كرد مست مست بود ! ديدم اينا همه بند و آب دادن احتمالا مادرزنم هم جريان من و نسرينو ميدونه ! از فرصت استفاده كردم و گفتم اگه شرط رو قبول كني منم تلافي ميكنم ! گفت حاضرم چند تا كوس سير بهت بدم ! ولي از پشت نمي دم! گفتم پس بي خيال شو! گفت هربار بخواي ازجلو حتي يه كوس ديگه رو برات رديف ميكنم ! گفتم از پشت ميخوام ! گفت خيلي كلفته و دراز ميترسم پاره شم! گفتم تو كمتر از نسريني گفت قبوله اينقدر تو گرمي و پرحرارت آدم تو بغل تو همچي يادش ميره و تو بدجنسم كه از فرصت استفاده ميكني ! گفتم حرارت تو كه بيشتره شيطون منم حوسي كردي ! گفت ديدم آمپرت رفته بالا! گفتم تو چي گفت دارم ميميرم ! تا حالا دوبار خيس كردم !! گفتم امشب برات ميخورمش كه حال بيائي ! دوباره يه بوس از لبش گرفتم و با يه عشوه اي گفت جوون ديونم كردي ! تو اين فاصله نسرين اومد جلو وگفت امير خان ما هم دل داريم ها! گفتم درخدمتيم دستاي نسرين دورگردن من قفل شد و با يه لب شروع كرديم به رقص نسرين گفت نو كه بياد به بازار كهنه ميشه دل آزار! گفتم خوشگل خانوم تو هنوز جون داري! نسرين در گوشم گفت خاله آخر وقتو رزرو كرده به ما كي وقت ميدي ! به آرومي در گوش اون گفتم شما كه جنده خودمي! گفت خودم مي كشمت امير ! تا لاله اومد جاشو با نسرين عوض كنه نسرين منو چرخوند و خودشو چسبوند به سينه من گفت دارم مي مي ميرم تموم كوسم خيسه امير جوون! گفتم اي كه من قربون تو و اون خيسي كوست برم! لاله جاشو با نسرين عوض كرد گفت امير جون ميدوني كه من بي نوبتم ! گفتم شما كه تاج سري ! گفت همين جا ميكني لاله رو چسبوندم به خودم يه لب آبدار ازش گرفتم چرخيد و باسنش و چسبوند به كير مبارك من! و دوباره يه چرخي زد و دستشو گذاشت رو كيرم كه بقيه تا قضيه رو ديدن همگي با هم گفتن جوون لاله تركونده ! يكي يكي رفتن كنار و نشستن! منم ديگه نا نداشتم لاله پشتش به من بودو دستاي منو گذاشته بود از جلو روكوس شو باسنش رو هم ميماليد به كير مبارك و با صداي بلند گفت جوون اين آقاهه عجب حالي ميده درگوش اون گفتم زشته ! دوباره با صداي بلند گفت دارم ميميرم گفتم لاله زشته جلوي بقيه گفت زشته ! به همه وقت دادي! اول از همه نوبت منه ! گفتم باشه هرچي تو بگي ! درحال رقصيدن گفت امير كير ميخوام گفتم زشته دختر! همه زدن زير خنده با حالت مستي گفتن زشته دختر ! لاله چرخيد رو بروي من دست انداخت كيرومو دوباره گرفت و گفت اين كجاش زشته ! ديدم لاله مستيش زده بالا آرومش كردم با اشاره من مادرزنم ضبط و خاموش كرد. لاله گفت چرا قطع كردين تازه گرم شده بوديم . منم گفتم خسته شديم بريم بخوابيم. لاله گفت تو برو اتاق خواب تا منم بيام حسابتو برسم! منم از خدا خواسته به طرف اتاق خواب راهي شدم كه نسرين گفت كجا گفتم شما ها همگي ولو شدين منم خسته ام و ميرم بخوابم همراه من راه افتاد.........

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     

#20 | Posted: 1 Jan 2011 18:02
(سكس خانوادگي) قسمت پنجم


درحال رقصيدن گفت امير كير ميخوام گفتم زشته دختر! همه زدن زير خنده با حالت مستي گفتن زشته دختر ! لاله چرخيد رو بروي من دست انداخت كيرومو دوباره گرفت و گفت اين كجاش زشته ! ديدم لاله مستيش زده بالا آرومش كردم با اشاره من مادرزنم ضبط و خاموش كرد. لاله گفت چرا قطع كردين تازه گرم شده بوديم . منم گفتم خسته شديم بريم بخوابيم. لاله گفت تو برو اتاق خواب تا منم بيام حسابتو برسم! منم از خدا خواسته به طرف اتاق خواب راهي شدم كه نسرين گفت كجا گفتم شما ها همگي ولو شدين منم خسته ام و ميرم بخوابم همراه من راه افتادوقتي وارد اتاق خواب شديم پشت در دستاشو انداخت دورگردن من و گفت امير تا كسي نيومده ميخوام گفتم دختر الانه كه لاله و نسترن بيان تو بزار من يه دسشوئي برم مثانم داره ميتركه يه دست به كيرم زد گفت جوون چه بادي كرده ! اومدم كه برگردم گفت برو تو حموم مگه جيش خالي نداري گفتم نترس در نميرم برگشتم و رفتم دستشوئي و يه دست تلمبه دستي زدمو بعد خالي كردن مثانه كير مبارك و حسابي ساخت مش يه اسپري جانانه زدم تا جوون داشته باشه كارسنگيني داشتم سير كردن چهار تا كوس تشنه و حشري ! تا از دستشوئي اومدم بيرون رفتم تو اتاق خواب كه ديدم نسترن و نسرين واستادن كاملا معلوم بود مست مستن نسترن با حالت مستي تا منو ديدن نسترن گفت هي آقاهه يه راه كمتر ميرفتي همزمان دست ميزد به كون نسرين گفتم به شما خانوما خوبي نيومده مارو باش به كيا خوبي ميكنيم نسترن اومد جلو لبشو گذاشت رو لب من شروع كرد به خوردن لباي من نسرين از پشت بغلم كرد و يهو با زيركي نسترن رو هول داد اونور و خودشو چسبوند به من وگفت امير كوسم تو دهنت دارم ميميرم نسترن كه رفته بود كنار گفت يواش تر دختر الان مامان ميشنوه هوائي ميشه كاردستمون ميده! وقتي ديد نسرين حاليش نيست و مشغوله! ادامه داد اي خانوم شما شوهر دارين با مرد غريبه آره! باز چشم شوهرتو دور ديدي! نسرين گفت نه اينكه شما دور نديدن! نسترن گفت روت خيلي زياده نسرين از كون درد نميتوني راه بري! باز چسبيدي به كير امير تو سيرموني نداري دختر! نسرين گفت بي ادب من شوهر دارم يهو همگي زديم زير خنده با اومدن لاله و ديدن نسرين و نسترن يهو لاله با يه لحني گفت شما دخترا راحتين ! نسترن گفت چيه لاله جون مثل اينكه شما از ما راحتري لاله گفت چرا شما با لخت واستادين نسترن گفت ما داشتيم اونو آماده ميكرديم نگه تو ميخواي نيومده امير درجا بكندت نسرين هم گفت چرا حسوديت ميشه لاله جون! يهو لاله گفت نسرين تو سير نشدي ! نسترن گفت دلت بسوزه چه كيري خوردم خوشكل خانم لاله گفت نوش جونت مثل اينكه از كوس پاره شدي وكونم برات نمونده!!! خواب چشمامو گرفته بود با عجله خودمو انداختم رو تخت! يهو لاله گفت دخترا اين شوهر ما امروز خيلي خسته شده بيان بيرون بزارين بخوابه بلافاصله همگي رفتن بيرون سر و صداي اونا داشت مي اومد اينقدر سر و كله با هم زدن كه حساب نداشت............
بعد ازيه ربع ساعتي بعد كه سرو صدا ها خوابيد متوجه شدم در اتاق خواب باز شد . كمي كنجكاو شدم. خودمو زدم به خواب زير جشمي يه نگاهي كردم ديدم لاله اومد بالا سرم و گفت هي آقاهه من دارم ميرم حموم تو نمي آي رفت تو حموم... با صداي آب تكوني به خودم دادمو و يه كمي دست به كيرم زدم و باهاش ور رفتم. سفت سفت تو دستم بود. تكون تكونش مي دادم تا اينكه حسابي اومد بالا. گفتم بلند شو پهلوون نوبت جنگ تو و اين جنده هاست بايد خودتو به اينا نشون بدي ببينم در چه حالي كم نياري كه اوضاع خراب ميشه خودمو مثل يه دونده استقامت آماده كردم كه تا آخرش برم و يه خاطره عالي به ثبت برسونم و چند تا مشتري توپ داري امشب. دوتا پشت دستي به كيرم زدم گفتم خوابي يا بيدار ديدم دوسه تا سرك عين فنر زد و تائيد كرد و بلند شدم رفتم تو حموم. آروم درو وا كردم لاله زير دوش بود رفتم جلو از دستش گرفتم و كشيدم به طرف خودم يه بوس كوچولو از لبش گرفتم و گفتم سلام عزيزم امشب محشر شدي گفت تو محشرتري دل همه رو بردي حتي مامان! گفت يواشكي اومدم سيراب شم گفتم چرا اومدي تو حموم گفت ميخواستم برات آمادش كنم گفتم مگه حاضر نبود خوشكل من گفت چرا خواستم نرم نرمش كنم برات گفتم لاله نميدوستم مشروب اينقدر شهوتي ميكنه ! گفت همه كوسشون خيس خيسه ! امير دارم ميمرم گفتم بيا خوشگل من! اومد بغلم بلندش كردم رو هوا دو طرف باسنشو گرفتم آروم نشوندم رو كيرمو تا كيرو احساس كرد با صداي بلند گفت جوون ! امير بكن تو كوسم ! كيرمو وارد كوس لاله كردم دستاشو دور گردنم انداخته بود گفت امير خيلي بدجنسي نگفتم براي منم بزار گفتم دختر همش مال خودته درضمن عزيزم مال تو سفارشي سفارشيه من اگه صد تا كوس هم بكنم اين كوس يه چيزه ديگه ايه با دو سه تا تلمبه ديدم ديدم نالش بلند شد دو سه تا تلمبه ديگه نالش بلند تر شد گفت چيكارش كردي امير امشب اين خيلي سر حاله! گفتم مشتري جديد ديده گفت با مامان هم آره گفتم اگه تو راضي باشي! گفت نوش جونت فقط جرش ندي گفتم اون كه اوپن اوپنه گفت اونكي كه خورده دول بوده نه كير همچنان آروم تلمبه ميزدم و با ناله ميگفت خوشت مياد زنت برات كوس مياره ! گفتم ميميرم براي اين زن گفت اي بدجنس خوب حال ميكني گفتم من كه حرفي ندارم تو هم اگه خواستي ميتوني با يكي ديگه بجز من حال كني گفت ميدوني امير راستش هوسي شدم به شوهر نسترن دادم ولي باوركن اين لذتي كه كير تو داره اون نداشت هرچي خودمو سفت كردم از كيرش چيزي نفهميدم ادامه داد هربار كه ميبينم نسترن و نسرين با چه حسرتي ميگن خوش به حالت بيشتر خوشم مياد و بخودم ميبالم دوست دارم كوس هاي اونا رو هم پاره كني بخار حموم و عرق بدن لاله باهم قاطي شده بود ديدم داره پرواز ميكنه گفت بكوب كه اين كير حق داره دو سه تا تلمبه ديگه زدم كه ديدم لرزيدو ارضا شد گفتم به اين زودي گفت اين روش سرپائي كوس براي آدم نميزاره و يه بوس از لباي من كرد و گفت شب بخير عزيزم خوش بگذره هنوز مستي از سرش نپريده بود تا از حموم دراومد!

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
صفحه  صفحه 2 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / خاطرات سكسی پیرمرد(زیر شلواری) بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.