| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

Erotic Stories | داستان های سکسی (حشری کننده)

صفحه  صفحه 107 از 107:  « پیشین  1  2  3  ...  105  106  107  
#1,061 | Posted: 19 Jul 2014 22:56
دوباره تونست گولم بزنه


من همه چیزش رو دوست داشتم، لهجه بامزه جنوبیش رو، قد بلندش رو، تنه ی محکم ولی ظریفش، حتی زبون چرب و نرمش که خامم کرده بود... اما همه چیز به هم خورد. سر یه بازی مسخره " شجاعت و صداقت" که پسورد فیسبوکش رو خواستم و دیدم با چندتا دختر چت کرده و شماره داده و شماره گرفته. به هم زدیم، یه مدت افسرده بودم ولی بعد یادم رفت...سیمکارت جدید، آدمهای جدید، جمع های جدید، کارای جدیدتر...


یه روز بعد از دوسال که اصلاً انتظارش رو نداشتم بهم زنگ زد. لعنت به حافظه ی قوی! اگه شماره ش رو نمیشناختم جواب نمی دادم ولی عصبانیت و کنجکاوی باعث شد بردارم. بهم گفت شمارم رو از دوست صمیمیم گرفته و شروع کرد داد و بیداد که من حق نداشتم اون جوری بذارمش و برم و سوء تفاهم شده و زود قضاوت کردم و خلاصه خامم کرد! اینجوری شد که به اسم دوست اجتماعی هفته ای یکی دوبار همدیگه رو میدیدیم و منم حسم داشت کم کم بهش بر می گشت. نزدیکای بیست و دو بهمن شد که تعطیلات سه روز پشت سر هم افتاده بودن و پدر و مادر منم طبق معمول منو تنها گذاشتن و رفتن مسافرت. شب اول اومد من رو برد بیرون کل شهر رو گشتیم و شام خوردیم و قول داد فردا بیاد و من و دوتا از دوستام رو ببره بیرون.
فرداش به هوای اینکه میخوایم بریم بیرون کلی به خودم رسیدم و در حال آرایش کردن بودم که زنگ خونه مون رو زد. در رو براش باز کردم که بیاد بالا تا من حاضر میشم و اونم بی سر و صدا اومد و نشست توی هال. گفتم منتظر بمونه... نمیدونم چند دیقه گذشت یا چطوری شد که دیدم اومده تو اتاقم و داره کتابامو بررسی می کنه. گفتم برو میخوام شلوارمو عوض کنم. گفت نمیخوام ناراحتی برو. گفتم خجالت میکشم بروووووووو دیگه! اونم گفت نه که من دیدنی ها رو قبلاً ندیدم! اصلاً میخوای خودمم شلوارمو دربیارم؟
گفتم آره در بیار!


اونم شلوارش رو کشید پایین. کیرش نیمه راست، به سمت چپ خم شده بود و روی شورتش یه ذره خیس بود. اونایی که این تجربه رو دارن حس من رو درک می کنن، کسی که قبلاً عاشقش بودید و با هم سکس داشتید، همیشه براتون سکسی و تحریک کننده میمونه. منم مثلاً تریپ کل کل شلوارم رو کشیدم پایین. اون بافت و تی شرتش رو درآورد. منم تی شرت و سوتینم رو درآوردم. هر کسی یه نقطه ضعفی توی سکس داره، به خصوص دخترا، و نقطه ضعف من هیکل پسره. من اصلاً دست پسر قد بلند و لاغر بهم بخوره از خود بیخود میشم.


اونم که از قبل اینو ممیدونست دست گذاشت روی سینه هام. منم دست گذاشتم رو سینه ش. دستش رو کشید آورد پایین تا کسم. منم دستشمو کشیم تا کیرش که دیگه سیخ سیخ شده بود. اون شروع کرد از روی شورت مالیدن کسم ولی من اینقدر دیگه از خودم بیخود شده بودم که دیگه کیرش رو نمالیدم گذاشتم کارش رو بکنه. اون هم قشنگ همه جاهای حساس منو بلد بود. میخواست شورتمو بکشه پایین ولی نذاشتم. هی گفتم نه، نه. ( نمیخواستم ادا تنگارو درآرم ولی پشم داشتم خب نمیدونستم قراره اونجوری بشه. اونم همیشه منو تر و تمیز و بی پشم دیده بود ترسیدم بدش بیاد.)
نمیتونستم کلاً بیخیال شم و نمیتونستم بذارم اونجوری کسمو ببینه. میخواستم از دستش فرار کنم که خوابیدم توی اتاقم کف زمین روی موکت. از زیر پرز موکت میرفت توی تنم و از رو ریشای اون! داشت سینمو می خورد. دوباره تا رسید به کسم نذاشتم. گفت خب چتههههههه؟ منو نمیخوای؟
گفتم چرا میخوام ولی نمیشه.
گفت: الان که پریود نیستی!
یعنی حال کردم که هنوز یادش بود من اول ماه پریود میشم. گفتم نه نیستم ولی...
گفت: شیو نکردی؟!
قرمز شدم از خجالت. اونم گفت عیبی نداره فقط دستمو میکنم تو شورتت. میخوام احساسش کنم دلم براش تنگ شده. گفتم باشه...



باشه همان و دیوونه شدن من همان. من نشستم بغلش و قمبل کردم اونم خوابیده بود رو زمین. کونمو گرفته بودم سمت صورتش. شورتشو کشیدم پایین و بدون اینکه کامل درش بیارم، شروع کردم لیس زدن و ساک زدن. اونم هی انگشت وسطش رو کوچولو کوچولو دم سوراخم فشار می داد و هی کسمو با چهارتا انگشتش می مالید یه جور که انگار یه کیر دیگه لای کسمه. هر باری که می مالیدمن دلم هوری می ریخت (من از این مدلام که توی سکس هرلحظه ش اندازه ارضا واسم لذت بخشه.)
منم هرچقدر حشری ترم می کرد تند تر واسش میخوردم. آخرشم بدجنسی کرد و بدون اینکه بهم بگه همه آبشو ریخت توی دهنم. منم خواستم کوفتش نشه بهش لبخند زدم ولی حالم داشت از بوی وایتکس آب کیر به هم میخورد.





اون شب من و اون و دوستام رفتیم شام بیرون خوردیم و قلیون کشیدیم و شب اومد پیشم موند و تا صبح با همون پشما منو یکی دوبار دیگه کرد و ساعت 7 صبح رفت . (چون نمیدونستیم بابام اینا کی میان و گفتیم بپرسیم هم تابلو میشه.) دوماه بازم با همدیگه دوست بودیم و تا مرز پرده زدنم هم رفتیم چون اینبار داشتم بهش زیادی اعتماد می کردم تا اینکه گوشیش رو نگاه کردم و دیدم با یکی به اسم نگین سکس اس ام اس کرده...
بااینکه لاشی بود ولی همین الانم وقتی به بدنش فکر می کنم قلبم براش تندتر میزنه...

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     
#1,062 | Posted: 19 Jul 2014 22:57
سينما پارادايز


تو شهر كوچك ما بهترين تفريح تو روزاي گرم و طولاني تابستون سينما رفتن بود . يه سينما هم بيشتر نداشتيم . اين بود كه هر فيلمو سه چهار بار مي رفتيم . بقيه وقتمونو هم با ول گشتن تو كوچه پس كوچه ها و ديد زدن مغازه هاي خيابون اصلي شهر مي گذرونديم . تو سن و سالي بوديم كه ديگه از بازيهاي كودكانه خوشمون نمي اومد . دنبال ماجراهاي تازه بوديم . مسير كنجكاويهامون عوض شده بود . نياز هاي جديد و ناشناخته اي احساس مي كرديم . مثلاً ديدمون نسبت به دخترها عوض شده بود . جور ديگه اي راجع به اونها صحبت مي كرديم . بيشتر جوكهايي كه بچه ها تعريف مي كردن جوكهاي سكسي بود . هر چند هم سن و سالهاي ما اطلاعات درستي در مورد دختر ها نداشتن . هيچ ارتباطي هم بين پسرا و دخترا نبود . فضا به شدت سنتي بود . خب تو همچين فضايي خود به خود كم كم تمايل به ارتباط جنسي با پسراي ديگه به وجود مي اومد . همه سعي مي كردند با پسراي خوشگلتر دوست بشن . ديدن يه پسر خوش قيافه همه رو مي برد به عالم هپروت . حتي فيلمهايي كه پسر خوشگلي توش بازي مي كرد بيشتر طرفدار داشتن ....



اون روز تنها رفته بودم سينما . يه فيلم فرانسوي بود به اسم « جاده شب » يه پسر خوشگل توش بازي مي كرد كه عضو تيم واترپولوي مدرسه شون بود . عجب صحنه هايي داشت . دفعه چهارم بود كه مي ديدمش . تو سالن كه رفتم چراغها رو خاموش كرده بودن . فيلم داشت شروع مي شد . چشمام هنوز به تاريكي عادت نكرده بود . به زحمت صندليمو پيدا كردم و نشستم . سالن خلوت بود . چند دقيقه از شروع فيلم گذشته بود كه يه نفر كنارم نشست . زير چشمي نگاهي بهش انداختم . يه پسر جوون بود . هفت هشت سالي بزرگتر از من به نظر مي اومد . هيكل دار و قد بلند بود . نگاهمو به پرده دوختم . صحنه هايي كه پسراي لخت رو نشون مي داد حسابي منو تو عالم ديگه اي مي برد . تو حال خودم بودم كه سنگيني دستي رو روي پام حس كردم . جا خوردم . بغل دستيم بود . دستشو روي پام مي كشيد . ترسيده بودم . نمي دونستم چكار بايد بكنم . ضربان قلبم تند شده بود . خواستم پاشم و جامو عوض كنم اما از ترس سر جام ميخكوب شده بودم . به ماليدن پام ادامه داد . كم كم دستشو برد طرف كيرم . هنوز حيرون بودم كه چكار بايد بكنم . آهسته كنار گوشم گفت « نترس . اگه بدت مياد دستمو بردارم ! » . هيچي نگفتم . اين حرفش ترسمو كم كرده بود . در كمال تعجب متوجه شدم كه كم كم داره از كارش خوشم مي ياد .





دستشو گذاشت رو كيرم . يه خورده از روي شلوار ماليدش . دور و بر رو نگاه كردم . تو رديفي كه ما نشسته بوديم فقط دو سه نفر ديگه بودند كه اونهام خيلي از ما دور بودند . زيپ شلوارمو باز كرد و از روي شورت ماليدن كيرمو ادامه داد . حسابي راست شده بود . يه دفعه شورتمو پايين كشيد و كيرمو تو دستش گرفت . خواستم دستشو كنار بزنم ولي نذاشت . دستمو گرفت و روي كير خودش گذاشت . بي اختيار كيرشو گرفتم . خيلي بزرگ و كلفت بود . اصلاً با مال من قابل مقايسه نبود . تعجب كرده بودم . با كيرم بازي مي كرد . حس كردم كه مي خواد منهم همون كار رو بكنم . زيپشو باز كردم و كيرشو از تو شورتش كشيدم بيرون . تو تاريك روشن سالن نگاهي به كيرش انداختم . واقعاً بزرگ بود . از ديدنش احساس خوشي بهم دست داده بود . حركاتم دست خودم نبود . كيرشو تو دستم گرفتم . دستم دورش حلقه نمي شد . آهسته شروع كردم به ماليدنش . اونهم كير منو مي ماليد . خيلي كيف داشت . ربع ساعتي گذشت . با سرعت بيشتري داشت كيرمو مي ماليد . بدنم داغ شده بود . با صداي خفه اي گفتم « يواشتر ... الان مياد ... » اما باز هم ادامه داد . آبم با فشار بيرون پاشيد . بدنم سست شده بود . كيرش همونجور تو دستم مونده بود . قطرات آب روي پشتي صندلي جلويي برق مي زد . آهسته گفت « اگه دوست داري يه حال حسابي با هم بكنيم دنبالم بيا ... از راه پله بيا بالا ... منتظرتم ... » .





كيرشو از تو دستم در آورد . دستمو گرفت و آهسته بوسيدش . كمكم كرد تا خودمو مرتب كنم . زيپ شلوار خودشو هم بست . بعد پاشد و از سالن بيرون رفت . مردد مونده بودم . مي خواستم پا بزارم به فرار و پشت سرمم نگاه نكنم . ولي نمي شد . حس كنجكاوي ... لذت ... شهوت ... هر چي بود منو نگه داشته بود . ازش خوشم اومده بود . اگر چه هميشه تو خيالاتم اين من بودم كه پسرهاي خوشگل را مي كردم اما الان به طرز عجيبي دلم مي خواست اون منو بكنه . با اون اندام بالا بلند و هيكل ورزشكاري و اون كير دراز و كلفت . ياد كيرش كه افتادم ديگه حال خودمو نفهميدم . وقتي به خودم اومدم كه از پله هاي ته راهرويي كه كنار در سالن بود بالا رفته بودم . ته راهرو طبقه دوم ايستاده بود . ديگه راه برگشتي نبود . به طرفش رفتم . لبخندي بهم زد و دستمو گرفت . دست ديگشو دور كمرم انداخت و لبامو بوسيد . سرمو پايين انداختم . صداي فيلم تو راهرو مي پيچيد . كليدي از جيبش در آورد و دري كه ته راهرو بود رو باز كرد . تعجب منو كه ديد گفت « نترس . اينجا اتاق بابامه . بابام آپارتچي سينماست ! » . رفتيم تو اتاق .





ديوارهاش پوشيده از پوستر فيلم بود . قوطي هاي فيلم دور تا دور اتاق چيده شده بود . كف اتاق موكت شده بود . با چند تا پتو كه يك طرف اتاق پهن شده بود . در اتاق رو قفل كرد و گفت « خيالت راحت باشه . بابام تا آخر فيلم نمياد . مي گه آپارات سينما غراضه ست . نميشه ولش كرد . هنوز يه ساعتم بيشتر مونده . » . دوباره دستمو گرفت . گفت « راستي اسم من حميده » . گفتم « منم اميرم » . هنوزم خجالت مي كشيدم . منو تو بغلش گرفت و دوباره شروع كرد به لب گرفتن . تو همون حالت يكي يكي دكمه هاي پيرهنمو باز كرد و اونو از تنم در آورد . بعد هم شلوار و شورتمو . به كمك پاهام شورت و شلوارو از دور پاهام در آوردم . باورم نمي شد . لخت مادر زاد تو بغل اون بودم . همه تنمو مي بوسيد . شهوت همه وجودمو گرفته بود . دوست داشتم اندام خوشگلشو ببينم . منم شروع كردم به لخت كردن اون . خودشم كمكم مي كرد . پيرهن و شلوارشو در آوردم . كيرش چنان راست شده بود كه باور كردني نبود . شورتشو كه كشيدم پايين كيرش آزاد شد . اونوقت تازه متوجه شدم كه از اونچه توتاريكي سالن ديده بودم خيلي بزرگتره . كير همديگه رو گرفتيم و شروع كرديم به ماليدن . با يه دست كيرمو مي ماليد و با اون دست باسنمو نوازش مي كرد . اونقدر ماليد تا احساس كردم كه دوباره آبم دارهمياد . بهش گفتم . دست چپشو زير كيرم گرفت و اونقدر ماليد تا آبم اومد . همه رو تو دستش ريختم . اونقدر بي حال شده بودم كه ديگه روي پام بند نمي شدم . دلم مي خواست زودتر كار اصلي رو شروع كنه ... با تموم وجود منو بكنه ... با اون كير خوشگلش ...





سست و بي حال روي پتو نشستم . كيرم اونقدر وارفته بود كه كه لاي پاهام گم شده بود . نمي دونستم چكار بايد بكنم . كنارم نشست و راهنماييم كرد تا فرم دلخواهشو بگيرم . كف دستها و زانو هام رو زمين بود و باسنمو عقب داده بودم . باسنمو بوسيد . بعد لاشو باز كرد و آبي كه تو دستش ريخته بودم رو ماليد در كونم . با انگشت با سوراخ كونم بازي مي كرد . كم كم انگشتشو داخل كونم كرد . اول درد زيادي داشت ولي يواش يواش داخل كونم خيس تر و ليزتر شد و درد جاي خودشو به لذت داد . لذتي كه تا اون موقع نچشيده بودم . انگشتشو كه داخل مي كرد منم باسنمو عقب مي دادم تا بيشتر بره تو . حالا وقت اصل كاري بود . سر كيرشو دم سوراخ كونم گذاشته بود و يواش يواش فشار مي داد . تو يه لحظه با يه فشار ناگهاني سر كيرش رفت تو . درد وحشتناكي بود . چشمام سياهي رفت . دستمو طرف كونم بردم . متوجه دردم شده بود . صبركرد تا دردم كم شد . بعد دوباره فشار داد و متوقف شد . هر بار كمي خودشو عقب مي كشيد و بعد به داخل فشار مي داد . دردش خيلي كم شده بود . كم كم همه كيرشو داخل كرد . بعد شروع كرد به عقب و جلو رفتن . اول آروم آروم و بعد با سرعت و شدت بيشتر . تو هر رفت و برگشت تخم هامون به همديگه مي خوردند . لذت عجيبي داشت . داشتم تو آسمون سير مي كردم . باورم نمي شد كير به اون كلفتي و درازي رو تو خودم دارم . اما واقعيت داشت .





كون تنگم داشت كيرشو با تموم عظمتش حس مي كرد . كيرش قالب كونم شده بود . حتي رگهاي برجسته كيرشو حس مي كردم . تو هر چند تا رفت و برگشت يه بار كيرشو كامل از تو كونم بيرون مي كشيد . بعد از چند لحظه دوباره داخل مي كرد و حركت عقب و جلو رو از سر مي گرفت . واي كه چه كيفي داشت . سر جام بند نمي شدم . باسنمو هماهنگ با حركات اون عقب و جلو مي بردم . نمي دونم چه مدت تو اون وضعيت بوديم . حركاتش به اوج شدت رسيده بود . يه دفه كشيد بيرون و درحالي كه نفس نفس مي زد گفت « داره مياد ... » . بي اختيار داد زدم « بكنش تو ... بكنش تو ... بريز توكونم ... » . باورم نمي شد كه اون حرفا از تو دهن خودم در مي اومد . اصلاً كنترل حرفام دست خودم نبود . دوباره كيرشو كرد تو . تا ته فرو كرد . ريزش شديد آبشو تو كونم احساس كردم . داغ بود و پر فشار . تموم كه شد كشيد بيرون . بيحال خودمو رو شكم انداختم رو پتو . اونم خودشو انداخت رو من . كيرشو لاي پاهام حس مي كردم . هنوز بزرگ و سر حال بود . پشت گردنم بوسيد . از روم بلند شد و نشست . منو هم برگردوند . چشمم به كيرش افتاد خيس خيس بود . هنوز هم راست بود . با دستمال كاغذي كونمو تميز كرد . نگاهي به ساعت ديواري انداخت و گفت « حيف كه ديگه وقت نداريم وگرنه ... » . راستش منم هنوز سير نشده بودم . تازه مزه كير رو چشيده بودم . عجب مزه اي داشت . كنارم دراز كشيد . منو به خودش چسبوند و دوباره نوازش باسنمو شروع كرد . بهش لبخند زدم . گفت « خيلي درد داشت ؟ » . سرمو تكون دادم . لبامو بوسيد .

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     
#1,063 | Posted: 20 Jul 2014 09:33
رفته بودم ماهواره نصب کنم


سلام
اسمم شاهرخه ۲۸سالمه و اهل یکی از شهرهای جنوب ایرانم.
قدم ۱۷۵با قیافه ای معمولی.به ظاهر اهمیت میدم همیشه هم شیک پوشم.کلا آدم داغی هستم.تو کارماهواره نصب کردنم .تو کارم زیاد پیش میاد که داف بخوره به تورم.داستانی که میخوام بگم مال تابستون سال ۹۲ هست.یه روز گوشیم زنگ خورد و یه خانمه پشته گوشی بعده سلام علیک گفت که شمارتو از همسايمون گرفتم و به ماهواره ميخواستم و قیمتش هم مناسب باشه.گفتم آدرس رو برام بفرست. تا شب بیام خدمتتون.اونم گفت باشه و اگه میشه زود بیاین چون تنهام و زود میخابم،منم گفتم چشم و بعد از یه کس چرخ تو بازار و خوردن شام رفتم که وسایلو بردارم برم که گوشیم زنگ خورد دیدم خودشه منم جوابشو دادم که دارم میام.شهره ما کوچیکه و ۱۵دقیقه ای رسیدم به همون آدرسی که فرستاده بود.



زنگ زدم که رسیدم گفت الان میام دم در تا آخر خیابون رفتم ندیدمش دور که زدم دیدم لب خیابون وايساده.رفتم کنارش پارک کردم و وسایلو با کمک خودش درآوردم اون کیفه ابزارمو آورد و من باقی وسایلو.در ماشین رو قفل کردم و راه افتادم دنبالش.از پشت سر کون خوشفرم و نازی داشت.از همونجا کیرم واسش بلند شد.خونشون نقلی بود تو حیاط دیششون رو بستم سیمشم کشیدم تا داخل حال پیشه تلویزیونشون.دیدم با یه سینی چای اومد و گفت بفرمایید نگاش که کردم تا چادرش سرش نیست و یه لباس آستین کوتاه سفید که سفیدیه دستاشو بیشتر نشون میداد با یه دامن سفید،هیکل پری داشت صورتش هم ناز بود قدش از من کوچیکتر بود ولی از من چاقتر.منم گفتم چشم الان میخورم تا دستگاهو وصل کنم.که سره صحبت رو باز کرد و گفت من تمام کانال هارو میخوام منم گفتم که همه شبکه های فارسی زبون رو براتون میارم که گفت منظورم همه شبکه ها از جمله +۱۸ هست منم با لبخند جواب دادم که باز نیستن که گفت بازشون کن





گفتم کارت میخواد دیدم گفت خب باید چیکار کنم که باز بشن؟براش توضیح دادم گفت پس کارتم میخوام.گفتم فردا براتون میارم و ازش پرسیدم واقعا این شبکه هارو میخواین چیکار که با لبخند جواب داد لازم میشن منم گفتم اگه گوشیت بلوتوث داره بیارش تا برات سکس بفرستم دیدم گفت واقعا؟ گفتم آره دیدم از خداخواسته رفت گوشیو آورد.بلوتوثشو روشن کردم که دیدم اسمه گوشیشو گذاشته دلربا با لبخندگفتم آره واقعنم دلربا گفت چی واقعا گفتم دلربا که سرخ شدو گفت خیلی پروووووویی. کارم یادم رفته بود دستمو گذاشتم رو دستش و اسمشو پرسیدم که دستشو از رو شرم کشید و گفت لیلا منم گفتم چرا تنهایی که جواب داد شوهرم عسلویه سر کاره و هر ماه ۳روز میاد خونه گفتم سختت نیست که دیر به دیر میاد گفت ماهواره رو برا سرگرمی میخوام و سکساشو برا وقتایی که لازم بشه گفتم یعنی چی ک لازم بشه که گفت حالا گیر دادم بهش که با خندیدو گفت مثل الانه شما که لازم داری،کیرم تابلوم کرد منم گفتم کسی اینقد به شما نزدیک باشه معلومه سکس لازم میشه که صدای گوشیش درومد گفتم فیلمه اومد که بی معطلی پلیش کردم و گرفتم جلوش که نگاه کنه یه زن مصری داشت ساک میزد بعد سره یه تخت دراز کشید که مرده اومد و از کسش شرو کرد به خوردن،دسته راستمو آروم بردم دوره کمرش،خودش رام بود گفتم گوشیو بگیر گرفتش منم اون دستمو گذاشتم رو پاهاش و لبامو بردم چسبوندم رو گردنش معلوم بود داغ شده دامنشو کشیدم بالا و روناشو میمالیدم و دستمو میکشیدم رو شرتش





دستمو از پشت کمرش کشیدم و کردم تو موهاش شالشو درآوردم موهاش خرمایی بود،کم کم گوششو کردم تو دهن و نرمی گوششو مک میزدم که به نفس نفس افتاد سرشو برگردوندم و لبای صورتیشو چسبوندم رو لبام چشاش بسته بود و داشت حال میکرد واسه خودش، منم دستمو کردم زیره شرتش و کسشو لمس کردم که نفسه داغش رو لبام آبه کیرمو راه انداخت،لبای همو با ولع میخوردیم معلوم بود که خیلی وقته کسی نکردتش منم کسه نازشو میمالوندم دستمو رسوندم رو چاکه کسش،کسش خیسه خیس بود آبه کسش لیزه لیز بود انگشتمو آروم دادم تو کسش، داخله کسش آتیش بود آروم دست کردم پشته کمرش و درازش کردم رو مبل دستمو کشیدم بیرون و پیراهنشو دادم بالا که سوتینه مشکیش که سینه های سفیدشو تو خودش جا داده بود نمایان شد،سوتینشو دادم بالا و سینه هاش افتاد بیرون، سینه هاش خیلی سفید و نوکه قهوه ای رو به بالاشون بدجور حشرمو زد بالا و شروع کردم به خوردنش،با همون دستم سینه های مثل برفشو که سفت شده بودن میمالوندم دیگه داشت آهو ناله میکرد با زبونم با نوکه سینش بازی میکردم و لیسش میزدم که اونم چشاشو بسته بود و داشت از حال میرفت انگشتمو تو کسش میچرخوندم اونقد کسش خیس شده بود که دیگه وقتش بود





کیرم توی کسشو لمس کنه.انگشتمو آوردم بیرون از کسش و بلند شدم که لخت شم تیشرتمو درآوردم که دستشو رو کیرم حس کردم سرپا وايساده بودم که خودش کمربندمو باز کرد و شلوارمو کشید پایین و کیرمو از تو شرتم آورد بیرون و گفت وای. چه کیری داری از کیره شوهرم بزرگتره،و با نوکه زبونش شروع کرد به لیس زدن سر کیرم و با چشاش که رو به بالا بود منو نگاه کردو کیرمو کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن منم تو اوج لذت بودم،حرفه ای ساک میزد کل کیرم خیس شده بود. گفتم بسه و دستشو گرفتم بلندش کردم گفتم همه لباساتو درار اونم همه بدنه سفیدشو برام لخت کرد واقعا کونش حرف نداشت یه قوس زیر طاقچه کونش بود که لمبه های کونشو مثه دوتا توپ کرده بود که مثل ژله تکون میخورد. منم سریع شرتمو درآوردم و بهش چسبیدم دستام اینور اونور کونش بود و بیشتر فشارش میدادم ب کیرم همزمان لب میگرفتیم و مک میزدم لباشو،زبومونو دادم تو دهنش و اونم مک میزد آروم عقب عقب چسبوندمش به دیوار و پای راستشو از پشت زانوش بلند کردم و لب میگرفتم خودش فهمید که باید کیرمو با چاک کسش تنظیم کنه و با دسته راستش به زحمت کیرمو راسته کسش کرد و من آروم فشار دادم تو اینقد کسش خیس شد بود که لیزی کسش انگار مک میزد کیرمو،آتیش بود تو کسش منم آروم تمامه کیرمو جا دادم تو کسش اونم سرشو زده بود به دیوار و با دستاش دور شونه هامو گرفته بود منم داشتم گردنشو مک میزدم...





اینقد حال کرده بودیم که آهو نالمون داشت به صدای بلند تبدیل میشد با سرعت تو کسه داغش تلمبه میزدم و گاهی هم سرعتمو کمو زیاد میکردم دیگه داشت خستمون میشد بیشتر هلش دادم سمت دیوار و پاشو ول کردم و دستمو کردم دوره کونش که گفتم پاهاتو حلقه کن دور کمرم و اونم دستشو انداخت دور گردنم و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد کیرم تا نصفه تو کسش بود آروم دستامو شل کردم و کامل کیرم رفت تو کسش و ازش لب میگرفتم اومدم عقب که دستاشو محکم دوره شونهام حلقه کرد منم آروم چرخیدم و خودمو ب مبل رسوندم خم شدم اونم پاهاشو آزاد کرد منم دستامو باز کردم گذاشتمش رو مبل دستاشم آزاد کرد گفت تا حالا این شکلی سکس نکرده بودم و شوهرم از این کارا بلد نی منم گفتم خب هر وقت خواستی فقط کافیه زنگ بزنی گفت فدات شم اینجوری که باید هر روز بیای و هر دو زدیم زیر خنده،کسش سفید با لبه های قهوای فرصت استراحت نمیداد





روش دراز کشیدم و سر کیرمو هدف کسش کردم و آروم دادمش تو شروع کردم به تلمبه زدن و خوردنه سینه هاش داشت لذتش به اوج میرسید کسش واقعا داغو لیز بود و سرعت کیرمو این داغی بیشتر میکرد،خیسه عرق شده بودم و داشت آبم میومد لیلا هم میگفت بکن بیشتر بکن منم گفتم که داره آبم میاد اونم گفت دسمال رو میزه،دستم نمیرسید به دسماله و آبم هم داشت میومد کیرمو درآوردم و با فشار آبم ریخت رو شکمش و نافش همجاش ریخت آب کیرم که تا زیره سینه های سفیدش هم رسیده بود اونم بیحال رو مبل افتاده بود،جعبه دسمالو بهش دادم و شروع کرد به تمیز کردنه خودش منم سر کیرمو تمیز کردم گفتم واقعا حال داد اونم گفت شاهرخ به منم خیلی حال داد و کاش شوهره منم مثه تو بود اون رفت که بره حموم منم لباسمو پوشیدم و رفتم دیششو تنظیم کنم دیدم در بازه و خندم گرفت که چطور یه کس عقلو هوشمو برده بود دیششو تنظیم کردم و رفتم تو حساب کتاب کردم و یه تخفیف مشتی بهش دادم و بوسیدمش و گفتم کارت رسیورو برات بعدن میارم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     
#1,064 | Posted: 20 Jul 2014 22:46
سکس با جوجو


سلام.من آرشم 28 ساله.این خاطره مربوط به3 سال پیشه.تازه تو یه شرکت به عنوان ویزیتور استخدام شده بودم ویه روز بعد تموم شدن کارم که ظهرهم گذشته بود رفتم پارک محلمون راه برم.یه جا تو پارک موقع رد شدن چشمم به چشم یه دختر افتاد اونم زل زده بود به من.داشت منو میخورد با نگاش.من رد شدم محلش ندادم.رفتم پشت سرش یکم دورتر نشستم زیر نظر گرفتمش ببینم چی میشه.پاشدم که برم دیدم اونطرفتر داره با دوستش راه میره.رفتم نزدیکتر دیدم متوجه من شده.به دوستش حرف میزد جوری که منم بشنوم.منم جواب حرفاشو میدادم.خداروشکر نه پلیسی بود نه آدمی/پارک خلوت بود.
دیدم داره میره منم ازفرصت استفاده کردم وبعد از جداشدنش از دوستش رفتم دنبالش گفتم اگه میخوای تا جایی برسونمت.چیزی نگفت رفتم موتورمو اوردم سوار شد.خلاصه آشنا شدیم وحرف زدیم باهم بعدش نزدیک خونشون پیادش کردم.از همون لحظه اول که رو موتور نشست چسبیده بود فشارم میداد.راستی از حدیث بگم(دخترتوپول بانمک باقد170)خیلی خوشم اومد ازش...




از شب اول که اس ام اس میدادیم بحث دوس داشتنو بغل کردنو اینارو کشید وسط(خداییش همش راسته یچه ها)به من گفت کی میخوابی؟گفتم سروصدا زیاده نمیشه خوابم.گفت بیا تو بغل من بخواب!!من جاخوردم پیش خودم گفتم از شب اول؟؟؟
ولی بیخیال نبود از طریق اس ام اس سکس کردم باهاشو بعد شب بخیر گفتم تا فردا.از شرکت که اومدم زنگ زدیم قرار گذاشتیم(راستی حدیث دبیرستان شبانه میخوند ومتولد 70هستش)از دبیرستان با دوستش جلو پارک قرار گذاشتن باهام.سوارکردم جفتشونو بردمشون یه پارک خلوت تر.نشستیم با هم حرف زدیم شوخی کردیم وخندیدیم.گفتم بوس بده گفت جلو دوستم زشته نه.گفتم من میخوام مث دیشب شیر بخورم از سینه هات.گفت نه بعدا.حدود 1ساعت اینطورا تو پارک بودیم که قرارشد ببرمشون برسونم دم پارک که برن خونه.
به حدیث گفتم دوستتو بپیچون میام دنبالت ببرمت یه جای خوب.باکلی اصرار قبول کرد.




رفتم دنبالش سوارش کردم گفت کجا میریم؟گفتم حدیث بریم خونه ما؟!!!داشتم از این پیشنهادم حسابی شرمنده میشدم ولی گفتم یا میشه یا قهر میکنه.گفت واسه چی؟گفتم میخوام شیر بخورم لباتو بخورم.ولی در عین حیرت گفت باشه.خلاصه باکلی ترس وهیجان بردمش خونمون.طبقه پایین خونه ما کسی نیس ولی وسایلش کامله.بردمش تو اتاق خواب رو مبل.نشستیم یکم حرف زدیم بعد کم کم لباشو خوردم میرفتم رو گردنش مزه عرق ویکم شیرین بود.ولی تو حشریت این چیزا مهم نیس.خیلی به مزاجم خوشمزه اومد.فقط تمرکزم رو لباش وگردنش بود حسابی زبون میزدم ومیخوردمش.نمیخواستم خلاف حرفم عمل کنم از سینه جلوتر برم.ولی نشد.





مانتوشو باز کردم از روی سوتین سینه هاشو میخوردم وای چقد گنده بود.تو دهنم حانمیشد!!نوکش تقریبا قهوه ای بود تا اونجا که تونستم تمام تواناییمو بکار بردم کم نذاشتم واسه خوردن سینه هاش.از اون طرف کیرم بدجور راست کرده بود همش آب شهوتش میومد طوری که به شلوارم پس داد(جا نیفته که تو این مدت من لباس درنیاورده بودم مال حدیثم تا مانتو بازکرده بودم) خلاصه انقد سینه هاشو میک زدم بانوکش ور رفتم وگاز زدم که از هوش نزدیک بود بره.رفتم پایین تر خواستم شلوارشو در بیارم مخالفت کرد.سینه هاشو بازم خوردم طوری که به غلط کردن افتاد گفت باشه.رفتم شلوارشو در آوردم از رو شورت که قرمزم بود کسشو لیس زدم انقد داغ بود که میشد اونجا چایی دم کنی!!!
شورتشم کشیدم پایین کسشو دیدم میخواستم برم تووش


کس صورتی بدون مو یکم آب شهوتش اومده بود لیسیدم خیلی بهم وخودش حال داد.با زبونم کردم تو کسش ولی دردش میگرفت.ناسلامتی دختر بود.از پشت نذاشت وارد عمل بشم منم مجبوری افتادم روش.سینه هاشو با لیس زدن خیس خیس کردم کیرمو گذاشتم لای سینه هاش.راستش تا قبل این لای سینه نذاشته بودم.واقعا بهم حال داد.با آب شهوتم لیز لیز شده بود منم عقب جلو میکردم وحدیث اخ واوخ.رفتم لای پاشو لیسدم.اونجارم واسه رفت وآمد کیرم خیس خیس کردم بعد گذاشتم لاش.آآآآآآخخخ که چقد حال میدار.چون روناش گنده بود داغ هم بود واقعا حال داد.ولی سر کیرم رفته بود تو کسش.منم اون موقع نفهمیده بودم ولی انقد بالا بودم که حواسم به سکس بود.
سر کیرم انقد لیز شده بود از آب کس اون که اگه یه فشار محکم میدادم تو کسش تا ته میرفت توو




آبم داشت میومد واز اعماقم خالی شدم.انقد آبمو که رو سینش ریختم زیاد بود که استخری شده بود واسه خودش.بعد از ارضا شدن بازم میخواستم بکنمش ولی دیرش شده بود باید میرسوندمش خونشون.بعد این جریان 5-6بار دیگه کردمش همین مدلی.میگفت پرده منو زدی باید 1میلیونو500 بدی واسه عمل.ولی زیر بار نرفتم اونم نمیتونست ثابت کنه.میگفت خواستگارام زیادن بلاخره به یکیشون جواب مثبت باید بدم.یا بیا خواستگاریم یا بده برم عمل کنم.من اصلا قبول نکردم بعدشم فهمید از من چیزی بهش نمیرسه گذاشت رفت

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     
#1,065 | Posted: 22 Jul 2014 00:15

اولین سکسم با یه زن شوهر دار

راستش دروغ چرا تا بیست سالگی ماهم یه جغی بودیم مثل شما البته العانم هستم بر بچه های جغی میدونن لذت و آرامشی که تو جغ هست تو کس نیست
بریم سر اصل داستان راستش من مغازه پوشاک دارم واسه ادم مغازه دارم کس ریخته یه روز یکی ی اس به گوشیم داد که ازت خوشم امده و از این چرت و پرتا و شمارتا از رو شیشه برداشتم منم اون موقه ها یه رفیق فابریک داشتم و دنبال سوژه جدید نبودم از پس همونشم به زور بر میامدم نه وقتش رو داشتم نه حوصله اش اونم پشت هم اس میداد منم جوابش نمیدادم تا اینکه بیار زنگ زد و خودشا معرفی کرد و گفت من فروشنده یکی از مغازه های پاساژم و فلانیم منم گفتم من رفیق فاب دارم و دنبال رابطه جدید نیستم اونم تا یه مدت اس میداد و بعدش بیخیال شد تا زد و رابطه ام تموم شد پسرها میدونن بعد از تموم کردن یه رابطه هیچی مثل سکس ادما اروم نمیکنه که دوباره یاد اون افتادم و رفتم در مغازشون صاحب کارشم بود که من باهاش رفیق بودم یکم چرخ زدم و یه چشمک و یه لبخند خودش داستان رو گرفت نرسیده بودم دم مغازه که دیدم اس داده چی شد تو که اهلش نبودی منم گفتم اون تموم شد العان میتونم یه رابطه جدید شروع کنم بعدم گفتمش شب چکاره ای با شوهرت میری گفت نه با اژانس گفتمش خودم میبرمت شب ی ربع زودتر رفتم بیرون تا اونم با تاخییر بیاد نا گفته نماند که یه نگهبان پاساژ ما داره که تخم سگ اطلاعاتیه بالاخره رفتم جلو تر از پاساژ منتظر شدم تا بیاد امد و نشست گفتم وقت داری گفت در حد نیم ساعت گفتم خوبه رفتیم یه خیابان خلوت تو یه کوچه پارک کردم و شروع کردیم کس شر گفتن پرسید از چی من خوشت امده تو دلم گفتم هیچیت فقط راست کردم دلم هوای سوراخ کرده گفتم روم نمیشه گفت چرا گفتم زشته گفت خوب بگو گفتمش ناراحت نمیشی گفت نه گفتم اون سینه های گنده و خوشکلت خداییش سینه هاش خیلی گنده و سفت بودن اونم خندید و گفت سینه هام رو عمل کردم اینجور شده منم دیدم پایست گفتم دروغ میگی گفت راست میگم گفتم اگه راست میگی بزار ببینم اونم گفت باشه به شرطی که چیز دیگه نخوای ببینی گفتم مثلا گفت بماند و سینه هاش رو در اورد یهو شتلپ دوتا سینه گنده و شل افتاد بیرون خیلی جا خوردم اینقدر شل بودن گفتمش چقدر شله گفت اخه من دوبار شیر امده تو سینه هام و سقط جنین کردم البته بگم که طرف شوهر داشت ولی جنده بود دست بدش عالی بود نگین کس شر نوشته دفعه اول طرف لخت شده خلاصه اون شب گذشت و فرداش اس داد نظرت درموردم چیه میخواستم بگم یه تاپاله گو که نگاهم به کیر راست شدم افتاد اینم بگم وقتی ما مردا راست کنیم هرکی میگه من با همه حاضر به سکس نیستم کس شره نه نه سمدم گیرشون بیاد میکنن که نوشتم یه خانم خوشکل و سکسی و تو بغلی اونم نوشت میدونی نظر من در موردت چیه گفتم نه گفت من فکر میکنم تو از اون ادمایی هستی که میخوان بیار بکنن و برن خداییشم همین بود نوشتم براش اگه همچین فکری میکنی میتونی تمومش کنی دیگه پیام نداد تا ظهر گفت میتونی برسونیم شوهرم نمیتونه بیاد گفتم باشه و مثل اونبار زودتر رفتم جلوتر وایستادم اونم امد و نشست تو ماشین ولی عقب اخه روز بود و تابلو گفت ظهری تنهام شوهرم رفته با دوستاش بیرون میای خانه ما منم گفتم مگه مغز خر خوردم پاشم برم خانه زن شوهر دار گفتم نه تو برو ناهار بخور ی ساعت دیگه میام دنبالت گفت باشه منم رفتم خانه ناهارا خوردم و گفتم میبرمش خانه دامادمان خالیه اخه هنوز برق کش توش بود ولی تکمیل بود یه پتوهم برداشتم که رو زمین نباشه رفتم دنبالش تو یه کوچه خلوت سوارش کردم و سر راه دم داروخانه وایستادم گفت میخوای ابزار عملیات بگیری گفتم اره دیگه خندید کاندوما گرفتم و رفتیم تا رسیدم دیدم از شانس گند من برق کش تو خانه است گفت جای دیگه داری گفتم اره ولی تمیز نیستا گفت اشکال نداره ما یه خانه نیمه سازم داشتیم نزدیک خانه خودمون کلیدش دستم بود بردمش انجا فقط سر کوچه پیادش کردم گفتم من جلو میرم کسی نبود در رو باز میزارم بیا تو بالاخره امد تو منم پتو رو از صندوق عقب اوردم و بردمش تو یکی از اتاقا بماند تو اون اتاق اینقدر کثیف بود سگ جفت گیری نمی‌کرد پتو رو انداختم و گفتم زود باش دیر شده سریع لباساش رو در اوردم تا شلوار غواصیش رو کشیدم پایین دیدم از این شرت سکسیا پوشیده خندیدم اونم خندید شرتش رو کشیدم پایین دیدم ای کس خوبی داره برعکس صورتش که معمولی بود اونم شلوار و پیراهنم رو در اورد تا نگاهش افتاد به کیرم خندید گفتم چیه کیر ندیدی گفت کیر شوهرم خیلی بزرگ تر از مال تو هستش منم گفتم فلفل نبین چه ریزه درشتاشو جدا کن تو کار خوب جواب میده کاندم رو باز کرد کشید رو کیرم بعدم از تو کیفش ی کرم در اورد مالید بهش و خوابید رو کمر منم کیر رو گذاشتم دم سوراخ و با یه فشار دادم تو یه اخی کشید گفتم اروم صدات نره بیرون چندتا تلمبه زدم دیدم العان ابم میاد کشیدم بیرون و خوابیدم رو زمین گفتم تو بشین روش قابل توجه دوستان زود انزال اگه طرف روش بالا پایین بره خیلی دیر تر اب ادم میاد تا خودت تلمبه بزنی بالاخره نیم ساعتی کردیم تا ابم امد کیرما از تو کسش در اوردم و کاندم رو کشیدم بیرون اونم دستمال از تو کیفش در اورد و خودشا تمیز کرد و زدیم بیرون بردم یه اب میوه اش دادم تا پاساژ باز شد پیداش کردم و خودمم یکم بعدش صورت هزار رفتم دم مغازه و گذشت حالا بریم سر اصل داستان من همیشه به همه می‌گفتم کس مثل الکله نکنی میپره شوهر دار و دختر و بیوه هم نداره اما خداشاهده من اینو کردم عصرش داشتم از تو پارکینگ در میامدم ماشینم کشیده شد به ستون و ترتیب جف دراش داده شد بردم صاف کاری ده روز رو کیرم کرد بعد با کلی دعوا ماشینا گرفتم دیدم ماشین صدا میکنه بردم تعمیرگاه گفتن یاتاقان زده از صافکاری شکایت کردم صد تومن خرج شکایت شد گفتن رسید تحویل بهت داده گفتم نه گفتن پس رو کیری خلاصه تو دو هفته یک و نیم خرج ماشین شد دو تومنم زیر قیمت مجبور شدم بفروشم بماند که تو این مدتم دسته چکما دزدیدن با گوشیم و کلی بلا دیگه اون موقع بود فهمیدم چرا میگن رابطه با زن شوهر دار ادم رو به گاه میده اینکه من بودم یکی دیگه از دوستانمم یه زن شوهر دارو کرد تو یه ماه زندگیش برگاه رفت و طلاق گرفت بعد دو سالم هنوز داره کیر میخوره این داستان رو نوشتم که بگم هرکار میکنین دور و ور زن شوهر دار نرین که بر گاه می‌رین نه من نه رفیقم هیچکی از رابطه مون خبر دار نشد اما روزگار بد جوابمون رو داد از من گفتن تصمیم با خودتونه این بیار لذت بردن به دهن سرویسیهای بعدش نمی ارزه.

ی دوش آب گرم
ی پیک مشروب
ی موسیقی ملایم
ی نخ سیگار
ب درک ک خیلی از مشکلات حل نمیشه...

     
#1,066 | Posted: 23 Jul 2014 10:17
کون فضایی


با سلام خدمت دوستان گلم.
من مثل همیشه پسری هستم بسیار زیبا و خوشگل با پوستی بسیار روشن، قد بلند، هیکل بسیار ورزشکاری و قهرمان بیست دوره مسابقات المپیک و خیلی خوش فرم و بدون نقص. خودم هم بعضی وقتا فکر میکنم که شاید فرشته ای، چیزی بودم که اینقدر همه چیزتمام هستم. خخخخخخخ


داستان من از اونجایی شروع. میشه که من توی یک شرکت بازرگانی مشغول کار شدم و از اونجایی که خیلی باهوش بودم، با سرعت پله های ترقی را در عرض یک سال بالا رفتم و تونستم مدیریت قسمت امور صادرات را به عهده بگیرم و وضعم حسابی توپه توپ شد.
من برای ازدواج خیلی جوان بودم و تصمیمم این بود که در دوران جوانی حسابی عشق و حال کنم و بعدا در سنین بالاتر تشکیل خانواده بدم. برای همین بساط کس کلک بازی و کس چرخ زدنم همیشه مهیا بود و هرشب با یکی دو نفری حال میکردم بطوریکه پای چشمهام همیشه گودافتاده بود و آبکیرم به حالت آب مقطر درآمده بود.
خلاصه یه مدت کس کنی رو گذاشتم کنار و با خودم گفتم باید هفته به هفته و اونم فقط تایم خاصی را به سکس اختصاص بدم. همین کار رو هم کردم و با برنامه ریزی که کرده بودم، با موفقیت جلو میرفتم.


تا اینکه در یکی از هفته ها که تایم سکسم فرارسیده بود با دختری آشنا شدم که تابحال به پستم نخورده بود. اونشب از میدون ونک به سمت جردن در حرکت بودم که کنار خیابون یه داف رو سوار کردم که ظاهر مرتبی نداشت ولی خیلی خوشگل بود و خودتون میدونید دیگه، مثل همیشه قد 165 با وزن 50 کیلوگرم (من خودم هم هنوز نمیدونم وقتی ترازو ندارم، چطوری میتونم اینقدر وزنشو دقیق بگم! شاید بخاطر هوش خیلی بالای منه ) موهای خیلی نرم (فکر کنم شامپو پرژک میزده به موهاش، البته من توصیه میکنم شما نزنید چون موهاتون ریزش پیدا میکنه و این شامپوهای ایرانی فقط بدرد کفدستی میخورن) پوست سبزه و سینه های سایز 80 و مثل همیشه کون خیلی بزرگ و برجسته که این مشخصات منو یاد داستانهای قبلی دوستان می اندازه که یا دخترهای ایرانی همه شکل هم هستن و یا این دختری که همه ازش یاد میکنن توی همه داستانها، فقط یه نفره که خیلی عجیبه که همچین دختری به 20میلیون نفر تاحالا داده باشه و همیشه هم بار اولش بوده باشه.





بهرحال زیاد از موضوع داستان فاصله نگیریم، همونطور که گفتم من برای اینکه سر بحث رو باز کنم باهاش، بهش گفتم جنده خانوم، پسته بخور.. اونم یکمی خندید و گفت تو معلومه از اون بچه پرروها هستی که هنوز هیچی نشده، رفتی سراصل مطلب. منم بهش گفتم حقیقتش نمیخواستم وقت خودتو و خودش رو بگیرم، که باز زد زیرخنده، بهم گفت خیلی بامزه ای. منم پررو بازی درآوردم همونطور که یه دستم به فرمون بود، دستمو کردم توی مانتوش و سینه سمت راستیشو یه دستی کشیدمو گفتم، به به چه جنسی داره. اونم گفت جنسش اصل اصله، چینی مینی هم نیست، خیالت راحت. بهش گفتم اول شام بخوریم یا بریم خونه، بعدا بیایم بیرون؟ اونم گفت بریم خونه، وقت برای شام زیاد هست. منم گازشو گرفتم سمت خونه...


وقتی رفتیم خونه، تا وارد شدیم یه لب ازش گرفتم و بردمش توی اتاق، نشستیم روی تخت. مانتو و لباسشو درآوردمو شروع کردم به لیس زدنش که دیدم یکمی شوره و بهش گفتم مگه حموم نرفتی؟ اونم گفت: نه. مگه قرار بوده حموم برم؟ من که نمیدونستم سوار ماشینت که بشم به این سرعت میخوای منو بکنی.. آداب و معاشرت میگه اول یه مدت از بالا سلام و علیک، بعدش از پایین رفت و آمد. طفلکی راست میگفت، من خیلی باهاش بد رفتار کرده بودم، بهش گفتم ببخشید من حتی اسمتو هنوز نمیدونم، اونم گفت اسمش محسن ولی دوستاش نیلوفر صداش میزنن. که من یهویی جاخوردم. بهش گفتم یعنی چی اسمت محسنه!؟


گفت راستشو بخوای من ترانس هستم و بخاطر همین بود که باهات ایقدر راحتم. من که تاحالا سکس با دوجنسه هارد تجربه نکرده بودم، یکمی گیج شده بودم. ولی قبلا توی دوران دبیرستان مثل تمام پسرهای ایرونی، تجربه گی رو داشتم، برای همین با خودم گفتم یه فلش بک هم چیز جالبی میتونه باشه و برای تجربه هم که مورد مناسبیه. برای همین بهش گفتم محسن جون چجوری حال میکنی؟ گفت که خواهشا منو همون نیلوفر صدا بزن. منم گفتم باشه نیلو جان، نگفتی چجوری دوس داری؟ گفت من بیشتر وقتا توی ماشین ساک میزنم فقط ولی از کون دادن هم خوشم میاد ولی به هرکسی کون نمیدم. گفتم به من چی؟ کون میدی؟ گفت: الآن مثلا داری مخمو میزنی؟ گفتم ببخشید، نمیخواستم ناراحتت کنم عزیزم. اونم گفت نه بابا، فقط شوخی کردم.. لبشو آورد نزدیکم، منم بوسش کردم و گفتم پس بیا بریم توی حموم حال کنیم که اونجا فازش خیلی بهتره. اونم لباسهاشو درآورد و کیر کوچولوشو که دیدم با دستم گرفتم و نوازشش دادم، اونم منو بغل کرد و بوسید و رفتیم توی حموم، زیر دوش حسابی خیس شده بودیم از بالا قطرات آب میچکید روی صورتم و اون هم برام ساک میزد و چقدر هم خوب ساک میزد، بطوریکه کیرم توی دهنش بود، زیر کیرم هم همزمان زبون میکشید. یکمی که برام ساک زد و من حسابی حشری شده بودم، شروع کردم سینه هاش رو خوردن. اونم کیرمو با دستش میمالید. بهش گفتم میخوام آبتو دربیارم، اونم خندید و گفت تو همینطوریش هم آبمو در آوردی...


کیرشو گذاشتم توی دهنم، و شروع به ساک زدن کردم، بهم گفت انگشتتم بکن توی سوراخ کونم. منم همین کار رو براش کردم و هم ساک میزدم و هم انگشتش میکردم که آبش داشت میومد بهم گفت و من کیرشو از دهنم درآوردم و پاشید توی صورتم..
بهش گفتم حالا دولا شو که موقع کردنته، اونم با دوتا دستش لای کونشو بازکرد و گفت: جووووون، به کونم خوب حالی بده. یه نیگاه به کونش کردم، واقعا چیزی از کون دخترها کم نداشت و خیلی هم خوشگل و نرم و سفید بود.کیرمو گذاشتم روی سوراخش و اونهم خودشو دادبالا بهم کمک کرد که کیرم تاته بره توی کونش. منم آروم آروم تلمبه زدنمو شروع کردم و حسابی داشتم حال میکردم که بهم گفت چه حسی داری، حالا که داری کون منو میکنی. منم بهش گفتم احساس میکنم کون یه آدم فضایی رو دارم میکنم.اونم درحالی که هم درد میکشید و هم حال میکرد ، خنده اش گرفته بود و میگفت خیلی عوضی هستی (منظورش این بود که خیلی شوخ هستم).





من که حسابی کون فضایی شو کرده بودم،تقریبا نزدیک ارضاء شدنم بود که از توی کونش کشیدم بیرون و اون دوباره کیرمو کرد توی دهنش و مک میزد تا شیره وجودمو بکشه بیرون، منم هرچی آب منی داشتم تا ته خالی کردم توی دهنش و اونم با لذت تمام همشو تا قطره آخر خورد. بعداز دوش گرفتن و کلی شوخی کردن در حمام، وقتی داشتیم خودمونو خشک میکردیم ولباس میپوشیدیم، بهم گفت خیلی بهش خوش گذشته و دوس داره بازهم منو ببینه بامن رابطه داشته باشه. منم بهش شمارمو دادم و اونم بهم شمارشو داد و بعد از اون ما باهم خیلی صمیمی شدیم و هر چند وقت باهم سکس هم میکنیم که واقعا به هردومون خوش میگذره و خاطرات خوبی داریم که من خاطره اولین سکسم با نیلو جون رو برای شما دوستای گلم تعریف کردم که امیدوارم خوشتون اومده باشه...

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     
#1,067 | Posted: 23 Jul 2014 10:17
داف شدم برای عشقم


سلام بچه ها من نسیم 21 سالمه. همه چی برمیگرده به 5 سال پیش اون موقع که من 16 سالم بود و مدرسه میرفتم. یه روز وقتی میرفتم مدرسه یه پسر خشگل و خوشتیپ جلومو گرفت و گفت که میخواد باهام دوست شه خب منم که اصلا تو نخ این چیزا نبودم بهش بی محلی کردم خلاصه هرروز دنبالم بود و میخواست باهام دوست شه ولی من ردش کردم منم یه دختر خشگل و خوش اندام و قد بلند قدم هم 180. وقتی میرفتم مدرسه میدیدم همه دخترا از اون پسره تعریف میکنن و همه ارزوشونه که با اون باشن. بعد سه ماه که سامان دنبالم بود باهاش دوست شدم. روز به روز علاقه ی من به سامان بیشتر شد طوری که بهش خیلی وابسته شدم یه مدت که از دوستیمون گذشت سامان گفت (بهتره تموم کنیم)....



اخه بی معرفت همه ارزوشونه که منو داشته باشن اونوقت حالا که دل به تو دادم و عاشقت شدم به همین راحتی ترکم میکنی؟؟ غرورم اجازه نداد بیش از این خورد بشم گفتم بزار بره مهم نیست. خلاصه اون رفت با کسی که عاشقش بود ازدواج کرد و من با کس دیگه. بعد دو سال از شوهرم طلاق گرفتم اخه من هنوز سامانو فراموش نکرده بودم این برام یه عقده شده بود منم که کمی سنم بیشتر شد خشگلتر شدم بینیمو جراحی کردم البته بزرگ نبودا کمی فرم دادم لبامو ژل تزریق کردم خودمم که دافی لوند و قد بلند هرکی منو میبینه دهنش اب میافته البته جنده نیستما فقط هدفم سامان بود که اونم به دست اوردم یه روز منو دید گفت واااای چه جیگری شدی می خوام بازم باهات دوست شم. باهاش دوست شدم گفت زنم خونه نیست بیا خونمون رفتم خونش.



زمستون بود پالتومو با شالمو دراوردم نشستم رو مبل. سامان منو دید گفت وای نسیم عاشق این استیل توام تو که منو کشتی با این قدت با این موهای بلوندت دیگه نمی خوام از دستت بدم دیگه مال خودمی. شروع کردیم به لب گرفتن از هم کمی که لبای همو خوردیم سینه هامو مالید و خورد. بد جوری حشری شده بود گفت بیشرف داری با من چیکار میکنی؟ با خیلی ها رابطه داشتم ولی تو... منو برد اتاق خواب از این که تو بغل سامان بودم داشتم ارضا میشدم چه برسه بخواد بکنه. لباسامو در اورد شروع کرد به مالیدن کسم و خوردن سینه هام بعد سرشو اورد بالا گفت نسیم منو ببخش که میخوام بهت دست بزنم گفتم سامان من دوست دارم باهات باشم کیرشو دراورد کرد تو کسم.



ای جونم چه کیر بزرگی داره اگه می دونستم نمیزاشتم از دستم بره. وقتی داشت منو میکرد باهام حرف میزد که بدتد حشریم میکرد یکمی بعد ارضا شدم سامانم سینه هامو میخورد گردنمو میبوسید و تلمبه میزد. کمی که تلمبه زد ابش اومد پاشید رو شیکمم. بهترین روز عمرم بود. رفت دستمال اورد شیکممو پاک کرد گفت ببخشید نمیخواستم اذیتت کنم( عاشق این ادب معرفتشم) بعد بوسش کردم گفت بازم میای گفتم حتما. اونم گفت مرسی که به من حال دادی عزیزم عاشقتم میخوام همیشه مال من باشی... الان 6 ماه از رابطمون میگذره و اون دوست داره با من باشه تا با زنش.

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     
#1,068 | Posted: 23 Jul 2014 10:22
سکس بی‌ مقدمه با مرد جذاب


سلام من اسمم لیلا هست داستان من مربوط به وقتیه که چند ماه بود از شوهرم جدا شده بودم و واسه دیدن خالم میخواستم برم تهران اینم بگم که من اونوقت 27 سالم بود و یه خانوم بودم که تعریف نباشه از هر 10 تا مرد لاقل 7 تاش بر میگشت و دوباره نیگام میکرد البته من زیاد هم فشن نیستم یا تنگ نمیپوشم. بگذریم ...



رفتم ترمینال تا با اتوبوس برم تهران گفتن 1 ساعت دیگه اتوبوس راه میفته و من نشستم رو صندلی منتظر شدم گرما حسابی کلافه م کرده بود خلاصه اتوبوس رسید سوار شدیم 2 ساعت تو راه بودیم که یه ترمز وحشتناک کرد و هممون خیلی ترسیدیم پیاده شدیم اتوبوس ما با یه سواری تصادف کرده بود ولی خوشبختانه فقط ماشین اسیب دیده بود بهر حال گفتن تا مامور بیاد و اینا 2 3 ساعتی کار داریم هوا هم خیلی گرم بود من موندم چه کنم که یه اقایی که واسه دیدن تصادف نگه داشته بود و چند بار هم دیدم که منو دید میزنه اومد نزدیک و گفت خانوم قصد جسارت ندارما ولی اگه مسیرمون به هم بخوره من مایلم برسونمتون چون اینجا زیاد معطل میشین منم اول تردد کردم ولی فک کردم ادمه متشخصیه گفتم تا شب باید بمونم اینجا نصف شب هم کی باید از ترمینال بره خونه ی خاله.قبول کردم و سوار شدم.



توی راه یه سی دی گذاشته بود و کولر هم خنکی روح بخشی داشت من گره رو سریمو باز کردم که یه کم خنک شم و این کارم باعث شد اقا که اسمشو سعید معرفی کرده بود یه کم سرخ شد معلوم بود تعجب کرد یا شایدم خوشش اومد راستش خیلی مرد جذابی بود و هیکل خوبی داشت بعدش تو راه گفت یه نوشیدنی بگیرم منم گفتم باشه ماشینو پارک کرد و منم رفتم دستشویی صورتمو شستم و یه ارایش کوچولو کردم برگشتم چشش که بهم افتاد حسابی ذوق کرد ولی هیچی نگفت توی راه از خودمون حرف زدیم ولی کاملا رسمی ونه چیزه دیگه ولی با اینکه حرفای معمولی میزدیم نمیدونم چرا رفته رفته من داغ میکردم و حس میکردم اونم اینجوری شده هوا هم کم کم تاریک میشد که یهو سعید پیچید تو یه راه خاکی و من هیچی نگفتم خودمم باورم نمیشد


دهنم قفل شده بود و واقعیت این بود که میخواستم همون لحظه باهاش سکس کنم اونم به طرز وحشتناک
همینکه ماشینو نگه داشت بدون اینکه حرفی بزنه سرمو با دستش کشید و لبامو محکم چسبوند به لباش هر چی میتونست مک زد و منم لباشو مکیدم خیلی حس خوبی داشتم ابم حسابی راه افتاده بود
بعد پیاده شد و در سمت منو باز کرد منم کمر شلوارمو باز کردم و برگشتم رو بروش هر دو دقیقا میدونستیم چی میخوایم
شروع کرد به لیسیدن کسم خیلی حالم خراب شده بود و با صدای بلند ناله میکردم و میگفتم بخور سعید همش مال تواه بخور ابشم بخور


بعد با دستم کیرشو کشیدم طرف خودمو زیپشو باز کردم کیرش خیلی شق بود وقتی بردم دهنم داغیش بیشتر از لبای من بود وقتی میخوردم میگفت وای چه خوب بلدی ساک بزنی و حسابی صدا میکرد چون کسی نبود اطراف تا اینکه گفت بسه الان برگرد من پیاده شدم دستامو گذاشتم رو صندل ماشین و پشتمو بهش کردم یه نسیمی خورد به کسم که خوشم اومد باعث شد ابم خنکتر شه و وقتی کیرش رفت تو کوسم خیلی حال داد بهش گفتم هر چی میتونی با سرعت بزن من اینجوری دوس دارم و اون تند تند میزد و نعره میزد و من با صدای بلند اه اه میکردم و صدام اونو بیشتر تحریک میکرد انقد زد که وقتی کیرشو بیرون اورد سرخ سرخ شده بود و بد جور عرق میریخت بعد رو صندل عقب خوابیدم و اون اومد و من پاهامو دور کمرش حلقه کردم با دستاش سینه هامو فشار میداد و میگفت خیلی عالیه خیلی


انصافا منو برده بود تو اسمونا یه جیغ خیلی بلند کشیدمو ارضا شدم و اون هم فهمید دو سه تا دیگه عقب جلو کرد و خالی کرد همه ی ابشو تو کسم و افتاد روم خیلی فشارش افتاده بود قلبش هم طوری میزد که کامل تاپتاپشو میشنیدم
گفتم باید بریم گفت تو عمرم اینطوری سکس نکردم گفتم منم چند تا بوس رد و بدل کردیم و سوار ماشین شدیم اورد منو خونه خاله ام بعدش دیگه همو ندیدیم شاید اینجوری بهتر بود چون هیچ کدوم اون نبودیم فقط واسه یه لحظه تسلیم خواسته ی نفسمون شدیم ولی اصلا پشیمون نیستم ممنون از وقتی که واسه خوندن گذاشتین اگه خوشتون اومد بگین تا باز بنویسم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     
#1,069 | Posted: 23 Jul 2014 10:24
کیرش منو رام کرد


سلام من ملینا 20ساله از تهران هستم ی دختر خوشگل با قد 170 وزن 65
میخوام داستان سکس خودم با امیرو به شما بگم امیر پسری قد 190.ورزشکار و خیلی خوشگل همه ی دخترا برای با امیر بودن هر کاری بگین میکرد نن.امیر عاشق من بود همیشه فک میکردم عشقه بچگیه .تا یه روز جلو همه گفت من میخوام با ملینا ازدواج کنم منم که از امیر اصلا خوشم نمیومدحتی سلامم بهش نمیدادم من با پسرا دوس بودم ولی باهاشون سکس نمیکردم دوس داشتم با کسی که عاشقشم سکس کنم .امیر در دانشگاه تهران دانشجو بود هر وقت گاهی به خونه ما سر میزد .امیر که میومد اصلااز اتاق نمیومدم بیرون تا اینکه بره .


بیام سر اصل مطلب صبح زود دیدم مامانم صدام زد در حالی که داشت گریه میکرد ماما بزرگم فوت کرده بود راهی شیراز شدن منو خواهرم چون درس داشتیم نرفتیم .مامانم از امیر خواست شبا کنارمون باشه .با مامانم دعوا کردم گفتم منو مینا بزرگیم میتونیم خودمون تنها بمونیم .گفت نه ملینا بس کن راهی شیراز شدن .رفتم یه دوش گرفتم خوابم میومد دیدم امیر اومد سلام کردم تو چشم زول زده بود گفتم من میخوابم فردا کلاس دارم ساعت 11بود مینا فرداش کلاس داشت اون خوابیده بود منم خوابیدم صبح ساعت 9کلاس داشتم بلند شدم .مینا مدرسه بود امیر هم رو کاناپه خوابش برده بود .ازخونه اومدم .وقتی رفتم خونه دیوم مینا با امیر دارن میخندن خیلی گشنم بود شام گذاشتم همه دور سفره داشتیم غذا میخوردیم امیر فقط چشش ب من بود مینا گفت من برم درسمو بخونم رفت تنها موندیم .امیر سر مطلبو باز کرد گفت ملینا من خیلی دوست دارممیخوام زنم شی . گفتم خفه شو بلند شد گفت بگو کی تو زندگیته گفتم به تو چه دادزد دستمو گرفت گفت بگووووووو
یه نیشخندی زدم سفره رو جمع کردم رفتم اتاق تا چشم نبیندش حوصله ام سر رفته بود رفتم حموم با خودم ور رفتم ی ساعت حموم بودم یه شرت و سوتین قرمز با یه شلوارک و تاب تنم بود من اندامم واقعا محشره باسنای تپل . سینه های گرد و نوک صورتی .


همین از حموم اومدم بیرون امیر چشش ب من افتاد داشت نگام میکرد رفتم اتاق مامانم اینا مینا تو اتاقمون میخوابید من اتاق مامانم اینا دوست داشتم بخوابم داشتم موهامو خشک میکردم در باز شد امیر اومد تو .
گفنم بعله کاری داری ؟ گفت نه فقط خواستم یکم بحرفیم
گفتم خوابم میاد بلند شدم درو باز کنم بره بیرون منو از پشت بغلم کرد دوباره از اون حرفای مزخرفش میزد اعصابمو خرد میکرد .گقتم بس کن برو .گفت ملینا تو مال خودمی
منو بغلم کرد برد رو تخت هر کاری میکروم نمیتونستم از دستاش خلاص شم لبامو میبوسید دست رو بدنم میکشید ازش خواهش میکردم
امیر نکن برو بخواب نگام کرد گفت امشب زنم میشی
گفتم کور خوندی من ازت نفرت دارمبمیرمم مال تو نمیشم
هر دو دستاامو با یه دستش گرفت ی دستشم رو سینم بود داشت سینمو ممیمالید اروم اروم دستش برد رو کسم کم کنمداشت حال میداد اروم میمالید دیگه حشری شده بودم اه میکشیدم


امیر هی میگفت جووووووون کستمو بخورم فدات قربونت بشم عشق خودمی مال خودمی
داشتم دیونه میشدم لباسامو در اورد سوتینمو که در اورد دستشو رو سینم میکشید واااای دیونه میشدم داشتیم لبتی همدیگرو میخوردیم گردنمو لیش میزد مک میزد سینه هامو تو دستاش گرفت نوکشونو میکرد تو دهنش گاز میگرفت مک میزد داشتم دیونه میشدم ااااااه و اوووووو میکشیدم
وااااااای امیر نکن اااااخ جوووووووون امیر گاز نگیر اااااه
جامیر بیشتر میخورد محکم مک میزد جووووووون فدای سینه های نازت بشم از خود بی خود شدم از رو شورتم کسم میمالید داشتم دیونه میشدم من یه کس تپل و سفید دارم ی کسی که خودمم با دیدنش دیونه میشدم همش دست لاش میکشیدم
امیر از رو شرت کسمو میخورد سرشو به کسم فشار میدادم شورتمو اروم میزاشت لای لبای کسم زود زود میمالید به کسم ضربه میزد ااااااه و ناله میکردم
شورتمو پایین کشید
نگام کرد گفت ملینا کست دیونم میکنه شروع کرد به خوردن زود زود میخورد داشت ابم میومد
گفتمامیر بسه ابم میا د گفت بزا بیاد زود زود مک میرد لیس میزد ابم اومد کلا مست شدم
گفتم بسه امیر
ولی امیر اصلا بهم گوش نمیداد اب کسمو میخورد


لباساشو در اورد وای یه کیر کلفت داشت تا چشم ب کیرش افتاد ترسیدم گفت امیر بسه
پاهامو باز کرد اومد رو دوباره شروع کرد ب خورد لبام و سینه هام تا دوباره حشری شم
کیرو به کسم میمالید یکم به سوراخ کسم فشار میداد گفتم امیر نه پردمو نزن گفت ملینا امشب زن خودمی
کیرشو به کسم میمالید بد جور حشری شده بودیم
کیرشو گذاشت دم سوراخ کیم یکم فشار داد
فریاد زدم امیر گفت یواش مینا بیدار میشه گفتم درد داره نکن اه و نالمون بلند شده بود کیرشو هی ب کسم میمالید یهو محکم کیرشو کرد تو سوراخم فقط کلاهکش رفت
اه و ناله میکردم یه سوزشی داشت اومد دم گوشم گفت عشقم تو مال خودم شدی اروم اروم کرد تو کسم
اااااااااه .واااااای امیر


کیرشو در اورد خونی شده بود با دستمال تمیز کرد دوباره کرد توش داشت لذتش بیشترمیشد پاهامو ددور کمرش حلقه کردم ب خودم فشارش میدادمگفتم امیر زود زود اخ که چه حالی میداد امیرزود زود تلمبه میزد اه و نالمون هر لحظه بیشترمیشد برا اینکه صدامونو مینا نشنوه لباشو گذاشت رو لبام زود زود تلمبه زد گفتم امیرابم میاد سرعتشد تندتر کرد ابم اومد گفتم بسه امیر ابمو اومد گفت نهزود زود تلمبه میزد داشت دردم میومد کیرشو کشید ابشو رخت رو کسم
تا صیح تو بغلش بود خوابم نمیبرد تا صبح تماشاش کرد انگار تو دلم واسش ی حسی داشتم با خودم گفتم نکنه منم دوسش دارم بغلش کردم لباشو بوسیدم از خواب بیدار شد گفت جانم چی شد
گفتم هیچی .یکم از هم لب گرفتیم خوابیدیم تا سه هر شب تو بغل هم میخوابیدم ولی سکس نمیکردیم
تا خونوادم از شیراز اومدن منو امیر گفتیم میخوایم ازدواج کنیم. الان دو سال ازدواج کردیم خیلی امیرو دوس دارم...

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم ......
     

صفحه  صفحه 107 از 107:  « پیشین  1  2  3  ...  105  106  107 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Erotic Stories | داستان های سکسی (حشری کننده) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.