| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

(Fetish Stories) داستان های فتیش

صفحه  صفحه 6 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  
#51 | Posted: 29 Apr 2013 14:58

فوت فتیش

سلام به همه عزیزان فوت فتیشی
اسم من میثم 18 سالمه قد حدودا 180 وزن 78 من میخوام اولین خاطره فوت فتیشم رو براتون تعریف کنم
این داستان کاملا واقعیه من خودمم از داستان های تخمی تخیلی متنفرم خب میریم سر اصل مطلب:

من از بچگی به پا و بوسیدن پای دخترا علاقه داشتم. همیشه پای اشنا و فامیل رو دید میزدم و بعضی موقع ها هم جوراب زن عمو و خاله هامو برمیداشتم و بو میکردم خیلی حال میداد. من این حسمو از حدود 6 7 سالگی داشتم و به هیچکس نگفته بودم تا اینکه چند ماه ژیش با سایت های مختلف فوت فتیش اشنا شدم قبلا فکر میکردم که روی کره خاکی فقط من این حسو دارم ولی فهمیدم خیلی ها اینجورین. واسه همین تصمیم گرفتم به دوست دختر عزیزم رویا (مستعار)
حسمو بگم وقتی بهش گفتم یکم شوکه شد.
اولش مسخرم میکرد ولی بعد ها که ادرس سایت های مختلف فوت فتیش رو دادم یواش یواش با حسم کنار اومد
اولش برام از طریق MMS عکس پاشو میفرستاد بعد چندروز راضیش کردم که جورابشو بگیرم که موفق هم شدم.
راستی اینو هم بگم که من عاشق جوراب رنگ پا هستم خلاصه شبا موقع خواب جورابشو میبردم زیر پتو و تا وقتی
خابم ببره بوش میکردم بهترین بوی دنیارو میداد به نظر من
بعد چند روزش به سرم زد که باهاش قرار بذارم و پاهاشو ببوسم اولش زیر بار نرفت ولی بعدا قبول کرد. ( رویا عاشق اینه که میسترس باشه و تحقیر کنه پسرارو) منم عاشق اینم که اسلیو باشم و یه دختر تحقیرم کنه...
خلاصه باهاش قرار گذاشتم توی مدرسه خودشون. فکر احمقانه ای بود ولی جای دیگه ای هم نبود...
بعد از اینکه مدرسشون تعطیل میشد یعنی ساعت 3 رویا و چند نفر دیگه میموندن و تو سالن ورزشی مدرسشون والیبال تمرین میکردن اون به من گفته بود ساعت 3 میرن باشگاه ساعت 30/4 تموم میشه من به سرم زده بود و میخواستم بعد از تمرینشون باهاش برم قرار ولی بعدا فهمیدم ساعت 30/4 در هارو میندن و اینجوری رویا نمیتونست بیاد بیرون بهش گفتم ساعت 4 به بهانه اب خوردن بیاد بیرون منم میرم ابخوری منتظر میمونم دل تو دلم نبود داشتم از اضطراب میمردم
ابخوری مدرسشون جداگانه بود و سر پوشیده بود رفتم تو منتظر موندم بیاد و بلاخره اومد.........
داشتم سکته میکردم یه کفش ورزشی که مسلما بوی مورد علاقه منو میداد وبا لباس ورزشی اومد تو من نگاه کردم کسی نیاد و بعد سلام و احوال پرسی بوسش کردم اصلا روم نمیشد ولی زده بودم سیم اخر اونم منو بوس کرد
قبلا باهاش برنامه رو چیده بودم
اونم همونطور که اخلاقمو میدونست تحقیرم کرد و گفت: توله سگ بشین زمین یکم مکث کردم که با سیلی چنان زد تو صورتم که هنوز زنگش تو گوشمه
نشستم بعد بهم گفت چهار دستوپاشو اطاعت کردم بعد عزیزم دستور داد که باشو ببوسم منم صورتمو بردم جلو انگار دنیا مال من بود اصلا باورم نمیشد اولین مااااااااااااااچ رو چسبونم رو کفشش بعد ازش خواهش کردم کفششو در بیاره قبول کرد
واااااااااااااای انگار تو خود بهشت بودم دوس هی نفس عمیق میکشیدم و اصلا دوست نداشتم بازدم کنم
بوی پاش تو کفش ورزشی فوق العاده بود شروع.شروع کردم افتاه بودم به جون پاهاش و بوسه بارونش میکردم خیییییییییییلی حال میداد حالا دیگه داشتم پاشو میلیسیدم از رو جوراب زیاد حال نمیداد واسه همین جورابشو در اوردم
پاهاش سفید سفید بود خوشتراش بود پاهاش شروع کردم به لیسیدن نهایت حال رو میداد رو یا هم معلوم بود خوشش اومده هی بهم دستور میداد و تحقیرم میکرد منم از خدا خواسته قبول میکردم پاهاش خیس اب شده بود بهم گفت دیر شده باید برم
منم که به مقصودم رسیده بودم زیاد گیر ندادم خودم در حالی که تحقیرم میکرد جورابشو پاش کردم و بعد کفششو
یه نگاه شیطنت امیز بهم کرد و خندید منم بابوووووس جوابشو دادم خیییییلی خوش گذشت بهترین روز عمرم بود این هفته هم قراره برم. فقط دارم لحظه شماری میکنم واسه اون لحظه


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#52 | Posted: 31 Jul 2013 17:17
پای دختر عموم رو بوسیدم

من از بچگی به جوراب سفید فتیش داشتم.نمیدونم شاید یه جور عقده.ولی وقتی یه دختر شیک و حسابی بالباسای قشنگ و مخصوصا جوراب سفید میبینم اونا رو از خودم بالاتر میدونم و یه جور احساس حقارت پیشش دارم. نمیدونم شاید این حس منو،شما هم داشته باشید.همیشه جورابای فامیل رو برمیداشتم و بو میکشیدم و تو رویاهام پاهاشونو میبوسیدم تا این که یه روز رفتم سراغ دختر عمو.خونه ما دو طبقه بود و اون روز طبقه پایین مهمون بود من به مینا گفتم بریم بالا و رفتیم. اون روی مبل نشست و من جلوی پاش به مبل تکیه دادم.اون داشت با لب تاب ور میرفت و من هم با پاهای اون.خیلی ناز بود .چند بار بهش گفتم چه جورابای قشنگی داری.جوراب سفید اسپورت از همونا که منو دیونه میکرد.تو فکرم چند بار پاهاشو بوسیدم و به عکس العملش فکر میکردم که اون میگه جلوم زانو بزن و ازم بخواه که تو رو به کنیزی قبول کنم و بذارم که جورابامو بشوری.یا این که فکر میکردم که از دستم ناراحت بشه و من برای جبران بهش پیشنهاد بدم که منو تنبیه کنه.درست مثل تو فیلما.باسنمو سرخ کنه،کتکم بزنه دوست داشتم شش دونگ مال اون بشم و اون خودشو صاحب من بدونه و همه جور تنبیه حاضر بودم بشم.در همین حین که تو فکر بودم دل و زدم به دریا و نهایتا پاشو بوسیدم.اونم با تعجب گفت خدامرگم بده این چه کاریه.چند تا دیگه پاشو بوسیدم ولی اون از جاش بلند شد گفت من میرم پایین.منم دستشو گرفتم و با خواهش و التماس گفتم نرو.چند تا بوس هم به دستش زدم.ولی از دستم فرار کرد.
من با یه احساس ترس دنبالش رفتم مبادا چیزی به کسی بگه.راستی سن اون 28 و من 20 داشتم.رفتم جلو بهش گفتم که اولا این جریان پیش خودمون میمونه و از غم دلم براش گفتم که چه جوری از دیدن جوراب سفید تو پاهاش حشری شده بودم.اما اون اصلا درکم نکرد و این اولین و اخرین بوسه ای بود که من به دست و پای مینا زدم.امید وارم بازم فرصتی بشه.

نترس نترس نترس بچه جون
برو برو بازم به میدون
امید نذار هیچ وقت بمیره... غم جای اونو بگیره...
یه مورچه اگه صد دفعه دونش بیفته، صد دفعه برش میداره!
واسه چی؟ واسه اینکه امید داره......
     
#53 | Posted: 17 Sep 2014 23:19 | Edited By: shomal

کون دادن من به یه خانم

سلام به همگی
دوست داشتم تجربه ای که تو این زمینه داشتم رو با شما درمیون بذارم . امیدوارم بتونم به دوستانی که به این موضوع علاقه دارن حسم رو رسونده باشم . من نویسنده نیستم پس ببخشید اگه جمله هام و نگارشم اشکال دارن . و ممنون از وقتی که میذارید و میخونید یکی از فانتزیهایی که تو سکس خیلی دوست داشتم این بود که زیر سلطه خانم ها باشم . مثل همه ی کسانی که این ادعا و حس رو دارن من هم از بچگی این علاقه رو تو وجودم میدیدم . بزرگتر که شدم و کم کم به اینترنت دسترسی پیدا کردم تونستم بیشتر بگردم دنبال این موضوع . همونجورم که میدونید رابطه mistress-salve خیلی گستردست و تو هر بخش هم علاقه مندای خودش رو داره . من تو ذهن و خیالم همیشه به strap-on یا pegging علاقه داشتم . با خیال پردازی خیلی هم حال میکردم .



فکر کنم از حدود 19-20 سالگی تو اینترنت دنبال یه پارتنر میگشتم . اولین کسی هم که یادمه پریسا نامی بود که تو یاهو 360 دیدم ، بالای صفحه ش نوشته بود اگه دختر لز یا پسر کونی هست حاضره که باهاشون رابطه داشته باشه . انقد خجالتی بودم که به زور باهاش یکم چت کردم ، به نتیجه هم که نرسید قاعدتا . خلاصه کنم . تا الان که بنده 28 سالمه تو اینترنت به دنبال پارتنر میگشتم . به دوست دختر آخریم گقتم گرایشمو تو این موضوع ، انصافا خیلی با فکر باز برخورد کرد و قبول کرد . ولی یک ذره لذت نداشت برام ، خیلی مصنوعی این کار رو میکرد . در حد انگشت کردن هم بود جلو تر نرفتیم . نه خودش لذت میبرد نه من . من همچنان این فانتزی رو تو ذهنم داشتم و دنبال کسی بودم که اونم دوست داشته باشه اینکارو . از صدها آدم کلاش و بیکار و حال بهم زنی که اون وسط اومدن و به هرطریق سر کار گذاشتن و مسخره بازی دراوردن نمیخوام حرفی بزنم . برسیم به اصل داستان





قبل از عید تو فیسبوک با یه خانمی که ازخودم 5 سال بزرگتر بود آشنا شدم که دوست داشت پسر بکنه ، بر خلاف همیشه اصلا هم سر کاری نبود . یکم چت کردیم بیشتر آشنا شدیم تلفن دادیم . تا این مرحله زیاد برام اتفاق افتاده بود ولی در کمال تعحب من باهاش قرار گذاشتم و رفتیم بیرون . ( تو پرانتز یه حرفی بزنم : تو رویا آدم خیلی ایده آل فکر میکنه و همه چیز رو در لذت بخش ترین حالتش تصور میکنه ، رویای من این بود که خانمی که اینکار رو با من میکنه خیلی قد بلند و زیباست و همه ی این صفت های عالی رو داره ، ولی خانمی که من رفته بودم ببینمش اصلن اینجوری نبود . بهتر بگم کاملا برعکس بود . همون موقع هم که چت میکردیم خودش بهم گفت ولی واقعا تصمیم گرفته بودم که یک بار هم که شده این تجربه رو داشته باشم ) . با ماشین رفتم دنبالش . اولش خیلی رسمی و بداخلاق بود . من هم هنوز یخم باز نشده بود . کم کم باهم صحبت کردیم و گرم گرفتیم . یکمم شیطونی میکرد هی کیرمو میمالید ، از تجربه های قبلیش میگفت . چیزی که خیلی خوشم میومد در موردش این بود که عین مردا راجع به کردن صحبت میکرد . خوی خشن مردونه داشت .





به هدف این اومده بودیم بیرون که فقط همدیگه رو ببینیم ولی هر دو یه جورایی داغ کرده بودیم . بدون برنامه قبلی من گفتم اگه پایه ای بریم دفتر من یه حرکتی بکنیم . با کلی سوال جواب قبول کرد بیاد . حقم داشت دفعه اول یکی رو ببینی بعد باهاش نمیشه بری مکان که . واسه اینکه کمتر بترسه گفتم بیا بالا من در دفترو باز میذارم ،خودش بره تورو نگاه کنه که کسی نباشه .دیگه راضی شد و رفتیم . اومد بغلم کرد . قدش تا سینه م بود . پیرهنمو داد بالا شروع کرد سینه م رو خود . خیلی از سینه تحریک میشم . قشنگ جوری داشتیم سکس میکردیم که انگار اون مرده و من زن . و من کاملا راضی بودم از این وضع .کم کم رسید به شلوارم ، کشیدش پایین رفت سراغ کیرم . کیرم 16-17 سانته با قطر 5 بزرگ که نیست ، ولی نسبت به اون بزرگ بود خوشش اومده بود از کیرم . خیلی خوب ساک میزد . دندوناشو یه بار هم حس نکردم . اون وسط خیلی هم دوست داشت لب بگیره ازم ، دقیقا من هم اصلا دوست نداشتم ببوسمش . هیچ حس و میلی نداشتم واسه بوسیدنش . ولی خب دوست هم نداشتم اون ناراحت باشه و سکسمون یک طرفه باشه . برم گردوند شروع کرد به مالوندن کونم . کونمم بزرگه نسبتا ، خیلی حال میکرد .





تا قبل از رسیدن به کون من همه ی حرکاتش خیلی آروم و ملایم بود . ولی وقتی نوبت کونم شد قشنگ وحشی شد . واقعا حس میکردم دوست داره جرم بده . من رو صندلی پشت به اون خم شده بودم . سریع باز کرد کونم یه تف انداخت وسطش . خیلی دوست داشتم برام میخورد ولی خودش دوست نداشت . تف انداخت و سریع شروع کرد انگشت کردن . انگشتاش تپل و کوتاه بودن . ولی من داشتم اذیت میشدم . من تا قبل این به کسی که نداده بودم ، در کل چند باری با خیار خودمو کرده بودم . حالا اون یهویی افتاده بود رو کون منو با خشونت انگشت میکرد . سعی کردم تحمل کنم و انتظار داشتم جا باز کنه زودتر . یکم که خشونتش کم شد خودشم فهمید دردم اومده آرومش کرد . خودش میگفت : هم دوست دارم درد بکشی هم دلم نمیاد اذیتت کنم . تو همون حالت که پشت بهش بودم برگشتم ببینم صحنه پشت رو که یهو کمرم گرفت . . درد وحشتناکی داشت . یکم که آروم شدم به حالت معمولی رو صندلی نشتیم یکم کونم آوردم جلوتر که بتونه بازم از زیر انگشت کنه . هم زمان داشتم خود ارضایی میکردم . یه Dirty Talking هم داشتیم که خیلی چسبید . هی فحش میداد و راجع به کردن من حرف میزد . به شدت تحریک کننده بود برام . خیلی زود و شدید ارضا شدم . کلی هم به گند کشیدیم خودمون و اونجارو . بنده خدا کلی لباساش خاکی شد . به سیگاری کشیدم و آبمیوه خوردیم ، یکم آروم تر که شدیم اومیدیم بیرون . اون روز کل داستان ما این بود.





بعد یکی دو روز مسیج داد گفت میخواد از یکی دیلدو (کیرمصنوعی) بخره روش نمیشه تنها بره گفت منم برم باهاش . با یکی تو فیسبوک آشنا شده بود ، اون آقا میگفت از ترکیه میره جنس میاره . یه دیلدو 18 سانتی مشکی با کمربند 65 هزارتومن . یه جا تو خیابون باهاش قرار گذاشته بود . قبل عید بود و همه جا شلوغ .اولش یکم شوخی گرفتم ولی جدی جدی رفتیم دیلدو بخریم. دقیقا شبیه فیلمای مافیایی که یکی از کنار یکی دیگه رد میشه بهش یه کیف میده . پول که آماده بود ، اونم جنسشو گذاشته بود تو یه پلاستیک مشکی . وقتی رسیدیم بهم من رفتم جلو چک کردم . همه چی درست بود پولو دادیم جنس و گرفتیم . کلا 20-30 ثانیه نشد . چون تاحالا برام پیش نیومده بود و ندیده بودم ، کل ماجرا برام خیلی عجیب و پرخطر میومد ولی وقتی رفیتم گرفتیم وبدون دردسر برگشتیم دیدم همه چیز چقدر میتونه عادی باشه . حیف تو ایران آزادی نداریم . شاید اگر بخوام منصقانه بگم ارزش اون دیلدو دست بالا 15-20 هزار تومن بیشتر نباید باشه . در کل قضیه برام خیلی جالب پیش رفت , بعد این همه مدت که من داشتم میگشتم هم آدمشو پیدا کردم هم بلافاصله ابزارشو  هفته دوم عید خانواده م مسافرت بودن.



دعوتش کردم خونمون ، باز با کلی سوال جواب آخرش مطمئن شد و اومد . قبل اینکه بیاد خونه خیلی سعی کردم با خیار و همون دیلدو خودمو آماده کنم . خب کونم نسبت به ابعاد دیلدو تنگ بود ولی جالبیش این بود که با دیلدو که از خیار بزرگتر بود کمتر اذیت میشدم چون بافتش نرم بود . دوست داشتم تمام کمال استفاده کنیم از این موقعیت . رفتم خیلی خوب شیو کردم . ترو تمیز کزدم . از صبح داشتم واسه عصر آماده میشدم . هی با خیار میفتادم به جون خودم که یکم باز شه سوراخم . دیگه عصر که میخواستم برم دنبالش خیا رو گذاشتم تو کونم (خونه هامون نزدیک بود تقریبا) که سوراخم بیشتر باز بمونه . تا رفتم دنبالش و برگشتم داشت اشکم درمیومد . خیلی وضعیت اذیت کننده بی بود . فقط دوست داشتم برسم خونه . ناشیانه عمل کردم . خلاصه باز با عملیات مافیایی وارد خونه شدیم که کسی ایشونو نبینه . (گویا یه مدت محل کارش منطقه ما بوده ) . هرچی خواستم پذیرایی کنم گفت چیزی نمیخواد . قشنگ عین یه مرد اومده بود منو بکنه بره . کم کم مشغول شدیم . همون مراحل داشت تکرار میشد . لب . سینه . ساک .





دیگه کامل منو لخت کرده بود .داگ استایل رفتم روتخت . از قبل تو خونه لوبریکانت هم داشتم .ژل زد و آروم شروع کرد انگشت کردن . این دفعه هم من از قبل خودم با خودم ور رفته بودم هم اینکه از ژل استفاده میکردیم ولی باز انگشتش اذیت میکرد .دیگه خودم گفتم همون دیلدو رو آروم بکن . به دیلدو ژل زد و خیلی آروم شروع کرد . سرش که میرفت تو بقیه ش راحت میرفت . ولی واسه سوراخ من یکم انگار بیگانه بود این حالت ، سوراخم میخواست به حالت اولش برگرده یعنی بسته بشه ولی چون دیلدو توش بود نمیشد . یه حالت بلاتکلیفی داشت. یکم که گذشت داشت برام عادی میشد. نمیدونم چرا دوست نداشت به کمرش ببنده . گرفته بود تو دستش میکرد . الان که دارم مینویسم به ذهنم رسید ، دوست داشته ببینه که داره میره تو کونم . ولی من دوست داشتم ببنده به کمرش ، خودم براش بستم .دوباره مدل داگی رفتم رو تخت . اومد پشتم و سر دیلدو رو گذاشت رو سوراخمو آروم داد تو .





هنوز یکم درد ناخوشایند داشت . باز میگم خوبی این خانم این بود که واقعا حس مردونه داشت و دوست داشت از طرف مقابلش استفاده کنه . قشنک مثل یه دختر داشت منو میکرد . وقتی تا آخر میرفت تو احساس میکردم میخوره به ته روده م یا هرچیز دیگه که اونجا بود و درد شدیدی داشت. یکی دوبار تا آخر کرد ، که باعث شد خودم بکشم جلو . براش توضیح که دادم به اندازه میکرد تو . یکم سرعت گرفت تلمبه زدنش . وقتی که درد دهانه مقعدم ساکت شد به شدت داشتم لذت میبردم . تو همین حالت که تلمبه میزد انگار اعضا درون بدنم جابجا شدن یا براشون برخورد یه جسم خارجی عادی شده بود ، چون دیگه تا ته کرده بود تو کونم . شکمش رو حس میکردم دیگه چسبیده به کونم . ولی دیگه درون بدنم هم درد نداشتم .خیلی خوب و قشنگ داشت تلمبه میزد . برای اولین بار داشتم لذتش رو تجربه میکردم . خیلی معرکعه بود . این بار هم موقع کردن برگشتم ببینم چجوری میکنه باز کمرم گرفت . از داگی که خسته شدیم من خوابیدم رو شکمم و اونم خوابید روم . همزمان که میکرد گوشمم میخورد .





این هم خیلی حس خوبی بود . نمیدونم دقیقا چجوری باید بگم ، حس پایین تر بودن ، تحت سلطه بودن ، اینکه ازم داره استفاده میشه باعث میشد از نظر ذهنی هم خیلی لذت ببرم . بعد از چند دقیقه دوباره پوزیشن رو عوض کردیم ، اون وسطا هی کیرمم میگرفت ساک میزد .این دفعه با کمر خوابیدم پاهامو دادم بالا زیر کمرم بالش گذاشتم و اون از روبرو اومد . این پوزیشن هم خیلی خوب بود . چشم تو چشم بودیم . رویایی بود . هر پوزیشنی که دوست داشتم رو امتحان میکردیم. دوست داشتم موقعی که میکنتم یکی خوب فیلم میگرفت همزمان میدیدم . آخر سر تو مدل داگی بودیم . من رو ی تخت و اون پایین تخت ایستاده منو میکرد .





تو همون حال خودارضایی کردم که باز با شدت خیلی زیاد ارضا شدم آبمم با کلی کثیف کاری ریخت رو تخت . من که خیلی حال کرده بودم .بهش گفتم اگه ارضا نشده کمکش کنم با دستم براش کولیتوریسشو بمالم و ارضا شه که خودش قبول نکرد . میگفت تا همین حد هم براش خیلی خوب بوده . شورتش خیس خیس بود . میخواستیم کم کم جمع و جور کنیم بریم بیرون که حالش بد شد .خیلی شدید ضعف کرده بود . خیلی لجباز بود . راهی نمیذاشت بتونم کمکش کنم . معلوم بود داره از حال میره ، هیچی قبول نمیکرد بخوره . آخر سر یکم نمک دادم بهش فشارش بیاد بالا . یکم حالش جا اومد بردم رسوندمش . خلاصه این بود خاطره من

نوشته سورنا
     
صفحه  صفحه 6 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / (Fetish Stories) داستان های فتیش بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.