| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

خاطرات سكس من

صفحه  صفحه 1 از 2:  1  2  پسین »  
#1 | Posted: 1 Jun 2011 16:11
تاپیك با نام خاطرات سكس من كه كلی آموزش و داستان های پند آموز برای پسرهای باكره بزارم


من و ببوس ببینم بلدی
     
#2 | Posted: 2 Jun 2011 22:08
قدم اول

جق را ترك كنید

چون وقتی كمرتون از آب خالی باشه دیگه دنبال كوس كردن نیستید

پس اول جق را كم كنید


من و ببوس ببینم بلدی
     
#3 | Posted: 3 Jun 2011 16:19
یه خاطره می خوام براتون بگم با دقت بخونید چون توش پره پند واندرزه
یه روز من داشتم از مدرسه به خونه می آمدم که یه دختر چشم آبی و سفید قد بلد و ... کلا تریپ خارجی تو را ه دیدم گفتم من باید هر تور شده مغ اینو بزنم شروع کردم راه افتادن دنبالش تا دیدم طرف رفت تو مغازه مجسه فروشی منم رفتم دیدم داره یه مجسمه بر می داره من با عجله رفتم گفتم می تونم من این مجسمه رو بردارم دختره گفت مگه دیگه ازش نداره منم گفتم نه من خیلی وقت چشم اینو گرفته و....
آخر قرار شد دختره بردار بعد من کلی دری وری گفتم که علاقه شدیدی به هنرمندان و ... دارم و .... تا با هم رفتیم یه جا نشستیم صحبت کنیم خلاصه بگذریم من مخ طرف زدم و با هاش دوست شدم بعد از یه مدت دیدم ای دل غافل نه حتی یه لب تو لب کردیم کلی هم پول دختره ازم گرفته طی 6 ماه تازه دو زاریم افتاد که دختره دیده من سادم از قشنگیش سو استفاده کرده و منو خاری کرده


من و ببوس ببینم بلدی
     
#4 | Posted: 3 Jun 2011 16:21
از این خاطره درس می گیرم که برای شروع از یه ظاهر ساده و معمولی ترجیحا یه پله از همه چیز از شما پایین تر شروع کنید تا دست تون راه بی افته


من و ببوس ببینم بلدی
     
#5 | Posted: 17 Dec 2011 09:56
سلام به همه پالیسان گرامی یه اتفاق جالب برام افتاده که می خوام براتون تعریف کنم امیدوارم استقبال بشه

چند وقت پیش تو یکی از پارک های معروف نشسته بودم که چشم خورد به چیزی که نباید می خورد

یه خانم دیدم که نشسته بود روی یه نیمکت و پاشو از تو کفش در آورده بود و داشت می مالید یکی از زیبا ترین صحنه ها بود همین طور که در حال نگاه کردن بودم دیدم یه پسر بچه امید طرفش و گفت مامان بیا هولم بده

درس اول از این برداشت :

۱- ۵۰ در صد این خانم بیوه است چون با بچه اش تنها اومده بیرون
۲- خانم خانه دار است چون وقت بازی و تفریح با بچه اش داره
۳- خانم علاقه شدید به مساژ داره
۴- از ماساژ پا لذت می بره

ادامه ماجرا
مادر بلند شد و رفت بچه اش رو سوار تاپ کرد و و بعد از حدود نیم ساعت راهی شدند منهم به دنبالشان راه افتادم تا رسیدم در خونشون بعد از رفتن در خونه و غیر من آدرسش رو بدست آوردم
به خودم گفتم یه روز باید از صبح بیام کشیک بدم و آمار بگیرم


من و ببوس ببینم بلدی
     
#6 | Posted: 5 Jan 2012 04:36
سلام من مورلین هستم.
میخوام یه خاطره از خودم براتون تعریف کنم. راستش من خیلی پسر حشری هستم و بدنم خیلی خوشگله و دوست دارم همه بدن لخت منو نگاه کنن تا از بدن من لذت ببرن. البته خیلی دوست دارم که یکی دائما سوراخ کونمو ماساژ بده و از داخل کونم پروستاتمو قلقلک بده. کیر دوست دارم ولی فقط عاشق سر کیرم و میل دارم فقط سر کیر بره تو کونم نه همش آخه درد داره. من لباسهای سکس زیادی دارم و وقتی تو خونه تنها هستم اونارو می پوشم و میرم به حیاط و جلوی آفتاب دراز میکشم. این لباسای سکس رو از اینترنت به همرا گاتالوکشون خریدم. چند تا عکس از لباسهای سکسمو گذاشتم تا ببینید نظرتون چیه واقعا که خیلی سکسی هستند من که عاشق این لباسا هستم. بیشتر اون شورت سفید زنونه تنمه و دائما اونو میپوشم آخه حلقه داره و برام لذت زیادی میاره. استخر هم که میرم فقط اون شورت قرمز رو که سوتین داره تنم می کنم. اینارو گفتم تا مقدمه باشه برای گفتن خاطره.
یه روز قبل از اینکه برم استخر کلیه موهای بدنمو تراشیدم و با تیغ موهای دستام و پاهامو زدم. بدنم مثل یه نقره میدرخشد. تو استخر موقع در آوردن لباسام دیدم سه تا پسر تقریبا میشه گفت قوی هیکل منو نگاه میکردن. میدونستم برای چی خب معلومه واسه اینکه اون شورت سفید حلقه دار تنم بود. رفتم رختکن و مایوی قرمزرو تنم کردم و برگشتم. اونا که منو دیدن خیلی نگاهشونو تیز کرده بودن منم هیچ اهمیتی ندادم و رفتم. مسئول استخر که منو دید گفتم الانه که بهم اجازه نده برم استخر ولی تعجب کردم بهم چیزی نگفت. البته شورتی که تنم بود شبیه مایو بود. رفتم داخل استخر و شروع کردم به آب تنی کردن. اون پسرا هم اومدن ولی کاری بهم نداشتن فقط گاهی وقتا نگام میکردن البته اونجا آدمای دیگه ای هم بود که بچه کوچولوها بیشتر از شورتم خوششون اومده بود و به باباشون منو نشون میدادن.
من رفتم به طرف جکوزی اون پسرا هم اومدن بعد از چند دقیقه ای رفتم داخل سونا. اونجا داشتم خودمو ماساژ میدادم که پسرا رسیدن البته کاری بهم نداشتن و فقط با خودشون حرف میزدن. یکی از اونا بهم گفت: «داداش میخای پشتتو ماساژ بدم» منم با سرم جواب منفی بهش دادم. پاشدم و رفتم یه وانو پر کردم و داخلش دراز کشیدم. حدود 15 دقیقه ای اونجا بودم تا اینکه باز سر و کله اون پسرا پیداشون شد. اونا رفتن وان بغلی و داشتن وانو پر میکردن. منم مایورو کشیدم پایین و آروم خودمو جلق زدم. یکی از اونا منو دید و من زود مایورو پوشیدم. اومد جلو و بدنمو خیلی تعریف کرد کم مونده بود همون جا منو بخوره دستشو کشید به بدنم منم ازش تشکر کردم. گفتم «اگه منو میخاهید باید بین خودتون قرعه بیندازید و اینم بگم که تا سر کیر باید فرو کنید نه بیشتر در عوض هر چقدر خواستید منم براتون ساک میزنم» اونا هم قبول کردن. خیلی خوشحال شدم آخه قرعه بنام کسی افتاد که هم خوش قیافه بود و بدنش خوب بود. اونم خوشحال شد و به دوستاش زبون در میاورد که مثلا من پیروز شدم.
اول من رفتم دستشویی بعدش اون اومد. داخل دستشویی کمی بزرگ بود و من دلا شدم اونم مایو رو کشید پایین کیرشو نگاه نکردم چون میخواستم با کونم اندازشو بگیرم. آروم سر کیرو چند باری کرد داخل کونم و آخرش نامردی کرد و تا ته کیرشو کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن منم ازش خواستم در بیاره ولی کو گوش شنوا. صدامو که نمیتونستم در بیارم منم بزور بلند شدم و کیرش از کونم با درد بیرون اومد یه آخ هم گفتم. بهش فش دادم که چرا به قولت عمل نکردی اونم التماس کرد که دیگه اینکارو نمیکنه ولی من قبول نکردم و با احتیاط از دستشویی اومدم بیرون. منم رفتم سراغ اون یکی دوستاش تا حسرت به دلش بزارم. از یکیشون خواستم تا براش ساک بزنم اونم قبول کرد. رفتیم دستشویی و تا میتونستم کیر بدشو لیس زدم. خب کیرش بد بود دیگه خیلی مو داشت اصلا هم کله خوبی نداشت ولی مجبور بودم. چند باری کیرشو کردم توی حلقم. اونقدر با ظرافت ساک میزدم که طرف مات مونده بود. بالاخره تونستم آه و ناله اونو در بیارم. هر چی آب کیر داشت ریخت تو دهنم خیلی شیرین بود اصلا به کیرش نمیومد منم کمی قورتش دادم بعد بلند شدم و از هم دیگه لب گرفتیم کمی هم از آب کیرشو با دهنم به خوردش دادم. بیچاره داشت از هیجان میمورد. منم آرومش کردم و ازش خواستم تا اون یکی دوستشو بفرسته پیشم.
مایورو تنم کردم از دستشویی اومدم بیرون تا دهنمو بشورم. خودمو آمده کردم دیدم اون یکی اومد باهاش آروم حرف زدم و بهش گفتم که باید بدن منو بخوره و سوراخ کونمو ماساژ بده آخرش باید کیرمو با دستاش اونقدر ماساژ بده تا آب کیرم بریزه بیرون. اولش قبول نکرد، گذاشتم برم که یکدفعه قبول کرد.
رفتیم داخل دستشویی من مایورو در آوردم و روی زمین دراز کشیدم اونم بد قول نبود همون کاری رو کرد که میخواستم. براش هم بد نبود داشت خیلی لذت میبرد. رو سینه دراز کشدم اونم با دستاش سوراخ کونمو باز کرد و شروع کرد به لیس زدن بعدش نوک پستونامو مکید با دستاش رفت سراغ کیرم داشتم میرفتم به فضا خیلی بی حال شده بودم آه و ناله من که شروع شد اونقدر کیرمو ماساژ داد تا اینکه ارگاسم شدم یکدفعه کیرمو کرد توی دهنش منم هر چی آب توی وجودم بود ریختم تو حلقش اونم تمامشو قورت داد. منم بجاش ازش لب گرفتم با هم بلند شدیم بیچاره هل شده بود مایوی منو برداشت و تنم کرد. گفت «مایوت خیلی خوشگله» منم گفتم «خب عزیزم واسه تو پوشیده بودم.»
اون رفت منم نشستم دستشویی و اجابت مزاج کردم اودم بیرون دستامو شستم از دور دیدم که توی وان فقط اون سه تا هستن و دارن با هم دیگه حرف میزنن منم چون دیدم خلوته مایورو در آورد و لخت لخت رفتم به طرف وان. وقتی منو دیدن داشتن از هوش میرفتن من اهمیتی بهشون ندادم رفتم داخل وان. یه بارم خومو جلق زدم آبم که اومد همونطوری چند دقیقه ای موندم. دیگه وقت رفتن بود از نفر سومی خواستم تا بیاد مایورو تنم بکنه اونم زود اومد داخل وان و داخل آب مایورو تنم کرد. بهم گفت که عاشقمه منم بهش گفتم «فراموشت نمیکنم تو از اون دو دوستات برام خیلی سکسی بودی.» بیچاره باورش شده بود خواستم بلند شم که دستمو گرفت و منو بلند کرد و گرفت توی بغلش کمی مونده بود گریه کنه منم بهش دلداری دادم و لباشو بوسیدم.
اونا قصد رفتن نداشتن. موقع رفتن برگشتم و با دستام باهاشون خداحافظی کردم. اومدم شامپو و صابونو برداشتم و خودمو لیف زدم. اون پسری که حسرت به دل مونده بود اومد و بهم گفت «هنوز آب کیرم مونده تو نیمه را نمیخوای تمومش کنی بیا ساک بزن نمیخواد کون بدی.» منم ناراحت شدم و گفتم برو من فعلا حوس اینجور کاراررو ندارم. نمی خواستم دیگه اونو ببینم از بدی قولش فهمیدم که آدم ناجوریه. اونم رفت منم رفتم خودمو خشک کردم. توی رختکن شورت سفید حلقه دار رو پوشیدم اومدم به طرف کمدم مسئول استخر با کنایه بهم گفت «به به عجب بدنی عجب شورت قشنگی» منم لبخندی زدم و لباسامو پوشیدم و زود از استخر زدم بیرون.
از اون موقع به بعد دیگه اون پسرارو ندیدم و نمیخواستم ببینم.
دیگه وقتی میرم استخر یه مایوی قرمز مردونه دارم که اونو تنم میکنم. وقتی کسی نگاهم میکنه محلش نمیزارم چون دفعه قبلی شانس آوردم. اون پسرا از اون پسرای خفن نبودن و الا...
الان فقط با مایوی تنگ و قرمزی که تو استخر می پوشم کیف میکنم. آخه همه منو با حسرت نگاه میکنن که برام خیلی لذت داره.
     
#7 | Posted: 16 Jun 2012 13:56 | Edited By: Morline1000
سلام
میخوام یه خاطره از خودم براتون تعریف کنم. راستش من خیلی پسر حشری هستم و بدنم خیلی خوشگله و دوست دارم همه بدن لخت منو نگاه کنن تا از بدن من لذت ببرن. البته خیلی دوست دارم که یکی دائما سوراخ کونمو ماساژ بده و از داخل کونم پروستاتمو قلقلک بده. کیر دوست دارم ولی فقط عاشق سر کیرم و میل دارم فقط سر کیر بره تو کونم نه همش آخه درد داره. من لباسهای سکس زیادی دارم و وقتی تو خونه تنها هستم اونارو می پوشم و میرم به حیاط و جلوی آفتاب دراز میکشم. این لباسای سکس رو از اینترنت به همرا گاتالوکشون خریدم. واقعا که خیلی سکسی هستند من عاشق این لباسا هستم. بیشتر اون شورت سفید زنونه تنمه و دائما اونو میپوشم آخه حلقه داره و برام لذت زیادی میاره. استخر هم که میرم فقط اون شورت قرمز رو که سوتین داره تنم می کنم. اینارو گفتم تا مقدمه باشه برای گفتن خاطره.
یه روز قبل از اینکه برم استخر کلیه موهای بدنمو تراشیدم و با تیغ موهای دستام و پاهامو زدم. بدنم مثل یه نقره میدرخشد. تو استخر موقع در آوردن لباسام دیدم سه تا پسر تقریبا میشه گفت قوی هیکل منو نگاه میکردن. میدونستم برای چی خب معلومه واسه اینکه اون شورت سفید حلقه دار تنم بود. رفتم رختکن و مایوی قرمزرو تنم کردم و برگشتم. اونا که منو دیدن خیلی نگاهشونو تیز کرده بودن منم هیچ اهمیتی ندادم و رفتم. مسئول استخر که منو دید گفتم الانه که بهم اجازه نده برم استخر ولی تعجب کردم بهم چیزی نگفت. البته شورتی که تنم بود شبیه مایو بود. رفتم داخل استخر و شروع کردم به آب تنی کردن. اون پسرا هم اومدن ولی کاری بهم نداشتن فقط گاهی وقتا نگام میکردن البته اونجا آدمای دیگه ای هم بود که بچه کوچولوها بیشتر از شورتم خوششون اومده بود و به باباشون منو نشون میدادن.
من رفتم به طرف جکوزی اون پسرا هم اومدن بعد از چند دقیقه ای رفتم داخل سونا. اونجا داشتم خودمو ماساژ میدادم که پسرا رسیدن البته کاری بهم نداشتن و فقط با خودشون حرف میزدن. یکی از اونا بهم گفت: «داداش میخای پشتتو ماساژ بدم» منم با سرم جواب منفی بهش دادم. پاشدم و رفتم یه وانو پر کردم و داخلش دراز کشیدم. حدود 15 دقیقه ای اونجا بودم تا اینکه باز سر و کله اون پسرا پیداشون شد. اونا رفتن وان بغلی و داشتن وانو پر میکردن. منم مایورو کشیدم پایین و آروم خودمو جلق زدم. یکی از اونا منو دید و من زود مایورو پوشیدم. اومد جلو و بدنمو خیلی تعریف کرد کم مونده بود همون جا منو بخوره دستشو کشید به بدنم منم ازش تشکر کردم. گفتم «اگه منو میخاهید باید بین خودتون قرعه بیندازید و اینم بگم که تا سر کیر باید فرو کنید نه بیشتر در عوض هر چقدر خواستید منم براتون ساک میزنم» اونا هم قبول کردن. خیلی خوشحال شدم آخه قرعه بنام کسی افتاد که هم خوش قیافه بود و بدنش خوب بود. اونم خوشحال شد و به دوستاش زبون در میاورد که مثلا من پیروز شدم.
اول من رفتم دستشویی بعدش اون اومد. داخل دستشویی کمی بزرگ بود و من دلا شدم اونم مایو رو کشید پایین کیرشو نگاه نکردم چون میخواستم با کونم اندازشو بگیرم. آروم سر کیرو چند باری کرد داخل کونم و آخرش نامردی کرد و تا ته کیرشو کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن منم ازش خواستم در بیاره ولی کو گوش شنوا. صدامو که نمیتونستم در بیارم منم بزور بلند شدم و کیرش از کونم با درد بیرون اومد یه آخ هم گفتم. بهش فش دادم که چرا به قولت عمل نکردی اونم التماس کرد که دیگه اینکارو نمیکنه ولی من قبول نکردم و با احتیاط از دستشویی اومدم بیرون. منم رفتم سراغ اون یکی دوستاش تا حسرت به دلش بزارم. از یکیشون خواستم تا براش ساک بزنم اونم قبول کرد. رفتیم دستشویی و تا میتونستم کیر بدشو لیس زدم. خب کیرش بد بود دیگه خیلی مو داشت اصلا هم کله خوبی نداشت ولی مجبور بودم. چند باری کیرشو کردم توی حلقم. اونقدر با ظرافت ساک میزدم که طرف مات مونده بود. بالاخره تونستم آه و ناله اونو در بیارم. هر چی آب کیر داشت ریخت تو دهنم خیلی شیرین بود اصلا به کیرش نمیومد منم کمی قورتش دادم بعد بلند شدم و از هم دیگه لب گرفتیم کمی هم از آب کیرشو با دهنم به خوردش دادم. بیچاره داشت از هیجان میمورد. منم آرومش کردم و ازش خواستم تا اون یکی دوستشو بفرسته پیشم.
مایورو تنم کردم از دستشویی اومدم بیرون تا دهنمو بشورم. خودمو آمده کردم دیدم اون یکی اومد باهاش آروم حرف زدم و بهش گفتم که باید بدن منو بخوره و سوراخ کونمو ماساژ بده آخرش باید کیرمو با دستاش اونقدر ماساژ بده تا آب کیرم بریزه بیرون. اولش قبول نکرد، گذاشتم برم که یکدفعه قبول کرد.
رفتیم داخل دستشویی من مایورو در آوردم و روی زمین دراز کشیدم اونم بد قول نبود همون کاری رو کرد که میخواستم. براش هم بد نبود داشت خیلی لذت میبرد. رو سینه دراز کشدم اونم با دستاش سوراخ کونمو باز کرد و شروع کرد به لیس زدن بعدش نوک پستونامو مکید با دستاش رفت سراغ کیرم داشتم میرفتم به فضا خیلی بی حال شده بودم آه و ناله من که شروع شد اونقدر کیرمو ماساژ داد تا اینکه ارگاسم شدم یکدفعه کیرمو کرد توی دهنش منم هر چی آب توی وجودم بود ریختم تو حلقش اونم تمامشو قورت داد. منم بجاش ازش لب گرفتم با هم بلند شدیم بیچاره هل شده بود مایوی منو برداشت و تنم کرد. گفت «مایوت خیلی خوشگله» منم گفتم «خب عزیزم واسه تو پوشیده بودم.»
اون رفت منم نشستم دستشویی و اجابت مزاج کردم اودم بیرون دستامو شستم از دور دیدم که توی وان فقط اون سه تا هستن و دارن با هم دیگه حرف میزنن منم چون دیدم خلوته مایورو در آورد و لخت لخت رفتم به طرف وان. وقتی منو دیدن داشتن از هوش میرفتن من اهمیتی بهشون ندادم رفتم داخل وان. یه بارم خومو جلق زدم آبم که اومد همونطوری چند دقیقه ای موندم. دیگه وقت رفتن بود از نفر سومی خواستم تا بیاد مایورو تنم بکنه اونم زود اومد داخل وان و داخل آب مایورو تنم کرد. بهم گفت که عاشقمه منم بهش گفتم «فراموشت نمیکنم تو از اون دو دوستات برام خیلی سکسی بودی.» بیچاره باورش شده بود خواستم بلند شم که دستمو گرفت و منو بلند کرد و گرفت توی بغلش کمی مونده بود گریه کنه منم بهش دلداری دادم و لباشو بوسیدم.
اونا قصد رفتن نداشتن. موقع رفتن برگشتم و با دستام باهاشون خداحافظی کردم. اومدم شامپو و صابونو برداشتم و خودمو لیف زدم. اون پسری که حسرت به دل مونده بود اومد و بهم گفت «هنوز آب کیرم مونده تو نیمه را نمیخوای تمومش کنی بیا ساک بزن نمیخواد کون بدی.» منم ناراحت شدم و گفتم برو من فعلا حوس اینجور کاراررو ندارم. نمی خواستم دیگه اونو ببینم از بدی قولش فهمیدم که آدم ناجوریه. اونم رفت منم رفتم خودمو خشک کردم. توی رختکن شورت سفید حلقه دار رو پوشیدم اومدم به طرف کمدم مسئول استخر با کنایه بهم گفت «به به عجب بدنی عجب شورت قشنگی» منم لبخندی زدم و لباسامو پوشیدم و زود از استخر زدم بیرون.
از اون موقع به بعد دیگه اون پسرارو ندیدم و نمیخواستم ببینم.
دیگه وقتی میرم استخر یه مایوی قرمز مردونه دارم که اونو تنم میکنم. وقتی کسی نگاهم میکنه محلش نمیزارم چون دفعه قبلی شانس آوردم. اون پسرا از اون پسرای خفن نبودن و الا...
الان فقط با مایوی تنگ و قرمزی که تو استخر می پوشم کیف میکنم. آخه همه منو با حسرت نگاه میکنن که برام خیلی لذت داره. چند وقت پیش تو استخر یکی از دوستان قدیمم منو دید با هم روبوسی کردیم برادر کوچیکش پیشش بود فکر کنم ۱۰ سالش میشد. من و دوستم لبه استخر داشتیم با هم دیگه حرف می زدیم برادرش یه بار به باسنم و یه بار هم به کیرم دست زد و داشت کیرمو میمالید که دوستم وقتی دید خندید منم گفتم که عیب نداره بعد ازش خواستم بره داخل استخر بازی بکنه. دوستم بهم گفت: « راستی خیلی عوض شدی هم خوش اندام شدی و هم خودمونیم خوشگل، راستی این مایو رو از کجا آوردی؟» منم گفتم: « از اینترنت سفارش دادم زنونه هست ولی من باهاش راحتم. خب داداشت که ازش خوشش اومده نه!» دوستم گفت: « نه بابا مایوت تنگه کیرت زده بیرون واسه همین اونم که تا حالا کیر ندیده.» بعد با هم خندیدیم. البته دوستم معلوم بود که اهل اینجور چیزا نبود برای همین فکر سکس باهاش و برادرش رو نداشتم. موقع پوشیدن لباسام برادر دوستم اشتباهی پرده رختکنو زد کنار که بیاد مایوی خودش رو عوض بکنه وقتی منو لخت دید روی کیرم زوم کرد منم گفتم: «ای بابا احسان جون چقدر عجله داری صبر کن من بیام بیرون بعد تو بیا تو، باشه؟» اونم زود رفت. بیچاره احسان تا خداحافظی من و دوستم از همدیگه داشت منو نگاه میکرد. نمیدونین چه حسی پیدا کردم وقتی اون منو لخت دید، ای کاش چند دقیقه ای سر کیرمو می مکید ولی خب نمیشد اگه دوستم می فهمید ناراحت میشد.
تازه یه مایوی زنونه راه راه یه تیکه خریدم می خوام دفعه بعد با اون برم استخر. وای فکر کنم دیگه آخر کیف و حال میشه. عکس مایو رو زیر گذاشتماگه تو استخر شما اونو بپوشید چه حسی بهتون میده؟ اینم کاتالوگش :

http://ots-princess.com/images/10602.jpg

لطفا نظراتتون رو در مورد کیرم، سوراخ کونم و بدن خوشگلم برام ارسال بکنید. از دختر خانومها هم می خوام که نظر بدن ازشونم ممنون میشم.
عزیزان دلم مرصی مرصی مرصی
http://aksup.ir/images/oxp8y6q96bjhg3j9aplf.jpg
http://aksup.ir/images/9o7piwgluipo8o08bwb.jpg
     
#8 | Posted: 6 Mar 2013 19:34
این خاطره که می خوام تعریف کنم بر می گرده به یه ۹ سال پیش
یه روز من تو خونه نشسته بودم و مثل همیشه تو اینترنت دنبال عکس وفیلم سکسی می گشتم که یهو زنگ در زده شد منم که بچه بودم زودی هول کردم و رنگم پرید رفتم دم در دیدم همسایه بالایمون هست گفت چی شده چرا دیر در و باز کردی بابات نیست چرا رنگت بریده و ... منم گفتم حالم بده و دل درد دارم گفت احتمالا مریضی من کلیدم و گم کردم و دختر خالمم از شهرستان اومده میشه بیایم تو تا زنم از خرید برگرده یا بابای تو بیاد بریم درمون درست کنه منم گفتم بفرمایید و اونا اومدن تو و ...

من رفتم تو اتاق که یه نفسی تازه کنم که دیدم دوباره آقا جواد دوباره امد و گفت بگو کبریت کجاست دختر خالم می خواد برایت سوپ درست کنه تا حالت خوب بشه و...
بعد که به من سوپ دادن به زور خوردم من و به زور فرستادن بخوابم من گرفتم خوابیدم

فکر کنم یه ۱۵ دقیقه ایی خواب بودم که یه صدایی شنیدم رفتم ببینم چیه دیدم بعله جواد آقا داره خانمه رو میکنه ولی کلا لباساشون تنشون بود منم که ترسیده بودم صدام درنیومد و برگشتم تو اتاقم و ....
تا اینکه بعد یه ۲ ساعتی خانمش اومد و رفتن خونه اشون
منم لام تا کام باکسی حرف نزدم اون وقت ها خیلی از این جواد مادر جنده می ترسیدم


من و ببوس ببینم بلدی
     
#9 | Posted: 5 Jul 2013 22:44
هیچ وقت اولین باری که کوس دیدم رو فراموش نمی کنم
یاده ۵ یا ۶ ساله بودم که داشتم با دختر خاله ام عروسک بازی می کردیم داشت لباس باربیشو عوض می کرد که من نمی دونم چی شده که برگشتم بهش گفتم عروسک اونجا نداره اونم از پرسید اونجا چی و .... من کلی توضیح دادم دیدم نمی فهمه شلوارم و کشیدم پایین بهش نشون دادم بعد اون کشید پایین به من نشون داد باهم فهمیدیم که یکیمون ناقصه بدو بدو بدون شلوار رفتیم پیش خاله ام و گفتیم کدوممون مریضه ! خالم پرسید که چرا شلوار پاتون نیست و ... آخر سر هم یه یک ربعی خالم برامون توضیح داد


من و ببوس ببینم بلدی
     

#10 | Posted: 19 Aug 2013 05:46
یه خاطره از "شبهای سکس" براتون می خوام تعریف کنم خوشحال میشم تا نظرتون رو بگید، باور کنید واقعیه.
من هر هفته شبها و بیشتر تابستونا حول و حوش ساعت 3 صبح لباسهای سکسم رو میپوشم و خودمو به شکل یه دختر در میارم و از خونه میزنم بیرون، میرم همه جا رو پیاده میگردم و دو ساعته دیگه بر میگردم خونه. خیلی حال میده. البته اینم بگم که خودمو واقعا به شکل یه دختر درمیارم، مثلا خودمو آرایش میکنم و سفید کننده و رمیل و رژ و ماتیک هم میزنم و خودمو کلی خوشگل میکنم. یه سوتین قرمز دارم اونو تنم میکنم و توشو پر میکنم از اسفنج و سینه هامو برجسته میکنم و شورت سکسی میپوشم و یه تاب سفید آستین کوتاه هم دارم که اونو از رو میپوشم. شلوار لی دخترانه هم دارم که تنم می کنم و از خونه میزنم بیرون. در ضمن یه کاپشن تابستونی هم دارم که اونو برمیدارم تا اگه یهو یه کسی جلوم ظاهر شد زود اونو بپوشم تا متوجه من نشه.

ادامه در پست بعدی ...
     
صفحه  صفحه 1 از 2:  1  2  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / خاطرات سكس من بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.