تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /
داستان و خاطرات سکسی

سكس وحشیانه

صفحه  صفحه 8 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  
#71 | Posted: 7 Mar 2015 01:04




سکس با عکاس خشن

سلام.

من الناز هستم و 22 سالمه.خاطره ای که میخوام تعریف کنم بر میگرده به یک سال پیش ، زمانی که طبق عادتم رفته بودم آتلیه.من خودم قدم 168 هست و 58 کیلو وزنمه.عکاسم یه پسر 28 ساله ی جذابه که امکان نداره دختری وارد آتلیه اش بشه و عاشقش نشه.

اون روز در حین عکس گرفتن واسم تعریف کرد که به تازگی از دوست دخترش جدا شده و یک هفته ای میشه که سکس نداشته.کلاً تنش میخارید.منم لباسایی که تنم بود نیمه سکسی بود و امکان نداشت پسری ببینتم و تحریک نشه.نمونه خواستید بگید معرفی میکنم.تو فیس بوک عکسمو دیده به یاد من سکس میکنه با زیر خوابش.بگذریم...حرفاش که تموم شد خندیدم و چیزی نگفتم.بعد از اینکه کارش تموم شد اومد نزدیک و زل زد تو چشمام...منم که به شدت حشری بودم دستامو دور گردنش حلقه کردم و سرمو کردم تو گودی گردنش.خوب بلد بودم که یه پسر چه جوری تحریک میشه.بعد از یکم دلبری ازش جدا شدم و رفتم رو کاناپه نشستم.همینطور که میومد سمتم دکمه های پیرهنشو باز کرد و کامل درش آورد.
امیر: جونم حشریِ من.چند وقته ندادی؟؟

- مممم...دو هفته ای میشه.منم که فعلا تنهام ، میدونی که؟
امیر : آره جنده خانوووم میدونم.یادت که نرفته اون ارسلانِ کسکش دوست منه. از ته دلم خندیدم و گفتم:خوبه که میدونی عوضی بود.سر و گوشش زیادی میجنبید.ببین امیرخان حالم بده.قراره حرف بزنی پاشم برم.میدونی که،آرش منتظرِ یه اشاره ی منه که یه حال درست و حسابی بهم بده.
امیر : نخیر ، مثل اینکه حسابی زده بالا.الان یه جوری جرت بدم که به گه خوردن بیفتی جنده خانووم. از رو کاناپه بلندم کرد ، با ارامش تمام لباسامو در آور، موهامو دور دستش پیچید و بهم اشاره کرد بشینم جلو پاش.کیرش بزرگ بود حسابی و میدونستم با این بذاره تو کونم جر خوردنم 100%.با دست آزادش کمک کرد تا بتونم شلوارش رو در بیارم.حتی اجازه نداد شلوار کامل در بیاد.چنان کیرشو چپوند تو دهنم که تا ته حلقم رفت.تا جایی که توان داشتم مک میزدم.کاملاض لرزش پاهاش رو احساس میکردم.بلد بودم چه جوری ساک بزنم که طرفم نا نداشته باشه رو پاش بمونه.10 دقیقه ای ساک زدم و بعد بهش گفتم میخوام بخوابم زمین.
امیر : جنده خانووم اینجا من تصمیم میگیرم.پس فعلا خفه شو. بلندم کرد و منو جوری رو کاناپه قرار داد که رو زانوهام بودم و دستم به پشتی مبل بود.میدونستم بی شرفت تر از اون چیزیه که بخواد کیرشو چرب کنه.کونم رو باز کرد . سر کیرشو گذاشت دم سوراخ کونم.



امیر : ببین یه جوری جرت میدم به گه خوردن بیفتی.یه کاری میکنم که تا دو روز نتونی راه بری.حالا تو مهمونی واسه من کونتو قلمبه میکنی و میری آره؟؟؟؟میدونی چند وقته تو حسرت این کون تنگم؟
نمیخواستم حرف بزنم تا از لرزش صدام به ترسم پی ببره.کیرش خیلی کلفت بود.میدونستم به حرفی که میزنه عمل میکنه.اما قبل از اینکه جرم بده از جاش بلند شد و و از کنار دکور اتاق یه طناب آورد و دست و پامو بست.کثافت یه جوریم بست که هیچ رقمه نتونم تکون بخورم.در کونم باز کرد ، کمرمو محکم گرفت و با یه فشار کیرشو کرد تو کسم.چنان جیغی کشیدم که خودم کر شدم چه برسه به اون امیر کسکشو – کثاااااااااااااافت عوضی.جرم دادی.بکش بیرون اون کیر بی صاحابتووو.
امیر : چیه جنده خانوووم؟؟هنوز تو نرفته که..یادت که نرفته هم کیرم هم کون تو خشکه خشکه.طول میکشه تا دسته بیل من اون تو جا بشه.خیالت راحت.حالا حالاها باید التماس منو بکنی.جنده ی عوضی. – جنده اون دوست دختر هرجائیتو.آخ...بمیری امیر تا زمین از وجود نحست پاک بشه.بکش بیرون رواااااااااااانی.
امیر : الناز واسه 5 دقیقه خفه شووو.صدا بشنوم خودت میدونی. با دندونام پشتی کاناپه رو گاز گرفتم تا جیغ نزنم.وقتی کیرشو درآورد انگار زندگی رو بهم دادن.لعنتی بدجوری می سوخت.میدونستم هر حرفی بزنه بهش عمل میکنه.از اون دوست دخترِ جنده اش شنیده بودم.اما باور نمیکردم.دوباره کمرمو محکم گرفت و با تمام توانش فشار داد تو.داشتم میمردم اما کاناپه رو محکم با دندونام فشار دادم تا صدای جیغم نیاد بیرون.ی چند لحظه کیرشو اون تو نگه داشت و بعد شروع کرد به تلمبه زدن. امیر:چه کیری داره این النازِ جنده.جوووونم.لعنتی آدمو میبره فضا. – آخ...امیییییررررررر...بسه کثافت.دارم میمیرم...
امیر : آخ جووونم..درد داری نه؟؟؟؟سکس درد داره دیگه الی خانوووم..فکر کردی همه مثل اون ارسلان ملایم و اروم رفتار میکنن نه؟؟؟نه خانووووم.حالام درد بکش. اونقدر درد داشتم که نمیدونستم چقدر زمان گذشته و امیر داره تلمبه میزنه.صدای دادشو که شنیدم فهمیدم داره ارضا میشه.اونقدر خوشحال شدم که درد از یادم رفت.موهامو گرفت تو دستاشو و شروع کرد داد کشیدن.
امیر : آییییییییییییی کثااااااافتِ جنده.آخ عجب چیزیه اوووف – سوووختم...چه داغ بوود.اووف
امیر : مرسی النازم مرسی از دستش عصبانی بودم.یه نفس عمیق کشیدم و گفتم:زود دستمو باز کن.صداتم نشنوم به هیچ عنوان.زود باش. دست و پامو باز کرد و رفت خودشو بشوره.از جام نمیتونستم بلند شم.میدونیستم حالا حالاها درد خواهم داشت.چون سوراخ کوونم خیلی تنگه.به سختی لباسم رو پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون.بدون هیچ حرفی امیر رو نگاه کردم و اومدم بیرون. بعد از اون روز چند بار دیگه باهاش سکس داشتم و بعد رابطمون رو تموم کردیم.چون دیکه نمیتونستم وحشی بازیاشو تحمل کنم...






نوشته: الناز

بی سرزمین تر از باد
     
صفحه  صفحه 8 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / سكس وحشیانه بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © 2009-2015 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites