|
بوی خیلی گندی میدادخیلی زیبابودیک چندتابوس کردم کسشو شوربود اماحس واقعاعالی ای بود شروع به لیس زدنش کردم خب اونموقع روتصورکنین خیلی بچگانه ویواش ولی جانانه وابداراززیرتابالای کسش رولیس میزدم طبق اون چیزایی که یادمه اصلالذت وشهوتی داخل چشماش دیده نمیشد فقط ازاین شیطونی ومخفیانه انجام دادن این کارخیلی لذت داشت براش ومیخندید فکرکنم همیه ی مااین حس روتجربه کردیم حس ترس درهنگام ریزشیطونی های سکسی که ادرنالین روبه حداکثرخودش میرسونه ولی درعین حال سکس لذتش به همینه به هرحال فقط میخندید خیلی کسش حرارت داشت اززیرکه نوک زبونم دراونجاقرارمیگرفت سوراخ کسش روحس میکردم حس باحالی میداد زبونم روکشیدم وبلند شد بادست روکسش روخشک میکرد کاملا خیس شده بود روواطراف کسش کمی گوشم روتیزکردم دعوای اونهادیگه خیلی بالاگرفت وفکرکنم دیگه همسایه هاهم داشتنددخالت میکردن واین یعنی وقت بیشتراون پیشنهاددادبریم حموم من هم واقعاازاین فکرخوشم امدرفتیم برق روروشن کردیم گفت داخل حمومیم بهترکامل لباس هامونرودربیاریم بهش گفتم اخه من میترسم اگه نوری خانوم ماروببینه چی؟ گفت بااین صروصداهاتا۲ساعت دیگه هم پیداش نمیشه بالاخره دیدم بالاخره هرجوری بود راضیم کردلخت شدم درازکشیدم اونم لخت شدامدروم منوبوس میکردولی بایدبگم اونموقع بچه بودیم وبه صورتم بوس میکردچون لب گرفتن بلد نبودبعدروم نشست وخیلی سنگین بودولی خوب بود بهم گفت برگردبرگشتم امد روکونم نشست فکرکنم ازنرمی گونم خوشش امده بود امدوصورتشوگذاشت روکونم وبوسش میکرد.....ادامه دارد.......!
|