| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
داستان ها و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان ها و خاطرات سکسی /

داستانهای سکسی مربوط به دوست دخترها و دوست پسرها

صفحه  صفحه 18 از 61:  « پیشین  1  ...  17  18  19  ...  60  61  پسین »  
#171 | Posted: 14 Jul 2011 11:57
ولنتاین

دلیل اولی که این داستان و واستون می نویسم و میگم اینکه می خوام نظر دیگرون و راجبه سکسم بدونم و دیگه این که شب دوباره با عشقم قرار دارم و با یاد آوری سکسمونو نوشتنش می تونم ایراداشو بگیرم تا بهتر باشم :
من دخترم که دارم این خاطره رو واستون مینویسم : اسم رو نمیگم که یه موقع آشنایی نخونه هو بشناسه منو ممکن تابلو باشه
من و عشقم 6 ماه بود که با هم بودیم ولی از اول دوستی یه کششش خاصی بینمون بود اونم همچین حسی داشت و من میدونستم که اهل دروغ نیست چون دلیلی هم نداشت جفتمون به راحتی میتونستیم با هر کسه دیگه که بخوایم باشیم .
من 20 سالمه و اون سه سال از من بزرگتره خیلی خوب با هم کنار میایم واسه همین دوست داریم که زن و شوهر بشیم البته وقت ازدواجمون.
هر وقت که پیشه همیم اصلا منو از بغلش جدا نمیکنه و مدام زبونو لبامو میخوره و حرفای عاشقونه میزنه هر وقت تنهاییم تا یه حدی سکس داشتیم ولی من اپن نبودم میدونستم که زود تر دوست داره زنم کنه ولی می خواستم اذییتش کنم و نیازشو بالاتر ببرم واسه همین گفتم که دوست دارم یه مدت بگذره و بعد زنت شم. اونم قبول کرد
یه مدت گذشت تا ولنتاین شد و منم که تو این 6 ماه , عاشقش شده بودمو هر روز تو بغلش بودم دیگه واقعا سخت بود که بخوام دختر بمونم پس شب قبلش گفتم که می خوام سکس کنیم دیوونه شده بود و همش قربون صدقم میرفت تا صبح نذاشت بخوابم زنگ و اس اش تا صبح قطع نمیشد تا آخر گفتم بذار برم آماده شم واسه شب که قبول کرد
منم رفتم دوش گرفتم و بدنمو صاف صاف کردم و حسابی به خودم رسیدم از دیشب چیزی نخورده بودم که شکمم همینطوری صاف بمونه چون میدونستم دوست داره
بعد از ظهر یه آرایش خیلی باحال کردم البته نه مثل داهاتیا غلیظ و پر رنگ چون عشقم متنفره یه آرایش به روزو با کلاس بدنمو چرب کردم و وقتی دستمو میکشیدم رو تنم سینه هام سفت میشدو دیوونم میکرد عاشق رنگ صورتی ام واسه همین واسه این روزه خاص یه لباس که خیلی سکسی بودو صورتی پوشیدم که سوتینش پشت گردنم بسته میشد و یکسره به صورته چپ و راست به شورتش وصل بود
اونو پوشیدمو بعد مانتو و شلوار
وقتی درو باز کرد بوی عطرش دیونم کرد ولی به روی خودم نیاوردم فکر کنم اونم همچین حسی داشت چون هنوز نصفم بیرون بود که بغلم کردو بوسم کرد
همیشه زیاد لوسم میکرد ولی اون روز دیگه داشت دیونه بازی در میاورد
منو بغل کرد برد رو تختش دو برابره منه واسش خیلی راحته بلند کردنم اول خودمو لوس میکردم و نمیذاشتم بخورتم ولی فشارم میداد و منم زورم بهش نمیرسید منو خوابونده بود ولی خودم بلند شدم و لبمو بردم نزدیک لباش لب پایینمو برد تو دهنش منم لب بالاشو مک زدم شالم رو سرم نبود اصلا نفهمیدم کجا افتاد شروع کرد دکمه های مانتو مو باز کردن و وقتی لباسمو دید یه وای سکسی گفت شروع کرد گردنمو خوردن داشتم از داغی دیونه میشدم همیشه این کارارو میکرد نمیدونم چرا اون روز نمیتونستم رو پام واستم همه جامو لیس میزد و پیشونی و چشمامو بوس میکرد تی شرتشو از تنش در آوردم عاشق استایلش بودم دیونه میدونست واسه همینم منو فشار داد رو سینش و موهامو ناز کرد دستمو میکشوندم رو بدنشو اونم زبونمو میخورد صدای نفس نفسام در و اومده بود و اون عاشقش بود نمیدونم چرا ولی زود به نفس نفس می افتم دستشو برد پشت کمرم و کمرمو ناز کرد خیلی حساس ام واسه همین اه و نالم در اومد و گردنشو خوردم اونم اه و ناله میکرد سینه هامو میمالید سوتینمو از پشت گردنم باز کرد و سینه هامو برد تو دهنش منم موهاشو ناز کردم و گفتم خیلی دوست دارم که دستمو گرفت تو دستش و فشار داد بعد بلندم کرد و چسبوند به دیوار اول ترسیدم چون یه هویی بود دلم هوری ریخت جیغ کشیدم که خندش گرفت و باز لوسم کرد بینیمو با زبونش لیس میزد و میخندید و میگفت که دوسم داره من زنشم و ازم میخواست که تایید کنم منم اذیتش میکردمو میخندیدم میدونستم حرصش در میاد دیونه گازم گرفت گوشمو هی با سر میفهموند که بگو چی ؟ منم با گریه (البته نه واقعی) چون دردم گرفته بود گفتم غلط کردم آره زنتم تا ابد و......
لبامو با زبونم دیگه مال ه خودم نبود چون از تو دهنش نمیومد بیرون همونطور که چسبونده بودم به د یوار شلوارمو در آورد تند این کارو کرد فکر کنم دیگه خیلی دیونش کرده بودم ولی هه تازه اولش بود
نمیخواستم به این راحتی یا پارم کنه میخواستم التماسشو ببینم به کسم نگاه کرد و چشماشو خمار کرد آروم گذاشتم رو تخت و خوابید روم در گوشم مدام میگفت که دوسم داره اجازه میگرفت که زنم کنه منم گفتم هنوز زوده ز بغلش اومدم بیرون و تکیمو دادم به بالشه تختشو نشستم پاهامو باز کردم دستمو بردم رو کسم و مالوندمش خیس بود آبشو در میاوردمو میمالوندم به دورش و چشمامو خمار میکردم و اه وناله میکردم قیافش دیدنی بود وقتی می خواست بیاد طرفم با پام هلش میدادم که نیاد روم زورش میرسید نگهم داره ولی خودش نمیخواست چند لحظه بعد دیگه تحمل نکردو اومد طرفم کمربندش اذیتم میکرد لباساشو کلا در آوردم دستشو برد رو کسم مالیدش هیچوقت آلتشو نمیخوردم ولی میخواستم فول سکس باشه واسه همین رفتم وسط پاش واول لیس زدم بعد تا ته میبردم تو دهنمو مک میزدم تخماشم میمالیدم سرمو ناز میکردو داد میزد دیگه فکر کنم گریش در اومده بود چون همش میگفت بهم بده بذار زنت کنم میخوام پارت کنم از خوردن خسته شدم و نگاش کردم و خودمو واسش لوس کردم اومد طرفم و با دستاش بازو هامو گرفت و خوابوندم گفت که پاهامو بندازم دورش التش خیلی سفت بود محکم کوبوندش به کسم یه جیغ کوتاه کشیدم که منو محکم بغل کرد با دستش کسمو باز کردو یه کم التشو فرو کرد توم واقعا دردم گرفت ولی میخواستم که بکنه چون اولین بار بود حواسش بهم بودو هی نگام میکرد که اگه حالم بد شد ادامه نده نصفش که رفت تو داد کشیدم اونم لبامو میخورد گفت دوست دارم زنه منی و دباره التشو هول داد توم وقتی پاره شدم حس کردم ولی جیغ نکشیدم یه لذتی داشت اه و ناله میکرد و منو میخورد ولی بالا پایین نمیکرد نمیدونم چرا ؟! دستمو انداختم دوره گردنش نگام میکرد و قربون صدقم میرفت یه کم خودشو عقب جلو کرد اخ و اوخم در اومد تندش کرد داد زدم حسه خوبی بود دیکه حرفای سکسی میزد و سینه هامو میمالید .........
اول حال داد یهو بدنم یخ کرد اون دیونه شده بود تند میکردو میخوردم ولی حالم بد شد گفتم نکن وقتی حرف زدم از صدام تعجب کردم انقدر ضعیف بود که نشنید داشت بالا پایین میشد دستام ول شد و افتاد رو تخت که نگام کرد ترسید و کشید بیرون که دردش تا استخونم رسید چشمم به تنش افتاد که پره خون بود و تختم خونی شده بود تازه فهمیدم واسه چی دارم میمیرم پارم کرده بود بیچاره خودشو پاک کردو هول هول لباس پوشید منم پاک کرد و لباسمو پوشوند میخواست ببرتم دکتر خندم گرفته بود چی میخواست به دکتر بگه نذاشتم ببرتم گفتم صبر کنه اگه حالم خیلی بد شد ببرتم دکتر . اصابشو به هم ریخته بودم و فهمیدم که ناراحته واسم اب قند درست کرده بود که نخوردم به زور چند تا کاکاو داد خوردم و بعد بغلم کرد تو بغلش خوابیدم
وقتی بیدار شدم دیدم که داره نگام میکنه و ناراحته حالم خوب بود ولی درد داشتم بلند شدم رو تخت نشستم و بوسش کردم گفتم که حالم خوبه بغلم کرد و بوسم کرد دیوونه معذرت خواهی میکرد گفتم به هر حال باید زنت میشدم که شدم و امروز بهترین ولنتاین عمرم بود
اونشب قرار بود تا صبح تو بغلش باشم برای اولین بار کلی حرف زدیمو تا صبح فقط بوسم کرد جالب اینکه جفتمونم ارگاسم نشدیم ولی یه جورایی همه چی کامل بود شب که تو بغلش بودم اصلا نخوابید چشمامو که باز میکردم میدیدم که بیداره و لبشو بوس میکردم و میگفتم که دوسش دارم تا ابد....

rtyhertgwe
     
#172 | Posted: 15 Jul 2011 10:54
آزاده و آرمان


من محمدم و19 سالمه. این خاطره ای که الان بهتون میگم مال حدودا 4 سال پیشه.
من از کلاس اول راهنمایی بود که بالغ شدم و اینجوری بگم که کیرم از همون زمونا بزرگ تر از بقیه بود. بنا به دلایلی من باید بچه مومن جلوه میکردم. یه معلم ادبیات داشتم که پسرش از بچگی با من بود. با هم برو بیا داشتیم. یه روز این دوست من که اسمش آرمان بود در باره دختر همسایشون و اینکه جلوش با شرت و کرست میاد تعریف کرد. آرمان میگفت که هر وقت آزاده میاد جلوم من توپ رو میندازم زیر پاش و به کسش دست میزنم.
خب به هر حال آزاده هم حدود 17 سال داشت اون موقع.آرمان منا دعوت کرد خونشون که اگه شد آزاده را راضی به سکس کنم.
من تا رفتم در خونشون باباش رسید و حالا دروغای شاخدار من شروع شد. کیرمم از بزرگی داشت شلوارمو میترکوند. بابای آزاده به شوارم یه نیگا انداخت وهیچ چی نگفت و رفت. از اون موضوع یه مدت گذشت. من و آرمان همش درباره آزاده و دخترای دیگه صحبت میکردیم. آرمان از دختر عمش و سکس با اون میگفت.
من تقریبا کارم این شده بود که هر روز برم خونشون و به بهونه درس خوندن باهاش سکس کنم. آخه من مثلا مخ بودم. تا مامانش میرفت بیرون آرمان میومد کنارم و شلوارم را میکشید پایین و کیر منو میلیسید. خیلی تو کارش عالی بود. بعد شلوار خودشو میکشید پایین و کیر منو میکرد لاپای خودش و میمالوند . یه روز بهش گفتم که میخوام بکنم لای پات. اولش که راضی نشد اما وقتی یکم لب گرفتیم قبول کرد. اما گفت که یه موقع تو نکنی. منم قول دادم. اما این کیر بی صاحاب مونده من که نمیدونست قول چیه. من آروم آروم میمالوندم کیرمو لای پاش. خوب که حشری شد سر کیرمو کردم لای پاش . وای که چه حالی میداد. اینقدر کردم تو که آبم اومد منم همه رو همون تو خالی کردم و شروع کردیم به لب بازی. فرداش که رفتم خونشون آرمان گفت که میخواد ببینه آب کیر چه شکلیه. منم رفتم تو اطاق مامانش و یکم کرم نیوا آوردم که بمالونمش. بعد یهشرت مامانش که رنگش صورتی بود را آوردم . بهش گفتم که چشاتا ببند و فکر کن که چند ساعت پیش یه کس ناز تو این شرت بوده و توش میمالیده. با دستم کیر آرمانا گرفتم و براش مالوندم. تو هال بودیم که دیدم یه صدا اومد. بهش گفتم مامانت اینا کی میان گفت تا شب نمیان. منم دوباره شروع کردم که یکدفه آزاده را دیدم که از اطاق خونشون اومد بیرون. سریع خودمو جمع کردم. به آرمان گفتم که این کجا بود.
که آزاده جون اومد گفت من هر کاری که کردید دیدم!!!
منم که دیدم آب از سرم پریده پریدم بغل آزاده و یه لب ناب ازش گرفتم. آزاده با یه کرست آبی و یه شرت نقره ای اومده بود. واقعا سکسی شده بود.آروم از روی کرست سینه هاشا مالوندم. کم کم صدای آهش در اومد. کرستش باز کردم و آزاده را انداختمش رو زمین و پریدم روش و شروع کردم به خوردن پستوناش. خیلس سفت شده بود.اینقدر خوردمشون که سر سینه هاش قرمز شد. بعد آزاده بهم گفت که میخواد کیرمو بخوره. و شروع کرد به ساک زدن کیرم.وای که چه حالی میداد. انگار صد ساله این کارست. بعد شرتشو کشیدم پایین و شروع کردم به لیسیدن چوچولش. نمیدونین که چه لبی داشت. بوی خوبی میداد. همین جور که داشتم میخوردم بهم گفت که یه موقهع نکنی تو که من دخترم. منم بهش گفتم باشه و شروع کردم مالوندم کیرم لای پاش. خیلی بهم حال داد. برش گردوندم و شروع کردم به انگشت کردن کونش. اول نمیرفت تو.اما بعد که با آب دهن خیسش کردم رفت توکیرمو آروم هل دادم تو کونش.اما نمیرفت.آزاده یه جیغی زد و گفت بسه درد داره. منم رفتم از همون کرمی که به کیر آرمان زده بودم آوردم و مالیدم در کونش. بعد آروم سرکیرمو کردم تو که دوباره یه جیغ زد. بالش رو بهش دادم و گفتم که دیگه جیغ نزن که همه میفهمن. بعد دوباره کیرمو کردم تو اما ایندفعه با فشار کردم نکونی خورد و نزدیک بود اشکش در بیاد. اما یکی که تلمبه زدم حشری شد و هی میگفت تند تر بکن. جون من کیر میخوام. قربونت برم. چه حالی میده و از این حرفا.
من ازش یه لب گرفتم و دوباره شروع کردم به کردنش.اینقدر کردمش تا ارضا شد و به ارگاسم رسید. منم آبم اومد و همرا اون تو خالی کردم. یکم بعد که برگشتم دیدم آرمان اینقدر حشری شده و جلق زده که آبش اومده و هر سه تامون راضی بودیم و با هم رفتیم زیر دوش. و تا حدودا یکسال بعد هر هفته سه نفری حال میکردیم.اما ایندفعه هم با آزاده جونم و هم با خواهر نازش مهسا جون. اینجا بود که من بازم به کمرم افتخار کردم که دوبار تونست آبروما بخره!!
     
#173 | Posted: 15 Jul 2011 17:29
بیکاری و ثواب صیغه


سلام اسم من مجید 25 سالمه سال 89 بود که بیکارشده بودم با ماشینم داشتم تو خیابون پرسه میزدم که یک خانم محجبه رو دیدم چون هوا گرم بودسوارش کردم تا توماشین نشست دیدم خیلی قشنگه زدم به درپر رویی و بهش گفتم من شمارو یکجایی دیدم گفت نه من شمارو نمیشناسم گفت دانشجونیستی؟؟ گفت نه!!! بهش گفتم مجردی ؟؟گفت 3ماهه که طلاق گرفتم باخودم گفتم آخ جون اگه اینو نکنم خیلی خرم آخه خیلی قشنگ بود شمارمو بهش دادم وشمارشو گرفتم عصرهرچی زنگ میزدم خاموش بودبعد از 10روزخودش بهم زنگ زدو باهام قرارگذاشت رفتم دنبالش گفتم هواگرمه بریم خونه من باهم صحبت کنیم و دردودل کنیم آخه ازشوهرسابقش دل خوشی نداشت منم که خونه مجردی داشتم قبول کرد اومدیم خونه من نشستیم یا ساعتی که حرف زدیم گفتم صیغه من میشی؟؟؟با تعجب گفت نه کلی براش ازثواب صیغه گفتم وقبول کرد تا حلالش کردم مقنعه اش رو درآوردم و بوسش کردم کم کم مالوندمش أما خجالت میکشید تا اینکه پا داد خوابوندمش روتخت وشروع کردم به خوردن گردنش مست که شد مانتوشم درآوردم با یک تاپ نارنجی بود تاپشودرآوردمو سوتینش هم نارنجی بود شروع کردم به خوردن سینه هاش اومدم پایین ترو لوارشو درآوردم وااااااای ی ی ی ی دیدم شورتشم نارنجی بود چه کس سفیدی تابه حال همچین کسی ندیده بودم صاف صاف صاف با خودم گفتم کس کش شوهرسلبقش چراهمچین حوریه ای رو ازدست داده وای کسشوخوردم چه غنچه سرخی بود گفتم ساک بزن گفت بدم میاد بکن توش کردم تو چه گرم بود مثل تنورهی تلمبه زدم هی تلمبه زدم بعد از چند دقیقه آبم اومد اونم مست افتاده بود روتخت رفتم حمام برگشتم دیدم ناراحته گفتم جی شده گلم گفت آبت زود اومد من که همه آبم رفته بود گفتم أما حرص شده بودم و نمیخاوستم همچین کسی رو از دست بدم دوباره رفتم روکار و هی تلمبه زدم هی تلمبه زدم أما این دفعه آبم نمیومد اونقدرتلمبه زدم که اشکش در اومد آخرآبم اومد و دیگه لس شدم رفتم دوباره توحمام دیدم پشت سرم اومد توحمام داشتم زیر دوش خودمو میشوستم که یهو پریدو کیرمو خوردچنان ساکی زد که آب وجودمو کشید برگردوندمشو کونشوقلبمه کردم گذاشتم دمشو دوباره تلمبه زدم اونقدر زدم که صدای جیغش تو حمام پیچیده بود وتمام آپارتمان رو برداشته بود خلاصه اونقدر زدم که دوباره آبم اومد خودم تعجب کرده بودم*خلاصه اونروزتموم شد أما کردن ما ادامه داشت اگه از این خاطره خوشتون اومد بگیدتا بقیه خاطرات سکسیموبراتون بگم.

رهبرم شیخ حمد
     
#174 | Posted: 15 Jul 2011 17:30
جر خوردن من


سلام
اسمم لیداست. 17 سالمه. میخوام جریان اولین سکسمو با دوست پسرمو بگم براتون.
من و آرین الان 2 ساله که با همیم..خیلی هم دوس داریم همدیگرو ولی تصمیم گرفته بودیم که تا قبل ازدواج کاری نکنیم. یعنی پردمو نزنه.. ولی میدونین خیلی سخت بود برام . هدف اصلی سکس اینه که کیر طرفو تو کست حسش کنی.. خلاصه کنار اومدم.
یه روز مامانم گفت که باید با بابام برای یه سمینار برن خارج از شهر. منم بهونه ی درس رو کردم که خونه بمونم.. اون روز صبح رفتم حموم که به خودم برسم چون میدونستم که آرین حتما میاد پیشم. خوشبختانه مشکلی از لحاظ مو و اینا ندارم چون بورم و اصلا معلوم نیست.. ولی حسابی کسمو شستم تا خوشبو شه. دل تو دلم نبود تا مامان اینا برن. ناهار نتونستم بخورم. خداروشکر مامان نفهمید چرا انقدر استرس دارم. رفتم تو اتاقم رو تختم دراز کشیدم تا وقت بگذره که مامان صدام کرد گفت داریم میریم احتمالا طول میکشه. اگه حوصلت سر رفت برو خونه ی دوستت. منم گفتم باشه. صدای دررو که شنیدم سریع پاشدم گوشیمو برداشتم و به آرین زنگ زدم. جریانو براش تعریف کردمو اونم قبول کرد که بیاد. چون خونشون نزدیکه خیلی سریع رسید. زنگو که زد دلم ریخت. رفتم درو باز کردم که سریع اومد بغلم کرد. آرین یه پسر خیلی خوشتیپه که همه ی دوستام بهم حسودی میکنن.. قیافه ی خیلی خوشگلی داره که حتی کمپانی **** بهش پیشنهاد کرده بودن که کاره مدلینگشونو بکنه. بگذریم.. آرین سرمو گرفت تو دستاش یه نگاهی بهم کرد و گفت که دلم تنگ شده بود برات منم یه لبخندی زدم و لبمو گذاشتم رو لبش.. اونم شروع کرد به خوردن لبام.. زبونشو میکرد تو دهنم و دور زبونم میمالید. یهو دستاشو گذاشت رو کونمو بلندم کرد. برد تو اتاقم و پرت کرد رو تختم. خوابید روم و بازم لبامو خورد. آروم اومد تو گوشم گفت که سینه هاتو میخوام منتظر جواب من نموند.. سریع تاپمو در اورد گفت ای جووون هرروز داره بزگتر میشه.. سوتینمو در اورد و شروع کرد به خوردن سینه هام.. منم آه و ناله میکردم .. گاهی وقتا یه گاز کوچولو هم میگرفت.. بهش گفتم لباساتو در بیار گفت خودت درشون بیار. منم گفتم باشه.. تیشرتشو در اوردم بدن ورزشکاریش داشت دیوونم میکرد.. گفتم بخواب میخوام شلوارتو در بیارم. شلوارشو که دراوردم کیرش از رو شرتش معلوم شد. دستمو گذاشتم رو شرتش یکم مالیدم.. گفت نکن گازت میگیره ها.. منم شرتشو در اوردم که کیره کلفتش زد بیرون.. کیرش خیلی سفید و خوشگله.. تخماش خیلی گرد و تمیزه.. زبونمو مالیدم رو کیرش.. یه آه بلندی کشید و گفت نکن.. منم که تازه خوشم اومده بود بازم زبونم مالیدم رو کیرش.. از بالا به پایین.. زبونم رو رگه کیرش میمالیدم.. با دستم تخمشو میمالیدم.. کیرشو میمکیدم.. کلاهک کیرشو کردم تو دهنم.. اونم همش آه و ناله میکرد و دسشتو گذاشته بود رو سرمو خودش بالا پایین میکرد سرمو.. گفت بهم بسه دیگه بخواب.. منم خوابیدم و اونم شلوارمو در اورد .. میدونستم خوشش میاد شورت نپوشم.. منم نپوشیدم.. گفت پاتو باز کن.. میخوام کستو بخورم.. منم پامو باز کردم .. زبونشو مالید رو کسم .. منم یه آه بلندی کشیدم.. زبونشو رو کسم میمالید.. چوچولمو میمکید.. میگفت ماله خودمه.. جوون.. کستو دوس دارم.. زبونشو دوره سوراخه کسم میمالید.. داشتم دیوونه میشدم.. کسم خیسه خیس شده بود.. اومد بالا تو گوشم گفت که میخوام بزارمش تو کست.. منم تو اون حال و هوا قبول کردم.. کیرشو میمالوند رو سوراخ کسم.. آ ه ه ه ه .. بزارش تو دیگه... کلاهک کیرشو یکم کرد تو سوراخ کسم.. نفس عمیقی کشیدم.. منتظر درد بودم.. بهم گفت آماده ای؟ منم گفتم اوهووووم... یهو کیرشو کرد تو کسم... آ ه ه ه ه .. کیرت کلفته.... اوووووف... کیرشو تو کسم عقب جلو کرد.. بعد در اورد تا خونشو پاک کنه.. خیلی خون نبود ( نذاشت من ببینم ولی خودش گفت.. ) گفت ادامه بدم؟ گفتم آره ه ه ه .. بکن... میخوام جرم بدی... کیرشو تو کسم عقب جلو میکرد... آ ه ه ه ه ... اگه میدونستم انقدر حال میده زودتر می کردمت لیدا... کست مال منه... جووووون... میخوام کستو جر بدم.... آ ه ه ه ه ه... نمی فهمیدیم صدامون چقدر بلنده.... اوووووف... کیرت کلفته... آ ی ی ی ی ی .... کسمو جر بده... دارم ارضا میشم... آه ه ه ه ... آ ی ی ی ی .. بسه...... تنم میلرزید.... لیدا آبمو کجا بریزم؟ آ ه ه ه ه ... بگو الان میااااد.... آ ه ه ه .. بریز رو سینه هام... اوووف.. داغه آبت... دوس داشتی؟ اوهوووم.... بیا بغلم.... ههههممم... نفهمیدم کی خوابم برد... با صدای مامان بیدار شدم... لیداااا.. بیا شام.. گوشیمو نگاه کردم .. یه اس ام اس داشتم... عزیزم دلم نیومد بیدارت کنم... دیگه رسما زن من شدی!!

رهبرم شیخ حمد
     
#175 | Posted: 15 Jul 2011 17:49
نگار كون گنده قسمت اول

سلام من سامان هستم 19 سالمه من میخوام یکی ز جالب ترین داستانامو بگم وقتی مسایقه رو دیدم با خودم گفتم واقعا حیفه این داستانه جالب رو کسی ندونه این داستان همین امسال اتفاق افتاده من در یکی از محله های بزرگ جنو ب تهران زندگی میکنیم من زیاد بیرون نمیرفتم یا میرفتم بیشتر کتاب خونه بود{بچه مثبت بودم} خلاصه چند تا دوست داشتم که اماره محله رو بهم میدادن وقتی من یه روز داشتم بر مگشتم از کتاب خونه دیدم یکی از دوستام سجاد اومد طرف من گفت سامان نمیدونی یه خونواده دارن اساس میارن تو کوچه دختره انقدر نازه من الان گفتم داره کس میگه اخه{کس شعر زیاد می گفت}من هم حرفاشو گوش میکردم ولی خیلی جاها میرفتم تو چاه باورتون نمیشه ولی این سری با این خبرش کل اون چرت و پرتاشو پوشوند من رفتم تو کوچمون دیدن بله دارن اساس میارن به وانت که نزدیک شدم دیدم خدا این بود کجا بود باور کنید کیرم در یک ثانیه 20 سانت راست کرد بنز انقدر شتاب نمیگیره که کیره من تو یک ثانیه اینقدر راست کرد من دیدم بار زیاد دستشه نمیدونم چرا کتاب از دستم افتاد سری رفتم طرفش گفتم سلام خوبید تازه اومدین اینجا دیدم با یه صدای ناز و یه برق چشم خاص بهم گفت اره صداش خیلی خسته بود دیدم داره وا میره سری وسایل رو ازش گرفتم گفتم اجازه بده کمکت کنم اونم که سری تو کونش عروسی شد و از خدا خواسته همه رو داد به من وقتی وسایل رو بردم دیدم یه زن اونجا بود {مادرش}سلام کردم گفتم خوبید ببخش بی اجازه وارد شدم دیدم برای دخترتون سنگینه گفتم کمک کنم مادرش زن خوبی بود گفت پسرم مرسی راضی به زحمت نیستم منم گفتم خواهش میکنم همین جوری که داشتم وسایل رو می ذاشتم دیدم مادرش داد زد نگار بیا اینو بزار اونجا از همین جا فهمیدم اسم این جیگر نگاره باور کنید کون نداشت لامصب هندونه بود نمیدونم چند بار داده بود که این جوری ساخته شده بود برای من اصلا مهم نبود من فقط به فکر خوابوندن این کیرم بودم با کون نگار فقط یه چیزی برام خیلی جالب بود اینکه پدر نگار پس کجاست اخه کونم دیگه پاره میشد اخه من برای خونه خودمون یه نون نمیگیرم ولی به خاطر این کیرم یه کاری کردم که تا نه روز داشتم از خستگی میمردم وقتی همه وسایل رو اوردم و تو اتاق ریختم بعد داشتم از در میرفتم بیرون که نگار دیدم برای تشکر داره میاد باهام دم در{مادرش قبلا تشکر کرد}من هم گفتم خواهش میکنم گفت بازم مرسی گفتم ایشالا که از جاتون راضی باشید اگه مشکلی چیزی داشتین میتونید بهم بگید بعد یاد اون سوال که تو ذهنم چند ساعت قبل ایجاد شده بوداینکه پدرش کجاست افتادم گفتم مگه پدرتون کجاست برای اسباب کشی که نیومد حد اقل برای چیدن که میاد دیدم ناراحت شد رفت تو فکر منم سری اومدم ماست مالی کردم گفتم ای وای ببخشید سواله بدی پرسیدم شرمنده دیدم سرشو بالا کرد گفت بابام با یکی دیگه ازدواج کرده باور کنید انقد ردلم سوخت کیرم که داشت شلوارمو پاره میکرد رو یادم رفت اصلا شهوت پرید سری گفتم خوب من نمیرم وای میستم تو اثاثاتون کمک میکنم بچینیم گفت نه مرسی زحمت میشه گفتم نه خواهش میکنم وقتی برگشتم مادرش انقد حول شد خلاصه چیدیم تموم شد ساعت رو نگاه کردم دیدم ساعت 10 شبه گفتم اگه برم خونه بابام کونمو جر میده! با خودم گفتم به تخمم می خواد یه خورده قر بزنه بعد مادرش گفت اجازه بدین یه چایی بدم الان غذا میارم گفتم نه مرسی دیر وقته باید برم ، دیدم غذا نداره اخه تازه اساس اورده منم که میخواستم ساندویچ بخورم گفتم من دارم میرم ساندویچ بخورم برای شما هم میخرم گفت نه گفتم الام میام رفتم غذا گرفتم اوردم خوردیم تو این مدت کیرمو زیره کمرم قایم کرده بودم وقتی که داشتم خدا فظی میکردم دیدم نگار اومد دمه در نگاهش با اول موقع فرق میکرد یه لبخنده شهوت الود خاصی رو صورتش بود منم یه لبخند زدم اون گفت واقعا به خاطر همه چیز ممنون شرمنده کردین گفتم خواهش اگه بازم کاری داشتین میتونید بهم بگید دیدم این بهترین وقته گفتم یه لحظه لطفا، اونم گفت بله رفتم خودکار و کتابام رو اوردم و شمارمو نوشتم روش گفتم اگه کاری داشتین چیزی خواستین کافیه یه زنگ بزنید اونم خیلی راحت تلو گرفت گفت ممنونم وقتی خواستم تلو بدم هم دستم هم کاغذ رو یه جوری با حرص گرفت و فشار داد منم با خودم گفتم دهنت گاییده هست خلاصه رفتم خونه با پدرم کلی جرو بحث سر اینکه کجا بودی اخه کنکور داشتم و اینا می خواستن من بیشتر حواسم سر درسم باشه ولی باور کنید این نگار رو از وقتی دیدم کیرم راست شده بود تا همین که خونه اومدم و 20 دقیقه هم میگذره خلاصه رفتم پای کامپوتر یه چند تا سایت سکس دیدم دیگه داشتم میمردم ولی خودمو نگه داشتم{جق نزدم}خوابیدم باور کنید تو خواب هم خواب اون کون گنده رو میدیدم نمیدونم تا الان کسی شما رو اینجوری به کیرتون جلب کرده چون فقط اونا احساس منو درک میکنن خلاصه خوابیدیم و وقتی پا شدم دیدم بله خودمون نخواستیم خواب امون نداد دیدم کل شلوارم خیس شده بود بله ابم اومده بود منم که رفتم سری حموم هم خودمو شستم هم پشمای کیرمو به عشق نگار تراشیدم ،از حموم اومدم بیرون و یه صبحانه خوردم...
*****
*****
*****
     
#176 | Posted: 15 Jul 2011 17:51
*****
*****
نگار كون گنده قسمت دوم

وقتی از حموم اومدم بیرون و صبحانه خوردم باور کنید هنوز ان تو کف کن خونده ی نگار بودم نشتم فیلم نگاه کردم بعد رفتم لای کتاب رو باز کنم که درس بخونم مگه میشد درس بخونم ساعت حولو حوشه 11 شده بود کم کم داشت ظهر میشد دیدم موبایلم زنگ خورد دیدم یه صدای نرم و لطیف پشت تل گفت سلام خوبی اقا سامان من اول نشناختم گفتم بله خودمم بفرمایید گفت نشناختید گفتم به جا نمیارم گفت نگار هستم خوبی اقا سامان وای انگار دنیا رو بهم داده بودن سری گفتم سلام نگار جان خوبی چه خبر چی کار میکنید از جاتون راضی هستین اونم گفت بله مرسی اقا سامان ما دیشب حسابی شما رو انداخیم تو زحمت حتما جبران میکنیم منم گفتم نه بابا کاری نبود وظیفه هست به هر حال تو درو همسایگی این حرفا که دیگه چیزی نیست ولی با خودم گفتم حتما با اون کون از لگن زده بیرونت میتونی جبران کنی .بعد گفت دیدم کتاب دستتونه محصل هستین درس میخونید منم گفتم بله پشت کنکوری هستم گفت چه رشته ای گفتم تجربی گفت ای چه عالی منم تجربی هستم پیش میخونم .گفت شما هم پیش می خونید. گفتم نه الان پارسال 12 هزار سراسری شدم ولی تو انتخاب رشته گند زدم گفت اشکال نداره امسال قبول میشی منم گفتم مرسی همچنین. بعد حین اینکه داشت حرف میزد یه نگه به کیرم کردم دیدم داره شلوارمو پاره میکنه تو همین حالو هوا بودم یه هو یه چیزی گفت که من ار خدا خواسته دنبالش بودم گفت شما عربیت خوبه منم گفتم بله اخه نمره عربی من 18 شده بود اونم گفت وای چه عالی مادرم ساعت 12 برای کار میره بیرون شما میتونید تشریف بیارید؟ منم گفتم ای به چشم حتما میام ولی امکان داره دیر بیام چون ناهاربخورم بیام اونم گفت ای بابا یعنی قابل نمیدونی خونه ی ما ناهار بخوری منم گفتم این حرف چیه نگار خانم گفت پس دیگه حرفی نباشه من که هنوز لطف دیروز شما رو فراموش نکردم منم گفتم باشه نگار خانم هرچی شما بگید فکر کنم فهمیده بود من می خوام کونشو بکنم چون دیروز این کیرم انقد بد راست کرده بود که وقتی چیزی ازم میخواست یا یه حرفی میزد یا سوال میکرد زودی دست و پام رو گم میکردم دیگه خدافظی کردیم و گفت یادت تره 12:15 دقیقه اینجا باش گفتم چشم خدافظی کرد من از وقتی که تل رو قطع کردم دیگه فکرم جای کار نمیکردم سری رفتم یه دست لباش رو ورداشتم اتو کردم بهش یه نگاه تو اینه کردم دیدم صورتم پره ریشه موهام هم که چون تازه از هموم اومده بودم و سشوار نزده بودم موهام حسابی جنگل بود سریع کتونی پوشیدم رفتم ارایشگاه صورتمو زدم موهام رو هم فشن کردم اومدم خونه اودلن رو رو خودم خالی کردم نگاه کردم دیدم اه ساعت هنوز 15 دقیقه به 12 هست هی این ور اون ور زمان هم باهام لج کرده بود باور کنید تا ادم عجله داره این ساعت عین برق میگذره ولی عجله نداشته باشید اصلا این کیرمم که امونمو بریده بود خلاصه ساعت شد 12:10 دیگه گفتم وقتشه از خونه زدم بیرون وقتی رسیدم دم در ایفون رو زدم دیدم بدون اینکه بگه کیه دررو باز کرد من دیدم کیرم باز زایست دادم زیره کمر کرفتم تو یالا دادم دیدم صدایی نیومد بد دیدم یه صدای ناز از اون ور داره میگه سلام سامان بیا بشین الان میام، معلوم بود داشت میمالید منم رفتم رو یه مبل دو نفره از قسط نشستم بعد چند لحظه دیدم خبری نشود گفتم پس نگار خانم کجا هستی افتخار نمیدی بیای اونم گفت الان میام منم خوب منتظر موندم بعد چند لحظه دیدم یکی اومد از اتاق منو میگی کف کرده بودم دیدم یه شلوارک با یه تاپ پوشیده مواش تا کمرش بود صاف صاف بود من تا الان نمیدونستم کونش از رو شلوارک انقد قشنگ میشه همین جوری که دستو پام رو گم کردم گفتم علیک سلام حدسم درست بود انقدر مالید وقتی اومد طرف من دید من رو مبل دو نفره نشستم اومد دست داد نشت کنار من بعد گفت چه خبر چی کار میکنید منم گفتم سلام لوکلت زبون گرفته بودم بعد دیدم گفت چرا اینجوری میکنی راحت باش عزیزم خودمم با خودت منم دیدم این که دختره کسش نیست منم با خودم گفتم کیرم راحت میشینم از روی اون تاپ قشنگش میشد کرست نازش و پستوناشو که داش از کرستش میزد بیرون رو دید که کرست نازه قرمز توری وای خدا حرارت کیرم داشت میرفت رو عرش دیدم کیرم از کمرم زد بیرون دیدم داره بر جستگی شلوارم تابلو میشه سری این پامو انداختم رو اون پام ولی فهمیده بود چون نگاش همش به کیرم بود بعد شروع کرد به صحبت کردن از خودش اینکه بابام معتاد بود و هر روز با اینو اون بود مادرمو کتک میزد بعد مارم همش کار میکرد گفتم مادرتون چی کارست گفت تو یه دفتر مهندسی منشی هست خلاصه چون منم یه دونه بودم و بزرگ شده بودم مادرم تلاقشو گرفت و حضانت منو گرفت منم گفتم خوب دیگه روزگاره
*****
*****
     
#177 | Posted: 15 Jul 2011 17:53
*****
نگار كون گنده قسمت سوم

خب بعد اون همه حرف که زدیم منم بهش گفتم خوب زندگی همینه بالا و پایین زیاد داره اونم گفت بله دید زیاد حرف زدیم و دهنمون کف کرده گفت بزار برم یه چایی بیارم وقتی بلند شد رفت طرف اشپز خونه دیدم کونش از پشت شلوار چه لمبه ای، یه ساق جورابی بلند هم پوشیده بود وقتی در اشپز خونه رو باز کرد دیدم چه بوی غذایی میاد معلوم بود هم برنج درست کرده بود بوی مرغ هم میومد رفت دم در که رسید گفت پررنگ میخوری یا کم رنگ منم گفتم کم رنگ بعد اونم یه چشمک زد گفت ای به چشم، منو میگی تو کف که بودم داشتم انفاکتوس میکردم فقط دوست داشتم کیرمو از روی اون ساق جورابی به رونای گوشتی و توپولش بمالم و صورتمو بکونم لای کونش هی لیس بزنم کیرمو بمالم به میسترس کف پاش وای که دیگه داشتم از کیر درد میمردم همین جوری که تو فکر بودم دیدم گفت بفرما منم سری به خودم اومدم گفتم مرسی بعد که چایی رو خوردم و تموم شد گفتم نگار جان بیا یکم کار کنیم دیگه ما که نمیخوایم تا صبح حرف بزنیم گفت اول بزار سامان ناهار بخوریم بعدگفتم باشه بعد رفت که غذا بیاره غذا رو که چید رو میز منو صدا کرد منم اصلا حواسم نبود که کیرم راست کرده یه دفه بلند شدم دیدم برجستگی کیرم تابلو شد دیدم یه لبخند منی دار زد و رفت سر میز منم که از خجالت روم نمیشد سرمو بالا کنم و سر میز برم با خودم گفتم بیخیال بابا بعد رفتم دستپختش عالی بود وقتی سرشو خم میکرد که غذا رو بذاره تو دهنش با قاشق، قشنگ سینه هاشو میدیدم بعد که خوردیم جم کرد یه 1 ساعتی گذشت یهو گفتم نگار جان مادرت نیاد گفت نه بابا تا 7 شب سر کاره خیالم زاحت شد چون ساعت تازه 13:30 دقیقه بود بعد رفت کتا بشو اورد نشست منم نشستم بعد گفت سامان جان من نشسته درس نمیخونم دوست دارم دراز بکشنم منم گفتم هر جور راحتی دراز کرد لنگشو داد بالا شورتش معلوم بود نمیدونید چه کون گنده ای داشت یه لحظه فکر کردم کیره! خلاصه لای کتاب رو باز کردم و شروع کردم قواعد عربی سال سوم رو بگم چون ما تجربی ها عربی پیش نداریم داشتم نکره رو بهش میگفتم که بعد 30 دقیقه دیدم بهمگفت سامان تا الان دوست دختر داشتی منم خودمو زدم به اون راه گفتم نه بابا دوست دختر کجا بود{حالا کون دخترای منطقه 17 رو پاره کرده بودم}گفت ولی من قبلا داشتم سکس چی اینو گفت من ماتم برد گفتم نه گفت ولی من با امین{دوست پسر اولش}سکس داشتم با خودم گفتم معلومه اون کون کاره دسته منه، هم راست کرده بودم هم ماتم زده بود! حرارت کیرمو قشنگ حس میکردم که داشت اتیش میگرفت معلوم بود نگار جون ما هم حشری شده بود منم گفتم چند وقته سکس نکردی گفت 5 ماه هست از وقتی امین رفت کانادا گفتم اها بعد دیدم دستشو گذاشت رو شونم گفت خیلی مهربونی منم اون دستشو گرفتم وقتی برگشتم بهش لبخند بزنم دیگه امون نداد دیدم لبشو گذاشت رو لبام وای خدا چه لبی داشتم دیونه میشدم یه لب ناز بزرگ قرمز وای کم کم صدای اه اوه وای اون بلند شد بعد زبونشو لیس زدم کامل بعد 5 دقیقه لب گرفتن کامل اومد روی من وقتی باسن بزگ و قلمبش با کیرم از روی شوار تماس پیدا کرد بعد بهم گفت وای چه کیره داغی داری جون کونمو از رو شلوار داره میسوزونه بعد من تاپشو که سبز یشمی بود رو از تنش در اوردم بعد یه سوتین ناز قرمز تنش بودنوک سینش تیزه تیز شده بود وای معلوم بود حشری بود من کرستشو باز کردم دیدم چه سینه هایی مثل هلو بود سفیده سفید بزرگ نوک زبونمو چسبوندم بهش وای که داشتم میمردم اونم از من بد تر میگفت جون بخور مال خودته اه لیس بزن اینا رو که میگفت منو دیونه میکردبعد دراز کشیدم کامل اون خودش نوبتی نوک سینشو دهنم میذاشت وای چه حالی داشت منم با دستام از پشت باسن نازشو نار میکردم بعد همین جور که داشتم ممشو میخوردم دیدم یه اه بلندی کشید دیدم خانم ارضا شد به همین سادگی مقاومتش خیلی کم بود جون چه ابی داشت از شلوارکش زده بود بیرون چه برسه به اون شرت نازش بعد اینکه سینه هاشو کامل خوردم نوبت اون شد اونم فهمید چی کار کنه پیرهن منو در اورد شروع کرد به خردن سینه هام وای نمیدونید چه حالی داشت انقد اون زبون و لبای نازشو روی سینه ام میکشید انقد خوب میمالید که داشتم میمرم اه ناله ی منم کم کم رفته بود بالا اونم میگفت دوست داری میلیسم اخخخخ منو میگی دیگه داشتم دیونه میشدم اصلا کاملا دیگه ازحال خودم اومده بودم بیرون و توی یه دنیای شهوت الود بود بعد چند دقیقه که خرد سینمو داشت میرف شلوارمو باز کنه که گفتم فعلا نمیخواد بزار حالا نوبت منه که مال تورو بلیسم و بخورم اینو که گفتم یه اخ ناز زد و گفت باشه عزیزم هر جور دوست داری بیا..
*****
*****
*****
     
#178 | Posted: 15 Jul 2011 17:55
نگار كون گنده قسمت چهارم

بعد من شروع کردم اون شلوارک ناز و سبزشو در اوردم وای چه ناز اون شرتش با کرستش یه رنگ بود قرمز بعد جوراب بلندشو که تا دلم باسنش بود رو در اوردم از بالا شروع کردم خوردم و لیس زدم تا رسیدم به شرتش وقتی در اوردم دیدم خیسه خیسه {یه بار ارضا شده بود}منم زبونمو گذاشتم روی خط کسش دیدم صدای اه و اوهش رفت بالا جون چه کسی چه لبایی داشت کسش، زبونمو وقتی میکشیدم دیدم دستمو فشار میده چون معلوم بود خیلی حشری شده بود میگفت جون بلیسش مال خودته اه لیسش بزن اوه جون بمال زبنتو به کسم اخ اینا رو که میگفت بد تر منو حشری میکرد منم با حرس و طمع بیشتری میخوردم هی زبونمو میکردم تو کسش هی در میاوردم اخ چه حالی میداد بعد برگشت وای چه کونبی سفید گنده درون کونش یه حالتی بود تابلو بود داده منم لیسش زدم اخ نمیدونین چه حالی داره خوردن یه کون سفید و بزرگ دیگه داشتم دیونه میشدم خوابیدم خودش فهمید که باید کیرمو در بیاره و لیس بزنه وقتی که خوابیدم نمیدونید با چه حرص و ولعی پرید روی شلوارم که دکمه هامو باز کنه وقتی کامل شلوارمو در اورد موند شرتم وقتی کیرمو از روی شرت دید دیدم چشاش یه برق خاصی داره بعد گفت وای چه کیری اههههههه بخورمش بعد از روی شرت یکم ماساج دادش و شروع کرد شرتمو در اوردن وقتی در اورد کیرمو گذاشت تو دهنش وای چه لبی داشت من کلا دیگه از حال رفتم معلوم بود زیاد ساک زده مثل یه ادم حرفه ای کیر منو ساک میزد و میخورد انقد قشنگ و جالب زبونشو به کیرم میمالید این کله کیرم اه فوقولاده داغ و هم فوقولاده قرمز شده بود انچنان کله کیرمو میکرد تو دهنش میخورد که داشتم دیونه میشدم صدای ملچ مولوچ خوردن کیرم تو کل اتاق پیچیده بود انقد قشنگ کیره منو تو دهنش میکرد که حس میکردم کیرم کامل تو حلقشه دیگه دیدم دارم دیونه میشدم معلوم بود کیره امین {دوست پسر قبلیش} رو هم همین جوری می خورده ولی با این حال خیلی حال میداد بهم، من کم کم داشتم بیحال میشدم معلوم بود داشت ابم میومد بهش گفتم نگار جون داره ابم میاد بهم یه نگاه شهوت الود کرد و با یه لبخند بهم گفت همشو برات میخورم منم دیگه به حد ارگاسم رسیده بود باور نمکنید انگار کیرم مثل یه پمپ هرچی اب تو کمرم بود رو تو دهن نگار جونم خالی کرد جوری که دیگه جا نداشت از گوشه ی لبش داشت میریخت بعد همشو خرد گفت بهم جون چه خوشمزه هست بعد یه لب ناز گرفتم ازش من دیگه بی حال بی حال بودم که دیدم از کونش نمیشه گذشت ازش یه سوال کردم اوپن هستی گف نه دخترم عزیزم بعد گفت میتونی از پشت بکنی تو کنم منم گفتم چشم دیدم قمبل کرد کونشو قشنگ داد بالا اخ چه کمر باریکی داش ولی کونش تا دلتون بخواد گنده بود یکم خودش کیرمو لیس زد بعد گذاشتم روی کونش یه فشار کوچولو دادم دیدم تا تخمم رفت توش جون نمیدونید کونش چه داغ بود باور کنید کیر من که این همه داغ بود با حرارت کونش داشت اتیش میگرفت حسابی عقب جلو کردم معلوم بود کونش گشاده دیدم نگار هم صداش رفته بالا میگه اخ جون ای بکون جرم بده بکن تو کونم تا ته بده اینا رو که میگفت من دیونه میشدم و شدت ضربات خودمو بیشتر میکردم داشتم دیونه میشدم دیدم کم کم داره آبم میاد بعد چند لحظه همه اون ابمو ریختم تو کون گندش جون چه حالی داشت دیگه داشتم بیهوش میشدم گفت من فقط 1 بار ارضا شدم بعد چون دید من حال ندارم خودش اومد روم جون چه کسی کسشو کاملا مالید به کیرم اخ چه نرم و ناز بود خط کسشو میمالید به کیرم کسش لیز بود دیدم داره ابش میاد صداهاش وحشتناک بلند بود چه اهی میگفت دوباره هم من هم اون ارضا شدیم بعد یکم ترسید گفت نکنه{حامله شم}گفتم نترس عزیزم پرده داری عشقم، بعد با خیال راحت تا ساعت 6 خوابیدیم بعد که بلند شدیم دیدم ساعت 6 هست سری رفتیم حموم اونجا هم چند بار حال کردیم بعد خدا فظی کردم با یه لب ناز هنوزم باهاش سکس دارم این داستان کاملا واقعی بود
*****
*****
*****
     
#179 | Posted: 18 Jul 2011 00:14
پاره شدن پرده بکارتم


این داستان اولین سکسمه وقتی که ۱۹ سالم بود. بهترین خاطره زندگیمه. امیدوارم خوشتون بیاد. وقتی داستانای اینجا رو خوندم دلم واستون سوخت گفتم بیام یه چیز بنویسم حداقل کس شر نباشه.
تازه وارد دانشگاه شده بودم و خیلی افسرده، چون تو یه شهر دیگه قبول شده بودم و واقعا داغون بودم. همون روزای اول بود که یه پسر خیلی خوش قیافه و خوشگل رو دیدم . یه کم عجیب بود چون پسرای دانشگاه ما خیلی بیخود بودن. اما این چشممو بدجور گرفت. اما دیگه ندیدمش. تا اینکه یه روز اونم منو دید و خیلی آمار میداد و معلوم بود کرم داره. خلاصه رفتم تو کارش با هزار بدبختی شمارشو گیر اوردم و باش دوست شدم. فکر میکردم خیلی لاشی باشه به خاطر اینکه به قیافش اینجوری میخورد. اما وقتی باهاش حرف زدم دیدم اصلآ اینطوری نیستو دقیقا همون پسریه که من میخواستم. خلاصه کلی ذوق کردمو همش با هم حرف میزدیم. هر روز میرفتیم بیرون. عاشقش بودم. از همه نظر دوستش داشتم. صدای مردونه قشنگش، قیافه فوق العاده خوشگلش و اخلاق خیلی خوبش. واقعا دیوونش بودم. هروقت میدیدمش نمیتونستم خودمو کنترل کنم و میخواستم بپرم بغلش. اما متاسفانه نمیتونستم بخاطر اینکه تو این مملکت سگ دونی جنده بازی اشکال نداره اما نمیشه عشقتو تو خیابون بغل کنی. واسه همین به فکر افتادم که یه جوری باش سکس کنم (دقت کنید من بودم که میخواستم خونه خالی جور کنم!) واسم هیچی مهم نبود، این اعتقادات مزخرف که دختر باید آفتاب مهتاب ندیده باشه و این کس شرا رو اصلآ قبول نداشتم. اما اینجوری هم نبودم که هر کی پیدا شد بش بدم. من تا اون موقع سکس نداشتم چون اون شخص مورد نظرم رو پیدا نکرده بودم. نه اینکه بخوام دست نخورده بمونم و از این کس شرا. دختر که مسواک نیست.
خلاصه بش گفتم برو دنبال خونه. من خوابگاهی بودم اون هم درسش داشت تموم میشد دیگه خونه نمیخواست. اونم رفت واسم یه خونه پیدا کرد.
همون اول دعوتش نکردم که بیاد گفتم پر رو میشه بذار یه کم بگذره ازش مطمئن شم. یکی دو ماه که گذشت منم حسابی خودمو آماده کردم براش. میخواستم دفعه اولم واقعا خاطره انگیز باشه. رفتم حمام همه جامو صافو و صوف کردم. موهامو ریختم دورم و یه آرایش خوشگل و ملایم کردم.(از اینا که خودشونو مثل جنده ها درست میکنن خوشم نمیاد) به تموم بدنم لوسیون زدم. یه لباس زیر خوشگل سفید با یه لباس خواب صورتی هم پوشیدم. روز بعدش کلاس نداشتم میخواستم یه شب تا صبح با هم باشیم.
ساعت حدودا هشت شب بود که در زد. خیلی استرس داشتم. میدونستم خیلی درد داره. اما هیجان زده هم بودم. قلبم دویست تا میزد. جفتمون توافق کرده بودیم که دفه اول بدون کاندوم سکس کنیم. واسه همین از چند روز قبلش قرص میخوردم.
وقتی درو باز کردم منو دید گفت عزیزم چقد خوشگل شدی. (من یه کم تپلم، پوستم هم سفیده. نمیخوام از خودم تعریف کنم فقط بدونید انقد قیافم خوب هست که خوشگلترین پسر دانشگاهو تور کنم) یه کم بغلش کردم. بعدش نشستیم رو مبل یه کم حرف زدیم. سرشو گذشت رو شونم منم گردنشو نوازش میکردم، بعد دستامو حلقه کردم دورش چسبوندمش به خودم. اونم دستشو اورد پشت کمرم و محکم بغلم کرد. وای بهترین لذت دنیا همینه که عشقتو بغل کنی. باور کن! بعد لباشو گذاشت رو لبم. زبونمو میمکید، لبامو گاز میگرفت، دستاشو میکشید تو موهام. حدود نیم ساعت داشتیم از هم لب میگرفتیم. بعد من گردنشو خوردم، گوششو لیس میزدم با دستم بدنشو میمالیدم. بم گفت بریم رو تخت؟ گفتم بریم
منو بلند کرد برد تو اتاق منو خوابوند رو تختم. خودشم اومد خوابید روم. باز شروع کرد به خوردن لبم. بعد صورتمو نوازش کرد.منم تو چشای سبز عسلی خوشگلش نگاه میکردم. پوست روشنی داشت با موهای خرمایی.قد بلند و هیکل مردونه و صدای مردونه تر... واقعن عاشقش بودم و هستم.
دستشو گذاشت رو سینم. آروم آروم شروع کرد به مالیدنشون. لباسامو در اورد و سوتینمو کشید پایین. نوک سینم که صورتی کمرنگ بود رو گرفت تو دستش بعد لباشو گذاشت روش شروع کرد به خوردن. لیس میزد و میمکید و گاهی وقتا گاز میگرفت که من یه جیغ کوچولو میزدم.
منم آه میکشیدم و لذت میبردم. پیرهنشو در اوردم و بدنشو لیس زدم.بعد اون شورتمو در اورد و کسمو خورد. زبونشو میکشید لای کسم و من داشتم میمردم انقد که حشری شده بودم. بش گفتم بسه بذار من مال تورو بخورم. شلوارشو از پاش در اوردم دیدم به به چه کیری داره. شورتش داشت پاره میشد گفتم یا علی جر خوردم.
هیچوقت خوشم نمیومد ساک بزنم و تو فیلما که میدیدم اصلآ خوشم نمیومد. اما خیلی دوسش داشتمو عاشق تموم وجودش بودم. واسه همین با لذت تا جایی که تونستم کیرشو کردم تو دهنم. دورشو لیس میزدم. نوکشو میمکیدم. تو دهنم جلو عقبش میکردم. تا اینکه دیگه خسته شدم باز دراز کشیدم. اومد نشست رو شکمم. کیرشو یه کم مالید به سینه هام. بعد اومد جلو تر گذاشتش تو دهنم. خودشو جلو عقب میکرد داشتم خفه میشدم. بعد از چند دیقه پا شد.نمیدونم چیکار کرده بود آبش اصلآ نمیومد. بعد فهمیدم کلن اینجوریه و دیر آبش میاد. خیلی هم آدم هاتیه.
دیگه وقتش بود. خیلی میترسیدم. پاهامو از هم باز کردم و زانو هامو خم کردم. یه بالشت هم گذاشت زیر کمرم تا کسم بیاد بالا. قلبم تند میزد. سر کیرشو گذاشت رو کسم هی میمالید بهش. از بالا تا پایین. دیگه داشتم میمردم گفتم بکن توش دیگه زود باش. سرشو گذاشت رو سوراخ کسمو فشار داد. حالا نمیرفت تو که. خیلی کسم تنگ بود کیر اینم گنده. اونم نا مردی نکردو تا جایی که میتونست محکم فشار داد تو. فقط میتونم بگم تو کسم آتیش روشن کردن. خیلی میسوخت. خیلی هم درد داشت. کیرش خونی شده بود. گفت دختر کوچولوی خودم خانوم شد. خانوم خودم.
باز کرد تو (به زور) از درد داشتم میمردم. اصلآ فکرشو نمیکردم انقد درد داشته باشه. فقط داشتم از درد ناله میکردم. اونم بیشتر حشری میشد و محکم تر تلمبه میزد. پاهامو با دستش گرفت و منو به سمت خودش کشید. دیگه کیرش تا ته تو کسم بود. یه کم که بیشتر جلو عقب کرد دردش کمتر شد و منم کم کم داشتم لذت میبردم. صدای اه و اوهم بلند شده بود. یه کم که گذشت کیرشو در اورد گفت به پهلو بخواب اونم اومد پشت سرم خوابید. از پشت کیرشو کرد تو کسم باز شروع کرد جلو عقب کردن. دستشو حلقه کرده بود دور بدنم و سینه هامو فشار میداد. من هنوز درد داشتم اما درد با لذت. از اینکه میدیدم عشقم داره با کیرش منو جر میده حس خوبی داشتم. باز دوباره پا شد اومد روم خوابید. یه کم ازم لب گرفت باز کیرشو کرد تو کسم. دهنمو سرویس کرد یعنی. دیگه کم کم بالاخره داشت آبش میومد. گفت میخوام آبمو بریزم تو شکمت دوس داری؟ گفتم اره قربونت برم همش ماله خودمه همشو بریز تو کسم. یه کم تلمبه زد بعد بدنش شل شد یه آه بلند کشید و همونجوری ولو شد روم. چند دیقه تو همون حالت موندیم. بعد لپمو بوس کردو کیرشو کشید بیرون. رفتیم دسشویی یه کم خودمونو پاک کردیم. بعد رفتیم رو تخت. یه کم کس شر رومانتیک گفتیمو همدیگرو بغل کردیم. تا صبح خوابیدم تو بغلش. وای نمیدونین بهترین خواب زندگیم بود.
هنوز هم با همیم. و من هر روز بیشتر عاشقش میشم. امیدوارم شما هم یکیو پیدا کنید و ببینید چقد سکس با عشق حال میده.

رهبرم شیخ حمد
     

#180 | Posted: 18 Jul 2011 00:14
زبون سارا


سلام
اسم من حسام هست.به کوریه چشم بعضی ها 17 سالمه.
داستانی که براتون میگم ماله خرداد 90 هست،من بچه باحالیم،کل دوستام از من حساب میبرن.یه روز تو پارک نشسته بودی با بچه های دلقک روزگار که یهو دیدم دوستم میلاد ترکید از خنده،گفتم بهش:بلند بگوز ما هم بخندیم،ج داد:این مرتیکه پوست موز هم سکس کرد،(دوستمون رو میگفت که بچه خوشگل جمع بود اما از زمان حال حاضر پرت بود)منم اقاجون،بهش گفتم از فردا اینجا نبینمت،گفت:چرا؟گفتم مرز رفاقت ما چی بود؟گفت:سیگار،مشروب،ذنا،زیر ابرو.گفتم بهش:ذنا کردی نبینمت تا 4 روز.گفت باشه و رفت.میلاد که خودش ریده بود اومد درستش کنه،تو روش خندیدم گفتم:خایم تو ابروت.گفت:کس خل،این مردک اناناس رفته اونو کرده،چرا تو نمیکنی؟مگه کلفت نیستی؟گفتم:کلفت دیشب درت نبود؟گفت:به کیرم.نشستیم کس گفتن که میلاد صدام کرد،حسام ساعت 12 رو نگاه کن(منظورش رو به روم بود)نگاه کردم حالم به حولم گفت کس نگو،یه دختر درشت هیکل که کون متولد شده بود و دست و پا در اورده بود جولوم بود،اما هیچکی بی نقس نیست،این دختر فیس نداشت،دماقش شکسته بود،دندوناش بد در اومده بود که این 2تا زیباییش رو از بین برده بودن،گفتم به میلاد خوب انیه،گفت این همون دخترست که اون ان کله کرده.شب شد و پاتوقو ول کردیم رفتیم خونه.
خصوصیات من اینه:هیکل 4شونه،قد متوسط،یکم اضافه وزن و اینه .... پرزور.
خصوصیات کیرمم اینه:15 سانت مفید،با قطر 6 سانت. بریم سر داستان.
شب همون روز با خودم گفتم برم تو کارش؟نرم؟،اگه میرفتم اون میلاد دلقک آبه رومو میبرد.خلاصه دلو زدم به دریا و به میلاد گفتم شمارشو جور کن.با خنده گفت:دارم.بعد از یه سری تهدید شماره رو ازش گرفتم و بهش زنگ زدم.
من:سلام سارا خانوم؟
سارا:بله شما؟
من:حسام هستم
سارا:منم که میشناسی.
من:بله اما کمی.
سارا:شمارمو از کی گرفتی؟
من:میلاد.
سارا:میلاد .....(فامیلیش)
من:بله.
سارا:چیکار داری؟
من:میلاد بهم گفته دوست پسر نداری،منم دوست دختر ندارم برای همین گفتم یه قرار بزاریم همو ببینیم.
سارا:کجا؟
من:بیا پارک نرگس(پاتوق)
سارا:بچه همین محلی؟
من:اره
سارا:باشه،جه موقعی؟
من:فردا عصر خوبه؟
سارا:اره
من:فردا ساعت 7.30 دمه کلبه نگهبانی منتظرتم.
سارا:باشه
فرداش کتونی زرنگی ها رو پا کردم.موهامو مدل هیپی یا فر کردم.یه تیشرت زرد پوشیدم رفتم سر قرار.وایساده بودم که دیدم شقایق داره منو از پشت بوته ها دید میزنه،منم کم نزاشتم و یه ادامس انداختم دهنم و به ساعت مبایلم نگاه کردم.
سارا رفت و از ورودیه پارک اومد.منم وایسادم نگاه کردن فیس زشتش.
وقتی رسید،سلام کردم.انم سلام کرد و گفت:اقا حسام؟
منم پشتمو نگاه کردم اینه اوسگلا گفتم:منو میگین؟
خندید و گفت مگه کسه دیگه ای هم هست؟
گفتم:داشتم همینو چک میکردم.
گفتم بهش:بریم یه جا بشینیم؟
گفت:باشه،معلوم بود از درشتیه هیکلم خوشش اومده بود.
رفتیم یه گوشه پارک رو صندلی نشستیم.شروع کردم حرف زدن:
من حسامم،17 سالمه،کلاس سوم دبیرستان رشته انسانیم و از اینجور چیزا.
اونم گفت:منم میشناسی،کلاس سوم راهنمایم و از اینجور چیزا.وسط حرفاش تو دلم گفتم:بابا حسام،بچه هست این و زشته و اینا،3تا فوشم به اون مرتیکه پوست موز دادم که بچه کرده.
گفتمش ببخشید:معدل دومت چند شده؟
گفت:19.34
گفتم:به ما نمیخوری؟
تعجب کرد و گفت:چی؟مگه تو چند شدی؟
گفتم:19.95
خندید و گفت:غلط کردی.
گفتم:میارم برات.
گفت اگه اوردی یه چیز من بهت میدم.اگه نیاوردی 2 تا چیز تو به من میدی.
گفتم:باشه.
من اطلاعات wordکارنامه ها و سطون بندیه کار نامه رو داشتم و یه فیک برا خودم و میلاد ساخته بودم.
گفتم:کی بیارم برات؟
گفت:فردا همین جا.
گفتم بهش پس فردا امتحان ورزش دارم.نمیتونم بیام اینجا،
خندید و گفت:برا ورزش هم درس میخونی؟
گفتم بهش:19.95
گفت:باشه پس برا پس فردا.پ
که بهش گفتم:پس فردا هم استخرم.
گفت:لقوش کن بینم.
گفتم:چشم و خندیدم.
گفت:اصلا فردایک ساعت قبل درس خوندنت بیا دنبالم بریم پارک.
گفتم:باشه،برق تو چشام معلوم بود.
بعد از یه ساعت حرف زدن راجع به دوست های قدیمیمون،خدافظی کردیم و رفتیم.
شب بهش پیام دادم:راستی شغل بابات چیه؟
گفت:بابام مرده.
منم گفتم:متاسفم،شغل مامان چیه؟
گفت:شیفت صبح بیمارستان بقیه الله است.
منم تو کونم عروسی شد.2 زنگ اخر مدرسه رو با همکاریه ناظممون پیچوندم و رفتم دمه در خونشون.
زنگ زدم مبایلش گفتم:در رو باز کن،گفت:اینجایی؟گفتم نه پس اونجام.گفت: کجا؟منم گفتم:همون جا.(گیر ندین،راهنمایی ها زود تر از ما دبیرستانیا تعطیل میشن).
در رو باز کرد.میدونستم میکنمش پس کم نیاوردم،رفتم بالا سلام کردم و نشستم رو مبلشون،گفت:خوب راحتی ها.
گفتم:نیست شما نیستی.
تازه یادش افتاد پوشش خوب تنش نیست.گفت:ای وای!!حالا دیگه همه چیز رو دیدی ارزشی نداره بپوشونمش.
حالا چی تنش بود:یه تیشرت جذب به اندام.که خوب بدنه خوشگلشو نشون میداد.
یه شلوار برمودای سفید.که کونش تابلو بود توش.
اومد با اب یخ نشست کنارم گفت:ببینم کارنامتو.
گفتم:اگه نیاورده باشم.اون 2 تا چیز که از من میخواستی چیا بود؟
گفت:فعلا که اوردی.
کارنامه رو برداشت،خودم دیدم که لبشو گاز کرفت و بعد از دید زدن نمره ها به لبای من نگاه میکرد.
گفت:اورین.حالا چی میخوای؟
منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم:بوس از رو گونم بکنی.
گفت:باشه.لباشو قنچه کرد،اومد بیاد برسه به گونم که من زرنگی کردم و لبشو بوسیدم.
پرید عقب،گفتمش:کلک خوردیا،خندید و گفت:اره اما چه لبای خشکی داری.
گفتم:میخوام تر شه اما نمیدونم اون یارو راضی هست یا نه.
گفت:کودوم یارو.
با ابرو به خودش اشاره کردم.
گفت:منم دوست دارم،
شروع کرد بوسیدن لبام.زبون کشید روشون و به من نگاه کرد که اگه بدم اومده باشه تکرار نکنه.
منم یه چشمک بهش زدم و زبونمو دوره زبونش و زیر زبونش میچرخوندم.دستشو کشید رو بازو هام وگردنم،کشیدمش عقب گفتمش:صبر کن،تو چشاش نگاه کردم،نیاز رو از تو چشاش میخوندم.گفتمش:چشاتو ببند.بست و بوسیدمشون که گریه کرد.اشکاشو از رو گونش کشیدم به لبش وبعدش دوباره بوسیدمش.وسطای کار گفتم:میخوای پیش بریم؟با حرکت سر گفت:اره.
منم لباشو ول کردم و با دست راستم سمت چپ کمرشو گرفتم و با دست چپم کشیدمش تو بغلم.بگزریم که کسش رو کیرم بود،تیشرتشو در اوردم.کرستشم باز کردم،با دست چپم با سر سینهی راستش بازی میکردم و با لبام با اون یکی سینش،اینه بچه ها متعجب منو نگاه میکرد،با موهام بازی میکرد و لذت میبرد.بهد از خوردن سینه هاش،پام خواب رفت.بهش گفتم و گذاشتمش رو مبل و نشستم وسط پاش،گفت:نخور بدم میاد.گفتم:هیچکی بدش نمیاد.کس خیلی خشگل و مطبوع نیست،اما من ازش خوشم میاد چون تو بازی باهاش ماهرم.
گفتمش:پرده داری؟
گفت:نه.
یه خورده نگاهش کردم که چرا؟
بعدش رفتم وسط پاش.تف رو زدم به دستم و شروع کردم به مالیدن رو کسش بعد از اون شروع کردم به لیش زدن کسش،خسته شده بودم انگشتا رو تفی کردم و داخل کسش به سمت بالا زیر نافش(نقطه ی جی)تکون دادم اه کشید و شل شد.
کیرمو در اوردم 16 سانت شده بود.
گفتم:اجازه؟
گفت:مجازه.
گذاشتم دمه کسش و فشار دادم تو.رفت داخلش که کاملا خیس بود،اروم شروع کردم به تلنبه زدن که دیدم اینه خیالش نیست.گفتمش:تخت داری؟
گفت:اره.
رفتیم رو تختش.حالت سکی بشوندمش و شروع کردم سریع تلمبه زدن،کمرش داشت تا میشداز فشار وزن و تلمبه های من.
اون حالت بودیم که بعد از 4 دقیقه اورگاسم شد.بردمش نشستم رو صندلی و نشوندمش رو پاهام،جولوی هیکلش تو بغلم بود که تلنبه زدنا شروع شد اولش داشتیم لب میگرفتیم اما بعدش چونشو گذاشت رو شونم و شروع به جیغ زدن کرد.اخراش داشتم کر می شدم. تو بغلم بود که وایسادم کیرم از کسش در اومد و ناگهان ستون فقراتم تهی شد کف اتاق.با هم دیگه افتادیم رو تخت، کیر من لا پا هاش بود و اونو سرش زیر گردن من.هیچ وقت اون لحظه رو که سرشو اورد بالا و ازم لب گرفت رو فراموش نخواهم کرد.
بهم گفت:تا حالا چند نفر رو کردی؟
گفتم:0
گفت:از دستت نمیدم،به هیچ وجه.برش داشتم بردمش حموم خونشون.بزرک و مکعب 3در3 بود.
دوش رو باز کردم و اب رو تنظیم کردم،با هم رفتیم زیر دوش.مارک شیر دوشون قهرمان بود،خوب اب رو پخش میکرد.
اونجا کیرم 2باره راست شد و حوس کس کرد،از زیر دوش بردمش کنار و پاشو انداختم رو شونم و شرو کردم به تلنبه زدن،5 دقیقه که اونجوری بودیم 2باره ارگاسم شد.
از سینه چسبوندمش به دیوار حموم و گفتمش قنبی کن.به سختی قنبل کرد.کردمش وکردکش که یهو دیدم در هموم رو دارن میکوبن.نگو کاره ما 2ساعت تا 12 ظهر طول کشیده،مادرش بود شاکی میکوبید به در و میگفت سارا باز کن.
ما 2تا خشکمون زد.بهش گفتم بدبخت شدیم.گفت باید بکنیش،گفتم باشه.کیرم خوابیده بود.سارا رفت در رو باز کرد مامانش اومد تو منو دید با دمپاییه حموم من رو نزد،کرد.بد شروع کرد سارا رو زدن.سارا رو کشید بیرون منو گذاشت اون تو گفت زنگ میزنم اگاهی بیان پارت کنن.(الان که یاد اون موقع میفتم دستم میلرزه).
صدای سارا رو میشنیدم که میگفت مامان اون اونتو گیره،بشین ببین بهت چی میگم.این از دوست پسرت بهتر کارش رو بلده.مامانه گفت:خاک بر اون احسان که تورم کرده.مگه نگفتی دیگه هرزگی نمیکنی؟
گفت:مامان این دوست پسرمه.اما به عمرم تاحالا چنین کار درستی ندیده بودم.
من چسبیده بودم به در تا بشنوم چی میگن.مامانه گفت:باشه.{به خدا غصم گفت باشه.ان تو کونم الاسکا شد،اصلا باورم نمیشد بگه باشه}.
رفتم چسبیدم یه گوشه که دیدم سارا لخت اومد تو گفت مامانم کارت داره.
منم گفتم یه چی بده بپوشم،گفت:اره؟
گفتم:انه؟لخت برم جولوش.
گفت:اره.
گفتم:نمیشه ناموسا
مامانش صدامون کرد.
لخت دست به کیر رفتم جولوش.گفت:بشین
نشستم رو زمین.گفت:چرا رو مبل نمیشینی؟
گفتم:مبل کثیف میشه،تنم خیسه.
گفت:عیبی نداره.
گفتم:به خدا این کاری که کردیم نیاز هر بنی بشریه.ادم نمیتونه ازش فرار کنه.سارا کس کش اومد لخت وایساد رو اپن اشپز خونه با کسش ور میرفت که من راست کنم.
راستم کردم.مادرش تا کیر قرمز منو دید خندید گفت:کم هم نمیاری دیگه.
گفتم نه خدا رو شکر(خودم به خودم میگفتم:خفه شو حسام بگیرنت میری کانون،کونت میزارن)دستمو گذاشتم رو صورتم،اینه این مجرمایه ننه مرده پرسیدم:چیکار کنم.ننش گفت:منم بکن.گفتم:چشم،اما دخترتون خشکونده سماور ما رو.گفت:پرش میکنم.بلندم کرد نشوند رو مبل وهمونجا لباساشو در اورد و لخت شد.
..........
غلط های املایی رو هم ببخشید(به کیرتون)
اگه میخواین داستان سکس سه نفری ما رو بخونین 1 نفر تو اون همه فوشی که به همه ی داستان نویسا میدین بگه که ادامه بده.

رهبرم شیخ حمد
     
صفحه  صفحه 18 از 61:  « پیشین  1  ...  17  18  19  ...  60  61  پسین » 
داستان ها و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان ها و خاطرات سکسی / داستانهای سکسی مربوط به دوست دخترها و دوست پسرها بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

Copyright © Looti.net 2009-2013.