|
این كسایی كه میایند و چت میكنند خیلی باید زرنگ باشن یا یه خصوصیاتی داشته باشند كه بتونن یكی رو برای سكس راضی بكنن.من اینجور ادما رو خیلی كم هستن ولی دیدم.دیشب یكی كه تازه دوست شدیم و اسمش نوید هست اومد و باهمدیگه چت كردیم و رفت. تا اون رفت دو نفر اومدن توی چت. یكیشون دوستمه كه خیلی باهم چت میكنیم ولی یكی دیگه هم بود كه من نمیشناختمش. من ای دی خودمو به همه نمیدم. ولی این كه اومد ای دی منو داشت.خب اول سلام داد به من و من فكر كردم ازم كوچكتره.بعدش بهم گفت ای دی تورو از یكی از دوستات گرفتم. نباید بگمش ولی بهت میگمش. از مهرداد ای دی تورو گرفتم. گفتم خب اسمتون سن و اینا رو نمیگی بهم؟ گفت باشه .من علیرضا هستم و بیست و هشت سالمه و چیزای كه توی سایت نوشتی رو خوندمش. مهرداد بهم گفت بیام اینجا بخونمش اینا رو. منم اومدم و از نوشته هایت خیلی خوشم اومد. صادقانه هر چیزی شده رو مینویسی. از نوشتنت خوشم میاد و راستش میخوام فقط باهات سكس كنم. شاید دوست شدیم ولی برای سكس اومدم چت كنیم.
گفتم اقای علیرضا من هر كسی ازم سكس بخواد باید بهش بگم باشه؟ قبول كه نمیكنم. ولی برام جالبه هر چی میگم زود جوابشو راستشو میگی. بعد گفتم الان یكی از دوستام اینجاست داریم چت میكنیم.اگه خواستی صبر كن تا چتمون تموم بشه.اون موقع بیا . یا یه روزی دیگه. و با همون دوستم كه منتظر بود شروع كردیم چت. تا میشد كشش دادم. گفتم میره دیگه. دیشب تا ساعت چهار نیمه شب با دوستم چت كردم. و بعدش خداحافظی كردم. تا اون رفت دیدم علیرضا صدای زنگ چتش درومد. گفتم شما هنوزم اینجایی؟ گفت خب اره. تو اینقدر برام اهمیت داری كه تا پسفردا هم وایسم. بهش گفتم من امشب چت رو طولش دادم كه بری. گفتش كه ببین سهیل منو تو یك چیزیمون خیلی مثل همه. دوتاییمون راستشو به اون یكی میگیم. حالا عكس میخوای یا وب بدم برات كه ببینی منو؟ منم گفتم عكس . فكر كردم یكی یا دوتا عكس بهم میده و مثل بیشتر اونای كه میگن عكس میدیم یه عكس با عینك توی تاریكی بهم میده هیچی معلوم نیست. ولی برام هشت نه تا عكس داد و یه چیزای كه تا الان ندیدم. از كارت پایان خدمت سربازیش و كارت ملیش عكسشو داشت برام دادش. و بلافاصله وبكمشو روشن كرد. گفت من از مهرداد شنیدم كه با هر كس چت میكنی اگه سكس بخواد ازت وبكم میخوای و میخوایدولشو ببینی . چون میگی باید ببینم كسی كه میخواد منو بكنه چقدره كلفتی كیرش. در باره كمر و اینا هم میپرسی. و هر چی از من شنیده بود رو برام تعریف كرد و نشونم داد. خودش بلند شد و گفت اینم كیرمه كه میدونم الان میگی میخوام ببینمش.گفتم علیرضا من هنوز نخواستم نشونم بدی اینارو. من كه قبول نكردم بامن سكس كنی. گفت خب باشه. من میدونم با همه كسی چت نمیكنی. همین كه قبول كردی باهات چت كنم خیلی خوشحالم. تو مهره مار داری. ادمو جذب خودت میكنی. اینو از قبل شنیدم. بهم میگن ولی نمیدونم چراشو. یكی میگه برای حرف زدنته .یكی میگه شكلته هر كی یه چیزی میگه . ولی نمیدونم چرا. بهش گفتم علیرضا اگه بخوام الان استمنا بكنی كه بتونم از توی وبكم ببینم چكار میكنی؟ گفت خب بگو میخوای یا نه؟ گفتم بله میخوام بزنی ببینم كمرت سفته؟ گفت باشه و شروع كرد به جلق زدن و گفت ببین اگه قبول كنی بیایی من موهای زیادیمو میزنمش ولی الان نه. فردا میزنمش كه صاف صاف باشه. شاید تا فردا یه ذره بیرون بیاد و پوست صافتو اذیت بكنه. گفتم آقا علیرضا تو منو ندیدی .از كجا میدونی پوستم صافه؟ چیزای میگی ها. گفت نه دیگه ببین . و چهار تا عكسی كه برای مهرداد فرستاده بودم رو برام فرستادش. من با مهرداد توی همین سایت دوست شدم ولی یك مدتی خیلی دوست بودیم ولی كم كم دید بهش حال نمیدم دیگه كمتر میاد چت . ولی قول داده بود عكس منو بكسی نمیده. ولی به این دوستش داده بود. گفته بود این پسره یعنی من به من كه حال نداد ببین تو میتونی راضیش كنی. و همینطور كه داشت جلق میزد آبش اومد. زیاد هم بود. گفت خیلی وقته سكس با یه پسر خوشگلی نداشتم. دختر زیاده ولی بهم مزه نمیده. بهش گفتم ببین من هر اتفاق سكس برام بیفته توی سایت مینویسمش ها. تو هم هر كاری كنیم و بگیم مینویسمش . چت كنیم نه ولی كاری بكنیم مینویسمش. گفت باشه. دیگه اخرش ابش اومد و گفتم كمرت محكم نیست زود ابت اومد. گفت خب الان اینجا نیستی . وقتی بیایی كمرمو سفت میكنم . .گفتم بهش از كجا میدونی كه من سكس رو قبول كنم؟ خیلی خیالت راحته ها. گفت من میدونم كه فردا كردمت. اینو بهت قول میدم. ساعت نزدیكای پنج صبح شده بود و من دیگه میخواستم برم بخوابم. شمارشو بهم داد و گفت اگه خواستی بیای. بهم تلفن بزن. و رفت. منم گفتم بای.تا امروز ساعت دوازده ظهر بود كه بیدار شدم. از وقتی كه بیدار شدم به فكر علیرضا بودم. من یك چیزی برام خیلی اهمیت داره. و اونم اینه كه صادقانه هر چیزی هست رو بگمش و دوستامم صداقت داشته باشن. شاید یكی باشه قبول نكنه حرف منو .ولی اونای كه قبول میكنن میدونن كه من برام اینش خیلی مهمتره. دیشب كه با علیرضا چت میكردم چیزای كه میخواستم بهم میگفت باشه و واقعا صادقانه با من چت كرد و هر چیزی گفتم یا چیزی نمیخواستم رو قبول میكرد. . ولی بمن گفت فردا كردمت باید قبول نمیكردم تا بتونم بگم دیدی نتونستی. یه پیامك براش فرستادم گفتم خوشم میاد از اینكه خیلی صادقانه حرف میزنی ولی گفتی فردا كردمت حالا نمیام ببینی میكنی. گفت خب ببین من خودم فهمیدم كه لجتو درمیاره این حرفم . حالا برم موهامو بزنم؟ پشم و پیله هارو بزنم؟ كمرمو سفت كنم؟ گفتم نه. ولی بگو خونتون كجاست؟ میگی گیشا من شنیدمش ولی نمیدونم كجاست با ما چقدر فاصلشه ؟ اسمش عوض نشده؟گفتش ببین تو خیلی خوشگلی و خیلی صادقانه حرفتو میزنی .منم دیشب مثل خودت از اولش كه اومدم صادقانه حرفمو زدم. دیگه مثل خیلیا چیزایی كه برات شك میاره نگفتم. هر چیزی گفتی قبول كردم. كارت ملی منو هم دیدی . میدونی كه باهات همونطوری كه خودت هستی بودم . دیشب چیزی بود كه بگی و من زیرابی برم؟ بهم گفت میدونی چرا مهرداد نتونست تورو بكنه یا تو بهش ندادی؟ چون تو خیلی امتحانش كردی ببینی كجاها راست میگه یا دروغ میگه. ولی از چیزای كه مهرداد برام از تو گفته فهمیدم كه همه اونا یك جای كارشون اشكال داره. اشكالشون اینه كه مثل خودت باهات رفتار نمیكنن. تو دنبال یك چیز هستی. میگی من صادقانه رفتار میكنم شما هم اینطوری باشید ولی اونا یك چیزی رو ازت پنهون میكنن یا طوری رفتار میكنن كه تو خیال میكنی چیزی رو ازت پنهان میكنن. ولی من دیشب سعی كردم تا جایی كه میشه مثل خودت باشم. درسته؟ گفتم بله. و همینه بهت تلفن زدم. درسته.شما دیشب یه چیزای گفتین كه امروز تا بیدار شدم افتادم یاد شما. میخواستم برم توی كامپیوترم و بازم ببینم عكساتونو ولی گفتم اولش برات پیامك بدم كه دیگه پیامكو خوندی و تلفن زدی بهم.
گفتم اقا علیرضا منو از دیشب تا الان به خودتون وابستم كردین. طوری شده كه منم مثل شما احساس میكنم مثل هم هستیم. ولی نباید اون حرفو میزدین بهم. گفت باشه. ببخشین. حالا برم پشما رو بزنمشون؟ ببین دیشب مثل خودت همه چیزو راستشو گفتم. قبول كن دیگه. گفتم باشه.با ماشین اومد سراغم و رفتیم بطرف خونشون. گفت ببین سهیل جان من دقیقا اخلاقت اومده دستم و میدونم چطوری ادمی هستی. دوست داری یكی باشه باهات از سكس حرف بزنه ولی باهات روراست هم باشه. منم باهات همینطوریم ولی من میكنم تو میدی.قبوله؟ منم گفتم باشه قبوله. ماشینش خیلی بزرگ بود .گفت این موسو كه میگن اینه . چهل پنجاه میلیون تومن قیمتشونه. تازه فهمیدم خیلی پولدارن.خیلی هم بمن گفت چی میخوای برات بگیرم. گفتم كاندم و ژل .خیلی خندید. گفت اینا رو دارم خونه. برای خودت چی بهت هدیه بدم؟ میدونم پول و این چیزا قبول نمیكنی ولی میخوام یه هدیه بهت بدم. گفتم نمیخوام ولی حالا بعدا . توی همین حرفا بهم گفت دیشب نزدیكای صبح كه چتمون تموم شد و خواستم بخوابم با خودم داشتم فكر میكردم كه توی این شش سال كه سكس داشتی چند بار شده سكسهات. علیرضا داشت برای من میگفت اینا رو. گفت ببین اگه شش سال بوده و ماهی یكبار شده باشن. هر ماه یك نفر یعنی سالی دوازده نفر و شش تا دوازده نفر میشن هفتادو نفر.گفتم نه اینطوری نیست. یكی میخواد با من سكس كنه از اولش بدنش میخوره بهم ابش میاد این سكسه. یكی كیرش نرفته تو ارضا میشه یكی لاپای میكنه. من فقط كسایی كه مجبوری منو كردنم میگم سكس نیست ولی قبلا میگفتم لاپای سكس نیست فقط اونای كه كردن تو سكس حساب میكردم ولی دیدم خب اینطور هم نیست. یكی میخواد بكنه تو ولی هر چی میكنتم ارضا نمیشه .تا یكساعت بخوابه روی بدنم هیچی .ولی اگه عشقبازی كنیم ارضا میشه و خیلی بیشتر لذت میبره. خب كدومش سكس حساب میشه؟ اینه كه من نمیدونم بگم كدومشون سكس هست و اینكه چند نفرن یا چند بار بوده. میدونم چند نفر بودن ولی خیلی دقیق نیستش. گفت خب اینو میدونی بگو من نفر چندمم كه میكنمت؟ منم همین امروز ساعت یك و نیم بود تقریبا . گفتم نفر چهل و هفتم هستین. گفت وای یعنی اینا تا الان كردنت؟ گفتم نه بابا . خب یكی لای كرده یكی كون كرده یكی عشقبازی كرده. ولی اینطوری كه من شمردم این تعدادشونه. شما هم چهل و هفتیمیشونی. دیگه نپرس دیگه. خب شما چی بگید ببینم كردید پسر؟ بلدین؟ اذیتم نكنی ها. ولی میدونستم هر چی میگه درستشو میگه چون كه از دیشب فهمیدم خیلی ادم راستگویی هستش. میگفت كمرم سفته و خوب میكنم میدونم راستشو میگه.بهم گفت یه قرصی خوردم كه بتونم سه چهار ساعت كیرم راست بمونه. الان احساس میكنم اثر داره میكنه. تو هم نشستی كنارم. دیگه داره میتركه از شلوارم میزنه بیرون. قرص اس ایكس هم روزی دوتا باید بخورم امروز سه تا خوردم. هم بدنمو تقویت میكنه برای سكس هم ابم بیاد زیادتر میاد. .گفتم آقا علیرضا من نمیدونم چطوری دوست دارین شما. شلوارو تا وسط رون بیارم پایین و بخوابم به شكم كافیه یا چیزی دیگه میخوایین؟ گفتش كه خب هرجور راحتی ولی من دوست داشتم لباساتونو كامل درش بیارین. تا دیگه رسیدیم خونشون. خونه بزرگی بود. حیاط هم داشت . با ماشین رفتیم توی حیاطشون . دیگه رفتیم توی خونه. و میخواست قهوه بیاره گفتم نه بابا . هیچی نمیخوام. آب بیار كافیه. و لباسا رو درشون آوردیم و برام شروع كرد به ماساژ دادن. تازه افتاد یادم. گفتم من نگفته بودم ماساژم بدی. از كجا فهمیدی دوست دارم؟ مهرداد گفته بود؟ گفتش كه نه توی خاطراتتون خوندمش . بیشتر پسرا هم دوست دارن .دخترا هم دوست دارن. بهش گفتم امروز برام این سكس یكی از بیاد موندنیترین سكسها میشه. چونكه درسته خب شما همه چیزو بلدین و میخواید حسابی باهم حل كنیم ولی خیلی كم پیش اومده كه كسی منو كمتر از بیست و چهار ساعت راضیم كنه و بتونه بكنه. قبلا شده ولی نه اینطوری. شما اولین نفرید ها. و دیگه همه لباسا رو دراوردیم و ماساز و ژل و شروع كرد.اولش لاپایی رو شروع كرد و گفت میخوام اول لایی تو از جلو وعقب بكنم بعدش میكنم تو. برام این حرفش عجیب بود. گفتم اینو از كسی شنیدی یا كسی دیگه برات گفته؟ من این چیزا رو توی سایت ننوشتم. گفت اینو از خودت شنیدم. ولی توی سایت لوتی نگفتیش. اینو یكجایی دیگه گفتیش كه خودتم یادت نیستش. گفتم كجا؟ گفت برای یكی ازونای كه تورو كردتت گفتیش. ولی اسمشو من نمیدونم . مهرداد هم برام نگفته اینو. حالا كه همه چیزو برات راستشو گفتم پس بذار اینم برات بگمش. و برام تعریفش كرد كه یكبار با یه نفر اشنا میشه و صحبتشون میره سر پسرای خوشگل و سكس با اونا و اون میگه یه پسری رو یكبار كردمش كه اسمش این بود و نمیذاشت بكنمش و یا ازش عكس بگیرم ولی دیگه راضیش كردم. و اینم عكسشه كه با موبایلم ازش گرفتم. این بدنشه كه از كون میكردمش این بدنشه. و عكس تورو از جلو نداشت فقط چشماتو و بدن و اندامت و اسمتو بلد بود برام میگفتش. و اون روزی كه داشته تورو میكرده بهش گفتی من اینطوری دوست دارم سكس كنیم. هر چی گفتم آقا علیرضا اسمش چی بود گفت نمیدونم. با ماشین از یكجای داشتم میومدم یه نفر لب جاده منتظر ماشین بود و منم سوارش كردم. و باهمدیگه فقط صحبت كردیم. اون تورو دو سال پیش كرده. ولی بهش گفتی اینطوری دوست داری سكس كنی. حالا من نمیدونستم اون كسی كه اون میگفت تویی یا نه. ولی میگی بدنت تغییری نكرده از دو سه سال قبل تا حالا و الان دیدمت و یادم اومد چیزای كه اون مردهه میگفت حدس زدم تویی. تو هم كه میگی اینطوری دوست داشتی همیشه كسب بكنتت . پس شاید اون تورو میگفته. از سادگی و صداقت و چشمات و بدنت خیلی تعریف میكرد. خب تو هم همه اون چیزایی كه میگفت داری. علیرضا یك ربع میكرد و بعد مینشست و سیگار میكشید و بعد یه ده دقیقه یا یك ربع دیگه كرد تو و باز درش اورد نشست یك سیگاری كشید و گفت ببین اینطوری بكنم و ادامه بدم زودی ارضا میشم. ولی اینطوری میكنمت دوست داری؟ اینطوری بیشتر میتونم بكنم ها. منم خب داشتم لذت میبردم. دوسه بار بهش گفتم اینا رو توی سایت مینویسم ها. گفت بنویس بابا. فقط فامیلیمو ننویس. من دارم كونتو میكنم. میخوای اینو بنویسیش . دوست داری/ خب بنویسش. بهم گفت توی یكی از چیزای كه نوشتی گفتی كسی كه ممیكنه تورو و خوشت بیاد هنوز ابش نیومده بهش میگی كه حاضری بازم بكنه تورو یا نه. حالا من چی بازم بمن میدی؟ گفتم خب بله میدم/. اینطوری كه با من رفتار میكنی و حرف میزنی یكطرف و اینجور كون كردنتون برام خیلی لذت بخشه. ولی باید قول بدی منو همیشه اینطوری بكنیم ها. بهش گفتم من دوبار ارضا میشم همیشه و برام كافیه.الانم دوبار ارضا شدم. میتونی بیشتر بكنی بازم ارضا بشم؟ گفت میكنم دیگه ببینم ابتو بازم میارم یا نه. دیگه اینقدر كرد كه خودشم ابش اومد و یكبار دیگه بعد از نیم ساعتی دوباره شروع كرد به كردن ولی من ارضا نشدم. خودش میخواست باز ده دقیقه ای یكبار درش بیاره باز بكنه تو . گفتم نه دیگه خیلی طول میكشه. بكن تا تموم بشه. الان كه مینویسم اینو برام خیلی جالبه. شاید فردا بهم بگه بازم برم. یا خودم بهش بگم. الان نگاه میكنم میبینم خیلی چیزا رو ننوشتمش. ولی بازم چیزای هست برای گفتن. هنوزم داره بارون میاد .
| گذشته ها را فراموش میکنم . |
|