اینم داستان دوم......
__________________
فقط نظر بدین تا بهتر بنویسم....سکس با الهام،خواهر بزرگتر آزی،این دومین داستان شما اگه داستان اول رو خونده باشین با من آشنایی دارین، از الهام بگم یه دختر ترکه ای با کون بسیار زیبا که دوست دارم همیشه بخورمش و سینه های کوچیک و لیمویی،چهره جذاب و گیرا چشمای قهوه و لبای کوچیک،فقط بینیش یه خرده بزرگه،که البته میخواد عملش کنه.
___
برمیگردیم به داستان یه شب ساعتای 10 شبی بود که یه اس از گوشی این الهام خانم به من رسید که :آره من فردا ساعت 5 میام خونتون،
پشت بندش این پیام اومد که:عزیز اشتباه شد،
من که تو این جور مواقع کیرم خوب به کار میوفته پیام دادم اگه میخوای بیام کمک.
(پیامکای ارسالی و دریافتی)
الی:نه منظورت چیه؟
من:منظوری نداشتم فقط میخواستم،
الی:میخواستی چی؟
من : حالتو بپرسم؟
الی:آره جون خودت،بگو چیکار داشتی.
من:باید راستشو بگی.
{تو همین حین مامانم اومد تو اتاقم گفت بگیر بخواب فردا به امتحانت نمیرسی،}
الی:باشه .
من :قسم بخور،
الی:بگو دیگه،به جون مهدیمون،
من:فردا میخوای بری خونه کی؟
الی:به تو چه مگه مفتشی،
من:ج...(منظور جیگر بود اما جوری نوشتم جنده بخونه)
اذیت نکن،بگو دیگه،
الی:پیش دوستم،
من :پسر یا دختر،
الی:شب بخیر،
من:فردا تمام پیاماتو نشون خاله میدم.
الی:نه تو رو خدا.
{این جا بود که دل من قوت گرفت}
من:شب بخیر خوابم میاد،
الی:نمیگی که عزیزم؟
من :ببینم چی میشه،
الی:قوربونت نگو هرکار بگی میکنم،
من:باشه اما الان خوابم میاد،
...
صبح که از خواب بیدار شدم یه زنگ به خونه خالم زدم که الهام گوشیو برداشت شروع به التماس که آره نگو ازین حرفا،
منم که دلرحم قبول کردم اما به شرطی که خانوم بگن اون پیامو به کی میخواستن بدن،
{اینجابگم از آزاده آمارشو گرفتم میخواست بره بده،}
تق تق تتق،(آهنگ اس ام اسم)
الی:پیش مهرداد اکرامی(اسم مستعار)
من :که چی بشه.
(نقشم گرفتم حالا یه پیام عالی ازش دارم،به علت تعصب پدرش ازش مثل سگ میترسن،و میتونستم با تهدید ازش کامروا شم)
الی:میرن چی بشه؟دوست دختر تو میاد پیشت چیکار،
من:واضح حرف بزن جون مهرداد،
الی:کشتی منو،میخواستم باش حال کنم..
من:اگه من بخوام با منم...
الی :با تو چی؟
من:بامنم حال کنی؟
الی:خفه شو،اشغال عوضی،
من:وقتی پیاماتو مامانت خوند میفهمی،
(من از فلش اس ام اس،استفاده میکردم پیام بعد خوندن پاک میشدن،)
الی:باشه کی؟
من:فردا ساعت 9تنهام،معین(داداشم)نیستو من تنهام بیا خونمون با آزی بیا کسی شک نکنه،
الی:نمیخواد تنها بیام بهتره چکار به اون داری،
من بای حالا تو بیارش،،
الی:باشه خبرمرگت،
رفتم به سمت دانشگاه که تو ماشین بودم چشمم به یه دختر افتاد اما بیخیال شدمو گفتم امتحان دارم،بعد امتحان [نو آمریکانو،پوس تو وو،سکسی ما]
من:الو سلام بفرمایین،
آزی:کثافت،
من:چی شده،
آزی:لاشی،
من :گفتم فردا میبینمت بوبای،
صدای آهنگ قدیمی تو ماشین اعصاب خرد کن بود خاموش کردم رفتم خونه،تمام طول روز به بطالت گذشت،تا اینکه:
ساعت 8.5 روز بعد،
الهام اینا اومدند،
آزی با مانتوی مشکی شلوار آبی تیره،و شال آبی،
الهام با پالتو خاکی رنگ با شلوار جین مشکی و روسری مشکی رنگ،(هیکل الهام با شلوار جین مشکی عین این کره ایهای لاغر تو فارسی وان)
آزی رو فرستادم تو یه اتاق دیگه و خودم با الهام رفتیم تو اتاقم شروع کردم سینه های <لیموییشو>مالیدن اولش مانع میشد اما بعد2 دقیقه خجالتش ریخت و یه کم شلتر کرد!
من لبامو گذاشتم رو لباش شروع به لب گرفتن کردم،زبونمو کردم تو دهنش مادر قحبه گازش گرفت طوری که از حرارتی که ایجاد شد تخمام آبپز شدن،
یکی محکم زدم تو گوشش و گفتم باید یجوری بگایمت که همه بفهمن کون دادی،
گفت من از پشت نمیدم،گفت میبینیم،
رفتم طرفش مانتوشو دراوردم زیرش یه لباس استریج(نیکبخت واحدی میپوشید)پوشیده به رنگه بنفش دادمش بالا دیدم بدون سوتینه،خداییش سینه هاش خیلی کوچیکه شاید به زور 60 میشد، حالم گرفته شد شروع کردم به لیسیدن چندباری زدم روشون یه بار گاز گرفتم که آنچنان زد تو سرم که الانم درد داره،
تی شرت خودمو با شلوارکو در اوردم شورتم گذاشتم باشه تا اذیتش کنم،
شلوارشو دراوردم شرتش یه شرت قرمز رنگ بود که رو کوسش یه قفل بسته داشت و پشتش رو کونه قلمپش یه قفل باز،خندم گرفت آخه یه همچین شرتی رو ندیده بودم،درش اوردم با دیدن کونه سفیدش و کوسه بی مو(واسه من تمیز نکرده بود،روز قبل به مهردادش داده بود،)
آهم بلند شد و با کله هجوم برد تا بخورمش یه سوراخ صورتی روشن که نشون میداد یه چند باری از یه کیر پذیرایی کرده آقا شروع کردیم به لیس زدن و مکیدن،بعد 2یا 3دقیقه پاشدم کرم رو اوردم و حالت شصت و نه گرفتیم و گفتم شورتمو دربیار و کیرمو لیس بزن گفتم تا من کونت آماده کنم
الی:نمیخواد،
من:مگه دل بخواهیه؟
الی:اختیار کونه خودمو که دارم.
هرکار کردم کیرمو نخورد اما چندبار یه دستی روش کشید.من به کار خودم ادامه دادم و با انگشتم بإزش کردم بعدش بلند شدم و کیرمو زدم روی کسش که اهی کشید حالت سگی نشوندمش خودم رفتم پشتش کله کیرو کردم تو که
الی:درد داره چربش کن،
من:خودت خیسش نکردی پس دردو بکش،
بعد از این حرف یه فشار دادم که تا نصف رفت تو جیغ بنفش الهام گوشمو کر کرد ناله هاش زیاد بودو هی میگفت مامانی گه خوردم مامان جر خوردم،
پسر خاله(اسممو میگفت)پارم کردی یه فحش مادر بهم داد که زدم تو سرش و فشار بعدیو دادم که گریش شروع شد،همین که رفت تا آخر شروع به تلمبه زدن کردم چه حالی میدادش،
5دقیقه نشد آبم اومد که به محض اینکه ریختم داخلش یه آی سوختم گفت(نگو کونش زخم شده وگر نه آبه من که جوش نبود) کیرمو کشیدم بیرون که یه گوز جانانه داد،،گفت برو دستشویی که جامو خراب کنی،
گفت احمق بیشعور بعدش با هاش لب گرفتم،با یه دستمال لاپاشو پاک کردو شروع کرد به لباس پوشیدن منم یه عکس از کونش گرفتم که اگه بشه میزارم عکسو.از اتاق با شلوارک اومد بیرون دیدم آزی داره بد نگاه میکنه،منم که هنوز دلم میخواست رفتم طرفش،
.....
با شلوارک و بالا تنه لخت اومد بیرون (یه کمی شکم دارم)که آزی رو دیدم،دوباره کیرم انتن داد که برو طرفش رفتم طرفش شروع کردم به لب گرفتن(جای تعجب داشت که بعد نیم ساعت بازم دلم سکس میخواست)اونم همراهی میکرد نگو سکس من و الهام رو دیده و تحریک شده بردمش تو پذیرایی و لختش کردم زیر مانتوی مشکیش یه سوتین آبی داشت از رو سوتین سینه هاشو میمالیدم ،اونم رو سینم دست میکشید
من:پاشو شلوارتو دربیار.
آزی:باشه،
با ناز شروع کرد به لخت شدن باورتون نمیشه چی دیدم یه شورت قرمز رنگ خیلی سکسی که کلا توری بود کوسشو که دیدم،(تو داستان قبلی گفتم که فقط کوس نامزدمو خوردم.)اما با کله رفتم رو کوسش و با اون شروع کردم ور رفتن یه کم اه و ناله کرد که، دیدم داره کیرمو میماله شلوارک در اوردم
من :ساک بزنم،
آزی:باشه عزیز دل(بعدش فهمیدم میخواد از جلو بگیره منو نه اینکه خوب باشم اما از بابام پول زیادی بهم میرسه،)
چه ساکی میزد گور به گور شده با زبونش میکشید رو کیرم نوک زبونشو میکرد تو سوراخ کیرم،کله کیرمو میکرد تو دهنش و مدام مک میزد ،69 شدیم و با تمام وجود کوس و کونشو میخوردم تا حال کنه اخه با معرفت بهم خیلی حال داد،
کوسشو لیس میزد یه صداهایی میداد که نشون میداد راضیه با تف کونشو خیس کردم و به آرومی کردم تو کونش تا دردش نگیره و حداکثر حالو ببره،
کونشو نسبتا باز شد کردم توتر به خاطر ساک زدنای زیادش داشتم ارضا میشدم پس کیرو کشیدم بیرون بعد مثل این گداها گردنو کج کردم یعنی آبمو بخور که باناباوری دیدم که شروع کرد به ساک زدن وقتی آبم میخواست بیاد کشیدم بیرون و تو موهاش ریختم ،آخیش راحت شدم،،
-
ببخشید اگه بد بودن،،،
اگه داستان بعدی خواستین بهم تو همین تایپیک بگین،
www.looti.netasal75
...............