| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
داستان ها و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان ها و خاطرات سکسی /

Gay Storys * داستانهای سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد

صفحه  صفحه 13 از 43:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  42  43  پسین »  
#121 | Posted: 20 Sep 2011 00:40
کلک دوستم برای کردن کیر کلفتش تو کونم

بنام خدا
سلام
من م 25 سالمه و این داستان مربوط به سال اول دبیرستان یعنی حدود 8 سال پیشه.من توی دبیرستان یه دوست جدید پیدا کرده بودم بهش اسی می گفتم خانواده ثروتمندی داشت و پسر خوش خلق انرژیکی بود من درسام از اون بهتر بود اکثر روزها باهم بودیم یه عادت بد که من داشتم این بود که مدام اونو ماچ می کردم اونم گاهی این کارو می کرد واقعا دوستش داشتم و الان که این داستان رو می نویسم دلم براش تنگ شده
برای هم داستان تعریف می کردیم بیرون می رفتیم باهم می رفتیم خرید راستی یادم رفت بگم اون یه سال از من بزرگتر بود
بعضی وقتها من می رفتم خونشون وبعضی وقتها اون می اومد
یه بار تو خونشون بهم یاد داد چه جوری جلق بزنم یادش بخیر اون روز کلی خندیدم کیرش رو در آورده بود باصدای شهوتناکی اسم دختر همسایه ها شومی آورد جلق می زد.
یه روز صبح رفتم خونشون هنوز از خواب بیدار نشده بود به زور در زدن بیداش کردم وقتی اومد دم در چشاش پف کرده بود تا منو دید گفت: گائیدی این وقت صبح !!!! منم بی مقدمه رفتم تو مثل اینکه مان باباش نبودند و تا دیر دقت داشته فیلم نگاه می کرده ....
رفتم تو اتاقش یه تخت با یه آیینه کمد روبروش ...مثل مرده ها تو تخت ولو شد به منم گفت بیا بخواب من خوابم می آد بعدش می ریم تو حال ....
رفتم کنارش خوابیدم خیلی ناز شده بود دلم نیومد ماچش نکنم آروم ماچش کردم چشای بزرگش رو باز کرد یه نگاهی بهم انداخت بادست چپش بازوی راستم گرفت جوریکه پتو ش منو پوشوند یه ماچ آبدار منو کرد یه لحظه برخورد کیرش رو با پام احساس کردم یادمه وقتی ازش پرسیدم چرا کیرت بزرگه می گفت :چون خیلی جلق زدم!!!!
یواش دستش رو گذاشت رو سینه ام شروع کرد مالیدن باورتون نمی شه چقدر مست شده بودم دو باره ماچم کرد این بار کمی خودشو بشتر کشید روم دستش رو از پست گذاشت رو کنم سوراخ کونم رو می مالید منم مثل آدمهای مست تو بستر تسلیم رها شده بودم
تا شلوار شو کشید پائین ناخوداگاه ترسیدم می خواستم بلند شم اول با دستش اشاره کرد نه ولی من ترسیده بودم ...بلند شدم اونم پشت سرم منو از پشت گرفت .من گفتم نه و به صورتش نگاه کردم اون یه ذره خودشو بهم محکمتر گرفت گفت :آلان تمومه جون اسی.دستام یواش گذاشت روی لبه کند آیینه من درحال که تو دلم دوست داشتم منو بکنه قیافه ای کسای رو که دارن از خود گذشتگی می کنن به خودم گرفته بودم .
سینه هامو می مالید و دکمه های پیرهنم رو باز می کرد چند بار سرمو برگردوند ماچم کرد دیدن این صحنه و صحنه ای مالیده شدن سینه هام تو آیینه منو خیلی شهوتی می کرد.
یهو کمربند شلوارمو باز کرد و شلوارمو با شرتم در آورد خوبیش این بود که قدمون کوتاه بود اون پائینا توی آینه دیده نمی شد .
کیرش رو لای شق کونم احساس کردم وقتی برگشتم دیدم زیر پیرهنیشو داره در می یاره یه نگاهی به کیر خودم کیر اون انداختم دوبار منو برگردوند سر کیرش یه تف انداخت گذاشت لا شق کونم یه کم فشار داد کیرش از سوراخ کونم بالاتر رفت راست ایستاد مثل اینکه چیزی دونسته باشه کمی عقب تر رفت منو بسمت خودش کشوند من کمی بشتر خم شدم دوباره دستمو روی کمد گذاشتم
این بار کمی تف با دستش دم سوراخ کونم گذاشت و با دستش اونو باز کرد کیرشو دم سوراخم مالید یه صدای مثل صدای ماچ بلند شد تفش و گرمی کیرش رو ،احساس می کردم کمی خوشم اومد بشتر خم کردم و کونم گشاد تر گرفتم اونم می مالید و اون صدا می پیچید
یهو سر کیرش رو توی کونم فرو کرد
کله کیرش داشت منو جر می داد احساس کردم یه جای بدنم داره جر می خوره سوزش عجیبی از کونم تا سرم پیچید
یهو راست شدم و با دستام پاهای اسی رو سفت گرفتم و ناخوداگاه گفتم آخ ..... اسی منو محکم گرفته بود از چشام اشک اومده بود انو تو آیینه دیدم ..به اسی گفتم بکش بیرون خیلی درد می کنه ...گفت شل کن تا در بیارم ...منم گفتم نمی تونم درد می کنه ...گفت با سفت کردن بیشتر درد می گیره ...شل کن در می آرم ....منم تا اومدم شل کنم یهو منو محکم گرفت تا آخرش کرد تو کونم ولو شده بودم دیگه آبشم رو تو کونم ریخته بود .....
ببخشید اگه زیاد جالب نبود....بعد اون سال من دیگه اونو ندیدم و تا حالا هیچ تجربه ای سکس دیگه ای نداشتم جالبه بگم فقط جلق زدن و فکر کردن به این موضوع که چرا باید من دوست پسر مو ماچ کنم چرا؟برااینکه به قول خودش کون بچگیم رو از دست بدم.
     
#122 | Posted: 20 Sep 2011 00:41
ريكاوری (گی)

اين داستان مربوط به تابستان چند ساله پيشه شب خونه خالم دعوت داشتيم بعدازظهرش رفته بودم فوتسال چون عرق كرده بودم بايد ميومدوم خونه ودوش ميگرفتم عجله داشتم آژانس گرفتم رسيدم دم در ديدم سعيد پسرخالم اونجاست ازش پرسيدم اينجا چي ميخواي گفت ميدونستم خونتون خاليه اومدم اينجا تااگه شد حال كنيم.
منم كه خسته بودم بدم نميومد يكي مشت ومالم بده حالاكه سعيد بود چه بهتر رفتيم تو خونه بدنم عرق داشت به سعيد گفتم چون عرق دارم يه آب ميزنم بدنم بعد بيا تو حموم.پيرنمو در اوردم شلوارم تا نصفه پايين بود خم شدم درش بيارم كه سعيد لخت اومد داخل واز پشت بهم چسبيد كيرشو حس كردم رفت و دوش آب گرمو باز كرد چند دقيقه اي كه گذشت حمومو بخار گرفت درو بست وكيپش كرد روي شكم خوابوندم كمي شامپو ريخت روي كمرم و با كف دست به همه جاي بدنم جز سوراخ كونم ماليد روي كونم نشست و با دستاش شونه هامو ميماليد كمر و باسنم و مالوند يهو خوابيد رو كل بدنم كيرش از لاي پام ليز خورد و رد شد شهوتمو به اوجش رسوند آبم داشت ميريخت تا به سعيد گفتم تو همون حالت بلندم كرد ونشوندم روي كيرش بي حركت بود تلمبه نميزد كلاهك كيرشو گذاشته بود دم دهن كونم دراز كشيد منو از پشت خوابوند روي شكمش دستاشو حلقه كرد دور سينه هام معلوم بود آبش داره مياد خودمو شل گرفتم تا كيرشو بكنه تو يكم خودشو نگه داشت بهم گفت:آب كيرمو كجات بريزم داشت. گزينه هاشو ميگفت:دهنت؟بدنت؟منم ميگفتم نه
يهو برم گردوند كيرش عين موشك به طرف كونم شليك شد به ديواره لمبه هام خورد چون شل گرفته بودم ليز خوردتو كونم يكم سوخت تنها صداي كه ميومد چلپ چلوپ كيرش باكونم بود دستاشو گذاشت روي شونه هام فشارش داشت كونمو جر ميداد باسنهاي مرطوبم زير كيرش عين ژله ميلرزيدن اهي كه مثل جيغ بود كشيدم دستاشو اورد زير بغلم شونه هامو گرفت و فشار ميداد اب كيرم راه افتاد قنبلمو دادم بالا سعيد با فشار طوري كردم كه اب دوتامن همزمان ريخت داغي ابشو حس كردم چون ابش زياد بود با عقب وجلو كردنش از اب كيرش ميريخت بيرون.
بلند شديم دونفري رفتيم زيردوش دستامو كردم. بين لپاي كونم خيس خيس بود سوراخمم طوري بود كه دو انگشت براحتي ميرفت توش
بهش. گفتم بريم بيرون ؟بس نيست؟جوابي نداد بازم ميخواست كمرشو ماليدم تا براي بار دوم حاضرشه
كيرشو از جلو انداخت تو رونهام بادستاش كمر وكونمو ميماليد اينقدر ماليد تا كيرامون بلندشد برااولين بار كيرم رفت لاپاش منم پاهامو محكم بهم چسبوندم تابيشنر حال كنه خسته شديم
زانو زدم وكيرشو كردم تو دهنم و يا دستم كير خودمو ميماليدم دوباره خوابوندم اينبار روي كمر پاهامو باز كرد انداختش روي شونه هاش كيرشو تنظيم كرد و با كمي خشونت. كردش تو دردم اومد. تلمبه ميزد با دستام ميخواستم از فشار روي كمرم كم كنم دستامو گرفت فشارشوبيشتر كرد داد بلندي زدم موثر بود پاهامو اورد زير بغلش دوباره شروع كرد تلمبه زدن پاهامو روي سينه هام جمع كردم سعيد تلمبه هاشو تندتر كرد وكيرشو تو كونم جا مينداخت بطوريكه فقط تخماش بيرون ميموند داشت ارضا ميشد. لومبه هام فشار بدن سعيدو عين فنر پس ميداد....
اهي كشيد ومعلوم بود دوباره خودشو تو من خالي كرده.

نوشته:‌ آرش
     
#123 | Posted: 21 Sep 2011 01:06
یكی از دوستان توی بالای این صفحه یه خاطره نوشته بود كه اسمش اینه . اولین باری كه كونم رو نشون دادم. خیلی از این خاطرات برای خیلیا اتفاق افتاده. یادمه كه خیلی بچه بودم. دوازده یا سیزده سالم بود. رفته بودم باغ یكی از اقوام . من بودم و پسر فامیلمون كه هفت هشت سالی بیشتر از من بزرگتر بود و یك خواهر سه چهار ساله داشت. فامیلمون كیرشو دراورد و جلق میزد. اون بچهه دنبال كیر خودش میگشت ولی چیزی نداشت و نمیفهمید جریان چیه. و ما هم خیلی بهش میخندیدیم.
من بچه شهری بودم و اون فامیلمون بچه روستا بود و بطور فیزیكی خیلی بزرگتر از من بهش میومد. بهش گفتم ولش كن این بچه رو. اصلا میخوای منو ببینی؟ و بدون اینكه وایسم جوابی بده بلند شدم و شلوارمو یك لحظه كشیدم پایین و كونمو نشونش دادم و فوری زیر شلواریمو دادم بالا. و سریع نشستم.
بهم گفتم بذار یكبار دیگه ببینم. من اصلا نفهمیدم چی شد. منم دوباره بلند شدم و توی یك لحظه شلواركمو دادم پایین و كونمو نشونش دادم و سریع كشیدمش بالا و نشستم.
اون فامیلمون گفت : خب بذار ببینمش . اینطوری اصلا نمیفهمم چی میكنی. اصلا بلند شو. اینو درش بیار. و درش اوردم. ولی میخواستم سریع بكشمش بالا. گرفته بودش و نمیشد بیارمش بالا. تا زانو كشیدش پایین و گفت بشین. بهم گفت پسر چقدر رونای سفیدی داری !!!!!!!!!! خیلی تعجب كرده بود. دستشو میكرد توی وسط رونم و بمن حال میداد اما خودش خیلی بیشتر مزه میكرد . گفت واسا روی زانوهات ببینمت از پشت. منم قسمش میدادم كسی نفهمه ها. اونم جون همون خواهر كوچكیشو قسم خورد. من روی زانو برگشتم به عقب. طوری كه كون منو راحت مییدید . و با دستش بازش كرد. یا میگفت چقدر سفیده. یا میگفت چقدر نرمه. و چون فصل انگور بود خواهر كوچكشو فرستاد توی انگورا گفت برو بازی كن. منو خوابوند و گفت ببین بكسی نگی ها.
منم خیلی ساده سرمو تكون دادم گفتم باشه. كونمو با دستاش باز كرد و اب دهن بزرگی انداخت وسط كونم و خودش خوابید روم. یهو بلند شد و با یه حالتی گفت؟ تا حالا كردنت ؟ كردنت یا نه؟ كون دادی ؟ آره؟ درسته؟ منم از ترسم گفتم نه. خب برای چی میگی. بكسی نگی ها. و منظورشو نفهمیدم چی میخواد بگه. خوابید روی من و سرشو كرد توی كونم. با اینكه هنوز به سنی نرسیده بود كه سربازی بره و هجده یا نزده سالش بود ولی خیلی كلفت بود و بلند و چه كردنی كرد. آخرش آبشو ریخت روی كونم و حالا دستمال نبود پاكش كنیم. با برگ درختا پاكم كرد كه پوستمو سرخ میكرد. و بمحض اینكه كرد تو و ابش اومد فقط برای اینكه ابشو بیرون بریزه درش اورد و تا پاكش كردیم دوباره كرد تو و دوباره مثل بار اول شروع كرد به كردن. باورم نمیشد توی این سنی كسی بتونه دوبار پشت سر هم منو بكنه. اونم در این سن.
خیلی تاكید داشت نكنه قبلا كون دادی. بعد بهش گفتم چرا اینو میگی. و تكرارش میكنی؟ گفت من كونی كه قبلا كیر رفته باشه توش نمیكنم. خب رفته بود توش قبلا ولی میخواستم بگم این كون گیر فلك نمیاد. تو دست نخوردشو میخوای. بهش نگفتم و اونم همون روز كرد و تموم شد. این گذشت تا تا بعد از هفت سال . سه چهار روز پیش اومده بودن و برامون انگور اورده بودن. جالب این بود كه بمن میگفت چقدر خوشگل شدی. و البته خودش ازدواج كرده بود و توی 25 سالگی دوتا بچه داشت. بچه های روستا اینطوری اند. اولش كمی خجالت شدم ولی طوری رفتار كرد كه انگار یادش نیست یا نمیخواست یاد اوری كنه.
ولی خودم بهش گفتم یادته توی باغتون اون سال. لبخندی زد و هیچی نگفت. منكه هنوزم مزه اش زیر دندونمه.

گذشته ها را فراموش میکنم .
     
#124 | Posted: 23 Sep 2011 22:47
نوید معشوقه ی کورش

سلام من یه پسره همجنسگرا هستم و همجنسگرا بودنم نه باعث سرافرازی و نه باعث سر افکندگیم میشه.و درحال حاضر 23 سالمه.داستان من بر میگرده به زمانی که من 18 ساله بودم.یادم میاد که همیشه عاشق پسری بودم که تمام طول دوران دبیرستان باهم داخل یک مدرسه بودیم من واقعا عاشقش بودم دیوونه ی چشماش و تشنه ی لباش بودم خیلی خوشگل و جذاب بود تنها ارزوم این بود که حتی برای یک بار هم که شده بتونم دستاشو بگیرم و بوسش کنم بارها و بارها خواستم از حسی که نسبت بهش دارم باخبرش کنم اما خیلی میترسیدم چون نمیدونستم که اونم مثله من همجنسگرا هست یا نه؟ هر لحظه تو فکرش بودم.دونستن این که هیچوقت نمی تونم باهاش باشم عذابم میداد...
عشق نوید کورم کرده بود و واقعا زندگی برام نذاشته بود.اطرافیانم مدام ازم میپرسیدن که چه بلایی سرم اومده؟چرا اینقدر ناراحت و افسرده ام؟ اما جوابی نداشتم که بدم.خیلی موقع ها با هم چشم تو چشم میشدیم ولی من فوری رویم را به طرف دیگر میانداختم تا متوجه نگاه های من نشه.یه روز توی پارک نشسته بودم واهنگ گوش میدادم که به طور اتفاقی دیدم نوید اومد و کنارم نشت و سلام کرد و منم جواب سلامشو دادم خیلی برام عجیب بود چون اون سعی داشت بیشتر به من نزدیک بشه.دوست داشتم میتونستم احساسمو بهش بگم اما نمیشد.نوید گفت اگه مایل باشی کمی قدم بزنیم و صحبت کنیم.منم که از خدا خواسته قبول کردم.باهم چند قدمی رو راه رفتیم که یک دفعه دستم رو گرفت ولی من دستم را کشیدم.نمیدونستم که چرا این کارو کردم.این ارزوی من بود که دستاشو بگیرم...اما ترسیده بودم هر دومون برای برای چند لحظه ای سکوت کردیم و اینبار من دستش رو گرفتم و محکم دستشو فشار میدادم دستاش خیلی گرم بود. برای هردومون خیلی غیر منتظره بود.اون شب رو با خداحافظی از هم تمام کردیم.رفتم خونه اینبار خیلی خوشحال بودم و واقعا احساس ارامش و در عین حال بیقراری میکردم.1 ماه گذشت و بعد از این 1 ماه دوتامون تصمیم گرفتیم باهم راحت تر باشیم.نوید گفت "کورش"من همش تو فکره تو ام میخوام با تو باشم.اگه موافقی فردا شب بیا خونه ی من تا با هم....منم اول سکوت کردم و میترسیدم ولی کمی بعد قبول کردم .خلاصه از هم خداحافظی کردیم .و من منتظر فردا شب بودم.به نوید زنگ زدم و گفتم من دارم اماده میشم که بیام پیشت گفت باشه بیا مشتاقانه منتظرم...
رفتم در خونشون کم کم داشتمم منصرف میشدم ولی به لذتش فکر کردم.زنگه در رو زدم و نوید اومد در رو باز کرد.باهم دست دادیم وبعد از خوردن 1 لیوان قهوه دیگه تحمل نکردیم 2 سال منتظره همچین روزی بودم.نوید اومد منو برای اولین بار بوس کرد و اول از گردنم شروع کرد و بعد ازم لب گرفت بعدش من خوابوندمش روی تخت و حسابی غرق در بوسه کردمش هیچوقت طعم لباش رو یادم نمیره خیلی حس خوبی بود .دیگه تحمل نکردم و کم کم لباساش رو در اوردم و شرتش رو با دندون پایین کشیدم .کیرش خیلی بزرگ و گرم بود تقریبا 20 سانتی بود شروع کردم به خوردن کیرش وحسابی تحریکش کردم بعد اون اومد و شرتم رو در اورد و با دهن گرمش حسابی بهم حال داد با یک دستش کمرم رو گرفته بود و با یه دست دسگش سینه هام رو میمالید.کمرم رو خم کرد و کیرش رو کرد داخل سوراخم اولش خیلی دردناک بود ولی بعدش خیلی لذت بخش شد برام دوست نداشتم که تمام بشه.بعد نوبت من بود کیرم رو کردم تو دهنش و بعد سوراخش خیلی حال داد فکر کردن به اینکه با عشقت سکس کنی خیلی لذت بخشه خلاصه حسابی گرم و مشغول شده بودیم که بعد از 30 دقیقه ابم اومد و ریختمش رو شکمش و بعد اون هم ابش رو ریخت تو صورتم حسابی حال کردم (کسانی که همجنسگرا هستند منظورم را میفهمن) بهترین قسمتش اینجا بود که شب رو با هم خوابیدیم.
بهتره اینو بدونید که من و نوید برای 6ماه باهم بودیم و در طول این مدت تقریبا حداقل 20 باری با هم سکس داشتیم و بعد از 6 ماه نوید رفت با یکی دیگه و به انجمن همجنسگرایان انگلیس ملحق شد.

نوشته: کوروش
     
#125 | Posted: 23 Sep 2011 22:51
ازدواج دو مرد

من يك پسرم كه تاالان اوج شهوتو توبغل پسرخالم سعيد(مستعار)كه ديگه مثل شوهرمه تجربه كردم بچه خوشگلم.سينه هام سرحاله بدنم سفيده كون تميزي دارم تو. جملاتم از اصطلاحات بين خودمو سعيد كه فقط بين مابوده استفادميكنم
اينم ادامه داستان قبليه:باراهنمايي سعيدو كيرش رفتيم توحموم چشامو كه پربود ازآب كير يه لحظه پاك كردم آرايشم زيرلايه اي از اب كيرشوهرم مخفي شده بود كل صورتمو وتا روي سينه هام گرفته بود تو ايينه خودمو ديدم برا لحظاتي ازخودم بدم اومد دهنم مزه اب كير ميداد موقع شهوت زياد سعيد ميدونه چكارم كنه دوش آبو باز كردم داشتم صورتموميشستم چرب بود دفعه اولم نبود كه اينجوريم ميكرديهو حسكردم كمرداغ شدسعيد داشت ميشاشيد رو كمرم خواستم ازش جداشم كه محكم فشارش داد دم سوراخم داغ شدم شاشيدو رفت بيرون منم خودموشستمو رفتم بيرون يك راست رفتم از تويخچال براش شير موز اوردم 2ليوان خورد گفت گشنمه حق داشت زن داداشش برامون غذا گذاشته بود گرم كردم خورديم ساعت 11شب بود و وقت خواب رفتم تو وسايلم شرت نيم پاي صورتي رنگمو پوشيدم يه تشك يه پتو بسمون بود اتاق تاريك tvروشن دست سعيد. زير سرم گودي كمرم باشكمش پر شده بود توبغلش داشتم گرمش ميكردم براي سري دوم 30"بعد محكم فشارم داد دست چپمو انداخت زيرسرش خيلي آروم گردنمو مك ميزد شهوت ازتمام وجودم گذشت دوباره گردنمو خورد ناله هاي شهوت ناكم اوج گرفت پتو رو كنارزد دست انداخت زير زانوهام نشوندم روي كاناپه سريع يه كاندوم اورد ازشوق زيادبدن و سر سعيد كوچولورو ماچ كردم با كمك هم لباس كيرشو پوشيديم پاهامو داد بالا شرتمو اوردتا ساقم تا نوك كيرش سوراخمو لمس كرد چشمامو بستم دستامو گذاشتم كنار سوراخم لوپاي كونمو باز كردم اينقدر تو حس بودم كه نفهميدم كيرش كي رفت تو كونم به خايه هام فشار اومد اخه بين رونهاي تپل وسفيدم. گير افتاده بودن جابه جا شدم دوست داشتم ابشو بريزه تو كونم ميخواستم كونمو گنده كنه كاندومو از روي كيرش با دندونام كشيدم روي كير خودم تا نصفه سوارش كردم دراز كشيدم روي تشك تودست سعيد اب دهن ريختم تا بماله به كيرش گذاشتش تو كونم تا خودمو شل گرفتم كير يك وجبيش خزيد تو سوراخ كونم سوزش كم اما شيريني. داشت پتورو كشيد رو سرمون حال ديوانه كننده اي داشتم اروم تلمبه ميزد نميخواست زود ابش بياد بهتري حالت براي. يه كوني همين حالته زود بدنامون عرق كرد دستاي سعيدو فشار ميدادم گفتم اينبار بريزش تو شكمم واقعا حس ميكردم زنشم تندش كرد كونمو ميدادم بالا تا حالش بيشتر باشه فشار ميداد تا جاييكه داد زدم داري جرم ميدي سوراخ كونم و دهنم يكي شدن داشت ارضا ميشد10"سوارم بود تندش كرد كير خوشگل شوهرم تا خايه مهمون كونم شده بود اه بلندي كشيد داغي اب كيرش. آتشم زد خودشو خالي كرده بود تو من شل شد نذاشتم از روي بدنم بلند شه فهميد. كيرشو بيرون كشيد دوتا تلمبه اولو يواش سوميو جوري زد كه حركت ابمو حس ميكردم ديوانه وار ميزد ابم اومد از سوراخ كونم اب ميومد. پشت تخمام خيس بود كون باحالي دادم كيرشو ماليد به كونمو ولم كرد
ادامه دارد.......
     
#126 | Posted: 23 Sep 2011 23:15
سکسی بعد از کنکور 90

امروز می خوام یه داستان سکسی براتون تعریف کنم . واقعی بودن یا نبودنش به عهده ی خودتون .
اسم من نیما ست 19 سالمه وجیگر قصه ما هم 17 ساله لازم به ذکر است که این جیگر پسره به اسم یاشار از خصوصیات بارزش میشه به بدن بدون مو با ادب با قدی حدود 170 البته تا چندی پیش چیزی از سکس و گاییدن و ... نمی دونست . یاشار بچه باادبی بود به همین خاطر روم نمی شد به همسایه 7 سالمون چنین پیشنهاد شرم آوری بدم به همین خاطر باید حسابی می پختمش بعدا ..... فوتبال یاشار مثل من خوب بود و زیاد شده بود که به سالن وچمن و... بریم اما به خاطر این که من کنکور داشتم 7 ماهی بود که باهاش جایی نرفته بودم میشه گفت طی 2 سال 2 یا 3 بار رفته بودم .

9 تیر که کنکور دادم بعد از ظهرش یاشار گفت که سالن گرفتیمو اگه حال داری تو هم بیا منم که از خدام بود گفتم که آره میام . خلاصه بعد از آماده شدن رفتیم سوار ماشین شدم که بریم ساعت حدود 7:30 بود که راه افتادم تا سالن یه 20 دقیقه راه بود بعد این چند دقیقه ای گدشت من پروزه طولانی و البته لذت بخش گاییدن یاشار رو شروع کردم ساکمو گذاشتم رو پاهامو کم کم دستمو بردم به پاهاش ولی هنوز متوجه نبود و داشت صحبت می کرد چند بازی دستمو احساس کرد ولی فکر نمی کرد قصد من بد باشه ولی من این کارو ادامه دادم حین این که پاهاش رو می مالیدم یهو بحث و عوض کرد گفت کنکور چه طور بود منم گفتم خوب بود ولی نه به خوبی پاهای نازت. یاشار با شنیدم این حرف حسابی جا خورد گفت حالت خوبه ؟

وقتی که از تاکسی پیاده می شدم من دستمو زدم به کون ناز یاشار اونم که دیگه کلافه شده بود گفت بدو دیر کردیم .راست می گفت دیر کرده بودیم این واسه من یه فرصت خوبی بود که یه کاری بکنم .به شوخی دستم بردم به کیرش ولی فکر کردم یاشار کس داره انقدر کیرش کوچک بود که به دستم نیومد . منم کیرم رو به دستم گرفتم نشونش دادم مطمئنم که خوف کرد ونتونست اون بازیه همیشگیش رو ارائه بده .
وقتی برمی گشتیم ساعت حدودا 10 بود هوا تاریک و 20 دقیقه بسیار عالی در پیش رو. من دست یاشار رو گرفتم دستشو زدم به کیرم اون دست شو کشید کنار گفت اهل این شوخی ها نیست منم گفتم کی شوخی کرد من کاملا جدی هستم دست بزن ببین کیرم اندازش خوبه گفت چه طور گفتم آخه می خواییم بادوستا یکی رو بزنیم زمین گفت این چه ربطی به کیرت داره گفتم منظورم از زمین زدن گاییدن یه نفره گفت خجالت بکش تو که اهل این کارا نبودی گفتم هستم تو نفهمیدی .گفت پسره یا .... گفتم پسره دیگه نشود این بحث وادامه بدیم و رفتیم خونه ساعت 11:30 بود که دیدم یاشار آنلاینه حدودا 1 ساعت با یاشار چت کردم وقتی 1 بامداد شده بود یاشار دیگه یاشار 2 ساعت پیش نبود صبح که دیدمش گفت از دیشب تا حالا 3بار جلق زده آخه چند تا سایت باحال بهش
معرفی کرده بودم یاشار تمام فیلم های سکسی منو که بهش داده بودم رو دیده بود باور کنید بعضی وقتا صحنه هایی رو می گفت که من خودم هم ندیده بودم یه روز که داشتیم با هم صحبت می کردیم بهش گفتم دقت کردی موهای تنت چه قدر کمه هم چنین کیرت چه قدر کوچیکه گفتم چارش تو کون دادن مداومه فردا که می خوای زن به گیری زنت مسخره میکنه ها.

بعد چند روز گفت واسه بزرگ شدن کیرش شبا در شامپو رو میزاره می خوابه از همین جا فهمیدم که کونش تنگ تنگه گفتم لابد دردم داری گفت چاره چیه بهتر از اینه که کیرم اندازه ی یک سوم تو نیست گفتم احمق اگه دره تو کونت کیر کنه چی می خوای به کدوم دکتر نشون بدی گفتم بیا من خودم با دست بازت می کنم گفت نه نمی خواد. بعد این که شب باهاش چت کردم گفت که از من خجالت می کشه منم گفتم نگران من نباش .خلاصه بعد چند بار چت کردن راضی کردم که یه روز خلوت بیاد خونمون منم به وظیفه انسانی عمل کنم .

یه روز که مادرم واسه دیدن یکی از دوستاش رفته بود بیرون خاطرم جمع بود که تا 5 " 6 ساعت خونمون خلوته بعد این که مامانم رفت یه زنگ به مامانم زدم و گفتم که کجاست گفت فلان خیابون اگه همین وقت می خواست برگرده 45 دقیقه طول می کشید . زنگ زدم به یاشار او نم سریع اومد خونه ما و من یه دست زدم به کبرش و گفتم نسبت به اون دفعه یکم بزرگ تر شده با این حرفا یاشار روحیه گزفت گفتم که آماده ای گفت از رو شرت اجازه میده که انگشت کنم تو کونش گفتم اینکه نشد قرارمون این نبود گفت اگه فردا همه بفهمن چی گفتم واسه چی بفهمن می خوای من کیرمو نشونت بدم خیالت راحت شه گفت نه بایت تو لخت بشی منم گفتم و تو.... گفت منم کونم رو می دم انگشت کنی گفتم منم حسابی مگامت خلاصه دیگه راهی نبود راضی شد من نیمه لخت شدم فقط مونده بود شرتم نوبت من شد که یاشار جون رو لخت کنم اونم شرتش فقط مونده بود. من شرتم و کشیدم پایین و رفتم سمتش مجالش ندادم و شرتشو کشید م پا یین ولی از خجالت دستشو گرفت جلو کیرش به اصرار من دستشو برداشتو کیرش رو دیدم باور کنید حتی مو های کیرش کامل در نیو مده بود بهش گفتم بیاد جلو و دست بزنه به کیرم نمی دونید چه حالی داد وقتی دستاش خورد به کیرم بعد من شروع کردم به بازی دادن پستونای کوچیکش پوستش به نازیه یه نوزاد بود بلکه نازتر !!!!! بعد من دست بردم به پاهای بدون
موشو حسابی مالیدمش کیرم که حسابی سبخ شده بود گفتم برگرده اول یه انگشتم فرو کردم تو کونش . کونش سوراخش تنگ تر از اونی بود که تصورش رو می کردم بعد از چند تا عقب جلو کردن انگشت دوم رو هم کردم تو کونش حسابی درد داشت بعد این که سوراخش یکم باز شد گفتم می خوام کیرم رو بکنم تو کونت گفت من با دوتا انگشت تو مردمو زنده شدم حالا کیر تو که...... ولی با وجود گفتن این حرفا ته دلش راضی بود .اول نوک کیرمو گذاشتم تو کونشو صدای آه بلند شد چند تا سیلی زدم به کونش بعد چند دقیقه تمام کیرم تو کونش بود یاشار داشت کم کم اشکش در می اومد بعد من خوابیدم رو تخت گفتم خودش کیرم رو بکنه تو کونش این کارو کرد بعد چند دقیقه آبم داشت می اومد به یاشار گفتم چیکارش کنم واسه من فرقی نمی کنه ولی واسه کیر تو خوبه
گفت بریز تو کونم منم امرش رو اطاعت کردم.

بعد این که آب اومد بی حال یه 15 ذقیقه ای یاشار رو تو بغلم نگه داشتم کون خوش بو شو می مالیدم
بعد 20 دقیقه هم یاشار راه رفتنو یاد گرفت وقتی لباسا شو پوشید یه لب هم ازش گرفتم باهاش خداحافظی کردم رفت خونشون یاشار به بهانه درس اومده بود خونمون.
خداحافظ
     
#127 | Posted: 24 Sep 2011 00:05
دوست پسر همجنسباز من

سلام بچه ها من سایه هستم 19 سالمه و کلا دختر حشری ای هستم از اول راهنمایی به طور جدی جلق میزدم چون دیگه نمیتونستم خودم رو کنترل کنم ولی چون خانواده ام گیر بودن نمیتونستم با کسی سکس داشته باشم فیلم های پورنو رو آنلاین میدیدم و حسابی وقتی تنها بودم حال میکردم بگذریم خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط میشه به 1 سال پیش من 18 سالم بود با یه پسره دوست بودم به اسم شاهین ،شاهین یه پسر پولدار جذاب و مغرور بود از اونایی که به خاطر پولشون به هردختری اعتماد نمیکنن کاری نداریم که چجوری به من اعتماد کرد و با هم دوست شدیم. شاهین پسر خوبی بود اهل داف و اینا نبود چون یه جورایی آشنای فامیلی بودیم از همه چیزش خبر داشتم. رفیقاشم از اون سر خود معطل ها بودن. بگذریم این آقا شاهین یه جوری با بقیه پسر ها فرق داشت مثلا یه روز که برای تولدم یه گوشی اپل خریده بود رفتم جلو تا ازش لب بگیرم احساس کردم خیلی مشتاق نیست. کلا توی دوستی با من به دنبال سکس نبود کارو به جایی رسونده بود که من خودم ازش میخواستم لااقل یه بار لب و گردنم رو بخوره ولی میگفت ممکنه حشری بشم و یه کاری دستت بدم. منم کم کم بهش شک کرده بودم و فکر میکردم گی یا همون همجنسبازه چند ماهی گذشت که یه روز توی مسنجر بودم داداش شاهین 2 سال ازش بزرگتره و فرانسه درس میخونه و چند وقتیه اومده ایران اسمش آرشه رابطه ما با هم خوبه آن شد و پی ام داد یه ذره حرف زدیم و لابه لای حرفاش گفت که فردا داره با مامان و باباش میرن مراسم یکی از فامیلاشون و از این حرفا شاهین هم اصولا نه برای مجلس ختم میرفت نه عروسی و اینا طبق معمول تو خونه میموند یه لحظه به سرم زد که فردا برم و امتحانش کنم یا بهم میگه که همجنسبازه یا باهام سکس میکنه. دیگه با اینکه چند روزی بود با هم قهر بودیم ولی اس ام اس دادم بهش و گفتم که فردا کجایی؟ گفت خونه برا چی؟ گفتم همین جوری شاید بخوام برم بیرون میخوام باهام بیای و از این حرفا فردا صبح بود از خواب پاشدم مامان و بابام سر کار بودن اون روز هم کلاس زبان داشتم و بعدش کلاس رقص ولی اون روز قرار بود کلاس رقصمون کنسل بشه به مامانم نگفته بودم ساعت 3 که کلاس داشتم ساعت 1 شروع کردم آماده شدن یه دوش گرفتم و توی وان رو پر از شامپو بدن هلو کردم نیم ساعتی دراز کشیدم و اومدم بیرون یه شورت و سوتین قرمز پوشیدم و با اپیلیدی کل موهام رو زدم خلاصه لباس تنم کردم و از خونه رفتم بیرون ساعت 5 کلاس زبانم تموم شد قرار بود طبق معمول بعد از اون برم کلاس رقص ولی رفتم در خونه شاهین اینا زنگ خونه رو زدم و آیفون رو برداشت و گفت تو اینجایی؟؟ گفتم اره در رو باز کن میخوام با هم بریم بیرون خونشون خیلی بزرگه 10 مینی طول کشید تا رفتم بالا خلاصه رسیدم و دیدم دربازه رفتم داخل و در رو بستم صداش زدم کجایی؟ گفت دارم لباسام رو عوض میکنم الان میام منم صبر نکردم و رفتم در اتاقش در رو باز کردم و رفتم تو هنوز شلوار و تی شرتشو نپوشیده بودی گفت اوی چی کار میکنی لختم گفتم میدونم و رفتم طرفش رفت عقب و گفت چته تو؟ داری چی کار میکنی سایه؟ گفتم میتونی یه لحظه خفه شی؟ رفتم طرفش و قبل از اینکه کاری بکنه لبام رو لباش بود قدش 190 مجبور بودم پاشنه بلند بپوشم تا راحت بهش برسم شروع کردم لباش رو مکیدن با زبونم با دور لباش بازی میکردم و دیدم مقاومتی نمیکنه یه دفعه خودشو ازم جدا کرد و گفت بسه دیگه راضی شدی؟ گفتم نه این همه راه پیاده اومدم فقط لب بگیرم گفت فکر نمیکردم اینجوری باشی چرا این کارا رو میکنی؟ گفتم یه سوال بپرسم راستشو بگو گفت باشه گفتم تو همجنسبازی؟ گفت چی؟ من؟ نه برا چی خلاصه بعد 2 ساعت حرف زدن گفتم اگه نیستی پس باید با من سکس کنی یادم نمیاد دقیقا چی گفت ولی شروع کردم به لخت شدن در اتاق رو قفل کردم و کلیدشو گذاشتم تو سوتینم گفتم اگه میخوای بیا برش دار کم کم داشت حشری میشد کاملا فهمیده بودم چشماش داشت حالت عوض میکرد و کیرش از روی شرت سفت شده بود مجالش ندادم رفتم طرفش و شروع کردم لباشو خوردن اونم دیگه حالش خراب بود و نمیفهمید چی کار میکنه گردنم رو میخورد و من حال میکردم اومد بین دو تا سینه ام کلید رو برداشت و شروع به لیس زدن کرد منم سینه هامو به صورتش فشار میدادم و آه میکشیدم (گفتم که حشری ام) دستشو دورم حلقه کردم و سریع سوتینم رو باز کرد وای حشر داشت هردومون رو میکشت صداش در نمیومد تنها صدایی که بود صدای آه های من و صداش ملچ مولوچ اون وقتی سینه هامو میخورد بود نکشو میگرفت و با دندون میکشید ولی جوری که اصلا درد نمیومد داشتم حال میکردم واقعا رو زمین نبودم توی اون حال
گرفتم و انداختم رو تخت و افتاد روم دستم زیر کیرش بود و داشتم میمالیدم شق شده بود اساسی ولی هنوز تو شورتش بود از سینه هام گذشت و رفت سر قسمتی که واقعا روش حساس ام نوک زبونش رو گذاشتم رو کسم و شروع به لیس زدن کرد کناره هاشو میلیسید و بوس میکرد داشتم میمردم آه هام بلند تر شده بود و مثل جیغ بود کمرم بلند میشد و میخورد به تخت داشتم میمردم مدت ها بود منتظرم این روز بودم منتظر بودم شروع به خوردنش کنه ولی نمیخورد میخواست حشری ترم کنه داد میزنم شاهین بخورش تو رو خدا بخورش ولی فقط می لیسید و بوس میکردم سرش و گرفته بودم و فشار میدادم به کسم تا اینکه یه دفعه شروع کرد به مکیدن تموم آب کسم خالی شد دور لبش بلند شد و ازم لب گرفت طمع آبم بد نبود دیگه دلم کیر میخواست بلند شدم و خوابیدم روش کفش هامو در آوردم و سعی کردم شورتش رو در بیارم ولی کیرش مثل سنگ بود و اجازه نمیداد خلاصه به هر زحمتی بود در آوردم با دیدن کیرش هیجان زده شدم آدرنالین توی کل بدنم ترشح شده بود داشتم هنگ میکردم کیرش واقعا کلفت بود سرشو گرفتم تو دستم تف زدم داشت بزرگ میشد گذاشتم تو دهنم و ساک زدم زبونم رو میکشیدم دور کیرشم و بالا و پایین میرفتم داشت حال میکرد آه میکشید و فریاد میزد منم مثل جنده های فیلم پورنو بیشتر حشریش میکردم دیگه طاقت نیورد بلند و شد و خوابوندم زیر کیرش که هنوزاز آب دهنم خیس بود رو گذاشت در سوراخ کونم داشتم از ترس میمردم صدای قلبم بلند شده بود به حالت سگی نشوندم و کیرشو گذاشت در کونم و آروم آروم داخل کرد داشتم میمردم دلم میخواست گریه کنم و کردم هرچی داخل کرد میبرد احساس میکردم کونم داره دو تیکه میشه دلم میخواست بالا بیارم فشارم افتاده بود و سرم داشت گیج میرفت بی حال بودم ولی به زور گرفته بودم نای داد زدن نداشتم زیر لب گفتم تو رو خدا آروم احساس کردم کیرش تا ته رفته تو چون شروع کرده بود تلنبه شدن دیگه هیچی رو حس نمیکردم کونم بی حس بود فکر کنم 10 دقیقه ای تلنبه زد و بعد کشید بیرون و شروع کرد بوس کردن و لیسیدن سوراخ کونم در گوشم گفت آبم داره میاد چی کار کنم؟ فقط تونستم برگردم و طاق باز بخوابم و دهنم رو باز کنم کیرش رو کرد تو دهنم و تموم آبشو خالی کرد افتاد کنارم رو تخت نا نداشتم و ساعت 7 بود بلندم کرد و بردم تو حموم یه دوش گرفتیم و آرایش کردم بعدش هم بردم در خونه توی راه اصلا حرف نزدیم شبش اس ام اس داد راضی شدی؟ منم نامردی نکردم و گفت آره ولی دیگه دوست ندارم تکرارش کنم گفت حتما تا امروز باهاش دوستم و خانواده ام میدونن احتمالا چند سال دیگه ازدواج میکنیم چون واقعا عاشقشم.
     
#128 | Posted: 24 Sep 2011 00:09
کون قلیدون

سلام اين اولين داستاني كه من ميخوام براتون تعريف كنم
تو محلمه مون يه پسر بو به اسم هاشم كه بچه ها بهش ميگفتن قليدون ، هم سفيد بود هم كون درشت و عين جنيفر لامسب به همه داده بود بجز من بدبخت. البته اصليترين دليلش هم خود من بودم چون تو محلمون يه جوري رفتار كردم كه همه رو من قسم ميخوردن .
بچه هايي كه كرده بودنش هي ازش تعريف ميكردن و دل من و خون ميكردن من هم تو كف ، دنبال يه موقعيت واسه كردنش .
خلاصه مطلب يه روز كه خونه داشتم با كامپيوترم ور ميرفتم ديدم داداشم ميگه بيرون صدات ميكنن . رفتم جلوي در ديدم اين آقا با مرضیه (خواهرش) اومدن و از من ميخواد كه مودم جديد رو كه خواهر جونش خريده رو نصب كنم واسشون . آقا ما رو ميگي تو كونم عروسي بود مرضیه با قليدون اومدن با من كار دارن ؟؟؟!!!
با كسب اجازه از مراجع ذيصلاح (مادرم) رفتيم خونشون و من كيس رو زدم زمين و دل و جيگرش رو ريختم بيرون و مودم رو چپوندم توش و .... تا اينكه كار كشيد به اتصال به اينترنت و باز كردن آيدي واسه اون 2 تا جيگر ...
بعد از اينكار و خوردن يه كمي بيسكوييت و چايي كه مرضیه جون زحمتش رو كشيده بودن من و قلي تو اتاق شديم تنها و من شروع كردم به اموزش چت تو ياهو همين كه وارد يكي از اطاقهاي چت شديم يكي نوشه بود « پول ميدم و وب سكس ميگيرم * گي كسي هست و ... » قليدون پرسيد گي چيه ديگه منم از خدا خواسه شدم استاد و شروع كردم به آموزش گي (سكس پسر با پسر) اقا من ميگفتم و اين تحريك ميشد تا جايي كه كيرش شق شد و خودش گفت بزار اين كوچولو رو جابجا كنم و خنديد . ديگه روي من و اون باز شد و آقا اميد كه نوكرتون باشه كار رو گذاشت سرجاش .
قرار شد روزي كه كسي خونه نيست بهم زنگ بزنه و به بهانه آموزش برم و بكنمش.
روز موعود فرا رسيد و من با هزار دلهره و‌اشوب از يك طرف و از طرف ديگه كاندوم و اسپري رفتم خونشون . اول كار مثل همه سكسها يه فيلم سوپر شد و من و اون . بعد بازي با كير هم و آخرش هم لختش كردم و نشوندمش رو تختش كه كنار كامپيوتر بود( اسپري رو قبل از اينكه فيلم رو ببينيم زده بود به كيرم )
مثل دخترا از لب گرفتن شروع كردم و تا ميتونستم لبهاي ناز و قلمبهش ر رو خوردم – جاتون خالي – بعد اميد كوچولاو رو جلدش كردم (كاندوم) و با كمي روان ساز (تف زدن) مالونم در كونش به خيال خودم سولاخش رو تنگ فرض كرده بودم ولي فقط با كمي فشار عين اينكه يه سنگ بندازي تو چاه قلوپي رفت توش و من يك حال مشدي از اين فرو رفتن آني بردم يه هو دستم رو گرفت و گفت براش جلق بزنم ولي من با كمي اخم گفتم نه . اون بدبخت خودش شروع كرد به بازي با دولش و منم كه هي عقب و جلو ميكردم و تلمبه ميزدم آقا و خانوم من سرت رو بدرد نيارم اسپري پدر ما رو درآورد باور كنيد نيم ساعت هر جور سكسي رو ازمايش كرديم و آبم نيومد اون بيچاره 3 تا 4 بارخودش رو خالي كرده بود و من .... خلاصه ديديم نمياد چيكار كنيم چيكار نكنيم من كاندوم رو درآوردم تا بيشتر حس كنم گرماي كونش رو ولي باز لامسب قفل شده بود تا اينكه گفت بده بخورمش . منم از خدا خواسته قبول كردم و بعد از چند دقيقه خوردن كيرم باور كنيد آبش عين آبجوش ريخت رو سر و صورت قليدون و من ديگه از خود بيخود شدم . ولي دستش درست بيچاره از قبل فكر اب پرتغالش رو هم كرده بود بعد از خوردن آون كمي به خودم اومدم و لباس هام رو پوشيدم و از خونشون زديم بيرون
.
از اون روز تا به حال نمي دونم چند بار ولي هر موقع دلم ميخواست و اون اگه پا ميداد ميكردمش ولي هنوز با مرضیه فقط سكس چت دارم . دعا كنيد تا روزي داستان سكس با اون رو هم براتون بزارم .
فداي همه تون . اميد
     
#129 | Posted: 24 Sep 2011 00:14
سکس با دوستم مجید

من احسانم 18 سالمه ساکن یکی از شهرهای تهرون...داستانی سکسی که میخوام بنویسم مربوط میشه به سکس من و بهترین دوستم(مجید) که یه روز به چیزی که میخواستم رسیدم...یعنی حال کردن با مجید..
مجید از دوره ابتدایی تا آخرای دبیرستان همکلاسم بود... و همچنین از فامیلای دور منم به حساب میومد...کلا رفیق فابریک همدیگه بودیم...
یه روز من از علی (یکی از دوستام) یه حرفی شنیدم که باورش خیلی برام سخت بود..
بهم گفته بود که مجید به پسرخاله مادرش که 4 سالی ازش بزرگتر هم هست کون داده!!! اول باور نکردم بعد که از چند نفر دیگه هم شنیدم مطمئن شدم..
مجید اندام زیبا و دخترانه ای داشت و شباهت خیلی زیادی با مادرش که او هم خیلی زیبااندام و خوشگل بود داشت...
من که یه چند سالی میشه که معتادم نتم و صبح تا شب کارم دیدن فیلم و عکسهای سکسیه... خیلی دوست داشتم که منم یه روز مجیدو بکنمو یه حالی بهش بدم...
البته یه بار قرار شد که دوستم آمار یه دختره کسو بهم بده تا باهاش سکس داشته باشم عوضش اونم پول میگرفت ولی متاسفنه نشد و من تا به حال با کسی سکس نداشتم
بگذریم...مجید بیشتر موقعها خونشون خالی بود و پدرش که تا دیروقت سرکار بود و مادرش هم که بیشتر اوقات خونه مادربزرگ مجید بود!!
بنابراین ما بیشتر رفقا همش خونشون پلاس بودیم و ps بازی میکردیم..
یه روز ظهر که خونشون هیچکی نبود ...مجید بهم تلفن زد که بیام خونشو با هم بریم خدمات کامپیوتری تا مانیتورشو بیاره خونه..
من هم که تو سرم نقشه هایی داشتم قبول کردم و رفتم...
بعد اینکه مانیتورو گرفتیم اومدیم خونشون و وصلش کردیم با pc
یه نیم ساعت آهنگ گوش کردیم و چند تا کلیپ خنده دار دیدیم!!
بعد من فلشمو که چند گیگ داخلش سوپر کرده بودم و درآوردم و وصل کردم به کامپیوتر...
به مجید گفتم خب : حالا شد یه فیلم درست حسابی..ببین حالشو ببر!!
سوپرهای خیلی باحالی بود...پنج دقیقه نگذشته بود که کیرامون سیخ سیخ شده بود!!!
من که اینو بهترین فرصت میدونستم تا مجیدو بکنم .... شلوارلیمو باز کردم و کیرمو که سیخ شده بود و درآوردم...
مجید هم بهم نگاه کردو با تعجب خنده کرد!!
داشتم با کیرم بازی میکردم که رفتم سراغ مجید گفتم بابا تو هم کیرتو در بیار تا حال کنیم خب!!
مجید هم مکثی کردو سرانجام کیرشو در آورد...کیرش هم نسبتا بزرگ بود اما از من یه سرو گردن کوچیکتر بود دی:
دیگه بعد جوری هوسی شده بودیم!! دلم میخواست سریع کیرمو بکنم تو کونش!!
شهوت بهمم ریخته بود...
به مجید گفتم میای یه کوچولو باهات حال کنم؟؟
مجید اول جا خورد بعد با تعجب پیشنهادمو رد کرد...
دلش میخواست که بهم بده ..از قیافش معلوم بود ولی انتظار چنین حرفی از من نداشت واسه همین بود که جا خوردو پیشنهادمو رد کردو...
اما من بهش گفتم که از قضیه تو و پسرخالت همه چیو میدونم و با دلخوری بهش گفتم که یه بار به اون دادی... یه بار هم به ما بده!!!
مجید صورتش سرخ شدو و فکرشم نمیکرد که من از این موضوع اطلاع داشته باشم ولی چون دستش رو شده بود قبول کرده بود که بهم کون بده!!
از آشپزخونه خونشون تو کاسه روغن کردم و آوردم تو اتاقش و در اتاقو هم قفل کردم!
صدای کامپیوتر رو که فیلم سوپر بودو هم زیاد کردم که صدای آه اوه بهم حال بده!!!
هرچی داشتمو در آوردم مجید هم همینطور..
رو تخت دراز کشید و من کیرمو با روغن حسابی چرب کردمو و نصف دیگه شم به کون مجید زده بودم...
آقا کونش حسابی چرب شده بود... اگه کیر خرم میکردی توش به راحتی میرفت...
من اول روی مجید خوابیدم اول باهاش لب گرفتم...
واااییییی چه حالی میداد... انگار با یه دختر داری لب میگری!!
مجیدم حتی از یه دختر هم زیبا تر بود..فقط یه کوس کم داشت...
بعد بوسه لباش سینهاشو لیسیدم...
مجیدهم خیلی دوست داشت بکنمش....چون بهش حال میداد
هنوز هیچی نشده بود یه خورده از آبم روی کیرم نشسته بود!!
دیگه وقتش بود که کیرمو بکنم تو کونش!!
خیلی آروم کیرمو فرو کردم تو کون نازش!!
بعد تا نصفه رفتم تو که آه بلندی کشید و کونشو درآورد!!
خیلی درد کشید.. بعد بهم گفت : خودم اول میشینم...
من اول یه انگشتمو کردم تو کونش تا کونش باز تر شه
بعد کم کم تا چهار انگشتمو کردم تو کونش...
بعد نشستم رو تخت و مجید اومد رو کیرم نشست..
خیلی آروم تا نصفه رفت بعد هم تا آخر کیرمو کرد تو کونش..
یواش یواش بالا پایین میرفت...
آخ خیلی حال میداد... خودشم آه و آی میکرد..
همینطور که کیرم بود تو کونش..خوابوندم رو تخت و اون رو به جلو خوابیده بود...
من هم میکردمش...
سرعت گایشمو بیشتر کردم...و کونش باز باز شده بود و کیرم به راحتی میرفت و میومد... باز هم سرعت تلمبه زدنو بیشتر کردم که حس کردم آبم داره میاد...
به مجید گفتم آبم داره میاد... میخوام بریزم تو کونت!!
روی مجید خوابیدم و لبامو گذاشتم رو لباش و آبم با فشار خارج شد تو کونش...
آبم گرمای خاصی داشت که هر دومون حسش میکردیم..
یه 5 دقیق بیحال و سست روش خوابیده بودم و همچنان کیرم تو کونش بود و باهاش لب میگرفتم..
مجید هم خیلی حال کرد حتی بیشتر از من..
پایان

دوستان این داستان کاملا واقعی بود و هیچ جاشو خالی نبسته بودم... حال خود دانی!!
من قصد دارم یه بار دیگه یه سکس با مجید داشته باشم..شاید داستان اونو اگه انجام شدو هم بنویسم..
امیدوارم که از این داستان لذت برده باشین..
بای

نوشته: احسان
     

#130 | Posted: 24 Sep 2011 00:25
وقتيكه پسری باعشق كون ميدهد

اسم من آرشه من كوني هستم پسرخاله ام سعيد منو ميكنه
خوشگلم(بخدا قسم)بدنم سفيده يه نمه تپلم 173قدمه كلا تو دل بروام
اسامي مستعار اما داستانم وافعيه ومربوط به زمانيكه داداش سعيد(پسرخاله بزرگم)1/5سال بعد از ازدواجش داشت بابا ميشد و خانومشو برده بود خونه مادرش تا بچه رو دنيا بياره 1/2روزي خونه دست سعيد بود. ظهر بهم زنگ زد خبرو گفت قند تو كونم آب شد رفتم حموم صورتمو اصلاح كردم بدنم مو نداشت چند روز پيش زده بودمشون غروب كه شد وسايلمو شامل دفاتر وكتب براي مثلا درس خوندن موچين براي ابروهام يه زيرشلواري نرم ولخت وچندتا شرت كه رنگ ومدلهاي تحريك كننده اي داشتن وچندتا فيلم سكس كه ميخواستم عين زنهاي توي فيلم كرده شم ورداشتم ومنتظر زنگ سعيد شدم 4/5دقيقه بعدش زنگ زد ازخونه خداحافظي كردمو زدم بيرون رفتيم دمه پيتزايي 2قاچ وگوشت وموز وشير برا كمر آقا سعيدو كاندوم تاخيري گرفتيمو رفتيم دم در خونه كه رسيديم بهم گفت امشب تا صبح زير كيرمي گفتم بايد متفاوت حال كنيم چون مزاحم نداريم
تو خونه كه رفتيم نشستيم رو مبل به اين فكر ميكردم امشب كجاي اين اتاق كون ميدم سر شب پيتزاهارو زديم تا قوت داشته باشيم تموم كه شد رفتم تو وسايلم سي دي سكس و موچينو درآوردم چشمم به اسپري وگا(تاخيري)افتاد يه لحظه دلم براي كونم سوخت خوبيش به اين بود كير شوهرم سعيد زياد بزرگ نبود رفتم توالت شاشيدم صدام زد گفت شروع كن گفتم. اول ابروم بعدش كون. لباسامو كه عوض ميكردم كيرش داشت بلند ميشد منم از عمد كونمو دادم طرفش تا شهوتي شه نميدونم چرا اما نگذاشت زير پيرهنمو دربيارم باهم رفتيم تو اتاق خواب برادرش آخه ميز توالت اونجابود لامپو روشن كردم يه لحظه چشمم افتاد به پشتم زيرپيرهنيم نو بود ميچسبيد به كونم گنده تر نشونش ميداد فهميدم چراآقا سعيد نميذاشت درش بيارم نشستم رو صندلي اول ابروي راست بعدش ابروي چپمو درست كردم خدايش استادم.يه لحظه چشمم افتاد به لوازم ارايش زن داداش سعيد گفتم سعيد دوست داري منو ارايش كرده بكني اولش نفهميد اما بعدش گرفتokداد اولش پودر سفيد كننده زدم بعد مژه هامو فركردم خط چشم بعدشم ريمل كشيدم پلكمو سايه زدم لبامو صورتي كردم يه خط لب نازم برا خودم كشيدم سعيد داشت شاخ درمياورد بهم گفت عين دخترا شدي دوباره قند تو كونم اب شد
رفتيم بيرون تو حال كه رسيديم سعيد از پشت گرفتم درگوشم گفت امشب جوري ميكنمت تا يادگاري تو ذهنت بمونه يه كم ازش جداشدم يهو بازوهامو گرفت كشيد عقب منم قنبل كردم دوباره بهم چسبيد كيرشو كاملا حس ميكردم منم گفتم تا ببينيم
اسپري تاخيري رو ورداشتم چندتا پيس زدم به كمر كيرش1/2به كير خودم زدم تا اگه روي شكم خوابوندم آبم زود نياد خودم رفتم تو اشپزخونه شيرموز درست كنم اخه تا صبح برنامه داشتيم سعيد نبايد كم مياورد
تو اين فرصت سعيد داشت كيرشو ميشست تا برا خوردن كيرش مشكلي نباشه تو كونم عروسي بود زير شلواريمو در اوردم شرتم اسليپ بود طوريكه نصف بيشتر باسنم بيرون بود زير پيرهنم و تاجاييكه ميشد پايين كشيدم طوريكه كونمو گندهترشه ميخواستم بااينكار سعيدو بيشتر تحريك كنم اون سي دي رو كه كلي باهاش حال ميكردمو گذاشتم تودستگاه سايه سعيدو از پشت شيشه توالت ديدم كه داره مياد بيرون وانمود كردم كه حواسم نيست به بهانه ديدن آرايشم يكم خم شده بودم و داشتم از توي اينه قدي توي. حال خودمو ميديدم وزيرچشمي سعيدو. ميپاييدم جدا مثل دخترا شده بودم سايه اي كه زده بودم خيلي به صورتم ميامد واسه. خودم عروسي شده بودم براي كساييكه كون كنن اين صحنه اي واقعا تحريك كننده است سعيد اومد و از پشت كيرشو رو كونم فشار داد انگار ميخواست ازروي شرت كيرشو هل بده تو كونم منم خودمو ميدادم عقب تا هم خودم لذت ببرم هم نذارم كير نيمه راست سعيد بخوابه دهنشو اورد پشت گوشم وگفت:نميخواي با كونت از كيرم پذيرايي كني كيرشو گرفتم تو دستم خودمو انداختم جلو وطوري راه ميرفتم كه كونم و رونهاي تپلم داشتن براي كير سعيد اهنگ بيا منو بكن ميزدند
نزديك كاناپه كه شديم يواش پرتم كرد روي كاناپه وكيرشو كرد تو دهنم مزه رژ لبم و بوي اسپري وبوي خاص كير سعيد توي دهنم پيچيد خيالي نبود مهم اين بود كه كير سعيد توي دهنم بود ومن داشتم عين يك زن كه به شوهرش حال ميده حال ميدادم مشغول خوردن بودم واي اونشب كيرش چه طعمي داشت چشماشو بسته بود ومعلوم بود كه داره كيف ميكنه منم موقع ساك زدن كيرشو تا ته ميكردم تو دهنم تا جاييكه فقط خايه هاش بيرون بود دستم تو شرتم بود و كيرمو ميماليدم منم از اين رابطه سهم لذت ميخواستم
كيرشو ازدهنم دراورد كمركيرش يكم صورتي بود اخه رژلبم با كير سفيدش پا ك شده بود
جامونو عوض كرديم سعيد نشست روي كاناپه زانو زدم بادستم كيرشوگرفتم ليس جانانه اي از زير خايه هاش تا كله كيرش كشيدم يك وجب كيرو تاته. كردم تو دهنم گفت. حالانوبت كونه لختم كردبادست ضربه اي به باسنم زد
جلوي آينه تو حال دراز كشيدم ميخواستم كون دادنمو بينم سعيد با روغن بچه مالشم داد يه متكا گذاشت زير كيرم تا كونم بياد بالا صحنه جالبي بود كاندم كشيد رو كيرش سرشو. گذاشت و با اولين فشار. تانصفه ليز خورد تو كونم فشار بعدي كامل كردش تو كونم مثل زنهاي جنده آه شهوتناكي كشيدم آروم تلمبه ميزدگفتم تندش كن شديد شد خودمو تو آيينه. ديدم لمبه هام به خاطر تلمبه شوهرم بالا وپايين ميشد بادست لپاي كونمو باز ميكردم وبا كف دستام ميكوبيدم رو باسنم سعيد عرق كرده بودآرزوي هر كوني اينهكه كيرتو كونش باشه اب خودش بياد پاهامو بهمچسبوندم تا سوراخم تنگتر شه كيرشو بيشتر حس ميكردم حشري شده بودم دوست داشتم كيرگنده تري ميرفت تو سوراخم طاقت نياوردم داشتم زيركيرش داد ميزدم:اي كونم/اي كونم/اخ جون كونم منو بكن جرم بده سعيد داشت فشارم ميداد متكا از زيركيرم در رفت شدم تشك سعيد خوابيد رو بدنم داشت بهم فحش ميداد:كيرم تو چشات .كيرمتو. دهنت اب كيرمو بايد بخوري منم كه عاشق اب كيربودم و ميدونستم سعيد اب كيرش زياده با خوشحالي داد ميزدم اخ جون اب كير همش مال خودمه
خسته شده بود كيرشو ازسوراخم كشيد بيرون كاندومشو دراوردم. روي كمر دراز كشيد كيرش قرمز شده بود نگاهي به صورتم كردم لبام رنگي نداشت اما ارايشم بهم نريخته بود كير سعيدو كردم تو دهنم نشوندمش روكاناپه نشستم رو كير شوهرم با فشار اول خايه هاشو حس كردم خودم همه كاره شدم تلمبه ميزدم كيرش تو كونم بودتو همون حالت بلندم كرد زانومو گذاشت لبه كاناپه دستامو زدم ديوار. موهامو از عقب ميكشيد همينجوري داشت جرم ميداد اب دوتامون داشت ميومد داشت ميكردم كه يهو با خشونت كير نازشو از سوراخم. كشيد بيرون و گرفتش تو صورتم هركي برا خودش داشت جلق ميزد با يه حس زنانه التماس ميكردم تا آب كيرشو بريزه تو دهنم كه يهو روي صورتم داغي و توي دهنم تلخيشو حس كردم از پيشاني تا روي سينم آب كير بود آب خودمم داشت ميريخت سعيد كير نيمه راستشو تو دهنم جاداد مك ميزدم كه ابم اومد چيزي نميديدم اخه دوتاچشام از اب كير شوهرم پربود
كيرشو داد دستم گفت دنبال كيرم بيا برسي به حموم اولش يكم چشمامو پاك كردم انگار گريم كرده بودم چشام ابروهام ارايشم همه زير لايه اي از آب كير گير افتاده بودند
ادامه دارد.........

نوشته:‌ آرش
     
صفحه  صفحه 13 از 43:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  42  43  پسین » 
داستان ها و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان ها و خاطرات سکسی / Gay Storys * داستانهای سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

Copyright © Looti.net 2009-2013.