| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

Gay Storys * داستانهای سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد

صفحه  صفحه 17 از 56:  « پیشین  1  ...  16  17  18  ...  55  56  پسین »  
#161 | Posted: 29 Feb 2012 20:18 | Edited By: masmir
[کون دادن به مریم دوجنسه

سلام.من سینا هستم.21سالمه.من خیلی به سکس با دو جنسه ها علاقه دارم.میخوام اولین کون دادنم به یه دوجنسرو واستون تعریف کنم.داستان از اونجا شروع شد که قرار شد من واسه کارآموزی برم اداره پست.روزی که رفتم اونجا مسئول بخش گفت که باید با یه خانمی که قبل از شما اومده و اونم کارآموز بود کار کنی.رفتم تو اتاق.وای چه شانسی.تا دختررو دیدم تو دلم گفتم خدا کنه کارآموزی حالا حالاها ادامه پیدا کنه.اسمش مریم بود.وااقعا ناز بود.یه مدت که گذشت زیاد بهم پانمیداد تا اینکه منم دیگه نا امید شده بودم.بهد از چند روز خودش تمایل داشت که باهام لاس بزنه.اونجا بود که فهمیدم میگن به دختر محل ندی خودش میاد سمتت درسته.هر روز بیشتر بهم عادت میکردیم.دیگه همدیگرو هم لمس میکردیم.احساس میکردم خیلی به کونم نگاه میکنه.در موردکونم بگم (اینم عکسش)



هی سعی میکرد با کونم بازی کنه.بعضی وقتا حس میکردم برجستگی رو شلوارشو.پیش خودم گفتم یعنی میشه مریم دوجنسه باشه.وای چه حالی میده.روزا گذشتو کارآموزیمون تموم شد.ولی رابطه ما هر روز گرمتر میشد.یبار تو اس ام اس بهم گفت سینا باید یه واقعیتیو بهت بگم..من دو جنسه ام.میخوایبا من بمونی یا نه؟منم گفتم خودم شک کرده بودم.از دو جنس ها خیلی خوشم میاد.از خدامه.گفت چرا تا حالا بهم نگفتی؟گفتم روم نمیشد.خلاصه قرار گذاشتیم.بهم گفت فردا برم خونشون که کسی نیست.فرداش رفتم خونشون.در باز بود رفتم تو.کسی جوابی نداد.تو دلم گفتم نکنه باباش خونه باشه که یدفه مریم پرید از پشت کونمو گرفت.گفت ترسیدی.قلبم اومده بود تو دهنم.یه شلوارک پوشیده بود با یه تاپ.رفتیم تو اتاقش.خوابوند منو رو تخت شروع کرد لباسامو در اوردن.منم بدنم مو نداره.گفت سینا وای چه بدن سکسی داری.سیخ کردم.گفتم قابل شما رو نداره.شروع کرد ازم لب گرفتن.همه جای بدنمو میلیسید واقعا حشر بود.دستمو گذاشت رو کیرش گفت از رو شلوار بمالش.منم شروع کردم به مالیدن.کیرش بزرگ بود.شرتشو دراورد.وای عجب کیری بود.از 20سانتم بیشتر بود و کلفت.کیرشو گذاشت تو دهنم.بلخره به ۀرزوم رسیدم.یه کیر کلفت دوجنسه تو دهنم بود.تا ته کردم تو دهنم.خیلی خوشمزه بود.موهامو گرفته بود تو دستاش.کیرشو تا ۀخر فشار میداد تو حلقم.داشتم خفه میشدم.یه نیم ساعتی واسش ساک زدم تا خودش گفت برگرد قمبل کن.شروع کرد به لیسیدن کونم.وای چه حالی میداد.سوراخم باز باز شده بود.کیرشو میمالید به سوراخم.حشر حشر شده بودم.آروم داشت فشار میداد تو سوراخم ولی اینقد کلفت بود جا نمیشد.تف انداختو با یه فشار محکم کرد تو.تا آخر رفت تو.از شدت درد یه جیغ بلند کشیدم.کونم داشت میسوخت ولی اون هیچ توجهی نمیکرد.انقد داد زدم دهنمو با پارچه بست وتند تند تلمبه میزد.خوابیده بود روم.بیچاره کونم.جر خورده بود.تا آخرین نقطه کیرش و سوراخم بود.گرمی بدنشو حس میکردم.داشتم بیهوش میشدم.اون هی بیشتر تلمبه میزدو داد میزد.وحشی شده بودو با دست میزد رو کونم.گفت داره آبم میاد.آبشو خالی کرد تو کونم.خیلی زیاد بود آب کیرش.با اینکه کونم پاره شده بود ولی خیلی بهم حال داد.از اونروز به بعد هر روز میکنتم.مریم چند تا دوست دو جنسه هم داره که اونا هم منو کردن گروهی.دفعه بعد خاطره سکس گروهیمم میگم.
     
#162 | Posted: 3 Mar 2012 19:07
همجنسبازی با استاد کاراته


من پیمان هستم وكاراته كار ميكنم.من از بچگی به مردها علاقه داشتم و همیشه نقش مفعول را داشتم. یادم می آید که همیشه با بچه همسایمون که یکی دو سال از من بزرگتر بود میرفتیم زیرزمین خونه و بازی مامان و بابا میکردیم من همیشه نقش مامان را بازی میکردم همینکه کیر پسر همسایه را میخوردم احساس خوبی داشتم و وقتی هم منو میکرد زیاد احساس نمیکردم ولی با این حال خیلی خوشم میآمد.
اولین باری که یک کیر درست و حسابی تو کونم رفت مربوط به 12 سالگی ام بود كه باشگاه كاراته ثبت نام كردم،مربي مون حدودا 30 ساله بود، یک دو ماه اول موضوعی نبود ، از همان اول از مربي خوشم ميومد هم خوش هیکل بود و هم خوش قيافه، تلاش کردم که از همان اول با او دوست شوم. توی سالن ورزش که لباسمو عوض ميكردم تا لباس كاراته بپوشم خیلی وقتها فقط با شورت میگشتم برای همین بدن منو ميديدن و از این من خیلی احساس خوبی داشتم. چون نمیدانستم استاد چه احساسی در رابطه با کون کردن دارد زیاد تند نمیرفتم هر وقت براي آموزش پيش من می آمد خودم را جلوی او راحت میگذاشتم و به هر کجای بدنم دست میزد کاری میکردم که احساس راحتی بکند بخصوص وقتی که به رانهایم دست میزد تا پاهایم را از هم باز کند آرام نفس میکشیدم تا به او خط بدهم.
یکی دو هفته به همین وضع گذشت فهمیدم که او هم از دست زدن به بدن من خوشش میآید تا این که روزی استاد برای کمک به من آمد من متوانستم پاهایم را 180 درجه باز بکنم استادرفت پشتم ایستاد وقتی کمک کرد تا پاهایم را باز کردم شروع کرد به ماساژ دادن پاهایم بعضی وقتها دستش را به کپلم میکشید خیلی احساس خوبی داشتم وقتی دید اعتراضی ندارم بعضا دستش را میان کپلهایم هم میکشید. جلسه بعد که برای تمرینات رفتم استاد از من خواست در ساعات غیر باشگاه بروم خانه آنها او در خانه شان یک سالن ورزش درست کرده میتوانم آنجا بیشتر تمرین کنم من هم قبول کردم عصر بعداز اتمام تمرینهایمان در باشگاه با هم رفتیم خانه استاد که هم مسیر را بشناسم و هم روز اول با هم تمرین کنیم. او زیرزمین خانشان را به یک سالن ورزش تبدیل کرده بود لباسهایم را عوض کردم و با او شروع کردم به تمرین.
وقتی به قسمتهای مختلف بدنم دست میزد حالت خاصی بهم دست میداد و بدنم میلرزید و بیحرکت میشدم تا کارش تمام شود مدتی گذشت گفت پيرهن كاراته را دربیاور هوا گرم شده و اول خودش پيرهنشو درآورد شلوارش را هم در آورد فقط شرت کوچکی به پایش بود و کیرش در حالی که سفت شده بود از پشت شورتش حالت خلی زیبایی داشت با این که خیلی دوست داشتم آن را دست بگیرم و بگذارم تو دهنم ولی از طرفی هم میترسیدم چون این اولین باری بود که با یک مرد بزرگتر از خودم تنها بودم. وقتی دید حالت یخ زده دارم آمد جلو و پیراهن و شلوار مرا در آورد مرا چهار دست و پا روی زمین نشاند و پاهایم را از هم باز کرد و از پشت خودش را به من چسباند کیرش را از پشت شورتش که وسط کپل هایم بود احساس میکردم هم خوشم می آمد و هم مترسیدم وقتی استاد دید من میترسم گفت کاریت ندارم نترس من اذیتت نمیکنم بعد شروع کرد به نوازش کردن من. یواش یواش آرام شدم و خودم هم حشری شده بودم بعد منو به پشت خواباند روی من خوابید و شروع کرد به بوسیدن گردنم و بالا آمد تا به لبهایم رسید تا حالا چنین احساسی نداشتم آرام آرام پایین رفت شکم و نافم را بوسید با یک حرکت شورتم را در آورد کیرم را توی دهانش گذاشت و با آن بازی کرد دوباره منو برگردوند و شروع کرد با کونم بازی کردن و با انگشتش روی سوراخ کونم بازی میکرد و انو میمالید کاملا از حال رفته بودم سوراخ کونم را بوسید و منو برگردوند. استاد خوابید روی من لبهام را بوسید گفت تو چیزی نمیگی ناراحتی گفتم نه خیلی هم خوشم آمد ولی کمی میترسم تا به حال با کسی مثل تو نبودم گفت میدانم بعد استادشورتش را درآورد كيرقشنگی داشت هم خوش تراش بود هم بزرگ، البته برای من که یک بچه بودم بزرگ بود. استاد گفت میخوای از این بخوری من که از دیدن کیرش از خود بیخود شده بودم گفتم اره برگشت به پشت خوابید من هم رفتم وسط دوتا پایش نشستم و اول با ترس به کیرش دست زدم داغ و سفت بود روی کیرش خم شدم و سر آن را آرام گذاشتم تو دهنم وای چقدر خوب بود تا آنجا که میشد آن را توی دهنم جا مدادم حتی یکبار رفت توی حلقم حالت تهوه به من دست داد سریع کیرش را از توی دهنم در آوردم استاد خندید گفت اولش همینطور است یک مدت که بگذرد میتوانی آن را تا ته توی حلقت بکنی.
یکساعتی با هم بودیم من گفتم باید بروم به مادرم نگفتم که دیر می آیم ولی از فردا بیشتر میتوانیم با هم باشیم به مادرم میگویم که دیر می آیم. موقع رفتن با دستش آرام یک رو کونی زد من هم خندیدم و رفتم شب خوابم نمیبرد و همه اش به فکر استاد بودم به کونم دست میزدم و یاد او میافتادم. وقتی ظهر مردسه ما تعطیل شد طبق قرار رفتم جلوی خانه استاد كاراته مون استاد منتظر من بود آمد جلو دست منو گرفت و با خودش برد رفتیم زیرزمین و در را از پشت بست بلافاصله لخت شدیم اول کمی با هم بازی کردیم بیشتر او با اعضای بدن من بازی میکرد کیرم را بازی میداد و منو حشری میکرد بعد منو برعکس روی خودش گذاشت من کیرش را توی دهنم گذاشتم و با آن بازی میکردم استاد هم با کپلها و سوراخ کونم بازی میکرد و آن را میمالوند بعضی وقتها انگشتش را روی سوراخ کونم میگذاشت و آرام فشار میداد با این که قبلا پسر همسایمان منو کرده بود ولی با فشار دادن انگشتش احساس خوبی به من دست میداد و دوست داشتم که با انگشتش منو گشاد بکنه درحالی که اون با کون من بازی میکرد من هم تمرین میکردم که کیرش را بیشتر توی حلقم بکنم واز این کار خیلی احساس خوبی داشتم یکبار که انگشتش را روی سوراخ کونم گذاشته بود گفتم استاد انگشتت را بکن تو باید آخرش من گشاد بشم پس از الان شروع کن استاد هم سوراخ کون منو با کرم چرب کرد و آرام آرام انگشتش را کرد توی سوراخ کونم یک انگشتش راحت رفت تو وقتی انگشتش 2تا و بعد 3 تا شد توی سوراخ کونم احساس سوزش میکردم ولی از این خوشم می آمد من هم چند بار تونستم کیر استاد را تا ته توی حلقم بکنم که خیلی خوب بود.
مدتی که استاد با سوراخ کونم ور رفت منو بلند کرد چهار دست و پا روی زمین نشوند بعد سرم را فشار داد که به زمین چسبید اینطوری کونم بالا امد و قنبله شد مقداری کرم برداشت و با انگشتش توی سوراخ کونم کرد دو سه بار این کار را کرد بعد با دو دستش کپلهای مرا گرفت و از هم باز کرد و دوتا انگشت شستش را کرد توی سوراخ کونم و سوراخ کونم را باز کرد کیرش را گذاشت پشت سوراخ کونم و آرام آرام شروع کرد به فشار دادن با اینکه هنوز کیرش توی کونم نرفته بود دردم گرفت به استاد گفتم استاد میترسم پاره بشم گفت نترس من هوای کون قشنگت رو دارم اولش درد داره ولی بعد عادت میکنی وقتی که سر کیرش رفت تو از درد داد کشیدم استاد گفت عزیزم چیزی نیست فقط تحمل کن استادهم بیشتر از این کیرش را توی کونم نکرد فقط در حد سرش نگه داشت مدتی که گذشت آرام آرام دردم کم شد به استاد گفتم حالا کمی آرام شدم میشه بیشتر بکنی تو استاد اول کیرش را از کونم بیرون کشید کيرش را دوباره چرب کرد و مقداری کرم دور کونم زد و یک انگشت کرم برداشت و کرد توی کونم. کرم خنک بود از این خوشم آمد بعد استاد كيرش را گذاشت روی سوراخ کونم و شروع کرد به فشار دادن با اینکه درد زیادی داشتم ولی اینبار صدایم در نیامد هر چقدر کیرش بیشتر میرفت توی کونم دردم هم بیشتر میشد ذره ذره کلفتی کیرش را تو شکمم احساس میکردم تا اینکه شکمش چسبید به کونم فهمیدم که کیرش تا ته رفته تو دیکه نمیتونستم تحمل بکنم در حالی که بسختی میتونستم حرف بزنم به استاد گفتم استادبسه دیگه نمیتونم تحمل بکنم بیارش بیرون استاد هم کیرش را کشید بیرون وقتی استاد کیرش را بیرون کشید احساس کردم روده هام از کونم بیرون زد برای اینکه خیالم راحت بشه دستم را گذاشتم روی سوراخ کونم ببینم واقعا روده هام بیرون آمده یا نه کونم حسابی گشاد شده بود و خیس بود وقتی به دستم نگاه کردم دیدم کمی خونی است ترسیدم به استاد گفتم من گفتم که مواظب باش پاره نشم استاد گفت نترس اصلا پاره نشدی یک ذره خون برای اولین بار عادی است بعد منو بغل کرد بوسید و لباس پوشید رفت بالا چند دقیقه بعد با مقداری یخ برگشت یخ را گذاشت روی کونم از سردی آن خوشم آمد چون کونم مثل آتش میسوخت چند دقیقه همینطوری روی یخ نشستم رامین کونم را تمیز کرد و لباسهام رو پوشوند و با هم بیرون رفتیم.
تا دو سه روز نمیتونستم درست راه بروم و روی کونم نمیتونستم بشینم مامانم شک کرده بود به مامانم گفتم که توی تمرین زمین خوردم برای همین پایم درد میکند ولی مامانم قانع نمیشد و اسرار داشت که کونم را ببیند ولی من قبول نکردم ولی مادرم زرنگ بود و قانع نشد و دیگه کاری به من نداشت از آن روز به بعد همش دوست داشتم که استاد باشد و دوباره منو بکنه هفته بعد که درد کونم کم شده بود و سوراخ کونم کمی بسته شده بود با استادرفتم خانه شان بعد ازاینکه لخت شدیم استادگفت بگذار کون خوشگل تو رو بینم چطوره من هم دولا شدم و کونم گذاشتم در اختیارش اول کونم بوسید بعد شروع کرد به بازی کردن با کونم گفتم استاد یک هفته است که منتظرم دیگر نمیتوانم صبر بکنم اول یکبار سیر منو بکن بعد با هم بازی میکنیم کونم برای کیرت خیلی بیتابی میکنه بعد از اینکه کونم چرب کرد کیرش را گذاشت روی سوراخ کونم و آرام آرام فشار داد با اینکه درد داشت ولی خیلی هم خوشم می آمد دیدم استاد آرام آرام کیرش را توی کونم میکنه خودم عقب رفتم کیرش تا ته رفت تو من هم یک ناله کردم کمی به همین حالت ماندیم استادکیرش را از کونم بیرون کشید دوباره کرد تو وای خدا چه حالی داشتم وقتی استاد کیرش را آرام میکرد توی کونم بعد یک دفعه ای بیرون میکشید حسابی حال میکردم اصلا درد کونم را فراموش کرده بودم یکبار وقتی استادکیرش را از کونم بیرون کشید از کونم باد در رفت من خجالت کشیدم استادخندید گفت حالا معلوم شد که گشاد شدی شروع کرد به تلمبه زدن مدتی که گذشت کیرش را تا آنجا که میشد کرد توی کونم و چند بار ناله کرد بعدها فهمیدم که ارضاء شده و آبش رو توی کونم ریخته بود.
از آن به بعد دوساله من و استاد هفته ای یکبار همدیگر را میبينيم اول با هم بازی میکنيم من کیرش را میخورم و او هم با کون من بازی میکنه و اخر سر هم که حشری میشيم منو میکنه من هم میتونم کیر استاد را تا ته توی حلقم بکنم که از این کار خیلی خوشم میاد. دو سه بار حتی آب کیرش را ریخته توی حلقم اولین بار خوشم نیامد ولی دفعه های بعد حسابی میمکم که حتی چیزی تو کیرش باقی نمونه همه را میخورم.
     
#163 | Posted: 4 Mar 2012 17:44
کون دادن توی دکهسلام
اسم من آرشه الان 29 سالمه داستانم واقعیه و مربوط میشه به 8 سال قبل لازم میدونم بگم که من کونیم و خیلی تمایل دارم که زیر پسر بخوابم یه عصر تابستونیه گرم بود و منم تنها وحشری بودم و دلم یه سکس توپ میخواست داشتم منفجر میشدم دلم میخواست یه کیر بیاد و منو منفجر کنه خلاصه لباسامو پوشیدمو رفتم تو خیابون چون هیچکودوم از دزست پسرام که اینجور وقتا به دادم میرسیدن دم دستم نبودن لازم به توضیحه که بگم بهتون قدم 179و وزنم 79 کیلو و کون قمبل و سفتو تپلی دارم و وقتی تو خیابون راه میرم اینقده تابلو هستم که واسه کون کنا و همجنس بازا جلب توجه کنم خلاصه دو سه ساعتی تو خیابونا چرخیدمو چندتا سوژه به پستم خورد که باهاشون حال نکردم دیگه دم غروب بود و نزدیکای میدونه .... بودم که چشمم به یه دکه مطبوعاتی خورد راستش اولش قصد خاصی نداشتم رفتم طرفشو دیدم به به یه پسر خوشگل و خوش هیکل حدودا 19 ساله سفید رو موهای لختو ... خلاصه خیلی جذاب پشت دخلش نشسته همونجا پاهام سست شد تو دلم گفتم چی میشد کیر این خوشگل پسر تو دهنم بود سرتونو درد نیارم رفتم طرفشو با یه لوندیه خاصی بهش گفتم ببخشید آقا میشه یه سیگار بهم بدید و یه مقداری پول از تو جیبم با کلی نازو ادا دراوردم تو همین حین جوابمو داد که چه سیگاری ؟ تا اومدم بگم کنت میخوام که باهاش چشم تو چشم شدمو دیدم چشاش چه برقی میزنه شهوت از همه جاش میبارید پیش خودم گفتم آرش کار خودتو کردی ....
خلاصه سیگارو بهم داد و همینجوری داشت با چشای شهوت آلودش منو نیگا میکرد که بهش گفتم : میشه عزیزم فندکت رو هم بهم بدی که اونم از خدا خواسته واسم فندکو روشن کردو منم سیگارمو روشن کردم و با اطمینان راهمو کشیدم که برم اما دروغ چرا تو دلم همش حول و هراس داشتم نکنه صدام نکنه .... اگه محلم نذاشت چی؟ و.... خلاصه تو این فکرا بودم و 2یا 3 متری دور شده بودم که حس کردم یه نفر از پشت داره واسم سو میکشه برگشتم دیدم خودشه تا برگشتم یه چشمکی بهم زدو اشاره کرد که بیا منم از خدا خواسته اما به رو خودم نیاوردم و با یه حالته بی تفاوتی رفتم طرفش باهام دست داد و گفت میتونی یکی دو ساعت دیگه بیای پیشم ؟ که بهش گفتم واسه چی؟ گفت همینجوری یکم باهم باشیمو .... اینا منم که دیگه طاقتم تموم شده بود بهش گفتم آخه من راهم دوره جایی رو هم ندارم برم که اونم که بعدا گفت اسمش مهدیه بهم پیشنهاد داد پس بیا تو دکه پیشم باش تا ساعت کاریم تموم بشه و ....
حالا دیگه نصف راهو رفته بودم من تو دکه پیشش نشسته بودمو اونم رو چهاپایه پشت پنجره دکه بود جوابه مشتریارو میدادو هر از چند گاهی با من ور میرفتو ازم سوال میکرد مثلا چندسالته و اینورا چیکارمیکنی و ... ازین حرفا تا یکی دوساعت دیگه هم گذشت و ساعت حدودا 11 شده بود که گفت موافقی تعطیل کنیم منم از خدا خواسته گفتم چرا که نه که اونم شروع کرد به بستن پنجره های دورتادور دکه و اومد تو بغلم نشستو بدون مقدمه شروع کرد لبامو خوردم نمیدونی باهام چیکار کرد درست مثله یه دختر باهام رفتار میکرد بهترین لذت زندگیمو بهم میداد که کم کم شروع کرد به دراوردن لباسای من و بعدم خودش یه بدنه ترکه ای و کم مو با یه کیر نسبتا بلند و ترکه ای دیگه لازم به توضیح نیست که بگم تا سه صبح داشت منو میکرد تا دلتون بخواد واسش ساک زدم و هر مدلی که فکرشو بکنید بهش دادم مهدی عاشقانه منو دوست داشتو بامن سکس میکرد اینقده عاشقش بودم که با کمال میل هرچی ازم میخواست واسش انجام میدادم مزه آب کیرش هنوز زیر زبونمه وقتی ارضاش میکردم بهم لذتی دست میداد که نمیتونم توصیفش کنم
خلاصه جونم واستون بگه که مهدی شده بود عشق ثابت من هر وقت هوس سکس میکردم میرفتم پیشش و اونم همه جوره منو ارضا میکرد تا اینکه خودتون حدس بزنید .... یه روز که خودمو واسش آماده کرده بودم که بهش یه کون سیر بدم رفتم دیدم جا تر و بچه نیست از هرکی سراغشو گرفتم گفتن رفته خدمتو دیگه حتی امروزم که ازونجا رد میشدم بازم کسی ازش خبر نداشت امیدوارم هرجا که هست سالم باشه و به کیرش خوش بگذره که لیاقته بهترین کسارو داره
     
#164 | Posted: 10 Mar 2012 06:20
مسعود و آرش


اين ماجرا بر مي گرده به سال 85 اون موقع 19 سال داشتم يادمه يه شب حدودا ساعت 7 شب بود اصلا حوصله نداشتم لباسامو گذاشتم تو ساكم و رفتم باشگاه بدنسازي اون موقع واقعا اعصابم قاطي بود وارد باشگاه شدم يه نگاه كلي به كل باشگاه انداختم يه دفعه چشمم به يه پسر ناز حدودا 17 ساله افتاد كفم بريده بود يه پسر واقعا زيبا سفيد يه تك پوش زرد و يه شلوارك پوشيده بود پاهاي سفيدشو ميديدم واقعا ناز بود باورم نميشد تازه روزه اولش بود كه ميومد بدنسازي چشمام باز شده بود و بهش خيره شده بودم يه دفعه آقا رضا صاحب باشگاهمون زد پشتم گفت حواست كجاست راهو بستي تازه به خودم اومدم برگشتم و با هم كلي سلام و احوال پرسي كرديم بعد رفتم رختكن و لبسامو عوض كردم و رفتم تو سالن تازه پسره گرم كردنش تموم شده بود رفت و به يكي از بچه هاي باشگاه گفت ببخشيد پرس سينه كدومه اونم نشونش داد منم كه اصلا رمق كار كردن نداشتم فقط داشتم نگاهش مي كردم ولي ديدم كه بچه ها دارن متوجه من ميشن براي اينكه واسم دست نگيرن سريع شروع كردم به نرمش كردن اما همش نزديكه اون نرمش ميكردم تا حركت بعدي رو از من بپرسه برنامرو ديد و بهم گفت ببخشيد پشت بازو با دستگاه كدومه منم از خدا خاسته بهش گفتم بيا بردمش پيشه وسيله و شكل صحيح حركت رو يادش دادم و بهش گفتم خيلي مهمه كه حركت رو صحيح بزني حركت بعديتو بم بگو تا شكل صحيحشو يادت بدم گفت مرسي صداش اينقدر ناز بود كه داشت دلم ميرفت منم رفتم گرم كردم بعد ديدم داره حركتش تموم ميشه منم رفتم زيره پرس سينه يه وزنه سنگين گذاشتم روش زدم اما وزنه خيلي سنگين بود داشت كونم پاره ميشد وقتي حركتو زدم اومد پيشم بم گفت كارت درسته اين خيلي سنگينه حالا نميدونست دارم به فاك ميرم بهش گفتم ما اينيم ديگه بهم گفت اسمت چيه گفتم مسعود گفت منم آرش گفتم خوشبختم گفت و همچنين خلاصه سرتونو درد نيارم حركتاشو نشونش دادم ولي بيچاره خيلي ضعيف بود حركتاش كه تموم شد رفت رختكن منم يه كم صبر كردم بعدش رفتم دنبالش داشت لباساشو عوض ميكرد خيلي سفيد بود كفم بريده بود گفتم خونتون كجاست گفت فلان جا منم گفتم من خونمون نزديك پياده ميام ولي تا يه جايي ميتونيم با هم بريم اونم قبول كرد وقتي از رختكن رفتيم بيرون آرش با آقا رضا خداحافظي كرد ولي آقا رضا زياد تحويلش نگرفت چون اونا با هم فاميل بودن و چند ساله پيش رضا داشته سيگار ميكشيده و آرش آمارشو به خانوادش داده بوده و كلي مكافاته بعدش البته اون موقع آرش سنش كم بوده و بايد آقا رضا دركش ميكرد البته اينو بگم من اينو بعدا فهميدم خلاصه بعد از آرش من گفتم خداحافظ آقا رضا! اونم خيلي منو تحويل گرفت و گفت يا علي مسعود جان ، آرش هم يه كم كونش سوخت ولي بيشتر از اون كفش بريده بود بعد ما از باشگاه زديم بيرون تا سره كوچمون رفتيم و بعد بش گفتم خونمون تو اين كوچس گفت خوش به حالت من بايد اي همه راه برم تا برسم منم كه ديدم موقعيت واسه صميميتر شدن مناسبه بش گفنم بيا من موتور دارم ميرسونمت گفت نميخواد زحمتت ميشه گفتم نه بابا چه زحمتي موتورو برداشتم داشتيم ميرفتيم اونم به من چسبيده بود وايييييييييييييييييييييييي چه لذتي داشت بهم گفت همين جا وايسا ميخوام يه كارت اينترنت بخرم چشمام گرد شده بود گفتم ميري نت؟ گفت آره رفت كارتو خريد اومد سواره موتور شد گفت بريم داشتيم ميرفتيم گفتم راستي مياي چت ؟ گفت اختيار داري من چت بازه حرفه اي هستم گفتم ايديتو بده منم ميام چت ايديشو ازش گرفتم بعد رسوندمش گفت مرسي و وقتي باهام دست داد دستاش به نرمي دستاي دوست دخترام بود داشت دلم ميرفت سريع برگشتم خونه جنگي شامو زدم پریدم پاي كمپيوتر رفتم تو نت ادش كردم و منتظر شدم تا بياد بعد از حدودا يك ساعت ديدم جوابه ادم رو داد گفتم سلام كلي باهاش احوال پرسي كردم و دعوتش كردم تو يه كنفرانس كه پر از دختر و پسر بود كلي اومدم رو ويس و كوسوشر گفتيم و خنديديم بعد بم پي ام داد گفت سايت فيلترشكن نداري گفتم واسه چي مي خواي شيطون؟ خيلي روك گفت واسه سايت سوپر ديگه مگه فيلتر شكنو واسه كاره ديگه اي هم ميخان يه سايت فيلتر شكن توپ بش دادم بعده چند لحظه بم گفت سايت سوپر باحال داري ؟ گفتم به چه سبكي حال ميكني؟ گفت يعني چي؟ بش گفتم باپسر با دختر پسر با پسر دختر با دختر با كدومش حال ميكني؟ كفت پسر با پسرم داري؟ گفتم تا دلت بخواد گفت بده بده ........... سايت ناز( blboys.com ) و ( xteenboy.com ) كه ماله گي هاي 18 ساله بود بش دادم چند دقيقه بم پي ام نداد بعد گفت از اين كارا خوشت مياد؟ گفتم يه ذره ، گفت نميشه كه يا بايد خوشت بياد يا بدت بياد گفتم حالا تو فكر كن خوشم مياد ، گفت از چه مدلش؟ گفتم دختر با دختر كه مربوط به من نميشه ولي از اون دوتا خوشم مياد ، گفت از پسر با پسرم خوشت مياد شيطون؟ منم او شكلكه كه دندوناشو نشون ميده رو دادم گفتم بدم نمياد گفت بدم نمياد نه خوشت مياد يا بدت مياد؟ گفتم گير داديا حالا تو فكر كن خوشم مياد بم گفت خداوكيلي خوشت مياد يا داري مسخره ميكني ؟ گفتم خوشم مياد بابا كونيمون كردي فكر كنم وقتي او سايترو ديده بود حسابي حشري شده بود كه داشت اينقدر راحت باهام حرف ميزد بعد بم گفت از چه مدلش بي يا تي ؟ سريع گوشي اومد دستم كه اونم اينكارس كه ميدونه بي و تي چيه بهش گفتم اگه گير بياد تي هستم گفت اي ولللللللللللللللللللللللل منم بي هستم............................ باورم نميشد كه به اين راحتي آرش ماله من شده بود بعد كلي با هم در مورد اين مسايل با هم حرف زديم و حتي سكس چت كرديم تا ارضا شد بعد از خداحافظي ديسكانكت كردم و رفتم دستشويي و بعدش رفتم تو رخته خواب اما به جون خودم قسم خوابم نبرد تا يكي دو ساعت بعدشم كه خوابم برد خوابشو ديدم حالا شما حساب كنين چقدر من تو اين چند ساعت بهش فكر كرده بودم كه شب خوابشو ديدم از اون به بعد هر شب تو باشگاه ميديدمش و هر روز صميميتر ميشديم تا يه روز پدر و مادرم ميخواستن برن خونه مادر بزرگم كه تو شاهين شهره و كلي تا اصفهان فاصله داره و تا شب هم خيال نداشتن بيان منم با آرش جانم تماس گرفتم گفتم بيا خونمون خاليه. بيا سره كوچتون ميام دنبالت رفتم ديدم آرش يه تيپ اسپورت زده و منتظرمه خيلي ناز شده بود سلام كرد بعد سوار شد و رفتيم خونمون بعد رفتيم تو اتاقم گفتم بيا شلوارك بپوشيم دوتا شلوارك از تو كمدم در اوردم يكيشو به اون دادم يكيشو خودم پوشيدم وقتي داشت شلوارشو در مي آورد رونهاي سفيدشو ميديدم مي خواستم همون جا گازشون بگيرم اونم نگاهم كرد بعدش خنديد وقتي پوشيد بهش گفتم تي شرتتم در بيارعين من اونم در اوورد چه سينهاي نازي داشت همون جا داشت آبم ميومد. بعد رفتيم پاي كامپيوتر يه فيلم سوپر گذاشتم آرش هم كم كم خودشو لوس كرد و آروم آروم بهم نزديك شد بعد من دستمو گذاشتم روي رونش آروم آروم فشارش دادم آهش دراومد عين دخترا بعدش اونم كيرمو گرفت تو دستش و شروع كرد به ماليدنش بعد بهش گفتم ساك بزن گفت باشه عزيزم كيرمو گرفت تو دهنش خيلي حرفه اي ساك ميزد منم كم كم آه و اوهم در اومد واييييييييييييييييييييي منم داشتم كمرش و كونشو ميماليدم بعد بلندش كردم گفتم بيا رو تختم بعد بردمش رو تخت خوابوندمش گفتم دوباره بخورش و دوباره شروع كرد به خوردنه كيرم چه حالي ميداد بعدش رو كمر خوابوندمش و شروع كردم به خوردنش از رونهاش شروع كردم و رفتم بالا نافش و سينه هاشو ليسيدم و رسيدم به گردنش. من مشغوله خوردنه گردنش بودم اونم آه و اوه ميكرد منم داشت شهوتم بيشتر ميشد بعد لبامو گذاشتم رو لباش مشغول لب گرفتن شدم يك يا دو دقيقه ازش لب گرفتم چه لذتي داشت بعد چهار دستو پاش كردم و بهش گفتم تميزي گفت آره خيالت تخت بعد كرم رو برداشتم و كيرم و سوراخشو حسابي چرب كردم و آروم انگشتمو كردم تو سوراخش يه آخه دردناك كشيد گفتم آخي دردت گرفت گفت كاريت نباشه تو كارتو بكن با اين حرفش با اوج شهوت رسيدم بعد يه كم كه انگشتش كردم ديگه آه و اوه نميكرد و داشت لذت مي برد منم آروم سره كيرمو دادم تو كونش دوباره آهش در اومد ولي گفت بكن تو منم آروم آروم كيرمو هل دادم تو كونش و شروع كردم به تلمبه زدن چه حالي داشت كوني به اون داغي تا حالا نكرده بودم تلمبه زدنمو تند كردم به حدي كه كه ديگه داشتم از گرما ميسوختم و همچنين كيرم هم داشت مي سوخت در اوج لذت بودم كه احساس كردم آبم داره مياد گفتم آبم داره مياد كجا بريزمش گفت تو كونم بريززززززززز منم اطاعت كردم و كل آبمو ريختم تو كونش بعد بي رمق افقتادم كنارش اونم خودشو انداخت تو بغلم و منم نگاه چشماي نازش كردم و ازش لب گرفتم بهم گفت بهترين سكس تو عمرم همين بود كه حالا با تو داشتم بهش گفتم منم همين طور بعد با هم رفتيم حموم و اومديم .

bossssssss
     
#165 | Posted: 10 Mar 2012 20:52
لیسیدن پاهای پیام


من امید هستم در کلاس اول دبیرستان درس می خوانم ، مدرسه ما غیر انتفاعی است در شمال شهر ، به پا و جوراب علاقه بسیاری دارم و همیشه جوراب بهترین چیزی بوده که در زندگی شناختم الان در اوج علاقه به پا و جوراب هستم و همیشه میخواستم پاهای بدون جوراب پسرای خوشگلو و ناخونای شست پاشونو ببینم به همین علت از ابتدای سال زنگ نماز که بهترین زنگ برای من است را جلوی درب نمازخانه به جفت کردن کفشها مشغول هستم ، حالا می خوام جریانی رو بنویسم .
یک روز جلوی نمازخانه بودم و طبق معمول همیشه میخواستم هنگامی که همه نماز میخوانند کفشهای پسرهای خوشگل را بو کنم متوجه شدم یکی از بچه های خوشگل مدرسه دل درد دارد و پشت در نماز خونه نشسته ، دلش رو گرفته بود و ناراحت بود ، من تا انتهای راهرو رفتم و وقتی روم رو برگردوندم دیدم دست اون از توی کفش یکی از بچه ها در اومد و کفی کفش رو سریع توی بغلش قایم کرد ، با دیدن من رنگش پرید جلو رفتم اون توی یک کلاس دیگه بود و من درست نمی شناختمش .
بهش گفتم اسمت چیه ؟
ـــ پیام .
ـــ به آقا بگم چکار کردی !؟
ـــ نه تورو خدا
التماس رو توی چشماش میخوندم برای همین بهش گفتم : بعد از مدرسه بیرون وایسا کارت دارم و اون هم قبول کرد . بعد از گذاشتن کفی کفش سر جاش رفت تو حیاط . نمی دونم ولی تا زنگ خونه ثانیه شماری می کردم و بلاخره زنگ خورد . بیرون مدرسه منتظرم بود رفتم جلو و سلام کردم .
ـــ سلام پیام من رو که میشناسی ، من امیدم .
ـــ آره امید . خوب میدونی اعصابم خورد شده حالا میشه بگی چیکار داری .
ـــ از کدوم طرف میری میخوام باهات حرف بزنم .
ـــ سمت خیابان شریعتی
ـــ پس با هم میریم اینجوری کلی حرف میزنیم .
راه افتادیم و من هم اول یه کمی راجع به مدرسه حرف زدم و بعد پیام هم راجع به علاقه اش به پا برام توضیح داد، با اسرار زیاد پیام بلاخره مجبور شدم دل رو بزنم به دریا و شروع کردم .
ـــ میدونی پیام من میخوام برم به آقا بگم ولی اگر کاری رو که میگم انجام بدی شاید نگم .
ـــ هر کاری باشه انجام میدم ولی دوست ندارم که تو سوء استفاده کنی !!
ـــ سوء استفاده نیست تو هم باید انجام بدی .
ـــ باشه بگو
ـــ چه جوری بگم آخه روم نمیشه
ـــ عیبی نداره بگو امید ، دیگه داریم می رسیم
ـــ باشه ولی قول بده نه نگی !
ـــ کشتی ما رو بگودیگه
ـــ پیام میشه تو پای من رو بخوری ؟
پیام تعجب کرد مکث زیادی کرد و گفت :
ـــ امید من همیشه آرزوم بود که پای تو رو بو کنم و حالا اصلاً باورم نمیشه
ـــ تند نرو که یه شرط دیگه هم دارم
ـــ هر چی بگی قبول میکنم !!!
ـــ ببین پیام فقط باید بذاری من هم پاتو بخورم.
پیام که از تعجب شاخ درآورده بود گفت :
ـــ پس تو هم بعله .
اون روز باهم بستنی خوردیم و توی کوچه( البته به پیشنهاد پیام) جوراب های مون رو به همدیگه داده و سریع به خونه رفتیم . من که وقتی به خونه رسیدم سریع توی اتاق رفته و جوراب های پیام رو از کیفم درآوردم ، عجب بویی میداد چون از صبح توی کفش بود ، یکی از جورابها رو پشت و رو توی دستم کردم جوراب سفید رنگ بود و جای انگشتها و برجستگی های پای پیام کامل روی اون مونده بود نخهای نقش کف جوراب بیشتر با پای پیام تماس داشته برای همین اون قسمت از جوراب رو روی بینیم گذاشتم ، بوی اون تا مغزم می رفت شروع به لیسیدن جوراب کردم نخهای اضافی کف جوراب رو توی دهانم کرده و میمکیدم و از مزه شور آن لذت می بردم ، نخها و پرزهای کف جوراب رو با دندون کنده و میجویدم ، و بعد از اینکه مزه آن زیر زبونم می افتاد اونها رو قورت می دادم ، بعد قسمت جلوی جوراب که جای انگشتهای پای پیام بود رو توی دهانم کرده و شروع به مکیدن کردم ، جلوی جوراب رو خیس کرده و دوباره به دهانم گذاشتم ، مزه اون آنقدر شهوت بر انگیز بود که خود به خود دست برده و آلتم رو درآوردم ، نمی خواستم به آلتم زیاد دست بزنم چون اون روز اصلاً دوست نداشتم ارضا بشم ولی مزه جوراب پیام من رو از خود بی خود کرده بتونم چند بار جوراب پیام رو خیس کرده و مکیدم و از عرق آن لذت بردم بعد هم جوراب رو درآورده و برای اینکه کثیف نشه تا دوباره استفاده کنم توی پلاستیک گذاشتم . روی تختم دراز کشیده و پتو رو روی سرم کشیدم ، زیر پتو لنگه دیگر جوراب پیام رو به بینیم چسبوندم تا باز از بوی اون لذت ببرم ، جوراب پیام رو می پرستیدم اون رو روی چشمام گذاشته و فشار میدادم ، تصمیم گرفتم آنقدر اون رو بو کنم تا خوابم ببره ، بو میکشیدم و با آلتم بازی میکردم ، آنقدر بوی اون شهوت آور بود که آماده ارضا شدن بودم ، از تمام ریه ام استفاده کرده و از ته دل بو میکشیدم و نفسم رو حبس میکردم دوست نداشتم بوی اون از سینم خارج بشه ، جوراب رو روی تخت گذاشتم تمام لباسام رو در اوردمو لخت لخت دمرو روی تخت خوابیدم و یه بالش نرم گذاشتم زیر کیرم صورتم رو روی جوراب گذاشته و فشار میدادم تا بوی اون حسابی توی ریه هام بره در همین حال کیرمو رو بالش میمالیدم و عقب و جلو میکردم ، یک لحظه صورتم را با آخرین زور روی جوراب فشار داده و خارج شدن آبم رو توی لوله آلتم حس کردم با آخرین زورم لبهام رو جای شست پای پیام فشار داده و کامل ارضا شدم ، جرات بلند شدن نداشتم چون تا به حال اینقدر شهوتی نشده بوده و اینجوری به شلوار و بالشم گند نزده بودم ترجیح دادم جوراب رو زیر خوشخواب قایم کرده و بخوابم .

در مدرسه با پیام صمیمی شده بودیم و قرار شده بود توی خونه هم با هم درس بخونیم ، صبح جمعه بود ، مادر و خواهر کوچکم با پدرم رفته بودن بهشت زهرا و من تنها بودم طبق قرار قبلی ساعت 9 پیام اومد که با هم درس بخونیم . پیام جوراباشو نشسته بود و من هم مثل اون تا با هم کلی حال کنیم . پیام که اومد تو از همون اول با هم به اتاق خواب رفتیم و من که در حسرت پای پیام بودم ، پای اون رو بوسیدم . پیام هم سریع لباسهاشو درآورد و با یه شورت روی تخت خوابید من هم مثل اون لخت شده و نشستم روی تخت پیام گفت :
ـــ برعکس بخواب جوری که پاهات جلوی صورتم باشه .
ـــ پس من چی ؟؟!!
ـــ خوب منم پاهامو به صورتت میچسبونم دیگه .
برعکس خوابیده و پاهای جفتمون جلوی صورت همدیگه بود ، پاهای پیام با جوراب بود ولی من بدون جوراب بودم ، من شروع کردم به بو کشیدن ولی پیام از همون اول شروع به لیسیدن کرد ، سریع شهوتی شدم و کف پاهای پیام رو غرق بوسه کردم ، بو کشیده و می بوسیدم جورابهای پیام رو درآوردم و شروع به لیسیدن پاهاش کردم وقتی اون کف پاهامو می لیسید لذتم چند برابر میشد و با شدت بیشتری پاهای اون رو میلیسیدم پیام هنگام خوردن میگفت: چه بویی !! چه طعمی ! وای ! پای بدون جوراب! من دلم میخواد پاهاتو بخورم ، ناخن های خوشگل شست پاشووو چقدر مزه خوبی داره و همین ها باعث شده بود که آلتم داشت شورتم رو پاره میکرد ، هیچوقت فکر نمی کردم اگر کسی پامو بخوره اینقدر لذت ببرم . فهمیدم که لذت اون از لیسیدن پاهای دیگران بیشتره . پیام دست منو گرفت و روی آلتش گذاشت من هم که تو این یه هفته عاشق پیام شده بودم آهسته شروع به مالیدن کردم پیام بعد از لیسیدن پام بلند شده و همونطوری برعکس صورتش رو به شکم من رسوند و پاش رو جلوی صورتم گرفت ، من میلیسیدم و پیام قربون صدقه پاهام می رفت . پیام شورتم رو در اورد و آلتم رو توی دستش گرفت من هم شست پاشو توی دهنم کرده و می مکیدم. حالا دیگه لخت مادر زاد شده بودم (از موهای سرم تا انگشتای پام برهنه بود) پیام یکمرتبه التم رو توی دهانش کرده و شروع به خوردن کرد بعدش دو تا بیضه هامو توی دهنش کرده بودو میمکیدشون و با انگشت دست راستش انگلم میکرد و انگشتشو تو کونم میکرد و با دست دیگش کیرمو میمالوند بعد دوباره شروع به خوردن کیرم کرد منهم که شهوتم تا درجه 1000 رفته بود چون سه تا از حساس ترین نقاط جنسی بدنم داشت بوسیله پیام جووووووووووووونم تحریک میشد منم لای پاهامو خوب باز کردم و دستامو گرفتم بالا تا کاملا در اختیارش باشم و اون به من تسلط کامل داشته باشه و همین فکر شهوتی ترم میکرد. بیشتر و بیشتر پای پیام رو توی دهانم فشار میدادم ، زبونم لای انگشتهای پای پیام کردمو چرک های سیاهشو خوردم ومزه شور اون رو حس میکردم که ارضا شدم ، پیام که آب من رو توی دهانش حس کرد همونطوری به کارش ادامه داده و مکیدنش رو بیشتر کرد و تا آخرین قطره آب منی رو خورد منهم انگشتای پای پیام رو گاز گرفته و فشار میدادم ، بعد از چند ثانیه روی تخت ولو شدم پیام کارش را رها نکرده برعکس شده و به خوردن ادامه داد به طوریکه آلتش دم دستم بود ، من هم به خاطر کمک به اون با التش براش جرق زدم تا اون هم ارضا شده و آبش رو با فشار روی سینه من پاشید . من و پیام همدیگر رو عاشقانه بغل کرده و خوابیدیم پیام خوابش برد ولی من محو تماشای پاها و انگشتای نازش شده بودم....
از اون روز به بعد منو پیام قرار گذاشتیم هر سه چهار روزی یه بار جورابامونو با هم عوض کنیم و از عطر دل انگیز عرق پای همدیگه نهایت لذت رو ببریم و باز هم سکس با پای بدون جوراب داشته باشیم.....
     
#166 | Posted: 10 Mar 2012 20:53
کیر کوچک من

من 47 سالمه آلتم درحالت بلند شدن و نعوظ حداكثر 12 سانته خيلي سريع ابم مياد يعني تا كيرمو يه كم داخل كس زنم ميكنم هنوز شروع به تلمبه زدن نكردم ابم مياد و زمين و زمانو خيس مي كنم و كثافت ميزنم به همه چيز اينم بگم ده پونزده سال پيش اينجور ي نبودم هم التم يه كم بزرگتر بود و هم ديرتر ابم مياد يعني مي تونستم تو كس زنم كيرمو بالا پايين كنم زنم ميومد روم و كسشو به كيرم مي ماليد و منم مقاومت ميكردم اما الان واقعا حتي چند دقيقه هم نمي تونم مقاومت كنم فكر كنم ضعف من در سكس مربوط ميشه به دوران نوجووني و جووني كه خيلي خود ارضايي مي كردم اونموقع با هيچ كس سكس نداشتم هر قدر تلاش مي كردم كه مثلا با زن بابام يا خواهرم يا خواهر زادم سكس داشته باشم اونا اجازه چنين كاري را به من نمي دادند و من ناتواني خودمو با خود ارضايي و خيالبافي و كتاب خوندن و ادا و اصول روشنفكري جبران مي كردم هيچ دختري هم با من دوست نميشد از بس لاغر و خجالتي و مغرور و از خود متشكر بودم عينا از دماغ فيل افتاده بودم نه قيافه داشتم نه هيكل نه خانواده نه زندگي نه پول سربار خواهر و شوهر خواهر بودم اما به كونم مي گفتم دنبال من نيا بو ميدي گاهي وقتها حسابي هوس كون دادن مي كردم ميرفتم پارك دانشجويا لاله شايد يه كسي پيدا بشه منو بكنه تازه اگه پيدا ميشد من احمق فرار مي كردم يا باهاش نميرفتم چند سال بعد يه كم خجالتم ريخت يكي رو از پارك بردم خونه كه اون نتونست منو بكنه چون كيرش شل بود زودم ابش اومد يه بارم يكي تو ميني بوس در شهرك اپادانا منو بلند كرد برد انباري اونجا تا كيرش رفت تو كونم ابم اومد زود بلند شدم نزاشتم منو بكنه بعد شماره داد بهش زنگ نزدم تو سن سي سو سه چها رسالگي هنوز نمي تونستم تصميم بگيرم كه چي مي خواتم زن گرفته بودم اما كير مي خواستم كير ميومد منو بكنه پيس ميزدم يه بار يه كير سفت و محكم يه مرد نسبتا پير توي اتو بوس به تورم خورد اونقدر هول شدم شمارشو سيو نكردم ولي فكر كردم سيو شد ه نيم ساعت كيرش تو دستم بود انگار نه انگار نه ابش اومده بود نه كوچيك شده بود به راحتي از دستش دادم الان كينگ سايز ميزنم اسپري ميزنم تا بيشتر بتونم دووم بيارم اما درست نميشه يه بار ويگرا خوردم همه جام گر گرفته بود داشتم سكته مي كردم اما كيرم جنب نخورده بود زنم الان دوست پس داره وحسابي مي كنتش خيلي دوست دارم زنم مخفيانه بده من يه جا قايم بشم صداي اخ و اوخوشو بشنوم يكي از لذت هاي فعلي من فكر كردن به اين موضوعه صبحها قبل ار اينكه برم سر كار به اين موضوع فكر مي كنم كه زنم داره ميره منم دارم مبينم بعد جلق ميزنم نمي دونيد چقدر كيف ميده بعدشم بلند ميشم مي رم سر كار يا فكر مي كنم خواهر زادم كه 25 سالشه اومده كنارم خوابيده منم بهش دست ميزنم و حسابي ميكنمش البته تو تخيلاتم وقتي دارم خواهر زادمو مي كنم كيرم 30 سانته طولشم انداره كنده درخته و چهار پنج ساعت مي كنم 10 بار اب خواهر زادو ميارم اما اب خودم نمیاد.
     
#167 | Posted: 15 Mar 2012 13:15
همجنسبازی با پسر عمه ها
ممن ميلاد هستم اين قصه مربوط به حدود 7 سال پیش منه. یعنی این قصه از 7 سال پیش شروع شده و هنوز هم ادامه داره. اون وقتها من فقط 13سالم بود و هم خیلی خوشگل بودم و هم خیلی چشم دنبال من بود. من سه تا پسر عمه دارم اسم بزرگه صادقه که از من 6 سال بزرگ تره. وسطیه سعیده که فقط سه سال از من بزرگ تره و آخری سامان که یک سال از من کوچیک تره. یه دختر عمه دارم به اسم مینا که اون هم سه سال از من کوچیک تره. اون وقتا دوتا پسر عمه بزرگ من هر دوتا شون چشمشون دنبال من بود و هر وقت فرصتی پیش می اومد به هر بهانه ای شده توی بازی یا خودشون رو به من می چسبوندن یا منو دستمالی می کردن. ولی این کار رو طوری انجام می دادن که اون یکی متوجه نشه. راستش اون وقتها من از این موضوع ناراحت می شدم و هر وقت می خواستیم بریم به شهر اون ها هزار تا بهانه می آوردم ولی هیچ وقت بهانه هام نمی گرفت و همیشه اون چند وقتی رو که اونجا بودم گوشه گیر می شدم. تا این که صادق رفت سربازی و اون هم افتاد تهران. هر وقت مرخصی آخر هفته می گرفت می اومد خونه ما و شب توی اطاق من می خوابید. من هم ازش می ترسیدم. چون می ترسیدم که ترتیب من رو بده. ولی اون وقتی می اومد خونه ما کاری به من نداشت و وقتی هم که می خوابیدیم با این که توی یه اطاق می خوابیدیم و کنار هم روی تخت من به من دست نمی زد. فقط بعضی وقتها منو بغل می کرد و یه ماچم می کرد. تقریبا سه ماه از سربازیش می گذشت و هفته ای یک بار اومده بود و من که دیده بودم کاری به من نداره دیگه اعتمادم بهش جلب شده بود و ازش نمی ترسیدم و بیشتر باهاش حرف می زدم. یک شب که داشتیم با هم حرف می زدیم دیدم سر حرف رو کشید به این که ازدواج چیز خوبیه و آدم باید ازدواج کنه و در نهایت به دوست دختر و از دوست دختر من پرسید. منم که دوست دختر نداشتم کم آوردم ولی اون همین طور حرف زد و از ارتباط دختر و پسر و خیلی چیزا که من خیلی خوشم اومده بود و یه کم هم راست کرده بودم. اون شب وقت خواب دستش رو انداخت دور گردنم من هم به روی خودم نیاوردم و برای این که کم نیارم منم دستم رو انداختم دور گردنش. اون یواش دستش رو به کیر من زد و من اولش گفتم نکن بابا این چه کاریه. ولی چون خیلی هوسی بودم و اون هم به کیرم دست می زد خوشم اومده بود. تا این که یواش یواش شورتامون اومد پایین و کیرامون رو گذاشتیم روی هم. البته مال من در مقابل مال اون فقط یه دودول بود. چون مال اون واقعا خیلی کلفت و بلند بود. بعد هم از هم لب گرفتیم. بعد اون پشتش رو به من کرد و گفت کیرم رو بزارم لای کونش. من هم که خیلی خوشم اومده بود این کار رو کردم. بعد هم نوبت اون شد و اون شب چند بار جاهامون رو عوض کردیم. تا این که اون آبش اومد و دیگه خوابیدیم. از ماجرای اون شب خیلی خوشم اومده بود. از فردا که رفت تا هفته دیگه همش منتظر بودم که بیاد. تا این که باز پنج شنبه شد و صادق اومد و باز همون کارها ولی این بار من بیشتر پشتم به اون بود. یه حسی داشتم که وقتی کیرش لای پام بود بیشتر خوشم می اومد. دیگه کارمون همین بود. اون دو سال توی تهران سرباز بود و توی این دوسال هر هفته می اومد خونه ما و با هم بودیم. اواخر دیگه وقتی می خوابیدیم من پشتم رو بهش می کردم و اون می چسبید به من و کیرش رو می انداخت لای پام و کیر من رو می گرفت توی دستش و با من حال می کرد. چند بار خواست که داخلم کنه. وقتی به کونم فشار می آورد خیلی خوشم می اومد. اما تا یه کم می خواست داخلم بشه چون کیرش خیلی بزرگ بود طاقت نمی آوردم و همیشه بعد از یه کم فشار آخر آب صادق لای کون من می ریخت و آب من روی دست اون. تا این که سه ماه آخر سربازیش به شهر خودشون منتقل شد و دو ماه بعد از این که منتقل شد ازدواج کرد. من خیلی توی کف بودم. آخه تازه توی اون دو سال که با صادق بودم فقط چند بار آخر آبم اومده بود و مزه حال رو چشیده بودم. تا این که برای عروسی دعوتمون کردن. وقتی که رفتیم اونجا همش توی کف بودم. دلم خوش بود به این که سعید هم چشمش دنبال من بوده و البته توی این مدت که من با صادق بودم چند باری پیش اومده بود که با سعید تنها شده بودیم یا وسط بازی منو دستمالی کرده بود. ولی من برعکس قبل بهش خندیده بودم ولی بیشتر از این فرصت پیش نیومده بود. توی عروسی هم حسابی سرش شلوغ بود تا این که آخر شب چند تا خونه رو گرفته بودن که مهمونا اون جا بخوابن. همه مهمونا رو که فرستاد ، یکی از خونه ها که مال خودشون بود خالی موند و کسی رو اونجا نفرستاد و به من گفت: جایی نرو شب می خوایم بریم با بچه ها صفا کنیم. منظورش مشروب خوری و این حرفا بود. ولی من که تا اون موقع اصلا مشروب نخورده بودم و فقط خالی بسته بودم می ترسیدم که با دوستای اون بریم مشروب خوری و دلم هم بیشتر از مشروب خوردن چیز دیگه ای می خواست. بهش گفتم: حال این حرفا رو ندارم بابا. من دلم می خواد یه جا که کسی نباشه راحت بخوابیم... و بخوابیم رو طوری گفتم که فهمید منظورم خودم و خودشه. اون هم یه نگاهی به من انداخت و گفت: پس صبر کن. وقتی همه رفتن ما هم رفتیم توی خونه. هیچ کس نبود. من رفتم دستشویی و اومدم دیدم که روی زمین جا برای خوابیدن انداخته. ازش پرسیدم: کسی دیگه هم میاد اینجا؟ گفت: نه چطور مگه؟ گفتم: آخه من عادت دارم با شورت بخوابم. اون هم گفت: اتفاقا من هم اگه لباس تنم باشه خوابم نمی بره. واسه همین هم اومدم این جا که راحت بخوابیم و خودش رفت دستشویی. من زود چراغ رو خاموش کردم و لخت شدم و با یه شورت رفتم زیر لحاف و پشتم رو کردم به سمت جایی که اون قرار بود بخوابه. سعید وقتی اومد لخت شد و رفت زیر لحاف. من همش منتظر بودم که بیاد به سمتم. دلم آشوب بود. دلم می خواست زودتر کیرش رو لای پاهام حس کنم. آخه می دونستم که کیر سعید هم مثل صادق بزرگه. کیراشون واقعا افسانه ای بود. ولی هر چی منتظر شدم نیومد. یه کم خودم رو تکون دادم ولی انگار روش نمی شد. شاید هم فکر می کرد ممکنه مثلا ناراحت بشم. واسه همین هم پرسید: مانی خوابیدی؟ من توی همون حالت که پشتم به سعید بود یه کم رفتم به سمتش. فاصلمون خیلی کم شده بود و گفتم: نه خوابم نمی بره. گفت: چرا؟ گفتم: خیلی خسته ام. باز کاری نکرد. گفتم: سعید اون دختره که جلوی عروس می رقصید کی بود؟ گفت: کدوم؟ گفتم: همون که دامن کوتاه پوشیده بود. دامنش می رفت بالا شورتش معلوم می شد. یه دفعه از حالت طاق باز به پهلو شد و گفت: دختره فلانیه. گفتم: چه هیکلی داشت. گفت: آره و آروم یه کم به من نزدیک شد. تقریبا کیرش به باسنم می خورد. من خودم رو تکون دادم و با این تکون اون قدر رفتم به سمتش که سفتی کیرش رو روی کپلم حس کردم و گفتم: وای چه هیکلی داشت. سعید هم فهمیده بود که من هم دلم می خواد. دستش رو انداخت دور کمرم و گفت: آره. ولی باز هم هیچ کاری نکرد. نمی دونم اون همه شیطنت وقت بازی کجا رفته بود. من باسنم رو به کیرش چسبوندم و یه کم باسنم رو تکون دادم و آروم گفتم: تو فکر دختره ای؟ گفت: برای چی؟ گفتم: آخه کیرت سفت شده. چه خوبه و دستم رو بردم پشت خودم و کیرش رو گرفتم. اون هم دستش رو گذاشت روی باسنم و گفت: دوست داری؟ من باسنم رو تکون دادم و گفتم: آره... اون شب تا صبح سه یا شاید هم چهار بار با من حال کرد و آخرین بار سر کیرش داخلم شد. با این که کیرش چیزی از کیر صادق کم نداشت ولی همون شب اول داخلم شد. این اولین باری بود که کیر داخلم می شد. اون هم یه چنین کیری اون قدر هم با مهارت داخلم کرد که انگار داره لذت دنیا رو داخلم می کنه ولی سرش که داخلم شد دیگه طاقت نیاوردم و نتونستم همش رو تحمل کنم. اما دلم نمی خواست که بیرون بیاره. به خاطر همین هم فقط همون اندازه سر کیرش رو عقب و جلو می برد تا این که آبش برای بار سوم یا چهارم اومد و آب من هم برای بار دوم ریخت توی دستش و همون طوری خوابیدیم. یک هفته اون جا بودیم و توی اون یه هفته هر شب کارمون همین بود که می رفتیم ولی با این فرق که وقتی من پشتم رو به سعید می کردم دیگه این قدر خجالت نمی کشید. زود بغلم می کرد. چند دقیقه کیرش رو لای پام میذاشت. وقتی خوب شهوتی می شدم سوراخم رو با زبونش لیز می کرد و آروم آروم داخلم می کرد ولی بیشتر از نصف کیرش داخلم نمی شد و با این که توی اون هفته هر شب چند بار داخلم می کرد ولی با این حال فقط نصف کیرش داخلم می شد. حدود دو سال هم با سعید بودم و ازش خیلی لذت می بردم. دیگه من شده بودم 17 ساله و یکی دو تا هم دوست دختر داشتم که گاهی با اونا حال می کردم. اما وقتی با سعید بودم یه چیز دیگه بود. سعید سربازیش رو توی شهر خودشون بود و ما توی این دو سال تقریبا ماهی یک یا دو بار هم رو می دیدیم و برای این که خیلی دیر هم رو می دیدیم هر وقت با هم بودیم دو سه بار منو حسابی می کرد. دیگه اواخر دلم می خواست همه کیرش داخلم بشه و همیشه وقتی زیرش بودم فقط ازش می خواستم بیشتر فشارم بده. ولی با این حال هیچ وقت همه کیرش داخلم نشد. تا این که یه روز شنیدیم سعید هم ازدواج کرد. توی عروسیش خیلی به من بد گذشت. وقتی عروسیش تموم شد اومدیم خونه. همش دلم می خواست با یکی دوست بشم. چون دیگه کسی نبود تا این که دانشگاه قبول شدم. توی دانشگاه با یکی آشنا شدم و با اون طرح رفاقت ریختم. اولین باری که با هم تنها شدیم فهمیدم که اون هم بیشتر دلش می خواد بده تا این که بکنه. ولی خوب از هیچ بهتر بود. با اون یه شش ماهی با هم بودیم ولی ازش لذت حسابی نمی بردم. تا این که یه روز عمه ام با دخترش و پسرش اومدن خونه ما. مینا یه دختر تپل و سفید و با این که تپل بود حتی یه ذره شکم نداشت. پسر عمه ام بیرون کار داشت و رفت. من هم اومده بودم بیرون. سر محل بودم که دیدم عمه ام با مادرم دارن میرن. گفتم: کجا؟ گفت که می خوان برن که به چند تا از فامیل ها که نزدیک بودن سر بزنن. منم سریع اومدم خونه تا به دختر عمه ام یه سر بزنم. وقتی اومدم خونه دیدم دختر عمه ام خوابه و دامنش رفته بالا و همه پاهاش و حتی شورتش افتاده بیرون. بد جوری هوس کردم که که حالا که همه بدنش رو می تونم ببینم کسش رو هم ببینم. آروم خوابیدم کنارش و دستم رو گذاشتم روی کسش. وای اون قدر گرم بود که کیف کردم. یواش دستم رو بردم به سمت کش شورتش و یواش شورتش رو یه کم آوردم پایین. دیدم اصلا متوجه نشده. بیشتر آوردم پایین. دیگه تقریبا کسش کاملا معلوم بود. دستم رو گذاشتم روش و انگشت دومیم رو گذاشت لای کسش. یه کم تر بود. دیگه داشتم می مردم. اصلا حواسم نبود. دلم آتیش شده بود. بد جوری هوس کردم کسش رو ببوسم. تا بلند شدم چشمم افتاد توی چشم مینا که با حالت خواب آلوده داره چشمای منو نگاه می کنه. فکر کردم خوابه. زود برگشتم و چشام رو بستم. یه دقیقه گذشت. دیدم صدایی نیومد. گفتم برم اما تا چشمم به شورت پایین اومده مینا افتاد باز دلم آشوب شد. دوباره دستم رو گذاشتم روی کسش. کیرم داشت منفجر می شد. با این که من با دخترها قبلا هم تنها بودم و چند بار با دوست دخترام حال کرده بودم و کسشون رو هم دیده بودم و هم بوسیده بودم و هم لیسیده بودم ولی این کس به نظرم خیلی زیبا بود. دوباره خیز برداشتم که ببوسمش. یه نگاه به مینا کردم. چشماش بسته بود. لبم رو گذاشتم وسط کسش و بوسیدم. وای چه لذتی داشت. دلم خواست زبونم رو به وسطش بزنم. سریع زبونم رو به وسط کسش کشیدم و زود برگشتم سر جام. دیدم مینا داره تکون می خوره. چشام رو بستم. یه دفعه حس کردم انگار یه چیزی بالای سرمه. اولش ترسیدم. چشام رو باز کنم ولی دیم صدایی نمیاد. آروم یه چشمم رو باز کردم. یه چیزی جلوی چشمم بود. اون چشمم رو هم باز کردم. نه واقعا یه کس جلوی چشمم بود. دیدم مینا دوتا زانوهاش دو طرف سر منه و کسش با صورت من فقط چند سانت فاصله داره. حسابی کف کرده بودم. دوباره که نگاه کردم دیدم مینا با دو تا دستاش دو طرف صورت من رو گرفت و آروم نشست روی دهنم. حسابی کسش رو خوردم. بعد بلند شدم و خوابوندمش. همه بدنش رو لیسیدم و کیرم رو گذاشتم دم کسش. فقط به اندازه سر کیرم داخل کسش کردم چون قبلا هم این کار رو کرده بودم و می دونستم با فقط سر کیر پرده بکارت پاره نمی شه. (البته از خواننده ها می خوام اگه خواستن این کار رو تجربه کنن خیلی احتیاط کنن) و بعد هم مینا ترسید که کنترلم رو از دست بدم و همه کیرم رو داخلش کنم و به من فهموند که ادامه ندم و آروم برگشت و من افتادم به جون کونش و بدون کوچکترین ملاحظه تا آخر داخل کونش کردم. خیلی با هم حال کردیم. وقتی که آبم داشت می اومد ازم خواست که همه آبم رو داخل کونش بریزم و من هم برای قدردانی از این حالی که به من داده بود اطاعت کردم. بعد هم دو باره کس و کونش رو بوسیدم و سریع قبل از این که کسی بیاد اومدم بیرون. راستش وقتی اومدم بیرون به این فکر می کردم که تو نیکی می کن و در دجله انداز... اصلا فکرش رو هم نمی کردم که یه روز مینا رو بکنم. یعنی وقتی داشتم کسش رو دستمالی می کردم فکر می کردم اگه بیدار بشه پدرم در میاد. اما این طوری نشد. تا این که همه اومدن و بعد از خوردن شام من وسامان رفتیم توی اطاق من. همون اطاقی که صادق توی اون دو سالی که باهاش بودم توی اون اطاق من رو می کرد و بعد از اون سعید چندین بار توی اون دو سالی که باهاش بودم من رو توی همون اطاق کرده بود. وقتی رفتیم توی تخت من حس کردم که بوی سعید و صادق از تن سامان هم بلند می شه. سامان برعکس دو تا داشاش هم خنده رو بود و هم پررو و هم بذله گو و معلوم بود که آتیشش خیلی تنده. چون به محض این که بدن لخت من رو دید کیرش راست شد و بدون مقدمه اومد و دستش رو گذاشت رو باسنم و گفت: لامصب تو که از خوش بدنی دست هر چی دختره از پشت بستی. می خواستم بگم اگه بدن مینا رو دیده بودی این حرف رو نمی زدی. ولی چیزی نگفتم و پشتم رو بهش کردم و گفتم: قابل نداره و اون هم سریع لبش رو گذاشت روی باسنم و گفت: قربون صاحبش برم. فکر می کرد شوخی می کنم و اون هم شوخی می کرد. چراغ رو که خاموش کردیم. پشتم رو بهش کردم ولی اون می خواست بخوابه. یاد صادق و لای پا گذاشتناش سعید وداخل کردناش افتاده بودم و از طرفی وقتی یاد کس مینا که چند ساعت پیش کرده بودم. اصلا دلم نمی خواست بخوابم. از طرفی این فکر تو سرم افتاده بود که باید این رو هم امتحان کنم. این بچه های عمه ام همشون با من رابطه داشتن و از همشون بیشترین لذت رو بردم. اما این آخری هم از من کوچیک تر بود هم از دو تا داداشاش جسور تر بود. می ترسیدم که باعث بشه آبروم بره. برگشتم. سامان بیدار بود. گفتم: کجا رفته بودی؟ گفت: کار داشتم. گفتم: راستش رو بگو. با دوست دخترت قرار داشتی و حرف رو کشیدم به روابط جنسی و همون طور که با صادق کیرامون رو روی هم گذاشته بودیم با این هم همون طور شروع کردیم. چیزی که جالب بود این بود که سامان هم مثل داداشاش وقتی توی رختخواب می رفت خجالتی می شد و مثل اونا هم کیرش خیلی بزرگ بود و هم خیلی آتیشی بود. وقتی حسابی کیرامون رو روی هم گذاشتیم کیرش رو گرفتم یه کم مالیدم. بعد گذاشتمش لای پاهام تا گرمی کیرش رو لای پاهام حس کردم گرم شدم. گر گرفتم. دیگه طاقت نیاوردم. برگشتم. سامان باورش نمی شد که من خودم برگردم و کونم رو بزارم توی بغلش. هاج و واج مونده بود. من دوباره کیرش رو گرفتم و گذاشتم لای پام. دستم رو از جلو آوردم و سر کیرش رو که از لای پاهام رد شده بود و به بیضه هام می خورد گرفتم. سامان دستش رو انداخت دور کمرم خودش رو چسبوند به من و بیشتر خودم رو فشار دادم توی بغلش. سرش رو گذاشت دم گوشم گفت: مال من شدی؟ گفتم: می خوام مال تو بشم. گفت: دوستت دارم. داداشاش هیچ وقت این حرف رو به من نزده بودن. صورتم رو چسبوندم به صورتش. باسنم رو بیشتر فشار دادم توی بغلش. سرم رو برگردوندم. لبش رو گذاشت روی لبم. لباش خیلی داغ بود. داداشاش این کار رو هم نکرده بودن. خیلی خوب بود. زبونش می رفت توی دهنم. لبش رو گذاشت پشت گردنم. پشت گردنم رو بوسید. دستم روبردم عقب. کیرش رو گرفتم و گذاشتم روی سوراخ کونم. لبش رو گذاشت دم گوشم و گفت: دوستش داری؟ همون حرفی که وقتی این کار رو می کردم صادق و سعید هم می گفتن. گفتم: کونم دوستش داره. یه کم به کونم فشار داد و دستش رو گذاشت روی باسنم و گفت: جون. گفتم: دوستش داری؟ گفت: آره می میرم براش. دستم رو زدم به کیرش و گفتم: اینم دوستش داره؟ گفت: آره. دلش می خواد توش باشه. گفتم: پس زود باش بفرستش تو. اونم فشار رو بیشتر کرد. داخل نمی شد. بیشتر فشار داد. بازم داخل نمی شد. سامان می ترسید دردم بیاد. تا می گفتم: آخ صبر می کرد. گفتم: سامان می خوامش. داخلم کن. گفت: دردت نمیاد؟ گفتم: من عاشق دردشم. بزار دردم بیاد تا کیف کنم. سامان دستش رو گذاشت کنار کیرش و آروم و پیوسته فشار می داد. کونم داشت منفجر می شد. درد پیچیده بود توش و من داشتم از شدت لذت بی هوش می شدم. سرش که داخلم شد دیگه اختیارم دست خودم نبود. گفتم: آآآآآخ خ خ سامان صبر کرد و یه کم باسنم رو مالید. گفتم: فشارم بده. بازم می خوام. سامان بازم فشارم داد. دیگه درد توی کونم موج می زد و هر لحظه لذت منوبیشتر می کرد. کیر سامان کلفت تر از کیر داداشاش بود. ولی یه کم کوتاه تر بود. تا نصفش داخلم شده بود. انگار ته کیرش کلفت تر بود. چون هر چی بیشتر داخلم می شد بیشتر دردم می اومد. سامان بازم صبر کرد. باز من گفتم: می خوام. تا آخرش داخلم کن و سامان بازم فشار داد. با یه دستش یه طرف کونم رو باز نگه داشته بود و من اون طرفش رو براش باز نگه داشتم تا همه کیرش داخلم بشه. دیگه همه کیرش داخلم شده بود. گفتم: بازم فشارم بده و اون بازم فشارم داد تا این که دلش رو روی سوراخ کونم حس کردم. دوباره بی اختیار گفتم: آآآآخ خ خ خ. سامان گفت: جون. قربون آخ گفتنت برم. گفتم: سامان منو بگا. سامان آروم کیرش رو تا نصفه بیرون کشید و دو باره آروم داخلم کرد. باز درد پیچید توی کونم. دیگه مطمئن بودم که کیر سامان به انتهاش که می رسه کلفت تر می شه. باز تا آخر داخلم کرد. دوباره گفتم: سامان منو بگا. سامان بازم آروم کیرش روبیرون کشید ولی این بار تا آخر کیرش رو بیرون آورد. طوری که فقط کلاهکش داخلم بود و دو باره تا آخر داخلم کرد. با این که راه کونم باز شده بود هر بار که داخلم می کرد درد شیرین کیرش می پیچید توی کونم. باز تا آخر داخلم کرد و من بازم بی اختیار گفتم: آآآآخ خ خ خ. منو بگا. دیگه حس کردم که می خواد آبم بیاد. گفتم: تند تر بگا سامان. این بار همه کیرش رو بیرون کشید. کاملا خالی شدم ولی تا همه کیرش بیرون اومد بلافاصله و سریع تا آخر همه کیرش رو داخلم کرد با مهارت زیادی منو خالی و پر کرد. لذت عجیبی بهم داد. دیگه فقط می گفتم: بگا ، منو بگا و سامان با سرعت و محکم منو خالی و پر می کرد. ضربه های بیضه سامان که از پشت به بیضه هام می خورد لذت منو بیشتر می کرد تا این که لبش رو گذاشت دم گوشم و گفت: دارم میام. گفتم: بریز داخلم. سامان کیر منو توی دستش گرفت و چند بار دیگه با ضربه منو خالی و پر کرد و بار آخر با همه قدرتش تا آخر فشارم داد و دستش رو محکم دور کمرم حلقه کرد و کیرم رو هم توی دستش فشار داد و همه آبش رو داخل کونم خالی کرد. توی همین لحظه آب من هم با شتاب ریخت روی دست سامان. ولی سامان منو ول نکرد. محکم منو چسبیده بود تا آخرین قطره آبش داخلم ریخت و دو باره شروع کرد به عقب و جلو بردن کیرش توی کونم. من از این که این قدر از کونم خوشش اومده خیلی لذت برده بودم و چیزی نگفتم و سامان یه بار دیگه با عقب و جلو بردن کیرش رو توی کونم دوباره راست کرد و یه بار دیگه منو گایید و این بار بعد از این که همه آبش داخلم خالی شد بهم گفت: مال من شدی. گفتم: آره مال تو شدم. گفت: دوستت دارم. منم آروم اومدم جلو تا کیرش از داخلم بیرون اومد. اون قدر کیرش بزرگ بود که وقتی از داخلم در اومد احساس می کردم که جای یه چیزی داخلم خالیه. برگشتم کیرش رو بوسیدم. واقعا همون طوری بود که احساس کرده بودم. سر کلاهکش خیلی کلفت بود. ولی وقتی از کلاهکش رد می شد هر چی به انتهاش می رسید کلفت تر می شد. ته کیرش از کلاهکش هم کلفت تربود. کیرش رو بوسیدم. گفت: تو هم مال من شدی. سامان خندید و گفت: آره فقط تو. اون روز من مال سامان شدم و مینا مال من. مدتیه که سامان منو می کنه ومن مینا رو. مینا تنها دختریه که از کردنش به اندازه کون دادن خوشم میاد. ولی با این حال دادن به سامان رو به کردن مینا ترجیح می دم. الان دیگه نزدیک سه سال شده هر وقت من اونجا می رم یا اونا میان این جا سامان حسابی منو می کنه و من هم تا یه فرصتی پیدا می کنم مینا رو حسابی می کنم. شاید این بهترین دوران زندگی من باشه. فقط خدا کنه سامان به این زودی هوس ازدواج به سرش نزنه. اونوقت دیگه باید لذت کون دادن رو فراموش کنم. چون یه چنین کیری رو امکان نداره پیدا کنم

bossssssss
     
#168 | Posted: 22 Mar 2012 14:00
مسافرخانه در تبریز

داستان مربوط به اولین مسافرت تنهای من است
برای رساندن یک نامه سریع مادرم منو پیش خالم که توی ارومیه بود فرستاد تابستان بود من هم 16 سال داشتم تمام ترمینال را گشتم جای خالی برای ارومیه پیدا نکردم مجبور شدم بلیت اتوبوس برای تبریز بگیرم ساعت 12 شب بود که به تبریز رسیدم باید تا صبح منتظر میماندم که صبح با اتوبوس به ارومیه بروم دوروبر ترمینال را گشتم و یک مسافرخانه باز پیدا کردم خواستم یک اتاق خالی به من بدهد وقتی فهمید غریبه هستم و به زبان فارسی صحبت میکنم صاحب مسافرخانه گفت اینجا چکار میکنی داستان را برایش گفتم صاحب مسافرخانه که نامش حسن بود گفت اتاق تک تخته نداریم همه اش چهار تخته است که گران هم بود گفتم من فقط یک تخت بیشتر نمیخواهم به بقیه دست نمیزنم حسن خندید و قبول کرد که کرایه یک تخت را از من بگیرد خواستم پول را بدهم گفت باشد بعدا با هم حساب میکنیم همراه من آمد در را باز کرد و کلید را به من داد گفت چیزی خواستی به من بگو من هم تشکر کردم در را بستم لباسهایم را در آوردم و روی تخت کنار پنجره دراز کشیدم خوابم نمی آمد شروع کردم با خودم ور رفتن به پلو خوابیدم و با انگشت کونم را میمالیدم اینطوری بیشتر حشری شدم میخواستم خودم را طوری ارضاء بکنم بلند شدم و توی اتاق دنبال چیزی گشتم تا آن را توی کونم بکنم تا ارضاء بشم چیزی پیدا نکردم تا اینکه چشمم به دسته های چوبی تخت افتاد که تراش کاری شده بود کمی کلفت بود ولی با این حال من خیلی حشری بودم نشستم روی یکی از این دسته خودم را تکان میدادم که یک طوری دسته تخت را توی کونم بکنم که صدای در زدن بلند شد سریع گرمکنم را پوشیدم و در را باز کردم دیدم حسن است گفت آمدم ببینم به چیزی احتیاج نداری توی دلم گفتم چرا شدیدا به یک کیر نیاز دارم تا بکنم توی کونم گفتم نه دست شما درد نکند از حالت آشفته ام فهمیده بود که حشری هستم و کونم میخارد دستش را برد روی کیرش گفت مطمئا هستی که چیزی نمیخواهی گفتم من تنها هستم حوصله ام سر رفته اگر کاری نداری بیا کمی با هم حرف بزنیم بعد به داخل اتاق دعوتش کردم همین که در را بستم از پشت من بغل کرد گفت میدانم که کونت میخارد آمدم که کونت را بخارانم از این حرفش خوشم آمد و کمی کونم را عقب دادم که خوب به او بچسبد گفتم تو خاراندن استادی گفت چطور.
سریع لخت شدم روی زانوهایم نشستم زیپ شلوارش را پایین کشیدم کیرش که حسابی راست شد بود را از لای شورتش بیرون آوردم و با ولع شروع کردم به خورد کیر حسن. حسن خندید گفت بابا تو که خیلی گشنه هستی من هم که خیلی حشری بودم کیر حسن را تا ته میکردم تو دهنم در می آوردم و لیس میزدم یا خایه هایش را میگذاشتم توی دهنم و میمکیدم چند دقیقه کیر و خوایه های حسن را خوردم خیلی حال کردم بلند شدم دستش را گرفتم بردم طرف تخت روی تخت دراز کشیدم گفتم امشب من زن تو هستم باید تا صبح منو بکنی حسن گفت ای بچشم بقیه لباسهایش را کامل دراورد و امد روی تخت منو به شکم برگردوند یک بالشت گذاشت زیر شکمم تا کونم قمبله بشود کمی با آب دهنش کون منو خیس کرد بعد کیر کلفتش را یکباره تا ته توی کونم کرد من هم یک ناله کردم اول آروم شروع کرد به تلبه زدن بعد تندش کرد گفتم حسن کاری نکن زود آبت بیاد تا آنجا که میتوانی به من حال بده حسن هم برای اینکه طول بکشد بعضی وقتها از تلمبه زدن میایستاد وقتی آرام میشد دوباره شروع میکرد فکر کنم یک ربع بیست دقیقه ای منو کرد خیلی حال کردم کیر حسن هم کلفت بود و هم دراز که حسابی حال میداد ولی من هنوز ارضاء نشده بودم که آب کیر حسن آمد گفت آبم دارد می آید چکار کنم گفتم همه اش را بریز تو کونم.
حسن گفت که باید برود نمیتواند تا صبح پیش من باشد سفارش کردم که صبح حتما مرا بیدار کند حسن لباسش را پوشید و رفت من ماندم و کونم که هنوز ارضاء نشده بود میخواستم خودم را تمیز بکنم که یاد دسته چوبی تخت افتادم گفتم الان وقتش است هم سوراخ کونم باز است و هم آب کیر حسن حسابی کونم را خیس کرده دوباره نشستم روی دسته چوبی تخت پاهایم را شل کردم که با فشار بدنم دسته تخت توی کونم بره خودم هم فشار دادم یک دفه ای سر حلقه ای دسته تخت رفت توی کونم دردم گرفت بلند شدم تا دسته تخت از کونم بیرون بیاید از آنجایی که دسته تخت حالت حلقه حلقه بود و کلفت و باریک میدشد موقعه بیرون آمدن کونم کشیده و با صدای تلپ از کونم بیرون آمد از این خوشم آمد برای همین دوباره روی دسته تخت نشستم و با فشار دسته تخت را توی کونم کردم و دوباره در آوردم چند بار این کار را کردم با خودم گفتم ببینم تا چقدر این دسته را میتوانم توی کونم بکنم دوباره روی دسته چوبی تخت نشستم هر کدام از حلقه ها که میرفت توی کونم یکبار سوراخ کونم کشاد و بسته میشد فکر کنم حدود 15 سانت از دسته تخت را توی کونم کرده بودم کمی بالا آمدم تا بتوانم تلمبه بزنم با هر بار بالا و پایین رفتن روی دسته تخت متونستم دسته تخت را توی شکمم حس بکنم همین خاصیت حلقه حلقه بودن تخت موجب شده بود که همه آن را توی شکمم حس بکنم که این احساس تازه و عجیبی بود خیلی کیف کردم بعد از نیم ساعت ارضاء شدم و از روی دسته تخت بلند شدم دیدم دسته تخت حسابی خیس شده تعجب کردم اول فکر کردم که آب کیر حسن است ولی دقت کردم متوجه شدم که آب کون خودم است از اینکه از کونم آب اومده خوشم آمد دستم را توی کونم کردم حسابی خیس بود ولی احساس کردم دور کونم یک جوری شده توی آینه به سوراخ کونم نگاه کردم دیدم دور کونم باده کرده و قرمز شده برای همین بود که هم ارضاء شده بودم و هم از کونم آب اومده بود.
ساعت حدود 3 بود که خوابیدم صبح فردا حسن آمد مرا صدا کرد فرست نداشتم و الا میخواستم یکبار دیگر به حسن کون بدم بعد بروم از حسن خدا حافظی کردم او هم از من هیچ کرایه ای نگرفت گفت هر وقت آمدی تبریز بیایم مسافرخانه اش البته دیگر هیچوقت تبریز نرفتم ولی خاطره آن شب برایم ماندگار شد.

bossssssss
     
#169 | Posted: 23 Mar 2012 19:58
قسمتی از داستان زندگی یک کونی
من عاشق کون دادنم ،وقتي يه کير کلفت توي سوراخ کونم عقب و جلو ميره انگار که دنيارو بهم دادن.
امروز مي خوام قسمتی از داستان زندگيمو براتون تعريف کنم و بگم چطوري شد که اينقد از دادن خوشم اومد
يادمه از وقتي 8 سالم بود دوست داشتم همه جامو بمالم مخصوصا کونمو، مي رفتم توي اتاق، درو مي بستم شلوارمو مي کشيدم
پايين رو به سينه مي خوابيدم و لاي کونم و باز مي کردم
همون روزا بود که همسايمون احمد که 4 سال از من بزرگتر بود به بهانه اينکه چرا به مامانم گفتي من دعوا کردم
با دستش محکم زد در کونم ، منم خنديدم و خوشم اومد اونم به اينکار ادامه داد و چند بار ديگه زد در کونم
بعد بهم گفت بيا بريم تو انباري ،
ما تو آپارتمان 4 طبقه زندگي ميکرديم و پايين آپارتمان 8 تا انباري بود يکي از اين انباري ها مال احمد اينا بود
که احمد دوچرخشو مي گذاشت اونجا
و ي خورده خرت و پرتم تو انباري بود
دستمو گرفت و برد تو انباري ، منم هيچي نمي گفتم ضربان قلبم تندتر شده بود و ي حس عجيبي داشتم
رفتيم توي انباري در و بست و يک گوني برنج گذاشت پشت در
اونم نفس نفس مي زد و معلومه خيلي حوله اومد از پشت چسبيد بهم بدون اينکه شلوارم و در بياره
بعد يه موکت از گوشه انباري برداشت پهن کرد گوشه انباري
بعد گفت بخواب رو زمين ، منم به زور تو اون جاي تنگ خوابيدم رو زمين
نمي دونم چرا ولي احساس لذت عجيبي تو وجودم بود من ي پسر خيلي خوشگل بودم
ولي احمد زشت و سياه بود ، من سفيد تپل و واقعا کردني بودم همه تو فاميل وقتي منو مي ديدن مي گفتن ماشاالله از
دخترام خشگلتره خوب بگذريم من خودم و سپرده بودم دست احمد اونم معلوم بود که ديوونه شده و تو خوابم نمي ديد که همچين کوني نصيبش بشه
شروع کرد شلوارم و کشيد پايين و کامل درش آورد
شلوار خودشم در آورد ، اولين بار بود که يه کير ديگه مي ديدم کيرش خيلي بزرگتر از کير کن بود
اومد خوابيد روم و کيرش و گذاشت لاي کونم ،اصلا نمي دونست کردن
يعني چي ولي هر دومون داشتيم لذت مي برديم همينطوري چند دقيقه من و بغل کردو کيرش و مي ماليد
به کونم و صورتمو مي بوسيد و مي گفت جون چه کوني منم خيلي لذت مي بردم و دوست داشتم مثل يک عروسک در اختيار
احمد باشم و همه جام و دسمالي کنه اونروز يک ساعت تو انباري بوديم و احمد همه جام و دسمالي کرد و کلي کيرش و ماليد در کونم
از اون به بعد کار ما شده بود اينکه بريم تو انباري احمد با من حال کنه
البته منم خيلي خوشم مي اومد
يه چند بار که رفتيم تو انباري باباي احمد به احمد شک کرد و يک بار ديد که ما با هم از انباري اومديم بيرون
برا همين کليد انباري و از احمد گرفت
روابط شبيه اينو با چند تا پسر ديگم داشتم هر کي خودشو مي ماليد
بهم تسليمش مي شدم و من و مي کرد البته اولين بار که کون واقعي دادم 12 سالم بود
به همين احمد دادم اونموقع احمد 16 سالش بود و حسابي کون کن قهاري شده بود و کيرشم خيلي کلفت و بزرگ شده بود
منم واسه خودم هلويي شده بودم ولي کمي هم محتاطتر شده بودم چون
چند بار داشت به طور کامل آبروم مي رفت و تازه فهميده بودم آبروريزي چقدر مي تونه برام گرون تموم شه
به هر حال اونروز خونه احمد اينا خالي بود با هم رفتيم خونشون
گفت برو دستشویی داخل کونت و بشور کامل برام توضیح داد که باید آب ولرم و با شیلنگ بریزم تو کونم بعد خارجش کنم
تا کونم تمیز شه چند بار این کار و کردم اول گه اومد بیرون ولی چند بار که انجام دادم تمیز شد
واقعا تعجب می کردم که چرا خودم تا حالا این کارو نکرده بودم.
يک فيلم سوپر گذاشت و گفت هر کاري اين زنه مي کنه بايد تو هم بکني
لخت مادرزادم کرد
و خودشم لخت شد تو فيلم زنه داشت ساک مي زد ، بهم گفت بخورش منم ي نگاهي به کير 18 سانتيش کردم و از سرش شروع کردم به خوردن
راستش قبلش چند بار کير خورده بودم برام عادي بود تازه خيلي هم دوست داشتم حسابي ملچ مولوچ مي کردم و غرق لذت خوردن
کير احمد بودم اونم داشت کونمو دسمالي مي کرد، مرده تو
فيلم شروع کرد تو پوزيشن هاي مختلف زن رو گاييدن
احمدم ي بالش آورد با ي پتو ، بالش و گذاشت رو پتو گفت بخواب روش ، حالا کون سفيدو نازم اومده بود بالا و آماده کردن بود
احمد يک تف زو در کون من و يک تفم زد به کيرش و کيرشو گذاشت در سوراخم
واي چه حس خوبي داشتم ديوونه مي شدم با کمي فشار سر کيرش رفت تو کونم آخه من يک سالي بود که شبا قبل از خواب خودم و انگشت
مي کردم و بعضي وقتا هم 2 تا انگشت مي کردم تو کونم
با کمي فشار بيشتر کيرش تا نصفه تو کونم بود صحنه جالبي بود يه پسر سفيد که کونش يکدونه مو هم نداره زير ي پسر سياه کير کلفت که
تو 16 سالگي همه جاي بدنش موداره ، با يک فشار ديگه کير احمد کامل تو کونم بود
من ي جيغ کوتاه کشيدم احمد گفت ساکت و کمی مکث کرد بعد از چند ثانیه شروع کرد خیلی یواش یواش عقب جلو کردن
مرتب می گفت جووووووون ،جووووووون، چه کونی چه کون سفیدی ، من خودمم برای کون سفیدو نازم راست
می کردم چه برسه به احمد ، من خیلی آروم آه می کشیدم و احمد کیرشو تا خایه می کرد تو کونم و در می آورد وای که چه لذتی داشت
از اینکه می تونستم
به یه پسر کون بدم و اونو تو لذت غرق کنم لذت می بردم احمد پشت سر هم حرفای سکسی میزد می گفت کونی من ،تو کونی خودمی،
جرت میدم ،چه کون نازی، تو از دخترام خوشگلتری ، این کونو باید گایید ، کیر دوست داری هان؟ ......
منم خوشم می اومد ، بعد 10 دقیقه تلمبه زدن آبشو مثل فیلم ریخت رو کونم و یه آه از ته دل کشید ، بعدش رفت یه دستمال آورد کونمو تمیز کرد
من هنوز معنای ارضا شدن و نمی دونستم ولی کیرم راست شده بود و همونطوری مونده بود
10 دقیقه بعد دوباره بهم گفت کونی برگرد بکنت می خواد بازم بزار درت
منم بالبخندی ملیح برگشتم و اون منو کرد من بازم حال کردم
اونروز بیشتر از 6 بار من و تو 3 ساعت کرد اگه بازم می کرد من خوشم می اومد
عاشق کیرش شده بودم می خواستم هر روز من و بکنه ولی کمتر فرصت پیش می اومد
روزها همینطور گذشت و من به آدم های زیادی کون دادم اگه
فرصت کنم بعضی هاش و می نویسم البته سعی می کردم معمولا با یکی باشم و همیشه به اون بدم که برام
دردسر نشه تا اینکه رفتم دانشگاه تو شهرستان اونجا تو یه اتاقی بودم
که 3 تا کیر کلفت هم اطاقیم بودن و تا هرسه تاشون هر شب من و نمی کردن خوابشون نمی برد وقتی می رفتم خونه از دوری من
غصه دار می شدن و وقتی بر می گشتم شب نمی خوابیدن
و هر کدوم چند دست می کردنم منم که پایه بودم و اساسی خودمم حال میکردم وقتی مزه سه تا کیر مختلف و هم زمان زیر زبونم می چشیدم
داستان ادامه داردممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ممممممممممممممممممممممممممم
     

#170 | Posted: 27 Mar 2012 12:34
سلام من مجتبی هستم از شیراز
من الان ۲۸سالم ماجرا برای ۷سال پیش بود من پسر همسایمان را به خانه دعوت کردم خانه ما خانه ما کسی نبود با هم صحبت می کردیم که صحبت از فیلم های سکسی شد که من یه فیلم سکسی داشتم ازمن خواست که فیلم را برای او بگذارم پس مدتی از فیلم کیر من راست شد بود خیلی حشیری شده بودم یواش یواش دستم را روی کیر او گذاشتم ودست اون گذاشتم روی کیر یاون خیلی حشری بود کیرم را در اورد گذاشت توی دهانش برام ساک زد خیلی حال می دا دبعد من برای اون ساک می زدم من بار اول بود خیلی حال داد بعد اون خوابندم به پشت یه توف مشتی در کونش گذاشتم و روش خوابیدم ۲۰دقیقه براش تلنبه می زدم اونم خلی حال کرد بود بعد اب را با فشار توکونش ریختم اونهم از زیر ابش اومد بو بعد باهم لب گرفتیم ومن از اون روز به بعد هروقت که بشه باهم حال می کنیم
     
صفحه  صفحه 17 از 56:  « پیشین  1  ...  16  17  18  ...  55  56  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Gay Storys * داستانهای سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Adult Forums  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Report Abuse

Copyright © Looti.net 2009-2014.