ادامه داستان عشق کون یونس
با شنیدن ناله های من داشت سعی میکرد که بیشتر و بیشتر کیرم رو بخوره ولی نمیتونست و هی اوق میزد ، تا اینجاشم خیلی خوب واسم ساک میزد و کاملا توی حال بودم... دیگه واقعا دیونه ی دیونه شده بودم...
دستم رو بردم روی کمرش و کمرش رو کشیدم به طرف خودم... کمی که کمرش اومد به طرفم و دستم به کونش رسید کونش رو به طرف خودم کشیدم و یونس از لای پاهام اومد بیرون و جوری نشست کنارم که نصف بدنش روی بدنم بود و نصف دیگش رو تختم و کونش روبروی من... و راحت دستم به همه جای کونش میرسید
وااااااااااااااااااااای باورم نمیشد اون کون خوشگل و سفید و بی مو دقیقا رو بروی من بود... حالا میتونستم هر کاری که دلم میخواد بکنم.... ، دستم رو کشیدم روی دو لپ کونش و ی دونه خیلی یواش زدم به کونش... انگشت وسطم رو با آب دهنم خیس کردم و دستم رو بردم بین لپ کونش و شروع کردم به نوازش کردن اون سوراخ تنگ و خوشگل کونش ، واااییی که سوارخش چه داغ و نرم بود.... همینجوری که داشت با کیرم ور میرفت و واسم ساک میزد منم سوراخ کونش رو چرب کردم و داشتم میمالیدم و ماساز میدادم که عضله هاش شل بشه و راحت بتونیم ازش لذت ببریم....
بعد از ی ماساژ حسابی کمی عضله کونش خوش رو آزاد کرده بود ، دوباره انگشتم رو حسابی خیسه خیس کردم و گذاشتم رو سوراخ کونش ، آروم ی فشار کوچولو دادم... یکم از سر انگشتم آروم ولی با فشار رفت تو که یونس یکم خودش رو جمع کرد ، فهمیدم هنوز کونش آماده نیست.... یکم دیگه ماساژش دادم و ی بار دیگه انگشتم رو حسابی چرب کردم و گذاشتم روی سوراخ کونش ، آروم انگشتم رو هل دادم... یواش یواش انگشتم رفت تو... دو بند انگشتم رو کرده بودم توی کونش... واقعا کون تنگی داشت همش غصه اینو میخوردم که نکنه اذیت بشه و دیگه نیاد طرفم.... کمی دیگه انگشتم رو فشار دادم و همش رو کردم تو...چند لحظه صبر کردم و انگشتمو چرب کردم و دوباره جا زدم.... ایندفه خیلی راحت انگشتم رفت تو...شروع کردم به تلمبه زدن انگشتم توی کون خوشگل یونس...یونس هم دیگه حسابیه حسابی کیرم رو چرب کرده بود هر چند باری که میخورد از تو دهنش کیرم رو در میاورد و با دستش چندتا تلمبه رو کیرم میزد و دوباره شرو میکرد به خوردن...
انگشتم رو از کونش بیرون آوردم و ایندفعه دوتا انگشتم رو با هم خیس کردم و گذاشتم رو سوراخ کونش... کمی انگشتام رو فشار دادم تو... تقریبا سر دوتا انگشتم تو بود ، یکم دیگه انگشتامو فشار دادم که یونس یک کوچولو (خیلی خیلی کم) خودش روجمع کرد ولی بازم فشار دادم و ی بند انگشتامو کردم توی کونش... چند لحظه صبر کردم که کونش کمی عادت کنه و بعد دوباره انگشتام رو فشار دادم و آروم آروم کل انگشتمو کردم تو و شروع کردم به آروم تلمبه زدن انگشتام توی کونش...سوراخ کونش دیگه به دوتا انگشتم عادت کرده بود و خیلی راحت واسش تلمبه میزدم... انگشت سومم همینجوری کردم تو و دیگه کونش اماده کردن شده بود...
انگشتامو از کونش در آوردم ، سرمو بلند کردم و آوردم نزدیک کونش و ی بوس کوچولو روی کونش کردم ، زدم به کونش...
/ بیا بخواب کنارم جیگر....
یونس کیرم رو از تو دهنش در آورد و خواست بخوابه کنارم....
- چشــــم!!!
به پهلوی راستم خوابیدم و اونم خوابوندمش رو دست راستم ( دست راستم رو گذاشتم زیر سرش ) و دستم رو دور گردنش گذاشتم و بازوی چپش رو گرفتم...
دست چپش رو گذاشتم روی کیرم و یکم کیرم رو هل دادم به طرفش....
/ یونس جون خودت تنظیمش میکنی (روی سوراخ کونت)...
دستش رو سریع از روی کیرم برداشت و یکم از آب دهنش رو به سوراخ کونش مالید و بقیشم کشید به کیرم... پایین سرکلاهک کیرم رو گرفت و گذاشت روی سوراخ کونش ، تنه کیرم رو گرفت و یکم هلش داد به طرف کونش...
آروم کیرم رو به سوراخ کونش فشار دادم... با اینکهه حسابی با کونش ور رفته بودم و حسابیم چرب بود ولی هنوزم سوراخ کونش تنگ بود و راحت نمیرفت توی کونش... فشار رو ی مقداری بیشترش کردم و سر کیرم رو فرستادم تو که پاهاش رو سفت کرد و فهمیدم که داره دردش میاد... دست نگه داشتم و شروع کردم به مالیدن لپ بالایی کونش... خیلی آروم اروم کیرم رو ی کمی در آوردم و باز کردم تو ، ولی از کلاهک کیرم بیشتر جا نزدم... یکم که دردش کم شد کیرم و در آوردم و ی تف حسابی به کیرم زدم و چربش کردم و گذاشتمش رو سوراخ کونش و آروم هلش دادم تو و کم کم فشار دادم که کیرم تا نصفه رفت توی کونش... ولی ایندفه دیگه یونس اصلا دردش نیومد و دیگه راهش باز شد بود...
دست راستم که دور گردنش بود رو بیشتر فشار دادم و محکم بدنش رو به بدنم چسبوندم ، با دست چپمم لپ بالایی کونش رو گرفتم و کشیدم به طرف بالا که لپاش ازهم وا بشن...
/ آماده ای شروع کنم...؟؟؟!!!
- اووهوووومم.... ، فقط یواش...
/ چششششششششششششم !
شونش رو بوسیدم و آروم آروم شروع کردم به جلو عقب کردن کیرم توی اون کون تنگ که دیگه الان جاش واشده بود و راحت کیرم توش سر میخورد...
داشت نفسم تندتر و تندتر میشد ... ، سرعت تلمبه زدنم رو کمی بیشتر کردم و دیگه ناله های هر جفتمون بلند شده بود...
- آآآآهههه ... ، ااااههه
/ جووووووووون... ، جووووووووووونم
/ اووووه ، اوهههههههم
- دوس داریـ.هههه ؟؟؟
/ خیلیییی.... ، آآآآههه ، ای جووووونننمممم...
تلمبه زدنم تندتر و تندتر شده بود... دیگه کاملا کل کیرم توی کون یونس بود... جفتمون حسابی عرق کرده بودیم... صدای نفس نفس و آه و اوهمون بلندتر شده بود ، از طرفیم وقتی تلمبه میزدم بخاطر عرقی که کرده بودیم شکم و بدنم به کمر و لپ کون یونس میچسبید و صدای شلاپ شلوپ میداد که این صدا خیلی خیلی حشریم میکرد...
دیگه داشتم با تمام قدرتم تلمبه میزدم و کیرم رو تا ته میکردم توی کون یونس که گهی اوقات حس میکردم تخمام داره به رونش برخورد میکنه... بعد از چند دیقه تلمبه زدن حسابی کمرم خسته شده بود... محکم یونس رو گرفتم و هیمنجور که کیرم توی کونش بود چرخیدم و گذاشتمش روی سینم و گفتم :
/ حالا دیگه نوبت توِ...
نشست رو شکمم ، یکم روی کیرم رفتم عقب تر... ، دستاش رو گذاشت روی شکمم و شروع کرد به آروم زیر و بالا شدن روی کیرم و تلمبه زدن ولی چون ارتفاع دوتا تخت زیاد بلند نبود یکم واسش سخت بود ولی با این حال بازم به کارش ادامه میداد و فقط داشت واسم تلمبه میزد... باورم نمیشد که دارم با ی پسر سکس میکنم و اینقدر داره بهم حال میده... اگه میدونستم گی اینقدر حال میده و یونس اینقد پایست از اول ترم به خودم اونقد فشار نمیاوردم...
2-3 دیقه ای هم یونس روی کیرم تلمبه زد و بعد کم کم سرعتش رو کم کرد و خودش رو خم کرد به طرف بدنم... ، اخه دیگه حسابی خسته شده بود... ، خوابوندمش به بقل و کیرم رو از توی کونش که دیگه حسابی باز شده بود در آوردم ...، کمرش رو گرفتم و کشیدم لبه تخت... ، زانوهاش رو گذاشت روی زمین و به شکم خوابید روی تخت و کونش رو حسابی قنبل کرد ، با دستاش لپای کونش رو از هم وا کرد... ی تف انداختم روی سوراخ کونش و سر کیرم رو گذاشتم روی سوراخش و آروم کیرم رو جا زدم... خیلی راحت کیرم رفت توی کونش و همش رو هل دادم تو ... ، دوباره شروع کردم به تلمبه زدن ... این پوزیشن خیلی بهم حال داد آخه میتونستم کیرمو تا ته ته ته بکنم توی کونش... ، حتی از ته هم ته تر بود...
تلمبه زدنم خیلی خیلی تند شده بود و یونس هم گاهی اوقات دستاش رو میذاشت روی دستام و فشارشون میداد و...
- آآآههه... اووو...ههههههه
/ ای جوووونم... جااان جان...
/ آآههه ، اوووهه ، اااااااااههههههه
دیگه داشتم احساس میکردم که آبم داره کم کم میاد... روی همون ریتم تند تلمبه زدنم رو ادامه دادم... دستم رو بردم روی شونه های یونس و کشیدمش به طرف خودم... دستام رو از زیر دستاش حلقه کردم و گذاشتم روی شون هاش و محکم شونه هاش رو فشار دادم و بدنم رو چسبوندم به بدنش... دیگه داشت آبم میومد... تلمبه زدنم حسابی تندِ تند شده بود... لبم رو گذاشتم کنار گوش و گفتم :
/آآآههه.... ، اوووووهههه
/ بریزم ؟؟؟
- آرهه....
با تمام وجودم تو بقلم گرفتمش و حسااااابی نفس نفس میزدم... دیگه داشت میومد...
/ اووووومد....
کل آبم رو توی کونش خالی کردم... ، دیگه نمیتونستم تلمبه بزنم آخه ی جوریم میشد ، دست از تلمبه زدن برداشتم و فقط دلم میخواست که ی جا لم بدم ... خودم انداختم رو یونس و خوابیدم روش (بی چاره داشت له میشد ) چند لحظه بعد ( خیلی زود ) کیرم رو از کونش در آوردم ، از روش بلند شدم ، صورتش روبا دستم برگردوندم و گونش رو ی بوس کردم کردم و گفتم :
/ مرسی...
- خواهش !

یونس شورتش رو برداشت و کونش و کیر من رو تمیز کرد ومنم دستش رو گرفت و کشیدمش طرف خودم و خوابوندمش کنار خودم و روی بازوم.... ، ی پاش رو گذاشت رو پام و محکم همدیگه رو بقل کردیم و تا صبح لخت خوابیدیم...
ر ر رر