| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

Gay Storys * داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد

صفحه  صفحه 5 از 63:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  63  پسین »  
#41 | Posted: 4 Jun 2011 22:48
گایش ناظم

سلام من یکی از خاطره های سکسیمو برای اولین بار مینویسم.
من دانش اموز سال سوم هستم تو مدرسه ت. درس میخونم یه دوست تو کلاس اول دارم من اون یه مدتی بود که خیلی حشری شده بودیم قرار گزاشتیم زنگ پنجم که همه رفتن بمونیم مدرسه تو یه کلاس خالی از رو با هم حال کنیم.راستی اینو بگم که مدرسه ی ما تا ده شب بازه چون بچه های پیش میمونن برای مطالعه.خلاصه رفتیم تو یه کلاسو داشتیم از رو هم دیگه رو میمالوندیم که من از خودم خجالت کشیدم چون اولین بارم بود دوستم مهدی که خیلی داغ بود محکم به من چسبیده بود که یه دفعه ناظم کونی مون اومد تو و مارو تو اون وضعیت دید ما هم خایه هامون به گلومون چسبیده بود.سر ما داد زد و با کلی دعوا و کتک مارو برد دفترش.این هم بگم که اسمش ناصریه و تو مدرسه هم وجه ی خوبی نداره منظورم اینه که با دانش اموزای سال اولی که بدن بدون مو ندارن و خشگلن صمیمیه.و به همین دلیل همه فکر میکنن که بچه بازه و هست چون این همون موقع که تودفترش بودیم به من اثبات شد:ما داشتیم گریه میکردیم با کلی التماس میگفتیم که خوردیم به کسی نگید اقا!ولی به خوردش نمیرفت که نمیرفت!ولی کم کم اروم شد و با هامون دربارش صحبت کرد مهدی گفت:دیگه تکرار نمیشه بعد ناصری گفت باشه به کسی من هم نمیگم ولی به یه شرط سریع گفتم قبوله.گفت هرچی باشه دیگه.گفتیم اره.
ته دلم یه کم ترسیدم.مهدی و صدا کرد گفت بیا یکم جلو.مهدی رفت گوشای ناصری سرخ شده بود ناصری هم رفت طرف مهدی و سریع یه بوس از لباش کرد من هم جا خوردمو ترسیدم.فهمیدم که قصد کون مونو کرده.دیدم که داره مهدی و میماله چون اون خیلی خوشگل تر از منه و هم کم سنو سال تره به بهونه ی شستن کونم از ناصری اجازه گرفتم رفتم از دفترش بیرون. ترس ورم داشته بود میترسیدم اگه بهش کون ندم به با با ها مون بگه شاید هم بدتر به مدیر بگه و از مدرسه اخراج بشیم و بابام منو بکشه.خلاصه داشت سرم گیج میرفت.بعد 5 دقیقه لفتش دادن به خودم گفتم مگه من نمیتونم از اون یه عکسی چیزی گیرم تا نتونه گهی بخوره سریع رفتم پیشه یکی از بچه های پیش که تو سالن مطالعه داشت درس میخوند اسمشو نمیتونم بگم چون بهم اجازه نداد ولی اینو بگم که سر شهریه اش با مدرسه مشکل داره.گفتم بیا امروز باید ناصریو بکنیم ازش عکس بگیریم مگه خودت میشه نمیگفتی میخوای ناصری و بزنی خوب حالا بکنش خلاصه دوتایی رفتیم سراغ ناصری داشت مهدی بیچاره رو از کون میکرد گرفتم هولش دادم اقای ایکس هم دستاشو گرفت با نهایت جرات زدمش به خاطر ابروش هم شده داد نمیزد مهدی هم زدش افتاد رو زمین شلوارشو در اوردیم با گوشی مهدی فیلم کونشو گرفتیم گوشی رو گزاشتیم کنار مهدی داشت کیرش راست میشد گفتم وقت انتقامه ناصری حروم زاده به حالت سگی نشست من هم با میکرفون کبوندم تو سرش اقای ایکس هم همش بهش چک میزد مهدی چنان کرد تو کونش که نزدیک بود داد بزنه چندتا کاغذ و مچاله کردم کردم تو دهنش حالا هم زدیمش هم سولاخ کونشو جر دادیم!!!!!!!
از فرداش تا یه هفته مدرسه نیومد الان هم ما سه تا رو میبینه سرش پایینه!!!!
     
#42 | Posted: 4 Jun 2011 22:50
من هم از کردن لذت میبرم هم از دادن دست خودمم نیست هر کدومش تو شرایت خاص خودش حال میده.بگذریم:
قبلآ هم گفته بودم که چهره و اندامم جوریه که اطرافیانمو جذب میکنه اینو از نگاه و حرفاشون می قهمم.
تقریبآ 2 یا3 هفته پیش بود شب خونه یکی از دوستام دعوت بودم بعد از مهمونی خدا حافظی کردم و راه افتادم ساعتای 1 شب بود گفتم قبل از خونه رفتن یه چرخی تو خیابون بزنم بعد برم خونه.
تو مسیر یه کافه بستنی رو دیدم که باز بود ماشینو پارک کردم و رفتم یه ژله بستنی سفارش دادم همینجور که وایساده بودم تا بستنیمو بگیرم یه پسره اومدو سفارش داد و وایساد کنارم.یه نکاهی بهم انداخت و لبخند زد.
قیافش با مزه بود هیکلشم خوب بود.
بستنیشو زود تر از من گرفتو برگشت که بره منم زورم گرفت وبهش پروندم:خدا شانس بده دیر اومدی زودم رفتی اونم برگشتو گفت خوشتیپی همینه دیگه.
بستنیمو گرفتم رفتم بیرون پیش ماشین داشتم میخوردم که اومد پیشم و گفت:چرا عصبی هستی؟ناراحتی من زودتر گرفتم؟گفتم نه بابا بی خیال یه چیزی گفتم تو هم که خوب چیزی گفتی.خندید و گفت:خوب چیزی هم هستم نه؟
گفتم:گفتم به شرطی که مو نداشته باشی بدک نیستی.خوشش اومد و گفت :نا قلا تو هم خوب مالی هستیا.خلاصه خندیدیمو بستنیمون که تموم شد خدافظی کردیم و سوار ماشین شدم.
حرکت که کردم دیدم داره پشت سرم میاد یه کم جلو تر اشاره کرد وایسا منم زدم کنار اومد کنارم و گفت:می خوای بهت ثابت کنم از اون چیزی که فکر میکنی مال ترم؟پیش خودم گفتم حالش خوب نیست بزار ردش کنم بره گفتم:
اره
گفت شمارتو بده منم دادم و حرکت کردم.نزدیکای خونه بودم که زنگ زد .
گفت:من حاظرم الان نشونت بدم خالی نمیبندم.میای؟خونه هستم تنها هم هستم میای؟منم کرمم گرفته بودو دل به دریا زدمو گفتم باشه میام.
ادرسش دور نبود زود رسیدم بهش زنگ زدم اومد دم در و تعارف کرد رفتم تو همچین یه مقدار استرس هم داشتم که اونم فهمیده بود و گفت: راحت باش اینجا هیچ خبری نیست من تنهامو ناراحت نباش کسی کاریت نداره اومدی بکنی نهایتشم یه دست هم میدی با خنده گفت.
وقتی اینو گفت تو دلم هری ریختوگفتم :مگه تو از این کارا هم بلدی؟
گفت:کدوم کارا؟گفتم:کون کردن.گفت:به اختیار داری یه دست کشید به کونش و گفت:همینطور که کون توپی دارم چرخید و کیرشو از رو شلوارکش گرفت و گفت:کیر با حالیم دارم.
منم که دیگه داشتم قاطی میکردم مونده بودم انجا اومده بودم بدم یا بکنم؟
البته با هر دوتاش موافق بودم.
ولی وقتی شورتشو در اورد و اومد نزدیکم و کونشوکرد بهم فهمیدم که باید چیکار کنم.
راست راستی عجب کونی بود قلمبه و صافو و بدون مو .
منو بلند کردو شروع کرد به در اوردن لباسام منم داغ داغ شده بودم زود لخت شدیم سریع رفت پایین و کیرمو کرد تو دهنش و وااااااااای همچین میمکیدش که گفتم الان کنده میشه. ولی انصافآ عالی ساک میرد بدنش کاملآ بی مو بود و صاف.
من نشستم رو مبل اونم رفت چراغو خاموش کنه که دیدم نه بابا کیرشم توپه.وقتی برگشت قبل از اینکه بشینه و ادامه ساکشو بزنه کیرشو گرفتم تو دستم هنوز نیمه شق بود دیگه دست خودم نبود سرمو بردم جلو دهنمو باز کردم ...........کیرش تو دهنم بود .
حال میداد اونم خیلی خوشش اومده بود با کیرش همه دهنم پر شده بود یه کم مکیدمش و با زبونم باهاش بازی کردم صداش در اومد و می گفت:جوووون بوخور بوخور
یواش یواش سفت شدن کیرشو تو دهنم حس میکردم داشت بلند میشد دیگه نصفش بیشتر تو دهنم جا نمیشد کلفت شده بود و سفت مثل سنگ.
هی عقب و جلو میبردش تو حلقم.دستمو گرفت و رفتیم رو تخت کیرمو گرفت مال منم دست کمی از اون نداشت از جریان خون توش داشت میترکید.
خوابوندمش رو تخت تا اومد به خودش بیاد یه تف زدم به سوراخ کونم و نشستم رو کیرش .سر کیر گرم و با حالشو رو سوراخ کونم حس میکردم .هم شکه شده بود هم خر کیف.یه کم خودمو فشار دادم پایین رو کیرش اونم فشار داد بالا که یه درد امیخته با شهوت و لذت همه بدنمو فرا گرفت.کیرش تو کونم بود تا ته .
دیگه خودش به تنهایی بالا و پایین میکرد و منو میکرد .کیرش سنگ سنگ شده بود و سوراخ من باز باز .جوری که کیرش به راحتی تا ته ته میرفت تو کونم و میومد بیرون خیس خیس بود .از رو کیرش بلند شدم و دمرو خوابیدم بهش گفتم یه کم لای پایی بکن اونم نه نگفت و یه تف گنده انداخت لای کونم و با دستش پخشش کرد و کیر محشرشو گذاشت لای پام .منم واقعآ لذت میبردم از اینکه کیرشو لای پام حس میکردم .میرفتو میومد و میخورد به تخمام واقعآ لذت داشت.گفت:حالا بکنم تو کونت؟گفتم:اره.
بادستاش لای کونمو باز باز کرد کیرشو گذاشت رو سوراخم فقط یه کم فشار داد و تمام کیرش رفت نو کونم لیز لیز بود.خوابید رومو شروع کرد به کردن کونم همچین محکم میزد که صدای برخوردش با باسنم بلند شده بود بعدش دست انداخت زیر لگنم و کشید رو به بالا و منو چار دستو پا کردو تلمبه زد محکم میزد جوری که تخماش میخورد به سوراخم و بیشتر حشریم میکرد.
کیرشو کشید بیرونو گفت:حیفه بذارم ابم به این زودی بیاد .حالا پاشو ببینم تو چیکارا بلدی؟
منم که کیرم در حال انفجار بودامونش ندادمو خوابوندمش و کیرمو گذاشتم دم سوراخشو فشار دادم تو.منتطر اعتراض یا دادش بودم که دیدم نه سوراخش خوب شل هست و دردی براش نداشته.
خوب این مدلی که کردمش برگشتو پاشد سر پا و خم شد گفت ایستاده بکن حال میده منم چشم گفتم و کردم راست میگفت حال میداد من زیاد خودمو نگه نداشتمو تمام ابمو خالی کردم تو کونش که کمم نبود اخه من معمولآ ابم زیاد میاد.
حالا دوباره نوبت اون بود که منو بکنه که نیازی به گفتنش نبود و سریع منو چرخوندو گفت :تو هم ایستاده کون بده منم گفتم بکن.دوباره کیرش رفت تو کونم با این تفاوت که چون ابم اومده بود یه کم لذتم کمتر شده بود .اونم این موضوع رو فهمید و خیلی کشش نداد و ابشو تمام و کمال ریخت رو کونم و کمرم وااااای که چه گرم و با حال بود.بعدشم با حم رفتیم حمام و تو حمام هم باز من کیرشو خوردم وحالشو بردیم.بیرون که اومدیم میخواستم لباس بپوشم که گفت بذار یه کم دیگه کیرتو بخورم منم گفتم بیا بوخور .
لا مصب عجب ساکی میزد خوب که خوردش و مکیدش دیدم داره ابم میاد بهش گفتم داره میاد ولی گوشش بدهکار نبود منم خودمو ول کردمو همه ابمو ریختم تو دهنش اونم دیگه بیرونش نریخت و همه رو خورد وااااااااای که چه حس توپی بود.اونشب سکس خوبی بود و به هر دومون حال داد از هم قول گرفتیم که بازم تکرارش کنیم.تا فرداش که راه میرفتم تو سوراخم هنوز کیرشو حس میکردم البته درد هم داشت ولی خوب بود.
     
#43 | Posted: 4 Jun 2011 22:51
حس زنانه در من

از وقتی که یادم میاد بیشتر دوست داشتم با وسایل زنونه مثل لوازم آرایش یا لباسایه زنونه بازی کنم همیشه با دیدن لباس خواب شورت توری قرمز یا سندل پاشنه بلند دلم میریخت
خیلی دوست داشتم تنم کنم برم جلو آینه و خودمو ببینم
کلی لوازم آرایش وجوراب توری زنانه داشتم چند تا هم سندل پاشنه 10 سانت
این وسایل رو با بد بختی تهیه کرده بودم چون خرید این جور چیزها برای یه پسر تو سن 17 سالگی یکم غیر عادی به نظر میرسید معمولا به فروشننده میگفتم واسه کسی کادو میگیرم هرچند این حرف هم زیاد قابل قبول نبود و فروشنده باز جوری بهم نگاه میکرد
هیچ کس از دنیایه عجیب من خبر نداشت و من همیشه وحشت داشتم که کسی بفهمه و آبروم بره
پدر و مادر من وقتی 8 سالم بود از هم جدا شده بودند من تنها فرزندشون بودم پدرم بازرس شرکت برق بود که در ماه دو هفته ای ماموریت شهرستان میرفت و خونه نبود
وقت زیادی برای تنها بودن داشتم نا راضی هم نبودم گاهی به دیدن مادرم میرفتم که با مادر بزرگم زندگی میکرد ولی بیشتر خونه خودمون بودم اونجا بیشتر خوش می
گذشت
آرایش کردن تو خونه بهترین تفریح من بود همه جور آرایشی بلد بودم در حد یه زن کاملا" حرفه ای !
البته اینم بگم واقعا" اندام و پوست خیلی سفید بدون مو ضریفی داشتم باسنم مثل باسن بقیه دوستام نبود کمرم باریک باسن برجسته و گوشتیم همه جا تو چشم میزد پاهام ضریف و قشنگ بود هیچ زمختی پسرونه ای نداشت یادم میاد چند تا از دوستام می گفتند اندامت مثل دخترا میمونه به روم نمی آوردم ولی تو دلم یه جوری میشدم یعنی خوشم می اومد
معمولا" وقتی استخر میرفتم بعضی ها جوری نگاه می کردن که معلومه تو نخم هستن هم خجالت میکشیم هم هشری میشدم زیر چشمی به الت هاشون نگاه میکردم که چه جوری از زیر مایو معلومه که تا به اون زمان سکس واقعی نداشتم
اوایل که سنم کمتر بود مداد یا خودکار تو خودم میکردم بعدش خیلی چیزا یاد گرفتم
یاد گرفتم چطوری خودم رو با شیلنگ آب گرم تمیز و خالی کنم که از کس هم تمیز تر باشه
بعد آرایش کردن با خودم ور میرفتم لاک میزدم سندل پاشنه بلند میپوشیدم و جلو آینه قمیش میومدم
بعد اون با خیار حال میکردم خیلی لذت بخش بود معمولا" از چند تا تو سایز های مختلف استفاده میکردم اونجوری احساس میکردم با چن نفر دارم حال میکنم هر چند دقیقه عوض میکردمش
خوب فهمیده بودم که هرمون های زنونه بدنم خیلی بیشتر از مردونه غالبم شده دیوانه وار نیاز شدید به سکس با یه پسر یا مرد رو داشتم که دهنش چفت و بست داشته باشه نمیتونستم به هیچ کس اعتماد کنم وحشت آبرو ریزیش همیشه جلومو میگرفت باعث شده بود این قضیه فقط داخل خونه وتو تنهای باشه
با یکی از هم کلاسی هام صمیمی شده بودم میدونستم که روم نظر داره ولی به اون هم نمی شد اعتماد کرد ودر ضمن هم سن من بود زیاد تمایلی بهش نداشتم
من یه خاله داشتم که در شهرستان بناب زندگی میکردند ودرهر ماه چند روزی رو خونه مادر بزرگم می آمدند من یه پسر خاله داشتم به نام "هادی" که مشغول خدمت سربازی بود که روز های آخرش رو می گذروند و من مدت زیادی بود ندیده بودمش
از مادر بزرگم شنیدم که خالم اینا فردا قراره که بیان شنیندم که این بار هادی هم مرخصی گرفته اون هم میاد
هادی از من هشت سال بزرگتر بود ولی از لحاظ هیکل و قد و قواره استخوان بندی خیلی درشت تر از سننش دیده میشد پسر شلوغی بود
فردای اون روز من به خونه مادر بزرگم رفتم همه شون اومده بودند گفتیم و خندیدم خوش گذشت
با هادی بیشتر از قبل سمیمی شده بودم چند بار بیرون رفتیم کلی از خاطرات سربازیش برام تعریف کرده و خندیدیم
تو فصل تابستون بودیم هوا گرم بود به سرمون زد بریم استخر و آب تنی کنیم که تازه از اونجا ماجرا شروع شد !!!
تو رخت کن احساس کردم از دیدن بدن من یه جوری شده راستش من هم با دیدن بدن درشت و پر موی هادی داشتم دیونه میشدم خیلی خیلی مردونه و زمخت بود یه کم شکم داشت جلو موهاش یه کمی زود ریخته بود که ارثی بود و باعث شده بود مثل یه مرد نزدیک به چهل سال دیده بشه از همون لحضه به بعد شرو کرد به بیشتر صمیمی شدن و گفتن جوک سکسی از این حرف ها متوجه شده بودم با دیدن بدنم برام تیز کرده! به رو خودم نیاوردم ولی بد جور هیجان داشتم ولی باز میترسیدم
تو آب که بودیم من جای عمیق نمی رفتم چون شنا بلد نبودم و هادی با این بهانه که بیا خودم شنا یادت میدم به بدنم دست میزد حتی چندین بار وقتی خیلی نزدیکم بود بدنم به الت سیخ شدش خورد که معلوم بود بزرگ و کلفته قلبم داشت از جا کنده میشد
این جمله رو هادی هم گفت که بدنت خیلی دخترونه ست ! البته چیز جدیدی نبود زیاد شنیده بودم خودم خوب میدونستم که چه تیکه ای هستم تو دلم میگفتم"" بد بخت منو با آرایش و لباس سکسی ببینی دیونه میشی !
از اونجا که بر گشتیم شب شده بود تو حیاط یه گوشه خلوت کرده بودیم صحبت میکردیم و میخندیدیم که بحث های جدیدی شروع شد از من پرسید که دوست دختر دارم یا نه سکس داشتم یا نه خلاصه از این حرف ها که خوب میدونستم چه نقشه ای داره از نوع رفتار من یه چیز های فهمیده بود
دیر وقت بود وقت خواب شده بود ولی نه من خوابم می اومد نه هادی مار بزرگم جامون رو تو حیاط انداخت دراز کشیده بودیم و صحبت می کردیم دل تو دلم نبود هادی حرف های تحریک آمیزی می زد داشت رسما" سر حرف رو باز میکرد
منم داشتم به این فکر میکردم که هادی پسر خاله منه به خاطر خودشم که شده دهنش جایی باز نمیشه اگه چیزی بگه آبرو خودشم میره
تو حرف های که میزد متوجه شده بودم که عاشق سکس از پشته و با چند نفر زن و پسر هم سکس داشته و بیشتر طالب کردن کونه تا کوس همین جور که داشت حرف میزد و من شدیدن تحریک شده بودم هادی فهمیده بود دستشو گذاشت روی رونم و یکم به من نزدیک شد! یه کم جا خوردم کشیدم کنار ولی مثل اینکه زده بود به سیم آخر گفت نترس کاریت ندارم دستم رو گرفت از رو شلوار روی کیرش گذاشت نمی دونستم چیکار کنم دلشوره داشتم کسی بیاد ببینه ازطرفی هشری شده بودم
اولین باری بود که به یه کیر واقعی به غیره مال خودم دست میزدم معلوم بود هم بزگ و کلفته
مال من پیش کیر هادی دودول هم نبود !!! اون شب هادی منو کلی دست کاری کرد شرو به بوسیدنم کرد قلبم داشت تند میزد نمی دونستم چی میشه چطور میشه از شدت نیاز منم زدم به سیم آخر خودم رو شل کردم تو بغلش باورش نمیشد که من رام شدم
گفت یه لحظه صبر کن من دستم رو از کیرش کشیدم زیر لحاف نازکی که روش کشیده بود شلوارش رو در آورد دوباره دستم رو گرفت این بارکیر لختش رو داد دستم ... وای خدا داشتم دیونه می شدم کلفت و داغ بود داشتم آروم تکونش میدادم و به شکم و بدن پر موی هادی دست میزدم و لمس میکردم تو چشاش نمی تونستم نگاه کنم ازم پرسید که تا به حال به کسی دادم با خجالت جواب دادم نه یکم مکث کرد گفت میخوای تجربه کنی؟ زبونم بند اومده بود روم نمیشد چیزی بگم گفتم اینجا نمیشه یکی میاد میبینه بیچاره میشیم پا شد نشست گفت بریم زیرزمین (که یه حالت انباری داشت ) تو دلم گفتم هرچه بادا باد قبول کردم ساعت حوالی 3 شب بود باورم نمی شد قراره یه سکس واقعی بکنم به کیرش فکر میکردم در مقایسه با اون خیار های که تو خودم میکردم کلفت تر بود ترس شهوت وجودم رو تسخیر کرده بود به هادی گفتم یه شرط داره اگه قبول کنی نه تو پشیمون میشی نه من گفت بگو گفتم هیچ وقت به کسی نگو! قسم خورد که مثل یه راز بین خودمون میمونه
گفتم تو برو من یه کم بعد میام پرسید چرا گفتم میرم دسشویی باوش نمی شد که من قبول کردم
یعنی خودم هم باورم نمی شد فکر میکردم خوابم
هادی خیلی آروم و بی سروصدا رفت زیر زمین من هم رفتم خودمو با آب خالی وتمیز کنم قلبم داشت از جا کنده میشد این بار با خیار طرف نبودم یه پسر درشت هیکل با یه کیر کلفت انتظارم رو میکشید
یکم خودمو انگشت کردم سوراخم کمی باز شه
وحشت اینکه کسی بفهمه ناراحتم میکرد ولی "هوس" داشت منو میبرد پیش هادی!!! مسخ شده بودم آروم خودمو به پله ها رسوندم رفتم پایین تا چشمم به چشم هادی افتاد خجالت کشیدم از چهرم خونده بود که فقط خودش تو کف نیست رفتم جلو بغلم کرد برای اولین با ازم لب گرفت گرفت بد جور ی میک میزد انگار میخاست قورتم بده !!!
زبونشو میکرد تو دهنم هم قلقلکم می یومد هم داشتم بیشتر دیونه میشدم بعدش از پشت بغلم کرد چون شلوارش راحتی بود و جنس نرمی داشت سفتی و کلفتی شو احساس میکردم شلوارو شورتم رو کشید پایین کیرشو گذاشت لای چاک کونم یه دستش رو شکمم بود اون یکی رو گردنم داشت گوشمو می خورد دیگه به نفس نفس افتاده بودم زبری ته ریشش داشت به گردن و شونه هام میخورد وای خدا "" باورم نمیشد باسنم تو بغلش بود کاملا" تو اختیارش بودم
گفت که رو زمین قمبل کنم من هم سریع کاری رو که گفت کردم اول با انگشت شرو کرد یکم تکون داد بعدش دو تا انگشتشو کرد دیکه تحمل نداشتم شل شده بودم صدایه تف کردنش رو شنیدم مالید به سوراخم یه لحضه یه شوک بهم دست داد "" سر کیرهادی رو سوراخ کونم بود و داشت آروم اروم فشار میداد داشتم به آرزوم میرسیدم یکم درد داشت ولی دردش دوست داشتنی بود لازم نبود مثل خیار خودم بکنمش تو داشت خودش میرفت هادی پشت سر هم سوال میکرد دردت میاد؟ میگفتم یکم ولی قابل تحمله تا چند لحظه بیشتر طول نکشید که احساس کردم همش تومه صدای هادی رو شنیدم که از ته دل ولی آروم گفت آخخخخخخخخخ و شروع کرد به تکون دادن رفت و برگشت کیرشو داشتم احساس میکردم واقعا" قابل قیاس با خیار نبود"! تلمبه زدنش تند ترشد یکم دردم بیشتر شده بود از شدت لذت میخاستم جیغ بزنم شنیدم که هادی گفت داره آبم میاد داخلم داغ شد نبض ریختنش رو کاملا احساس کردم ولی من هنوز سیر نشده بودم گفتم درش نیار..چند ثانیه مکث کرد وگفت ساکت باش صدای اومد!!! خیلی ترسیدم!! شوهر خالم بود که میرفت دسشویی خوشبختانه متوجه نبود ما نشد ! با عجله خودمون رو جم کردیم رفتیم سر جامون باورش نمیشد که اولین کسی یه که منو کرده""" گفتش که خیلی راحت رفت تو تو دفعه اولت نبود مجبور شدم بهش بگم که با خیار زیاد حال کردم چون نیاز دارم واسه همینه که کیر به او کلفتی زیاد اذیتم نکرد البته یه کم شکم درد داشتم یه چند دقیقه بعد گفت دوباره بریم گفتم نه میترسم دوباره کسی بیاد این دفعه کوفتمون بشه گفتم بخوابیم یه لحظه یادم افتاد عصر که خونمون رفته بودم وسایل استخر رو بردارم بابام گفت که صبح قراره بره معموریت
میدونستم که اگه بره حداقل دو سه روز نیست فکرای خوبی داشتم به هادی گفتم فردا بابا میره چند روز نیست میریم خونه ما شبم اونجا میمونیم لبخند زد و گفت خیلی خوبه از چهرش معلوم بود که خیلی خوشحاله .
به زور سعی کردیم بخوابیم ولی نمیشد فکر فردا داشت جفتمونو دیونه میکرد هر جور که بود اون شب رو صبح کردیم
فردا شد و من رفتم خونه یه دوش گرفتم نشستم با حوصله آرایش غلیظ کردم ناخون مصنوعی گذاشتم لاک قرمز به دستام و پاهام زدم موهام کمی بلند بود با ریمل مویه طلای موهام رو رگه رگه طلای کردم لباس خواب قرمزی که داشتم رو پوشیدم یکی از سندل های پاشنه بلندم رو پام کردم وقتش شده بود که خودمو تمیزو خالی کنم با حوصله این کارم کردم دوباره هیجان سراسر وجودم رو گرفته بود رفتم دوباره جلو آینه خودم رو برنداز کردم خیلی کردنی شده بودم
نزدیک ظهر بود
تلفون رو برداشتم شماره خونه مادر بزرگمو گرفتم مامانم جواب داد گفتم خونه
تنهام به هادی بگو بیاد اینجا گوشی رو به هادی داد گفتم وقتشه پاشو بیا گوشی رو گذاشتم تو این فاصله خودمو با خیار حسابی گشاد کردم باز کردم دل تو دلم نبود زنگ خونه به صدا در اومد اف اف رو برداشتم هادی بود در و باز کردم تو حال خونه منتظر موندم بیاد هادی در حال رو که باز کرد از دیدن من شوکه شد چشاش گرد شده بود باور نمیکرد که منم چند ثانیه کپ کرده بود رفتم جلو همونجا کمربندشو باز کردم دیگه خجالت نمیکشیدم کیرش سفت شده بود جلوش زانو زدم شروع کردم به ساک زدن هنوز باورش نمیشد داره چه اتفاقی میوفته مثل یکی از فیلم های پورنی که دیده بودم کیر کلفتشو گرفتم کشیدمش دنبالم بردمش تو اتاق خودم" گفتم تمیز تمیزم خیار هنوز تو کونم بود درش آوردم گفتم هر کاری میخوای باهم بکن شروع کرد به لیسیدن رون و باسن گوشتیم باز به نفس نفس افتاده بودم این بار باسنم رو مثل روانی ها داشت لیس میزد و گاز میگرفت صدام در اومده بود با زبونش رفت سراغ سوراخ کونم وقتی داشت سوراخمو می لیسید من دیگه داشتم جیغ میزدم کنترل خودمم رو از دست داده بودم تمام لباس هاش رو در آورد بدن مردونه و پوشیده از موی زبرو سیاهش داشت روانیم میکرد بر عکس من سفید یه زره توپل حتی رو صورتم کورک هم نبود چه برسه به مو با اون آرایشی که من کرده بودم هادی فیوزهای مغزش پریده بود
گفتم میخام زیاد بکنی می خوام جرم بدی به پیشنهاد من قبول کرد یه بار آبش رو با ساک زدن بیارم بعدش بکنه
نشت روی تخت خوابم
کیرش تو دستم بود باعشوه شروع به ساک زدن کردم زیاد طول نکشید که گفت داره آبم میاد ول کردم کیرشو
میخواستم دوباره آبشو داخلم حس کنم یه کم سوراخمو چرب کردم
کیرش با آب دهم خیس و لذج شده بود آروم نشستم روش زیاد درد نکرد چون خودمو قبلش با خیار باز کرده بودم توم کمتر از چند بار که خودمو روی کیرش تکون دادم آبش اومد برای باره دوم ریختنش توم و از داخل گرم شدم پا شدم باز یه کم دلم درد میکرد کیرش واقعا کلفت بود ولی دوست داشتم
رفتم یکم به آرایشم رسیدم " تو دلم میگفتم کاش همیشه اینجا بود کاش هر وقت نیاز داشتم حسابم رو میرسید
از یخچال شیشه مشروبه بابام رو برداشتم یه پیک اساسی ریختم و برای هادی میدونستم حال میکنه پیک دادم بهش نشستم دوباره با کیرش ور رفتم خیلی زود از حالت نیم خیز در اومد و سیخ شد
شرو کردم به ساک زدن هادی هم داشت نم نم مشروب رو میخورد پاشدم اینبار خودم قومبل کردم داشتم سوراخم رو میمالیدم از جاش بلند شد یه ظرف کرم آورده بودم که استفاده کنه یه کم به سر کیرش زد کیرشو گذاشت رو سوراخم با یه فشار رفت تو شرو کرد به تلمبه زدن صدا آه و نالم از شدت لذت بلند شد خیالم راحت بود که هیچ کس صدام رو نمی شنوه هر جوری و با هر صدایی میخواستم آه ناله میکردم و عشوه میومدم هادی بد جور به جونم افتاده بود باسیلی میزد رو باسنم خوشم میومدعالی تلمبه میزد ریتم خوبی داشت
تو آینه ( تمام قد) که رو دیوار اتاقم بود میدیدمش صورتش عرق کرده بود
درست همون کسی بود که من می خواستم خیلی زمخت و مردونه جلوش قمبل کرده بودم و تو اختیارش بودم
تلبه زدنش رو تند تر کرد انگار از صدای ناله من خیلی لذت می برد
گفت که به پهلو بخوابم میخواد که تو اون پوزیشن بکندم به پهلو خابیدم کیرشو کرد داخل شرو کرد به تکون دادن خم شد روم در حالی که کیرشو تکون میداد لب هام رو میخورد از شدت لذت و کلفتی کیرش که یه کم برام بزرگ بودکلافه شده بودم نمی شد تحمل کنم التماس می کردم یه لحظه درش بیاره بهم استراحت بده ولی انگار نه انگار که دارم جر میخورم سعی میکردم از زیرش فرار کنم ولی نمی تونستم هیکلش سه برابر من بود یه لحظه تلمبه زدنش متوقف شد گفت که برو رو تخت قمبل کن گفتم هادی جان یه لحظه استراحت بده هنوز حرفم تموم نشده بود که پرتم کرد روی تخت مجبورم کرد که قمبل کنم کیرشو تا ته کرد تو با دستاش کمرو رو گرفته بود و تلمبه میزد و با هوس میگفت :
اوففففف عجب کونی داری " خیلی کردنیه " جووووون " با حرفهاش تحریکم میکرد و از لذت با صدای بلند آه و ناله میکردم تا این که گفت آبم داره میاد کم مونده این بار وقتی میاد بگیر دهنت
ریتم تلمبه زدنش تند شده بود جیغ میزدم فشار دستاش که دوره کمرم حلقه کرده بود احساس میکردم کیرشو با سرعت زیادی توی کونم تکون میداد که شنیدم گفت اومد بر گشتم طرفش کیرشو دهن گرفتم و مکیدم کلاهکش تو دهنم بود و با دستم تکونش میدادم با دست دیگم تخم هاشو میمالیدم چنان میک میزدم که هر چی داشت ریخت تو دهنم کیرش داشت نبض میزد یه کم شور مزه بود میخواستم قورت بدم ولی نشد اگه تف نمی کردم ممکن بود بالا بیارم به هر حال یه تجربه تازه بود
اون روز تا شب بیشتر از هفت هشت بار سکس کردیم داشت جونمون در میومد نه من سیر میشدم و نه هادی از اون روز چهار سال میگذره و تا به حال هر ماه اومده و با هم سکس کردیم .
     
#44 | Posted: 4 Jun 2011 22:52
مهیار و فرزاد

من مهیار هستم 20 سالمه داستانی رو که میخوام بگم برمیگرده به 4 سال پیش موقعی که اول دبیرستان بودم یادمه اون موقع تازه وارد مدرسه جدید شده بودم و کسی رو نمیشناختم و مثل همیشه کل کل کردن با بچه ها که کی کیرش کلفت تره تو مدرسه داغ بود
من هم با یکی از بچه ها که اسمش فرزاد بود و پسر خوش قیافه ای هم بود سر این ماجرا کل انداختیم البته اینو بگم که من هم قیافه بدی ندارم و خیلی از بچه ها به خاطر همین با من دوست بودن
اما یه روز قرار شد بریم دستشویی مدرسه تا ببینیم کی کیرش کلفت تره من که حدس میزدم فرزاد باید کیر نسبتا کلفتی داشته باشه تو دستشویی بهش گفتم اول تو در بیار
اونم قبول کرد و شلوارشو دراورد همین که کیرشو دیدم از شهوت داشتم میمردم گفتم کیر قشنگی داریا اونم گفت میخوای مال تو باشه منم که منتظر این حرف بودم گفتم چرا که نه بعدش نشستمو شروع کردم به لیس زدن کیرش اونم دستشو گرفته بود پشت سر منو سرمو هی عقب جلو میکرد منم با شدت تمام کیرشو میخوردم
تا اینکه گفت ابم داره میاد من هم محکم کیرشو گذاشتم تو دهنمو ابش با فشار ریخت تو دهنم منم همشو خوردم وای چه اب خوشمزه ای بود مثل عسل شیرین بود
بعد بهم گفت تا حالا دوست داشتی کون بدی؟ گفتم اره ولی روم نمیشد گفت امروز بیا خونمون منم بعد از ظهر به بهانه درس خوندن رفتم خونشون سر راه یه کاندوم از نوع خاردار هم گرفتم چون خیلی وقت بود احساس خارش شدیدی داشتم در رو که باز کرد همدیگرو بغل کردیم کسی خونه نبود منو برد تو اتاقش به من گفت میخوای از این به بعد تو کونی من باشی و کیر من مال تو باشه؟گفتم اره به شرطی که کسی نفهمه گفت مطمئن باش بعد لباسامو در اورد گفت بخواب رو تخت
منم رفتم رو تختو اونم رفت یه کرم اورد بهش گفتم این چیه گفت کرم گشاد کننده دور کون مال مامانمه میخوای هر بار که میکنمت درد نداشته باشی؟گفتم اره خوب
بعد نشست رو تختو با کونم ور رفت با انگشتش میکرد تو سوراخم البته من که بار اولم بود حس خاصی داشتم اضطراب عجیبی بود بعدش گفت میخوام مثل زنا بکنمت یه کم از اون کرما زد دور کونم منم کاندومو دادم بهش بعد پاهامو داد بالا کیرشو با دستش گذاشت رو سوراخم بعد اروم کرد تو کونم
حس خوبی بود یه کیر کلفت تا ته تو کون من بود اصلا باورم نمیشد وقتی که کیرش میرفت داخل درد نداشت ولی موقع بیرون کشیدن کیرش درد میکشیدم ولی اون که هوامو داشت اروم اینکارو میکرد
واقعا احساس خوبی داره که فکر کنی یه کیر داره کون تو رو جر میده و خیلی حال میده تازه میفهمیدم که زنها چه حالی میکنن وقتی یکی اونارو میکنه وقتی که کون من کم کم برای این مهمون عزیز یعنی کیر فرزاد جا باز کرد اونم تلمبه زدنو سریعتر کرد با اینکه خیلی درد داشت ولی خیلی حال میداد
این صحنه رو تو خیلی از فیلمای سوپر دیده بودم که یه دختر رو تخت خوابیده و یه پسر داره اونو میگاد ولی اینکه خودت جای اون دختر باشی یه حال دیگه داره فرزاد با تمام وجود کیر نازشو میکرد تو کونمو منم از گاییده شدن لذت میبردم تا اینکه دیدم کیرشو برای چند لحظه تو کونم نگه داشت
منم تو کونم احساس قاقلکی کردم فهمیدم ابشو ریخته تو کونم این دیگه اخر لذت بود که یه کیر بعد از زحمت زیاد ابشو بریزه تو کون ادم
بعد از تموم شدن سکس ما رفتیم تو اشپزخونه و حسابی از خودمون پذیرایی کردیم بعدش هم گفتم من باید برم و خداحافظی کردم و رفتم خونه بعد از اون هم هفته ای 2 تا 3 بار سکس داریم که هنوزم من میرم پیششو اونم حسابی از خجالت کون من در میاد البته من واسه دادن به اون دیگه مشکلی ندارم چون اون کرمه کار خودشو کرده و سوراخم حسابی باز شده و تحمل کیرای کلفت تر رو هم داره به شما هم پیشنهاد میکنم از این کرما استفاده کنید حتما
     
#45 | Posted: 4 Jun 2011 22:53
چطور آرش کونی شد

سلام من آرش هستم 24 سالمه و می خوام واستون بگم که چطور شد که کونی شدم.
داستان از بچگی من شروع میشه از همون بچگی همه یه جورایی باهام ور می رفتن از داداش بزرگم گرفته تا پسر عموم و پسر همسایمون.
اگه تو خونه تنها بودیم داداشم باهام بازی میکرد اگه من تنها بودم که پسر همسایه پیشم بود اگر هم که می رفتم خونه عموم باز پسر عموم باهام حال می کرد البته اولا منم باهاشون حال میکردم اما کم کم فهمیدم که بیشتر دوست دارم مفعول باشم همه کیر کلفت بودن اما مال من کوچولو.
از بین اون سه نفر پسر همسایه کیرش از همه کلفت تر بود،اولا فقط با لاپایی و ساک کارشون رو راه مینداختم و گر چه با کیر منو نمی کردن ام با ابزای مثل : انگشت،یخ،خیار،دسته شونه و ... از خجالت سوراخم در میومدن .
دوره سکس با داداش و پسر همسایم کم کم داشت کمرنگ می شد که رابطه ام با پسر عموم جدی تر شد چند شب پشت سر هم می رفتم خونه عموم تو اتاق پسر عموم باهاش تنها می خوابیدم اونم هر شب منو می کرد تا اینکه یه شب گفت می خوام یه حال اساسی به کونت بدم گفتم یعنی چی ؟؟؟ گفت می خوام سوراختو با کیر فتح کنم.
کیر کلفت بود می ترسیدم اما خوب اون کارشو کرد.
کیرشو تا ته تو کون من جا داده بودو داشت تلمبه می زد یه درد وحشتناک تو گودی کمرم پیچیده بود اما یواش یواش اون درد به یه لذت وسو نشدنی تبدیل شد.
تا چند سال کارم همین شده بود شریک جنسی پسر عموم بودم اونم همه کاری باهام می کرد از ساک و لاپایی بگیر تا تخلیه آب تو سوراخمو تو دهنم یه جنده واقعی شده بودم و البته هستم.
الانم اگه کیر گیرم بیاد یه حال اساسی بهش میدم اگر نه هم که با خودم ور میرم و انواع و اقسام اجسام درشت و کلفت رو تو سوراخم فرو میکنم.
     
#46 | Posted: 4 Jun 2011 22:54
چگونه کونی شدم

با سلام اسم من سعید قمر.داستان از اونجا شروع شد که من کلاس دوم ابتدای بودم چون کونم بزرگ بود دوستام دنباله کردنم بودن تا یک روز قلدر کلاس که اسمش علی اقا جاویدان بود یک انگشت کرد تو کونم ولی چون زورم بهش نمیرسید نتونستم جوابش رو بدم تا اینکه یک روز که ورزش داشتیم من رفتم اب خوری اب بخورم که دیدم اونم دنبالم امد و از پشت بهم چسبید منم زود برگشتم و یک فحش بهش دادم که زد تو گوشم گفت برگرد کهیک دفعه یکی از بچه های کلاس امد اون دیگه نتونست کاری بکنه.گذشت تا یک روز که داشتم میرفتم خونه که یهو دیدم این علی اقا جاویدان که سر راهم وایساده من زوددویدم از یک کوچه دیگه برم که دنبالم افتاد وبعد از چند دقیقه منو گرفت و من گریم گرفته بود که دیدم گفت کاریت ندارم فقط میخوام باهات حرف بزنم خیلی خسته بودم همون جا نشستم که دیدم اونم نشست کنارم گفت که میخوام با هم دوست بشیم منم حرفاش رو باور نکردم بعد گفت که میخواد تو کلاس نذاره که کسی برای من گردن کلفتی کنه خلاصه مخم رو زد بعد رسیدم دم در خونه ما من تو پارکینگ یک فوتبال دستی داشتم که بهش گفتم بیاد با هم بازی کنیم اونم امد.بعد از چند روز من چون با اون تو مدرسه میگشتم دیگه کسی جرات نداشت بهم حرفی بزنه اونم هر روز میومد خونه ما فوتبال دستی بازی میکردیم.یک روز بهم گفت که که بازی کنیم هرکی باخت اون یکی رو سواری بده منم قبول کردم بار اول من بردم و اون منو سواری داد ولی بار دوم بهش باختم من که خم شدم تا سوار بشه دیدم چسبید به کونم و شروع کرد به حال کردن من خودم رو کنار کشیدم که دیدم به خواهش کردن افتاد و این که منو اون باهم دوست هستم ولی من قبول نکردم اونم رفت من شب وقتی که میخواستم بخوابم با کیرم ور رفتم که دیدم چه حالی میده بعد دستم رو به کونم میمالیدم که دیدم حالش بیشتر شد چند شب تکرار کردم تا اینکه عادت کردم یک روز دیگه که با علی جاویدان از مدرسه امدیم بیرون گفتم بریم فوتبال دستی بازی کنیم اون قبول کرد رفتیم من گفتم که هرکی باخت به اون یکی سواری بده.باز من بردم اون که خم شد من چسبیدم به کونش که زود کنار رفت و بهم فحش داد من گفتم که من حاظرم بهش کون بدم ولی اون هم بده که قبول نکرد من که اسرار کردم گفت باشه ولی اول من میکنم منم گفتم باشه بعد شلوارم رو دراوردم کونم کیر کوچیکش رو بیرون اورد چسبید به کونم داشت لاپای میزد من دیدم هس خوبی داره شروع کردم با کیرم ور رفتن بعد شش یا هفت دقیقه ارضا شدیم بعد از اون رو تا الان که سی سال دارم به افراد مختلف کون دادم.

نوشته: سعید قمر
     
#47 | Posted: 4 Jun 2011 22:55
کون کونک با ممد فنچ

سلام اسم من علی هستش و امروز که دوشنبه 8 فروردین 1390 هست و 18 ساله هستم دارم این داستان رو مینویسم. داستان برمیگرده به خرداد 89 موقع امتحانات نهایی.من یه دوست دارم هم سن خودم به اسم محمدرضا که صداش میزنن ممد که از کلاس اول دبیرستان باهاش آشنا شدم خیلی خیلی هم خوشگله.راستی من و ممد الان پیش دانشگاهی هستیم.پارسال بود که پای ممد به خونه ی ما باز شد.طوری که تقریبا هرروز میومد خونه ما.ممد کوسه هست و هنوز هم بدنش مو در نیاورده.بعد از یک ماه رفت و آمد ممد به خونه ما کم کم فهمیدم که ممد چه کون سفید و بی مویی داره.ولی اصلا فکر سکس نبودم چون میترسیدم باهام قهر کنه و رفاقتمون خراب بشه.خلاصه تو ماه خرداد موقع امتحانات نهایی بود که میومد خونه ما که باهم درس بخونیم.یه روز که خونه ما خالی شد و مامان وبابام و خواهرم رفتن خونه مادر بزرگم.صبح بهش زنگ زدم گفتم بیا خونه خالی داریم. اونم اومد و گفت درس بخونیم حدود دوساعت درس خوندیم وبعد نشستیم پای فیلم و بازی واز این جور چیزا تا عصر شد ساعت 5 رفتیم بدنسازی و ساعت 7 برگشتیم خونه.خیلی عرق کرده بودیم باید حتما میرفتیم حموم ممد گفت اول من میرم منم به شوخی گفتم باهم میریم. اونم گفت اگه شرت اضافه داشتم باهم میرفتیم.چون شرت اضافه نداشت باید لختی حموم میکرد.منم که هیکلم بزرگتر از اون بود و شرتام من براش بزرگ بود. خلاصه تا هردوتامون حموم کردیم ساعت تقریبا هشت شده بود. چندتا تخم مرغ نیمرو کردم برای شام و بعد یکم درس خوندیم.بعد یه فیلم هم نگا کردیم . تقریبا ساعت 11 شده بود که ممد خوابش گرفت چون شلوار جین پاش بود گفتم شلوارک برات بیارم که یه دفعه شلوارشو در آورد و زیر شلوارش یه شرت بارسلون پاش بود.زیر شرت بارسلون هم هیچی پاش نبود.من که هنوز خوابم نمیومد گفتم تو بخواب من فعلا خوابم نمیاد. حدود یک ساعت گذشت و ممد که کاملا خواب رفته بود یه دفعه ممد یه غلت خورد و روشکم خوابید و پتو هم از روش کنار رفت. یه لحظه چشمم افتاد به پاهای سفیدش که با اون شرت کوچیک کاملا پیدا بود. یه لحظه تو فکر سکس و کم کم داشت کیرم بلند میشد.من داشتم تلویزیون میدیدم و با نور تلویزیون پاهاش خوب معلوم نبود. بلند شدم لامپ رو روشن کردم واااااااااااااااااااای چه کونی داشت(قد ممد حدود 175 و وزنش 65 کبلو) دیگه تصمیمم رو گرفتم که باید بکنمش . یکم شرتش رو کشیدم پایین که کونشو ببینم که یه دفعه تکون خورد وبرگشت رو کمر خوابید و پتو رو کشدی رو خودش ولی بیدار نشد .فهمیدم که خوابش خیلی سبکه. منم لامپ و تلویزیون رو خاموش کردم تا خونه تاریک تاریک بشه. بعد موبایم رو تنظیم کردم تا ساعت دو زنگ بزنه تا خوابش سنگین تر بشه. تشکم رو هم چسبوندم به تشکش و کنارش خوابیدم. خلاصه به زوز خوابیدم و موبایلم رو گذاشتم زیر سرم و ساعت 2 بیدار شدم و خونه هم کاملا خنک شده بود. با نور موبایلم فهمیدم که ممد رو کمر خوابیده اولا عصبانی شدم ولی بعد یه فکری به ذهنم رسید. اول پتو رو از روش کامل برداشتم و پتوی خودم رو انداختم روش تا دوتامون زیر یه پتو باشیم و تا جایی که میتونستم رفتم کنارش . بعد لباسامو کامل در آوردم و لخت لخت شدم. کم کم دستو کردم تو شرتش و کیرشو گرفتم بعد از چند ثانیه کیرش کم کم داشت بلند میشد ولی اصلا بیدار نشد. بعد که کیرش کمی بلند شد یه تف انداختم کف دستم و کیرشو دوباره گرفتم ایندفعه تا یکم مالش کیرش دادم بیدار شد.من که از ترس داشتم میمردم دستم رو از تو شرتش در نیاوردم. اول نفهمید چه خبره بع یکمی دور و برش رو نگاه کرد وفهمید من دارم کیرش رو مالش میدم. خیلی خوشش اومده بود. یه دفعه دست منو کشید کنار و شرت و تی شرتش رو در آورد. منم که خیلی خوشحال شدم که خودش هم راضیه. بعد دوباره اومد زیر پتو خوابید و کیر منو گرفت و مالش داد منم کیر اونو واااااااااااااااااااااااااااااای نمیدونید چه کیفی میداد. من خیلی آه میکشیدم. چون واقعا داشت کیف میداد.بعد از حدود 2 دقیقه مالش دادن یه دفعه ممد آبش اومد و چشماش رو بست یه آه کشید و آبش ریخت رو شکمش. منم کامل براش جق زدم تا آبش کامل بیاد. بعد که آبش کامل اومد رو پهلو خوابید و کونشو کرد طرف من (یعنی بکن) منم که از ازخوشی داشتم میمردم. یه تف زدم در کونش و چسپیدم بهش و کیرم کمی کشیدم وسط کونش . بعد یکم فشار دادم که یه نذاشت بکنم تو کونش و خودشو کشید نار . بعد گذاشتم لای پاش و کمی تلمبه زدم که آبم اومد و .....
     
#48 | Posted: 5 Jun 2011 19:34
اولین تجربه گی من :
یادمه هفته های اول مدرسه بود و منم تازه كلاس اول دبستان بودم. خب بچه ها هیچ كدوم همدیگرو نمیشناختن منم كه از غریب بودن بدم می اومد تصمیم گرفتم كه یه دوست برای خودم پیدا كنم. یه پسر توی كلاسمون بود كه ازش خوشم اومده بود پس رفتم و با همون حال و هوای بچگی طرح رفاقت رو باهاش ریختم. ما همون ماه اول خیلی با هم صمیمی شده بودیم. یكروز توی مدرسه وقتی زنگ تفریح خورد من و دوستم دیرتر از بقیه خارج شدیم. موقع خارج شدن از كلاس من جلو بودم و دوستم پشت سرم كه یكدفعه دوستم منو از پشت بغل كرد و كیرشو چسبوند به كون من و منم كه از این حالت بدم نیومده بود بهش هیچی نگفتم. اون این كار رو چند بار دیگه انجام داد و منم هیچی بهش نمیگفتم چون واقعا خوشم میومد جالب اینه كه همیشه اون از پشت میچسبوند به من. این روال ادامه داشت تا اینكه یكروز كه ما ورزش داشتیم موقع فوتبال بازی كردن من دستشوییم گرفت و رفتم دستشویی تا وارد شدم و خواستم در رو ببندم یكدفه دوستم پرید داخل و در رو بست من بهش نگا كردم و گفتم چكار میكنی؟ اون گفت بیا همون كار توی كلاس رو لختی انجام بدیم!!!!! من بهش گفتم بی خیال(البته با لحن بچه گانه) اگه كسی بفهمه بد میشه كه اون یدفه شلوارشو در آورد و كونشو چسبوند به كیر من بعد بهم گفت شلوارتو در بیار و كیرتو بچسبون به كونم منم با ترس این كار رو كردم. راستش بهم خیلی حال خوبی میداد. ما نوبتی از بشت به هم میچسبوندیم تا اینكه چشمتون روز بد نبینه یكدفه متوجه شدم چندتا از بچه ها متوجه حضور ما دوتا توی یك سرویس شدن و فهمیدن قضیه گی هستش و شروع كردن به سروصدا كردن بعدهم یكی از بچه ها رفت و به معلممون گفت و وقتی ما رفتیم سر كلاس معلم مارو یك عالمه نصیحت كرد. البته ما زدیم زیرش و قبول نكردیم كه برای گی رفتیم اما معلممون خر كه نبود. خلاصه از اون روز به بعد آبرومون توی مدرسه رفته بود و همه حتی كلاس پنجمی ها هم میدونستن ما چكار كردیم...................... اینم داستان اولین گی من - منتظر ادامه داستان ها باشین.

دوست داشتن کسانی که ارزش دوست داشتن را ندارند وقت تلف کردن است
     
#49 | Posted: 7 Jun 2011 21:22
ارگ و کون

ماجرای ارگ این برمیگرده به دوره راهنمایی من وپسرهمسایه مون که خوشکل بود و به قولا تک پرون بود. به بعضی میدادو به من نمیداد .روزی روزگاری ساسان همکلاسیم یه ارگ ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین کردیم وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع شد که مهرداد میره سراغ ساسان وبهش میگه ارگ را بهم میدی برا یه شب وساسان هم توو رودربایستی قرارمیگیره ومیگه ارگم پیش مرتضی است وبعد هم سریع به من گفت که مهرداد را بپیچون .خلاصه مهرداد اومد پیش من وگفت ساسان گفته ارگشو بدی به من ومن هم گفتم نمیدم . مهرداد هی حساس شد وخیلی هم دلش میخواست از دست من گرفته باشه ومیرفت پیش ساسان وزیراب منو میزد که ارگ رااز مرتضی بگیر وبده به من.دو سه روزی گذشت ومن ومهرداد که باهم همکلاسی هم بودیم وتوو راه مدرسه باهم میومدیم خونه یه روز به من گفت تو چرا ارگ ساسان را نمیدی به من ومن هم گفتم امانته نمیدم ازمهرداد اصرا واز من نه گفتن تا اینکه به در خونمون رسیدیم مهرداد گفت برو جان خودت برام بیار من هم از خداخواسته زد به سرم وگفتم باشه(ارگی هم نبود!) اومدم داخل خونه با خودم فکرکردم چه جوری بیارمش داخل؟برگشتم بهش گفتم مهرداد جان گذاشتمش بالای کمد رختخواب دستم نمیرسه باید بیای کمک تا درش بیاریم اومد حالا مادرهم هم تووی اتاق بغلی دار قالی داشت ومشغول بود....مهرداد اومد داخل اتاق اینوری وگفت کجاست؟الکی کپسول گاز اوردم وگفتم بالاست ...بعدش هم از پشت چسپیدم به کونش...گفت :نکن بابا ارگ کجاست؟ گفتم باید بهم بدی تا ارگ رابدم...رفت گوشه اتاق وایساد وگفت چی میگی؟گناه داره گناهه...گفتم من زده به سرم حالیم نیست ..زود باش اگه ارگ میخوای....روشو برگردوند وپشت به من گفت بیا زود باش کاردارم...تمام وجودم گرم شد هیچی حالیم نبود حتی اگه کسی هم میومد...از روی شلوارسفیدی که داشت خودم رابهش چسپوندم...خیلی حال داد کیرم داشت میترکید...از ریشه ش درد گرفته بود بهش گفتم اینطوری نمیشه شلوارتو در بیار اولش زیربار نرفت ولی چند لحظه بعد کشید پایین شورت سیاه مایو داشت...شورتشو که دراورد قلبم انگار داشت از دهنم بیرون میومد یه لحظه پشیمان شدم ولی با دیدن کون تپل وسفیدش شلوارم رادر اوردم وکیرم را درست وسط کونش گذاشتم ..اخ نرم وتپل بود وکاملا حسش میکردم یه کم خم شد وبادستام دولمبه را کنار زدم وسوراخ خط خطی وسیاهش را دیدم وامان ندادم سر کیرم را فرو کردم تووش وشروع کردم به تلمبه زدن وقتی کیرم رابیرون آوردم زیر گه بود که سبز بود انگار دیشبش قورمه سبزی خورده بود دوباره فرو کردم داخل وچند تلمبه زدم ولپشو بوسیدم گرمای سوراخ کونش به اومدن ابم کمک کرد وهمون داخل ریختمش ودوسه دقیقه ای هم توو بغلم نگهش داشتم تا داغ حسرت این مدت که توو کف اونبودم درآد..بعد هم با شلوارورزشی من کونشو پاک کرد....وگفت حالا برو ارگ رابیار برام. گفتم: مهرداد منو ببخش !اصلا ارگی در کار نیست .. ناراحت شد ودوباره تکرار کرد... ومن هم...گفتم نیست به خدا ..همش الکی بود....گفت پس بیا تا من هم یه دس تورو بکنم.. گفتم شرمنده مهرداد خوشکلم حالم گرفته میشه تازه دارم حالشو میبرم... ومهرداد با ناراحتی در خونمون را محکم زد ورفت وبا هم قهر شدیم..تا دوسال بعد که آشتی کردیم و دوباره یه شب توو کوچمون از روی شلوار بغلش کردم وآبم اومد......
     

#50 | Posted: 7 Jun 2011 21:23
اولین بار که به علی دادم

این داستان که برای شما مینویسم ماجرای اولین سک من در زندگیم بود که باعث حوادث عجیبی در زندگیم شد که جلب و خواندنی است
اسم من سعید است از یک خانواده تقریبا خلوت هستم که یک خواهر 3 سال کوچیکتر و یه برادر 8 سال از من کوچکتره دارم 25 سالمه قدم 170 و وزنم 73 کیلو است کون بسیار تمیز و تپلی هم دارم و این خاطره مربوط میشه به تقریبا 8 سال پیش که داشتم برای کنکور درس میخوندم در همسایگی ما یه پسر دانشجو تهرانی قد بلند تقریبا 190 و درشت هیکل زندگی میکرد که تازه در رشته برق قبول شده بود ولی سنش تقریبا 5 سال از من بزرگتر بود ظاهرا بعد از خدمت سربازی برای درس خوندن و ادامه تحصیل اقدام کرده بود . از لحظه ای که همسایه ما شد و در جابه جایی وسایل کمکش کردم سلام و علیک ما شروع شد
من کاملا در درس ریاضی گیج بودم و به پیشنهاد مادرم از همسایه جدید که اسمش علی بود خواهش کردم که وقتهایی که مزاحم درس خوندن خودش نباشم یه مقدار با من ریاضی کار کنه علی همم با نهایت خوشحالی قبول کرد و قرار شد برای اولین جلسه علی بیاد خونه ما خلاصه فردای اون روز علی اعلام آمادگی کرد و برای درس دادن اومد خونه ما اون روز تمام مدت با جدیت تمام علی با من ریاضی کار کرد و مادرم هم خدایش برای شام سنگ تمام گذاشت . علی هم بعد از خوردن شام خداحافظی کرد و رفت چند روزی از علی خبری نبود تا اینکه مجبور شدم خودم برم جلوی خونه اش و جویای حالش بشم وقتی در را باز کرد منو دعوت کرد به خونه و وقتی از غیبت و کم پیدا بودنش سوال کردم به من گفت که خجالت میکشه بیاد خونه ما و به من گفت اگر میخوای بهت ریاضی یاد بدم باید بیای خونه من ، منم وقتی رسیدم خونه به مامانم گفتم اونم قبول کرد ولی بهم گفت که موقع شام باید برم خونه و شام برای علی و خودم ببرم .
فردای اون روز ساعت 6 غروب علی بهم زنگ زد و من رفتم خونش وقتی وارد خونه شدم دیدم علی با یه رکابی و یه شلوارک منتظر منه و با آوردن یه گرم کن ورزشی از من خواست تا راحت باشم ولی من قبول نکردم بلافاصله دفتر و کتاب رو پهن کردیم روی زمین و علی شروع کرد به درس دادن و سوال طرح کردن اخلاقش نسبت به روز اول خیلی تغییر کرده بود هر بار سوال میکرد میگفت اگر اشتباه کنی کتک میخوری و هر بار که اشتباه میکردم یه سیلی محکم به کونم میزد شب که رفتم خونه کونم سرخ شده بود ولی خدایش توی دلم ناراحت نبود از اینکه کسی با خشونت باهام رفتار میکرد و من مجبور به تسلیم بودم لذت میبردم دوباره فردا قبل از رفتن به خونه علی یه شلوار راحتی با خودم بردم و وقتی رسیدم خونه علی شلوارم را عوض کردم ولی موقع عوض کردن شلوار نگاه سنگین علی را روی خودم احساس کردم اونم با همون شرایط روز قبل شروع به درس دادن کرد ولی این بار بعد از چند بار کتک زدن دیگه دستش را از روی کونم بر نداشت و هربار که اشتباه میکردم فقط دستش را بلند میکرد و یه ضربه میزد بعد از چند دقیقه ناخوداگاه چشمم به شلوارکش افتاد دیدم بدجور راست کرده ولی به روی خودم نیاوردم اونم انگار متوجه شده بود که من از دیدن این صحنه بدم نیومده دستش را که دیگه روی باسنم ثابت شده بود شروع به تکان دادن کرد این کار باعث شد من کاملا تمرکزم بهم بریزه و هی اشتباه کنم ولی این بار به جای ضربه زدن با دست مردانه و بزرگش یه چنگ به کونم زد وقتی دید من چیزی نمیگم هی این کار و ادامه داد ولی با نهایت آرامش دیگه درس خواندن کاملا تعطیل شده بود و سکوت من هم جرات کافی را به علی داده بود و حرکت دستش شدیدتر شده بودمنهم از استرس و هیجان زبانم بند اومده بود و فقط تنها کاری که کردم این بود که صورتم را بین دستام پنهان کردم که کمتر خجالت بکشم علی با دیدن این صحنه دستش را برد زیر شلوار و شرتم از گرمای دستش که کونم را لمس میکرد تمام بدنم تیر کشید انگار چیزی توی دلم خالی شده باشه غش رفتم دستهای مردانش روی باسنم لذت بدون وصفی داشت وقتی انگشتش را برد سمت سوراخ کونم با صدای حشریی یه جون بلند کشید خیلی سریع شلوارم و شورتم و کشید پائین شروع به مالیدن کونم کرد با حرکت دادن تی شرت رو به بالا بهم فهموند که باید پیراهنم را در بیارم و با کمک خودش این کار و انجام دادم بعد علی روی من دراز کشید یهو یه چیز بزرگ و خیلی داغ را لای پام احساس کردم تازه فهمیدم علی هم خودش کاملا لخت شده
کیر فوق العاده بزرگی داشت شاید 2 برابر کیر من بود از گرمای کیرش واقعا از خود بی خود شده بودم و کاملا خودم را بهش سپرده بودم ولی علی خیلی با عجله و دسپاچگی کار میکرد شاید میترسید نکنه از دادن بهش پشیمان بشم ولی نمیدونست که تو دلم قند آب می شد علی بعد از چند بار عقب جلو کردن کیرش لای پام و لیسیدن پشت و زیر گلو و گوشم برای چند لحظه از روی من بلند شد بعد دیدم با انگشتش داره یه مایه ای را به کونم می ماله که بعد فهمیدم روغن نباتی بوده بعد خیلی سریع کیرش را روی سوراخ کونم گذاشت با این کارش ترس تمام وجودم را گرفت و ناخواسته تمام بدنم سفت شد ولی علی که این واکنش منو دید با یه خواهش و التماس از من خواست که شل کنم میگفت که به خاطر خودت میگم اینجوری اذیت نمیشی منم که دنبال لذت بردن بودم به نصیحتش گوش کردم علی هم با شل شدن بدنم خیلی آروم فشار دادن را شروع کرد ولی انصافا کیر به اون بزرگی با کون تنگ اونوقت من سازگاری نداشت و فقط روغنی که علی بهم زده بود کمکش کرد با رفتن سر کیر علی توی کونم احساس کردم پاره شدم و تنها کاری که زیر وزن زیاد علی و دستهای قویش تونستم انجام بدم گریه بود حتی داد هم نمیتونستم بزنم چون آبروم میرفت سوزش وحشتناکی داشتم ولی علی فقط زیر گوشم قربون صدقه من میرفت و ازم میخواست فقط چند دقیقه تحمل کنم و خودش هم بی حرکت وایستاده بود بعد از تقریبا یک دقیقه احساس کردم علی یواش یواش داره کیرش را فرو میکنه تو و خیلی ظریف کیرش را حرکت میداد واقعا در این کار وارد تقریبا ده دقیقه تمام حرکت های که انجام میداد با درد همراه بود ولی کم کم کونم جا باز کرد و دیگه اون درد اولی را نداشت و بدون درد هم نبود علی هم که فهمیده بود دیگه درد نمیکشم حرکتش سریعتر شد و با خوردن شکمش به کمرم فهمیدم که کیر به اون بزرگی تا ته توی کونم رفته علی وقتی کیرش را تا ته گذاشت تو چند لحظه با تمام قدرت منو فشار میداد و میگفت به جون مادرم تا حالا کون به این نازی و تپلی بغل نکردن و بعد شروع کرد به تلمبه زدن با هر بار کشیدن کیرش به بیرون احساس میکردن شکمم خالی و پر میشه واقعا ماهرانه منو میکرد جوری که با خودم میگفتم چه لحظه های زیبای از زندگی بوده و من از دست دادم بعد از یکی دو دقیقه احساس کردم یه چیز داغ توی کونم خالی شد واقعا لحظه لذت بخشی بود و علی هم بی حرکت چند دقیقه ای روی من دراز کشید وو بعد با تشکری که از من کرد احساس کردم چه کار بزرگی براش کردم که اینجوری ازم تشکر کرد . خیلی سریع لباسم را پوشیدم و فوری رفتم خونه رومم نمیشد بهش نگاه کنم ازش خجالت میکشیدم . ادامه دارد
     
صفحه  صفحه 5 از 63:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  63  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Gay Storys * داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.