فصل بیست و یکم:آشنایی من با شیما 2فرید با یکی از دوستاش یه خونه مجردی تو شهران گرفته بودن و تبدیل شده بود به پاتوق هر وقت میرفتم اونجا چند نفر سیبیل و گردن کلفت اونجا پلاس بودن.. رو همین حساب زیاد اونورا آفتابی نمیشدم.. بخاطره اینکه میدیدم آدمهای جالب و بدردبخوری بنظر نمیرسیدن و یک بار هم به فرید اینو گوشزد کرده بودم که بنظرم اومد یکم دلخور شد و البته یه مدت بعدش هم گندش در اومد و سر و صدای همسایه ها بلند شده و نزدیک بود کار به جاهای باریک بکشه که ختم به خیر شد..
و دوباره فرید اومد سمته منو اظهار پشیمونی کرد و باز با هم عیاق شدیم..یه شب اومد دنبالم و رفتیم بیرون دور بزنیم تو راه واسم تعریف کرد که چند وقت پیش تو خیابون یه شماره داده و طرف مطلقه از آب درومده و خیلی حشریه و خلاصه از این حرفا...
گفت الان هم باهاش قرار دارم کلی تعریفتو کردم و میخواد ببینتت و دختر هم تو دستو بالش پره..اوکی رو دادم و به سمته فرحزاد راه افتادیم تو سفره خونه بودیم که دیدم اومد.. تنها بود ..قد 160 چاق..با یه آرایش داغون..ولی صورت خوبی داشت.. از همون لحظه اول داشت با چشماش منو میخورد..فرید خیلی باهاش راحت بود انقدر زنه تابلو بازی درآورد که فرید بهش گفت اگه میخوای برو تو دستشویی اینجا بهش(من) بده..
اون پرروی حاضر جوابم گفت نه من تورو دارم ولی یکی از بچه های باشگاه رو میشناسم که خوراکشه!!
از اون ماجرا گذشت و من شمارمو دادم بهش و کلی هم اصرار کردم که من یکی رو میخوام چنین باشه و چنان باشه و....
شب تو خونه بودم که موبایلم زنگ خورد.. شماره ناشناس بود.. جواب دادم دیدم صدای جنس لطیف میاد..بعد از حال و احوال گفت که از طرف شیوا زنگ میزنم و من خواهرشم شیما..از بس از این مدل هاشو دیده بودم که دیگه واسم عادی شده بود..یکم با هم صحبت کردیم..قرار شد فرداغروب همدیگه رو ببینیم..
قرار گذاشتیم فرحزاد .. تو ماشین نشسته بودم و منتظرش بودم وقتی وارد پارکینگ شد دیدم یه داف خوب اومد پایین با یه هیکل پر و یه عینک شیک و تیپشم ای بدک نبود.. دست دادیم و رفتیم بشینیم..عینکشو که برداشت چشمتون روز بد نبینه..وا رفتم..بنده خدا خیلی زشت بود..یهو تو دلم خالی شد..تا تونستم به اون شیوای جنده فحش دادم . لعنت فرستادم به شانسه تخمیم و وقتی که واسه این قرار گذاشتم...هر جوری بود بزور نیم ساعتی تحمل کردم و خداحافظی کردم و زدم بیرون شب هرچی زنگ زد جواب ندادم..فرداش شیوا زنگ زد..جنده خانوم هر وقت هم زنگ میزد 1 ساعت لاس میزد و از دادنش به فرید تا اینکه شبا تو خواب حشری میشه و از این کس شرا تعریف میکرد تا اینکه رسید به حرف اصلی که چرا با شیما کات کردی منم دیدم ضایع بگم خواهرت زشت بود از دهنم پرید گفتم بابا شیما دختره بدرد من نمیخوره..حالا روحمم از این ماجرا خبر نداشت که پرده داره یا نه ...
گفت بابا پس خدا عقب رو واسه چی آفریده.. از کون بکنش..قسم میخورم با همین لحن با من حرف میزد..میگفت تو حالا به این یه حالی بده من خانوم رئیسم !! (البته با خنده میگفت) جک و جنده تو دستو بالم زیاده از این شروع کن تا به خوباش برسه..خلاصه یکم با هم حرف زدیم و خندیدیم تا اینکه منو خر کردو راضیم کرد که با خواهرش بخوابم..
دوباره شیما شروع کرد به زنگ زدن منم امونش ندادم ..میخواستم به بقیه دختر هایی که وعده شونو بهم داده بود برسم و شیما رو باید هر جوری بود تحملش میکردم...
از فرید راجع به دوستاش شنیده بودم چون دوسه بار اکیپی اومده بودن خونه ی فرید و اونم واسم تعریف کرده بود که 2 تاشون خوب کسایی هستن..
شب باهاش تلفنی صحبت کردم ..جالب بود خودش حرف سکس رو وا کرد و در ضمن اینو هم گفت که دختره و از پشت میده..
من هم دیگه لفتش ندادم و واسه فردا دعوتش کردم بیاد خونه..
فرداش یک ساعت زودتر از معمول خودمو به خونه رسوندم و حاضر شدم..حسابی به خودم صفا دادم و صورتمو شیش تیغ کردمو مام و افتر شیو و .... مهم نبود مهمونم کیه عادتمه دوست دارم تر تمیز و شیک سکس کنم.. بهم زنگ زد و گفت آژانس گرفته و راه افتاده منم آدرس رو بهش دادم..برای آخرین بار به همه چی نگاهی انداختم ..همه چی مرتب بود..
زنگ در زده شد ..در رو باز کردم و اومد بالا..بعد از دیده بوسی به طرف اتاق راهنماییش کردم..مانتوشو ازش گرفتم.. اولین بمب سرد کننده ازش خورد تو پیشونیم..اه اه !! عجب تاپه زشت و رنگ و رو رفته ای پوشیده بود... یه صدای آشنایی تو گوشم زمزمه میکرد لباس زیراشم دسته کمی از لباسای روش نداره.. بقول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست..!!!
یکم نشستیم دیدم داره میاد کم کم طرفم.. انگار اون بود که میخواست بهم تجاوز کنه.. ازش بدم میومد.. تو دلم کلی فحش نثار خودم کردم..
بگذریم دیگه واسه این حرفا دیر شده بود..حالا که قبول کردم باید پیه این چیزاشم به تنم میمالیدم.. واقعا" این کس چیه که بعضیا مثل اون وقتای خودم حاضرن واسش همه کاری کنن؟؟؟ هنوزم بعد از این همه سال نتونستم جواب این سئوال رو پیدا کنم..
خلاصه چسبید به من و من که از خدا بود زودتر این ماجرا تموم بشه بدون اینکه هیچ سراغازی برای شروع سکسم داشته باشم رفتم سر اصل کاری یکم گردن و سینمو خورد و من دستمو از تو شلواش کردم تو و از زیر شرتش رد کردم و کونشو گرفتم تو چنگم.. عجب عظمتی داشت.. سفت و گرد..خدایی از این یه قسمتش خیلی خوشم اومد..
سریع شلوارشو دراوردم و دیدم بعلهههههه !! حدسم کاملا" درست بود..دیوس یه شرتی پوشیده بود که مادربزرگه خدا بیامرزه منم از اونا نمی پوشید زشت و بلند و بد قواره هنوز رنگشو یادمه کرم بود...تااههههههه!!!!
سریع شرتشم کندم ولباسو سوتینه تخمیشم دراوردم و پرت کردم یه گوشه اتاق و مشغول شدم اول دادم برام ساک بزنه ... وای انگار این بشر زاییده شده بود که حاله منو بگیره دندوناش پوسته آلتمو رنده میکرد .. دیدم اگه به همین منوال پیش بره همین یذره کیر رو هم از دست میدم عطا شو به لقا ش بخشیدم... کشیدم بیرون و گفتم قنبل کنه و اون همین کارو کردحالت سگی گرفت و من هم وازلین رو از روی پا ختی برداشتم و یکم به کیرم و یکم هم به سوراخش مالیدم..
سر آلتم رو گذاشتم دمه سوراخش ..ازم خواست یواش یواش فشار بدم بره تو بعد که جا باز کرد تند تند بکنمش..منم قبول کردم..بخاطره اینکه اصلا" تحریک نشده بودم که بخوام وحشی بازی در بیارم یا اینکه انقدر سکسی نبود که نتونم جلوی خودمو بگیرم..یواش کردم تو کونش انصافا" تنگ بود .. تنگ و خوش فرم...گرد و قلنبه...یکم هم بدنش پر بود و همین باعث شده بود کونش 10 برابر خوش فرم بشه از دیدن اون صحنه یکم تحریک شدم و شروع کردم به تلنبه زدن..دسته راستشو گذاشته بود رو رون پام تا از تند تلنبه زدن من جلوگیری کنه.. درد داشت منم وحشی بازی در نیوردم و دلم واسش سوخت..یکم که گذشت کیرمو تا نصفه کشیدم بیرون و رو کمره کیرم یه تف انداختم تا خیسی با وازلین ترکیب بشه و روان تر بشه و همین هم شد...
حالا دیگه جا باز کرده بود..دیگه هرجور که دلم میخواست تلنبه میزدم.. کیرمو میکشیدم بیرون و سوراخشو نگاه میکردم که چقدر باز شده و شده قالب کیرم دیدن اون صحنه ها حسابی حالمو جا میورد..
لپای کونشو تا جایی که میتونستم از هم باز میکردم و سوراخ کونش اندازه یه گردو میزد بیرون...دیگه وقتش شده بود آبم داشت میومد..با تمام توانم تو کونش خالی کردم..این قسمتش از همه بیشتر بهم حال داد..لامصب تو کل سکسمون جیکشم در نیومد..عین یه تیکه گوشته بی خاصیت رو تخت ولو شد..منم رفتم خودمو شستم تا واسه راند بعدی آماده شم..
وقتی از دستشویی اومدم بیرون رفتم تو تخت و اونم رفت تا خودشو بشوره و برگشت اومد..بسرم زد یه سکس جانانه باهاش بکنم..جوری که دیگه منو نتونه فراموش کنه حالا که یه کونه مشتی به پستم خورده باید نهایت لذت رو ازش میبردم..من که دیگه قرار نبود ببینمش پس باید یه حال فراموش نشدنی با اون کون میکردم..یکم میوه خوردیم و صحبت کردیم و تی وی دیدیم تا اینکه دیدم 1 ساعت گذشته و دول وا مونده من هم داره کم کم قوای جسمانیه تحلیل رفته اش رو بدست میاره..پا شدم رفتم تو دستشویی..یه اسپری بی حس کننده زیره روشوییم همیشه قایم کرده بودم ...دراوردمش و زدم به کیرم.. همه جاش یخ زد..یکم صبر کردم.. یهو کیرم گر گرفت..یخورده دیگه صبر کردم بعد شرت و شلورمو کشیدم بالا وبرگشتم تو اتاق..حدودا" 10 یا 12 دقیقه ای گذشت و دوباره به یه بهونه ای رفتم تو دستشویی و تمامه آلتمو به دقت شستم..
برگشتم و یکم با سینه هاش ور رفتم و دستمو بردم سمته کونشو محکم گرفتمش تو چنگم..کیرم کاملا" سر شده بود.. یواشکی یه
نیشگون از آلتم گرفتم دیدم ای داده بیداد اصلا" هیچ حسی نداره..زیاده روی کرده بودم.. دلم واسه کونش سوخت ..قرار بود چه جری بدم من اون کونو..
یکم باهام ور رفت نسبت به قبل بیشتر طول کشید تا بلند شه ولی بلاخره راست شد و باز دوباره با وازلین چربش کردم و هل دادم رفت تو.. بی حسیشو دوست نداشتم..از کاندوم بدتره..اصلا" نمیفهمیدم فقط انجام میدادم و تلنبه میزدم..
باز همون پوزیشن سگی گرفتیم و اینبار من دو زانو نخواستم حال کنم بلکه بصورت نیم خیز وایستادم و پاهامو به موازاته پاهاش گذاشتم و خم شدم روش..اینجوری کیرم تا جایی که امکانش بود فرو میرفت ..
سرشو یواش هل دادم تو و تا نصفه فرو کردم . دستشو گذاشته بود رو پنجه پام و روی پام رو از شدت درد فشار میداد..یکم صبر کردم تا جا باز کنه جفت سینه هاشو گرفتم تو چنگم و شروع کردم به چلوندنشون..
آروم و آهسته شروع کردم به تلنبه زدن هر چی میگذشت سرعتم رو بیشتر میکردم..حفظ تعادل تو این مدل سخته و انرژی زیادی از آدم میگیره ولی واقعا" تحریک کنندست و لذت بخشه..کیرم سره سر بود و من فقط تنگی کونشو احساس میکردم..واقعا" داشتم تا دسته میکردم تو کونش..اگه جا داشت تخمام رو هم میکردم تو ... سینه هاشو ول کردم و کفل هاشو گرفتم و با تمامه زورم میکشیدمش به سمته خودم تا محکم به کیرم بخوره..دوباره داشتم وحشی میشدم..میخواستم جرش بدم ولی خسته شده بودم.. ماهیچه های رونم گرفته بود و بد جوری نفس کم آورده بودم..کیرمو کشیدم بیرون و یه چند ثانیه ای صبر کردم تا نفسم تازه شه..
لامصب با اون شدتی که کردمش هر کسه دیگه ای بود صدای عربدش تا سره کوچه رفته بود ولی این لعنتی انگار نه انگار بود.. این کارش بیشتر حرص منو در میاورد و کفریم میکرد..
به پهلو دراز کشیدم و از اونم خواستم همین کارو انجام بده..لپای کونش حالا افتاده بود رو هم وبا اون گردی قشنگی که داشت منو از شدت شهوت میخواست ذوب کنه..
بهش گفتم لای کونشو بادست باز کنه و گذاشتم لاش... دوباره با سرعت مشغول شدم.. اگه اسپری نمیزدم تا الان مطمئنا" ارضا شده بودم..دستمو انداختم زیره زانوش و پاشو آوردم بالا تا جایی که امکان داشت بالا نگه داشم و باز شروع کرم به تپوندن..
اون یکی دستمم بیکار نمونده بود و از زیره سرش رد کردم و سینشو محکم گرفتم تو دستم.. فشار میدادم..تلنبه میزدم.. عرق میکردم و فشار میدادم .... محکم تر تلنبه میزدم.. حرص داشتم..
کیرمو کشیدم بیرون احساس میکردم نزدیکه که ارضا بشم.. نه! الان زود بود..یکم دیگه جا دارشت که حالشو ببرم.. اگه ارضا شم معلوم نیست دیگه کی بتونم یه همچین کونی رو زمین بزنم..با اینکه اصلا" نمیخواستم باهاش فیس تو فیس سکس کنم ولی یه پوزیشن بود که تو یه فیلم پورن دیده بودم که یارو پارتنره شو اونجوری از کون میکرد میخواسم منم همون حالتو رو این پیاده کنم..
رفتم روش مثل حالتی که انگارمیخوام باهاش از جلو رو در رو سکس کنم..پاهاشو بصورت عمودی دادم بالا از هم بازشون کردم ..
خودم رفتم وسط پاهاش یکم پاهاشو هل دادم سمته خودش تا کونش بیاد بالاتر و بعد یه تف انداختم سر کیرم و باز هل دادم تو روده ش
تو تمام مدت سکس تو اون حالت مچ پاهاشو ول نکردم و بعد که یکم گذشت پاهاشو چسبوندم به هم و زانوهاشو خم کردم و زانوشو چسبوندم به سینش..چون به تاج تخت چسبیده بود و راه نداشت که بالا تر بره بخاطره فشاری که موقع تلنبه زدن بهش میاوردم زیرم در حال چرخیدن بود و دائم کونش میومد بالاتر واینجوری بیشتر فرو میرفت بهش.. با دیدن این صحنه ها و کردن وحشیانه من بلاخره آبم اومد و ارضا شدم و همونجا تو کونش خالی کردم و یه 5 دقیقه ای روش دراز کش افتادم...عرق از همه جای بدنم سرازیر شده بود و داشت چکه میکرد.. خیلی وقت بود به این شدت عرق نکرده بودم..خیلی خسته شده بودم..35 دقیقه یک ضرب داشتم باهاش سکس میکردم..بعد هم پاشدیم و خودمونو تمیز کردیم.. نیم ساعت بعد هم یه بهونه ای آوردم و ردش کردم رفت و دیگه هر چی زنگ زد جوابشو ندادم ولی همچنان رابطمو با شیوا حفظ کردم....
