| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

لیلا همسر جنده من

صفحه  صفحه 1 از 2:  1  2  پسین »  
#1 | Posted: 11 Feb 2012 04:41
داستانهای سکس همسرم با نام: لیلا همسر جنده من
     
#2 | Posted: 11 Feb 2012 09:11
لیلا زن جنده من

سلام به همه علاقه مندان به داستانهای سکس همسر با مردان غریبه.من علی هستم ومیخام برای لذت شما خوانندگان چند تا از داستانهای راستان سکس همسرم لیلا را براتون تعریف کنم.مدتها بود که فکر اینجور سکس منو همسرم را خیلی تحریک میکرد.سرمنشا اون هم برمیگشت به چند تا فیلم با نامهای please bang my wife و یا screw my wife واز این جور قبیل فیلمها .در این فیلمها شما صحنه های تکان دهنده ولذت بخش از سکس زن با مرد یا مردای غریبه جلوی شوهررا میبینید.این همیشه آرزوی من بود که زنم جای زنهای توی فیلم باشه.ولی خوب.این فقط یه آرزو بود وتا اجرایی شدنش خیلی فاصله بود.منولیلا بارها در این مورد حرف زدیم وبا این موضوع سکس کردیم.وقتی صحبت از مردای دیگه وکیرشون میکردم،لیلا دیوانه وار حشری میشد واین به من هم لذت وصف ناپذیری میداد.این بود که دقتم به رفتارهاش ونگاه هاش به مردای غریبه مخصوصا همکاراش بیشتر شد.سکس لیلا با مردای غریبه بصورت مخفی وبدور از چشم من وبعدها جلوی من ، درحقیقت خواسته دل خودم بود وقطعا اگر یه روز قرار باشه کسی را ملامت کنم ، اون کس خودم هستم.من شخصا درحال حاضر با اینجور سکس هیچ مشکلی ندارم واین عمل را لذت بخشترین نوع سکس میدانم که خداوند برای بشر ابداع کرده است.در ادامه با من همراه باشید واز راستانهای من لذت ببرید .
     
#3 | Posted: 11 Feb 2012 09:11
لیلا زن جنده من 2
سلام به همه دوستان عزیز
اولین سکسی که از همسرم دیدم در حقیقت ندیدم بلکه شنیدم.شاید براتون جالب باشه ولی وقتی ماجرا را خوندید متوجه منظور من میشید.
یه روز بر حسب اتفاق تو خیابون دیدم یه مرده غریبه تو ماشین خانمم نشسته.خواستم ببینم که زنم این قضیه را از من پنهان میکنه یا نه.بخاطر همین به موبایلش زنگ زدم وگفتم که فلان جا هستم.اگر نزدیک منی ، بیا دنبالم.لیلا گفت باشه میام ولی یکی از همکارام تو ماشین هست وباید اونم برسونیم.گفتم باشه.وقتی اومد دیدم همون همکار مردش تو ماشینه وتنها کاری که کرده بود این بود که رفته بود عقب نشسته بود.اون همکارش که بعدا فهمیدم اسمش محسن بود سر ایستگاه مترو پیاده شد ورفت.لیلا تو مسیر همش از محسن تعریف میکرد واز محاسنش حرف میزد وتعریف میکرد.تا اینکه یه روز لیلا گفت که امروز اون همکارش یعنی همون محسن قرار هست که بیاد یه جزوه آموزشی براش بیاره.پرسیدم میاد بالا؟گفت نه .میده ومیره.گفتم چه کاریه.نمیشه که.تا اینجا بیاد وتعارفش نکنیم ، زشته.لیلا گفت آخه من نمیدونم چی بپوشم.گفتم مگه پیش بقیه میهمانها چطوری هستی؟همون جور باشه.گفت یعنی بی روسری؟گفتم آره دیگه.بعد بشوخی گفتم که دوست بیچارت فقط تورا با مقنعه دیده.بزار یه بار هم ببینه چه لعبتی هستی.لیلا گفت تو ناراحت نمیشی ؟ گفتم نه بابا.راحت باش.در همین هین زنگ در بصدا در اومد.ومن در را باز کردم وهمکار خانمم را دعوت کردم.با اصرار اومد ونشست روی مبل.یه کم قرمز شده بود.فکر نمیکرد که من به این راحتی پذیرای اون باشم.پرسید خانم تشریف ندارن؟گفتم چرا الان میاد.در همین هین دیدم لیلا اومد.وای چی میدیدم.با تاپ باز ودامن تا زانو وآرایشی ملایم وموهایی افشان.اومد جلو وبا محسن دست داد.محسن که اصلا انتظار این صحنه را نداشت ، با دیدن لیلا جا خوردوبه تته پته افتاد.من اومدم بکمکش وسر حرفی را باهاش باز کردم.لیلا رفت وبساط پذیرایی را آماده کرد وآورد جلو.من که تا اون لحظه به محسن بعنوان یه میهمان عادی نگاه میکردم یدفعه شیطون اومد سراغم ویاد فانتزیهای سکس لیلا با مرد غریبه افتادم.بخاطر همین وقتی لیلا سینی چای وبعدش میوه را آورد وبا توجه بلباسی که پوشیده بود، گفتم خودش تعارف کنه.محسن که ظاهرا از حضور من خیلی در فشار بود ودائم نگاهشو از از سروسینه همسرم میدزدید،لحضات سختی را میگذروند.تااینکه تلفن من زنگ زد.برای پاسخ به تلفن به سمت اتاقم رفتم وهمونجا مشغول صحبت شدم.در حین صحبت یه حسی به من میگفت یه نگاهی به حال بندازم.وای چی میدیدم.دو کبوتر عاشق لب روی لب هم گذاشته ودست محسن بود که سینه های لیلا را میمالید.صحبتم تمام شد وبلند بلند خداحافظی کردم تا متوجه برگشت من بشند.وقتی اومدم همه چی عادی بود.اونا داشتن درباره کارشون صحبت میکردند ومنو کاملا الاغ فرض کرده بودند.از دیدن اون صحنه هم ناراحت بودم وهم یه جورایی حشری.بر ناراحتی خودم غلبه کردم.چرا که خودم با دست خودم زنمو جنده کرده بودم وجای هیچ گله وشکایتی نبود.لذا تصمیم گرفتم شرایط را براشون محیا کنم تا به کام هم برسند.یه فکری اومد بسرم.یهو بلیلا گفتم : وای لیلا.من امروز چک داشتم.یادم رفته بود.باید برم حساب بحساب کنم.محسن گفت من هم با اجازتون برم.گفتم نه بمونید من زود برمیگردم.رفتم لباسمو پوشیدم وموبایلمو در حالت بی آنتن گذاشتم وگذاشتم روی حالت ضبط صدا وگوشیمو روی اپن آشپزخونه پشت یه ظرفی مخفی کردم وخداحافظی کردم ورفتم وتا دوساعت بعد اومدم خونه.محسن هنوز اونجا بود وتا من اومدم ادای در حال رفتن را درآوردوخداحافظی کرد ورفت.لیلا پرسید کارم انجام شد؟که براش توضیح دادم.پرسید چرا موبایلت نمیگرفت؟گفتم تو بانک آنتن نمیداد.لیلا گفت من میرم دوش بگیرم وزود میام.وقتی رفت تو حمام ، فوری رفتم سراغه موبایلم وشروع به شنیدن ماجرای اتفاق افتاده کردم.بله درسته.اون چیزی که حدس زده بودم.اولین سکس لیلا با یه مردی غیر شوهرش.تو قسمت بعد عین مکالمات اون دوتا را براتون مینویسم.با من باشید.
     
#4 | Posted: 11 Feb 2012 09:17
لیلا زن جنده من ۳
دوستان وخوانندگان عزیز
قطعا با ارسال نظراتتون به من برای ادامه دادن به نوشتن این داستانهای راستان کمک میکنیدوقوت قلب من خواهید بود.ضمن اینکه لیلا هم خواننده نظرات شما هست ومیتونید مستقیم با خودش صحبت کنید ولذت ببرید.خدا را چی دیدید.شاید یه روز داستان رابطه وسکس شما با لیلا را هم اینجا نوشتم.
از نظر من انسانها در مدتی که قرار هست در دنیا زندگی کنند نباید خودشون را اسیر قید وبندهایی مثل خدا ودین قرار دهند.این حرفها ساخت آخوندای کثیف هست تا زن امثال من وتو را به زیر کیر خودشون بکشونند.به هرحال ضمن احترام بنظرات همه دوستان ، اعلام میکنم که امادگی شنیدن وخوندن هر نظری را از جانب شما دارم.
با تشکر
علی
     
#5 | Posted: 11 Feb 2012 09:18
لیلا زن جنده من 4
محسن :لیلا ببین رفت بیرون.
لیلا:آره رفت.وای محسن من مردم.قربونت کیرت بشم.زود باش سینه هامو بمال .بیا بخورش.
محسن: بیا جنده قشنگ من.حالا که شوهر بیغیرتت منو با تو تنها گذاشته، چرا که نه.بیا تو بغلم عزیزم.
(صدای لب گرفتن وآه وآخ و اوخ)
لیلا:سینه هامو فشار بده.بخورش.همش مال توئه محسن.آه.وای چقدر دلم هوستو کرده بود.اون روز تو اداره دستت خورد به سینم ، داشتم میمردم.محسن فشارش بده.
محسن: همون روز بخودم گفتم که من باید این سینه ها رو تو دستام بگیرم.الانم لیلا میبینی؟لخت جلوی من نشستی وسینه هات دو دستمامه.وای .قربونتون برم.اووووووووووووووووووم م م م م م چقدر خوشمزست.خوش بحال علی
لیلا:اسم علی را نیار.میخام فکر کنم مال تو هستم محسن.آخ فشار بده.محسن بخورش.نوکشو گاز بگیر.محسن منو لخت کن.
محسن: لیلا تو جنده منی؟کستو میخام.میخام لختت کنم.میخام کستو بلیسم
لیلا: جیغ بلند.من مال تو هستم محسن.زود باش منو لخت کن.کسمو بخور.بلیسش.زود باش.شورتمم دربیار.اوف ف ف ف ف بخورش.برای تو صافش کردم.همش مال توئه.آخ من مردم.محسن بکنش.بکنش زود باش.زبونتو بزار توش.محسن دوستش داری.قشنگه؟ با لبات بکنش
محسن من کیر میخام .کیییییییییییییییییرررررر
زود باش.
محسن: جان .عجب کسی داری لیلا.اووووووووووووووم م م م م م م .وای.علی کجایی ببینی که کس زن جندت تو دهنه منه.کیر میخای؟کیرم بهت میدم.بیا عزیزم.بگیر دستت.خوبه؟ منم برای تو تمیزش کردم.دوستش داری؟همش مال توئه.ماله من بهتره یا اون شوهر بی غیرتت؟
لیلا: وای ی ی ی ی ی ی محسن.این کیره؟ عجب چیزیه؟ چقدر کلفت و نازه؟وای ی ی ی ی .قربونش برم.باورم نمیشه محسن.این کیر توئه که تو دست منه؟ آخ من چقدر منتظر این لحظه بودم محسن.در بیار .آها.حالا جلوم بایست محسن. وای محسن.من کیر میخام.کیرتو رو میخام.میخای برات بخورمش؟آخه مال علی را هیچوقت تا حالا نخوردم.میخام مال تو رو بخورمش.
محسن: مگه میشه دلم نخواد.تو نخوای هم من بزور دهنتو میگام.زود باش جنده خانم.جنده پتیاره بیا بخور کیر منو.آه.علی کجایی؟بیایی ببینی زن جندت داره چیکار میکنه.داره کیر همکارشو میخوره.بخور جنده خانم.لیلا .وای ی ی ی ی بخور .عالیه.
(10 دقیقه صدای ملچ ملوچ وآه واوه محسن)
محسن: بسه دیگه.میخام امروز چنان بکنمت که دیگه به شوهر بیغیرتت کس ندی جنده.دستاتو بزور روی مبل.آها.کستو از پشت بده بیرون.(صدای محکم زدن کون لیلا)
عجب کس قلمبه ای داری جنده.میخام مثل سگ بکنمت.دوست داری؟
لیلا: آره محسن.بکن منو .جرم بده.عاشق اینجور کس دادنم.زود باش منو بگاه.محسن زود باش. آخ .محسن یواش.یواشتر.درد داره محسن.آه ه ه ه ه ه جان.چه حالی میده.وای ی ی ی ی ی محسن
من تو بهشتم.عجب کیری داری محسن.وای میخام جیغ بزنم.وای تو آسمونم.
محسن: جان.عجب کسیه.چقدر تنگه لیلا؟من بجای شوهرت گشادش میکنم.تو جنده خودمی.
(4 دقیقه صدای تلمبه زدن وناله های محسن ولیلا)
محسن:بیا تو بغلم.ببرمت روی تختی که با علی روش میخابی.میخام اونجا کستو جر بدم جنده.
(صدای خنده لیلا)
لیلا: نه محسن.منو بزار روی اپن آشپزخونه.اونجا میخام منو بکنی.محسن زود نشیا.میخام خیلی منو بکنی.آها. محسن یواش.آخ خ خ .جان.یواش.اوف ف ف ف .وای مردم.عجب کیری داری محسن .بزن.تلمبه بزن محسن.محسن با یه دستت سینه هامو فشار بده.با یه دستت بالای کسمو بمال.محسن دوستت دارم.خیلی دوستت دارم.من فقط مال تو هستم.وای چه حالی میدی به من.
محسن: عجب جنده ای نصیبم شده.مگه میشه از تو گذشت لیلا.کاش زن من بودی.لیلا من تو بهشتم.خیلی باحالی.چه کسی داری لیلا.جنده خانم.داری چیکار میکنی؟
لیلا: دارم به عشقم کس میدم.کسسسسسسس میدم.فشار بده محسن.
محسن: لیلا شوهرت نیاد یوقت.بیا یه زنگ بهش بزن.ببین کجاست؟
لیلا: باشه.گوشی من اونجاست بده به من
(چند لحظه سکوت) نمیدونم چرا میگه در دسترس نیست.دوباره بگیرم.بازم در دسترس نیست.ولش کن
محسن بیا روی مبل.
محسن: ولش کن.شوهر بی غیرتی که زنشو با مرد غریبه تو خونش رها میکنه ، میره، حقش اینه که زنش گاییده بشه.بیاعزیزم.راحتی تو.پاهاتو باز کن.بزار یه کم کستو بلیسم.آها.اووووووووووووووووووم م م م م.چه آبی انداختی؟چه چشمه ای؟اوم م م م م م
(چند دقیقه کس لیسی وصدای ناله لیلا)
لیلا میخام ایندفعه جوری بکنم که آبم در بیاد.(صدای بوسه بر لب)
عزیزم دوست داری آبمو کجا بریزم؟ها؟کجا بریزم؟
لیلا: تو کسم ولی میترسم.چون من قرص نمیخورم.میترسم حامله بشم.ولی نه من میخام.مهم نیست.یکاریش میکنم.بریز تو کسم.وای. میخام فشار آبتو تو کسم احساس کنم.
محسن:باز کن پاهاتو جنده.اوف ف ف ف ف دوست داری میکنمت؟خوب میکنم؟عجب کسی داری جنده من؟ جنده پتیاره.کس بده به من.اوف ف ف
(3 دقیقه تلمبه)
لیلا داره میاد.داره میاد.مطمئنی بریزم توش. اوه ه ه ه ه ه اومد وای لیلا اومد.آخ خ خ خ
(صدای فریاد محسن وجیغ لیلا)
لیلا:بریز توم .وای .چه حالی داره.فشار بده.وای من مردم .محسن.دوستت دارم.درش نیار محسن.آخ من مردم.آه ه ه ه ه .
(دقایقی سکوت)
لیلا:محسن یواش درش بیار.یواش یواش.توم احساس خلا میکنم.آه ه (صدای بوسیدن).محسن مرسی.تو امروز منو باوج لذت رسوندی.
محسن: تو هم خیلی خاص هستی.دوستت دارم عزیزم.بازم دوست داری بیام بکنمت؟
لیلا:چرا نخوام.تو آخرشی عزیزم.بازم میخام.ایندفعه میبرمت تو خونه خودم میکنمت.
محسن: پاشو عزیزم.لباساتو بپوش الان علی میاد.
(چند دقیقه ای صدای درب دستشویی وسکوت)
محسن: عجب کسی داشت این جنده.
لیلا:
چیزی میخوری
محسن: آره.بیا بشین پیشم.سینه هاتو میخام بخورم تا شوهرت بیاد.
(صدای زنگ)
لیلا: اومدش.من عادیم؟موهاتو درست کن.یه بوس بده.اوم م م م .دوستت دارم
محسن: عاشقتم عزیزم.اوم م م م م م
     
#6 | Posted: 11 Feb 2012 09:18
لیلا زن جنده من 5
با گوش کردن به ماجرای سکس لیلا با محسن ، دید من بلیلا ونگاهم بزندگی وارد فصل جدیدی شده بود.رضایت وصف ناپذیر لیلا از سکس با محسن وحالات موقع سکسش منو تحت تاثیر قرار داده بود.از اینکه نتونسته بودم مثل همه شوهرهای دیگه ، زنمو راضی داشته باشم ، اندکی ناراحت بودم ولی وقتی به نوار ضبط شده سکسشون گوش میدادم ، امید وار بودم که مردایی هستند که میتونند زنمو راضی نگه دارند.لیلا هم توی سکسش با من بعد از اون داستان خیلی داغ شده بود وشاید من هم تغییری در سکس کردنم ایجاد شده بود.چون من در حال سکس بیاد سکسش با محسن می افتادم وقطعا اون هم بیاد کیر محسن وخوب کردنش.
ولی اونچه که مسلم بود این بود که هر دو تمایل داشتیم باینکه از این ماجرا پرده برداریم.چون مدتها بود که ما حرف از سکس با غریبه میزدیم وحالا که عملی شده ، جرات بیان نداشتیم.تا اینکه لیلا یه روز شروع کرد به تعریف کردن از همکارش محسن.واینکه بد نیست با هم روابط داشته خونوادگی داشته باشیم.اونشب خیلی در این مورد صحبت کردیم .من بشوخی گفتم لیلا بدرد اون داستانها هم میخوره؟لیلا گفت کدوم داستان؟گفتم همون دیگه.همون که موقع سکس ازش حرف میزنیم.لیلا گفت : وا علی.این چه حرفیه.اولا اون حرفا فقط مال موقع سکس هست وثانیا اون همکارمه.اهل این حرفا نیست.تو دلم گفتم آره جون خودت جنده خانم.حالا خوبه نوارتو دارم.بهش گفتم: جدی میگما.اگه آدم خوبو مطمئنی هست وازش خوشت میاد، بد موردی نیستا.اون روز هم که اومد خونمون ، بدجور سر و سینه هاتو نگاه میکرد.گفت نه علی.بس کن حالم بهم خورد.بگیر بخواب.گفتم لیلا باشه.ببخشید.بی خیال.ولی اگه دوباره زنگ زد وخواست به یه بهونه ای بیاد اینجا ، معلومه که خوشش اومده.بعد با هم صحبت میکنیم.وخوابیدیم.فردا لیلا رفت سر کار وساعت 12 بود که برگشت.دیدم از خونه به من زنگ زد.تعجب کردم.گفتم چی شده زود اومدی خونه.گفت شب میهمان داریم.گفتم کی؟گفت تعجب میکنی بگم که همون همکارم.گفتم عجب.دیدی گفتم بهت.ظاهرا تو گلوش گیر کردی.گفت علی من بفکر چیم تو بفکر چی؟گفت کی میخاد غذا درست کنه.گفتم یه کاری بکن.تو بخودت برس وغذا از بیرون میاریم.خدا را چی دیدی.شاید امشب یه سکس سه ...داشتم میگفتم که تلفن را مثلا از روی عصبانیت قطع کرد.جنده خانم داشت برای من فیلم بازی میکرد.ساعت 3 زنگ زدم خونه دیدم جواب نمیده.زنگ زدم بموبایلش.گفت مگه نگفتی بخودت برس.اومدم آرایشگاه.منو میگی.از خوشحالی داشتم میمردم.تو دلم گفتم خودم امشب عروست میکنم لیلا خانم.وقطع کردم.حدود ساعت 7 بود که محسن با لیلا تماس گرفت وعذر خواهی کرد که چون خواهر خانمش اومده خونشون ، شب نمیتونند بیان.من صدای لیلا را میشنیدم که میگفت محسن تو رو خدا.خودت بیا.من کلی خودمو برات آماده کردم.چی بهش گفت نمیدونم ولی لیلا اومد به من گفت که اینجوری شده واونا نمیان.منم با خونسردی گفتم:بهترکه زنش نمیاد.بگو خودش بیاد.لیلا با تعجب پرسید :واقعا؟گفتم آره.تنها باشه که بهتر خوش میگذره.لیلا گفت چی تو سرته علی؟گفتم زنگ بزن بگو بیاد
اونم از خدا خواسته بهش اس ام اس داد که خودش بیاد واونم که قبول کرد(البته بنظرم اومد که همه این داستانها ساخته خودشون بود .اصلا بعید میدونستم زنش از این میهمونی خبر داشته باشه.بعدا فهمیدم که حدسم درست بود)
نیم ساعت نشد که محسن اومد وخیلی شیک با یه دسته گل وارد خونه شد.اومد گل را به من بده ،گفتم صبر کن بده به دوستت.در همین موقع لیلا اومد.یه تاپ خوشگل پوشیده بود با یه سوتین همرنگ وتنگ ویه دامن لی خیلی کوتاه که تایلند خریده بود وفقط همونجا دو بار پوشیده بود.آرایشی غلیظ ولاک های رنگ تاپش (صورتی کم رنگ)با یه کفش پاشنه بلند که براش از ارمنستان خریده بودم.خلاصه به همین اندازه که من توصیفش کردم،محسن مات ومبهوت مونده بود تا اینکه لیلا بهش دست داد وخوش آمد گفت.اونم از شوک در اومد ودسته گل را تقدیمش کرد.من که حرارت لبهاشون را کاملا احساس میکردم، تعارف کردم وهمگی رفتیم نشستیم.سر صحبت باز شدو هوا و زمین صحبت میکردیم.لیلا گفت محسن جان هر وقت گرسنت شد بگو تا بگم شام را از رستوران بیارند.محسن گفت خیلی بزحمت افتادیدومن راضی نبودم.گفتم ای بابا.ما تازه با هم آشنا شدیم ومیخاهیم حالاحالا ها با هم باشیم.لیلا رفت تو اتاق یه چیزی برداره منم رفت پیشش.دیدم داره شرتش را عوض میکنه.گفتم چی شده.گفت هیچ چی.گفتم نکنه آبت در اومد.نگاهی به من کرد وخنده ای آغشته به شیطنت کردوگفت علی...سرشو گذاشت روی سینم.چیکارکنم.شهوتی شدم.گفتم قربون زن خوشگلم بشم که محسن هم بدجور توکفته.چقدر نگاهت میکنه.با این لباس پوشیدنت بیچارش کردی.یه دفعه لیلا بدون مقدمه گفت علی من میخام.با تعجب گفتم چی؟با یه حالتی سر شار از حشر گفت کیر میخام.مگه تو نمیخاستی منو با یه مرد دیگه ببینی؟الان نشون بده که الکی نمیگفتی.دیگه فهمیدم که باید زن اونقدر حشری شده باشه ، که این حرفو بزبون بیاره.بغلش کردم وبوسیدمش وگفتم امشب بکام میرسونمت.بکام کیر دوستت محسن.لیلا گفت راست میگی علی؟گفتم آره .چرا که نه.گفت علی از من بدت میاد؟گفتم تازه عاشقت شدم .گفتم من نمیام تو حال.تو برو یکم باهاش حال کن اگه دوست داری.لیلا که دیگه طاقتش تموم شده بود بوسم کردو رفت.ادامه دارد.
     
#7 | Posted: 11 Feb 2012 09:49
لیلا زن جنده من 6
لیلا رفت توی حال .من چند دقیقه ای صبر کردم وداشتم فکر میکردم که الان دارند چیکار میکنند؟دیگه طاقت نیاوردم ودرب اتاق را باز کردم ورفتم توی حال.دقیقا لحظه ای که لباشون روی لب هم بود را دیدم.تا منو دیدند از هم جداشدند ودر حالی که نفس نفس میزدند، لباساشون را درست میکردند.محسن گفت علی جان تو رو خدا ببخشید.فقط یه رابطه دوستانه کوتاه بود.لیلا که سرخ شده بود ،گفت علی ناراحت شدی؟گفتم نگران نباشید آقا محسن.لیلا جان.من با این قضیه مشکل ندارم.اشکال نداره.من خودم خواستم که لیلا بیاد وتو حال تنها باشید.راستش را بخواهی آقا محسن ، منو لیلا مدتیست که در مورد رابطه به یه نفر تو زندگیمون فکر میکنیم وهمش با این فکر سر میکنیم.ظاهرا اون مرد خوشبخت شما هستید ولیلا هم که براحتی این مسئله را قبول نمیکرد با شما راحت کنار اومد.دوتاییشون لبخندی زدن وبرای اولین بار جلوی من ، لباشون را روی هم گذاشتند.وچند دقیقه ای ادامه دادند.من در اون لحظه از شدت هیجان نمیدونستم چیکار کنم.حتی روم نمیشد مستقیم این صحنه را ببینم.بخاطر همین گاهی سرمو پایین مینداختم.محسن گفت علی آقا مرسی.خوش بحالت .عجب لعبتی داری.گفتم قابل نداره.شما هم که در این لعبت شریک من شدی.وبعد خنده ای بلندی کردیم ورفتیم سر شام.سر شام او نا پیش هم نشستند ودل تو دلشون نبود که همش همو دستمالی کنند.به محسن گفتم لیلا را چقدر دوست داری؟گفت ناراحت نمیشی؟گفتم نه بخدا بگو.گفت عاشقشم خیلی.گفتم خوب پس چرا باهاش عشقبازی نمیکنی؟گفت آخه.گفتم آخه نداره.راحت باشین.مرگ یه بار شیون یه بار.حالا که ما بیغیرتیمون را نشون دادیم .شما هم استفاده کنید.ولذت ببرید.اونا هم از خدا خواسته بدون توجه بحضور من با هم شروع کردن به عشقبازی.لب گرفتنو غذا تو دهن هم دادنو از دهن هم غذا به هم منتقل کردن گرفته تا دستمالی سینه لیلا وآه واوف کردنای بینش.خلاصه اون شام برای هم من هم اونا لذت بخش ترین شام زندگیمون شده بود.که نفهمیدیم چطوری تمام شد.یه دفعه با صدای بلند داد زدم وااااااای چه حالی میده.میز شام را همونجوری رها کردیم واومدیم روی مبل نشستیم.در حالی که اونا تو این عالم نبودن.ازشون سوال کردم که شما قبل از امشب هم با هم رابطه ای داشتید؟لیلا فورا گفت نه نه .اولین باره.محسن هم تایید کرد.گفتم ولی این رابطه ای که من میبینم خیلی عمیقتر نشون میده.راستشو بگید.من که ناراحت نمیشم.دوباره گفتند نه باور کن نداشتیم.دیگه طاقت نیاوردم ونواری که ضبط کرده بودم را براشون گذاشتم.لیلا شروع کرد به گریه ومحسن هم شدیدا عذر خواهی کرد.گفتم اشکال نداره عزیزم.گریه نکن.من از محسن ممنون هم هستم که تو رو به اوج لذت رسوند .کاری که من نتونستم سالها برات بکنم.بعد بغلش کردم وبوسیدمش.گفت یعنی از دستمون ناراحت نیستی گفتم اولش بودم ولی بعدا که فکر کردم دیدم که دقیقا کاری کردید که دلم میخاست.الانم برای اینکه کاملا راضی بشم باید کاری که میخام رابکنید.میخام جلوی من هم عین همون کارا را بکنید.یعنی اینکه محسن با تمام وجودش تو رو جلوی من بکنه.ومن کارگردان فیلم سوپر زن جنده ام باشم.اونا هم از خدا خواسته با هم گفتن باشه علی جون وافتادن تو بغل هم.ادامه دارد.
     
#8 | Posted: 11 Feb 2012 13:46
لیلا زن جنده من 7
با لیلا رفتیم تو اتاق.گفتم عزیزم مدتها با هم دیگه فانتزی سکسی داشتیم وبا این حرفا خیلی لذت میبردیم.الان تا چند قدمی بواقعیت رسیدن رویاهامون هستیم.هرچند تو یک بار با محسن بدور از چشم من سکس داشتی .ولی مهم نیست.این که امشب میخای چیکارکنی مهم هست.آمادگیشو داری؟
لیلا گفت من آمادگیشو دارم.میبینی که.ولی همین سوال را من از تو دارم.تو واقعا آمادگیشو داری؟پشیمون نمیشی؟علی اگر فکرمیکنی که بعدا سر همین قضیه با هم رابطمون بهم میخوره ، بیا وبیخیال بشیم.منم دیگه قول میدم هیچوقت با محسن رابطه نداشته باشم.گفتم لیلا خیالت راحت باشه .من احساس خوبی دارم ومیخام امشب این را تجربه کنم.من باید تکلیف خودم را با فکر خودم همین امشب معلوم کنم وببینم چند مرده حلاجم.گفتم لیلا شروع کنیم؟با یه شیطنت خاصی جواب داد من حاضرم.
بگو بیاد.رفتم تو حال.دیدم محسن خیلی مضطرب هست.گفتم چیه آقا محسن؟مضطرب میبینمت.نکنه جا زدی؟با صدای لرزون خاصی گفت که علی آقا اگه مطمئن نیستی بخدا من حاضرم همین الان برم ودیگه پشت سرمو نگاه نمیکنم.دستمو بردم بطرفش.گفتم داماد ندیدم اینقدر خجالتی.پاشو ببینم.لیلا منتظرته.میخام ببینم امشب چه هنری را از خودت بروز میدی.پرسید : الان؟گفتم پس کی.لیلا منتظرته.پاشو.دستشو گرفتم وبردم تو اتاق.یه صندلی هم برای خودم بردم تو اتاق وگذاشتم جلوی تخت تا بهتر بتونم شاهد کس دادن زن جنده ام باشم.دست لیلا را گرفتم وگذاشتم تو دست محسن وبهش گفتم آقا محسن امشب زن من مال تو هست.میخام هر کار که بلدی با زنت انجام بدی.خودم از شدت استرس واضطراب دهنم خشک شده بود.محسن لیلا را بغل کرد وشروع کردن به بوسیدن ومالیدن بدنش.لیلا هم آه وناله میکرد.چند دقیقه همینجور ادامه دادن.صدام در اومد.گفتم ظاهرا با حضور من سختتون هست.فکر کنید من اینجا حضور ندارم.با هم حرف بزنید.یه دفعه محسن گفت لیلا خانم جنده خشگل من آماده هستی که من جلوی چشم شوهرت کستو بلیسم.دوست داری؟لیلا آهی کشید وگفت آره.منم میخام کیرتو بخورم.وشروع کردن روی تخت تو هم لول خوردن.یه دفعه محسن گفت علی آقا میشه زن جندتو برام لختش کنی؟وای خیلی از این حرف تن وقلبم لرزید.چون یکی از فانتزیهای خاص ما همین بود که من زنمو لخت کنم.گفتم چرا که نه.پاشدم ودر حالی که دستم میلرزید گفتم لیلا پاشو.تاپ ودامنش را در آوردم.بند سوتینشو باز کردم وبه محسن گفتم آماده ای که میخام زیباترین وخوش تراش ترین سینه جهان را برات لخت کنم؟محسن گفت زود باش مردم.وقتی سوتین را کنار زدم ، محسن مثل وحشی ها افتاد به جونش وشاید 10 دقیقه فقط داشت سینه هاشو میخورد ولیلا از شدت شهوت ولذت دور خودش میپیچید.یه دفعه محسن گفت کسکش بیا شرت زنتو برام دربیار.میخام کسکشی زنتو پیشم بکنی واز من بخوای کس زن جندتو لیس بزنم.پاشدم شرت لیلا را که البته بود ونبودش فرقی نمیکرد از پاش در آوردم ورفتم بالا سرش لم دادم.پاهاشو با دستای خودم باز کردم وگفت آقا محسن کس زنم مال توئه.باهاش هر کاری خواستی بکن.خواهش میکنم بلیسش جلوی من.وقتی دست محسن را روی کس زنم دیدم نا خودآگاه ارضا شدم.فکر نمیکردم تا این حد اسیر لذت وهیجان این کار بشم.در پوست خودم نبودم.حالتم عادی نبود.محسن گفت علی آقا عجب کسیه.خداییش با وجود این کس به کس دیگه هم فکر میکنی؟من که کس زنم از چشمم افتاده.گفتم قابلتو نداره.مال خودته .وشروع کردن بلیسیدنش.لیلا بود که ناله میکرد وبا دستاش سر محسن را به کسش فشار میداد.اونقدر غرق در شهوت بود که با اینکه محسن با یه دستش سینه هاشو فشار میداد وگاهی محکم لبای کسشو میزد ویا گاز میگرفت، اصلا حالیش نبود.من همش بهش میگفتم لیلا داری چیکار میکنی؟با یه حالتی میگفت دارم کس س س س س س میدم.دارم جلوی شوهرم کس میدم.وای ی ی ی محسن بخورش.زبونتو بزار توش.یه دفعه لیلا به من گفت علی کیر میخام.بگو کیرشو به من بده.من کیر محسن را میخام.گفتم آقا محسن مگه نمیبینی زن جنده من التماس کیرتو میکنه.بده بهش دیگه.محسن که تا الان هنوز لخت نشده بود گفت علی آقا مگه قرار نبود تو دامادم کنی.خودت بیا کیرمو برای زن جندت درش بیار.برام خیلی جالب بود.خیلی لذت بخشه.خدا نصیبتون کنه که کیر یه مرد غریبه را برای زنتون هدیه بیارید.لباسای بالا را خودش درآورد.شلوارشم درآورد.دست گذاشتم توی شرتش وبرای اولین بار یه کیر بزرگ را دست زدم.لامسب کیر نبود که.خرطوم فیل بود.وقتی در آوردمش گفتم لیلا بیا عزیزم.اینم کیر محسن.محسن محکم زد برون لیلا وگفت جنده پاشو.مگه کیر نمیخواستی؟به من گفت کسکش شرتمو در بیار.بلند شد ایستاد ومن شورتشو در آوردم.لیلا تا کیر محسن را دید پرید بطرفش وشروع کرد بوسیدنو لیسیدن.وبعد گذاشت تو دهنش.من هم کنارشون داشتم این صحنه را میدیدم.لیلا کیرمحسن را در آورد وروبه من گرفت وگفت میبینی علی.کیر به این میگن .محسن گفت کسکش پاشو کیرتو در بیار ببینم چی داری.پاشدم ومن هم لخت شدم.کیر من هم بد نیست ولی لیلا کیر محسن بهش چسبیده بود.منم گفتم نوش جون عزیزم.لیلا گفت ببین الان تو دهنمه.چند دقیقه دیگه میزارم توکسم.جلوی چشمای تو.مگه همینو نمیخواستی.گفتم حالشو ببر عزیزم.وشروع کرد مثل یه جنده واقعی ساک زدن.تخماشو میزاشت تو دهنش.به محسن گفت بخوابه وبه من گفت پاهاشو رو هوا نگه دارم.خیلی حرفه ای بود.با زبونش چنان محسن را بحال آورد که محسن از شدت لذت فقط داد میزد.یه 10 دقیقه ای همه جاشو لیس میزد . زبونشو تو سوراخ کون محسن میزد ومیلیسید.یه دفعه محسن بلند شد ولیلا را پشت رو کرد.محکم زد در کونش وگفت قلمبه کن به بیرون جنده.با انگشتش فرو میکرد تو کس زنم ودر میاورد.یه دفعه محسن حرف دلم را زد.داشتم به لحظه موعود نزدیک میشدم.محسن گفت میخام زن جنده پتیارتو جلوی روی کسکشت پاره کنم.بیا هم منو داماد کن وهم زنتو عروس.خودت کیرمو بزار تو کس زنت.لیلا جیغ میزد ومیگفت علی زود باش مردم.بی غیرتیتو نشون بده.کسکشیتو نشون بده.محسن گفت دیوس زود باش دارم میترکم.رفتم جلو ویکم آب سر کیرو مالیدم به همه جای کیرش وگذاشتم در کس لیلا..گفتم مبارکت باشه عزیزم.فشار بده.محسن هم که قبلا تجربه کس تنگ لیلا را داشت ، آروم کیرشو فشار داد تو.مثل هلو کیرش تا ته رفت تو کس زن جنده من.زنی که با دست خودم جنده شد.محسن از شدت هوس با یه شدت خاصی تلمبه میزد ومحکم میزد به کون زنم.من تو این حال دیگه نتونستم جلوی خودم را بگیرم ودوباره ارضا شدم.جالبه بدونید که آبمو ریختم روی کیر محسن که تو کس لیلا جلو وعقب میرفت.با اینکه ارضا میشدم ولی از قدرت شهوتم کم نمیشد.گفتم اینجوری بسه.لیلا به پشت خوابید وطاق باز پاهاشو باز کرد و گفت محسن جان بیا.کیرتو تا ته بزار توش.منو جر بده محسن.محسن هم کیرشو گذاشت در سوراخ کس زنم وشروع کرد به تلمبه زدن.همینجور که لیلا را میکرد ، سینه هاشو میخورد .لبشو میخورد.لیلا میگفت نوک سینه هامو گاز بگیر وناله میزد.من رفتم وسر لیلا را گذاشتم روی رون پام ودست لیلا را گذاشتم روی کیرم.لیلا ناله میزدو التماس محسن را میکرد که تندتر تلمبه بزنه.محسن در حال کردن زنم وقتی تلمبه میزد صورتش نزدیک من میشد و میرفت عقب.یه بار تو چشمام نگاه کرد وگفت میبینی؟میبینی علی آقا چی جوری دارم زنتو میگام کسکش؟یادت باشه که خودت کیرمو گذاشتی تو کس زنت.میبینی جلوی چشمت دارم زنتو میکنم جاکش.آره میبینی؟ کیف داره ها؟زن جندت الان مال منه دیوس.میبینی سینه هاش تو دست منه.دوست داری ؟آره؟حال میده؟همینو میخاستی کسکش؟دیدی چی جوری زنتو تصاحب کردم؟میبینی رو تخت خودت دارم زن جندتو جر میدم؟بعد به لیلا گفت:لیلا جنده خوب میکنمت؟من بهتر میکنم یا این شوهر دیوست؟لیلا میگفت تو فقط تو.علی اصلا کردن بلد نیست.بکن زود باش بهتر بکن.محکمتر تلمبه بزن تا تو بغل شوهرم بالا پایین برم.بعد محسن به من گفت اون دفعه همه آبمو خالی کردم تو کس زن جندت.الان دوست داری کجا بریزم.بعدش محکم زد به سینه لیلا وگفت کجا بریزمش جنده.زود باش بگو.دارم میام.گفتم بریز تو کسش.لیلا گفت نه بریز تو دهنم.میخام جلوی شوهرم آبتو بخورم.همشو بخورم تا علی از حسودی بمیره.بریز تو دهنم.یه دفعه کیرشو در آورد وآورد جلوی دهن زنم.گفت باشه.الان میریزم تودهنت.میبینی علی.آب کیرمو میریزم تو دهن زنت.سرشو نگه دار جاکش.چند بار داد زد نگه دار نگه دار نگه دار .آخ آخ اومد اومد اومد جنده نگه دار.آه آه آه .چنان با فشار آبش اومد که آرزوشو داشتم.چی میدیدم.زنم همه آب محسن را مثل شیر سر کشید وکیرشم مثل بستنی قیفی لیس میزد.من هم برای سومین بار با دیدن این صحنه ارضا شدم وریختم رو سینه زنم.محسن افتاد.لیلا بی حال افتاد.من ولی هنوز اون صحنه را که میدیدم همچنان شهوتی بودم وداشتم تن لخت او ن دو تا را کنار هم روی تخت نگاه میکردم وراضی از این رابطه سکسی داشتم لذت میبردم.محسن بلند شد ویه تشکر از من کرد وعذر خواهی از بابت حرفهای زشتی که به من زد.ولیلا را بوسید وازش تشکر کرد ورفت دستشویی.لیلا هم بزور چشماشو باز کرد وبا یه حالت خاصی گفت :علی مرسی.دوستت دارم.خیلی دوستت دارم.گفتم خوش گذشت عزیزم؟لیلا گفت خیلی خوب بود.گفتم بازم میخای؟با یه حالی سرش را بنشون رضایت تکون داد.پاشدم لباسمو پوشیدم ولیلا هم تاپ ودامنشو بدون سوتین وشرت پوشید ورفتیم تو حال.محسن هم از دستشویی اومد ورفت لباسشو بپوشه که بهش گفتم لطفا فقط شورتشو بپوشه.گفت نه بپوشم برم.گفتم کجا؟مگه داماد شب اول عروسشو ول میکنه بره؟گفت یعنی تا صبح بمونم؟گفتم پس چی؟گفت یعنی اجازه میدی تا صبح باز هم...؟گفتم امشب لیلا ماله توئه.هنوز سیرش نکردی.از شدت خوشحالی اومد ومنو بوسید ورفت مشغول خوردن میوه شد.ادامه دارد.
     
#9 | Posted: 11 Feb 2012 16:29
لیلا زن جنده من 8
نیم ساعتی به خوردن میوه وتنقلات صرف شد.لیلا ومحسن دیگه رسما منو آدم حساب نمیکردند وبا خودشون خوش بودند.من هم راضی از شرایط موجود از رضایت وشادی اونا لذت میبردم.لیلا به محسن پیشنهاد داد که با هم برن حمام.محسن قبول کرد ولی گذاشت بعد از سکس روی مبل جلوی من.گفت دلم میخاد شوهرت در حال خوردن تنقلات باشه ومن تو رو جلوی شوهرت جر بدم.موافقی؟لیلا از خدا خواسته اومد ونشست روی مبل کنار من وپاهاشو باز کرد وکسشو در اختیار محسن گذاشت.محسن گفت لیلا جون ایندفعه میخام هم کستو بکنم هم کونتو.برق تو چشمای لیلا درخشش زد .با حالت خاصی گفت کون؟محسن گفت آره عزیزم کون.میخام برام کونی بشی.جلوی شوهرت کونتم جر بدم.علی خونتون وازلین داری؟گفتم آره.الان میارم.رفتم ووازلین آوردم.تا بیام اونا مشغول شدن.محسن کیرشو تو کس زنم جا داده بود وداشت تلمبه میزد.وازلین را که آوردم محسن کیرشو کشید بیرون وگفت علی جان کیرمو برای کون تنگ زن خوشگلت آماده کن.من که فکر نمیکنم تا بحال عرضه این را داشته بودی تا این کون سفید و خوشگل را بکنی؟من جلوت میکنم تا ببینی چه لذتی داره واز چه نعمتی محروم بودی.کیرشو آورد جلوی من تا براش وازلین بزنم.حسابی کیرشو چرب کردم وکون لیلا را هم وازلین مالیدم.باور کنید تا کیر را گذاشت در کون لیلا،تا ته رفت تو.باین راحتی؟تعجب کردم .لیلا یه اوف بلندی کشید ودیدم با تمام وجودش داره لذت میبره.همش میگفت جوووووووون.چه حالی میده از کون گاییده شدن.نمیدونید چه حالی میداد.من نشستم دارم تخمه میخورم وزنم را محسن مثل سگ داره میکنه وزنم ناله میکنه.یه لحظه محسن کیرشو در آورد وبه من گفت علی بیا ببین کون زنتو.ببین چه گشادش کردم.نمیخای بکنیش.من که کیرمو در آورده بودم وداشتم میمالیدم گفتم آره چرا که نه خیلی دوست دارم.اجازه میدی ؟محسن خندید وگفت قابل نداره.من از خدا خواسته بلند شدم.اینقدر این کار برام هیجان داشت که سر سومین تلمبه آبم اومد وهمشو خالی کردم تو کون لیلا.محسن زد تو سر من وگفت خاک تو سرت با این کیر شلت.برو گمشو کنار ودوباره شروع کرد به کردن زن من.لیلا هم که در اوج لذت بود گفت محسن کاش مال تو بودم.این بی عرضه همیشه همینطوریه.تا کیرش میخوره به من،آبش میاد.فکر میکنی چرا من جنده شدم.چرا کسم اینقدر تنگه؟بس که شوهرم بی عرضه هست.محسن کمر لیلا را بوسید ودر حال تلمبه زدن که شدتشو بیشتر کرده بود گفت عزیزم خودم گشادشون میکنم. بعد کیرش را در آورد وبا دستمال تمیزش کرد ولیلا را بلند کرد وگذاشت تو بغل من وگفت بی غیرت کسکش پاهای این جنده را بده هوا تا بزارم تو کس زن جندت.چون مسلط نبود به من گفت دیوس بلند کن این جنده را .بیارش بالاتر.یه بار که یه کم اومد پایین یه دفعه دیدم یه سیلی محکم زد تو گوشم وگفت آشغال زن هرزه :بیارش بالا.من یه لحظه ناراحت شدم ولی وقتی لیلا هم داد زد که بی عرضه منو بلند کن تا محسن راحت تر منو بکنه ،یه کمی آروم شدم وکیرم فورا سیخ شد.محسن تلمبه زدنشو تندتر کرد ولیلا هم دائم ناله میکرد.اونقدر صداش بلند بود که یقین دارم تو راه پله همسایه ها دارند گوش میکنند.یه وقت محسن وحشی شد وضمن اینکه تلمبه زدنشو بیشتر کرد سینه های لیلا را گرفته بود زیر باد سیلی وکتک.اونقدر زد تا اینکه آبش اومد وتمام و کمال ریخت تو کس زن من.فکرشو بکنید.یه مرد غریبه جلوی شما زنتونو هم بگاد وهم بزنه وهم آبشو بریزه تو کس زنتون.واااااااااااااااااااااااااااااااااایی ی ی ی چه لذتی داره.محسن همونجوری خودش انداخت روی ما بطوری که لیلا بین منو اون قرار گرفته بودیم در حالی که غرق خنده شده بودیم.چند دقیقه ای کیر محسن تو کس زن من بود وبعد همونجوری بلندش کرد وبا هم رفتن حمام.تو حموم هم صدای جیغ وناله های ناز لیلا میومد که حکایت از سکس مجدد اونا بود.جالبه.من تو حال نشسته بودم وهم داشتم به کس دادن لیلا فکر میکردم وهم به این که الان زنم با یه مرد غریبه توی حمام خونه ما هستند واینکه تاصبح هم قراره تو رختخواب ما وروی تخت ما بخوابند.باین فکر میکردم که دستی دستی زنمو در عرض چند ساعت جنده کردم ودارم از جندگیش لذت میبرم.واینکه باید برای این عروس وداماد حوله آماده کنم واینکه باید لباسای زیر خودم را بدم به کسی که اومده وزن جنده منو حسابی کرده.تو این فکرا بودم که لیلا صدام زد وگفت که حوله میخان.براشون حوله بردم.لیلا ومحسن اومدن بیرون.ورفتن تو اتاق تا لباس بپوشند.چند دقیقه بعد لیلا تو بغل محسن اومدن تو حال ونشستن تو حال .من هم فقط یک کلمه گفتم واون این بود:خسته نباشید
     

#10 | Posted: 12 Feb 2012 15:52
لیلا زن جنده من 9 (نقل از لیلا به قلم علی)
ساعت حدود 9 از خواب بیدار شدم درحالی که لخت تو بغل همکارم بودم.برام جالب بود که هر روز اینموقع با لباس رسمی تو اداره بودیم.اون روز هردوتامون بیخیال اداره شده بودیم.بلند شدم برم دستشویی ولی محسن منو محکم بغل کرد ونزاشت برم.گفتم چی میخای عزیزم؟گفت لیلا شیر میخام.منم سینمو گذاشتم تو دهنش وبا دستم هم کیرشو گرفتم .بزرگ شدنشو کاملا حس میکردم.خوردن سینه هام حس خوبی به من میداد.خودمو فشار میدادم بهش تا عمیقتر سینه هامو بخوره.محسن یواش یواش منو برد زیر خودش وعملا اومد روی من ودیگه اومد سراغ لبام.کیرشم گذاشت لای پاهام.محسن همینطور که روم خوابیده بود بهم گفت لیلا بنظر تو علی چه حس داره الان؟گفتم اگه قرار بود ناراحت بشه همون دیشب خودشو نشون میداد.هرچند من فکر نمیکردم اینقدر ظرفیت داشته باشه ولی ظاهرا مشکلی نداشت.محسن بوسم کرد وبلند شد.رفتیم تو حال ومن هم صبحانه را آماده کردم ودر حالی که لخت بودیم ،صبحانمون را خوردیم.در حال خوردن هم غیبت همکارامون ومدیران اداره را میکردیم ومیخندیدیم.همینجور که میگفتیم ومیخندیدیم یهو محسن اومد طرفم ومنو بغل کرد وبرد روی مبل گذاشت.گفت میخام مزه این صبحانه سکسی را با آب کست موندگار کنم وافتاد بجون کسم.واااااااااااای چه حالی میداد.یعنی احساس میکردم تو بهشتم.کاری که هیچوقت علی با من نکرده بود.مثل مار دور خودم میپیچیدم ومحسن همینجور کسمو میخورد.لبای کسم را هورت میکشید تو دهنش.حس خاصی بمن میداد که نمیتونم توصیفش کنم.رون پاهام را چنگ میزد.سینه هامو فشار میداد ومیمالید ونوکشون را میکشید.انگار ده تا دست داشت. همه جامو میمالید.روی کاناپه دراز کشید ومنو برعکس کرد وبشکم روی خودش خوابوند.در حالی که کیرش تو دهن من وکسم تو دهن محسن بود.همش میگفت عجب کسی داری جنده.کف دستشو میزاشت روی کسم وهمش میگفت اوووووووووووووووووووف یه کف دست کس داری لیلا.این همش کسه.کاش علی اینجا بود ومیدید که من همه کس زنشو گرفتم تو دستم.ودائم میلیسید ولبای کسم وچوچولمو میکشید.منم کیرشو وتخماشو میخوردم.اینقدر کسمو خورد که من ارضا شدم.وقتی محسن دید من لرزیدم ، منو از روی خودش بلند کرد وهمونجوری گذاشت روی دسته مبل وکیرشو کرد تو کسم.وای چه حالی میده کیر بعد از ارضا شدن.خانما میفهمن من چی میگم.وشروع کرد بتلمبه زدن.من هم با حرکت دادن خودم عمق تلمبه هاشو عمیقتر میکردم وبیشتر لذت میبردم.از محسن خوشم اومده بود چون خیلی قوی بود.برخلاف شوهرم که تا چند تا تلمبه میزنه یهو آبش میاد.بعدش محسن بپهلو خوابید ودر حالی که پشتم بهش بود از پهلو کیرشو کرد تو کسم وبا دستش محکم سینه هامو فشار میداد ودر گوش من زمزمه میکرد.میگفت خوب میکنم؟دوست داری ؟کیرمو دوست داری؟داری کس میدی جنده؟جرت بدم؟سینه هاتو فشار بدم؟منم همش میگفتم آره آره بکن عزیزم.من مال توام.شوهرم منو داده بتو.بکککککککککن.جرم بده محسن.کسمو گشاد کن.من آرزوی سکس درست وحسابی را بگور نبردم.بکن محسن.کاش زنت اینجا بود ومیدید که چقدر منو دوست داری.که من دارم به شوهرش کس میدم.شوهرش منو بیشتر میخاد.کاش بود ببینه شوهرش همه آبشو میریزه تو کس من.وااااااااااااااااااااااای محسن بکن.بیا از روبرو منو بکن محسن.میخام سنگینیتو رو خودم حس کنم.زود باش.محسن بلند شد وخوابید روی من.بهم گفت کاش شوهر بیغیرتت اینجا بود وکیرمو میزاشت تو کست جنده خانم.گفتم خودم میزارم توش وکیرشو گرفتم وهدایت کردم تو کسش.اینقدر این صحنه محسن را به وجد آورد که دیگه نتونست تحمل کنه وبدون اجازه قبلی همه آبشو خالی کرد تو کسم.وبیحال افتاد روی من.خیس عرق بود ومن راضی از اینکه این مرد قوی را تونسته بودم بزانو در بیارم خوشحال واحساس غرور میکردم.وقتی محسن بلند شد، منم بلند شدم ونیم خیز نشستم ودستمو بردم زیر کسم تا آب محسن بریزه تو دستم.تقریبا گودی کف دستم پر شد واونو آوردم جلوی محسن وریختمش توی دهنم.وهمشو خوردم.خدانکنه آدم شهوت وجودشو بگیره.یعنی هر کاری از دستش بر بیاد میکنه.محسن که از شدت بیحالی ولو شد روی زمین ومن هم خودمو انداختم روی محسن.طوری که خوابمون برد تا اینکه صدای در اومد.یوقت دیدم علی بالای سرم ایستاده وداره ما رو نگاه میکنه.تا دید دارم نگاهش میکنم،لبخندی زد وخسته نباشیدی گفت وگفت زن وشوهر خودشونو هلاک کردند. بد نگذره لیلا خونم.گفتم از برکت بیغیرتی تو خیلی خوش گذشت.یه دفعه محسن بیدار شد وکلی عذر خواهی کرد که متوجه حضور علی نشد.علی گفت داشتم باین فکر میکردم که چه حالی میده وقتی بیام خونه وببینم یه مرد غریبه داره زن منو میکنه.باید اینو تجربه کنم.یکم همونجوری با هم شوخی کردیم وبلند شدیم تا به حالت عادی برگردیم.محسن گفت نگران نباش علی آقا.اونم میبینی وبعد کلی خندیدیم.
     
صفحه  صفحه 1 از 2:  1  2  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / لیلا همسر جنده من بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.