| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
به دلیل آپگرید انجمن ارسال پست در انجمن به طور موقت در دسترس نیست!
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

داستانهای سکسی من و همسرم سحر

صفحه  صفحه 2 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین »  
#11 | Posted: 5 Apr 2012 10:38
قسمت دهم
شیرین بهم گفت بیا تو جمع ما خوش میگذره به شوهرتم میگیم اونم بیاد اونم وقتی بدنای مختلف و دید به وجه میاد گفتم شوهر من فکر نکنم قبول کنه قرار بود بهت بگیم گفتم چند دفعه دیگه با سعید حال کردی سحر گفت همون یه دفعه اونم گولم زدن گفتم پس امشب چی؟گفت امشبم تقصیر شیرینه منم مست بودم نفهمیدم چیکار میکنم گفتم یعنی تو با سعید دیگه سکس نداشتی؟البته کاری که امشب کردی کمتر از سکس نیست بهش گفتم سحر همه چیو خراب کردی من چه جوری میتونم با تو زندگی کنم؟یعنی من بزارم زنم با یکی دیگه باشه؟گفت مهدی منو ببخش قول میدم دیگه از اینکارا نکنم قول میدم با شیرین بهم بزنم اون دفعه هم بهم تجاوز شد گفتم اره راست میگی حالتو کردی بعد میگی تجاوز شد؟فعلا چند روزی برو خونه مادرت میخوام تنها باشم فکر کنم بعدا در موردت تصمیم میگیرم.
چرا اینجوری شد؟یعنی من تو سکس کم واسش میزاشتم؟سحر خیلی هات بود باید بهش بیشتر توجه میکردم ولی این دلیل نمیشه به من خیانت کنه مگه من خیانت کردم؟
دیگه خواب و خوراک ازم گرفته شده بود اون فیلمو مرتب میدیم از دستکاری شدن زنم خوشم میومد ولی غیرتم اجازه نمیداد سحری که اینقد دوسش داشتم حالا دیگه داشتم از دستش میدادم باید ازش جدا میشدم خدایا این چه بلایی بود کاش خارج بود این چیزا طبیعی چی باعث شد زندگی ما از هم بپاشه؟همه اینا زیر سر شیرینه اون باعث این اتفاقاست اون سحرو کشوند به این سمت اره مقصر اونه باید یه کاری بکنم اینا همش فکرایی بود که چند روز فکرمو مشغول کرده بود شیرین زندگی منو داغون کرد باور کن الان داره به ریش من میخنده نباید بزارم دیگه نفس بکشه شیرینو باید کشت مثل یه میکروب افتاده به جون زنای شوهر دار معلوم نیست چنتای دیگرو داره تور میزنه واسه هدف کثیفش من که زندگیمو از دست دادم اونم باید زندگیشو از دست بده ولی چه جوری این کارو بکنم؟بهرحال هر جور بود یه نقشه کشیدیم زنگ زدم به شیرین گفتم میتونم نیم ساعت وقتتو بگیرم خواهش میکنم اقا مهدی هر وقت بگین من در خدمتم ظهر ساعت 3 خوبه ؟اره کجا؟بیایید خونه ما باشه خدافظ
خودم اماده کرده بودم واسه ساعت 3خون جلوی چشمامو گرفته بود میدونستم امروز یه کاری میکنم به خودم میگفتم این اخرین ساعات زندگی شیرینه ؟اره حقشه این انگل باید کشته بشه
ساعت 3شد زنگ خونه به صدا دراومد کیه؟منم شیرین بفرمایید ضربان قلبم داشت تند تند میزد دستام میلرزید شیرین اومد داخل سلام کرد جوابشو ندادم گفتم بریم تو اتاق اومد تو اتاق چاقو رو دراوردم گفتم هر وصیتی داری بکن اشغال دیگه اخر خطه؟چیکار میخواین بکنین اقا مهدی؟تو زندگی منو بهم ریختی کثااااااااااافت سحرو ازم گرفتی مثل انگل افتادی به جون زندگی من؟سیرین ترسیده بود گفت منننننن؟مگه من چیکار کردم؟چیکار میخاستی بکنی تو اشغال زنمو از راه بدر کردی شیرین گفت منننننن؟من کاری نکردم اقا مهدی موبایلمو دراوردم فیلمو واسش گذاشتم زد زیر گریه گفت این کجا بوده؟مال چند شب پیشه جنده تو که شوهر نداری هرغلطی میخاستی میتونستی بکنی به هرکه دلت میخواست میتونستی کس بدی چرا سحرو قاطی کثافت کاریهای خودت کردی؟چرا واسش نقشه کشیدی سعید کونشو پاره کنه؟شیرین گفت من؟من نقشه کشیدم سعید سحرو بکنه کی گفته اقا مهدی؟مگه سعید دوست پسر تو نیست؟نه سعید دوست پسر من نیست گفتم خفشو اشغال رفتم سمتش دیگه نمیتونستم طاقت بیارم رفت کنج دیوار نشست التماس کردن ترخدا اقا مهدی من اگه راستشو بگم قول میدین با سحر کاری نداشته باشین؟راست چیو؟حقیفتو گفتم من دیگه با سحر کاری ندارم میشینی مو به مو واسم تعریف میکنی به خدا اگه احساس کنم دروغ میگی کشتمت باشه اقا مهدی همه چیو میگم شما میدونی منو سحر چند وقته باهمیم خوب ؟سحر بهتون گفته سعید دوست منه؟اره نه اینجوری نیست سعید با خودش دوست بود چرا چرتو پرت میگی؟مگه تو با مریم نرفته بودین خرید با سعید اشنا شدین؟مگه تو با سعید تو خونشون اولین بار سکس نکردین؟مگه تو نقشه نریختی سعید مریمو بکنه؟مگه تو نقشه نریختی سعید سحرو بکنه هااااااااا؟نه بخدا اقا مهدی اون قصه اشنا شدن سعیدمن نبودم سحر بودومریم اون دوست پسر سحره سعید با من سکس داشته ولی سحر معرفیش کرد
ببینید اقا مهدی بزارید از اول تعریف کنم من با سحر تو باشگاه اشنا شدیم من میومدم خونه شما اون میومد خونه ما هنوز شما اون موقع منو نمیشناختین چند ماه بعدش با هم اشنا شدیم که اونم داستان داره سحر خیلی هات بود همیشه از سکس شما به من میگفت ما زنا هم وقتی رومون بهم باز میشه همه چی میگیم من اون موقع تازه از شوهرم جدا شده بودم علت اصلی جداییمونم سرد بودن شوهرم بود سحر میگفت تو چه جوری بیکیر صبر میکنی من که هر روز باید بخورم یا شوهر کن یا دوست پسر پیدا کن گفتم نه بابا کی دوست پسر من میشه گفت تو سرووضعتو درست کن چیزی که زیاده پسر بعداظهر بیا ببرمت خرید بعداظهرش با سحر رفتیم خرید سحر هم خوشکل بود هم خوش هیکل هروقت میرفتیم خیابون چنتا ماشین میوفتادن پشتش سحرم بهشون چراغ سبز نشون میداد میگفتم دیوونه چرا اینکارو میکنی میگفت حال میده پسرارو سر کار بزاری ولی تو حواست باشه دوست پسر خاستی یه دونه با کلاسشو انتخاب کن یه پولدارخوشتیپشو از این پسرا زیادن اینارو فقط سر کارشون بزاررسیدیم پاساژتو پاساژهرکرو میدیدی نگاش به سحر بود اونم با حرکاتش بیشتر پسرارو اذیت میکرد سحر گفت اون پسرهرو ببین در اون مغازه گفتم خب گفت نیگا خشتکش کن الان کیرش میزنه بالا از پسره رد شدیم سحر دولا شد بند چکمشو دست کار بکنه مانتوش کوتاه بود یه شلوار تنگم پوشیده بود کونش افتاد بیرون پسره گفت جوووووون یک دفع دیدم شلوارش باد کرد سخرم برگشت گفت کووووووفت
گفت دیدی؟گفتم اره چرا اذیتشون میکنی گفت اینا حقشونه بیا بریم اون مانتو فروشی دوستمه یه مانتو واست بگیریم
ادامه دارد....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#12 | Posted: 5 Apr 2012 10:39
قسمت یازدهم

رفتیم تو مغازه یه پسره جوون خوشکل و خوشتیپ پشت میز وایستاده بود اسمش احسان بود سلام کردیم احسان سحرو تحویل گرفت چه خبر عزیزمو از این حرفا بعد سحر گفت مدل جدید اندازه دوست من چی داری یه چنتا مانتو اورد همه مانتوهاش کوتاه بودن زورکی کونو میپوشوند یکی مانتو من خریدم یکی هم سحرموقع خساب سحر گفت بریم گفتم پولش گفت نمیخواد به احسان گفت شب بهم بزنگ رفتیم چنتا دیگه خرید کردیم بعد رفتیم لوازم ارایشی اونم دوست سحر بود اونم علی بود اسمش خلاصه کلی خرید کردیمو اومدیم خونه به سحر گفتم اینا دوستت بودن گفت اره چطور مگه؟گفتم شوهرت میدونه گفت نه واسه چی بدونه گفتم دوست پسر داری؟گفت اره اونم چنتا این دو تارو که دیدی اوناهم بهت معرفی میکنم فردا میریم ارایشگاه خوشکل میکنی لباسارو میپوشی میزنی بیرون ببین چنتا پسر کیرشون واست راست میشه گفتم سحر تو شوهر داری چه جوری میتونی دوست پسر داشته باشی؟گفت ببین عزیزم شوهرم شریک زندگیمه همسرمه دوسش دارم ولی خب ما زنها ادمیم دیگه ما زنها دوست داریم یه پسری بیوفته دنبالمون متلک بهمون بگه تو اون لحظه خودت میگیری واسش قر میندازی تو کونت ما هم شهوت داریم تو ایران ما زنا به خاطر حیامون کمتر از این کارای پسرارو میکنیم وگرنه ما هم سکس دوست داریم مثل اقایون تنوع در سکسو دوست داریم انواع کیرمیبینی لذت میبری چرا مردا فقط تنوع پذیر باشن به جز زنشون با چنتا دیگه هم هستن ما زنا هم میتونیم تازشم ما زنا واسمون خرج میکنن الان من این همه مانتو دارم لوازم ارایش دارم مهدی پولشو نمیده هم داری لذت میبری هم دارن خرجت میکنن تو هم دوست پسر خاستی گفتم بهت از اون کاردرستاشو جدا کن نه اون پسرای درپیتی که دنبال جندن گفتم سحر تو باهوش سکسم داشتی گفت اره گفتم حال میده اره عزیزم یه کیری به جز کیر شوهرت بره تو کست حال نمیده مردا چرا تنوع دوست دارن چون کس جدید کون جدید سینه جدید میبنن پاشو بریم بیرون شام یه دوست دیگمم ببینی باهم رفتیم رستوران اونجا هم صاحبش یه جونی بود به اسم امید.امید تا سحرو دید خوشحال شد سلام عزیزم خوبی؟کجایی تو؟معرفی میکنم امید ایشونم دوستم شیرین(میگفتم چه جوریه سحر هروقت لباس یا چیز دیگه ای میخره از من پول نمیگیره پس قضیه اینجوریه)امید گفت برین بالا کسی نیست منم الان میام پیشتون به شاگردشم گفت کسی اومد بگو یک ساعت دیگه میام رفتیم طبقه بالا رستوران خالی بود سحر گفت مانتوتو در بیار راحت باش گفتم چرا اینجا همون پایین غذا میخوردیم دست گذاشت رو کسش گفت غذای این پس چی اینم سفارش سوسیس داده یعنی میخای سکس کنی گفت خب اره گفتم جلو من گفت اره امید شامو اورد گفت بخورین من الان میام شامو خوردیم سحر زنگ زد گفت زود بیا میخوایم بریم امید اومد بالا رفت کنار سحر نشست دست انداخت دور گردنشه گفت خوشکل خانم کم پیدایی نیستی؟شیرین خانم شاگرد جدیدن گفت اره زد زیر خنده امید گفت پاشو بریم تو اتاق سحر گفت نه منو شیرین از این حرفا نداریم امیدم گفت باشه لب و گذاشت رو لبای سحر خیلی باحال لب میخوردن به میپیچیدن بعد امید لباس سحرو دراورد سحر هیچوقت سوتینو شرت نمیپوشید سینه هاشو گرفت تو دستشو میمالیدو لذت میبرد بعد سحر به امید گفت قرصتو خوردی اونم گفت اره امید شلوارسحرو کشید پایین منم داشتم داغ میشدم هیکل سحر خیلی ناز بود من که دختر بودم واسش راست کرده بودم امید سرشو گذاشت رو کس سحر واسش میخورد سحر سر امیدو فشار میداد به کسش به من نیگاه میکرد میندید میگفت امید عزیزم چوچولمو بخور امیدم بالا و پایین کس سحرو لیس میزد بعدش سحرو دمر کون وای واقعا عجب کونی داشت سحر امید کون سحرو چنگ میزد بوس میکرد زبون میکشید انگار میخاست با سر بره تو کون سحر دیوونه شده بود امید میگفت چند روزه این کونو نکردم امشب میکنمش سحر میگفت بکن عزیزم هرجا دوست داریو بکن سحر پاشو نشست امید پیرهنشو داراورد چه هیکل قشنگ ماهیچه ای داشت من همیشه از این هیکلا خوشم میومد شلوارشو سحر کشید پایین از رو شرت کیرشو میمالید به من نیگاه میکرد خیلی داغ شده بودم سحر دست کرد کیر امیدو اورد بیرون ای جووونم دلم واسه کیرت تنگ شده بود امید گفت بخور عزیزم همشو باید بخوری باورم نمیشد سحر اینقد خوب ساک بزنه کیر امیدو میگرفت بالا تخماشو میکرد تو دهان امیدم نفس نفس میزد سحر صدام زد گفت بیا اینجا گفتم چیکار داری گفت بیاااا میخوام یه چیز نشون بدمت بیا رفتم جلو گفت کیر امیدو بگیر گفتم نه خودت حال کن گفت بگیر انگشتمو گذاشتم رو کیر امید گفت اینجوری نه قشنگ بگیرش منم کیر امیدو گرفتم تو دستم گفت میبینی چقد داغه ببین چه نفس نفس میزنی گفتم اره گفت یه خرده بمالش من اروم میمالیدم یک دفعه سعید از رو لباس سینه هامو مالید حس خوبی یه مرد به جز شوهرم داشت دستکاریم میکرد سحر از رو شلوار کسمو میمالید گفت این کیر بزگتره یا مال شوهرت گفتم یکیه ولی امید بهتر وارده امید لباسمو دراورد سحرم سوتینو باز کرد من مالوندن کیر امیدو تند تر کردم امید دستشو گذاشت رو سینم وای چه حال میداد یه مرد داشت سینمو میمالید بعد بلندم کرد سحر شلوارو شرتمو کشید پایین امید بغلم کرد کیرش رو شکمم بود کونمو میمالید سحر گفت کیرشو بخور گفتم من نمیتونم حالم بد میشه به امید گفت یادش بده خوابوندم سرشو برد لای پام شروع کرد به خوردن وای چه حالی میداد اولین بار بود لذت کس خوردنو امتحان میکردم دیگه نمیتونستم خودمو کنترکن اه اهم رفت رو هوا سعید کیرشو کرد تو کسم جیغم رفت به هوا انگار دنیارو بهم دادن شروع کرد تلمبه زدن چنتا تلمبه زد لرزی افتاد توم ارضا شدم شوهرم نتونسته بود ارضام کنه بعد امید کیرشو دراورد گذاشت تو کس سحر من دیگه یی حال افتاده بودم ندیدم سحروامید چیکار کردن اون شب خیلی حال کردم گفتم سحر بدم نمیگه این کیر با کیر شوهرم خیلی فزق داشت اصلا یه چیز دیگه بود فرداش سحر بهم زنگ زد گفت حال کردی گفتم بدک نبود گفت غلط کردی تو عمرت اینجوری حال نکردی گفت کاراتو بکن امروز مهمونی دعوتیم کجا؟ خونه سعید
ادامه دارد......

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#13 | Posted: 6 Apr 2012 10:21
قسمت دوازدهم

سعید؟سعید کیه؟یکی دیگه از دوست پسرامه از همشون باحالتره هم خودش هم کیرش زد زیر خنده گفتمش سحر حالا قراره چیکار کنیم؟سحر گفت ما هفته یک دفعه خونه سعید مهمونی داریم چنتا پسربا چنتا دختر بهش گفتم سکسم هست تو برنامتون؟گفت اره اما این سکس فرق میکنه میخام یه جایی ببرمت که فکرشم نمیکنی ما اونجا بازی سکسی میکنیم خیلی با حاله کلی حال میکنیم.بازی سکسی؟چه جوری ؟کیا هستن ؟گفت حالا میای میبینی من و تو هسنیم با مریم و سپیده و ساناز از اونورم سعید هست وارمان وسهراب ومنصوربه سعید گفتم امروز تو هم هستی قرار شده یکی از دوستاش و دعوت کنه که زوجمون کامل بشه گفتم مریم و ساناز و سپیده هم اوردیشون تو دور گفت اره اونا خیلی وقته هستن(مریم وسپیده و ساناز از بچه های باشگاه هستن)به سحر گفتم سپیده و ساناز که دخترن چه جوری میان؟گفت اونا از عقب خال میکنن حالا خودت میای میبینی الان پاشو برو یه دوش بگیر سفید کن لباس سکسیتم بپوش 2ساعت دیگه هم میام دنبالت
من رفتم حموم سفید کردم لباسمو پوشیدم سحر اومد دنبالم از اونورم رفتیم دخترای دیگرو سوار کردیم وقتی منو دیدن تعجب کردن مریم گفت سحر شیرینم جندش کردی؟بچه ها خندیدن گفت اره بهتر از شما ها کس میده خاک تو سرتون کنن داره از شماها میزنه جلو رفتیم شما شهر در یک خونه ویلایی وایستاد عجب خونه بزرگو شیکی بود رفتیم داخل پسرا زودتر از ما رسیده بودن رفتیم داخل وای خونه نبود که کاخ بود عجب دوست پسری تور زده بود بعد از دست دادن روبوسی سحر منو معرفی کرد به عنوان عضو جدید سعید پسر خوشتیپی بود قد بلندو زیبا اون پسرها هم خوب بودن سعید عضو جدید پسرهارو معرفی کرد اسمش رضا بود یه خورده سیزهو بامزه سعید گفت اینم زوج شیرین جون مانتو روسریامونو در اوردیم هرکس واسه خودش یه لباس سکسی پوشیده بود سحر لباس بلند حریر نازک پوشیده بود که چاکش تا رو کمرش بود طبق معمول شرت وسوتین هم نداشت هرکس با زوجش شد جلو هر میز یه شیشه ویسکی بود با دو تا پیکش سحرو سعید جدا من و رضا جدا سپیده وسهراب جدا سانازومنصورجدا ارمان ومریمم با هم پسرا مشروب مریختن ساقی شدن به سلامتی هم دیگه میرفتیم بالا پسرا بیشتر از دخترا خوردن دیگه همه مست بودن هر زوج جداگانه بلند شدن رقصیدن یه نیم ساعتی هرکی با دوست پسرش میرقصید منو رضا هم باهم رضا میگفت شما تازه اومدیم گفتم اره گفت میدونید چیکار میکنن گفتم نمیدونم یه چیزایی سحر گفته اما کامل نمیدونم بعد از رقص سحر گفت حالا وقت بازیه پسرل یک طرف دختراهم یک طرف سحر گفت چون دو عضو جدید داریم یه خورده توضیح میدم پاسورو اورد گفت به هرکی یه ورق میدیم هرکی ورقش از همه بیشتر بود اون برندس و میتونه دستور بده مثلا اگه از گروه پسرها بیشتر بود میتونه دستور بده دخترا چیکار کن و اگر کوچیکترین ورق دست گروه دخترا بود اون پسر میتونه دستور جمعی بده به دخترا یا فقط به اون دختر بده خب شروع میکنیم همه نفری یهورق برداشتن بعد همه ورقارو رو کردن ارمان از همه بیشتر بود از همه کمترم از پسرا بود ولی چون پسر بود ارمان میتونست به دخترا دستور بده گفت دخترا همه دولا بشن کونارو بدن بالا ماهم همین کارو کردیم ارمان اومد یکی یه کشیده زد به کونمون دوباره ورقا تقسیم شد ایندفعه رضا از همه بیشتر شد مریم هم از همه کمتر رضا گفت چی بگم حالا سحر گفت هرچی دوست داری رضا گفت نفری یه لب بعد اومد تک تک لب گرفت به من که رسید بیشتر طول داد داشت کم کم بهمون خوش میگذشت دوباره بازی شرو شد ایندفعه ساناز بیشتر شد گفت پسرها همه شلوارا بیرون همه جیغ کشیدیم پسرا هم شلوارشونو در اوردن با شرت بازیو ادامه دادن باز دخترا بیشتر شد ایندفعه باز هم ساناز بود دخترا گفتن هورااااااااا ساناز گفت پسرا لباسا بیرون باز دخترا جیغ کشیدن حالا پسرا فقط با یه شرط بودن صحنه جالبی بود یه جورای کیراشون نیمخیز بود ایندفعه گروه پسرا برنده شد ارمان بود گفت دخترا همه لباسا بیرون ما لباسامونو بیرون اوردیم هر کدوم یه سوتین داشتیم ولی سحر چون لباسش یک تیکه بود سوتینم نداشت معاف شد بازی شروع شد باز پسرها برنده شدن سهراب دستور داد دامناتون دربیارین دامن و شلوارمونو در اوردیم حالا دخترا با شرت و سوتین بودن پسرا دست نیزدن واسه خودشون پسرا نگاشون به من بود چون عضو جدید بودم ولی سحر چون شرت نداشت باز معاف شد ایندفع سعید بازیو برد گفت دخترا سوتینا کنار هرکی سوتینشو باز میکزد پیرا دادو بیداد میکردن 5تا ممه متفاوت هرکدوم یه شکلی پسرا کیراشون بلند شده بود تو شرت سحر لباسشو تا نیمه داد پایین بازی باز شروع شد ایندفعه من بیشتر اوردم برای این که کم نیارم گفتم پسرا سرتا بیرون دخترا جیغ کشیدن سحر گفت افرین شیرین دارن کم میارن 5تا کیر متفاوت جلومون بود یکی داراز یکی کلفت یکی کوچیک یاد حرف سحر افتادم که تنوع توسکس چقدر خوبه فرقی نمیکنه پسرو دختر تنوع دوست دارن کیر سعید از همه کلفتر بود کیر رضا هم بعد نبود باز شروع شد بازی ایندفعه هم دخترا برنده شدن از پسرا ارمان از همه کمتر شده بود ساناز گفت ممه دخترارو باید بخوری تا 30ثانیه ارمان بلند شد اومد از سحر شروع کرد خوردن همه از یک تا 30 میشمردن تا رسید به من شروع کرد بخوردن نیگام به کیرش افتاد نمیخاستم 30 بشه اما بازی بود دیگه باز بازی شروع شد پسرا برنده شدن دستور دادن دخترا شرتا بیرون شرتامونو دراوردیم سحرم لباسشو کامل دراورد دیگه حالا هم ما لخت بودیم هم پسرا دیگه شهوتا داشت میزد بالا باز بازی شروع شد سحر برنده شد دستور داد پسرا به مدت یک دقیقه کس زوجاشونو بخورن ما نشستیم پاهامونو باز کردیم پسرا شرو ع کردن لیس زدن دخترا همه اه اه میکردن رضا هم داشت مال منو میخورد سرشو فشار میدادم به کسم لبامو به هم فشار میدادم یک دقیقه تموم شد
ادامه دارد...

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#14 | Posted: 6 Apr 2012 10:22
قسمت سیزدهم
بازپسرا برنده شدن دستور دادن دخترا بیان واسه ساک زدن زوجاشون دخترا شروع کردن به ساک زدن ولی من دوست نداشتم فقط زبون میزدم به کیر رضا پسرا همه به نفس نفس زدن افتاده بودن بازی باز شروع شد ایندفعه مریم برنده شد از پسرا سعید از همه کمتر اورد دستور داد سعید کیرشو بکنه تو کسش سعید کیر کلفتشو کرد تو کس مریم شروع کرد تلمبه زدن پسرا هم کیرشونو میمالیدن دختراهم کساشونو همه دیگه داغ شده بودن مریم که تو اوج لذت بود دادش دراومده بود دوباره بازی شروع شد رضا برنده شد گفت دختر سگی بشن هرکدوم 30 ثانیه بزارم تو کسشون از سحر شروع شد کیرشو گذاشت تو کس سحرشروع کرد تلمبه زدن پسرها هم تا 30 میشمردن سحرمیگفت جوووووووون یه کیرجدید تو کسمه سانازو سپیده چون باز نبودن کوناشونو چرب کردن از عقب کردشون تا رسید به من کیرشو از پشت کرد تو کسم کیر داغ داغ جوووون چه حالی میداد باز بازی شروع شد سهراب برنده شد دستور داد دخترا باید از کون بدن به من پیرا کون دخترا رو چرب کردن سهراب کیرش باریک بود اول رفت سراغ سحر کیرشو کرد تو کون سحر سحر یه اخ گفت شروع کرد تلمبه زدن بچه ها تا 10 میشمردن همرو کرد تا رسید به من خیلی درد داشت اما لذتم داشت باز بازی شروع شد سحر برنده شد دستور داد پسرا بیان منو بکنن سعید خوابید زیر سحر نشست رو کیرش خم شد سهرابم گذاشت تو کونش ارمان هم کیرشو گذاشت تو دهنش وای خوش به حال سحر دو تا کیر توش بود پسرا تلمبه میزدن سحر دیگه بی حال شده بود میگفت بکنید جرم بدین فضا عوض شده بود ارمانو سهراب جاشونو عوض کردن دخترا رفتن جلو کیرپسرهارو گرفتنو ساک میزدن منم رفتم پیش رضا گفتم منو بکن منم میخام حالت سگی شدم کیرشو گذاشت تو کسم هرکی با زوجشو داشت میکرد سحر ارضا شده بودیه سکس گروهی کامل سکس اونارو که میددم بیشتر لذت میبردم سحر پاشد اومد پیش من ممو میمالید گفت حال میده گفتم اره خبلی گفت میخای یه کیر دیگه هم بره توت گفتم اره سعیدو صدا زد گفت این کیر دوست داری بره تو کست یا کونت؟گفتم کونم که پاره میشه بزاره تو کسم سعید خوابید من نشستم رو کیرش کیرش به زور رفت تو کسم کیرش کسمو پر کرده بود جیغ و داد بچه ها فضای خونرو پر کرده بود سحر داشت واسه رضا ساک میزد رضا گفت سحر جون خیلی دوست دارم کون خوشکلتو بکنم سحر گفت بیا عزیزم بکن توش کونشو داد بالا رضا گذاشت تو کونش سحر سهرابو صدا زد گفت از عقب بزار تو کون شیرین سهراب کیرشو کرد تو کونم وای دو تا کیر توم بود یکی تو کونم یکی تو کسم گاهی یه بار نگاه میکردم به دورم بچه ها کارشون تموم شده بود رضا هم ابش اومد ریخت رو کون سحر یه بوس کرد کون سحرو رفت نشست کنار منم داشتم ارضا میشدم سهرابم ابشو ریخت رو کون من منم ار ضا شدم اما سعید هنوز ارضا نشده بود رفت با سحر اونم چنتا تلمبه که زد ابش اومد همه بی حال لخت افتاده بودیم روز خوبیو داشتیم وارد یه زندگی جدید شده بودم شیرین گفت طراح این بازیو سکسا سحر بود از سحر پرسیدم با سعید چند وقته دوستی گفت این اولین دوست پسرمه وقتی با سعید دوست شدم عاشق تنوع شدم از شیرین پرسیدم این قضیه مال کیه گفت مال چند ماه پیشه گفتم سحر از کون میداد گفت اره گفتم پس چرا به من نمیداد البته من ازش نمیخاستم شاید میخواستم بهم میداد پس اینکه اکثر شبا سهر میگفت خونه دوستامم میرفته پی عشقو حالش؟پس اون شب که میگفت سعید به زور از کون کردتش چی ؟شیرین گفت اره سحر چون کیر سعید بزرگ بود از کون نمیدادش سعید خیلی اصرار میکرد ولی سحر بهش نمیداد تا اون شب تو خونه ما که سعیداز کون سحرو کرد سعید اون شب دیونه شده بود بد جور سحرو از کون کرد کونش پاره شد هر چی سحر گریه کرد فایده نداشت سعید میکرد وقتی سعید کیرشو بیرون اورد کیرش خونی بود اون شب سحر با سعید قهر کرد اما بعد چند روز باهم اشتی کردن که چند شب پیش اومدیم خونه شما همین که تو فیلم گرفتی اره اقا مهدی درسته ما باهم سکس داشتیم ولی همه این برنامه ها از طرف سحر بود به شیرین گفتم هر هفته میرفتین خونه سعید گفت اره دیگه هر هفته منتظر میشستیم تا این روز برسه و میرفتیم سکس پارتی به شیرین گفتم سانازو سپیده فقط از کون میدادن میگفت اره اونا از کون حال میکردن اخه از کون خیلی حال میده ولی اونا دوست داشتن از کسم بدن ولی از عاقبتش میترسدن قرار گذاشتن اگه ازدواجم کردن این برنامرو با هم داشته باشیم الان ارمانو سپیده ازدواج کردن گفتم باهم ؟گفت نه سپیده با پسر خالش ارمانم با یه دختر ازدواج کرد گفتم اونا بازم میان تو مهمونیای هفتگیتون؟گفت اره گفتم با همسراشون گفت نه مجردی میومدن گفتم خب پس اوناهم مثل من بیخبرن
گفت اره سپیده وقتی میخاست ازدواج کنه سحر میگفت باید یه کاری کنم شوهرسپیده هم بیاد تو جمعمون رو ز عروسی سپیده هر چهار تاییمون رفتیم ارایشگاه به قول سحر خوشتیپ کردیم رفتیم عروسی سحر یه لباس یقه باز پوشیده بود که چاک سینه هاش معلوم بود با یه دامن حریر که تا روی زانوش بود طبق معمول شرتم پاش تبود هنگام رقصیدن باز شیطونی سحر گل کرده بود رفته بود قاطی پسرا میرقصید پسرا دورشو گرفته بودن خودشونو میمالیدن به سحر اونم کونشو میمالید به کون پسرا شلوار پسرا زذه بود بالا منو سانازو مریمم میخندیدم یه پسره گیر داده بود به سحر تو شلوغی کون سحرو میمالید سحرم کونشو میزد به کیرش عروس و داماد اومدن وسط واسه رقصیدن پسره اومد عقب تکیه داد به دیوار سحرم اومد جلوش وایستاد من همش نیگام به پسره بود و سحر بهم چشمک میزد باز یکیو گذاشته بود سر کارعروش و داماد میرقصیدن همه هواسشون به اونا بود پسره دستشو کرده بود زیر دامن سحر میمالوند سحرم مثلا بیخیال داشت دست میزد بعد پسره کیرشو دراورد چسبوند به سحر دامن سحرو از پشت داد بالا من رفتم کنارشون وایستادم کسی نبینه سحر یه خورده خم شد پسره کیرشو گذاشت لای پای سحر اول نمیدونم کجا بود ولی سحر بعدا گفت تو کسم بوده پسره داشت اروم ارو جلو عقب میکرد بعدش دخترا رفتن جلو سحرم رفت جلو برقصه پسررو گذاشت رفت تو کف سریع کیرشو کرد تو شلوارش از خنده روده بر شده بودم سحر رفت جلو با داماد رقصیدن هی پشت میکرد به داماد کونشو میمالید به کیر داماد.داماد داشت کیرشو بلند میشد تابلو دیگه نرقصید رفت نشست کنار عروس
ادامه دارد....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#15 | Posted: 7 Apr 2012 05:06
قسمت چهاردهم
از شیرین پرسیدم خب بعدش چی شد؟همه توجشون به دیوونه بازی ماها بود داماد چشم از سحر بر نمیداشت نرمی کون سحرو حس کرده بود گفتیم بیچاره سپیده امشب دهنش گاییدست بدجورکسش پاره میشه باز اون پسره اومد چسبید به سحردر گوش سحر یه چی گفت رفت عقب تکیه داد سه کنج دیوارسحر به من گفت با سانازو مریم بیان جلو من وایستین گفتم واسه چی؟گفت پسره راست کرده واسم گفتم سحر یکی میبنه گفت کسی نمیبینه همه حواسشون به عروس داماده بعدم لخت که نمیشیم این زنت بدجورحشریه باز هوس کیر کرده بود تو اون شلوغی به مریمو ساناز گفتم اومدیم دور سحر وایستادیم من بغل وایستاده بودم گاهی یه بار نگاه برمیگردوندم ببینم چیکار میکنن سحر دستاشو گذاشته بود روشونه مریم کمی خم شد بود پسره کیرشو کرده بود تو کس سحر ارونم عقب جلو میکرد کسی نفهمه برگشتم دیدم دامنو خیلی داده بالا کون سحر پیداست ترسیدم از این بینا کسی ببینه دامنشو دادم پایین باز پسره کشید بالا گفتم دیوونه یکی میبینه بده پایین گفت میخام کون خوشکلشو ببینم مجبور شدم کونمو بچسبونم به رون سحر کسی نفهمه سحر سرشو گذاشته بود رو شونه مریم اه اه میکرد گفتم سحر هیییس اروم یکی میفهمه گفت نمیدونی چه حالی میده تو جمعیت کس دادن کاش همه پسرا اینجا منو میکردن رو کردم به پسره گفتم زود باش چیکار داری میکنی پیره عرق کرده بود هیچی نمیگفت یک دفعه دستشو گذاشت رو کون من میمالید منم هیچی نگفتم گفتم اینجوری زودتر ابش میاد پسره گفت دارم میام بریزم تو کست سحر گفت نهههههه پسره همونجا ابشو ریخت رو زمین بعد شمارشو داد به سحروقتی داشتیم بر میگشتیم خونه مریم گفت خیلی خری سحراونجا جای اینکاراست؟گفت کیر ناز بزرگی داشت حیف بود همه زدیم زیر خنده سحر گفت شوهر سپیده هم کیرش کلفته ها گفتیم از کجا میدونی گفت وقتی میرقصیدیم کیرشو رو کونم حس کردم سپیده امشب چه حالی بکنه سحر گفت باید یه جوری مردامونو بکشیم تو کارگفتیم چه جوری؟گفت با کمک هم شیرین تو باید جلو شوهر من کرم بریزی منم جلو شوهر مریم اگه اونا جواب مثبت دادن به بهانه مچ گرفتنشون کم کم ما هم مثل خودشون میگیم تو خیانت کردی منم میکنم نقشه های سحر حرف نداشت که اون روز من برای اولین بار اومدم خونتون با تو اشنا شدم باهات شوخی میکردم عشوه میومدم خودمو بهت میمالیدم ولی تو محل نمیزاشتی یادته؟گفتم اره ولی خب نمیشد دوست زنم بودی چند دفعه به فکرت بودم که چه جوری بکنمت وقتی سحرو میکردم چشامو میبستم تورو تجسم میکردم دستمو گذاشتم رو رون پاش گفتم سحر عجب کسی بوده من خبر نداشتم تو هم دست کمی از اون نداری شیرین خندید گفت منم دست پرورده خانمتم عزیزم سرمو بردم جلو ازش لب گرفتم اونم جواب داد بردمش رو تختم لختش کردم اونم لباسای منو دراورد شرتمو دید گفت ابت اومده؟چرا خیسه؟گفتم از تعریفای تو ابم اومد گفت از کس دادن زنت حال کردی گفتم اون که جای خودش هیکلو کونی که سحر داره ارزوی هر مردیه بکنتش ولی از همتون خوشم اومد میخام همتونو بکنم شیرین خندید گفت جورشون میکنم واست شرتمو کشی پایین کیرمو گرفت تو دستش و میمالید گفتم نمیخوریش گفت بدم میاد گفتم امشب باید بخوریش69 شدیم اون نشست رو دیگه این کسو کونی که یه روز هوس کردنشو داشتم جلوم بود شروع کردم خوردن کسش از اون کسای تپل خوشکل بود لاشو باز میکردم چوچولشو میکردم تو دهن میک میزدم به شیرین گفتم کیرمو بکن تو دهنت اونم اول سرشو کرد وقتی چوچولشو میک میزدم دیگه رفته بود تو اوج کیرمو کرده بود دهنش ساک میزد شل شده بود افتاده بود روم گردنم درد گرفت از بس گرفته بالا فکر کنم ارضا شده بود چون چک چک از کسش اب میرفت تو دهنم درست کسشو میکردم تو دهنم میک میزدم که ابش بره تو دهنم میگفت وای چه خوب میخوری الکل نبود سحر میگفت هیچکی مثل شوهرم سکس نمیکنه از رو خودم انداختمش کناردمروش کردم یه لیس به کونش زدم کیرمو از پشت کردم توی کس داغش شروع کردم تلمبه زدن اونم نفس نفس میزد گفتم دوست داری گفت اره بکن تند تر بکن مهدی جوووووون بکن عزیزم جوووووون چه کسی داری داغه داغه کیر تو هم داغه بهم بده اب بده اب میخام باشه جنده خانم اب میخام اونروز میخاستم تو اشپزخونه بکنمت جنده ولی ترسیدم سحر ناراحت بشه میکردی مهدی من دوست داشتم میخاستم دوست پسرم باشی سحر که راضی بود منم از خدام بود چند دفعه به موبایلت زنگ زدم ولی حرف نزدم تو کفت بودم مهدی جونم همیشه دوست داشتم کیر تو تو کسم باشه حالا تو کسته اینقد میکنمت تا سیر بشی جنده من کیرمو در اورد لپای کونشو باز کردم زبون میزدم به سواراخ کونش تا کونش باز بشه اب کسش میمالیدم به کونش اونم سوراخ کونش مثل سحر بود یه خورده کیرمو فشار دادم اب از توش اومد بیرون کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش کیرم لیز خود تا ته رفت توش اخخخخخخخخ جووووووون دردت اومد گفت یه خورده اشکال نداره بکن دستمو از زیر رسوندم به کسش میمالوندم شروع کردم به تلمبه زدن وای چه حالی میده کونت داره جر میخوره؟اره جرش بده محکم بزن ضربه هام به کونش میخورد دستمو از تو کسش دراوردم کردم تو دهنش تند تند تلمبه میزدم ابم داشت میومد اییییییییییی جوننننننننننننن اووووووووف همه ابمو خالی کردم تو کونش شیرین گفت جووووووون چقد داغ بود مرسی افتادم روش بهش گفتم امشبو همینجا بخواب میخوام باقی سکساتونو برام بگی شیرین گفت باشه عزیزم همشو مو به مو واست تعریف میکنم بعد همینجور تو بغل هم خوابیدیم صبح شیرین پاشده بود صبحونرو اماده کرد بود من رفتم حموم یه دوش گرفتم اومدم صبحانمو خوردم به شیرین گفتم صبح کار دارم باید برم همینجا باش امروز تا شب کاریت دارم خاستی ناهار درست کن حوصله نداشتی بهم زنگ بزن از بیرون بگیرم اونم قبول کرد
ادامه دارد....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#16 | Posted: 8 Apr 2012 08:49
قسمت پانردهم
ظهر شیرین اس ام اس داد واسه نهار نوشیدنی بگیر بیار مریمم اینجاست منم سریع نوشابه گرفتم رفتم خونه وقتی رفتم تو مریمو شیرین تو اشپزخونه بودن اولین بار بود مریمو میدیدم مریم دختری بود قدش متوسط و گوشتی با سینه های بزرگ یه پیرهن سفید با یه شلوار لی سلام کردیمو دست دادیم شیرین زرشک پلو با مرغ درست کرده بود من لباسامو کندم یه قرص دیر انزالی انداختم بالا با یه شلوارک و رکابی اومدم سر میز ناهار گفتم مریم خانم خیلی خوش اومدن گفتم شما چند وقته با سحر دوستین؟گفت یک سالی هست گفتم چطوریه من ندیدمتون؟گفت کم سعادتی ما بوده گفتم نه کم سعادتی من بوده سحر دوستای خوشکلی داشته و من خبر نداشتم سه تایی زدیم زیر خنده من یه نگاه به شیرین کردم چشمک زدم یعنی میشه مریمو گایید اونم با سر تایید کرد ناهار خوردیم مریمو شیرین داشتن ظرفارو میشستن گفتم من میرم دوش بگیرم رفتم حموم به فکرم رسید تو حموم سکس کنم شیرینو صدا کردم اومد پشت در بهش گفتم بیارش تو حموم شیرین مریمو صدا زد گفت بیا کمک با مریم اومدن تو حموم شیرین گفت اقا مهدی چیکار کنیم گفتم لباساتونو در بیارین بهتون بگم شیرین لباسشو دراورد مریمم همینجور با شرتو کرست اومدن تو از تو وان پاشدم گفتم من هروقت میخام موهامو بزنم سحر کمکم میکنه اون زیراشو نمیبینم زخم میکنم حالا چند روز قبل زده بودم اما یه خورده سرک زده بود شیرین گفت خب ما اماده ایم شرتتو درار شرتمو کشیدم پایین دستگاه ژیلتو برداشتم دادم به شیرین به مریم گفتم کف مال کنه هردوتاشون زانو زدن از بالا ممه های مریم خیلی شهوتی بود شروع کرد کف مالی کردن کیر من داشت کم کم راست میشد مریمو شیرینم با دیدن این صحنه میخندیدن بعد شیرین شروع کرد زدن زیر کیرمو که میخاست تیغ بزنه گفت اینو بگیر بالا تو دست و پاست مریم کیرمو گرفت بالا کیرم تو دستش داشت باد میکرد اونم خیلی اروم یعنی دست خودش نیست میمالید شیرین با ظرافت کارش تموم شد من دستمو گذاشتم رو ممه مریم مالوندمش اونم کیرمو کف میزد میمالید شیرین گفت تموم شد گفتم اب بزن اونم با اب شرو کرد شستن چون کیرم تو دست مریم بود شیرین تخمامو میمالید گفتم شما منو بشورین منم شماروشیرین لیفو شامپورو برداشت کف مالش کرد شروع کردن لیف کشیدن مریمم بلند شد وایستاد با یه دست کیرمو میمالید با یه دستش بدنمو میشست سرمو بردم جلو ازش لب گرفتم اونم جواب میداد شیرین وقتی داشت کونمو لیف میزد ناخنش کرد تو کونم که من پریدم جلو زدن زیر خنده من رفتم زیر دوش به شیرین گفتم لخت شو بشورمت شیرین لخت شد رفت زیر دوش لیف بردشتم اول جلوشو شستم سینه هاشو با اب کف مالیدم نوک ممه هاش سیخ شده بود گفتم خب حالا دستاتو بزار به دیوار پاهاتو باز کن پشتتم بشورم مثل پلیسا که میگردنت مریم نشست گفتم تو هم کیرمو بخورلیف انداختم کنار شامپورو ریختم رو کمر شیرین شامپواومد رفت لای کونش اول کمرشو ماساژ دادم بعد کونشو میمالید بعد دستمو برم لای کونش کسشو واسش شستم منتهاش بیشتر مالیدمش شیرین به نفس نفس افتاده بود رقص کون میکرد که دستم بیشتر تکون بدم گفتم شیرین جون عزیزم سوراخ کون و کستو باید با یه چی دیگه بشورم گفت با چی گفتم اخر کار میشورم برو زیر دوش نوبت مریمه مریم لخت شد وای که چه سینه های داشت اونو هم عین شیرین شستم بعد من رفتم زیر دوش نشستم به مریم گفتم بیا زیر دوش پاهامو دراز کردم که شیرین کیرمو بخوره مریم اومد بالای سر من وایستاد لای پاشو باز کرد من شروع کردم به لیسیدن کسش وای که چه حالی میداد با یه زن شوهر دار حال کنی بدنی که مال یکی دیگه باشه تو هم استفاده کنی اب میریخت رو ممه های گندش میومد رو شکمش لیز میخورد میومد رو کسش میرفت تو دهنم من طعم کسو خیلی دوست دارم زبونمو میکردم تو کسش مریمم سینشو میمالید بالای کسشو میمالید اوف اوف میکرد با دستم کون شیرینو میمالیدم بعد نوبت شیرین شد همون کارو با شیرینم کردم گفتم خب حالا نوبت شستن سوراخاتونه گفتن باچی دست گذاشتم رو کیرم گفتم با این سحر که داغ شده بودو گذاشتمش به دیوار مریمم واستوندمش بغل خودم شیرین پاشو باز کرد از پشت گذاشتم تو کسش شروع کردم تلمبه زدن بایه دستم ممشو مالیدم با یه دستمم مریمو بغل کردم که ممه هاش بچسبه بهم ازش لب گرفتم ای ای شیرین بلند شد بشور کسمو ای جووووووون چه خوب میشوری مریم کون شیرینو میمالید ایییییییی اخخخخخخ بکن مهدی جونم تند تر بکن منم تند تر تلمبه میزدمو زبون مریمو میخوردم کیرمو اوردم بیرون لپای کونشو باز کردم یه کم کف زدم کیرم اروم کردم تو کونش شروع کردم به تلمبه زدن دستمو گرفتم دو طرف کونش تند تند تلمبه میزدم جوووووون چه کونننننی هیچی کون نمیشه اه اه شیرین لرزیدو ارضا شد حالا نوبت مریم بود گفتم اول کستو بشورم یا کونتو گفت هرکدوم تو دوست داری گفتم پاتو باز کن بزارم تو کست شیرین گوشه حموم نشسته بود نگاه میکرد کیرمو کردم تو کس مریم جون ممههاشو گرفتم تو دستم شروع کردم تلمبه زدن در گوش گفتم جوووووووون چه حالی میده زن شوهر دار کردن تو چی دوست داری؟تو نفس نفس گفت اره بکن کسم مال توست قشنگ همه جاشو تمیز کن گفتم تو هم مثل زن من جنده شدی؟گفت اختیار دارین سحر خانم استاد ماست تازشم الانم با سحر مساوی شدیم گفتم چطور؟گفت اون به شوهر من داده منم به شوهر اون گفتم سحر به شوهر تو هم داده گفت اره یه بارش خودم دیدم گفتم به به عجب جنده ای بوده این زن ما خبر نداشتیم کیرمو دراوردم اب کف زدم به سواراخ کونش کیرم کردم تو کونش شیرینو سحرو مریم کوناشون عین هم بود معلوم بود سعید ترتیبشونو داده راه رو باز کرده دیگرون استفاده کنن دستمو کردم زیر پاش انگشتمو کردم تو کسش ای جوووووووون شیرینو صدا زدم گفتم پاشو بیا عزیزم شیرین اومدم لب گذاشتم رو لبش شروع کردم خوردن امتحان کنید وقتی دارین کس میکنید لب خیلی حال میده مریم داد میزد بکن بکن منوووووو جرم بدهههههههه کسمو پاره کن کونمو جر بده که مریمم ارضا شد منم دیگه داشتم میومدم مریمو خوابوندم کف حموم کیرمو گذاشتم لای ممهاش عقب جلو کردم ایییییی دارم میااااام جووووووووون کیرمو کشیدم بیرون ابمو خال کردم تو صورت مریم همونجا خوابیدم رو مریم شیرینم خوابید رو من خودشو رو کمرم تکون میداد بعد شیرین بلند شد افتادم کف حموم کیرمو گرفت میمالید مریمم کیرمو میک میزد گفتم بسه داره شاشم میاد ولی ول کن نبودن مریم سریع دمرو خوابید گفت بریز رو کون من دیگه شیرینم مالید مالید تا شاشم اومدم خوابیدم رو کون مریم سر کیرم رفت توسوارخ کونش شاشمو خالی کردم تو کونش برا اولین بار بود دو تا کس با هم میکردم کلی حال کردم دوش گرفتیم از حموم اومدیم بیرون
ادامه دارد....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#17 | Posted: 9 Apr 2012 08:43
قسمت شانزدهم
نشستیم روی مبل شیرین واسمون شربت اورد گفتم خب مریم خانم تعریف کن گفت ازچی؟از خودت از سحر تو چه جوری وارد این قضایا شدی؟گفتی سحر با شوهرت سکس داشته؟مو به مو واسم تعریف کن مریم گفت من وسحر درمورد زندگیامون با هم صحبت میکردیم در مورد سکسامون خیلی فرق داشت سکسامون باهم کلا شوهرامون من مثل سحر هاتو داغ هستم سحر یه جورایی معتاد کیر بود ازش خوشم میومد همیشه از سکساتون که تعریف میکرد خوشم میومد همیشه بهش حسودیم میشد من شوهرم تو سکس خیلی سرده اولا خوب بود ولی کم کم هم سکسامون کمتر شد هم سکسامون یکنواخت و سرد مجبور بودم خود ارضایی کنم شوهرم هیچوقت ارضام نمیکرد سحر همیشه میگفت خود ارضایی واست ضرر داره میتونی یکی دیگه در کنار شوهرت داشته باشی که ارضات کنه من دوست داشتم ولی خب شوهر داشتم نمیشد میترسیدم سحر همیشه دلداریم میداد میگفت ما زنا گناه نداریم که زنیم بعضیهامون میتونیم این رفتارای سردو تحمل کنیم من وتو که سکس دوست داریم چیکار کنیم؟مردا اعتقاد دارن هر مردی یه گوشه فلبش مال خودشه میتون در کنار زنش یه دوست دختر داشته یاشه ما زنا چرا نتونیم فقط واسه زنا جیزه زشته؟چرا باید اینجوری باشه؟تو یه جمعی هستیم از یه پسره خوشمون میاد وقتی حرف میزنه براش میخندیم دوست داریم باهاش حرف بزنیم ولی چون شوهر داریم حق هیچیو نداریم خب ما هم شهوت داریم گناه که نکردیم زن شدیم همین شوهرتو فکر میکنی فقط با تو سکس داره مطمئن باش خانمی بخوره تو تورش بهش مهلت نمیده گفتم فکر نکنم حمید شوهرم اینجوری باشه گفت از کجا میدونی؟گفتم خب زیاد اهل سکس نیست تو این باغا نیست گفت فکر میکنی نمیخای امتحانش کن اب گیرش بیاد شنا گر خوبیه همه مردا اینجورین اگه بهت ثابت کنم دست از این امل بازی بر میداری؟قبول کردم گفتم حالا چه جوری؟گفت خودم میشم طعمش اونوقت میبینی شوهرت کی میاد خونه؟شوهر من نصاب ماهوارست گفتم نمیدونم گفت من بعداظهر میام خونتون
بعداظهر سحر اومد خونم با یه ارایش خلیجی خیلی ناز شده بود یه شلوار استریج تنگ پوشیده بود ا یه پراهن بلند حالت وایستاده تا زیر کونش میومد اما وقتی دولا میشد کونش میزد بیرون خودتونم میدونید سحر برگ برندش کونش بود بهش گفتم دیوونه اینجوری منم میکنمت چه برسه به شوهرم خندید گفت حالا کی میاد؟بهش زنگ بزن بگو یکی دوستام اومده اینجا شام بگیر بیا زنگ زدم به حمید گفت واسه خودت مهمون دعوت میکنی گفتم دوستمه ریسورم میخاد گفت باشه چی بگیرم گفتم پیتزا بگیر بیارقطع کردم گوشیو سحر گفت دیدی حالا تا فهمید زنم سریع قبول کرد بیاد خندید گفتم چه ربطی داشت یک ساعت نشد که حمید اومد وقتی سحرو دید خشکش زد سلام کرد سحر شیطونم با خنده گفت سلام حمیداقا خوبین؟ببخشید مزاحم شدم بهش گفتم حمیداقارو اذیتشون نکن بزار به کارشون برسن حمید گفت نه این چه حریفه خواهش میکنم من در خدمتم شامو سر میز خوردیم سحر سر شام هی با من شوخی میکردو میخندید حمیدم نگاشو از رو سحر بر نمیداشت کم کم داشت حرفای سحر باورم میشد شام خوردیم رفتیم نشستیم تو هال سحر نشست جلو حمید منم از تو اشپزخونه داشتم سحرو میدیدم حمید پشتش به من بود سحریه خرده پاهاش از هم باز کرده بود دیوونه شرت نپوشیده بود قشنگ کسش باد کرده بود زده بود بیرون حمید گفت ریسور میخاستین؟سحر گفت نه ریسور که نه از این کارتا میخاستم دارین مربوط به شبکه های مستحجن گفتم خاک تو سرت این شبکه هارو واسه چی میخای؟خندید گفت مهدی ول نمیکنه میخاد میگه اموزندس به درد کار خودمونم میخوره زد زیر خنده حمید گفت اره اینا در اصل اموزش میدن سحر گفت خودتونم دارین؟حمید گفت نه این شبکه ها واسه زنا خوب نیست سحر گفت واسه اقایون خوبه همه چیز زنارو ببینن منم گفتم راست میگه سحر چه جوریه اقایون ببینن خانوما نبینن بعد سحر گفت زنو شوهر که اشکال نداره ببینن یاد میگیرن تنوع هم تو کارشون ایجاد میشه حمیدوصدا زدم بیاد سینی چاییو ببره وقتی حمید اومد تو اشپزخونه دیدم شلوارش اومد جلو رست کرده بود خودشو خم کرد که کسی نفهمه سحر گفت اقا حمید دارین این کارتا؟حمید گفت اره از این شش ماهه هاست تا شش ماه کار میکنه چهار تا شبکه 24 ساعته باز میکنه منتهاش الان میرم از تو ماشین واستون میارم سعید که رفت سحر گفت حال کردی؟گفتم دیونه کست قشنگ از زیر شلوار مشخص بود گفت میدونم من که رفتم بهش بگو سحر گفته عجب شوهر خوشتیپی داری بعد مانتوشو پوشید سحر اومد کارتو بهش داد گفت وارد دستگاه که بشه شش ماهش شروع میشه سحر گفت خب بگین پولش چقدر میشه هرکاری کرد حمید پولشو نگرفت ازش گفت حالا بعدا حساب میکنیم سحر کارتو گرفتو رفت حمید گفت این دوستت تازه باهاش اشنا شدی؟گفتم اره چرا؟گفت هیچی همینجور اونشب حمید بعد چندوقت باهام سکس کرد ازم پرسید کارتو واسه چی میخاست؟گفتم اونا مثل ما که نیستن این فیلما میبینن هرشب یه جور سکس میکنن تنوع میدن به سکسشون سحر میگه شوهرش خیلی باحاله هرشب یه جور سکس داره میگه تو سکس اول اون ارضا میشه بعد شوهرش کسشو میخوره کونشو میخوره سکسشون نیم ساعت طول میکشه مثل تو نیست 2دقیقه سکس میکنی ابت که اومد میگیری میخوابی کار نداری من ارضا شدم یا نشدم حمید گفت شوهرش کثیفه سواراخ کثیفو لیس میزنه گفتم نخیرم قبل سکشون میشورتش کونشم با یه ناخن میکنه تو کونش میشوره اینارو که گفتم سعید باز کیرش بلند شد بهش گفتم سحر وقتی تو رفتی کارتو بیاری گفته شوهرت خوشتیپه ولی نمیدونه که تو به فکر من نیستی گفت خب اون ادمه به شوهرش میرسه مثل تو بی شعور نیست گفتم من بیشعورم یا تو عوضی که اصلا به فکر نیاز زنت نیستی گفت کور بشو ادم باش بغض گلومو گرفته بود کونشو کرد طرف من خوابید فرداش به سحر زنگ زدم ماجرارو واسش تعریف کردم
ادامه دارد....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#18 | Posted: 9 Apr 2012 08:44
قسمت هفدهم

گفت مردا همشون اینجورین ازت سیر شده تو میخای تا اخر عمرت سختی بکشی؟گفتم چیکار کنم؟گفت خودم یه دوست پسر خوشکل واست پیدا میکنم سحر نمیشه دیوونه شدی گفت خیلی خری دختر وقتی یه کیر دیگه تو کست احساس کردی دیگه از این حرفا نمیزنی اون شوهرت دیشب داشت با چشاش منو میخورد اگه تو نبودی ترتیبمو میداد حالا تو به فکر اونی؟گفتم یعنی خیانت کنم بهش گفت خیانت چیه نیازتو نمیتونه بر طرف کنه بعدشم فکر میکنی اون خیانت نمیکنه میخای نشونت بدم؟گفتم چه جوری گفت پاشو بیا خونه ما اومدم خونتون گفت ناراحت نمیشی منو بکنه؟گفتم چرا ناراحت میشم گفت خره میخام خیانتو ببینی شوهرتو از اوناست که فکر خودشه تو واسش اهمیت نداری تو هم بشو مثل خودت من فقط میخام بهت نشون بدم که داری اشتباه میکنی این وسط منم به یه کیر جدید دست پیدا میکنم زد زیر خنده گفتم پس تو به فکر خودتی؟گفت نه به خدا من دوست پسر دارم نیازی ندارم فقط میخام بهت ثابت کنم بیا کمک این میز تلویزیونو جابجا کنیم گفتم چرا؟گفت بعدا بهت میگم کمک کردم جابجاش کرد گفت خب حالا زنگ میزنم شوهرت بیاد اینجا به بهانه اون کارته که بیاد شبکه هارو واسم ردیف کنه تو هم برو تو اون اتاق از لای در تماشا کن واسه همین اینارو جابجا کردم که خوب ببینی از اتاق بیرون نمیاییا تا کارمون تموم بشه ضایع نکنی به غیرتت بربخوره بعدا اینقد واست میزارم که دیگه سکس با شوهرتو فراموش کنی گفتم باشه شماره حمیدو بهش دادم زنگ زد بهش گفت سلام حمید اقا خوبین من سحرم دوست مریم جون اون کارته بود بهم دادین من نمیتونم اون 4تا شبکرو بیارم میشه بیان واسم تنظیم کنید اونم گفت بله حتما ادرس بدین همین الان میام گفتم ببین بی شعرو اگه من بودم میگفت کار دارم نمیشه باید دعوا بشه تا بیاد سحر رفت یه دامن قرمز که تا بالای زانوش میومد پوشید با یه تاب سفیدیک ربع نشد حمید اومد درو باز کرد من رفتم تو اتاق ببینم چی میشه حمید اومد تو سحر باهاش دست داد بعد از احوال پرسی گفت خب بزارین من شبکه هارو واستون بیارم سحر رفت دو تا لیوان شربت اورد نشست کنار حمید دامنش اومد بود بالا تا قسمتی از روناش پیدا بود سعید 4تا کانالو اورد گفت میخاین قفلش کنم سحر گفت نه نمیخاد سحر گفت الان کانالا بازن گفت اره گزاشتم 4تا کانال اخر سحر کنترلو برداشت زد رو کاناله یه مرده سیاه پوست یه کیر داشت حدود نیم متر داشت زنرو میکرد سحر گفت وااااای حمید اقا این واقعیه گفت اره بعضی عجوبه ها هستن سحر گفت این زنه چقد خرابه چه جوری اینو میخوره؟حمید گفت خب خانوما هستن دیگه زد زیر خنده گفت خب اینا مجبورن پول میگیرن فیلم بازی کنن بعد سحر چهار زانو نشست دامنش کامل اومده بود رو پاش سعید زیر چشمی نیگاه میکرد رونای پای سحروبعد سحر زد یه کانال دیگه سه تا مرد داشتن یه زنو میکردن یکی گذاشته بود تو کسش یکی تو کونش یکی هم تو دهنش سحر گفت این حال میده ولی حیف که شوهر من یکی بیشتر نداره زد زیر خنده سعید معلوم بود راست کرده بود گفت ببخشید دستشوییتون کجاست سحر گفت جیش داری یا میخای بری کارای بد بکنی؟گفت نه تا شما اینجایین کارای بد چرا؟دستشو انداخت روی رون سحر دست میکشید همه جاشو سحر همینجور داشت فیلمو نیگا میکرد حمید دستشو بر روی کس سحر میمالید سحر هیچی نمیگفت همینجور رونای سحرو میمالید بعد سحر دستشو برد رو شلوار حمید از رو شلوار کیرشو میمالید لباشون گذاشتن روی هم شروع کردن لب خوردن حمید دستشو گذاشت رو سینه سحرمیمالید سحر تابشو دراورد بدون سوتین بود افتاد رو ممه هاش مثل قحطی زده ها میخورد بیشعور هیچوقت سینه های منو اینجور نمیخورد با یه دستش دامنو شرت سحرو داد پایین گفت جوووووون چه کسی داری دیروز تو خونه دیدمش سحر گفت از عمد پاهامو باز گذاشتم ببینی عزیزم دوست داری؟گفت اره سحر گفت بخورش باورم نمیشد حمید سرشو گذاشت رو کس سحر میخورد کسشو صدای ملچ ملوچش تا اینجا میومد بعد سحر گفت بسه دیگه پاشو لباساتو در بیارحمید پاشو سحرم بلند شد جلوش وایستاد کونشو کرد طرف حمید قر میداد تو کونش حمید میگفت جووووووون عجب کونی داری سحر گفت دوست داری؟میخایش بکنیش؟از کون مریم خوشکلتره؟گفت اره این یه چیز دیگست حمید لخت شد کیرش راست شد سحر گفت جوووووون تو هم کیر نازی داری عزیزم کیرشو گرفت تو دست وایستادنا ازش لب گرفت بعد نشست کرد تو دهنش شروع کرد خوردن کیرچنددفعه به سرم زد برم بیرون ولی بازگفتم ولش کن نوبت منم میشه سحر راست میگفت سحر باز پاشد کونشو کرد طرف حمید گفت حالا دو تا سوراخ داری هر کدومو دوست داری کیر خوشکلتو بکن توش حمید یه تف زد به کیرش گفت کونتو میخام گفت بکن عزیزم تا ته کیرتو بکن تو کونم خمید کیرشو کرد تو کون سحرکه یه اخخخخخ گفت بعد سعید اروم اروم تلمبه زد سحر میگفت جوووووون چه کیری داره شوهر دوستمم اوووووف حمید فقط نفس نفس میزد سحر میگفت حال میده زن شوهر دار کردن حمید میگفت خیلی اه اه عجب کونیه لامسب دارم میام کجا بریزم گفت همشو بریز تو کونم همشو خالی کرد تو کونش سحر گفت زود لباساتو بپوش الان شوهرم میاد لباساشونو زود پوشیدن حمید یه بوس کرد سحرو رفت سحر اومد تو اتاق زدم زیر گریه گفت چتتتتتتتته؟مگه نگفتم مردا همشون اینجورین عزیزم گفتم دیدی هیچکدوم از اینکارایی که با تو تو سکس کرد با من نمیکنه سحر گفت عزیزم بی خیال فردا میبرمت یه جا کلی حال کنی شوهرت امروز کلی حال کرد منم کلی حال کردم این وسط تو کاری نکردی که فردا بهت نشون میدم که نه تقصیر توهه نه شوهرت هردوتون واسه شهوتتون این کارو میکنین تکراری شدین واسه هم پاشو دست و صورتتو بشور خودتو اماده کن واسه فردا پاشو
ادامه دارد....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
#19 | Posted: 12 Apr 2012 11:38
قسمت هجدهم
سحر زنگ زد به یکی گفت سلام عزیزم خوبی یه وقت واسه فردا بده یه مشتری خوشکل واست دارم بعد از یه خورده حرف زدن خداحافظی کرد گفتم به کی زنگ زدی گفت به کسی که قراره ترتیبتو بده گفتم این کیه که باید وقت بگیری گفت اولین کستو به یه ادم باکلاس میدی طرف دکتره خیلی هم خوشکله گفتم دکتر؟گفت اره من ازمریم پرسیدم کدوم دکتر گفت دکتر امیری.دکتر امیری؟با اونم؟دکتر امیری یکی از اشناهای سحر بود دکتر زنان گفتم خب تعریف کن مریم گفت از سحر پرسیدم دکتر از کجا پیدا کردی؟گفت این دکتر از اشناهامونه یه بار از کسم ترشحات سفید میومد بیرون خیلی هم میسوخت نمیتونستم با مهدی سکس کنم واسه همین رفتم پیشش بعد از این که کسمو معاینه کرد یه تعداد دارو پماد داد بعد گفت یک هفته دیگه بیا باز معاینه کنم 2روز استفاده کردم خوب شدم یک هفته بعدش رفتم مطبش گفت شلوارتو در بیار بخواب رو تخت منو شلوارمو دراوردم رفتم رو تخت دستکششو دست کرد با یه وسیله کسمو باز کرد نگاه کرد گفت خب خوب شده بعد لای پامو باز کرد انگشتشو چرب کرد اول کسمو مالید بعد انگشتشو کرد تو کسم گفتم اییی چی شد؟میسوزه؟گفتم نه گفت از رو اذت گفتی گفتم اره گفت سکس داشتی؟مشکلی نداشتی گفتم نه خوب شده گفت مرتب میشوریش گفتم اره با انگشت شصتش کسمو میمالیدو حرف میزد دیگه داشتم داغ میشدم به نفس نفس افتاده بودم بعد دوتا انگشتشو کرد تو کسم عقب جلو میکرد گفت میسوزه گفتم نه خوبه بعد گفت بلند شو سجده کن رو تخت پشتتم ازمایش کنم منم کونمو دادم بالا باانگشتش کونمو میمالید باز انگشتشو چرب کرد کرد تو سواراخ کونم گفتم اییییی گفت درد داری گفتم نه خوبه یک دفعه کف پام خورد به کیرش که زیر شلوار باد کرده بود یعنی خودشو چسبوند به پام منم پامو رو کیرش تکون میدادمدکتر گفت بهت تبریک میگم باسن زیبایی داری خندیدم گفتم قابل شمارو نداره گفت مرسی خب برای اینکه مطمئن شم خوب شدین باید عمل دخول انجام بدم اشکال که نداره؟گفتم نه شما دکترین بهتر میدونید یه چیز فلزی شبیه کیر بردواشت از پشت مالید به کسم گفتم با این؟گفت چرا دوست ندارین؟گفتم نمیشه با یه چی دیگه؟گفت با چی دوست داری کف پامو زدم به کیرش گفت اشکال نداره گفتم نه دکتر محرمه و خندیدم رو پوشش و دراورد بعد شلوارشو داد پایین کیر خوبی داشت برگشتم کیرشو گرفتم تو دستمو مالیدم بعد رفت رو تخت نشست منم شروع کردم خوردن کیرش با دست هی میزد رو کونم جوووووووون چه کون نازی داری گفتم ممممممم مال خودت دکتر جونم تو هم کیر نازی داری ناخنشو کرده بود تو کونم عقب جلو میکرد منم ساک میزدم واسش گفت بسه برو رو تخت باز حالت سجده بگیر هرجا میرفتم انگشتش تو کونم بیرون نمیورد رفتم رو تخت همینجور انگشت تو کون سرشو گذاشت رو کسم شروع کرد خوردن خیلی بهم حال میداد بخور دکتر جونم کسم داره اب میده؟اره عزیزم داره اب میده مریض که نیستم گفت نه طعمش خوبه دکتر کیر میخام بکن تو کسم باشه عزیزم از تخت اوردم پایین دستامو گذاشت رو تخت گفت قمبل کن کیرشو کرد تو کسم شروع کرد تلمبه زدن با انگشتش تو کونم رفت واومد میکرد گفتم دکترکسم خوبه اررههههههههه دیگه خوب شدی داغ داغ بکن عزیزم همه کیرتو بکن تو کسم تو دکترمی محرمی جووووووووون بکن با اون دستش محکم میزدم رو کونش اییییییی دکتر میسوزه اروم بزن میگفت این کپلا باید قرمز بشه خب دردم میاد ولی یه درد خوب بود ایییییی وایییییی جونننننن جان این کون کردن داره سرمو گذاشتم رو تخت نگا دکتر میکردم تند تند تلمبه میزد وقتی وامیستاد من تلمبه میزدم دکتر واینستا بکن تندترش کن با تمام قدرت بکن دکتر کیرشو دراورد چرب کرد بعد کردش تو کونم اخخخخخخ دکتر یواش باشه عزیزم جووووووون چه کونی داری ایییییی بکن دکتر کون بکن جووووون بکنننننن اییییییی دارم میام بریزم تو کونت اره بریز اه اه داره میاااااااااد تموم ابشو خالی کرد تو کونم منم ارضا شدم سریع شلوارشو کشید بالا گفت لباستو بپوش خیلی طول کشید بهش گفتم دکتر تو همیشه بیماراتو میکنی؟گفت نه تو فرق میکردی نمیشد جلوی خودمو بگیرم من اینقد اینجا کس میبینم که حالم بهم میخوره اما بدن تو یه چیز دیگست خودتم بلایی دست دست به دست هم میدین کیر یه مردو راخت راست میکنی یه چند بار دیگه هم باهاش سکس داشتم دکتر باحالیه حالا فردا میبرمت پیشش اولین سکس تو با یه کیر دیگه تجربه میکنی اونم کیر ناز دکتر که تمیزو خوشکله گفتم سحر شوهرم نفهمه؟گفت نمیفهمه بعدشم خوبه چند دقیقه پیش منو جلو خودت کرد البته اونم تقصیر نداره یه بدن جدید دیده راست کرده شهوتش زده بالا تو هم بدن جدید میبینی اونوقت درکش میکنی فردا میری حموم قشنگ سفید میکنی یه شاخه موهم نداشته باشی که دکتر به این چیزا حساسه گفتم باشهفرداش رفتم حموم طبق دستور سحر سفید کردم ارایش متفاوت کردم زنگ زدم سحر اومد دنبالم وقتی نشست تو ماشین سحر گفت چه کسی شدی دختربزن بریم که دکتر منتظره رفتیم مطب دکتریه دوتا مریض جلومون بودن سحر رفت با منشی صحبت کرد یه دفعه زدن زیر خنده اومد نشست کنارم گفتم چی بهش گفتی؟هیچی بهش گفتم دیگه مریض نگیره ما کار داریم با دکتر واسه همین خندید گفتم مگه میدونه گفت اره خودشم اهلشه چند دفعه به دکتر داده اون چند دفعه که منم دادم اونم بوده گفتم سحر تو دیگه چه جونوری هستی دل تو دلم نبود احساس ترس داشتم گفتم سحر نمیخای بزاری واسه یه وقت دیگه گفت دیوونه شدی قرار گذاشتیم زشته چیزی نیست 10دقیقه طول میکشه این کیرو هرکی خورده مرده زد زیر خنده گفتم کوفت مریضا کارشون تموم شد گفت پاشو بریم تو رفتیم داخل یه پسر جووون پشت میز نشسته بود سحر راست میگفت خوشکل بود بههههه سحر جون از این ورا عزیزم رفت با دکتر دست دادو بوسیدش معرفی میکنم مریم جون یکی از دوستای خوبم اومد با من دست داد گفت خوش اومدین منشی دکتر اومد تو گفت اگه کاری ندارین من برم گفت نه درم پشت سرت ببند
ادامه دارد....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     

#20 | Posted: 12 Apr 2012 11:39
قسمت نوزدهم
دکتر گفت مریم خانم مشکلشون چیه؟؟سحر گفت کسش میخاره و خندید دکتر گفت بفرمایید بشینید رو تخت من خجالت میکشیدم نمیدونستم این کاری که میکنم درسته؟گفتم همین یه دفعه هست بیبینم چی میشه امتحانش ضرر نداره بعدشم یه دکتر باکلاس تمیزه هر دختری دوست داره باهاش باشه مانتومو در اوردم رفتم رو تخت نشستم دکتر گفت لباستونم دربیارین معاینتون کنم سرمو انداختم پایین سحر تو گوش دکتر یه چی گفت بعدا که از سحر پرسیدم گفت بهش گفتم بار اولته خجالت میکشی دکتر جلوی روم واستاده بود سحر اومد از پشت چسبوند به دکتر دستشو حلقه کرد دور دکتر بعد از روشلوار کیر دکترو میمالید بعد کمربند دکترو باز کرد شلوار دکتر اومد پایین دکتر پیرهنشو دراورد لخت شد سحر تو یه حرکت شرت دکترو کشید پایین کیر دکتر نیم خیز جلوم بود یه کیر سفیدو تمییزمثل کیر شوهرم سیاه نبود سحر گفت بگیر کیرشو دستمو گرفتم به کیرش باورم نمیشد یه کیر بغیر از کیر شوهرم تو دستمه خوشم اومد کیرشو واسش میمیالیدم سحر لبشو گذاشت رو لب دکتر منم کیرشو میمالیدم یه دستشو گذاشت رو ممه من گفت چه ممه های نازی داری سحر گفت ممه هاش تکه تو بچه ها یه دست دکتر رو کون سحر بود داشت میمالید و لب میگرفت از سحرعرق نشسته بود روم گرمم شده بود سحر سریع همه لباسشو دراورد دکتر هم بلوز منو بیرون اورد سوتینو باز کرد ماشالا عجب سینه هایی دکتر سرشو گذاشت رو ممه های من با دستش ممو جمع کرد شروع کرد میک زدن دیگه داشت واسم عادی میشد اون خجالت اولو نداشتم دوست داشتم ادامه پیدا کنه هاها ایییی اقای دکتر گاز نگیرین دستم به کیرش نمیرسید سحر گفت پاشو شلوارتو دربیار بعد خودش دستشو گذاشت رو تخت پاهاشو باز کرد خم شد به دکتر گفت بخورش دکترم گفت چششششششم قربون کونت برم من سرشو گذاشت لای کون سحر فشار میدادو زبون میکشید انگار میخاست بره تو کون سحر من شلوارمو دراوردم سحر دستشو گذاشته بود پشت سر دکتر فشار میداد اه بخور دکتر سوراخ کونمو بخور جوووووووووون مریم بخواب رو تخت خوابیدم رو تخت سحر شرتمو کشید پایین سرشو گذاشت رو کسم حرارت دهنش میخورد به کسم دکتر کون اونو لیس میزد سحرم کس منو زبونشو تو کسم میچرخوند با دستام لبای تختو فشار میدادم دکتر بلند شد منو که دید گفت به به کس مریم خونمم که خیسه خوشم اومد یه مرد دیگه داره از کسم میگفت سحرو درک کردم درست میگفت تنوع در سکس خیلی خوبه دکتر دسکش دست کرد انگشتشو چرب کرد کرد تو کس من اوووووووف سحر نشسته روی زمین کیر دکترو میخورد دکترم داغ شده بود تند تند دستشو میکرد تو کسم با زبونش بالای کسمو میخورد واییییییی میخاستم داد بکشم هیچوقت همچنین سکسی نداشتم کیر میخاستم خیلی داغ شده بودم دکتر پاهامو گرفت کشید جلوتر کونم اومد لب تخت پاهامو جمع کرد سر کیرشو گذاشت روکسم وای یه کیر داشت میرفت تو کسم سحر پاشد رفت پشت دکتر دست گذاشت رو کون دکتر فشار داد با فشار اون کیر دکتر داشت کسمو پر میکرد اههههه چه کیر داغی واییییییی دیگه نتو نستم تحمل کنم گفتم بکن دارم ممیرم جووون کیر میخوام سحر اومد کنار دکتر وایستاد دکتر همینجور کیرشو تو کسم نگه داشته بود سحر کونشو طرف دکتر خم کرد خم شد رو من گفت بکنش دکتر شروع کرد تلمبه زدن اه اه جووووووووون هاها سحر ممو گرفت تو دهنش میک میزد گاهی یه بار نیگام میکرد میگفت خوبه؟دوست داری یه کیر دیگه ؟ارههههههه خیلی توپه هاها دکتر همینجو تلمبه میزد سرمو اوردم بالا رفت وامد کیرشو ببینم کیرش سفید شده بود ترشحات کس من رو کیرش بود چه صحنه جالبی یکی که باهات محرم نیست داره میکنتت داری لذت میبری دیدم سحرم داره با من نفس نفس میزنه دیدم دکتر انگشتشو کرده تو کون سحرگاهی یه بارم محکم میزنه رو کون دکترکه سحر جیغ میکشید من داشتم دیوونه میشدم تو حال خودم نبود هیچوقت اینجور سکسی تجربه نکرده بودم سرمو گذاشتم رو تخت یه لرزشی افتاد تو بدنم انگار خالی شدم اره ارضا شدم اولین بار بود طعم ارضارو میفهمیدم دکتر که فهمید من ارضا شدم کیرشو دراورد کرد تو کون سحر اخخخخخخخ دیووونه اروم چته بعد شروع کرد تلمبه زدن سحر دست منو گرفت کرد لای کسش گفت بمال منم انگشت وسطیمو کردم تو کسش سحر اه اه میکرد جووووووون بکن عزیزم کون مال خودته جرررررررش بده ای ای دیگه دکترم به نفس نفس افتاده بود حرکتشو تند کرد یه دفعه شل شد رو سحر ابشو ریخت تو کون سحر اونم همون موقع ارضا شد افتاد رو من هر سه مون ارضا شدیم واقعا چقد خوب هست مرد و زن تو سکس همو ارضا کنن لباسامونو پوشید از دکتر خدافظی کردیم اومدیم بیرون تو راه ازش پرسیدم دکتر مجرده گفت نه زن داره خیلی هم خوشکله ولی زنش سرده تو سکس واسه همین دکتر دوست دختر داره گفتم زنش میدونه گفت نه خبر نداره گفتم این منشیشم میکنه؟گفت سانازو میگی؟اره ولی ساناز دختره از عقب کون میده ولی دکتر چند دفعه بیشتر نکرده اینجوری شد که من کم کم باسانازم اشنا شدم اونم تو سکس پارتی همرامون بود از مریم پرسیدم پس ساناز خانمم از اینجا شتاختینش؟گفت اره سحرو ساناز باهم دوست بودن من سانازو اونجا شناختم شیرینم که تو خونه سعید باهاش اشنا شدم گفتم میتونی سانازم بکشیش اینجا یه حالیم با اون بکنم مریم گفت اره من دیگه باید برم خونه فردا با ساناز میام اینجا
ادامه دارد.....

کافر همرو به کیش خود پندارد بهتر از
مومنیست که همه رو به کیر خود پندارد
     
صفحه  صفحه 2 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستانهای سکسی من و همسرم سحر بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.