تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
داستان و خاطرات سکسی

داستان های درخواستی

صفحه  صفحه 3 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین »  
#21 | Posted: 5 Apr 2015 23:03
سلام داستان شهوت و بیغیرتی رو کسی کامل داره؟این قسمت پنجمشه ولی بعضی قسمت هاش نیس تو نت مثه قسمت دوم و سوم و ...

قسمت پنجم
رفتم کفشم رو پوشیدم زدم بیرون . کلی پیاده روی کردم بعدشم رفتم پیش همون دوستم که میدونست . اصلا حوصله خونه رو نداشتم . بعدم شبی برگشتم خونه مامان اینا هم گفتن مسجد چه طور بود گفتم نمیرم دیگه . گفتن چرا ؟ گفتم بابا من غریبه بودم . کسی رو نمیشناختم که . گفتن حالا برو آشنا میشی . گفتم باشه حالا تا بعد . حوصله حرف زدن نداشتم . خودم باهاش بهم زده بودم خودم داد و بیداد کرده بودم که البته حقم داشتم اما 24 ساعت چشام به گوشی بود که زنگ بزنه یا پیام بده . التماس کنه بگه برگرد . غلط کردم گوه خوردم . منم حشری شده بودم و بعدشم دعوا کردم و نتونستم خودم رو ارضا کنم . کارد میزدی خونم در نمیومد . اون شب که هیچی . فرداشم تا موقع غروب حدودای 5 ، 6 زنگ نزد . بعدم که زنگ زد فقط میخواستم داد و بیداد کنم سرش . تا جواب دادم شروع کردم فحش دادن . هرچی که فکر کنید از زبونم در اومد . اونم فقط گریه میکرد . بعدم قطع کرد . اس ام اس دادم گفتم آره قطع کن . منم بودم قطع میکردم . منم دیگه دستم تو نوشتن تند شده بود . پشت سر هم بهش پیام میدادم و فحشش میدادم . پیام Delivery هم میومد . چندتا که دادم دیگه پیام رسیدن به دستش نیومد . گفتم شاید شارژ ندارم . چک کردم دیدم دارم . بعد زنگ زدم خاموش کرده بود . حالا دیگه من میگفتم اه چرا خاموش کرد . تا اون میخواست من نمیخواستم . حالا که اون کشیده بود کنار من افتادم دنبالش . چندین بار زنگ زدم تا شب که خاموش بود . خوابیدم دیگه . تو دلم پر اضطراب و دلهره بود . شب حدود 2 ، 3 بیدار شدم . زنگ زدم دیدم روشنه . جوابم داد سریع . صداش خواب آلود خواب آلود بود .
گفت جاننننننمممم ؟
گفتم هیچی . خدافظ .
گفت نه علی نرو . لطفا صبر کن .
چیه ؟
علی ببخشید غلط کردم به خدا
ااااا الان مثلا پشیمونی ؟
آره به خدا . دست خودم نبود . میدونی که وقتی آدم حشری میشه دیگه هیچی نمیفهمه .
آره میدونم .
پس چرا اونجوری کردی ؟
کی ؟ من یا تو ؟ تو به همه میدی نوبت من که میشه بدت میاد و هزار جور بهونه دیگه .
دوباره شروع کردیم و بحث و دعوا . که نگین گفت علی غلط کردم . دیگه تکرار نمیشه . اصلا هرچی تو بگی . هرکاری تو بگی میکنم . منم که نیاز مردونم چنین چیزی رو میخواست که یه زن مطیع من باشه . گفتم باشه . شروع کردیم یکم صحبت کردن و بحث کشید تو سکس تل . نگین میگفت
علی دوست دارم الان کنارم باشی . لخت بشیم . بخوابی روم . سنگینیت رو رو تنم حس کنم . سینه های بلیوریم رو مک بزنی منم دستام رو حلقه کنم دور کمرت . فشارت بدم به خودم . پاهامرو از هم باز کنم . کیرت رو بندازی رو کسم . نرمی و گرمی کسم رو حس کنی . خیس خیسه الان علی .
چییی میخواتتت نگین ؟
کیییییررررررمیییییخخخخخوووواااااتتت . علی مرگ من بیا اینجا بکن تو کسم .
جووووووننن الان که نمیشه که
چرا نمیشه ؟ علی همیشه میگفتیم یعنی میشه موقعی که داریم سکس تل میکنیم یکیمون مکان داشته باشه همون موقع وسط سکس تل بریم ؟ بعدشم قول دادیم که اگر همچین موقعیتی پیش اومد هرجور شده بزنیم بیرون ؟
آره یادمه اما . . .
اما نداره دیگه . من کسیییییرررررمیخواااام . علی کسم پف کرده همینجور داره ازش آب میریزه . فشارش میدم گوشتای کسم از لای انگشتام میزنه بیرون . آبش میریزه .
اااااخخخخ . نگو نگین نگو جنده خانم که کیرم داره میترک دیگه . نگو که بیام اونجا جرواجرت میکنم .
بیا خوب بیا تنم ماله تو . امشب میخوام تنم رو بزارم زیر کیرت . هرجور کیرت دوست داره لذت ببره از تنم . میخوام ماله کیرت باشم . علی من جلو کیرت هیچی نیستم فقط آفریده شدم که بهت کس بدم .
جووووونننن . تو ماله کیرمی . ارزشت از کیرمنم کمتره . ااااخخخخ . جووونننن . زن جنده ی منی تو .
علی بیا وگرنه بی آبروت میکنم . میرم زیر کیر همه میخوابم . زنت رو باید زیر کیر یه غریبه پیدا کنی
جووونننننن
جدی میگم علی . اگه نیای میرم کس میدم یه هرکی که شد . میرم تو خیابون بیان ببرنم . کس و کونم رو یکی کنن . میای یا نه ؟
جوووننن . جووونننن . دو دقیقه دیگه بگی آبم میاد لاشی خانم . جنده . هرزه . فاحشه ی خیابونی .
جوووون . جوووووننن . جووووننن . بگو بازم . وایییییییی علللللییییییی . کسم خیس خیس . زیر پام خیس شده بسکه آب ریخته ازش .
جووووننن . باشه ببینم چه جوری میتونم بزنم بیرون .
زود بیایا .
باشه جنده ی من . باشه فاحشه خانم که کارت فقط کس دادنه . میام
جوووونننممم . زود بیا .


قطع کردیم . نمیدونستم چه بهونه ای بیارم تا اینکه یه چیزی به ذهنم رسید . خیلی تخمی بود ولی تنها چیزی بود که به ذهنم اومد و احتمال داشت جواب بده . آخه ساعت 3 صبح چه بهونه ای میشه آورد آخه ؟ واقعا نمیدونستم چه جوری میتونم بزنم بیرون . مامان و بابا رو چه جوری راضی کنم ؟! خیلی فکرها به ذهنم رسید اما آخریش این بود که بگم یکی از بچه های دانشگاه تصادف کرده . منم که زیاد دوستی نداشتم که . هرکس رو میگفتم مامانم میگفت مگه کس و کار نداره که تو میخوای بری ؟ بابام میگفت به تو چه ؟ مگه تو دکتری ؟ مگر اینکه میگفتم محمد تصادف کرده که دوست صمیمیم بود . که اونم باز شک کردم که بگن تو که نمیتونی کاری کنی الان که . بزار فردا برو ملاقات . بعد به ذهنم رسید بگم از بیمارستان زنگ زدن گفتن آخرین شماره ای که باهاش تماس گرفته ماله من بوده . که اونم باز میگفتن یعنی شماره خانوادش رو نزده تو گوشیش ؟ بعد اس ام اس دادم به محمد جواب نداد . خواب بود خوب . بعد زنگ زدم خواب آلود خواب آلود بود که جواب داد . گفتم یه اس ام اس دادم بخون جواب بده . گفت بگو همینجا . گفتم بخون میفهمی . تو اس ام اس هم بهش گفته بودم که اینجوری شده چه کار کنم ؟ محمدم آدم ساده ای بود مثل خودم اما چندتا دوست دخترو اینا رو داشت . مغزش بیشتر کار میکرد . پیام داد گفت بزار صورتم رو بشورم میام . بعد 5مین زنگ زد . تو این مدتم چندین بار نگین پیام داد میگفت کجایی ؟ بیا دیگه . زود باش . کسم پف کرده کییرررمیخوات . منم حشری شده بودم بد . اما جرات نمیکردم بزنم بیرون از خونه . اگر بخوام خلاصه کنم اینجوری شد که محمد زنگ زد و گفت بهترین راه اینه که بگو یکی از بچه های دانشگاه که از شهرستان میاد و کسی رو نداره اینجا تصادف کرده . شماره آخر گوشیشم محمد بوده . اون رفته زنگ زده گفته منم برم . منم لباس پوشیدم آروم مامان و بابا رو بیدار کردم گفتم بهشون . بعد از کلی توضیح و این بدبختی ها گفتن اوکی برو ولی مراقب باش و یه مشت نصیحتی که همیشه میکنن . منم زنگ زدم تاکسی تلفنی اومد و سریع رفتم . به حرف محمد رفتم بیمارستان بعد از اونجا با تاکسی تلفنی بیمارستان رفتم خونه خواهر نگین اینا . قلبم داشت میومد تو دهنم . انقدر حشری بودم که خدا میدونه نگین کثافتم پشت سر هم اس ام اس میداد که کجایی ؟ بیا بکن من رو دیگه . کسم انتظار کیرت رو میکشه . بیا بکن توش که دییونه شدم .


رسیدم نزدیک خونه خواهرش اینا . بخاطر احتیاط به راننده آدرس دوتا کوچه بالاتر حالا یا پایین تر رو دادم . دفعه اولم بود دیگه . میترسیدم بفهمه بره لومون بده . یا مثلا بعدها بابام اینا پیگیری کنن بفهمن کجا رفتم . خلاصه دو تا کوچه رو پیاده اومدم . پیامم دادم به نگین گفتم تا 5 مین دیگه اونجام . اونم پیام داد گفت کسم داره له له کیرت رو میزنه بیا که منتظرشه . تعجبم چرا خود ارضایی نکرده بود ؟ اگه من بودم دووم نمیاوردم . رسیدم قبلش گفته بودم در رو بزنه زود برم داخل که تابلو نشه . اما بابا اونجا بالا شهر بود . مثل محله های ما نبود که همه سرک بکشن تو کار هم دیگه که . در رو باز کرده بود . سریع رفتم داخل . اولین بار بود که میخواستم با یه دختر تنها باشم . فکرش و حسش بی نظیر و البته ترسناک بود . اما بیشتر از همه اینا عجیب و نا شناخته بود برا من . رفتم داخل . در رو آروم بستم . صدای جیرجیرک میومد . حال و هوای عید میومد . به قولی بوی عید میومد خفن . نمیدونم گل چی بود تو باغچشون . داشتم همینجور آروم میرفتم جلو که لامپ جلو در روشن شد . نگین در رو باز کرد . اومد تو حیاط . آروم گفت بدو دیگه . رفتم داخل سریع . کفشام رو در آوردم . نگین حرکت کرد جلوی من به سمت داخل خونه . در رو نیمه بسته بود . محکمش کردم . منم پشت سرش رفتم . ساعت نمیدونم چند بود . واقعا یادم نمیاد . اما 2 و 3 بود . همین حدودا . دیدم نگین خیلی عادیه . اصلا حشری نبود مثل تو پیاماش . رفتم از پشت بغلش کردم موهاش رو زدم بغل گردنش رو بوسیدم . برش گردوندم ازش لب گرفتم .
جووووننن چه لبایی داری عروسک
علی من عروسکم ؟
آره فدات شم آره قوربونت برم
یعنی خیلی خوشگلم ؟
آره یعنی از همه دخترای دنیا خوشگل تری . نفس منی عمر منی
علی ببخشید ناراحتت کردم باشه ؟
*** همینجوری که حرف میزدیم لبامون میخورد به هم و منم دستم رو میکشیدم رو پشت نگین . از کونش بگیر تا کمرش . من خیلی رو سوتین حساسم . میبینم یا بندش رو دست میزنم حشری میشم . ***

اشکال نداره عزیزم . تو ماله خودمی تا همیشه .
جوووننن دوست دارم ماله تو باشم .
اااااااخخخ
بعد شروع کردم لب گرفتن . خیلی حشری نبود . من فکر میکردم الان بیاد سریع باید بکنمش . و شروع میکنیم به سکس . بعد راه افتادیم به سمت اتاق خواب . منم همش خودم رو خم میکردم که کیرم بیاد جلو محکم خودم رو به کون نگین فشار میدادم . چندین بار تو خیابون همونجوری آبم اومده بود . کونش معرکه بود . رفتیم تو اتاق . دوباره برش گردوندم لب میگرفتم ازش . بعد رفتم لای سینه هاش رو میخوردم .
جوووونننن . جووونننن . میمرم برا سینه هات . آااااخخخ .
جونم عزیزم بخورش بخورش نفسم . همش ماله خودته
جووونن . کسو تر از تو ندیدم تو زندگیم نگین .
عزیزم من ماله توام . هرکاری میخوای باهام بکن .
جووننن . کست ماله منه . تنت ماله منه . سینه هات رو به هیچ کس نمیدم
آررره عزیزم کسم فقط ماله تو . کسم در اختیار کیرته فدات شم .

*** بعد شروع کردم در آوردن لباسای نگین اما انگار بی حس بود . انگار نمیخواست حال بده . اما منم خیلی حشری بودم به همین دلیل نخواستم خراب کنم . یه وقت دعوامون شه . تاپش رو در آوردم باز یکم سینه هاش رو خوردم و بعد هم سوتینش رو باز کردم . وای که چقدر دیدن بدن بلوری همچین کسی حال میداد تو سوتین . اوووووففففففف . مخصوصا از پشت یا وقتایی که یه لباس میپوشید که فقط بنداش بیرون بود . ***

انداختمش رو تخت خوابیدم روش هی کیرم رو فشار میدادم به کسش و سینه هاش رو میخوردم . اونم کسش رو میداد به بالا که سفت تر بشه زیر کیرم . کیرم سیخ سیخ بود . دوست نداشتم زود آبم بیاد که تموم شه . اما از طرفی هم اگر نمیکردم توش همونجوری آبم میومد دیگه . بلند شدم شلوار و شرتم رو در آوردم اومدم رو سینه های نگین سینه هاش رو چسبوندم به هم . وسط سینه هاش تلمبه میزدم . سر کیرم میرسید به دهنش که اونم زبونش رو میاورد بیرون که بخور بهش . سینه هاش درست جا نمیشد تو دستم . خودش سینه هاش رو گرفت چسبوند به هم منم هی میزدم لای سینه هاش . نه اون چیزی میگفت نه من . برعکس سری های قبل که اون همش آه وناله ی حشری میکرد منم پا به پاش میرفتم . دقیقا همون موقع وقتی داشتم براش لای سینه ای میزدم اینا به ذهنم اومد و اینکه من وقتی آه و ناله میکردم که اون بکنه . برا همین اون موقع ساکت بودم فقط حالم رو میکردم . اما همین فکرها باعث شد که فقط هی بگم جوووننن . عجب کسی هستی دختر . عجب بدنی داری تو . اووف . اومدم پایین شلوار و شرت خوشگلش رو درآوردم . شرتش رو بو کردم .
اووووممممم . عجب بویی میده شرتت نگین .
بو چی میده ؟
بو کس میده . بو کس توپولت رو میده
بعدم همونطور که خوابیده بود پاهاش رو آورد سمت شکمش . جمع کرد . بعد از هم بازشون کرد یه خورده . گفت:علی کسم رو نگاه کن چه آبی میریزه ازش . وایی پسرکسش خیس خیس بود . بعدم دستش رو آورد بالای کسش گفت علی ببین کسم رو . بعدم آروم آروم دو طرفش رو کشید که از هم جدا شه . انگاردو چیز که میچسبه به هم . آبش انقدر غلیظ بود که کش میومد . تا یه خورده که کشید انگار آبش نمیذاشت کسش از هم جدا شه . بعد یه هو از پایین کس توپولش کسش باز شد اومد تا بالا دیگه خطش باز باز شد . انقدر این صحنه تحریک کننده بود برای من که هزار سال دیگه هم یادم میمونه . منم بی اختیار افتادم رو کسش . همه ی آب کسش رو هورت کشیدم مثل آب میوه . خوب مزه ی خوبی نداره که اما انقدر حشری بودم که انگار دارم عسل میخورم . بعدم شروع کردم لیس زدن و خوردن . چوچولش رو میکردم تو دهن مک میزدم . زبونم رومیکشیدم لای کسش و تو کسش پر میدادم . نگینم خودش رو بلند میکرد میزد زمین .
جوووووووننن . وااااااااااییییی . آااااااااااهههههه . علی علی علی بخور بخور بخور
جوووننن . اووووممممم . چه کسی داری جنده خانم
علی حرف نزن بخور فقط . کسم رو گاز بزن
اااااااااییییییییی
اااااااهههه . آروم تر آرومتر
وااااییی نگین کست مثل عسل میمونه .
علی برو از تو آشپزخونه عسل رو بیارحالا که گفتی
اومدم بالا اوفتادم روش گفتم میخوای چی کار جنده خانم ؟ هان فاحشه ی هرزه میخوای چیکار ؟
بیار بریز لای کسم بخور
جووووووننننن . دوست داری ؟
آره علی برو دیگه زود باش
منم رفتم تو آشپزخونه یه خورده گشتم اما پیدا نکردم . گفتم نگین کجاست ؟ گفت تو قفسه بالای گازسمت چپ . عسل رو برداشتم رفتم تو اتاق . اینکه لخت تو خونه یکی دیگه داشتم راه میرفتم خیلی حشریم کرد . خونه ای که از من ساده که یه روزی نمیدونستم چه جوری لب بگیرم و اولین باری که میخواستم از نگین لب بگیرم رفتم 500 تا فیلم دیدم یه آدمی ساخت که . . .

عسل رو بردم تو اتاق نشستم رو تخت . نگین پاهاش رو بازکرد . خواستم اول آب کسش رو بلیسم اماگفت نه . علی قاطیش کن . بمال به کسم که با آبم قاطی شه . با دستم زدم تو عسل کشیدم لای کسش . وااااااییی که چه صدایی میداد . بالای کسش که خیلی توپولی و گوشتی بود رو هم عسل کشیدم . تو کسش و همه جاش رو . لای کونش هم کشیدم . بعد آوردمش لب تخت پاهاش رو باز کردم افتادم رو کسش و شروع کردم به خوردن . نگین هی میپیچید به چپ و راست .
جووووننننن . ججججووووننن بخور کسم رو بخورش
ااااخخخ اااوووومممم وااایییی . اووومممم
جوووون . کس توپولم رو به دندون بگیر . واییی . بلیسش عزیزم . همش ماله خودته .
واااایییییی جوووننن . میخوامش
علی بلند شو بیا بخواب
رفتم خوابیدم رو تخت بعد اون اومد نشست رو دهنم کس قلبمش رو با فشار کرد تو دهنم . داد میزد و خودش رو بلند میکرد میزد به من . آب کسش با عسل قاطی شده بود محکمم کسش رو میکوبید رو صورتم . یه صدای ملچ مولوچی راه انداخته بود که نگو . کسش رو پر میداد دور دهنم . میکشید رو صورتم . منم دستم انداخته بودم دور کمرش محکم فشارش میدادم .
فاحشه خانم با کست خفم کن . فشار بده بره تو حلقم . دوست دارم زیر کست جوون بدم . دوست دارم زیر کس تو بمیرم
جوووننن بمیر بی غیرت بمیر بی وجدان . اااخخخ . بخور کسم رو بخور آبم رو آهههه . اااههههههههه . کس توپولم تو حلقته .
اووووممممم . اووووفففف .
بعدم انقدر محکم فشار داد که قشنگ قلمبه ی نرم بالای کسش رفت تو دهنم . منم گاز زدم . داد وجیغ بلندی زد خودش رو محکمتر فشار داد رو دهنم . حس کردم دهنم گرم شد . تو دهنم ارضا شد و همینجور خودش رو فشار میاورد رو دهنم که کامل آبش اومد . بعد تنش شل شل شد . افتاد روم خوابید روم . اما من که ارضا نشده بودم که . بلند شدم تا حسش نرفته بکنم تو کسش . کشیدمش لب تخت . اون فقط نفس نفس میزد . هیچی نمیگفت . خواستم کاندوم بکشم ندیدم . بی خیال شدم . کیرم کامل سیخ نبود . با دستم گرفتم پوستش رو کشیدم عقب که سفتیش بیاد جلو . کردم تو کسش . پاهاش رو دادم بالا . کردم توش افتادم روش صورتش رو لیس میزدم و تلمبه میزدم . اونم فقط نفس نفس میزد و لباش رو به سکسی ترین وجه ممکن که بتونید تصورش رو کنید گاز میگرفت . لا مصب کس نبود که . آبم داشت میومد کشیدم بیرون نگین رو یه وری کردم . کنار تخت دراز کشیده بود روش به طرف بیرون تخت بود . باسن سمت چپش بالا بود . بعد افتادم روش جوری که کیرم روی باسن و لای کونش باشه . هی فشار میاوردم و میبوسیدمش . فکر کن یه تیکه گوشت نرم و پنبه ای زیر کیرت باشه . انقدر فشار بدی که سفت بشه . یه کم که اینجوری کردم دیگه داشت آبم میومد که کامل برش گردوندم کیرم روگذاشتم لاش فشار دادم که آبم با فشار هرچی تمام تر ریخت بیرون . همزمانم داااااددد میزدم .
ااااااااااااهههههههه . اااااااههههه . جووووونننن جوووونننن .
ریختی لای کونم علی ؟
آره . دوست نداری ؟
بعدم برگشت سمت من من رو کشید رو خودش . یکم که افتادم روش و نفس نفس زدم که آبم اومد برگشتم خوابیدم کنارش اونم اومد تو بغلم . نگام کرد گفت .
چرا عزیزم مگه میشه آب تورو دوست نداشته باشم ؟
گفتم یه چیزی بپرسم ناراحت نمیشی ؟
نه بپرس قوربون آب کیرت برم .
هی پای چپش که روی پاها و شکم من بود رو تکون میداد .
چرا پات رو انقدر تکون میدی ؟
دوست دارم آبت لیز میخوره لای کونم .
جوووونننن . فقط فاحشه ها دوست دارن این چیزا رو
بعدم با یه نااازز خیلی خیلی غلیظ گفت
خوب من فاحشم دیگه .
بعدم یه خنده ای کرد که واقعا این جور خنده هاش مثل جنده ها بود .
بگو دیگه چی میخواستی بگی ؟
ناراحت نشی ها ؟ باشه ؟
باشه بگو
چرا اولش اصلا حس سکس نداشتی ؟
کی گفته حسش نبود ؟
تابلو بود . اصلا انگار جذابتی ندارم برات . باشه نگو راستش رو اما خودم میدونم .
نه علی نننههههههه . باشه میگم چرا . راستش قبل اینکه بیای ارضا شدم خیلی خیلی شدید . اصلا حسش رو نداشتم . بعد اس ام اس دادم بگم نیا اگر سختته .
اما وقتی گفتی دارم میام بهت کیر بدم تو دلم خالی شد . بعدم وقتی اومدی دوست نداشتم ناراحتت کنم . اما انقدر به خودت پیچیدی و آه و ناله کردی که حشری شدم خودمم باز . دیگه فقط دوست داشتم بکنیم .
واقعا دوست داشتی ؟ بهت حال دادم ؟
علی حال دادی ؟ دیوونه تو که میدونی من وقتی ارضا میشم تا 4 ، 5 ساعت دیگه نمیتونم سکس کنم . اما انقدر دوست دارم که خواستم بیای پیشم . تو هم انقدر آدم رو حشری میکنی که دیگه طاقت نیاوردم
نگین تو بغلم بود چشم تو چشم من .
عزیزم . دورت بگردم من نفسم عشقم همه کسم . ممنون .
من ممنونم که انقدر حال دادی بهم
علی کدوم قسمت سکس رو بیشتر دوست داری ؟
تو کدوم رو بیشتر دوست داری ؟
اااا . من اول پرسیدما .
خوب همش رو . واقعا همش .
نه فقط یکیش
خوردن لبات
علی اون که همیشه میتونی انجام بدی که . کاری که تو سکس باشه . دیگه چی ؟
اااوووومممم . خوردن کس توپولت
واقعااااااااا ؟
آره واقعا . نمیدونی چه لذتی میده خوردن کست
علی واقعا دوست داری کسم رو بخوری ؟
آره قوربونت برم
آخه من همش فکر میکنم تو دوست نداری . برای اینکه من ناراحت نشم میخوری برام
نه دورت بگردم . انقدر دوست دارم که نگو . مخصوصا امروز که نشستی رو دهنم .
وااااییییییی . علی هیچی نگو . انقدر بهم حال داد که نگو . تو دهنت ارضا شدم بدت نیومد ؟
نگین خوشکلم تو همه چیزمی . من تشنه ی آب کستم . از حالا به بعد همیشه باید تو رو دهن خودم ارضا شی .
وای علی خیلی بهم حال داد . خیییلللللییییییی . واقعا دیونه شدم . دوست داری منم آبت رو بخورم ؟
آره عزیزم اگر دوست داری .
چرا میگی اگر دوست داری ؟ معلومه که دوست دارم
آخه منم مثل تو فکر میکنم تو بخاطر من میخوری . خودت دوست نداری .
نه علی دوست دارم
بعدشم خودش رو جمع کرد تو بغلم . منم دست انداختم از پشت لای کونش . دستتم خورد به آب خودم . گفت
جووووونننن . میبینی تن زن فاحشت خیس شده از آبت .
منم موهای بلند و خرماییش رو بو کردم . بو عطر میداد محکم به خودم فشارش دادن و دستم رو حلقه کردم دور کمرش . تا صبح تو بغلم بود . حدودای ساعت 10 یا 11 بود که بیدار شدیم . اول با هم رفتیم حمام . اونجا هم حشری شدم دوباره باهم حال کردیم . اون باز نشست رو دهنم تا ارضا شه . بعدم من وایسادم کیرم رو چسبوندم رو صورتش بعدم سرش رو محکم فشار دادم به کیرم . کیرم تو دهنش نبودا . همینجوری انقدر فشار دادم که داشتم ارضا میشدم زیر دوش آب گرمم بودیم . بعدم اومدم کنار ریختم تو دهنش . اونم یکم باهاش بازی کرد اما نخوردش . ریخت بیرون . همینجور لیز خورد از رو صورتش اومد پایین تا روی سینه هاش . بعد هی آب میریخت پایین رو تنش کم کم آبم رو میشست . اونم نشسته بود تو چشام نگاه میکرد در حالی که دور دهنش پر از آب منی من بود و منم دستم رو شونش به طرف پشت سرش بود و نفس نفس میزدم . بعدم بلند شد دوش گرفتیم باهم . رفتیم بیرون لباس بپوشیم . برم گردوند ازم لب گرفت گفت
ممنون . خیلی بهم حال میدی تو . ببخشید که من آبت رو نخوردم . دفعه بعد میخورم . قول قول .
گفتم باشه عزیزم اشکال نداره .
رفتیم تو حال نشستیم . اون حوله خودش تنش بود . منم حوله خواهرش .
گفتم عجب بویی میده . خواهرتم خوب گوشتیه ها .
گفت ندیدیش ؟
گفتم نه یه بار عکسش رو تو گوشیت نشونم دادی .
رفت آلبوم عکسای خواهرش اینا رو آورد اومد نشست تو بغلم . شروع کردیم به دیدن . بعدم
گفت خوشت اومده ازش ؟
گفتم آره خیلی خوشگله . خیلی سکسیه .
گفت میخوای برات جورش کنم ؟
گفتم میشه ؟
گفت اگه بخوای آره .
گفتم آره . گفت خفه شو بچه داره پررو .
گفتم بابا خودت میگی .
بعدم انگار دختر بچه های کوچولو قهر کرد روش رو کرد اون طرف . بعدم بلند شد از رو پام رفت رو یه مبل تکی نشست . رفتم از پشت بغلش کردم لپای خوشکلش رو بوسیدم
گفتم ببخشید .
گفت نه قهرم باهات .
گفتم چه کار کنم آشتی کنی .
گفت هیچی .
همشم مثل کوچولوها حرف میزد .
گفتم بگو دیگه .
گفت نه تو دوسم نداری کاری نمیکنی .
گفتم تو بگو هرکاری باشه میکنم .
گفت هرکاری ؟
گفتم آره .
گفت علی ببین من خیلی دوست دارم . نمیخوامم اذیتت کنم . اما . . .
اما چی ؟
اما میشه سکسامون متنوع باشه ؟
گفتم مثل قبل یعنی ؟
گفت آره اما به خدا قول میدم اصلا مثل دفعه قبل نکنم . اولویتم تویی . باشه ؟
گفتم باشه .
اونم پرید بغلم کرد بوسیدم . انگار دنیا رو بهش دادن . منم خوشحال بودم . رفت عقب تر حولش رو باز کرد . با قر و فر اومد جلو . حوله منم باز کرد حوله قدی بود . از دیدن بدن به اون زیبایی هر مردی به وجد میاد . محکم بغلش کردم . کسش بازم لزج شده بود . لب گرفتیم . بعد گفت
علی اگر بهم حال بدی یه حالی بهت میدم که فکرشم نمیکنی .
گفتم چی ؟ گفت تو با من باش . بعد بهت میگم . باشه ؟
گفتم باشه . خوب حالا برنامت چیه ؟
گفت زنگ میزنیم آمبولانس .
گفتم چی ؟ گفت بیا اینجا بشین تا بگم بهت .........
     
#22 | Posted: 18 Nov 2015 12:37




Operator123:
درود استاد
بله همون عشق،سکس،زندگی متاهلی بود...
نویسنده قسمت مربوط به عشق و سکسش رو تعریف کرده بود البته یه کم از قسمت سکسش هنوز مونده بود، داشت به قسمت زندگی متاهلی میرسید که دیگه تاپیک حذف شد انگار...!
احتمالاْ برای نویسندش مشکلی(مثلا فاش شدن هویتش توسط افراد نزدیک) پیش اومده که مدیران سایت داستان رو حذف کردن وگرنه خیلی از داستانها هستن که چند ساله که ناقص موندن ولی حذف نشدن...

از مدیران عزیز خواهشمندم اگه لازم میدونن پاسخ بدن...

باتشکر از استاد ایرانی عزیزم

با درود به اپراتورعزیز و نازنین ... یادم هست داستان پر طرفداری بود و نظرات و کامنت های زیادی هم داشت حالا چی شد نویسنده محترمش ادامه نداد رو در جریان نیستم .. البته در یک سال اخیر داستانهای نیمه کاره زیادی حذف شده و مدیران این کا رو به خاطر نظم تالار این کارو انجام دادن .. چون نیمه کاره رها شدن داستان و به همون صورت باقی موندن هم مشکلات خودشو داره ... پیامها زیاد میشن .. چی شد چی نشدزیاد میشه .. فکر نکنم مسئله امنیتی باشه . مطمئنا کسی که این داستانها رو می نویسه یه راههایی رو برای فرار باز می ذاره .. حالا مورد عسل جانو زیاد نمی دونم ولی در هشتاد درصد موارد که داستانها حذف شده ..نویسنده فرصت نکرده همون یک تاپیک خودشو هم ادامه بده .. و احتمال هم داره دچار نوعی اشباع فکری و ذهنی شده باشه .. و من از این بابت تا اون جایی ازشون انتقاد می کنم که سالم باشند و آزاد .. وگرنه هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نیست .. امید وارم هیچوقت بیماری و زندانی شدن به سراغ این عزیزان نیومده باشه که نتونسته باشن به کارشون ادامه بدن .. برای همه شون آرزوی سلامتی و تندرستی می کنم و آزادی .. همین دو نعمت کافیه که بتونن به تعهدشون عمل کنن .. وقتی که کار نیمه کاره شون تموم شد دیگه داستان دیگه ای رو شروع نکنن که درش بمونن ... من یک نویسنده ای رو می شناسم که زنش در یکی از بیمارستانهای تهران بستری بود .. اون همراهش بود ... ساعت حدود ۸ صبح همراهانو که واسه نظافت بیرون می کردند اون نویسنده هول هولکی با هزار درد سر خودشو می رسوند به کافی نت حدود سه چهار کیلومتر اون ور تر .. وارد ایمیلش می شد .. یکی دو تا داستان می نوشت که هر وقت پاش به خونه باز شد حداقل از این نظر کم نیاره فقط باز خونی و غلط گیری تایپی و سر سطر رسوندن گفتگوها باشه .. که البته اون موقع ابتدای گفتگو و دیالوگ سر سطر نمیومد دیمی توی هم نوشته می شد . .. چون کافی نت وی پی ان نداشت نمی شد وارد لوتی شد ولی نود درصد کار همون نوشتن داستانه ..بعد اون نویسنده خودشو حول و حوش ساعت ۱۰ صبح می رسوند به بیمارستان .. به عنوان همراه مریض .. دیگه عذرش هم موجه بود .. اگه اراده باشه میشه در هر شرایطی آدم کارشو پیش ببره . منم امید وارم مدیران نازنین یه فکری واسه موارد این چنینی بکنن ... مثلا یه تاپیک بزنن به عنوان تاپیک داستانهای ناقص .. اتفاقا پیشنهاد خوبیه . .. البته اگه همچین پیشنهادی بدم بهم می خندن . ولی خیلی عالی میشه . تاپیک داستانهای نا قص .. این کار دو تا خوبی داره .. یکی این که دیگه کسی نمی خواد و نمی تونه بخواد که داستانها کامل شه .. حرف بزنه میگیم نگا ..نیگا .. این تاپیک مخصوص داستانهای ناقصه و هم این که اونایی هم که مثل شما همون نا قصشو هم قبول دارن به خواسته شون می رسند .. خیلی جالب میشه .. من از همین تریبون پیشنهادمو اعلام می کنم .. تمام این داستانهای ناقص همه یک جا جمع میشن . یک کار نو و بدیع و جالبی میشه ...البته نه این که از فر دا همه راه بیفتن هنوز نا قص نشده برن اون جا داستان بذارن .. .. فعلا با اجازه ..موفق باشی .. دوست و برادرت : ایرانی
     
#23 | Posted: 22 Nov 2015 16:23
ایرانی عزیز خواستم بگم که من پیگیر داستانهاتون هستم و منتظرم ممنون از توجه تون
     
#24 | Posted: 22 Nov 2015 21:58
سلام به ایرانیه عزیز و دوست داشتنی
میشه لطفا منو راجع به یه موضوعی راهنمایی کنید
ممنون میشم
     
#25 | Posted: 23 Nov 2015 02:58




moheyla69:
سلام به ایرانیه عزیز و دوست داشتنی
میشه لطفا منو راجع به یه موضوعی راهنمایی کنید
ممنون میشم

با درود و عرض ادب .. بفر مایید اگر بتوانم در خدمت آن نازنین خواهم بود ..خوش و خرم و خندان باشید .. دوست و برادر شما : ایرانی
     
#26 | Posted: 23 Nov 2015 03:00




maniparia:
ایرانی عزیز خواستم بگم که من پیگیر داستانهاتون هستم و منتظرم ممنون از توجه تون

با عرض سلام و درود .. شما لطف دارید مانی پریای عزیز و من شر منده محبت های شما هستم و حتما به زودی بیشتر در خد مت شما خواهم بود .. به بزرگواری خودتان ببخشائید .. ارادتمندم .. دوست و برادر شما : ایرانی
     
#27 | Posted: 23 Nov 2015 12:26




maniparia:
ایرانی عزیز خواستم بگم که من پیگیر داستانهاتون هستم و منتظرم ممنون از توجه تون

سلام بر مانی پریای عزیز ... با این که دوست نداشتم داستان ضربدری رو تموم نکرده تقاضای تاپیک بدم ولی از اون جایی که دیدم زیادی دارم بد قول میشم یعنی شدم و چند ماه پیش چند قسمتشو نوشتم و یک قسمتشو هم تازه نوشتم .. گفتم بهتره که تقاضای تاپیک بدم این جوری یکی دو بار در هفته رو میشه منتشرش کرد .. با تمرکز بهترو بیشتری نوشت .. ولی اگه بخوام یک دفعه و هول هولکی تمومش کنم داستان از مدارش خارج میشه .. در هر حال منم باید سعی کنم دیگه این جوری قولی ندم که شر منده بشم . میشه داستان رو در ده یا دوازده قسمت تمومش کرد میشه هم طولانی ترش کرد ولی اون جوری شاید کمی یکنواخت شه .. .. ممنونم از همراهی تو نازنین و سایر عزیزان و همراهان این مجموعه .. ایرانی
     
#28 | Posted: 24 Nov 2015 13:57
با سلام
یه داستانی رو میخواستم که یه برادر و خواهر بصورت مخفیانه باهم سکس داشتن و برادر کوچیکه میفهمه بعد برادر کوچیکه هم با خواهره سکس میکنه
اسم داستان بود (به به برادر و خواهر مارو باش)
هرچی میگردم فقط قسمت دومش هست اگه کسی این داستان رو داره برام بذاره لطفا
     
#29 | Posted: 24 Nov 2015 18:17




با درود به دوستان گرامی .. اگه کسی می تونه دوستان گلمون نونیم و جی تی عزیز رو همراهی کنه ممنون میشم .. ارادتمند شما .. دوست و برادرتان : ایرانی
     
#30 | Posted: 5 Dec 2015 14:06
shahrzadc جان اون داستان شهوت و بی غیرتی رو یادمه طرف تو همین انجمن می نوشت.فک میکنم جزو داستان های پاک شده باشه.حالا نمی دونم چرا.ولی تقریبا مطمئنم همین جا بود داستانش.اگه مدیران دسترسی دارن لطفا برش گردونن.متشکرم.
     
صفحه  صفحه 3 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان های درخواستی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2016 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites