تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /
داستان و خاطرات سکسی

داستان های درخواستی

صفحه  صفحه 3 از 21:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  17  18  19  20  21  پسین »  
#21 | Posted: 14 Feb 2014 12:10
اولین خاطره سکسی من
ادامه
كه داشتم اونجا رو ميديدم خيلي كيري بود برگشتم خونه داشت با بچه هاش بازي ميكرد واي چي ميديدم منيژه يه لباس باز سكس تنش بود كه وقتي ديدمش من روم نميد تو چشاش يا به بدنش نگاه كنم گفت چيه خوشگل شدم يكدفعه نميدونم چطور شد گفتم خيلي ماه شدي خنديد بازم همون خندها اومد جلو گفت گوشتو بيار جلو يه چيزي بهت ميگم ولي به كسي نگي ها گفتم خوب همونجا بگو گفت نه بيا جلو گوشمو جلو بردم كه حرفشو بهم بگه كه نرمي دوتا لب ناز رو رو گونه ام احساس كردم و گفت مرسي

واي منيژه منو بوسيد چه حالي داشتم بازم اين لرزش لعنتي تو بدنم غذا رو با هم خورديم گفت من بچه ها رو ميبرم حموم تو هم بشين تلويزيون نگاه كن اون موقع درست يادم نيست فقط فكر كنم تلويزيون يه شبكه 2 و 1 رو داشت اون رفت حموم و بچه ها رو بر اول دختر كوچكش رو فر ستاد بيرون من لباسهاشو تنش كردم اينقدر خسته بود كه همونجا كنار من خوابيد بعد چند دقيقه ديدم كه منيژه صدام ميكنه رفتم پشت در گفت امير جان بيا اينو ازم بگير (بچه كوچكش رو ميگفت در حموم رو باز كرد باز هم همون لبخند اما اينبار من بجز اون لبخند نصفي از بدن سفيد و تپل منيژه رو نيز ميديدم واي بازم داغ شده بودم بچه رو گرفتم نصفي از بالا تنه اش رو ديده بودم بند سوتين كرمي رنگشو اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ خخخ

بچه شو به ارامي با حوله خشك كردم ولباسهاشو تنش كردم يكم تو بغلم تكونش دادم و راهش بردم كه اونم خوابيد بچه رو گذاشتم توي جاش و نشستم كه منيژه در حموم باز كرد و گفت امير جون يه زحمت بهت ميدم گفتم چي كه تلفن زنگ خورد رفتم گوشي رو برداشتم صداي شوهرش بود كه با من داشت احوال پرسي ميكرد سارغ زنشو گرفت خواستم بگم حمومه كه منيژه كه دم در حموم وايستاده بود دستش رو به علامت هيس جلوي لبش گرفت و دويد سمت گوش گوشي رو از من گرفت شروع كرد به حرف زدن با شوهرش واي تازه متوجه شده بودم كه منيژه لخت لخت جلوم وايستاده با يه شرت مشكي و سوتين كرم اون پشت كرده بود داشت حرف ميزد ومنم با خيال راحت داشتم نگاهش ميكردم بخدا كيرم داشت ميتركيد ميخواستم بدوم برم توي دستشوي خودم رو تخليه كنم اصلا به شوهرش نگفت كه حموم بوده گفت ديگه داشتيم ميخوابيديم بچه هارو خوابوندم و بعد كلي حرف زدن گوشي رو قطع كرد كه برگشت سمت من تازه متوجه شده بود با چه وضعيتي جلوم وايستاده باز هم يه لبخند گفت چيه چشم چرون چيو نگاه ميكني من كه زبونم بند اومده بود گفتم هيچي باز خنده گفت پاشو بيا پشتم رو يه ليف بزن بيايم بخوابيم دير وقته گفتم من ؟؟

گفت اره ديگه تو كه همه چيز منو ديدي بلند شدم يعني به خودم جرات دادم گفتم بلند شو امي خره بزار يبار هم شده به بهونه ليف زدن بتوني به بدن يه زن دست بزني تا كي بد بخت ميخواي از قافله عقب بموني رفت تو حموم گفت يالا ديگه مگه ميخواي بري كوه بكني بلند شدم و پشت سرش راه افتادم
با همنو لباس شلوار رفتم تو برگشت يه نگاهي بهم كرد بازهم همون خنده زيبا گفت چيه ميترسي منم بدنتو ببينم در بيار خيس ميشه توهم بيا تو يه دوش بگير بيرون رفتي هوا گرم بوده بدنت عرق كرده .

لخت شدم و باشورت رفتم تو شايد خجالت يا نميدونم يه استرس لعنتي كه حتي با ديدن بدن كسي كه با رها به يادش جلق زده بودم كيرم سنجد شده بود يا همون پاپيون رفتم تو هنوز داغ بودم داغي گوشهام شرمم رو يادم مياورد گفت چرا وايستادي نميخواي بياي زير اب رفتم زير اب با يه كاسه كه تو حموم بود بهم داشت اب ميپاشوند بيشتر به روي شرتم همون كير كوچكم هم نمايان شده بود چون شرتم خيس شده بود گفت بيا پشتم رو ليف بزن ليف رو دستم كردمو صابون رو توي ليف شروع كردم به ليف زدن گفت امير گفتم بله گفت چقدر ميتونم بهت اعتماد بكنم و زبونت چقدر چفت وبست داره گفتم در چه مورد گفت كلي گفتم اخه تا چه موردي باشه گفت در مورد همين كه با هم اومديم حموم وتو داري منو لخت ميبيني ميدوني كه من شوهر دارم و موقعيت شغليشو ميدوني ميدوني اگه بفهمه چه بلاي سرت مياره گفتم خوب تو خودت گفتي كه بيام برات ليف بكشم گفت صبح چي من بهت گفته بودم كه با اونجات ور بري؟؟

ديگه داشتم سكته ميكردم به خودم گفتم كره خر اين ميخواسته تورو امتحان كنه تو بي پدر و مادرم مثل گاو سرتو انداختي پايين اومدي توي حموم كه اينو ليف بكشي آخه كره خر مگه تو دلاك حمومي هيچي نگفتم گفت نترس من دهنم چفت وبس داره و به كسي چيزي نميگم گفتم بخدا منم چيزي نميگم من برم بيرون گفت كجا بابا بيا منو بشور شروع كردم به شستن بدن نازش اما هيچ حسي نداشتم گفت چرا فقط داري يه جاي بدنم رو ميشوري گفتم چكار كنم پس گفت اين سينه بندمو باز كن گفتم من بلد نيستم گفت بابا كاري نداره دوتا گيره داره بازش كن
گيره سوتينشو براش باز كردم واي بازم داغ شدم اگه كسي يه كاسه اب سرد روم ميريخت ميتونم بگم كه اون موقع بخار از من بلند ميشد داشتم ميسوختم كيرم داشت بلند ميشد گفت خوب ديگه ليف بزن شروع كردم به ليف زدن چه حالي ميداد تمام فكر م پيش ممه هاي خوشگلش بود گفت بسه ديگه بزار منم پشت تو رو ليف بزنم گفتم نميخواد گفت بشين بابا از پشت داشت بادستهاش بدون ليف پشتم رو ماساژ ميداد دستشو صابوني كرده بود واي ديگه روي ابرهابودم يه لحظه پستونهاشو روي پشتم حس كردم از پشت خودشو بهم چسبونده بود پشت صابوني من ليزي بدنم رو كامل كرده بود و من داشتم از هوش ميرفتم شايد باورتون نشه اما يه لحظه گرماي دوتا لب رو رو ي گوشهام حس كردم داشت با لبش با گوشهام بازي ميكرد دستش بيكار نبود كيرم بلند شده بود و ديگه شرم و حيا حاليش نبود آخخخخخخخخخخخخخخخ
دستشو كه تا كنارهاي شرتم ميومد وميرفت رو حس ميكردم يك لحظه كيرمو رو از روي شرت تو دستش گرفت ديگه نفسم بالا نميومد .

منيژه اومد جلوم باز هم همون لبخند انگار كه هيپنوتيزم شده بودم لال لال شده بودم شرتمو كشيد پايين گفت واي عجب چيزي داري ناقلا چرا پنهونش كردي
كيرمو گرفته بود توي دستش براي اولين بار در زندگيم يه زن داشت كيرمو با دستش لمس ميكرد يه حالت سبكي خوشي داشتم سرشو بر جلو يه بوس به كيرم و اون كرد توي دهنش واي هنوز هم گرماي دهنشو به ياد دارم لباشو دور كيرم حلقه كرد بود برام ساك ميزد من اون موقع اصلا اسم ساك رو هم بلد نبودم يا نميدونستم چرا اين كار رو كرده .


دستشو به باسنم گرفته بود و اونو به سمت خودش فشار ميداد يه حالت خوب كه هنوز هم توضيح دادن اون حالت كم ميارم با نوك زبونش دور كلاهك كيرمو نوازش ميداد بلند شدو لباش رو لبام گذاشت شروع كرد لبم رو ميك زدن واي چه شيرين بود ومن منگول هنوزهم فقط يه نزاره گر

چي ميكشيدم آخ دستمو گرفت برد گذاشت روي سينه هاش و با همون دستشت دستهاي منو به سينه هاش فشار ميداد
گفت چرا خودت رو اذيت ميكردي اينهمه امير دوست دارم با اين جمله يه اه كشيد و باز هم لباشو رو لبام قفل كرد بعد چند لحظه گفت خودت رو بشور بريم بيرون اون رفت بيرون تازه داشت يخهاي من باز ميشد (يخ توي حموم همينه ديگه) به خودم اومدم گفتم خاك برسرت بيشعور چرا مثل گاو وايستادي زود باش اين خودش داره بهت پا ميده اينهمه رفتي به يادش جلق ميزدي حالا لخت جلوت وايستاده داره كيرتو ميماله و تو گاو شدي .
اومدم بيرون ديدم با حوله نشسته توي رختخواب بازم خنديد گفت چرا منتظري بيا بخواب ديگه گفتم كجا دستاشو باز كرد گفت تو بغل من بده؟ گفتم آخه . گفت چيه حالا من بايد بيام نازتو بكشم؟
گفت داري مياي اون برق رو خاموش كن با يه زير شلوار و يه تيشرت بودم كه اومدم پيشش دراز كشيدم حوله رو زد كنار پستوناي سفيد و گرد آخ جوووووووووووووووووووون
زير نور قرمز شب خواب چقدر بدنش زيباتر شده بود

خودشو به چسبوند دستشو برد توي شرتم وباز با كيرم داشت بازي ميكرد بازم لبهاشو گذاشت رو لبهام سرشو بالا اورد گفت تو چرا لبهاي منو نميبوسي دوست نداري گفتم چرا اما ميترسم كه تو بدت بياد .
خنديد گفت بدم بياد نه بخور لبامو من از امشب مال توام به شرطي كه دهنت چفت و بس داشته باشه

ولبهاشو بازم روي لبهام گذاشت منم اروم داشتم ميبوسيدمش سرمو به سمت سينه هاي سفيدش هدايت كرد نوك قهوه اي و خوشگل سينه اش رو به دهن گرفتم شنيده بودم كه بايد ميك بزنم منم يه ميك محكم زدم كه ديدم واي يه چيز گرمي اومد توي دهنم كه صداي ناله منيژه بلند شد ميگفت جووووون داري شير ميخوري بخور شير من مال ت
حالا منم لخت لخت توي آغوش منيژه بودم آخه منيژه تمام لباسهاي منو در اورده بود گفت صبر كن
اومد روي بدن من شروع كرد لب گرفتن اشكارا هر دوتا مون داشتيم ميلرزيديم توي اون هواي گرم داشت كل بدنم رو ليس ميزد تا حالا كسي برام اينكار ها رو نكرده بود و همين تازگي برام يك دنيا لذت داشت نميدونستم چكار بايد بكنم اما نا خواسته مثل مار به خودم ميپيچيدم نوك سينه هامو ليس ميزد و گاگاهي يك گاز كوچولو تجربه اي زيبا حالا كيرمو تا ته توي دهنش كرده بود و داشت برام ساك ميزد من نا خوداگاه دستم رو بردم روي سرش شرو كردم به نوازش كردنش با دستش با تخم هام بازي ميكرد و ناله هاي من بلند شده بود منيژه همينطور كه داشت كيرمو ميخورد قربون صدقه خودمم و كيرم ميرفت يك لحظه حس كردم تمام خون بدنم داره از كيرم ميزنه بيرون بهش گفتم دستشو دور كيرم حلقه كرده بود داشت برام جلق ميزد صورتش رو جلو اورده بود سرعت دستشو بيشتر كرده بودد دستمو بردم گذاشتم روي يكي از سينه هاش شروع كردم به ماليدن واي آبم بافشار پاشيد رو صورت منيژه ولي من ديگه چشمهامو بسته بودم و صداي منيژه بود كه ميومد و ميگفت جون چه آب داغي داري نه بابا تو ديگه مرد شدي يه لحظه چشمهامو باز كردم ديدم تمام صورتش رو آب كيري كردم بازم لبخند زد و گفت راحت شدي با اشاره بهش گفتم اره . بازم همون لبخند گفت پس من چي ؟؟ گفتم چكار كنم گفت صبر كن من برم صورتم رو بشورم الان ميام
بعد از چند لحظه برگشت بدنم سست شده بود بچه اش از خواب بیدار شده بود اومد کنارش دراز کشید و پشتش به طرف من بود کون لختش منو بازم تحریک کرده بود یه دستش رو اورده بود عقب و داشت با کیر من بازی میکرد نمیدونم چطور شد که خودمو بهش چسبوندم و بهم گفت پشت گردنمو لیس بزن موهاشو جمع کردم توی دستم و شرو ع کردم به لیس زدن کیرم رفته بود لای کپلهای کونش و در عالمی دیگه سیر میکردم و داشتم اروم اروم تلمبه میزدم خودش دستشو برده بود پایین و از همون جا کیرمو رو کسش هدایت میکرد وای چقدر خیس بود و لزج و داغ کیرم برای اولین بار با جای در تماس بود که همیشه آرزو میکردم برگشت سمت من و بازهم همون لبخند گفت تا حالا با کسی سکس داشتم که بازم من زبونم گرفت گفت دیگه داری از چی خجالت میکشی تو که ابتو ریختی روی صورت من گفتم نه گفت پس باید من مردت کنم

ولی اول تو هم باید مال منو لیس بزنی بعد پاهاشو باز کرد وگفت زود باش منو بسمت وسط پاهاش هدایت کرد داشتم کسش رو که زیر نور قرمز لامپ میدرخشید رو نگاه میکردم

سرمو گرفت برد روي كسش خيس بود من بخاطر اينكه فكر نكنه كه بچه ام زبونم به خيسيش زدم يه طعم خواصي داشت با برخورد زبانم به كس منيژه ناله منيژه بلند شد اون داشت منو تشويق ميكرد كه بيشتر بهتر بخورمش ديگه مزه اي در كار نبود خودمم خوشم اومده بود اون از من ميخواست كه زبونم رو بيشتر تو كسش بكنم و من هم همينكار رو ميكردم از من خواست كه بر عكس بشم هموني كه بهش الان ميكن69 واون داشت كير منو ميخورد و من وحشي تر از اون داشتم كسش رو ميخورم و با دستم با سوراخ كونش بازي ميكردم صداي ناله هاش منو بيشتر تحريك ميكرد گفت بسه بيا بخواب به پشت خوابيدم اومد روم كيرمو گرفت توي دستش و اونو گذاشت دم سوراخ كسش با يه فشار كيرمو تا ته كرد توي كسش و شروع كرد به تلمبه زدن واي چه داغ بود لباشو روي لباهام گذاشته بود گاهي با لاله گوشم باز بونش بازي ميكرد گاهي گردنمو ليس ميزد منم همرا با بالا و پايين رفتنهاش تلمبه ميزدم داشت ميلرزيد و ميگفت كه من تكونم بدم و من هم با تمام سرعت داشتم تلبمه ميزدم درست مثل موقعي كه كون يكي از بچه محل هامون گذاشته بودم واي چه حالي داشتم گفت خواستي بياي بهم بگو گفتم دارم ميام بلند شد و كيرمو توي دهنش گرفت گفتم درش بيار دارم ميام گفت بيا همينجا ابم با فشار داشت بيرون ميومد بدونه اينكه يك زره از ابم بيرون بياد منيژه وقتي ديد من اروم شدم كيمو از دهنش در اورد ابي كه توي دهنش بود رو روي شكمم خالي كرد با همون لبهاش اومد ببوستم ول من نزاشتم خنديد باز هم از اون خندها گفت تو امشب مرد شدي و تا وقتي شوهرم بياد تو مرد مني گفت تا حالا يه همچنين سكسي نداشته بلندم كردو با هم رفتيم حموم
حموم اومديم بيرون لخ توي بغلش خوابم برد نميدونم كي خوابم برد صبح با فشار دوتا لب بر رو لبام چشمهامو باز كردم باز هم همون لبخند ديوانه كننده وزيبا چشامو باز كردم گفت پاشو عزيز بيا با هم صبحونه رو بخوريم بچه هاش بيدار شده بودن يه لباس باز پوشيده بود ديگه اون ترس اضطراب هميشگي رو نداشتم بلند شدم رفتم دست صورتم رو شستم با حوله صورتم رو خشك كردم اومد جاتون خالي صبحانه رو زديم توي رگ گفت بايد اين چند روز خودتو خوب تقويت كني عسل بخور گفتم براي چي گفت مگه تو مرد من نيستي من از مردم هيچوقت سير نميشم و ميخوام هميشه اماده باشي خيلي خوش ميگذشت در طول روز با بچه ها بازي ميكردم با خود منيژه شوخي ميكردم گاهي بهش كولي ميدادم نميدونم امتحان كردي يا نه كسش روي پشت ادم پستوناش چسبيده بهت خيلي حال ميده بازم شب شد بچه ها خوابيدن منيژه اومد پيشم گفت دوستم داري سرمو پايين انداختم و گفتم خيلي زياد گفت منم از همون اول كه ديدمت ازت خوشم اومد اما هيچوقت فكر نميكردم باهات سكس كنم .
بلند شد رفت يه نايلون اورد از توش يه پماد بيرون اورد گفتم چيه جايت درد ميكنه خنديد گفت اره گفتم كجات بار اولين بار ازش اين اسم رو ميشنيدم گفت كسم درد ميكنه و فقط كير امير ميتونه خوبش بكنه بازم شرم لعنتي
اتاق روشن بودو منيژه لبش رو لبهام گذاشت و دستش برد و از روي شلوارم داشت كيرمو نوازش ميكرد ومن در حال هواي ديگري بود آخ چه حالي ميداد.
     
#22 | Posted: 14 Feb 2014 12:11
اولین خاطره سکسی من
ادامه
دستهامو بازم خودش روي پستوناش گذاشت ومن شروع كردم به ماليدن اون دوتا گوي زيبا

شلوارمو كشيد پايين گفتم بچه هات بيدار ميشن گفت نه اونا هيچكدوم عادت ندارن شب رو بيدار بشن فقط گاهي مواقع اين كوچيكه بيدار ميشه كه اونم چيزي حاليش نيست شلوار و شرتمو از پام در اورد و لختم كرد گفت تو نميهواي منو لخت كني لباسشو در اوردم يه شرت سوتين ست مشكي تنش بود كه زيباي بدنشو بيشتر نشون ميداد

سوتينشو در اوردم خودش شرتشو در اورد واي با وجود اينكه ديشب كرده بودمش ولي الان توي روشناي نور داشتم بطور كامل يه كس زيبا رو ميديدم كه قلمبه و گوشتي بود فهميد دارم بهش نگاه ميكنم گفت دوستش داري با سر جوابشو دادم گفتم اره گفت خوب پس بيا نازش كن اون پماد رو بيرون اورد گفتم اين چيه گفت اين مال بي حسي گفتم خوب چكارش ميكني گفت ميخوام بزنم به كيرت گفتم چرا گفت ميخوام دير ابت بياد گفتم مگه ميشه گفت اره و گفت كه اين پماد يه كارتن بوده كه شوهرش از يه بدبختي گرفته و اون يه كارتن رو بين دوستهاش تقسيم كرده فكر كنم به پدر تو هم داده بيا منم به تو بدم برات بمالم كه هم تو حال كني و هم من

كيرمو با اون پماد حسابي چرب كرد بعد چند دقيقه گفت بيا الان ديگه ابت دير مياد اما شايد باور نكنيد توي همون لحظه هاي كه داشت كيرمو ميماليد نزديك بود ارضا بشم .

رفت دوتا بلشت اورد گذاشت زير باسنش توري كه كس تپلش قشنگ بالا اومده بود سر كيرمو گرفت گذاشت روي كسش براي اولين بار ميخواستم بخوابم روي يه كس اخه ديشب اون بود كه روي من خوابيده بود ولي امشب اين من بودم كه ميخواستم كيرمو فرو كنم اروم كيرمو داشتم توي كسش ميكردم داغ و لزج بازهم لبخند زيباي منيژه كيرم تا ته رفته بود تو گفت شروع كن اروم شروع كردم به تلمبه زدن صداي ناله كردن منيژه بلند شه بود من يه دستم روي پستون منيژه بود و يه دستم هم مواهاشو گرفته بودم داشت منو تشويق به ليسيدن گردنش ميكرد و من هم چون گرگي گرسنه داشتم گردنشو ليس ميزدم صداي ناله هاي منيژه منو خيلي تحريك كرده بود بدن منيژه داشت ميلرزيد يه لحظه ترسيدم و وايستادم گفتم چيه شده كه با فرياد ميگفت لا مذهب تكون بده
باز هم شروع كردم به تكون دادن كمرم خيلي دوستداشتم كه منم ابم بياد و تخليه بشم اما نميشد ديگه تمام بدنم غرق عرق شده بود منيژه بيحال زيرم افتاده بود گفت صبر كن برگشت و به حالت سگي قنبل كرد گفت بزار تو كونم واي چي ميشنيدم؟ كيرمو كه حسابي با اب كسش ليز بود رو بردم دم كونش گفت چكار ميكني برو روغن بيار اول چربش كن بعد رفتمروغن اوردو و كونش رو چرب كردم شايد باورتون نشه ولي منيژه خودش توي كونش انگشت ميكرد گفت الان خيلي اروم بزارش سر كيرمو گرفته بودم و اونو به روي سوراغ كونش هدايت ميكردم

خيلي تنگ بود با دستش يك طرف باسنشو ميكشد ومنم ارم كيرمو فرو ميكردم واقعا لذت بخش بود ديگه تا ته كيرمو كرده بودم توي كونش گفت صبر كن تو تكون نخور من خودم تكون ميدم خيلي آروم داشت تكون ميداد منم كم كم داشتم تكون ميداد صداي ناله هاش بلند شده بود سرعت من هم زياد شده بود باز هم خيس عرق شده بودم اما از ابم خبري نبود با يه دست پستوناشو ميماليدم كيرمو تا اخر از كونش در مياوردم وبازم با فشار توي كونش ميكردم واي چه حالي ميكردم جاتون خالي ديگه داشتم ميومدم بهش گفتم گفت همون تو خاليش كن خيلي دوست داشتم كه ابمو رو سينه هاش خالي كنم ديگه داشتم ميومد تموم ابمو با فشار توي كونش خالي كردم و همونجور روش خوابيدم
توي اون چند روزي كه اونجا بودم بد جور به منيژه انس گرفته بودم و تقريبا جز چند شب رو كه بهم گفت پريوده و نميتونه با هم سكس داشته باشيم با هم سكس داشتيم و من با وجود معلمي مثل منيژه واقعا يك استاد شده بودم و انواع اقسام سكس رو با هم داشتيم توي روزهاي آخر بهم قول داد كه منو با خواهرش كه يكسال از من كوچتره و همدان زندگي ميكرد اشنابكنه تا من و منيژه براي هميشه در كنار هم بمانيم (بماند كه روزگار با ما چكار كرد)
شوهرش يك شب زنگ زد كه فردا داره مياد بد جور دمق شده بودم منيژه كه حال منو ديد گفت من از تو دلخورترم من بايد خوشحال بودم باشم كه شوهرم داره مياد اما تو در اين مدت عشق من شدي نميتونم به راحتي ازت دل بكنم گفت ناراحت نباش تو خونه ما مياي ما خونه شما ميايم هر جور بشه با هم سكس ميكنيم گفتم من بخاطر سكس تورو نميخوام من بهت عادت كردم خيلي از اين جمله من كيف كرد چون پريدو منو بوسيد گفت من فداي تو بشم بيا امشب رو كنار هم هستيم با هم خوش باشيم بچه ها ساعت نزديك 11 شب بود كه خوابشون برد بلند شد و لباسهاشو در اورد گفت امشب ميخوام ببينم توي اين مدت چي ياد گرفتي منم لخت شدم اومد جلو باز هم همون لبخند زيبا اومد تو بغلم لبامو گذاشتم رو لبهاي نازش ديگه الان ياد گرفته بودم چه جور لبهاشو بخورم كه اونم خوشش بياد ديگه هر دوتا مون لب تو لب بوديم من زبونم رو ميفرستادم داخل دهنش و اونم همين كار رو براي من ميكرد با پستونهاش بازي ميكردم و دستمو ميبردم لاي پاهاش كه حسابي خيس شده بود گفت برات پماد بمالم گفتم نه امشب نه ميخوام بازم داغي اون تور و حس كنم چشماهي قشنگي داشت وقتي شهوتي ميشد خيلي خوشگل تر ميشد رفتم سراغ كسش و اونو براش حسابي ليسيدم صداي منيژه در اومده بود دگه من نزاشتم كيرمو ساك بزنه دو تا بالش زير باسنش گذاشتم و كيرمو فرستادم توي اون دروازه زيبا داع و لزج واييييييييييييييييييييييي ييييييي
وقتي تا ته كرم تو گفت تكون نده كسش رو تنگ ميكرد واي چه فشاري به كيرم ميومد خيلي خوشم ميومد شروع كردم به تكون دادن و همزمان زير گلوشو براش ليس ميزدم وقتي كه با فشار كيرمو بهش ميزدم واقعا صحنه جالبي پيش روم بود چون با هر ضربه من پستونهاي خوشگلش تكون ميخورد منو حشري تر ميكرد ديدم منيژه پاهاشو دور كمرم حلقه كردو يه لرزش شديد پاهاشو بد جور دور كمرم قفل كرده بود يكم كه شل شده من تكون دادنم رو شروع كردم داشتم ميومدم يه لحظه بياد آرزوم كه همون خالي كردن ابم روي پستوناش بود افتادم كيرمو بيرون كشيدم و بادستم شروع كردم به ماليدن و هرچي اب كير داشتم با فشار روي بدن منيژه و پستونهاش خالي كردم و ان هم ميگفت واي چه داغه همونجا روش خوابيدم
روزي كه شوهر منيژه برگشت براي من بد ترين روز زندگيم بود منو با ماشين تا خونموم برد خداحافظي تلخي بود توي خونه گوشه گير كم حرف شده بودم و با كوچكترين بهانه داد و بيداد راه مينداختم كه اگه پدرم خونه بود ازش كير ميخوردم خيلي افسرده شده بودم پنج شنبه شده بود ساعت 5 غروب يكم ديرو زودش رو زياد يادم نيست ولي امدم خونه كه لباسهامو بردارم و برو بچ بريم فوتبال ديدم ماشن كميته در خونه مونه واي قلبم ريخت تو دهنم يعني منيژه جونم اومده بود تا دم در خونه رو بكوب دويدم نميدونيد چطور خودم رو رسوندم خونه وقتي در باز كردم پريدم تو ي خونه ديدم همه دارند متعجب منو نگاه ميكنند .
فهميدم سوتي دادم پدرم نگران پرسيد امير چيه چه خبره ؟؟
گفتم هيچي
شوهر منيژه جلو اومد باهام دست داد و احوالپرسي كرد ديدم منيژه نيست پدرم گفت ببين اقاي...(شوهر منيژه)باهات چكار داره يه لحظه عرق سردي روي بدنم نشست يعني فهميده اون با من چكار داره گفتم بله گفت امير جان اين چند روز كه من نبودم خيلي توي زحمت افتادي ميدونم كه تابستان و دوست داري كه با رفقات باشي ولي من بايد چهار روز ديگه برم تا ماموريتم كامل بشه البته خواهر منيژه هم اومده خونمون ولي منيژه اصرار داشت كه به تو هم بگم كه بياي اونجا و اگه خريدي چيزي داشتن مثل دفعه قبل براشون انجام بدي اگه ميشه اين چند روزه كه من نيستم بياي پيششون منم بهت قول ميدم يه توپ ميكاساي عالي برات بخرم

گفتم نه بابا اين حرفها چيه (آخه باشنيدن حرفهاش تو كونم عروسي شده بود اونم با ساز و دهل )و چه سرو صداي ميكرد
اون چند روز هم تموم شدو من اينبار خودم بايد ماشين ميگرفتم و ميرفتم خونشون پدرم گفت نميخواد بري ترمينال خودم با ماشينم ميبرمت توي راه كلي نصيحت كرد كه بابا مواظبشون باش اينها امانتي هستن دست تو گفتم مگه دفعه قبل مواظب نبودم ( اي كر خر مواظب بودي؟كره خر تو كه فقط كس ميكردي )

گفت چرا بودي اما بهت گفتم كه يادت نره خلاصه مخ منو خورد تا رسيديم ايست بازرسي شهر اون موقع يادمه تا ته كون ادم رو ميگشتن اكثر سربازه و بچه هاي كميته ما رو ميشناختند ولي اون روز يه سرباز ترك اونجا بود كه واقعا نميدونم از كجا اورده بودنش بهمون گير داد و كشيدمون پايين پدرم گفت بابا ما فاميل فلاني هستيم يارو كم مونده بود برينه به خودش براي بابام احترام نظامي گذاشت و منم خنده امانم رو بريده بود كلي ماشين رو داشتن ميگشتن همه بر بر مارو نگاه ميكردن كه بدونم باباي من كيه كه اين سرباز يه همچين احترامي براش گذاشته اينقدر التماس كرد كه به فرمانده اش چيزي نگيم اومديم خونه شوهر منيژه رفته بود منيژه كه منو ديد باز هم همون لبخند زيبا چاي اورد پدرم چايشو كه خورد رفت بچه هاي منيژه داشتند از سر كولم بالا ميرفتن يكدفعه يه دختر اومد توي اتاق تپل قد متوسط با لپهاي سرخ گونه برجسته واي واي


واقعا زيبا بود و طراوت از صورتش ميباريد منيژه گفت چيه داري با نگاه خواهرمو ميخوري سرمو پايين انداختم گفتم ببخشيد باز هم همون لبخند گفت چه خبر اصلا نه زنگي زدي نه خبري گرفتي
دوست داشتم منيژه رو بغل كنم و ببوسم ولي خواهرش اونجا بود منيژه رفت اشپزخونه و منو صدا كرد رفتم تو كه دستشو جلو چشمام گرفت گفت كجاي بودي نامرد دلم برات يه زره شده بود و لباشو به لبهام رسوند

لبهامون وری لب همدیگه بود و منیژه داشت لب رو میخورد و توی همون حال دستش روی کیرم بود گفتم نکن شاید خواهرت بیاد گفت نترس نمیاد یه لذت زیبا تمام بدنم رو فرا گرفته بود و دوست نداشتم از اون خالت بیرون بیام یه لحظه سنگینی نگاهی منو به خودم اورد خواهر منیژه داشت نگاهمون میکرد تمام صورتش سرخ شده بود یه لحظه از اینکه داشت نگاهمون میکرد داشتم حال میکردم که برگشت و رفت بیرون به منیژه گفتم گفت عیبی نداره من میرم توی حموم تو هم بیا گفتم بابا زشته گفت تو کاریت نباشه ب
منیژه رفت داخل حموم منو صدا كرد مردد بودم كه برم یا نه اخه خواهرش بازم صدام كرد امیر چرا نمیای بیا اینجا كارت دارم رفتم توی دیدم توی رختكن وایستاده گفتم بابا زشته گفت چی چی رو زشته من نصرین خواهرمو اوردم اینجا كه باهات دوست بشه من خودم از شوهرم خواستم كه تور بگه كه بیای اینجا میخوام باهاش توی این چند روز حال بكنی ولی یادت نره اون دختره باید مواظب باشی گفتم یعنی چی؟ گفت بهت نمیخوره كه خنگ باشی .
بازم لبهاشو گذاشت روی لبم منم داشتم لبهاشو میك میزدم و صدای منیژه در اومده بود كه در حموم رو زدن منیژه گفت چیه؟
كه نصرین خواهرش گفت بچه ها اذیت میكنند منیژه بهش گفت یكم سرگرمشون كن الان میام و بازم همون لبخندهای زیبا همش قربون صدقه خودمو كیرم میرفت كیرمودر اورد و نشست جلوم كیرمو كرد توی دهنش شروع كرد به ساك زدن بازم همون لذت وصف نشدنی به سراغم اومد دستمو لای موهای خوشگلش كرده بودم و با دستم ریتم حركتشو تنظیم میكردم حالا با كمك منیژه منم داشتم توی سكس یك استاد میشدم با یه دست داشت با تخمهام بازی مكرد و با اون دستش ته كیرمو گرفته بود و با دهنش داشت برام ساك میزد چه لذتی میبردم دیگه داشتم میومدم بهش گفتم ولی دو دستش رو برد روی باسنم و نزاشت كه كیرمو بیرون بیارم و منم تمام اب كیرمو همونجا خالی كردم چشامو بسته بودم وقتی بازش كردم دیدم داره نگاهم میكنه دهنشو باز كرد تمام اب كیرم ریخت بیرون بعد هم خندید گفت خیلی دوست دارم من تا حالا برای شوهرم هم چنین كاری نكردم راستش اصلا شوهرم از این كارها بدش میاد میگه كه گناه داره من و منیژه رفتیم توی حموم بازم بدن لخت منیژه منو وسوسه میكرد اینبار من خودمو از پشت بهش چسبوندم برگشت و خندید گفت چیه بازم میخوای ؟؟ گفتم اگه بزاری اره گفت نه بزار برای شب میخوام یه حال توپ بهت بدم
از حموم كه بیرون اومدیم نصرین یه جوری نگاه میكرد منم خودمو به خریت میزدم و سعی میكردم نگاهش نكنم به خودم میگفتم اخه تو كه خواهرشو كردی خوب اینم كه بز نیست میفهمه دیگه وقتی تو منیژه با هم رفتید حموم خوب داشتید چكار میكردید با اینكه سن سال زیادی نداشت ولی استخون بندی درشتی داشت و پستونای نازی در كل یه چیزی توی مایه های منیژه اما صورت منیژه خیلی زیباتر از نصرین بود شب شد غذا رو كه خوردیم داشتیم با بچه ها بازی میكردیم و هیجان عجیب داشتم بچه هایكی یكی خوابیدن منو نصرین ومنیژه بیدار بودیم منیژه جلوی چشم نصرین دستمو توی دستهاش گرفته بود داشت نازش میكرد كه یكدفعه لبشو رو لبم گذاشت نمیدونم چی شد كه منم باهاش لب تو لب شدم دستشو برد روی كیرمو داشت برام میمالیدش عجب حالی میداد لبشو برداشت بهم خندید گفت نمیخوای به خواهر كوچلوی من یه لب بدی ؟

هیچی نگفتم منیژه دست خواهرشو كشید گفت با دیگه قشنگ و به وضوح میدیدم كه خواهرش داره میلرزه لب رو روی لبش گذاشتم هیچكاری نمیكرد فقط من لب بالاش رو براش میك میزدم منیژه داشت از روی شلوار با كیرم ور میرفت

واي منيژه داشت كيرمو ميماليد و منم داشتم از خواهرش لب ميگرفتم منيژه دستمو هدايت كرد طرف پستونهاي خواهر خوشگلش واي عجب پستونهاي داشت سفت كوچك نميدونم چطور شد كه سه تامون لخت توي بغل هم بوديم من كيرم توي دهن منيژه بود و داشت برام ساك ميزد و پستونهاي خواهرش توي دهنم اخ كه چه حالي داشتم غرق شهوت و لذت تمام وجودم داشت از كيرم بيرون ميزد هنوز يه شرت سفيد به پاي خواهر منيژه بود دستمو بردم سمت شرتش و اونو از پاش در اوردم با اين كار من منيژه بازم يه لبخند زيبا زد و گفت وارد شدي نميدونم چرا اما ناخداگاه دهنمو بردم سمت كسش و شروع كردم به خوردن صداي ناله هاي خواهر منيژه بلند شده بود كسش ترشح داشت و ازش اب بيرون ميومد منيژه گفت دراز بكش من تخت خوابيدم و اون خواهرشو هدايت كرد روي من كسش جلوي دهنم بود كه منيژه كيرمو به ارامي به داخل كس خودش هدايت كرد (كاش فقط براي يبار ديگه همچين كاري رو ميكردم) كيرم به نرمي تو كسش رفت و منيژه داشت تكون ميداد ومن
من توی همون حالت داشتم كس خواهرشو میخوردم منیژه خركاتش تند شده بود و با صدای بلند جلوی خواهرش داشت قربون صدقه خودم و كیرم میرفت یه احساس غرور داشتم كیرمو از كسش در اورد به خوارهش گفت بیا بخورش خواهر منیژه خیلی شهوتی شده بود و كیرمو تو دهنش كرد و داشت كیرمو میخورد اما زیاد وارد نبود و دندونش به كیرم میخورد گه گاهی كیرم به ته حلقش میخور و خلاصه از خوردن كیرم توسط خواهر منیژه زیاد حال نمیكردم تو همون حالت دیدم منیژه با یه روغن داره كون خواهرش رو چرب میكنه و انگشتشو توی سوراخ كونش میكنه منم دستمو بردم سمت كس منیژه خیس خیس بود وای چه بدنی داشت منیژه بخدا بدنش از یه دختر هم زیباتر بود (كاش یبار دیگه میدیدمش ) شروع كردم به مالیدن كسش صدای سه تامون در اومده بود و هر كدوم حال مخصوص خودمون رو داشتیم منیژ گفت بیا بكن توی كونش خواهرش رو به حالت سگی خوابوند و كیرمو چرب كرد گفت اروم براش بزار كه دردش نیاد اروم فشار میدادم كیرم اروم اروم داشت فرو میرفت و خواهر منیژه سرخ سرخ شده بود ولی داشت تحمل میكرد الان دیگه نصف كیرمو تو كونش كرده بودم و منیژه داشت با باسنم بازی میكرد گاهی با زبونش باسنمو لیس میزد و گاهی هم حتی سوراخ كونم رو زبون میزد وای چه حسی بود كه یكدفه تمام كیرمو با فشار توی كون خواهرش كردم نالیه كرد و خودشو جلو كشید كیرم از كونش در اومد منیژه گفت اروم چرا جیغ میزنی بچه ها بیدار میشند گفت درد داره نمیخوام منیژه بهش گفت الان خوب میشه زود باش به همون حالت بخواب و از من هم خواست اروم تر كیرمو توی كونش بكنم اما خواهرش همش میگفت درد داره منیژه خودش قنبل كرد و گفت ببین خره درد نداره همون اولش درد داره و به من گفت بیا كون خودمو بكن وای كون تپل منیژه باسن خوشگل با یه سوراخ تنگ وناز حتی از مال خواهرش هم خوشگلتر بود
كيرمو به ارامي به سوراخ كون منيژه رسوندم و اروم اروم كيرمو فرو ميكردم يك دنيا لدت سراسر وجودم رو پر كرده بود كيرمي به سختي داشت توي كون منيژه ميرفت ميدونم كه منيژه درد داشت ولي بخاطر اينكه خواهرش نفهمه چيزي نميگفت كيرم تا ته توي كون منيژه فرو رفته بود و باسنش به شكمم چسبيده بود ديگه وارد شده بودم وميدونستم وقتي كيرم رو توي كون كردم بايد چند لحظه حركت نكنم منيژه خودش داشت اروم تكون ميداد و من هم حركتم رو شروع كرده بودم خواهرش داشت نگاهمون ميكرد منيژه با دست داشت با پستون خواهرش بازي ميكرد حركتهاي من تند شده بود و ناله منيژه هم در اومد واي داشتم ارضا ميشدم اما دوست نداشتم به اين زودي تموم بشه ولي لذت كون منيژه و اخ و ناله هاش وبدن زيباش ديگه تحملي برام نزاشته بود منيژه از سرو صدام و حركات تند فهميده بود كه دارم ارضا ميشم بهم گفت يه وقت كيرتو نكشي بيرون همونجا خاليش كن ضربه هام شديد شده بود دوتا هلو روبروم بودن و كيرم توي يه كون تپل وناز بود نميدونم چقدر طول كشيد تا همه ابم توي كون منيژه خالي شد ولي ميدونم كلي اب ازم خارج شد دراز كشيدم منيژه هم اومد كنارم خواهرش رو رها كرده بود مثل يك مادر مهربان داشت منو نوازش ميكرد سينه اش رو توي دهنم كرد ومنو با ولعه خواصي داشتم نوك پستونش رو ميخوردم باز داشتم شق ميكردم كه گرماي يه چيزي رو روي كيرم حس كردم اره خواهر منيژه بود كه اينبار با خواست خودش كيرمو رو توي دهنش كرده بود


يرم باز شق شده بود منيژه لباهشو رو لبام قفل كرذه بود ومن هم لبهاشو ميخوردم و خواهرش اينبار از روي نياز و شهوتي كه با ديدن سكس من و منيژه ديده بود كيرمو خيلي باحال تر از اولين باري كه كيرمو ساك زده بود برام ليس ميزد و همين كارش شهوت منو چند برابر ميكرد
     
#23 | Posted: 14 Feb 2014 12:12
اولین خاطره سکسی من
ادامه
كیرمو از دهنش در اوردم اینبار خواهر منزه به حدی شهوتی شده بود كه خودش كونشو به كیرم میمالید و منیزه هم با همون لبخند همیشگی كیرم به حد كافی كلفت و بلند بود كیرمو اروم اروم توی كونش میكردم حالا تا ته كیرم تو كونش بود شروع كردم به تكون دادن صدای ناله هاش بلنذ شذه بود و منیزه داشت بیضه هامو برام لیس میزد با وجودی كه میدونستم كه دیر ابم میاد اما باز با تاخیر كیرمو عقب و جلو میكردم و همین كار لذت سكس رو برام ذو برابر میكرد منیزه پاهشو باز كرد و بهم گفت نمیخوای كس منو بكنی نمیدونم این زن چه جذابیتی داشت كه من با شنیدن صداش هم احساس ارامش میكردم كیرمو از كون خواهرش بیرون اوردم

رفتم طرف منیژه پاهاشو باز كرده بود اروم نشستم وسط پاش و كیرمو توی كسش فرو كردم منیژه با یك دستش كس خواهرش رو میمالید و با یك دست منو نوازش میكرد منم كه با اموزشهای خود منیژه دیگه برای هودم استاد سكس شده بودم داشتم پستونها و زیر گردنشو لیس میزدم صدای خواهر منیژه بد جوری بلند شده بود و همزمان با منیژه داشت خودشو میمالید حركتهای من هم توی كس منیژه به اوج خود رسیده بود منیژه منو پایین اورد و خودش رئی كیر من نشست و شروع كرد به تكون دادن خواهر منیژه ارضا شئه بود داشت گاییده شدن خواهرش رو توسط من میدید( البته بگم گاییده شده من به دست منیژه درست تره) منیژه لرزشی خفیف كرد ولی باز تكون میداد ابم داشت میومد بهش گفتم از كسش كیرمو بیرون اورد و تمام اب كیرمو روی صورت زیباش خالی كرد دیگه اونم میدونست من از اینكه ابمو رو ی سر صورتش سینه هاش بریزم لذت میبرم
نمیدونم چقدر طول كشید كه توی همون حالت توی اغوش منیژه خوابیده بودم كه دستان مهربانش باز هم شروع به نوازش من كرد شاید باز هم نیاز به سكس داشت اما نه او نیاز به محبت داشت شوهرش همیشه مشغول كارش بود و منیژه بعدا بهم گفت كه از سكس با شوهرش راضی نیست و بارها منو عشق خودش میدونست داستان من فعلا ادامه داره و از دوستانی كه لطف میكنند و نظر میزارند ممنونم
روز بعد نمیدونم چه اتفاقی افتاد كه منو خواهر منیژه تنها با بچه كوچك منیژه توی خونه موندیم قبل ازاینكه منیژه بیرون بره منو صدا كرد وگفت تا بر میگردم ببینم چكار میكنی امشب شب اخر كه پیش منی شوهرم شاید فردا بیاد میخوام امشب رو فقط مال خودم باشی پس خواهرمو خوب ارضا كن چون شب فقط منو تو كنار هم هستیم بازم همون ناراحتی همیشگی لپم وكشید گفت چرا اخم كردی گفتم هیچی گفت بگو دیگه گفتم بازم من تورو از دست میدم اخمی كرد گفت دیگه اینو نگو چون شاید توی شناسنامه مال كس دیگه ای باشم اما قلب و روحم فقط مال تو و منو بوسید و رفت اومدم تو كیرم داشت بزرگ میشد خوب خواهر منیژه هم بد تیكه ای نبود ولی كلا منیژه یه چیز دیگه ای بود

رفتم جلو اون خودشم میدونست من چی میخوام خندید اومد جلو لبهامو رو لباش گذاشتم راحتر لب میداد شاید بخاطر این بود كه خواهرش دیگه نبود و شرم حیا رو كنار گذاشته بود سینه هاشو توی دستم گرفته بودم و براش نازشون میكردم كه یكدفعه خودش لباس و دامنشو در اورد شرت پاش نبود خوابید گفت بیا كس منو بخور خیلی خوشم میا خشكم زده بود این دختر از اون وقت كه دیده بودمش خیلی كم حرف بود ولی انگار بد جور حشری بود زبونمو گذاشتم رو كس خوشگلش و براش لیس میزدم برای خودم استادی شده بودم صدای ناله هاش بلند شده بود و همین كار منو بیشتر حریص تر میكرد با انگشت با سوراخ كونش بازی میكردم
كیرمو بردم جلوی دهنش بدون هیچ حرفی كیرمو توی دهنش كرد خیلی بهتر داشت برام ساك میزد و من نیز غرق لذت خوشی كونشو قلمبه كردم و به كیرم روغن زدم اروم كیرمو فرو كردم تا ته رفته بود بدون حركت ایستاده بودم و میشد درد رو از چهره اش خوند بهش گفتم چطور ه گفت تكون بده شروع كردم به تكون دادن كیرم احساس میكردم كه كیرم یه جای گیر كرده سرعت حركتم زیاد شده بود و خواهر منیژه هم خودشو تكون میداد با دست با پستوناش و كسش بازی میكردم كه بدنش شروع كرد به لرزیدن با لرزهای بدن اون اب منم اومد همونجا ابمو خالی كردم و روش خوابیدم كیرم كه خاوبید از كونش بیرون افتاد وقتی كه بلند شد ابكیرم كه با ان كونش قاطی شده بود و بزردی میزد از لای كونش بیرون اومده بود
منیژه بعد چند ساعت اومد خونه تا شب سكوت عجیبی بین ما حكم فرما بود از اینكه باید فردا از پیش منیژه میرفتم
خیلی دل خور بودم توی حیاط نشستخ بودم و توی عالم خودم بودم كه دو تا دست رو شونه ام خورد برگشتم منیژه بود با همون لبخند زیباش گفت چیه چرا تو فكری اهی كشیدم گفتم فردا گفت فكر میكنی برای من راحته ولی اینو بدون كه من مال توام بازم فرصت هست كه كنار هم باشیم من از كوچكترین فرصتها برای در كنار هم بودن استفاده میكنم

شب شده بود ومن در غمي مبهم فرو رفته بودم چون فردا شوهر منيژه برميگشت من بايد از اونجا ميرفتم شايد باور نكنيد اما غذا رو با بي ميلي خوردم منيژه كنارم نشست بود و با شوخيهاش ميخواست منو بخندونه گفت بابا شوهرم مياد قرار نيست كه بميرم ساعت 10 شب منو منيژه به يكي ديگه از اتاقهاي خونشون رفتيم روي زمين جا رو پهن كرده بود لبهاشو رو لباهام گذاشته بود بوي عطر خوبي داشت بدنش رو ميگم اين زن يكي از زيباترين شاهكارهاي خدا بود با لب گرفتنهاش كير من هم داشت بلند ميشد كيرمو توي دستش گرفت و گفت قربون خودت و كيرت بشم مطمئن باش هميشه باهات هستم رفت و پماد بي حس كننده رو اورد گفت امشب ميخوام تا صبح بكنيم با اين حرفهاش بيشتر حشري ميشدم برق اتاق رو شن بود و بدن سفيد منيژه درست مثل بلور ميدرخشيد كيرمو خوب با پماد اغشته كرد و باز زبونشو توي دهنم كرد منم زبونشو ميك ميزدم اون توي سكس از هيچ چيز برام كم نميزاشت با زبونش تمام بدنمو ليس ميزد و بيشتر از هرجا با نوك سينه هام بازي ميكرد چون ميدونست من از اين ناحيه خيلي تحريك ميشم هر بار كه باهاش سكس ميكردم يا ابمو روصورتش يا توي دهنش خالي ميكردم و ميدونست كه من اين كار رو دوست دارم كيرمو توي دهنش كرده بود وتا جاي كه ميشد كيرمو توي دهنش فرو ميكرد و با دستهاش بيضه هامو ميماليد خوابيد من رفتم سراغش از انگشت پاهاش شروع كردم به ليس زدن پاهاش يك تار مو هم نداشت صاف صاف كسي تپل و برجسته داشت كه هميشه براش با زبونم ابشو در مياوردم ميگفت شوهرش از اينكار بدش مياد اما من غرق لذت ميشدم نه باخاطر خوردن كسش بلكه بخاطر اينكه ميديم منيژه از اينكار لذت ميبره زبونم تا ته توي كسش ميكردم بستونهاشو گاز ميگرفت و زير بغلش رو غرق بوسه هاي ريز ميكردم هر دو در اوجلذت بوديم

يرمو به ارمي به داخل كس منيژه هدايت كردم اروم اروم داشتم كيرمو فرو ميكردم ديواره هاي كس منيژه به كيرم فشار مياورد و با فرو كردن هر سانت از كيرم صداي ناله هاش بلندتر ميشد واي كه غرق لذت بودم تا ته كيرمو توي كس منيژه كرده بودم و شروع كردم به تلمبه زدن و منيژه هم خودشو با تكونهاي من خودشو تكون ميداد بدن هر دوتا مون خيس عرق بود صداي شلاپ شلوپ برخورد كيرم با كس منيژه قشنگ به گوش ميرسيد و همين صداها منو حشري تر ميكرد نميدونم چقدر تكون دادم ولي خوب يادمه دوبار منيژه ارضا شد منيژه داشت هزيون ميگفت داشتم ميومدم بهش گفتم خواستم كيرمو بيرون بكشم ولي منيژه پاهاشو دور كمرم محكم حلقه كرد و با داد ميگفت ابتو خالي كن توي كسم من ابتو ميخوام باتمام وجودم خودمو بهش چسبونده بودم وتمام وجودم رو توي منيژه خالي ميكردم حسي كه حتي از ريختن ابم روي صورت خوشگلش بهم دست نداده بود كس منيژه انگار تنگتر شده بود يا داشت كيرمو پمپاژ ميكرد من روي منيژه دراز كشيدم و اون داشت منو غرق بوسه ميكرد و قربون صدقه ام ميرفت و با دستش كمرمو ماساژ ميداد گفت حالا ديگه ازت يه يادگاري دارم گفتم يعني چي گفت خوب ناقلا ابتو ريختي توي كسم ديگه
يه ترس اميخته با غرور داشتم بهش گفتم اگه شوهرت بفهمه گفت نترس شروع كرد به لب گرفتن گفت من بازم كير ميخوام گفتم بزار بازم بزار تو كونت بدونه هيچ حرفي دمر خوابيد كير هنوز خواب نرفته بود نميدونم چي بود قدرت شهوت خودم و يا اون پمادي كه به كيرم زده بود اما من هم سكس ميخواستم كيرمو كه خواستم تو كونش بزار گفت امير صبر كن و به حالت سگي خوابيد گفت يكم اينجوري بزار كسم كيرمو ار وم جلو بردم و سركيرم خيلي راحت رفت توي كسش شروع كردم به تلمبه زدن حالا به لطف كس منيژه و اموزشهاش كاملا استاد شده بودم تو همون حالت با انگشت و با استفاده از اب كس خودش داشتم كونش رو باز ميكردم بد جور منيژه سر و صدا ميكرد كه يكدفعه در اتاق باز شد خواهر منيژه بود كه لخت جلومون وايستاده بود شايد باورش براتون مشكل باشه اما اون خودش با دهن خودش گفت منم كير ميخوام بازم خنده منيژه صداش كرد اومد جلو و همونجا جلو منيژه نشست و منيژه داشت با كسش بازي ميكر من كه وايستاده بودم منيژه كمرشو تكون ميداد يادم افتاد كه بايد كون منيژه رو بكنم
     
#24 | Posted: 3 Mar 2014 20:26
دوستان یه داستان هست که دختره دوجنسه است موقع عمل دکتر مامان دختره رو میکنه(یا عمل میکنه) حالا دقیق نمیدونم دکتره شوهر زنه بود یا بعدا شوهر زنه میشه و دختره رو هم میکنه...
     
#25 | Posted: 3 Mar 2014 22:16




samane3k30:
ضمنا از ایرانی عزیز بخاطر داستانهای قشنگش تشکر میکنم و میخوام تو سبک میسترس اسلیو که هر دو زن باشن بنویسه.بازم ممنون

منم ازت سپاسگزارم سمانه جان ! به محض کاهش ترافیک داستانها و یا در حالت جایگزینی در آینده ای نزدیک بازم میسترس اسلیوی خواهم نوشت .. دراین مورد چند داستان قبلا نوشتم مثل میسترس اسلیو لز بین که سوژه اش قویه و کاملا زنانه هست . .که امید وارم خونده باشی ..عاشقتم میسترس بیشترش اسلیو مرد داشت .. داستان انتقام میسترس هم همین طور و فقط در چند صحنه گذرا اسلیو زن داشت که البته این داستان در اواخر از مسیر میسترسی خودش رها شده و یه حالت پلیس بازی گرفته .با احترام ..دوست و داداشت : ایرانی
     
#26 | Posted: 18 Mar 2014 01:14




alihenase:
داستان سکس خانوادگی ارزو چی شد شما که گفتین در کمترین زمان در اختیارمون قرار میگیره

سلام دوست عزیز .. این داستان در یکی از سایتها به نام سکس خونوادگی آرزو منتشر شده من در خصوصی یک لینک کلی سایت رو برات فرستادم در قسمت دسته بندی داستان بر مبنای حروف با ماوس یا کلید بیای پایین راحت دوازده قسمت رو در کنار هم پیدا می کنی این جوری ارسال دوازده لینک یه خورده حوصله می خواد .. در دوازده قسمت منتشر شده ولی تموم نشده .. نویسنده اش من نیستم .. قسمت آخرشم در اختیار ندارم . ولی فکر کنم حداکثر دو قسمت دیگه مونده بود و بازم فکر کنم مربوط به سایت قدیمی آویزونه .. در ضمن دو تا لینک برات فرستادم . اولی اون غلطه و دومی رو در نظر بگیر .. چون داستان تموم نشده دیگه نمیشه نیمه کاره در اینجا منتشر کرد .. برای همین به این صورت عمل کردم .. دوست و برادرت : ایرانی
     
#27 | Posted: 18 Mar 2014 17:39




alihenase:
مرسی ممنون از این که توجه کردی ولی مشکلی که هست از اون سایت نمیشه کپی کرد چون من همیشه دسترسی به اینترنت ندارم مجبورم کپی کنم ولی از اونجا نمیشه کپی کرد

با سلام به دوست و برادر نازنین ..من داستانها رو یعنی دوازده قسمتشو با استفاده از مجوزی که دارم از همون سایت کپی کرده و در ۵ پیام خصوصی برایت ارسال داشته ام . بازم اگه کار دیگه ای باشه و از دستم بر بیاد در خدمتم . دوست و برادرت : ایرانی
     
#28 | Posted: 18 Mar 2014 21:35




alihenase:
مرسی دوست عزیز از لطفتی داستان هست در رابطه با سکس ضربدری به نام پری اگه کاملشو داری لطف کن بذارزنای تو داستان پری و سونیا و ندا هستن مرسی

با سلام .. این داستان درست سه سال پیش در همین روز ها تا قسمت هشتمش در سایت امیر سکسی توسط خود امیر منتشر شد و از همون روز ها بود که مدیر سایت همه چی رو به من سپرد و من دیگه فقط خودم می نوشتم و خودم منتشر می کردم .و تا به امروز هم به همین صورته .. داستان پری تا قسمت ۸ اون منتشر شده و نویسنده اش هم من نیستم و نمی دونم که آیا قسمت آخرش رو امیر عزیز داره یا نه . مدتیه که ازش خبری ندارم و اونم به شدت در گیره ....من هستم و یک وبلاگ . و این هشت قسمت هم خب نمیشه منتشر شه چون ناقصه .. با درود .. دوست و برادرت : ایرانی
     
#29 | Posted: 16 May 2014 08:44 | Edited By: mahsa_hot
samane3k30
باهات موافقم. ميسترس اسليو زنونه ميتونه خيلي تحريك كننده باشه.

shahrzadc
ممنون از ايراني عزيز
من داستان ميسترس اسليو لزبين كه گفتي رو نخوندم.
ميشه خواهش كنم لينك دانلودش رو در اختيارم بذاري؟
ممنون ميشم اگه توي پيام هاي خصوصي هم پاسختون رو برام ارسال كنيد.
ضمناً جواب سمانه در مورد داستان آيناز دختر تبريزي و برده اش رو كسي نداد.
منم اين داستان رو بصورت كامل جايي نديدم.
كسي داره؟

پيش رخ تو اي صنم ، کعبه سجود مي کند
در طلب تو آسمان ، جامه کبـود مي کند
     
#30 | Posted: 22 May 2014 00:49
درود.من راجب داستان یاسمن همسر فاحشه من زیاد شنیدم.تو لیست داستان هاتون هم هست.اما میگه نمیدونم دسترسی مجاز نیست یا یه همچین چیزی.چرا؟میشه بزاریدش لطفا؟ممنون
     
صفحه  صفحه 3 از 21:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  17  18  19  20  21  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان های درخواستی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © 2009-2015 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites