|
قسمت پنجم...............یه کم صبر کردم تا کیرم بخوابه و تو شلوارک تنگی که فرنگیس داده بود تابلو نباشه....وارد سالن که شدم سمانه نشسته بود رو پای علیرضا و داشتند با هم میلاسیدن بقیه هم مشغول یه کاری بودند داریوش خان که داشت با احمد تخته بازی میکرد سرشو بلند کرد و بلند گفت بهرام جان رو صورتت جای رژ لبه پاکش کن!!!!!!من بی اختیار دستمو رو صورتم کشیدم که همین باعث شلیک خنده جمع شد تازه دوزاریم افتاد سوتی دادم!!!!!خودمو زدم به پرویی و اومدم نشستم مشروب شده بود اختیاری هر کی میخواست خودش میریخت منو احمید و فرزانه یه ۲تا پیک دیگه زدیم که حس کردم فول شدم .........ساعت حدود ۹بود که داریوش دستور بساط شامو به مشتی داد خانومها هم هر کدام کمک کردن میز شام چیده شه........غذا جوجه کباب و کباب برگ بود که تو منقل باغ مشتی اماده کرد بعد از شام خانوما یه کم موزیک گذاشتنو رقصیدن که این نازنین عجب رقصی میکرد تو اون مدت اونو نشون کرده بودم از همه خوش استیل تر بود اما مگه اون ۳تا زن حریص میذاشتن !!!! خلاصه خانومها رفتن تا لباس عوض کنن و اقایون هم با هم گپ میزدن که ۵تا کس تقریبا لخت اومدن تو سالن باورم نمیشد فکر میکردم جدا جدا سکس میکنن اما انگار همه قرار بود با هم باشن تو لباس سکسی هم انگار با هم مسابقه داشتن فقط چند تا تیکه کوچیک پارچه تو بدناشون پیدا بود من که راست کرده بودم داریوش بلند شد ویه دست ورق اورد و بلند گفت جهت اطلاع بهرام میگم ما یه رسم داریم اونم اینه یکی یه برگ به هر کی میدیم هر کس مثلا من دل دستم بود و ۲تا خانومها هم دل دستشون بود یا هر کی پیک دستش بود و خانومی هم پیک داشت هر زوجی که اولا خالش مشابه بود بعدم به عدد ۲۱ نزدیکتر بود باید سری اول رو با هم سکس کنن ....من یه خورده مثله خنگ ها نگاه کردم که سمانه گفت بابا الان برگ تو خشت هست مثلا منم خشت دارم فرنگیسم خشت اگه عدد جمع منو تو به ۲۱ نزدیکتر بود ما با هم سکس میکنیم میریم کنار تا بقیه هم انتخاب بشن دور اول اینجوره دور بعد هر کی با هر کس خواست بلند گفتم اوکی گرفتم......ورقها رو دادن مریم و احمد افتادن به هم و سمانه و داریوش دیگه زوجی برگ مشابه نداشت خیلی دلم میخواست نازی با من باشه دوباره که برگ دادن ؛؛؛فرنگیس و حمید و نازی و شوهرش علیرضا و منو فرزانه خوردیم به هم داریوش گفت یه تبصره وجود داره اونم این که مثله الان اگه زوج علیرضا و نازی باهم زن و شوهرند بهم افتادن میتونن وسط کار با یه زوج دیگه از الان هماهنگ کنن با هم تعویض شن.....نازی و علیرضا با هم پچ پچی کردن و بلند اعلام کردن زوج تعویضی مون بهرام و فرزانه هست ...ایووووول هم فرزانه با اون کون تپلشو میگاییدم هم نازی لوند و سکسی رو ....تو صورت فرنگیس اثار نارضایتی دیده میشد اما شرطی بود که همه قبول داشتن.....مریمو احمد فوری لب تو لب شدن و داریوش هم دست سمانه رو گرفت و برد رو کاناپه و فرنگیس و حمید هم داشتن بهم دست میکشیدن و نازی هم جلو روی من کیر راست علیرضا رو در اورده بود با دستش میمالید داشتم از اون جمع با ولع تو ذهنم تصوربرداری میکردم که فرزانه کیرمو گرفت و گفت بیا جیگر که باهات کار دارم و رفتیم نشستیم رو مبل و بی درنگ دست کرد تو شلوارکم و کیرمو گرفت یه کم توپولی بود اما هم خوشگل بود هم کونش تک بود فرزانه کیرمو در اورد و یه نگاه بهش کرد و گفت جووووووون این کیرت باید دو تا سوراخامو پر کنه بهرام باشه؟؟؟؟؟؟؟منم گفتم حتما کشتی منو با اون کون خوشگلت...!!!فرزانه که به وجد اومده بود گفت امشب تازه میفهمی کون چیه و سرشو برد رو کیرمو شروع کرد به ساک زدن.....دهن کوچکی داشت که باعث میشد کیرم تمام لب و دهنشو پر کنه اونم با وسواس ساک میزد و تخمهامو با دست ماساژ میداد یه نگاه به دورو برم کردم اون عقب مریم داشت خودشو رو کیر احمد که به نظر سیاه میومد سوار میکرد داریوشم لنگای سمانه رو داده بود بالا و داشت کسشو میخورد رو مبل کناری حمید کیرشو که یه کم کوچیک بود لای سینه های گرد و سفت فرنگیس گذاشته بود و تکون میداد(معلوم بود فرنگیس سینه هاشو عمل کرده) نازی هم به فاصله چند قدمی دو زانو کونشو به طرف من کرده بود و داشت واسه علیرضا ساک میزد ....چه صحنه های جالبی بود ... دوست نداشتم ازشون چشم بردارم صدای اه و ناله همه سالنو پر کرده بود با خیسی که رو تخمهام خس کردم به خودم اومدم دیدم فرزانه داره تخمهامو لیس میزنه و با دستش کیرمو میماله یه لحظه یه جووون بهش گفتمو سرشو فشار دادم رو کیرم بعد چند دقیقه بلندش کردمو نشوندمش رو مبل شورتشو در اوردم یه دست به کسه خیسش کشیدم که صداش رفت هوا ...جووووون بکنش بهرام کیررررر میخوام همین الان!!!!! کس سفید و صافی داشت خیلی هم توپولی بود از رو میز یه کاندوم برداشتم و کشیدم رو کیرم و پاهای فرزانه رو دادم بالا و یه ضرب کیرمو چپوندم تو کسش یه جیغ بلند کشید که همه ساکت شدن و من امانش ندادم شروع کردم تلمبه زدن سینه هاش مثله ژله بالا پایین میرفت و یه حس شهوتی تو من ایجاد میکرد .......... چند دقیقه ای تند تند میگاییدمش و اونم با دستش چوچوله کسشو میمالید تا لرزید و ارضا شد کیرمو در اوردم هر کی داشت زوج خودشو به مدلهای مختلف میگایید دسته فرزانه رو گرفتم و گفتم کون میخوام اونم گفت چشمممم تو جووون بخواه و قنبل کرد خیلی کونش درشت و سفید بود یه ذره سوراخشو خیس کردمو کیرمو روش تنظیم کردم و فشار دادم تا نصفه رفت تو کاملا نرم بود ولی جالب بود تنگو داغه......با یه فشار دیگه تا تخمام کرده بودم تو کونش و تلمبه میزدم و با دستم کپلهای کونشو باز کرده بودم تا کیرم همش تو کونش جا بگیره فرزانه هم با دستش از زیر کسشو میمالید .....کونش خیلی بهم حال میداد ازش سیر نمیشدم یه ۱۰ دقیقه ای میکردمش و دیگه التماس میکرد بسه دارم میمیرم تا رضایت دادم و در اوردم فرزانه افتاد رو مبل و من نگاه کردم دیدم احمد و مریم کارشون تموم شده و لی بقیه هنوز مشغولند ..نازی و علیرضا اومدن طرفمون و علیرضا رفت سراغ فرزانه و من نازی رو با اون تن و بدن نازش بردم رو مبل بغلی و شروع کردیم لب دادن یه جوری ناله میزد و با چشمهاش با ادم بازی میکرد که فوری خوابوندمش رو مبل و رفتم رو کسش و شروع کردم خوردن ؛؛نازی اصلا طاقت نداشتو همش خودشو میکوبوند رو مبل و منو دیوونه تر میکرد ..کاندومو عوض کردمو کیرمو گذاشتم تو کسش که با دست جلومو گرفت و گفت ارووم جر میخورم الان...!!!! با ارامی تا ته کیرم تو کس خیسش جا گرفت و افتادم رو سینه هاش و همزمان که تلمبه میزدم اونارو میخوردم نازی چنان ناله ای میزد که فکر میکردم داره جون میده تا اروم میکردم میگفت بکن فشار بده پارم کن.....یه ۱۵ دقیقه ای میکردمش و دوبار ارضا شد ..خسته شده بودم.دلم میخواست ابمو بیارم؛؛ قنبلش کردم و دو تا سیلی زدم رو کونش بعدم محکم کردم تو کسش داشتم تلمبه میزدم که دیدم فرنگیس اومد کنارمو نشست بغل نازی و نگاه میکرد دیگه داشت ابم میومد از تو کسش در اوردم نازی هم سریع برگشت و دهن فرنگیسو گرفت سمت کیرم اونم دهنشو باز کرد منم همه ابمو که خیلی زیادم بود خالی کردم تو دهنش اونم انگار شربت سکنجبین میخوره با ولع زیاد قورتش داد......بیخال افتادم رو زمین!!!!!!!!!!!!!!!! ما اخرین نفری بودیم که کارمون تموم شد ..............یه کم که روبراه شدم پاشدم شلوارکمو پوشیدم..خانمها رفتن یه نیم دوشی گرفتنو ارایش کردن؛؛ اقایونم میوه میخوردن و انگار نه انگار داشتند زن همدیگرو میگاییدن.......!!!!! یه مقدار استراحت کردیم ساعت از ۱۲ گذشته بود که راند دوم شروع شد خیلی سریع همه مردها سمانه و فرزانه رو بردن رو مبل بزرگ وسط سالن با اینکه سنی ازشون گذشته بود کیراشون راست بود فکر کنم قرص خورده بودن داریوش رو کرد به بقیه اقایون و گفت دوستان امشب میخواهیم این دو تا جنده رو با هم از کس و کون بگاییم .....و رو کرد به منو گفت بهرام تو هم خدا به دادت برسه یه نگاه به چشمهای حریص مریمو وفرنگیس و نازی کردم واقعا خدا به دادم برسه تا اومدم به خودم بیام دستمو گرفتن و ایستاده نشستند جلو کیرم شلوارکمو در اوردن و شیرجه زدن رو کیرم .... خیلی جالب بود مثله قحطی زده ها کیرمو از هم میگرفتن و میخوردن ...........یه نگاه به اونور کردم علیرضا و حمید داشتند سمانه رو از کس و کون میگاییدن و داریوشو احمدم داشتن کس و کون گنده فرزانه رو جر میدادن.......کیرم حسابی راست شده بود اون سه تا جنده رو بغله هم قنبل کردمو اول به نویت کس هاشونو لیس زدم و بعد شروع کردم تو همن حالت گاییدنشون خیلی حال میداد از کس فرنگیس در میاوردم میکردم تو کس مریم و بعد نازی و دوباره برعکس اونام جیغ میزدن و ناله میکردن یه ۱۰ دقیقه ای کردمشون تا نازی بلند شد گفت من بسمه و شورتشو پوشید منم تو دلم دعاش کردم که یکیشون رضایت داد......فرنگیس رو خوابوندم رو مبل و کیرمو مریم گذاشت تو کسش و شروع کردم تلمبه زدن و سینه های گردشو گرفتم و میمالیدم اینقدر کردمش تا لرزید و با جیغ بلندی ارضا شد ...منم دیگه وحشی شده بودم مریمو دمر خوبوندم کف سالن از پشت کردم تو کسش ؛؛....کپلهای کونشو باز کرده بودم و تا ته میکوبیدم تو کسش که تا وسط پاهاش خیس شده بود !!!!!خیلی کردمش تا اونم با ناله های زیاد ارضا شد ولی ولش نکردم و تلمبه میزدم تا حس کردم داره ابم میاد کشیدم بیرون .... دوتاییشون دهنشونو باز کردن و منم ابمو با عدالت خاصی بینشون تقسیم کردم !!!!!!!!! دیگه چشمهام داشت میسوخت هنوز اونا داشتن سمانه و فرزانه رو میکردن ....مریم و فرنگیس رفتن سراغ اونا و منم حس میکردم هوا سالن دم کرده شلوارکو رکابیمو پوشیدم و اهسته زدم از سالن بیرون .....یه خورده تو باغ قدم زدم که صدای ناله توجهمو جلب کرد گوشامو تیز کردم مسیر صدا رو پیدا کردم اروم رفتم سمت درختها و نزدیک شدم تو تاریکی نازی رو شناختم اااااااون داشت به مشتی کس میداد دهنم باز مونده بود !!!!!!خوب که نگاه کردم تازه دیدم عجب خر کیری هست این مشتی ....از کیر منم بزرگتر بود و نازی رو دولا کرده بود و با دستهای بزرگش سینه های نازی رو میچلوند تو کسش تلمبه میزد نازی هم قربون صدقه کیرش میرفت .....یه کم نگاه کردم و اهسته برگشتم تو سالن.....همه بیحال ولو شده بودن و کسی متوجه ورود من نشد....!!!!!!!!!! نویسنده سامان
| هر چند نميدانم خواب هايت را با كه شريك ميشوي!!! اما هنوز شريك تمام بيخوابي هاي من تويي....!!!! |
|