| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

هوس اینترنتی

صفحه  صفحه 1 از 19:  1  2  3  4  5  ...  15  16  17  18  19  پسین »  
#1 | Posted: 20 Aug 2012 19:46

نویسنده ایرانی
هوس اینترنتی 1


من اسمم طنازه ومدتیه که از ازدواجم می گذره . 22 سالمه . بعد از گرفتن دیپلم به درسام ادامه ندادم . خوشگل ترین دختر مدرسه و منطقه و فامیل و هر مجلسی که حساب کنین بودم و هستم و خوش اندام ترین اونا . 168 قدمه و وزن بدنم بین 65 تا 70 متغیره . اینو هم بگم که از نظر اندام هم حرف نداشته و ندارم .باسن برجسته .. سینه هایی درشت و یه دست و هماهنگ با اندامم , شکمی فانتزی که قسمتهای دیگه بدنمو هوس انگیز تر نشون میده موهایی بلند و بلوند که تا پایین کمرم می رسه و بعد از بچگی اصلا یادم نمیاد کوتاهشون کرده باشم چشایی درشت وعسلی خوشرنگ که هرکی می بینه فکر می کنه لنز گذاشتم و پوست بدنمم که یه سفیدی خاصی داره که بعضی از قسمتهاش با یه سرخی ویژه ای درهم آمیخته شده که پوست سفیدمو جذاب تر می کنه .. بینی من که اصلا نیازی به جراحی نداشت و نداره و حتی اگه بخوام مثل تی تیش مامانی ها و راه گم کرده های امروزی که فکر می کنن دماغ عمل کردن هم مثل مد لباسه بینی امو عمل کنم میزنم خرابش می کنم میرم . وای که از اون لبام چی بگم که اصلا یه رنگ گیلاسی سیر و سرخی عجیبی داشت وداره . به نظر میومد که همیشه از روژاستفاده می کنم ولی کمتر از این کارا می کردم . صورت توپری داشتم ودارم که به هیکلم میومدومیاد . حالا از قسمتهای داخلی ام بگم که کوس نگو اول و آخرشو اگه با یه خط بچسبونیم در بیشترین فاصله از چهار سانت بیشتر نمیشه . کوچولو نقلی و مرد کش . کوس که این جور باشه معلومه که سوراخ کون دیگه چه جوریه .. هرکی این چیزا رو می شنوه فکر می کنه حتما تا قبل از ازدواج به اندازه موهای سرم دوست پسر داشتم . ولی اصلا هم این طور نبود . نمی دونم چرا . نه این که دلم نخواسته باشه و نه این که خوش تیپ و خوش اخلاق کم بوده باشه . ولی نمی دونم چرا دلم نمی کشید . شاید همیشه در جستجوی یکی ایده آل تر از نفر قبلی بودم . انواع و اقسام خواستگار داشتم . پزشک و مهندس و برج ساز و هتلدار ولی من یکی رو دوست داشتم که مرد باشه اخلاق داشته باشه . خوش مشرب و اجتماعی باشه و حسود و گیر بده نباشه . از این که زن رو بخوان قنداق پیچش کنن بدم میومد . اینو هم بگم که من قبل از ازدواجم همان طور که گفتم دوست پسر نداشتم درنتیجه سکس هم نداشتم واسه همین واسه پریدن تو بغل شوهرم عجله داشتم . از یه خونواده ثروتمند هم بودم . بابام از اون کله گنده های واردات و صادرات بود و یه مدت تو گمرک و ترخیص و ارسال کالا هم خرش می رفت و از این راه کلی پول و پله به جیب زد . بگذریم پای خودش . من حتی پیش نامحرم ها روسری خودمو نمی گرفتم ولی تو عروسی ها یه خورده بیشتر تابو شکنی می کردم . وقتی اومد خواستگاریم شوهرم مهرداد رو میگم یه حالتی داشت که بیشتر از بقیه مردا منو به خودش جلب کرد . نمی دونم چرا ولی حس کردم اون همونیه که می تونه منو خوشبخت کنه و با هم تفاهم اخلاقی داشته باشیم . سه سال ازم بزرگتر بود . اون فیلمبردار بسیار ماهری بود و یه فروشگاه بسیار بزرگ فروش وسایل عکاسی و فیلمبرداری و چاپ و ظهور عکس و فیلم داشت و یه چیزی حدود بیست تا دختر و پسر تو فروشگاهش کار می کردند . خوش قیافه هم بود ولی من خوش تیپ تراشو رد کرده بودم . در هر حال دلم می خواست یه زندگی آروم و راحتو باهاش تجربه کنم . تصمیم گرفتیم که تا دو سه سال اول بار دار نشم و از زندگی لذت ببریم . یعنی از سکسمون . مثل من هنوز خیلی ها هستند که تا ازدواجشون دست مردی بهشون نرسیده باشه . یه دلهره خاصی داشتم ولی هر طوری بود اون شب خودمو در اختیار مهرداد مهربونم گذاشتم تا با یه سکس جانانه منو از دختری به زنانگی برسونه . واقعا نمی دونم چه جوری از هیجان واشتیاق اون شب اول ازدواجم بگم وقتی که لخت تو بغل شوهرم بودم . حس می کردم که لذت بیست و خوردی سال زندگی رو داره یه جا بهم میده . اون لحظه خودمو خوش بخت ترین زن دنیا می دونستم . اولش خیلی سختم بود که کنارش لخت شم . یه عادت بد یا خوب دیگه ای هم که داشتم از دوران نوجوانی به بعد عادت داشتم که شبا کاملا برهنه بخوابم وگرنه خوابم نمی گرفت . خونه پدرم که بودم می رفتم تو اتاق خودم و درو از داخل قفل می کردم و کاملا لخت می خوابیدم . یه لامپ کم نور هم که شده مثلا فلور باید روشن می بود . به مهرداد هم گفتم که من عادت دارم این کارو انجام بدم . -عزیزم چرا این قدر به خودت سخت می گیری من که حرفی ندارم مگه ما با هم غریبه ایم . تازه لذتم می برم و کیف هم می کنم . ازبس کار مهرداد زیاد بود یه آتلیه هم تو خونه داشت که بعضی شبا که من و اون سکسمونو انجام می دادیم اون ازم اجازه می گرفت و می رفت سر کارش . منم خیلی خوش خواب بودم و از بس اعصابم آروم بود سرمو میذاشتم زمین دیگه می رفتم . همچین می خوابیدم که با بمب هم بیدار نمی شدم و اگه هم دنیا رو آب می برد من خواب برده رو خیالی نبود . .چند وقتی به همین صورت گذشت . ما هردومون از زندگی راضی بودیم . اوقات بیکاری رو می نشستم خونه ماهواره نگاه می کردم و گاهی به خونه مادر و مادر شوهرم سر می زدم و یه جورایی وقتمو پر می کردم . .نمی دونم یه شب شام چی خورده بودم که نیمه های شب از پیچش شکم از خواب بیدار شدم . می خواستم برم سراغ مهرداد که کمکم کنه . شاید اگه می رفتم اتاق کارش مزاحمش می شدم . ولی اونو دیدم که با لپ تابش تو اتاق بغلیه .. سرزده با همون تن و بدن لخت رفتم داخل . وای عکس زنای لختی و سکسی تو کامپیوترش چیکار می کنه ؟/؟ یعنی شوهرمن داره از این جور زنا فیلم می گیره ؟/؟ به دیدن من دستپاچه شد و به تته پته افتاد . دستاش طوری می لرزید که نتونست لپ تابو خاموش کنه و تازه منم بهش اجازه ندادم -چشمم روشن حالا دنبال نامحرم و زنای هرزه ای . -این طور نیست عزیزم .. -پس اینا چیه .. -باورکن چیزی نیست .. داشتم تو اینترنت دور می زدم شانسی گذارم افتاد به این جا -چطوره با هم ببینیم . ببینم اگه مال آقایونو هم نشون میده منم می تونم ببینم بی غیرت . مهرداد من تو رو به خاطر این انتخاب کردم که معرفت و پاکی و نجابتت رو از بقیه بهتر احساس کردم ولی ظاهرا در انتخاب خودم اشتباه کردم . .. چشمم یه لحظه خورد به اسم یکی از سایتها .. اون می خواست هرطوری شده از اون فضا خارج شه .. چند تا عکس از زنای لخت .. چقدر اندامشون شبیه به اندام من بود . نامرد حتما می خواست به دیدن اونا به یاد من بیفته یا این که از اول هم به خاطر اندامم اومده سراغ من ولی هیکل این زنا شباهت زیادی به هیکل من داشت ... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#2 | Posted: 20 Aug 2012 19:48

نویسنده ایرانی
هوس اینترنتی ۲

مهرداد لب تابشو دودستی چسبیده بود و ولش نمی کرد .منم با حرص رفتم جلوتر .. نهههههه خدای من .. زیر اون عکسا نوشته شده بود فرستنده مهرداد بامرام . این لقبی بود که شوهرم برای خودش برگزیده بود . جون ننه و ارواح عمه اش خیلی بامرام بود که کس کوس و کون زنشو فرستاده بود اینترنت . -مهرداد بذار ببینم . اینا چیه این داخل گذاشتی . بی غیرت ! عوضی ! نامرد ! این رسمشه ؟/؟ زنای بد ترکیب مردم میرن دوست پسر می گیرن و شوهراشون دق می کنند و از غصه حرص می خورن اون وقت تو عکس زن به این نازنینی و دسته گلی و ترگل ورگلی خودتو میذاری تو اینترنت ؟/؟ کمبود چی داری ؟/؟ دیوونه ای تو .. ای ای ای . تو عجب سوءاستفاده ای کردی . اونم وقتی که من بی خیال خواب بودم همه اینا رو گرفتی . -بده به من ببینم . -نه تو اشتباه می کنی .. محکم دستشو نگه داشته و ناخنای تیزمو تو گوشت دستش فرو کردم . -ببین بچه گول نزن . چشم کورتو باز کن .به به ! چه چیزایی نوشته شده . عکسهایی مهیج از کوس و کون و سینه های زنم . ببینید و حالشو ببرید . زیباترین زن و زن سکسی دنیا . یک زن ایرانی .. -ببینم تو داشتی داستان می نوشتی . اینا چیه .. -منو ببخش طناز . من فقط می خواستم ببینم چه جوری در میاد . نمی خواستم از بقیه کم بیارم . آخه هرچی زن با اندام های بد رو گذاشتن تو سایت . من می خواستم با فرستادن عکس تو قدر تو رو بیشتر بفهمم و بدونم -عوضی بی شعور گیریم که حرف تو درست و هر چند حقیقت عوض نمیشه ولی واقعیت رو که می تونستی حداقل واسه بازدید کنندگان عوض کنی . نگی این زن منه -خب اون جوری هیجان نداشت .. -بهت میگم برو عقب تر ببینم چند تا عکس ازمن گذاشتی . همه اینا رو وقتی که من خواب بودم گرفتی . خیلی بی انصافی . منو با زنای هرزه و خیابونی و ولگرد یکسان کردی . عوضی اولین دوست پسرم و همسرم که تو باشی یکی شدین . تو اومدی خواستگاری و چند وقت بعد با هم ازدواج کردیم . حالا منو به دیگران حواله میدی ؟/؟ داشتی هنر فیلمبرداری خودتو به رخ بقیه می کشیدی ؟/؟ تو یک خل روانی عقده ای کمبود دار هستی . -عزیزم همه اینا فقط به خاطر این بود که بگم بهترین و خوشگل ترین زن دنیا رو دارم . -به جای بهترین بهتره بگی جنده ترین -خواهش می کنم عزیزم این حرفا چیه -خواهش می کنم خواهش نفرمایید و این قدر هم فیلم بازی نکن . نکنه می خواستی با این کارت جایزه اسکار بگیری . خاک توسرت مرد که اسم خودتو مرد نذاری . من یه عمری پاک بودم . دوست پسر نگرفتم . کلی خواستگار دکتر مهندس رو رد کردم .. تو فاصله خونه و دبیرستانم که پیاده ده دقیقه راه بود هر روز صد تا جوون میومدن دنبالم ولی به هیشکدومشون روی خوش نشون ندادم . به کسی دل نبستم . یعنی بیام به تو عوضی نفهم تکیه کنم ؟/؟ کارد بهم می زدی خونم نمیومد . حرص داشتم می خواستم کله این دیوونه رو بکنم . لپ تابو زد زمین و افتاد به جونش و دیگه هیچی ازش باقی نذاشت .. ولی من اسم سایتو بلد شده بودم . خونه مون پر بود از لب تاب و کامپیوتر معمولی . حتی من خودم یکی از اینا داشتم که راستش زیاد اهل اینترنت و این جور بر نامه ها نبودم . یه بار خواستم برم تو سایت ترانه های تصویری ایرانی که دیدم فیلتره و ولش کردم .. ولی نباید به مهرداد چیزی می گفتم . اون می دونست که من از این چیزا سر در نمیارم و خاطرش آسوده بود ولی من باهاش قهرکرده و تحویلش نمی گرفتم . هرچی هم نازمو می کشید طرفش نمی رفتم . خونشو می خوردم سیر نمی شدم . من روسریمو جلو غریبه ها بر نمی داشتم اون وقت اون هرچی که داشتم ریخته بود بیرون . بازم عقلش می رسید که صورت منو نشون نداد و یه جایی هم که نشون داد چشامو کور کرد . اومد کنار من دراز کشید می خواستم یه لگد بزنم پرتش کنم پایین ولی دیگه نمی خواستم اعصابم بیشتر از این به هم بریزه . داشتم به این فکر می کردم که اگه شوهرم به جای دید زدن به عکس ارسالی خودش به عکس لختی بقیه زنا توجه می کرد چی ؟/؟ یهو یادم اومد که اون کوس و کون و اندام منو با اندام بقیه زنا مقایسه کرده .. شخصیت منو برده بود زیر سوال .. عکسها باید خیلی بیشتر از اینا بوده باشه . اون یه مشکل روانی داره . چطور من تاحالا متوجه نشده بودم . شاید به این دلیل که ساعتهای بسیاری از روز رو در حال کار کردنه و بیشتر شبا می تونم اونو ببینم و اگه گاهی وسط روز یه ساعتی به حونه سر می زد . روز بعد رو لب تابم یه پروکسی نصب کردم و حالا راحت می تونستم به اون سایتی که می خوام برم . اسم فارسی اون سایتو زدم و وارد شدم .. وااااااییییییی عجب عکسایی و چه داستانهای اونجوری . چه زنایی . بیشتر عکس سکسی زنا به چشم میخورد تا مردا . یعنی مهرداد همه اینا رو دیده ؟/؟ بعضی از این باسنها خیلی خوش تراش بودند . منو که زن بودم به هوس آورده شیطونه می گفت بیفتم روشون ولی خب شیطونه هم مثل مهرداد کوس خل شده بود . آخه اینا که موجود زنده روبروی من نبودند . رسیدم به عکسای خودم . شاید بیشتر از صد تا عکس من در چند قسمت داخل این سایت بود . بیشتر این عکسا زمانی برداشته شده بود که من روی تخت دراز کشیده بودم . یه عادت بد دیگه ام هم این بود که حداقل باید یه لامپ فلور سنت یه گوشه ای روشن می بود که خوابم بگیره و مهرداد هم که خصلتش بر عکس من بود به زور می خوابید . همین نور و فلاش دوربینهای قوی مهرداد سبب شده بود عکسها یکی از یکی شفاف تر بیفتند . هرچند اگه توی تاریکی هم بر داشته می شدند مهرداد می تونست یه جورایی شفافشون کنه ولی اون حالت طبیعی و اصلیشو کمتر داشتند . رفتم رو یکی از عکسایی که فوق العاده سکسی و هوس انگیز برداشته شده بود . عکسی که از پهلو سینه های منو نشون می داد و من دمر رو تخت افتاده بودم و کوس غنچه ای و سوراخ کون مگسی من کاملا مشخص بود . شوهر بی غیرت من زیر ارسالش نوشته بود . بهترین کوس و کون دنیا . مردای کیر کلفت از طرف من مجازند که با یه فتوشاپ منو شرمنده اخلاقشون کنند و کیرشونو بفرستند تو کوس و کون زنم ... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی




طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#3 | Posted: 25 Aug 2012 19:55

هوس اینترنتی 3

باورم نمی شد که این طور با آبروی من بازی کرده باشه .. آدرس ایمیلشو هم گذاشته بود . و خیلی از مردای دیگه هم آیدی خودشونو گذاشته بودند و گفتند اگه دوست داری بیاییم زنتو بکنیم و مهرداد هم در جواب همه شون می گفت باعث افتخار منه که یه روزی کیر همگی رو تو کوس و کون زنم ببینم و یه حال درست و حسابی با این جور حال کردنای شما بکنم . چون بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک پیکرند ولی این همسرم متاسفانه فکرش و فرهنگش امروزی نیست و فناتیک فکر می کنه . اون اسیر یه سری قوانین دست و پاگیریه که صد ها سال مثل خوره به جون این ملت افتاده و ما رو از پیشرفت و رسیدن به تمدنی مثل فرهنگ و تمدن اروپا و امریکا باز داشته .. ریدم تو اون تزت مهرداد . این باید پاک قاطی کرده باشه . این مهرداد دوست داشتنی من نبود . می دونستم همه این حرفا رو داره به شوخی میگه و شایدم با نوعی چت سکس و بیان کلمات هوس انگیز می خواد شوق و اشتیاق خودشو بالا ببره . بیشتر از صد تا عکس از من تو اینترنت قرار داشت . یه فیلم چند دقیقه ای هم از من اون داخل قرار داده بود که یک عنوان درازی براش گذاشته بود . کیرهای نازنین حسودی نداره من از شما تیزترم .. فیلمو دانلود کردم ونشستم تماشا .. جای شکرش بافی بود که رو چشام تو فیلم یه باند سایه قرار داده که چهره ام مشخص نباشه .. خاک عالم ..مرد خدا خفه ات کنه ..اون صحنه ای رو که دور و برکوسمو صابون مالی کرده و بعد با خود تراش رو کوسم می کشیدم برقش مینداختم همه توی این فیلم بود . زوایای کوسمو به خوبی نشون می داد . هرچی فکر می کردم که مهرداد این یه تیکه رو چه جوری گرفته سر در نمی آوردم . .در این صحنه سینه های درشت من به خوبی مشخص بود . وقتی که قمبل کرده و لای کونمو صابون مالی می کردم و از اون بالا با فشار روی کونم آب ریخته می شد .. وای خودمنو به هوس آورده بود .. این مرد آبرومو برده بود . نمی تونستم و نمی خواستم که ازش جدا شم درست نبود که اسم یه مطلقه رو من باشه . بامن چیکار کردی مهرداد .عمق کوس تنگ و کوچولوی من هم مشخص بود . پشت به دوربین وقتی که کون قمبل شده ام رو می دیدم حتی یادم میومد که اون لحظه به چی فکر می کردم . دوست داشتم زودتر برم تو رختخوابم و مهرداد با من حال کنه . لذت ببره و لذت بده . سرم داشت گیج می رفت . شوهر بی غیرت من می گفت می تونین عکس کیرتونو بذارین تو تصویر عکس کوس زنم یا تو کونش . فقط حواستون باشه خرابش نکنین . اونو از اندازه واقعی خودش گشاد تر جلوه ندین . کاش می تونستین بخورینش وبکنینش و متوجه شین که هرچی من میگم درسته و حرف نداره .. در یه صحنه دیگه کنار عکس سکسی من یه نفرعکس کیر خودشو گذاشته بود که خیلی هم دراز و کلفت بود .. وکنارش نوشته بود مهرداد با مرام این کیرو اگه قبول داری کنار بذارم برای زنت .. با احترامات کیری : فرزاد کیرطلا .. مهرداد هم در جواب نوشته بود این که بره تو کوس عزیز دلم اونو جرش میده ولی اگه دوست داری می تونی با یه صحنه سازی از هر طرف که دوست داری لاپای زن کوس تنگ منو باز کنی کیرتو فرو کنی اون داخل .. یه جوری ردیف کن داداش که ما این طرف بتونیم یه جلق درست و حسابی بزنیم هرچند من خودمم می تونم انجام بدم ولی تو اگه بکنی حالش بیشتره . داشتم دیوونه می شدم . می خواستم از صحنه خارج شم یعنی از اون صفحات ولی کنجکاوی و این که ببینم این نامرد بازم چه عکسهایی از منو گذاشته اون داخل ولم نمی کرد .. یه عکس عجیب و غریب تری دیدم . وای صحنه گاییده شدن من .. مهرداد که این قدر کیرش دراز و کلفت نیست و تازه این هیکلی هم که رو من سواره شباهتی به اون نداره . نههههه من که تا حالا به غیر از اون با مرد دیگه ای نبودم . زیر عکس نوشته بود آقا مهرداد با مرام فدای مرامت داداش . همکار گل من با مجوزی که ازت گرفتم کیر خودمو تو این عکس کردمش تو کوس زنت . ببین اگه حالتش خوبه بازم از این عکسا بذارم . نظرتو اعلام کن . امید وارم یه روزی برسه که من یه عکس دوتایی واقعی از خودم و زنت تو این سایت بذارم .. زیرش مهرداد نوشته بود عالی بود دستت درد نکنه . کارت حرف نداره . باید بیام واسم کلاس بذاری . همین جوری ادامه بده . منم امیدوارم یه روزی عکسایی واقعی بذاری . یعنی از صحنه های طبیعی فیلم بگیری . کارت واقعا عالی بود . یه بار با تماشای این عکس جلق زدم و امشب هم می خوام با تصور این صحنه حال کنم و از پشت بذارم تو کوس زنم . مهرداد بی غیرت .عوضی آشغال .. فکر کرده من از اون جنده های حراجی هستم . هزار تا پسر دنبالم بودند یه نگاه گرم هم بهشون ننداختم . یه لبخند هم بهشون نزدم . یه روی خوش هم بهشون نشون ندادم . پست فطرت .. حرص می خوردم طوری که رگهای گردنم ورم کرده بود . مشتامو گره کردم به زمین می زدم . .. طناز ولش کن .. این مردا که تو رو نمی شناسن چرا این قدر حرص می خوری .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#4 | Posted: 31 Aug 2012 18:11

هوس اینترنتی 4

دلم می خواست مهرداد زودتر بیاد خونه حالشو بگیرم . ولی نمی بایستی دستمو رو می کردم . اون نباید می فهمید که من از کاراش باخبرم و می تونم برم به سایت های فیلتر شده سر بزنم و از ته و توی کارها سردربیارم . باید اونو می ذاشتم تو خماری . کاری می کردم که از زاییده شدن خودش پشیمون بشه . شب وقتی که خونه برگشت با اخم و تخم ازش استقبال کردم . وقتی که رفتیم تورختخواب نازمو کشید ولی من رومو برگردونده بودم . فکرمی کرد که من هنوز به خاطر جریان چند روز قبل ناراحتم . البته همین طور هم بود ولی اگه این عکسای فراوون رو نمی دیدم و کار به همون چند تا عکس تموم می شد و برنامه به صورت روزانه ادامه نمی داشت شاید اونو می بخشیدم و طور دیگه ای باهاش کنار میومدم . اولش قصد داشتم که با یه پیرهن یه سره بلند مثل زنای محجبه حتی با روسری برم تو رختخواب و پیشش دراز بکشم ولی بعد گفتم بهتره در وسوسه انگیز ترین حالت پیشش بخوابم و اونو بذارم تو خماری . از اون لباس خوابایی که هوش از سرش می ربود تنم کردم . یه لباس خوابی که خیلی نازک و همرنگ پوست بدن بود و هرچی اون زیر داشتم رو نشون می داد . دستشو گذاشت رو کونم و می خواست باهاش وربره . یکی زدم پشت دستش . -دست خر کوتاه . حالا کارت به جایی رسیده که زنتو تحویل غریبه ها میدی ؟/؟ -طناز این حرفا چیه که می زنی . من اشتباه کردم . ازت معذرت می خوام . اونا که نمی دونن تو کی هستی . سعی می کنم دیگه تکرار نشه . اگه می خوای عکس با کیر خودمم بفرستم تو سایت . -اولا مرده شور کیرتو ببرن که اگه بذاری تو سایت همه زنای بازدید کننده از هر چی سکسه تو دنیا بیزار میشن . از طرفی مگه من مثل تو بی غیرتم که عکس سکسی همسرمو بذارم داخل سایت ؟/؟ خیلی کثیفی مهرداد . خیلی حشری بود . دستشو گذاشت رو کونم و لباس خوابمو داد بالا . یه نشگون محکم از دستش بر داشتم ولی اون به حرکتش ادامه داد و دستشو گذاشت لاپام . -من که می دونم تو چقدر عاشق و فدایی کیرمن هستی . همین کیر . الان می خوای و می دونم با تمام وجودت می خوای که این کیر بره تو کوست تا از تصور این منظره زیبا یه دنیا حال کنی . کیرمن میره تو کوست . اون کون قلمبه ایت مشخصه و من تا می تونم باهاش حال می کنم .. کف یه دستشو هم گذاشته بود رو کمرم و تنمو سست کرده بود . اما یه چیز دیگه ای که بیش از اندازه منو به هیجان آورده بود و یه لحظه از فکرم خارج نمی شد اون عکسی بود که فرزاد کیر طلا تصویر خودشو با تصویر واقعی من ادغام کرده و کیرشو کرده بود تو کوسم .. فکر اون صحنه بود که آتیش به جونم زده و سبب شده بود که آتش خشم و حرص و کینه من نسبت به مهرداد تا حدود زیادی فروکش کنه کاری به کارش نداشته باشم . مهرداد این بار زیاد باهام ور نرفت . شلوارشو پایین کشید و خیلی سریعتر از اونچه که تصورشو می کردم کیرشو فرو کرد تو کوسم . -نهههههه نههههههه من نمی خوام به شوهر نامردم کوس بدم ولی همش تصور کیر غریبه ای رو داشتم که تا ته کوسم رفته . یه کیر کلفت تر و قبراق تر با صاحبی که جوون تره . -می خواستم از هوس ننالم ولی نتونستم . طناز لعنت بر تو .. بر تو لعنت طناز چرا این جوری شدی . درسته که شوهرت آدم نامردیه ولی تو که اهل معرفت و وفا بودی . حتی یه لحظه هم تصورشو از سرت دور کن که زیر کیر یه نفر دیگه باشی . حس می کردم اون کیر کلفتی که تو سایت بود همون کیر فرزاد طلا رفته تو کوسم و منم دارم با جیغ کشیدنهای خودم گوش فلک رو کار می کنم . کیر فرزاد خیلی دراز تر و کلفت تر از کیر مهرداد بود .. کیر اونو تو ذهنم می آوردم تا هیجانم بیشتر شه . طناز از این فکرا نکن . تو که این حالتی نبودی . فکرت هم پاک بود . نهههه . نهههههه این فقط یه فانتزی سکسیه . اسمشو نمیشه خیانت یا گرایش به مردای دیگه گذاشت یه چیزیه که هیجان سکس و هوسو می بره بالا تا با روحیه بهتر و نشاط بیشتری بتونم وارد سکس شم -طناز می بینم که داری همون شور و حال سابقو پیدا می کنی .. -کیرتو بکن تا آخر کوسم . نفستو می گیرم اگه منو ارگاسم نکرده بخوای آبتو خالی کنی . اون شب خودشو کشت تا تونست منو ارگاسمم کنه و بعدشم آبشو ریخت تو کوسم . حتی وقتی هم که داشت آبشو تو کوسم خالی می کرد همش اون تصور رو داشتم که اون کیر کلفتی رو که در اینترنت دیده بودم داره توی کوس من آب می ریزه .. با این فکر تا اونجایی که می تونستم حال کردم . ولی بازم از این که با زنای دیگه فرق دارم به خودم افتخار می کردم . شاید یه چیزی حدود صدتا مرد ازم تعریف کرده بودند و می خواستند که باهام حال کنند و چهارده پونزده نفرشون هم عکس کیرشونو فرستاده بودند ولی کیر فرزاد چیز دیگه ای بود . دلم می خواست واسه تک تکشون ایمیل بزنم و بگم دیگه به این کاراشون ادامه ندن من راضی نیستم . اول از همه تصمیم گرفتم که واسه فرزاد ایمیل بفرستم و نصیحتش کنم و بگم که مهرزاد بر خلاف خواسته و عقیده من این کارا رو می کنه . هرچند یه جا خود مهرداد این مسئله رو به فرزاد گفته بود ولی اگه طرف از زبون من می شنید شاید دموکرات منشانه تر با این مسئله بر خورد می کرد .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#5 | Posted: 9 Sep 2012 00:24

هوس اینترنتی 5
هر چند می تونستم شب هم برم رو لپ تاب خودم و ببینم خبرای جدید از عکسای لختی و اون حرفایی که بقیه راجع به من می زنن چیه . ولی گفتم فعلا این چند وقتی رو گزک به دست این شوهرمون ندیم و سیاستمونو حفظ کنیم بهتره . واسه همین تر جیح دادم صبح از خونه بره بیرون تا ببینم دنیا دست کیه . با هیجان و اشتیاق خاصی رفتم سراغ این سایت و عکسهای سکسی اون . ببینم دیگه چی شده . فکر نمی کنم مهرداد تونسته باشه عکس جدیدی ازم گرفته باشه مگر این که دمر می کردم و خودمو می زدم به خواب تا بتونه بازم از این غلطا بکنه .. نگاه کردم به عکسای لختی زنا .. اوخخخخخ این مادر فولاد زره ها کین عکساشونو می ذارن این جا ؟/؟ واقعا اندام من چیز دیگه ایه . به عکسای خودم نگاه می کردم و لذت می بردم . یکی از یکی هوس انگیز تر . گل سرسبد این تصاویر بود . نمی دونستم این همه طرفدار دارم . حتی یکی از اونا هم از عکسای زیبای من انتقاد نکرد . یکی می گفت که نصفه عمرشو میده تا یه شب منو داشته باشه .. یکی دیگه می گفت حتی تو خیال هم نمیشه از این نقشا کشید . احساس غرور می کردم . فکر می کردم ملکه زیبایی دنیا شدم ولی هنوز به خودم می گفتم که این باید یه لذتی ناشی از یه فانتزی سکسی باشه که هیجان سکس منو ببره بالاتا بهتر بتونم خودمو با زندگی زناشویی خودم وفق بدم . چند تا عکس سکسی دیگه رو مقایسه می کردم تا ببینم اونا چه جورین . اگه من بیست بودم عکس یه زنی به نمره ده رو دیدم که صاحب عکس زیرش در مورد من و تصویر من به مردا و پسرا گفته بود .. بچه ها کوس و کون طبیعی به این میگن . اونی که می بینین همش محصول دوا و آمپول و ژله . اون اندام مال خودش نیست .. کفری شدم . کثافت لعنتی حسود . عوضی .. نمی تونی باهام مقابله کنی این جوری داری سمپاشی می کنی ؟/؟ خونم به جوش اومده بود . خوشبختانه آروم گرفتم . چون پسرا اومده بودند به حمایت من و هر چی فحش از دهنشون در میومد نثار اون زنه کردند و من کلی لذت می بردم و حال می کردم . آروم گرفته بودم . عکس جدیدی ازم نبود ولی این صدها عکسی که ازم منتشر کرده بودند حتی خودمم وقت نکرده بودم همه رو سیر سیر ببینم . نمی تونستم بگم کدومشون بهترن . نصف سایت فقط شده بود سوژه من . واقعا این مهرداد عکاس و فیلمبردار ماهریه .. فرزاد کیر طلا هم همکار مهرداد بوده و خیلی از این هنر اون خوشش اومده . کیر بیست و خوردی سانتی اون کنار کس من و تو کوس من خود نمایی می کرد . با دیدن این تصویر دستم بی اختیار می رفت رو کوسم و دوست داشتم مهرداد پیشم بود و باهام حال می کرد و کیرشو می کرد تو کوسم ولی بازم باید با تصور سکس و عشقبازی با فرزاد و این که کیر اونه که داره به کوسم حال میده زیر کیر شوهرم مهرداد به ارگاسم می رسیدم . انگشتامو تو کوس خیسم فرو می کردم . خودمو لخت لخت کرده بودم تا حس کنم تو فضای سایت قرار دارم و این جوری بیشتر بهم بچسبه . من باید با این فرزاد کیر طلا تماس ایمیلی بر قرار کنم و بهش بگم که از اون زنایی که فکر می کنه نیستم . اصلا خود مردا هم تو فانتزیهای سکسی خودشون یه خیالاتی دارن و باهاش حال می کنن و جلق می زنن . دخترای مدرسه ما هم داشتند . مثلا فکر می کردند فلان هنر پیشه جذاب خارجی یا حتی ایرانی داره اونا رو میگاد و به هیجان میومدن . این که خلاف نیست . یه کار انجام نشده . کسی نمی تونه به آدم ایرادی بگیره که چرا به هیجان میای و منم به شدت هیجان زده بودم . طناز!آه طناز دختر تو چت شده . دوست داشتم پاهامو از جلو و از پشت باز کنم و در هوس انگیز ترین حالت عکس بگیرم و اونو بفرستم به این سایت ولی از طرف چه کسی . اگه می گفتم فرستنده خودمم مهرداد پدرمو در می آورد . می گفت تو واسه این مسئله باهام دعوا افتادی حالا خودت بدتر از من شدی و داری جنده بازی در میاری ؟/؟ آخه خیلی فرق می کنه یه مرد بخواد با همچین تزی بر له زنش کاری صورت بده تا خود اون زن راسا دست به همچین اقدامی بزنه . من از بی غیرت بودن مهرداد عصبانی شده بودم که اگه یه روزی یه مرد غریبه بیفته روم و کیرشو بکنه تو کوسم اون به جای این که ازم دفاع بکنه واسش هورا می کشه . اینم از شانس نداشته ما . میون این همه پیغمبر جرجیس نصیب ما شده بود . درهر حال خودمو با این هیجانات مشغول می کردم . باید دوتا کار انجام می دادم . تماس با فرزاد کیر طلا و گرفتن چند تا عکس سکسی از خودم وارسال اون عکسها به سایت از طریقی که مهرداد نفهمه که کار من بوده یا این که حتی نفهمه که این عکسا اصلیه . باید رو مخ مهرداد و فرزاد کار می کردم . اما اگه می خواستم عکسهای خوشگل تهیه کنم می تونستم خودم به طور اتومات از خودم عکس بگیرم ولی اون تنظیمی که یه نفر دیگه انجام میده یه چیز دیگه ایه . می خواستم بهترین عکسا رو بگیرم و فکری به خاطرم رسید . از فتانه همکار ویکی از پرسنل فروشگاه مهرداد کمک بخوام . با جون و دل حاضر بود این کارو انجام بده ومی تونستم بگم که می خوام این عکسا رو به شوهرم نشون بدم و هیجان زده اش کنم ولی اشکال کار در این بود که اون عاشق لز و لز بینی بوده و می ترسیدم یه وقتی هوس منو بکنه ... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#6 | Posted: 14 Sep 2012 19:55

هوس اینترنتی 6

فتانه از اون زنای واقعا شیطون بود . اون با شوهرش متارکه کرده و به اصطلاح رفته بود تو جرگه زنای مطلقه . البته از این که رابطه ای با مهر داد نداره خاطرم جمع بود چون نه مهرداد حالشو داشت که جز با من با کس دیگه ای سکس کنه و نه فتانه اهل این کارا بود . اون عاشق همجنس بازی زنان و لز بینی و این جور کارا بود . حتی جونشو سر این راهها میذاشت . نقطه ضعف عجیبی هم در این مورد داشت . من اگه بگم اون حتی حاضر بود آدم بکشه تا یه یه ساعتی رو با یه کسی لز داشته باشه سخنی به اغراق نگفتم . تن و بدنشم حرف نداشت ولی من یه چیز دیگه ای بودم . علت جدایی اون از شوهرشم همین بود . حالا به شوهرش نمی رسید و می رفت دنبال زن بازی یا علت دیگه ای داشت خدا می دونه . با توافق هم از هم جدا شدند و تا اونجایی که می دونم فتانه هر چند وقت در میون یکی رو شکار می کرد و باهاش حال می کرد . شاید مهرداد هم از این کاراش با خبر بود ولی تا موقعی که مزاحم اون و کاراش نبود کاری به کار فتانه نداشت و گیرش نمی داد . آخه این زنه خیلی به دردش می خورد . تو مراسم مهم و عروسیها و جشنها و برگشت زائرین این زنه با این که هشتاد کیلو هم نمی شد ولی با یه دست دور بین غول پیکر و می گرفت تو دستاش و با خونسردی و تسلط فیلمبرداری می کرد کارش هم حرف نداشت .. با ترس و لرز که چه عرض کنم با یه خورده دودلی رفتم پیشش . مهرداد نبود و رفته بود بیرون -به چه عجب طناز خانوم . یه یادی از ما کردی . اصلا از خودت می پرسی که ما مرده ایم زنده ایم .. زن که سایه شوهراز سرش رفته باشه انگاری که بی صاحب شده . رفتم صورتشو ببوسم که مثلا یه دلجویی ازش کرده باشم دیدم اومد جلوتر و اون بود که یه بوسه از لبام گرفت . هنوز هیچی نشده یه چشمه اومده بود . خدا به داد برسه اگه می خواستم بهش بگم که چه قصدی دارم . توفروشگاه اون وقت روز تا چشم کار می کرد فقط دختر بود و دختر . می دونستم مهرداد تا دو ساعت دیگه نمیاد . واسه همین بود که اون وقت روز یعنی اول وقتی اومدم پیش فتانه . -فتان جون یه کار خصوصی باهات داشتم . -یه لبخندی زد و به عنوان شوخی گفت تو که می دونی من از کار خصوصی چقدر خوشم میاد مخصوصا وقتی که این کار با هم جنسای خودم باشه -شوخی بسه تو که می دونی که من اهلش نیستم . -من که چیزی نگفتم طناز جون چرا این قدر زود خودتو باختی . از قدیم گفتن اونایی که زود خودشونو می بازن دیگه واقعا باختن . صورت در هم منو که دید این بار اول گونه هامو بوسید و بعد لبامو و گفت ناراحت نشو باهات شوخی کردم چون خیلی دوستت دارم و همیشه هم به مهرداد میگم که طناز از سرت زیادیه و باید حفظش کنی . -ممنونم فتان جون . تو که خودت می دونی من همه کاری واسه مهرداد انجام میدم بهش علاقه دارم . دوست دارم زندگی ما هیجان داشته باشه و خودتم که خوب می دونی سکس نقش مهمی در زندگی بازی می کنه . حالا علاقه تو به سکس از یه زاویه دیگه ایه -خوشحالم که اینو می دونی . -مگه برات فرقی هم می کنه ؟/؟ . خندید و چیزی نگفت . اینو آینده نشون میده ولی یه جورایی حدس می زنم که باید فرق بکنه . داشتی می گفتی طناز ناز من !ادامه بده . -آره من می خواستم بگم چند تا عکس سکسی وسوسه انگیز که انداممو خواستنی و تو دل برو کنه از زوایای مختلف بگیری حتی اگه صد تا دویست تا هم که نیاز باشه بگیری تا من به عناوین مختلف و در جاها یا سکسهایی که با مهرداد دارم به وقتش نشونش بدم تا خستگی روزانه از تنش در بره و با حال و هوای دیگه ای بیاد سراغم . -راستش طناز جون این بد فکری نیست ولی این جوری که تو میگی من هر چی به تو نگاه می کنم می بینم چیزی کم نداری . این افتخار رو به من ندادی که تا حالا پیش من لخت شی ولی فکر می کنم هر وقت که پیش اون لخت شی دیگه نیازی به عکس و این بر نامه ها نباشه ولی من یه فکرای دیگه ای می کنم . داری شیطون میشی ها . -نه از اون فکرا که می کنی نیست -طناز من لوت نمیدم . خیلی دوستت دارم . عاشقتم . اصلا کاری به این ندارم که تو چیکار می کنی . انسان آزاد آفریده شده که از تن و بدن خودش هر استفاده ای که میخواد بکنه و تابع این قوانین و تابوهای دست و پا گیر اجتماعی هم نیستم و ازدواج هم به عنوان یک قرار داد مسخره ایه که به نظرم هر وقت یکی از طرفین خواست راحت می تونه باطلش کنه . بگذریم من هزار تا عکس هم که بخوای ازت می گیرم و میدونم عکسهای خیلی جالبی هم در میاد . یه روز هم به یه بهونه ای از مهرداد مرخصی می گیرم و تو هم باید چند ساعتی رو بیای پیش من . -از لخت شدن که خجالت نمی کشی -واسه عکس باشه نه . -واما .. واما .. من که خودم می دونم تو داری طبق مد روز عمل می کنی و این عکسا رو می خوای یه جورایی به دوست پسرت برسونی که باهاش حال کنه ولی خیلی مراقب باش -فتانه چند بار بهت بگم من میخوام با شوهرم حال کنم . به هیچ وجه نمی خواستم سر خودمو فاش کنم . حالا اما و اگر خودتو بگو چی می خواستی بگی . -می خواستم بگم وقتی کارم تموم شد اگه راضی بودی شیرینی و دستمزد منو یه جورایی بدی . دیگه نیازی نبود که بیش از این چیزی بگه . دوزاریم افتاد . از من می خواست که باهاش لز داشته باشم . خیلی سختم بود که تن و بدن خودمو در اختیارش قراربدم . تا حالا از این کارا نکرده بودم . -باشه قبوله . فقط مهرداد نفهمه . می دونستم که اگه جونش بره رو حرفش وای می ایسته و برای رضایت من هر کاری انجام میده . -جووووون طناز جون امشب از خوشحالی تا صبح خوابم نمی بره . تو خوشگل ترین و خوش بدن ترین دختری هستی که من تا حالا باهاش بودم . -فتانه این قدر دستپاچه نباش . هنوز که نبودی .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#7 | Posted: 21 Sep 2012 22:34

هوس اینترنتی 7

فتانه روز بعدش از مهرداد مرخصی گرفت و من هم به مهرداد گفتم که ناهار رو می خوام برم خونه یکی از دوستام و تا غروب بر نمی گردم . البته واسه اون مسئله ای نبود . یه چند دست لباس های فانتزی و سکسی تهیه کردم که قصد نداشتم اونو پیش مهرداد بپوشم که اگه یه موقع از یه طریقی اون عکسارو گذاشتم داخل اینترنت اون فکرکنه که اینا همه یه جورایی حقه فیلمبرداریه . البته من که خودم نمی تونستم از طرف خودم این عکسها رو بفرستم . از طریق فتانه هم نمی شد . باید از یه راهی می فرستادم که سر مهرداد شیره مالیده شه و بهترین راهش این بود که با فرزاد کیر طلا در تماس باشم و این عکسها رو بفرستم براش تا بفرسته برای سایت . وقتی رسیدم خونه فتانه طوری خودشو ردیف کرده بود که یه لحظه فکر کردم حتما اونه که می خواد عکس بگیره . وای خیلی خوشگل و خوشبو شده بود . بازم با ماچ و بوسه ازم پذیرایی کرد . ساعت حدود نه صبح بود که بودم پیشش . هرچی خواست واسم صبحانه بیاره قبول نکردم . -خب عزیزم اول از عکسهای با لباس و فانتزی و نیمه فانتزی و سکسی و مدلهای مختلف شروع می کنیم بعدش میریم رو عکسهای کاملا سکسی که من از الان دارم ثانیه شماری می کنم واسه رسیدنم به این قسمت از کار و از هیجان دارم می میرم . عکسهای اولیه رو با چند تا شلوار استرچ پارچه ای که کونو خیلی بر جسته و زیبا و طبیعی و کامل نشون می داد گرفتم . ناکث خیلی زرنگ بود . وقتی که می خواست عکس بگیره میومد جلو دستاشو میذاشت رو کونم و این طرف و اون طرفشون می کرد و پس از کلی ور رفتن بهم می گفت خوبه حالا . یه دستی هم رو کوسش می کشید -فتانه ببینم تو دو جنسه هستی که منو می بینی به هوس میای ؟/؟ -صبر کن غروبی مزه شو بگیری اون وقت دیگه این سوالو ازم نمی کنی . وای موقعی که می خواست عکسی بگیره که سینه های درشت و یک دستم بیفته کلی با سینه هام ور می رفت و اونا رو سبک سنگین می کرد . یه تاپ و یه لی استرچ تا زانو پوشیدم و اون استرچ رو تا نصفه کون و تا تمامی اون در هر دو حالت پایین می کشید و عکس می گرفت . از زوایای مختلف کلی عکس گرفت و رسیدیم به قسمت عکسهای کاملا سکسی .. -طناز خیلی ناز داری معرکه ای . کاش تو زنم بودی . اون وقت من دیگه چیزی نمی خواستم . -دیوونه مگه می تونه یه زن زنو عقد کنه . -چرا نمیشه . تو خارج از این کارا می کنن . -من که نشنیدم . در بعضی از کشورهای اروپایی شنیدم که بعضی از مردا کوس خل شده به عقد هم در میان ولی زنو نمی دونم . یه عشوه ای اومد و گفت چرا در خیلی از کشور ها داریم . ما تو ایران خودمون عقب افتاده ایم و از فرهنگ دنیا دوریم . مجبور بودم این کوس شر گویی های فتانه رو تحمل کنم . واسه خودنمایی و این که نشون بدم خوشگل ترین و هوس انگیز ترین و تودل برو ترین زن اینترنتی و منطقه هستم باید پی این چیزا رو به تنم می مالیدم . -فتانه من یه جوری میشم سختمه می خوام خودمو پیش تو لخت کنم . آخه همه جام مشخص میشه . درست نیست یه زن اونجا های یه زنو ببینه -من بمیرم واسه تو که خیلی خجالتی هستی . یه مرد غریبه و نامحرم اونجا های زنو ببینه اشکالی نداره . اون وقت یه زن اگه مال یه زنو ببینه ایراد داره ؟/؟ از کی تا حالا این قدر مومن شدی ؟/؟ -چند بار بهت بگم این عکسها رو برای هیجان بیشتر می خوام و این که بتونم دل مهرداد رو بیشتر ببرم -به من ربطی نداره . من فقط می خوام حالمو باهات بکنم و کاری به این کارا ندارم . هنوز اون آمادگی رو نداشتم که خودمو در اختیارش بذارم . بیچاره خیلی هم خسته شده بود . گناه داشت . اگه الان می رفت یه مجلسی فیلمبرداری یا یه کاری شبیه این کلی در آمد کسب می کرد . سریع خودمو لخت کردم تا فعلا دستی بهم نزنه . -وااااایییییی دختر دختر .. این چیه دیگه .. وای من دارم از حال میرم . چه کونی چه کوسی .. چه اندامی .. چه شونه ها و سر شونه هایی . شونه هات با قسمت سینه ات انگار یه دستن . این جور هارمونی از سر شونه به سینه رو من یه بار تو فیلمهای سکسی دیدم ولی تو یه چیز دیگه ای .. بد جوری به وجد اومده بود . -طناز جونم اجازه هست ماچ از اون کون خوشگلت بگیرم ؟/؟ .. -باشه بگیر .. اون قبل از این که ماچو رو کونم فرود بیاره خودشو کاملا لخت کرد . -ببینم با دهن می خوای ماچ بدی یا با کوس و کونت -اون ماچو که بعدا میدم ولی از ادب به دوره که تو کاملا لخت و برهنه باشی و من لباس تنم باشه . دهنشو گذاشت رو کونم و به جای یه ماچ ده تا بوس ازش برداشت و دوتا قاچ کونمو هم از وسط بازشون کرد و یه زبون هم رو کوس خیلی کوچولو و نقلی غنچه ای من کشید . این آخرین کارش یه خورده حشریم کرد ولی به روم نیاوردم که پررو نشه . -خب عزیزم حالا پاهاتو به دو طرف باز کن یه خورده چاک کوست بین دو تا برش کونت مشخص شه .. چند تا عکس قمبلی دیگه هم گرفتم .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#8 | Posted: 28 Sep 2012 22:22

هوس اینترنتی 8

فلاش پشت فلاش .. دریه حالت منو روبرو قرار داد طوری که قسمت سرمو تو کادر ننداخت . -عزیزم من الان یه دستی رو کوست می کشم برو تو حس . حس کن که حالا مهرداد یا هرکی دیگه که دوست داری و دلت می خواد الان میخواد که کیرشو بکنه توی کوست و بهت حال بده . یه طوری به هیجان بیا که خیسی کوست بچسبه به روی کوس کوچولو و ناز و خوشگلت . یه خورده هم با دو تا شستت لبه های کوستو داشته باش اون سوراخ ریز و باریک کوس با یه خورده از خیسی اونو می خوام در یه حالت زیبا و حشر انگیز بندازم تو عکس . امون همه رو می بره . هرکی ببینه میره توکف . وقتی این حرفا رو می زد هورمونهای جنسی من به شدت شروع کردند به کار کردن و وقتی هم که رو کوسم دست کشید مجبورشد یه خورده از روشو پاک کنه تا توی عکس غلیظ نیفته . -خوبه فتانه -اوووووهههههه چقدر ناز شدی . فقط دلم میخواد درسته بندازمش تو گلو و قورتش بدم . فدایی کوستم . نازتو نازتو طناز .. خلاصه به هر سازش می رقصیدم . درچند مورد از صورتم به همراه کل اندامم عکس گرفت که قرارشد بعدا قسمت چشمو کور کنه . دریه حالت رو زمین و به پهلو دراز کشیدم و یه پامو بردم بالا . به یه حالت قیچی مانند . کوس رو از یه زاویه دیگه نشون می داد . فتانه سراسر هوس شده بود . گلوله ای از آتیش . بدن سفیدش با یه رنگ سرخ در هم آمیخته بود . نشون می داد که برای هماغوشی با من خیلی بی تابی می کنه . و هر وقت که به آخر کار نزدیک می شدیم من غصه ام می شد که چه طور خودمو در اختیارش قرار بدم . چون اصلا به لز بین بودن اعتقادی نداشتم و همش می گفتم وقتی که یه دختر می تونه با یه پسر یا مرد حال کنه وقتی کیر وجود داره چرا از کوس بخواهیم که ما رو ارضا کنه . اینو در شان و منزلت یک زن نمی دونستم که از زن یه تقاضایی داشته باشه ولی بهش قول داده بودم . چند تا کیر مصنوعی آورد و انواع و اقسام میوه جات . یه جای کار یه موز و خیار رو با هم فرستاد به کوس و کونم و عکس گرفت و در یه حالت دیگه یه کیر مصنوعی یک متره رو کرد تو کوسم . البته از خود کیر بیست سانتو فرو کرد توی کوس و بقیه اون بیرون قرار داشت ولی منظره جالبی در اومد . -ببینم طناز نگفتی این عکسها رو هم برای تهییج مهرداد می خوای ؟/؟ جالبه اون با این که شوهرته ولی از این که یه کیر غیر تو کوست ببینه به هیجان میاد -فتانه این که کیر آدمای دیگه نیست . مصنوعیه -درست . ولی هیجان یه کیر غریبه و همون حس رو که به آدم میده . در یه حالت دمرو افتادم و کونمو یه خورده در یه حالت قمبلی آوردم بالا . فتانه از حال رفته بود . به زور بر خودش مسلط شد تا بتونه ازم عکس بگیره -فتان جون چیه حالت خوب نیست ؟/؟ اگه حس می کنی نمی تونی بر خودت مسلط شی یه خورده می تونی باهاش حال کنی انرژی بگیری بعدا ادامه بدی .. -ممنونم طناز ولی گاهی اوقات خیلی هم بد جنس میشی . هر وقت مثل حالا حس کردی یه پیش پرداختی لازمه از این کارا بکن . اگه من قوت بگیرم خیلی بهتر از اینا می تونم کار کنم . سرشو گذاشت رو کونم و یه خورده گازش گرفت . زبونشو هم رو کوسم پهن کرد و با جفت دستاش کونمو فشار می داد . خیلی آروم . اگه بگم لذت نمی بردم دروغ گفتم . با این که در یه حالت کیف و خماری چشام بسته بود ولی حس می کردم که اون داره به صورتم و چشای بسته ام نگاه می کنه تا متوجه شه آیا خوشم میاد یا نه .. یه چند دقیقه ای که شد خودش دست از این کارش کشید تا به ادامه عکس برداری بپردازه . راستش دلم می خواست ادامه بده ولی نتونستم چیزی بهش بگم چون دوست نداشتم روش باز شه و همش ازم انتظار داشته باشه . این جوری پیشش عزیز تر بودم و قدرمو بیشتر می دونست . راستش بعدا که این عکسمو دیدم واقعا متوجه شدم که چه هنر مندانه اونو بر داشته و با چه تنظیم زیبایی بوده . بیشتر عکسها رو در یه حالت پشت به دوربین و کون قمبلی گرفتم . حالتهایی که کوس در قسمت وسط کون به خوبی نشون داده بشه . در چند وضعیت هم دستمو می ذاشتم رو نقاط حساس بدنم و طوری وانمود می کردم که بی اندازه حشری و طالب سکس هستم و راستش هم بودم . واسه همین حالتم خیلی طبیعی بود . در یه حالت هم کونمو رو به هوا و سر و زانوهامو رو به زمین قرار داده و برجستگی کونمو در یه وضعیت فوق العاده هوس انگیز انداختمش تو کادر .. بیش از این که من خوشحال باشم فتانه از این که تا این حد داره واسم جانفشانی می کنه و با جون و دل زحمت می کشه خوشحال بود . می دونستم حرفامو باور نکرده و هنوز فکر می کنه که من دوست پسر دارم . هر چند که زیاد واسم مهم نبود . در هر صورت اون که چیزی به مهرداد نمی گفت . ظاهرا تا من نمی گفتم بسه اون به کارش ادامه می داد . -فتانه جون کافیه دیگه .. می خوای یه خستگی یه ساعته در کنیم و بعدش برو رو ظهور این عکسها .. -اگه دوست داری اول این عکسها رو ردیفش کنم که اون جوری بیشتر هوامو داشته باشی .. -اگه این طور فکر می کنی باشه ولی بیا اول یه تشکر ازت بکنم که واقعا دستت درد نکنه و خسته نباشی . رفتم جلو و لبامو گذاشتم رو لباش . طوری اونو بوسیدم و سینه های درشت و زن و مرد پسند خودمو به سینه هاش چسبوندم که بیحال بیحال شده بود ... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#9 | Posted: 6 Oct 2012 00:03

هوس اینترنتی 9

فتانه طوری بیحال شده بود که من دلم واسش سوخت . حس کردم با این که از لز و لزبینی چندشم میشه ولی یه جورایی از تماس بدنش با بدن خودم خوشم میاد و لذت بیشتر منم به این خاطر بود که اون از من یه ملکه ساخته بود . یک ونوس .. یک رویا و برای رسیدن به من حاضر بود هر خطری رو تحمل کنه .. لباشو از رو لبای من ورنمی داشت .. من این کارو انجام دادم و خیلی آروم و وسوسه انگیز بهش گفتم -فتانه اگه می خوای بیا یه خورده مشغول شو ما که حداقل تا سرشبو می تونیم با هم باشیم کسی هم که مزاحم ما نمیشه . حرارت تنش طوری بدنمو داغ کرده بود که منو هم به هوس انداخته و وسوسه ام می کرد . ولی نمی خواستم چیزی بهش بگم . بذار واسه من تو کف بمونه . بذار تااون ابهت و جذبه رو واسش داشته باشم وواسش بهترین باشم . -فتانه کجامو بیشتر دوست داری دوست داری با کجام بیشتر حال کنی .. طوری چشاشو باز و بسته می کرد که هر کسی در اون وضعیت اونو می دید فکر می کرد که دو تا کیر کلفت با هم رفته تو کوسش و تاب و توانشو گرفته . -طناز من اگه بخوام بگم کجات بهتره و یه جایی رو کاندید یا اعلام کنم یه ظلمیه در حق بقیه قسمتای بدنت .. همه جات بیسته .. کوسسسست .. کونت .. سینه هات .. شکمت .. اون سوراخ ریز کونت و.. اون ناف وسط شکمت .. بازوهات .. کمرت .. موهای سرت .. لب و دهنت .. -واااااییییییی فتانه این جوری که تو داری نازم میدی و ازم تعریف می کنی و هوس خودتو نشون میدی مهرداد هم تا حالا باهام از این حرفا نزده . -شاید ازبس پهلوش هستی واسش عادی شده یا به خاطر کار زیاده .. یه قری واسش اومده و یه کونی چرخونده و گفتم پس اگه منم بیشتر از اینا پیشت بمونم دلتو می زنم ؟/؟ تو هم کارت زیاده و زود خسته میشی .. -طناز فقط کافیه که تو پیشم بمونی . مثلا زن من بشی . مثل بعضی از کشورهای خارج که یه زن با یه زن دیگه ازدواج می کنه .. تا آخر زندگیم نمیذارم دست به سیاه و سفید بزنی .. -کمرم درد اومده فتان .. واسش ناز می کردم . -قربون کمرت بریم رو تخت .. روبروش قرار گرفتم . دوست داشتم اون اول کار حالت چهره اشو ببینم که با چه حرص و ولعی داره رومن کار می کنه . کف پامو بردم طرف دهنش . دهنشو باز کرد و یکی یکی انگشتامو گذاشت توی دهنش . چقدر خوب می لیسید . هنوز دهنش به کوس نرسیده یه حس عجیبی توی کوسم داشتم . حس می کردم خیسی اون زیاد شده . فتانه با هوس چشاشو بسته بود و انگشتای پامو می لیسید . نمی خواستم ابتدای کار بفهمه که به هیجان اومدم . به محض این که دیدم چشاش بسته هست کف دستمو گذاشتم رو کوسم . . اوخخخخخ عجب خیسی کرده بودم . چند بار پی در پی اونو خشکش کرده به ملافه می مالیدم . با حرکت پام متوجه اش می کردم که کجامو بلیسه . زبونشو کشید رو کف پام .. هم قلقلکم میومد هم خوشم از اونجا با حرکت پا نشونش دادم که باید بره بالاتر .. بالا و بالا و بالاتر . از مچ پا و زانو و رون پا همه شونو لیسید . تا کشاله رون و لبه کوسمو . دیگه نذاشتم کوسمو بلیسه . نه این که خوشم نیاد اونو گذاشتم برای حرکت و مرحله بعدی . چون اون یکی پام احساس سنگینی می کرد و دو تا دستام هم همین طور . تر تیب اون پای منو هم داد . حالا نوبت دستام بود . با لذتی تمام همه این کارا رو انجام می داد . دیگه یه خورده هم باید از خودم مایه میومدم . اونو بغلش زدم و آزادش گذاشتم که هر کاری که دوست داره باهام انجام بده . اونم مث یه مرد باهام عشقبازی می کرد . می دونست باید چیکار کنه . با بوسه های آروم زیر گوش و گلو و لبام .. با نوازش کردن سر و بازی با موهای سرم . با مالش کمرم .. سنگ تموم گذاشته بود . وقتی دستشو گذاشته بود رو کوسم بد جوری هوس کیر کرده بودم ولی یه لحظه یادم اومد که اینجا مردی وجود نداره و فتانه باید همون کاری رو انجام بده که یک مرد و کیر اون انجام میده . نمی دونم چرا ولی یه حسی بهم می گفت که اون می تونه این کارو به خوبی انجام بده . اونم اندام خیلی لطیف و سفید و زیبا و تپلی داشت . هرچند من از اون تپل تر و خواستنی تر بودم ولی دوتایی مون مثل هلوی پوست کنده خوردنی بودیم . نوک سینه هامو طوری وسط دو تا لباش قرار داده بود که حس کردم نبض کوسم تند و تند داره می زنه و یه جورایی داره خیس و خیس تر میشه .. چه با حرارت و هوس می خورد طوری که حالت گاز هم نداشت . میزون میزون کار می کرد . .. از اونجا اومد پایین تر حالا نوک زبونشو کشید رو نافم و با داخلش بازی می کرد . همه جای بدنمو بی حس کرده بود . اگه از هر تیکه تنم می پرسیدی جواب می شنیدی که باید اول به اونجا رسید ولی حیف که فتانه نمی تونست همه جا رو با هم داشته باشه .. از ناف منم اومد پایین تر . به کوسم و اون کانونش نزدیک شده بود . حالا دهنشو گذاشته بود روی کوس ورم کرده من . قسمت بالای کوس . هنوز به اون مرکزی که چوچوله و سوراخ قرار داشته بود نرسیده بود . دهنشو تا آخر باز کرده و آروم آروم اون قسمت گوشتی و باد کرده رو لیس می زد و نرم نرم تو دهنش می جوید . -اوووووفففففف فتانه .. خیلی خوشم میاد . تو چقدر عاشق این کارایی .. خودت الان چه حالی داری من نمی دونم -طناز ناز من . من فقط دوست دارم تو لذتشو بفهمی .. من خودم یه جورایی با خودم کنار میام .. حس می کردم که ته دلش دوست داره که منم از بدنش استفاده کنم ... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     

#10 | Posted: 12 Oct 2012 00:43

هوس اینترنتی 10

هوس مثل موج در دریای کوسم بالا و پایین می رفت و من هر لحظه بیشتر از لحظه قبل داغ می کردم و اسیر هیجان بیشتری می شدم . راستش اولش که با من از لز صحبت می کرد و من هم خودمو در این وضعیت تصور می کردم همش فکر می کردم که یه چند دقیقه ای با من مشغوله و منم یه جورایی می تونم قضیه رو ماسمالیش کنم ولی نه تنها وضع خیلی با اونی که تصورشو می کردم تفاوت داشت بلکه خودمنم اسیرشده بودم . حالا بیشتر طالب این بودم که بهم لذت بده .. ولی بازم لبامو گاز می گرفتم تا کمتر صدام در آد . لبام باز شد-فتان جون -جووووووون طناز .. جون بخواه -چقدر خوشمزه بالای کوسمو می خوری . دوست دارم تا فردا همین جا رو بخوریش ولی زیاد فرصت نیست . یه خورده پایین ترم برو .. -فدات میشم طناز .. اونجا که اصلشه .. -آخخخخخخ .. اووووووففففففف ... تو خیلی بیستی .. خیلی خیلی معرکه ای . کوس ناز و کوچولومو با یه ناز و هوس خاصی میک می زد که اگه مهرداد هم یه سال تمام می خواست لیس بزنه یه ثانیه هم نمی تونست مثل اون عمل کنه . دور کوس منو زبون مالی کرده بود و بعد نوک زبونو فرو کردتوی کوس و هرچی خیسی کوسم بود با زبون می کشید بالا و روی اون جمعش می کرد دهنشو می بست و خیلی با حال درست مثل این که یه غذای خوشمزه رو داره می خوره اونا رو می فرستاد پایین . وقتی اون این جوری شیره کوسمو می خورد من یکی دیگه به هوس افتاده بودم که رو کوس فتان جون هم یکی از این کارا بکنم . شاید یکی از علتهایی که تو لز بینی یواش یواش یا به سرعت یه حس نیاز دو طرفه به وجود میاد همین باشه که آدم همون حسی رو که دوست داره بهش دست بده رو طرف پیاده می کنه و طرف هم اگه همون حس متقابل درش ایجاد بشه فقط به دنبال این نیست که خودش لذت ببره و با لذت دیگری کیف می کنه و دوباره بر می گرده به این که هوسش رو هم زیاد می کنه . من با یه محبت خاصی دستامو گذاشته بودم رو سر فتانه و موهاشو نوازش می کردم دوست داشتم لباشو به لبام نزدیک کنه و منو ببوسه . منم با دو تا دستام صورتشو نوازش کنم . -آههههههه فتان جون عزیزم کوسمو کوسسسسمو بخور این تیکه چقدر معرکه هست . کارتو میگم .. وقتی فشار و سرعت میک زدن و لیسیدنشو زیاد کرد دستم سرشو محکم تر به کوسم فشرد موهای سر فتانه بیچاره رو همون طوری که داشتم محکم تر به خودم می فشردمش می کشیدم و اونم جیکش در نمیومد . فقط محکم تر کوس رو میک می زد . کوس کوچولوم فقط تونست یکی از انگشتای فتانه رو تو خودش جا بده . انگشتی که در کنار لیسیده شدن مثل یک کیر تند و تند می رفت تو کوس و میومد بیرون و بیشتر آتیشم می زد و منو به اوجی می رسوند که شاید مهرداد بیشتر از یکساعت طولش می داد تا منو به اون حالت برسونه . با انگشتش اون تیکه کوچولوی زیر چوچوله و خود اونو به دهنش می رسوند و خیلی به نرمی و با هوس اونا رو می خورد .طوری که زیادی تحریکم کنه . -فتانه ولم نکن . همین جا باش . یه خورده دیگه همین جا باشی و با همین ور بری آبم میاد . دوستت دارم . خواهش می کنم . می خوام . می خوام . دهنتو همین جا داشته باش . کمکم کن . حس خوبی دارم . خوشم میاد . خیلی خوشم میاد . نذار از این حس خارج شم . هر لحظه میخواد آبم خالی شه . -طناز طناز تو جونمو بگیر . می دونم سخت آبت میاد ولی من سر حالت می کنم . فقط بهم قول بده اگه ارضا شدی اگه همین حالا سر حالت کردم بذار بازم باهات حال کنم . سر تاپاتو بلیسم و بعد هم برم پشتت و از اون طرف هم کیف کنم .. وای معلوم نبود این دختره چرا این جوری می کنه چرا این قدر عاشق من و لز بینی و این کاراست ولی هوس داشت دیوونه ام می کرد و آتیشم زده بود -باشه عزیزم فتان جون هر چی تو بگی . قبوله قبوله . فقط سبکم کن . من حس می کنم خیلی سنگینم . کف دو تا دستاشو گذاشت رو ی کوسم و روی کوسو چنگشون گرفت و لبه ها رو به دو طرف بازشون کرد و دهنشو دوباره گذاشت روی کوسم این بار با یه حرارت خاصی که انگار از دهنش آتیش می بارید . با این آتیش داشت کوسمو می سوزوند . آهن اگه بود در این حرارتی که کوسم داشت ذوب می شد . بدنم از درون داشت این گرما رو تحمل می کرد . من داغ داغ شده بودم . حس کردم تمام گوشت تنم در حال آب شدنه . فقط تنها کاری که از دستم بر میومد این بود که به فتانه فشار بیارم . -نههههههه ... نههههههه . پاهامو به زمین فشار می داد و نمیذاشت تکون بخورم . زورش چند برابر شده بود و انگاری چند تا دست پیدا کرده بود . من دیگه از حال رفته بودم . حتی صدای فریاد های خودمو نمی شنیدم . در یه حالتی میون خواب و بیداری حس کردم هیچ شخصی در دنیا در اون لحظات به اندازه من از زندگی لذت نمی بره . .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی



طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
صفحه  صفحه 1 از 19:  1  2  3  4  5  ...  15  16  17  18  19  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / هوس اینترنتی بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.