| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

مامان تقسیم بر سه

صفحه  صفحه 6 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین »  
#51 | Posted: 9 Jun 2013 15:19

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 50 ‎

دستمو گذاشتم رو دستای مبین که در حال تکوندن سینه هام بود . چشامو بسته بودم و دلم می خواست که بخوابم . اون کیرشو خیلی آروم توی کوسم حرکت می داد یه داروی خواب و آرام بخشی بود که حس می کردم داره به من تزریق می کنه . -مهسا جون خوشت میاد ؟/؟ لذت می بری ؟/؟ همین جوری بکنم ؟/؟ از بس خوشم میومد حس حرف زدن نداشتم . چشامو بسته بودم و لبخند می زدم . رفته بودم توعالم رویا . با کیر مبین بر بال ابر ها و در دل آسمونا پرواز می کردم . فقط باید به این لحظه های خوش عشق و حال فکر می کردم . دیگه نمی خواستم به هیچی فکر کنم . وقت سکس فقط باید به سکس فکر کرد . به این که هیچ چیز با ارزش دیگه ای در این دنیا وجود نداره . اگه بتونیم خودمونو قانع کنیم که این جوری بریم توی حس و عالم سکس بیشترین لذتو ازش می بریم و منم در این حالت بودم . حتی با لبخندی که گوشه لبام نقش بسته بود و حسش می کردم حالشو نداشتم که چشامو باز کنم . مبین متوجه لبخندم شده بود -اوووووففففف مامان مامان گلم مث فرشته ها می خندی . فرشته پاک و نجیب من مامان گلم . مهسا خوشگله من بخند لبخند بزن . کیر مبین تا هست واسه شادی و نشاط تو هست . این کیر همیشه لبخند به لبات میاره .. دلم می خواست حالشو داشتم و می گفتم کوس منم تا هست واسه توست ولی باید می گفتم واسه عزیزامه .. کف دستاشو گذاشته بود رو سینه هام و خودشو با حرکت رو به جلو به بدنم می زد . دلم می خواست داغ و داغ ترم کنه . طوری که حس کنم دارم می سوزم . اون سوختنی که حس کنم گوشت و مغز کوسم در حال آب شدنه . یه خورده به خودم فشار آوردم تا چهار کلام بتونم حرف بزنم . -مبین سریع تر مادر به قربونت .. خیلی زود سرعتشو زیاد کرد و آتیشبارشو راه انداخت . اونم چه آتیشی . دیگه نذاشت که من در عالم رویا بال بال بزنم . -نهههههه نهههههههه آروم تر آروم تر .. وقتی که سرعتشو کم کرد دیدم که تند تر بیشتر می چسبه -تند تر تند تر .. کلام من شده بود مثل کلید کم و زیاد دور وسیله برقی .-پسرم اگه کمرت درد گرفت بریم بالا -نه مامان توی آب خیلی حال میده . تنت برق می زنه ولی آب یه خورده کفی شده کونت زیاد مشخص نیست . ولی مامان تابستون توی استخر رامسر خیلی حال میده اونجا که آب شفافه تا ته استخر رو میشه به خوبی دید .. بازم رفتم توی فکر که یعنی این نیم وجبی بابت سکس من و معین داخل استخر بالا و پایین یه چیزایی می دونه ؟/؟فرقی هم نمی کرد . بذار بدونه . اصلا بذار بیاد اون وقتی که هر سه تا پسرام با هم بیفتن رو من تا این جوری یه صمیمیت خاصی بین اونا به وجود بیاد و بین خودشون فاصله ای احساس نکنن . کمرم سست شده بود . یه جورایی به اوج داغی و لذت و هوس می رسیدم ولی کیر مبین مثل خوراک یه موشکی شده بود که در آخرین لحظه شل کار می کرد و نمی تونست موشکه رو پرتش کنه به طرف آسمون . یه چند دقیقه ای رو هم از روبرو خودمو در اختیارش قرار دادم . سکس با یه مرد غریبه با سکس با پسر شباهتهای خاص خودشو داره و تفاوتهایی هم داره . من چون با دو تا از پسرام این کارو انجام داده بودم حس نمی کردم که به اونا خیانتی کرده باشم . این شاید تفاوت اون بود . از شباهتش بگم که که یه دنیا لذت بود . -مبین ما اومدیم این جا که با هم خوش باشیم بگو که مامان چیکار کنه که بیشتر حالشو ببری . هیچی دیگه در مرحله بعدی کنار حوضچه و کف حموم دراز کش شدیم تا قالب پشت ما یه سره توی دید این پسره بیفته . اونم در چش چرونی دست کمی از داداشش نداشت . خوب می دونست چه جوری با حال کردنای خودش به طرف هم حال بده و این برام کفایت می کرد . -چقدر خوب داری ماساژم میدی . تنمو داغ کردی . اگه می تونستی اون سوراخ داغ منو هم با کیر داغت یه ماساژ بدی و دستاتم کار کنن بد نبود . چون دیگه طوری با مالوندنش وسط کوسمو بی حس کرده بود که هیچی حالیم نبود و کوس زبون بسته منم هیچی حالیش نبود . -آخخخخخخخ این چیه مبین هر وقت که می کنیش تو کوسم داره می سوزونه پس کی می خواد خنک شه . -هر وقت مامان خوشگله من خنک شه .. -آخ که قربون اون زبونت برم من . حالا این جوری بهتر شد .. .. دستات داره جادومی کنه .. شونه هام سینه هام کمرم همه جا ..همه جا نوازش و مالش تو رو می خواد .. . می دونستم که با چه فشاری داره به من حال میده . سوار بر من کیرشو تا ته کوسم می رسوند و بعد تا آخرش می رفت عقب و از نو دوباره منو می کرد . با ماساژکون هم اون بیشتر حال می کرد هم من . -نهههههه نههههههه ولم نکن . ولش نکن .. دیگه باید آتیشش کنی باید بسوزونی . باید تمومش کنی . مامان دوباره داغ شده . مامان کیسه آبش باید بترکه . باید بترکونی مبین .. زود باش زود باش من ولت نمی کنم . دستم به جایی بند نبود . جز این که به زمین چنگ بندازم . . احساس گر مای شدیدی می کردم . نیاز داشتم که به اوج برسم . اونم دیگه می دونست باهام چیکار کنه . حرکت و شتاب یکنواخت شده بود ولی می دونستم با یه استارت کوبنده می تونه کارو تموم کنه . -مبین خواهش می کنم . زود باش . من می خوام می خوام می خوام تمومش کنی . می خوام تمومم کنی . هوس دارم هوس دارم . بزن پاره پارم کن . جرم بده . کوسمو پاره کن . بعدش کونمو پاره کن . مال خودت جرررررشششش بده زود باش نترس . محکم . محکم .. ازت دلخور میشم .. این حرفا رو با تمام وجود و هوسم می زدم . دلم می خواست هر جوری که می تونه رو من کار کنه تا زودتر ارضام کنه . نیاز داشتم هوس داشتم . .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#52 | Posted: 9 Jun 2013 15:20

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 51 ‎

ریزه .. ببینم بگو بگو چیه .. من هنوزم کییییییررررررر می خوام نمی دونم اگه آبم اومده چرا هنوز کیر می خوام .. بگو .. زود باش بگو تو کوسم که خواب نریختی .. -نه مامان من هنوز خودمو خالی نکردم ..می خوای کیرمو بیرون بکشم بهت نشون بدم .. -نهههههه نهههههه کوسسسسسم خواهش می کنم .. بکوبون همین جور بزنش به ته کسسسسم . آب کسم داره می ریزه .. اومد ریخت بازم می خوام . بازم کیرتو می خوام خوشم میاد ولم نکن . هیجان دارم دارم باهام حال کن . حال بده ولم نکن . یه خورده آتیش گرفتم آبم اومد خنک شدم ولی بازم کیر می خوام .. -مامان پس من کی خنک شم ..-آخ بمیرم برات عزیزم . برای تو و اون کیر ناز تو . قربونش برم من فداش شم . . بخورمش .. نمی دونم چرا همین جوری داره خوشم میاد لذتش ادامه داره ولم نمی کنه .. بریز دیگه خالی کن . چند تا ضربه پشت سر هم بزن و دیگه خالی کن ولی من هنوز سیر نشدم . -باشه مامان هر چی تو بگی . من بازم اینجام تا تو خوشت نیاد ولت نمی کنم . پنجه هاشو گذاشته بود رو کونم . دلم می خواست هر کدوم از انگشتاش اون گوشتای کونمو پاره می کرد و مثل یک کیر می رفت داخل و جرم می داد . پاره پاره ام می کرد ولی نه نمی شد . این امکان نداشت . -دلم دیگه واسش سوخته بود . معین هم یه بار یه همچین حالتی بهش دست داده بود . -عزیزم . زود باش نکن .. من آماده ام . آماده آماده . -مامان خیلی کیف می کنم . نمی دونی چقدر نرم میره تا ته کوس و بر می گرده . انگاری هر چی آب دارم داره می کشه از اون عقب داره میاره جلو .. -بگو قربونت بگو بازم بگو وقتی آبت بیاد جلو و بخواد از لوله خارج شه بگو کجا می ریزه بگو عزیزم -مامان تو مخزن تو اونجا خالی میشه .. زود باش زود باش اسمشو بگو .. -کس مامان کس نازت .. کس داغ و خیست می ریزه اون داخل -پس معطلش نکن .. بفرست اون داخل و ذخیره اش کن . من اگه ار گاسم نمی شدم معلوم نبود چقدر نق و نوق می زدم . دست بر دارش نبودم . همین جوری خوشم میومد . چرا من باید این قدر حریص باشم که با این که می دونستم تا ساعتها با پسرم تنها هستم و کسی هم کاری به کارمون نداره انگاری که همین چند دقیقه از زمان سکسمون باقی مونده . طبع آدما حریصه دیگه . همش می خوان زیاد داشته باشن . داشته باشن . دیگه به هیچی رحم نمی کنن . فقط خودشونو می بینن . با این که دلم واسه مبین می سوخت ولی بازم دوست داشتم که منو بکنه .. -ماااامااااان داره میاد .. -فدات شم بفرست دارمش .. چه داغ و پرفشار بود . -جووووووون خالی کن . آخخخخخخخ .. وووووویییییی سوختم .. بریزون بریزون طوری موقع ارضا شدن کیرش به طرف جلو پرت می شد و رگهاش جهش داشت که حس می کردم می خواد از داخل شکمم حرکت کنه و از دهنم در آد . کمی دردم گرفته بود ولی دردی بود همراه با شیرینی و لذت . . کیرشو که بیرون کشید حرکت آبی رو که در حال بیرون ریختن و ریختن به دور و بر لاپام بود احساس می کردم . کف دستمو گذاشتم لاپام تا منی های مبین رو روی کسم و اطراف کونم پخش کنم . هنوزم حشری بودم به این سادگیها ولش نمی کردم . اون بیچاره تجربه این کارا رو نداشت و البته تقصیر هم نداشت . چون هر کس دیگه ای هم جای اون بود پس از یکی دوبار خالی کردن شل می شد مگر این که ضخامت و طول کیرش در حد بالایی بوده باشه . کیر مبین هنوز جا واسه رشد داشت . واسه این که بازم اونو حشری و آماده اش کنم کف دستمو گذاشتن رو سینه اش و باهاش ور رفتم و به ملایمت نوازشش می کردم . همون کیر خیسشو هم گذاشتم دهنم . چقدر شل شده بود ولی این قدر میکش زدم که حس کردم یواش یواش داره سفت و شق میشه .. باید در یک لحظه که کیرش به آخر شقی می رسید در جا اونو به کسم می چسبوندم و می کردمش توش . می دونستم وقتی جاشو اون داخل پیدا کنه دیگه به این سادگیها نمی خوابه . نمی خوابه و میگه که دوستم داره . آخه می دونستم که کیر اون عاشق کس منه . درنگ جایز نبود . همچین سریع این کارو کردم که مبین دستپاچه شد .. -طاقباز کرده و بهش گفتم زود باش زود باش مبین قبل از این که بخوابه بفرستش تو کوسم و بیدار نگهش داشته باش . اون نباید تا صبح بخوابه . ببین یه عمری من بچه داری کردم حالا تو باید مادر داری کنی - اون در حالی که سریع کیرشو کرد توی کسم گفت یعنی مامان جون تو دیگه هوامو نداری -چرا پسر گلم . داشتم یه شوخی باهات می کردم و این که یه حرفی هم واسه زدن داشته باشم -حالا ما رو نزن مامان .. -اوووووخخخخخ چی میگی عزیز دلم این تویی که باید با کیرت منو بزنی . بزن بزن به من رحم نکن . به مادرت رحم نکن . دوستت دارم کیرتو می خوام . .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#53 | Posted: 9 Jun 2013 15:21

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 52 ‎

نترس نترس عزیزم . مامانت فرار نمی کنه . همین جاست تا هستم واسه شما عزیزام هستم .. این جمله رو طوری ادا کردم که حواسش باشه که من هوای همه بچه ها مو دارم و فقط به این فکر نکنه که من فقط به اون میدم . با مبین خیلی راحت تر بر خورد می کردم . چون احتمال می دادم که اون می دونه که من با داداش معینش رابطه داشتم . -مبین جان می دونم عاشق این سوراخ کون تنگ منی .. حالا کسمو بکن . از روبرو منو بکن . .هنوز ته مونده های آب مبین از کوسم در حال بیرون ریختن بود .. پلکهامو گذاشتم رو هم تا برای دقایقی به هیچی فکر نکنم . حس می کردم که روحمو از بدنم کندم و در دنیایی از آرامش سیر می کنم . شاید برای دقایقی نمی دونستم که در کجام . فقط یه کانون لذتو در خودم حس می کردم که یه چیزی داره به اون کانون فشار میاره و با حرکاتش منو در آسمان هوس به پرواز در میاره تا برسم به اونجایی که دلم می خواد . چشامو بسته بودم و همه جا رو تاریک می دیدم . . در همین آرامش حس می کردم که باز کمک های دیگه ای میشه که راحت تر بپرم . وقتی که چشامو باز کردم و خودمو در فضای حموم و کنار حوضچه جکوزی نما دیدم خیلی شگفت زده بودم . . مبین کیرشو از کسم بیرون کشیده بود و در حال مکیدن و لیسسیدن کس بود .. -عزیزم تو از نو شروع کردی ؟/؟ مثل این که موتورت تازه گرم افتاده -چیه مامان دوست نداری ؟/؟ -خوشت نمیاد که تا این حد هات باشم ؟/؟ چرا عزیزم ادامه بده بخورش .. بالای کوسمو چه جور با دو تا انگشتاش جمع می کرد و می ذاشت تو دهنش . اول با یه فشار و مکش قوی اونو تو دهنش نگه می داشت بعد با یه شتاب ثابت اونو توی دهن حرکت می داد و یدفعه که به آخر می رسید ولش می کرد . اون لحظه ای که ولش می کرد یهو دلم یه جوری می شد . دوست داشتم از نو شروع کنه و اونم مرتب این کارو می کرد .. بعد رفت سراغ چند تار موی بلندی که یادم رفته بود اونا رو به خوبی تیغ بندازم . چند تار مو بیشتر نبود . همونا رو میذاشت تو دهنش و از اول تا آخرشو به نرمی می کشید .. طوری منو به هوس می آورد که دستمو میذاشتم رو پیشونیش و اونو می دادم عقب ولی دلم می خواست که دوباره بیاد جلو تر .. چقدر از این نرم بازیهاش خوشم میومد . واسه خودش یه پا آتیش بود . می دونست رگ خوابمو چه جوری تو دستای خودش بگیره و رامم کنه . وقتی که اون جور داشت با کسم ور می رفت انگشتشم کرد توی کونم .. اوخ چه لذتی می داد با این کاراش . انگشت توی کونش کسمو به هیجان می آورد و کوس لیسی اون کونمو می لرزوند کون و سوراخشو دو تایی با هم . دلم می خواست و هوس داشتم که اون بیشتر ازم لذت ببره . می دونم کیرشو آماده کرده بود واسه این که اونو فرو کنه توی سوراخ کونم . -مبین منو ببوس سینه هاتو بنداز رو سینه هام . انگشتاتو بذار توی کس و کونم . ولم نکن . هواتو دارم . دوستت دارم .. یه نگاه عاشقونه ای بهم انداختیم و اون یه بار دیگه منو بوسید . سینه هاشو به سینه ام چسبوند . شستشو گذاشت توی کسم و انگشت وسطی رو کرد توی کونم .. -نهههههه نهههههه همه جا رو با هم داری .. چه حریص .. چه حریص .. -اوووووفففف مامان من همه جا تو گرفتم و تو همه اینا رو داری . چهار تایی حال می کنی -نه نههههه همه جام داره حال می کنه .. بکن بکن .. ولم نکن همه جا مو داشته باش .. می خوام تا چند دقیقه دیگه بهت کون بدم . سر حالم کن سر حالم کن .. کیرشو به پام می مالید . حس می کردم که بازم داغ و شق شده . وقتی که شنید می خوام بهش کون بدم هیجانش زیاد تر شد و سعی داشت رضایت منو بیشتر جلب کنه ولی خودشم سر شار از هوس و هیجان بود . -بیا بریم توی آب بیا بیا هر کاری دوست داری و دلت می خواد با هام انجام بده بکن توکونم .. بکن .. مبین جرشششش بده .. فکر کن داری کسمو می کنی . نترس .. پاره پاره ام کن .. لذت ببر . هوس دارم . هوس دارم . خوب باهاش حال کن . همونجوری که چند ساعت پیش بهش دست می کشیدی . اول همونجور باهاش بازی کن . ببوسش . می خوام حس کنم که هنوزم واست همون تازگی رو داره . دوباره رفتیم داخل آب که تا اول کمرمون می رسید . خودمو به لبه رسوندم و بالا تر کشیدم تا با یه کون قمبل کرده ای که به طرفش گرفتم حشرشو زیاد تر کنم و اونم بهم حال بیشتری بده . دستاشو دور کونم حلقه کرد و ماچ و بوسه های نرم و لیس زدنو شروع کرد . -جووووون مااااماااان تا می تونم حال می کنم . حال می کنم .. می خورمش دوستش دارم .. اونو بازش می کرد و می دونم که حریصانه نگاش می کرد . سرمو گرفتم طرفش تا نگاهشو بخوبی ببینم . ببینم که به چه هوس و لذتی داره کونمو نگاه می کنه . یه پامو دادم عقب و کفشو گذاشتم رو کیرش .. دلم می خواست کیری رو که تا چند دقیقه دیگه می رفت توی کونم حسش کنم و از این حسم لذت ببرم . .... ادامه دارد .. نویسنده .... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#54 | Posted: 9 Jun 2013 15:22

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 53 ‎

چه کیری شده بود .. اینجوری حس می کردم خیلی کلفت تر از وقتی نشون میده که میره توی کسم . -مامان چیکار داری می کنی خیلی شیطون شدی ها .. -مال خودمه و دارم باهاش بازی می کنم .. یهودیدم یه چیزی رو من پرت شد . مبین بود که نتونست تحمل کنه و خودشو انداخت رومن-صبر کن چته چقدر آتیشت تنده باز خوبه که الان چند ساعته که یکسره داری منو می کنی .. از خود بی خود شده بود . کونمو از وسط به دو طرف بازش کرده و می خواست با فشار منو بگاد .. همچین فشاری به من وارد کرد که با یه جیغ بلند یه چند سانتی رو به جلو حرکت کردم . همین تغییر وضعیت سبب شد که کیرش یه تکونی بخوره و تیرش دو سانت پایین تر بشینه و فرو بره توی سوراخ کسم .. دردم کمی آروم گرفت . -جوووووون مبین می بینم که دوباره کسمو شکارش کردی . -چی شد من که سرشو چسبونده بودم به اونجات -عزیز دلم هر کاری یه راهی داره . نرم و نرم و با آرامش باید بر خورد کنی . خیلی ملایم .. ولی خودمونیم هر بار که می کنی تو کسم انگار تازه داری منو می کنی .. از لمس دستاش متوجه شده بودم که اون با حس کردن کونم داره باهام حال می کنه و نخواستم دلشو بشکنم . -مبین بکش بیرون و بذارش تو کونم . خیلی آروم مثل یک جنتلمن واقعی .. بازم خدا پدرشو بیامرزه که ازم نپرسید مامان تا حالا کون دادی یا نه .. راهت تنگه یا خوبه و قابل عبور .. این کونو هر چه بکنی درسته که راهش نرم تر و گشاد تر میشه ولی اون چسبندگی و لذت بخشی خودش به مردا رو حفظ می کنه .. بر خلاف کس که وقتی گشاد شد دیگه باید یه جورایی تنگش کرد . -مامان بیا ببرمت توی آب اونجا خیلی حال میده . -عزیزم خسته میشی تو آب منو بکنی . کونمو هم شاید نتونی خوب دید بزنی .. -من دوست دارم . خوشم میاد .. -بیا بریم پسر تو منو کشتی . دیگه چی می تونستم بگم . فعلا برای این مرحله ریش و قیچی رو دادم دست اون . کیری رو که به زحمت کرده بود تو کونم و تازه می رفتم که با دردش عادت کنم و حال کنم از کونم کشید بیرون و دو تایی مون رفتیم وسط آب ولی این بار خیلی راحت زد به هدف . طوری که انگار توپ گلف رو یه راست فرستاد که سوراخو پیدا کنه .. یه خورده خودمو خم کرده بودم و اونم از پشت بغلم زد آروم و با صدایی سر شار از هوس گفتم عزیزم خوبه .. حالا آروم شدی ؟/؟ لذت می بری ؟/؟ می دونستم که دلش می خواست در شرایط شفافیت آب می تونست کونمو ببینه و حرکت کیر رو تا با لذت بیشتری منو بگاد ولی دیگه حوصله عوض کردن آبو نداشتم . تازه داشتم با کیرش هم حال می کردم . . -پسر گلم عزیز دلم . کیرتو توی کونم تکون بده . بچر خونش .. بفرستش جلو بکشش عقب .. جووووون .. چقدر مزه میده .. بمال بمال زود باش روی کونمو بمال . حال بده بذار.. خودتم حال کن .. چقدر کیرش تیز شده بود . انگار تا روی ناف منم رسیده بود ولی می دونستم که این جور نیست و این جور لذت بردنا منو تا به اون حد رویایی کرده . تازه اگه یه خورده بیشتر به کیرش فشار می آورد کونمو جر می داد . حالا دیگه خیلی نرم و عاشقونه منو می گایید . -مبین این جوری هم لذت بخشه ؟/؟ -اوووفففففففف مهسا جونم اگه بدونی که چه حالی میده .. نوک کیر تا ته یا سر بیضه من همین جوری داره می لرزه و لذت می بره . این کیف داره تمام تنمو می لرزونه . مامان من دوست ندارم الان آب بریزم . الان نمی خوام تمومش کنم . می خوام در این حال خودم بمونم .. -بمون بمون عزیز دلم تا هر وقت که دلت خواست در این حال خودت بمون و لذت ببر -ولی نمی دونم چرا دست خودم نیست . فکر می کنم آبم می خواد بریزه .. -بازم عیبی نداره هر جور دوست داری .. اگه خواستی خالیش کن و دوباره کیرتو بکن توی کونم . این بار تا دلت بخواد می تونی منو بکنی .. می ترسید کیرش اون تیزی سابقو نداشته باشه. یه لحظه دیدم دستاشو مثل یه چنگک دور کمرم چسبوند و ولم نکرد . حرکت و پرشهای کیرشو توی کونم حس می کردم . چشامو بستم و رفتم به عالم عشق و هوس تا بتونم از این لحظه ها نهایت استفاده رو بکنم . جووووووون چقدر سوراخ کونم داغ شده بود و به تن داخل آبم لذت می داد . مبین آبشو توی کونم خالی کرده بود .. -عزیزم کیرتو همون داخل داشته باش اگه می خوای بیشتر منو بکنی و با کونم بیشتر حال کنی همونجوری داشته باش .. یه خورده به اندازه یکی دو سانت به طرف عقب و جلو حرکتش بده به سکس و لذت و اون فانتزی هایی که دوست داری فکر کن تا دوباره کیرت سفت تر شه .. -مامان چقدر اطلاعات خوبی در این زمینه داری . همین کارو هم انجام داد . خیلی زود تر و سریع تر از اون چه که فکرشو می کردم تیز تر شدن و دراز تر شدن کیرشو توی کونم احساس می کردم . این بار تند تر منو می گایید و منم بیشتر کیف می کردم .. --بکن بکن مبین .. بکن که امشب واسه ما یه شب فراموش نشدنی بشه ... ادامه دارد .. نویسنده ...ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#55 | Posted: 9 Jun 2013 15:23

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 54 ‎

این تیزی رو احساس می کردم . داغم کرده بود . کیر تیز و تازه .. آب کمی خنک تر شده بود .. آبو خالی کرده و این بار کمی صبر کردیم تا آب شفاف تر شه . دوست داشت منو در آبی شفاف دید بزنه . این مبین هم بالاخره حرفشو به کرسی نشوند و اون جوری که دلش می خواست شد . البته منم دلم می خواست که این جوری شه . به یاد استخر و حوض رامسر می افتادم که چه جوری معین از دیدن هیکل من لذت می برد و دوست داشت منو در آب شفاف ببینه . اون آب سرد تر بود و شفافیت اونم بیشتر و محیط یه زیبایی دیگه ای داشت . البته به نوعی این لذت و هوس رو می شد در همین جا هم دید . ولی فضای باز و جنگل زیبا یه لطافت و هیجان دیگه ای رو در آدم بر می انگیخت . دلم واسش تنگ شده بود ظاهرا اونا داشتند تند تند حریفاشونو شکست می دادند . هر چه اونا پیروز می شدند من و مبین می تونستیم مدت زمان بیشتری رو با هم سر کنیم . شده بودم مثل زنی که شوهرش میره سفر و از این فرصت استفاده می کنه و خودشو در اختیار معشوقه اش قرار میده ولی حسابشو بخوای من می تونستم هر سه تا پسرامو داشته باشم و هیشکدومشون هم حق نداشتند که به اون یکی و حتی به من اعتراض کنند . چون من زرخرید کسی نبودم . ولی می دونستم یه حس بدی بهم می گفت که یه بلبشوی عجیبی راه میفته ولی تا وقتی که این اتفاق نیفتاده نباید نگران می بودم . . کونمو داخل آب زلال قمبل کرده و نشون پسرم دادم . . مبین داشت از شکست نور و شکست آب می گفت -پسرم تو داری به من فیزیک درس میدی ؟/؟ بیا بیار اون کیرتو حالا بکنش توی کس من و یه خورده از شکست زیر آب بگو -مامان شکست کیر رو میگی ؟/؟ -نه عزیزم شکست کس رو میگم . وقتی کیری فرو میره توی کس در حقیقت این کسه که تسلیم میشه ولی اگه یه تفاهم و عشق دو طرفه باشه دو طرف سکس و عشق هر دو تاشون پیروزن -مامان ما چی ؟/؟ -ما هر دو تامون پیروزیم . عشقو با تمام وجودمون قبول کردیم و هوسو .. منو ببوس زود باش زود باش .. الان دیگه باید بریم توی رختخواب .. می خوام تا اونجایی که سرمون درد بگیره با هم سکس کنیم تو چی مبین تو چی دوست داری -مامان منم دوست دارم تا اونجایی که سردرد شدید بگیرم کیرمو بکنم توی کست . توی کونت .. -تو دهنم چی -اونجا رو هم اگه بخوای آره .. اگه خسته نشده باشی .. ولی مامان اگه سرم درد بگیره می دونی چیکار می کنم ..-هیچی بهم میگی پشیمون شدی از این که منو گاییدی و میگی تقصیر من بوده که حالت بد شده -نه مامان کی همچین حرفی زده من قرص سردرد می خورم و دوباره شروع می کنم . دوباره می کنمت .. تا این کون به راهه باید ازش استفاده کرد .. البته چاق و لاغرشو هر مدلی که باشه و بشه بازم دوست دارم همیشه و همیشه با کیرخودم باهاش صفا کنم . -اووووخخخخخ اوووووففففففف عزیزم با حرفات داری آتیشم می زنی .. بکن منو دوباره بکن .. چقدر کیرت زیر این آب سرد داغه .. داغه داغه .. داره کوس منو می سوزونه .. -مامان مامان کوس تو هم داره کیر منو می سوزونه . نمی تونم .. آخخخخخخخ مامان جون مهسا جونم دوستت دارم . عاشقتم .. پهلوهامو داشت و با فشار منو توی آب می کرد . -عزیزم کمرت که درد نگرفته -حالا هر دو تامون فقط خوشمون میومد . -مبین بغلم بزن . منو به خودت فشار بگیر . بذار خوب حال کنم . بذار بیشتر بفهمم که بیدارم . خواب نمی بینم و این تو هستی که با دستای گرم و جادویی خودت به من زندگی میدی . با کیر داغت که هر لحظه اونو کلفت تر حس می کنم . نمی دونم عزیزم بگو چیکار کردی هر چی آبتو خالی می کنی بازم تیز تر و کلفت تر میشه .. کیرشو از کسم کشید بیرون و یه خورده کونمو از آب بیرونش داد و زبونشو کشید رو سوراخ کونم و از بغلش هم انگشتشو کرد توی کونم . یه انگشتشو هم از زیر گذاشت تو کسم دیگه فقط فریاد بود و گفتن این که مبین اگه ادامه بدی میگم تا صبح باید کسمو بکنی -خب می کنم مامان . پس کیر پسرت واسه چیه . درخدمت مامان گلمه .-بیا بریم . حالا که این طور شد بیا بریم . بریم تو رختخواب من نمی تونم . من تحملشو ندارم .. این جوری سر پا خسته شدیم . می خوام دراز بکشم و از پهلو بکنی تو کوسم . طوری حشری شده بودم که دیگه حتی نذاشتم خودمونو خشک کنیم . بریم بریم همه جا گرمه .. خودمو انداختم رو تخت با موهایی خیس . حالا بیا و مادرتو بساز . بیا ببینم چیکار می کنی . زودباش بیفت روم .. لامپ اتاقو روشن کرده بودیم . کونم برق می زد و سفید تر از هر وقت دیگه ای نشون می داد . مبین بهش زل زده بی طاقت شده -مامان بذار نگاش کنم . بذار باهاش حال کنم -حالا نمی تونی کیرتو از همین پشت بکنی توش و نگاش هم بکنی . من که دیگه دلم رفت و از انتظار خسته شدم .. مامان من که از سرشبی یه ضرب دارم می کنمت . هنوز سیر نشدی ؟/؟ -مگه تو سیر شدی که من بشم ؟/؟ .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#56 | Posted: 11 Jun 2013 01:00

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 55 ‎

مبین یه آهنگ عاشقونه با ریتمی تند و ملایم و شعری بسیار پر احساس گذاشت که سکس و هماغوشی ما رو نرم تر کنه و بیشتر بهمون بچسبه .. صداشو هم خیلی کم کرده بود -میلاد بیدار نشه .. -اونو اگه به حال خودش بذاری می گیره تا لنگ ظهر می خوابه . اون چه می دونه که داستان چیه . -نمی دونی که چقدر لذت می برم . الان یه حالی دارم که به هر جام که دست بزنی و با هر جای بدنم که ور بری خیس می کنم که دارم اوج می گیرم و پرواز می کنم . پروازبه اون بالا بالاها به جاهایی که تا حالا کسی نرفته .. -مامان داری تنهایی پرواز می کنی ؟/؟ من همرات نیستم ؟/؟ می خواستم بهش بگم که معین هم با ماست و میلاد هم تا چند وقت دیگه میاد ولی ترجیح دادم که به لذت لحظات پر شکوه عشق و هوس در اون دقایق آسیبی نزنم . -بیاااااا بیاااااااا مبین .. ببین عزیزم کونم واسه کیرت داره می پره . کس نازمو ببین . از طرف کون داره به کیرت چشمک می زنه .. خیلی زود و راحت تونستم بازم کیرشو در چنگال کسم ببینم . بدنشو پشت تنم حس می کردم . اون خودشو بهم چسبونده بود . دستاشو گذاشته بود دور شکمم و با سینه هام ور رفت و بعد با موهای خیس سرم .-نهههههه نههههههه امونم نده . کونم سرد شده . چقدر کیرت داغه اونو بذار لاپام . کیرشو یواش یواش از راه چاک کونم گذاشت رو سر کسم . -ووووووویییییی مامانی .. مهسا خوشگله من , کست که داغ داغه .. -آره عزیزم .. وقتی که حس کرده کیر داغ تو داره میاد واسه دیدنش اونم واست بریان شده .. باید اونو بازم بسوزونیش . بذارش تو ... کیرتو بذاره بره توی کسسسسسم . دم در وای نیسا.. بی ادبیه .. بفر مایید خواهش می کنم .. خنده مون گرفته بود .. -مامان ازش پذیرایی می کنی ؟/؟ -من که الان چند ساعته دارم ازش پذیرایی می کنم . حالا گاهی خسته میشه میره هوا خوری بر می گرده . اون دیگه مقصرش من نیستم . وقتی حرکت دوباره کیر رو در کس همیشه داغ و تشنه و حشری خود حس می کردم بازم با یه تازگی خاصی در حال اوج گیری بودم . کف دو تا دستاشو گذاشته بود بالای رونهای گوشتالودم و دو تا شستشو هم گذاشته بود زیر کون و دو تا برشهای بر جسته کونمو به دو طرف باز می کرد -جاااااان مامان .. یه دنیا منظره و عشق و صفا اینجاست -بگو واسم تعریف کن چی می بینی .. -مامان باید یه مرد باشی تا حس کنی من چی دارم میگم و چطور دارم لذت می برم . -قربون مردم برم . فدای کیر مردم بشم . حالا بگو عزیزم من طور دیگه ای لذت می برم . حال می کنم . عشق می کنم .. -مامان کون سفید و گنده تو یه چراغ امید و هوسو در دل من روشن می کنه . اون سوراخ تنگ و نازی که اون وسطه همون کس ناز مامان نازو می گم حفره کس کوچولو و تپل تو رو کیر من پوشونده , وقتی کیرم میاد بیرون حس می کنم اون کس تپل و اون حلقه داغ تو داره میگه بازم بیا بازم بیا .. بیا می خوام بازم ماچت کنم .-اینا رو کس من میگه مبین جون ؟/؟ پس اونی که می کشیش بیرون اسمش چی بود ؟/؟ -مامان شیطون می خوای من اسم کیر رو ببرم ؟/؟ -آره گلم . نازم بگو کیرت چی ؟/؟ اون نمی خواد دیگه برگرده ؟/؟ -مامان اون اگه نخواد که کس دعوتش نمی کنه . مامان کس تو مث یه فندک با شعله ای قوی داره کیر منو می سوزونه .. دستمو از لاپام به کیرش رسونده گفتم عزیزم این حالا فندکه که داره می سوزونه .. حس می کنی بوی سوختگی کسمو ؟/؟ بمال بمال .. کف دستاش رو پاهام تنمو لرزونده بود . اون داشت صحنه تماس کیر و کسو تشریح می کرد و من همچنان در حال سوختن بودم . لحظاتی بعد دستاشو گذاشت رو موهای خیسم و مثل یه شونه رو موهام کار می کرد . رومو بر گردوندم طرفش . -عزیزم بغلم بزن می خوام ببوسمت بهت بگم دوستت دارم می خوام ببوسمت . می خوام ببینمت که با تمام هوس و عشقت داری باهام حال می کنی . ببینمت که با چشای شیطونت می خوای همه جامو بخوری . پاهامو انداخت رو شونه هاش و کیرمو از روبرو طوری فرو کرد توی کسم که یه ضرب تا ته کسم رفت . منو به طرف خودش کشوند . لباشو گذاشت رو لبام و منو از رو تخت بلندم کرد و بر د وسط هال -نکن مبین نکن خواهش می کنم .. کمرت درد می گیره .. ولی خیلی خوشم میاد . مبین فشار زیادی به خودش می آورد تا منو رو هوا داشته باشه . خیلی سنگین بودم ولی اون دو دستی کمرمو چسبیده بود و کیرشو به زحمت توی کسم حرکت می داد . هر کاری می کردم خودمو خیلی سبک کنم و بهش فشار نیارم نمی شد . اون جوری کمر منم درد می گرفت . انگشتشو از پشت گذاشته بود رو محل تماس کیر من و کس خودش .. -ماااامااااان ماااااماااااان اووووووخخخخخخخ بازم دارم اون جوری میشم . بازم دارم خالی می کنم .. -نههههههه زوده زوده .. منو بذار زمین بذارم رو تخت .. کمرت درد میاد می خوام بازم بیشتر منو بکنی .. وقتی منو گذاشت رو تخت این بار دیگه فلفلی تر از همیشه شده بود . .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#57 | Posted: 11 Jun 2013 01:01 | Edited By: aredadash

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 56

اوه نه اوه نه مبین نه .. عزیزم نکن .. کف دستشو گذاشته بود رو کسم و با انگشتای دست دیگه اش با کسم بازی می کرد . خیلی تند اونو می کرد توی کوس و درش می آورد .. -مامان هنوز خیسه . تو این همه آبو از کجا داری . انگشتاشو لیس می زد -مبین جون داری شیرینی خامه ای می خوری ؟/؟ آخه اون این مدل شیرینی رو خیلی دوست داشت . انگشتاشو هم می لیسید . حالا خیسی کس منو هم این جوری میک می زد . -پسرم تو که این جوری می خوری من چی بخورم . دلمو می بری . به هوس میفتم . آخه منم دل دارم .منم می خوام . تو داری شیرینی می خوری و عسل . منم بستنی قیفی دوست دارم . میدیش به من ؟/؟ نمی دیش ؟/؟ -مامان بذار من شیرینی خودمو بخورم بعدا .. با هوس و کرشمه طوری نگاش کردم که دیگه نتونست کیرشو از دهنم دور نگه داشته باشه .. -چیکار کنم . مامانو باید دوست داشت . نمیشه بی احترامی کرد . کیرشو که اون شب برام کلفت ترین و دراز ترین کیر های دنیا نشون می داد به دهنم نزدیک کرد .. تا دهنمو باز کردم تا اونو اون داخل جاش بدم خودشو عقب می کشید . بی انصاف داشت اذیت و تشنه ام می کرد .. با این کارش هیجان دور سینه ها و زیر کسم بیشتر می شد . دیگه واسه یه لحظه نتونستم جلو خودمو بگیرم . یکی از این دفعات درجا زدم ته کیرشو گرفتم دردش گرفته بی حس هم شده بود تا بیاد در بره سر کیرشو گذاشتم تو دهنم . -آها حالا گرفتمش .. کجا می خواستی در بری -اوخ مامان خوشم میاد .. نکن . -دوست داری نکنم ؟/؟ تو کسمو می خوری حال می کنی باید بذاری منم کیرتو ساک بزنم و حالشو ببرم . مبین نتونست سر جاش وایسه . در جا دراز شد و بی اراده . بهم اجازه داد که هر کاری که دلم می خواد باهاش انجام بدم و منم دیگه دریغ نکردم . خودم بیشتر حال می کردم . چشامو به کیر تپلش دوخته و داشتم به این فکر می کردم که تا لحظاتی دیگه همین کیر رو داخل کس خودم حس می کنم . چقدر هیجان داشت سکس با پسر گل و نازم . حالا واقعا جاش نبود که به این فکر کنم که وقتی معین بر گرده چی میشه راستی راستی هم فکر می کردم .. مبین از جاش پاشد . خودشو رو من خم کرد و به زحمت تونست پس گردن منو ببوسه -آخخخخخخ مااااماااان دوباره دوباره بازم همون شور و همون حال .. الان چند ساعته .. -بیشتر از سه ساعته که داریم با هم سکس می کنیم . نه اون خسته می شد نه من . دوتایی مون دوست نداشتیم که این لحظات تموم شه . درحال بوسیدن و لیس زدن به پشت گردنم با یه دستش موهامو نوازش می کرد و با دست دیگه اش هم با سینه هام ور می رفت .. اون نمی تونست بیکار بشینه . دوست داشت با تمام وجود و بدن و احساسش حال کنه و حال بده .. واقعا پسرایی تربیت کرده بودم که در سکس لنگه نداشتند . پر شور و پر حرارت و دیگه چه راحت می تونستند تامینم کنن . کیرشو از دهنم بیرون کشید . منم سخت نگرفتم . با حرکات مالشی و نر مشی اون حس کردم که بازم دوست دارم که یک بار دیگه هم کیر اون و کس من همدیگه رو ببوسن و برن تو بغل هم . یه خورده هم هوس و معاشقه رو با هم تر کیبش کردیم -عزیزم بگو دوست داری مامانت خودشو پیش تو چه جوری درست کنه تا بیشتر تحریک شی . -مامان تو هر کاری کنی برای من تحریک آمیزی .. حالا بگو من چیکار کنم مهسا جونم . -منم یه جوابی مث جواب تو رو دارم ولی اگه یه شورت تنگ و فانتزی پات باشه که ورم کیرتو خوب نشون بده بندازه توی دید این از همه چی واسم هوس انگیز تر نشون میده .. هر لحظه تشنه تر و پر جوش و خروش تر از لحظه قبل می شدیم -مامان بگو بگو بازم بگو کیر منو می خوای .. سکوت کرده بودم . می خواستم ببینم اون چیکار می کنه شایدم می خواستم یه کاری مشابه کاری کرده باشم در زمانی که من می خواستم کیرشو بذارم توی دهنم و اون خودشو عقب می کشید . دستشو دوباره گذاشت روی کسم و با مالش و باز کردن چاکش بازم داشت منو بی حسم می کرد .. برنده واقعی میدون امشب اون بود . هر چند که دوتایی با هم در نهایت عشق و حال و تفاهم بودیم و این حرفا رو با هم نداشتیم . -مبین معلومه هدفت چیه ؟/؟ ایستاده شل شدم .. با چشایی خمار نگاش می کردم -مامان دو دقیقه پیش یه چیزی ازت پرسیدم جواب منو ندادی ببینم خجالت می کشی ؟/؟ -از چی مبین . از این که بگم کیر می خوام . کیر می خوام که بره تا ته کوسم و از دهنم در آد ؟/؟ زود باش .. آره بازم اونو می خوام .. دستشو گذاشتم رو کیرش و کف دستمو هم گذاشتم زیر بیضه هاش و اونو کمی بالا آورده بهش گفتم ببین اینم که داره داد می زنه کس می خواد .. حیفه که بخواهیم دو تا عاشق و معشوق رو یا همون دو عاشق رو از هم جدا نگه داشته باشیم . دلت میاد مبین ؟/؟ -تو چی مامان اون .... با یه حرکت رو به هم دوباره خودمونو به هم چسبوندیم . کیرش روی کسم قرار داشت .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#58 | Posted: 13 Jun 2013 02:37

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 57 ‎

دوتایی مون دوباره افتادیم رو تخت و مبین هم افتاد رو من . بازم با حرکات و هیجانی دیگه امونم نداد . طوری منو بسته بود به ضربات انفجاری خودش که دیگه خودمو داده بودم دست اون تا هر کاری دلش می خواد بکنه . حال آزاد در عبوری آزاد . در این مرحله علاوه بر کردن من رو من خم شده و هر جایی رو که می تونست می بوسید . یواش یواش حس کردم که چشام سنگین شده . زیر کیر پسر نازم دیگه داشتم خواب می رفتم . صبح زود با نوازشهای اون از خواب پا شدم و دیگه مجبور بودیم که از هم جدا شیم . . بعد از ظهرش بازم هوس کردیم که با هم باشیم . دلم می خواست زودتر این مسئله رو که برادران در خصوص مادرشون از حق و حقوقی مساوی بر خوردارند پیش بکشم ولی نمی دونستم از کجا شروع کنم . اینو هم می دونستم که معین شر درست می کنه . این وسط مبین رو یه حد فاصل و مرزی احساس می کردم که خیلی راحت می تونه همه چی رو تشخیص بده و حل و فصل کنه . نمی دونستم چه جوری موضوع رو پیش بکشم .. ولی با صحبت در مورد میلاد شروع کردم . -راستی مبین فکر کنم داداش میلادت هنوز حواسش به من و تو نباشه -آره اون فازش چیز دیگه ایه ه ولی هرچی باشه نمیشه از دست شهوت و هوس فرار گرفت اونم حتما تمایلاتی داره . اون بستگی به تغذیه و آرامش و محیط داره -. به نظر تو اگه میلاد بفهمه که من و تو با هم سکس داریم چه عکس العملی نشون میده -دیر یا زود که باید بفهمه . -فکرمی کنی اونم ممکنه دلش بخواد که با مادرش خوش بگذرونه . چون من دلم نمیاد پسرای گلمو از خودم ناراحت کنم . بازم یه نگاه خاصی بهم انداخت که دلم لرزید و تا حدودی خجالت کشیدم . می دونستم که داره به من میگه این قدر طفره نرم و موضوع معین رو می دونه و این که من به تدریج و تمایل اونا یعنی بچه ها یا پسرا دارم خودمو در اختیار شون می ذارم . -مامان ! معین و میلاد داداشای منن و تو هم مادر اونایی . من با این که می خوام فقط با کیر من حال کنی چیکار می تونم بکنم . وقتی تو رو دوست دارم اونا رو هم باید دوست داشته باشم .. -قربونت برم بیا یکی ببوسمت . اشک تو چشام حلقه زده بود . اون قدر بزرگواری و متانت داشت و نمی خواست ناراحتم کنه که اصلا مستقیما به روم نیاورد که من با معین خودم هم رابطه سکسی داشتم . -من فدای کیرت شم عزیزم . نمی دونی چقدر مامانی ازت راضیه . قربون اون شکل ماهت شه مامان .. سر کیرشو گذاشتم تو ی دهنم و همون یه قسمتو تا می تونستم ساک زدم . با حرفای قشنگی که بهم زده بود هوس منو زیاد تر کرده بود . -بیا بریم توی رختخواب .. من بر خودم مسلط نیستم . می خوام . بازم می خوام . می خوام که شادم کنی . -مامان به میلاد هم بگم بیاد ؟/؟ چی ؟/؟ دو تایی ؟/؟ -آره مامان حالا خیلی مد شده -ناقلا تو از کجا می دونی تو که توی این خطها نیستی -مامان یه خورده از ماهواره می بینم و دیگه همین . -عزیزم داداشت که هنوزتمرین نداره -ولی از یه جایی باید شروه کرد . مثل من . یه تمایلاتی داره . منم چند وقت قبل از این که برسم به امروز یه حالتایی مث اونو داشتم . -مثل این که داداشتو خیلی دوست داری . من خوشحال میشم که برادرا همدیگه رو درک می کنند . امید وارم که معین هم مثل تو باشه و سه تایی با هم کنار بیایین . -اوخ نگو مامان با این که تو رو فقط برای خودم می خوام و این جوری تر جیح میدم ولی سه به یک هم خیلی جالب میشه . -حالا بیا یه خورده یک به یکشو با هام ور برو و به من حال بده .. دو به یک و سه به یک رو پیشکش . خیلی دلم می خواست میلاد هم بیاد . ولی اگه اون میومد چی می شد ؟/؟ چه احساسی راجع به من پیدا می کرد . یعنی از این که من و مبین لخت رو در آغوش هم می دید تعجب نمی کرد ؟/؟ با این حساب مبین می دونست که من و معین با هم سکس کردیم . -مامان یه کمی برام می رقصی .. کونتو می گردونی ؟/؟ -اوخ فدات شم . واقعا چه چیزا که دلت نمی خواد . چشم عزیزم . هر چی که تو بخوای با کمال میل .. یه شورت پام کردم و یه آهنگ شاد گذاشتم که یه ریتم تند و ملایمو با هم داشت و خیلی با هوس می شد رقصید . شورتمو می دادم پایین و هر جا که صلاح می دونستم اونو می دادمش بالا . . با هوس کونمو می گرفتم طرف صورتش .. تا می رفت دستشو بذاره روش ازش فاصله می گرفتم . از هیجان به خودش می لرزید . -مامان مامان .. اگه یه بار دیگه این کارو بکنی میفتم روت .. -می کنم .. می کنم .. ببینم می تونی این کارو انجام بدی یا نه . -مامان انجامش میدم .. دلم می خواست این کارو بکنه . با هوس بیفته روم . من حشری رو بازم بکنه .. این بار داغ تر از دفعات قبل رقصیدم و خودمو تکوندم . هر لحظه منتظر فشار و پرش اون بودم .. این کارو انجام داد . با فشار شورتو از پام در آورد . لاپا و کونمو به هم فشردم تا کیرشو که می خواست بذاره توکسم ردش کنم . -اوووووخخخخخخخ مامان مامان خودتو داری کنار می کشی ؟/؟ -این جوری بهم خیلی مزه میده . فکر کردی به همین سادگیهاس ؟/؟ -مامان مامان مزه داره کیف داره .. با فشار می خواست دو تا قاچ کونمو به کناره ها باز کنه و کیرشو فرو کنه توی کسم .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
#59 | Posted: 13 Jun 2013 02:38

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 58 ‎

یه خورده مقاومت کردم ولی واسه این که زیاد خسته اش نکرده باشم دیگه شل گرفتم و راه کونمو باز کردم تا کیرشو بکنه تو کسم . -عزیزم هر دفعه که می کنی توش بازم تازه تازه حسش می کنم . -همون احساس منو داری مامان . مثل همون لحظه های اولی که نمی دونستم باید باهاش چیکار کنم .. -حالا که می دونی بکن بکن .. تند تر عزیزم تند تر .. دو طرف کونمو نگه داشته با عقب جلو کردن خودش کیرشو می زد به ته کسم و در برگشت طوری کیرشو به کناره های کسم می چسبوند که فکر می کردم کیسه آب هوس منو می خواد بترکونه . -واااااایییییییی مبین مبین .. دیگه تابشو ندارم . ندارم ندارم . تمومش کن . بیجون شدم . سریع تر .. وگرنه هفت تا همسایه اون طرف تر صدا مو می شنون . باز اگه شوهر داشتم یه چیزی . ممکنه فکر کنن دارم کار خلاف می کنم . دستشو گذاشت جلو دهنم و اونو محکم به خودش فشرد و با چند حرکت رو به جلو طوری آبمو آورد و زبونمو بست که دیگه از اونجایی که می دونست کارمو تموم کرده خودش تو کسم خالی کرد .. شب بعدش قبل از این که بریم توی رختخواب ازش خواستم که اگه می تونه به میلاد هم بگه بیاد . یه جوری ذهنشو آماده کنه . راستش اولش یکه خورد با این که من و اون در این مورد با هم حرف زده بودیم ولی شاید به این زودی انتظارشو نداشت که من بخوام از پسر سوم خودم هم دعوت کنم که به محفل ما بیاد -مبین جان این کار دیر یا زود باید انجام شه . چه بهتر که زود تر این مسئله رو بین خودمون حل کنیم . الان داداشت که از مسابقه بر گرده یه مشکل خاص هم با اون داریم . بهتره که از این طرف مسائلو حل کنیم تا راحت تر با سایر مشکلات کنار بیاییم . از مبارزه با سختیها نباید ترسید . باید از زندگی لذت برد و هر لذت بردنی هم به همین سادگیها نیست و سختی خودشو داره .. از این حرفا این قدر واسه مبین زدم که تر جیح داد پاشه و بره داداششو آماده کنه . -فقط مبین جان یه جوری ذهنشو آماده کن که من دیگه اینجا دارم باهاش ور میرم زیاد فک نزنم . دیگه خسته شدم از بس مثل یک معلم زیست شناسی به تشریح کس و کون پرداختم . میری داخل اینترنت یکی از اون عکسهای درشت سکسی خانوما رو که کس و کونش به وضوح نشون داده شده رو میذاری جلو چشای میلاد و از تحریک پذیری کس و تنگی سوراخ کون و این چیزا براش میگی و خلاصه اون چیزایی رو که حس می کنی دونستنش برای یک مرد لازمه . همون جوری که خودت خیلی چیزا رو نمی دونستی .درسته میلاد هم هیجده رو رد کرده ولی خیلی خجالتیه انگاری توی باغ نیست . آفرین پسرم . ببینم چند مرده حلاجی . من به وجود تو افتخار می کنم . فقط طوری اونو به هیجان بیار که نتونه ازم دل بکنه و ..-مامان اگه اولش یه خورده سختش باشه و خجالت بکشه چی -اونش با من . هر چی باشه از تو که خجالتی تر نیست . هست ؟/؟ -نمی دونم در عمل مشخص میشه . نمیشه به همین سادگی قضاوت کرد . -حالا برو برو ببینم چیکار می کنی . منم رفتم یه دوشی گرفته و خودمو خیلی شیک و پیک و سکسی کردم سکسی از این نظر که با همون حالتی که لحظات بعدش مبین برای اولین بار منو گاییده بود ظاهر شدم با یه شورت و سوتین و یه لباس خواب بیرنگ تور مانند که کل زوایای نقاط حساس بدنمو نشون می داد . به مبین سپرده بودم که طوری مخ داداششو کار نگیره که به محض دیدن من بپره روم و انگار که باید بهم حمله کنه .. البته اونم بهم گفته بود که مطمئنه که میلاد هم مثل اون برای بار اولش استرس داره . من که با هر هیجانی حشری می شدم . هیجان از این که بازم یه فانتزی دیگه ای رو در تصورم داشتم و اون این که یه کیر دیگه می خواد بره توی کسم ولی اون جورایی که مبین تعریف می کرد کیر میلاد به زحمت به پونزده سانت سانت می رسید .. -تو اینو از کجا می دونی .. -یه بار داشت با خودش ور می رفت اونو دیدم . -از هوسهاش باهات گفت ؟/؟.- مامان چیزی هم بهم نگفت و منم چیزی نپرسیدم و ندیدم . -فکر نمی کنی اون دوست دختر داشته باشه ؟/؟ -نه .. من شنیده بودم که بعضی پسرا یی که این جوری خجالتی ان زود عاشق میشن و ممکنه گول دخترا رو هم بخورن .-. شایدم از بس تو و اون میرین سایتهای سکسی و زنای لختو می بینین تحریک شده باشه و بیشتر این هورمونهاش به کار افتاده و اسپرم سازیهاشوزیاد انجام داده . -نمی دونم مامان همه چی امکان داره .. در هر حال این روزا صحبتای ما فقط شده بود همین .. من دیگه عادت کرده بودم و دیگه استرس و اضطراب واسه من معنا نداشت . سرانجام میلاد و مبین وارد شدند . هردو تا فقط یه شورت پاشون بود . .با این که می دونستم میلاد هم مث هر پسر دیگه ای شیطونه ولی اولش سرشو انداخته بود پایین . -عزیزم چته امشب دیگه می خوای دیر تر بخوابی . دیگه واسه خودت یه مردی شدی . مامان فدات . ..رفتم طرفش .. دستمو گذاشتم رو شورتش . از همون طرف با کیرش ور رفتم . چشاشو باز و بسته می کرد . هر چند همون اول هم تا حدودی شق به نظر می رسید ولی با دست زدنهای من احساس گرمی بیشتری می کرد و می کردم . ..... ادامه دارد .. نویسنده ... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     

#60 | Posted: 14 Jun 2013 13:19

مـــــــــــامـــــــــــــــــــــــان تقسیــــــــــــــم بر ســـــــــــــــــــــــــــه 59 ‎

دستمو رو کیر داخل شلوار میلاد جونم می گردوندم . دیگه به عنوان یک مادر وظیفه سنگینی بر عهده من بود و باید تلاشمو می کردم. -عزیزم تو دیگه یه آقا شدی . یه آقا خوشگله . دیگه من هم به عنوان مادر و هم به عنوان یک پدر بار سنگینی رو دوشمه هر چند که حالا باید برم زیر بار های سنگین . آروم آروم شورت میلاد رو از پاش در آوردم . صورتش سرخ شده بود . می دونستم که چه جوری داره خجالت می کشه . یه شرم و حیای خاصی رو در نگاهش می خوندم . مبین یه چشمکی بهم زد که منظورشو فهمیدم . ظاهرا آب بندیش کرده بود ولی چون عادت نداشت وتجربه ای هم در این زمینه نداشت اولش براش سخت بود .. واسه این که می دونستم اون نمی تونه لباس خوابمو از تن در آره و شاید که قلقشو نداشته باشه اونو از تنم در آوردم . این جوری هیجان زده ترش کردنم . کیرش خیلی سرخ شده بود . حس کردم که باید یه کیر آبدار باشه . اون تیزی و اون سرخی و آماده به کار بودنش ..نشون می داد که تا حالا با جلق زدن خودشو خالی می کرده ولی هنوز برای من اثبات شده نبود . باید تلاش می کردم و می فهمیدم که جریان چیه . زحمت زیادی هم نداشت . دستمو گذاشتم رو بیضه هاش اونو به طرف عقب کشیدم . آلتش تیز تیز شد و به حداکثر بلندی خودش رسید . یه چیزی حدود سیزده سانت می شد قابل قبول بود . جا واسه رشد داشت . . احساس آرامش و خوشحالی زیادی می کردم . از این که اون و مبین پذیرای هم شده با هم ناساز گار نیستند . ولی می دونستم که اگه معین بیاد خون به پا می کنه . اخلاق اونو می دونستم . اون منو فقط واسه خودش می خواست . ولی من نمی تونستم بی تفاوت باشم نسبت به این که دو تا پسر دیگه هم دارم و به اونا هم باید برسم . اول زبونمو کشیدم روی کیر میلاد . از بیضه تا نوک کیرشو لیس زدم . با تمام زبونم و به نوک کیرش که رسیدم مثل زبون مار با سر کیرش بازی می کردم . دستاشو گذاشته بود روسرم و با موهام بازی می کرد .. لحظاتی بعد کیرشو گذاشتم روی لبام و نرمک نرمک اونو فرو بردم توی دهنم . حالا ساک زدنو شروع کرده بودم .. اون سرعت دستاشو رو سر من زیاد تر کرده بود .. خودمو آماده کرده بودم که منی میلادو توی دهنم حس کنم و بخورمش . اگهمی دونستم که اون هم بی نهایت داره حال می کنه که ظاهرا هم همین طور بود یه لذت و آرامشی رو می تونستم در خودم حس کنم که اگه یه لیوان پر هم , آب کیرشو توی دهنم خالی می کرد همه شو نوش می کردم . . کیرش با این که خیلی داغ و تیز شده بود نمی دونم چرا آبش نمیومد . زبونم گس شده بود . بعضی قسمتهاش دیگه بی حس شده بود ولی یه کمی نرم تر ساک زدم و بعد یواش یواش سرعتمو بردم بالا . نگاه می کردم به چشاش ببینم درچه شرایطیه که خودمو باهاش هماهنگ کنم . . ساک زدن و میک زدن از ته تا سر کیرشو ادامه داده و در یک آن فقط زوم کردم به قسمت بالاش .. جوووووووون جهش و پرش کیرش شروع شده بود .. فقط کیرشو توی دهنم می پروند . خشک خشک بود .. نهههههه نهههههه میلاد تلاش کن . تو می تونی . تو می تونی .. حس کردم که باید سر پا خسته بشه . این احتمال داشت به کمرش فشار بیاره . اونو رو تخت خوابوندم . دراز کشش کردم . حالا دیگه کمرش رو تشک قرار داشت و دهنمو دوباره گذاشتم رو کیرش . مهسا نا امید نمیشه .. مهسا تلاش می کنه . خستگی ناپذیره . مهسا خودش و بچه ها شو دوست داره . دستمو گذاشته بودم رو سینه های پسرم و کیرشو میک می زدم .. پس از چند دقیقه دوباره پروندنو شروع کرد ولی این بار دیگه ولش نکردم . وقتی کیرش تو دهنم می پرید منم سرعتمو زیاد تر کردم . بیشتر بیشتر بیشتر .. اوووووخخخخخخخ جوووووووون اولین طعم آب کیر میلادو توی دهنم حسش کردم . اشتباه نمی کردم . جاااااان .. ول کنش نبودم .. همین جور میکش می زدم .. هر چی رو که داشت و می تونست در اون لحظه خالی کنه میکش زده و خوردمش .. .. فط کمی از اونو توی دهنم نگه داشتم . می خواستم لمسش کنم ببینمش . که خود خودشه کیف کنم . لذت ببرم . ببینمش حال کنم . این که یه مرد دیگه یه معشوقه دیگه به اونایی که باهام سکس دارن اضافه میشه . یه پسر دیگه یه دوست پسر دیگه سه تا پسر با هم ولی معینو چیکارش می کردم . از اون خبری نداشتم . وقتی که مطمئن شدم دیگه توی لوله میلاد چیزی نمونده و دیگه هم نداره که خالی کنه دهنمو بازش کرده و یه دیدی به اون چند قطره ای که نگهش داشته بودم انداختم .. خود خودش بود جووووووون اون آب کیر میلاد بود .. آب کیرش بود .. اونو مالیدمش به کسم . تا کسم ازم شاکی نباشه .. اون دو سه قطره رو با انگشتام فرستادمش توی کسسسسسسم .. .. کبکم خروس می خوند .. -مبین جان باید ببخشی اگه حوصله ات سر اومده . در هر حال میلاد جونم هم پسرمه و من یه وظایفی در قبال اونم دارم . -مامان راحت باش سخت نگیر من و داداش این حرفا رو نداریم . خوب می تونیم با هم کنار بیاییم -و با من .. -آره مامان همه با هم چه لذتی میده . فقط از داداش معین می ترسم . .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی





طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
( آقا رشــــــــــــــــــــید )
     
صفحه  صفحه 6 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / مامان تقسیم بر سه بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Adult Forums  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Report Abuse

Copyright © Looti.net 2009-2014.