| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

همسر خوش هیکل من

صفحه  صفحه 3 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »  
#21 | Posted: 15 Aug 2013 01:32
قسمت 19
همینکه رسیدیم خونه بغلش کردمو شروع کردم خوردن لباش اووووووف مزه ابکیر اون مردو میداد هنوز، خیلی حال کردم انگار داشتم کیر اونو میلیسیدم. اخه نمیدونید کیرش چقد خوشکل بود. همونطوری که میبردمش سمت اتاق خواب لباشو میخوردمو لباساشو در میاوردم. اووووووف ساپورتش از اب کسش خیس خیس شده بود. لختش کردم و فرستادمش رو تخت بعد فیلمو گذاشتم رو ال سی دی که ساک زدن کیر اون مرد رو ببینه. همینکه اون صحنه هارو دید گفت جوووون و مثل وحشیا کیرمو گرفت و شروع کرد خوردن البته چشمش به تلویزیون بود و کیر منو راحت تا ته میخورد. هی میگفت قربونش برم چه کیری داشت جووووون کاش جرم میداد و بعد دوباره کیرمو میخورد تا ته. گفتم راستی یادته گفتی واست سور پرایز دارم؟ گفت اره شوهر بی غیرتم یادمه.تو برام خیلی خوبی و خیلی بهم حال میدی منم تصمیم گرفتم بهت حال بدم. تا حالا تو عمرم به هیچکس کون ندادم و خیلی میترسم ولی اگه بازم مثل امروز بهم حال بدی منم با کونم برات جبران میکنم. ولی تورو خدا اروم بکن من خیلی میترسم میگن خیلی درد داره. گفتم جووووون قربونت برم چقد تو خانومیییییییییی چشم چشم اروم میکنم تو بهترین زن دنیاییییی. بعد به شکم خوابید گفت بیا بزار تو کونم ولی اروم از نصف بیشتر نره ها میترسم. گفتم باشه بابا نترس. عمدا اون حالتو انتخاب کرده بود تا کونش تنگتر بشه و طبیعیتر باشه. شروع کردم سوراخ کونشو خوردن و حسابی براش لیسیدم و زبونمو میکردم تو سوراخ گشادش. بعد کیرمو گذاشتم دم سوراخش.نصف کیرم لای لمبراش بود و فقط میتونستم نصف کیرمو بکنم تو کونش. با یه فشار راحت تا نصفشو فرو کردم تو کونش و بخاطر لمبراش بقیشو نمیتونستم بکنم، واااای که باحالترین سکس عمرم بود کونش اصلا یه چیز دیگه بود خیلی باحال بود نزدیک بود همون اول ابم بیاد به زور نگه داشتم. اونم الکی اه و ناله میکرد میگفت ای ای درد داره سوختم نکن دربیار ااااای و فیلم بازی میکرد، شروع کردم تلمبه زدن و بعد 30 40 ثانیه کلا یادش رفت فیلم بازی کنه از بس این زن با کون دادن حال میکرد. مست مست شده بود بعد چن دقیقه گفتم پاشو حالت سگس بگیر اونجوری بکنم. اونم قنبل کرد و کونشو کامل داد عقب منم یه تف زدم رو سوراخ کونش و کیرمو فشار دادم تا اخر رفت تو. تخمام چسبید به کسش. اون لحظه کل لذتهای دنیا رو تو کیرم داشتم خداییش تاحالا همچین سکسی رو تجربه نکرده بودم خیلی عالی بود.شروع کردم تلنبه زدن و اونم قربون صدقه کیرم میرفت و داد میزد بکن بکن بکن که مردم بکن که کونم کیر میخواد بکن که ته کونم میخواره بکن کس کش وگرنه به همه کون میدم بکن بی غیرت اه اه ااااااهههههه ابتو بریز تو کونم میخوام خیلی گنده بشه جووووون
منم دیگه تاقت نیاوردمو کیرمو تا اخر کردم تو کونش وکل ابمو تو کونش خالی کردم اونم تو همین موقع ارضا شد و محکم کونشو به کیرم فشار داد. واااای که چقد حال کردم همونجوری که کیرم تو کونش بود دراز کشیدیم رو تخت و شروع کردم قربون صدقش رفتن. حدود نیم ساعت هردومون افتاده بودیم رو تخت و خوابمون برد. بعد با بیدار شدن زنم منم بیدار شدم. گفت چشمم روشن قبل من با چند نفر رابطه داشتی دیوز؟ گفتم به خدا با هیچکی چرا میپرسی؟ گفت دروغ نگو اونجوری که تو کونمو میگاییدی و نذاشتی دردم بیاد معلومه خیلی حرفه ای هستی. بله بازم خانوم جنده من دست پیش میگرفت که پس نیفته!!! برای اینکه گشادی کونشو بپوشونه میگه تو حرفه ای هستی!!!
با هزار قسمو سوگند تا راضی شد که اره چون کیرم کوچیکه دردش نگرفت!! گفتم حالا این حرفا رو ولش کن نا داری یه کیر دیگه ساک بزنی؟گفت نه دیگه کیر کوچیکتو نمیخورم حوصله ندارم. گفتم خره کیر من نه الان زنگ میزنم پیتزا بیارن برا شام اگه خوشت اومد ازش یه حالی بکن باهاش. گفت واقعا راست میگی؟ اخ جوووووون مرسییییی مرسییییی
گفتم چون امشب خیلی حال دادی میزارم اینکارو بکنی، خیلی خوشم میاد وقتی جلو من کیر یکی رو میخوری. گفت پس برم لباس بپوشم تا تو زنگ میزنی. بعد 5 دقیقه اومد دیدم یه شلوارک استرج سفید تا رو زانوش که شرت قرمزش معلومه با یه تاب قرمز که پشتش کلا لخت بود و فقط دو تا بند داشت یکی پشت کمرش و یکی دور گردنش، نافشم بیرون بود. گفت خوبه؟ گفتم بابا اینجوری که تا کونت نزاره ولت نمیکنه!! گفت نه نمیزارم. همینکه در زدن رفتم دوش حمام رو باز کردم و درشم بستم و رفتم تو اشپزخونه قایم شدم که دید خوبی داشت به هال و در ورودی. زنم درو باز کرد و پیتزاییه یه جوون همسن خودم بود که خیلی هم خوشتیپ بود و قیافش ورزشکاری بود که با دیدن زنم خشکش زد. زنم پیتزا رو گرفت و گفت بیا تو تا پولتو میارم اخه شوهرم حمومه، اونم یه سرک کشید داخل دید کسی نیست اومد و پشت در وایساد و خیره کون زنمو نگاه میکردو کیرشو میمالید. زنم رفت کیفشو ورداشت و اومد که پولشو بده وانمود میکرد که حواسش به پسره نیست. یه دفه نزدیکش که رسی گفت ای جووووونم از من خوشت اومده؟ اونم گفت اره خیلی باحالی میشه ببوسمت؟ زنم گفت زود باش تا شوهرم حمومه، حیف دل جوونی مثل تورو بشکنم. پسره که داشت لبای زنمو میخورد اونم کیرشو از رو شلوار میمالید. جلوش زانو زدو کیرشو کشید بیرون شروع کرد ساک زدن. پسره گفت یه دفه شوهرت نیاد؟ گفت نه تازه رفته نترس اگه بیاد از صدای اب میفهمیم. کیرش اندازه کیر من بود و معلوم بود زنم زیاد راضی نیست!! یکم که خورد گفت وقت نیست بیا بکن و دستاشو تکیه زد به دیوار و قنبل کرد. پسره هم شلوارکو شورتشو باهم کشید پایینو گفت بکنم تو کونت؟ زنمم گفت نه احمق بکن تو کسم. همینکه اینو شنید موهاشو کشید با اونیکی دستش گردنشو گرفت گفت یه دفه دیگه اینجوری حرف بزنی خفت میکنم لاشی جنده من اون شوهر هیز و بیشرفت نیستم که بخوای اینطوری حرف بزنی باهام. زنم که حسابی ترسیده بود گفت غلط کردم گه خوردم حالا تا شوهرم نیومده بکن تو کسم که دارم میمیرم. اون نامردم پاهای زنمو از هم باز کرد و جلوی دهان زنمو گرفت و یه دفه تا اخر کرد تو کسش، زنم جیغ کشید از درد اما صداش درنیومد و معلوم بود درد میکشه ولی پسره بی توجه همینجوری داشت تو کسش تلنبه میزد.بعد 2 3 دقیقه یه دفه کیرشو کشید بیرون و زنمو مجبور کرد بشینه و کیرشو بخوره و ابشو خالی کرد تو دهن زنم!! شهین بعد اینکه حسابی کیرشو لیسید و ابشو خورد گفت قربون کیرت برم خیلی خوب میکنی کاش شوهرم میدید چطوری میکنی اونم یاد میگرفت. بعدم زنمو بوسید و یه دست به کونش کشید و رفت. البته شمارشو داد گفت هروقت شوهرت نبود زنگ بزن بعد رفت.
اومدم بیرون گفتم جنده قرارمون چی بود؟ گفت خودت گفتی بهش حال بده دیگه! گفتم من که نگفتم کس بدی من گفتم کیرشو بخوری، گفت اخه دقیقا اندازه کیر تو بود تو هم که امشب کسمو نگاییدی دلم میخواست مجبور شدم دیگه. گفتم مراقب باش دیگه داری پررو بازی در میاری ها. گفت باشه ببخشید بابا چی گفتم مگه. گفتم حالا برو کس و کونتو بشور که حسابی اب کیری شدی جنده خانوم. اونم با حالتی که مثلا بهش برخورده رفت تو حموم.
اونشب دیگه اتفاق خاصی نیفتاد. فرداش که از سر کار اومدم شهینو بوسیدمو کلی قربون صدقه هم رفتیم، ما یه اخلاقی که داریم کدورتهامونو زود فراموش میکنیم و بعد چند ساعت هرچی باشه تموم میشه. نهار که خوردیم گفت من یکم میخوابم خیلی خسته ام، گفتم مگه چیکار کردی که انقد خوابت میاد؟گفت از صبح تاحالا دارم خونه رو تمیز میکنم حسابی خسته شدم. گفتم باشه عزیزم بگیر بخواب. اونکه رفت رفتم سراغ گوشیش ببینم امروز با کیا حرف زده. فقط دو تا تماس بود هردوتاشم با پسره پوشاک فروشه بود، اولیشو زدم
ش(شهین): الوووو سلام عزیزم چطوری؟
ف (فروشنده): سلام شهین جون به لطف تو خیلی عالیم.امروز بیکاری؟
ش: اره چطور مگه؟ باز راست کردی؟
ف: این حرفا چیه من همیشه تو کفتم الانم حسابی هواتو کردم.
ش: باشه الان میام اما قول بده کاریم نداشته باشی ها. تنهایی؟
ف: نه دوستمم هست. بابا کاریت ندارم بیا دیگه یکم حرف میزنیم با چند تا بوسه
ش: دوستتو رد کن بره خیلی پرروه دفه قبل خیلی اذیتم کرد
ف: بابا تقصیر اون نیست قیافت اونقد سکسی و تحریک کنندست که ادم نمیتونه خودشو نگه داره، در ضمن این دوستم کلا سکس خشن دوست داره
ش: راستشو بخوای منم خشن دوست دارم، دوست دارم موقع سکس بزور بکنن منو، با سیلی بزنن و از اون کارا ولی دوستت دیوونست!!
ف: شوهرت اونجوری میکنه؟
ش:نه بابا اون بیعرضه که بلد نیست سکس کنه، خیلی معمولی و رمانتیکه اصلا حال نمیده!!!
ادامه دارد
     
#22 | Posted: 18 Aug 2013 01:54
قسمت 20
شهین: تا چند دقیقه دیگه میام اونجا.
بعد گوشی رو قطع کرد، تماس بعدی رو زدم.
فروشنده: وااااای که چقد امروز خوش گذشت بابا تو دیگه کی هسستی؟
شهین: اخرین بارت باشه که به من زنگ میزنی عوضی. ( خیلی عصبانی و جدی بود)
ف: چرا ناراحتی خوب خودت گفتی خشن دوست دارم
ش: مگه قرار نبود کاریم نداشته باشی نامرد
ف: اخه اون مانتو قهوه ای که تو تنت بود دیوونم کرد کنترلمو از دست دادم. (اوووف مانتو قهوه ای بلندشو پوشیده بازم بدون شلوار!!
ش: عوضی هنوز صورتمو کونم درد میکنه عمرا دیگه منو نمیبینی.
ف: خب جنده جوون خودت گفتی خشن دوست دارم.
ش: اخه نامرد اون لگدایی که شما میزدین تو کونم که سکسی نبود!! سیلیاتون تا 2 مغازه اونورتر صداش میرفت کل کونم مثل لبو قرمز شده بود عوضی.
ف: ولی حسین خیلی بات حال کرد( بعد بلند خندید) میدونم چند روز دیگه بازم هوس کیر میکنی میای زیرم. اتاقک پشت مغازه مال خودته هر وقت اومدی در خدمتیم کون گنده.
ش: عمرا دیگه بیام اونجا بی شرف. با اون 2تا سیلی که زدین تو صورتم دیگه جرات نمیکنم بیام بی شرف
ف: (در حالی که میخندید) مگه دوست نداری بیای فیلماتو ببینی؟ نمیدونی چه هنر نمایی میکردی
ش: چی؟ فیلم گرفتی؟
ف: اره نمیدونی اونجا که رو کیر حسین بالا اوردی چقد خوب شده، التماس کردنات کلا هست تو فیلم. فردا صبح بیا فیلما رو بهت میدم قول میدم
ش: خیلی بی شرفی عوضی، گمشو کثافت
بعد گوشی رو قطع کرد!! مونده بودم اینا دیگه کین!! زنمو کلی کتک زده بودن کثافتا! حسابی تحریک شده بودم. مخصوصا با گریه کردن زنم. خوشم اومد که حسابی زنمو کتک زده بودن یه ذره ترسونده بودنش دیگه کمتر از این مخفی کاریا میکرد. ولی باید ادبشون میکردم که شاخ نشن واسمون! یه نفر شر خر میشناختم که کارامو بعضی وقتا راه مینداخت خیلی کله خر و عوضی بود. یه اس ام اس زدم بهش ادرس مغازه و قیافه یارو رو براش گفتم. زیرش نوشتم انقد بزنین و بترسونینش که نتونه حرف بزنه، در ضمن بگین دیگه هوس فیلم سازی نکنه! فردا صبش که از جلو مغازه رد شدم بسته بود. یه اس برام اومد که نوشته بود اوکی، یعنی ماموریت انجام شده. تا 2 هفته مغازه تعطیل بود! نمیدونم چیکارش کرده بود ولی کارشو خوب انجام داده بود!
اونروز زنمو خیلی خسته کرده بودن با سکس خشنشون! و تا ساعت 7 خوابید. بعد که بیدار شد من داشتم فیلم نگاه میکردم اومد کنارم دراز کشید و لبامو بوسید و تو همون حالت چشماشو بست. منم دستمو رو موهاش میکشیدم. اونشب سکس نکردیم یعنی شهین سکسی من اصلا حرفش رو هم نزد!!!! فرداش از سر کار اومدم یه غذای عالی پخته بود و حسابی هم به خودش رسیده بود، یه پیرهن یه سره تا زیر کونش پوشیده بود و کون گندش و رونای سفیدش حسابی خود نمایی میکردن. بعد کلی بوسه و لب و قربون صدقه هم رفتن نهارو خوردیم و جلو تلویزیون دراز کشیدیم و pmc نگاه میکردیم. گفتم از خالت چه خبر؟ گفت کدومشون؟
گفتم بابا همونکه تعریف کردی گفتی شوهرش نزدیک بود تورو بکنه. گفت اها کچل خانو میگی؟ ازشون خبر ندارم خیلی وقته
گفتم پایه ای یه سر بریم خونشون یکم اذیتش کنیم؟ گفت بابا زشته خالم میفهمه شر میشه. گفتم کاری نمیکنیم فقط دوست دارم ببینم چیکار میکنه! گفت باشه ولی حالا چی بپوشم؟
یه تاب داشت که استین داشت ولی یقه یاز بود و تا سر شونه هاش لخت بود و قسمت بیشتر سینه هاش میوفتاد بیرون تازه رنگ سوتینشم معلوم بود. گفتم همینو بپوش با یه دامن طوسی لختو نرم که تا زیر زانوت بیاد. اما شرت نپوش که کونت حسابی بلرزه و دامنه هم بره داخل لپهای کونت و گردی لپهاش جمال اقا رو دیوونه کنه. گفت جوووون چه شود!!!
مانتو قهوه ایش رو بدون شرت و شلوار پوشید و راه افتادیم. گفتم با اتوبوس بریم حال میده خیلی وقته سوار نشدیم، گفت باشه بریم. سوار اسانسور که شدیم من همش کونشو میمالیدم که حشری بشه و خجالتش بریزه. چند طبقه که رفتیم پایین در باز شد و 3 تا مرد درو باز کردن وقتی دیدن ما داخلیم معذرت خواستن و گفتن جا نمیشه و خواستن درو ببندن که گفتم نه بفرمایید جا هست و اونام که از تیپ و هیکل زنم خوششون اومده بود سوار شدن و رو به ما وایساده بودن. زنم جوری چسبید به من که پشتش خالی بشه و یکیشون بیاد اونجا وایسه چون جاشون خیلی تنگ بود. وقتی یارو اومد پشتش زنم هم خیلی تابلو رفت عقب و کونشو چسبوند به کیرش. منم که طبق معمول گیج و مشنگ بودم. موقع بیرون رفتن هم اول دو تا مرد رفتن بعد من و زنمو یارو اخر اومدن و حسابی کون زنمو دست کشید یارو! زنم حسابی تحریک شده بود. رفتیمو سوار اتوبوس شدیم اتوبوس تقریبا خلوت بود و فقط یکی دو نفر سر پا بودن. منو زنم هم رفتیم وسط وایسادیم، یه میله وسط بود زنم پشت به مردا به میله تکیه داده بود و میله کاملا رفته بود لای کونش. همه داشتن کون زنمو نگاه میکردن منم کنارش وایساده بودم و داشتیم حرف میزدیم. بعضی وقتا برمیگشت و با اون چشمای خمارش سمت مردا رو نگاه میکرد. به ایستگاه مقصد رسیدیم و بقیه راهو باید با تاکسی میرفتیم. وقتی پیاده شدیم یه مرد حدودا 30 ساله افتاده بود دنبالمون و میدونست که زنم کونش میخاره! منو زنم خیلی اروم میرفتیم و اونم میومد از کنار زنم رد میشد و خودشو میمالید به کون زنم بعد چند متر جلوتر وایمیساد تا رد میشدیم و دوباره اینکارو میکرد. 3 دفه اون حرکتو تکرار کرد و فکر میکرد من نمیفهمم!! وقتی سوار تاکسی شدیم من اول سوار شدم و زنم افتاد وسط اونم که پشت سر زنم بود فوری سوار شد. کیرش تابلو بود از رو شلوار.
زنم الکی برگشته بود سمت من و با این کارش کونش کلا افتاده بود تو بغل مرده و اونم معلوم بود حسابی داره میماله چون زنم با چشماش بهم علامت میداد که یارو مشغوله. کم مونده بود بشینه رو پای یارو. ما وسط مسیر پیاده شدیم و اونم بعد ما کرایشو حساب کرد و دوباره افتاد دنبالمون. رفتیم داخل کوچه خاله زنمو منتظر بودیم درو باز کنن که یارو اومدو اخرین بار هم دستشی به کون زنم کشید دیگه خیالش از بابت من راحت بود. صدای خاله بود که گفت کیه و وقتی فهمید ماییم خیلی خوشحال شد و در و باز کرد و رفتیم داخل. یه خونه دارن با حیاط بزرگ که پر از درختو گله ولی خونشون یکم قدیمیه. رفتیم داخل و جمال که معلوم بود خیلی خوشحاله همراه خاله اومدن استقبالمون. جمال که چشمش به زنم افتاد فوری راست کرد و وقتی زنم باهاش دست داد حسابی تعجب کرد! فکر میکرد زنم داره بهش پا میده اخه هیچوقت باهاش دست نمیداد قبلا
خلاصه رفتیم داخل و کلی تعارف تیکه پاره کردنو کلی خوش و بش کردیم و در این مدت جمال کلا نگاش به سینه ها و هیکل زنم بود! خاله و شوهرش حدودا 38 40 ساله بودن. خاله گفت شهین جون بیا بریم بهت لباس بدم اینجوری که نمیشه بشینی. زنم گفت خاله جون لباس اوردم خودم میرم عوض میکنم شما بشین راحت باش. و پاشد با کلی قر و فر رفت داخل اتاق، جمال هم با چشماش کونشو همراهی میکرد و اصلا حواسش به من نبود. وقتی زنم در و باز کرد که بیاد خاله داخل اشپزخونه بود و نمیدید. برامدگی کیر جمال اقا قشنگ معلوم بود وقتی زنمو با اون لباسا دید. زنم از جلو ما به ارومی رد شد و رفت جلو اشپزخونه پشت به ما وایساد و کونشو عمدا جلو ما گذاشته بود گفت خاله کاری داری بگو بیام کمک ها. اونم که چشمش به شهین افتاد گفت وااااای عزیزم چقد ناز شدی ماشالا چقد خوشگل شدیییی برو بشین کاری ندارم برو عزیزم
اونم اومد و روبروی جمال خان نشست و موقع نشستن حسابی سینه هاشو گذاشته بود تو دیدش. منم خودمو با ماهواره مشغول کرده بودم و شبکه ها رو عوض میکردم و جمال فکر میکرد هواسم نیست و داشت با چشماش زنمو میخورد.
جمال: شهین جون از وقتی شوهر کردی اصلا طرف ما نمیای ها قبلنا بیشتر میومدی، ماشالا خیلی خانوم شدی ها
شهین: قربان شما اقا جمال لطف داری. والا راستشو بخواید وقت نمیکنم خودتون میدونید دیگه...
اونا هم یه نگاه به من کردنو خندیدن. خاله گفت بله دیگه کی میزاره یه همچین زن خوشکلی بیکار باشه.
اونروز جمال خان حسابی کیف کون و سینه های شهین رو دید زد و خیلی حال کرد ولی فقط 2 بار تونست کون زنمو لمس کنه اخه جلو زنشو من ضایع بود. بعضی وقتا دامن کامل میرفت لای کون زنم و اونم همونجوری جلومون میومد و میرفت. موقع رفتن هرچی تعارف کردن شام نموندیم و جمال اقا وقتی فهمید ماشین نیاوردم گیر داد که حتما باید برسونمتون نمیزارم برید. منم یه دفه یه فکری به ذهنم رسید. گفتم باشه دستتون درد نکنه پس بریم. میخواستم یه جوری تنهاشون بزارم ببینم چیکار میکنن! یعنی زنم راضی میشد بهش بده؟!!!
ادامه دارد...
     
#23 | Posted: 21 Aug 2013 12:50
قسمت 21

قبل اینکه سوار بشیم با شهین هماهنگ کردم که هرچی گفتم سوتی نده و انجام بده. گوشیش رو هم گرفتم و برنامه ضبط صدا رو فعال کردم. راه افتادیم و یکم که رفتیم گفتم اقا جمال حالا که داری زحمت میکشی شهین رو ببر خونه من بیرون کار کوچیکی دارم. گفت چشم هرچی بگید در خدمتم و داشت از خوشحالی بال درمیاورد. من یه میدون پایینتر خونمون پیاده شدم و به شهین گفتم حدودا بیست دقیقه دیگه میام تو برو خونه. بعد هم زود سوار یه تاکسی شدم و افتادم دنبالشون. نزدیک اپارتمانمون رفتن تو یه کوچه خلوت و حدود 10 دقیقه اونجا بودن و حین حرف زدن همو میمالیدنبعد هم زنم پیاده شد و رفت سمت خونه.
معلوم بود حسابی تحریک شده چون هرکیو میدید براش کرم میریخت و بهش خیره میشد. و طوری از نزدیک مردا رد میشد که خودشو میمالید بهشون!!
یکی از اونا تابلو افتاده بود دنبالش و به فاصله یه متری پشت کونش میرفت و زنمم هی برمیگشت و نگاهی بهش میکرد که مطمئن بشه هنوز دنبالشه.وقتی رفت داخل اپارتمون به جای اسانسور رفت سمت پله ها و رفت سمت انباری مجتمع پسره هم افتاد دنبالش. دیگه اونجا نمیتونستم برم ولی خیالم راحت بود که صداشون رو ضبط میکنم و بعدا گوش میکنم. رفتم طبقه خودمون و تو راه پله قایم شدم. بعد حدودا 10 دقیقه دیدم زنم از اسانسور پیاده شد در حالی که وضعش نا مرتب بود و پشت مانتوش خیس بود و شهوت از سر و روش میبارید. اگه هرکی میدید میفهمید تازه زیر کیر رفته!!
چند دقیقه وایسادم بعد رفتم داخل دیدم صدای اب میاد. حموم بود. گشتم دنبال مانتوش دیدم داخل لباسشوییه!! درش اوردم دیدم قسمت کونش غرق اب کیره!! خیس خیس بود جوووون چه بوی گندی هم میداد چون با عرق قاطی شده بود.
رفتم سراغ گوشیش. ضبط کردنو قطع کردم و گوش دادم ببینم چی شده. کیرم هسابی سفت شده بود.
جمال: واااای عجب شوهر بی غیرتی داری تو چطوری میزاره این لباسارو بپوشی؟!! الان نمیترسه من بکنمت تنهات گذاشت؟
شهین:حال میکنی چه تیپایی میزنم؟ دیدم کیرت راست شده بود نگه دار بیام جلو که مردم واسه کیرت
ج: جووووون میدونی چند ماهه نگاییدمت؟ جنده قبلا هفته ای یه بار میکردمت از کون، دارم دیوونه میشم واسه کونت
ش: کثافت همچین کونی ارزش داره الان قدرمو میدونی، راستش منم خیلی هوس کیر کلفتتو کردم اما فرصت نمیشد.
ج: الان بریم بکنمت؟
ش: نه شوهر بی شرفم زود میاد گندش در میاد بعدا خبرت میکنم بیا خونمون یه حال حسابی بهت میدم قول میدم.
ج: اون بی عرضه که من دیدم بیادم نمیتونه کاری بکنه. حالا فعلا برام بمال
ش: جوووون چقد کلفت شده. کونمو فقط واسه تو نگه داشتم فقط یه بار به شوهرم دادم. اره یه کم بمالش ببین هنوز نرمو خوشکله
ج: اوووووف حتی شورت هم نپوشیدی؟ حاضرم قسم بخورم شوهرت کونیه خودش کون میده که زنشو اینجوری میاره بیرون
ش: حالا دیره بزار برم بعدا تلافیشو در میاریم. نمیدونی با دیدن کیرت چقد هوس کردم الان چیکار کنم کسم خیسههههه
ج: برو فعلا با کیر اون احمق بساز تا بعد بیام جرت بدم.
شهین خدافظی کردو یه بوس بهش داد و رفت سمت خونه. هرکی به زنم میرسید یه تیکه بهش مینداخت:
1-جوووون کس خانومو نیگااا
ش: قابل نداره( خنده)
2- بخورمت هلوووو
3-اووووف عجب چیزی هستی بیام خوشکله؟
ش: بیا مممم
معلوم بود همینه که دنبالش اومد. بعضی وقتا هم فهش میداد معلوم بود بهش تنه میزنن مثلا بی شعور یا دیوز یا اهههه دستم شکست نامرد.
بعد تا 1 2 دقیقه سکوت بود فقط صدای پا میومد. زنم یه دفه با صدای پر از هوس گفت اقا کاری داری افتادی دنبالم؟ من شوهر دارم ها
اونم گفت: اره خوشکله کارت دارم، میدونم شوهر داری هزار بار با شوهر بی غیرتت دیدمت و ارزوتو کردم الان گیرت اوردم.
شهین: پس بیا که شاید دیگه نبینیش ، جوووون چه کیری خیلی هوس کردم بده بخورم
بیا جنده بخور زانو بزن
ش: اوف چقد درازه!! اق اق ممممم ارومتر کثافت الان بالا مبارم خیلی درازههههه( سرفه)
خفه شو کیرمو بخور
ش: گردنمو ول کن عوضی خفه شدم
من اون شوهر احمقت نیستم ها همچین میزنم تو صورتت که جاش بمونه ها
ش: باشه غلط کردم
بسه پاشو که حسابی کونت دیوونم کرده جووووون ببین چی پوشیده جنده بی شرف
ش: شوهر بی غیرتم اینجوری دوست داره، ای ای ای موهامو نکش بابا دارم مانتومو میکشم بالا دیگه خواهش میکنم اذیت نکن من کنیزتم جنده توام
بعد یه تف انداخت نمیدونم به کیر خودش یا کون زنم
ش: جووووون چه درازهههه ای ای ای زیر نافم احساسش میکنم تا ته نکن پاره میشم
جووون عجب کون گنده و نرمی داری چقد گشادی تو جنده.شوهرت فقط از کون میکنتت؟
ش: نه به اون کون نمیدم لیاقتشو نداره بی عرضه
صدای تلمبه ها و اه و اوه زنم باعث شد ابم بیاد و همشو ریختم تو دسمال. همش میگفت خفه شو جنده صر و صدا نکن الان میفهمن. اخرشم معلوم بود ابشو خالی کرد رو کون زنم چون زنم میگفت چرا داخل کونم نریختی الان همه مانتوم کثیف میشه
عمدا کردم که شوهرت بفهمه کون دادی.
ش: بی شعور
بعد پسره رفت و زنمم بعد چند ثانیه که معلوم بود داشت خودشو مرتب میکرد رفت سمت اسانسور و سوار شد. زیر لب میگفت کیر کیر من کیر میخوام جونم کیر. داشت واسه خودش اواز کیری میخوند!!
واااای که چقد حال کردم با شنیدن صدای زنم موقع کون دادن به یکی دیگه.
زنم که اومد بیرون رفت کلی بوسیدمش و گفتم خوب تعریف کن جمال چیکار کرد؟ گفت کاری نکرد از ترس اینکه تو بیای ولی همش قربون صدقه کونم و هیکلم میرفت منم با حرفام تحریکش میکردم، بدبخت بزرگترین ارزوی زندگیش اینه که با من سکس کنه ولی عمرا بزارم بهم دست بزنه با اون قیافه و هیکلش. ( از من بیشتر زنمو کرده اونوقت اینجوری پیش من کلاس میزاشت! من موندم چطوری حاضر شده به این بده؟ حتما کیرش خیلی عالیه)
گفتم خوب بعدش چی شد. گفت هیچی دیگه اومدم خونه و رفتم حموم. اها نمیدونی تا رسیدم داخل چند نفر بهم تیکه انداختن و مزاحمم شدن، یکیشون تا داخل دنبالم اومد و تو اسانسور که کس دیگه ای نبود از پشت چسبوند بهم منم به روی خودم نیاوردم که ابرو ریزی نشه، گفتم اره نه که تو کیرشم دوست نداشتی دیگه چیزی نگفتی. گفت اتفاقا کیر باحالی داشت و حسابی مالید کونمو منم برا اینکه بیشتر بماله الکی دکمه طبقه اخرو زدم تا وقت بیشتر داشته باشه اخه گناه داشت نمیشد که همینجوری بره. خیلی دوست داشتم اخه خیلی تحریک شده بودم تو هم که نبودی. اگه به خاطر تو نبود باهاش سکس میکردم ولی من به تو خیانت نمیکنم هیچوقت. گفتم یعنی گذاشتی همچین کیری همینجوری بپره؟ گفت یعنی تو میگی خیانت کنم بهت؟ منم که تحریک شده بودم گفتم بابا حال کوچیک مثل این که خیانت نیست باید یکمی خوش بگذرونی سخت نگیر به خودت، خوب چه اشکال داشت حداقل ابشو میاوردی. گفت ای بابا یعنی تو ناراحت نمیشدی؟ گفتم نه اصلا تو که دوستش نداشتی فقط یه حال کردن ساده بود دیگه.
گفت راستشو بخوای یه جا خلوت مانتومو براش دادم بالا اونم کیرشو لای کونم انقد تکون داد که ابش اومد و ریخت لای کونم. وقتی این قسمتو میگفت سرشو انداخته بود پایین و خودشو خجالتی نشون میداد. گفتم چییییی یعنی دادی بهش؟ گفت نه نه بخدا فقط لای لمبرای کونم تکون داد به جون تو قسم نذاشتم بکنه. بعد همونجور که تو خیالم داشتم صحنه ها رو مرور میکردم بهش فهموندم که برام ساک بزنه و چشمامو بستم، بعد چند ثانیه ابم اومد و اونم همشو خورد و بیحال افتادم رو تخت. اومد کنارم دراز کشید و گفت جوووون شوهرم کیرش راست میشه وقتی میدم.جووووون چه شوهر نازنینیییی تو هم مثل من کیر دوست داری؟ از این به بعد هر کیری گیرم اومد میخورم تا تو تحریک شی جوووون شوهرم کس کشه جوووون...
من دیگه تا نیم ساعت همونجور دراز کشیده بودم و چشمامو بسته بودم. نمیدونید چه حسی داشت حسابی حال کرده بودم...
ادامه دارد...
     
#24 | Posted: 24 Aug 2013 18:11
قسمت 22

بعد اونروز تا یه هفته خبری نبود و کار خاصی هم نکردیم. همش کارا و حرفای اونروزش تو سرم بود و همینکه کارای زنمو تجسم میکردم دوباره راست میکردم. تا اینکه یه روز از سر کار اومدم خونه زنم نهار خوشمزه ای اماده کرده بود و مثل همیشه سکسی و نیمه لخت بود. گفت امروز میخوام برم خونه شهلا خیلی وقته ندیدمش. گفتم اااا اونجا چیکار میکنی؟ گفت بهش سر میزنم کاری نمیکنیم!! اصلا مگه قراره کاری بکنیم؟!!! این چه حرفیه؟ گفتم بابا ول کن حالا یه چیزی گفتم. گفتم راستی تا یادم نرفته شوهرش چطوری راضی شده طبقه پایینو بدن به دانشجوها!!! نمیترسه زنشو بکنن اخه شهلا که اصلا رعایت نمیکنه همیشه مثل جنده ها میپوشه و میاد میره! گفت نمیدونم مثل اینکه یکیشون دوست داداش شهلاست واسه همین راضی شدن به اونا اجاره بدن تازه اون پسرخالش هم که تو عروسی دیدیم داشت کون شهلارو میمالید اکثر شبا میاد پیش اون دانشجوها رفیقشونه. پیش خودم گفتم امروز یه خبرایی هست این زن کونی من باز داره میره بده، خیلی وقت بود کاری نکرده بود و از بی کیری داشت میرفت به اونا بده حتما. گفتم سیامک خونست؟ گفت نه مثل اینکه دو روز نیست رفته ماموریتی چیزی دقیقا خبر ندارم.
گفتم باشه برو بپوش خودم میرسونمت منم بیرون کار دارم. اماده شدنش 2 ساعت طول کشید!! از بس ارایش سکسی کرده بود من که دیدمش راست کردم!! مانتو سفید پوشیده بود با دامن طوسی که تازه خریده بود تیپش خیلی سکسی شده بود پاهاش تابلو معلوم بود از زیر دامنش. بغلش کردم دیدم نه شرت داره نه سوتین خیلی هیکلش سکسی شده بود کونش بدجور زده بود بیرون و میلرزید. گفتم این چیه مگه داری میری بدی کونی؟!! به شوخی گفت شاید بدم به تو چه و خندید. گفتم صبر کن الان میام رفتم تو اتاق خواب و جایی رو که همیشه کاندوم میذاشتیم رو نگاه کردم چیزی نبود!! در حالی که یه بسته پر اونجا داشتیم. لباس پوشیدیم و گفتم بیا بریم. همش تو این فکر بودم که چطوری کس دادنشو ببینم و بفهمم که میخواد به کی بده. همینکه رفتیم تو راهرو همسایه بغلیمون هم اومد بیرون، اونم داشت میرفت بیرون سلام و احوالپرسی معمولی کردیم، کلا چشش تو کس و کون زنم بود. اصلا نمیتونست خودشو کنترل کنه و تابلو نگاش میکرد،شهین هم با اون چشای خمارش نگاهش میکرد. دزدکی جلو شلوارشو نگاه کردم دیدم باد کرده!! اوه اوه جلو من واسه زنم راست کرده بود! جالب اینکه شهین هم نگاهشو دوخته بود به کیر یارو . وقتی سوار شدیم اول اون رفت بعد زنم بعدشم من. من پشتمو کردم بهشون ولی از یه ایینه کوچیک میدیدمشون.زنم گفت کیفمو نگه دار بعد خم شد که کفششو درست کنه و با این کار کونش چسبید به کیر یارو. چون اسانسور کوچیک بود جا نبود که اونم بره عقب. منم عین سیب زمینی وایساده بودم و خودمو زده بودم به گیجی!! شهین تو اون حالت کونش حسابی گنده شده بود و کیر یارو دقیقا افتاده بود وسط قاچ کونش و وقتی زنم بلند شد دیگه خودشو نکشید جلو و همونجوری چسبید به کیر یارو منم اصلا رومو نکردم سمتشون!! اخه خودمم راست کرده بودم و خیلی زشت بود اگه طرف میفهمید. طرف قرمز شده بود چون دیگه زنم رسما کونشو به کیر یارو میمالید. بدبخت فرصت نشد ابش بیاد چون رسیدیم پارکینگ. پارکینگ کاملا خلوت بود و یه راه پله هم داشت که میرفت سمت انبارها. یه دفه یارو که داشت میرفت بیرون گفتم شهین سوئیچ یادم رفته تو اینجا باش الان میام، و یه چشمک به شهین زدم اونم فهمید و رفت بیرون یارو حرفامون رو شنیده بود و خوشحال منتظر بود من برم. منم دکمه طبقه همکفو زدم و بعد سریع از پله ها برگشتم که ببینم چیکار میکنن. پشت دیوار مخفی شدم و شنیدم که زنم میگفت شما چند وقته اومدین تا حالا ندیده بودمتون. گفت خانوم من چند هفتست که اومدم و چون مجردم و فقط شبها خونم منو ندیدین.
شهین گفت حالا که مجردین میشه بیاید از انبار یه چیزی بیارید برام؟ یارو گفت چشم فقط شوهرتون ناراحت نشن یه وقت. گفت شما نگران نباش بیا زیاد طول نمیکشه و دزدکی نگاه کردم دیدم در حال مالیدن کون زنم رفتن پایین. منم دنبالشون رفتم. یکم پایینتر که تاریک هم بود وایسادن و زنم گفت شیطون اینجا چی داری و معلوم بود کیرشو در اورد و داره میخوره براش
ممممم چه کیری داری جوووون همسایه به این میگن، کاش شوهرم میدید چه ساکی برات میزنم جووووون. بعضی وقتا اوق میزد معلوم بود داره تا اخر میخوره. حیف که الان نمیشه کونمو جر بدی ولی بعدا جبران میکنم برات. اونم میگفت جوووون عجب چیزی هستی!!! شوهرت چجوری میزاره انقد راحت بگردی؟ چقد بی غیرته! اره خیلی کس کشه ممممم ممممم مممممم ابتو بریز لای پاهام دوست دارم وقتی راه میرم اونجام لیز میشه خیلی باحاله، باشه حالا بخور تا شوهرت نیومده.
اه اه اههه داره میاد پاشو بریزم لای پاهات، من رفتم کنار ماشین وایسادم میدونستم الان میان. اول شهین اومد بالا دنبالشم یارو اومد در حالی که حسابی قیافشون تابلو بود و صورتاشون قرمز شده بود! شهین منو دید یه لبخند زد. یارو که منو دید خشکش زد تابلو ترسیده بود. زبونش بند اومده بود و منتظر بود ببینه چی میگم. گفتم کجا بودی عزیزم گفت رفتم انبارو به اقا رضا نشون دادم اخه انبارمون یکیه ایشون هم لطف کردن گفتن فعلا انبارو لازم ندارم. گفتم اقا رضا دمت گرم خیلی اقایی ایشالا جبران میکنم براتون خیلی لطف دارین. اون که تعجب از سر و روش میبارید با تته پته گفت خواهش میکنم کاری نکردم. و رفت سوار ماشینش شد و رفت. یه دفه دوتامون از حالت حرف زدنش خندمون گرفت، شهین اومد جلو کیرمو گرفت گفت میبینم که همه رو شنیدی و حسابی راست کردی؟!! گفتم اره کونی جنده به لطف تو همیشه کیرم شقه!! سوار شدیم و راه افتادیم سمت خونه شهلا. گفتم حالا چرا ابشو ریختی لای پات گفت تو نمیدونی اونجا که لیز میشه خیلی حال میده منم که شرت ندارم خیلی حال میکنم.
گفتم راستی منم میام بالا یه سلامی میکنم بعد میرم گفت نه زشته شاید شهلا لباس مناسب نداشته باشه، داشت بهونه الکی میاورد چون لباس شهلا هیچوقت مناسب نبود!! گفتم خوب همه کس و کون تورو میبینن چی میشه منم زنای دیگه رو نگاه کنم! میام همون جلو در یه سلامی میکنم، با اکراه گفت باشه بابا بیا. تو یه فرصت گوشی زنمو برداشتم و ضبط صدا رو فعال کردم.
ایفونو که زدیم دیگه گوشی رو برنداشت مستقیم دکمه در و زد و باز کرد. رفتیم بالا در خونه دانشجوها بسته بود و صدایی نمیومد. شهلا با یه شلوارک سفید خیلی نازک که رنگ شورتشم معلوم بود با یه تاب کوتاه بالا نافی اومد دم در واحدشون. منو که دید یکه خورد و رفت پشت در. شهین گفت بابا بیا غریبه که نیست چرا اینجوری میکنی منم از اونا دارم دیگه. خندید اومد بیرون گفت چی میگی بی شعور و سلام کرد ولی یه ذره خجالت میکشید. گفتم من دیگه نمیام داخل و میرم. اونم گفت حالا میومدی داخل یه چیزی میخوردین اینجوری زشته. شهین گفت الان دادم کلی خورد تو نمیخواد بدی بخوره. یه دفه هر دوتاشون زدن زیر خنده و من که تعجب کرده بودم از این رفتارش زل زده بودم به شهلا ببینم چی میگه اونم یه لبخندی زد گفت دیوونه بیا داخل و خودش رفت تو و با این کارش کونشو بهم نشون داد. شهین یه چشمک زد و رفت دنبالش. اووووف کون شهلا تو اون شلوارک خیلی سکسی بود داشت دیوونم میکرد زنم رفت داخل یه سیلی زد دم کون شهلا و در و بست. واااای داشتم دیوونه میشدم. رفتم بالا راه پله و کنار در پشت بوم نشستم. ببینم کی میاد یا میره. بعد یه ربع صدای در اومد، دزدکی نگاه کردم دیدم شهلا با همون لباسا اومد بیرون و رفت پایین. پس شهین چی؟!! اون چیکار میکنه!! بعد 4 5 دقیقه جواب سوالمو گرفتم. علی داداش شهین همراه حسین پسر خالش اومدن بالاو مستقیم رفتن داخل!! اووووووف بازم که میخواد به این دو تا بده!!
پس قرار بوده شهین به این دو تا بده شهلا هم بره پیش دانشجوها. دیگه اونجا جای من نبود یواشکی اومدم بیرون و سوار ماشین شدم رفتم خونه و فیلم ساک زدن زنم واسه پیر مرده رو دوباره گذاشتم نگاه کردم و یه جق جانانه زدم و منتظر شدم که زنم بیاد خونه ببینم چیکار کرده... ادامه دارد
     
#25 | Posted: 29 Aug 2013 02:20
قسمت 23
حدودا 2 3 ساعتی تو خونه منتظر بودم ولی خبری نبود که یه دفه اس ام اس اومد برام، شهین بود میگفت اگه میتونی بیا دنبالم اگه هم نمیتونی خودم بیام. گفتم میام الان. رفتم خونه شهلا و در زدم. در بیرون رو باز کردن و رفتم بالا، شهلا اومد دم در گفت بیاین داخل یه شربت بخورین بعد نمیزارم اینجوری برید زشته، یه شلوار خیلی تنگ پاش بود با یه تاب نازک بسیار زیبا که سینه هاش زیرش حسابی خود نمایی میکرد و میلرزید. منم رفتم داخل و دیدم زنم رو مبل نشسته و جلوش علی و حسین بودن. رفتم باهاشون سلام علیک کردم و حسابی تحویل گرفتن منو. جالب بود که زنم بجای دامن طوسی یه شلوار خیلی خیلی نازک و تنگ سفید پاش بود که از جلو رفته بود لای کسش و دقیقا روبروی پسرا نشسته بود، دکمه پایین مانتوش باز بود و قلنبه کسش زده بود بیرون اونا هم خیلی تابلو زنمو نگاه میکردن و منو مرد حساب نمیکردن!! شال سرش نبود و نصف سینه هاش بیرون بود. برا خودم خیلی جالب بود که مرد بیاد زنشو با این وضعیت جلو بکن هاش ببینه و چیزی هم نگه. حسابی راست کرده بودم و زنم هم اینو فهمیده بود. همش به بهونه های الکی بلند میشد و با اینکار کون و هیکلشو نشون میداد و به من چشمک میزد.
شربتو خوردم با هزار بدبختی! و گفتم پاشو بریم دیره. شهلا لامصب چه دلبری میکرد! نزدیک بود همونجا جلو داداشش بگیرم بکنمش. موقع رفتن هم هردوتاشون با زنم دست دادن انگار نه انگار که مثلا غریبه ای چیزین!!
توراه پله یه دستی به کونش کشیدم گفتم جنده پس دامنت کو چرا اینو پوشیدی؟ گفت خب موقع اومدن کثیف شد منم اینو اضافی اورده بودم همراه خودم، سوار ماشین شدیم و راه افتادیم سمت خونه. گفتم راستی اینا کی اومدن؟ گفت حدودا یک ساعتی هست اومدن خیلی پسرای مودبی بودن. گفتم حتما با اون کس و کونی که تو نشونشون میدادی تونستن مودب باشن!!! گفت حالا یکم دید زدن که نشد بی ادبی، بیچاره ها که کاری نکردن. گفتم یعنی هیچ کاری نکردن؟!! باور نمیکنم
دستشو گذاشت رو کیرم و گفت حالا گیریم که 2 3 باری هم اشتباها دستشون یا بدنشون خورده باشه به کونم این که چیزی نیست. گفتم به به کم کم داره جالبتر میشه. گفت نه دیگه از این بیشتر خبری نبود. رسیدیم خونه. تو پارکینگ ماشین رو نگه داشتم و پیاده شدیم رفتیم سمت اسانسور، 3 تا پسر 19 20 ساله کنار اسانسور داشتن با هم حرف میزدن که یکیشون زنمو دید و به دوستاش گفت اینارو نگاه بیاین بریم دنبالشون و بعد از سوار شدن ما اونا هم اومدن داخل اسانسور، انقد قیافش و تیپش شهوتی بود که هرکی میدیدش میوفتاد دنبالش!! ولی باز این 3 تا بچه خیلی تابلو بود کارشون، مشکوک شدم که نکنه شهین چیزیش هست، از اینه بغلی که نگاه کردم دیدم بله پشت مانتوش به کش شلوارش گیر کرده و کامل اومده بالا و کل کونش تو اون استرج سفید افتاده بیرون حالا نمیدونم عمدی بود یا سهوی تازه سوتینشم از زیر مانتو قشنگ معلوم بود. از تو اینه میدیدم که یکیشون کف دستشو گذاشته رو کون زنم ولی جرات نداشت کار دیگه ای بکنه یا دستشو تکون بده. شهین به بهونه در اوردن چیزی از کیفش چرخید و یکمی هم رفت عقب و باعث شد کونش بچسبه به کیر پسره! قیافش دیدنی بود. رسیدیم طبقه خودمون و پیاده شدیم و اونا هم با کیر شق شده رفتنمون رو نگاه میکردن. رفتیم داخل گفتم با اون کارت بچه ها رو تا اینجا کشیدی دنبال خودت ها!! گفت کدوم کار؟ گفتم مانتوتو میگم. یه نگا انداخت گفت ای بابا این چرا اینجوریه!! پس بگو بچه ها چرا اینقد جسور شده بودن!! نزدیک بود جلو تو لختم کنن همچین کیرشو فشار میداد به کونم.
گفتم حسابی جنده شدی ها از هیچ کیری نمیگذری، فقط یه لبخند زد و رفت حموم. منم فوری رفتم سراغ گوشیش ببینم چی ضبط کرده. اولش چیزی نبود تا دقیقه 20 اینا، تند تند رد میکردم تا برسم به جاهای حساسش.
شهین: خوب کیر شوهرمو راست کردی ها جنده چیه واسش نقشه کشیدی؟
شهلا: برو بابا اون اگه کیر داشت و عرضه داشت که الان زنش اینجوری جنده نبود
.
.
.
تو بشین من الان میام
شهین: کجا با این لباسا؟
شهلا: میرم پایین پیام کارم داره الان میام
شهین: اینجوری مهمون داری میکنی؟
شهلا: نگران نباش بهت بد نمیگذره.
بعد چند دقیقه صدای در اومد و شهین رفت در و باز کرد و مثل اینکه از دیدن حسین و علی تعجب کرد چون گفت ا تو اینجا چیکار میکنی؟ علی گفت به به شهین خانوم ماشالا چه جیگری شدی؟ تو اینجا چیکار میکنی؟ شهلا کجاست؟
شهین: من میدونم اینا همش نقشه شهلاست که منو کشونده اینجا.
چی میگی بابا ما فقط اومدیم یه سر به شهلا بزنیم و بریم حالا بیا داخل الان شهلا هم میاد.
جنده تا قبل شوهر کردنت هر روز کونتو میکردم الان واسه من ناز میکنی؟!! امروز کاری میکنم واسه کیرم له له بزنی
شهین: (با صدای لرزون) علی جان حالا عصبانی نشو خودت میدونی شوهرم بفهمه بدبخت میشم واسه اونه که نمیخوام اینکارو بکنم وگرنه از کیر تو بهتر !!
خفه شو بیا کیرمو بخور که حسابی هوس کونتو کردم لامصب همچین کونی گیر نمیاد
حسین بیا لختش کن که میدونم خیلی بیتابی
شهین: باشه باشه براتون میخورم فقط خواهش میکنم اروم باشین خودم در میارم لباسامو.
لازم نکرده تو فقط کیرمو میک بزن. . بعدش تا چند دقیقه صدای زنم میومد که داشت شدید ساک میزد و معلوم بود حسابی دهنشو میگان . فقط بعضی وقتا یه داد میکشید و دوباره میکردن تو دهنش. حسین گفت اه علی این کثافت نزدیکبود رو کیرم بالا بیاره!!
علی گفت خوب اونجوری که تو میکنی بالا میاره دیگه با اون کیر درازت. شهین میگفت تورو خدا بسه دارم خفه میشم. علی گفت بسه بیا دوتایی بکنیمش. شهین میگفت نه تورو خدا جر میخورم دوتایی نه
یه دفه صدای سیلی اومد و زنم شروع کرد گریه کردن و علی گفت خفه شو دیگه صداتو نشنوم ها جنده عوضی. بعدم مثل اینکه داشتن دوتایی میکردنش چون حسابی سر و صداشون میومد. بعد اینکه حسابی زنمو گاییدن علی گفت حرومزاده الان ابمونو باید کامل بخوری ها. گفت اخه کیرتون کثیفه تورو خدا بریز اونجا اینکارو نکن. ای ای ای غلت کردم موهامو نکش گه خوردم باشه میخورم. بعد چند دقیقه گفت افرین حالا پاشو برو خودتو تمیز کن جنده خانوم.
بعد چند دقیقه زنم اومد گفت ایول علی خیلی وقت بود همچین سکسی نداشتم واقعا حال کردم. شوهرم نمیدونه که من خشن دوست دارم و تا دردم میگیره میکشه بیرون اما تو خوب میدونی چطوری بکنی. حسین اقا دست تو هم درد نکنه خیلی با کیرت حال کردم.وجدانا یکم که جون گرفتین بازم بکنین کونم حسابی به کیراتون نیاز دارهههه
علی: باشه جنده جون فعلا که نا ندارم تکون بخورم
بعدش هم زنگ میزنم شوهرم بیاد دنبالم و برا اینکه بفهمید چقدر بی غیرته ببینید چیکارا میکنم جلوش.
علی: جوووون تو از اولشم معلوم بود چی گیرت میاد. یادته هر بار که میکردمت زیر کیرم التماس میکردی بگیرمت؟ میدونستم جنده ای و اگه شوهر هم بکنی باز میای زیر کیر خودم
ادامشو دیگه نتونستم گوش کنم چون زنم از حموم اومد بیرون. ولی بعدا که گوش دادم فهمیدم که یه دفه دیگه حسابی گاییدنش و بعدشم که من رفتم عمدا اونجوری سکسی بازی در میاورده. شیدا هم حسابی به بچه های طبقه پایین کس داده بود و همه چیزا زیر سر اون بود که شهینو بیاره واسه داداششو پسر خالش تا بکننش. زنم چه کوسایی میداد!! هر روز هیکلش سکسی تر میشد و شبانه روز فقط به فکر سکس بود. دیگه یه جورایی ازادش کرده بودم و همه کار میکرد. خیلی دوست داشتم بدونم که قبل ازدواج چه کارایی میکرد. این شد که رفتم تو کارش و کم کم از زیر زبونش میکشیدمکه چه سکسایی داشته!!
ادامه دارد...
     
#26 | Posted: 2 Sep 2013 16:44
قسمت 24

یه روز از سر کار که اومدم دیدم مهمون داریم. عموم با پسر 16 سالشون و زنش اومده بودن. اونا یه شهر دیگه هستن و اومده بودن شهر ما واسه دکتر رفتن زن عموم. مثل اینکه یه مریضی خاصی داشت. قبلش بگم که حدود 7 سال قبل یه بار که خونه یکی از اقوام خوابیده بودبم من کنار عمو خوابیده بودم و اونشب حسابی کونمو مالید اما چون چند نفر دیگه هم تو اتاق خوابیده بودن نتونست منو بکنه فقط مجبورم کرد حسابی کیرشو بخورم. اون زمان من مثل دخترا خوشکل بودم و خیلیا برام راست میکردن. بعد از اون دیگه فرصتی نشد که کاری بکنه و بروم هم نیاورد. باهاشون سلام و احوالپرسی کردم و کلی تعارفات معمولی که میگذرم...
به به شهین هم حسابی واسه عمو و پسر عموی ما خوشکل کرده بود و اون کون گندشو انداخته بود بیرون. یه شلوار استرج سبز پوشیده بود با یه لباس سفید چسب بدنش که تا زیر کونش بود و حسابی به کونش چسبیده بودولی بالاش یه کم گشاد بود و حسابی سکسی شده بود. زن عموم معلوم بود اصلا از این وضع راضی نیست ولی چاره ای نداشت. سم عموم حمید بود و پسرش هم امیر. امیر ظاهرا پسر مودب و ارومی بود ولی همش زیر زیرکی کون و هیکل زنمو دید میزد. ناهارو خوردیم و حسابی زنم دلبری کرد واسه مهموناش. ساعت حدودا 5 بود که عموم گفت ما دیگه بریم مطب که دیر شده، امیر گفت میشه من نیام اینجا باشم تا برمیگردید؟ حوصله مطبو ندارم. زن عمو گفت نخیر نمیشه پاشو بریم. اخر زنم و عموم تونستن راضیش کنن که امیر اینجا باشه بعد بیان دنبالش.بعد رفتن اونا زنم خیلی امیرو تحویل میگرفت و حسابی باهاش شوخی میکرد. امیر هم روش باز شده بود. من داشتم ماهواره نگاه میکردم که دیدم زنم رفت تو اتاق و بعد چند دقیقه برگشت منتها بجای اون لباس یه تاب خیلی نازک و تنگ مشکی پوشیده بود که کمرشو سینه هاشو کلا انداخته بود بیرون و کونش تو اون شلوار نازک مثل ژله میلرزید. امیر نفسش بند اومده بودو خیره هیکل زنمو نگاه میکرد.
امیر گفت شهین خانوم شما کامپیوتر ندارید؟ زنم گفت چرا داریم پاشو بریم تو اتاق نشونت بدم. و با هم رفتن تو اونیکی اتاق بعد 10 دقیقه دیدم زنم اومد بیرون و اومد کنارم. گفتم شهین چیکار میکنی ؟!! گفت وای این بچه با نگاهش داره منو میخوره اجازه میدی یکم حال کنم باهاش؟ گفتم بابا بچست ول کم. گفت نه تورو خدا کیرش خیلی باحاله هوس کردم. گفتم باشه فقط ابرو ریزی نشه ها در ضمن از کس هم نمیدی بهش. گفت اخ جووووون پس بعدا واست تعریف میکنم چون میدونم حال میکنی. اینارو زنم واسم تعریف کرد که منم براتون میگم
رفت تواتاق خواب و یه دامن خیلی کوتاه پوشید که خیلی سکسی بود و کل روناش بیرون بود. رفت پیش امیر و نشست کنارش. امیر با دیدن پاهای سفید زنم حسابی شق کرده بود. یکم حرفای معمولی زدن و امیر گفت شما خیلی خوشکل هستین ها. شهین گفت اره از اونجات که ورم کرده و از چشمات که داره منو میخوره معلومه تو نمیترسی از شوهرم؟ امیر گفت والا اولش میترسیدم اما با کارایی که تو میکنی و اون چیزی نمیگه کم کم ترسم ریخت. شهین یه دست به کیرش کشید گفت جووون اینجا چی داری؟ و مشغول در اوردن کیرش شد. جوووون چه کیر سفیدی داری تو و همونجا مشغول خوردن کیرش شد. یکم که خورد گفت صبر کن برم ببینم شوهرم چیکار میکنه الان برمیگردم. اومد بیرون منو کشید اشپزخونه و جلوم زانو زد شروع کرد ساک زدن. هیچی نمیگفت فقط میخورد.بعد دوباره رفت تو اتاق گفت اون خوابه بیا زود کارمون رو بکنیم. به دیوار تکیه داد دامنشو زد بالا گفت بکن تو کونم. امیر از پشت مشغول گاییدن کون زنم شد و چون کون زنم خیلی نرم بود و اونم بی تجربه بود خیلی زود ابش اومد و خالی کرد تو کون زنم. من رفتم تو اتاق خواب و زنم فوری اومدو در و بست پشت سرش گفت بیا بکن که دارم میمیرم و چهار دستو پا شد منم یه تف زدم در کونشو کیرمو فشار دادم تو کونش تا ته رفت. خیلی لذت بخش بود هی میگفت بکن تندتر بکن خیلی حال میده جوووون ااااههههههه
هی میگفتم ارومتر الان میشنوه بابا ولی گوشش بدهکار نبود و هی میگفت بکن تا ته بکن جوووون خیلی حال میده کونمو بگا.
بعد اینکه حسابی کونشو گاییدم نزدیک ارضا شدن زنم منم با چند تا تلنبه محکم آبمو اوردم و ریختم تو کونش و با اینکار من اونم ارضا شد. همش میگفت جوووون خیلی چسبید مخصوصا کیر امیر خیلی مزه داد ممممممم. بعدشم پاشد با همون دامن رفت تو پذیرایی بدون شرت. منم بعد نیم ساعت رفتم دیدم همونطوری روبروی امیر نشسته و کسشو انداخته بیرون من که رفتم یکم خودشو جمع کرد. حدود ساعت هشت و نیم عموم و زنش اومدن و هرچی اصرار کردن نذاشتم برن گفتم امشبو باید اینجا بمونین دیگه دیر وقته.زنم یه تاب سکسی پوشیده بود که سینه هاشو حسابی نشون میداد با یه دامن بلند خیلی تنگ که کونش داشت جرش میداد. عموم کلا میخ کون زنم بود. زن عموی 40 ساله منم که میدید اینجوریه میخواست کم نیاره و با تابو شلوار نشسته بود. هیکلش یک دهم زنم هم نبود ولی از هیچی بهتر بود.
زنم همچین کونشو قر میداد که کیر هر دوتاشون رو راست کرده بود. دکتر به زن عموم قرصایی داده بود که خواب اور بودن و خیلی زود تصمیم گرفت که بره بخوابه. جای هر سه تاشون رو تو اون اتاق انداختیم. بعد خوابیدن زن عموم دیدم زنم دامن کشیشو کمی کشیده پایین و وقتی خم میشد و میخواست چیزی تعارف کنه یه وجب از کمرش و کونش میوفتاد بیرون و حسابی سکسی بود. دیدم خیلی دلش میخواد حال کنه و اگه من باشم عموم میفهمه بی غیرتم و ابروم میره پس تصمیم گرفتم تنهاشون بزارم پس گفتم عمو شرمنده من باید صبح برم سر کار با اجازتون برم بخوابم. اونم که خیلی خوشحال شده بود از حرفم گفت برو پسرم من مزاحمت نمیشم برو بخواب. رو تخت دراز کشیده بودم که زنم اومد گفت بخواب عزیزم من به خاطر عمو جان یکم دیگه میشینم بعد میام میخوابم. گفتم باشه تو برو.شنیدم عموم به امیر میگفت پاشو برو بخواب و با وجود اینکه دلش نمیخواست بره مجبورش کرد که بره بخوابه و عموم در اتاقشون رو بست. از لای در نگاه کردم دیدم شهین کنار عمو نشسته و حسابی داره واسش دلبری میکنه به بهونه جمع کردن چیزای زیر میز براش قنبل میکرد اونم به کونش دست میکشید ولی شهین به روی خودش نمیاورد. بعد حدود نیم ساعت از اومدن من به اتاق خواب دیدم داره میاد سمت اتاق. سریع خودمو به خواب زدم، اومد یه نگاه بهم انداخت و رفت سمت کمد لباسها، بعد رفتنش منم رفتم از لای در نگاه کرد دیدم لباساشو عوض کرده و یه دامن یه وجبی پوشیده بدون شرت که نصف کونش بیرون بود. عموم که اونجوری دیدش گفت محمود خوابه؟ گفت اره
گفت بیا کنار خودم بشین عروس گلم کارت دارم. اونم رفتو چسبیده بهش نشست. بعد یکم پچ پچ زنم پاشد رفت آشپزخونه و اونم رفت دنبالش. داخل آشپزخونه رو هم تا حدی میدیدم. زنم گفت چه کیر سیاه و کلفتی داری و مشغول خوردن شد. عموم میگفت این محمود کونی عجب زنی گرفته ها کوفتش بشه، میگن کونیها شانس میارن.
شهین گفت چی میگی عمو یعنی واقعا کونیه؟!!! گفت اره بابا من یه بار کردمش ولی شنیدم به بقیه خوب میداد.
شهین: پس بگو چرا انقد بی غیرته. عمو کونم چطوره؟ دوسش داری؟
اره جنده خیلی کون عالیی داری کیرم داره میترکه. پاشو میخوام ایستاده بزارم تو کونت. قنبل نکن همینجوری میکنم. فقط یه کم پاهاتو باز کن. زنمم همونکارو کرد و عمو کیرشو با فشار وارد کرد، تو اون حالت حسابی کونش تنگ شده بود و معلوم بود داره به سختی میره. زنم به گریه افتاده بود ولی عمو ولکن نبود. زنم هم از ترس بیدار شدن بقیه صداش در نمیومد. عموی کیر کلفتم محکم تو کونش تلنبه میزد کم کم زنمم عادت کرد و همش میگفت قربون کیرت برم امروز کشتی منو با کیرت اخرش رفت تو کونم جوووون بکن. همش قربون صدقه کیر عمو میرفت. حالا دراز بکش رو زمین و پاهاتو جفت کن. تو همون حالت روش دراز کشید و دوباره کرد تو کونش. زنم هی میگفت ارومتر الان جر میخورم. اخرش همه ابشو خالی کرد داخل کونش، حدود 10 دقیقه رو کون زنم خوابید و پاشد رفت دستشویی. یعنی اگه خونه خالی بود حتما کون شهین رو پاره میکرد !!
زنم همونجا دراز کشیده بود و اب عمو رو میمالید رو کونش بعد هم پاشد اومد سمت اتاق. من رفتم رو تخت و خودمو زدم به خواب. اومد بدون اینکه کونشو تمیز کنه کنار من دراز کشید. بوی آب منی و عرق قاطی شده بود و بوی تندی میداد. دزدکی که نگاه کردم دیدم کونشو عمدا داده سمت من و به پهلو خوابیده!! انگار میخواست کون دادنشو جلو من تابلو و علنی کنه.
من که خیلی خسته بودم زود خوابم برد و نفهمیدم کی صبح شد. با صدای گوشیم بیدار شدم و رفتم سر کار، ظهر که اومدم مهمونا رفته بودن و شهین هم خیلی معمولی مشغول کارای خونه بود. کارای دیشبش کلا جلو چشمام بود، اخه با عمو و پسر عمو هم سکس؟!!؟!!! دیگه کلا بیخیال آبرو و غیرت شده بودمو فقط حال کردن برام مهم بود.
ادامه دارد...
     
#27 | Posted: 4 Sep 2013 01:15
قسمت 25
به یاد سکس دیشب عموم با شهین یه سکس جانانه باهاش داشتم و همین باعث شد 3 4 روزی شهوتمون بخوابه و هیچکدوم کاری نکنیم و حرف خاصی نزنیم، تا پنجشنبه که من زود از سر کار اومدم. زنم انگار کرمش داشت تکون میخورد دوباره. پرده ها رو کنار زده بود و پنجره رو باز گذاشته بود و با وجود اینکه تو آپارتمان روبرویی کارگرا کار میکردن با یه شلوارک و تاب خیلی نازک و سکسی تو خونه میگشت. کارگرا حسابی راست کرده بودن و داشتن با دیدن هیکلش حال میکردن. منم اصلا به روی خودم نیاوردم و جلوی اونا بغلش کردم و بوسیدمش و حسابی کونشو مالیدم. اونا حسابی تو کف بودن. نهارو خوردیم گفتم امروز یه تیپ ضایع بزن بریم بیرون یکم بگردیم یه خریدی هم بکنیم. گفت یعنی چی ضایع؟!! گفتم یعنی جوری باشه که انگار اومدی بیرون شوهر پیدا کنی. میخوام حسابی بندازی بیرون همه جاتو. بعد 15 20 دقیقه دیدم اومد بیرون از اتاق، یه مانتو سفید پوشیده بود تا زیر کونش که کشی بود و نازک و اگه شالشو میزد کنار جزئیات سوتین قرمزش تابلو بود که البته از پشت خط سوتینش معلوم بود. دکمه هم نداشت و عین پوستش چسبیده بود به تنش خیلی باحال بود، با یه ساپورت کرم رنگ که دقیقا رنگ پاش بود و ادمو به اشتباه مینداخت. از دیدن هیکلش سیر نمیشدم واقعا عالی و بی نقص بود. باید اون کون گندشو میدیدین که تو اون لباس چجوری بود. هرکی میدیدش دیوونه میشد با اون استیل اوووووف
رفتیم بیرون 10 12 ثانیه نشده بود که منتظر اسانسور بودیم اومد بالا و در اسانسور باز شد داخلش همسایه بغلیمون بود. سلام و احوالپرسی کرد ولی کلا میخ زنم شده بود، ما که سوار شدیم گفت اوه ببخشید یه چیزی تو ماشین جا گذاشتم و دوباره سوار شد. روبروی زنم واساده بود و نگاشو دوخته بود به کون و هیکل زنم.شهین هم عمدا نیمرخ واساده بود تا با اون کون گنده دیوونش کنه و موفق هم شده بود. موقع پیاده شدن اول زنم رفت بعد من و یه لحظه دیدم که داره مانتوشو میکشه پایین. یکی از لپای کونش کلا افتاده بود بیرون و داشت مرتبش میکرد. جوووون طرف داشت دیوونه میشد با دیدن این کاراش.منتظر بود زنم مثل دفه پیش یه حالی بهش بده اما کیر خورد و زنم با قر و چرخوندن کونش رفت و سوار ماشین شد و رفتیم و یارو همینجوری تو کف موند.
گفت کجا بریم گفتم یه جای شلوغ، حالا کجا رو دوست داری جنده من. گفت بریم مرکز خریدی که خیلی باکلاس نباشه ... خوبه بریم اونجا؟ گفتم اره اون عالیه بریم. وقتی پیاده شد مانتوش اومده بود بالا و نصف کونش بیرون بود و تو اون ساپورت عالی بود. هرکی رد میشد برمیگشت و یه نگاه دیگه میکرد. گفت بریم ببینیم کجاها حراجی زدن بریم اونجا خرید کنیم. از همون جلو مجتمع 1 مرد 40 45 ساله سیبیلوکه اصلا هم به قیافش نمیخورد افتاده بود دنبالمون و وقتی زنم داشت یه مغازه رو نگاه میکرد و جلو من وایساده بود، اومد از پشتش رد شد و قشنگ دستشو مالید به کون زنم و بدون برگشتن رفت، بعد چند دقیقه دیدم به فاصله چند متری وایساده و داره کون زنمو نگاه میکنه. خیلی تیپ متشخصی داشت و کسی شک نمیکرد. گفتم اون مغازه بزرگه هست شال هم میفروشه بریم اونجا خیلی شلوغه. همه جور پوشاکی داشت و از این نمایندگی ها بود برا همین همه جور ادمی هم بود اونجا. همه زنا و مردا خیره شهین رو نگاه میکردن. شالشو جوری جمع کرده بود که پستوناش حسابی خودنمایی میکردن و مانتوش هم اومده بود بالا و ساپورت رفته بود لای لمبرای کونش و حسابی دهن ملتو اب انداخته بود.رفتیم داخل گفتم جدا بشیم بهتره بگردیم لباسای خوشکل پیدا کنیم. گفت باشه عزیزم برو ولی مراقبم باش.
خیلی شلوغ بود و به سختی میشد رد شد از لای جمعیت. یارو که دید من جدا شدم و دارم لباسارو نگاه میکنم خودشو رسوند پشت سر زنم و به بهونه دست زدن به جنسای رو دیوار چسبوند به زنم. زنم یه چند ثانیه ای مکس کرد بعد برگشت یه نگاه بهش انداخت و اروم رفت یه سمت دیگه یاروهم خیلی اروم رفت دنبالش و با فاصلا خیلی کم پشتش میرفت و جنسارو نگاه میکرد. تابلو بود که پایین داره کونشو میماله. بعضی وقتا یه نگاهی سمت من مینداخت و منم خودمو مشغول دیدن لباسا نشون میدادم. یه لحظه از لای جمعیت تونستم کون زنمو ببینم که مانتوش کامل بالا بود و دست یارو لای کونش بود و حسابی داشت میمالیدش. دوباره چند نفر اومدن جلومون و نتونستم چیزی ببینم.تصمیم گرفتم برم از طبقه بالا نگاه کنم اونجا غرفه کت و شلوار بود ولی اون قسمتی که اونا بودن هم معلوم بود و بهترمیدیدمشون. زنم کنار یه میز پر از سوتین وایساده بود و داشت سوتینها رو نگاه میکرد و دست میزد. مانتوش رو یکم کشید پایین که دوباره یارو اومد کنارش وایساد دقیقاچسبیده بهش مثل یه زنو شوهر و از پشت دستشو گذاشت رو کونش. زنم اولش دستشو پس زد و برگشت یه نگاه دور و برش انداخت، دنبال من میگشت اما منو ندید. دوباره یارو اومد و باز بغلش وایساد و دستشو گذاشت رو کونش، ایندفه زنم چیزی نگفت. یه فروشنده زن تقریبا نزدیکشون بود. زنم یه سوتین برداشت و رو به یارو یه چیزی گفت بعد شالشو باز کرد و گذاشت رو سینه هاش از رو مانتو. اووووووف یارو بدجور واسه زنم شق کرده بودا!! یارو یه چیزی گفت و زنم اونو گذاشت یکی دیگه ورداشت ایندفه یارو خودش چسبوند به سینه هاش و خیلی عادی داشتن صحبت میکردن و از پشت کونشو میمالید و دست میکشید.البته بعضی از مردا هم که رد میشدن یه دستی به کونش میکشیدن. فروشنده تعجب کرده بود از کاراشون.
همینطور داشتم نگاه میکردم که احساس کردم یکی کنارمه. اونم داشت کارای زنمو نگاه میکرد، وقتی فهمید نگاش میکنم گفت میبینی چیکارا میکنن؟!! زنه معلومه جندست از وقتی اومده داخل یه سره دارن میمالنش. گفتم تنها اومد تو؟ یعنی اون یارو شوهرش نیست؟ گفت نه بابا تنها بود بعد این افتاد دنبالش و حسابی داره میماله زنه هم کونش میخواره هیچی نمیگه. گفتم واقعا زن تیکه ایه! بنظرت زنه یا دختر؟ گفت مطمئنم زنه هیکلشو ببین حداقل هزار بار کونشو آب دادن که انقد گنده شده. نمیدونم اینا شوهرشون چجوری راضی میشه همچین لباسایی بپوشن؟!!! گفتم خوب حتما شوهرش بی غیرته دیگه. گفت اخه بابا اینو ببین خیلی ضایع پوشیده همه جاش بیرونه تزشم همه دارن میمالنش و هیچی هم نمیگه. گفتم کاش میشد ما هم میکردیمش جنده کون گنده رو. گفت اخخخخ که گفتی، من که حسابی تو کفشم، چند باری دستمو به کونش رسوندم اما حالم بدتر شد بهتر نشد. گفتم چرا وایسادی تو اون شلوغی برو بچسبون بهش دیگه مطمئن باش نه زنه چیزی میگه نه یارو. برو من همراه خانواده اومدم نمیشه بیام. گفت راست میگی برم یه حالی بکنم. بعد یکی دو دقیقه دیدم یارو به بهونه دیدن لباسایی که پشت سر زنم بودن پشت به زنم وایساد و از زیر دستشو چسبوند به کون زنم و یکی از لپاشو قشنگ گرفت تو دستاش.زنم که حالا دو تا دست رو کونش بود برگشت یه نگا به اون کردو کونشو بیشتر داد عقب. طرف داشت از حال میرفت. زنگ زدم به گوشی زنم و گفتم من رفتم یه مغازه دیگه اگه اومدی بیرون بهم خبر بده گفت باشه فعلا دارم لباسارو نگاه میکنم عزیزم. گفتم کسی که مزاحمت نشده؟ گفت نه بابا یکی میخواست شماره بده که نگرفتم رفت. اون دو تا هم که حرفاشو میشنیدن کلا مشغول مالیدن کونش بودن. زنم راه افتاد سمت یه قسمت دیگه و یارو سیبیلیه دستشو انداخته بود دور کمرش و همراش میرفت اون یکی هم کیرشو چسبونده بود به کون زنم و ازش جدا نمیشد. انقد تحریک شده بودن که اصلا عقلشون کار نمیکرد. نزدیک بود دوتایی همونجا زنمو بکنن.
دیگه خیلی تابلو شده بود و منم نزدیک بود ابم بیاد. طوری که اونا نفهمن از مغازه اومدم بیرون و زنگ زدم گفتم بیا بریم بسه خرید. بعد چند دقیقه اومد بیرون و یه پلاستیک هم دستش بود چند تا شرت و سوتین داخلش بود گفت اینارو خریدم بعدا نشونت میدم. مانتوشو کمی مرتب کرده بود اما هنوز یه طرفش کمی بالا بود. اما اثری از اون دوتا نبود. رفتیم سمت یه گوشه مجتمع که بعضی از مغازه هاش خالی بود و کمتر اونطرف میرفتن ملت. یه مفازه پوشاک زنونه هم اون ته بود که صاحبش جلو در وایساده بود و زنمو دید میزد و مشتری نداشت.گفتم بیا بریم اونجا. یه پسر 18 19 ساله صاحبش بود.همونطور که زنمو دید میزد رفتیم داخل.
     
#28 | Posted: 7 Sep 2013 12:34
قسمت 26
اونم که معلوم بود از اومدنمون خیلی خوشحال بود خیلی زبون میریخت. میخ کون زنم شده بود. زنم یه تاب خیلی سکسی دید و گفت میشه اونو بدین؟ وقتی میخواست اونو بیاره پایین زنم از جاش تکون نخورد و پسره مجبور شد از جلوی زنم رد بشه و سینه ها و شکمش کامل به سینه ها و شکم زنم مالیده بشه. پسر دید من چیزی نمیگم و زنمم خودشو نمیکشه کنار، وقتی تابو داد دستش زنم یکم اومد جلوتر و ایندفه پسره از پشت سر زنم رد شد و کیرشو کامل مالید به کونش. گفتم میشه بپوشه ببینیم بهش میاد یا نه؟ گفت راستش چون شما مشتری هستید اشکال نداره وگرنه نمیزارم بقیه تن بزنن. زنم گفت ول کن این مانتو خیلی تنگه نمیتونم دربیارم همه موهام خراب میشه. گفتم چقد تو گشادی بپوش ببینیم دیگه چرا بهونه میاری؟ زنم گفت باشه پس شالو بگیر برم بپوشم. شالو که داد به من پسره تو کف سینه های زنم مونده بود و نمیتونست ازشون چشم برداره. رفت داخل اتاق پرو که خیلی هم کوچیک بود . رفت داخل بعد چند ثانیه یه صدایی اومد معلوم بود ارنجشه که میخوره اینور اونور. درو نیمه باز کرد گفت اینجا خیلی تنگه نمیشههههه
گفتم داداش میشه در بیرونو ببندی که مشتری دیگه ای نیاد داخل زنم بتونه راحت لباس عوض کنه؟ پسره که از پیشنهاد من کپ کرده بود گفت بله بله چرا نمیشه.بعد رفت درو بست و همینطور وایساده بود و زنمو نگاه میکرد. زنمم انگار کسی اونجا نیست پشت به ما مانتوشو کشید بالا و از تنش در اورد. پسره جلو شلوارش قلنبه شده بود و با دیدن کون زنم بی اختیار دستش رفت سمت کیرش و جابجاش کرد. زنم تابو پوشید و یه چرخ زد گفت چطوره؟ گفتم عزیزم چقد ماه شدییییی عالیه خیلی جیگری. زنم اومد کنار پسره و تو آیینه قدی داشت هیکلشو برانداز میکرد. نمیدونید کون و سینه هاش چقد سکسی بودن. پسره به عمرش همچین چیزی ندیده بود. یه دفه گوشیم زنگ خورد یکی از دوستام بود احوالپرسی کرد و قطع کرد ولی من الکی حرف میزدم انگار که هنوز پشته خطه. به زنم گفتم من یه کاری برام پیش اومده میرم بیرون یه زنگ میزنم الان میام. تو لباسارو نگاه کن الان میام و رفتم تو سالن. رفتم یه گوشه تاریک و مشغول دید زدنشون شدم. پسره رفت جلو یه چیزی گفت و زنم اونو کشید تو اتاق پرو و دیدم که جلوش زانو زد، پسره رو میدیدم ولی زنمو نمیدیدم. داشت کیرشو میخورد.بعد 40 50 ثانیه زنم بلند شد و کونشو داد سمتش ساپورتش تا رونش پایین بود، پسره از پشت داشت میکرد ولی نمیدونم کونشو یا کسشو. اروم رفتم سمت مغازه تا بهتر ببینم. پسره تند تند تلنبه میزد تا اینکه ابش اومد و همه رو ریخت تو پس معلوم شد تو کونش میکرد! پسره زود خودشو مرتب کرد و در حالی که زنم اروم داشت شلوارشو میکشید بالا و مانتوشو مرتب میکرد رفتم داخل، پسره یه جورایی خشکش زده بود ولی زنم خیلی عادی گفت اومدی عزیزم. نمیدونی این آقا چه چیزای خوبی داشت. گفتم امتحان کردی خوب بود؟ لب پایینشو با شهوت گزید و گفت اره فقط یه ذره کوچیک بود و یه نگاه شهوتی به پسره انداخت. گفتم خانوم اگه کارت تموم شده بریم. رفت جلو با پسره که همینجوری ماتش برده بود دست داد و لباشو بوسید و رفت منم یه چشمک به پسره زدمو رفتیم بیرون.
گفتم جنده کون دادی بهش؟ گفت ارههه خیلی چسبید میدونستم داری نگاه میکنی، خیلی دوست دارم با ادمای ناشی و ترسو سکس کنم خیلی حال میده. گفتم چیکار کنیم بریم؟ گفت نمیدونم بدجور اتیش گرفتم هنوز میخوام، گفتم خب بریم خونه خودم ردیفت میکنم گفت نه کیر تو نههههه هوس کیر تازه کردم. گفتم مگه چند تا کیر نخورده بهت؟ گفت اخه فقط یکیشون رفت تو کونم که اونم فقط بیشتر تحریکم کرد. گفتم راستی کونت انگار گشاد شده ها من که فقط 4 5 بار گاییدمت. گفت خوب با اون کیر گندت هر دفه نیم ساعت میکنی گشاد میشه دیگه، در ضمن پرسیدم میگن همینجوریه اگه 4 5 بار بدی گشاد میشه در ضمن من گشاد نشدم پسره کیرش کوچیک بود تازشم خیلی درد داشت من چیزی نگفتم. گفتم اووووو باشه بابا حالا یه چیزی گفتیم ما. گفتم نظرت چیه بریم پیش خیاط یکم اذیتش کنیم؟ گفت کدوم؟ گفتم بابا همونکه به زور مجبورت کرد کیرش رو بخوری، یه دفه کپ کرد گفت چی میگی؟ یعنی تو دیدی چیکار کرد؟ گفتم اره دم در بودم حرفاتون رو میشنیدم. گفت پس چرا کاری نکردی؟ گفتم اخه خودت دوست داشتی دیگه نخواستم حالتو بگیرم. گفتم حالا هم سخت نگیر میریم الکی یه چیزی سفارش میدیم یکم اذیتش میکنیم. گفت باشه هرچی تو بگی. رفتیم یارو تا مارو دید شناخت و خیلی تحویل گرفت همش نگاش به هیکل زنم بود. گفت ماشالا چقدر عوض شدید نکنه مانتو الان به تنتون اندازه نیست برا همین اومدین؟ زنم یه دست به بغلای کونش کشید گفت اره اینجاهام رشد کرده اصلا این قسمتش پایین نمیاد ولی مانتورو نیاوردیم بعدا میاریم ببینید فعلا اومدیم یه لباس مجلسی سفارش بدیم.
گفت چشم الان اندازه هاتون رو میگیرم. شاگردش نبود خودش مترو برداشت و رفت سراغ زنم. قشنگ رفت از پشت چسبوند به کون زنم و به بهونه اندازه گرفتن سر شونه ها و دور سینه های زنم سینه هاشو میمالید و کیرشو به کونش فشار میداد.زنم که شالشو برداشته بود حسابی سینه هاش افتاده بود بیرون. یارو فهمیده بود من بی عرضم علنا داشت زنمو میکرد جلو چشمام. میگفت اقا دوست دارین سینه های زنتون تا کجا معلوم باشه و دستشو گذاشته بود وسط سینه هاش و گفت اینجا خوبه؟ گفتم نه یکم پایینتر. گفت پس فقط سر سینه هاشو بپوشونه؟ گفتم اره.بعد زنمو چرخوند پشت به من و گفت پشت لباس چجوری باشه؟ منم گفتم بجز رو شونه هاش که لباسو نگه میداره تا کمرش لخت باشه. اونم دستشو رو کمر و پشت زنم کشید گفت انقدش لخت باشه خوبه؟گفتم نه بیا پایینتر تا رو کونش. اونم دستشو کشید رو کون زنم گفت اینجا خوبه؟ گفتم اره فقط کونشو بپوشونه در ضمن خیلی تنگ باشه ها ، بعد شروع کرد نوشتن بعدش دوباره متر برداشت مانتو زنم رو کامل کشید بالا و 4 5 قسمت از کون زنمو اندازه گرفت و حسابی کونشو مالید. اصلا انگار نه انگار که زن منه! فکر کنم یارو شرت نپوشیده بود چون کیرش شلوار پارچه ایش رو حسابی اورده بود بالا اونم بی تفاوت جلو چشم من کیرشو به کون و رون زنم میمالید حین اندازه گزفتن. مرد با دل و جرئتی بود و اصلا به روم نمیاورد فقط حالشو میکرد. گفت پایینش چی؟ گفتم تا مچ پاش باشه و خیلی تنگ باشه در ضمن بغلش چاک داشته باشه و تا وسط کونش چاکش بیاد بالا و اونقدر تنگ باشه که وقتی راه میره یه پاش تا شرتش بیوفته بیرون در ضمن گردی و سایز کونشو هم کامل نشون بده. گفت نگران نباشید میدونم چی میخواید. لباسی برای خانوم خوش هیکلتون بدوزم که هرکی دید نتونه ازش چشم برداره. و یه دست به پشت زنم کشید. بعد گفت لطفا بیاید پارچه هارو نشون بدم از رو کاتالوگ. من جلو میز وایساده بودم و زنم در حالی که مانتوش بالا بود و کون نرم و گردش کامل بیرون بود کنار من وایساده بود و رو کاتالوگا خم شده بود و کونشو قنبل کرده بود سمت خیاط، اونم برای اینکه توضیح بده راجبشون اومده بود چسبیده به کون زنم واساده بود و در حالی که محکم کیرشو به کون شهین فشار میداد توضیحاتی درباره پارچه میداد. یه نگاه بهش انداختم ببینم عکس العملش چیه که یه چشمک بهم زد و گفت من مشتریهامو خوب میشناسم و مشتری مثل شما زیاد داشتم و دقیقا میدونم چی میخواید نگران نباشید نمیزارم ناراضی از اینجا خارج بشید بعد به من گفت بیاید دنبالم. منو برد اتاق بغل که کوچیک بود و با دیوار کاذب ساخته بودن.
یه کامپیوتر بود گفت بشین اینجا و این لباسارو نگاه کن تا من دوباره اندازه هارو بگیرم. بعد یه برنامه فعال کرد که تصویر دوربین مدار بسته اتاقی رو که زنم اونجا بود رو نشون میداد اروم گفت ببین حال کن. بعد رفت اونجا. من از صفحه مانیتور داشتم نگاهشون میکردم و باورم نمیشد اینجا چه خبره چرا من کاری نمیکنم. صداشون میومد که زنم گفت اندازه دوباره واسه چی؟ اونم زنمو بغل کرد و سینه هاشو میچلوند گفت باید دقیق باشه واسه همچین لباسی، بعد ساپورت زنمو کشید پایین و کیر خودشم از شلوارش در اورد و با اشاره به زنم میگفت بخور. بعد داد زد عکسا چطوره خوبه؟ گفتم اره دستت درد نکنه عالیه.
     
#29 | Posted: 9 Sep 2013 14:26
قسمت 27
رو به دوربین موهای زنم رو گرفته بود و سرشو به کیرش فشار میداد زنمم سعی میکرد همشو تو دهنش جا بده و صدایی ازش در نیاد که من نفهمم. منم داشتم کیرمو میمالیدم با دیدن این صحنه ها. میگفت هیکلتون تو اون لباس عالی میشه و حسابی دل همه رو میبرید. بعد بلندش کرد و روی میز کارش خمش کرد و کیرشو کرد تو کونش و همینجور که میکرد گفت مخصوصا باسنتون همه مهمونا رو جذب میکنه. میگفت شوهرتون مرد بسیار خوبیه خیلی بزرگواره قدرشو بدونید. صدای اه اه اروم زنم میومد و میگفت اره خیلی بزرگواره اه اه و خیلی اروم داشت میگفت ارومتر جر خوردم الان میاد. اونم میگفت عکسا خوبن؟ گفتم اره خیلی عالیه شما عجب چیزای دارید ها، گفت اره همه فوری مشتری میشن میدونم شما هم پسندیدید خانومتون هم دوست داره. دیگه علنا داشت تلنبه میزد و صدای شالاپ شالاپش میومد. بعد سرعتشو بیشتر کرد و یه دفه آبشو تو کون زنم خالی کرد. گفت لطفا بیاید به خانومتون کمک کنید. خودش رفت سمت دستشویی وقتی رفتم اونجا نبود زنم گفت چیکار میکنی گفتم منم میخوام بکنم گفت نخیر دیگه نمیتونم نمیشه بخدا گفتم تورو خدا بزار بکنم دارم دیوونه میشم. گفت به یه شرت یه ذره کسمو بخوری، دیدم اب منی یاروبرگشته رو کسش و کلا خیسه. گفتم اخه گفت اخه نداره اصلا نمیخوام، منم که خیلی تحریک شده بودم دهنمو گذاشتم رو کسش و حسابی براش خوردم و با زبونم کل اب یارو رو رو کس و کونش خوردم گفت حالا بکن. کیرمو گذاشتم دم کونش و فشار دادم راحت رفت تا ته، حسابی جرش داده بود. زنم میگفت بکن کس کش بکن کونی. تا ته بکن حرومزاده. منم محکم میکردمش. خیاط که از دستشویی اومد بیرون زنم گفت بیا ببین این کونی چجوری میکنه به خودشم میگه مرد. کیرتو نشون بده تا بفهمه مرد کیه کونی زن جنده. زنم چشاشو بسته بودو واسه خودش حرف میزد و فهش میداد منم که اصلا تو حال خودم نبودم و حسابی خوشم میومد.
یه دفه دیدم یارو اومد پشتم و یه دستی به کون سفیدم کشید گفت امممم توهم بد نیستی هاکونت مثل زناست.همینطور که تو کون زنم تلنبه میزدو با دست زدن یارو به کونم انقد تحریک شدم که آبم اومد و کیرمو تا آخر فشار دادم تو کون زنم اونم از پشت چسبوند بهم و طوری فشار میداد که زنم دادش در اومده بود و میگفت ای ای جر خوردم. ابم که اومد همینجوری رو زنم ولو شدم. یارو داشت با کونم بازی میکرد زنمم چشاشو بسته بود و هیچی نمیگفت. بعد چند دقیقه تازه فهمیدم چیکار کردم بلند شدم زود رفتم دستشویی حدود 10 دقیقه ای اونتو بودم. خجالت میکشیدم برم بیرون. سر و وضعم مرتب کردم و رفتم بیرون دیدم زنم لباساشو کامل پوشیده و اونجا خیلی اروم نشسته انگار که هیچی نشده. گفت عزیزم اندازه ها تموم شد بریم؟ خیاط هم مشغول پارچه ها بود و حرفی نمیزد. معلوم بود حسابی با تجربست!! گفت لطفا یه هفته دیگه بهم زنگ بزنید برای لباستون، موقع رفتن با زنم دست داد و با نگاش کون زنمو همراهی میکرد وقتی از پله ها میرفت بالا و یه چشمک به من زد، نمیدونم چرا در برابرش انقدر بی اراده بودم، کاراش با اعتماد به نفس بالا یی همراه بود. از اونجا خارج شدیم. زنم جلو در منتظر من بود دیدم همه خیره زنمو نگاه میکنن انگار میدونستن تازه کون داده یه جوری بود. میرفتیم سمت ماشینو یکی هم افتاده بود دنبال کون زنم و فقط کونشونگاه میکرد. وقتی فهمید سوار ماشین میشیم اومد از کنار زنم رد شد و یه دست به کونش کشید زنمم یه نگاه به من انداخت و چیزی نگفت.
سوار شدیم تو راه زنم گفت لباسایی که نشونت داد تو کامپیوتر چطوری بودن؟ گفتم خوب بودن ولی همون که خودمون گفتیم بهتر بودن، مخصوصا با اون پارچه سفیدی که سفارش دادیم عالی میشه همه برات راست میکنن. گفت زیاد اندازه میگرفت ولی اندازه هاش دقیقا و کارش خوبه. گفتم اره معلوم بود که حسابی کارشو بلده.
هوا دیگه تاریک بود ماشین رو بردم پارکینگ وقتی پیاده شدیم بازم همسایه بغلیمون رو دیدم که مشغول ماشینش بود. تا چشمش به ما افتاد ماشین رو قفل کرد و رفت سمت اسانسور، انگار منتظر ما بود که بازم زنمو دید بزنه. به زنم گفتم مانتوتو بکش بالا کونت بیفته بیرون بدبخت خیلی تو کفه!! اونم ساپورتو کشید بالا که بیفته لای کونش مانتوشم کشید بالا و از بالا یقشم کشید پایینتر که سینه هاش بیفته بیرون. رسیدیم پیشش و سلام کردیم و هردومون باهاش دست دادیم. حدودا 30 32 ساله نشون میدادو قیافه معمولی داشت. یه شلوار ورزشی تنگ پوشیده بود که کیرش قلنبه معلوم بود. اول اون سوار شد و رو به ما وایساد زنمم دقیقا رفت جلوش وایساد و پشتشو کرد بهش، منم کنار زنم وایسادم و برگشتم سمت در که دکمه رو بزنم. دیگه رومو سمت یارو نکردم و همونجوری وایسادم. حواسم بود زنم عفب عقب رفت تا کونشو چسبوند به کیر یارو، با وجود اینکه اسانسور آهنگ داشت اما صدای نفس هاشونو میشنیدم. بالا که رسیدیم زنم پیاده شد وجلو در خم شد که کفشاشو در بیاره و حسابی قنبل کرده بود، یارو که کیرش سفت سفت بود و تو اون شلوار حسابی خود نمایی میکرد خداحافظی کرد و رفت سمت خونش. رفتیم داخل گفتم اوف این یکی دیوونت شده ها حسابی تو کفته!
یه شام سبک خوردیم و مشغول ماهواره دیدن بودیم. زنم یه شلوارک استرج پاش بود با یه تاب یقه باز استرج و بدون سوتین هم بود. کونش حسابی بزرگ بود تو اون شلوارک نازک سینه هاش هم نصفش بیرون بود. یه دفه در زدن، تعجب کردیم این وقت شب کیه! زنم رفت از چشمی در نگاه کرد و اشاره زد که همون همسایه بغلیه بعد یه چشمک زد و کش شلوارکشو یه ذره کشید پایین که کمرش بیشتر بیفته بیرون و عوضش شورت بندی که پوشیده بود رو کشید بالاتر تا دو تا بندش بیفته بیرون و مثل فیلمای پورن شده بود و حسابی جنده شده بود. با همون لباسا درو کامل باز کرد و گفت بله کیه؟ پسره سلام کرد و چند ثانیه ماتش برد از دیدن هیکل زنم بعد گفت شرمنده مزاحم شدم میشه یکم نمک بدین بهم الان فهمیدم که تو خونه نمک نداریم دیر وقتم هست بعدا جبران میکنم براتون. زنم گفت اختیار دارید این حرفا چیه الان میارم واستون بعد اروم چرخیدو در حالی که کونشو نمایش میداد رفت آشپزخونه و براش یه نمکدون اورد. وقتی رفت سمت در دیدم زنم نگاش سمت کیر یاروه، نمکو که داد بهش گفت بازم شرمنده خونه مجردیه دیگه. رفت زنم اومد با خنده گفت نمیدونی چقد جالب بود!!! گفتم چی نشون دادن شرتو سینه هات؟ گفت نه بابا یه شلوارک خیلی نرمو نازک تنش بود بدون شرت و کیرشو که راست شده بود هی با دست میخاروند موقع حرف زدن. گفت خیلی مرد باحالیه شهوت داره کورش میکنه. گفتم اره بابا هرکی برات راست کنه مرد خوبیه دیگه. گفتم نگران اون نباش بعدا یه حالی هم به اون میدیم. شب ساعت 1 بود که رفتیم تو تخت بخوابیم. من زود خوابم برد ولی یه دفه بیدار شدم دیدم زنم نیست چشام باز نمیشد انقد خوابم میومد، گفتم حتما رفته دستشویی، نمیتونستم بیدار بشم به هر بدبختی بود پاشدم رفتم دستشویی دیدم اونجا نیست، در راهرو یه ذره باز بود! فهمیدم که جنده خانوم رفته سراغ همسایه نازنین!! رفتم تو تخت و 10 دقیقه نشده بود که زنم برگشت. تعجب کردم یعنی چی چرا انقد زود برگشت!! حتما از ترس بیدار شدن من زود اومده و برا بعد نقشه کشیدن. خلاصه اومدو خوابید.
فرداش که از سر کار اومدم اولین کارم چک کردن تماسهاشون بود. بله با پسر همسایه حرف زده بود که اسمش مجیده، اونطور که مجید گفت کل روز سر کاره و اصلا نمیتونه بیاد خونه فقط ساعت 7 عصر تا صبح خونست و زنم اصلا اینو دوست نداشت. به شهین میگفت بابا یه راهی پیدا کن شوهر گیجت که چیزی حالیش نیست اصلا براش مهم نیست که!! اونم گفت حالا یه کاریش میکنیم فعلا باید کاری کنیم پات به خونمون باز بشه. الکی یه سیم ماهوارمون رو درمیارم بعد میگم شاید تو بلد باشی میام دنبالت.
تا شب خبری نبود، شام که خوردیم دیدم زنم رفت تو اتاق و لباس عوض کرد و یه دامن خیلی تنگ کوتاه تا وسط رونش با یه تاب یقه باز سکسی پوشید زیر دامن هم یه جوراب شلواری نازک پوشید که بیشتر شبیه توری بود. گفت راستی محمود این کامپیوترمون نمیدونم چشه اصلا خوب کار نمیکنه، گفتم الان یه نگاه میندازم، گفت بابا تو که چیزی حالیت نیست یکیو بیار وارد باشه درستش کنه. گفتم حالا این وقت شب گیر دادیا
گفت اخه حوصلم سر رفته، اها این همسایمون مهندس کامپیوتره برم بهش بگم؟ شاید درستش کنه برامون. گفتم باشه صبر کن خودم میرم گفت باشه برو منم برم چادرمو بیارم. تعجب کردم! این چرا یه دفه مودب شد!!! خلاصه رفتم در خونش و در زدماقا مجید درو باز کرد و سلام علیک کردیم گفتم شرمنده بد موقع مزاحم میشم، گفت خواهش میکنم اختیار دارید من در خدمتم. گفتم والا کامپیوتر خرابه اگه میشه یه سر بیاید درستش کنید، گفت چشم حتما الان میام. رفت داخل و بعد چند ثانیه اومد. وقتی رفتیم داخل دیدم زنم چادر انداخته رو شونه هاش و سینه و گردنشو موهاش کلا لخته!! تازه چادرشم خیلی نازک بود و زیرش کلا معلوم بود خیلی هم شل و ول گرفته بود. رفتیم تو اون اتاقی که کامپیوتر بود. کامپیوتر یه گوشه بود و رو به اتاق گذاشته بودیم و کسی که مینشت پشتش هم اتاق رو کلا میدید هم کسیکه تو پذیرایی بود رو میدید. ما نشستیمو زنم به همون حالت اومد برامون چایی اورد. نگاه مجید کلا به پستونای زنم بود. زنم رفت بیرون از اتاق. بعد دیدم بدون چادر با اون تیپش در حالی که کلی لباس دستش بود خواست بره اتاق خواب که جلو در یه لباسی از دستش افتاد اونم پشت به ما خم شد برای برداشتن لباس و حسابی کونشو نشونمون داد!! پت کامپیوتر فقط دو تا صندلی بود، زنم ایندفه بدون چادر اومد و مشغول مرتب کردن اتاق شد و هی الکی خم میشد، مجید هم که راست کرده بود حسابی تو کف کونش بود و اصلا حواسش به کارش نبود. بعد زنم اومد کنارمون وایساد و تکیه داد به میز، گفت کاش میشد یکم بهم استفاده از کامپیوتر و اینترنت رو یاد میدادین، گفتم همین الانشم خیلی مزاحمشون شدیم دیگه اذیتشون نکن. گفت نه نه اتفاقا من شبا کلا بیکارم میتونم بیام بهتون یاد بدم اصلا برا من زحمتی نیست.
     

#30 | Posted: 11 Sep 2013 23:34
قسمت 28
زنم گفت اخ جووون ممنونم ازتون ایشالا براتون جبران میکنم. گفتم تنهاشون بزارم ببینم چیکار میکنن. گفتم شرمنده مجید اقا من اصلا حوصله کامپیوتر ندارم من میرم ماهواره ببینم، و رو به زنم گفتم بیا اینجا بشین پیش اقا مجید که تنها نباشه چیزی هم لازم داشت براش بیار. من رفتم تو پذیرایی و نشستم جلو ماهواره صدای صحبت کردنشون در مورد کامپیوتر و اینترنت میومد، زنم اومد بیرون رفت آشپزخونه میوه برد برا مجید، وقتی از آشپزخونه اومد بیرون دیدم دامنشو کشیده بالاتر و حسابی رونشو انداخته بود بیرون. حدود یه ربع اونجا بودن و صدای خاصی نمیومد زنمو صدا کردم گفتم بیا کارت دارم، اومد دیدم قیافش یه جوریه و لباش خیسه گفتم هوس بوسه کردم از لبات گفت چشم عزیزم ولی بهتر نیست صبر کنیم مهمون بره بعد؟ گفتم بابا فقط یه بوسه، لباشو اورد جلو به وضوح بوی کیر میداد همیشه بعد اینکه برام ساک میزد لباشو میبوسیدم و لباش این طعم و بو رو میداد یکم بوسیدمش و مالیدمش گفتم برو ببین پسره کارش تموم نشد، گفت الانه که تموم بشه و رفت تو اتاق، بعد یه ربع اومدن بیرون و مجید خداحافظی کرد منم کلی تشکر کردم ازش و کلی معذرت خواهی بابت زحمتی که بهش دادیم. بعد رفتنش زنمو بغل کردمو لباشو بوسیدم، دستمو کردم زیر دامنش و متوجه شدم پاهاش لخته و جوراب شلواریش نیست دستمو بردم سمت کونش و دیدم شرت هم نداره و کس و کونش خیسه خیسه، گفتم چرا انقد خیسی؟ گفت عرق کردم خیلی گرمه من میرم حموم یه دوش بگیرم، وقتی رفت دستمو بو کردم بوی آب کیر مجید بود!!
خیلی تحریک شدم وقتی فهمیدم تو همچین موقعیتی تونستن سکس کنن! اینا دیگه کی بودن! بعد اینکه از حموم اومد بیرون دوباره رفتم سراغش همونطور که لخت بود بغلش کردم و رو تخت مشغول خوردن لباش شدم، گفت چیه خیلی تو کفی گفتم اره سکس میخوام، گفت دیر وقته ول کن گفتم نههه تورو خدا زود تموم میکنیم. گفت باشه بیه یکم کسمو بخور تا منم تحریک شم. رفتم پایین و مشغول خوردن کسش شدم مممم چه حالی داشت. همینطوری که میخوردم گفتم شهین گفت چیه؟ گفتم تو دوران مجردی شیطونی زیاد میکردی؟ گفت نه اصلا با کسی نبودم. گفتم وجدانا بگو دوست دارم وقتی میشنوم از این کارا میکردی، در ضمن اون موقع هر کاری کردی به خودت مربوطه. گفت راستش من کار خاصی نمیکردم فقط چون کون گردی داشتم و خیلی خوشکل بودم پسرا و مردا میوفتادن دنبالم. البته بگم منم همیشه سکسی میپوشیدم شاید برا همین فکر میکردن که من خودم دلم میخواد. یه بار رفته بودم خونه شهلا اون موقع دانشجو بودیم و من حسابی خوشکل بودم ولی کونم مثل الان انقد گنده نبود. پدر و مادرشم خونه بودن. مادر شهلا مثل خودشه خیلی سکسیه تو عروسی هم دیدی چجوری لباس پوشیده بود دیگه، گفتم نه انقد مست بودم یادم نیست.گفت شهلا با مادرش از قدیم رقابت دشتن برا کس دادن هر دوتاشون جنده بودن. گفت اونروز که خونشون بودم یه شلوار استرج چسبون سفید پوشیده بودم با یه پیرهن سفید شبیه پیرهن مردا ولی خیلی تنگ و خوشکل بود و دخترونه بود، سوتینم قشنگ زیرش معلوم بود و دکمه های بالاشم نمیبستم که سینه هام معلوم باشه. خانوادشون کلا ادمای راحتی بودن. ما مشغول کار با لبتاب شهلا بودیم که مادرش اومد گفت شهلا بیا بریم یه جایی زود برمیگردیم. گفت اخه مهمون دارم، مادرش گفت شهین که مهمون نیست مثل دختر خودمونه زود میایم، شهین جون تو راحت باش ارسلان هم خونست احساس غریبی نکن شرمنده ما زود میایم.ارسلان پدر شهلا بود. این اقا ارسلان خیلی منو دوست داشت و همیشه با نگاههاش منو میخورد، بعد رفتن اونا ارسلان اومد تو اتاق و گفت خوب دخترم چیکار میکنی
منم گفتم مشغول پروژم اقا ارسلان.همونطور که رو صندلی نشسته بودم اومد کنارم وایساد که صفحه لبتابو نگاه کنه، داشت حرف میزد که یه دفه احساس کردم یه چیز سفتی میخوره به بازوم، نمیدونی تو اون سن و سال چه کیر سفتو خوشکلی داشت. گفت شهین جون یه لحظه پاشو ببینم بزرگ شدی!!! منم از حرفش خندم گرفته بود نمیتونست مستقیم بگه بیا بکنمت میخواست بازی دربیاره دیدم بهتره باهاش بازی کنم بلند شدم گفتم شرمنده من باید طرحمو انجام بدم و همونطوری ایستاده قنبل کردم و کونمو دادم عقب اونم گفت اشکال نداره تو مشغول باش منم نگاه میکنم. از پشت کیرشو به کونم فشار میداد و لذت میبرد، بعد چند دقیقه گفتم وای من چقد خستم اجازه میدین برم رو تخت شهلا بخوابم؟ گفت برو دخترم تعارف نکن منم اومدم رو تخت و به شکم خوابیدم و کونمو تا اونجا که میتونستم دادم بالا. بعد 2 3 دقیقه دیدم اومد بالا سرم و دستشو گذاشت رو کونم یکم که مالیدش گفت جووون چقدردختر خوشکلی هستی ماشالا به هیکل. منم چیزی نگفتم که مثلا خوابم. کیرشو کشید بیرون و اورد گذاشت جلو لبام منم که صورتم یه وری بود دهانمو باز کردم و کیرشو خوردم، تو اون حالت نمیتونستم خوب براش بخورم برا همین موهامو گرفت تو دستش و سرمو بلند کرد کیرشو فشار داد تو دهنم، تا آخر میکرد تو حلقم، بعدشم شلوارو شرتمو کشید پایین و رفت یه کرم آورد و سوراخ کونمو کرم زد کیرشو هم خوب چرب کرد و گذاشت رو سوراخ کونم، خیلی حرفه ای بود. به این قسمت که رسید من بلند شدم و کیرمو گذاشتم تو کسش و اروم شروع به تلنبه زدن کردم. خب داشتی میگفتی
اره من تا اون موقع کون نداده بودم و نمیدونستم چطوریه و کونمو داده بودم بالا براش، یه دفه کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم و یه فشار محکم داد که باعث شد از درد جیغ بکشم! نمیدونی چه دردی داشت. تا اخر کرد تو کونم و همونجا نگه داشت. نزدیک بود بیهوش بشم از درد، هر دوتا دستشو گذاشته بود رو سرم و سرمو به بالش فشار میداد و هرچی دستو پا میزدم فایده نداشت. اصلا به قیافش نمیخورد همچین ادمی باشه خیلی مهربون بود ولی انگار سکس خشن دوست داشت. همونطور که کیرش تا آخر تو کونم بود موهامو میکشید منم مجبور میشدم سرمو بیارم بالا بعد یه سیلی محکم میزد تو صورتم و دوباره سرمو به بالش فشار میداد، منکه ترسیده بودم گریه میکردم. اون که هیچی حالیش نبود محکم تو کونم تلنبه میزدو میزد تو سرم، سر درد گرفته بودم انقد منو زده بود.یدفه کیرشو کشید بیرون و منو چرخوند به شکم کرد و کیرشو که یکمی هم کثیف بود تا آخر کرد تو دهنم. کل وزن بدنش رو انداخته بود رو صورتم داشتم زیرش له میشدم ولی اون هیچ توجهی نمیکرد!! دوباره کرد تو کونم و عین وحشیا تلنبه میزد. نمیدونستم درد کونمو تحمل کنم یا صورتو سرم. همینجوری یه بند منو میزد و منم گریه میکردم و دستو پا میزدم.
همینطوری یه بند تو کونم تلنبه میزد موهامو محکم میکشید و با سیلی منو میزد عین وحشیا. بعضی وقتا هم دو دستی گردنمو میگرفت و نفس نمیتونستم بکشم بعد ولم میکردو دوباره میزدم. اون روز حسابی منو گایید و کونمو جر داد وقتی تموم شد کل آبشو تو کونم خالی کرد. از اتاق که رفت بیرون من چند دقیقه ای نمیتونستم از جام تکون بخورم کم کم گریم بند اومد ولی کونم همچنان درد میکرد. تو دلم فقط فحشش میدادم. بلند شدم تو ایینه خودمو نگاه کردم صورتم مثل لبو قرمز شده بود موهام حسابی بهم ریخته بود و کلی از موهامو کنده بود که رو بالش افتاده بودن. نمیتونستم درست راه برم به زور رفتم دستشویی که تو خواب بود و خودمو تمیز کردم اومدم بیرون داشتم لباس میپوشیدم که باز اومد داخل( من یدفه آبم اومد و ریختم رو شکمش،گفتم ادامه بده تعریف کن)، گفتم تورو خدا بسه دیگه اذیتم نکن. گفت نه دخترم من از اول هم نمیخواستم اذیتت کنم فقط میخواستم لذت سکس رو بهت نشون بدم، مخصوصا لذت سکس خشن رو. مطمئنم دوباره برمیگردی زیر کیرم. من شماها رو خوب میشناسم همینکه مزش کنید دیگه نمیتونید بیخیالش بشید. اونروز قبل یرگشتن شهلا و مادرش لباسامو پوشیدم و رفتم خونه. قیافم یکمی بهتر شده بود وقتی رسیدم خونه. فرداش فقط تو فکر کارای ارسلان بودم ولی هنوز کونم بشدت میسوختو درد میکرد و جرات نداشتم طرف خونشون برم. بعدش ولی 2 3 دفه دیگه رفتم و دوباره کلی کتک کاری حین سکس! جالب این بود که از کتک زدناش لذت میبردم! تا حالا به کسی نگفته بودم که سکس خشن دوست دارم چون خیلیها جنبشو ندارن ولی به تو گفتم. گفتم جوووون منم دوست دارم ببینمت وقتی زیر کیر یکی کس میدی و یارو میزنتت!! گفت احمق فکر کردم خودت دوست داری منو بزنی و خشن بکنی، ساکت شو دیگه هم حرفشو نزنی ها. گفتم حالا ناراحت نشو عزیزم، رفت دستشویی مسواک زدو اومد رو تخت پشتشو به من کرد و خوابید.
     
صفحه  صفحه 3 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / همسر خوش هیکل من بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.