|
من و شهرزاد سلام.من كيوان هستم 20 ساله از امريكا.داستاني كه مي خوام براتون بگم مربوط ميشه به اولين سكسم كه سه سال پيش تو اخرين روزهايي كه تو ايران بودم داشتم. من يك دوست دختر داشتم به اسم شهرزاد ×دختري كه يك موقع خيلي هم دوسش داشتم واقعا هم دختر خوبي بود.شايد نميشد گفت كه خيلي خوشگله اما يك دختر سبزه با سينه هاي بزرگ و يك لب گوشتي با يك صورت يا نمك مي تونه برا هر پسري جذاب باشه. شهرزاد از دو هفته قبل رفتن من وقتي كه فهميد كه قرار از ايران برم مرتب گريه مي كرد.و ديگه حاضر نشد منو ببينه و منم بي خيالش داشتم مي شدم .يادمه دو روز قبل رفتنم به من زنگ زد كه مي خواد منو ببينه فردا, منم با ايم كه خيلي كار داشتم قبول كردم چون دلم براش مي سوخت.خونشون تهران پارس بود و خونه ي ما ونك.گفتم كه بياد خونه ي ما اما گفت كه براش سخته و من بيام پيشش .البته چند دفعه خونشون رفته بودم.خيلي ارش لب گرفته بودم اما تا حالا باهاش سكس نداشتم چون هميشه وختي حرف به سكس مي رسيد يك طوري از اين مطلب فرار مي كرد.ديگه برام عادي شده بود.من تازه لب دادن هم به سختي بهش ياد داده بودم. به هر حال رفتم خونشون .اون گلي هم كه دوست داشت براش خريدم.زنگ زدم اومد دم در و در باز كرد.صورتش قرمز شده بود و معلوم بود كه گريه كرده.نيشستم رو مبل و برام يك شربت اورد. گفتم كه خواهرت كجاست ؟ گفت كه ازش خواسته نباشه تا بتونه با من حرف بزنه گفتم .باشه. اومد بغلم نشست رو مبل يك تاپ سفيد پوشيده بود كه سينه هاي خوشگلش ازش زده بود بيرون.موهاي قهوه اي شو دور صورتش ريخته بود و يك ماتيك صورتي به لباش زده بود.همينطور نيگاش مي كردم بعد هم يك شلوار كوتاه مشكي پاش بود كه روناي تپلش از زير ش اومده بود پايين.با دقت يك بار ديگه از بالا تا پايين نيگاش كردم .نميدونم برا چه مدت به سينه هاش زل زده بودم كه گفت كيوان؟گفتم جانم عزيزم.گفت چي شده ؟گفتم هيچي!بعد شهرزاد دست منو گرفت و گفتش :ديدي تو هم عين بقيه منو تنها گزاشتي؟گفتم كه كي تنهات گزاشته من كه پيشتم.گفت بعني نمي ري؟گفتم كجا؟گفت اذيتم نكت ديگه.گفتم شهرزاد اين روز اخري بازم مي خواي همين حرف ها رو بزني؟گفت برمي گردي؟گفتم اره اگه بخواي(دروغ بهش گفتم"خودشم مي دونست كه بر نميگردم. بعد لبمو به صورتش نزديك كردم, اونم صورتش اورد جلو .لبامو گزاشتم رو لباش و فشار دادم لبامو رو لباش.خيلي خوب باد گرفته بود كه لب بخوره.شايدم از اول بلد بود و فيلم بازي مي كرد..دستم گزاشتم رو شونه هاش و شونه هاش مي مالوندم.بارم كيرم شق شده بود مثل هميشه.اما خوشبختانه از قبل پيرنم رو شلوارم گزاشته بودم چون اين مشكل هميشه بود و منم نمي خواشتم اون بفهمه كه ماليدن شونه هاش انقدر منو حشري ميكنه.بعد تمام مدت خوردن لباش تو فكر سينه هاش بودم .با بند تاپش و كرستش بازي مي كردموقت ماليدنش اون هم اين براش عادي بود چون هميشه تل همين جا ها پيش مي رفت.خيلي دوست داشتم سينه هاش ميديدم فبل رفتن.برا همين به خودم قول دادم كه اين كار مي كنم.گغتم كي مياد بابات؟(شهرزاد مامان نداشت).گفت ساعت 7.من يك ساعت وقت داشتم.هميشه از اين كه از تين جريان ناراحت شه ميترسيدم اما اين بار فرق مي كرد.چون من مطمئن بودم كه ديگه نمي بينمش.پس به خودم يكم جرات دادم.شهرزاد رفت كه برام چايي بياره.اومد و چايي گزاشت و موهامو با دست ناز ميكرد. منم دستمو اوردم و پشتش مثل هميشه.شروع كرئمبه مالوندن پشتش و از كنار دستمو به سينه هاش ميرسوندم و بر مي گشتم.صورتم قرمز شده بود حسابي اونم سرش گزاشته بود رو شونم.من كم كم دستمو از گوشه به سينه هاش رسوندم و بغلش يكم ماليدم,به روي خودش نمي اورد.كم كم دستم قشنگ رو سينش گزاشنم و نوك سينش كه بيرون زده بود بادست مالوندم.كفت كيوان نه.ولي من محكمتر داشنم سينه هاشو مي ماليدم.حالا هر دو تاسينه هاش با هم فشار ميدادم.گفتش كه بس كن كيوان الان بابام مياد.ديگه نمي فهميدم چي مي گه.از زير دستمو كردم تو تاپش و سينه هاشو محكم با دست گرفتم.و فشار دادم طوري كه جيغ زد و اهش در اومد,مي دونستم كه خيلي دوسم داره و فكر مي كنه بر مي گردم و واقعا هم هيچ اعتراضي نمي كردو جز گاهي موقع ها كه مي گفت بسه!اي.!نكنمن مي خوام امروز براتون ادامه داستان بنويسم. يعدش كم كم سينه هاشو مالوندم و تاپش دادم بالا.اونم يدنش داغ شده بود و شيكمش بالا پايين مي كرد.تاپش كه از تنش در اوردم .لبامو گزاشتم رو لباش دوباره و لباش مي خوردم.اونم هميشه از اين كار خوشش مي اومد.حالا داشنم همونطور كه لباش مي خوردم از رو شلوار كسش مي ماليدم.مي دونستم كه دختره و هرگز انقدر كثيف نبودم كه پردش بزنم فقط مي خواستم كه بيشتر حشريش كنم.بهد بند كرستش در اوردم و براي اولين بار سينه هاش ديدم لخت.سينه هاش يزرگ بود يك سر قهوه اي داشت و نوكش زده بود بيرون معلوم بود كه خيلي حشري شده .بعد لبامو از لباش جدا كردم و نوك سينش گزاشتم لاي دندون هاي جلوم و فشارش دادم.جيغ مي زد.نمي دونيد وقتي دختري اين كار مي كنه چقدر بيشتر حشري مي شه ادم.بعد همه سينش كردم تو دهنم داشتم مي خوردمو گاز مي گرفتم سينه هاش قرمز قرمز شده بود.بعد كم كم رفتم پايين و دست مي كشيدم به بدنش اون هيچ كاري نمي كرد فقط نفس نفس ميزد .معلوم بود كه ترسيده.بعد رفتم سمت شلوارش دكمش باز كزدم ولي اون طوري نيشسته بود كه نمي شد درش بيارم.منم از رو مبل كامل بلند شدم و خوابوندمش كامل رو مبل.شلوارشو در اوردم شرتشم با شلوارش در اومد.كسش بكم مو داشت موهاي رزي قهوه اي.يدنش داشت مي لرزيد.اپيرن هودمو در اوردم و بغلش كردم.من سينه پر مويي دارم فكر كردم كه بايد خوشش بياد وقتي موهاي سينم به سبنه هاش مي مالم.محكم بغلش كردم و تو بغلم فشارش دادم.اوتم دستش دور كمرم حلقه كرده بود .فكر كردم كه حالش بهتر شده يكم اروم تر شد.بهش گفتم ناراحتي؟گفت نه. گفتم مي دوني من خيلي بدنت دوست دارم.هيچي نگفت.دستش گرفتم و گزاشتمش رو شلوارم.كيرم حسابي از شلوارم داشت مي زد بيرون.يك نيگاه به من كرد و اروم دكمه شلوارمو باز كرد.شلوارمو در اوردم.از روي شرتم كيرم مي ماليد .گفتم نمي خواي درش بياري.گفت نه .گفتم چرا؟من خيلي دوست دارم .بعد شرتمو در اوردم و كيرم دادم دستش.خيلي هاج و واج مونده بود و منو نيگا مي كرد.سرش سمت كيرم فشار دادم هميشه دوست داشتم اون برام ساك بزنه.اين يكي از ارزوهام بود.صورتش هل دام پايين و كيرم ماليدم به صورتش.يك دفه محكم با دست گرفت و كيرم و يك بوس كرد.بعد اروم كرد تو دهنش.از دهنش در اورد و ليسش زد .بازم همون شيطوني هميشگي داشت.با زبونش كيرمو خيس كرد و گزاشت تو دهنش دوباره.منم تو دهنش عقب جلو مي كردم.چند بار مي خواست حالش بد شه و كشيد بيرون .من كه داشتم واقعا لذت مي بردم دوباره هولش دادم كيرم به زور تو دهنش.شايد دو دقيقه كيرمو خورد.خيلي خوب ساك نمي زد.برخورد دند.ناش به كيرم كيرمو قرمز قرمز كرده بود.قشنگ رگ هاش كه بيرون زده بود مي شد ديد.بعد كم كم ابم دات مي اومد.مي خواستم كيرم. در بيارم اما ابم با فشار تو دهنش خالي شد.خيلي ابم ااومده بود.يكمش از دهنش رو لباش ريخته شده بود.منم بعدن با دستمال لباش براش پاك كردم.بعد پيشش خوابيدم .كلي با هم خگفتيم و خنديديم بعد خواهرش اومد .يك ربع نيشستم و رفتم.الان 3 سال از اون جريان مي گزره .من هنوز گاهي با شهرزاد چت مي كنم نمي دونم دوست پسر داره يا نه ازش نپرسيدم,ولي هنوزم دوست خوبيه.
|