| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

Erotic Stories | داستان های سکسی حشری کننده

صفحه  صفحه 35 از 35:  « پیشین  1  2  3  ...  33  34  35  
#341 | Posted: 25 Aug 2014 23:55

سکس با مسافرای خوشگل

سلام من شروین هستم بچه شمال این خاطره ای که براتون میگم مربوط میشه به 1392 منم کارم اینه که چندتا ویلا و سوئیت در تابستون وزمستون ها اجاره میدم به مسافرها... قضیه از اونجا شروع شد که من طبق هر شبم میرفتم سر خیابان اصلی و مسافر گیر می آوردم تا اینکه چند روزی قبل از عید نوروز آخر شب کنار خیابون ایستاده بودم که دیدم یه ماشین 206 کنارم وایستاد و داخل ماشین سه تا دختر خشگل و مست بودن،شیشه رو آوردن پایین و بهم گفتن ویلا داری منم گفتم بله دارم ولی به مجردها نمیدم...اونی که پشت سر نشسته بود گفت حالا امشب رو بیخیال قانونتون شین منم گفتم باشه ولی قیمتش بالاست گفت مثلا چقدر؟ گفتم 150 گفت 100 کن قیمتو تا صبح هم پیش ما باش... منم یه مکثی کردم و گفتم باشه....سوار ماشینم شدم و بهشون گفتم پشت سر من بیاین...



وقتی رسیدیم دم در ویلا دروازه ویلا رو باز کردم و گفتم که ماشینتونو ببرین داخل بعد دروازه رو بستم ...همینکه در ویلا رو باز کردم هر سه تاشون لباسهشونو در آوردن و با لباس راحتی نشستن رو مبا و یکیشون اومد و پیشم وایستاد ،منم اتاق هارو بهش نشون دادم و برگشتم تو حال دیدم که دوتاشون دارن از داخل کیفشون قلیون و بطری شراب در میارن و یکیشون که داخل آشپزخانه بود گفت گاز قطعه گفتم پایین شیر داره باز کن ..بعد یکی از اون دوتا گفت بیا پیش ما بشین منم رفتم رو مبل نشستم دیدم که یکیشون بهم گفت بیا کارت دارم منم دنبالش رفتم تو اتاق خواب بعد میخواست حرف بزنه که...یهو دیدم دوستش صدا زد گفت ببخشید آقا این گاز هنوز وصل نشده منم گفتم الان میام....بیچاره شیره آب رو باز کرده بود..... رفتم شیر گازو بازکردم و اومدم داخل اتاق و دیدم که اون دختره داره لباسشو عوض میکنه من همینجور بهش نگاه میکردم و اونم بهم گفت بیا مگه ما قرار نذاشتیم که شب تا صبح پیش ما باشی گفتم چرا ولی...



.گفت درو ببند و بیا منم درو بستم و رفتم پیشش و اونم سریع بغلم کرد و بوسیدتم منم همینجور که بغلش کرده بودم و میبوسیدمش انداختمش رو تخت حدود 5 دقیقه ای فقط از هم لب گرفتیم و بعد من گردنشو بوسیدمو بلوزشو در آوردمو تاپ قرمزشو باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش بعد چند دقیقه شلوارشو کشیدم پایین دیدم یه شورت قرمز تور توری که کسش معلوم بود پاش بود منم از روی شورت شروع کردم به لیس زدن کسش شورتش حسابی خیس شده بود همینطور داشتم لیس میزدم که خودش دستشو آوردو شورتو کشید پایین....بعد من وایستادمو اونم رو لبه مبل نشست،،،، منم پیراهنمو در آوردمو رفتم پیشش اونم کمربند منو باز کردو شلوارمو آورد پایین شروع کرد به خوردن جوووون عجب ساکی میزد نذاشتم زیاد بخوره...



خوابوندمش رو تخت و کیرمو کردم تو کونش حدود 5_6 دقیقه تلمبه زدن آبم داشت میامد بهش گفتم آبم داره میاد چیکار کنم؟گفت بریز توش منم تا ته فشار دادم و آبمو ریختم تو کونش بعد اونو بر عکس کردمشو کیرمو گذاشتم داخل کسش بعد چندتا تلمبه زدن دیدم داره میلرزه منم کیرمو در آوردمو شروع کردم به خوردن کسش هنوز آبش حسابی نیامده بود بعد 4_5 بار که زبونم خورد به کسش آبش اومدو همشو ریخت رو صورتم دیدم داره میخنده منم صورتمو بردم لای سینه هاش و با سینه هاش تمیز کردم صورتمو بعدش یه ماچ آبدار ازش گرفتمو بلند شدم لباسمو پوشیدم و صورتمو با دستمال خشک کردم بعد رفتم تو حال میخواستم اون دوتا رو بکونم که دیدم هر دوتاشون خوابیدن منم چراغ های حال رو خاموش کردم و برگشتم تو اتاق خواب و دوباره لباس هامو در آوردمو رفتم بقلش دراز کشیدم و بقلش کردم و تا صبح 2 بار گاییدمش صبح بلند شدم هواسم اصلا به او دوتا نبود که داخل حال بودن



منم لخت راه افتادم تو حال وسط های حال که رسیدم رومو برگردوندم دیدم اون دوتا رو مبل نشسته ان و دارن منو نگاه میکنند اصلا سرشونو تکون نمیدادند منم خیلی راحت رفتم صورتمو شستم و لباسمو پوشیدم و رفتم که چندتایی نون بخرم وقتی برگشتم دیدم اونی که من باهاش سکس داشتم به او دوتا گفته که من دیشب باهاش بودم خیلی بهم حال داد خلاصه صبحانه رو خوردیمو کل روز با هر سه تاشون نوبتی سکس کردم پاره شده بودم غروب که شد اونا داشتن وسایلشونو جمع میکردن که برن وبعدش یکیشون پول آورده بود که بهم بده من گفتم نمیخواد پول نمیخواد... با هزار درد و بد بختی (کمر درد) بلندشدمو همشونو بوسیدم و فرستادم برن از اون موقع تا حالا یه 7_8 باری اومدن منم هر دفعه باهاشون سکس میکردم و هر موقع که میان شمال میان پیش من منم باهاشون یه سکس میکنم...
     
#342 | Posted: 26 Aug 2014 17:43

حس قشنگ ماساژ و سکس

15 ساله که توی آلمان زندگی می کنم.یادم میاد اون موقع که 25 سالم بود یک بار به حرف دوستم گوش دادم که بهم گفت : سارا کارت خیلی سنگین شده یه مدت مرخصی بگیر و استراحت کن، من یه جای خوب میشناسم واسه ماساژ، ماساژشون عالیه، اگه وقت کردی یه روز برو اونجا.


ظهر روز دوشنبه به آدرسی که دوستم داده بود رفتم. وارد موسسه شدم. رفتم تو اتاق لباسا و لباسام رو اونجا درآوردم و آویزون کردم. لخت لخت بودم و فقط یه حوله دوره خودم پیچیدم و منتظر شدم تا نوبتم بشه. از تو آیینه سالن یه پسر درشت اندام و مو مشکی و چشم مشکی دیدم که داشت زیر چشمی نگام می کرد وتا چشم بهش افتاد به سرعت نگاهشو ازم برگردوند. با خودم گفتم شاید وقتی داشتم لباسم رو در میاوردم منو از تو همون آیینه دیده باشه...


بالاخره نوبتم شد و فکر می کردم کسی که من رو ماساژ میده یه زن باشه. رفتم توی اتاق و کسی اونجا نبود، دمر روی تخت دراز کشیدم وحوله رو روی باسنم قرار دادم. زنگ کوچکی کنار تختم بود که آن را به صدا درآوردم و ماساژور اومد. از گردنم شروع کرد، از دستاش فهمیدم که این دست سفت یه مرده،اومد روی کتفم و بعد روی کمرم رو ماساژ داد. دیدم مکث کرد، برگشتم ببینم چی شد که دیدم تقریبا پشتشه و داره روغن داغ رو میریزه تو مشتش که بریزه قطره قطره روی تنم و متوجه شدم همون لحظه که این همون پسر درشتس. تحریک شدم.. اومد طرفم و من سرم رو برگردوندم تا نبینه نگاش می کردم. روغن داغ رو قطره قطره از گردنم ریخت تا کمرم،کل پشتم رو ماساژ داد و رسید به پایین کمرم...یک دفعه حوله رو از روم برداشت،شوک شدم ولی به روم نیاوردم گفتم شاید جزوی از ماساژشه چون من سکس ماساژ انتخاب نکرده بودم...


با دو تا دستش مچ پام رو گرفت و تا باسنم آورد بالا و زیر خط باسنمو ماساژ میداد،دو تا شصتش رو گذاشت بین چوچولام.همونجا ازم ترشح اومد و ریخت رو دستش..خیلی خجالت کشیدم..یک دفعه بعد از این اتفاق حس کردم زبونش رو داره می ماله به سوراخ کونم. دیگه خیلی تحریک شده بودم، منو برگردوند و لباشو گذاشت رو لبام، هیکل خوش فرمش و سینه و بازوهای درشتش دیوونم کرد.. روم دولا شده بود..سینه هاش می خورد به سینه هام.. لبش روی لبام و دستش روی کسم. منو بلن کرد گذاشت روی مبل تو اتاق، افتاد روم طوری که نمی تونستم نفس بکشم و کیرش رو مالید روی کسم و آروم آروم کرد توم.. صورتش کنار گردنم بود..نفساشو میشنیدم ..انگار توی فضا بودم..همزمان هر از چند گاهی لبمو میکشید و می بوسید یا سینه هامو لیس میزد و..



.بعد از یک ربع تند تند کردن ارضا شد و بعدش لبمو بوسید و بلند شد و رفت. رفتم تو رختکن، لباسم رو پوشیدم و از اونجا اومد بیرون. حتی تمام اون مدت ما یک کلمه هم با هم حرف نزدیم ولی مطمئن بودم که اون از قبل از تو همون آیینه نقشش رو چیده بود و به جای ماساژور دیگه ای تو اتاق ماساژ من اومده بود.. از اون موقع سه روز گذشت و من تمام این مدت به یادش بودم، روز چهارم دوباره رفتم به اون موسسه، ولی هرچی نگاه کردم و سراقش رو گرفتم گفتند دو روزه از اونجا رفته و دیگه اونجا کار نمی کنه، از اینکه دیگه ندیدمش خیلی ناراحت بودم کاش حد اقل اسمش رو می پرسیدم، من اون روز خیلی مستش شده بودم، الان 15 سال از اون زمان می گذره و اون روز آخرین روزی بود که اون حس قشنگ رو تجربه کردم... و دیگه هرگز ندیدمش..
     
صفحه  صفحه 35 از 35:  « پیشین  1  2  3  ...  33  34  35 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Erotic Stories | داستان های سکسی حشری کننده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.