| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی /

Erotic Stories | داستان های سکسی حشری کننده

صفحه  صفحه 41 از 41:  « پیشین  1  2  3  ...  39  40  41  
#401 | Posted: 29 Nov 2014 01:31

سکس با مهماندار حشری

حدود سه سال پيش بود رفتم مشهد به همرا داداشمو دوتا از دوستانم يه سوئيت گرفتيم كه نزديك باشيم به حرم وقتي رفتيم تو يه خانم حدود 30 ساله براي دادن سوئيت اومدن پشت ميز با دادن مشخصات و كارت ملي و پول مورد نظر براي چهار روز خانم كليد اتاق به ما دادو با راهنمايش رفتيم تو اتاق دوروز از رفتنم گذشته بود سوئيتي كه به ما داده بود آخرين طبق بود كه يه اتاق بود و يه حياط بالاداشت كه كارهاي شستن ملافه و پهن كردنشونو انجام ميدادن



يه روزي بچه رفته بودن بيرون من دير بيدار شدم از پنجره اي كه بود بيرون رو نگاه كردم كه ديدم همون خانم مشغول شستن ملافه هاي چركي پشتش چون به من بود متوجه نگاه كردن من نبود استيل زياد تابلويي هم نداشت يه دختر معمولي بود رفتم توي فكر كه ميشه با اين خانم چه كارهايي كرد تو همين فكر بودم كه ديدم داره نگاهم ميكنه منم از خجالت رفتم تو
گذشت روز آخرشدو وقت تحويل دادن اتاقها بچه ها پايين بودن من به همراه همون خانم رفتم تا اتاق رو تحويل بدم بعداز تحويل اتاق به رسم ادب مبلغي به خانم دادم بخاطر زحماتش.
رفتيم راه آهن ديدم گوشي همراهم زنگ خورد يه خانم پشت خط بود سلام عليك كرديمو خودشو معرفي كردهمون خانم مهماندار بود گفتش وسايلاي داخل يخچال رو با خودتون نبرديد منم كه ديگه وقتي براي براي برگشت نداشتم گفتم خودشون ازاون وسايل استفاده كنن خداحافظي كردن و تموم شد منم شمارشو تو قطار سيو كردم .در ضمن شماره منو توي قبض اتاق ثبت كرده بودن ..



چند وقتي گذشت شبا خوابيدني اين خانم مدام ميومد جلوي چشمم صبح كه شد بهش پيام فرستادم جوابي نداد. هرروز براش پيام عاشقانه ميفرستادم قصدم ايجاد رابطه بود ولي جوابي نميداد يه روز كه داشتم ميرفتم از خونه بيرون گوشيم زنگ خورد ديدم شماره همون خانم سلام عليك كرديم و بعد گفتن چرا بهشون پيام ميدم منم گفتم ازتون خوشم اومد ولي اگه اين كارم ناراحتتون ميكنه ديگه نفرستم اونم جوابي داد كه من منتظرش بود گفت نه ناراحت نميشم چون پياماتون قشنگن بعداز كلي حرف زدن راضي شد كه باهم دوست باشيم شبا چند ساعت باهم حرف ميزديم بعداز يك ماه گفت ميخوام حقيقتي رو بگم ،گفتم سراپاگوشم گفت ميدونم كه بشنوي تركم ميكني منم كه واقعا ازش خوشم ميومد گفتم تو حرفتو بزن تصميمش با من بالاخره حرفشو زد گفت يه زن مطلقست حدود يكسالي ميشه از شوهرش جداشده من باورم نشد آخ بهش نميخورد زن باشه ولي از طرفي خوشحال شدم كم كم نقشه هاي همبستري با اون دختر تركه اي به ذهنم ميرسيد سر صحبتو باهاش باز كردم گفتم كه اگه راضي باشه ميخوام صيغش كنم مدتشم بستگي به تصميم اون داره قبول نكرد چندين بار بهش پيشنهاد دادم ولي قبول نكرد جوري شده بود كه به هم ديگه علاقه پيدا كرديم



خودش زنگ ميزد صحبت ميكرديم چون شبها تنها بود راحت بوديم يه شب حرف از رابطه جنسي افتاد گفت آره شوهر قبليش چون اعتياد داشت نميتونست نيازشو برطرف كنه و تا اون روز نتونسته بود معني واقعي سكس رو تجربه كنه منم هيچ تجربه اي از سكس نداشتم بالاخره راضي شد كه برم اونجاو بابت اين قضيه باهاش صحبت كنم .رفتم پيش تو مسافرخونه مشغول كار بود منم ساعت 8 صبح رسيدم بهش زنگ زدمو رفتم پيشش وقتي ديدمش خيلي فرق كرده بود زيباتراز دفع قبل شده بود يه اتاق داشت كه روزا اونجاميمون رفتم داخل و تعارف كرد رو تخت كنارش نشستم بهش گفتم من اين همه راهو بخاطر تو اومد تا پيشت باشم نميدونم چرا قبول نميكرد كه صيغم باشه ميگفت ميترسه بعدا برمو دوباره تنها بمونه منم قول دادم تا ازدواج كنم كنارش باشم به زور قبول كرد خواستم اتاق بگيرم ديدم يه دست كليد به همراه يه آدرس بهم داد گفت آدرس خونش برم اونجا استراحت كنم تا خودش بياد من كه باورم نميشد كليدو آدرسو گرفتمو رفتم يه خونه دو طبقه بود كه تو طبقه پايين زندگي ميكرد صاحب خونشم يه پيرمرد پيرزن بودن تازه اونجا رفته بود رفتم دروبازكردمو رفتم تو منتظر شدم دراز كشيدم خواب برد با صداي زنگ در بيدار شدم



ديدم خودش دروبازكردم اومد تو ،سر صحبت رو باهاش باز كردم ولي بازم ناز ميكرد صورتش قرمز ميشد وقتي ميرفتم كنارش بالاخره راضيش كردم يه صيغه موقت خونديم ديگه طاقت نداشتم رفتم كنارش دست كشيدم روصورتش عينكشو از صورتش برداشتم سرخي گونه هاش حكايت از خجالتي رو ميداد كه انگار دختر 14 ساله براي اولين بار كناريه مرد باشه من كه هيچيو نميديم دستشو گرفتمو بردم سمت اتاق خوابش رختخوابشو جمع نكرده بود ديگه قلبم داشت تاپ تاپ ميزدانداختمش رو رختخوابشو كنارش دراز كشيدم باورم نميشد به چشماش نگاه كردمو لبامون نزديك هم شد اون تجربه داشت ولي من نه شروع كرد به خوردن لبم بدنم شل شده بود منم شروع كردم به تكرار كاراي اون نفساش تند شده بود دكمه هاي مانتوشو باز كردم و درآوردمش يه تاپ فسفري از زير داشت به تقليد از فيلمهاي سكسي رفتم سروقت لباش ميخوردمو ميمكيدمش اون صداش بلند ميشد گردنشو ليس ميزدم ولي اون راحت نبود



تاپشو درآوردم عقلم كارنميكرد وحشيانه سينه هاشو فشارميدادمو نوكشو ميمكيدم لباسامو كندمو با يه شورت رفتم سراغش اونم شلوار ليشو درآورد ديگه خوشش اومده بود اومد كنارمو شروع كرد به خوردن دوباره لبم واااي چه داغ بود احساس شيريني داشتم دستمو گرفت برد سمت كسش اشاره كرد كه دربيارم شورتشو كشيدم پايين واااي نميدونستم انقدر ميتونه برام شك كننده باشه يه تيكه گوشت تيره چون پوست بدنش سبزه بو دهنمو بردم جلو شروع كردم به خوردن زبون ميزدم ميمكيدم لبه هاي كسش چند دقيقه اي اين كارو كردم اونم هيچ اختياري نداشت و يواش آهي ميكشيد رفتم بالا يه لب گرفتم گفت ديگه طاقت نداره دستشو انداخت رو شورتمو كشيد پايين كيرم شق كرده بودو بيضه هام دردميكرد گفت بزارم لب كسش منم اجازه اي گرفتمو كيرمو گذاشتم لب كسش كه خيس شده بود يه بالشت گذاشت زير باسنش كيرمو تنظيم كردمو با فرمون خودش حول دادم توي كسش انقدر داغ بود كه اختيارمو از دست دادم فقط صداي آه كشيدنشو ميشنيدمو با صداي ضربه اي كه از خوردن بدنامو بهم ميومد خيس عرق بودم نزديك 5 دقيق تلمبه زدم بدنم سست شده بود احساس كردم كه داره آبم مياد



زود كشيدم بيرون و خاليش كردم روي شكمش افتادم كنارش ولي اون سير نشده بود تازه داشت داغ ميكرد دستشو برد سمت كسشو ميمالوند بعداز دودقيقه اومد سراغ كيرم كير خوابيدمو دهن گرفت با كلي زحمت دوباره سيخ شد دراز كشيده بودم كه خودش اومد روم پاهاش و اطراف بدنم گذاشتو نشست روي كيرم تنظيم كرد آروم بادستش ميكرد تو كسش تا ته كه رفت تو كسش دستشو كشيدو شروع كرد به بالا پايين كردن وااي سينه هاي مرمري وسبزه مانندش بالاپايين ميرفت و با آخ و اوخش حسابي حشريم كرد بلندش كردم چهاردست و پانشوندمشو از پشت كيرمو كردم تو كسش تلمبه ميزدم كه ديدم آه بلند ميكشه و شل شدكيرم داغ شد كشيدم بيرون كه آبش ريخت هردوتامون خسته بوديم حدود يك ساعتي ميگذشت از شروع سكسمون كنارش دراز كشيدم ولي كيرم شق بودو نميتونستم بگذرم ازش مثل نديده ها دوباره رفتم روش پاهاشو باز كردمو شروع كردم به تلمبه زدن اون ديگه حسي نداشت فقط بخاطر ارضاشدن من چيزي نميگفت



سينه هاشو ميك ميزدم و تلمبه ميزدم تو كسش چند دقيقه نكشيد كه آبم اومد كشيدم بيرون ريختم رو بدنش واي چه حالي كرده بودم مني كه تا به اون لحظه فقط تو فيلم ديده بودم حالا يه تجربه سكسي داشتم . بعداز نيم ساعت رفتيم حموم اونجاهم به زور كيرمو كه شق نميشد ميكردم تو كسش سه روز اونجا بودم كه هرروز سه بار باهاش سكس ميكردم رابطمون دو سال طول كشيد هرماه ميرفتم پيشش و چندروز ميموندم شش ماه پيش با يه مرد 45 ساله كه صاحب كارش بود ازدواج كرد.

فانتزیته باشی برام مخاطب خــــــاص...!
ولی بدون ما ی مخاطب خاص داریم ک اون بالــــــاس...
اسمش خــــــداس...
پرچمش تو آسمــــــونـــــاس...
     
#402 | Posted: 29 Nov 2014 01:35

کاش به همشون میدادم

سلام.

من هدیه هستم و 28سالمه.چندسال پیش از شوهرم جدا شدم و الان توی 1شهرستان نزدیک شهرمون کار میکنم و آخر هفته ها میام خونه مامان و بابام...مسیرم با سواری حدوداً 1ساعته.

1روز توی محل کار همکارم 1فیلم سکسی باحال از تو گوشیش نشونم داد و باعث شد حسابی حشری بشم...اون روز 5شنبه بود و بعد از کارم باید میرفتم ترمینال و سوار ماشین میشدم.من عادت دارم همیشه جلو بشینم ولی اونروز اصلاً کنترلم دست خودم نبود..2تا پسر جوون عقب نشسته بودن و جلو خالی بود.صبر کردم تا یکی اومد و جلو نشست بعد من رفتم عقب کنار پسره نشستم...پسره اول خودشو جمع کرد که من راحت بشینم ولی من که خیسه خیس بودم شونمو چسبوندم به کتفش...چنددقیقه بعد یخ پسره یکم آب شد و پاشو یکم باز کرد و چسبوندش به رونم ولی هنوز میترسید که زیاد بهم بچسبونش...



من که دیگه تحمل نداشتم پامو حسابی بهش فشار دادم.سرشو چرخوند و نگام کرد..خجالت کشیدم نگاش کنم و زود رومو کردم به سمت بیرون پنجره و سعی کردم خونسرد به نظر بیام...یکم توی همون حال بودیم و من داشتم لذت میبردو.دلمم نمیخواست ازون بیشتر بشه چون برخلاف تصور الان شما جنده نیستم و بعد از طلاقم بجز دوس پسرم با کسی سکس نداشتم...بگذریم،تو حال خودم بودم که حس کردم رونم یکم داغتر شد.نگاه کردم دیدم پسره دستشو گذاشته رو زانوش طوری ک پشت دستش بچسبه به رون من.1لحظه دلم ریخت.زود خودمو جم کردم.اونم ترسید و پاشو کشید کنار.ولی همون 1لحظه کارخودشو کرده بود.دیگه نفهمیدم چکار میکنم.خودمو جا بجا کردم طوری که 1طرف رونم روی پای اون بیوفته...پسره جا خورد ولی زود شرو کرد به مالیدن.اول دستشو گذاشت روی رونم،حسابی رونمو مالید که من یوری شدم.فهمید چی میخوام و دستشو برد زیر کونم.



کونم تپله تو دستاش مثل ژله میلرزید..پسر کناری متوجه شد و به دوستش نگاه کرد و لبخند زد.پسره هم دیگه با خیال راحت مانتومو از پپشت یکم بالا داد و دتشو کرد تو شلوارم.یکم ک از زیر شلوار کونمو مالید دستشو دراورد و باز روی رونم گذاشت و اروم کشید رو به کسم...داشتم دیوونه میشدم...لعنتی عالی داشت بهم حال میداد...آروم زیپمو پایین کشید و از روی شرت شرو کرد به مالیدن کسم..دستش از اب کسم خیس شده بود و صدای شالاپ شلوپ کم کم داشت زیاد میشد که دوستش به راننده گفت صدای ظبتو بزنه بالا...وقتی خیالمون از صدا راحت شد دیگه نفسمو نگه نداشتم و شرو کردم آ روم آه کشیدن و ناله کردن..چشمامو بسته بودم ک ی دست رو شونم حس کردم.دوست پسره دستشو انداخته بود گردن اون و ازونجا به من رسونده بودش.میخواست بی نصیب نمونه.همون موقع پسره هم داشت شرتمو میداد پایین..1لحظه به کاری که داشتم میکردم فک کردم و حالم از خودم بهم خورد.دست پسره رو گرفتمو خواستم پسش بزنم ولی دیگه دیر شده بود..در گوشم گفت اگه اذیت کنی به جلوییا میگم برگردن نگا کنن.مطمین باش وقتی شرتتو ببینن باید ب 4تاییمون کس بدی...بغضمو فرو دادم و دستشو رها کردم...شرتمو کنار زد و دستشو به کسم رسوند...چند دقیقه مالیدنش برام مثل شکنجه بود ولی کم کم دوباره حشرم زد بالا...پسره لاغر بود و دوستش با زحمت زیاد دستشو از پشت گردن اون به سینم رسونده بود.یکم صافتر نشستم که دستش از توی یقم بره تو..همینجور که پسره انگشتشو کرده بود توی کسم و تند تد عقب جلو میکرد دوستشم نوک پستونمو نیشگون میگرفت و میمالیدش...



به کیرش نگاه کردم که داشت شلوارش جر میداد..کاپشنشو که اون دستش بود کشیدم تا بیوفته رو کیرش.بعدم دسمو کردم زیر کاپشنه و کیرشو از توی زیپش دراوردم و شرو کردم به مالیدن...8ماه از طلاقم گذاشته بود و توی اون هشت ماه بارها حشری شده بودم ولی ارضا نشده بودم.دیگه داشتم واسه کیر هلاک میشدم....کیرشو محکم میمالیدم و نوکشو فشار میدادم.وقتی دستمو گذاشتم رو خایه هاش وحشی شد و 3تا انگشتشو کرد تو کسم.1لحظه دردم گرفت و 1آه نسبتاً بلند کشیدم که مسافر جلویی برشت نگامون کرد .دوست پسره خیلی فرز دستشو کشید و طرف متوجه نشد چه خبره...خیلی دوس داشتم کیرشو بکنم توی دهنمو براش ساک بزنم ولی از رانندهه خیلی میترسیدم...خلاصه نزدیکای مقصد بودیم که ارگاسم شدم.آب پسره هم که چند دقیقه بعد از اینکه مالیدم براش اومده بود...دستشو کشید و 1تیکه کاغذ و خودکار از دوستش گرفت و روش 1چیزایی نوشت...وقتی به مقصد رسیدیم راننده برگشت و بهمون گفت خسته نباشید،عجب کمرایی دارید.ماشالا 1ساعت تموم همو مالیدین....

انگار دنیا رو سرم خراب شد آخه راننده های اونجا منو میشناختن چون زیاد باهاشون میرفتم و میومدم...با خجالت پیاده شدم.پسره کاغذ و تا کرده بود و 1چیزی بینش بود.دادش بهم و رفتن...وقتی بازش کردم دیدم توش 1تراول پنجاهی گذاشته و شمارشو نوشته و گفته بهم زنگ بزن.شب بیا خونه تا 2 تا دیگه ازینا بهت بدم...فرداش بهش زنگ زدم و آدرس داد بهم که رفتم و اگه خواستین ماجرای کس دادن به اون و چند تا از رفیقاشو رو براتون میگم.

فانتزیته باشی برام مخاطب خــــــاص...!
ولی بدون ما ی مخاطب خاص داریم ک اون بالــــــاس...
اسمش خــــــداس...
پرچمش تو آسمــــــونـــــاس...
     
#403 | Posted: 29 Nov 2014 03:48
من و عشقم. علی

سلام اسمم پریاست و۱۶ سالمه....یکم هم ازمشخصات خودم و علی میگم ،،،من قدم۱۶۰هستش و وزنم ۵۸ تقریبا تپلم و پوستمم گندمیه....و اما عشقم علی...ک۲۰سالشه و قدش حدودای ۱۷۶یا ۱۷۷هستش و لاغر اندامه و پوستشم سفیده اما چون خوزستان افتابش زیادی سوزانه دستاش و صورتش برنزن منو علی الان ۵ماهه که با همیم و دیوونه وار هم عاشق همیم.منو علی تو اواکس باهم اشناشدیم هنوز امتحانای نوبت دوم شروع نشده بود ک ازطریق دوستام با اواکس اشنا شدم نزدیکای ساعت۴صبح بود ک یکی دعوتم داد ب رومش...منم بعداز۱ساعت رفتم...ک ۳نفر توروم بودن۲تاپسر و۱دختر و خلاصه این علی خان ما خوشامدگفت و گفت اصل بده منم اصل دادم پری۱۵اهواز...اونم گفت اوج وخودشم اصل داد علی۱۹اهواز﴿تیرماه تولد۲تامون بودمن شدم۱۶اون۲۰...خلاصه همشهری دراومدیم بعدازچنددیقه بهم خصوصی داد ک جی افم میشی منم بعدازکلی نازکردن گفتم بله و شمارشوگرفتم...فردا شبش زنگ زد و۱۷دیقه هم باهم حرف زدیم وگفت میخوام ببینمت واین حرفا..فرداعصرش بااجیم رفتم بازاروبه علیهم گفتم بیاد توکفش فروشی بودیم ک باعلی هماهنگ کردم وادرسشودادمو زودخودشورسوند منم ازقبل بش گفته بودم ک چی پوشیدمه بعداز۵دقیقه اس داد پشتسرتم منم برگشتم و ی لبخندزدم>لبخندم واس این بود ک اکثرامیگن وقتی میخندی خیلی خشگلمیشی<وزود دوباره پشتموکردم بهش......بعدش دوباره اس داد۱باردیگه نگام کن میخوام برم منم دوباره نگاش کردم واونم رفت...اخرشب ک داشتیم اس میدادیم بهم..نظرمونوراجعبه هم پرسیدیم اون گف ک خوشش اومده منم ک بدجورازش خوشم اومده بود چون واقعاعالی بودهم تیپش هم قیافش همون چیزی بودکه میخاستم اگ بگم ازم سرتره دروغ نگفتم حتی وقتی دیدمش۱لحظه ناامیدشدم باخودم گفتم این ازمن خوشش میاد چون من دنبال۱رابطه پایداربودم ن۱دوستی زودگذر ک ب سکس ودلشکستگی من ختم شه...حالا فک نکنین من زشتم منم ب نوبه ی خودم خشگلم جوریکه دختراهم تو کفم هستن ولی نمیدونم چرابادیدن علی اعتمادبنفسم اومدپایین..دانشگاه علی هم ک مهندسی میخــونه نزدیک مدرسه من بود بعدازامتحانامون هروزمیرفتیم ساندویچی روبروی مدرسهمن وباهم حرف میزدیم وساندویچ میخوردیم علی هم ک هردفعه گوشیموازلحظه اول تااخرمیگرفت تودستش و همه زیروبمش روچک میکرد اواکسمم پاک کرد بشدت غیرتیه خیلی خیلی خیلی زیاد...دیگ بعدچندمدت باهم راحت شده بودیم البته من اسباب این راحتیوفراهمکردم چون علی برخلاف قیافش ک نشون میداد۱پسر هوسباز و قرتی و خوشگذرون وبی بندوباره،ی پسرخیلی مهربون وباادب بود واصلام دنبال سکس نبود یکمم خجالتی بود،من قبلابا۱پسری بودم کخیلی عاشقش بودم واولین دوس پسرم بود اونم ازعشق زیادم سواستفاده کرد وازم سکس خواست۱دوست اشغال و جنده ای هم داشتم ک منوتشویق ب سکس بااون میکرد..بالاخره بعدازچندبارسکس ولم کرد ومن موندم و۱دنیا غم وهرروزگریه وزاری مدرسمم عوض کردم تادیگه ن دوستوببینم ن خبری ازااون بشنوم...ایناروبعنوان مقدمه گفتم ک بخوام دراخرش اینوبگم من چون قبلاسکس ازپشت داشتم نمیتونستم زیادخودمو کنترل کنم وشدیدا ب سکس نیازداشتم تواون۳..۴ماه هم باعلی فقط تاحد لب وسینه وساک پیش رفتیم تودفعه اخرم ب اصرارزیادش ی لاپایی زدم وابشوهم بین پاهام ریخت..خونمون چون ۲طبقس و واحد جفتیمون هم خالی بود داداشم و اجیمم صبح میرفتن سرکار تا۳عصر..مامانم همشتواشپزخونه وپیش تلویزیون بود باباهم ک ندارم۱۲سال پیش ازهم جداشدن،،منوعلی هم میرفتیم تو راه پلهای خونمون ک میرفتن ب پشت بوم مینشستیم و این نیمچه سکس هارومیکردیم و ب مامانم میگفتم ک میرم پیش دوستم بلوک جفتی....و تا۲یا۳ساعت مینشستیم و با هم ورمیرفتیم ومنم هیچوقت تو این کارا ارضانمیشدم وفقط علی ارضامیشد و این فقط منوبرای ی سکس کامل دوباره حریص تر میکرد..علی هم از همون اول گفت ک فقط قصدش ازدواجه واصلام ب چیزدیگ ای فکرنمیکنه وایناهم همه ب اصرارمن بودن البته اونم نیازداشت و مسلما بی تمایل نبود...حتی ب دیدن سادههم راضی بودچون واقعاعاشقم بود ومنوبراخودم میخواست..بعدچندوقت گفتمش ک من میخام بات سکس کامل داشته باشم اما اون یه ابروریزی در اورد که پشیمون شدم گفت من نمیخام بات سکس کنم تا بعد ازدواج اگه دوباره بگی دیگه حتی نمیام ک ببینمت و...خلاصه بعد از چند وقت با زور فراوون راضیش کردم اماگفت فقط همین۱دفعه..اگه دوباره اصرارکنی تموم میکنیم..منم خیلی خوشحال شدم از بله گفتنشبالاخره روز موعود فرارسید. صبح ساعت۹اومددنبالم توماشین نگاهم ب شلوارش خورد کیرش حسابی شق شده بود..رفتیم خونه دوستش ک تنهازندگی میکرد..کفشامونودراوردیم ورفتیم داخل علی بلافاصله رفت و۱ تشک وپتوو۲تابالش اورد پهن کردروزمین..خودشم درازکشید هی میگفت بیاتوبغلم منم عین همیشه براش نازکردم وگفتم نمیام وسرموانداختم پایین وبحالت قهرباشرفتارمیکردم بعدبزورمنوکشوندتوبغلش حالامنکه ازخدام بود زودشروع کنیم ولی یکم ادا دراوردم بعدبش گفتم نکن الان مانتوم چروک میشه ..بعدش بلندشدواومدجلوم ولباسامودراوردودرازکشیدومنم رفتم توبغلش وپتوروکشیدیم روخودمون بعدازچنددقیقه ک توبغلش بودم شروع کردلبامو خوردن ومنم همراهیش کردم لباساش هنوزتنش بودن منم شورت وسوتینم تنم بودن بلندشدلباساخودشودراوردحتیشورتش شورت منم دراوردالبته بااصرارزیاداخه خجالت میکشیدم دوباره درازکشید روم وشروع کرد لباموخوردن منم کم کم نفسام تندتندشدن ورفت پایینتر سمت گردنم روگردنم خیلی حساسم وقتی گردنمومیخورخیلی حال میکردم بعدسرشوبلندکرد خواست سوتینموبازکنه منم الکی مقاومت کردم وبعدگفت عشقم نفسم میخوام سینهای نازتوبخورم خانومم،،،،،،سینهامم سایزشون۷۰وسفیدسفید ک علی دیوونه وار دوسشون داره وقتی شروع کردبه خوردن دیگه ولشون نمیکنه....بعدمن یکم خودموبلندکردم وعلی دستشوبرد زیر ک سوتینموبازکنه ولی بلدنبود!!!هی میگفت اینا چی ان ک شمامیپوشین پ چرابازنمیشه هرچند دیدخوبیم نداشت چون من زیرش بودم..گفتمش ک بایدقلابشوبازکنه وبالاخره بازش کردوسریع گذاشتش پیش تشک ودوباره خوابیدروم وسینه چپموکرد تودهنش خیلی لذت بخش بودبراموصدای نفسام حسابی بلندشده بودن باصدای حشریم گفتمش گازش بگیرررر..اونم ازخداخواسته شروع کردبه گاززدن دیگ حسابی اه وناله کردنم بالاگرفته بودوکسمم خیس خیس بودوعلی هم کیرشو گذاشته بود لا پاهام بین کسم،،،،،اونم گازمیزد ومنم سرشوبادوتادستم محکم گرفتم وفشارمیدادم به سینهام...وگوشاشو میمالیدم..دیگ واقعاروخودم کنترلی نداشتم و فقط اه اه میکردم واونم بیشترحشری میشدوبیشترمیخورد وگازمیزد وگاهی اوقاتم بالاسینمو لیس میزد و وقتی میرفت سمت اون سینم خوب بین سینهامولیس میزد ودوباره شروع میکردبه لیس زدن اونیکی سینم،،،،،،، بعداز۱۰دقیه خوردن سرشوازبین دستام اوردبالاگفت هنوزم بخورم ومنم هیچ حرفی نزدم فقط چشاموبستم اونم ازسینهام لیسید تاپیش شکمم از کس خوردن خیلی بدش میاد..ولی من خیلی دوستدارم امااون شدیدامتنفره ولی میدونم دراینده راضی میشه چون بخاطرخوشحالیم هرکاری میکنه،،،،،بعدش درازکشیدگفت بروپایین واسم ساک بزن منم رفتم بین پاهاش کیرشو۱بوس زدموکردمتودهنم اونم چشاشوبسته بود ومنم باولع زیادی میخوردم چون میخاستم بیشترین لذتو بهش بدم..تندتندکیرشومیخوردم چون کلفت بودبسختی تودهنم جاش میدادم وهرازچندگاهی ازبالاتاپایین کیرنازشولیس میزدم بعدگفت تخمامم بخور منم رفتم سمت تخماش لیسشون زدم ویکیشونو کردم تودهنم دوباره رفتم سمت کیرش ولیسش زدم وخوردمش وبادستمم تخماشو میمالیدم،،،،،،،،بعدش گفت بسه دیگ....بیاپشتت بکن گفتم نه اول باانگشت بعدرفتم توبغلش درازکشیدم اونم یکم بوسیدم بعدانگشت فاکش ک یکمم ناخنش بلندبود کردتوکونم منم حسابی تنگ بودم اخه خیلی وقت بودسکس نداشتم گفتمش ااااخخخخ علی ناخن داره اخخخخ یواش امااون هیچی نمیگفت وباچشای نازقهوه ای وبزرگش ک من دیوونشونم زل زده بودتوچشام..انگشتش ک تاته رفت لذتش شروع کردوتندتندتلمبه میزدومنم اه اه میکردم ولی بعدش۲تاانگشتشوکرد ومن۱جیغ کوتاه زدم چون خشک خشک کردتوکونم۱لحظه فک کردم کیرشوکرده گفتم علی کیرتوکردی؟؟ااخخخخ پتوروزدم کناردیدم ن دستشه بعد۲باره چندتاتلمبه زدویکمم کسمومالیدوگفت خب دیگ جابازکرد پشتتوبکن پشتموکردم وتف زد ب کیرش ومنم هی التماس میکردم علی تروخدایواش جون من یواش بکنی بعد۱ذرشوکه کردتوکونم ی جیغی زدم ک فک کنم تخماش جفت شدن گف یوااشششش ندمیمالید.بیحال افتادروم...لیلاجوون

من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي، ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي "مستی"
     
صفحه  صفحه 41 از 41:  « پیشین  1  2  3  ...  39  40  41 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Erotic Stories | داستان های سکسی حشری کننده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.