| انجمن ها  | نظرسنجی ها |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
خانه و خانواده انجمن لوتی / خانه و خانواده /

دانستنیهای زندگی زناشویی

صفحه  صفحه 1 از 15:  1  2  3  4  5  ...  11  12  13  14  15  بعدی »  
#1 | Posted: 29 Dec 2010 03:49
امسال مردی را به‌ سمت خودتان جذب کنید که بخاطر خودتان دوستتان دارد و رابطه‌ای مطمئن و صمیمی بسازید که همیشه آرزویش را داشته اید.

1. دریچه‌های قلبتان را باز کنید و شگفت‌زده شوید. اگر این مقاله را می‌خوانید یعنی درهای قلبتان را برای دریافت یک عشق جدید باز کرده‌اید. درست است؟ اما اینکه واقعاً دریچه‌های قلبتان را به روی عشق باز کنید یعنی حتی بااینکه دنبال آن فرد استثنایی برای خودتان هستید، عشق را از هر جایی که بیاید می‌پذیرید. مرد زندگیتان باید به طریقی که اصلاً انتظارش را ندارید از راه برسد و شکلی باشد که هیچوقت تصورش را نمی‌کردید. تنها راه پیدا کردن آن فرد این است که افراد گوناگونی را زیر نظر داشته باشید.

2. تازمانیکه متعهد نشده‌اید، تک پر نشوید. مردی استثنایی را ملاقات کرده‌اید که اوقات بسیار زیادی را با او می‌گذرانید. به نظرتان می‌رسد که باید ملاقات‌هایتان با مردهای دیگر را قطع کنید، درست است؟ نه، به هیچ‌وجه. راه انتخاب‌های دیگر را باز بگذارید مگراینکه او از شما بخواهد که به او متعهد شوید. مسئله پیچاندن او نیست، مسئله این است که حس خودتان بودن را حفظ کنید به ‌جای‌ اینکه یک مرد را مرکز زندگیتان کنید. همچنین باعث می‌شود خیلی نیازمند آن فرد به‌ نظر نرسید و طوری به نظر او خواهد آمد که درخواست او بوده که به هم متعهد شوید.

3. زبان بدنتان را نرم‌تر کنید. دفعه بعدی که با مردی قرار می‌گذارید و بیرون می‌روید، لحظه‌ای صبر کنید و ببینید بدنتان چه می‌کند. این احتمال وجود دارد که اعصابتان باعث می‌شود شانه‌هایتان را سفت کنید یا دست‌هایتان را به هم قلاب کنید. ما زن‌ها اینقدر اسیر خودمان می‌شویم که فراموش می‌کنیم زنانگی که مردها اینقدر عاشقش هستند را نشان دهیم. پس به جای این، دست‌هایتان را آرام کنید، شانه‌هایتان را بیندازید و وقتی در حضور او هستید، پشتتان را صاف نگه دارید. بعد ببینید که چطور نرم نرمک به شما و دلتان نزدیک می‌شود.

4. خیلی به جلو نگاه نکنید. در آخرین قرار ملاقاتتان به چه فکر می‌کردید؟ اگر شما هم مثل اکثر زن‌ها باشید، احتمالاً می‌بینید که خیلی وقت‌ها این افکار ذهنتان را مشغول می‌کند: آیا دوستم دارد؟ آیا شوهر خوبی برایم می‌شود؟ آیا دوست دارد رابطه با من را ادامه دهد؟ تمرکز بر آینده و ای کاش‌ها نه تنها باعث می‌شود نتوانید از لحظاتتان لذت ببرید و کشف کنید که آن مرد واقعاً کیست، بلکه باعث می‌شود نتوانید هیچوقت با بخشی از او که بیشترین اهمیت را دارد یعنی دلش، ارتباط برقرار کنید.

5. بدون‌اینکه او را مسئول بدانید احساساتتان را با او درمیان بگذارید. باز دیر کرده است. حرف از دوست‌دختر سابقش به میان می‌کشد. یادش رفته است زنگ بزند. اینها همه داستان‌هایی است که بیشتر وقت‌ها پیش می‌آید—حتی بعد ازاینکه با هم ازدواج کنید. بیشتر زن‌ها فکر می‌کنند حرف زدن درمورد این چیزها فقط مرد را دورتر می‌کند اما رمز موفقیت این است که با بیان احساساتتان به طریقی واضح بدون متهم کردن او، به سمت خودتان بکشانیدش: "وقتی درمورد زن‌های دیگر حرف می‌زنی واقعاً حس بدی پیدا می‌کنم. دوست ندارم رمز و رازی بینمان به‌وجود بیاید. نظر تو چیست؟"

6. دست از تظاهر به آنچه که نیستید بردارید. چندبار تابحال شده وقتی با مردی هستید، خودِ واقعیتان را پنهان کنید؟ تصور می‌کنید اگر چیزهای عجیب درمورد خودتان را برملا کنید، او را بترساند یا اگر با نظر او مخالفت کنید، او را از خودتان دور کنید. اما هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست. البته منظورمان این نیست که در همان جلسه اول همه چیز را بیرون بریزید. منظور این است که نیازی نیست آدم کاملی باشید تا بتوانید کسی را عاشق خودتان کنید. پس دست از خودسانسوری بردارید و اجازه بدهید شما را به‌خاطر آنچه که هستید دوست بدارد.

7. برای دریافت کردن کانال را عوض کنید. ممکن است تصور کنید که برای‌ اینکه به مردی نشان دهید که موردی خوب و عالی هستید، باید برایش شام درست کنید، کارهایی برایش انجام دهید یا رابطه را جلو ببرید. اما واقعیت این است که مردها عاشق این می‌شوند که چقدر خودشان برای شما مایه بگذارند، نه برعکسش. یک مرد خوب دوست دارد که خوشحالتان کند و کارهای خوب برایتان انجام دهد. پس اجازه اینکار را به او بدهید!

8. همیشه خودتان را اول بگذارید. برای خانم‌ها طبیعی است که دیگران را به خودشان مقدم بدانند اما اگر می‌خواهید عشق را در مردی شعله‌ور کنید، اینکه نیازهای او را بر خودتان پیش بدانید کاملاً خلاف آنرا انجام می‌دهد. درست است که در هر رابطه‌ای باید دادن و گرفتن به یک اندازه وجود داشته باشد اما با این ‌وجود لازم است که هوای خودتان را داشته باشید. وقتی مردی ببیند که با خودتان با مهربانی و احترام رفتار می‌کنید، زنی را با عزت نفس و اعتماد به نفسی سالم خواهد دید که هر دو ی آنها برای شاد کردن او بسیار جذاب هستند.

9. به طرفتان فرصت بدهید. آیا زیادی قد کوتاه است؟ سنگین وزن است؟ خیلی سنش پایین است؟ خیلی جدی است؟ یا به‌ اندازه کافی جدی نیست؟ خیلی زن‌ ها بودند که اوایل آشنایی شوهرانشان اصلاً برایشان قابل تحمل نبودند و الان حتی نمی‌توانند یک روز را بدون آنها سپری کنند. وقتی مردی وارد زندگیتان شد، آن را یک فرصت بدانید و حداقل تا 3 جلسه ملاقات به او فرصت دهید، مگر اینکه حسابی با دیدنش توی ذوقتان خورده باشد و اصلاً نتوانید با او بودن را تصور کنید. شاید آن مرد مرد ایدآل شما نباشد اما اگر بیشتر به او نزدیک شوید می‌توانید چیزهای بیشتری درموردش کشف کنید.

10. یادتان باشد، حرف نادرست را نباید به مرد درست بزنید. اگر حرفی که می‌زنید از ته دلتان باشد، مردی که قرار است عاشقتان شود نخواهد ترسید. او تلاش خواهد کرد مشکلات را از میان بردارد و اینکار باعث می‌شود به هم نزدیک‌تر شوید. البته، باید بگذارید او هم به همین اندازه احساس امنیت کند و حرفهایش را با شما درمیان بگذارد. وقتی پایه‌ای محکم از پذیرش و اطمینان متقابل برای رابطه‌تان ساختید، دیگر عشق منتظر نخواهد ماند و شعله‌ور خواهد شد.

تغییر عادت‌هایتان نیازمند زمان و تمرین است. پس با مردهای زیادی بیرون بروید و نکات زیر را تمرین کنید تاجاییکه جزء شخصیت شما درایند. مطمئنم اگر اینطور شود عشقی که همیشه آرزویش را داشتید در زندگیتان پدیدار می‌شود.
     
#2 | Posted: 29 Dec 2010 03:50
یک ازدواج سالم یعنی خطر کمتر حملات قلبی. استرس، فشار و نگرانی‌های کمتر و یک رابطه نرم و راحت فرد را همیشه سرزنده نگه می‌دارد. یک زندگی بدون استرس باعث می‌شود بتوانید سلامتتان را در بالاترین حد نگه دارید. اختلاف با دیگران موجب کاهش سلامتی و درنتیجه حملات قلبی می‌شود. پس برای داشتن قلبی سالم، روابط سالم داشته باشید. اما این چطور ممکن است؟

ازدواج سالم چگونه از حملات قلبی جلوگیری می‌کند؟

× کاهش سطح استرس در ازدواج سالم به معنی داشتن قلبی سالم‌تر است. استرس یکی از دلایل اصلی مرگ در جامعه مدرن و همچنین عامل ایجاد فشار و اختلاف بین زوج‌هاست. اگر استرس از رابطه بیرون کشیده شود، احتمال بیماری‌های قلبی نیز کم خواهد شد.

× داشتن خلق‌وخوی شاد و سرزنده هم قلب را در وضعیتی عالی نگه می‌دارد. یک رابطه شاد در زندگی زناشویی یعنی داشتن اخلاق و روحیه شاد و سرزنده. هر دو طرف حسی خوب به هم پیدا می‌کنند. این مسئله فشارخون را کاهش داده و ذهن را آرام و ریلکس می‌کند. یک جسم و ذهن آرام یعنی داشتن قلبی سالم.

× در ازدواج‌های بد و ناسالم، خاطرات منفی بیشتر هستند. مردم اتفاقات و خاطرات بد زندگیشان را مدام به خاطر می‌آورند و احتمالاً دوباره سر آنها با هم دعوا می‌کنند. اینکار فشارخون آنها را بالا برده و می‌تواند موجب حمله قلبی شود.

× یک ازدواج بد احساسات منفی هم به‌وجود می‌آورد. زوج‌ها عصبانیت، خستگی، تنفر و احساساتی که واقعاً برای سلامتی مضر است را تجربه می‌کنند. این احساسات اگر بیش از حد اتفاق بیفتند می‌توانند موجب حمله قلبی شوند.

× احساسات سرکوب‌شده هم برای قلب ضرر دارد. گاهی‌اوقات زوج‌ها نمی‌توانند احساسات خود را آزادانه ابراز کنند. این احساسات سرکوب‌شده موجب حمله قلبی می‌شوند. یک رابطه کامل نیازمند این است که دو طرف به هم اعتماد داشته و با هم صادق باشند همه چیز خود را به هم بگویند.

× شک هم ضرر دارد. در یک ازدواح شاد و سالم، اعتماد بیشتری وجود دارد. زندگی زناشویی که وضع درستی نداشته باشد معمولاً پر از شک و بدگمانی نسبت به همدیگر است. شک زیاد استرس‌زا است که برای سلامتی بسیار ضرر دارد.

× اختلافات و مشاجرات در ازدواج‌های ناسالم می‌تواند موجب تغییرات هورمونی و شیمیایی در بدن شود. این مسئله موجب لخته شدن خون در بدن و درنتیجه حملات قلبی شود.

× در یک ازدواج موفق هر دو طرف از هم حمایت می‌کنند. این‌کار هر نوع فشار بین آنها را آسان می‌کند. حتی بچه‌ها هم به چنین جوی در خانه بهتر واکنش می‌دهند.

× یک ازدواج بد می‌تواند موجب افسردگی شود که برای سلامت عمومی بدن اصلاً خوب نیست. زندگی شاد و رضایت‌بخش بین دو طرف، آنها را روز‌به‌روز شادتر و سرزنده‌تر خواهد کرد.

یک ازدواج شاد به معنی طول عمر برای دو طرف است. سرزندگی در رابطه هماهنگی و هارمونی موجود را تقویت کرده و این مسئله قلب را سلامت نگه می‌دارد. احساسات منفی فشارخون را بالا برده و موجب حملات قلبی می‌شود. یک ازدواج موفق بهترین دارو برای داشتن قلبی سالم است.
     
#3 | Posted: 29 Dec 2010 03:51
چگونه ازدواجی موفق داشته باشیم: به شما نشان می‌دهیم چطور برای خلاص شدن از دام مشکلات زندگی، راه درست را انتخاب کنید.

در راستای تشخیص و برآوردن نیازهایتان، اگر می‌خواهید پیش مشاور خانواده بروید یا یکبار و برای همیشه مشکلات زندگی زناشوییتان را برطرف کنید، کار مهم دیگری هم هست که باید انجام دهید. باید همه راه‌های خروج را ببندید. منظورم این است که خیلی‌ها که در زندگیشان دچار مشکل و ناراحتی شده‌اند، خیلی قبل از اینکه بفهمند چقدر این مشکلات بد و آزار دهنده است، تصمیم می‌گیرند. آنها انتخاب می‌کنند که نیازهایشان را خارج از آن زندگی زناشویی برآورده کنند.

کاری که باید بکنید این است که مسئولیت نیازهایتان را بپذیرید. بله، یاد بگیرید که چطور به‌طرز موثر و سالمی نیازهایتان را برآورده کنید. اما برای این منظور از همسرتان روی برنگردانده و به کس دیگری روی نیاورید. معنی آن این است: خیلی از کسانی که در ازدواجشان دچار مشکل هستند، تصمیم گرفتند که برای رسیدن به حس آرامش و راحتی به خارج از زندگی زناشوییشان پناه ببرند. به رابطه‌جنسی ناسالم روی آوردند، با یک همکار دلسوز دردودل کردند، شکایت‌هایشان را پیش خانواده‌شان بردند و ... هر راهی که با وعده برآوردن نیازشان همراه بود را امتحان کردند. حتی شاید خیلی از متخصصین ازدواج و خانواده هم همین راه را پیش روی شما قرار دهند.

اما باید مسئولیت برآورده شدن نیازهایتان را بپذیرید و آن را با گرایش به سمت همسرتان انجام دهید. نگویید، "تورو نمی‌خوام" یا "به تو نیازی ندارم". برای مراقبت کردن از خودتان، از همسرتان روی برنگردانید. درعوض، برای مراقبت از خود به او روی آورید. نیازهایتان را بشناسید، برای برآوردن آنها مسئولیت قبول کنید و بعد به همسرتان رجوع کنید، وی یک شخصیت تازه از شما خواهد دید و او هم به سمتتان خواهد آمد.

البته نمی‌گویم که اینکار یک شبه میسر می‌شود. اما هرچه جلوتر بروید، هر قدمی که به سمت جلو بردارید، به از بین رفتن مشکلات زندگی زناشوییتان نزدیک‌تر خواهید شد. این قدم را به سمت زندگی برمی‌دارید که هر دوی شما آرزویش را داشتید: زندگی سراسر عشق، آرامش، و خوشبختی.

بیشتر مردم نمی‌توانند راه‌حل‌های پایدار برای مشکلات زندگی زناشویی خود پیدا کنند چون هیچوقت راه‌های خروج را نمی‌بندند. آنها تلاش می‌کنند از منابع بیرونی برای ارضای نیازهایشان استفاده کنند و بعد وقتی همسرشان از دست آنها خسته شد یا دعوایی پیش آمد، شکایت می‌کنند. همه انسان‌ها یک نیاز ذاتی برای امنیت و ایمنی دارند. وقتی هر‌یک از افراد در یک ازدواج به دنبال راه‌های بیرونی برای ارضای نیازهای خود باشد، پیامی به ناخودآگاه فرستاده می‌شود که هشدار می‌دهد امنیت شما به خطر افتاده است. دعواها بیشتر می‌شود، استرس دو طرف بالا می‌رود، احساس ناراحتی بیشتری خواهیم کرد، و همسرمان را بیشتر مقصر می‌کنیم. داد می‌زنیم، تهدید می‌کنیم، شکایت می‌کنیم و خیلی وقت‌ها هم دست به عمل می‌زنیم. دلیل آن این است که از درون احساس ترس می‌کنیم. اجازه بدهید سوالی از شما بپرسم، آیا در بچگی پدر و مادرتان با هم دعوا می‌کردند؟ آیا داد‌ و‌ بیداد راه می‌انداختند و هم را تهدید می‌کردند؟ آیا از هم طلاق گرفتند یا همدیگر را تهدید به طلاق کرده‌اند؟ اگر پاسخ شما به هرکدام از این سوالات مثبت باشد، می‌خواهم چند سوال ساده از شما بپرسم. 1)‌وقتی این اتفاقات می‌افتاد چند سالتان بود؟ 2)‌وقتی این اتفاق‌ها می‌افتاد چه احساسی پیدا می‌کردید؟ 3)‌آیا پدر و مادرتان با همفکری و به طریقی که به نفع هر دوی آنها بوده مشکلشان را حل می‌کردند و همه چیز آرام می‌شد؟ 4)‌آیا هیچکدام از والدینتان شما را آرام نمی‌کرد یا این خودتان بودید که باید از خودتان مراقبت می‌کردید؟

به‌این‌خاطر این سوال‌ها را می‌پرسم چون می‌خواهم کمکتان کنم گذشته‌تان را بعنوان تحربیات کودکی به زمان حال و آنچه مغزتان در حال تجربه است، وصل کنید. این همان احساس تهدید و ناامنی است. می‌بینید، ذهن ناخودآگاهتان نمی‌تواند بین گذشته و حالتان تمایز قائل شود. ذهن ناخودآگاهتان تشخیص نمی‌دهد که دیگر بچه نیستید.

تنها راه کاهش استرس و ترس از دست دادن امنیت و آرامش این است که درهای خروج را ببندید. در غیر اینصورت نخواهید توانست روی مشکلات ازدواجتان برای پیدا کردن راه‌حل کار کنید. اگر در یک ازدواج احساس امنیت نباشد، هیچ اعتمادی هم نخواهد بود. و اگر اعتماد نباشد، هیچوقت عشق، پذیرش، آرامش و خوشبختی را تجربه نخواهید کرد. اعتماد لازمه زندگی است و بر‌پایه یک حس امنیت غیرقابل‌ تزلزل ساخته می‌شود.

پی‌نوشت: اگر این مقاله برایتان مفید بود، برای شروع دوباره زندگی تشویقتان کرد یا به طریقی کمک حالتان بود، چیز جدیدی به شما یاد داد یا چیزی را که لازم بود به یادتان آورد، حتماً ما را با نظرات خود در جریان بگذارید. همچنین اگر فکر می‌کنید این مقاله می‌تواند به کس دیگری که می‌شناسید و برایتان عزیز است کمک کند، حتماً آن ‌را برای او هم ایمیل کنید.
     
#4 | Posted: 29 Dec 2010 03:52
در طول بارداری خانم‌ها دوران بسیار طبیعی و در عین‌ حال خاصی را در طول زندگیشان سپری می‌کنند. در طول این دوره، خیلی مهم است که شما—بعنوان یک پدر—فعال و حامی باشید. این مقاله راه‌های مختلفی را به شما نشان می‌دهد که مطمئنتان می‌کند همسرتان حمایت و پشتیبانی شما را درک کرده است.

درگیر شوید

درگیر کردن خود در بارداری همسرتان امری بسیار مهم و اساسی است. مادر آینده باید حداقل ماهی یکبار برای معاینه نزد دکتر برود. همچنین بد نیست که در کلاس‌های ایروبیک مخصوص مادران شرکت کند. حمایت ساده شما با بودن کنارش در طول این زمان‌ها به او نشان خواهد داد که به وی توجه می‌کنید و تنها نیست. به اینکه چه احساسی دارد، اینکه جنین در چه مرحله‌ای از رشد است، و اینکه در ماه‌های آتی چه اتفاقی برای آن خواهد افتاد توجه نشان دهید. به او کمک کنید برای وسائل مورد نیاز و اتاق کودکتان برنامه‌ریزی کنید. هرچه توجه بیشتری به بچه نشان دهید، بیشتر احساس می‌کند که مراقبش هستید.

سلامت

ترک عادات بد در شرایط عادی کاری بسیار دشوار است. باردار شدن هم کمکی به آن نمی‌کند. متاسفانه، این زمانی است که ترک این عادات بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. مخصوصاً کشیدن سیگار برای بچه بسیار خطرناک است—حتی اگر هنوز در رحم باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که قرار گرفتن در معرض دود سیگار هم به همان اندازه سیگار کشیدن خود مادر خطرناک است. پس با تشویق او به ترک سیگار و ترک آن توسط خودتان نشان دهید که نگران او هستید.

به او کمک کنید خوب غذا بخورد، به اندازه کافی استراحت کند، و بیش از حد از خودش کار نکشد. کارهای بدیهی مثل نخوردن مشروب یا استفاده نکردن از مواد مخدر هم باید ترغیب شود.

روابط

در طول بارداری بدن زن دستخوش تغییرات زیادی می‌شود. او می‌بیند که شکمش چطور هر روز بزرگ و بزرگتر می‌شود. ممکن است بدنش آب جمع کند. همه اینها درکنار تغییرات هورمونی این معنا را می‌دهد که او به دنبال این است که بفهمد هنوز برای شما جذابیت دارد. یکی از مهمترین و طبیعی‌ترین راه‌ها این است که رابطه صمیمانه و عاشقانه خود را با او حفظ کنید. البته برای ایمنی بهتر است از یکی از راه‌های پیشگیری استفاده کنید. با این ‌وجود، حفظ روابط سالم و فعال راهی بسیار ایمن و مفرح برای القاء این حس به همسرتان است که هنوز برایتان جذابیت دارد. جدا از رابطه فیزیکی، برقرار کردن رابطه احساسی، ماساژ دادن شکمش و نوازش کردن او راهی بسیار خوب برای ایجاد احساس راحتی در اوست.

از تصمیماتش حمایت کنید

و آخر اینکه، حمایت از تصمیمات و انتخاب‌های او در طول دوره بارداری راهی ضروری برای نشان دادن نگرانیتان درمورد اوست. در این دوران انتخاب‌های زیادی مثل شیردهی خواهد داشت. اگر همسرتان تصمیم بگیرد که شیردهی برایش مناسب است وباید آن کار را انجام دهد، باید از تصمیم او حمایت کنید. برای انتخاب اسم کودکتان با هم تصمیم بگیرید. اگر دوست نداشته باشد جنسیت فرزندتان را قبل از تولد با سونوگرافی بفهمد، در این زمینه هم به تصمیمش احترام بگذارید.
     
#5 | Posted: 29 Dec 2010 04:54
ین روزها بحث اختلاف سنی در ازدواج به موضوع بسیار مهمی برای آنها که در شرف ازدواج هستند تبدیل شده است. اگر نظر ما را بخواهید باید بگوییم که: بستگی دارد!

در هزاران مصاحبه‌ای که در شش قاره جهان انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که وقتی واقعاً کسی را دوست داشته باشید، سن شما و سن طرف مقابلتان دیگر چندان اهمیتی پیدا نمی‌کند. اما یک واقعیت هم وجود دارد و آن این است که موقعیت‌هایی هست که تفاوت سنی واقعاً مهم می‌شود.

وقتی 17 سالتان باشد، اقدام به ازدواج با کسی که 47 ساله است، ایده چندان جالبی به نظر نمی‌رسد. تجربیات زندگی یک نوجوان 17 ساله تقریباً هنوز بچگانه است. اما فرد 47 ساله فردی بالغ و باتجربه است و پستی و بلندی های زندگی را پشت سر گذاشته است. این تفاوت‌ها می‌تواند چالش بزرگی در رابطه ایجاد کند. پس اشتباه نکنید.

موفقیت یک ازدواج به سطح بلوغ و تجربیات دو طرف بستگی دارد. واقعیت این است که وقتی پای عشق و ازدواج به میان می‌آید، فاصله سنی جادویی وجود ندارد.

اما تجربه به ما می‌گوید که هر چه فاصله سنی دو طرف کمتر باشد، شانس ساختن عشقی ماندگار برایشان بیشتر می‌شود. این تفاوت سنی چه یکسال باشد، چه 5 سال، 10 سال، یا حتی بیشتر، عشق بر همه چیز غلبه می‌کند. مسئله این است که ببینید واقعاً عاشق هستید یا نه، نه اینکه ببینید کسی که دوستش دارید چند سالش است. عاشق بودن خیلی مهمتر از تفاوت سنی بین دو طرف است.

به یک مثال خوب اشاره می کنیم. بابک و سوزان 48 و 37 ساله هستند. هر دو طلاق گرفته اند. می توانیم صادقانه بگوییم که هر دو آنها ازدواج‌هایی واقعاً بد را تجربه کرده‌اند. اما فعلاً این را همین جا نگه می‌داریم.

خوشبختانه بابک و سوزان همدیگر را پیدا می‌کنند! درواقع، واقعاً عاشق هم می‌شوند.

وقتی گوش می‌دهیم که چطور عشق و محبتشان را به هم توصیف می‌کنند واقعاً سرحال می‌آییم. این دو نفر نه تنها عاشق هم هستند، بلکه فهمیده‌اند که مورد احترام قرار گرفتن، اعتماد کردن به هم، صادق بودن و ارزش گذاشتن بر همدیگر چه ارزشی دارد.

هم بابک و هم سوزان از ازدواج اولشان بچه دارند. هر دوی آنها واقعاً بچه‌هایشان را دوست دارند و می‌خواهند به خوبی از آنها مراقبت کنند. و در واقع، هر دوی آنها حاضر نیستند کسانی را که به فرزندانشان عشق نمی ورزند را دوست بدارند. و واقعاً خوشا به حالشان!

اول رابطه کمی درمورد اختلاف سنیشان تردید داشتند. اما دیگر اینطور نیست! الان فقط به عشقشان به هم فکر می کنند و بس! سنشان دیگر اهمیتی ندارد.

خوب، دوست دارید بدانید از سه دهه تحقیق درمورد اختلاف سنی در ازدواج چه دستگیرمان شد؟ فهمیدیم که عاشق بودن و دوست داشتن همدیگر بر همه چیز غلبه می کند. اکثر ازدواج ها وقتی تفاوت سنی بین دو طرف کمتر از 10 سال است موفق‌تر هستند اما وقتی این اختلاف بیشتر از 10 سال باشد، احتمال موفقیت ازدواج به تدریج کمتر می‌شود. به عبارت دیگر، واقعاً صحت دارد که اگر اختلاف سنی بین دو طرف کمتر باشد احتمال موفق بودن رابطه بیشتر است.

اما، درمورد عشق هیچ جادویی وجود ندارد. عاشق بودن خیل مهمتر از سن است. سن مسئله ای نسبی است. مهمتر از آن، سن در رابطه خیلی کمتر از عشق اهمیت دارد. عشق بی‌حد و مرز است. پس عاشق باشید و تا ابد با هم بمانید.
     
#6 | Posted: 29 Dec 2010 04:54
20 موضوع اصلی مشاجرات خانوادگی

انتخاب خانواده مان دست ما نیست و احتمالاً به همین دلیل است که اینقدر با آنها بحث و مجادله می کنیم.

تحقیقات جدید نشان می دهد که خانواده های انگلیسی به طور متوسط هر ساله 4 روز کامل را به بحث و دعوا می گذرانند.

این تحقیق که روی 3000 خانواده انجام گرفت مشخص کرد که مادرها، پدرها و فرزندانشان حداقل سه اختلاف برایشان پیش می آید که سر هرکدام حداقل 5 دقیقه بحث می کنند.

مجموع آن برابر است با 1095 بحث و مجادله در سال که 25/91 ساعت یا 3 روز و 19 ساعت به طول می انجامد.

کارهای روزمره خانه آنقدر خون بعضی ها را به جوش می آورد که باعث می شود مهمترین دلیل اختلافات خانوادگی قلمداد شود که بعد از آن "هتل" تصور کردن خانه از دیدگاه فرزندان و همچنین بی تفاوتی و بی توجهی اعضای خانواده نسبت به یکدیگر از متداولترین دلایل این مشاجرات هستند.

اما به طور کلی، خانواده ها اتفاق نظر دارند که معمولاً این مادر خانواده است که مشاجرات را آغاز می کند و در طول این مشاجرات بیشتر از بقیه صدایش را بلند می کند. همچنین باز هم این مادر خانواده است که معمولاً بعد از اتمام این بحث ها و مشاجرات بداخمی می کند.

معمولاً این دختر خانواده است که برای فهماندن حرفش در اتاقش را محکم می کوبد، درحالیکه پدر خانواده معمولاً برای بازگرداندن خونسردی خود خانه را ترک می کند و بعد از اینکه همه چیز دوباره روبه راه شد به خانه برمی گردد.

یک پنجم خانواده هایی که در این تحقیق شرکت کردند معمولاً بر سر پیدا نکردن چیزی در خانه دعوا می کنند و تقریباً همین میزان نیز درمورد انتخاب کانال تلویزیون—که مادر معمولاً راغب به دیدن سریال، پدر متمایل به دیدن کانال ورزشی و فرزندان نیز علاقه مند به دیدن کارتون یا فیلم هستند—می باشد.

تصمیم گیری درمورد اینکه شستشوی ظرف های کثیف بر عهده کیست 15 مورد از مشاجرات را تشکیل می دهد و 14 مورد هم بر سر این است که چه کسی از کامپیوتر خانه استفاده کند.

قبض تلفن خانه هم برای 13 خانواده علت یک مشاجره داغ خانوادگی یکبار در ماه است.

بالا بردن صدای موسیقی توسط نوجوانان و بحث و جدل بر سر تکالیف مدرسه نیز جزء 10 علت اصلی مشاجرات خانوادگی است.

مارک دو نتو، سخنگوی Uinvue می گوید، "نتایج این تحقیق موضوعات متداول دعواهای خانوادگی را نشان می دهد که در طول دهه های قبل بی تغییر باقی مانده است و اکثریت این مشاجرات بیشتر از چند دقیقه طول نمی کشند. شایان ذکر است که مادر خانواده هنوز نقشی محوری در خانواده دارد اما نتایج تحقیق نشان می دهد که پدرهای امروز بسیار بیشتر از نسل های قبل خود را در این مسائل و مشکلات درگیر می کنند.

بااینکه مشاجرات عاملی متداول در همه خانواده به شمار می رود اما نتایج تحقیق ما نشان می دهد که این مشاجرات نقشی حیاتی در تقویت روابط درون خانواده دارند و نوعی دریچه آزادی به حساب می آیند. از اینرو، این دعواها و مشاجرات کوچک نقشی مثبت در زندگی خانواده دارند."

مشاجرات دیگری نیز در لیست زیر قید شده اند، مثلاً اینکه فرزندان پدر و مادر را معمولاً بانک تصور می کنند و مداوم از آنها تقاضای پول می کنند و یک مورد دیگر هم طول دادن حمام است.

زمان خواب بچه ها، خالی کردن ظرف های داخل ماشین ظرفشویی و تصمیم گیری درمورد زمان وعده های غذایی همه از علت های مشاجرات خانوادگی به شمار می روند.

جالب است که بدانید یکی از هر 10 خانواده ذکر کرده اند که از آخرین مشاجره خانوادگیشان تاکنون با هم حرف نمی زنند.

اما دو سوم شرکت کننده باور داشتند که مشاجرات خانوادگی بسیار سالم و طبیعی هستند.

85 نفر از شرکت کننده ها توافق نظر داشتند که بهترین راه این است که حرفها آزادانه بیان شود تا اعضای خانواده به خوبی از احساسات هم باخبر شوند.

20 موضوع اصلی مشاجرات خانوادگی

1. کارهای روزمره خانه

2. تلقی کردن خانه بعنوان "هتل"

3. بی توجهی به همدیگر

4. پیدا نکردن چیزی در خانه

5. انتخاب کانال تلویزیون

6. نوبت شستشوی ظرف های کثیف

7. نوبت استفاده از کامپیوتر خانه

8. هزینه قبض تلفن

9. بلند بودن صدای موزیک

10. تکالیف مدرسه فرزندان

11. درخواست مداوم پول

12. رانندگی بد

13. کنترل تلویزیون کجاست

14. چای را با چه بخورند

15. گذاشتن بطری یا پاکت خالی شیر یا مایعات دیگر دوباره در یخچال

16. ساعت خوابیدن بچه ها

17. تمام نشدن مسابقات ورزشی تلویزیون

18. طول دادن حمام یا دستشویی

19. زمان برگشت نوجوانان به خانه

20. چه کسی باید ظرفهای داخل ماشین ظرفشویی را خالی کند
     
#7 | Posted: 17 Jan 2011 02:26
قانون ساده فنگ شوی برای بهبود زندگی عاشقانه شما
رابطه ای همراه با احساسات عاشقانه ، گذراندن زمانهایی همراه با آرامش با همسرتان یا نامزدتان ، همه اینها از آن شما خواهد بود ؛ چه مجرد هستید چه متاهل ! به هر حال می توانید از این شیوه ها برای بهبود و اصلاح تمامی جنبه های زندگی تان استفاده کنید ؛ متخصص فنگ شوی "الن وایتهارست" در این مقاله با ما همراه خواهد بود
۱) اگر می خواهید مرد ایده آل تان را به سمت خود جذب کنید
طبق قوانین فنگ شوی ، هر چه شما بیشتر و واضح تر به فرد ایده آل تان فکر کنید ، کائنات آن فرد را آسان تر به زندگی شما هدایت خواهد کرد. با یک خودکار قرمز روی یک کاغذ سفید ، لیست تمامی مشخصاتی که دوست دارید فرد مورد نظرتان دارا باشد را بنویسید. آیا دوست دارید آن فرد مردی جذاب باشد یا ترجیح می دهید مرد مورد نظرتان یک ماجراجوی زیرک باشد؟ آیا دوست دارید آن فرد بعد از ظهرها بیکار باشد تا بتوانید با هم به گردش و سینما بروید یا ترجیح می دهید مرد زندگی تان ، فردی پرمشغله و موفق باشد؟ هر چه در ذهن دارید را روی کاغذ بیاورید. آن را داخل یک جعبه نقره ای گذاشته و جعبه را در جایی از اتاق تان قرار دهید که بتوانید بسادگی آن را مشاهده کنید ؛ بگذارید ۴۹ روز جعبه در اتاق تان باشد. زندگی شما زودتر از آن که فکرش را بکنید تغییر خواهد کرد!
۲) اگر بعد از یک بحران روحی و احساسی می خواهید قلب شکسته تان را ترمیم ببخشید
این قانون را بکار ببرید: روغن مرکبات معمولا دارای خاصیتی است که برای ترمیم آسیب های روحی بسیار مفید می باشد. این روغن به شما کمک می کند که صبر و آرامشی که در آن موقعیت حساس روحی نیاز دارید را بدست آورید. این روغن به هورمون های آرامش بخش شما کمک می کند تا بیشتر از قبل ترشح کنند. ۱۰ قطره روغن مرکبات(پرتقال ، لیمو ، نارنج و....) در یک اسپری بچکانید و هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید ، اتاق و خانه تان را با آن معطر کنید. بدین ترتیب شما روز خود را با ویتامین C آغاز خواهید کرد. خاصیت آرامش بخشی مرکبات در پوست آنها نهفته است. به عنوان مثال پوست یک پرتقال را کنده و بگذارید به همراه مقداری نمک مقداری خیس بخورد. بعد آن را روی پوست خود بمالید. بعد از مدتی تمام وجودتان سرشار از اشتیاق و خوش بینی به زندگی خواهد شد.حالا متوجه شدید که یک پرتقال خوشمزه می تواند خاصیت دیگری نیز داشته باشد!
۳) اگر می خواهید یک رابطه سراسر جنگ و جدل را اصلاح کنید
زمانی را به تامل کردن اختصاص دهید : این کار به شما کمک خواهد کرد تا رابطه تان را بررسی کرده و برای آن راه حلی پیدا کنید. یک عکس از خودتان بردارید ، عکسی که در آن تنها و در حال لبخند زدن هستید ، عکس را به یک آینه بچسبانید. به خودتان نگاه کنید و به عنوان یک فرد منتقد به رفتارهای خودتان فکر کنید و خودتان را نقد کنید . معایب و نکات مثبت شخصیت تان را خواهید یافت
۴) اگر می خواهید مهارت های ارتباطی تان را افزایش دهید
اگر واقعا مردان از مریخ و زنان ونوسی باشند ، قانون فنگ شوی می گوید هیچ چیز بین این دو جنس بهتر از گفتار روشن و واضح به بهبود روابط شان کمک نخواهد کرد. یک کاسه را با برنج پخته نشده پر کنید و روی آن کمی نمک بریزید. نمک و برنج انرژی منفی محیط اطراف شما را جذب خود خواهند کرد. سه عدد کریستال شفاف را روی نمک ها گذاشته ، تا به شکل یک مثلث درآیند. سپس کاسه را زیر تخت خواب تان بگذارید. اجازه دهید کاسه به مدت ۹ تا ۴۹ روز زیر تخت خواب تان بماند. این کار باعث می شود که انرژی منفی اطراف شما جذب شده و اتاق شما سرشار از انرژی مثبت و روابط صریح و موفق شود.
۵) اگر می خواهید زمان بیشتری را با همسرتان بگذرانید
بگذارید چراغ خانه تان روشن بماند : حتما شما هم این جمله را شنیده اید که زمانیکه می خواهیم با هم در آرامش بگذرانیم ، زمان از دستمان در می رود. شاید این سخن زیاد منطقی به نظر نرسد اما حقیقت دارد. قانون فنگ شوی به شما توصیه می کند که برای جلوگیری از این مسئله : زمانیکه می خواهید ساعتی را به دور از هیاهوی روزمره با همسرتان بگذرانید چراغ اتاق تان را روشن بگذارید و یک موزیک ملایم چاشنی آن کنید. این کار باعث می شود که انرژی مثبت به طرف شما جذب شده و شما اوقات خوب و دلنشینی با یکدیگر داشته باشید. گه گاه این فرمول را امتحان کنید ؛ این کار به بهبود و دوام زندگی زناشویی شما کمک فراوانی خواهد کرد.

این كاربر به درخواست خودش بن شد.
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#8 | Posted: 17 Jan 2011 02:34
40 نكته آموزنده براي داشتن يك زندگي متفاوت و مطلوب
1- روزانه 10 تا 30 دقيقه به قدم زدن بپردازيد، و در اين حين لبخند بزنيد. اين برترين داروي ضد افسردگي ست.

2- حداقل 10 دقيقه در روز با خود خلوت کنيد

3- با استفاده از ويدئو برنامه هاي تلويزيوني آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنيد، و خواب بيشتري کنيد.

4- صبحها که از خواب بيدار مي شويد اين جمله را کامل و تکرار کنيد: « امروز قصد دارم….»

5- با سه E زندگي کنيد؛ Energy (انرژي)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلي با ديگران)، و همينطور با سه F يعني Faith (ايمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

6- امسال بيشتز از سال پيش به تماشاي فيلمهاي عمومي (مناسب براي تمام سنين)، بازي با دوستان و خواندن کتاب بپردازيد.

7- زماني را به مراقبه و نيايش اختصاص دهيد. اينها سوخت روزانه براي انجام زندگي پر مشغله مان را فراهم مي کنند.

8- با افراد بالاي 70 و زير 6 سال اوقات بيشتري صرف کنيد.

9- وقت بيداري بيشتر رويا ببينيد.

10- از غذاهايي که از گياهان و درختان بار مي آيند بيشتر مصرف کنيد، و ازآنها که در کارخانه ها توليد مي شوند کمتر.

11- مقداري چاي سبز و مقادير بسيار فراوان تري آب بنوشيد. ايدا اريزا (نوعي زغال اخته آبي رنگ)، غذاهاي دريائي، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنيد.

12- تلاش کنيد هر روز حداقل سه نفر را به لبخند واداريد.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشين و روي ميز کار همه را مرتب و تميز کنيد، بگذاريد انرژي تازه اي وارد زندگيتان شود.

14- انرژي پرارزشتان را بر سر شايعه سازي، هيولاهاي انرژي خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفي و يا آنچه بدان کنترل نداريد هدر ندهيد. در عوض انرژيتان را صرف همين لحظه مثبت اکنون کنيد.

15- اين را فهم کنيد که زندگي يک مدرسه است و شما اينجائيد تا بياموزيد، تا همه امتحانهايتان را بگذرانيد. مشکلات تنها بخشي از اين دوره آموزشي اند که درست مثل کلاس درس جبر مي آيند و مي روند، منتها درسهائي که از اين کلاس فراگرفته مي شود عمري با شما باقي خواهد ماند.

16- صبحانه تان را چون يک شاه، ناهارتان را چون يک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهي اي بخوريد که کارت اعتباريش ته کشيده باشد.

17- بيشتر لبخند بزنيد و بيشتر بخنديد. اين هيولاهاي انرژي خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

18- زندگي چندان عادلانه به نظر نمي رسد، با اين حال زيباست.

19- زندگي کوتاه تر از آنيست که وقتمان را صرف تنفر از ديگران کنيم.

20- خودتان را خيلي جدي نگيريد، ديگران هم اينکار را در مورد شما نمي کنند.

21- مجبور نيستيد همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنيد. با مخالفتها موافقت کنيد.

22- با گذشته تان از در سازش در آئيد، آنوقت ديگر اکنونتان را خراب نخواهيد کرد.

23- زندگي تان را با زندگي ديگران مقايسه نکنيد. شما از موضوع و هدف اين سفر آنها هيچ نمي دانيد.

24- از شمع هايتان استفاده کنيد، خوشگل ترين ملافه تان را کنار نگذاريد، براي روز مبادا و يا روزي خاص نگه شان نداريد، امروز همان روز بخصوص است.

25- جز شما کس ديگري مسئول خوشبختي تان نيست.

26- همه باصطلاح بدبختيها را با اين جمله قالب دهيد: «آيا تا پنج سال آينده، هيچ اهميتي خواهند داشت؟»

27- همه را به خاطر هر چيز و همه چيز ببخشيد.

28- افکار مردم در مورد شما، هيچ ربطي به شما ندارند.

29- زمان ، حلال همه مشکلات است. به همه چيز زمان دهيد، زمان.

30- يک موقعيت هر چقدر خوب يا بد، بالاخره تغيير مي کند.

31- زمان بيماري، اين شغل نيست که به دردتان مي رسد،خانواده ودوستانتان هستند. با آنها با مهرباني در تماس باشيد.

32- از شر هر آنچه سودمند، زيبا و شادي بخش نيست، خلاص شويد.

33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نياز داريد رسيده ايد.

34- بهترينها هنوز در راه اند. کمي صبر کنيد…

35- هر حسي که مي خواهيد داشته باشيد، بلند شويد، شيک کنيد و بزنيد بيرون.

36- کار درست را انجام دهيد!

37- اغلب با خانواده در تماس باشيد.

38- شبها قبل از خواب اين جمله را کامل و تکرار کنيد: «به خاطر… ممنونم.» «امروز به … دست يافتم.»

39- يادتان باشد، برکتهاي زندگي آنقدر هست که استرس و نگراني را بدان راهي نباشد.

40- از سفر لذت ببر. يادت باشد که اين ديزني ورلد Disney World نيست و تو هم در پي يک گشت و گذار کوتاه نيستي. بهترين استفاده را از آن کنيد و از سفرتان لذت ببريد

این كاربر به درخواست خودش بن شد.
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#9 | Posted: 27 Feb 2011 05:05
تبیان : امروزه اصلی ترین ریشه های اختلاف در زندگی زناشویی چیست؟

اساسی ترین ریشه های اختلاف این است که نسل امروز ما زندگی دو نفری را یاد نگرفته اند. اینکه در زندگی دو نفری، در بسیاری اوقات امکان دارد منافع هر یک از زوجین در تعارض با یکدیگرقرار گیرد. باید یاد بگیریم وقتی نیازها و خواسته ها و تقاضاهای تان با همسرتان تعارض پیدا می کنند امکان دارد به تعویق بیافتند و شما برای اینکه به خاطر زندگی مشترک از یکی از خواسته های تان بگذرید باید شادمان و مسرور باشید.

آستانه ی تحمل برای ناکامی های کوچک در نسل امروز خیلی پایین است، متاسفانه آمار طلاق در نسل امروز بالا و بالاتر می رود. هر ناکامی کوچکی از آستانه ی تحمل مشترک یک زوج خارج است. اساساً زندگی دونفری بدون ناکامی وجود ندارد. ناکامی یعنی اینکه خواسته ی من الان ارضاء نمی شود و امکان ارضاء خواسته ی من وجود ندارد چون با خواسته ی شخص دیگری که همسر و همراه من در زندگی نام دارد در تعارض است.

تبیان: یعنی شما می فرمایید که ریشه ی اختلاف در نسل جوان خودخواهی است؟

من این را نمی گویم بلکه به نظر من نسل جدید ما یاد نگرفته اند که زندگی دو نفری یعنی چه؟ اینکه قرار باشد همیشه و فقط خواسته های یک نفر ارضاء شود دیگر به آن نمی گویند زندگی دو نفری بلکه به آن می گویند زندگی یک نفری، این در ذات زندگی دو نفری است که من خودم را با خواسته ی شخص دیگری باید سازگار کنم، یعنی گاهی دچار ناکامی شوم و از خواسته های خودم به خاطر دیگری باید بگذرم و محروم شوم.

هر ناکامی کوچکی از آستانه ی تحمل مشترک یک زوج خارج است. اساساً زندگی دونفری بدون ناکامی وجود ندارد. ناکامی یعنی اینکه خواسته ی من الان ارضاء نمی شود و امکان ارضاء خواسته ی من وجود ندارد چون با خواسته ی شخص دیگری که همسر و همراه من در زندگی نام دارد در تعارض است.
دکتر بهرامی

من مادرهایی را می شناسم که بعد از تولد فرزندشان از اینکه باید چند ماه در خانه باشند و به فرزندشان شیر بدهند و از او نگهداری کنند ناراحت اند و می گویند پس من چی؟ چرا باید بچه شیر بدهم؟.چرا باید ازبچه مراقبت کنم؟ یا بچه را بخوابانم؟. پس من کارم را چه کار کنم و این برایش یک ناکامی است.

یکی از دلایل مهم اختلاف در جامعه ی ما این است که ویژگی های روان شناختی جنس مخالف هنوز آموزش داده نشده است.

اینکه مردها وقتی ناراحت اند چه کار می کنند و خانم ها وقتی ناراحت اند چه کار می کنند؟

مردها وقتی بخواهند ابراز عشق کنند چه کار می کنند و خانم ها وقتی بخواهند ابراز عشق کنند چه کار می کنند؟

مردها وقتی تصمیم گیری می کنند چه کار می کنند و خانم ها وقتی تصمیم گیری می کنند چه کاری می کنند؟ و....

اصلاً ما این ها را آموزش نداده ایم در حالیکه ناآگاهی در مورد همه ی اینها بنیان یک اختلاف بزرگ و یا دعوای بزرگ می شود.

اصولاً مردها اول تصمیم گیری می کنند و بعد مشورت می کنند و به راحتی می توانند تصمیم شان را تغییر داد اما خانم ها اول کلی مشورت می کنند و تمام زوایای یک تصمیم را بررسی می کنند و بعد تصمیم خود را اعلام می کنند. به همین خاطراست که وقتی خانم ها یک تصمیمی می گیرند طبیعتاً بعد از بررسی های کامل، این تصمیم شان نهایی است و بعد وقتی شوهر می آید و مثلاً به همسرش می گوید:امسال عید می رویم مشهد،خانم خانه آشفته می شود که چرا تنهایی فکر کردی و چرا تنهایی تصمیم گرفته ای؟! این می شود ریشه ی اختلاف در حالیکه اگر یاد می گرفتند که مردها خصوصیت شان این است که اول تصمیم می گیرند و بعد مشورت می کنند و بعد از مشورت هم تصمیم شان عوض می شود نیازی به عصبانیت و دعوا نبود.

عامل دیگر ومهم اختلافات امروز این است که اصولاً به روابط عاطفی که بنیان ازدواج محسوب می شود توجهی نمی شود. خیلی از چیزها می آید و روابط عاطفی را زشت می کند. اصل ازدواج برای این است که رابطه ی عاطفی در بنیان خانواده شکل بگیرد.

اول دعوا صورت می گیرد و هر دو عصبانی می شوند بعد که عصبانیت شان فروکش کرد خانم خانه تازه می فهمد که تصمیم خیلی هم جدی نبوده که او فکر می کرده است در حالیکه اگر از شخصیت مرد شناخت داشت به راحتی می توانست این مطلب را حل کند.

عامل مهم اختلافات نسل امروز این است که ویژگی های روان شناختی جنس مخالف به آنان آموزش داده نمی شود.

عامل دیگر ومهم اختلافات امروز این است که اصولاً به روابط عاطفی که بنیان ازدواج محسوب می شود توجهی نمی شود. خیلی از چیزها می آید و روابط عاطفی را زشت می کند.

اصل ازدواج برای این است که رابطه ی عاطفی در بنیان خانواده شکل بگیرد.
دکتر بهرامی

یک توضیحی لازم است ذکر کنم و آن اینکه هر کدام از کارکردهای ازدواج، خارج از ازدواج ،مقرون تر به صرفه تر و ساده تر و مناسب تر در دسترس ماست .اگر با این نیت ازدواج می کنید که کسی زندگی شما را جمع و جور و مرتب کند شما اگر شخص بیاورید و تمام کارهای روزمره ی زندگی شما را در خانه انجام دهد و به او حقوق ثابتی بدهید طبیعتاً خیلی کم هزینه تر از تشکیل خانواده خواهد شد.

در زمینه ی روابط جنسی هم همین طور، روابط جنسی یکی از کارکردهای ازدواج است و مطابق شرع اسلام روابط جنسی می تواند خیلی مقرون به صرفه تر و ساده تر خارج از این حیطه ازدواج با رعایت اصول و موازین شرعی انجام شود.

بنابراین، ارضای میل جنسی فقط و فقط عامل ازدواج نمی تواند باشد و با رعایت اصول شرعی بعضاً راحت تر و آسان تر و مقرون به صرفه تر خارج از چارچوب تشکیل زندگی مشترک قابل انجام است. پس هیچکدام از اینها ریشه ی اصلی و کارکرد اساسی ازدواج نیست.

اینکه قرار باشد همیشه و فقط خواسته های یک نفر ارضاء شود دیگر به آن نمی گویند زندگی دو نفری بلکه به آن می گویند زندگی یک نفری

تنها کارکردی که فقط در سایه سار ازدواج صورت می گیرد و خارج از نهاد خانواده پیدا نمی شود روابط عاطفی است. یکی از اساسی ترین نیازهای ما دوست داشتن و دوست داشته شدن است. نیاز دیگرما، احساس ارزش مندی است. هر چقدر ما احساس ارزشمندی بکنیم سلامت روان ما تامین می شود.ما در روابط عاطفی چون مورد علاقه واقع می شویم و چون دوست داشته می شویم ، پس احساس ارزشمند بودن می کنیم .

ما در روابط عاطفی بیرون ازدواج انرژی عاطفی می گذاریم و روابط عاطفی برقرار می کنیم اما چون در آن نوعی کنده شدن وجود دارد بی ثبات و نافرجام است.

این نوع روابط با این سوال همراه است که این شخص کیست؟ گاهی تعریف مشخصی وجود ندارد و جامعه و شرع هم ما این اجازه را به ما نمی دهد.

انرژی عاطفی ما کاملاً تابع مقدار قانون انرژی ثابت است. یعنی اضافه و کم نمی شود بلکه از حالتی به حالت دیگر درمی آید. وقتی ما در یک رابطه ی عاطفی هستیم برای آن رابطه انرژی می گذاریم اما وقتی ما در یک رابطه ی عاطفی بی ثبات هستیم وقتی این رابطه عاطفی تمام می شود این انرژی عاطفی دیگر به ما بازنمی گردد. به همین خاطر کسانی که تجربیاتی از این دست خارج از چارچوب ازدواج دارند دیگر آن کارهایی که برای آن شخص انجام داده است را در توان ندارند که برای شخص دیگری انجام دهند.

به همین ترتیب ارتباط بعدی و بعدی...، اما عاقبت آنها هم نافرجام و بی ثبات است و انرژی عاطفی شخص را می گیرد.



مهم ترین کارکرد ازدواج که هیچ جا با این کیفیت به دست نمی آید و ما به هر جای دیگری که مراجعه کنیم سرمایه گذاری عاطفی مان هدر رفته است فقط روابط عاطفی است. شما در ازدواج مطمئن می شوید که دوست تان دارند ، احساس ارزشمندی خوبی دارید و احساس ثبات می کنید و این احساس ثبات، منشأ آرامش روانی در وجود شماست.
دکتر بهرامی

به همین خاطر نه انگیزه و نه انرژی و نه عمق روابط قبلی را ندارد و زودتر به زوال می رسد، یعنی همه ی سرمایه گذاری عاطفی اش هدر می رود. عملاً شما می بینید که پسرهایی که با چند دختر رابطه داشتند اینها وقتی به همسرشان می رسند دیگر هیچ کدام از کارهایی که در آن روابط داشتند را برای همسرشان انجام نمی دهند چون تمام دارایی شان در روابط عاطفی نا معمول قبلی هدر رفته است و در این حالت می گوییم دچار خستگی عاطفی شده اند.

ازدواج یک رابطه ی عاطفی با ثبات است و هر روز رشد می کند و هر چه برای این نهال بیشتر زحمت بکشید بارورتر و سبزتر می شود. این تنها کارکردی است که فقط در ازدواج فراهم و میسر می شود و خارج از ازدواج وجود ندارد.

مهم ترین کارکرد ازدواج که هیچ جا با این کیفیت به دست نمی آید و ما به هر جای دیگری که مراجعه کنیم سرمایه گذاری عاطفی مان هدر رفته است فقط روابط عاطفی است.

روابط عاطفی درازدواج چون با ثبات است برای ما باقی می ماند اما خارج از ازدواج از دست ما می رود و ما را خالی از این سرمایه به زندگی زناشویی کلیشه ای می رساند. چون اسم ما زن و شوهر هست فعلاً مجبوریم با هم زندگی کنیم تا بعد هر چه پیش آید خوش آید. بچه ها وارد زندگی می شوند و زندگی بازهم سرد است و بچه ها هم قربانی سرمای رابطه ی پدر و مادرشان می شوند.

تبیان: چند درصد از این اختلافات را فکر می کنید که ریشه اش قبل از ازدواج است. در واقع ریشه های اختلاف به نظر من بخشی مربوط به نوع روحیات و تربیت زوج در قبل از ازدواج است و برخی هم در خود ازدواج رخ می دهد. نظر شما در این مورد چیست؟

به نظر من ریشه ی همه برمی گردد به دوران رشد و قبل از ازدواج، ما روابط دونفری را در دوران بچگی یاد می گیریم. یک مثال می زنم. بچه بهانه می گیرد و می گوید من کیف مارک دار می خواهم و مادر برای او می خرد یا کفش مارک دار می خواهم و باز مادر برای او می خرد. این بچه با این نوع تربیت یاد می گیرد که زندگی فقط حول محور خودش می چرخد- اصلاً کسی به او نگفته و آموزش داده نشده که اگر مثلاً دوچرخه می خواهی باید تلاش کنی و نمرات خوب بگیری. هیچ گاه به او نگفته ایم که مثلاً معدلت باید یک نمره بالا برود تا این هدیه برای تو خریداری شود. از بعضی مادرها می شنوم که می گویند بچه های امروز سازگار نیستند. راست هم می گویند چون بچه های این روزگار به دلیل فرهنگ فرزندسالاری چون ناکامی نکشیده اند از نظر آنها سازگار نیستند.
     
#10 | Posted: 10 Apr 2011 22:49
8 عادت بد که بعد از ازدواج باید ترک کنید!.......



همه ما می خواهیم ازدواج و زندگی خوشبخت و سعادتمندانه ای داشته باشیم. درست است؟ ساری هارر و ریتا دماریا دو نفر از

روانشناسان معروف مدعی اند که خوشبختی نتیجه از بین بردن 8 عادتی است که یک ازدواج خوب را زیر و رو می کند. به

عقیده آنها چنانچه بتوان از این عادتها دوری کرد می توان یک ازدواج پایدار و مملو از عشق داشت. البته مطمئنم هیچکدام از شما

دوستان گروه پرشین استار چنین عادت های مخربی ندارید ولی اگر احیانا شخصی را می شناسید که حتی با یکی از این عادتها

دست به گریبان است خواندن مقاله زیر را به او توصیه کنید.





1. دلیل و برهان را کنار بگذارید
زندگی، میدان جنگ نیست. نه تنها این کار باعث از بین بردن احساساتتان می شود بلکه حتی همسرتان به طرز زیرکانه ای می

فهمد که احساساتش برایتان مهم نیست.

2. محیط خانه را امن نگه داشتن همیشه اثر نمی کند
اگرچه جمله "هرچه تو بگویی عزیزم" محیط خانه را آرام و امن می کند اما شما را در نقش یک همسر فداکار نشان می دهد. شما

بایستی گاهی اوقات عصبانی، گاهی اوقات حالت تدافعی و گاهی اوقات هم فداکارانه رفتار کنید. این جالبتر نیست؟

3. حواس پرتی و گیج بودن را دور بریزید
بیش از اندازه فعال بودن و تمرکز نداشتن، در مکالمه بینتان یا در زندگی، صمیمیت و علاقه بینتان را از بین می برد.

4. دست از سرزنش بردارید
می دانیم که خانمها جیغ جیغو هستند. اما با صدای بلند گله و شکایت کردن فقط برای مدت کوتاهی مفید است و باعث نارضایتی و

عصبانیت همسرتان می شود.

5. از عیب جویی، انتقاد و مسخره کردن دوری کنید
این تکنیک ها، فردی که به او عشق ورزیدید را تحقیر می کند. به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل

یک فرشته برخورد کند و مسئولیتهایی که هر دو شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید.

6. قلدری نکنید
این کار زشت به همسر شما می فهماند که او در نظر شما هیچ ارزشی ندارد.

7. تدافعی برخورد نکنید
تدافعی برخورد کردن، صحبتها و بحث های سازنده تان را سرد می کند. اگر اینگونه رفتار کنید، همسرتان دیگر حق صحبت کردن

در مورد موضوع مورد بحث را ندارد.

8. یک جانبه تصمیم گیری نکنید
گاهی اوقات، شما می خواهید رنگ حمامتان را به سلیقه خودتان انتخاب کنید. این مانعی ندارد اما اگر بخواهید در مورد پول،

زمان، بچه ها و زندگی تان به تنهایی تصمیم گیری کنید، به این معنی است که همسرتان را نادیده گرفته اید و یک طرفه و از جانب

او تصمیم گیری کرده اید.


نکته ای که از نظر ساری هارر و ریتا دماریا بسیار حائز اهمیت است،
خنده، صمیمیت و علاقه شدید بین همسران، برای امروز، فردا و همیشه است.
     
صفحه  صفحه 1 از 15:  1  2  3  4  5  ...  11  12  13  14  15  بعدی » 
خانه و خانواده انجمن لوتی / خانه و خانواده / دانستنیهای زندگی زناشویی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link     :up2: :laugh: :tease: :-( :up: :handshake: :winking: :flowers: بقیه شکلک ها ... 
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

Copyright © Looti.net 2009-2012.