| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش /

Architectural News | اخبار معماری

صفحه  صفحه 1 از 4:  1  2  3  4  پسین »  
#1 | Posted: 17 Jan 2012 15:31
تاپیک اخبار معماری
تاپیک علمی هنری که از دید من جالبه

برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز / تا کی دل من چشم به در داشته باشد...
     
#2 | Posted: 18 Jan 2012 12:32
معمار

یک معمار ، یک فرد آموزش دیده در برنامه ریزی، طراحی و نظارت بر ساخت و ساز ساختمان است، عملکرد یک معمار که به آن معماری گویند به معنای پیشنهاد یا ارائه خدمات حرفه ای در ارتباط باطراحی و ساخت ساختمان یا گروهی از ساختمانها ست و یا فضایی در اطراف سایت ساختمان که هدف عمده آن اشغال یا استفاده توسط انسان است.از نظر وازه شناسی واژه معمار از واژه لاتین architectus مشتق شده است که خود آن از واژه arkhitekton اقتباس شده است
در واقع معمار، مانند همه افراد دیگر، تخیلاتی دارد ولی با این تفاوت که می‌تواند این تخیلات خود را به عرصه ظهور برساند. تفاوت معماران نیز در قدرت تخیل، و همچنین توانایی آنان برای تحقق بخشیدن به آن است. معماری علمی است که با تکیه بر مضامین علمی و حرکت در مسیرخلاقیت هنری سعی در بهبود شرایط زندگی برای آحاد جامعه دارد و در واقع یک معمار، باید در تمامی زمینه‌های علمی و هنری خبره باشد تا بتواند اثری در خور توجه از خود بجا بگذارد.

از نظر حرفه ای تصمیمات یک معمار می تواند بر امنیت عمومی تاثیر بگذارد و در نتیجه معمار باید تحت آموزش های تخصصی شامل آموزش پیشرفته و عملی (کارآموزی) برای کسب مجوز تجربه عملی قرار بگیرد.الزامات عملی، فنی، و علمی برای تبدیل شدن به یک معمار، صلاحیت این دادگاه ها متفاوت است.(پایین را ببینید) واژه معمار و معماری نیز در رشته های معماری منظر، معماری دریایی و اغلب فن آوری اطلاعات (برای مثال یک معمار نرم افزار) ها استفاده می شود. در بسیاری از حوزه های قضایی، حرفه ای و تجاری جهان استفاده می شود از اصطلاح "معمار"، در خارج از واریانت های مربوط به ریشه لغات ذکر شده، از نظر قانونی محافظت شده است.

معماری در عمل

معماری کسب و کاریست که در آن دانش فنی، مدیریت، و درک درست کسب و کارهمپایه طراحی مهم می باشد.یک معمار ماموریتی از مشتری را میگیرد؛ این ماموریت ممکن است شامل تهیه گزارش امکان سنجی، ساخت ممیزی، طراحی یک یاچندین ساختمان سازه ها، و فضاهای میان آنها باشد.معمار در توسعه لوازمی که مشتری ها از ساختمان می خواهند شرکت می کند.در طول پروژه (برنامه ریزی به تصرف)، معمار تیم طراحی را هماهنگ مینماید مهندسان سازه، مکانیکی، الکتریکی و متخصصان دیگر، توسط معمار مشتری و یا معمار سپرده می شوند، که باید اطمینان حاصل شود که کار هماهنگ برای ساخت طرح است.

برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز / تا کی دل من چشم به در داشته باشد...
     
#3 | Posted: 18 Jan 2012 13:06
موزه ایران باستان

در دهه اول 1300 با روی كارآمدن دولت جدید پهلوی و احساس نیاز به بناهای دولتی زمین‌های حاشیه میدان مشق سابق برای بناهای دولتی زمین‌های حاشیه میدان مشق سابق برای بناهایی چون اداره پست‌خانه تهران(1307)، ساختمان شهربانی، ساختمان وزارت امور خارجه، غرب سردرباغ ملی و ساختمان موزه و كتابخانه ملی (1304)، در نظر گرفته شد.

بلدیه تهران قطعه زمینی به مساحت 5500 مترمربع را در ضلع شمالی خیابان سپه در اختیار موزه ملی قرار داد كه در آن طرح معماری ساختمان موزه تهیه گردد. این زمین با خیابان سپه فاصله نسبتاً زیادی دارد و باعث می‌شود كل حجم ساختمان از دور در معرض دید رهگذران و شهروندان قرار گیرد و در ضمن این فاصله تا خیابان تبدیل به فضای سبز شهری گردد.در غرب زمین واگذار شده خیابان قوام سابق (سی تیر) قرار دارد كه خیابانی است نسبتاً باریك ولی به خاطر موقعیت شهری، یكی از خیابانهای مهم جنوب به شمال شهر است. شمال ساختمان موزه زمین نسبتاً وسیعی است كه حیاط شمالی موزه است و ضلع شمال شرقی آن را بناهای مربوط به موزه فرا گرفته است و در قسمت شمالی حیاط، ساختمان كتابخانه ملی قرار دارد.كاربرد این حیاط بیشتر برای بارگیری و باراندازی است. همین حیاط راهی به سمت شرق موزه دارد كه با یك رامپ كامیون‌های می توانند تا مدخل ورودی به زیرزمین موزه جلو روند و اشیا را در آنجا پیاده كنند. در سمت شرقی موزه فضای سبز بزرگی قرار دارد كه ساختمان جدید موزه در آن ساخته شده است.

موزه قدیم، امروز به عنوان موزه «ماد» نام‌گذاری شده كه بسیاری از اشیای باستانی را كه در ایران كشف شده، به مرور در خود جای داده است.
با تأسیس انجمن آثار ملی در سال 1304، طرح ساختمان موزه به «آندره گدار» معمار و مهندس فرانسوی واگذار و در سال 1313 اجرای آن شروع شد.ایده گدار در مورد طرح پروژه ساختمان موزه، نوعی برگشت به فرهنگ معماری ایران قبل از اسلام است. گدار سعی كرد كه معماری ساسانی را در بنای موزه ایران باستان به نمایش بگذارد. شاید در زمانی كه این طرح به گدار واگذار شد، در جوّی كه در آن زمان وجود داشت و حتی عنوان موزه هم آن را تشدید می‌كرد، برای به نمایش گذاشتن اشیای باستانی ایران قدیم،‌ اولین ایده‌ای كه در نظر او مجسم شد همان برگشت به شكل و فرم‌های معماری در ایران باستان بود.
به هر حال برای رسیدن به معماری زمان، بین معماری ایران باستان تا آنچه كه بعداً در دهه‌های اول 1300 هجری خورشیدی به وجود آمد، یك فصل مشترك از معماری ملی خودنمایی می‌كند.

در اینجا شاید مناسب باشد، پیش از بحث در مورد معماری موزه، اشاره به قسمتی از مقدمه‌ای كه پروفسور ایتالیایی «پائولو پٌرتوگه‌زی» در كتاب معماری در كشورهای اسلامی، چاپ 1983 در مورد فرانك لوید رایت و آنتونیو گاودی نوشته است نظری بیافكنیم. پُرتوگه‌زی از قول رایت می‌نویسد:

در سال 1957 میلادی، هنگامی كه رایت برای تهیه پروژه یك مركز فرهنگی به بغداد دعوت می‌شود، می‌گوید، «این پروژه‌ها، معماری موجود، زیبایی طبیعت، فرم و اشیای قدیمی، چه با فلز و چه با سرامیك‌های رنگی و هم‌چنین استفاده ویژه‌ای را كه از گل در خاور میانه تولید كرده است به ما می‌شناساند. برای درك و تفسیر این ساختمان‌ها كافی است كه ما گذشتگان خود را بشناسیم، بنابراین احتیاجی به تقلید كردن از آن‌ها نیست، هم‌چنین شكی هم در مورد انتخاب شكل‌ها و الهام‌های معنوی وجود ندارد.»

سنت‌های اسلامی و داستان‌های هزار و یك شب به رایت الهام‌های لازم را می‌دهد تا در برآیند خلاق روی دكوراسیون‌ طرح خود را، ایده‌های خلاق خویش را پیاده كند و خلاصه این كه رایت می‌گوید: «باید معماری شرق را درك كرد و نه تقلید» در مورد گاودی چنین اظهار كرده است كه،«گاودی مستقیماً تحت تأثیر میراث یادمانی (مونومائتال) معماری اسلامی در «آندلس» قرار گرفته است و نقش او این است كه معماری مدن را در این سنت و میراث پیوند می‌دهد و بدین وسیله بحث عمیق بین باختر و خاور را به وجود می‌آورد كه بی‌شباهت به برآیند رایت در تركیب معماری مدرن با سنت معماری ژاپنی نیست. گاودی تمام جاذبه معماری اسلامی آندلس را احساس می‌كند. معماری‌ای پیچیده از نوع بافت‌های قدیمی تركیبات دكوراتیو و رنگ‌های پرتلاًلو كه باعث ارج دادن به معماری اسلامی است.

بین گاودی و سنت اسلامی گفت‌وگویی بسیار قوی نهفته است، به خصوص در قصر «پارك گوئل» گاودی در محدوده سنت معماری اسلامی آندلس متوقف نمی‌شود و گرایش خود را، به‌خصوص در كارهای آخر خود نسبت به معماری آفریقایی مغرب پیدا می‌كند، كه نتیجه‌اش همان ذوق پلاستیك، شكل‌های سطوح مساجد كاهگلی سودان باختری است و شكل‌هایی كه گویای دلتنگی او برای فرم‌هایی است كه با دست انسان شكل گرفته است.

گاودی با حساسیت زیاد و ارگانیك، فرم‌های ساخته شده و نوازش شده با دست انسان را در معماری خود به كار می‌گیرد واز معماری آن را به وجود می‌آورد كه در وسایل كارگاه‌های باستانی مشاهده می‌شده است. گاودی می‌؛وید كه معماری «مالی» خیلی مهربان است، ساخته و نوازش شده دست انسان است، دست انسان نسبت به كل رُس مهربان است و آن را هدایت می‌كند. دست‌های انسان طوری ساخته شده است كه محبوب را، گل رٌس را و باران را نوازش كند. و این برخورد، هم صحیح است و هم خوب و هم زیبا و در غیر این‌ صورت كیست كه محبوب خود را نوازش كند ولی خانه‌اش را نوازش نكند.

آنچه كه گدار در مورد ایده معماری موزه به مرحله عمل رسانیده است جای انتقاد ندارد. این معماری به هر حال بازتابی از معماری ساسانی است، ولی آنچه كه به نقد هنری و معمارانه گذاشته می‌شود، حجم كلی معماری موزه است.

معماری موزه در واقع مكعب مستطیلی است كه از سه قسمت تشكیل شده، ورودی آن از یك آرگ بزرگ ساسانی كه فضای ورودی را مشخص می‌كند و یك آجر چینی مناسب به رنگ قرمز قصرهای فیروزآباد، كه دیوارهای مرتفع و طویق خارجی را تزیین كرده، با ابهت و وقاری عظیم خود را در مجموعه شهری بیان می‌كند. تنها فضای جالب كه در این حجم مكعبی بزرگ تعبیه شده، فرورفتگی ورودی موزه است كه در این حجم ورودی اصلی، ورودی‌های فرعی جانبی قرار دارد كه بازدید كننده را به سالن‌های بزرگ هدایت می‌كند و این باعث شده كه مقیاس مقایسه‌ای نسبت به حجم عظیم و زیبای ورودی اصلی به وجود آورد. سپس پلكان‌های رسیدن به مدخل ورودی و ارتفاع صفه‌ای است كه سطح سالن همكف موزه در آن قرار دارد. در اینجا نحوه تمام شدن سقف سیلندر به دیواره روبه‌رو، بهترین و جالب‌ترین هنر گدار در طراحی این بنا است. آرگ‌های آجری برجسته كه به صورت تسمه‌هایی از جرزها بالا رفته و شیارهایی در سطح سیلندری سقف به وجود می‌آورد، احساس بیشتری نسبت به ایستایی و نحوه توزعی و حركت نیروها به دست می‌دهد كه در واقع دیواره‌ها و سقف، كالبد واحدی را ایجاد می‌كنند كه همبستگی بین فرم و فن‌آوری است. حجم بزرگ مستطیلی شكل موزه كه دارای ابعاد 34×100 متر است از سه قسمت فضای ورودی، فضای نمایش اشیاء و فضای اداری تشكیل می‌شود كه با شكستگی‌هایی در نماهای جانبی، دراز بودن آن تعدیل شده است. سالن‌ اصلی موزه، كه به طول 61 متر و عرض 34 متر است، سطحی را می‌سازد به مساحت دو هزار مترمربع كه در آن دو نورگیر داخلی به ابعاد 16×16 متر تعبیه شده كه نور مناسبی را به فضای سالن اصلی می‌دهد. در دیواره‌هی جانبی شرقی و غربی، پنجره‌های باریك و بلند مناسبی تعبیه شده كه ریتمی یكسان و تكراری در سطح دیوار ایجاد می‌كند، كه در بین جرزهای اصلی كه از ضخامت دیوار بیرون آمده و تا انتهای قرنیز پشت‌بام بالا می‌رود قرار گرفته است. این پنجره‌ها باعث شده كه با كمك نورگیر وسط، نور كافی برای نمایش اشیاء فراهم آید. این سالن در دو طبقه ادامه می‌یابد كه با دو راه‌پله‌ای بزرگ به یكدیگر ارتباط دارند. در سطح بالا متأسفانه پنجره‌های شرقی و غربی وجود ندارد. شاید به خاطر زیبایی در نما، و در نتیجه فضای مرده، بی‌روح و تاریكی را درست می‌كند كه باعث دلتنگی و افسردگی بازدیدكنندگان می‌گردد.

در منتهی‌الیه شمالی سالن، بخش اداری قرار دارد كه دارای پلانی Uشكل است، قسمت فرورفتگی آن به سمت شمال است و از جنوب به بدنه حجم بزرگ و كشیده موزه چسبیده است. این بخش دارای ورودی و راه پله مجزا است و تا چهار طبقه بالا می‌رود تا با خط انتهای بام موزه را در خود حفظ كرده و می‌تواند جاودانه بماند. می‌شود گفت كه آندره گدار در طرح معماری خود بیشتر به فكر ایجاد امپرسیونی بوده است كه بیانگر یك ساختمان با عظمت و یادمانی برای موزه باشد و توجه زیادی به نور یا روشنایی یا سایر عملكردهای داخل بنا نكرده است. بنا روی سكویی از سنگ تراورتن سفید تراشیده شده، به ارتفاع یك متر و نیم از سطح خیابان قرار گرفته و همین سنگ سفید به صورت قرنیز ضخیمی كه كلاف بالای ساختمان است و نقطه اختتام سقف را مشخص می‌كند دیده می‌شود. جرزهای آجری دیوارهای خارجی از روی این سكو تا زیر قرنیز ادامه می‌یابد. در بالای قرنیز سنگی، جان‌پناهی آجری ارتفاع دوازده متری بنا را به پایان می‌رساند.گدار هر چقدر كه به امپرسیون نمای خارجی اهمیت داده و آن را با جزییات آجرچینی غنی كرده است، عملكرد داخلی را بسیار ساده در نظر گرفته به‌طوری كه حتی برای پوشش سقف‌ها از سیستم ساده Jack-Arch استفاده شده است. این امر شاید بدین منظور صورت گرفته كه در آینده با به نمایش گذاردن اشیا و ویترین‌ها و تزئینات، غنای داخلی تكمیل گردد.

سیروس باور
عضو هیئت امناء انجمن مفاخر معماری ایران

برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز / تا کی دل من چشم به در داشته باشد...
     
#4 | Posted: 18 Jan 2012 13:25
Performing Arts Center abu dhabi

Zaha Hadid Architects announce the design of the Abu Dhabi Performing Arts Centre:a new cultural institution for the Solomon R. Guggenheim Foundation on behalf of the Tourism Development and Investment Company of Abu Dhabi (TDIC).Zaha Hadid unveiled the design of the new Performing Arts Centre at a press conference in Abu Dhabi, UAE.

Hadid’s Performing Arts Centre concept, a 62 metre high building is proposing to house five theatres – a music hall, concert hall, opera house, drama theatre and a flexible theatre with a combined seating capacity for 6,300. The Centre may also house an Academy of Performing Arts.The Abu Dhabi Performing Arts Centre will be one of five major cultural institutions on the new 270-hectacre cultural district of Saadiyat Island in Abu Dhabi - developed by the Solomon R. Guggenheim Foundation on behalf of the Tourism Development and Investment Company of Abu Dhabi (TDIC).


Zaha Hadid described the design of the Performing Arts Centre as “a sculptural form that emerges from a linear intersection of pedestrian paths within the cultural district, gradually developing into a growing organism that sprouts a network of successive branches. As it winds through the site, the architecture increases in complexity, building up height and depth and achieving multiple summits in the bodies housing the performance spaces, which spring from the structure like fruits on a vine and face westward, toward the water.”“The Abu Dhabi Performing Arts Centre is a continuation of the long-standing relationship we have with the Guggenheim Foundation and with the Emirate. We are very honoured to be a part of the project,” states Hadid. “Our first Guggenheim exhibition design, ‘The Great Utopias’, was in 1992 whilst the very successful mid-retrospective of our work closed at the Guggenheim Museum in New York less than two months ago. We’ve also been working in Abu Dhabi for many years, the Sheikh Zayed Bridge was a seminal project for the office and its construction is well underway”.


Thomas Krens, Director of the Guggenheim Foundation said, “In Abu Dhabi we have had the good fortune to discover a partner that not only shares our point of view, but expands upon it. The plans for Saadiyat Island and the cultural district, envisioned and developed by the Abu Dhabi Government, are, quite simply, extraordinary. When this comprehensive and inclusive vision is realised, it will set a standard for global culture that will resonate for decades to come.”

برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز / تا کی دل من چشم به در داشته باشد...
     
#5 | Posted: 18 Jan 2012 13:26
abu dhabi maritime museum

Just off the coast of Abu Dhabi City located on nearby Saadiyat Island the new Cultural District will be home to a group of museums and pavilions with Tadao Ando’s Maritime Museum being the first in a row of four mayor projects aligned on Saadiyat’s shoreline.
Between the rapidly progressing new Saadiyat Bridge and Zaha Hadid’s Performing Arts Centre the main building will stand out as a calm and simple structure with exposed concrete finish - a rather rare scene in the UAE.
As if eroded by the local winds the 108m long, 36 m wide and 27m high block is penetrated by a cave-like opening carved diagonal through the mass.
Mirrored in the gigantic water court that covers most of the 61000m² site the massive arch represents the two characteristic elements of Abu Dhabi city - water and land intertwined in groups of hundreds of natural islands surrounded by mangroves and beaches.
Visitors will approach the exhibition building through rows of trees forming a strong grid on the sites urban boundary while Andos contemplative architecture stands isolated in its opponent element - water and can only be reached underground following a passage that drops below the water feature.
On the inside the museum space comprising of 33300m² floor area unfolds its maritime character.
“Within the ship-like interior of the volume, ramps and floating decks guide the visitors fluidly through the exhibition space, echoing the theme of the museum and creating a dynamic gallery experience. Dhows float over the voids of the interior space and help create an intense visual experience by relating objects to one another and to the museum architecture as a whole. Below ground, there is a second space - the reception hall with an enormous aquarium. A traditional dhow floats over the aquarium and is seen from different perspectives.”

برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز / تا کی دل من چشم به در داشته باشد...
     
#6 | Posted: 18 Jan 2012 13:28
The Louvre Abu Dhabi

The Louvre Abu Dhabi is about to become one of the world's premier art galleries. The new gallery has brokered a deal with the Louvre in Paris (French Museums Agency and the Ministry of Culture and Communications) to adopt the name, lend works of art and stage special exhibitions.

The use of the Louvre name (for a period of 30 years) is costing €400m.

In exchange for art loans, special exhibitions and management advice, Abu Dhabi will pay France a further €575m (Abu Dhabi has also agreed to make a direct donation of €25m to the Louvre itself to refurbish a wing of the Pavillon de Flore). The total brokered deal is €975m ($1.3bn).

The Abu Dhabi Louvre museum will open in 2012. The deal has been steeped in controversy as France has been accused of selling its museums. But for Abu Dhabi this project is just a small part of a cultural and tourist development project for Saadiyat Island (island of happiness) costing over €20.7bn.

The project's cultural components include a Guggenheim Abu Dhabi, a maritime museum and a performing arts centre as well as the Louvre Abu Dhabi. Abu Dhabi's ruler, Sheikh Khalifa Bin Zayed Al Nahyan, has decided to make the island one of the world's top cultural destinations and a 'beacon for cultural experience and exchange'. There will also be an entertainment centre, and a Biennale Park with 19 pavilions as well as luxury hotels, golf courses and recreational ports.

Abu Dhabi is also due to finance a new art research centre in France and pay for the restoration of the Château de Fontainebleau's theatre, which will be named after Sheikh Khalifa bin Zayed Al Nahyan.

LOUVRE ABU DHABI SUPPORT

The French support for the Louvre Abu Dhabi touches several elements: In exchange for €190m, the Louvre Abu Dhabi will rotate between 200 and 300 artworks through the museum over a ten-year period; it will be paid €165m over 20 years for management expertise provided by its New Museums Agency; and it will provide four temporary exhibitions a year for 15 years in exchange for €195m.Khalifa Bin Zayed Al Nahyan, UAE President and Ruler of Abu Dhabi said: "This is a major achievement in Abu Dhabi's vision to become a world-class destination bridging global cultures… This accord further strengthens international dialogue, which will embrace all cultures.

"This initiative is a unique milestone in international cooperation and bilateral relations and a tribute to the longstanding and friendly ties our two nations have enjoyed. It also creates an enriching environment to be treasured by and to educate generations to come."

ART GALLERY AND MUSEUM BUILDING

The Louvre Abu Dhabi will be a 24,200m² (260,000ft²) complex covered by an umbrella-like roof. The building, which has been designed by the French architect Jean Nouvel, is planned as a universal museum, including art from all eras and regions, including Islamic art.

Designed as a seemingly floating dome structure, Nouvel's concept has been described as an engineering feat. Its web-patterned dome allows the sun to filter through, reminiscent of rays passing through date palm fronds in an oasis.
The Louvre Abu Dhabi will have 6,000m² of galleries devoted to permanent displays and 2,000m² for temporary exhibitions. The galleries will open to the public in successive phases.

Over the next decade, Abu Dhabi is also expected to spend about €400m building its own collection and the French Museums Agency is expected to play an advisory role. The Louvre Abu Dhabi will exhibit major artefacts and works in archaeology, the fine arts and decorative arts from all historic periods, but predominantly classical.

The gallery will be named after Sheik Zayed Bin Sultan Al Nahyan, founder and long-time ruler of the United Arab Emirates, who died in 2004. The museum will cost €83m ($108m) to build.

برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز / تا کی دل من چشم به در داشته باشد...
     
#7 | Posted: 19 Jan 2012 11:28
Praying room
‎1977-78 This is a sculptural environment, which consists of a small open-to-sky room for prayer and contemplation. The inner room is shielded by an outer shell, which protects it from alien intrusions (visual and street noise). The inner room is rotated within the outer shell to accomplish an axial orientation toward "ghebbleh", the direction Moslems should face when praying.

برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز / تا کی دل من چشم به در داشته باشد...
     
#8 | Posted: 2 May 2012 11:49 | Edited By: mhm1368
برا ی شروع توضیحاتی در مورد یکی از سبک های معماری بدیم خوبه با پست مدرن شروع میکنیمد
انــــــواع سبـــــکهای معمـــــــاری


سبک‌های معماری
* معماری کلاسیک
* معماری گوتیک
* معماری باروک
* معماری روکوکو
* معماری ایرانی
* معماری اسلامی
* معماری چینی
* معماری هندی
* مکتب باوهاوس
* مکتب شیکاگو
* نو گرایی (مدرنیسم)
* پسانوگرایی (پُست‌مدرنیسم)
* ساختارشکنی (واسازی

این كاربر به علت تخلف در قوانین انجمن بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#9 | Posted: 2 May 2012 11:51
- نقدی بر جریان فکری مدرن:

هریک از جنبش های معماری، بر حکم مقایسه ای ظاهری و گمراه کننده بین انسان و تاریخ پدید می آیند، از جوانی به بلوغ میرسند، و سرانجام در میگذرند.
اما روند تاریخی جنبش مدرن، فاقد این سیر طبیعی زیست شناسی، و نیز فاقد نقطه آغازین روشنی است.
اگرچه این جریان فکری، به ظاهر از آستانه سده بیستم آغاز شد، اما ایده این سبک از معماری، تقریبا پنج قرن پیش از این و برای رویارویی با سبک های پیشین شکل گرفت.
برای اولین بار، آبوت سوژه، معمار قرون وسطا، در سال 1144، فعالیت هایی در جهت بازسازی کلیسای سن دنی انجام داد و شیوه خود را اپوس مدرنوم یا همان اثر مدرن نامید.
گروهی بر این عقیده اند که عصر مدرن با پیدایش انسان گرایی و خردگرایی دوره رنسانس، در سده 15 میلادی شمال ایتالیا همراه بوده است، که در این دوره فلسفه های جهان بینی تغییر می یابد و توجه انسان از آسمانها به زمین معطوف میگردد.
باید پذیرفت که یکی از ریشه های اصلی این جریان فکری، تحولات پایانی سده هجدهم میلادی میباشد؛ تحولاتی که ابتدا در انگلستان و سپس در سایر ممالک اروپایی روی داد.
یکی از مهم ترین تحولات ایجاد شده، بی اعتمادی نسبت به سنت رنسانس و نظریه های آن بود، که ساختار آرمان خواه زیبا شناختی آن را متزلزل ساخت.

پس این جریان فکری، جنبش مدرن، به فاصله گیری هرچه بیش تر با سنت های گذشته تاکید داشت، و یگانه نقطه توجه و اتکای به شدت غیر منطقی و نامعقول آن، دوران باستان بود.
در این فضای فکری، سبکهای نوظهور متعددی ایجاد شد که هیچ کدام از سندیت و اعتبار شیوه های پیش از خود بهره ای نبردند.
عامل موثر و مهم دیگری در تکوین شیوه های معماری مدرن، پدیده انقلاب صنعتی بود.
این پدیده، به عنوان یکی از ریشه های شکل گیری جریان مدرن باعث ایجاد مشکلات و بحرانهای تازه ای شد که از آن جمله میتوان به رشد سریع شهرگرایی و شهر نشینی، مکانیزه شدن کشاورزی، کوچک شدن ساختار خانواده، آلودگی زیست محیطی شهرها، ایجاد مسکن های غیر استاندارد و غیر بهداشتی، ایجاد فاصله ای آشکار بین مهندسی و معماری و ... اشاره کرد.
در راستای این پدیده بحران کاربرد سنت در نو آوری با پیدایش گونه های نوظهوری که زمینه های مشخص و ویژه ای نداشت، حادتر شد.
افزون بر این، دنیای صنایع و حرفه ها همراه با صنعتی شدن به تباهی افتاد و فروپاشی سنت های بومی و محلی شتاب بیشتری گرفت.
کار ماشینی موجب شد تا در ساخت و تولید اشیا مصرفی، بین دست، ذهن و چشم انسان فاصله افتد که نتیجه آن از بین رفتن ذوق و احساسات پرشور در حین کار بود.
جان راسکین و ویلیام موریس، اخلاق گرایان میانه سده نوزده انگلستان، بر این عقیده بودند که صنعتی شدن، موجبات تباهی را در همه لایه ها و اجزای زندگی فراهم می آورد.
نظریه پردازان جریان مدرن، با رد این نظریه، درصدد پذیرش مساله و کنار آمدن با تواناییها و قابلیت های نهفته ماشینی شدن و القای آن به درک تازه ای از فرم، برآمدند.
در ابتدای سده بیست، برخی جنبشهای مدرن، مانند فوتوریسم و کانستراکیتولیسم، با تاکید بر ماشین گرایی، فناوری و بیان توان صنعتی گری برپا خواستند و در پی یافتن زیبایی شناسی ماشینی بودند.
ابهامی اساسی که در مقابل این طرز تفکر مطرح میشود آن است که چگونه با وجود جنبه های غیر انسانی و ویرانگر تولید انبوه صنعتی، فرهنگی اصیل و ریشه دار شکل خواهد گرفت؟
جنبش فکری مدرن، اهدافی تند و افراطی داشت، که از آن جمله میتوان به رد هرگونه تزیینات و اشارات تاریخی به سبکهای سنتی پیشین اشاره کرد.
معماران صاحب نام این دوره، چون والتر گروپیوس، میس وندروهه و لوکوربوزیه تلاش بسیاری در جهت قطع وابستگیهای معماری مدرن به گذشته و تاریخ گرایی داشتند، و به جای آن خواهان جایگزینی تکنولوژی و عملکرد به عنوان منبع الهام معماری بودند.
شاید بتوان یکی از دلایل این جانبداری بی حد و مرز از تکنولوژی را در ویرانیهای ناشی از جنگ جهانی جست و جو کرد.
زمانی که نیاز شدیدی به بازسازی در ممالک درگیر جنگ احساس میشد، استفاده از تکنولوژی، روندهای ساخت ماشینی و دوری از سبکهای ساخت و ساز پرزرق و برق گذشته که هم زمان و هم مادیات زیادی را طلب میکرد، میتوانست این کشورها را در بازسازی هرچه سریع تر یاری کند.
نظریه پردازان این جریان به بیان ناب و خالی از تکلف مفاهیم، استفاده افراطی از مصالح مدرن، انبوه سازی های افراطی و یافتن شیوه های علمی و تجربی برای پاسخ هایی خردگرایانه به نیازهای ساختمان سازی معاصر تاکید داشتند.
در سال 1932 همزمان با برپایی نمایشگاه سبک بین الملل در ایالات متحده، نظریات سبک بین الملل مطرح، و این سبک به صورت یکی از مشخصه های شناسایی معماری مدرن، مطرح گردید.
بر اساس این نظریه، ساختمان نیز، مانند سایر تولیدات صنعتی، یک محصول تکنیکی است و باید فاقد هرگونه تزیینات منطقه ای، شهری، محله ای، و آب و هوایی باشد.
میس وندروهه یکی از طرفداران بزرگ این نظریه بود.
طرح خانه شیشه ای و ساختمانهای دوقلوی اینترنشنال پلیس از فیلیپ جانسون، در امریکا، و نیز در ایران، شهرک اکباتان تهران و ساختمانهای مکعب شکل شیشه ای با کاربری اداری در خیابان طالقانی تهران از نمونه های بارز سبک بین الملل هستند.
معماران پست مدرن، به عنوان جریان فکری بعد از مدرن، در تقابل کامل با این نظریه، سبک بین الملل، معتقدند که معماری، مقوله ای فرهنگی، و نه تکنیکی، است، و از آنجا که فرهنگ در نواحی مختلف متفاوت است، باید طراحی ابنیه نیز در مناطق مختلف متفاوت باشد، هم چنین بر اساس نظریات پست مدرن، باید به بافت، زمینه و خصوصیات محلی، برای طراحی یک بنا توجه کرد.
شاید بتوان با دیدی متفاوت، بیان کرد که این دیدگاه، از مدت ها پیش، در معماری سنتی ایران لحاظ میشده است؛ در معماری سنتی ایران، ساخت یک بنای روستایی، با یک بنای شهری کاملا متفاوت بوده است.
به عنوان شاهد مثال، در معماری روستاهای ایران، توجه به بافت محلی، فرهنگ، نیازهای خانوار و ... به خوبی در ساخت بناها مشاهده میشود.

مرگ مدرنیته:
پس از طلوع، رشد و به اوج رسیدن،حال زمان پایان جریان مدرنیته بود تا جریان فکری بعد، پست مدرنیته، با انتقاداتی که متفکران آن به عصر مدرنیته وارد میدانستند ظهور کند.
چارلز جنکز، نظریه پرداز معماری پست مدرن، تاریخ پایان عصر مدرن را مصادف با تخریب آپارتمانهای مسکونی مدرن پرویی ایگو، سینت لوییس، امریکا میداند.
از سویی دیگر، جان بارت، در نظریه ای متفاوت، پایان عصر مدرن را، هم زمان با ترور جان اف کندی در امریکا اعلام میکند.

اصطلاح پست مدرن و کاربردهای متفاوت آن در تاریخ:

برخی از محققین، اوّلین استفاده از عبارت پست‌مدرنسیم را به قبل از سال 1926 برمی‌گردانند و معتقدند، می‌توان آن‌را تا دهه‌ی 1870 دنبال كرد؛ یعنی زمانی كه این واژه‌ توسط "جان واتكینز چاپمن"، هنرمند بریتانیایی به‌كار رفت و در سال 1917 هم "رودلف پانویتز" آن‌را به‌كار برد.
اما برخی دیگر، نخستین كاربرد این اصطلاح را مربوط به "آرنولد توین بی" در دهه‌ی 30 قرن بیستم می‌دانند و برآنند، وی در كتاب "مطالعه‌ای بر تاریخ" به تعریف عجیبی از این اصطلاح دست زده و آن‌را دوران به‌قدرت رسیدن فرهنگ‌های غیر باختری معنا كرده است. بر این نظریه، "توین بی"، این اصطلاح را در سال 1939 به‌كار گرفت؛ هرچند كه اندیشه‌ی فضایی، بعد از فضای مدرنیسم، قبل از آن؛ یعنی در 1934 به ذهن او خطور كرده بود.
دکتر ایهاب حسن در مقاله ای، ضمن تشریح جریان فکری پست مدرن، کاربردهای رایج واژه پست مدرن را این گونه تشریح میکند:
" ظاهراً يك نقاش انگليسي به نام جان واتكينس چاپمن در اواخر دهه هفتاد، اصطلاح پست مدرنيسم را در معنايي كه ما اكنون از اصطلاح پساامپرسيونيسم در نظر داريم، به كار برد.
در سال ۱۹۳۴ فدريكو دانيس كلمه پست مدرنيسم را به عنوان واكنشي در برابر مشكلات و تجربه گرايي شعر نو به كار برد.
در سال ۱۹۳۹ آرنولد توين بي اصطلاح فوق را در معنايي بسيار متفاوت به كار برد تا ضمن آن پايان دوران مدرن و نظام بوروكراسي و سرمايه داري غرب را كه مبدأ آن به قرن هفدهم مي رسيد، اعلام كند.
پس از آن در سال ۱۹۴۵ برنارد اسميت واژه مذكور را براي معرفي يك نهضت جديد و غيرتجريدي در نقاشي موسوم به رئاليسم سوسياليستي به كار برد.
در آمريكا در دهه پنجاه، چارلز اولسون در ارتباط با شاعران و هنرمندان از نوعي پست مدرنيسم سخن گفت كه بيشتر رجوع به افرادي چون ازرا پاوند، ويليام كارلوس ويليامز داشت تا شاعراني همچون تي.اس.اليوت. در اواخر اين دهه، يعني در سالهاي ۱۹۵۹ و۱۹۶۰ ايروينگ هاو و هري لوين به ترتيب در اين باره كه معناي پست مدرنيسم همان زوال و انحطاط فرهنگ مدرنيسم است، به بحث پرداختند.
تنها در اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد بود كه در مقالات متعددي كه بعضاً به وسيله من و لسلي فيدلر به نگارش درآمد، پست مدرنيسم به عنوان يك فرآيند خاص محصل و توسعه يافته در فرهنگ آمريكا معرفي شد. فرايندي كه در واقع تحولي انتقادي در متن مدرنيسم، اگر نه اعلام پايان آن، محسوب مي شد.
به نظر من در همين معناي اخير است كه صورتكهاي متغير و چهره هاي متبدل پست مدرنيسم تا امروزه توانسته دوام بياورد."
از این اصطلاح، در تاريخ ادبيات اسپانيا، پيش از جنگ جهانى اول و در تاريخ ادبى آمريكاى لاتين در سالهاى ميان دو جنگ جهانى استفاده شده است.

پست مدرنیزاسیون:

همانگونه که قبلا تشریح شد، با افزوده شدن پسوند ایزاسیون به پست مدرن، اسم مصدر، به معنای پست مدرن شدن حاصل میگردد.
پس در این بخش به مطالعه فرآیند پست مدرن شدن میپردازیم.
پست مدرنیته از بسیاری جهات، تداوم همان دگرگونیهایی است که به دست مدرن سازی آغاز شد، اما شناخت درست آن در گرو مقوله پست مدرنیزاسیون است.
فرآیند پست مدرنیزاسیون از دل ساختارهای مدرنیزاسیون سربرآورده و در بسیاری جهات نقش بسط دهنده و آرایش دهنده همان ساختارها را بازی میکند.
مطالعه روند پست مدرن شدن، از طریق فرآیندهای دگرگونی که در پس تغییرات عصر پست مدرن به وقوع پیوست، ممکن خواهد بود. این فرآیندها مادی بوده و دارای ماهیت اقتصادی، سازمانی و تکنولوژیکی هستند.
پست مدرنیزاسیون نشانگر ورود نظام سرمایه داری به مرحله تازه ای از جهانی شدن است.
باید پذیرفت که روند پست مدرن شدن، با ظهور مجموعه نوینی از مناسبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، هم در مقیاس محلی و هم در ابعاد و اندازه های بیش از پیش جهانی همراه است.
پست مدرنیزاسیون نشانگر پیدایش فرآیندهای نوین تغییر و تحول و به راه افتادن روندهایی معکوس در فرآیندهای بسط و توسعه سرمایه داری است.
در فرآیند پست مدرنیزاسیون دو موتور محرک وجود دارد:
1.پیدایش طبقات اجتماعی جدید: طبقات جدیدی از انسانها به عنوان حاملین افکار پست مدرن، چه در سطح مصرف و چه در سطح تولید ایجاد شد، که عامل مهمی در ایجاد یک جریان فکری جدید بود.
2.پیدایش گونه جدیدی از پیامبران: معماران پست مدرن بر خلاف معماران مدرن، که بر فراموشی گذشته و خودمختاری تاکید داشتند، استفاده از عناصر کهن را پذیرفته و بر خلاف افکار خود مختار معماران مدرن، از عرف جامعه پیروی میکنند.

این كاربر به علت تخلف در قوانین انجمن بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
#10 | Posted: 2 May 2012 11:57
- پست مدرنیته و هنر، پست مدرنیته و معماری:

همانگونه که قبلا اشاره شد، جریان فکری پست مدرن، در شاخه های مختلف علوم وارد شده، و بر آنها تاثیر گذاشته است.
حال به بررسی این جریان فکری در هنر، به طور اختصاصی پست مدرنیته و معماری، میپردازیم.
در دید اکثر منتقدین، شروع هنر پست مدرن، با آغاز سال 1980 میلادی، همراه بوده است.
در تفکر پست مدرن، هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست ، بلکه روش شناخت جهان است .
هنر پست مدرن، و به طبع آن، معماری پست مدرن، بیانگر سبکی التقاطی از عناصر دوره های مختلف، به ویژه عناصر سنت کلاسیک میباشد.
هنر در دنیای پست مدرن نه به چارچوب ارجاعی و معیار داوری خاصی تعلق دارد، و نه به یک پروژه یا اتوپیای خاص.
جنکز، نظریه پرداز پست مدرن، هنر پست مدرن را به مثابه دو عنوانگی ، یعنی نخبه و عامه پسند و جفت شدن این متضادها، سازگار و شورشی و نیز نو و کهنه، دانسته است.
از دیدگاه او هنر پست مدرن متاثر از شبکه جهانی است و حساسیت همراه با آن ، کنایه ای و جهانی و علنی شدن است.
هنر پست مدرن، جهان را امری فاقد معنای قطعی و تردید ناپذیر میداند، لذا معنایی که در عصر پست مدرن به وجود می آید دارای مشخصاتی محدود، محلی و انتقادی است.
از دید نظریه پردازان این جریان فکری، هنر در دید سوژه مند هنرمند، به جهان خارج معنا میابد، نه در ماهیت خود جهان.
ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز از سبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف ( کولاژ Collage ) است

- پست مدرنیته و معماری:

"اگر فلسفه روح زمان و معماری کالبد زمان است ،با عوض شدن روح زمان کالبد زمان هم عوض می شود."
این تفکر در معماری در دهه 60 میلادی شکل گرفته، از نیمه دهه 70 کاربرد گسترده ای یافت و باعث پیدایش سبکهای متنوعی در معاری شد، تا جایی که حتی برخی از نظریه پردازان، سبکهای دیکانستراکشن، فولدینگ و ... را نیز، بخشی از جریان معماری پست مدرن محسوب میکنند.
معماری پست مدرن، بر بیش از نیم قرن سلطه بلامنازع معماری مدرن نقطه پایان گذارد.
معماری پست مدرن، گاهی با عناوین معماری پاپ، پاپیولار، یا معماری مردمی نیز خوانده میشود.
در این نوع معماری، برخلاف معماری مدرن که تنها برای قشر خاصی از جامعه، قشر روشنفکر، طراحی و قابل درک بود، از احجام و تزیینات عامه پسند استفاده میشود.
میتوان آغازگر این جنبش را، رابرت ونچوری دانست، کسی که با آغاز این جنبش، انتقادات زیربنایی فراوانی را به اندیشه های منطقی و تکنومدار معماری وارد کرد.
آغاز گر این جنبش، در نظریات خود اصول جهان بینی معماری مدرن را زیر سوال برد. ونچوری، اصول تکنومدار معماری مدرن، و نظریات اساتید معماری مدرن، که تاکید فراوان بر استفاده از تکنولوژی داشتند را زیر سوال برد و ایجاد یک معماری انسان مدار را به عنوان اساس معماری پست مدرن مطرح ساخت.
رابرت ونچوری، به عنوان یکی از پیشگامان معماری در این جریان فکری، سعی در برقراری ارتباط مجدد میان معماری و هویت انسانی داشت.
ونچوری، تزیینات را بخشی از خصوصیات فرهنگی و تاریخی هر منطقه میداند، و در تضاد با اندیشه های عصر مدرن، استفاده از تزیینات را در اجرای بنا لازم میداند.
ونچوری معتقد است که استفاده از نمادها، زمانی صحیح و به جاست، که از طرف عامه مردم انتخاب و تایین شده باشند، عامه پسند باشند، نه زمانی که تنها از طرف قشر خاصی از روشنفکران تایین و دیکته شده باشد.
این نمادها و نشانه های استفاده شده در آثار پست مدرن، در هر منطقه، نمایانگر نوع کاربری ساختمان است.
در خانه مادر ونچوری، به عنوان اولین اثر معماری پست مدرن و نماد این دوره از معماری، از دید بسیاری از منتقدین، از نمادها و نشانه های یک خانه در غرب استفاده شده، که این امر سبب قرایت ساده این بنا، برای عامه مردم میشود.
گفتنی است این نظریه در تضاد با ایده مطرح شده توسط لوکوربوزیه در ویلا ساوا، خانه ماشینی است برای زندگی، و نیز ایده مطرح شده توسط فیلیپ جانسون در خانه شیشه ای، کمتر بیشتر است، میباشد.
پست مدرن به کار رفته در آثار ونچوری، خاکستری، و پست مدرن معماران جوان این دوره، پیتر آیزمن، چارلز گواتمی، جان هیداک، ریچارد میر و مایکل گریوز، به پست مدرن سفید مشهور است.
از دیگر اساتید مهم معماری در این دوره، میتوان به والتر گرپیوس، مایکل گریوز، چارلز مور، ماریا بوتا، هانس هولاین، آتارا ایسوزاکی و... اشاره کرد.
گفتنی است فیلیپ جانسون، که یکی از بازماندگان بزرگ معماری مدرن بود، با طراحی آسمان خراش at&t به جمع معماران پست مدرن پیوست.
هم چنین لازم به ذکر است که از آنتونیو گائودی (Antonio Gaudí) به عنوان پدر معماری پست مدرن یاد میشود.
در ایران، این جریان پس از انقلاب مطرح شد، ولی از حد یک تقلید صرف از عناصر پست مدرن غرب، پیش تر نرفت.
به مثالهای زیر از دیدگاه ایهاب حسن توجه کنید:
موزه گوگنهيم، اثر فرانك گهري، در بيلباي اسپانيا
سالن استوري، اثر آشتون راگات مگ دوگال در ملبورن استراليا
مركز تسوكوبا، اثر آرتا ايسوزاكي، در ژاپن
ساختمان AT & T، اثر فیلیپ جانسون و جان برگی، در نیویورک
اداره مسافرت اتریش، اثر هانس هولاین، در وین
میدان ایتالیا، اثر چارلز مور، در نیو اورلیان
ساختمان خدمات همگانی، اثر مایکل گریوز، در پورتلند آریگون
این موارد، به عنوان نمونه های بارز معماری پست مدرن، دارای ویژگیهای مشترکی میباشند.
از دیدگاه دکتر ایهاب حسن، نظریه پرداز پست مدرن، این موارد با هندسه هاي محضاً زاويه اي باوهاوس(Bauhaus) و قالب هاي شيشه اي و پولادين ميس وان در روه(Mies Van der Rohe) تفاوت داشته و ضمن تركيب عناصر تاريخي و ذوقي، با چند پارگي ها، تخيل و حتي جذابيت سطحي همراه مي شوند.
در معماری پست مدرن، شاهد آثاری هستیم که فارغ از خطوط محدود کننده کلیشه ای و حاصل تفکرات معمار است.
این آثار با تلفیق رنگ، مواد و اشکال دور از ذهن، اشکال بدیعی را ایجاد میکنند که زایده تفکرات انتقادی هنرمند نسبت به خطوط خشک و تکراری پیرامون خود است، که این فردیت، فلسفه کلی پست مدرنیسم میباشد.
در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که بر بازی زبانی نامتجانس و ناهمگن، امور نامتوافق، بی ثباتی ها و ناپایداری ها، گسست ها و تضادها تاکید دارد.
در معماری این دوره، تاکید بر خطوط منحنی ، تاکید بر امور غیرقابل پیش بینی ، بر تزئین و تقلید هزل آمیز و بر زیبایی غیر کارکردی استوار است.
سطوح شفاف و آینه وار و هزارتوهای پیچاپیچ ، عناصر عمده ای در معماری پست مدرن به شمار می روند.
در دیدگاه نظریه پردازان این دوره، شرایط زیر فرم کلی یک بنا را تعیین می کنند:
1- خصوصیات فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و اقتصادی افراد که از آن ساختمان استفاده می کنند.
2- خصوصیات شهری، خیابان، میدان، کوچه، مغازه.
3- شرایط اقلیمی، رطوبت، سرما، گرما، جنگل، صحرا.
4- نحوه زندگی روزمره اهالی ساختمان، نیازهای آنها، پیش زمینه های ذهنی.
معماران عصر مدرن، دیدی تکنولوژیک به معماری داشتند. آنها عقیده داشتند که چون تکنولوژی امری ثابت و یکنواخت، یا دست کم با تغییرات جزیی در سطح جهان است، ساختمانها نیز باید فرمی ثابت و یکنواخت داشته باشند، سبک بین الملل.
ونچوری به عنوان آغازگر این سبک، و بعدها، تقریبا تمامی معماران پست مدرن، به طور کلی سبک بین الملل، در معماری مدرن را مردود اعلام میکنند.
معمارارن این عصر، در تضاد کامل با اندیشه های سبک بین الملل، اندیشه های زمینه گرایی در معماری، را مطرح مینمایند. در این اندیشه، هر بنا باید براساس زمینه های فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و کالبدی و شرایط خاص آن سایت و بنا طراحی و اجرا گردد.
بر خلاف تفکرات عصر مدرن، معماران عصر پست مدرن، دیدی فرهنگی به معماری داشتند.
معماران این عصر معتقند که چون فرهنگ، در نواحی مختلف متفاوت است، فرم ساختمان و ترکیب کلی آن نیز باید در نواحی مختلف متفاوت باشد.
در تفکر پست مدرنیسم تمامی ساختمان ها دارای یک فلسفه و فرم نیستند و هر ساختمانی بسته به شرایط مورد نیاز فرم میگیرد این تفکر با گفته لوکوربوزیه (Le corbusier) نیز به ستیز میپردازد و در اثبات خود میگوید: ساختمان مانند یک خودرو نیست که شامل اجزای مکانیکی باشد، ساختمان بسته به محیطی که در آن قرار دارد فرم خود را به دست میاورد.
به عقیده معماران این جریان فکری، شرایط فرم یک ساختمان را تایین میکند و در شرایط متفاوت، شکلها و نمادها نیز متفاوت خواهند بود.
مطابق دیدگاه جنکز، تاریخ نگار و منتقد معماری، پست مدرن، دوره ایست که در آن معمار نباید خود، به تنهایی، یک بنا را طراحی کند، بلکه یک معمار پست مدرن، نقش مشاور و همکار استفاده کنندگان از بنا را بازی میکند.

- انتقاداتی بر جریان فکری پست مدرن:

با وجود پذیرفته شدن این جریان فکری و جاری شدن آن در جوامع، انتقادات شدیدی به آن وارد است.
یورگن هابرماس، که پیش از این از وی نام برده شد، یکی از این منتقدین میباشد.
وی که خود را به عنوان محافظ پروژه مدرنیته معرفی میکند و دلبستگی شدیدی به این جریان دارد، ميشل فوكو را ضد عقلگرا (irrationalist) و بادريلارد را محافظه كار نو (neo - conservatism) معرفى مى نمايد.
علاوه بر انتقادات هابرماس از پست مدرنيسم، پاسخهاى ديگرى نيز از جانب محافظه كاران (communitarian) و نئوكانتى هايى از قبيل راولز (Rowls) و پيروانش نيز عليه حمله پست مدرنيستها به ارزشهاى ليبرال وجود دارد. راولز معتقد است ما مى توانيم و مى بايد بطور عقلانى از ارزشهايمان دفاع كنيم، يعنى ارزشهايى همانند حقوق بشر و دموكراسى. محافظه كاران نيز مى گويند ما بايد از ارزشهايمان دفاع كنيم و بايد هر چه بيشتر مجذوب سنتهايمان شده و به تاريخ گذشته رجوع كنيم.

پست مدرن در مقابل مدرن؟

دیروز، پیش نویس مقاله ای را مینوشتم با این هدف که بسادگی و با زبانی قابل طرح برای دانش آموزان دبیرستانی توضیح دهد منظور از داستان پست مُدرنیستی چیست. با تقلیل گرایی خودآگاهانه ای پست مدرنیسم و پساساختارگرایی را یکسان فرض کردم و دربارة تقابلهای دوگانه نوشتم و اینکه یکی از کارهای مهم پساساختارگرایی شکستن این تقابلها و از بین بردن فاصله ها و شکافهای موجود است.
به عنوان مثالی در ادبیات داستانی هم از حذف تقابل و فاصلة هستی شناسانة نویسنده – شخصیّت داستانی از یکسو و خواننده – شخصیّت داستانی از سوی دیگر، گفتم. شخصاً ایدة مستتر در پیش نویسِ مقاله را دوست دارم: اینکه نویسندة پست مدرن، با شخصیّتهایش به گفتگو میپردازد و خوانندة پست مدرن میتواند یکی از شخصیتهای داستانی اینچنینی باشد و به این ترتیب، همه در یک سطح و نه در تقابل با هم قرار میگیرند؛ ساختار پیشین – که بر فراتر بودنِ سطح هستی شناسانة نویسنده (یا خواننده) از شخصیتها اصرار میورزد – شکسته میشود.
مثالهایی که پیش نویس مقاله با آنها آغاز میشود، یکی "شش شخصیّت در جستجوی نویسنده"ی لوئیجی پیراندلّو است و دیگری "مه" اونامونو. در این دو اثر محبوبم، شخصیتها و نویسنده در یک سطح هستی شناسانه قرار میگیرند و با هم به گفتگو میپردازند. (به نظرم فصلِ گفتگوی آگوستو پرث – شخصیّت اصلی داستان مِه – و اونامونو – نویسنده – یکی از صحنه های تکرارنشدنی ادبیات داستانی است.) از سوی دیگر، "اگر شبی از شبهای زمستان مسافری" کالوینو را برای یکسان شدن سطح هستی شناسانة خواننده و شخصیّت مثال آوردم. (میبینید که علاقة ایتالیایی ام را ناخواسته – اصراری ندارم؛ خواسته – به بچّه ها انتقال میدهم!)
امّا نکتة آموزنده برای خودم در این میان – که امروز در موردش فکر میکردم – این بود که به هر حال در تقسیم بندی امروزی، اونامونو یا پیراندلّو نویسنده های پست مدرن محسوب نمیشوند. همین، مرا به فکر واداشت که نوعی تقابل بین "مدرنیسم" و "پست مدرنیسم" هم وجود دارد. در واقع پست مدرنیسم، که داعیة برداشتن تقابلهای دوتایی را دارد، در شکل صوریش به عنوان فرعی بر مدرنیسم ظاهر میشود: پست مدرنیسم، بعد از مدرنیسم میآید. همانگونه که متن بر تفسیر مقدم است و کتاب بر فیلم و ... مدرنیسم هم بر پست مدرنیسم مقدم است. خلاصه اینکه، به نظرم آمد پست مدرنیسم – دست کم در ظاهر – گرفتار همانچیزی است که از آن میگریزد.
در پیش نویس مقالة دیروزیم نوشته بودم "نمونه‌هایی از ساختارشکنی اوّلیّه در داستانهای این نویسنده‌ها [اونامونو و پیراندلّو] قابل مشاهده است". الان هم به نظرم همینطور میآید. بخش اوّل این واژه – یعنی "پُست" – قاعدتاً نباید به تأخّر تاریخی اشاره داشته باشد؛ مدرنیسم در لحظاتی بسیار پست مدرن بوده. همانطور که داستانهای "شش شخصیّت در جستجوی نویسنده" و "مِه" در لحظاتی پست مدرنتر از داستانهای پست مدرن امروزی بوده.
همین چند دقیقة پیش، مقالة "معنای پست مدرن" لیوتار را خواندم و دیدم که نظر او هم دقیقاً چنین چیزی است: "مدرنیته همیشه لحظات پست مدرن خودش را داشته." میبینید که تقابلی در کار نیست. (مشابه همین نقد را "رورتی" در مصاحبه اش با دکتر جهانبگلو هم بیان میکند: لیوتار در "وضعیت پست مدرن" از پایان روایتهای کلان فلسفی صحبت میکند؛ امّا کتاب خودش روایت کلان جدیدی است.)
خلاصه اینکه، نوشتن پیش نویس مقالة "داستان پست مدرنیستی" برای خودم بسیار فایده مند بود.

این كاربر به علت تخلف در قوانین انجمن بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
     
صفحه  صفحه 1 از 4:  1  2  3  4  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Architectural News | اخبار معماری بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Adult Forums  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Report Abuse

Copyright © Looti.net 2009-2014.