| انجمن ها  | نظرسنجی ها |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
گفتگوی آزاد سکسی انجمن لوتی / گفتگوی آزاد سکسی /

به نظر شما هر دختری که تو این سایت عضو هست دختر پاک و نجیبی نیست ؟!

صفحه  صفحه 2 از 31:  « قبلی  1  2  3  4  5  ...  27  28  29  30  31  بعدی »  
#11 | Posted: 22 Dec 2010 03:59
HamedStar1:
مهسا خانم بستگی به خود دختر داره. اگه دختر نجیب نباشه هرجا كه باشه فرقی نمیكنه وخودشو......
اما شما نجیب من در مورد شما اینجوری فكر میكنم نجیب اما شهوتی اما از این میترسی كه بخاطر شهوتی بودنت بگن........

كاملا موافقم. یه دختر میتونه شهوتی باشه یا نباشه. خب كسی كه علاقه ای به سكس و مسائل سكسی نداره اینجا نمیاد. اونی كه علاقه داره میاد. این خیلی واضحه . ولی هی مسئله دیگه ای كه هست به نظر من قضاوت كردن در مورد افراد بد ترین كاریه كه میشه كرد
     
#12 | Posted: 22 Dec 2010 04:00
سکس بخشی از زندگیه کسی میتونه اینو انکار کنه

...خداحافظ...
     
#13 | Posted: 22 Dec 2010 19:22
سلام!
والا چی بگم! با عضویت تو یه سایت سکسی که نمیشه در این باره نظر داد!
عضویت تو این سایت ها فقط میتونه نشانگر نیاز و علاقه یه دخمل جوون -و پسر جون - به سکس و ... باشه !
به نظر من اون دخترایی که اینجان نجیبن! اگه این طوری بررسی کنیم که میان ایجا تا نرن اونجا!

در ضمن من یه مشکل با این جامعه محترم خودمون دارم! هرچند خودمم پسرم ، ولی این موضوع همیشه آزاردهنده بوده که بر خلاف اسلام واقعی که برابری کامل بین زن و مرد رو قرار داده چرا نجابت فقط برای دخترا مطرح شه ، حجاب فقط برای دختر مطرح شه و بعضی از همجنسای من هر کاری که ... !
بگذریم!

شهوت زیاد بهترین حس آزاردهنده در زندگی !
مردم مردای قدیم . یادشون بخیــــــــــر
غیرت و تعصب و مردونگی خیلی ها مُرده ، نـــه؟!
     
#14 | Posted: 29 Dec 2010 04:54
ببینید دوستان عزیز
من خودم یكی از اعضای نسبتا فعال سایت هستم
حتی شوهرم هم میدونه من تو این سایت عضوم
اما هیچوقت غیر از خودش تازه اونم بعد از ازواج با كسی سكس نداشتم
البته نیخوام از خودم تعریف كنم فقط مثال زدم

_____________________________________


mardin123:
كسی كه كار غیر انسانی انجام ندهد پاك است و انجام سكس به طور متعادل عملی است انسانی

punsher2011:
نظرات همه خوب بود و اکثرا به یه چیز اشاره داشت از نظره من"

چه دختر چه پسر نمیشه گفت فقط بخاطر اینکه اینجا عضوه ادمه ناپاک و نانجیبیه

نجابت چند تا زیر مجموعه داره
1- اخلاق
2-شرافت
3- ادب

حالا اون شخصی که اینجا عضوه
یا مثل من اومده برا ایندش چند تا چیز یاد بگیره

یا اومده فیلم ببینه
یا خودش رو ارضا کنه

این چیزا دلیل نمیشه بگیم طرف بی بته هست یا پاک و نجیب نیست
به نظر من
تمومی افراد اینجا به غیر از اونایی که توهین کردن و فهش میدن و دعوا میکنن
نجیبن و پاکن و منم براشون احترام قائلم
بووووووس

amir19064:
راست میگه جنبه های مثبت رو هم باید دید

shatar:
به نظر من هم عضویت در این سایت دلیل بر نا پاكی افراد نیست

KingSton:
ما تا حالا فیلم سوپرم ندیدیم ولی اینجا عضویم

sphr:
به نظر من سكس فقط مال اونایی كه نجیب نیستن نیست ممكنه هر دختری تواین سایت بیاد و در مورد سكس بخواد چیزایی بدونه ویا حتی در فرایند سایت شركت هم بكنه

shainaaftabtalab:
ببینید سکس ربطی به نجابت یا نانجیبی نداره سکس یک نیازه...

یکی با غیر همجنس یکی با همجنس یکی با خودش حال میکنه

این چیزا دلیل نمیشه به طرف برچسب بزنیم

ممکنه ما از یه کاری خوشمون بیاد یا نیاد دلیل بر این نمیشه دیگری هم همینطور باشه

hessam25:
به نظرم من این سوال غلطه ، البته بقیه دوستان هم گفتن نجابت صرفا برای دخترها نیست كه بگیم چون دختری اینطور اونطور

پاكی توی ذات ادمهاست حالا تو بعضیها هست تو بعضی ها نیست .....سكس هم جزوی از غریزه انسانهاست كه البته غریزه سركشی هست به نظرم اگر كسی نتونه این غریزه رو خوب مهار كنه نجابتش رو از دست میده حالا چه دختر باشه چه پسر

بنابراین نمیشه گفت هر پسر یا هر دختر كه اینجا عضو هست نانجیبه ..... به نظرم اكثرا نجیب هستن هر دو جنس .....در هر جمعی هم ناخالصی وجود داره اینجا هم مستثنی نیست

Mohsen_Sadeghi69:
من فكر می كنم اصلا عضویت تو یه سایت یا حتی یك كار بد نمی تونه تعیین كننده خوب یا بد بودن كسی باشه.

Danial_d2:
سکس یه نیازه و باید ارضا بشه

hot_maman3:
به نظر من كه دخترای پاك تو این سایت هم پیدا میشن .


در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
     
#15 | Posted: 31 Dec 2010 19:05
نجابت با شهوت زمین تا آسمون فرق داره...
امكان داره یه دختر تو این سایت باشه كه كل فیلم ها و عكس های سایت رو دانلود كرده باشه و همرو هم دیده باشه ولی تاحالا سكس نداشته
ولی یكی باشه حتی یكی از از فیلم هارو هم ندیده باشه ولی كل ایران كرده باشنش(به دخترای سایت توهین نشه ها)
اوصلا شهوت یه چیزه و نجابت یه چیز دیگه
دختری كه تو این انجمن عضوه از شهوتشه نه نجیب نبودنش
من خودم میمیرم واسه دخترایی كه همیشه حشرین

انسان باید از تنفر متنفر,با بدی ها بد,از جدایی جدا,دوستی ها را دوست و عاشق عشق باشد,این است معنای انسانیت
     
#16 | Posted: 1 Jan 2011 08:00 | Edited By: choobin
elena:
دخترهاهمشون گلن همشون پاک ونجیبن همش این پسرهاازدخترافیلم میگیرن میگن واسه خودشون میخوان بعدمیدن دست ملت همشون هم صورت دختره پیداست تاخودشون ،تومملکتی که قرانش میگه میتونید زنانتون روبزنید )آیه 34سوره نسا ( چه انتظاری ازملتش میشه داشت البته من خودم دخترنیستم ولی میبینم به دخترهاداره ظلم میشه هردختری که توی این سایت عضوهست وفعاله ازاونایی که عضونیستن هم نجیب تره وپاک تره چون انسانیت خودشوداره ثابت میکنه برده جوحاکم برجامعه نیست

عزیزم ای كاش همیشه با تحقیق حرف بزنیم نه در ادامه صحبت های دیگران.
من خودم مسلمان نیستم ولی بارها دنبال این مسائل رفتم تا بفهم واقعا اینطوره یا نه:

پیش از شرح و توضیح آیاتی(1) که دربارة تنبیه بدنی بانوان است، و پذیرش یا نپذیرفتن این موضوع ، بیان پیشگفتار لازم است:
تنبیه بدنی زن از پدیده های اجتماعی، بدون محدودیت زمانی و مکانی است و در تمامی جوامع و فرهنگ ها وجود دارد. چنان که ویژه روستائیان نبوده، حتی در پیشرفته ترین جامعه ها دیده می شود، تا بدان حد که اکنون در اروپا « جمعیت زنان کتک خورده » تأسیس شده، به دفاع و چاره جویی می پردازند. در فرانسه دو میلیون زن از شوهران خود کتک خورده اند ، یعنی یک چهارم شمار زنان.(2)
از این رو شماره تلفنی در اختیار بانوان قرار گرفته تا به طور رسمی از آنان حمایت کند.
تبارشناسی
تنبیه بدنی بانوان ، ریشة بشری داشته، در شمار بیماری های اجتماعی و ناهنجاری های روانی است و برای درمان آن مشارکت و همفکری جامعه شناسان و روان شناسان و رهبران مذهبی لازم است. بنابراین می باید آیه 34 سوره نساء را در فضای مردم شناسانه و روانی و مذهبی بازخوانی کنیم.
توجه به شرایط زمان و مکان
تحلیل تاریخی، و روان شناسانة این حکم برای پی بردن به معنای درست آیه، نیز حکمت و هدف دستور الهی لازم است. بنابر برخی تفسیرها از آیه ، تنبیه زن توسط شوهر روا است اما برخی از قرآن پژوهان و مفسران، این برداشت را نپذیرفته ، توجه به شرایط زمان و مکان حکم را ضروری می دانند. در پاسخ ، نظر کسانی که تنبیه بدنی را نمی پذیرند، به همراه دلیل های آنان آمده ، معنای مورد قبولشان گزارش شده است.
محل نزول
این آیه در مدینه نازل شد.(3) پیشتر و در مکه، زنان کتک می خوردند و شکایتی نداشتند و آن را توهین به خود و خارج از عرف و فرهنگ مردمان نمی دانستند. چگونه توهین شمرده می شد، در صورتی که دختران را زنده به گور می کردند؟! نیز نذر می کردند پسران را قربانی خدایان کنند!(4)
اما در مدینه جنبشی به پا خاست که زن گرایانه بود و بر ضد فرهنگ مکه به شمار می آمد.
اوضاع مدینه، سه سال پیش از نزول آیه
بنابر اسناد تاریخی، زنان مدینه شهرنشین بودند و از آزادی افزون تری نسبت به زنان مکه برخوردار بودند.
اینان بر مردان چیره بودند و اگر توسط شوهران تنبیه بدنی می شدند، به دستور و اجازه پیامبر (ص) اجازه قصاص داشتند ، یعنی می توانستند در عوض، شوهران خود را تنبیه کنند.(5) پیامبر مایل بود فرهنگ زنان مکه را همچون فرهنگ بانوان مدینه کند و تنبیه بدنی توسط شوهران را از میان بردارد، از این رو مردان را از کتک زدن زنان منع می کرد (6) و می فرمود: «اینان را کتک نزنید».(7)
نیز درباره مردانی که همسران خود را می زدند، می فرمود: «این مردان، نیکان نیستند».(8)
حتی پیامبر فرمان قصاص برای مردانی صادر می کرد که زنان خود را کتک می زدند.
اما به رغم دستور پیامبر ، همچنان فرهنگ تنبیه بدنی بانوان ادامه داشت. بنابر روایتی آخرین موردی که پیامبر به نفع زنان دستور به قصاص و کتک زدن شوهران داد، حبیبه دختر زید یا خوله دختر محمد بن مسلمه (همسر سعد بن ربیع) بود اما این بار دستور پیامبر اجرا نشد، زیرا آیه 34 سوره نسا فرود آمد و حکم قصاص مردان لغو شد.
آیا به راستی در قرآن حکم به تنبیه شده است؟
چگونه در قرآن حکم به تنبیه بدنی زن داده شده، در حالی که خداوند آیات را «شفا و رحمت» قرار داده است و رابطه دو زوج را از آیات الهی و نشان رحمت و مودت می داند و عفو و گذشت را سرمایه بزرگ انسان دانسته و فرمان می دهد که حتی بدی را به نیکی پاسخ دهید: «ادفع بالحسنة السیئة» نیز به مردان فرمان می دهد که با زنان خود به نیکی رفتار نمائید: «و عاشروهن بالمعروف». روایات بسیار از پیامبر اسلام در مورد مهربانی و عطوفت به زنان وارد شده و مردان را از زدن زنان باز داشته ، حتی در احکام فقهی برای زدن زنان که منجر به آسیب مانند کبودی بدن شود، دیه تعیین شده است.
دین اسلام زندگی خشونت بار و وضع نکبت بار زنان را در زمان جاهلیت دگرگون کرد و اینان را از زنده به گور شدن یا محرومیت از حقوق اجتماعی و مالی رهایی بخشید ، نیز میان زن و مرد تبعیض (نه تفاوت) ننهاد، یعنی براساس عرف و فرهنگ زمانه، امتیازات را عادلانه میان زن و مرد تقسیم کرد. مثلاً اگر در ارث، مردان بر زنان ، به ظاهر برتری دارند، از آن روست که سرپرست زنان بوده، افزون بر پرداخت نفقه ، می باید مهریه بانوان را بدهند، چنان که زحمات زنان در سال های زناشویی، بی اجر و مزد نمی ماند، بنابراین زیادت و برتری یک طرف (مردان) در برابر حقوق طرف دیگر (زنان) قرار می‌گیرد و گویا برتری در میان نیست.(9)
گفتیم فرهنگ زنان مدینه متفاوت از زنان مکه بود، از این رو زنان بر ضد شوهران می شوریدند و نافرمانی می‌کردند. این وضع جامعة مسلمانان را دچار نابسامانی کرده بود. تا سه سال (پیش از نزول آیه) پیامبر می کوشید به سود زن و بر پایة مساوات حکم کند و خداوند بدین وضع راضی بود اما بر اثر وضع بحرانی جامعه، حکم عوض شد، مبادا از آزادی سوء استفاده شده، جامعه به تنش زایی و انفجار برسد!
نزول آیه به هنگام جنگ اُحد
دگرگونی حکم در شب اُحد پیش آمد که شبی بسیار سخت بر مسلمانان بود. اینان در دشوارترین برهة زمانی بوده، گرفتار ترس و بحران بودند. بیم آن می رفت اسلام توسط مشرکان از بین رفته، مسلمانان نابود شوند. یهودیان و منافقان در داخل مدینه و مشرکان، بیرون از آن شهر، در کمین مسلمانان بودند. در چنین وضعی، کنار گذاشتن اختلافات داخلی میان مسلمانان و اتحاد زن و مرد بسیار لازم بود. خداوند به منظور وحدت و سلامت امت، آیه 34 و 35 نساء را فرود فرستاد. قرار بود همان مردانی به جهاد بروند و دین و دینداران را حفظ و حمایت کنند که مهاجر و اهل مکه، با همان فرهنگ نسبتاً زن ستیز بودند، پس خداوند بدین مصلحت بسیار مهم (واقعیت و شرایط زمانه) حکم را عوض کرد، و از پاشیدگی و گسست امت (با توجه به تهدیدات داخلی و خارجی) جلوگیری به عمل آورد اما دگرگونی حکم بدان معنا نبود که بر زنان ، ستم و جفایی شود، بلکه زن فقط در برابر تعهدی که با ازدواج ، آن را پذیرفته، بازخواست می شود، یعنی اعمال زناشویی ، نه خانه و بچه داری.( این مسئله در پایان به طور تفصیلی بیان می شود).
مقصد شریعت
بنابر آنچه گفتیم روا شمردن تنبیه بدنی زنان ( آن هم پس از مراحلی و با شرایطی) فقط به سبب اوضاع دشوار اجتماعی است. مقصد و هدف شریعت (دین) از وضع هر حکمی، مصالح و منافع جمعی (امت) است، از این رو در قضاوت در مورد هر حکمی می باید مصلحت جمعی را در نظر گرفته، به منافع صنف و گروهی بسنده نکرد.
تأثیر احکام فقهی قرن دوم و سوم در روند حرکت بر ضد زن
فقه اسلامی در سده های دوم و سوم شکل گرفت و بر همان منوال و شیوة قرن نخست ادامه یافت. روایات به زنان حکم می کرد در برابر مرد فروتن بوده ، در صورت سرپیچی از درخواست مرد در مورد همبستر شدن و اعمال زناشویی تنبیه گردند. این احکام طبق فهم و بینش اجتماعی و مردم شناسانه شکل می گرفت، و این فرایند ، همان است که در آغازبحث اشاره کردیم که در صدور هر حکمی، اوضاع جامعه شناسانه و روان شناسانه تأثیر دارد.
به رغم آن که فقیهان ( با توجه به فهم و فرهنگ مردم و جامعه) حکم به تنبیه بدنی همسر کردند اما آن را مقید ساختند که «خون آلود» نباشد و «عضوی را نشکند و اثری به جا نگذارد».(10) تنبیه نمی بایست خشن و دردآور باشد و نمی باید لطمه بزند.
در تمامی کردار و اعمال شرعی می بایست به هدف و مقصد خداوند (که حکم می نهد) توجه کرد، از جمله در مورد تنبیه بدنی با شرایطی که برشمردیم و پس از نتیجه نگرفتن از مراحل پیشین (پند و نصیحت کردن، قهر کردن و همبستر نشدن با زن) نوبت به تنبیه بدنی می رسد اما چنان که در آیه بعد می خوانیم به دنبال هیچ راهی برای سرزنش و توبیخ آنان نمی باید بود و بهانة بیخود نمی شود گرفت! نشوز به معنای سرکشی در برابر مسئول خانواده است و از نظر برخی اسلام شناسان کتک زدن می باید با پارچه بهم تنیده و یا با دست باشد، نه با تازیانه و عصا.(11)
در آیه 44 سوره ص آمده است: «و خذ بیدک ضغثاً و لا تَحنَث؛ به ایوب گفتیم: بسته ای از ساقه های گندم ( یا مانند آن مثل شاخة نازک خرما) را برگیر و با آن ( همسرت را ) بزن و سوگند خود را مشکن».
زدن همسر توسط حضرت ایوب ، خطا و جرمی بر ضد زن شمرده نمی شد چون اذیت و آزاری ندید و تحقیر نشد، گرچه همسرش کارناپسندی انجام داده بود. از این رو اگر در جامعه ای ، زدن اهانت و آزار به شمار آید و فرهنگ مردمان آن را نپذیرد، نباید صورت گیرد.
خداوند در پایان آیه، شوهران را از همین مقدار اندک نیز باز می دارد و می فرماید: «ان الله کان علیّاً کبیراً؛ خدا والای بزرگ است» یعنی شوهران را نسبت به ستم بر زنان تهدید می کند، که اگر زنان نمی توانند ستم را از خود بردارند و از خویش دفاع کنند، اما خدای بلند مرتبه و بزرگ به جای زنان قصاص و حق خواهی خواهد کرد.(12)
نپذیرفتن تنبیه بدنی
شایان ذکر است برخی اسلام پژوهان تنبیه را روا نمی دانند و آن را انکار کرده اند.(13) قاضی ابوبکر درباره آیه می گوید: «زن را کتک نزند و اگر به وی امر و نهی کرد، ولی او اطاعت نکرد، فقط بر او خشم گیرد».(14) یعنی معتقد است از نظر خداوند، ضرب (زدن) مباحی ناخوشایند است، نه اینکه باید به کار گرفته شود. زدن امری خطرناک است و تعیین حدودش دشوار می باشد، افزون بر آن که قانون شرع اجازه نمی دهد کسی به نفع خود حکم و داوری کند. نیز زدن نمی باید اهانت و ضرر تلقی شود. از این رو دولت اسلامی اگر پی برد شوهران کیفر شرعی را درست و به جا اجرا نمی کنند و بر حدود آن آگاه نیستند، می باید آنان را از به کارگیری این کیفرمنع کند و متخلفان را مجازات کند، تا آزار رساندن به همسران خطر ساز نشود، به ویژه آن جا که انگیزه و بهانة تنبیه بدنی، سست و بی پایه باشد.(15)
این گروه از اسلام پژوهان ضرب مورد اشاره در آیه را به معنای زدن نمی دانند، بلکه می گویند: به معنای جدایی شوهر و ترک خانه و دوری از زن و خانواده است، چنان که وقتی میان پیامبر و همسرانش اختلاف پیش آمد و اینان به نصیحت رسول خدا عمل نکردند، پیامبر برای یک ماه از آنان جدا شد و به مکانی به نام «مشربه» رفت و از زن و خانه دوری گزید. پیامبر هیچ گونه آزار جسمانی به آنان نرسانده، کتک شان نزد و تحقیر و سرزنش شان نکرد. اگر زدن و آزار جسمی و روحی خواستة خدا و راه حلی ثمربخش بود، پیامبر نخستین کسی بود که به دستور خدا عمل می کرد اما کسی را نزد و بدان اجازه یا دستور نداد. افزون بر آن که هر گاه قرآن خواست «زدن» را تجویز کند، تعبیر به «ضرب » نکرده ، بلکه «جَلد» آورده ، مانند : «الزانیة و الزانی فاجلدوا کلَّ واحد...» (16)
آیا جواز تنبیه برای همة زمان ها و مکان ها ست؟
حال با صرف نظر از این تفسیر،اگر تنبیه بدنی از آیه فهمیده شود، سؤال این است آیا انسان ها که در فهم مقصود و منظور خداوند در قرآن دچار خطا می شوند می توانند این حکم را جاری کنند، تا روز قیامت ، در تمامی اقشار اجتماع، شرق و غرب، بر هر زنی با هر سطح فرهنگی؟ آیا نمی باید شرایط اجتماعی ، سیاسی و مردم شناسانه را که بر آیه چیره بود و سبب صدور چنین حکمی شد، در نظر گرفت؟ آیا این حکم به سبب آن نبود که جلوی فتنه ها و بحران ها ( با توجه به فرهنگ و ظرفیت فکری مردمان) گرفته شود؟!
اگر بپذیریم روا دانستن تنبیه بدنی آن هم پس از مراحل و با شرایطی – که در آیه بیان شده – برای برهه و اوضاع خاصی بود، مثلاً در شرایط زمانی و فرهنگی که توهین به زن محسوب نمی شود پس می توان نتیجه گرفت: هر گاه این وضع از بین رود، حکم نیز از میان خواهد رفت! چنین برداشتی نه از ارزش آیه می کاهد و نه تفسیری فراتر از اهداف سازنده و مثبت و بشر دوستانة قرآن است.
این فهم از آیه اگر چه مطابق با ظاهر آیه قرآن نیست، اما با آیاتی که فرمان به برخورد نیک با همسر می دهد و پیوند بین زن و مرد را مودّت و دوستی و رحمت می داند، سازگارتر می نماید.
سخن پایانی: حکم تنبیه بدنی با صرف نظر از شأن نزول آیات و تفسیرهای مختلفی که در مورد آیه 34 سوره نساء آمده است، باید صرفاً به عنوان یک حکم حقوقی مورد لحاظ قرار گیرد از این جهت که هر کس حق دارد از راه قانونی برای دستیابی حق خود اقدام نماید . اگر بخواهیم از نگاه ارزش های اخلاقی به آن نگاه کنیم، با توجه به آیات قرآن می توان استنباط نمود که گذشت و اغماض بهتر و شایسته تر است، اما گذشت از حقوق نمی تواند یک قاعده و قانون کلی قرار گیرد.
در ادامة پاسخ ، تنبیه زن را از جایگاه حقوقی، به تفصیل بررسی می‌کنیم (البته با این باور که از قرآن، تنبیه برداشت می‌شود).
تنها مورد تنبیه، نشوز است.
نشوز آن است که زن در مقابل تکلیف اختصاصى‏اش نسبت به شوهر بدون هیچ عذر موجهى سرپیچى نماید.
جالب این است که اگر زنى از انجام کارهاى خانه، بچه‏دارى و... سرباز زند شارع مقدس هیچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده و لذا مرد نمى‏تواند در این موارد واکنش نشان دهد.
بنابراین آیه فوق در مورد با بسیارى از مسائل اختلافى زوجین ساکت است و هیچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده جز در موردی که زن با پیمان ازدواج، تعهد به آن را ملتزم شده است.
نشوز امرى برخلاف حقوق مرد است و براى رویارویی با آن بهترین راه این است که پیش از مراجعه به دیگران، مشکل را در داخل خانه حل نمود، ولى اگر چنین چیزى میسر نبود آنگاه نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن دیگران مى‏رسد که در آیه بعد سالم ترین راه آن عنوان شده است.
حل مسأله نشوز در داخل خانه نیز به اشکال مختلفى انجام پذیر است و جالب این است که خداوند از ملایمترین راه‏ها شروع نموده و در صورت تأثیر گذارى آن مراتب بالاتر را اجازه نداده است. از این رو در مرتبه اول سفارش به پند و اندرز نموده است.
چنین روشى حکیمانه‏ترین شیوه در حل مشکلات زوجین است.
لیکن اگر زنى در برابر اندرزها و نصایح شوهر سر تسلیم فرود نیاورد و همچنان بر سرپیچی از حقوق زوج پایدارى ورزید چه باید کرد؟
در اینجا نیز خداوند راه دومى را پیشنهاد نموده است که از حد برخورد منفى عاطفى بالاتر نمى‏رود و آن خوددارى از همبستر شدن با وى مى‏باشد.
در اینجا نیز اگر مشکل حل شد دیگر کسى حق پیمودن راه سوم را ندارد، امّا اگر زن در چنین وضعیتى نیز سرسختى نشان داده و حاضر به تأمین حقوق طرف مقابل نگردید چه باید کرد؟
در اینجا چند راه قابل تصور است: أ) در مقابل نشوز زن به کلی ساکت بود یعنی مرد حقوق خود را نادیده انگارد هر چند سالیان دراز این برنامه ادامه یابد.
چنین چیزى براساس هیچ منطقى قابل الزام نیست و اختصاص به مرد هم ندارد، یعنى در هیچیک از نظام‌هاى حقوقى جهان نمى‏توان صاحب حقى را مجبور کرد در برابر حقوق خود ساکت شود و دم نزند، یعنى از نظر اخلاقى، آن هم در موارد خاصى مى‏توان چنین توصیه‏اى نمود ولى نباید بین مسأله حقوقى و اخلاقى خلط کرد.
از طرف دیگر نشوز زن اقسامى دارد که برخى از آنها مسلّماً به زیان خود او هم تمام مى‏شود و بر مرد لازم است که به عنوان مدیر کانون خانواده، کنترل هدایتگرانه و سازنده بر رفتار زن داشته باشد..
ب) راه دیگر آن است که مرد از هر طریق ممکن حقوق خود را به دست آورد. چنین چیزى را هرگز شارع اجازه نمى‏دهد و براى گرفتن حق، روش‌هاى معیّنى وضع نموده ، زیرا در غیر این صورت ممکن است به زن ستم شود و انواع مفاسد و مظالم دیگر به بار آید.
ج) راه دیگر آن است که مرد با مراجعه به دیگران اعم از مراجع قضایى یا افراد ذى‏نفوذ دیگر حقوق خود را بگیرد.
چنین چیزى اگر چه ممکن است حق مرد را تأمین کند ولى هنوز با امکان حل مشکل در داخل خانه بهتر است چالش به بیرون کشیده نشود، زیرا فاش کردن مسائل داخل خانه آسیب‏هاى فراوانى براى خانواده به بار مى‏آورد که در اینجا جاى ذکر آن نیست، لذا خداوند حکیم راه ممکن را پیشنهاد مى‏نماید.
د) راه دیگر آن است که مرد اندکى قاطعانه‏تر از برخورد منفى عاطفى برخورد نماید. از این رو قرآن مجید به عنوان آخرین راه حل ممکن در داخل خانه مسأله «ضرب» را مطرح نموده است.
البته این مسأله نیز حدودى دارد که هرگز با آنچه در اذهان عمومى یا تبلیغات مسموم مطرح مى‏شود، سازگارى ندارد.
دربارة با حدّ و چگونگى زدن، علامه مجلسى (ره) در بحار الانوار، ج 104، ص 58 روایتى از فقه‏الرضا (ع) نقل نموده است که «والضرب بالسواک و شهبه ضرباً رفیقاً؛ زدن باید با وسایلى مانند چوب مسواک و امثال آن باشد» آن‌ هم با مدارا و ملایمت. ظاهر روایت فوق به خوبى نشان مى‏دهد که «ضرب» باید در پایین‏ترین حد ممکن باشد و هرگز نباید اندک آسیبى بر بدن وارد کند. وسیله‏اى که در این روایت اشاره شده چوبى بسیار نازک مانند چوب سیگار، سبک و کم ضربه است.
نکته دیگرى که از آیه به دست می‌آید این است که دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نباید به آن مداومت بخشید، زیرا به دنبال این عمل دو واکنش احتمال مى‏رود:
یکى آن که زن به حقوق مرد وفادار شود، در این صورت قرآن مى‏فرماید: «فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلا؛اگر به اطاعت درآمدند بر آنها ستم روا مدارید.» یعنى، اگر زن در برابر حقوقى که بر آن پیمان بسته است تسلیم شد دیگر مقابله با وى ظلم و تجاوز است.
واکنش دیگر آن است که همچنان سرسختى نشان دهد و کانون خانواده را گرفتار تزلزل و بى‏ثباتى نماید، در این‌ باره در آیه بعد فرموده است: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُرِیدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اَللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اَللَّهَ کانَ عَلِیماً خَبِیراً؛ اگر خوف گسست در بین آن دو یافتید، پس از ناحیه مرد و داوری از بستگان زن برگزینید، اگر از پى آن خواستار صلاح باشند خداوند بین آنان وفاق ایجاد خواهد کرد، همانا خداوند دانا و آگاه است.»
قرآن مجید در آخرین مرحله، گشودن گره را به دست نزدیکان و بستگان قرار مى‏دهد تا مسئله با سلامت هر چه بیشتر روال خود را طى کند و براى اینکه حقى از هیچ‌ یک از طرفین زایل نشود و تبعیضى رخ ننماید فرموده است که از هر جانب داوری برگزیده شود و با رعایت حقوق و مصالح طرفین، مشکل را برطرف نمایند.
خلاصه در این حکم شرایط زیر دیده مى‏شود:
1 - اختصاص به مورد سرپیچى زن از تکلیف خود و حقوق مسلّم مرد دارد؛ حقوقى که با پیمان ازدواج، زن وفادارى خود نسبت به آن را متعهد شده است؛
2 - در راستاى حل مشکل در داخل خانه و خوددارى از بروز آن در خارج از منزل وضع شده؛
3 - سومین مرحله حل اختلاف در خانه است و بدون گذر از مراحل پیشین روا نیست.
4- حد آن نازل‌ترین مرتبه ضرب است و نباید موجب کمترین آسیبى بر بدن زن شود؛
5-موقتى است و چه داراى نتیجه مثبت و چه منفى باشد باید به زودى از آن دست کشید.
دیدگاه شارع نسبت به زدن همسر، نگرشى منفى است و نصوص زیادى در نهى از این عمل وارد شده است. این روایات همه در زمانى بیان شده که خشونت علیه زنان از توهین و فحاشى تا ضرب و جرح و حتى قتل را شامل مى‏شد، و اسلام آنها را تحریم کرد و مستوجب مجازات فقهى و قضایى در دنیا و عذاب آخرت دانست.
پی نوشت ها :
1 – برداشتی آزاد از دو مقاله نشریه پیام زن، شماره های 136 و 160 با اجازه سردبیری.
2 – کانال دوم تلویزیون فرانسه، به نقل از مجله پیام زن، شماره 160.
3 – تاریخ یعقوبی ، ج1، ص 250.
4 – ابوالأعلی مودودی، روح المعانی، ج5، ص 25.
5 – التحریر و التنویر ، ج5، ص 42؛ التفسیر الکبیر، ج10، ص 90، البته برخی این گزارش را نمی پذیرند.
6 – المنار، ج5، ص 76؛ روح المعانی، ج5، ص 25.
7 – تفسیر ابن کثیر، ج1، ص 504.
8 – همان؛ المنار، ج5، ص 76.
9 – فخررازی، التفسیر الکبیر، ج10، ص 82.
10 – تفسیر ابن کثیر، ج1، ص 504.
11 – تفسیر الکبیر، ج10، ص 87.
12 –همان، ص 91.
13 – التحریر و التنویر، ج5، ص 43. اینان می گویند ضرب به معنای دوری و ترک زن برای مدتی محدود است.
14 – احکام القرآن، ابن عربی ، ج1، ص 420.
15 – التحریرو التنویر، ج5، ص 43.
16 - نور (24) آیه 2.
     
#17 | Posted: 3 Jan 2011 09:15 | Edited By: elena
choobin:
و در مکه، زنان کتک می خوردند و شکایتی نداشتند و آن را توهین به خود و
  • خارج از عرف و فرهنگ مردمان نمی دانستند

اخه مگه میشه كه آدم كتك بخوره
  • واونوتوهین به خودش ندونه اینا دیگه چه آدمهایی بودند چه عرف پستی داشتند
    choobin:
    زیرا آیه 34 سوره نسا فرود آمد و حکم قصاص مردان لغو شد.

    چرا این قانون كه درست وخوبه باید لغو بشه
    choobin:
    دین اسلام زندگی خشونت بار و وضع نکبت بار زنان را در زمان جاهلیت دگرگون کرد و اینان را از زنده به گور شدن یا محرومیت از حقوق اجتماعی و مالی رهایی بخشید ، نیز میان زن و مرد تبعیض (نه تفاوت) ننهاد، یعنی براساس عرف و فرهنگ زمانه، امتیازات را عادلانه میان زن و مرد تقسیم کرد. مثلاً اگر در ارث، مردان بر زنان ، به ظاهر برتری دارند، از آن روست که سرپرست زنان بوده، افزون بر پرداخت نفقه ، می باید مهریه بانوان را بدهند، چنان که زحمات زنان در سال های زناشویی، بی اجر و مزد نمی ماند، بنابراین زیادت و برتری یک طرف (مردان) در برابر حقوق طرف دیگر (زنان) قرار می‌گیرد و گویا برتری در میان نیست.(9)

    زنان عرب درقبل از اسلام آزادی های بیشتری داشتند كه اسلام اینها روازاونا گرفت ازجمله اینكه حق طلاق هم با زن هم بامرد بود زنها میتونستند قاضی باشند وهم تاجر اسلام زن روخانه نشین واز قضاوت بركناركرد زنده به گورشدن هم شاید درموارد نادر دربعضی ازقبیله هاباشه اگه چنین چیزی بود اینهمه نسل عرب ازكجا میومد خدیجه دیگه وجود نداشت مردها با چه كسی ازدواج میكردن ؟ اگه برای ارث دلیل میارید دلیل اینكه شهادت زن نصف شهادت مرد ارزش داره چه دلیلی داره؟مهریه هم جزاینكه زن روبه كالا تبدیل كنه فایده دیگه نداشته عشق رو مگه میشه باپول خرید
    choobin:
    دگرگونی حکم در شب اُحد پیش آمد که شبی بسیار سخت بر مسلمانان بود. اینان در دشوارترین برهة زمانی بوده، گرفتار ترس و بحران بودند. بیم آن می رفت اسلام توسط مشرکان از بین رفته، مسلمانان نابود شوند. یهودیان و منافقان در داخل مدینه و مشرکان، بیرون از آن شهر، در کمین مسلمانان بودند. در چنین وضعی، کنار گذاشتن اختلافات داخلی میان مسلمانان و اتحاد زن و مرد بسیار لازم بود. خداوند به منظور وحدت و سلامت امت، آیه 34 و 35 نساء را فرود فرستاد. قرار بود همان مردانی به جهاد بروند و دین و دینداران را حفظ و حمایت کنند که مهاجر و اهل مکه، با همان فرهنگ نسبتاً زن ستیز بودند، پس خداوند بدین مصلحت بسیار مهم (واقعیت و شرایط زمانه) حکم را عوض کرد، و از پاشیدگی و گسست امت (با توجه به تهدیدات داخلی و خارجی) جلوگیری به عمل آورد اما دگرگونی حکم بدان معنا نبود که بر زنان ، ستم و جفایی شود، بلکه زن فقط در برابر تعهدی که با ازدواج ، آن را پذیرفته، بازخواست می شود، یعنی اعمال زناشویی ، نه خانه و بچه داری.( این مسئله در پایان به طور تفصیلی بیان می شود).

    آخه كتك خوردن زن چه ربطی به این مسایل داشته كی میتونه این دلیل رو قبول كنه كه كتك خوردن زن باعث جلوگیری ازگسسته شدن امت بشه شما ازیه طرف میگی این ضرب معنی زدن نمیده ازطرف دیگه میگی خدا خودش رو هم رای مردان زن ستیز كرده برای جلوگیری از گسسته نشدن امت وازبین نرفتن اسلام ،هیچ موضوع دیگه ای خدانمیتونسته پیداكنه زورش به جنس لطیف وظریف رسیده
  • choobin:
    به رغم آن که فقیهان ( با توجه به فهم و فرهنگ مردم و جامعه) حکم به تنبیه بدنی همسر کردند اما آن را مقید ساختند که «خون آلود» نباشد و «عضوی را نشکند و اثری به جا نگذارد».(10) تنبیه نمی بایست خشن و دردآور باشد و نمی باید لطمه بزند.
  • اصلا گفتن اینكه اونوكتك بزنید خیلی جمله شرم آوریه وخودش یك نوع توهینه حتی اگه به اون عمل نشه نه دیگه میخواستن زن بیچاره خون آلود هم بشه ؟باتازیانه هم بتونن بزنن؟
  • [quote=choobin]خداوند در پایان آیه، شوهران را از همین مقدار اندک نیز باز می دارد و می فرماید: «ان الله کان علیّاً کبیراً؛ خدا والای بزرگ است» یعنی شوهران را نسبت به ستم بر زنان تهدید می کند، که اگر زنان نمی توانند ستم را از خود بردارند و از خویش دفاع کنند، اما خدای بلند مرتبه و بزرگ به جای زنان قصاص و حق خواهی خواهد کرد.(12)

  • چطوره كه مردها باید تواین دنیا به حقشون برسن ولی زنان بهشون وعده سرخرمن میدن وحواله خداش میكنن ازاین جمله غیرازکلاه گذاشتن سرکسی چیزدیگری میشه فهمید که خداتوروقصاص میکنه خودت به این فکرنباش
  • choobin:
    ین گروه از اسلام پژوهان ضرب مورد اشاره در آیه را به معنای زدن نمی دانند، بلکه می گویند: به معنای جدایی شوهر و ترک خانه و دوری از زن و خانواده است،

    اگه به معنی جدایی كه قبلش گفته كه اونها روترك كنید وسومین مرحله رو تعیین نمیكرد
    choobin:
    می توانند این حکم را جاری کنند، تا روز قیامت ، در تمامی اقشار اجتماع، شرق و غرب، بر هر زنی با هر سطح فرهنگی؟

    این آخوندا خودشون میگن كه قران كتابیه برای تمام دوران وتمام فرهنگها وحكم خداتاابدپابرجاست وهیچكس دیگه نمیتونه چنین احكام مترقیی بیاره
    choobin:
    جالب این است که اگر زنى از انجام کارهاى خانه، بچه‏دارى و... سرباز زند شارع مقدس هیچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده و لذا مرد نمى‏تواند در این موارد واکنش نشان دهد.

    choobin:
    لیکن اگر زنى در برابر اندرزها و نصایح شوهر سر تسلیم فرود نیاورد و همچنان بر سرپیچی از حقوق زوج پایدارى ورزید چه باید کرد؟

    من نفهمیدم این حقوق مرد درچه موردیه اگه خانه داری وازاین مسایل نیست پس حتما مسایل جنسیه كه اونم كه حق نیست این عشقه اگه
  • زنیکه
  • مردی رو دوست نداشته باشه كه نمیشه به هیچ
  • عنوان اونو مجبوركرد كه این كارروانجام بده واصلن چه لذتی میتونه تواین رابطه باشه چنانكه آیه ای هم كه اشاره شده به دوری از همبستری مرد ازن اشاره میکنه ودوری کردن همبستری زن ازمرد چیزی گفته نشده

  • این مفسران تفسیر که نه فقط تاویل میکنند امام فخررازی زمانی که به آیه ای نظیر والله جعل لکم ارض بساطا میرسه میخوادبا هزار دلیل ثابت کنه که زمین مسطح هست ولی همین مورد رو طباطبایی بوسیله حروف آیه میخواد ثابت کنه خدا نگفته زمین مسطح هست وخدا گفته زمین گرده

    ___________________________________________

    abolhasan71:
    ببینید همه اینو میدونید كه اخر رابطه دختر وپسر سكس هسته؟البته بعضی رابطه ها منجرب به ازدواج هم میشه... همه ی پسرها دنبال سكس با دختری هستن

    mehditiger:
    به نظر من هم دختر از روی نانجیبی اینجا نمیاد
    بعضیا از روی کنجکاوی
    بعضیا از روی شهوت
    بعضیا برای جمع آوری اطلاعات
    بعضییها برای شناخت
    بعضی ها برای سرگرمی
    و ....
    میان اینجا
    این هییییییییییییییچ ربطی به نجابت دختر نداره

    xxdickxx:
    بنظر من اینكه هر كی تو این سایت هست پاك هستش یا نه یه سوال چرتی هستش چون هیچ وقت تا با یكی هم صحبت نشدیم و تو عالم حقیقی باهاش بر خورد نداشتیم نمیشه فهمید كه چجور شخصیتی هستش اما
    اما مطمئن باشد كه كسایی كه میان اینجا از همه پاك تر و ساده تر هستند
    چو ن اگه مثل گرگای توخیابون(چه دختر چه پسر) بودن اینجا نمیومدن واسه رفع نیاز یا هر چیزه دیگه

    mostafa102030:
    پستهاي بلند بالاي قبلي رو نخونده ام...اما کلا هر کسي که به سکس علاقه داشته باشه که دختر بد نميشه
    خيلي هاشون شايد ميان براي ارضاي نيازهاشون يا ديدن چيزهاي مورد علاقشون....واسه من عضويت توي سايت سکسي معيار نجابت و يا نا پاکي نميشه

    shirinsexi:
    ا اینجا چون مجازیه نمیشه برچسب پاک و نجیب نبودن به کسی چسبوند نه دختر نه پسر

    saeedjorab:
    حالا به نظر شما پسر هایی كه میان تو این سایت پاك و نجیبند

         
    #18 | Posted: 3 Feb 2011 23:26
    در مورد سوالت هم باید بگم اصلا و ابدا...بنظرم دخترایی كه اینجان صادق تر هستن و دست كم با خودشون و خواسته هاشون مشكلی ندارن...اینا رو ترجیح می دم به كسایی كه ریا كارن و می خوان بگن ما چه می دونم از آسمون افتادیم...كلا كسی كه صادق تر باشه رو خیلی بیشتر می پسندم

    ________________

    kouroshtehrani:
    منم مخالفم

    jeyson:
    من كه باهاشون اشنایی ندارم ولی دید مثبتی بهشون دارم سكسم یه نیازه

    koonbahal:
    اگه قرار با رفتن تو سایت سكسی نظر بدیم اونوقت همه ی مردم ناپاكن چون حداقل یه بار سر زدن به اینجور سایتا

         
    #19 | Posted: 6 Feb 2011 14:40
    من که خیالم راحته چون شوهرم برام تو این سایت حساب کاربری باز کرده
    خیلی به هم اطمینان داریم و واسه هم می میرمیریم
    یه تار پشمش را با دنیا عوض نمی کنم
    ولی این دلیل بر این نمیشه که پاک و نجیب نباشم
    چادری و با اعتقادات خودم
    نه اعتقادات اخوندی


    ashkan2011:
    خوبو بد دارن . اما همشون گلن

         

    #20 | Posted: 16 Feb 2011 14:40
    Arman2:
    ولی خواب یه فرقی هست بین دخترای واقعا نجیب كه اصلا این ورا پیداشون نمیشه تا دخترای شهوتی!

    عجببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب مگه دخترای نجیب شهوتشون كوره؟؟؟؟یا آلت تناسلی ندارن؟؟؟؟نجیب و نا نجیب دیگه چه صیغه ایه؟؟؟
    انسان آزاد به دنیا امده و آزاد باید زندگی كنه.به كسی هم ربطی نداره زندگی كردن یكی دیگه كه چجور زندگی میكنه و چجور ازش لذت میبره.خدایا كی میشه از دخالت كردن تو كار همدیگه و این عقاید احمقانه عصر حجری پاك بشه ایراننننننننننننننننننن

    ________

    yes2011:
    ببین دختر با پسر با هم كامل میشه و با هم رابطه جنسی رو انجام میدن!
    اگر ما به یك دختری بگیم جنده پس خودم ما از اون جنده تریم!
    میدونی چرا؟
    چون پسره جنده هست كه میره دختری رو به فحشا میكشونه!
    همانطور كه دختره خودشو در اختیار میزاره پسره هم خودشو در اختیار میزاره!
    پس هر دو با هم بی حساب میشن!
    فرقش اینجاس كه پسره به دختره پیشنهاد میكنه!
    پس پسره جنده هست كه میره دنبال دختر!
    دختره كه تا 100 سال دیگه پیشنهاد نمیده!

    majid_sos:
    ممكنه پاك و نجیب باشه نمیشه از باطنشون خبر داشت كه

    masood65:
    سوال از پایه غلطه اینها سر خودشون رو شیره نمیمالن ما انسانیم و دارای غریزه

    parsaaa:
    رو راستن با خودشون حداقل

    nasernaser:
    به نظر من بین مزد و زن هم خوب هست هم بد هم خراب هم سالم بین دخترها هم به همین شكل

    mani666:
    به نظر من در حق دخترا ظلم شده (برا پاچه خواری نمیگم) چون جدا از مرد و زن اول هممون انسانیم .
    پس اگه اومدن تو همچین سایتی واسه دخترا بده واسه پسرا چطوره؟

    raspotin:
    سكس یه نیاز یه ملاك نیست .ملاك خوب بودن یا بد بودن توی شرایط زندگی مشخص میشه .توی انتخاب ها ی زندگی .در جای كه می تونی یه مشكل حل كنی ولی نمی كنی اونجاست باید شك كنی خوبی یا بد.ولی سكس هم از حد خارج بشه خودش موجب دردسر زیادی میشه.اصولا باید همیشه یه سری قوانین رعایت كرد. مثلا در سكس جنس مونث به شرایط عاطفی و پیش زمینه این كار اهمیت میده نه خود سكسیعنی میشه 1-عاطفه ومحبت2 سكس.

    gigi58:
    رفتن به سایت سكسی ملاك نمیتونه باشه ولی وقتی ادم میره سایت سكسی حشری میشه و باید خودشو خالی كنه

    nasernady:
    ببینید به نظر من همیشه همه جا استثنا است.
    یعنی اینكه نمیشه گفت همه خوبن یابد.در بین ادمهای بد هستند خوبانی كه واقعا نظیر نداره.و باز هستند گرگانی در لباس میش......

    didani1:
    به نظرم اگه دوتاشونم(جنس دختر و پسر) خوب و نجيب باشن و بعد يه مدت اگه عادت كنن به اين سايتها .متاسفانه اگر خودشونو كنترل نكنن و دچار اعتياد در بازديد و دانلود عكس يا فيلم بشن براشون خطرناك مي شه و غير قابل جبران.چون سكس وقتي توش وارد مي شي تمومي نداره و به نظرم اگه تا ازدواج نكني نمي توني كنترلش كني.
    اين تجربه من بود به دختر و پسراي مجرد هموطنم


    پاينده ايران/نابود خرافات
         
    صفحه  صفحه 2 از 31:  « قبلی  1  2  3  4  5  ...  27  28  29  30  31  بعدی » 
    گفتگوی آزاد سکسی انجمن لوتی / گفتگوی آزاد سکسی / به نظر شما هر دختری که تو این سایت عضو هست دختر پاک و نجیبی نیست ؟! بالا
    جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
    رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link     :up2: :laugh: :tease: :-( :up: :handshake: :winking: :flowers: بقیه شکلک ها ... 
      

     ?
    برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



     
    News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

    Copyright © Looti.net 2009-2012.