یه بار یکی از همکارام تعریف میکرد که وقتی تازه دیپلم گرفته بوده تو امتحان ورودی دانشکده افسری شرکت کرده و امتحان کنکورشو قبول شده و برای مصاحبه و معاینه بدنی رفته بوده تهران. گفت هر جا میرفته برای معاینه، همش لختش میکردن و بررسی فیزیکی میکردن و تایید میشده.
گفت: جای آخری که رفتم یه زنه تو یه اتاق نشسته بود و یه چیزی شبیه به یونیت دندونپزشکی پشت یه پرده بود. خانم دکتر به من گفت که برم پشت پرده و آماده شم تا بیاد برای معاینه.
آقا چشمتون روز بد نبینه این بیچاره رفیق ما طبق عادت شلوار و شرت رو میکنه و همونطور وایمیسته تا خانمه بیاد. اما وقتی زنه میاد اونجا و رفیق ما رو تو اون وضع میبینه، یه جیغ بنفش میکشه و با داد و بد و بیراه به رفیق ما میگه:
گوسفند من دندونپزشکم