تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی سکسی /
شوخی و سرگرمی سکسی

سوتی های سکسی

صفحه  صفحه 9 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  
#81 | Posted: 7 Nov 2014 14:40
اقا یه روز تو خونه جدیدمون که البته اجاره ای بود تنها بودم لخت و پتی شدم که برم حموم .در حموم و باز کردم دیدم دمپایی ها توش نیست اومدم تو هال درب ورودی و باز کردم این ورو ببین اون ورو ببین کسی تو راه پله نبود سریع رفتم دمپایی ها رو از جلو در که البته فاصله داشت ور دارم داشتم دمپایی رو انتخاب می کردم که یهو باد زد در خونه بسته شد من موندم لخت و پتی توی راه پله
اب سردی رو تنم ریخته شد شوکه شدم خونه دو طبقه بود و ما طبقه همکف زندگی می کردیم مونده بودم چه کنم این ورو بگرد اونور بگرد یهو یه مشما گوشه راه پله دیدم توش لباس زنونه بود مث اینکه مال مستاجر قبلی زیر راه پله جامونده بود یه شلوار کهنه پاره زنونه و یه پیراهن زنونه توش بود سریع شلوار و لباس زنونه رو پوشیدم بعد کلی لگد زدن به در که باز نشد رفتم زنگ همسایه طبقه بالا رو زدم سریع اومدم وسط راه پله پشت پاگرد قایم شدم اول ماجرا را توضیح دادم که پشت در موندم و ازشون خواستم که بهم پیچ گوشتی بدن در و باز کنم بعدش خواستم چون لباس مناسب تنم نیست نیاد بیرون اما اومد هی نگاه نگاه می کرد که چه خبره منم کمی پایین تر رفتم اونام که کامل منو نمی شناختند دو دل بودند که ایا من همون مستاجر جدیدم یا دزدم البته نمی دونم منو با اون لباس زنونه دید یا نه اما فک کنم دید بالاخره شنیدم که شوهرش گفت برو پیچ گوشتی و بده داند بچه شون اورد با تعجب به من نگاه می کرد شانس اوردم درب به زحمت باز شد بچه شون همینجوری تا باز شدن در منو نگاه می کرد تعجب کرده بود در باز شد نفس راحتی کشیدم اخه من ادم ابرودار و مثبتی هستم دیگه تجربه شده نمی ذارم این اتفاق برام هیچ وقت تکرار شه

hich
     
#82 | Posted: 7 Dec 2014 00:47
سوتی نداشتیم دیگه؟؟؟؟



عشقم تو را دارم
چه خوبه دستام رو تو دستات میزارم
عشقم توی جونم تا ته دنیا با تو می مونم
     
#83 | Posted: 7 Dec 2014 02:39
     
#84 | Posted: 7 Dec 2014 03:25
توی جمع رفتیم دهکده شاندیز مشهد واسه نهار
یه خانم بیوه هم با ما بود
نشستیم و سعارس چای دادیم و گفتم اول چای بیار
یه کم زمان برد سفارش بیارن
خانمه بنده خدا یهو گفت
"""ای بابا شنیده بودن ننشسته میزارن جلوت .. پس چی شدن اینا کجا موندن چکار دارن میکنن"""""""
.
.
.
خلاصه این سوژه ای شد برای ما هشت نفر

دست دلم برای دل دستت تنگ شده ......
     
#85 | Posted: 28 Dec 2014 23:32
تازه رفته بودم یه جا سر کار.
یه همکار خانم داشتم که تقریبا بعد دوماه باهاش بیشتر صمیمی شدم. (اما دوست نشدم و اصلا نرفتم واسه مخ زنیش).
یه روز داشت یه خاطره تعریف میکرد توی صحبتاش اومد بگه «حرفای چرت و پرت» حواسش نبود یوهو گفت «این کس شعرا» تا اینو گفت، خودش سریع از اتاق رفت بیرون و تا یک ساعت هم برنگشت

مگر میشود زندگی مرا نامنظم آفریده باشد، خدای دانه های انار
     
#86 | Posted: 11 Jun 2015 00:07
دوست دخترم داشت خیار میکرد تو کونم بعد نیم ساعت یک دفعه چنان فشار داد که رفت تا ته کونم و سوراخم بسته شد
و داشت میخندید یه زور اساسی زدم ب فشار پرت شد رو شکم دوست دخترم بعد من شروع کردم به خندیدن
     
#87 | Posted: 11 Jun 2015 04:02
سلام
با یه خانمی چند ساله پیش دوست شدم البته سن بالا خدای حشر بود هر روز باید میکردمش باور کنید دیگه داشتم تبدیل میشدم به اهک خلاصه از اونجا ککه بنده مکان هر روز از صبح تا ظهر ردیف بود چون مادر پدرم کارمند بودن و خونه ما دو طبقه خانم ساعت نه صبح تا ظهر خونه به دادن ه مشغول دادان اون خیلی داغ بود باور کنید راند سه چهار که ه داشتم مسخره بازی میکردم با یخ توی پارچ می کردم توی کسش و می خندیدیم که یه دفعه صدای کلید انداختن به در و بسته شدن در حیاط شدم نمیدونید چه جوری من خودم رو جع و جور کردم من مفقد بهش گفتم بپوش من هم دویدم رفتم طبقه پایین ببینم کیه دیدم مادرمه حالش زیاد خوب نبود اون روز زود اومده بود خوته هیچی من در حال مشغول کردن مادرم بودم که یه دفعه صدای در اومد جنده خانم مخصوصا در رو محکم بست و رفت من هم رفتم بالا و جمع و جور کردم دیدم شرتش رو جا گزاشته دبخت بهش زنگ زدم جواب نداد فرداش زنگ زدم جواب داد شرتش رو گفت براش ببرم و این شد که دوباره با هم دوست شدیم اما علت جواب ندادن اون روزش رو گفت از ترسش شلوارش رو نپوشیده بودم از بس که ترسیده دو فقط چادرش رو پیچیده دورش و رفته گوچه پشتی که یکی بهش گیر میده ومجبورش میکنه بهش بده.
ولی باز من ادم نشدم بازهم اوردم خونه
     
#88 | Posted: 12 Jun 2015 03:24
با یه دختری دوست بودم و حسابی از عقب بازش کرده بودم. یه روز اومده بود خونمون و دمر خوابیده بود و من هم روی پاهاش نشسته بودم و کیرم را تو سوراخش عقب و جلو میکردم. اونروز از کتابخانه جیم شده بود و قرار بود بعد کتابخونه داداشش با ماشین بیاد دنبالش. وقت زیاد داشتیم ولی موقع عملیاتمون داداشش زنگ زد.زیدم خیلی هول شد و خواست گوشی را برداره.بهش گفتم برندار. گفت نه بدتر شک میکنه. خلاصه برداشت و مشغول صحبت شد و کیر بنده هم همچنان تو سوراخش جا خوش کرده بود. قیافش دیدنی بود، قرمز شده بود و صداش میلرزید. داداشش بهش گفت چته و اونم گفت هیچی آب پریده تو گلوم و سرفه کردم صدام گرفته. شانسمون گفت داداشه زودتر نمیخواست بره دم کتابخونه و کار دیگه ای باهاش داشت و ول کن هم نبود. من هم بیخیال شدم و شروع کردم به تلمبه زدن و هنوز در حال مکالمه بود که آبم اومد و دقیقا تو تقه آخر کیرم را تا ته چلوندم که دردش گرفت و یهو یه آخی گفت و تماس را قطع کرد. با کلی استرس بیچاره دوباره تماس گرفت و ماست مالیش کرد. دیگه ندونستم چی بهش گفت چون کلاْ رفت تو یه اتاق دیگه زنگ زد تا من دوباره سوتی ندم.
     
صفحه  صفحه 9 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9 
شوخی و سرگرمی سکسی انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی سکسی / سوتی های سکسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © 2009-2015 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites