| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
شوخی و سرگرمی سکسی انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی سکسی /

سوتی های سکسی

صفحه  صفحه 9 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین »  
#81 | Posted: 9 Apr 2013 17:09
من سوتی زیاد ندادم اونای که دادم همش درستو حسابی بود.
این خاطره واسه پیش دانشگاهیه ی بار با دوست دخترم قرار گذاشتم تو یکی از خیابونای شاهی(قائمشهر)خودم بچه دریای ساری هستم.
آقا دختره گفت بریم جنگل بشل قشنگه.منم زنگ زدم به داداشم گفتم بیام ماشین بگیرم گفت بیا بگیر. رفتم ماشینو گرفتم رفتیم جنگل.آقا تا رسیدیم چادرو زدیم.رفتیم تو
!لامذهب زد بالا شروع کردم به کار.کارش که تموم شد اومدم بیرون دیدم دورمون پر آدمه.نگو 5شنبه بود اون نزدیکی ها پادگان داشت همه اومدن دیدن بچه هاشون!هیچی دیگه دختره بیچاره از چادر بیرون نیومد.منم رفتم ماشینو آووردم دم چادر اونم سوار شد.حالا بماند تو سرپایینی پیچ کارتل در رفت روغن خالی شد ماشین قفل کرد.700پیاده شدم.

بمان بامن يارباصداقت/بخوان شعري زه دوران رفاقت/زه دوراني که ياران ياربودند/بدورهم چنان پرکاربودند/ازياران خاکي وزميني/ازآنان که دگردرخواب بيني/چرادلهاهمه مغرورگشته/چراراه محبت دورگشته/چرايارقديمي رفته ازياد/چرارسم رفاقت رفته برباد/بخوان شايدکه مارايادآيد/زه آن دوران هزا
     
#82 | Posted: 9 Apr 2013 17:44
این مال خودم نیست ولی خیلی برام جالب اومد

دوستم تعریف می کرد یه روز خونه خالی بوده تا ۴-۵ ساعت بعد مدرسه اومده بده دراز کشیده جلوی ماهواره و هی داشته سوپر می دیده و با خودش ور می رفته تا اینکه اینکه همین ور رفتنا همانا و خستگیش باعث شده خوابش ببره و میگه چند ساعت بعد بیدار شدم دیدم مامان بابام بالا سرمن!

سوپر هم داره همچنان پخش میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یه تجربه مشابهی هم فامیلمون داشت

پسر داییم مجردی زندگی می کرد یعنی تازه مجردی زندگی می کرد و خونش طبقه بالایی و دوبلکس داییم اینا بود

یه بار عید دیدنی رفتیم پیش داییم. بعد گفتیم پیش اون هم بریم ، آخه چرا نیومده

ازونجا که من همیشه خونش ماهواره نگاه می کردم و اون جز اولین فامیلامون بود که ماهواره داشت رفتم خودم زودتر از هم رفتم بالا و دیدم بله جلوی یه شبکه سوپر ( یعنی اروتیک ) خوابش برده


خلاصه دویدم پایین که بقیه نفهمن من سوپرش رو دیدم
بعدش مامان اینام رفتن بالا و از خواب بیدارش کردن و ندیدم دیگه چی شده و چجوری بیدارش کردن و تابلو شده یا نه!
     
#83 | Posted: 10 Apr 2013 10:44
خلاصله بگم . تو خونمون سکس کردم پوست کاندومو جا گذاشتم روی میز . بعدش کونم چاره شد
     
#84 | Posted: 12 Apr 2013 06:04
یه بار رفته بودم خونه دوس دخترم برم ساک میزد داشت آبم میومد یهو صدای ماشین از کوچه شنید.گفت بابام نباشه؟ گفتم نه بابا ادامه بده بعد آبم اومد از پنجره نگاه کرد دید باباش داره ماشینو پارک میکنه.آبم رو کیرم بود که گفت پاشو دررو.چشتون روز بد نبینه کیرمو همونجوری انداختم تو شرتم شلوارو کشیدم بالا از در که خواستم برم بیرون دیدم دو تا مرد نره خر همسایشون جلو وا اینا دارن حرف میزنن.گفتم نمیشه رفت .گفت یا برو یا اشهدتو بخون.درو باز کردم که برم دیدم خدارو شکر اون دوتا مرد نیستن.همزمان باباش در ساختمونو باز کرد منم مثل میگ میگ ۴طبقه پله رو تو پونزده ثانیه رفتم بالا تا رسیدم پشت بوم.ده دیقه بعد از ساختمون جیم زدم رفتم بیرون
     
#85 | Posted: 16 Apr 2013 18:44
وای معرکه بود سوتی هاتون
من چون شدیدا شهوتی بودم و هستم خیلی سوتی دادم چند تاشو واستون میگم:
من اول راهنمایی بودم که واسه عید دیدنی رفتیم خونه خاله ام اینا. بعد از ناهار همه خواستن یه چرتی بزنن که من و دختر خاله ام اومدیم تو حیاط بازی کنیم و بعدش هم رفتیم تو کوچه. شوهر خاله ام راننده بیابونه و یه بنز ده تن داغون داشت که همیشه جلو خونه بود و درشم باز! خلاصه ما رفتیم اون تو و بعد هم تو جا خوابش و شروع کردیم به مالوندن و لاپایی که یه هو شوهر خاله ام سوار ماشین شد فقط شانسی که آوردیم پرده رو کشیده بودیم. اقا ایشون از تو داشبورد یک سیگار در اورد و با خونسردی کشید و در تمام این مدت ما مثل مجسمه بی حرکت اون تو بودیم اونقدر ترسیده بودم که ده بار توبه کردم!!! وقتی رفت پایین در عرض دو ثانیه کشیدیم بالا و زدیم تو کوچه.... البتهتوبه من تا فرداش بود که خونه مامان بزرگم دوباره کردم دختر خاله مو!
[vimeo=null]
     
#86 | Posted: 16 Apr 2013 20:10
اقا من سوتي زياد دادم.يكيشو براتون ميكم بسر عمه ام دوست دخترشو اورده بود بكنيم من يكم دير به محفلشون رسيدم وقتي من رسيدم اونا وسطاي كار بودن منم سريع لخت شدم شروع كردم به لب بازي با طرف اقا با جه اشتهايي من لبه دختررو ميمكيدم وقتي كار تموم شد طرفو فرستاديم رفت ديدم بسر عمم دراز كشيده رو زمين هر هر ميخنده نكو كونده داده بوده بهش خورده ابشم ريخته بود تو دهنش بعد من رسيدم شروع كردم به لب بازي تا دو ساعت حالت تهوع داشتم

Sexy
     
#87 | Posted: 18 Apr 2013 01:50
سلام به همه .
یکی از دوستانم نقل میکرد اون اوایل که پدرش تازه به رحمت خدا رفته بود و از سر خاک با اقوام بر میگشتند همه اومدن خونه اونا دوست ما هم خسته و خاکی میره حموم یه شلوار پاش میکنه و میره دم در اتاق میشنه (انگار توی دتوالت نشسته) اقوام نزدیک همه بودند به همه سلام میکنه از زنمو گرفته تا زن داداشش میبینه زنها از اون رو میگیرند و با اخم بعضی ها جواب میدند توی این افکار بوده که چرا اینا اینطوری شدند یهو عموش محکم میزنه توی سرش میگه تخم سگ برو شلوارت رو عوض کن بساتت همه افتاده بیرون نگاه کردم دیدم ای دل غافل خشتک شلوارم پاره بوده ما نفهمیدیم مامله اویزون شده داره با همه احوال پرسی میکنه از خجالت مردم اومدم تیز فرار کنم دیوار را ندیدم و مهکم خوردم به دیوار مثل گوز خوردم زمین به هر جون کندنی بود در رفتم تا یک سال خونه فامیل نمیرفتم حتی چهلم اقام سر قبر نرفتم بعضی ها هم که ماجرا را شنیده بودند تا منو میدیدن به کنایه میگفتند سلام علیکم

padarbozorg
     
#88 | Posted: 23 Apr 2013 09:03
چند شب پیش با دوستم رفتیم بیرون شهر تا بکنمش. آخه هر دومون بدجور حشری شده بودیم. با ماشین داداشش اومد دنبالم. رفتیم تو بیابون و حدود نیم ساعت دنبال مکان بودیم و نمیدونستیم کجا بریم. تا آخرش یه جاده خاکی پیدا کردیم و رفتیم جلو و فکر میکردیم که آخرشه. همونجا واستادیم و همونجا تو ماشین شلوارامون رو درآوردیم. یه ساک مشتی واسم زد و اومد بشینه رو کیرم نمیشد. جامون راحت نبود. رفتیم کنار ماشین رو زمین فرش پهن کردیم. پاهاشو دادم بالا و کردم تو کونش که دیدم از پشت سر چراغ یه ماشین روشن شد. جفتمون هنگ کردیم. باور کنید هنوزم موندم دوستم تو چند ثانیه چطور شلوارشو پوشید و نشست. من که اینقدر دستپاچه شدم که فقط پاهامو دراز کردم و شلوارمو انداختم رو پام. ماشینه آروم از کنارمون رد شد. فقط شانس آوردیم. آبرومون میرفت.

sex
     
#89 | Posted: 23 Apr 2013 17:29
یه آشنایی داریم ما، خیلی آدم شوخ و بذله گوییه. چند سال پیش کل دندوناش رو کشید و دندون مصنوعی گذاشت دهنش.
چند ماه از اون قضیه گذشته بود که من دیدمش و شروع کردیم صحبت از هر دری، که یهو برگشت گفت: آره، دکترا بی مروت شدن. به جان خودت که برام خیلی عزیزی تا عین سیصد تومنو ندادم، نذاشتش تو دهنم!
آقا ما رو میگی، هزار جور رنگ عوض کردیم که جلوی خودش نخندیم.

ebraaaaahim

عشقی که جوک میشه و بهش می خندن
بنویس که چطور مارو با دس نشون می دادن

______
اینگونه بی تو ببین، چنگ بر آسمان میزنم بی مهابا
     

#90 | Posted: 23 Apr 2013 17:42 | Edited By: ellipseses
یه بار یکی از همکارام تعریف میکرد که وقتی تازه دیپلم گرفته بوده تو امتحان ورودی دانشکده افسری شرکت کرده و امتحان کنکورشو قبول شده و برای مصاحبه و معاینه بدنی رفته بوده تهران. گفت هر جا میرفته برای معاینه، همش لختش میکردن و بررسی فیزیکی میکردن و تایید میشده.
گفت: جای آخری که رفتم یه زنه تو یه اتاق نشسته بود و یه چیزی شبیه به یونیت دندونپزشکی پشت یه پرده بود. خانم دکتر به من گفت که برم پشت پرده و آماده شم تا بیاد برای معاینه.
آقا چشمتون روز بد نبینه این بیچاره رفیق ما طبق عادت شلوار و شرت رو میکنه و همونطور وایمیسته تا خانمه بیاد. اما وقتی زنه میاد اونجا و رفیق ما رو تو اون وضع میبینه، یه جیغ بنفش میکشه و با داد و بد و بیراه به رفیق ما میگه:گوسفند من دندونپزشکم

ebraaaaahim

عشقی که جوک میشه و بهش می خندن
بنویس که چطور مارو با دس نشون می دادن

______
اینگونه بی تو ببین، چنگ بر آسمان میزنم بی مهابا
     
صفحه  صفحه 9 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین » 
شوخی و سرگرمی سکسی انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی سکسی / سوتی های سکسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

Copyright © Looti.net 2009-2013.