| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
شوخی و سرگرمی سکسی انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی سکسی /

سوتی های سکسی

صفحه  صفحه 9 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین »  
#81 | Posted: 30 Jun 2013 16:51
در قدیم الایام اون موقع که اینترنت ها دایال آپ بود و سرعتش ۲ کیلوبایت من نشسته بودم تو اتاق و داشتم عکس بکن بکن دانلود میکردم ۴۰ - ۵۰ ثانیه طول میکشید که یه عکس یواش یواش لود بشه بیاد پایین... من دست به سینه تکیه داده بودمو نشسته بودم که یهو دیدم خواهرم پشت سرمه... منم دیگه دیدم کار از کار گذشته... شروع کردم به سوت بلبلی زدن، اونم چشمش افتاد یه غری زد و رفت...
هنوز هم هنوزه گهگاهی میاد خونمون یه کاری براش با لپتاپ انجام بدم یه عکس مینمایز شده ای یا تامب نیلی روی دسکتاپ خودنمایی میکنه ولی خوب دیگه عادت کرده

گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد

تنهایی - loneliness
     
#82 | Posted: 30 Jun 2013 20:27
سال ۹۰ یه روز یکشنبه صبح که کلاس نداشتم دوست دخترم زنگ زد، گفت بیا خونه مامان بزرگم دنبالم بریم گردش... اومدم جلوی در وایسادم، گفت، دور و ورت رو نگاه کن کسی تو محل نبینه بعد بیا تو... منم با کله رفتم تو... گفتم مادر بزرگت و پدر بزرگت کجان؟ گفت رفتن دکتر... منو میگی استرس درد گرفتم، نگو خانم حشرش زده بالا تو همین ۲ - ۳ ساعت نیت کرده کون بده... خلاصه با ۱۰۰۰ تا استرس راند اول رو به مدت یک ساعت رفتم و گیر داده بود ادامه بدم منم از بس استرس داشتم دیگه معامله برای اولین بار یاری نمیکرد و راست نمیشد، (نگو حس ششمش قویه) خلاصه ۲۰ دقیقه نازش میکردم شیما خانم رو که بی خیال بشه این دفعه رو زود بزنیم بیرون، حاضر شد که بریم تو حیاط بودیم، دیدم دو نفر کلید انداختن در رو باز کنند بیان تو. منو میگی... مثل جت پریدم تو زیر زمین (حالا دستشویی هم تو زیر زمین بود از اون خونه قدیمیها) این دو تا اومده بودند تو حیاط بابا بزرگ هم راست کرده بود بیاد تو زیر زمین که بره دستشویی... خلاصه شیما جان با هر کلکی بود بابا یزرگ رو برد تو خونه و من هم فرار کردم و دیگه دفعه آخرم شد که تو خونه مادر بزرگه بکن بکن کنم.

گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد

تنهایی - loneliness
     
#83 | Posted: 13 Jul 2013 22:58
انصافا واقعیه....
توی محلات بچه های امداد هلال احمر بعضی هاشون تو قسمت اورژانس هم میرن بعضی وقتها میگفتن یه شب یه مرد رو آوردن که شرمنده اسمشو میگم معاملش یا به عبارتی کیرش شکسته بوده و کلا دور و برش خونی و مالی بودش بعدش اینا کرمشون میگیره از قضیه سر در بیارن از هر کی میپرسیدن البته به عنوان پرستار هیچکس حرف نمیزده و میگفتن تصادف کرده بهر حال از قضیه سر در میارن میفهمن یارو نشسته بوده لبه مبل و فیلم سکسی خارجی میدیده و جوگیر میشه میگه از ارتفاع بپر روی معاملم پریدن همانا و شکستن معامله همانا
     
#84 | Posted: 16 Jul 2013 13:20
اقا ما در دوری نوجوانی میرفتم محله مادر بزرگم تو محل چند نفر جمع شدیم درباره سکس حرف میزدیم اقا ما جوگیر شدم خالی بستیم که این دختره من کردم دیدم یکی بد جوری نگاهم میکنه نگو برادرشه اقا ما هر کاری کردم ماست مالی شه نشد پسر رفت دادشه اورد چنان کتکی بهم زدند که تا یه هفته وقتی غذا میخوردم دندهام درد میکردند
     
#85 | Posted: 20 Jul 2013 02:35
میهمان

یه بار اول صبح لخت بودم و بصورت برعکس دراز کشیده بودم کیرمو گرفته بودم جلق میزدم کونم به هوا بود یهو مامانم اومد تو اتاق.فرصا هیچکاری نداشتم که مامانم گفت پاشو این چیه؟پاشو. و روشو برگردوند و رفت.. ولی خدایی هیچ وقت دیگه به روم نیاورد کلا از یادم رفته بود که الان با خوندن خاطرات بچه ها به یاد آوردمش!

یه بار هم نصفه شب بود ساعت ۳-۴ صبح بود جلوی کامپیوتر نشسته بودم و شلوارمو تا زانو کشیده بودم پایین و داشتم با دیدن عکسای سکسی کیرمو نوازش میکردم که دیدم بابام یهو اومد تو اتاق و گفت چیکار میکنی نصفه شبی؟ پاشو خجالت بکش...نصفه شبه بچه بگیر بخواب!! ولی اونم بعدش دیگه به روم نیاورد هرچند تا یه هفته روم نمیشد تو صورتش نگاه کنم!
     
#86 | Posted: 20 Jul 2013 14:37
من یادمه یه بار خواهرم رفته بودم حموم منم از لای درز هواکش داشتم نگاهش میکردم و بد حشری بودم جوری که دوست داشتم در رو باز کنم و برم تو بکونمش . خداییش کون و کوس نازی داشت همینکه نگاه میکردم و داشتم کیرمو میمالوندم دیدم خواهرم از ایینه کناری داشته منو میدیده ولی به روی خودش نیاورده منم سریع اومدم پایین بعد که از حموم اومد گفت دیدما . دیگه چیزی نگفت و رفت منم از اون موقع میدیدم هر موقع میره حموم درز هواکش رو میپوشونه . خیلی خجالت کشیدم .

عشق فقط یک بار در انسان بروز میکند
     
#87 | Posted: 31 Jul 2013 08:25
بعضی دوستان داستان های باور نکردنی تعریف می کنند
یک ساعت از کون داشتی می کردی ؟؟؟
     
#88 | Posted: 6 Oct 2013 16:08
آقا داشتم توی یه موسسه ای به دخترا درس میدادم بحث سر این بود که هفته بعد امتحان نگیرم من هم برای اینکه با قاطعیت رو حرف خودم وایسم با تن صدای محکم گفتم: اصلا همه باید بدین( منظورم امتحان بود) سرمو بلند کردم دیدم بعضیا دارن پوزخند میزنن

چشم ها را باید شست جور دگر باید دید
     
#89 | Posted: 5 Apr 2014 19:17
یه دوست دارم اسم خانم خوشکلش ش .... خونه قبلیمون نزدیک هم بود یه بار اومده بود با خانمم کار داشت ... ما داشتیم تو خونه با هم ور میرفتیم ... زنگ در که خورد من تندی رفتم دم در غافل از اینکه شرت پام نیست و کیرم هم نیمه راست مونده ... سراغ خاننم رو گرفت گفتم که نیست ... یه لحظه حین حرف زدن متوجه شدم دقیقاً تمام حواسش به کیرمه که نیمه راست مونده ...
     

#90 | Posted: 7 Aug 2014 13:56
من هم یکبار داشتم کون پسر داییم رو میکردم که زیره ملافه بودیم که یکدفعه مامانم اومدش تو و ما خودمون رو زدیم به اون راه اما مامانم فهمید چه خبره و اومد ملافه رو کشید از رومون و پسر داییم رو برداشت و بهش گفت درست کن خودتو و اون هم شلوارش و شرتشو با هم کشید بالا و مامانم بردش بیرون...

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از خورشید از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
     
صفحه  صفحه 9 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین » 
شوخی و سرگرمی سکسی انجمن لوتی / شوخی و سرگرمی سکسی / سوتی های سکسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.