|
فرض ميكنيم شما يك پسرتوكف هستيد. به هردختري كه ميرسيد او را آنچنان نگاه ميكنيد انگار او لخت است. هرروز در كنار مدارس دخترانه كس چرخ ميزنيد. و به هركسي چيزي ميگوييد. تنها آرزوي شمااينست كه دختري را بكنيد. شبها خواب كردن هردختري را كه ميشناسيد ميبينيد و هميشه به پسرهايي كه دوست دختر دارند حسودي ميكنيد. حالا فرض ميكنيم بالاخره يك دختر زشت حاضر ميشود با شما دوست بشود. شما در اولين قرار فقط به كون او چشم دوخته ايد. به شدت دنبال مكان و زماني ميگرديد كه او را بكنيد. آخر تصميم خودرا ميگيريد و از دوست دخترتان تقاضا ميكنيد 1روز صبح كه كسي خانه شما نيست به خانه شما بيايد. دختر بعد از كلي دليل آوردن كه نميتواند بيايد سرانجام راضي ميشود. در نتيجه شما تا گوشي تلفن راقطع ميكنيد بلند شده و 1 بشكن مييزنيد و شروع به فيلم سوپر نگاه كردن ميكنيد. به تمام دوستانتان كه ميبينيد اين مژده راميدهيد كه بله ما هم كارمان درست است و دوست دخترمان فردا صبح به خانه ما مي آيد. دوستان شما با نفرتي مثال زدني به شما نگاه ميكنند و همه از شدت حسادت كونشان ميسوزد. شب خوابتان نميبرد. از شدت شهوت ديوانه شده ايد. دائما كيرتان را كه 100 متر شده است. به زمين فشار ميدهيد. شروع به فكر و خيال ميكنيد تا آنجا كه تصميم ميگيريد جلق بزنيد. هرلحظه با خود نقشه اي ميكشيد كه چطور طرفتان را راضي كنيد تا به شما بدهد. درآرزوهاي زيادي غرق ميشويد:
1. چه ميشد اگربرايم ساك ميزد؟ 2. آيا ميشوداوراگوسفندي كرد؟ 3. قبلا كسي كس اورا پاره كرد تامن اورا از كس بكنم؟ 4. آيا ميتوانم به او بگويم آبم را بخورد؟ و...
پيش خودتان ميگوييد بهتر است تا خانه خالي شد اطاق مخصوص خودتان راتميزكنيد تا دوست دخترتان خوشش بيايد. كمي شربت و ميوه براي پذيرايي كافيست. همين پذيرايي اندك هم ممكن است وقت بگيرد. مگر شما چقدر وقت داريد؟ حداكثر 3 ساعت. پس بهتر است وقت خودتان را بيخود تلف نكنيد. آيا بايد او را با كاندوم بكنيد؟ نه بابا. كاندوم چيه؟ شما تا بحال اصلا آن را به سر كير خودنكشيده ايد. اصلا ميگويند از حال كم ميكند. بعلاوه مگر دوست دخترتان چه نوع مريضي ممكن است داشته باشد. خودش گفته كه شما اولين دوست اوبوده ايد. مگر ديوانه ايد كه از كاندوم استفاده كنيد. فردا صبح ميشود. از ساعت 4 صبح عليرغم بيخوابي ديشب كاملا شارژ وبيداريد. پدر و مادرتان از سحر خيزي شما شوكه شده اند. به طرف حمام ميرويد و دوش ميگيريد. اينطوري مطمئن تريد كه بدن شما بو نخواهد داد. در حمام به اين فكر ميفتيد كه ريش سبيل خود رابزنيد. آيا بايد مدلي بدهيد؟ مثلا ريش پروفسوري. كمي فكر ميكنيد. نه. اصلا اينكار مناسبي نيست. شايد ريش و سبيلتان صورت دوست دخترتان رااذيت كند و او شروع به بهانه گيري كند و همين مقدمه اي شود براي ندادن. تمام ريش سبيل خود را ميزنيد و براي اولين بار ابروهاي خودتان را هم كمي برميداريد. مادرتان چوب تو كونتان خواهد كرد. اما اشكال ندارد ارزش دارد. وقتي نوبت به كيرتان ميرسد مدلي شبيه به خط روي كيرتان ميدهد.اين را از روي يك فيلم سوپر ياد گرفته ايد. از حمام بيرون مي آييد. روي مبل در كنار تلفن مينشيند و منتظر زنگ تلفن دوست دخترتان ميمانيد. با اينكه يكساعت به زمان قرارتان باقيمانده اما شما هر لحظه به ساعت نگاه ميكنيد. بعدازمدتي بلند ميشيد و راه ميرويد اما بازهم از شدت هيجان شما كم نميشود. به فكرتان ميرسد كه پاي كامپيوتر برويد و كمي بازي كنيد. اما تا بازي را روشن ميكنيد ميبينيد حوصله اش را نداريد. پس آن را خاموش كرده و يك فيلم سوپر ميگذاريد. ها!جان! چه كوني! شروع ميكنيد به فيلم سوپر نگاه كردن و دستتان را روي كيرتان كمي فشار ميدهيد. بهتر نيست دوباره يك جلق بزنيد؟اما نه. شايد از لذت كون كردن شما كم شود. به ساعت نگاه ميكنيد فقط 5 دقيقه تا زمان قرار باقيمانده. پس چرا اين احمق زنگ نميزند؟ نكند نمي آيد؟ شما كه شانس نداريد. اصلا شما بدشانس ترين آدم روي زمين هستيد. اعصابتان كيري ميشود و لگدي به بالش ميزنيد كه به وسط خانه پرت ميشود از پنجره خانه به بيرون نگاه ميكنيد. نه او به اين زوديها نمي آيد. اول قرار است تلفني از سر ميلان به شما بزند و اگر خانه طبيعي بود بيايد تا اورا بكنيد. تلفن را برميداريد وامتحان ميكنيد. كاملا درست است. پس چرا زنگ نميزند؟ گوشي را ميگذاريد. نبايد تلفن مشغول باشد. شايد او زنگ بزند و با ديدن مشغول بودن تلفن نيايد. تلفن را برميداريد و نگاهي به صداي آن ميكنيد. صداي تلفن هم بلند است. خيلي دوست داريد با موبايلتان يك زنگ به تلفن خانه بزنيد تا ببينيد صداي زنگش كم نيست اما منصرف ميشويد. دوباره به ساعت نگاه ميكنيد 5 دقيقه از زمان قرارتان گذشته است. نكند نيايد؟ شروع ميكنيد به فحش دادن به دوست دخترتان و همانطور كه راه ميرويد با خودتان فكرميكنيد اگر نيايد چه بلايي سرش خواهيد آورد:
1. با او قهر ميكنيد؟ نه. شايد روزي بيايد كه او را بتوانيد بكنيد و از طرفي مگر شما همين يك دوست دختر را هم به زور گير نياورده ايد؟ 2. زنگ ميزنيد و به پدرش همه چيز را ميگوييد؟ اين هم نه. چون آنوقت باز هم با شما قهر خواهد كرد و تازه مگر دوستش نداريد و نميخواهيد بااو ازدواج كنيد؟ 3. تا با او صحبت كرديد او را زير ناسزا ميگيريد؟ شايد. اما مگر شما به او نگفته ايد كه اگر به خانه بيايد هيچكاري با او نخواهيد داشت؟ نه اين هم نميشود.
به خودتان ميگوييد: خاك بر سرم. هيچكار نميتوانم بكنم. با نگاهتان بدنبال بالش ميگرديد تا باز هم به او لگد بزنيد كه ناگهان صداي تلفن مي آيد. بدو بدو به طرف تلفن حمله ميكنيد و آنچنان محكم تلفن را برميداريد كه تلفن به زمين ميفتد وسيمش از پريز در ميآيد.يك لحظه ميترسيد نكند تلفن خراب شده باشد. به تندي و با سرعتي بي نظير سيم تلفن را دوباره به پريز وصل ميكنيد و با شنيدن صداي دوست دخترتان داد ميزنيد: تو كجايي؟ دوست دخترتان جواب ميدهد: سر ميلان، طبيعيه؟ ميتونم بيام؟ بلافاصله ميگوييد: من يك ساعته تنهام. چرا دير كردي؟ و ميگوييد كه خودش را سريع برساند. با شنيدن صداي زنگ در انگار شما در قرعه كشي بانك برنده شده ايد. خوشحال ميشويد واف اف را برميداريد. - كيه؟ - منم. درو بازكن. دررا بازميكنيد. سريع به جلوي آينه ميرويد و باز هم موي خود را مرتب ميكنيد. و بعد به سمت درخانه رفته و در داخلي خانه راباز ميكنيد. اوه خواهر و مادر... اين دوست شماست؟ چه خوشگل شده است. چه آرايش و چه تيپي. نيشتان باز ميشود واز اينكه ميخواهيد دختري به اين نازي را بكنيد خوش خوشانتان ميشود. دوستتان سلام ميكند و شما بعد از جواب سلام سريع اورا به داخل خانه كشيده و سرتان را بيرون در ميبريد. نه كسي نيست . از دوستتان ميپرسيد: كسي او را ديده؟ و او جواب ميدهد: نه فكر نميكنم. لبخندي بر لبان شما جاري ميشود. دست دوستتان را ميگيريد و او را به سمت اطاق خودتان ميبريد. دوستتان تا اطاق شمارا ميبيند ميپرسد: اين اطاق تويه؟ جواب ميدهيد: آره. قشنگه؟ -خيلي. فقط اون عكس دختره چيه زدي وسط اطاق؟ اعصابتان باز هم كيري ميشود. مگراين احمق cristina agularda را نميشناسد؟ يعني اينقدر بي كلاس است؟ جواب ميدهيد:اون دوست دختر قبلي من بود. دوست دخترتان ميخندد و ميگويد: برو گمشو. من خودم صبح تا شب تو ماهواره ميبينمش. اسمشم مدوناس!!!! با تعجب به دوستتان نگاه ميكنيد. يك لحظه ميخواهيد حسابي دستش بيندازيد. اما جلوي خودتان را ميگيريد. شما ميخواهيد او را بكنيد.درست است؟ پس احتياجي به اين كارها نيست. حال لحظه حساس رسيده به طرف دوستتان ميرويد و به چشمان او زل ميزنيد دست او را گرفته روي تختتان مينشينيد. چقدر به اين لحظه فكر كرده ايد. كيرتان شق كرده و بزرگ شده است. به دوستتان ميگوييد: واقعا او را دوست داريد و او ميخندد و با خنده اي كه صورتش را زشت ميكند جواب ميدهد:منم. سرتان را آرام آرام جلو برده و بالاخره اورا ميبوسيد. دوست دخترتان به شما نگاه ميكند و هيچ چيزي نميگويد. دستتان را روي سينه هايش ميگذاريد. اما او دست شما را پس ميزند. و تا دوباره ميخواهيد اينكار را بكنيد ميبينيد كه او از جايش بلند ميشود و ميگويد: ميخوام برم خونه مون. - آخه چرا؟ مگه من چكار كردم؟ - مگه تو قول نداده بودي كه كار بدي نكني؟ - چرا ولي منكه كار بدي نكردم. - پس اين دستها مال تو نيستند؟ - ببين. قرار بود تو را نكنم. خوب منم نكردم. اما يك كم بغل كردن كه اشكالي نداره. باور كن من از اون پسرها نيستم. توهم قبول كن اگر ميخواستم كاريت بكنم. همون اول ميپريدم سرت و ميكردمت. اما ميبيني كه كنارت نشستم و دارم باهات حرف ميزنم. دوست دخترتان باور ميكند و كنارتان مينشيند. دوباره او را بغل ميكنيد و شروع ميكنيد به بوسيدن. اما اينبار مواظبيد كه دستتان به جاهاي ممنوعه نخورد. با خودتان فكر ميكنيد چطور الان اورا بكنيد؟
1. به زور: بپريد رويش و دو تا بزنيد تو گوشش و به زور اورا بكنيد. جواب منفي است. ممكن است جيغ بكشد و همسايه بالايي خبردار شود و از همه مهمتر شايد با شما قهر كند. 2. باخواهش والتماس: تا ميتوانيد به او بگوييد جان من. نگاه كن ديگه. حالا چي ميشه؟ اما نه. شما تريپ مردي و مردانگي گذاشته ايد. مرد كه به زن التماس نميكند. 3. با شهوتي كردن طرف: يعني كيرتان رادر بياوريد و به او نشان دهيد تا او شهوتي بشود. كه اين هم نميشود ممكن است جيغ بكشد و يكي بزند در گوشتان. وبرود بيرون.
پس چيكارميكنيد؟!!!!
از ناراحتي شروع ميكنيد به بغل كردن دختر و او را دراز ميكنيد روي تخت و شروع ميكنيد به بوسيدنش. و در همانحال كه او را در آغوش داريد با او روي تخت غلت ميخوريد و ناگهان كيرتان روي كس دوست دخترتان قرار ميگيرد. دخترك كمي شل ميشود و خودش را وا ميدهد. طوريكه شما متوجه ميشويد. چند لحظه در همان حالت ميمانيد. دوستتان شما را بغل كرده است و نميگذارد از آن حالت خارج شويد. ناگهان نكته مهمي را متوجه ميشويد: شما رگ خواب دوستتان را پيدا كرده ايد!!!
كم كم دستتان روي سينه هايش ميرود و عجيب است كه اينبار هيچ چيزي به شما نميگويد. خود را لخت كرده و بعداو را لخت ميكنيد و بعد او را باكمي مقاومت برگردانده و كيرتان را توي كونش فرو ميكنيد و تا وقتي آبتان بيايد او را ميكنيد. وقتي كارتان تمام ميشود، به دوستتان ميگوييد الآن است كه پدر و مادرتان بيايند (دروغ ميگوييد) پس بهتر است! اوهرچه زودتر برود. دوستتان سريعا لباسهايش را ميپوشد،اعصابش خورد است. چون به شما كون داده است. شايد هم فيلم بازي ميكند. كه احتمالش زياداست. آخر كونش خيلي گشاد بوده. موقع رفتن او را ميبوسيد و اول شما چند لحظه بيرون رانگاه ميكنيد تااگر كسي بيرون است طبيعيش كنيد و بعد از اينكه مي بينيد اوضاع درست است به دوستتان ميگوييد برود. و بعد روي مبل نشسته لبخندي ميزنيد و به سمت حمام به راه ميافتيد.
خوب. حالا ميخواستم ببينم چند درصد داستان براي شما اتفاق افتاده؟ هيچي؟ نصفش؟ يا همه اش؟ ميبينيد ما چقدر دردسر داريم تا يك كون بكنيم؟ و جالبه كه همه هم راضي هستيم چون واقعا ميدونيم تو اين دوره زمونه يك كون كم گير مياد. اين داستان حكايت همه ماست. همه ما بدبختها كه دنبال كون اين دخترهاي نامرد كه تا ديدند بعد انقلاب كونشون گرون شده شروع كردند به احتكار كون. اميدوارم دخترها با خواندند اين داستان كمي سعي كنند باما پسرها مهربونتر باشند. البته اميدوارم.
.What's life? Life is love .What's love? A kissing .What's kissing? Come here and I'll show you
هستی برای جلوگیری از اعدام سعید ملک پور اینجا را امضا کنید |
|