|
زندگي گل سرخي است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است.
آزمودم زندگي دشت غم است / شاديش اندوه,عيشش ماتم است / عمر کوتاه,آرزوها بس زياد کارها بسيار,فرصتها کم است...
نه در کف فنجان قهوه نه در اخم پيشاني فالگير بزرگ نه در ازدحام آدمهايي که سرد از کنارم مي گذرند... نمي توانم بيابمت..نمي توانم..تو بين لايه هاي پيچ در پيچ تقدير من در کف دستم گمشده اي...
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديس زيبايي نميشه.از زخمهاي تيشه خسته نشو که وجودت شايسته ي تنديس زيبايي است
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديس زيبايي نميشه.از زخمهاي تيشه خسته نشو که وجودت شايسته ي تنديس زيبايي است
او هوايم را داشت وقتي که پياده رو ها ليز و يخبندان بود بي هوا رفت بي هوا ماندم و چه هوايش امروز که پياده رو ها ليز و يخبندان است در سرم پيچيده است.
سخت ترين لحظه ي زندگي هر کس را کسي ميسازد که شيرين ترين لحظه را ساخته!
قلب آدم مثل يک جزيره ي دور افتاده ميمونه.مهم نيست کي براي اولين بار به اين جزيره وارد ميشه.مهم اينه که کي تا ابد اين جزيره رو ترک نمي کنه.
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لب بگويي....گل من باغچه نو مبارک...
دور زيبا بود
نزديکتر که مي رفتي پشيمان ميشدي...
بيچاره ماه!
|