تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
گفتگوی آزاد

Conversation | چاق سلامتى

صفحه  صفحه 7 از 38:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  37  38  پسین »  
#61 | Posted: 15 May 2016 11:18




سلام نسرین خانوم الان رسیدم خونه
     
#62 | Posted: 15 May 2016 11:37




nnasrin:
ولی یه جور دیگه هم میشه به موضوع نگاه کرد (مخصوصا شما که با ایمان هستید) به قول مولانا

کیمیای نوکننده ، دردهاست
کو ملولی آن طرف که درد خاست؟

شاید این دردها و گرفتاریها نو کننده و صیقل دهنده ی جان ما باشه

با درود و سلام ... شاید همینی باشه که شما می فرمایید اما دیوانگی داریم تا دیوانگی ... بعضی دیوانگی ها یعنی جنون و غرق شدن در عشق به خدا ... بعضی دیوانگی ها یعنی از دست دادن عقل و قدرت تعقل و منطق ... این البته یک مثالیه که می زنم و شاید ربطی به شرایط من نداشته باشه .. فرض می کنیم .. گفتم فرضا .. دو نفر که نسبت به هم جنس مخالفن همدیگه رو دوست داشته باشن به گفته خودشون عاشق هم باشن .. اینا از هم فاصله گرفتن بنا به دلایلی و از این فاصله هردوشون میگن که در عذابیم ... این جدایی عقلانی به نظر نمی رسه . این جا دیگه شعر سعدی و حافظ و مولوی دردی رو دوا نمی کنه .. از ماست که بر ماست ... در نا امیدی بسی امید است .. باید جنگید مبارزه کرد ... تا آخرین نفس .... یه بنده خدای بیماری قبل از مرگش گفت خدایا اگه خوبم نمی کنی منو بکش ولی در همون دقیقه گفت خدایا میشه یه روزی خوب شم و دوباره رانندگی کنم ؟ در حالی که از نظر علمی خوب بشو نبود ..شاید این کیمیا این درد ها یی که الان می کشم منو بیش از پیش به خواسته هام علاقه مند کنه ارزش اونو بیش از گذشته بهم نشون بده .. و حتی اگه حس کنم شکست می خورم بازم برای رسیدن بهش می جنگم . مثل لحظه ای که همسرم مرد و حس می کردم نفس دادن فایده ای نداره .. اما تا زنده هستیم هرچیزی امکان داره .. ممنونم آبجی نسرین گلم که همراه منی و با گفتار درمانیت کمکم می کنی .. در این دوره زمونه هرکسی مشکلات خاص خودشو داره .. میری خیابون یه ماشین عروس داره میره در سمتی یه تابوت داره میره . زندگی یه نمایشنامه ای بیش نیست ... آدما تا زنده اند باید قدر همو بدونن ..تا نفسی هست فرصتی هست ... و هیچ حسرتی بد تر ازاین حسرت نیست که بخواهی کسی رو ببینی حسش کنی .. اما نتونی بهش برسی اما وقتی یکی باشه که بدونی هنوز فرصت دیدن و بودن با اونو داری ..هنوز یه حسی هست که دلها تونو به هم نزدیک می کنه باید بکوشی ..نمی دونم چرا دارم اینا رو می نویسم .. نمی دونم .. شاید واسه اینه که دلم می خواد آدمایی اینو بخونن که به حسرتها فکر نمی کنن .. که عشق و دوست داشتن رو در فاصله ها و سوختن ها می بینن .. سوختن ها در راه رسیدن به خدا و عرفانه که سر انجام ما هم به خدا می رسیم .. آدم با عشق زمینی خودش دست در دست هم و در آغوش هم می تونه به سوی خدا بره ... خیلی دلم گرفته الان بودم بیرون یکی رو دیدم که زنش ۸ سال پیش مرده ...همون زنی که آرایشگر عروسی من بود . اونی که مرده دیگه رفته و بر نمی گرده .. صدامو می شنوه کاری نمی تونه بکنه .. اما اونی که زنده هست ......... نمی دونم خدا به همه صبر بده .. برای تو عزیز آرزوی بهترین ها رو دارم و امید وارم بابای گلت در نهایت سلامت و خوشی باشه .. دوست و برادرت : ایرانی
     
#63 | Posted: 15 May 2016 12:23




خودکشی نکن وقتی که می توانی {به دیگری } زندگی بدهی ...
عاشقی که به عشقش پشت می کنه در حالی که می تونست با محبت و مهربونی بهش زندگی بده با این کارش خودشو هم تباه کرد ....
     
#64 | Posted: 15 May 2016 12:30




دارم بزن ولی هرگز نخواه که ریسمان اسارت (عشق ) را ازگردنم به درآوری ..

دریای عشق ما ساحلی ندارد وقتی که در آغوش هم غرق آن گردیم .

اگر از بودن با من خسته شده ای بیا تا تنهایی مان را با هم قسمت کنیم .

نپندار که از من گریخته ای . دلم با توست .

به نگاهم بنگر تا بخوانی آن چه را که در قلبت نوشته شده است .



توضیح : سطر اول .. حاضرم بمیرم اما همچنان اسیر عشق تو باشم
سطر دوم : دنیا و مشکلات آن واسه دو عاشق مفهوم و معنایی نداره ... بابا چی میگه ..مامان چی میگه ..خواهر چی میگه .. جهیز کم دارم .. در آمد گمه .. خونه ندارم .. فقط عشق و محبت و یکرنگی و تلاش آدمو به فردایی می رسونه که خوشبختی و آرامشو در کنار هم جستجو کنن ..
سطر سوم : دو عاشق حتی می تونن شریک خستگی ها و غمهای هم بشن .. همو درک می کنن .. حتی در دلخوری ها ... هیچ بهانه ای نمی تونه اونا رو از هم جدا کنه .
سطر چهارم : هرکاری کنی دوستت دارم ...
سطر پنجم : نگاه من راز دل منو میگه .. راز دل من همونیه که در قلب تو نوشته شده ..من و تو که همدیگه رو دوست داریم این بازیها دیگه چیه ؟!


نوشته های اصلی در تالار ادبیات منتشر شده
     
#65 | Posted: 15 May 2016 12:41




شبنم چشمانم را در سپیده دمان پاکش کن تا با غروب چشمانت (خماری ) شکوفاشوم . (بخندم ).

اگر احساس می کنی تیرت به سنگ خورده آن قدر قلبم را هدف بگیر تا تیر لبختد را بر لبانت ببینم . قلبم ازسنگ نیست

آتش نامهربانی ها خاکسترم نکرده .. من خود آتش زیر خاکسترم .

مرا ازلاکم درآور . نشانم ده آن که به من زندگی داده جانم را نمی گیرد .

ساعتم شکست تا دیگر قلبم نشکند .

سطر اول : اشکمو پاک کن .. دلم پراز درده آرومم کن .. با خماری چشات با نازت با اون احساسی که از نوازش من بهت دست میده نشون بده که دوستت دارم با اون چشایی که مثل غروب خمار میشه بذار غروبو زیبا ببینم بخندم .. مثل گلی که غنچه هاش باز میشه
سطر دوم : اگه حس می کنی نتونستی آزارم بدی قلبمو بشکنی من حاضرم بازم قلبمو هدف بگیری شاد بشی از این که تیرت به هدف بخوره .. شاد میشم از این که رو لبات لخند معنی داری ببینم .. جمله آخر جمله ظریفیه ..گفتم قلبم از سنگ نیست چند تا کار برد داره .. از مهربونی خودم گفتم .. از این که تو تیرت رو اگه به قلب من بزنی این بار تیرت به سنگ نمی خوره .. به قلب سنگی من نمی خوره .. چون قلبم نرم و لطیف و مهربونه .. این تویی که دلت از جنس سنگه .... جمله آخر در رابطه با جملات قبلش بسیار پر معناست همراه با نیش و کنایه ....
سطر سوم : هر قدر بی مهری و کم لطفی ببینم بازهم به یاد روز هایی که با هم بودیم و محبت می کردی زنده ام .. هنوز فراموشم نشده .. بی وفا و نا امید نیستم مثل آتشی زیر خاکستر ...
سطر چهارم : در این جا عاشق کمی نسبت به معشوقه کم لطفش ..پرلطف می شود .. می گوید شاید اشتباه می کنم ..حتما اشتباه می کنم . منو متوجه اشتباهم کن به من نشون بده ای دلبر ! تویی که بهم زندگی دادی منو اون بالا بالا ها رسوندی هرگز دلت نمیاد که جون منو بگیری .. تویی که اون همه خوب بودی نمی تونی بد باشی ..
سطرپنجم : زمان از حرکت ایستاد .. چقدر دلم بشکنه ؟! چقدر نا امید شم ؟! حالا همه چی وایساده و ثابت مونده .. نه سیخ می سوزه نه کباب ....


فعلا با اجازه دوستان ... دوست و برادر شما : ایرانی کم گوی و کم نویس
     
#66 | Posted: 15 May 2016 13:18




shahrzadc:
. با خماری چشات با نازت با اون احساسی که از نوازش من بهت دست میده نشون بده که دوستت دارم

با خماری چشات با نازت با اون احساسی که از نوازش من بهت دست میده نشون بده که دوستم داری
... تبدیل دوستت دارم به دوستم داری
     
#67 | Posted: 15 May 2016 15:24
shahrzadc

وقتی مادرم رو از دست دادم دنیا برام تموم شده بود . هیچ چیز برام معنی نداشت همه چیز ارزش خودشو از دست داده بود حتی زندگی. سالها از اون روز گذشته و الان می بینم که پدرم همه ی دنیای منه . با خودم فکر میکنم مگه اون روز پدر نبود؟
بله ولی ضربه روحی سنگین باعث شده بود افراد باارزشی که در کنارم هستند نبینم . حرف شما کاملا درسته فقط باید مراقب باشیم که گرفتاریها و مصیبتها چشم ما رو به روی خوبیها و خوبهای اطرافمون نبنده.
براتون آرزوی رفع گرفتاریها رو میکنم
     
#68 | Posted: 15 May 2016 15:34
سلام و وقت بخیر.
الان من حس اون موقع شما رو دارم خانم نسرین.
با این تفاوت که شما سایه پدر بالا سرتان هست خدارشکر.
اما من تک و تنها......و هیچ وقت به این کاری که خدا بامن کرد راضی نمیشم.
از ته دل ارزوی مرگ کردم اما اونم نشد.

قصــــــــه هـا بـــرای بیـــــــــــدار کـــــردن
مــــــا نــــوشـتـــــــه شـدنـــــــد؛
امــــــا تمـــــــام عمــــــــــر؛
مــــــا بــرای خـــــوابیـــــــدن از آنهــــــا
استـــــــــفاده میــــــــــکنیــــــم.......!
[اضـــــــطـراری]
     
#69 | Posted: 15 May 2016 15:38
ezterary

روح رفتگانتون شاد . جز این که بگم به اندازه ی یک دنیا متاسفم کاری از من بر نمیاد. یه وقتایی آدم از خدا دلگیر میشه به قول اون شاعر جوان " خدا هم خیلی نامرده دمش گرم"
اما خب آینده هم هست . براتون حال و اینده ای گوارا آرزو میکنم.
     
#70 | Posted: 15 May 2016 15:46
خیلی زود بود خیلی.......هیچ چیزی نمیتونه این خلا و در زندگیم پر کنه.
خدا هیچ فرزندی رو زود تنها نکنه.
تشکر از لطف شما
شاد و سلامت باشین همیشه

قصــــــــه هـا بـــرای بیـــــــــــدار کـــــردن
مــــــا نــــوشـتـــــــه شـدنـــــــد؛
امــــــا تمـــــــام عمــــــــــر؛
مــــــا بــرای خـــــوابیـــــــدن از آنهــــــا
استـــــــــفاده میــــــــــکنیــــــم.......!
[اضـــــــطـراری]
     
صفحه  صفحه 7 از 38:  « پیشین  1  ...  6  7  8  ...  37  38  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / Conversation | چاق سلامتى بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2016 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites