تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
گفتگوی آزاد

دلجویی از دلشکستگان لوتی

صفحه  صفحه 3 از 25:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  21  22  23  24  25  پسین »  
#21 | Posted: 13 Aug 2016 18:22
Princess:
خیلی خیلی خوش برگشتید

سلام پرنسس جان عزیز و مهربان .. داداش ماری که خیلی وقت بود بر گشته بود شما خیلی خیلی خوش برگشتید
     
#22 | Posted: 13 Aug 2016 18:36
یک سوال واسم پیش اومده بود که راستش تا می خواستم مطرحش کنم یک پیام خصوصی از یکی دریافت کردم که خود به خود جوابمو گرفتم ولی واسه این که سوالم حروم نشه عنوان می کنم . دلجویی از دلشکستگان لوتی فقط در حیطه و محدوده همین سایته ؟ و دلایل جداشدن عده ای از لوتی و...یعنی دلخوری می تونه شامل غم و غصه های لوتیان در مسائل خاص زندگی خارج از این فضا هم بشه .؟. البته من برداشتم به فضای لوتیه .. اما اگه این طور باشه ممکنه فرضا پنجاه نفری رفته باشن حداکثر نصفشون برگردن و بقیه نتونن بیان و در جریان قرار نگیرن و دیگه آدم دلخوری نداشته باشیم و بازار ما خراب شه یعنی کساد شه ..ولی خودمونیم می تونیم در زمینه دلخوری عمومی هم بحث هایی بکنیم .. یعنی چیکار بکنیم که دیگه دلخوری پیش نیاد .. اصلا این جا ما همه با هم رفیقیم .. مردم از گرما ... این جا شده زیر مجموعه چاق سلامتی ...
     
#23 | Posted: 13 Aug 2016 18:39
nazi220:
سلام
واوو
عجب تا پیکی امیر محمد بااین ایده جالب
حالا همتون بیان اول از من دلجویی کنید والا دچار کمبود شدید دلجویی شدم

نازی جون
سلام ماری درد دل همرو به جون میخره تا لوتی دوباره
با بچههایی که پایه گذار صمیمیت و دوستی بودن
یه فصل جدیدی بسازیم
تو اگه با جون دادن دلجویی میشه من حاضرم

دشتمان گرگ، اگر داشت نمی‌نالیدم
نیمی از گله‌ی ما را سگ چوپان خورده
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
     
#24 | Posted: 13 Aug 2016 18:48
استاد عزیز ایرانی جان
من نظرم اینه که اولویت برگردوندن صمیمیت و دوستان قدیم باشه
من از همگی بزرگواران دوستان گلم که دیگه نیستن
درخواست میکنم پا رو تخم چشم ماری بزارن و برگردن
تا بازم کنار همدیگه روزای قدیمو بسازیم

دشتمان گرگ، اگر داشت نمی‌نالیدم
نیمی از گله‌ی ما را سگ چوپان خورده
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
     
#25 | Posted: 13 Aug 2016 18:50
پرنسس عزیز سپاس از شما
من خوشحالم که همه دوست دارن قدیمیا
به خونه خودشون برگردن
امیدوارم این درخواست و ببینن و برگردن

دشتمان گرگ، اگر داشت نمی‌نالیدم
نیمی از گله‌ی ما را سگ چوپان خورده
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
     
#26 | Posted: 13 Aug 2016 19:50
maryy:
استاد عزیز ایرانی جان
من نظرم اینه که اولویت برگردوندن صمیمیت و دوستان قدیم باشه
من از همگی بزرگواران دوستان گلم که دیگه نیستن
درخواست میکنم پا رو تخم چشم ماری بزارن و برگردن
تا بازم کنار همدیگه روزای قدیمو بسازیم

من هم در کنار شما خواهم بود .. شاید دهها تن باشند که همچنان قلبشان با لوتی و لوتیان است ... به یاد روز هایی که نمی دانستیم کی از غروب به طلوع می رسیم .. به یاد روز هایی که گذشت زمان را احساس نمی کردیم . آن روز ها خواهد آمد ... البته می توان به این دوستان پیام داد ..ولی من نظرم اینه هر نامی رو که به خاطرمون میاد و هرکی رو که دوست داریم علاوه بر پیامی که بهش میدیم همین جا هم صداش بزنیم .. خانه عشق نباید سوت و کور باشه . نباید قلب آدما به خاطر روز های تکرار ناشدنی بگیره .. عشق و محبت و دوستی هاست که صمیمیت ها به وجود میاره و در کنار این دلبستگی ها شکیبایی و گذشته که تفاهم بین دوستان رو زیاد می کنه .
     
#27 | Posted: 13 Aug 2016 21:49
اوکی استاد منم نظرم اینه هر روز به یک کاربر اختصاص بدیم و از گذشته
و خاطرات و که داریم به یاد بیاریم
امروز و به عزیز دل همه مریم تنها اختصاص میدیم
دوست دارم هر کی میتونه بیاد و خاطره و یا برخوردی داشته بنویسه

دشتمان گرگ، اگر داشت نمی‌نالیدم
نیمی از گله‌ی ما را سگ چوپان خورده
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
     
#28 | Posted: 13 Aug 2016 22:28
maryy:
اوکی استاد منم نظرم اینه هر روز به یک کاربر اختصاص بدیم و از گذشته
و خاطرات و که داریم به یاد بیاریم
امروز و به عزیز دل همه مریم تنها اختصاص میدیم
دوست دارم هر کی میتونه بیاد و خاطره و یا برخوردی داشته بنویسه

هر روز رو به یکی اختصاص بدیم ؟ من الان می خواستم اسم پنج شش نفر رو ببرم .. البته من زمانی که با استفاده از آیدی دوست خوبم شهرزاد مستقلا فعالیتمو در لوتی شروع کردم دیگه مریم جان یواش یواش فعالیت هاشو کم کرده بود و من زیاد اثری ازش نمی دیدم . داستانهای من بیشتر توسط آره داداش عزیز و کینگ صفرپنج گل و همچنین خودم یعنی ایرانی .. با کاربری شهرزاد منتشر می گردید . اولین باری که نام مریم تنهای عزیز رو دیدم در داستان غیر سکسی ندای عشق من بود یعنی به نظر خودم بهترین اثر من که در تالار خاطرات و داستانهای ادبی توسط کینگ صفر پنج عزیز و بسیار زحمتکش و دوست داشتنی منتشر می شد . این داستان کاملا عشقی و عاطفی و اجتماعی بود فقط اواخر داستان یه جورایی از ندا آقا سلطان یاد کردم .. به خاطر حرمت سال ۸۸ من این داستان رو به هر شکلی بود در ۸۸ قسمت تمام کردم و دروبلاگ دیگه ای منتشر کردم .. دلم می خواست در این جا هم عدد ۸۸ همون حالت سمبلیک خودشو حفظ کنه .. و مریم عزیز ظاهرا متوجه شد که قسمتهای اخر خیلی طولانیه و یه چیزی گفت و خلاصه در ۹۵ قسمت در لوتی منتشر شد .. و من اون روز از این که این خواهر بزرگوار به نوشته هام توجه داره خیلی خوشحال شدم ..در کلامش و نوشته هاش و پیامهاش یه متانت خاصی رو می شد دید . حرفی رو بیجا بر زبون نمی آورد .. از بس سرم گرم نوشتن داستان بود ندونستم واسه چی رفت و دیگه اون وقتا هنوز وارد تاپیک چاق سلامتی نشده بودم .. چند ماه پیش مریم جان یه سری بهمون زد و اتفاقا با هم هم پست هم شدیم .. خیلی ها دورش کرده بودند . خانوم محترم و با احساسیه . می دونم اگه اون این جا بود و مریم جانی تنها اون ور خط بود اونم همین احساس دلتنگی رو می داشت . پس مریم جان یادت باشه که هیچوقت از یاد دوستان نمیری .. کسی نیست که دوستت نداشته باشه و به نیکی ازت یاد نکنه .. و می دونم اونایی که باهات خاطرات بیشتر و گرم تری دارند داغ تر از من می تونن صدات بزنن . خودت رو بذار جای اونا ... جدایی عصاره زندگیه و نهایت هر چیزیه .. اما ما آدما تا می تونیم باید با عفریته ای به نام جدایی بجنگیم و زیبایی دنیای عشق و پیوند ها رو نشون بدیم . مریم جان تو تنها نیستی .. ما همه با تو ئیم . پس تو هم با ما باش ..
     
#29 | Posted: 13 Aug 2016 22:32
مرسی ایرانی جان
خیلی خوب بود

دشتمان گرگ، اگر داشت نمی‌نالیدم
نیمی از گله‌ی ما را سگ چوپان خورده
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده
     
#30 | Posted: 13 Aug 2016 22:50
maryy:
مرسی ایرانی جان
خیلی خوب بود

دست شما درد نکنه ذهن شما خسته نباشه که از دوستان یاد می کنی .. پس کجان بقیه .. من اسم می برما ..اونایی که مریم مریم می کردن کوشن ؟... من خودم بیش از بیست سی مورد دیدم که دوستان به شدت دلتنگ مریم عزیز بودند .. خجالت می کشین به صورت از پیش تعیین شده احساستونو بگین ؟ چه فرقی داره ؟! پشت بلندگو که نمی خواین برین .. هر چند صدای آروم احساس قلب از هر فریادی رساتره ..
     
صفحه  صفحه 3 از 25:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  21  22  23  24  25  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / دلجویی از دلشکستگان لوتی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2016 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites