اولین جكهای در مورد احمد آقا

واقعا که!! من چقدر از بچگی بهت گفتم که آدم هرچقدر خشن باشه با خونوادۀ خودش کاری نداره، چرا پسرتو کور کردی؟!!!
(جنتی در حال دعوا کردنِ با نادر شاه)================
خوب الان نشستی بالا سرش داری گریه میکنی که چی بشه؟؟؟
100 بار بهت گفتم قبل ازینکه کاری کنی یه تحقیقی بکن...
گوش نمیدی که فقط هیکل گنده کردی.
(جنتی و نصیحت هاش به رستم پس از قتل سهراب)================
ﭘﺪﺭ ﺟﺎﻥ ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﮐﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ...
ﺍﻭﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭ ﺑﺬﺍﺭ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻣﻮﻥ ﺑﺮﺳﯿﻢ...
ﭘﺪﺭ ﺟﺎﻥ ﺑﯿﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺍﺳﺐ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﻮﻓﺘﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ميديا !!!
.
.
.
.
ﺯﻭﺭﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺑﺎ ﺟﻨﺘﯽ
================
بکن تو شکمش.........بکن تو شکمش........
.
.
.
.
[فریادهای جنتی خطاب به حضرت ابراهیم - پس از اینکه گردن اسماعیل بریده نمیشد!]
================
من قبلا اونجا بودم هوا خیلی سرده ها، همتون یخ میزنید میمیریداااا….بعدا نگی نگفتی
[جنتی خطاب به هیتلر هنگام لشکر کشی به روسیه]
================
عزرائیل از خداوند درخواست کرد تا اجازه دهد عمر جنتی را به پایان برساند.
خداوند در آیه ای اعلام کرد:
باشه باشه بهش میگم....
================
واسه شتر و زرافه و سوسمار کشتی ساخته بود بعد میگفتم یه دوچرخه برام بخر میگفت ندارم.
[ پسر نوح از ناگفتههای اختلافات با پدرش میگوید، نقل از کتاب خاطرات جنتی ]
================
ديگه دارى خودتو لوس مى كنيا !!!! انداختت بيرون كه انداخت !!!! گريه نكن بدبخت ... تقصير خودته ... هى بهت گفتم خودتو گه نكن ، يه سجده كه اين حرفا رو نداره ...
.
.
جنتى در حال دلدارى ابليس بعد از اخراج از بهشت
================
موسی : خدایا خود را به من نشان بده
خدا : توانش در تو نیست یا موسی !
موسی : خدایا ! می خواهم تو را ببینم .
خدا : شدنی نیست یا موسی ! درخواست دیگری بکن!
موسی : خدایا ! این جنتی خیلی اذیت میکنه ! بکشش و منو راحت کن !
خدا : یا موسی ! برای دیدنم به کوه طور بیا...
================
مردک اسم منو باید بنویسی! نکونام دیگه چه صیغه ایه؟
پدر جان کلافه ام کردی! همه ی شعرم خراب میشه!
.
.
.
(سعدی در حال سرودن سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز!)