تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
فرهنگ و هنر

زنان نامدار جهان و سرنوشت های عجیب

صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین »  
#11 | Posted: 12 Aug 2013 23:23




کاترین کبیر امپراطریس روسیه




کاترین دوم روسیه(۱۷۲۹ - ۱۷۹۶) که به عنوان کاترین کبیر نیز شناخته می‌شد، امپراتریس کشور روسیه بود و به مدت ۳۴ سال این مقام را داشت. او با نام سوفیا اوگوستا آنهالت زِربست در پروس متولد شده بود و پس از آنکه به مذهب ارتودکس درآمد نام کاترین را برای خویش انتخاب کرد. نام روسی او یکاترینا الکسیوونا بود. تاریخ‌نگاران قدیم ایرانی از وی با نام خورشیدکلاه یاد کرده‌اند.

حکومت

در دوران زمامداری کاترین کبیر، روسیه ۴۶۸ هزار کیلومتر مربع از لهستان و بخش بزرگی از اوکراین را به تصرف درآورد. کاترین اصلاحاتی را در سیستم اداری، قضایی و آموزشی روسیه بوجود آورد. کاترین دوم که بعدها به کاترین کبیر ملقب شد، شاهزاده خانمی از یکی از دربارهای کوچک کشور آلمان بود که بر حسب توصیه فردریک پادشاه پروس به دربار روسیه راه یافت و به عقد ازدواج پطر سوم خواهرزاده ملکه الیزابت، امپراطریس روسیه درآمد. پطر سوم که مردی کم عقل و سفیه بود پس از آن که به عنوان امپراطور تاج شاهی کشور روسیه را بر سر نهاد، با اعمال و حرکات غیرمنطقی خود طوری عرصه را بر روحانیون، نظامیان و آحاد مردم آن کشور تنگ کرد که همگی باالاتفاق خواهان عزل وی شدند و متعاقب این امر کاترین با همدستی عده‌ای از درباری‌ها و نظامیان با انجام یک کودتا، پطر را عزل و خود به عنوان کاترین دوم ملکه روسیه تاجگذاری کرد. پس از آن سرتاسر زندگی کاترین تا زمان مرگش صرف لهو و لعب و شهوترانی گردید و در این راه پوتم کین صدر اعظم مقتدر آن کشور، یار و ندیم او بود.
او فردی ولخرج و علاقه‌مند به لباس‌های گران‌قیمت و مهمانی‌های باشکوه بود. تا آخر عمر ازدواج نکرد، اما معشوقه‌های مرد بسیار داشت. در امور سلطنت جدی و سخت‌کوش بود. حس جاه‌طلبی و قدرت اراده او را در راهی انداخت که همتراز با پترکبیر قرار گرفت. او اغلب روزی پانزده ساعت کار می‌کرد. گزارش‌ها را می‌خواند، به سخنان مشاورانش گوش می‌داد، و فرمان‌ها را آماده می‌ساخت. او می‌خواست همه چیز را بداند، همه چیز را بررسی کند و در همه چیز اصلاح به عمل می‌آورد. کاترین، همچون پتر، به جنگ‌های تازه‌ای پرداخت تا امپراتوری روسیه را گسترش دهد. او علاقه خاصی به ادبیات و فلسفه اروپای غربی داشت و برای رشد و گسترش فرهنگ جدید به اصلاحات روی آورد.
در زمان سلطنت کاترین دوم تمام اصول انسانیت و آزادگی به زیر پا گذاشته شد و عصر کاترین یکی از ادوار سیاه تاریخ روسیه به شمار می‌رود. درحالی که کاترین خزانه مملکت را برای خوشامد معشوقه‌های جوانش به باد یغما می‌داد، مردم روسیه در فقر و تنگدستی بی حد و حصری غوطه می‌خوردند. در آخرین سال‌های عمر کاترین کبیر طبق نص صریح تاریخ، در بعضی ایالات روسیه، یک رعیت را برای همه عمر به پنج روبل می‌فروختند و خریداری برای او یافت نمی‌شد، در صورتی که همان وقت یک گاو نر به نسبت بدی و خوبی از بیست و پنج تا چهل روبل معامله می‌شد و ملت روسیه طوری مفلوک شده بود که هشت برده که باید مادام العمر برای ارباب خود زحمت بکشند به قدر یک گاو نر فربه و قوی قیمت نداشتند.
ملت روسیه نه در دوره ایوان مخوف این قدر گرسنه و درمانده بود و نه در دوره پطر کبیر با آن وحشیگری‌های مشهور آن پادشاه. در دوره کاترین کبیر طوری توده مردم تحت فشار قرار گرفتند که زمینه انقلابات آینده روسیه را که از نیمه اول قرن نوزدهم شروع شد و تا سال ۱۹۱۷ میلادی ادامه داشت، فراهم نمود.
فتح سرزمین‌های تازه، ولخرجی‌های او و هزینه سنگین طرح‌های جدید، کاترین را مجبور کرد که مالیات اشراف را افزایش دهد و فشار این مالیات‌های اضافه، بر دوش دهقانان روستایی بود. با این‌که کاترین اولین تزاری بود که مشاورانش را ترغیب می‌کرد راه‌هایی برای بهبود شرایط دهقانان بیایند، اما سیاست‌های او موجب وخامت حال دهقانان شده بود. برای همین در دوران او بارها شورش‌های دهقانی رخ داد که شورش پوگاچف در دهه ۱۷۷۰ مهمترین آن بود و حتی با اعدام رهبر آنان پوگاچف نیز مانع از تداوم شورش نشد و ناچار در میدان اصلی هر روستایی یک سکوی اعدام کار گذاشته شد و اعدام و شلاق و تبعید برای شورشیان وضع گردید. کاترین کبیر در ۱۷ نوامبر ۱۷۹۶ در سن شصت و هفت سالگی درگذشت و عصر اصلاحات با مرگ او رو به افول نهاد. در شصت سال بعدی، تزارهای روسی با رفتاری محافظه‌کارانه به حفظ سنت‌ها پرداختند. کاترین در هنگام مرگ تنها بود و همچون یک غریب که در کشوری بیگانه بمیرد زندگی را بدرود گفت


...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#12 | Posted: 13 Aug 2013 23:12 | Edited By: andishmand




ماری آنتوانت ( ملکه فرانسه )


ماری آنتوانت معروف به اتریشی (۱۷۵۵ تا ۱۷۹۳ میلادی) واپسین ملکه پیش از انقلاب کبیر فرانسه است.

زایش و همسری

وی در سال ۱۷۵۵ در شهر وین در کشور اتریش زاده شد. ماری آنتوانت، دختر فرانسوای اول بود و در سال ۱۷۷۰ به همسری شاهزاده لویی درآمد. چهار سال پس از ان لویی به پادشاهی فرانسه رسید و ماری آنتوانت شهبانوی فرانسه شد.
زندگی و ویژگی‌ها

آنتوانت یک بانوی اشرافزاده، ولخرج و خوشگذران بود که از روند جامعه آگاهی چندانی نداشت. گفته شده که زمانی که صدای انقلاب فرانسه بلند شده بود وی از کسی پرسید: که مردم چه می‌خواهند؟ آن شخص پاسخ داد: گرسنه‌اند و نان می‌خواهند. و شهبانو گفته بود: اکنون که نان ندارند چرا شیرینی نمی‌خورند! اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ماری آنتوانت این سخنان را بر زبان رانده باشد. وی به زبان فرانسه و المانی تسلط کامل داشت.در کتاب غرش توفان اشاره شده است که یکی از افسران در رابطه او گفته است هرگز زنی را ندیده بودم که با این فصاحت فرانسوی تکلم کند و با این سلاست المانی صحبت کند.ملکه فرانسه نیز به زبان انگلیسی نیز اشنایی داشت.
در کل مردم فرانسه از او بیزار بودند و این بیزاری را در روزنامه‌های بومی آن زمان به نمایش می‌گذاشتند.
انقلاب و مرگ

در کوران انقلاب ماری آنتوانت از برادرش لئوپولد دوم پادشاه اتریش درخواست یاری کرد. با اعلام جنگ اتریش به فرانسه در حال انقلاب، مردم خشمگین در ۱۰ آگوست ۱۷۹۲ به پادشاهی لویی شانزدهم بر فرانسه پایان دادند. خانواده پادشاهی به زندان افتادند و کوشش شاه و شهبانو برای گریز نافرجام ماند و سرانجام در ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳ در حدود نه ماه بعد از اعدام همسرش به دست گیوتین سپرده شد.
با بازگشت بوربون‌ها به سلطنت فرانسه و به قدرت‌رسیدن لویی هجدهم، جسد ماری آنتونت و همسرش لوئی شانزدهم به کلیسای سلطنتی سن‌دنُی منتقل و پس از طی مراسم تشریفاتی، در آن‌جا دفن شد.

...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#13 | Posted: 13 Aug 2013 23:29 | Edited By: andishmand




ژوزفین بناپارت ( همسر ناپلئون بناپارت/ امپراطریس فرانسه )



ماری ژوزف روز تاشر دولا پاژری معروف به ژوزفین نخستین ملکه یا امپراتریس فرانسه پس از انقلاب بود وی همسر ناپلئون بناپارت بود.ژوزفین در ۲۳ ژوئن ۱۷۶۳ در مارتینیک به دنیا آمد و در ۲۹ مه ۱۸۱۴ درگذشت. ژوزفین در سال ۱۷۷۹ به عقد ازدواج ویکنت الکساندر بوهارنه درآمد، وی پس از مرگ وی با ژنرال بناپارت در سال ۱۷۹۶ ازدواج کرد و در سال ۱۸۰۴ ملکه فرانسه شد. ناپلئون او را در سال ۱۸۰۹ طلاق گفت. وی مادربزرگ مادری ناپلئون سوم نیز هست.
نام او در کودکی ماری ژوزه روزه و از خانواده دولاپاگری بود. پدر الکساندر نامه‌ای به پدر وی می‌نویسد و درخواست ازدواج پسرش با کاترین (خواهر ژوزفین) را مطرح می‌کند. نامه چندروز پس از مرگ کاترین می‌رسد و لاجرم ژوزفین به ازدواج الکساندر در می‌آید.
رابطه زناشویی آنان مدت طولانی ادامه نمیابد. الکساندر بهانه جویی می‌کند و او را به یک صومعه می‌فرستد. جدایی آنان با اعدام لویی و تغییر وضع حکومتی تکمیل می‌شود. ژوزفین جزء زنان درجه اول پاریس می‌شود و با بناپارت ازدواج می‌کند. مدتها پیش از تاج‌گذاری، این دو نیز رابطه خود را با یکدیگر سرد می‌بینند. نقش خواهران بناپارت و ولخرجی‌های ژوزفین در این رابطه بی تاثیر نبوده‌است .

ژوزفین در ماه مه سال ۱۸۱۴ بر اثر سرماخوردگی درگذشت .

...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#14 | Posted: 13 Aug 2013 23:36
andishmand
خسته نباشی
میشه منم آرتمیز(آرتمیس)فرمانده نیروی دریایی خشایارشاه رو معرفی کنم
     
#15 | Posted: 14 Aug 2013 12:53




nisha2552:
خسته نباشی
میشه منم آرتمیز(آرتمیس)فرمانده نیروی دریایی خشایارشاه رو معرفی کن

ممنون نیشا جان
البته که می تونید خیلی هم خوشحال میشم که تاپیک پر بار تر بشه .. فقط از قانون اطلاعی ندارم که آیا شما الان میتونید مطلب بذارید یا بعد از اتمام مطالب من شما می تونید اینکار رو انجام دهید ؟

...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#16 | Posted: 14 Aug 2013 23:07




ملکه ویکتوریا ( ملکه بریتانیا)


پس از ویلیام چهارم که خود جانشین جرج چهارم بود، در ۱۸۳۷ ملکه ویکتوریای ۱۸ ساله به تخت نشست. دوران ۶۴ ساله سلطنت او در تاریخ انگلستان به عصر ویکتوریا شهرت دارد؛ که همزمان با به اوج رسیدن گستره مستعمرات انگلستان در سطح جهان بود.
در اواخر نیمه اول قرن نوزدهم، حزب محافظه کار بنیان نهاده شد. عصر ویکتوریا همچنین، عصر تاسیس شرکت‌های نفتی مهمی چون کمپانی هند شرقی، شرکت نفت برمه، رویال داچ شل و شرکت نفت ایران و انگلیس است.
ویلیام گلادستون و بنجامین دیزراییلی به ترتیب از حزب لیبرال و محافظه کار مهم‌ترین نخست وزیران دوره ویکتوریا بودند. جنگ واترلو از نبردهای معروف این دوره‌است.
کتاب اصل انواع چارلز داروین در ۱۸۵۹ منتشر شد و انقلابی در زیست شناسی پدید آورد. همچنین موجب تاثیرات فرهنگی بسیاری گشت.
فرانسیس هربرت بردلی از فلاسفه انگلیسی مهم سده نوزدهم است.
دوره ویکتوریا یا دوره ملکه ویکتوریا که گاه‌به‌گاه دوره ویکتوریایی هم گفته می‌شود، دوره اوج انقلاب صنعتی در بریتانیا و اوج امپراتوری بریتانیا بود.
در اواخر نیمه اول قرن نوزدهم، حزب محافظه کار بنیان نهاده شد. عصر ویکتوریا همچنین، عصر تاسیس شرکت‌های نفتی مهمی چون ، شرکت نفت برمه، رویال داچ شل و شرکت نفت ایران و انگلیس است.
ویلیام گلادستون و بنجامین دیزراییلی به ترتیب از حزب لیبرال و محافظه کار مهم‌ترین نخست وزیران دوره ویکتوریا بودند. جنگ کریمه از نبردهای معروف این دوره‌است.
کتاب اصل انواع چارلز داروین در ۱۸۵۹ منتشر شد و انقلابی در زیست شناسی پدید آورد. همچنین موجب تاثیرات فرهنگی بسیاری گشت.
فرانسیس هربرت بردلی از فلاسفه انگلیسی مهم سده نوزدهم است.
ملکه ویکتوریا در سال ۱۹۰۱ درگذشت و فرزندش ادوارد هفتم از خاندان ساکس کوبورگ گوتا به پادشاهی رسید.

...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#17 | Posted: 14 Aug 2013 23:26 | Edited By: andishmand




مهد علیا ( مادر ناصرالدین شاه قاجار)


ملک جهان خانم ملقب به نواب علیه و مهدِ عُلیا (۱۲۲۰ - ۶ ربیع‌الثانی ۱۲۹۰، تهران) همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه قاجار بود.
ملک جهان خانم دختر امیر محمد قاسم خان قاجار قوانلو (ملقب به ظهیرالدوله) و بیگم جان خانم (دختر دوم فتحعلیشاه قاجار) بود. در ۱۶ سالگی او را به عقد پسردایی‌اش محمدمیرزا که آن زمان ولیعهد بود درآوردند. او پس از آنکه پسرش شاه شد، مهد علیا لقب گرفت.
حاصل ازدواج او با محمدشاه، پنج فرزند به نام‌های سلطان ملک میرزا، سلطان محمود میرزا، کشور خانم، ناصرالدین میرزا و عزت الدوله بود که سه فرزند نخست در کودکی درگذشتند. او در ۲۵ سالگی، پسرش ناصرالدین میرزا و در ۳۰ سالگی، دخترش، عزت ملک (ملک نسا خانم) را به دنیا آورد. محمد شاه با اینکه ناصرالدین میرزا را از ۵ سالگی به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود چند بار قصد کرد پسر دیگرش عباس میرزا (پسر خدیجه کردستانی که نسبش به شیخ‌های نقشبندیه می‌رسید) را ولیعهد کند. در سال ۱۲۶۴ ق که محمدشاه درگذشت، مهد علیا پسرش را که در تبریز بود به تهران فراخواند و خود نیز به کمک هوادارانش و سفارت انگلیس برای ۴۰ روز امور مملکت را به دست گرفت و آرامش شهر را حفظ کرد. او به عنوان ملکه مادر نایب السلطنه شورای سلطنت را تشکیل داد و حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه را که هوادار عباس میرزا بود، عزل کرد. عباس میرزا و خدیجه کردستانی نیز که از جانب او احساس خطر جانی می‌کردند با کمک فرهاد میرزا معتمدالدوله به سفارت انگلیس پناه بردند و متحصن شدند..
مهدعلیا زنی با کفایت بود. او بر ادبیات فارسی و به زبان عربی مسلط بود، با موسیقی و آواز آشنایی داشت و خط ریز و خط درشت می‌نوشت. به مطالعه دیوان شعرا و کتب تاریخ رغبت فروان داشت و کتابخانه خصوصی او را این دو نوع کتاب تشکیل می‌داد.
مهد علیا به ساختن و نوسازی بناها مانند باغ مادر شاه در مرقد شاه عبدالعظیم، مدرسه حکیم باشی (یا مدرسه مهد علیا)، ساختن بارگاه و بقعه زبیده خاتون، تعمیر و اتمام مسجد امیرقاسم خان، پدرش (یا مسجد مادر شاه) توجه داشت.
از مهد علیا چند سجع مُهر با عنوان‌های «ملک النساء العالمین»، «عصمة الدنیا و الدین» و ... باقی است.
مهد علیا نشسته بر تخت طاووس (در وسط)، پسرش ناصرالدین‌شاه و دخترش عزت‌الدوله
مهد علیا در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت.
دختر مهد علیا، ملک‌زاده خانم ملقب به عزت‌الدوله با وجود ناخرسندی مهد علیا در ۱۳ سالگی در روز جمعه ۲۲ ربیع‌الاول از سال ۱۲۶۵ ق.[۴] به همسری امیر کبیر درآمد و کینه او نسبت به امیرکبیر بیشتر شد.
او در جناح مخالف امیرکبیر تمام کوشش خود را برای مبارزه با اصلاحات وی و براندازی‌اش صرف کرد.
سرانجام امیر کبیر با دخالت او در سال ۱۲۶۸ در حمام فین کاشان به قتل رسید. پس از مرگ امیرکبیر، موجب صدراعظم شدن میرزا آقا خان نوری اعتمادالدوله شد و دخترش عزت ملک خانم را که سیاهپوش امیرکبیر بود به اجبار به عقد میرزا کاظم خان پسر آقاخان نوری درآورد.
مهدعلیا بسیار باهوش، جاه‌طلب و تجمل‌پرست و از زیبایی بی‌بهره بود. خط و ربطی داشت و به شیوه‌ی چلیپا (خط منحنی)، خوب می‌نوشت. به‌علاوه در فن مکر زنانه، استاد بی‌بدیلی بود. منش او را قدرت‌پرستی و جنون جنسی می‌‌ساخت. زندگی او، پرورده‌ی آن دو عنصر بود
نسبت به سوابق اخلاقی مادر «ناصر‌الدین‌شاه» حرف‌ها می‌زنند. می‌گویند حتی این پسرش، ناصرالدین‌شاه، نتیجه‌ی معاشقاتی است که او با شاهزاده «فریدون میرزا» داشته است.
برخی منابع اورا زنی منحط از لحاظ اخلاقی و روابط خصوصی می‌دانند.
حتی میرزا تقی خان امیر کبیر نیز در هنگام آخرین ملاقات با وی او را روسپی خوانده‌است.
او در سن ۷۰ سالگی در ۶ ربیع‌الثانی ۱۲۹۰ ق. ، هنگامی که ناصرالدین شاه به سفر اروپا رفته بود در تهران درگذشت و در آرامگاه محمدشاه در قم دفن شد. در مورد مرگش گویند دچار تب شدیدی بود و با وجود تب زیاد بجای خنک کردن مغز بیمار دشمنانش در پزشک اعمال نفوذ کرده پارچه ای از جنس نمد و پشم را بر سرش کرده و روی آن هم
کیسه زغال گذاشتند تا مغزش ترکید . روشی که بعدها برای کشتن یکی از همسران با نفوذ ناصرالدینشاه هم اعمال شد.


...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#18 | Posted: 15 Aug 2013 21:59




ماری کوری ( کاشف رادیوم)



ماریا اسکلودوسکا کوری (ماری کوری) (به لهستانی: Marie Skłodowska-Curie) (زاده ۷ نوامبر ۱۸۶۷ - درگذشته ۵ ژوئیه ۱۹۳۴) فیزیکدان و شیمی‌دان لهستانی بود. ماری کوری نخستین دانشمندی است که دوبار جایزهٔ نوبل را در رشته‌های فیزیک و شیمی گرفت. وی در ۷ نوامبر سال ۱۸۶۷ در ورشو پایتخت لهستان متولد شد. در سال ۱۸۹۳ لیسانس خود را در رشته فیزیک دریافت کرد و تنها یک سال بعد در رشته ریاضیات نیز موفق به اخذ لیسانس گردید.
در سال ۱۸۹۱ به پاریس رفت و در دانشکده علوم به تحصیل در رشته شیمی پرداخت. در سال ۱۸۹۵ با فیزیکدان جوان فرانسوی به نام پیر کوری آشنا شد. این آشنایی به ازدواج انجامید. او به پیر کوری در انجام آزمایش‌های عملی‌اش درباره الکتریسیته کمک می‌کرد. او به اتفاق شوهرش پیرکوری عناصر پلوتونیم و رادیوم را کشف کرد. زن وشوهردر ۱۹۰۳ جایزهٔ نوبل در فیزیک را برای کار برروی تشعشع (که نخستین بار هنری بکرل آن راکشف کرده بود) دریافت کردند. مادام کوری بار دیگر در سال ۱۹۱۱ در رشتهٔ شیمی جایزهٔ نوبل را گرفت.

شروع فعالیت آزمایشگاهی ماری کوری

زمانی که ماری کوری در سال ۱۸۹۵ در انباری چوبی کوچکی که آزمایشگاه او بود شروع بکار کرد، نه او و نه هیچ کس دیگر چیزی در باره عنصر شیمیایی رادیوم نمی‌دانست و این عنصر هنوز کشف نشده بود.
البته یکی از همکاران پژوهشگر پاریسی و فیزیکدان فرانسوی، «هانری بکرل»، در آن زمان تشخیص داده بود که عنصر شیمیایی اورانیوم، پرتوهایی اسرار آمیز نامرئی از خود می‌افشاند.

کشف هانری بکرل


بکرل به طور اتفاقی یک قطعه کوچک از فلز اورانیوم را بر روی یک صفحه فیلم نورندیده که در کاغذ سیاه پیچیده شده بود گذاشته بود. صبح روز بعد مشاهده کرد که صفحه فیلم درست مثل این که نور دیده باشد سیاه شده‌است. بدیهی بود که عنصر اورانیوم، پرتوهایی را از خود ساطع کرده بود که از کاغذ سیاه گذشته و بر صفحه فیلم اثر کرده بودند.
بکرل این فرایند را دوباره با سنگ معدنی که سنگی سخت و سیاه قیرگون است و از اورانیوم بدست می‌آید، تکرار کرد. این بار، اثری که سنگ بر روی صفحه فیلم گذاشته بود، حتی از دفعه قبل هم قوی‌تر بود. بنابراین می‌بایست به غیر از عنصر اورانیوم، یک عنصر پرتوزای دیگر هم در سنگ وجود می‌داشت.

ارائه نظریه

در ۱۲ آوریل ۱۸۹۸ کوری‌ها نظریه خود را به آکادمی علوم پاریس گزارش کردند. در ۱۴ آوریل، کوری‌ها با همکاری «لمون» شیمیدان فرانسوی، به جستجوی عنصر ناشناخته مزبور پرداختند. نتیجه گرانبهای این کار پرزحمت و طاقت‌فرسا تنها چند قطره از ماده‌ای بود که آنها این ماده را در لوله‌های شیشه‌ای آزمایشگاهی نگهداری می‌کردند.
بر اثر این کارهای طاقت‌فرسا در نخستین زمستان، ماری کوری دچار نوعی عفونت و التهاب ریوی شد و تمام فصل را مریض بود. ولی پس از بهبودی، کار پختن مواد در دیگها را در آزمایشگاه از سر گرفت. پس از آن، نخستین دخترش به نام ایرن متولد شد.
پیر و ماری کوری در ماه ژوئیه (مرداد ماه) همان سال توانستند این مسئله را انتشار دهند که سنگ معدن به غیر از اورانیوم، دو عنصر پرتوزای دیگر را نیز در خود دارد. نخسیتن عنصر را به یاد محل تولد و بزرگ شدن ماری کوری که لهستان بوده‌است، پولونیوم نامیدند و دومین عنصر را که اهمیت زیادی داشت رادیوم نامیدند که از واژه لاتین به معنی «پرتو» الهام می‌گرفت.
تولد رادیوم

در ۲۶ دسامبر ۱۸۹۸(۵ دی ماه ۱۲۷۷) اعضای آکادمی علوم پاریس، گزارشی تحت عنوان «درباره ماده شدیدآٌ رادیواکتیوی که در پشبلند وجود دارد» انتشار دادند و این روز تاریخ تولد رادیوم است. پیدایش رادیوم در میان عناصر رادیو اکتیو طبیعی تقریباًٌ به فوریت ثابت کرد که این عنصر مناسبترین عنصر رادیو اکتیو برای بسیاری کارهاست. بزودی معلوم شد که نیمه‌عمر رادیوم نسبتاًٌ زیاد است(۱۶۰۰ سال). کشف رادیوم موجب دگرگونی‌های اساسی در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستیابی به انرژی اتمی شد.
اولین جایزه نوبل

خانواده کوری بهمراه بکرل بخاطر کشفی که پس از آن همه کار طاقت‌فرسا به آن نائل شدند در سال ۱۹۰۳ جایزه نوبل در فیزیک را از آن خود کردند و به این ترتیب توانستند وامهایی را که برای کارهای پژوهشی طولانی خود گرفته بودند، پرداخت کنند.
دومین جایزه نوبل

پیر کوری در ۱۹ آوریل سال ۱۹۰۶ در ۴۷ سالگی بعلت تصادف با درشکه درگذشت. مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال ۱۹۱۰ موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام استاد سوربون و عضو آکادمی طب بود و در سال ۱۹۱۱ برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد. ماری کوری به همراه لینوس پاولینگ، جان باردین و فردریک سنگر تنها افرادی هستند که دو بار این جایزه ارزشمند را از آن خود کرده‌اند.
ماری کوری نقش اصلی در تاسیس انستیتو رادیوم پاریس در سال ۱۹۱۲ داشت و تا زمان مرگ مسئول اداره بخش فیزیک-شیمی آن بود.
مرگ

مادام کوری در ۴ ژوئیه ۱۹۳۴ یعنی ۲۵ سال بعد از مرگ شوهرش و در سن ۶۲ سالگی به دلیل ابتلا به سرطان خون درگذشت وی به دلیل تحقیق بر روی رادیوم (که ماده‌ای سرطان‌زا است) در گذشت.
در سال ۱۹۹۵، خاکستر جسد ماری کوری و همسرش پی‌یر از گورستانی کوچک به پانتئون پاریس منتقل شد. این کار برای بزرگداشت زندگی و خدمات ماری کوری انجام شد.

دستاورد کشف کوری

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به مادام کوری در ویکی‌گفتاورد موجود است.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ماری کوری موجود است.
این واقعیت که پرتوهای رادیوم می‌توانند بافتهای زنده اندامها را از بین ببرند، به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد کشف کوری‌ها مشخص گردید. پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی بزودی دریافتند که به این وسیله می‌توانند غده‌ها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماریهای پوستی و غدد ترشحی بروز می‌کنند، از بین ببرند.
بسیاری از بیماران سرطانی که توانسته‌اند با موفقیت درمان شوند و از مرگ نجات یابند، عمر دوباره و سلامتی خود را مرهون تلاشهای خستگی‌ناپذیر و انگیزه والای این زن بی‌همتا هستند.

...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#19 | Posted: 15 Aug 2013 22:16




اوا برون( همسر هیتلر)




اِوا آنا پاولا براون (به آلمانی: Eva Anna Paula Braun)‏ (زاده ۶ فوریه، ۱۹۱۲ - درگذشته ۳۰ آوریل، ۱۹۴۵) معشوقه آدولف هیتلر و برای مدتی کوتاه، همسر او بود. او در مونیخ آلمان از خانواده‌ای باواریایی و از طبقه متوسط زاده شد و در «انستیتوی زنان جوان کاتولیک» تحصیل نمود. اوا براون در سال ۱۹۳۰ میلادی، به عنوان یک فروشنده در فروشگاه هاینریش هوفمان عکاس ویژه آدولف هیتلر به کار مشغول شد و از همین طریق هیتلر را ملاقات کرد. وی از آن پس معشوقه هیتلر شد و در خانه‌ای در مونیخ که هیتلر فراهم کرده بود گذران زندگی می‌کرد. در سال ۱۹۳۶ براون به ویلای شخصی هیتلر در برگهوف در ارتفاعات باواریا منتقل شد.
شواهدی مبنی بر اینکه روابط هیتلر و اوا براون، رابطه‌ای غیر معمول بوده باشد، وجود ندارد. براون به شنا و اسکی کاملاً آشنایی داشت اما علاقه جدی به این دو ورزش نداشت. هیتلر هرگز در انظار عمومی با او ظاهر نشد و در رفتن به برلین، اجازه همراهی به او نمی‌داد. براون در زندگی سیاسی هیتلر هیچ تاثیری نداشت.
در آوریل ۱۹۴۵ او بر خلاف خواست هیتلر به برلین رفت و برای ماندن تا هنگام مرگ، به او پیوست. هیتلر نیز در تصدیق وفاداری او، تصمیم به ازدواج با او گرفت و مراسمی برای ازدواج آنان در یک پناهگاه در ۲۹ آوریل برگزار شد. روز بعد به هنگام سقوط برلین و حکومت هیتلر، براون با مسموم کردن خود دست به خودکشی زد و هیتلر نیز برای خودکشی هم از سم و هم از شلیک گلوله استفاده کرد. جسد هیتلر و براون سوزانده شد.

...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
#20 | Posted: 16 Aug 2013 13:00 | Edited By: andishmand




اوا پرون ( همسر رئیس جمهور آرژانتین و فعال سیاسی)




اِوا پِرون (به اسپانیایی: María Eva Duarte de Perón)‏ (متولد ۷ مه ۱۹۱۹ - درگذشته ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۲) معروف به اویتا فعال سیاسی و یکی از قدرتمندترین و محبوب ترین زنان کشور آرژانتین بود.
او همسر دوم خوآن پرون رئیس جمهور آرژانتین و از سال ۱۹۴۶ تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۲ بانوی اول این کشور بود.
اوا پرون در سن ۳۳ سالگی در سال ۱۹۵۲ به دلیل سرطان درگذشت. پیش از مرگش کنگره آرژانتین به وی لقب رسمی «رهبر روحانی ملت» را اعطاء کرده بود.
زندگی اوا پرون موضوع کتاب‌ها، فیلم‌های سینمایی، نمایش‌ها و تئاترها و سریال‌های بسیاری در سراسر جهان، بویژه در آمریکای لاتین بوده‌است. از روی زندگی اوا و همسرش یک تئاتر موزیکال موفق به نام اویتا و یک فیلم به همین نام با بازیگری مدونا و آنتونیو باندراس ساخته شده‌است.


در سال ۲۰۱۱ کتابی که به نام «راهنمای سیاست‌های زشت آمریکای لاتین» منتشر شد و ادعا کرد که اوا پرون کشورش را به پناهگاهی امن برای نازی‌های بسیاری مبدل کرده بود که پس از جنگ جهانی دوم و شکست آلمان هیتلری، متواری شده‌ بودند
زندگی
اویتا پرون دختر فقیر و نامشروعی که فرشته نجات محرومان شد
اویتا پرون، که نام اصلیش ماریا اوا دوراته است روز ۲۶ آوریل ۱۹۱۹ در شهرک لوس تولدوس در نزدیکی پایتخت آرژانتین بدنیا آمد. او فرزند نامشروع مرد ثروتمندی بنام خوان دوراته بود. پدر اویتا در بوئنوس آیرس زندگی می کرد و همسر و فرزندان قانونی دیگری هم داشت. گاهی به معشوقه سابق و مادر فرزندان نامشروعش هم سرکشی می کرد. اویتا در هنگام مرگ پدر هفت سال داشت ئ نخستین بجربه تلخ زندگی او که در کتاب خاطراتش از آن یاد می کند، برخورد تند و زننده همسر و فرزندان پدرش با او و مادرش در مراسم تشییع جنازه پدر بود. اویتا در کتاب خاطراتش شبی را که مادرش خبر مرگ پدر و راز نامشروع بودن او را برایش فاش کرد، تلخ ترین شب زندگی خود می خواند.
او به رخت شوئی در خانه های دیگران پرداخت. اویتا تحت چنین شرایطی تحصیلات خود را در دوره متوسطه ناتمام گذاشت و در شانزده سالگی در جستجوی کار عازم بوئنوس آیرس شد. او دختری زیبا بود و صدای خوبی داشت و به همین دلیل برای کار در یک تأتر درجه دوم پذیرفته شد. چرا که مدیر تأترخانه به او نظر داشت. اویتا پس از ورود به عالم تأتر با مردان زیادی ارتباط داشته ولی آنطور که خود او در کتاب خاطراتش اعتراف می کند همواره در جستجوی عاطفه و محبتی بوده است که در کودکی از آن محروم بود و هرگز به خاطر مادیات به مردی نظر نداشت.
یکی از دوستان اویتا در دوران هنرپیشگی تأتر افسر جوانی بنام آنیبال فرانسیسکو ایمبرت بود که در سال ۱۹۴۳ با گروه افسرانی که دست به کودتا زدند همکاری می کرد و در کابینه کودتا به وزارت پست و تلگراف منصوب شد. اویتا با کمک آنیبال به دلیل صدای گیرایی که داشت به عنوان گوینده رادیو استخدام شد.و خیلی زود شهرت یافت.
در ژانویه ۱۹۴۴ زلزله وحشتناکی در سان خوان آرژانتین روی داد که تلفات و خسارات زیادی ببار آورد.اویتا مامور سرپرستی برنامه های تبلیغاتی به منظور جمع آوری اعانه کمک به زلزله زدگان شد و در جریان این فعالیت ها با سرهنگ میانسالی بنان خوان پرون آشنا شد. سرهنگ پرون از افسران کودتا چی و از دوستان ایمبرت بود در همان نگاه اول دل بسته اویتا شد. این آشنایی سر آغاز تغییر مسیر تاریخ آرژانتین بود. خوان پرون که هنگام آشنایی با اویتا ۴۹سال داشت و در حدود بیست و پنج سال از اویتا بزرگتر بود روز۸ اکتبر ۱۹۸۵ در شهر کوچک لوبوس به دنیا آمد. او هم مانند اویتا فرزند نامشروع مرد ثروتمندی بود که تا زمان به ثمر رسیدن پسرش مخارج تحصیل او را داد و موجبات ورود او را به مدرسه نظام فراهم ساخت. خوان پرون به سرعت مدارج ترقی را در ارتش آرژانتین پیمود. و در سال ۱۹۳۰ در یک کودتای نظامی که موجب سرنگونی حکومت قانونی این کشور شد، شرکت کرد.پس از کودتا وی به عنوان وابسته نظامی آژانتین به شیلی اعزام شد. دو سال بعد پرون به علت زنبارگی و یک ماجرای جاسوسی که یکی از معشوقه های پرون در آن دست داشت به آرژانتین احضار شد. اما خیلی زود موقعیت قبلی خود را باز یافت و این بار به عنوان وابسته نظامی به رم برلین اعزام شد. در آنجا پرون نشو ونمای فاشیسم را از نزدیک مشاهده کرده و خود از ستایشگران هیتلر و موسولینی شد. در سال ۱۹۳۹ و قبل از آغاز جنگ جهانی دوم ، پرون به همراه گروهی از افسران جوان ، حزبی تشکیل داد که کم و بیش مشابه تشکیلات حزب نازی در آلمان بود.
پرون در ژوئن ۱۹۴۴ در یک توطئه کودتا علیه حکومت غیر نظامی آرژانتین که تازه جانشین حکومت نظامی آن کشور شده بود شرکت جست و در کابینه کودتا نخست به سمت معاونت وزارت دفاع و سپس به وزارت کار منصوب گردید و در همین سمت بود که در سال۱۹۴۴ با اویتا گوینده رادیو آشنا شد. پرون پس از سی سال زنبارگی به دنبال ثبات و عشق بود که مطلوب خود را در اویتا یافت.
ااویتا برای کمک به پیشرفت کار پرون تمام وقت و نیروی خود را صرف فعالیت در سازمان های کارگری آرژانتین نمود. و در میان کارگران آرژانتین اعتبار و محبوبیت زیادی برای پرون فراهم ساخت. پرون در سال ۱۹۴۵ به معاونت ریاست جمهوری آرژانتین ارتقا یافت ولی در اکتبر همین سال به دستور فارل رئیس جمهوری نظامی آرژانتین باز داشت و زندانی شد. اتهام پرون کار شکنی در کار دولت و توطئه برای برکناری رئیس جمهور بود و در صورت اثبات این اتهام خطر مرگ او را تهدید می نمود.
در اینجا بود که اویتا وارد صحنه شد و مسیر تاریخ آرژانتین را تغییر داد. او با نفوذ خود در میان کارگران آرژانتین آنها را به برگزاری تظاهرات و راه پیمایی در پایتخت به نفع پرون فراخواند و روز ۱۷ اکتبر سال ۱۹۴۵ با اعتصاب عمومی و تظاهرات در خیابان های بوئنوس آیرس، رئیس جمهور را وادار به لغو دستور قبلی خود و آزادی پرون از زندان نمود. تظاهرات کارگران تا خروج پرون از زندان و حضور او در کاخ ریاست جمهوری ادامه یافت.
پس از این ماجرا خوان پرون رسما از اویتا خواستگاری کرد و مراسم ازدواج آنها در ماه دسامبر ۱۹۴۵در بوئنوس آیرس برگزار گردید. در ژانویه ۱۹۴۶ ژنرال پرون خود را نامزد ریاست جمهوری کرد و در مبارزه برای احراز این مقام بیش از هر چیز به استعداد همسرش اویتا در فن تبلیغات و سخنوری و نفوذ و محبوبیت او در میان مردم آرژانتین متکی بود. اویتا در مدت چهار ماه مبارزه انتخاباتی به نفع شوهرش به تمام شهر های بزرگ و مراکز جمعیت آرژانتین سفر کرد و نتیجه تلاش او پیروزی درخشان پرون در انتخابات ریاست جمهوری چهارم ژوئن ۱۹۴۶ آرژانتین بود.
در انتخابات ۱۹۴۶ پرون به مدت ۵ سال به مقام ریاست جمهوری انتخاب گردید و اویتا در کنار او به سازماندهی حزبی که بنام حزب پرونیست شهرت یافت، مشغول شد. اویتا نام حزبش را حزب بی پیراهن ها گذاشته بود که معادل فارسی پابرهنه هاست که هدف و برنامه های حزب پرونیست از همین نامگذاری روشن می شود. اویتا با یادآوری روزگار تلخ کودکی و نوجوانی تصمیم داشت از این راه هرچه در توان دارد به طبقه فقیر و زحمتکش کمک کند.
اویتا در کنار فعالیت های سیاسی به تشکیل یک سازمان بزرگ خدمات اجتماعی نیز مبادرت نمود و تمام برنامه های خیریه خود را در این سازمان متمرکز ساخت. او همچنین برنامه های مسافرت متعددی به مناطق محروم کشور ترتیب داد و فرشته نجات محرومان لقب گرفت.
نفوذ اویتا در سیاست آرژانتین و نقش او در حکومت روز بروز در حال افزایش بود. بطوری که در سال های ۱۹۵۰و ۱۹۵۱همه او را فرمانروای واقعی آژانتین می دانستند. ژنرال پرون که او را عاشقانه دوست می داشت در سال ۱۹۵۱ تصمیم گرفت همسرش را نامزد مقام معاونت ریاست جمهوری آرژانتین بنماید. اما این تصمیم پرون با مخالفت ژنرال های ریاست جهموری مواجه شد. اویتا که خطر یک کودتای نظامی را در پش۱۹۴۶ سرپرستی فعالیت های انتخاباتی شوهرش را بدست گرفت.
ژنرال پرون در انتخابات نوامبر۱۹۵۱ برای دومین بار با اکثریت قاطع به مقام ریاست جمهوری آرژانتین انتخاب شد و پس از پیروزی در این انتخابات گفت که این بار هم مانند سال ۱۹۴۶ موفقیت خود را مدیون همسرش می باشد.
اویتا پس از تجدید انتخاب شوهرش به مقام ریاست جمهوری بیمار و بستری شد. ابتدا گمان می رفت که این بیماری ناشی از خستگی و ناراحتی های عصبی است. اما آزمایشات طبی نشان داد که او به بیماری سرطان مبتلا شده است.
اویتا پس از چند ماه تحمل درد و رنج در روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۲ در گذشت. او هنگام مرگ ۳۳ سال داشت و کثرت جمعیتی که در مراسم تشییع جنازه وی شرکت کردند نشان از میزان محبوبیت او در میان مردم داشت. در جریان مرگ او تمام آرزانتین به حالت تعطیل درآمد و دوستداران وی عکس بزرگی از او را تا یک ماه پس از مرگش در میدان بزرگ مرکزی بوئنوس آیرس نصب کرده و شب ها با روشن کردن شمع در این میدان گرد می آمدند.
مرگ اویتا در سن جوانی خلا بزرگی در زندگی پرون پدید آورد و اشتباهات او در بقیه دوران ریاست جمهوری نشان داد که تا چه اندازه همسرش در کنترل و هدایت او در کار حکومت موثر بوده است. نخستین اشتباه پرون دادن امتیاز اکتشاف و استخراج نفت به یک شرکت آمریکایی بود که عدم رضایت عموم و مخالفت برخی از رهبران حزب را بدنبال داشت. دومین اشتباه وضع قوانینی درباره آزادی زنان و حق طلاق بود که پرون را در مقابل کلیسای آرژانتین قرار داد. بحران اقتصادی و بیکاری از عوامل دیگری بود که موقعیت پرون را در میان مردم آرژانتین متزلزل ساخت و زمینه یک کودتای نظامی را علیه وی فراهم ساخت. در سال ۱۹۵۵نیروی دریایی آرژانتین علیه پرون قیام کرد که پرون موفق شد این قیام را سرکوب نماید. در سپتامبر همین سال فرماندهان ارتش در چند نقطه کشور دست به شورش زدند و پرون پس از سه روز مقاومت در برابر این حرکت مجبور به استعفا و خروج از کشور شد.
در اوایل دهه۱۹۷۰که شرایط تازه ای در آرژانتین حکمفرما شد و احزاب سیاسی آزادی فعالیت یافتند حزب پرونیست هم فعالیت خود را از سر گرفت و در انتخابات عمومی سال۱۹۷۳ آرژانتین به پیروزی رسید. ژنرال پرون پس از هجده سال تبعید از اسپانیا به کشورش بازگشت و در اکتبر ۱۹۷۳ در سن ۷۸سالگی مجددا به ریاست جمهوری انتخاب گردید. پرون در سال های تبعید همسر دیگری اختیار کرده و می خواست نقش اویتا را در زندگی سیاسی و اجتماعی آرژانتین به او تفویض کند. پرون با همین هدف و آرزو ماریا استلا معروف به ایزابلا پرون را به معاونت خود برگزید.
خوان پرون در ژوئیه سال۱۹۴۷کمتر از یک سال پس از تجدید انتخاب خود به مقام ریاست جمهوری درگذشت و همسرش ایزابلا جانشین او شد. اما آرزوی پرون برای اینکه او اویتای دومی شود هرگز تحقق نیافت . ایزابلا که از کفایت و استعداد لازم برای اداره امور کشور برخوردار نبود در ماه مارس ۱۹۷۶ با یک کودتای نظامی بدون خونریزی از کار برکنار شد.
امروزه کسی از ایزابلا که بیست ماه رئیس جمهور آرژانیتن بود یاد نمی کند ولی یاد اویتا و خاطره او هنوز در دل ها باقی است و کتاب او هدف زندگی من هر سال در تیراژ وسیعی چاپ می شود. این کتاب در واقع کتاب مقدس حزب پرونیست یا بی پیراهن ها می باشد.

...

تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین » 
فرهنگ و هنر انجمن لوتی / فرهنگ و هنر / زنان نامدار جهان و سرنوشت های عجیب بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2016 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites