تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
پارسی زبانان غیر ایرانی

تاجیکستان

صفحه  صفحه 3 از 37:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  33  34  35  36  37  پسین »  
#21 | Posted: 16 Sep 2013 16:09
دانشگاه دولتی حقوق، بازرگانی و سیاست تاجیکستان

دانشگاه دولتی حقوق، بیزنس (بازرگانی) و سیاست تاجیکستان یکی از دانشگاه‌های دولتی تاجیکستان بوده، در شهر خجند ولایت سغد جای دارد.

تاریخ
دانشگاه طبق قرار شورای وزیران جمهوری تاجیکستان از ۵ اوت ۱۹۹۳ با شمارهٔ ۳۶۴ و قرار کمیتهٔ شورای دپوتت‌ها (قائم‌مقام‌ها)ی ولایت لنین‌آباد از ۳۱ مارس ۱۹۹۴ تأسیس شده، از ابتدای فعالیت رو به توسعه نهاد. حالا در این دانشگاه بیش از ۵۸۰۸ دانشجو از در رشته‌های حقوق‌شناسی (حقوق)، اقتصادیات (اقتصاد)، مِنِجمنت (مدیریت)، مارکتینگ (بازاریابی)، اینفورماتیکا (فناوری اطلاعات) و تکنولوژی‌های کامپیوتری، سیاست‌شناسی (علوم سیاسی) و مناسبت‌های بین‌الخلقی (روابط بین‌الملل) تحصیل می‌نمایند.

دانشکده‌ها


دانشکدهٔ حقوق‌شناسی
دانشکدهٔ بیزنس و اداره‌کنی
دانشکدهٔ تخنولوگیاهای کامپیوتری و حسابگیری
دانشکدهٔ مالیه
دانشکدهٔ سیاست‌شناسی و مناسبت‌های بین‌الخلقی (دیپلوماتیا)
دانشکدهٔ اینووتسیا و تخنولوگیای تجارتی



اطلاعات کلی

تأسیس ۱۹۹۴ میلادی (۱۳۷۳ ه‍.خ.)


نوع دولتی


مکان خجند


http://www.tsulbp.tj


نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#22 | Posted: 16 Sep 2013 16:17
دانشگاه دولتی خجند

دانشگاه دولتی خجند به نام باباجان غفورف در سال ۱۹۳۲ میلادی در شهر خجند تاجیکستان (با نام پیشین لنین‌آباد) برپا گردید. در آغاز با نام انستیتوی عالی پداگوژی شناخته می‌شد. در روزگار شوروی این دانشگاه، انستیتوی دولتی پداگوژی لنین‌آباد نام داشت. پس از استقلال جمهوری تاجیکستان از شوروی به نام کنونی تغییر نام داد.

دانشکده‌ها

دانشگاه دولتی خجند دارای ۱۶ دانشکده می‌باشد:

۱. ریاضیات

۲. فیزیک و فن

۳. هنر و گرافیک

۴. سیبرنتیک (فرمان‌شناسی)

۵. زبان‌های خارجی (عربی، انگلیسی، آلمانی، پارسی)

۶. انستیتوی مدیریت و فناوری رایانه

۷. زبان‌شناسی روسی

۸. حقوق

۹. زبان‌شناسی ازبکی

۱۰. پداگوژی (علوم تربیتی)

۱۱. زبان‌شناسی فارسی تاجیکی

۱۲. شرق‌شناسی – زبان‌های شرقی

۱۳. مطالعات محیطی

۱۴. تاریخ

۱۵. بازرگانی و اقتصاد بازار

۱۶. دانشکدهٔ هنر

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#23 | Posted: 16 Sep 2013 16:28
دانشگاه دولتی خاروغ

دانشگاه دولتی خاروغ به نام م. نظرشاه‌یف دانشگاهی همگانی در شهر خاروغ، مرکز استان خودمختار کوهستان بدخشان در تاجیکستان می‌باشد. این دانشگاه در مرکز شهر خاروغ –تنها نقطهٔ شهری این استان- جای دارد. این دانشگاه دارای ۴۰۰۰ دانشجوی حضوری و مکاتبه‌ای است.

تاریخچه
دانشگاه دولتی خاروغ در ۵ اوت ۱۹۹۲ میلادی در پی تصمیم هیئت وزیران جمهوری تاجیکستان پایه‌گذاری گردید و در سپتامبر همان سال دانشجو پذیرفت. ساختمان دانشگاه بزرگ‌ترین ساختمان شهر خاروغ است و در زمان شوروی پیشین ساختمان خانهٔ آموزش سیاست بوده است و در خیابان لنین روبه‌روی میدان مرکزی و در کنار ساختمان‌های حکومتی جای دارد.

این دانشگاه به افتخار تاریخدان، فیلسوف و آکادمیسین مایان‌شاه نظرشاه‌یف (از ۱۹۲۹ تا ۱۹۹۴) نام‌گذاری گردیده است. او بومی این منطقه بود و در برپایی این دانشگاه نقش عمده‌ای داشت. نظرشاه‌یف معاون رئیس جمهور تاجیکستان بود و در ۱۸ فوریه ۱۹۹۴ در شهر دوشنبه ترور شد.

برای نخستین بار پس از برپایی این دانشگاه در آغاز دهه ۱۹۹۰ مردم منطقه توانستند بی آن که از منطقه‌شان خارج شوند به آموزش عالی دسترسی داشته باشند. در آغاز دههٔ ۱۹۹۰ و در بحبوحهٔ جنگ داخلی تاجیکستان بسیار خطرناک بود که پامیریان (مردم منطقه) به دانشگاه‌ها و دیگر بنیادهای آموزش عالی در شهر دوشنبه و دیگر شهرهای جنوب تاجیکستان بروند بدین دلیل که به دست گروه‌های رقیب پیاپی هدف قرار می‌گرفتند. در دو سال آغازین جنگ، با آمدن پناهندگان پامیری از دیگر بخش‌های تاجیکستان، جمعیت خاروغ کمابیش دو برابر گردید. در میان پناهندگان روشنفکران و افرادی با تخصص‌های گوناگون بودند یعنی استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های آموزش عالی تاجیکستان. جنگ با همهٔ ویرانی‌هایش برای این دانشگاه نوبنیاد سودمند بود زیرا استادانی را از دیگر بخش‌های تاجیکستان جذب کرد.

نخستین رئیس دانشگاه محمدشاه الالف، دارای دکترای ریاضی بود که میان سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ خدمت کرد و اکنون رئیس فرهنگستان علوم تاجیکستان می‌باشد. رئیس کنونی، یعنی چهارمین رئیس دانشگاه، دکتر گل‌خواجه جنگی‌بیکف از مارس ۲۰۰۵ میلادی بر سر کار است.

نخستین دانش‌آموختهٔ این دانشگاه شاهپور کریم الحسنی آقاخان چهارم می‌باشد که مدرک دکترای افتخاری حقوق را در مه ۱۹۹۵ دریافت نمود.



ساختار دانشگاه
دانشگاه با دو دانشکده آغاز به کار کرد: علوم انسانی و علوم طبیعی. پس از چند سال دانشکدهٔ علوم انسانی به دانشکده‌های تاریخ-زبان‌شناسی و اقتصاد تقسیم گردید که هر کدام دارای بخش‌های گوناگونی می‌باشند:

علوم انسانی


تاریخ
زبان‌شناسی تاریخی فارسی تاجیکی
شرق‌شناسی
زبان‌های خارجه
اقتصاد



علوم طبیعی


فیزیک و ریاضی
زیست‌شناسی
زمین‌شناسی
آبیاری-زهکشی


امروزه این فهرست بلندتر و گوناگون‌تر است. کمابیش ۴۰۰۰ دانشجو در ۲۴ تخصص و در ۸ دانشکده و ۱۹ بخش مشغول تحصیل اند و به ۵ آزمایشگاه علمی، ۴ مرکز کامپیوتر، یک کتابخانه دسترسی دارند. این دانشگاه دارای مجلهٔ علمی و روزنامه می‌باشد. خوابگاهی با گنجایش ۱۰۰۰ تن در دست ساخت می‌باشد.


پیشرفت علمی و کامیابی‌ها
از زمان برپایی در ۱۹۹۲، این دانشگاه در جذب هیئت علمی و گوناگون‌سازی رشته‌ها روند چشمگیری داشته است.

از آن رو که این دانشگاه یگانه بنیاد آموزش عالی منطقه و جایی برای کار و پژوهش علمی است مورد توجه دولت و بنیادهای غیردولتی قرار گرفته است. بنیاد آقاخان در آغازین سال‌های پایه‌گذاری دانشگاه، نقشی کلیدی در تأمین منابع آموزشی (مادی و پولی)، تجهیزات، برنامه‌های آموزشی و همکاری با دیگر دانشگاه‌های منطقه و جهان داشته است. این کمک‌های دربرگیرندهٔ برپایی بخش زبان انگلیسی زیر نظر استاد چاک اِلسی، استاد دانشگاه تورنتوی کانادا بود که میان سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۸ رئیس این بخش بود. دانش‌آموختگان این بخش بازار شغلی خوبی در منطقه و سطح کشور به ویژه سازمان‌های بین‌المللی دارند. برخی به دلیل روانی در بهره‌گیری از زبان‌های خارجی پیش از داشتن تجربهٔ حرفه‌ای جذب مشاغل مناسبی می‌شوند.


اطلاعات کلی

تأسیس ۱۹۹۲ میلادی (۱۳۷۱ ه‍.خ.)


نوع دولتی


رئیس گل‌خواجه جنگی‌بیکف


مکان خاروغ

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#24 | Posted: 16 Sep 2013 16:51
ممنوعيت تحصيل جوانان تاجيك در مدرسه ايرانيان تاجيكستان!

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، مقامات وزارت معارف (آموزش و پرورش) تاجیکستان علت اصلی جلوگیری از تحصیل فرزندان تاجیک در مدرسه ایرانیان در دوشنبه را چنین توضیح داده‌اند که مدرسه ایرانیان در دوشنبه به عنوان مدرسه وابسته به سفارت جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان است و این مدرسه اجازه ندارد به دانش آموزان غیر‌ایرانی آموزش دهد. "نایل شاه نورعلی‌اف " سخنگوی وزارت آموزش و پرورش تاجیکستان امروز با اعلام این مطلب در جمع خبرنگاران گفت: مدرسه ایرانی در شهر دوشنبه با هدف آموزش فرزندان دیپلمات‌های ایرانی مقیم تاجیکستان تاسیس شده و این مدرسه براساس آیین نامه خود، حق تدریس اتباع سایر کشورها از جمله تاجیکستان را ندارد.نمایندگان وزارت آموزش و پرورش تاجیکستان می‌گویند: این اقدام آنان در چارچوب قوانین این کشور انجام شده و باید مورد اجرا قرار گیرد.به گفته آنها، در حال حاضر بیش از 90 درصد دانش آموزان تاجیک که در مدرسه ایرانی در دوشنبه تحصیل می‌کردند، به مدارس دیگر تاجیکستان منتقل شده‌اند و تا چند روز آینده بقیه دانش آموزان تاجیک در حال تحصیل در این مدرسه، به مدرسه‌های تاجیکی منتقل خواهند شد.این در حالی است که تا پیش از این بیش از 90 تن از فرزندان تاجیک در مدرسه ایرانیان واقع در شهر دوشنبه مشغول به تحصیل بودند.یک منبع آگاه که خواستار عدم افشای نام خود شد، ضمن تایید این خبر به خبرنگار خبرگزاری فارس گفت: بازرسان وزارت آموزش و پرورش تاجیکستان، ظهر امروز با حضور در مدرسه ایرانیان شهر دوشنبه، ضمن اعلام این تصمیم دولت تاجیکستان به مسئولان این مدرسه، افزودند: از امروز تحصیل دانش آموزان تاجیک در مدرسه ایرانیان واقع در پایتخت تاجیکستان ممنوع است.وی افزود: وزارت معارف تاجیکستان از 2 ماه قبل بررسی این مسئله آغاز کرده بود و امروز تصمیم نهایی خود را در این زمینه اتخاذ و اعلام کرده است. این منبع تصریح کرد: ما به وزارت اموزش و پرورش این کشور پیشنهاد کردیم که این اقدام خود را پس از پایان یافتن سال تحصیل جاری عملیاتی کنند، اما این نهاد تاجیکستان مصوبه خود در این زمینه را صادر کرد و اکنون احتمال بوجود آمدن مشکلاتی برای دانش آموزان تاجیک برای ادامه تحصیل در مدارس تاجیکی بسیار زیاد است. سفارت جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان معتقد است: این سفارت برای تدریس جوانان و نوجوانان در این مدرسه بهترین معلمان را جلب کرده و تعلیم در این مدرسه بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران که از طرف جامعه جهانی پذیرفته شده است، جریان دارد.مدرسه ایرانیان در دوشنبه 15 سال قبل تاسیس شد که اکثر دانش آموزان آن از فرزندان دیپلمات‌های ایرانی، فرزندان اتباع ایرانی مقیم تاجیکستان و فرزندان برخی از دیپلمات‌های افغانی و تاجیکان هستند.این در حالی است که قرار است مدرسه مشترک تاجیکی و ایرانی دیگری در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان احداث شود. "لذت دلاورزاد " کارشناس مسائل اجتماعی تاجیک معتقد است: تحصیل فرزندان تاجیک در مدرسه ایرانیان شهر دوشنبه، به نفع آنان است، زیرا آنان در این مدرسه علاوه بر آشنایی با فرهنگ و تمدن معاصر ایران، با شیوه‌های مدرن آموزشی دوران تحصیل خود را طی می‌کنند. وی افزود: جمهوری اسلامی ایران، تاجیکستان و افغانستان به عنوان 3 کشور فارسی زبان باید از امکانات موجود برای معرفی و آشنایی با فرهنگ و تمدن معاصر یکدیگر به طور لازم استفاده کنند و در این زمینه، ادامه تحصیل دانش آموزان تاجیک و افغانی در مدرسه ایرانیان واقع در شهر دوشنبه بسیار مفید خواهد بود.این کارشناس مسائل اجتماعی تاجیک تصریح کرد: این تصمیم وزارت آموزش و پرورش تاجیکستان در حالی صورت می‌گیرد که در این کشور تعداد زیادی آموزشگاه‌های مشترک تاجیکی و ترکی فعالیت می‌کنند که تهدیدی برای فرهنگ و ارزش‌های ملی مردم تاجیک در آینده خواهد بود.دلاورزاد تاکید کرد: جلوگیری از ادامه تحصیل فرزندان تاجیک در مدرسه ایرانیان در ادامه تصمیم دولت تاجیکستان جهت بازگرداندن دانشجویان تاجیک از مدارس اسلامی کشورهای خارجی صورت می‌گیرد و از سوی دیگر برخی مقامات نهادهای ذیربط تاجیک برای خودنمایی و نشان دادن حسن نیت خود به دولتمردان این کشور، اقداماتی را که به‌رعم انان به یود منافع ملی تاجیکستان است با سرعت بیشتری انجام دهند، ولی واضح است که این اقدام مسئولان این نهادها به روند رو به رشد مناسبات فرهنگی میان تاجیکستان و ایران لطمه وارد خواهد کرد.این در حالی است که اخیراً "امامعلی رحمان " رئیس جمهور تاجیکستان، از اتباع کشورش خواست که هر چه سریعتر فرزندان خود را که در مدارس کشورهای اسلامی تحصیل می‌کنند، به تاجیکستان بازگردانند. کارشناسان مسائل اجتماعی تاجیکستان معتقدند: اقدام اخیر وزارت امنوزش پرورش تاجیکستان جهت جلوگیری از تحصیل فرزندان تاجیک در مدرسه ایرانیان واقع در پایتخت تاجیکستان پیامد نامطلوبی به‌دنبال خواهد داشت. به گفته این تحلیلگران، مدارس تاجیکستان ظرفیت جذب تمامی دانش آموزان این کشور را ندارد و کمبود معلمان، بویژه معلمان زبان‌های خارجی در تاجیکستان نیز برای دانش آموزان این کشور مشکلی دیگری را به وجود خواهد آورد.

تاريخ انتشار: ۱۳۸۹/۱۰/۷ | ساعت انتشار: ۲:۴۰ | کد خبر: ۲۳۳۴۶۲ | منبع: خبرگزاری فارس |


نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#25 | Posted: 16 Sep 2013 20:03 | Edited By: sepanta_7
کتابخانه ملی تاجیکستان



کتابخانهٔ ملی تاجیکستان یا کتابخانهٔ ابوالقاسم فردوسی بزرگترین کتابخانهٔ کشور تاجیکستان است. این کتابخانه در شهر دوشنبه در اول ژانویه 1933 واقع شده است.[۱]کتابهای اولیه آن را مجموعه ای که در کتابخانه شهر دوشنبه وجود داشت تشکیل داد. با گسترش کتابخانه و افزایش مجموعه آن این کتابخانه به کتابخانه واسپاری جمهوری تاجیکستان و مرکز تحقیقات و هماهنگ کننده کتابخانه های این جمهوری تبدیل شد. این کتابخانه حدود ۳ میلیون جلد کتاب دارد و دستنویس‌های زیادی در آن نگهداری می‌شود.روزانه حدود 1500 مراجعه کننده دارد. دارای برنامه مبادله با 79 کتابخانه خارجی و 120 کتابخانه در کل شوروی سابق است. نسخ خطی شرقی کتابخانه بسیار نفیس است و متعلق است به قرن 12 تا 20 از جمله قدیمی ترین آن میتوان از تاریخ طبری (قرن 13) نام برد.


همزمان با فرا رسیدن نوروز
رئیس جمهور تاجیکستان بزرگترین کتابخانه آسیای مرکزی را در دوشنبه افتتاح کرد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، "امامعلی رحمان" پس از افتتاح ساختمان جدید "کتابخانه ملی تاجیکستان"، موسوم به "کتابخانه فردوسی" به عنوان بزرگترین کتابخانه ملی در آسیای مرکزی که با حضور جمعی از شخصیتهای مهم دولتی و فرهنگی این کشور صورت گرفت، از بخش‌های مختلف این کتابخانه بازدید کرد.

رئیس جمهور تاجیکستان در ادامه این مراسم، در دیدار با جمعی از نخبگان و شخصیت‌های مهم علمی و فرهنگی این کشور که در تالار بزرگ این کتابخانه برگزار شد، ساخت و بهره‌برداری از این مجموعه بزرگ فرهنگی را گام مهمی در زمینه ارج نهادن و محترم شمردن آثار علمی، فرهنگی و ادبی دانست.

رحمان افزود: هر اقدامی در زمینه پیشرفت کشور و ملت، نیازمند افراد تحصیل کرده، عالم و صاحب معرفت است و به طور کلی ترویج علم، فرهنگ و دانش، از نیازهای ضروری جامعه امروز است.

رئیس جمهور تاجیکستان با اشاره به ظرفیت و امکانات علمی و فنی موجود در این کتابخانه افزود: دولت و موسسات غیردولتی در آینده نیز در جهت تجهیز این کتابخانه عظیم به تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری مورد نیاز تلاش خواهند کرد.

وی ساختمان جدید کتابخانه را نماد برجسته‌ای از آثار معماری ملی و یک سمبل و نماد فرهنگی در مرکز پایتخت تاجیکستان عنوان کرد.

بنا به اطلاع دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری تاجیکستان، ساختمان جدید کتابخانه ملی تاجیکستان که با حضور رحمان و جمع کثیری از روشنفکران افتتاح شد، دارای 9 طبقه بوده و ظرفیت حفظ و نگهداری حدود 3 میلیون جلد کتاب و دیگر آثار فرهنگی را دارد.

این کتابخانه طی چهار سال با هزینه‌ای بالغ بر 40 میلیون دلار توسط چند شرکت‌ ساختمانی چینی و همکاری چند شرکت محلی تاجیکی احداث شده است.

مجموع مساحت این کتابخانه، 45 هزار متر مربع است که 40 تالار مطالعه، 22 مخزن بزرگ کتاب با ظرفیت نگهداری بیش از 10 میلیون کتاب و اسناد و مدارک مختلف و چند سالن و تالار بزرگ اجتماعات و چاپخانه را در خود جای داده است.



تاریخ 91/01/01


نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#26 | Posted: 16 Sep 2013 20:14
تاریخ تاجیکستان

سرزمین سغد باستان که سرزمین کنونی تاجیکستان را در بر می‌گیرد، در زمان داریوش یکم به جزئی از امپراتوری هخامنشی تبدیل شد.

پس از حملهٔ اسکندر مقدونی، تاجیکستان به ترتیب جزئی از امپراتوری‌های سلوکی، پارت، کوشان و ساسانی بوده‌است.

در سال ۷۱۵ میلادی (در زمان امویان)، این سرزمین به تصرف عربها درآمد.

در سدهٔ دهم میلادی، تاجیکستان جزئی از قلمرو سامانیان بود.

پس از سامانیان، تاجیکستان به ترتیب جزئی از حکومتهای غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی، مغول، تیموری و ازبک بوده است. در سدهٔ نوزدهم میلادی، شمال تاجیکستان (خجند) جزئی از خانات خوقند، و جنوب تاجیکستان جزئی از خانات بخارا بوده است. خانات بخارا در سال ۱۸۶۶، و خانات خوقند در سال ۱۸۶۸، زیر سلطهٔ روسیه درآمدند.

پس از انقلاب اکتبر، در سال ۱۹۲۸، جمهوری تاجیکستان (جزئی از اتحاد جماهیر شوروی) تشکیل شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۹۱، تاجیکستان به استقلال دست یافت .




سغد



سُغد یا سغد باستان سرزمینی است شامل تاجیکستان کنونی و بخش خاوری ازبکستان کنونی میان کوه‌های تیان‌شان و رود آمودریا. گاهی به این سرزمین سغدیانا هم می‌گویند.

مردم آن به زبان سغدی (یکی از زبان‌های ایرانی میانه) سخن می‌گفتند و نیاکان تاجیکان تاجیکستان و ازبکستان هستند. کشورداری سغدیان با تازش عرب‌ها و ترکان از میان رفت و آنچه از تاریخ پیش از اسلام این سرزمین می‌دانیم بیشتر از یافته‌های باستان‌شناسان و یا نوشته‌های نویسندگان سده‌های نخستین اسلامی مانند ابوریحان بیرونی است. برخی از آیین‌های ایرانی مانند سوگ سیاوش (یا سووشون)، ریشه در سغد دارد.



تاریخ
سغدیان از هزارهٔ دوم پیش از میلاد در نواحی میانهٔ سمرقند و رود زرافشان نشیمن داشتند و در هزارهٔ یکم پیش از میلاد بر جلگهٍ گسترده‌ای در میان سیردریا و آمودریا چیرگی یافتند. آنان همسایهٔ اقوام ایرانی‌تبار سکایی، خوارزمی و بلخی بودند.

سغد در روزگار هخامنشیان بخشی از شاهنشاهی ایران بوده‌است. در زمان اشکانیان نیز این سرزمین بخشی از ایران ماند.از این روزگار سروده‌هایی از اوستا به زبان سغدی به جای مانده‌است. پدید آمدن راه ابریشم در این زمان اثر بسیاری بر رونق و شکوفایی این سرزمین داشت. این رونق در روزگار ساسانیان نیز همراه بود و از رونق این بخش ایران کاسته نشد. پیشهٔ پردرآمد برای مردم سغد در این زمانهای تاریخ بیشتر بازرگانی بوده‌است. مردم سغد در زمان ساسانیان به آیین مانی گرویدند. آیین‌های مانوی‌گری، زرتشتی و ترسایی و بودایی میان مردم آن سامان رواج داشت.

با شکست خوردن هخامنشیان از لشکر اسکندر، گروه‌هایی از تیره‌های ایرانی آسیای میانه به سوی خاور رفته و کوچ‌نشین‌هایی در جاده ابریشم به سوی چین برپا کردند.اینان پیونددهندهٔ روابط بازرگانی ایران با چین بودند و نخستین مهاجرنشین‌های ایرانی را نیز در چین ایشان به راه انداختند.

در سال ۵۵۵ میلادی سغد و بخارا به تصرف هیتالیان در آمد. حدود سال ۵۶۰ میلادی میان ایران و ترکان اتحادی به منظور حمله به هیتالیان منعقد شد. هدف عمدهٔ این حمله انتقام مرگ پیروز یکم شاهنشاه ساسانی بود، که بدست هفتالیان در جنگی به قتل رسیده بود. هدف دیگر این اتحاد تصرف سرزمین سغد از سوی سپاه ایران بود. در ضمن این اتحاد خسرو انوشیروان با دختر ایستمی خان ازدواج کرد.

پس از جنگ و انهدام هیتالیان، خسرو انوشیروان این بار خود را از سوی ترکان، در معرض مخاطره دید و اختلاف بین ایران و ترکان آشکار شده، ترکان در این زمان توانستند سغد را تصرف کنند.

بازرگانان سغد چیره دست و ماهر بودند و نفع خود را در نزدیکی و کنار آمدن با ترکان می‌دیدند. سغدها اندک اندک حاکمیت ترکان را پذیرا شدند و نقش‌های سیاسی و اقتصادی عمده‌ای در دولت خاقانات ترک برعهده گرفتند.

در سدهٔ هفتم میلادی همسر فرمانروای سغد، از ترکان و دختر قراچور ین ترک بود. رفته رفته با افزایش نفوذ ترکان، ِ قوانین و نوشته‌هایی به زبان ترکی و با خط سغدی پدید آمد.

سپاه چین در سال ۶۵۸ میلادی سغد را تصرف کردند و خاقانات غربی ترک استقلال خود را از دست داد. پس از سقوط خاقانات غربی ترک دوباره فرمانروایان سغد حکومت یافتند و کوشیدند تا دولتی مستقل تشکیل دهند ولی عمر این دولت بسیار کوتاه بود زیرا در سال ۶۶۴ میلادی سغد به تصرف اعراب درآمد.

با آن‏که براساس نوشته‏ کتاب تاریخ بخارا می‏دانیم که در دوران پیش از اسلام «به سغد زنی پادشاه بوده‌است».اما از رویدادهای مربوط به دوران حکومت او آگاهی چندانی در دست نیست. تنها این موضوع را می‏دانیم که به دستور آن فرمانروا برج ‏و بارویی در قسمت‏هایی از قلمرو او احداث شد که در برابر هجوم ترکان صحراگرد مانعی عمده به شمار می‏رفت.

گویا با توجه به گرایش مسلمانان به بازرگانی و دادوستد، سغدیان پایداری چندانی در برابر پذیرش اسلام نکرده باشند. در متون اسلامی از سغدیان سمرقند و بخارا نام برده شده‌است.

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#27 | Posted: 16 Sep 2013 20:21
باسماچی‌ها

باسماچیان نام گروهی از مسلمانهای آسیای میانه‌است در در بین سال‌های ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۹ (برابر ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۰) شورش‌هایی را بر ضد شوروی انجام می‌دادند.

خاستگاه
پس از پیمان آخال که ایران از تمامی سرزمین‌های خود در آسیای میانه چشم پوشید، بدرفتاری زمامداران روس با مردم، کم‌کم مردم را به انان بدبین ساخت. پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه که روس‌ها چیرگی کامل بر تمام شهرها یافتند، آغاز به دگرگونی‌های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی زدند که بیش از پیش آنها را در بین مردم بدبین ساخت و زمینه‌ساز جنبش‌هایی بر ضد روس‌ها شد.


آغاز کار
این جنبش از شهر بخارا آغاز و کم‌کم به فرغانه، خوقند، سمرقند، سیردریاو آمودریا و کوهستان‌های تاجیکستان و بخش‌هایی از قرقیزستان و در کل به همه آسیای میانه رسید.. رهبری گروه را شخص بنام ابراهیم بیک لقی پیش می‌برد که درزمان نادر حان به اثر سازش دو دولت ابراهیم از افغانستان داخل ترکمنستان گردید و با ۷۰۰ سرباز کشته شد. پس ار آن باسمچیها مدت ۳۵ سال با دولت اتحادشوروی جنگیدند. تا آنکه در زمان خروچف نیمه آزادی را بدست آوردند دولت شوروی بدخشان تاجکستان را بنام ولایت خود مختار بدخشان نام گذاشتند.


پیمان آخال

پیمان آخال (آخال-تکه) معاهده‌ای میان امپراتوری روسیه و ایران است که در ۲۱ سپتامبر ۱۸۸۱ میلادی/۳۰ شهریور ۱۲۶۰ خورشیدی برای تعیین مرزهای دو کشور در مناطق ترکمن‌نشین شرق دریای خزر بسته شد.

انعقاد این پیمان در شرایطی صورت گرفت که نیروهای روس که تا سال ۱۸۶۳ اطراف آرال، سمرقند و تاشکند را تصرف کرده بودند، در سال ۱۸۶۸ خان‌نشین بخارا را شکست قطعی داده و حاکمیت خود را بر بخارا و سمرقند نیز تثبیت کردند و در سال‌های ۱۸۷۳ تا ۱۸۸۱ به فرماندهی میخائیل اسکوبلف، ایوان لازارف و کنستانتین کافمن علاوه بر اشغال خوارزم که در کنترل خان‌نشین خیوه قرار داشت، ایلات ترکمن را نیز شکست داده بودند و سرزمین ترکمن‌های تَکه را با نام «سرزمین ماورای خزر» به خاک خود منضم کردند. روس‌ها پس از شکست ۱۸۶۰ ایران و نیز با گسترش حضور بریتانیا در مصر، به چنین کام‌یابی دست یافتند.

ناصرالدین‌شاه برای عقد این قرارداد وزیر خارجه‌اش مؤتمن‌الملک را به دیدار ایوان زینوویف فرستاد تا پیمانی را در تهران امضا کنند. با این پیمان، ناصرالدین‌شاه که هیچ‌گاه نتوانسته بود ترکمن‌ها را شکست دهد، حکومت روسیه را بر این مناطق به رسمیت شناخت و ایران و روسیه برای نخستین‌بار در ناحیهٔ شرق دریای خزر با یک‌دیگر همسایه شدند.

پیمان آخال تأثیر دوگانه‌ای بر ایران داشت. از یک‌سو ایران تا حدی از یورش‌های ترکمن‌ها رهایی می‌یافت؛ اما این امر به بهای گران از دست‌رفتن سرزمین‌هایی به دست آمد که ناصرالدین شاه ادعای سلطنت بر آن‌ها را داشت.همچنین خط مرزی کاملاً به نفع روس‌ها طراحی شده بود. به گفتهٔ لرد کرزن «روس‌ها در ضمن انعقاد قرارداد مرزی اولاً کوه‌های بلند مرتفع سرحدی را در مرز خودشان انداختند، سپس سرچشمهٔ رودخانه‌ها را نیز جزء خاک روسیه ثبت کردند که هروقت اراده نمایند آب را از ده‌های ایران قطع کنند و در نتیجه محصول خراسان را تباه سازند.» علاوه بر این دولت ایران تعهد کرده بود که اجازه ندهد در امتداد رودهایی که وارد خاک روسیه می‌شود، روستای جدید ساخته شود یا اراضی زراعی آن مناطق گسترش یابد یا برای زمین‌های در حال کشت بیش از حد آب مصرف شود.

پیمان آخال همچنین به ضرر ترکمن‌ها بود و با مصالح سنتی قوم ترکمن همخوانی نداشت. میان آنان مرز کشیده شده و در دو کشور قرار گرفته و اتحاد آنان به هم خورد. یموت‌های ایران که بر اساس موافقت‌نامه دو دولت هرسال برای چراندن گله‌های خود به آن سوی مرز کوچ می‌کردند، باید به هر دو دولت مالیات می‌دادند و این موضوع مقامات روسی و ایرانی را در جمع‌آوری مالیات دچار مشکل کرده بود.

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#28 | Posted: 16 Sep 2013 20:37 | Edited By: sepanta_7
نوروز در تاجیکستان

جشن نوروز برای مردم تاجیکستان، به‌ویژه بدخشانیان، جشنی ملی و دیرینه است. تاجیک‌ها از نوروز به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند. نوروز در این کشور به نام «خیدیر ایام»، یعنی جشن بزرگ، معروف است. تعدادی از مراسم این جشن در تاجیکستان با مراسم سنتی آن در ایران مشترک است، اما بعضی از این مراسم مختص مردم تاجیکستان است.


مراسم‌های نوروز در تاجیکستان

مراسم حوت: مردم به‌ویژه کشاورزان از گذشته مراسم خاصی پیش از نوروز داشتند یکی از این مراسم مراسم حوت نام دارد. حوت از نظر کشاورزان اخرین ماه سال بود و به همین دلیل به عنوان زمانی مناسب برای کشت و کار بهاری انتخاب می‌شده. در این مراسم مردم با فراهم کردن ملزومات جشن سه شب اول ماه حوت ار در مهمانی‌ها گرد هم می‌آمدند و در اططاف آتش به شنیدن موسیقی، رقصیدن یا بازی می‌پرداختند.

مراسم گل گردانی : یکی دیگر از مراسم مهم وابسته به نوروز و کارهای کشاورزی «گل گردانی» نام دارد. مردم تاجیک از زمان‌های قدیم به مناسبت بیداری طبیعت و آغاز شکوفه‌دهی گل‌ها و درختان به گل گردانی می‌پرداختند. در گذشته وظیفه گل گردانی بر عهده بزرگسالان بود. اما این مراسم اکنون در اکثر محل‌ها توسط بچه‌ها و جوانان انجام می‌شود. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.


بلبل خوانی: در این مراسم گل‌گردان‌ها در محل‌های دیگر گل‌ها را دسته دسته کرده و یا در نوک چوبی بسته در کنار در خانه‌های اهل ده یا شهر در خاک فرو می‌کنند و سرودی با این مضمون می‌خواندند:


گل آوردم از اون پایان خبرت می‌کنم دهقان
بته غله به گلگردان بهار نو مبارک باد
گله زردک ثنا می‌گه ثنای مصطفی می‌گه
به هر پهلو خدا می‌گه بهار نو مبارک


جغرافیای مراسم گل گردانی خیلی وسیع است. در دهکده‌ها و شهرهای ایران نیز ۱۵ تا ۲۰ روز پیش از نوروز گردش کرده و از آمدن بهار به مردم مژده می‌رسانند و انعام می‌گیرند. در بعضی از دهات مازندران مردم در آغاز جشن در تکاپوی خانه تکانی و ترتیب دادن کوچه‌های شهر و دیه مشغول می‌گردند و دسته‌ها و گروه‌های مختلف جوانان گردش کرده مانند گل گردان‌های تاجیک ترانه و سرود و شعر می‌خوانند. صاحبان خانه نیز به آن‌ها انعام می‌دهند. این گونه ترانه‌های ایرانی شباهت هایی به ترانه‌های تاجیکی دارد. در دماوند ایران نیز گل گردان‌ها مانند گل گردان‌های تاجیک خانه به خانه گردش کرده و ترانه می‌خوانند.

مراسم جفت براران:
یکی دیگر از مراسمی که در گذشته پیش از کاشت و کار کشاورزان و چند روز قبل از نوروز با آرزوی پر برکت شدن محصولات برگزار می‌شود، مراسم «جفت براران» است. جفت براران در اکثر محل‌ها در اواخر ماه حوت تشکیل می‌شود. در این مراسم همهٔ اهل خانواده شرکت می‌کنند. کشاورزان نیز پلو، نان فطیر و یا غذای مربوط به مراسم را تهیه کرده و ۱۵ تا ۲۰ نفر از کهنسالان را دعوت می‌کردند و بعد از غذا نیز این عبارات را می‌گفتند : «مزید نعمت، زیاده دولت، برار کار، صحت و سلامتی خرد و کلان، رسد به بابای دهقان، خوش آمدید میهمانان»


مراسم سومنک پزی(سمنو پزی): سومنک یا سمنو از غذاهای نوروزی است و در خانهٔ کشاورزان در طول روزهای نوروز وجود دارد. آن را به صورت گروهی و دسته جمعی تهیه می‌کنند و معمولاً در آخر ماه حوت در آغاز جشن نوروز پیرزنان تصمیم به انجام این کار می‌گیرند.


نوروز در تاجیکستان معاصر
نوروز در زمان شوروی در تاجیکستان با محدودیتهایی همراه بود اما با استقلال تاجیکستان پاسداشت نوروز، سال به سال بیشتر می‌شود و نوروز به عنوان نماد هویتی و فرهنگی تاجیکان شناخته می‌شود. حتی قرار است که نوروز آغاز سال رسمی شود و تقویم خورشیدی جای تقویم میلادی را در این کشور بگیرد. امامعلی رحمان در آستانهٔ نوروز ۱۳۹۰ چندین بار بر بر آغاز سال نو با نوروز تاکید کرد. این در حالی است که هنوز تحویل سال نو میلادی در دوشنبه رسمیت دارد.

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#29 | Posted: 16 Sep 2013 20:53
نوروز در تاجیکستان


نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
#30 | Posted: 16 Sep 2013 21:03 | Edited By: sepanta_7
نوروز در تاجیکستان


نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
     
صفحه  صفحه 3 از 37:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  33  34  35  36  37  پسین » 
پارسی زبانان غیر ایرانی انجمن لوتی / پارسی زبانان غیر ایرانی / تاجیکستان بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2016 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites