| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
تالار تخصصی سینما و موسیقی انجمن لوتی / تالار تخصصی سینما و موسیقی /

"عکس برهنه گلشیفته فراهانی در مجله فرانسوی مادام لی فیگارو"

صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین »  
#161 | Posted: 6 Jun 2012 08:34

گلشیفته و BBC


عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
Princess
     
#162 | Posted: 6 Jun 2012 08:40

Golshifteh has to whistle at Asolo Film festival


عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
Princess
     
#163 | Posted: 9 Jun 2012 07:48
خانم فراهانی با این اقدام خودشون...
تنها عقده ی سر به فلک کشیده ای که در طول چند سال در ایران زندگی می کرد رو کرد!!!

اون هم عقده ی حجاب!!!

ولی نتونستن تشخیص بدن فرق بین حجاب و لختی چیه؟

همه فکر می کنن، حجاب یعنی پوشش کامل زن مثل چادر یا مانتو
در حالی که حجاب به منزله حفظ حرمت و در عین حال نمایش زیبایی های خود است..

حتی اگر اینجا؛ آلمان یا حتی کشورهای دیگه هم نگاه کنید خانم ها حجاب دارن ولی نه حجاب افراطی بلکه حجاب عقلانی...

مطمئن باشید پوشیدن تی شرت توسط یه خانم و یا نداشتن روسری یا مقنعه نه خانم جهنم مسلمانا می بره و نه شمارو!!!

اگر اینجور باشه همه ی اروپایی ها و امریکایی های غیر مسلمان به جهنم می رن؟
می
دونی یعنی چی؟یعنی وقتی که خدا نه میلیارد آدم خلق کرد، خودش راضیه شش میلیاردشو ببره جهنم و از اون سه میلیارد نصفشونم ببره بهشت و بقیه شونم باز جهنم...

لطفا اینقدر کهنه فکر نباشید...این حرف ها رو فقط برای اعراب جاهل می زدند که دست از زنا بازی های روزانه و دقیقه به دقیقه شون ور دارن..نه ما انسان های قرن بیست و یکی۱!!
     
#164 | Posted: 16 Jun 2012 11:11
دو تصویر متفاوت از گلشیفته فراهانی، روی جلد و صفحه ۴۷ مجله Next – Libération، از مجله های پرفروش مٌد فرانسه منتشر شد.

این مجله، این تیتر را برای عکس روی جلدش انتخاب کرده است: «گلشیفته فراهانی؛ زن برجسته آینده»

گفتنی است تصویر این بازیگر سرشناس ایرانی، پیش از این در مجله لو فیگارو فرانسه منتشر شده بود که به دلیل نیمه برهنه بودن در فضای رسانه ای ایران، سر و صدای زیادی بر پا کرد.





سحرتپل
     
#165 | Posted: 4 Jul 2012 07:21
این مدل و چهره جدید گلشیفته فراهانی تو مجله next Liberation

زندگیبه من آموخت هر چیز قیمتی دارد...پنیر مجانی فقط در تله ی موش یافت می شود
     
#166 | Posted: 11 Sep 2012 13:45 | Edited By: christopher
مصاحبه گاردین با گلشیفته فراهانی


For the first time in my life I appreciated being a woman. Paris is a city that liberates you as a woman from all your sins that you think you are guilty of, it washes away all of that and you are free.

"برای اولین بار در زندگی خوشحالم که زن هستم. پاریس شما را از هر گناهی که فکر می‌کنید به خاطر زن بودن مرتکب شده‌اید رها می‌سازد، همه آن چیزها را می شوید و به شما آزادی می بخشد."




او بزرگترین ستاره سینمای ایران بود. اما زمانی که پستان های خود را در یک ویدئوی فرانسوی عریان کرد، از کشور تبعید شد و تبدیل به بهانه‌ای برای اختلاف در جامعه ایران شد.

در ژانویه سال جاری با والدین گلشیفته فراهانی، هنرپیشه ایرانی که در خارج از کشور به سر می‌برد، در آپارتمان‌شان در تهران از سوی فردی تماسی تلفنی برقرار شد که می‌گفت یکی از مقامات دادگاهی عالی جمهوری اسلامی است. او بر سر پدر گلیشفته داد زد و به او گفت دخترش مجازات خواهد شد و پستان هایش را بریده و در ظرفی قرار داده و به او تحویل خواهند داد.

چند روز قبل تر از این واقعه، فراهانی به همراه 30 بازیگر دیگر که با عنوان "امیدهای جوان" فرانسه از آن ها یاد شده در یک فیلم کوتاه سیاه و سفید بازی کرد تا برای جشنواره سزارز که به عنوان اسکار فرانسوی شناخته می شود، تبلیغ کنند. جشنواره ای که گلشیفته در آن برای بازی در یک فیلم کمدی با نام "اگر بمیری، می کشمت" نامزد دریافت جایزه شده بود. این تبلیغ به این گونه بود که هر کدام از بازیگران درحالی که به دوربین خیره شده بودند باید تعهد روح و بدن خود به هنر را نشان می دادند و یک قسمت از لباس خود را درمیاوردند و فراهانی نشان دادن سینه اش را انتخاب کرد، در حالی که می گفت: "من به رویاهای شما تجسم می بخشم."

آنچه پس از این حادثه در ایران اتفاق افتاد مشابه زلزله‌ای فرهنگی بود.

او در حالی که سرش را در میان دستانش گرفته، می گوید: "یک فاجعه بود، نمی دانم دقیقاً چند ده میلیون نفر نام من را در گوگل سرچ کردند. اصلاً نمی خواهم بدانم." یک تابو که شکستنش غیر قابل تصور بود، از میان رفته بود، آن هم نه توسط فردی که تشنه شهرت باشد بلکه توسط محبوبترین و تحسین برانگیز ترین بازیگر کشور. در فرانسه شاید فراهانی فقط یکی دیگر از بسیار بازیگران جوان امیدوار باشد، اما در ایران از لحظه ای که او در 14 سالگی در "درخت گلابی" داریوش مهرجویی ظاهر شد، به یک ستاره بدل گردید. بعد از آن، 18 فیلم بازی کرد و نشان داد که چیزی بیشتر از بازیگرانی چون گاربو، جین مورو و ایرن پاپاس در او وجود دارد: زیبایی و هوش بی همتا به علاوه ی احساساتی صادقانه و پرشور، در کشوری که در آن طرفداری از هرگونه حقیقتی بسیار دشوار است.

او در "میم مثل مادر" نقش حماسی "زن حامله‌ای" را بازی کرد که در جنگ ایران و عراق شیمیایی شده و شوهرش او را ترک کرده بود و او "هدیه‌ای از سوی خداوند" را در رحمش پرورش می‌داد. طیف شهری و روستایی در ایران او را به عنوان قهرمان آسمانی و ملکوتی خود پذیرفتند: گلیشفته، ستاره‌ای بی ریا.

مرجان ساتراپی نویسنده پرسپولیس که گلشیفته در فیلم اخیر او "خورشت آلو با مرغ" ظاهر شد، می گوید: "او فقط ایران (نام نقش گلشیفته در این فیلم) نبود، او مادر ایران بود."



روزی که ویدئوی برهنه شدنش پخش شد، یعنی همان زمانی که او با تعبیر "آغاز آتش" از آن یاد می کند، خبر گزاری فارس در بیانیه ای نوشت که "این تصاویر، چهره پنهان و نفرت انگیز سینما را نمایان کرد." چنین ننگی قبل از آن هرگز به هیچ بازیگری نسبت داده نشده بود. تبعید او از وطن حالا تبدیل به اخراج همیشگی اش شده بود.

اما در گذشته چنین انتقادی نسبت به هنرپیشه‌ای صورت نگرفته بود، حتی اگر منجر به خشم رژیم نیز شده بود. از آن زمان به بعد زندگی او در خارج از کشور تبدیل به تبعید شد. فراهانی قبل از این ماجرا نیز توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر اینکه در افتتاحیه نیویورک فیلم "یک مشت دروغ" ساخته ریدلی اسکات، روسری به سر نداشت از بازی در ایران محروم شده بود.

او در این فیلم نقش مقابل لئوناردو دی‌کاپریو را بازی می‌کرد و اولین هنرپیشه‌ای بود که پس از انقلاب سال 1979 ایران در یک فیلم هالیوودی ظاهر می‌شد. این فیلم که از CIA ـ که آخرین دولت منتخب مردم در ایران در سال 1953 را سرنگون کرد ـ طرفداری می‌کرد آیت‌الله‌ها را به خشم آورده و منجر شد گذرنامه او را باطل کنند.

وی چهار سال پیش در حالی که در خلال سرکوب قبل از انتخابات تحت فشار قرار گرفت، به فرانسه رفت . برایش جریمه‌ای به مبلغ 2 میلیون یورو قرار دادند که قادر به پرداختش نبود. زمانی که از پاریس در حمایت از انقلاب شکست خورده سبز سخن گفت به او گفته شد دیگر به ایران باز نگردد.

آخرین تنبیهی که برای در نظر گرفته شد، توقیف آخرین فیلمی بود که او در ایران بازی کرده بود، "درباره الی" اثر اصغر فرهادی. این فیلم قبل از این که به نمایش درآید توقیف شد. فرهادی در مقابل ممنوع الکار شدن نقش اصلی فیلمش سکوت کرد و امیدوار بود که ورق برگردد.

اگر که رئیس جمهور، محمود احمدی نژاد نمی گفت که "عادلانه نیست که یک فیلم به خاطر اشتباه یک بازیگر محکوم شود"، این فیلم هرگز روشنایی روز را نمی دید و هیچ وقت برنده خرس نقره ای برلین نمی شد.

اما این قضایا، همه قبل از آن بود که او شانه خود را از پیراهنش بیرون بیاورد و تبدیل به بهانه‌ای برای اختلاف در جامعه ایران شود. احمدی‌نژاد دیگر این بار گذشت نمی کند.

اما فراهانی می‌گوید هرگز قصد شوکه کردن ایرانیان یا تحریک آنها را نداشته است. او می گوید: "من از سیاست متنفرم. این کار من نیست. همیشه همین‌طور است کاری می‌کنی و ناگهان سیاسی می‌شود. می‌دانستم مشکل است. اما من اکنون در فرانسه زندگی می‌کنم و باید اینجا فعالیت کنم. بالاخره یا در اینجا هستم یا نیستم."

"این مساله برای من و خانواده‌ام و کل جامعه ایران شوک‌آور بود. مساله خوب این است که بحثی به راه افتاد که در غیر این صورت هرگز پیش نمی‌آمد. من دیدم افرادی به من توهین می‌کردند، بعضی پاسخ آنها را می‌دادند و بعضی از من دفاع می‌کردند و بعضی دوباره به من توهین می‌کردند. "

"درگیری‌های زیادی بین خانواده‌ها ایجاد شد. جوانان به ویژه افرادی که در این بحث‌ها شرکت می‌کردند و به ذات واقعی کسانی که به آنها اعتماد کرده بودند، پی بردند."

اما آسیب جانبی آن نیز گسترده بود. پدر او، که همچون شیرمردی بود، کارگردان کمونیست تئاتر که هم در زمان شاه و هم در زمان آیت‌الله خمینی از مخالفان بود، 5 روز نتوانست سخن بگوید و پس از این که مورد تهدیدهای متعدد قرار گرفت، روانه بیمارستان شد. "خیلی بد بود. این اولین باری بودکه خانواده ام و پدرم نتوانستند از من حمایت کنند. آتش تهاجم، آن قدر شدید بود که آن ها هم در آن می سوختند."

"باید مراقب باشم. می دانم که آن ها موقعیت خوبی ندارند، اما بعد از مدتی به خاطر پیشینه پدرم که خودش را از هیچ به بالا کشانده بود، احساسات مردم تغییر کرد. پدرم از اینکه من حمایت مردمی را از دست داده بودم می ترسید. چرا که برای او مردمی که تمام زندگی اش را برای آن ها جنگیده بود و همه چیزش را به خاطرشان فدا کرده بود، اهمیت بالایی داشتند. اما بعد از یک یا دو ماه دید که مردم احترام بیشتری برای من قائل شده اند و از این بابت خیلی خوشحال شد."

"حتی خانواده ام به یک عروسی در میان عشایر رفتند وحضار از هر سن و سالی پیش آنها می آمدند، دستشان را می‌فشردند و گفتند: ناراحت نباشید. ما گلشیفته را دوست داریم. مادرم با دیدن این برخورد به گریه افتاد. این زیبایی ایران است و به همین دلیل است که من از ایرانی بودنم و به خصوص از اینکه یک ایرانی ام به خود مفتخرم، خصوصا یک زن ایرانی."

اما فراهانی می‌گوید نمی‌خواهد مانند "ژوان آرک" ـ قدیسه فرانسوی ـ ‌باشد که سابقه‌اش او را تحت‌تاثیر قرار دهد. "تبعید مانند مرگ است. به عمق آن نمی‌توان پی برد تا زمانی که دچارش شوی. تمام دنیا می‌خواهد تو را در نقش قربانی ببیند و تو را به آن سو می‌کشاند زیرا دوست دارد بدبختی تو را نظاره کند. به همین دلیل است که فرانسوی‌ها در مورد حوادثی چون سوریه بسیار حساس هستند. مانند تماشای فیلم مستهجنی است که در تو این احساس را ایجاد می‌کند که از آنها خوشبخت‌تری، اما در واقع به آنها ذره ای هم اهمیت نمی‌دهندآنها میگویند بیا ما هوای تو را خواهیم داشت اما بعد دو دره ات می کنند و به تو راه را نشان نمی دهند. من تنها یک هنرپیشه هستم و می‌خواهم فعالیت کنم."



این گفته، نشان قدردانی او از فرانسه است : " برای اولین بار در زندگی خوشحالم که زن هستم. پاریس شما را از هر گناهی که فکر می‌کنید به خاطر زن بودن مرتکب شده‌اید رها می‌سازد، همه آن چیزها را می شوید، آنوقت واقعا آزاد هستید."

او روسری سفیدی را که قبلا بر موهایش می انداخته، دور شانه‌هایش قرار می‌دهد و می‌گوید: "این روسری دوست قدیمی من است." او می گوید: " بزرگترین مشکل هنرپیشگان زن ایرانی، دولت نیست بلکه دنیای بیرون است که تصور می‌کند ما با سر پوشیده از شکم مادر زاییده می‌شویم."

"به لیلا حاتمی نگاه کنید. معمولاً پس از برنده شدن در مراسم اسکار (برای فیلم جدایی فرهادی) پیشنهادهای کار زیادی به یک هنرپیشه ارایه می‌شود، اما پیشنهادی به او نشده است در حالی که او قادر است به چهار زبان صحبت کند."


اما فراهانی تسلیم نشده است. او دو فیلم را در کارنامه خود دارد که پاییز امسال در فرانسه به نمایش درمی‌آید و در فیلم" جاده‌ای در آمریکا" همراه با سی نامیلر بازی می‌کند و در فیلم "سنگ صبور" عتیق رحیمی نیز نقش دارد که از رمان خودش که برنده جایزه گون کورت است، اقتباس شده است. این رمان درباره زنی افغانی است که از شوهرش دفاع می‌کند.

ساتراپی، فراهانی را با الیزابت تیلور در نقطه اوج هنرپیشگی‌اش مقایسه می‌کند. او می‌گوید گلیشفته نسبت به تیلور هنرپیشه بهتری است، او باهوش تر و بامزه تر است و به خودش سخت نمی گیرد. گلشیفته همان دختری است که در کودکی خودش را وقف پیانو کرده بود و به کنسرواتوار وین جواب رد داد.

فراهانی هم مثل پدرش به اصول هنر پایبند است. گلیشفته از فیلمبرداری فیلم درباره الی می‌گوید و این که فرهادی او را «شکنجه» می‌کرد و او را مجبور می‌کرد نیم ساعت در ساحل دریای خزر داد بزند و صبحانه آرد نخود بخورد تا صدایش در فیلمبرداری گرفته شود. با ضربه یکی از بازیگران به صورتش، پرده گوشش آسیب دید، اما فرهادی اجازه نداد تا روز بعد که کار تمام شد، درمانش کنند. آن ها از زمان آن فیلم تا به حال با هم صحبت نکرده اند. وی می گوید:" او دوست من است اما نمی تواند با من صحبت کند. فرهادی به خارج ایران رفت و آمد دارد. اما حالا من شیطانم. آنها با ایجاد سوء ظن شدید، رفتارهای شما را کنترل می کنند."

او می‌گوید: "من از هر فیلمی که بازی کردم زخمی در بدن دارم." آستین دستش را بالا می زند و پایش را هم به من نشان می دهد. او می گوید: "هیچ چیز برای حمایت از بازیگران وجود ندارد. با تو بدتر از سگ رفتار می کنند. مثل برده کار می کنی، اما کارم را دوست دارم. راهش همین گونه است. به هر فیلم باید طوری نگاه کنی که گویی آخرین فیلمت است."

     
#167 | Posted: 15 Sep 2012 08:24 | Edited By: christopher


گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی که در خارج از ایران مشغول به بازیگری است، در گفت و گویی با بی بی سی فارسی گفت که از هدف و انگیزه خاصی از عکس عریانی که انداخته بود، نداشته و نمی خواسته "پرچم دار" موضوع خاصی باشد.

خانم فراهانی تاکید کرد: "تمام زیبایی آن داستان این بود که مخالفان و موافقان حرکت من پاسخ همدیگر را دادند و داستان تمام شد."


اوایل سال جاری میلادی انتشار عکس برهنه ای از گلشیفته فراهانی در وبسایت مجله فرانسوی فیگارو و در پی آن، انتشارش در شبکه های اجتماعی، واکنش های گوناگونی در داخل و خارج از ایران برانگیخت.

این عکس جزو مجموعه ای بود که ژان موندینو، عکاس سرشناس فرانسوی، از شانزده بازیگر جوانی که نامشان برای نامزدی بخش بهترین "بازیگر مستعد" جوایز سینمایی سزار مطرح شد، گرفت.

گلشیفته فراهانی ماه ها در باره این عکس جنجال برانگیز و انگیزه اش از گرفتن آن سکوت کرده بود.



او به بی بی سی گفت: "یاد گرفته ام در رابطه با این گونه مسائل بیننده و خواننده باشم، چون بعضی از موضوع ها مانند آتشی هستند که اگر چوبی به آن اضافه نشود، خود به خود خاموش می شوند."

بسیاری حرکت فراهانی را پیامی سیاسی و اعتراض مدنی برشمردند. اما او داشتن هر گونه انگیزه سیاسی برای انداختن این عکس را رد می کند.

او گفت: "متاسفانه در ایران بر هر حرکتی مهر سیاسی می زنند، ولی خیلی از مسائل نه ربطی به سیاست دارند و نه حرکت سیاسی هستند. فقط داستان های ساده ای هستند که در زندگی اتفاق می افتند."

واکنش های مثبت و منفی به انتشار این عکس بسیار چشمگیر بود و برای هفته ها ادامه داشت.

در بسیاری از این نظرات، کاربران ضمن دفاع از عمل گلشیفته فراهانی، کار او را شجاعانه خواندند و حتی عده ای "تابو شکنی" او را با اقدام علیا ماجده المهدی، دانشجوی مصری مقایسه کردند که به منظور دفاع از آزادی بیان و اعتراض به سانسور عکس‌های برهنه خود را در اینترنت منتشر کرد.

در مقابل مخالفان، برهنه شدن گلشیفته فراهانی در مقابل دوربین را عملی مذموم بر شمردند و آن را مغایر با ارزش‌های یک زن دانستند.

او در این باره به بهمن کلباسی خبرنگار بی بی سی گفت: "من با این موج آشنا هستم که می آید و بعد می رود و اتفاق خوبی که می افتد این است که میزگردی بین افراد مختلفی برگزار می شود و بسیاری از پاسخ ها داده می شود." وی می گوید بحث درباره عکس برای او نیز جالب بوده و او هم مانند یک خواننده واکنش ها را دنبال می کرده است.

گلشیفته فراهانی در پاسخ به این سئوال که آیا هنگام قرار گرفتن در رو به روی دوربین انتظار داشته که آن عکس این چنین بحث برانگیز باشد، گفت که قرار نبود که آن عکس در آن سطح وسیع منتشر شود و چنین انتظاری نداشته است. او گفت که واکنش مردم در ابتدا برای او شوک عظیمی بود.

گلشیفته فراهانی که این روزها با فیلم سنگ صبور ساخته عتیق رحمیی، کارگردان افغان مقیم فرانسه در جشنواره های مختلف از جمله جشنواره فیلم تورنتو حضور دارد، درباره نقشی که او در این فیلم بازی کرده می گوید که این نقش - نقش فاحشه - آنقدر جذاب است که هر بازیگر زنی دوست دارد که آن را بازی کند.


سنگ صبور براساس رمانی نوشته عتیق رحیمی ساخته شده است

گلشیفته فراهانی که در سال ۱۳۷۶ در ۱۴ سالگی با فیلم درخت گلابی ساخته داریوش مهرجویی وارد دنیای بازیگری شد، آخرین بار در فیلم درباره الی ساخته اصغر فرهادی در ایران مقابل دوربین رفت.

او در سال ۲۰۰۸ با نقش آفرینی در فیلم مجموعه دروغ ها ساخته ریدلی اسکات، ضمن بازی در مقابل لئوناردو دی کاپریو، نخستین حضور خود را در فیلمی هالیوودی تجربه کرد، فیلمی که دلیل دیگری شد که نتواند به ایران باز گردد.

فراهانی درباره خروجش از ایران و فعالیت در خارج از کشور گفت: "زمانی ناهنجارهایی در جامعه ای وجود دارد که این ناهنجارها مطلق نیستند و زمان های مختلف قابل تغییرند. زمانی من در ایران زندگی و کار می کردم، هیچگاه قانون شکنی نکردم و بازیگر بی سر و صدایی بودم. ولی نخواستند که آنجا کار کنم. باید تصمیم می گرفتم آنجا بمانم و کار نکنم یا خارج شوم و کار کنم."

محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اول محمود احمدی نژاد، در واکنشی تلویحی به بازی گلشیفته فراهانی در فیلم مجموعه دروغ ها گفته بود کسی که قانون را زیر پا بگذارد، خود نیز زیر پا گذاشته می شود.

ظاهرا حساسیت مقام های ایرانی به این دلیل بود که فراهانی بدون پوشش اسلامی در این فیلم و همین طور در جشنواره های سینمایی خارج از ایران ظاهر شده بود.

گلشیفته فراهانی در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شده است. پدر او بهزاد فراهانی از بازیگران شناخته شده‌ سینما و تئاتر است. خواهر بزرگتر او شقایق فراهانی نیز بازیگر سینماست.

زمانه، بوتیک، اشک سرما، به نام پدر، میم مثل مادر و خورش مرغ و آلو از دیگر فیلم های اوست.

     
#168 | Posted: 31 Oct 2012 09:52 | Edited By: christopher
سخت ترین فیلمی که گلشیفته فراهانی بازی کرد

سنگ صبور ساخته عتیق رحیمی که بر اساس رمان پرفروش همین نویسنده ساخته شده، به تازگی در جشنواره های مختلف نظیر تورنتو و لندن به نمایش درآمد و نمایش فیلم در ششمین دوره جشنواره ابوظبی با حضور گلشیفته فراهانی همراه بود.




جایزه بهترین بازیگر زن در بخش افق های تازه ( فیلم های اول و دوم کارگردانان) برای گلشیفته فراهانی بخاطر بازی در نقش زن افغانی که شوهر مجاهدش در کما به سر می برد و این زن ناگفته های زندگی اش را بر بالین او باز می گوید.

مصاحبه محمد عبدی با گلشیفته فراهانی در حاشیه جشنواره ابوظبی در سایت بی بی سی منتشر شد.

******


فکر می کنم این شخصیتی بود که خیلی با تو تفاوت داشت، یعنی باید کاملاً می رفتی در جلد یک آدم دیگر که هیچ شباهتی به خودت نداشت.

خیلی جالب است که این را می گویی، همه این طرف آبها فکر می کنند که زندگی خود من شبیه این نقش است.

چطور این نقش را پیدا کردی و به آن نزدیک شدی؟

فکر می کنم کار بازیگر اساساً ساختن شخصیت هایی است که به او دور هستند؛ هر چه دورتر بهتر... من در ایران خیلی شخصیت های دور از خودم بازی کردم، مثل نقش مادر در فیلم میم مثل مادر که خیلی دور بود به من، یا در اشک سرما که چوپان بود و باز خیلی دور بود از من. نقشم در سنگ صبور هم از من فاصله داشت، اما المان هایی هست که شخصیت را می سازد، یعنی آدم شخصیت را نمی سازد، درها را باز می گذارد تا شخصیت وارد آدم بشود. قبل از فیلمبرداری با ژان کلود کاریر دو هفته کار را خواندیم و با عتیق رحیمی خیلی درباره اش صحبت کردیم، درباره تمام بالا و پائین های این شخصیت و نقاطی که تکامل پیدا می کند، شامل صدایش که از دماغ حرف می زند، یا از شکم یا از سینه و نوع ایستادن او و همه جزئیات کوچک و بزرگ.

رمان را قبلاً خوانده بودی؟

بله.

اولین باری که خواندی حست چه بود؟

فکر کردم هیچ کس جز من نمی تواند و نباید این نقش را بازی کند!

بخاطر بازی در فیلم رمان را خواندی یا قبلاً خوانده بودی؟

قبلاً خوانده بودم اما می دانستم که می خواهند یک فیلم بر اساس آن بسازند. رمان را به انگلیسی خواندم و خیلی متحول شدم و فکر می کردم من باید این نقش را بازی کنم.



از پس لهجه افغانی چطور برآمدی؟

خیلی مواقع دیده بودم که وقتی ایرانی ها نقش افغان ها را بازی می کنند، افغانی ها می گویند که اینها ادای افغانی را در می آورند. ما تصوری از لهجه افغانی داریم که اصلاً با اصل آن خیلی تفاوت دارد. خیلی رویش کار کردم و به هر حال کارم موسیقی هم هست و پیش از این هم خیلی فیلم ها با لهجه های کردی یا فیلم های انگلیسی و فرانسوی بازی کردم و با لهجه ها و آواهای مختلف آشنایی داشتم و به افغانی هم مثل یک زبان دیگر نگاه کردم. نمی خواستم طوری بشود که افغان ها بگویند من ادای آنها را در آورده ام. الان هم خوشبختانه افغان ها راضی هستند و باورشان نمی شود. عتیق هم خیلی سخت می گرفت. یک کلمه این طرف و آن طرف که می شد، می گفت دوباره می گیریم. برای لهجه خیلی پافشاری داشت که درست در بیاید.

در یکی از این نمایشها گفتی که کامل ترین فیلمت است.

گفتم سخت ترین فیلمی است که تا بحال بازی کرده ام. شاید فیلمی است که از همه فیلم های دیگر فشار بیشتری بر من وارد کرد برای در آوردن این پرسوناژ.

از چه جهت؟

فشار روحی.

یعنی رفتی در دل شخصیت؟

بله. این شخصیت خیلی من را محصور کرد، بیش از تمام شخصیت هایی که قبل از این بازی کرده ام، خیلی بیشتر.

اثر نقش هنوز باقی است؟

بعضی از مواقع از خودم سوال می کنم که ماها شبیه نقش هایی می شویم که بازی می کنیم یا نقش هایی که شبیه ما هستند را به ما پیشنهاد می کنند. نمی دانم که یک چیزهایی از گلشیفته شبیه این نقش است یا من شبیه این نقش شده ام. به هر حال زنی است که به دنبال یک آزادی فکری و روحی است و به دنبال این است که بگردد و ببیند کیست. شاید من هم این جنگ را با خودم دارم و می خواهم ببینم که کی هستم در زندگی.

بجز این جنگی که گفتی، چه چیز این شخصیت برای تو جذاب است؟

فکر می کنم کمتر آدم هایی در دنیا می توانند در چنین موقعیتی قرار بگیرند. خیلی کم پیش می آید که زنی در برابر مردی باشد که نیمه مرده است و آن هم در افغانستان که به هر حال فشار روی زن ها خیلی زیاد است و این تکاملی که در این زن وجود دارد که در اول فیلم یک زن معمولی افغانی است که هیچ قدرتی از خودش ندارد تا انتهای فیلم که به یک انفجار می رسد، تکامل این شخصیت سرعت بالایی دارد. این تکامل نقش یک چرخش نود درجه است. این خودش یک چالش بازیگری بود. چالش نقش خیلی زیاد بود. این چالشی بود که برای من وجود داشت و هر چه بیشتر باشد نقش برای من جذاب تر است.

فکر می کنی شخصیت فیلم چقدر به شخصیت رمان شباهت دارد؟ تفاوت عمده ای حس می کنی؟

این کتاب فیلم شد و بعد ممکن است تئاتر شود، اما در هر بستر یک شخصیت تازه خلق می شود. همان داستان است ولی زن دوباره آفریده خواهد شد. به نظرم همان داستان را فیلم کردیم، اما فکر می کنم تغییرات کوچکی اتفاق می افتد که کامل تر می شود. عتیق همیشه این را این گونه جواب می دهد که فیلم می سازد تا بفهمد که کتاب را خودش چگونه نوشته است. شاید من هم با بازی کردن این نقش، این زن را بیشتر درک کردم. فکر می کنم چیزهایی را که می شد در سینما به این داستان اضافه کرد، اضافه کردیم. مثلاً در صحنه هایی این زن دارد حرف های خیلی بدجنسانه ای می زند اما با دستش شوهر را نوازش می کند. در سینما این خیلی راحت تر از ادبیات بیان می شود.

در ابتدای فیلم فکر می کنیم که این یک زن معصوم افغان است اما رفته رفته می فهمیم حتی بچه هایش هم از آن شوهرش نیستند. به نظرت این شخصیت در طول فیلم تکامل پیدا می کند یا این که ما کم کم او را می شناسیم؟

اول این که بگوئیم در ابتدا معصوم است و بعد می فهمیم که بچه ها هم مال شوهرش نیستند، کاملاً بر ضد این فیلم است، برای این که فیلم می گوید این معصومیت که شما فکرش را می کنید. . .

نه منظورم معصومیت به تعبیر کلاسیک و نزد عامه مردم است، نه از نظر من. . .

بله همان معصومیتی که عامه مردم فکر می کنند. فیلم می گوید که انسان ها در شرایط مختلف چه کارهایی می توانند بکنند که خود را از مخمصه هایی نجات بدهند و این زن هم تنها کاری که کرده این است که خودش را نجات داده. راه چاره پیدا کرده برای خودش تا اتفاقاتی که برای عمه افتاده، برای او نیفتد... فکر می کنم شخصیت این زن تکامل پیدا می کند چون می تواند درباره این مسائل حرف بزند، درباره چیزهایی که هرگز نمی توانسته درباره آنها حرف بزند. سوال اساسی همان طور که عتیق می گوید در غرب «بودن یا نبودن» است و در شرق «گفتن یا نگفتن». غربی ها می گویند To be or not to be و ما می گوئیم To say or not to say. همه ما حرف های ناگفته ای داریم که جرات زدنش را نداریم، برای این که فرهنگ ما همه اش درباره این گفتن یا نگفتن است، برای این که بخاطر آن می توانیم جان خودمان را از دست بدهیم. در غرب چه کسی برای گفتن می تواند جانش را از دست بدهد؟ فقط مائیم که بخاطر گفتن یک حرف می رویم بالای دار.

برداشت خودت از پایان فیلم چیست، چون یک نوع پایان باز است که هم می تواند تلخ باشد و هم شیرین. لبخندی روی لبت هست.

به هر حال زن زنده است و نمرده و این برای من تلخ نیست. او رسید به جایی که می خواست و نمرد. زنده است. این برای من خیلی خوشایند است.

و یک عشق؟ چون پسر افغان هم آنجا حضور دارد.

فکر نمی کنم آینده ای برای این دو شخصیت وجود داشته باشد. فکر نمی کنم اما امیدوارم برایشان ولی به هر حال این زن دیگر آن زن سابق نخواهد بود.

     
#169 | Posted: 29 Nov 2012 11:38 | Edited By: mohan1978
دلش خواشته دمشم گرم منم اگه دختر بودم تو این فیلم ازش دفاع میکردم بصورت تمام قد
راستی این فیلمها تمام قد بوده ی همین اندازه؟؟؟


سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"
</a>
     
#170 | Posted: 10 Feb 2013 17:12 | Edited By: farshid2011_s
گلشیفته فراهانی به عنوان یک سنت شکن بزرگ تابویی را شکسته که هیچ هنر پیشه بزرگ ایرانی ( اقلا بعد از انقلاب ) جرات آن را نداشته است و همین نام او را در آینده سینمای ایران یگانه و جاودانه خواهد ساخت .
گویی با چشماهایش می گوید این تمامی معصومیت برهنه من است که قرون متمادی به خاطر آن زجر می کشم تحقیر می شوم شلاق می خورم با چاقو تکه تکه می شوم با سرب گداخته آخته ام می کنند و با سنگ کینه و جهل و مذهب بر سرم می کوبند .
این است تمامی آن چیزی که به خاطر آن مرا در بازار مدینه و شام می فروختید .
اگر نیک بنگرید برهنگی من تفاوتی با عریانی شما با برهنگی یک درخت و اندام سنگی یک کوهسار ندارد.
پس من عریان می شوم روحم را وجسمم را برهنه می کنم تا آفتاب داغ حقیقت آن را بگدازد . آبدیده تر از همیشه چونان تندیسی مرمرین مرا بر دروازه ها و میادین شهر هاتان خواهید نگاشت.
دور نیست آن روزگار.

روزگار غریبی ست نازنین عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
     
صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین » 
تالار تخصصی سینما و موسیقی انجمن لوتی / تالار تخصصی سینما و موسیقی / "عکس برهنه گلشیفته فراهانی در مجله فرانسوی مادام لی فیگارو" بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.