| تالارها  | ثبت نام | نظرسنجی |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها |    
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

Dedicated To My Love | تقدیم به عشقم

صفحه  صفحه 56 از 124:  « پیشین  1  ...  55  56  57  ...  123  124  پسین »  
#551 | Posted: 4 Aug 2012 18:42
آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم

خود به خود هوس باران را می کنم.

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود

هوس یک کوچه تنها را می کنم

آن لحظه است که دلم می خواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختان

آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم می خواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمی خواهد باران قطع شود.

دلم می خواهد همچو آسمان که بغضش را خالی می کند ، خالی شوم ،

از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی

تنها صدای قطره های باران را می شنوم ، اشک می ریزم ، و آرزوی یارم را می کنم

دلم می خواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند

لحظه ای که آرام آرام می شوم

و دیگر تنهایی را احساس نمی کنم ، چون باران در کنارم است.

باران مرا آرام می کند ، مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها می کند و به آرزوهایم نزدیک می کند

آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود ،

دلم می خواست همچو آسمان که صدای رعدش پنجره های خاموش را می لرزاند فریاد بزنم ،

فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود.

صدای کسی که خسته و دلشکسته با چشمان خیس و دلی عاشق در زیر باران قدم می زند ،

تنهایی در کوچه های سرد و خالی…

کجایی ای یار من ؟

کجایی که جایت در کنارم خالی است.

در این شب بارانی تو را می خواهم ،

به خدا جایت خالی خالی است.

کاش صدایت همچو صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد

تو بودی شبی عاشقانه را با هم داشتیم ،

تو که نیستی منی که همان مرد تنها می باشم قصه ای غمگین را در این شب بارانی خواهم داشت.

قصه مرد تنها در یک شب بارانی ،

شبی که احساس می کنم بیشتر از همیشه عاشقم.

مومنم کردی به عشقُ جا زدی ...
تکلیف چیست ، با مسلمانی که کافر میشود پیغمبرش؟!
     
#552 | Posted: 4 Aug 2012 19:33
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

مومنم کردی به عشقُ جا زدی ...
تکلیف چیست ، با مسلمانی که کافر میشود پیغمبرش؟!
     
#553 | Posted: 4 Aug 2012 19:40
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

آخ .. تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو

می توانم مایه ی ــ گه گاه ــ دلگرمی شوم

میل میل ِ توست اما بی تو باور کن که من

در هجوم بادهای سخت ، پرپر می شوم

مومنم کردی به عشقُ جا زدی ...
تکلیف چیست ، با مسلمانی که کافر میشود پیغمبرش؟!
     
#554 | Posted: 5 Aug 2012 17:46 | Edited By: anything
میخواهم از تو بنویسم ، از تو بنویسم تا بشکنم لحظه های انتظار را
میخواهم از عشق بنویسم ، از عشقی که با تو قلبم را به خود وابسته کرده است.
از تو مینویسم ای همنفسم، نمی نویسم که مثل یک خاطره بماند ، مینویسم تا جاودانه بماند حرفهای عاشقانه ام.
هر چه بین ماست خاطره نیست ، یک حرف دل عاشقانه است ، عزیزم بخوان آنچه که برای تو نوشته ام ، درک کن آنچه در قلبم میگذرد و حس کن که چقدر برایم عزیزی ای نازنینم.
میخواهم برای تو بنویسم ، تا شبهای تنهایی بخوانی حرفهای مرا ، تا دیگر احساس تنهایی نکنی ، با ماه درد و دل نکنی وشبها را تا سحر بیدار نمانی ، به یاد من باشی اما دلتنگم نباشی همچون این شبهایی که بر من گذشت.
من همیشه در کنار توام ، حس کن مرا درون قلبت ببین من چه عاشقانه نگاهت میکنم !
میخواهم از تو بنویسم ، از تو که خودت سرشار از کلمات عاشقانه ای.
میخواهم از تو بنویسم ، از تو که خودت یک شاعر پر آوازه ای .
از تو که تمامی احساسم را تقدیمت میکنم تا عشقم را احساس کنی .
اینک آسمان دلت را نگاه کن ، شهاب نگاهم را دیدی ! فقط به شوق دیدن آسمان نگاهت درخشید.

مومنم کردی به عشقُ جا زدی ...
تکلیف چیست ، با مسلمانی که کافر میشود پیغمبرش؟!
     
#555 | Posted: 6 Aug 2012 02:39
کلمه
دوست دارم
بهترین هدیه ی من به عشقم

از امروز این آیدی رو به بکی از دوستان واگذار کردم ...درپناه دوست
فرشاد
     
#556 | Posted: 6 Aug 2012 07:48
یک دلیل برای عاشق شدنم ، یک بهانه برای زنده ماندنم ،
تویی آن دلیل و بهانه عاشقانه
یک هوای عاشقانه برای با تو بودن، همین هوای بارانی ،دستت درون دستهای من ، این است همان آرزوی رویایی
این نفسی که در سینه ام است ، این قلبی که با تو به آرزوهایش رسیده است ، این وجودی که محتاج وجود تو است ، این احساسات،همه در عشق تو جا گرفته است
ببین عشق تو چقدر مقدس است که زندگی ام با تو دوباره جان گرفته است
ببین چقدر دوستت دارم که خوشبختی را از لحظه ای که آمدی دیدم ، حس کردم و باورش کردم!
باور کردم که حضور تو در زندگی ام یک حادثه نبود ،روزی تو می آمدی، با اینکه من حتی فکر داشتن تو را هم نمیکردم
روزی که آمدی چه روز دلنشینی بود، روزی که بهم میرسیم چه روز مقدسی خواهد بود و روزی که از عشق هم میمیرم چه روز عاشقانه ایست
به عشق همان روز ،روز از عشق هم مردن، اینک عاشقانه همدیگر را میپرستیم تا به دنیا بگوییم این ما هستیم که عاشق همیم!
دلیلی نمیبینم برای زنده ماندن اگر تو نباشی ، نمیخواهم حتی یک لحظه نیز در فکر نماندن باشیم!
میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم
عزیزم بیا در آغوشم ،تو مال منی ، آرام باش که تو تا آخر دنیا ، دنیای منی ، بارها گفته ام و خودت هم میدانی که زندگی منی ، پس این هم بدان تو آخرین کسی خواهی بود که قبل از مردنم او راخواهم دید !

مومنم کردی به عشقُ جا زدی ...
تکلیف چیست ، با مسلمانی که کافر میشود پیغمبرش؟!
     
#557 | Posted: 6 Aug 2012 07:52
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه

وقت از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترين آهنگه

بی تو يك پرنده اسير بی پروازم
با تو اما ميرسم به قله آوازم

اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم

با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

تويی كه عشقمو از نگاه من ميخونی
تويی كه تو تپش ترانه هام مهمونی

تويی كه هم نفس هميشه آوازی
تويی كه آخر قصه ی منو ميدونی

اگه كوچه صدام يك كوچه باريكه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه

ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من
لحظه يكي شدن تو آينه ها نزديكه

با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

از امروز این آیدی رو به بکی از دوستان واگذار کردم ...درپناه دوست
فرشاد
     
#558 | Posted: 6 Aug 2012 10:06
تقویم را ورق زده ام ...تا به تو رسید
در فصل های گرم تماشا به تو رسید

می خواستم بدون تو از خویش بگذرم
پایان این قدم زدن... اما به تو رسید

بحث دوباره بین من و. بین شعر ها
با حرف های رو به درازا به تو رسید

حق دخیل بودن در شعر های من
با کسب اکثریت آرا به تو رسید

این شعر هم مطابق طبع همیشگیم
مانند چند مصرع بالا به تو رسید

شعرم تمام می شود...این بار هم غزل
مثل همیشه موقع امضا به تو رسید

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي
.
من از تو راه برگشتی ندارم
     
#559 | Posted: 6 Aug 2012 10:32

دوووووووووووووووست دااااااارم



امیدوارم روزی بتوانم بهترین شعر زندگیم را برای تو بسرایم

و تقدیم تو کنم

گرچه که یقیین دارم که می دانی

نه تنها اشعارم

که تمام هستی ام

وجودم

تقدیم به توست

تو الهام بخش بهترین ابیات شعرهای منی

وقتی اولین سلام

نخستین دیدار

ملتهب ترین نگاه را به یاد می آورم

آن زمان که با نگاهی معصومانه

با لبخندی کودکانه

و با صداقتی شاعرانه

دستهایم را فشردی

و آن زمان را که شوق هر روز دیدنم

و هر روز دیدنت

آرامم می کرد ...

آه ! افسوس که چه زود گذشت !

باور می کنی ؟

باور کن که لحظه لحظه اندیشیدن به تو

حتی با اینهمه فاصله و درد

خون زندگی ، عشق به زندگی ، عشق به بودن را در رگهایم به جوش می آورد!

باور کن که هنوز هم دوست دارم

کودکانه

بی پروا

صادقانه

عاشقانه

دیوانه وار

بگویم

دوستت دارم

بگویم از ازل تا به ابد

عاشقانه و دیوانه وار

دوستت دارم

گرچه گفتن و شنیدنش را از من دریغ می کنی

می هراسی

می گریزی

اما من هنوز هم

دوست دارم که بگویم

دوستت دارم عشقم !

از امروز این آیدی رو به بکی از دوستان واگذار کردم ...درپناه دوست
فرشاد
     
#560 | Posted: 6 Aug 2012 21:07 | Edited By: anything
نمیدانم کجا هستی و به کجا مینگری ،

نمیدانم در چه حالی و به چه می اندیشی!

نمیدانم به یاد منی یا در حال فراموش کردن من ،

نمیدانم به عشق منی یا به عشق در آغوش گرفتن غم!

بدان که من در همانجا هستم که با هم بودیم ،

به لحظه ی غروب مینگرم همانجا که دستانت در دستانم بود!

حال من خراب است ، دلتنگی و انتظار است !

بدان که به یاد توام ، هم عاشقم و هم چشم به راه تو ام!

بدان که به عشق تو زنده ام !

نمیدانم آیا میدانی که من کیستم ؟

من همانم ، همان کسی که عاشقانه تو را دوست میدارد!

من همانم که لحظه ها را میشمارد تا لحظه ای تو را ببیند و باز ببیند....

آن لحظه که تو را میبینم بیشتر عاشقت میشوم ،

و آنقدر تو را میبینم تا دیوانه ی تو شوم!

نمیدانم کجا هستی و به کجا می نگری!

مومنم کردی به عشقُ جا زدی ...
تکلیف چیست ، با مسلمانی که کافر میشود پیغمبرش؟!
     
صفحه  صفحه 56 از 124:  « پیشین  1  ...  55  56  57  ...  123  124  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Dedicated To My Love | تقدیم به عشقم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link   
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums

Copyright © Looti.net 2009-2014.