تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
سیاست

جنبش سبز (اخبار-اطلاعیه-فراخوان و......)

صفحه  صفحه 19 از 23:  « پیشین  1  ...  18  19  20  21  22  23  پسین »  
#181 | Posted: 22 May 2012 04:04
او در اواخر دههٔ چهل و اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی، با گروه‌های ملی - مذهبی مثل نهضت آزادی و نهضت خداپرستان سوسیالیست نزدیکی داشت و از جمله کسانی بود که در جلسه‌های سخنرانی علی شریعتی در حسینیه ارشاد تهران حاضر می‌شد. میرحسین موسوی، که در آن دوران با نام هنری حسین رهجو فعالیت می‌کرد، از جمله افرادی بود که در تأسیس جنبش مسلمانان مبارز با حبیب الله پیمان همکاری کرد.

موسوی در سال ۱۳۴۸ زمانی که فارغ‌التحصیلی‌اش را جشن می‌گرفت، در یک نمایشگاه نقاشی که زهرا رهنورد از دانشجویان رشتهٔ مجسمه سازی ترتیب داده بود، بااو آشنا شد و ازدواج کرد.
در همان سال‌ها او به دلیل سازمان‌دهی اعتراضات خیابانی بر علیه حکومت، بازداشت و زندانی شد.

میرحسین موسوی در سال ۱۳۵۵ تحت تعقیب ساواک و سازمان های امنیتی به همراه همسرش زهرا رهنورد مجبور به ترک ایران شد و به مدت ۱۰ ماه در آمریکا با عضویت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی بر ضد حکومت پهلوی دست به مبارزه زد و در سال ۱۳۵۶ با بازگشت به ایران مبارزات خود را ادامه داد.

با نزدیک شدن به انقلاب ایران و پررنگ شدن نقش رهبری روح الله خمینی در مبارزات ضد حکومت پهلوی، میرحسین موسوی نیز بیشتر به این جریان گرایش پیدا کرد و به ویژه به محمد حسینی بهشتی، از روحانیان بانفوذ نزدیک به روح الله خمینی، نزدیک شد

بعد از کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رئیس جمهوری و نخست وزیر وقت در انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰، علی خامنه‌ای، رئیس جمهور ایران شد و ابتدا علی‌اکبر ولایتی را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد، اما مجلس به ولایتی رأی اعتماد نداد و خامنه‌ای علی‌رغم اختلافاتی که در داخل حزب جمهوری اسلامی با میرحسین موسوی داشت، او را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد. موسوی از آن زمان تا سال ۱۳۶۸ برای ۸ سال، نخست‌وزیر ایران بود. خامنه‌ای در دورهٔ دوم ریاست جمهوری خود (۱۳۶۴) به شدت مخالف ادامهٔ نخست‌وزیری موسوی بود ولی با اصرار روح‌الله خمینی مجبور به معرفی دوبارهٔ او شد.
آیت الله خمینی، به دلیل گزارش محسن رضایی معتقد بود که کنار گذاشتن موسوی لطمهً جدی به روحیهٔ سربازان ایرانی در جنگ ایران و عراق خواهد زد و در پاسخ به ناطق نوری که تعدادی از روحانیون بلندپایه را برای مذاکره واسطه کرده بود، گفت: «انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است.» و به همین دلیل خامنه‌ای در مذاکرات بعدی با ناطق نوری گفت: «حجت بر من تمام شد.» و موسوی را برای نخست‌وزیری معرفی کرد. نهایتأ در جلسهٔ رأی اعتماد به موسوی ۹۹ نماینده (از ۲۷۰ نماینده مجلس) به او رأی عدم اعتماد دادند و پس از آن مخالفان موسوی به ضدیت با ولایت فقیه متهم می‌شدند.

[b]قبول حقیقت ، رعایت تعادل ، داشتن انصاف
     
#182 | Posted: 29 May 2012 14:25
ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺧﺖ ﭘﺎﺭﺳﯽ...ﻧﺪﺍ ﺁﻗﺎﺳﻠﻄﺎﻥ ﺷﯿﺦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﭼﻪ ﺑﯽ ﺗﺪﺑﯿﺮﯼ ﺑﺎﻫﻤﻪ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺟﺎﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺗﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻕ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻧﻨﮕﺖ ﺑﺎﺩ ﺑﺎﻍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻧﺎﭘﺎﮎ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺳﺮﻭ ﭘﺎﯼ ﺧﺲ ﻭﺧﺎﺷﺎﮎ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻏﻨﭽﻪ ﭘﺮﭘﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺧﺎﮎ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﻣﯽ ﭼﮑﺪ ﺧﻮﻥ ﺯ ﮔﻠﻮﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻧﻨﮕﺖ ﺑﺎﺩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻭﻻﯾﺖ ﻟﻨﮕﯽ!ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻧﺎﻡ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻧﻨﮕﯽ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺧﺮﺩ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﯽ؟ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻤﺮ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻧﻨﮕﺖ ﺑﺎﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﯽ! ﺧﯿﺰﺵ ﺗﯿﺰﯾﻼﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﯽ ﺷﻮﺭ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﯽ.ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯿﺰﺩ ﺩﺍﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻧﻨﮕﺖ ﺑﺎﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ؟ ﺧﯿﺰﺵ ﻧﺴﻞ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ؟ ﻧﻌﺮﻩﯼﺷﯿﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ؟ ﺍﯾﻦ ﻧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻭﺍ ﺳﺮ ﺩﺍﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻧﻨﮕﺖ ﺑﺎﺩ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﮔﻮﺵ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﺪ. ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﺪ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﭘﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﺪ.ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻠﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻧﻨﮕﺖ ﺑﺎﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻗﻠﺐ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭ.ﯼﻧﻔﺮﺕ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﺩﻣﯿﺨﻮﺍﺭ ﺳﭙﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﯼ.ﺩﯾﺮ ﯾﺎ ﺯﻭﺩ ﺩﻫﻨﺪﺕ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺍﻫﺮﻣﻦ ﻧﻨﮕﺖ ﺑﺎﺩ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺳﭙﻨﺪ..

همیشه معذرت خواهی به معنای غلط کردم نیست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گاهی ینی خفه شو
‏.
     
#183 | Posted: 12 Jun 2012 11:57
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۱, ساعت ۱۳:۱۳
انتقال بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار زندانی به زندان رجایی شهر
جـــرس: به گزارش منابع خبری، در پی تشنج در زندان اوین، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار زندانی که در حال گذراندن محکومیت خود در بند ۳۵۰ آن زندان بود به زندان رجایی شهر منتقل شد..


به گزارش ندای سبز آزادی شب گذشته بهمن احمدی امویی از بند ۲۰۹ زندان اوین به رجایی شهر منتقل شده است.


براساس این گزارش مامورین امنیتی در برخوردی توهین آمیز این روزنامه نگار زندانی را با دستبند و پابند به زندان رجایی شهر منتقل کرده اند.


مامورین امنیتی همچنین به او اجازه نداده اند که وسایل شخصی خود را نیز با خود همراه ببرد.


این روزنامه نگار زندانی درپی جلوگیری ماموران زندان از برگزاری مراسم نخستین سالگرد شهادت هدی صابر توسط توسط زندانیان سیاسی، به همراه ، سعید جلالی‌فر، سعید متین‌پور، آرش سقر، فرشادقربان‌پور و جواد علیخانی به انفرادی منتقل شده بود.


بر اساس گزارش ها، ماموران زندان اوین روز دوشنبه مراسم شهید صابر را با قطع‌کردن برق بند نیمه‌ کاره گذاشتند و پس از آن که تلاش کردند زندانیان را به اجبار به اتاق ها بفرستند، فضای بند متشنج شد و دهها مامور گارد وارد بند شدند، که زندانیان در پاسخ به این یورش شعار “یا حسین میرحسین” و “مرگ بر دیکتاتور” سر دادند.

خَـــندیــدَن تَنـــها انــتــقامـــیستـــــ
کــه دنـــیــا لایـــقش اســتــــــــ
     
#184 | Posted: 12 Jun 2012 11:59


تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۱, ساعت ۱۰:۰۱
حمله گارد ویژه زندان اوین به مراسم سالگرد شهادت هدی صابر در بند ۳۵۰
انتقال گروهی از زندانیان به سلول های انفرادی
حمله گارد ویژه زندان اوین به مراسم سالگرد شهادت هدی صابر در بند ۳۵۰
جـــرس: به گزارش منابع خبری، عصر روز دوشنبه ٢٢خرداد، زندانیان بند ٣۵٠ در حین برگزاری مراسم سالگرد شهادت هدی صابر بودند با هجوم و برخورد خشن گارد ویژه مواجه شده و تعدادی از آنان به سلول های انفرادی بندهای دیگر منتقل شدند.


به گزارش کلمه، این مراسم که از سوی زندانیانی که در اعتراض به کشته شدن همبندی شان روزه سیاسی گرفته بودند تدارک دیده شده بود در حین برگزاری با قطع برق توسط ماموران امنیتی ناتمام ماند و سپس بیش از ۵٠ نفر نیروی گارد ویژه وارد بند شدند.


در این حمله بهمن احمدی امویی، سعید جلالی فر، فرشاد قربان پور، آرش سقر، سعید متین پور و جواد علیخانی بوسیله گارد ویژه به سلول انفرادی منتقل شدند.


زندانیان در پاسخ به این یورش شعار “یا حسین میرحسین” و “مرگ بر دیکتاتور” سر می دادند.


بر اساس این گزارش دادستان تهران دستور حمله به زندانیان را صادر کرده بود. او پیش از این نیز برخورد با زندانیان و ایجاد محدودیت پیش روی آنها را همواره در دستور کار داشته است.


بر اساس گزارش ها، ده ها زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین در سومین سالروز کودتای انتخاباتی سال ۸۸ و در اولین سالگرد شهادت هدی صابر، به عنوان اعتراض از حضور در سالن ملاقات خودداری کردند.


در این «اعتصاب ملاقات» که در روز ۲۲ خرداد و در سومین سالروز انتخابات دهم ریاست جمهوری انجام شد، زندانیان در اعتراض به افزایش محدودیت ها و اعمال فشارهای روانی از سوی دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی بر زندانیان، از ملاقات با خانواده خویش سر باز زدند.


زندانیان اعتصاب کننده، به خصوص به این موضوع اعتراض داشته اند که دوشنبه هفته قبل و در روز پدر، به بهانه تعطیلی امکان ملاقات از آنها سلب شده است و مسئولان زندان حتی به زندانیان اجازه تماس تلفنی با خانواده هم نداده اند.


به گفته منابع نزدیک به زندانیان سیاسی، زندانیان همچنین با توجه به سالگرد درگذشت هدی صابر، به عدم رسیدگی به پرونده مرگ این همبند سابق خود نیز اعتراض داشته اند.


از جمله زندانیانی که امروز در این حرکت اعتراضی شرکت داشته اند، می توان به نامهای ابوالفضل قدیانی، محسن میردامادی، عبدالله مومنی، سید علیرضا بهشتی شیرازی، فیض الله عرب سرخی، علیرضا رجایی، عماد بهاور، بهمن احمدی امویی، محمد فرید طاهری قزوینی، امیرخسرو دلیرثانی، رضا بنی تبار، سیامک قادری، جعفر گنجی، محمد داوری، مزدک علی نظری، جواد علیخانی، مصطفی نیلی و مهدی خدایی اشاره کرد.


زندانیان بند ۳۵۰ اوین که همگی زندانیان سیاسی و امنیتی هستند، از بسیاری از حقوق قانونی خود از جمله حق تماس تلفنی، ملاقات منظم و برخورداری از مرخصی قانونی محروم اند.


تلفن های این بند از بیش از دو سال قبل قطع است و تعدادی از زندانیان این بند که غالب آنها متهمان پس از انتخابات ۸۸ هستند و در دادگاههای ناعادلانه سه سال اخیر به حبس محکوم شده اند، از زمان بازداشت تاکنون به مرخصی نیامده و تعدادی دیگر در سه سال اخیر تنها چند روز از مرخصی بهره مند شده اند.

خَـــندیــدَن تَنـــها انــتــقامـــیستـــــ
کــه دنـــیــا لایـــقش اســتــــــــ
     
#185 | Posted: 12 Jun 2012 12:00
در گفتگوی جرس با خانواده عرب سرخی و نیلی: شرح “اعتصاب ملاقات” زندانیان بند ۳۵۰ اوین
مژگان مدرس علوم
در گفتگوی جرس با خانواده عرب سرخی و نیلی: شرح “اعتصاب ملاقات” زندانیان بند ۳۵۰ اوین
جرس: صبح دوشنبه (22 خرداد) نزدیک به چهل نفر از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین در اعتراض به محدودیت ها و افزایش برخوردهای غیرقانونی از حضور در سالن ملاقات خودداری کردند. آقایان ابوالفضل قدیانی، محسن میردامادی، فیض الله عرب سرخی، عبدالله مومنی، سید علیرضا بهشتی شیرازی، علیرضا رجایی، محسن محققی، رضا انصاری راد، عماد بهاور، بهمن احمدی امویی، محمد فرید طاهری قزوینی، امیرخسرو دلیرثانی، رضا بنی تبار، سیامک قادری، جعفر گنجی، محمد داوری، مزدک علی نظری، جواد علیخانی، مصطفی نیلی و مهدی خدایی از جمله زندانیان سیاسی هستند که در این اعتراض جمعی شرکت کردند.



مریم شربتدار قدس، همسر فیض الله عرب سرخی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب، با ابراز نگرانی از شرایط حاضر در این زمینه به "جرس" می گوید: "متاسفانه امروز نتوانستیم آقای عرب سرخی را ملاقات کنیم. آقای عرب سرخی کسی نیست که از روی احساسات تصمیم بگیرد و واقعا نمی دانم چه رفتاری و برخوردی صورت گرفته که این زندانیان دست به اعتصاب ملاقات زده اند."


وی با اشاره به محرومیت های زندانیان سیاسی و خانواده هایشان از حقوق اولیه خود خاطرنشان می کند: "زندانیان سیاسی نه تنها جرمی مرتکب نشده اند و ناعادلانه در زندان بسر می برند، بلکه همان قوانین سازمان زندانها هم رعایت نمی شود و بخاطر همین دست به اعتراض و اعتصاب ملاقات زدند. ملاقات حضوری و مرخصی که نداریم. خود من برای درمان آقای عرب سرخی خیلی پیگیری کردم اما بی نتیجه بود. الان ایامی است که سالروز شهادت هدی صابر است و این حرکت اعتراضی در حقیقت یادآور این است که با همین بی توجهی ها و مشکلات او به شهادت رسید. چند نفر که مشکلات جسمانی داشتند و باید سریع تحت درمان قرار می گرفتند، بخاطر اینکه با دستبند و پای بند می خواستند آنها را به بیمارستان ببرند، آنها موافقت نکردند و مقاومت کردند. خب، اینها مشکلاتی است که عزیزان ما با آن دست به گریبان هستند و واقعا اینگونه برخوردها انسانی نیست."


فاطمه نیلی، خواهر مصطفی نیلی فعال دانشجویی دربند هم که امروز موفق به ملاقات برادر خود نشده است، در این زمینه می گوید: "تعدادی از زندانیان سیاسی بند 350 بخاطر حق و حقوق طبیعی خود که از آن "محروم" هستند اعتصاب کردند و به سالن ملاقات نیامدند. در حالیکه این زندانیان اساسا جرمی مرتکب نشده اند و ناعادلانه در زندان بسر می برند و از سوی دیگر حقوق اولیه آنها هم رعایت نمی شود. از تلفن، ملاقات حضوری، مرخصی و ...محروم هستند. مثلا برادرم در این مدت دو سال و اندی که در حبس بوده، اصلا نتوانسته به مرخصی بیاید. الان شش ماه است که ملاقات حضوری نداده اند و زمانی هم که می دهند هر جور که خودشا میلشان باشد می دهند. یعنی بعضی از اعضای خانواده نمی توانند به ملاقات حضوری بروند و تبعیضات زیادی است. چند نفری هم که به تازگی می توانستند تماس تلفنی داشته باشند، دو ماه است که تلفنشان کاملا قطع شده است. خیلی از زندانیان سیاسی هم مشکلات جسمانی دارند و نیاز به پیگیری پزشکی دارند اما هیچ توجهی به این مسئله نمی شود. حدود چهل و پنجاه نفر تا آنجایی که من متوجه شدم به سالن ملاقات نیامدند. تنها دو، سه نفر از زندانیان که از شهرستان آمده بودند و مادرانشان بی تابی کردند به دیدن خانواده اشان آمدند، اما اکثریت بر سر حرف خود بودند و به ملاقات نیامدند."


خواهر نیلی می افزاید: "از ساعت نه صبح تا دو بعد ازظهر در آنجا ماندیم تا ببینیم چه می شود. خود مسئول زندان به خانواده ها گفت بروید پیش دادستان من نمی توانم کاری برای شما انجام دهم. بعد که ما گفتیم اصلا دادستان را نمی توانیم ملاقات کنیم به ما گفت من خودم ساعت نه شب دادستان را دیدم. ما هم گفتیم والله تا الان به ما ملاقات نداده اند، شما حداقل یک ملاقات از ایشان برای ما بگیرید. جلوی ما به دادستان زنگ زدند و بعد به ما گفتند که دادستان می گوید "من نه وقت ملاقات به شما می دهم و نه به آنجا می آیم". این هم دادستان که اصلا برای خانواده ها ارزشی قائل نمی شود."


هفته پیش خانواده های 46 زندانی سیاسی بند 350 زندان اوین در نامه ای خطاب به دادستان با یادآوری عرف جاری و آیین نامه اداره زندان های کشور برای زندانیان، تاکید کرده اند که در تبعیضی آشکار توسط شخص شما حقوق قانونی و انسانی از فرزندان، همسران، پدران، مادران، و بستگان بیگناه ما که به صرف حق گویی و مبارزه با تقلب و دروغ در بند به سر می برند سلب شده است.


در بخشی از این نامه آمده است:



" آقای دادستان!
إِیّاکَ وَ الظُّلْمَ مَنْ لا یَجِدُ عَلَیْکَ ناصِرًا إِلاَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ
بترس از ستم بر کسانی که در برابرت یاوری جز خدا ندارند.
آقای دادستان، ما برای عزیزان خود خواسته هایی فراتر از همه حقوقی که سایر زندانیان از آن برخوردارند و تا پیش از تصدی شما در مورد زندانیان سیاسی بعد از انتخابات به بند 350 حتی در این زندان به رسمیت شناخته می شد، نداریم. آیا در کشوری که مدعی اجرای عدل اسلامی است اینها انتظاری گزافه است؟..."
همسر عرب سرخی در ادامه می افزاید: "خانواده ها زندانیان سیاسی با مشکلات زیادی روبرو هستند و پیگیری های آنها به نتیجه ای نمی رسد. خانواده هایی که به دادستانی مراجعه می کنند اصلا نمی توانند دادستان را زیارت کنند. پرونده آقای عرب سرخی هم که در دست سپاه است و معلوم نیست تصمیم گیرنده چه کسی است؟!"


دوشنبه هفته گذشته به علت تعطیلی، خانواده ها و زندانیان سیاسی از ملاقات محروم بودند و در این روز که روز پدر نامیده می شد، زندانیان سیاسی حتی از حق تماس تلفنی با خانواده خود محروم بودند. این در حالی است که این محدودیت ها و فشارهای غیرقانونی تنها برای زندانیان سیاسی که ناعادلانه و غیرقانونی در حبس بسر می برند است و در خصوص زندانیان غیر سیاسی اعمال نمی شود.


خانم شربتدار قدس با تاکید بر اینکه ظلم پایدار نیست، اظهار داشت: "حتی در روز پدر هم نگذاشتند که این زندانیان با خانواده خود تماس بگیرند. امروز نزدیک هشت ماه می شد که نوه ام پدربزرگش را ندیده بود و با یک ذوق و شوقی به سالن ملاقات آمده بود اما بعد از این وضعیت خیلی حالش بد شد و گرفته و افسرده برگشت. مادر همسرم هم که مادر دو شهید است آنچنان از این وضعیت ناراحت شد که رفت پیش مامور اطلاعاتی که در سالن ملاقات بود و به او گفت به رئیس خود بگو که من هیچوقت کسی را نفرین نکرده ام اما الان از ته دل می گویم که به خدا می سپارم تا هر بلایی می خواهد بر سرتان بیاورد. بخدا من از نفرین این مادر سالخورده دو شهید تنم لرزید. مطمئن هستم که اینجور نمی ماند. من امروز در سالن ملاقات هم گفتم "دیدید که شاه ظلم کرد و سرنوشتش چه شد." ظالم هیچگاه نمی ماند، بالاخره ما به قیامت که اعتقاد داریم، شاید الان قدرت در دست آنها باشد و نتوانیم کاری کنیم اما قطعا روزی باید پاسخگو باشند و این روزها به پایان می رسد."

خَـــندیــدَن تَنـــها انــتــقامـــیستـــــ
کــه دنـــیــا لایـــقش اســتــــــــ
     
#186 | Posted: 16 Jun 2012 21:44
kerman8:
ما شدیم یه مشت ادم بی هویت و اسباب بازی هر وقت خواستن با هر اسمی صدامون میزنن و هر کاری خواستن باهمون میکنن ما هم میگیم چشم واسه اینکه بریم بهشت نریم کهریزک شدیم مثل جنده در قبال زندگیمون همه چیزمون رو میدیم پس ما مردم هرچی بگن هستیم

چونپای ساندیس در میونه،وقتی ساندیس بدن خب حقمونه پس داریم ساندیسو میگیریم و غیوریم ولی وقتی ساندیس نمیدن بخایم بزرو ساندیس بگیریم اغتشاش میشه دیگه
چون زیر دست یه مشت آدمایی هستیم که یه لباس پوشیدنو حرف حرف اوناست و وقتی از مسیر حرفشون خارج بشیم میشیم اغتشاشگر ولی در موارد دیگه چون طبق خواسته اونا حرکت میکنیم غیوریم
به نظر من تمام این اغتشاش ها و بی حرمتی ها کار خودشونه،ادماییو با ظاهری فریبنده فرستادن قاطی مردم گند بزنن که بگن اینا الن بلن
در کل اینجا ایرانه دیگه،در طول و عرض تاریخ این همه شاهو پادشاهو حاکم اومدن ولی چه فایده؟هیچوقت وضعیت مردم خوب نشد
     
#187 | Posted: 23 Jun 2012 20:26 | Edited By: RONIN

روی عکس کلیک کنید



من که بعد از دیدن فیلم قلاده های طلا قانع شدم

فهمیدم چرا سال ۸۸ ایران شلوغ شده بود!
فهمیدم کی همه این تظاهراتا رو راه انداخته بود!
فهمیدم همه این کشته ها تو کل ایران کار کی بوده!
و فهمیدم کل... رو همین یه نفر به تنهایی انجام داده!

من چقد ساده بودم! فک میکردم تو انتخابات تقلب شده!
فک میکردم مامورا و... ها این همه آدمو کشتن!
فک میکردم تو شهرای غیر از تهرانم مردم شلوغ کردن!
فک میکردم جمعیت معترضین زیاد بوده!
فک میکردم ندا آقاسلطان و... رو دولتیا کشتن!
فک میکردم چیزائی که با چشام دیدم راست بوده!
     
#188 | Posted: 21 Jul 2012 20:55
keyaaa:
من تو عمرم ساندیس نخوردم ولی افتخار میکنم ساندیس خور نظام هستم اخه یه کم فکر کنید کی واسه یه ساندیس ۱۵۰ تومنی کم کم ۱۰۰۰ نومن کرایه میده واسه اومدن تو راهپیمایی

عمرا کسی تو ایران تو عمرش ساندیس نخوره،شده هرکی یبار هم با پول خودش یه ساندیس میخره نوش جان میکنه اما یه عده پولی بابت ساندیس نمیدن هیچ،بلکه پولی هم میگیرن(منظورمو میفهمید دیگه)
در ضمن فقط ساندیس نیست که،وقتی یه عده رو جمع میکنن بلوار روبروی به اصطلاح حرم امامو زمانی که کامیون حامل غذا میرسه اتفاق عجیبی رخ میده که موشو مارو عقرب بیابان های اطرافو هم به تعجب میندازه،صحنه ای که یه ساندیس خوران برای تقویت از کامیون بالا میرن تا غذا بگیرن
یه جاهایی تو راهپیماییه نمیدونم چه روزی بود شارژ هم میدادن
بعدشم بهتره یه نگاه به اتوبوس هایی که دم پایگاه های بسیج و مساجد میزارن بکنی تا نگی ۱۰۰۰تومن کرایه
و بعد از اون فشار بر بسیجیان برای ساندیس خوری که اگه نیاید کارت فعالتونو نمیدیم یا باطل میکنیمو ببینی
گول نزن خودتو،خودت خوب میدونی داستان چیه
     
#189 | Posted: 23 Jul 2012 10:50 | Edited By: RONIN
فراخوان برای آمدن به خیابانها به محض سقوط بشار اسد

اخیرا فعالان دموکراسی خواهی در فضای وب فراخوانی منتشر نموده اند که در انواع شبکه های اطلاع رسانی و اجتماعی از جمله بالاترین انعکاس یافته است.
در این فراخوان از مردم ایران دعوت گردیده که به محض شنیدن خبر سقوط دیکتاتور سوریه بشار اسد به خیابانها آمده علاوه بر زدن بوق ممتد و جشن و پایکوبی حضوری میلیونی در خیابانها ترتیب داده و مقدمات سقوط دیکتاتوری حاکم بر ایران را فراهم سازند.
در ذیل به چند نمونه فراخوان هموطنان اشاره گردیده است:
1-ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﻋﺰﻳﺰ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺧﺒﺮ ﺳﻘﻮﻁ ﺩﻳﻜﺘﺎﺗﻮﺭ ﺳﻮﺭﻳﻪ ﺑﺸﺎﺭ اﺳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﺭﻳﺨﺖ, اﻳﻦ ﺷﺮﻭﻋﻴﺴﺖ ﺑﺮاﻱ ﻳﻚ ﭘﺎﻳﺎﻥ! ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﻴﺶ اﺯ ﺳﻲ ﺳﺎﻝ ﺩﻳﻜﺘﺎﺗﻮﺭﻱ,ﺷﻜﻨﺠﻪ,ﺯﻧﺪاﻥ,اﻋﺪاﻡ,ﺳﻨﮕﺴﺎﺭ,ﺑﻲ ﺁﺑﺮﻭﻳﻲ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ و ﺻﺪﻫﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﺳﻔﺒﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ. دیگر فریب اصلاح طلبان و شورای سبز امید و فراخوانهای سکوت و بی فایده شان را نخوریم ما با دستان خود ایران را آزاد خواهیم کرد ..

2-هموطنان عزیز نباید بگزاریم خون جوانانمان پایمال شود لحظه موعود در حال فرا رسیدن است جرقه ای کافیست تا انبار باروت خشم مردم ایران را شعله ور کند سقوط بشار اسد می تواند این جرقه باشد اگر متحد باشیم ما چیزی از مردم سوریه و مصر و تونس کم نداریم ! من اگر برخيزم تو اگر برخيزي همه برمي خيزند
     
#190 | Posted: 6 Oct 2012 03:45
زوج سبز زوج ایرانی


به کوروش به آرش به جمشید قسم
به نقش و نگار تخت جمشید قسم

که ایران همی قلب و خون من است
گرفته ز جان از وجود من است
بخوانید این جمله در گوش باد
چو ایران نباشد تن من مباد

|================|
--=( We Love IRAN )=--
|================|
     
صفحه  صفحه 19 از 23:  « پیشین  1  ...  18  19  20  21  22  23  پسین » 
سیاست انجمن لوتی / سیاست / جنبش سبز (اخبار-اطلاعیه-فراخوان و......) بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites