تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
مذهب

آیا واقعا كسی نمی تواند کتابی مانند قرآن را بیاورد!؟

صفحه  صفحه 48 از 53:  « پیشین  1  ...  47  48  49  ...  53  پسین »  
#471 | Posted: 25 Jan 2017 15:35
rostam91:
اگر اونی که نوشتید نظر بود نه بی احترامی پس ظاهرا شما هنوز کلمه بی احترامی رو نمیدونید
البته تقصیر جامعه هست فرهنگ سازی رو یادش رفته و همه چیز رو قاطی کرده اونهائی که با ساختمان پلاسکو در حال ریزش عکس سلفی گرفتن در حالی که میخندیدن هم به نظرشون لحظه تاریخی رو برای خودشون ثبت میکردن که توی اینستاگرام هزاران لایک میخوره ولی در حقیقت بکگراند تصویرشون مردن انسانهای بیگناه و شجاع بود
اونی که مردم رو خس و خاشاک خوند هم از نظر خودش توهینی نکرده
کلا توهین و بی احترامی توی ایران بی معنیه برای همین توی استادیومهای ورزشیمون تماشاگرا بیشتر میان برای ناسزا گفتن تا تماشای فوتبال و براشون فرقی نداره اسطوره ملیشون باشه یا داور یا بازیکن جوان

من شما رو نقل قول نکردم که واسم کامنت میزاری ... به تو هم هیچ ربطی نداره ... جواب اندیشمند رو هم که دادم چون مدیر بود پس خودتو قاطی نکن آفرین .. روشعَنفکریاتم برا خودت نگه دار

MaryamBanoo1385:
به نظر من هم شما بی احترامی کردید . من هم ممکنه اعتقادی مشابه شما داشته باشم ولی به احترام پیروان این دین و به احترام اینکه انسان هستند و حق انتخاب دارند من به اعتقاداتشون توهین نمیکنم . شما میتونید هر نوع تفکری را نقد کنید(همین کاری که من الان دارم میکنم) . ولی با ارایه دلیل . نه با برچسب زدن و متلک انداختن . من بهتون توصیه میکنم که به این فکر کنید که کامنت قبلی شما جز اینکه عده ای را ناراحت میکنه چه اثری داره؟ آیا باعث میشه عده ای شروع به فکر کردن بکنند ؟ آیا علامت سوالی در ذهن معتقدین به اسلام ایجاد میکنه ؟ اگر جوابتون به سوالات من منفیه بدونید که احتمالاْ مطلب مفیدی ننوشته اید .

تو جامعه ای که کسی از دین اسلام جدا شه رو کافر میدونن و مجازاتش اعدام و سنگسار و هزار تا چیز دیگس من واسه چی بیام قربون صدقشون برم حرفی هم که زدم نظر خودم بود گفتم و صاحب تاپیک رو نقل قول کردم و اگرم کسی بخواد نظری راجع به اون بده فقد مدیر اینجا و صاحب تاپیکه پس نیازی نمیبینم به کسی جواب پس بدم ..حله پس ...

Signature

اندوه بزرگی ست انبوه انتظار
     
#472 | Posted: 25 Jan 2017 16:30
Evil_Dead:
تو جامعه ای که کسی از دین اسلام جدا شه رو کافر میدونن و مجازاتش اعدام و سنگسار و هزار تا چیز دیگس من واسه چی بیام قربون صدقشون برم حرفی هم که زدم نظر خودم بود گفتم و صاحب تاپیک رو نقل قول کردم و اگرم کسی بخواد نظری راجع به اون بده فقد مدیر اینجا و صاحب تاپیکه پس نیازی نمیبینم به کسی جواب پس بدم ..حله پس ...

موضوع جواب پس دادن نیست دوست عزیز. این تاپیک یک تاپیک عمومیه و اعضا میتوانند در مورد نوشته های هم نظر بدهند که من هم نظرم را در مورد نوشته شما گفتم(برای اینکار نیاز به مدیر بودن یا صاحب تاپیک بودن نیست) . این انتخاب خودتون هست که آیا میخواهید در مورد آنچه بهتون گفتم فکر کنید یا نه . یادتون باشه که ما با پیروان اسلام دشمنی نداریم . باهاشون هم عقیده نیستیم و در چهارچوب بحث و گفتگو سعی میکنیم که مجابشون کنیم . اکثر معتقدین به اسلام آدم های معمولی هستند که دارند تو جامعه زندگیشون را میکنند و کاری به کار کسی ندارند . اونهایی که از اسلام استفاده ابزاری میکنند هم در موضع فدرتند و مطمٓن باشید که اصلاْ نیازی نمیبنند که بیاند و با من و شما بحث کنند . موفق باشید .

I am leaving this website because of discrimination agaist trans genders by admin sites
     
#473 | Posted: 25 Jan 2017 21:33 | Edited By: andishmand




rostam91
MaryamBanoo1385

دوستان : لطفا" دیگه این بحث رو ادامه ندید چون امیدوارم همه باید تا بحال دونسته باشیم که به نظرات هم احترام بذاریم

Evil_Dead
یوسف عزیز ، شما هم لطفا" در ابراز و اثبات نظر و عقیده خودتون ، و در صورت داشتن نقد برای علائق و عقیده طرف مقابل ، ارزش های عقیدتی طرف مقابل رو محترم بشناسید و سعی کنید انتقادتون بی حاشیه پرداز ی و مودبانه باشه .

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#474 | Posted: 26 Jan 2017 00:52
nimachi:
آیا واقعا كسی نمی تواند کتابی مانند قرآن را بیاورد!؟

باسلام
خیر


خنده های زندگی را روزگار ازما گرفت
ای خوشا روزی که ماهم روزگاری داشتیم
     
#475 | Posted: 26 Jan 2017 07:12
rostam91:
جب!!! همون برداشتی که شیعیان در مورد امامان دارند پس مسیحیان هم دارند یعنی صفت خدائی دادن به بندگان خدا

MaryamBanoo1385:
من به شخصه موضوعی که حس کنم زاید هست و مطلقاْ بدرد کسی نمیخوره را در نه در انجیل و نه در تورات ندیدم . اگر موردی را سراغ دارید بگید تا در موردش بحث کنیم

همون آیه با توجه به دیدی که شما نسبت به بعد زمان و گذر زمان دارید و اینکه در قرن ۲۱ هستیم الآ»

MaryamBanoo1385:
من میگم چه الزامی داشته که خدا در کتاب آسمانی خود که محاطبین بیشماری داره این موضوع کم اهمیت و بدیهی را قرار بده .

کم اهمیت و بدیهی؟!!!
کجاش کم اهمیت هست؟ اینکه پسر خواندگی وجود نداره ؟ یا اینکه با ناز و کرشمه با نامحرم سخن نگن؟ یا اینکه حجاب داشته باشن؟ یا وظایف همسرداری و رفتار همسران با خود یا با شوهرانشون؟....
MaryamBanoo1385:
خدا خیلی راحت میتونست به حضرت محمد بگه که به زنانت بگو بیشتر مراقب رفتارشون باشن (حتی این هم به نظر من نیاز نبوده چون قطعاْ خودشان این موضوع را میدانسدند . مگه در مورد فرست لیدی که مثال زدید میان و براشون تبصره میزارند که توجیهشون کنند که بیشتر از دیگران مورد توجه هستند ؟

خداوند میتونست به محمد بگه و اونم به زنخاشون بگه ولی به زنهای دیگه که نمیتونست بگه؟ همانطور که گفتین به زن ابوبکر و عمر و علی و حمزه و عباس که نمیتونست بگه
در مورد بانوی اول هم مسلما برای اونها دوره های خاصی حتی در نحوه راه رفتن یا صحبت کردن و واکنش به رفتارهای دیگران میزارن نه برای بانوی اول بلکه برای هر کسی که به حاکمیت هر کشوری میرسه آداب و معاشرت سیاسی و دیپلماتیک آموزش داده میشه
MaryamBanoo1385:
در مورد اینکه گفتید ازدواج های پیامبر بخشی از رسالت ایشان بوده و برای برقراری دوستی بین قبایل بوده را من واقعاْ ربطی درش نمیبینم . مگه اگر پیامبر خدا بخواد مردم را هدایت کنه باید حتماْ با آنها ازدواج کنه؟

این رسم که سران قبایل برای تحکیم صلح و جلوگیری از جنگ فرزندانشون رو به عقد همدیگه در میاوردن قبل و بعد از پیامبر در اسلام و غیر اسلام وجود داشته و در زمان پیامبر چیز تازه ای نبوده
و برای پیامبر باید بگم بله یکی از راههای اتحاد و پیوند همین وصلتهای مصلحتی بوده
اصلا بگذارید فلسفه و اهداف پیامبر از ازدواج رو بیان کنم
اول اینکه پیامبر در ۲۵ سالگی اولین بار ازدواج کرد با خدیجه و با هم ماندند تا اینکه خدیجه از دنیا ازدواج بعدی ایشون با عایشه بود که تنها ازدواج پیامبر با یک باکره بود اما ازدواجهای بعدی پیامبردارای اهداف مختلفی بودند که از جمله

۱-برخی از زنانی که پیامبر با آنان ازدواج کرد از مسلمانان اولیه بودند که با شوهران مسلمان خود از ستم و شکنجه مشرکان قریش به حبشه مهاجرت کرده بودند. در آن جا شوهر خود را از دست داده، تنها و بی پناه مانده بودند. نمونه آن سوده دختر زمعه است ، که پیامبر با او ازدواج کرد. همسر سوده ، سکران بن عمرو بود . زن و شوهر در همان آغاز به اسلام گرویدند و به خاطر نجات از شکنجه های قریشی ها به حبشه مهاجرت کردند . سکران در حبشه در گذشت و سوده بی سرپرست ماند و به ناچار به مکه بازگشت و به پیامبر پناه آورد ، پیامبر او را به عقد خود درآورد
اگر پیامبر او را نمی پذیرفت و سرپرستی نمی کرد و ناچار به بستگان مشرک خود مراجعه می کرد . آنان او را مجبور می کردند که دست از اسلام بکشد و به شرک آنان باز گردد . اگر سوده خواست بستگان خود را نمی پذیرفت تا دم مرگ شکنجه می شد و سرانجام جان خود را از دست می داد ، در این صورت مسلمانان دیگر اعتماد خود را نسبت به پیامبر از دست می دادند و رهبری او زیر سوال می رفت . این خود شکستی برای پیامبر بود .
نمونه دیگر این زنان ، ام حبیبه دختر ابوسفیان بود . او با شوهرش عبید الله بن جحش اسلام اختیار کردند و به حبشه رفتند تا از شر دشمنان که پدرش از سر سخت ترین آنان بود در امان بمانند
عبید الله شوهر او تحت تاثیر محیط مسیحی حبشه قرار گرفت و مسیحی شد و بعدا در همان جا درگذشت .
ام حبیبه در سرزمین غربت تنها ماند ، او نمی توانست در مکه به نزد پدرش بازگردد زیرا ابوسفیان خود، سر دسته شکنجه گران مسلمین بود . پیامبر اکرم کسی را به حبشه فرستاد و از ام حبیبه خواستگاری کرد ، او هم با خوشحالی پذیرفت . در سال ششم هجرت ازدواج رسول خدا با ام حبیبه در مدینه صورت گرفت

۲-سرپرستی همسران شهدا
در هر کدام از جنگ های صدر اسلام تعدادی از مسلمانان به شهادت می رسیدند . همسران آنان اگر کسی را نداشتند و بی سرپرست می ماندند ، پیامبر آنان را جمع و سرپرستی می کرد و با برخی از آنان ازدواج نیز کرده است .از همسران شهدا که پیامبر آنان را به همسری خود برگزید یکی ام سلمه دختر ابی امیه است ، نام او هند بود و پیش از پیامبر با عبدالله ابی سلمه پسر عمه و برادر رضاعی پیامبر ازدواج کرده بود . آن دو در همان آغاز اسلام آوردند و به حبشه مهاجرت کردند . سپس به مدینه مهاجرت کردند .
در جنگ احد ، ابی سلمه مجروح شد و بعدا در اثر همان جراحت شهید شد. ام سلمه چون سرپرستی نداشت و دارای چندین یتیم بود، پیامبر با او در سال چهارم هجری ازدواج کرد. دیگری حفصه دختر عمر بود ، او و همسرش خنیس بن حزافه اسلام آوردند ، از ستم مشرکان ابتدا به حبشه و سپس به مدینه هجرت کردند . شوهر او خنیس در جنگ بدر کشته شد. رسول خدا با او که بی سرپرست شده بود و همسر شهید بود ازدواج کرد
زینت دختر خزیمه نیز همسر شهید بود . عبد الله بن حارث بن عبدالمطلب عمو زاده پیامبر از مسلمانان اولیه و از یاران آن حضرت بود . او با همسرش زینت به مدینه مهاجرت کردند . عبدالله در جنگ احد کشته شد ،زینت که بی پناه شده بود به عقد پیامبر درآمد و زن او شد

3-به دست آوردن قدرت
برخی از ازدواج های پیامبر اکرم ازدواج مصلحتی بود . از قبیله بزرگ و قدرتمند زن می گرفت تا حمایت آن قبیله را برای دفاع از اسلام و خود جذب کند . مانند ازدواج با میمونه دختر حارث ،که از خانواده بزرگ و سرشناس مکه بود ، میمونه ابتدا همسر ابی رهم بن عبد الله العزی بود شوهرش از دنیا رفته بود . رسول خدا سال بعد از صلح حدیبیه برای زیارت خانه خدا وارد مکه شد . عباس عموی پیامبر که در مکه جا مانده بود ، ازدواج با میمونه را طبق مصلحت به رسول خدا پیشنهاد کرد .
آن حضرت پذیرفت و در سال هفتم هجری میمونه را برای خود عقد کرد .
ازدواج پیامبر با میمونه باعث شد که قبیله و خانواده او به اسلام گرایش پیدا کنند و به دفاع از پیامبر بپردازند و باعث تقویت اسلام و مسلمانان گردید

۴-ترمیم رابطه
صفیه دختر بن اخطب از یهودیان خیبر بود . پدر صفیه بزرگ بنی قریظه و نیز همراه او کنانه بن ربیع یهودی در جنگ خیبر کشته شدند . صفیه به اسارت مسلمانان درآمد . پیامبر ، صفیه را آزاد و سپس به همسری خود برگزید . با این ازدواج اولا وضعیت روحی صفیه بهبود پیدا کرد، ثانیا بنی قریظه روابط خصمانه شان با مسلمانان تخفیف یافت و باعث نرم شدن آن ها و نزدیکی شان با پیامبر گردید . و تعدادی از بستگان صفیه نیز به همراه خود او آزاد شدند .

6-باطل کردن عقائد جاهلی
زید ابن حارثه پسر خوانده رسول خدا بود و در خانه آن حضرت زندگی می کرد . پیامبر خود، زینب دختر جحش را که از مسلمانان اولیه بود به عقد پسر خوانده خود درآورد اما آن دو با هم نساختند و زید همسر خود را طلاق داد . برخی گمان می کردند ازدواج با زن پسر خوانده ، مانند زن پسر واقعی جایز نیست . پیامبر اکرم با زینب ازدواج کرده تا بر این عقیده خرافی بازمانده از دوره جاهلیت ، مبارزه و آن را باطل اعلام کند . در پی آن آیه نازل شد و با اشاره به ازدواج پیامبر با همسر پسر خوانده اش ، آن را بدون اشکال و درست دانست و آن را تایید کرد
اینها همه اهدافی هستند که پیامبر از ازدواجهاشون داشتند

MaryamBanoo1385:
مگه موسی با هر کسی که میخواسته او را هدایت کنه ازدواج میگرده ؟

چه ربطی داره؟ شرایط زمانی و مکانی فرق میکنه اصلا شرایط اجتماعی دوران موسی با پیامبر هم متفاوت بوده یا اگه پیامبر در این دوران بود شاید اون کار رو نمیکرد! جزیره العرب زمان پیامبر قبیله قبیله بودن ، برای کشتن پیامبر مشرکین برای اینکه از انتقام جوئی بنی هاشم( قبیله پیامبر) در امان باشن از چهل قبیله هر کدام بک جوان برای کشتن پیامبر انتخاب کردند تا بنی هاشم نتونه به خونخواهی دست بزنه
از طرفی موسی آیا تونست موفقیت پیامبر رو در اون مدت بدست بیاره ؟ خیر بلکه بین خودشون هم نزاع و دعوابود تا جائی که برای آب دعوا میکردن و موسی با زدن عصا به سنگ یک چشمه جاری شد که دوازده انشعاب داشت و هر گروه انشعابی برای خودش در حالی که چنین نزاعهائی بین مسلمانان وجود نداشت


MaryamBanoo1385:
داوود که یکی ار بزرگترین شخصیت های مسیحیت و یهودیت هست بر سر یک رابطه نادرست به شدت توسط خدا توبیح شده و در کتاب مقدس هم ثبت شده که برای سایرین هم عبرت بشه

خودتون میگید رابطه نادرست! در حالی که روابط پیامبر نادرست نبوده

MaryamBanoo1385:
مگه ملاک اعتقاد ایمان و باور قلبی نیست ؟

باور قلبی که یهو بوجود نمیاد انتظار نباید داشت به گاوپرستی که سالها در اون محیط بزرگ شده بگی اسلام یا مسیحیت بهتره و عقیده تو باطل و اون بپذیره و آیینش رو ترک کنه چون تا اون زمان آیین مادریش باور قلبیش هست برای ایجاد باور قلبی باید ایشون در محیط خاص خودش باشه و مدتی رو به حرفهای طرف گوش بده

MaryamBanoo1385:
این چه ارزشی داشته که مردم به این دلیل میامدند و مسلمان میشدند ؟

ارزشش رو بعدها اسلام دید وقتی پیامبر کل شبه جزیره عربستان رو به شکل امتی واحد در آورد و دایره اسلام بزرگ و بزرگتر شد نزاعهای قبیله ای یا زنده بگور کردن دختران از اون سرزمین رخت بربست اینها همه ارزش اون ازدوجها و رفتار پیامبر بود

MaryamBanoo1385:
در مورد موضوع خیانت زنان پیامبر به نظر من توالی این آیات و اشاراتی که در این آیات متوالی به موضوع شده به طور ۹۰ درصد به شکلی غیر مستقیم به این موضوع اشاره میکنه نگرانی در مورد حیانت زمان پیامبر ورابطه آنها با سایر مردان مسلمانان میرفته .

اصلا و به هیچ عنوان چنین موضوعی نبوده و خیانتی نبوده حتی در مورد جریان افک هم آیاتش در سوره مبارکه نور موجوده
این آیات آموزشی هست به زنان پیامبر و صد البته باقی زنان مومن مسلمان در نحوه برخورد با نامحرم

MaryamBanoo1385:
مثلاْ بعد از اینکه گفته مومنان در خانه پیامبر زیاد نمانند و پیامبر میتونه نوبت زنان خود را جابه جا کنه چرا گفته که رفتار زنان جوری نباشن که مردان را به هوس بیندازند ؟

مومنان در خانه پیامبر زیاد نمانند رو به این جهت گفت که وقتی میرفتن خونه پیامبر منتظر حدیث و سخنرانی پیامبر میشدند و پیامبر در وقت استراحتش بود ولی حجب و حیای ایشون اجازه نمیداد به اونها بگه خسته هستم یا الآن نه برای همین آیه اومد که اگه رفتید و مهمان شدید زود خارج شوید
جابجائی نوبت زنان هم باز برای این بود که پیامبر اصرار به عدالت بین همسران داشت ولی خداوند این آیه رو آورد که اشکالی در تغییر نوبت نیست مثلا یکی رو بیشتر دوست داری دو بادر هفته بهش سر بزن یکی رو یک بار
اما اینکه رفتار جوری نباشه که مردان رو به هوس بیندازد ....
rostam91:
«ای‌ همسران‌ پیامبر! شما مانند هیچ‌ یک‌ از زنان‌ دیگر نیستید» و هیچ‌ گروهی‌ از زنان‌ امت‌ با شما در فضیلت‌تان‌ برابری‌ نمی‌توانند بکنند «اگر سر تقوا دارید پس‌ در سخن‌گفتن‌ ملایمت‌ نکنید» یعنی: هنگامی‌ که‌ با مردان‌ نامحرم‌ سخن ‌می‌گویید، تن‌ صدایتان‌ را پایین‌ نیاورید و نرم‌ و ملایم‌ سخن‌ نگویید چنان‌که‌ زنان‌فتنه‌برانگیز هستند«که‌ آن‌گاه‌ کسی‌ که‌ در دلش‌ بیماری‌ است‌» یعنی: کسی‌ که ‌بدکار یا منافق‌ است‌ «طمع‌ می‌ورزد. و نیکو سخن‌ گویید» نزد مردم، طبق‌ سنتهای ‌شرع‌؛ سنجیده‌ و به ‌دور از شک‌ برانگیزی، به‌طوری‌ که‌ شنونده‌ چیزی‌ از آن‌ را ناشایست‌ و غیرشرعی‌ تلقی‌ نکند.
خداوند متعال در این‌ آیه‌ روشن‌ می‌کند که‌ این‌ فضیلت‌ فقط هنگامی‌ برای‌ همسران‌ پیامبر مسلم‌ است‌ که‌ به‌ تقوی‌ پایبند باشند، نه‌ به ‌صرف‌ این‌ که‌ با پیامبر پیوند دارند.

MaryamBanoo1385:
ولی حتی همینحا تو غرب هم وقتی خانواده ای کسی را به فرندخواندگی قبول میکنند و مراحل قانونیش طی میشه اون فرد با فرزند خونی اون خانواده هیچ فرقی نداره

خب این قانون مدنی هست نه شرعی ؛اونجا دختر عمه با پسر خاله هم شاید ازدواج نکنه و جزء محارم باشه اونجا حیوانات رو هم به فرزند خواندگی قبول میکنن همجنس گراها هم فرزند خوانده دارن ممکنه یکی با حیوان هم ازدواج بکنه اینکه در غرب وضعیت چطوریه که ملاک نیست همه این اعمال رو اونها برای خودشون از دریچه حقوق بشر و حقوق حیوانات درست و قابل توجیح جلوه میدن
MaryamBanoo1385:
ولی همواره این برام جای سوال داره که چرا خدا دقیقاْ بعد از اینکه اون مشکل برای ازدواج حضرت محمد با زن پسر خوانده خود پیش امده بوده این قانون را وضع مرده که حتی متناقض با اصول مردم اون زمان عربستان بوده ؟

خب اولا باید این رسم فرزند خواندگی یک جا ملغی میشده ، مسلما اگر قرار بود اینو برای کس دیگه بار اول اجرا کنن خب همه معترض به پیامبر میشدن که اگه فرزند خواندگی درست نیست چرا خودت فرزند خوانده داری

نه . من اصلاً شباهتی بین اینکه در مسیحیت اعتقاد به این هست که مسیح خداست و اینکه شیعیان امامان را داری صفات خدایی میدانند نمیبنم . بزارید یه واقعیتی را بهتون بگم . من قبل از اینکه به مسیحیت گرایش پیدا کنم(من رفتارم آنقدر درست نیست که خودم را مسیحی بدانم( به این نقطه رسیدم بودم که اولاً خدا وجود نداره و اگر هم وجود داشته باشه اگر همان طوری هست که در قرآن گفته شده من حتی اگر بهم ثابت بشه که چنین خدایی هست حتی اگر قرار باشه که به خاطر سرپیچی از او به جهنم هم برم باز میرم و به او اعتقاد پیدا نمیکنم) . زمانی نظرم در مورد خدا عوض شد که فهمیدم او به جای اینکه بر مسند قدرت بشینه و ققط به ما امر و نهی کنه به شکل یکی از ما درآمده و برای تحمل تمام گناهان و درده و رنجهایی بشریت به زمین آمده . مثل همه مردم دنیا زجر و محدویدت های زندگی در این دنیا که آدمها را گناهکار و خلافکار بار میاره چشیده و در پایان با اینکه خودش گناهی نداشته به جای همه گناهکاران قربانی شده . من به غیر از این هیچ خدای دیگری را نمیپذیرفتم . اگر مسیح جسم نمیشد . اگر به دنیا نمیامد . اگر مصلوب نمیشد هیچ فرقی برای من با الله خدای توصیف شده در اسلام نداشت . در مورد ازدواج های پیامبر من واقعاً نمیفهمم برای اینکه پیامبر سرپرستی یک زن را قبول کنه چرا باید با او ازدواج میکرد؟ خب خیلی راحت میتونست اونها را از نظر مالی ساپورت کنه و اونها هم اگر میخواستند با کس دیگری ازدواج میکردند . در مورد دلایل دیگری که عنوان کردید هم برای من پذیرفتنی نیست . اصلاً مفهوم ایمان این هست که کسی قلباً موضوعی را درست بدانه و به اون گرایش پیدا کنه . اگر به هر دلیل دیگری جر ایمان کسی مسلمان میشده فقط سیاهی لشکر را بیشتر میکرده . رایطه با خدا کشور گشایی و افزایش قدرت سیاسی فرق میکنه و هیچ کسی صرفاً به دلیل اینکه مثلاً کلیسا میره مسیحی حساب نمیشه . تو انجیل گفته مسیحی کسی هست که هر روز صلیب خود را برداشته و از مسیح پیروی کنه . ثمره روح خدا در یک مسیحی محبت . فروتنی . خویشتنداری و درستکاری هست . برگزیدگان خدا بسیار اندک هستند و هرگز خدا برای افزایش قدرت خود نیاز به افزایش سیاهی لشکر نداشته و نداره . در مورد موسی به نظر من کار کمی نکرده . قوم بنی اسرايیل (یهود) را از اسارت در آورده که هنوز هم در دنیا به عنوان یک ملت واحد شناخته شده هستند . کار موسی لشکرکشی و کشور گشایی نبوده . رسالت او نجات قوم خدا از اسارت و بردگی بوده که کم کاری نیست .

I am leaving this website because of discrimination agaist trans genders by admin sites
     
#476 | Posted: 26 Jan 2017 19:34 | Edited By: rostam91
MaryamBanoo1385:
اگر مسیح جسم نمیشد . اگر به دنیا نمیامد . اگر مصلوب نمیشد هیچ فرقی برای من با الله خدای توصیف شده در اسلام نداشت

الآن شد همون عقیده ای که گاوپرست هندی داره و معتقده گاو مظهر خداست و خداوند در گاو متجلی میشه یا بت پرستان که معتقدند خداوند در اون بت متجلی میشه یا بت نمادی از خداست یا ... یعنی مسیحیت با اونها در اعتقاد به اینکه خداوند جسم هست مشترکه با نگرشی متفاوت از نوع جسم شدن
MaryamBanoo1385:
زمانی نظرم در مورد خدا عوض شد که فهمیدم او به جای اینکه بر مسند قدرت بشینه و ققط به ما امر و نهی کنه به شکل یکی از ما درآمده و برای تحمل تمام گناهان و درده و رنجهایی بشریت به زمین آمده .

اصلا خود خدا آفریننده بندگانش هست و نیازی به اینکه بداند چه دردهائی دارند نداره چون خودش از اون دردها آگاه هست
وقتی شما معتقد به این میشی که خداوند دارای پسر هست یا اینکه در قالب انسان در آمده یعنی برای خداوند را دارای محدودیت میکنی یعنی کسی رو مجسم میکنی که نیاز به داشتن پسر داره یا نیاز به این داره که برای چشیدن آلام مردم به شکل انسان دربیاد و این یعنی نقص برای خداوند خداوندی که دارای نقص باشه به درد خدائی نمیخوره قادر مطلق نیست و نمیشه به اون خدا اطلاق کرد.

MaryamBanoo1385:
در مورد ازدواج های پیامبر من واقعاً نمیفهمم برای اینکه پیامبر سرپرستی یک زن را قبول کنه چرا باید با او ازدواج میکرد؟ خب خیلی راحت میتونست اونها را از نظر مالی ساپورت کن

من نگفتم با همه بی سرپرستها ازدواج میکرد بلکه گفتم:
<<همسران آنان اگر کسی را نداشتند و بی سرپرست می ماندند ، پیامبر آنان را جمع و سرپرستی می کرد و با برخی از آنان ازدواج نیز کرده است>>
همون چیزی که شما گفتین انجام میداد یعنی سرپرستی میکرد یا بهشون رسیدگی میکرد و با برخی از اونها ازدواج کرد که شرایط دیگه ای داشتند مثلا کسی با اونها ازدواج نکرده بود و تنها بودند.

MaryamBanoo1385:
اونها هم اگر میخواستند با کس دیگری ازدواج میکردند

؟؟!!!!
عذر میخوام من یه دختر عمه دارم ۵۵ سالشه هیچکس به خواستگاریش نیومده ایشون باید چجوری اگر بخواد ازدواج کنه؟
همه کس که طالب و خواستگار ندارن یکی سرنوشتش اینه که زود شوهرش رو از دست بده و زود شوهر دیگری نصیبش بشه ولی یکی دیگه شوهر مرده، کسی سراغش نمیاد.

MaryamBanoo1385:
در مورد دلایل دیگری که عنوان کردید هم برای من پذیرفتنی نیست .

پذیرفتنی نیست چون شما همانطور که گفتین ، خود رو در زمان حال و قرن ۲۱ احساس میکنید در حالی که باید آداب و رسوم اون زمان اعراب جاهلی رو هم مد نظر داشته باشید.
MaryamBanoo1385:
اصلاً مفهوم ایمان این هست که کسی قلباً موضوعی را درست بدانه و به اون گرایش پیدا کنه . اگر به هر دلیل دیگری جر ایمان کسی مسلمان میشده فقط سیاهی لشکر را بیشتر میکرده

دقیقا معنی ایمان همون هست و چندین بار گفتم که اگر پیروان پیامبر به پیامبر و کتابش و خداوند ایمان قلبی نداشتند اون جانفشانیها رو برای پیامبر انجام نمیدادن ، و پیامبر به هیچ عنوان نمیتونست به اون موفقیتها در اون مدت کن برسه کاری که پیامبران گذشته منجمله عیسی با پیروانش بهش نرسید.
MaryamBanoo1385:
هیچ کسی صرفاً به دلیل اینکه مثلاً کلیسا میره مسیحی حساب نمیشه . تو انجیل گفته مسیحی کسی هست که هر روز صلیب خود را برداشته و از مسیح پیروی کنه .

در اسلام هم ما نگفتیم هر مسلمانی که نماز میخونه مومن و با ایمان هست بیشتر از یک میلیارد نفری که دینشون رو اسلام میدونن به جرات میشه گفت دروغ میگن شاید مشروب میخورن غیبت میکنن و ...
در اسلام بخشی از پول زکات برای کسانی داده میشه که مسلمان نیستند ( دارای دینی غیر از اسلام هستند) برای اینکه دل اونها به اسلام نزدیک بشه و اونها به طرف اشلام بیان و با شنیدن آیات و دستورات قرآن بشن مشلمان با ایمان

MaryamBanoo1385:
برگزیدگان خدا بسیار اندک هستند و هرگز خدا برای افزایش قدرت خود نیاز به افزایش سیاهی لشکر نداشته و نداره .

خداوندی که قادر مطلفه نیازی به افزایش قدرت نداره چون خود ما فوق قدرتهاست
MaryamBanoo1385:
کار موسی لشکرکشی و کشور گشایی نبوده . رسالت او نجات قوم خدا از اسارت و بردگی بوده که کم کاری نیست .

رسالت موسی قبل از نجات بنی اسرائیل ، حاکم ساختن قوانین خدا بر زمین بود و اینکه مردم رو منجمله فرعون به عبادت خدای واحد دعوت کنه ، برای همین قبل از نجات قوم بنی اسرائیل و سخن از آزادی اونها به ارشاد فرعون پرداخت.

MaryamBanoo1385:
من اصلاً شباهتی بین اینکه در مسیحیت اعتقاد به این هست که مسیح خداست و اینکه شیعیان امامان را داری صفات خدایی میدانند نمیبنم

هرچند خارج از موضوع تاپیک و بحث ماست اما چون فرمودید لازم دیدم جهت آگاهی خدمتتون مطلب زیر رو بزارم:

یکی از خصوصیات مسیحیان این است که در مورد رهبران دینی خود غلو کرده اند تا جایی که پیامبر خود را تا حد الوهیت بالا برده اند و حتی از او حاجت می خواهند. علمای خود را نیز بیش از آنچه که هستند اکرام کرده و می کنند. کافی است شما به شبکه های مسیحیت رجوع کنید تا ببینید آنها تا چه اندازه علمای خود را مقدس می شمارند ، در خیابان ها به دنبال آنها راه می افتند و به دنبال ماشین آنها می دوند و امثال چنین کارهایی را در رابطه ی با علمای خود انجام می دهند. حتی جسد آنها را نیز مقدس می دانند و ... خلاصه اینکه هم نسبت به پیامبر خود و هم نسبت به علمای خود به غلو و تقدیسِ بیش از حد رو آورده اند.
این در حالی است که در تشیع نیز شبیه این را می بینیم. تشیع نیز هم نسبت به پیامبر و ائمه ی خود مرتکب غلو شد و هم نسبت به علمای خود. بله ، شاید به خاطر تأکید فوق العاده ی اسلام و توجه مسلمین به توحید ، تشیع نتوانست ائمه ی خود را تا مقام الوهیت بالا ببرد ولی به هر حال مقامی برای آنها معرفی کردند که غلو از آن حس می شود. شما ببینید اهل تشیع مواقعی که برایشان مشکل پیش می آید خدا را صدا می زنند یا امامانشان را؟ معمولا در کلام آنها یا علی و یا زهراء و ... بیشتر از یا الله یافت می شود. همچنین در مورد علمایشان ، آنقدر آنها را بالا بردند که حاله ای نور دور آنها را گرفته و اشتباهی برای آنها تصور نمی کنند و حتی اشتباهات مسلم آنها را نمی توانند بپذیرند
شباهت دیگر این دو گروه این است که همچنانکه مسیحیت به صلیب کشیده شدن عیسی را بالاتر از آنچه که بوده نشان داد و حتی آن را کفاره ی گناهان قرار داد ، تشیع نیز در رابطه ی با حادثه ی کربلا تفسیری شبیه همان تفسیر مسیحیت را بیان کرد. همچنانکه مسیحیت بحث صلیب را نماد قرار داد تشیع نیز کربلا و اشک و گریه را نماد خود قرار داد و حتی توحید را متوقف بر آن دانست.

این کلیپ رو هم میتونید ببینید و برخی شباهتهائی که امروزه انجام میشه رو ببینید
https://www.youtube.com/watch?v=UpXmtJ2iTYU
     
#477 | Posted: 26 Jan 2017 23:52
لاالله الاالله محمدرسول الله



این قرآن در حادثه پلاسکو که همهچی آتش گرفت ، سالم ماند ، و فقط بخشی از حاشیه آن کمی سیاه شده است


     
#478 | Posted: 27 Jan 2017 16:27 | Edited By: MaryamBanoo1385
rostam91:
الآن شد همون عقیده ای که گاوپرست هندی داره و معتقده گاو مظهر خداست و خداوند در گاو متجلی میشه یا بت پرستان که معتقدند خداوند در اون بت متجلی میشه یا بت نمادی از خداست یا ... یعنی مسیحیت با اونها در اعتقاد به اینکه خداوند جسم هست مشترکه با نگرشی متفاوت از نوع جسم شدن
MaryamBanoo1385:
زمانی نظرم در مورد خدا عوض شد که فهمیدم او به جای اینکه بر مسند قدرت بشینه و ققط به ما امر و نهی کنه به شکل یکی از ما درآمده و برای تحمل تمام گناهان و درده و رنجهایی بشریت به زمین آمده .

اصلا خود خدا آفریننده بندگانش هست و نیازی به اینکه بداند چه دردهائی دارند نداره چون خودش از اون دردها آگاه هست
وقتی شما معتقد به این میشی که خداوند دارای پسر هست یا اینکه در قالب انسان در آمده یعنی برای خداوند را دارای محدودیت میکنی یعنی کسی رو مجسم میکنی که نیاز به داشتن پسر داره یا نیاز به این داره که برای چشیدن آلام مردم به شکل انسان دربیاد و این یعنی نقص برای خداوند خداوندی که دارای نقص باشه به درد خدائی نمیخوره قادر مطلق نیست و نمیشه به اون خدا اطلاق کرد.

MaryamBanoo1385:
در مورد ازدواج های پیامبر من واقعاً نمیفهمم برای اینکه پیامبر سرپرستی یک زن را قبول کنه چرا باید با او ازدواج میکرد؟ خب خیلی راحت میتونست اونها را از نظر مالی ساپورت کن

من نگفتم با همه بی سرپرستها ازدواج میکرد بلکه گفتم:
<<همسران آنان اگر کسی را نداشتند و بی سرپرست می ماندند ، پیامبر آنان را جمع و سرپرستی می کرد و با برخی از آنان ازدواج نیز کرده است>>
همون چیزی که شما گفتین انجام میداد یعنی سرپرستی میکرد یا بهشون رسیدگی میکرد و با برخی از اونها ازدواج کرد که شرایط دیگه ای داشتند مثلا کسی با اونها ازدواج نکرده بود و تنها بودند.

MaryamBanoo1385:
اونها هم اگر میخواستند با کس دیگری ازدواج میکردند

؟؟!!!!
عذر میخوام من یه دختر عمه دارم ۵۵ سالشه هیچکس به خواستگاریش نیومده ایشون باید چجوری اگر بخواد ازدواج کنه؟
همه کس که طالب و خواستگار ندارن یکی سرنوشتش اینه که زود شوهرش رو از دست بده و زود شوهر دیگری نصیبش بشه ولی یکی دیگه شوهر مرده، کسی سراغش نمیاد.

MaryamBanoo1385:
در مورد دلایل دیگری که عنوان کردید هم برای من پذیرفتنی نیست .

پذیرفتنی نیست چون شما همانطور که گفتین ، خود رو در زمان حال و قرن ۲۱ احساس میکنید در حالی که باید آداب و رسوم اون زمان اعراب جاهلی رو هم مد نظر داشته باشید.
MaryamBanoo1385:
اصلاً مفهوم ایمان این هست که کسی قلباً موضوعی را درست بدانه و به اون گرایش پیدا کنه . اگر به هر دلیل دیگری جر ایمان کسی مسلمان میشده فقط سیاهی لشکر را بیشتر میکرده

دقیقا معنی ایمان همون هست و چندین بار گفتم که اگر پیروان پیامبر به پیامبر و کتابش و خداوند ایمان قلبی نداشتند اون جانفشانیها رو برای پیامبر انجام نمیدادن ، و پیامبر به هیچ عنوان نمیتونست به اون موفقیتها در اون مدت کن برسه کاری که پیامبران گذشته منجمله عیسی با پیروانش بهش نرسید.
MaryamBanoo1385:
هیچ کسی صرفاً به دلیل اینکه مثلاً کلیسا میره مسیحی حساب نمیشه . تو انجیل گفته مسیحی کسی هست که هر روز صلیب خود را برداشته و از مسیح پیروی کنه .

در اسلام هم ما نگفتیم هر مسلمانی که نماز میخونه مومن و با ایمان هست بیشتر از یک میلیارد نفری که دینشون رو اسلام میدونن به جرات میشه گفت دروغ میگن شاید مشروب میخورن غیبت میکنن و ...
در اسلام بخشی از پول زکات برای کسانی داده میشه که مسلمان نیستند ( دارای دینی غیر از اسلام هستند) برای اینکه دل اونها به اسلام نزدیک بشه و اونها به طرف اشلام بیان و با شنیدن آیات و دستورات قرآن بشن مشلمان با ایمان

MaryamBanoo1385:
برگزیدگان خدا بسیار اندک هستند و هرگز خدا برای افزایش قدرت خود نیاز به افزایش سیاهی لشکر نداشته و نداره .

خداوندی که قادر مطلفه نیازی به افزایش قدرت نداره چون خود ما فوق قدرتهاست
MaryamBanoo1385:
کار موسی لشکرکشی و کشور گشایی نبوده . رسالت او نجات قوم خدا از اسارت و بردگی بوده که کم کاری نیست .

رسالت موسی قبل از نجات بنی اسرائیل ، حاکم ساختن قوانین خدا بر زمین بود و اینکه مردم رو منجمله فرعون به عبادت خدای واحد دعوت کنه ، برای همین قبل از نجات قوم بنی اسرائیل و سخن از آزادی اونها به ارشاد فرعون پرداخت.

MaryamBanoo1385:
من اصلاً شباهتی بین اینکه در مسیحیت اعتقاد به این هست که مسیح خداست و اینکه شیعیان امامان را داری صفات خدایی میدانند نمیبنم

هرچند خارج از موضوع تاپیک و بحث ماست اما چون فرمودید لازم دیدم جهت آگاهی خدمتتون مطلب زیر رو بزارم:

یکی از خصوصیات مسیحیان این است که در مورد رهبران دینی خود غلو کرده اند تا جایی که پیامبر خود را تا حد الوهیت بالا برده اند و حتی از او حاجت می خواهند. علمای خود را نیز بیش از آنچه که هستند اکرام کرده و می کنند. کافی است شما به شبکه های مسیحیت رجوع کنید تا ببینید آنها تا چه اندازه علمای خود را مقدس می شمارند ، در خیابان ها به دنبال آنها راه می افتند و به دنبال ماشین آنها می دوند و امثال چنین کارهایی را در رابطه ی با علمای خود انجام می دهند. حتی جسد آنها را نیز مقدس می دانند و ... خلاصه اینکه هم نسبت به پیامبر خود و هم نسبت به علمای خود به غلو و تقدیسِ بیش از حد رو آورده اند.
این در حالی است که در تشیع نیز شبیه این را می بینیم. تشیع نیز هم نسبت به پیامبر و ائمه ی خود مرتکب غلو شد و هم نسبت به علمای خود. بله ، شاید به خاطر تأکید فوق العاده ی اسلام و توجه مسلمین به توحید ، تشیع نتوانست ائمه ی خود را تا مقام الوهیت بالا ببرد ولی به هر حال مقامی برای آنها معرفی کردند که غلو از آن حس می شود. شما ببینید اهل تشیع مواقعی که برایشان مشکل پیش می آید خدا را صدا می زنند یا امامانشان را؟ معمولا در کلام آنها یا علی و یا زهراء و ... بیشتر از یا الله یافت می شود. همچنین در مورد علمایشان ، آنقدر آنها را بالا بردند که حاله ای نور دور آنها را گرفته و اشتباهی برای آنها تصور نمی کنند و حتی اشتباهات مسلم آنها را نمی توانند بپذیرند
شباهت دیگر این دو گروه این است که همچنانکه مسیحیت به صلیب کشیده شدن عیسی را بالاتر از آنچه که بوده نشان داد و حتی آن را کفاره ی گناهان قرار داد ، تشیع نیز در رابطه ی با حادثه ی کربلا تفسیری شبیه همان تفسیر مسیحیت را بیان کرد. همچنانکه مسیحیت بحث صلیب را نماد قرار داد تشیع نیز کربلا و اشک و گریه را نماد خود قرار داد و حتی توحید را متوقف بر آن دانست.
این کلیپ رو هم میتونید ببینید و برخی شباهتهائی که امروزه انجام میشه رو ببینید

نه . مثل اینکه من زیاد خوب توضیح دادم . عیسی در مسیحیت نه تجلی خدا در انسان هست و نه انسانی که صفات خدایی داره . خود خداست که بین مردم آمده (بدون هیج واسطه ای. این مثال قطعاً درست نیست ولی حتماً شنیدید که رضا شاه با لباس مردم عادی بین اونها میامده . با این حال در هر لباسی رضا شاه همان رضاه شاه بوده و نه هیچ کس دیگه ای) . خدا نیازی نداشته که دردهای بشر را بفهمه . ولی من و خیلی های دیگه نیاز داریم که او را بی نهایت نزدبک به خودمان احساس کنیم و به همین دلیل هست که مسیج بین ما اومده . ) . بزارید ساده بگم . من هیچ خدایی را نمیپذیرم مگر خدایی که تا این اندازه که در آیات زیر گفته به ما نزدیک شده باشه .
مکاشفه یوحنا فصل ۳ ..... ترجمه قدیم
۲۰ اینک بر در ایستاده می‌کوبم؛ اگر کسی آواز مرا بشنـود و در را باز کنـد، به نـزد او درخواهم آمد و با وی شـام خواهـم خـورد و او نیـز با مـن.


۲۱
وقتی آن صدا به گوش رسید، جمعیّت گرد آمدند و چون هرکس به زبان خود سخنان ایمانداران را شنید، همه غرق حیرت شدند 7 و در كمال تعجّب اظهار داشتند: «مگر همهٔ این کسانی‌که صحبت می‌کنند جلیلی نیستند؟ 8 پس چطور است كه هر یک از ما پیام آنان را به زبان خودمان می‌شنویم؟
توما به ایشان گفت:‏ «تا جای* میخ‌ها را روی دست‌های او نبینم و انگشتم را در جای میخ‌ها نگذارم و دستم را در پهلویش فرو نبرم،‏ هرگز باور نخواهم کرد.‏»
۲۶ هشت روز بعد،‏ شاگردانِ عیسی بار دیگر در خانه بودند و توما نیز با آنان بود.‏ با این که درها قفل بود،‏ عیسی ظاهر شد و در میان ایشان ایستاد و گفت:‏ «سلام بر شما.‏» ۲۷ سپس به توما گفت:‏ «انگشت خود را اینجا بگذار و دست‌هایم را ببین و دست خود را در پهلویم فرو ببر و دیگر شک مکنبلکه باور داشته باش.‏»
امّا خدا محبت خود را به ما این‌گونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد.» (رومیان، باب 5، آیه ی 8)

در مورد زنان پیامبر شما میگید که حضرت محمد با آنها ازدواج میکرده چون کسی دیگه ای سراغ آنها نمیرفته و پیامبر میخواسته به اونها کمک کنه . مثال نقض آن عایشه هست که گویا بسیار هم زیبا بوده . همه دختر فرد سرشناسی بوده . هم زمانی که پیامبر با او ازدواج کرده بسیار جوان بوده در حالی که پیامبر در اواخر عمرش با او ازدواج کرده . از نظر شخصیتی هم که عایشه موثرترین زن پیامبر در تاریح اسلام بوده . آیا اگر حضرت محمد با او ازدواج نمیکرد کس دیگری به سراغش نمیرفت؟
در مورد اینکه افرایش تعداد و درست کردن سیاهی لشکر دلیل برموفقیت و موثر بودن یک پیام نیست بزارید یک مثال بزنم . تو همین ایران خودمون مثلاً تو زمینه موسیقی ببینید که مثلاً یک حواننده ای مثل شاهین نجفی که حرفاش جدی هست و پیامی که در موسیقی خود میده تاثیر گذاره و از دردهای جامعه صحبت میکنه وقتی که یک آهنگی مثل نقی را میخونه با انبوهی از مخالفت ها و حکم قتل و هجوم عوام جامعه مواجه میشه . ولی یکی مثل شهرام شب پره که قر میده و با خوندن آهنگ های سطحی و بی معنا مردم را سرگرم میکنه نه تنها مخالفی نداره . بلکه کلی هم مردم باهاش حال میکنن . دلیلش اینکه که مردم اکثراً دنبال یک مفهوم سطحی میگردن سرگرمشون کنه و باهاش حال کنن . کمتر کسی هست که بر سر اصولی که به اونها معتقده ایستادگی کنه . کمتر کسی هست که حرف درست را بزنه حتی اگر همه با او محالف باشند و مجبور بشه که به خاطر زدن اون حرف بهای سنگینی را بده . به بیان انجیل کمتر کسی هست که صلیب خود را هر روزه برداشته و راهی را بره که مسیح رفته (صلیب سنبل سختی و مکافات هست نه راحتی و آرامش و آسایش) . به خاطر همین هست که میگم جمع کردن سیاهی لشکر و به دست آوردن دل عوام جامعه به هر روشی که شده کار درستی نیست .
«از درِ تنگ داخل شوید، زیرا فراخ است آن در و عریض است آن راه که به هلاکت منتهی می‌شود و داخل‌شوندگانِ به آن بسیارند. اما تنگ است آن در و سخت است آن راه که به حیات منتهی می‌شود، و یابندگان آن کم‌اند.» (متی باب 7، آیات 13 تا 14).
در مورد موسی هم او هیچ ماموریت و رسالتی از طرف خدا برای جهانیان(همان سیاهی لشکر) نداشته . هدف او فقط نجات قوم مبنی اسراِییل (قوم خدا) بوده . در کار او پیامی بوده برای تمامی برگزیدگان خدا در هر زمان و مکان .

در مورد مسیحیانی که گفتید فرد پرستی میکنند هم مطابق آنچه که در انجیل گفته شده گمراه هستند .
«نه هر که مرا "سرورم، سرورم" خطاب کند به پادشاهی آسمان راه یابد، بلکه تنها آن که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است، به‌جا آوَرَد. در آن روز بسیاری مرا خواهند گفت: "سرور ما، سرور ما، آیا به نام تو نبوّت نکردیم؟ آیا به نام تو دیوها را بیرون نراندیم؟ آیا به نام تو معجزات بسیار انجام ندادیم؟" امّا به آنها به‌صراحت خواهم گفت، "هرگز شما را نشناخته‌ام. از من دور شوید، ای بدکاران!" (متی باب 7، آیات 21 تا 23)

I am leaving this website because of discrimination agaist trans genders by admin sites
     
#479 | Posted: 27 Jan 2017 16:30 | Edited By: MaryamBanoo1385
limoshirin65:
ین قرآن در حادثه پلاسکو که همهچی آتش گرفت ، سالم ماند ، و فقط بخشی از حاشیه آن کمی سیاه شده است

بر فرض درست بودن ای خبر آیا چند ورف کاغذ که شما میگید نسوخته بیشتر ارزش داشته یا جان اون آتشفشان هایی که در راه انجام وظیفه و خدمت به مردم جان خود را در این آتش سوزی از دست دادن؟ فرض کنید به جای قرآن همین موضوع در مورد انجیل گفته میشده که در این ساختمان صفحاتی از انجیل بوده که نسوخته . برای من هیچ فرقی نمیکرد چون به نظر من یک کتاب مکتوب تقدسی نداره . ولی انسانیت مقدسه . فداکاری و از خود گذشتگی مقدسه . اینکه من منافع خودم را به خطر بیندازم تا بتونم بی پناهی را پناه بدم مقدس هست .

I am leaving this website because of discrimination agaist trans genders by admin sites
     
#480 | Posted: 28 Jan 2017 09:53 | Edited By: rostam91
jajo66:
خدا دید مردم نمیتونن قران رو بفهمن برا همین امامارو فرستاد یعنی اماما قران صفحه صفحه شده ان نه وجودی از خدا........

الآن که امامی نیست و آخری هم غایبه تکلیف مردم پیه ؟ چه کسی قرآن رو براشون شیر فهم میکنه؟
     
صفحه  صفحه 48 از 53:  « پیشین  1  ...  47  48  49  ...  53  پسین » 
مذهب انجمن لوتی / مذهب / آیا واقعا كسی نمی تواند کتابی مانند قرآن را بیاورد!؟ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites