تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
مذهب

مجازات های اسلامی

صفحه  صفحه 9 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین »  
#81 | Posted: 28 Nov 2012 16:50
alinumber7:
چقدر شبیه جملات کتابهای دینی و معارف دبیرستان بود

درسامو خوب یاد گرفتم دیگه
alinumber7:
اولا" طبق کدوم کتاب یا استدلال این سه حوزه رو برای رسالت قبول کنیم؟

بر طبق این استدلال که چون کتاب دینی برای نوجوانان نوشته شده پس باید مطالبش چنان قاطع باشه که برای دانش آموزان کوچیکترین شک و شبهه ای نذاره
alinumber7:
دوما" منظورتون از آیه ای که سنگسار ازش استخراج شده، کدومه؟

همون پست اول رو بخونین
alinumber7:
جواب سوالو که با سوال نمیدن من پرسیدم :
کجا برای زنای معمولی حکم سنگسار رو دیدی ؟

خب منم برای اینکه پاسخی قطعی بدم نیاز دارم اول به سوالم جواب بدین.شما به سوال من جواب بدین منم پاسخ میدم
alinumber7:
درسته. منم نگفتم این کارو کنیم و همه یا بیشتر قوانین اساسی رو از قرآن استخراج کنیم. چون هر زمانه ای شرایط خاص خودش و در نتیجه قوانین خاص خودش رو باید داشته باشه.

همین جا اینو بگم البته خارج از بحثه ولی یادآور بشم که شما با این حرفتون محدود بودن قرآن به زمان رو تایید میکنین؟
alinumber7:
مثلا" در هر زمانه و شرایطی کارهایی مثل دروغ، تهمت، دزدی، سکس با انسان متأهل، ربا و ... یه کار غیر انسانی و خلاف شرع و عرف و عقل و منطق هستن.

علی جان اینایی که شمردی مثلا دروغ و تهمت و اینا اینکه انجام بشن یا نشن نیازی به اسلام نداره.کدوم دینی اومده که مردم رو به دروغ دعوت کنه؟دستورات اسلام در این موارد آن چنان شق القمر نیست و در تمامی ادیان الهی و غیرالهی موجوده حتی اگه دینی هم نباشه به دلیل اینکه سرشت انسان بر پایه خوبی بنا شده خود به خوداز این چیزا بیزاره.پس نتیجه اینکه اسلام باشه یا نباشه در این تاثیری نداره که همه انسان ها از دروغ بدشون میاد و دوست ندارند دروغ بگند.
alinumber7:
جمله ی اول درسته. پیامبر بزرگترین معلم ماست. ولی این دلیل نمیشه که هر کاری کرده، از قرآن استخراج کرده باشه. اگه من بزرگترین معلم شیمی تهران باشم، دلیل نمیشه که همه ی کارام رو از کتابای شیمی الگو گرفته باشم

شما دارید میگید همه ی کارهای پیامبر که نماینده خداست جهت تعلیم و تبیین دین نبوده؟ینی پیامبر تو عمرش کاری کرده که بر ضدقرآن بوده؟
alinumber7:
وقتی تو خود قرآن در مورد زنا حکم صریح داده شده، پس دیگه حرفی نمیمونه. در مورد روایات هم صحبت کردم که همه قبول ندارن اون منابع رو

ولی این دقیقا برعکسه.مجازات افراد زناکار در قرآن در هاله ای ابهام قرار داره و به هیچ عنوان صریح نیست.در قرآن گفته شده افراد زناکار رو شکنجه(آزار)بدید ولی کوچیکترین اشاره ای به اینکه این شکنجه چجوری باشه نکرده.همین آزار امکان داشته سنگسار باشه یا هر چیز دیگری که اجرای این حکم در زمان پیامبر سنگسار بوده
alinumber7:
حالا پیامبری که از همون دوره ی خودش تا حالا به اسم پیامبر رحمت میشناسنش، حتی غیر مسلمونای اون دوره، بیاد یه حکم خلاف قرآن رو اجرا کنه، اونم بارها؟

علی جان نمیدونم چرا دارین اینجوری مثال میزنین؟من احساس میکنم با مثال هاتون شخصیت منو زیر سوال میبرین.میدونین چرا؟من فکر میکنم شما پیش خودتون میگید طرف کم سنه و کم عقل و کم علم برا همین هر مثالی بزنم قبول میکنه.برا همین یه مثالی میزنین که از طرف من واقعا باورنکردنیه که شخصی مثل شما چنین مثالی بزنه.امیدوارم فکر واحساس من غلط باشه
کی گفته غیر مسلمونای اون دوره ایشون رو به عنوان پیامبر رحمت میشناختن؟
alinumber7:
خب اگه واقعا" این طوری بود، قبل من و شما تو همون دوره ی صدر اسلام بقیه میفهمیدن این شخص رحمت و بخشایش نداره و الان دینش انقدر پیرو نداشت! عقل میگه اگه پیامبری کاراش و حرفاش با کتاب آسمانیش تضاد داشت، آیینش این همه دووم نمی آورد. حتی از نظر عقلی هم میشه به چنین پیامبری ایراد گرفت چون نمیشه که تضادی در رفتار پیامبر و کتابش باشه

هر دینی میتونه به زور شمشیر و قبیله کشی و کشتن هزاران انسان بی گناه به خاطر عقیدشون ۱۴۰۰ سال سهله که تا قیامت دووم بیاره.همین الان خود ایرانمون بگن هر کسی میخواد میتونه دینشو عوض کنه.فکر کنم خیلی راحت ۶۰ درصد مردم مخصوصا جوونای امروزی دینشونو عوض کنن.هر چیزی با شمشیر دووم میاره وسالیان سال میمونه
alinumber7:
اصن یادم نیست. واسه همینم از خودتون پرسیدم که مطمئن بشم. اگه اشتباه نکنم، کتاب عایشه بعد از پیامبر بود. تو همین مایه ها بود اسمش

من در این زمینه اطلاعی ندارم و نمیتونم در موردش نظر بدم
alinumber7:
مثال بدی بود. چون ادعا کردیه بودید که محمد حکم سنگسار رو وارد کرد و یه جورایی بدعت گذار بود

قبول دارم شاید جمله من منظور رو بد میرسونه.منظور من این بوده محمد جکم سنگسار در مورد زنا رو وارد فرهنگ عرب کرده
alinumber7:
آخر زمون شده فرض بر برائته

خب دیگه

این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#82 | Posted: 28 Nov 2012 18:33 | Edited By: RONIN
King05:
کامی ممنون بایت اون لینکی که دادی مرسی

خواهش می کنم

King05:
عد گفتن هر حکم دقیق بگیم بعععع بعععع و دیگر هیچ تو فکرشم نباشیم

افرین داری یک مسلمان خوب می شی ها


راستی یادتون باشه

اسلام دین منطق

اسلام دین انتخاب

اسلام دبن تفکر

و در پایان

در دین هیچ اجباری نیست

یعنی اینکه وقتی پدر و مادر عزیز شما جنابعالی را به دنیا اوردند چون خودشون به دین مبین اسلام گرخیده!!! بودند شما هم اتوماتیک و بدون دخالت دست!!! مسلمان می شوید و اگر در سنین بلوغ خواستید با عقل و منطق و شعور خودتان دین خودتان را انتخاب کنید به دستور پیامبر عظیم الشان اسلام باید از بالای کوه به پایین پرت شوید!!!!!

اینم تفسیر لا اکراه فی الدین !!!!
     
#83 | Posted: 29 Nov 2012 15:36 | Edited By: julien
alinumber7:
نظرت درسته داداش همیشه نظر خودم این بوده که مهم تر از خود قانون، اجرای اون قانونه. یعنی قانونت رو درست اجرا کنی، در دراز مدت جواب میده. حالا چه این قانون اعدام باشه چه لغو اعدام
و به نظرم دلیل افزایش اسید پاشی این نیست که قانون حکم به قصاص میده. دلیلش اینه که قوانین رو خیلی آبکی و شل و ول اجرا میکنن. مثلا" همین آمنه رو هی چند سال رو مخش کار میکردن که از خواستگار اسید پاشش بگذره در حالی که نباید میگذشت. یا مثلا" میگن باید فلان قدر پول بدی تا مجرم و قاتل رو اعدام کنیم برات
یعنی یه جورایی قانون رو دور میزنن تو ایران و کشورهای مشابه
در حالی که اگه همون پسر اسید پاش مثلا" رو دختر خامنه ای اسید میپاشید، یه شهر رو به خاطرش قصاص میکردن !!

متاسفانه موافق نیستم.همین الان که از نظر شما مجازات اعدام رو آبکی اجرا میکنند میدونید ایران بیشترین آمار اعدام رو در جهان به نسبت جمعیت داره؟و بعد از چین که یک میلیارد و خورده ای جمعیت داره ایران هفتادو پنج میلیونی در جایگاه دومه بیشترین اعدامه؟همین تعداد اعدام به نظر شما کافی نیست؟چقدر آخه باید مرگ ببینیم؟بیشتر از این آبرومون تو دنیا بره؟

گذشته از این یک سوال دارم.ایران با توجه به داشتن بیشترین اعدام در سال بایستی آمار جرم و جنایتش بیاد پایین طبق معیار شما.پس چرا روز به روز شاهد افزایش جرایم هستیم؟چرا با این که خیلی اعدامها رو در ملا عام انجام میده یا به طور وحشیانه انجام میده ولی فایده ای نداره؟این نشان دهنده ناکارآمدی اعدام و دستگاه قضایی و همینطور بحران عمیق اخلاقی جامعست.من بارها پیش اومده توی سفرهای خارجی نیمه شب تو خیابونها رفت و آمد کنم ولی جرات نمیکنم تو تهران اینکار رو بکنم حالا تازه منکه پسرم برای دخترا خیلی خطرناک تره.چرا با اعدام نمیتونن امنیت ایجاد کنن؟چقدر دیگه آدم کشته باید شه تا از این طریق امنیت رو به جامعه برگردوند؟

alinumber7:
این دو لبه ی یک شمشیره. و کی گفته انتقام و تلافی همیشه بده؟ هر کس باید تاوان اشتباهات جبران ناپذیرشو بده و مسئول باشه.

مثلا" یکی بره دزدی کنه، این جرم قابل جبرانه و میتونه اون مال دزدی رو برگردونه. یا فوقش صاحب مال میتونه بالاخره با کار بیشتر ضررشو جبران کنه.

ولی یکی بیاد پای منو قطع کنه، این ضرر قابل جبران نیست. باید مجازات سنگینی برای اون مجرم ببریم

چیکار کنیم پاشو قطع کنیم؟اونوقت بگیم ما کشور متمدنی هستیم و طرفدار حقوق بشریم؟بایستی در هر عصری مطابق همون زمان زندگی کنیم.این وحشیگریها خیلی وقته در دنیای مدرن منسوخ شده.و جز آبرو ریزی برای کشور در دنیا هیچ فایده ای نداره و بهانه به کشورهای دیگه میده که علیهمون تبلیغات کنن.

در ضمن موافقم با شما که با کشتن یه نفر حق زندگی رو ازش میگیریم و قابل جبران هم نیست.خب خود حکومتم با اعدام افراد حق حیات رو میگیره.در واقع خودش مرتکب قتل میشه.در ضمن چه با اعدام و چه با هر مجازات دیگه ای نمیتونید اون فرد مردرو زنده کنید.تنها میخواید از روی کینه انتقام بگیرین.بله این اشکال داره که قانونمون بر اساس انتقام جویی و کینه ورزی باشه.هیچ کس حق نداره حق زندگی رو از کسی بگیره و حکومتم با اعدام ارزش جان افراد رو در جامعه پایین میارهو قتل رو ترویج میکنه نه ملغا.به طوریکه در کشورهای اروپایی جان انسان خیلی بیش تر از ایران ارزش داره.
تا حالا به این فکر کردین که جوامعی که اعدام ندارن چجوریه وضعیتشون؟الان ۱۰۸ کشور از ۱۸۹ کشور سازمان ملل مجازات اعدام رو لغو کردن.اگر اعدام اینقدر خوب و بازدارندست پس چرا لغوش میکنن؟دلیلش غیر از پی بردن به ناکارآمدی اعدام چی میتونه باشه؟
     
#84 | Posted: 30 Nov 2012 01:23
julien:
متاسفانه موافق نیستم.همین الان که از نظر شما مجازات اعدام رو آبکی اجرا میکنند میدونید ایران بیشترین آمار اعدام رو در جهان به نسبت جمعیت داره؟

داداش من حرفت قبول ندارم.شاید فقط پنج درصد از اعدام های ایران بخاطر اسیدپاشی و تجاوز و...باشه.باقی همه سیاسی و...هست.
     
#85 | Posted: 30 Nov 2012 03:06
alinumber7



mereng:
شاید فقط پنج درصد از اعدام های ایران بخاطر اسیدپاشی و تجاوز و...باشه.باقی همه سیاسی و...هست.

نه اتفاقا اصلا اینطور نیست.در سال ۲۰۱۱ ۴۸۸ اعدام تو ایران شده.البته امار واقعی خیلی باید بیشتر باشه چون ایران اطلاع رسانی نمیکنه.فقط در سال ۲۰۱۱ در ایران بالای صد نفر به اتهام جرائم مواد مخدر اعدام شدند.اینارو من از خودم نمیگم عفو بین الملل هر سال امار اعدام رو در دنیا منتشر میکنه.اینکه در ایران اعدام سیاسی هست شکی نیست ولی اونها عموما بصورت پنهانیه و تو امار نیست.خود عفو بین الملل هم بارها از وجود اعدامهای پنهانی در ایران ابراز نگرانی کرده.تنها بخشی از این اعدامهای علنی به جرائم سیاسیه.در مورد همین جرائم مواد مخدر طبق آمار عفو بین الملل ایران در سال ۲۰۰۹ تعداد ۱۶۶ نفر رو به اتهام جرائم مواد مخدر و قتل و تجاوز و غیره اعدام کرده.یعنی در عرض دو سال اعدامها سه برابر شده.پس چرا جرائم مواد مخدر کم نمیشه؟مگه نمیگین اعدام خیلی خوبه؟خیلی بازدارندست؟لازمه باید اجراشه؟پس چرا فایده ای نداشته واسه جامعه؟

در ضمن تعداد ۵۷ اعدام مانند دوران توحش به صورت عمومی اجرا شده.چرا مردم درس نمیگیرن پس از این وحشیگریا؟اگر این وحشیگریا خوبه پس چرا سازمان ملل مدام توصیه به لغو اعدام میکنه؟
این هم امار اعدام شدگان به صورت تقریبی که عفو بین الملل برای سال ۲۰۱۱ منتشر کرده:

در اين گزارش اتهامات اعدام‌شدگان يک سال گذشته ۳۳ درصد حمل و نگهداری مواد مخدر؛ ۳۱ درصد قتل؛ ۱۳ درصد تجاوز و هشت درصد محاربه بوده است.

نه تجاوز کم شده نه قتل نه اعتیاد هیچی به هیچی.اگر قرار بود اعدام جلوی این چیزا بگیره الان تو ایران که بیشتر از همه این مجرمینو داره میکشه پس باید وضعیت بهتری وجود داشت نسبت به کشورای دیگه.چرا فرانسه با اینکه اعدام نمیکنه توش امار تجاوز به نسبت ایران پایین تره؟چرا قتل و جنایت کمتره؟

در ضمن ایران تنها کشوری هست تو دنیا که برای این جرایم محدودیت سنی قائل نمیشه.یعنی بچه زیر ۱۸ سال رو هم اعدام میکنه.شدیدترین و بیشترین آمار اعدام در جهان متعلق به ایرانه و باید بهش افتخار کنیم.
این جاهارم دوست داشتی ببین


http://radiozamaneh.com/news/iran/2012/10/10/20504

حالا جدای از اینا بیا فرض کنیم از این تعداد اعدامها ۳۰۰ تاش مثلا فقط به دلایل سیاسی باشه.میمونه ۱۸۸ اعدام غیر سیاسی.با همین ۱۸۸ تا هم ایران در رده دوم تعداد اعدامها قرار میگیره.یعنی انقدر فاصلش با بقیه زیاده که این سیاسیارم حذف کنیم تو اعدام مجرمان غیر سیاسیم اوله.چه تو قتل چه تو تجاوز چه تو مواد مخدر.حالا من میگم شما طرفدارن اعدام مگه نمیگین اعدام برای جامعه خوبه و بازدارندست؟پس چرا تو ایران فایده ای نداشته؟تو ایران که اعداما بیشتره باید این جرائم کمتر باشه ولی نیست.خیلی کشور نا امنیه ایران حتی نسبت به اکثر کشورهای همسایه مثل ترکیه عربستان و امارات و قطرو وغیره.ار عاب واقعا ثایت شده که تاثیر نداره تو کاهش جرائم.بالاخره یه روزم تو ایران اعدام لغو میشه.مطمئن باش.چون همینطور هر سال کشورهای بیشتری طبق خواسته سازمان ملل اعدام رو لغو دارن میکنن.ایران به روز به اینا میرسه امیدوارم.
راستی اینم آمار اعدامهست که از سایت ویکیپدیا میذازم

http://en.wikipedia.org/wiki/Capital_punishment

اگه تو اعدامهای سال ۲۰۱۱ دقت کنیم میبینیم ایران از نفر سوم در این جدول ۲۷۸ تا اعدام بیشتر داره.چین رو که اوله رو هم به دلیل جمعیت فوق العاده بالاش نباید مقایسه کرد.وگرنه اگر درصد بگیریم ایران امارش وحشتناک تره چون تغیریبا ۱/۲۰۰ چین جمعیتشه.در ضمن این آمار با اماره دیگه ای که من از اون سایت گفتم ۱۲۰ تا کمتره اگه اونارم حساب کنیم که دیگه خیلی اختلاف بیشتر میشه.
     
#86 | Posted: 10 Feb 2013 11:48
ما تو اسلام جرم سیاسی نداریم تو ایران هم نداریم و همه کشتارهای سیاسی قتله عمده و جواب باید بدن

در مورد سایر اجکام هم باید تغییراتی پیدا کنه مثلا در مورد اعدام

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#87 | Posted: 10 Feb 2013 12:00
RONIN:
یعنی اینکه وقتی پدر و مادر عزیز شما جنابعالی را به دنیا اوردند چون خودشون به دین مبین اسلام گرخیده!!! بودند شما هم اتوماتیک و بدون دخالت دست!!! مسلمان می شوید و اگر در سنین بلوغ خواستید با عقل و منطق و شعور خودتان دین خودتان را انتخاب کنید به دستور پیامبر عظیم الشان اسلام باید از بالای کوه به پایین پرت شوید!!!!!

اشتباه کردی دوستم

اگر کسی دینش رو عوض کنه نمیکشنش

اگر کافر شود حکم او قتل است همچنین تا وقتی عانا اظهار کفر نکند کسی حق اعتراض ندارد و اگر در جامعه اسلامی اظهار کفر علنی کند جلب و محکوم میشود

منهم با خیلی احکام مشکل دارم اما خواهشم از همه اینه که منصف باشن

اجکام بد و انتقاداتشون رو بگن راحت و اسوده اما از انصاف خارج نشن

مثلا در مورد اعدام فرض کن یک نفر زورگو بیاد خواهر یا برادر ادم رو با تصمیم قبلی بدزده و بکشه چه حالی داری

امام قبول دارم اگه کسی بر اثر اتفاق یا هیجان یا عدم کنترل و این حرفا کسی رو بی تصمیم قبلب بکشه نباید حتما اعدام و قصاص بشه

در واقع برام عجیبه که مثلا یک جوون در یک حالت هیچانی و ناگهانی بر اثر نادانی یکی رو میکشه بعد چند تا ادم عاقل در کمال خونسردی حکم به اعدامش میدن میگن ۵ سال نگهش دارین تا بالغ شه بعد بکشینش

اعدام برای کسی خوبه که جانی بالفطره است

ضمنا فک میکنی حبس ابد بهتره یا حکم اعدام

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#88 | Posted: 30 Jul 2013 21:51
نقدی بر قانون جدید مجازات اسلامی

نقدی بر قانون جدید مجازات اسلامیاولین قانون مجازات پس از پیروزی انقلاب مشروطه در سال 1304 به تصویب رسید و در سال 1352 مورد اصلاح و بازنگری قرار گرفت. پس از انقلاب اسلامی ایران، در سال 1361 قانون جدید مجازات با نگرش اسلامی به تصویب رسید که در برگیرنده قانون حدود و قصاص و قوانین مربوط به دیات و تعزیرات بود. قانون مجازات اسلامی در سال 1375 در بخش تعزیرات و مجازات های بازدارنده مورد اصلاح و تصویب قرار گرفت و از آن تاریخ تا قبل از قانون اخیر مجازات (در سال جاری قانون مجازات جدید از ماده یک تا ماده 728 جایگزین 497 ماده قانون قبلی شد)، لازم الرعایه بود.

تقسیم بندی مجازات‌های تعریزی به هشت درجه و گسترش دامنه‌های مجازات‌های تکمیلی (مجازاتی که علاوه بر کیفر اصلی برای مجرم تعیین می‌شود) و تبعی (مجازاتی که علاوه بر مجازات اصلی خود به خود و به موجب قانون به مجرم تعلق می گیرد) و همچنین مجازات مشخص حقوقی از نکات برجسته شیوۀ قانون نویسی جدید می‌باشد.

هدف از وضع قوانین کیفری، ایجاد نظم و امنیت در اجتماع و مجازات شخص مجرم و عنداللزوم جبران خسارت و آلام شخص حادثه دیده می باشد. در سیاست های کیفری جدید در دنیا و ایران، قانون گذار به دنبال شیوه حبس زدایی توأماً با تحمل مجازات از سوی مجرم و تنبه آن بوده است.

در این رویکرد جدید که با افزایش جمعیت کیفری در برخی مواقع همراه بوده، قانون گذار از تعویق صدور حکم (با انواع آن)، تعلیق اجرای مجازات، نظام های آزادی مشروطه و نظام آزادی و علی الخصوص مجازات های جایگزین حبس استفاده نموده است.

توجه به مجازات ها و اقدامات تأمینی و تربیتی اطفال و نوجوانان:

در تدوین این فصل از قانون مجازات اسلامی جدید به نظر می‌رسد توجه علمی تری به برخورد با جرائم این قشر شده است. قانون گذار در این باره نگاهی به قانون مجازات عمومی سال 1352 داشته است؛ با این تفاوت که در قانون سال 1352 اطفال را در محدوده سن 6 تا 12 و 12 تا 18 سال طبقه بندی کرده و در قانون مجازات جدید سن اطفال حین ارتکاب جرم، 9 تا 15 و 15 تا 18 سال لحاظ شده که بیشتر جنبه ارشادی و تربیتی و بازگشت طفل و نوجوان به نهاد جامعه و خانواده داشته و با پرداخت کم ترین هزینه از لحاظ روحی و معنوی مدنظر قانون گذار بوده است چرا که محکومیت های کیفری این گروه را فاقد آثار کیفری قلمداد نموده تا زمینه رشد و شکوفایی ایشان در جامعه فراهم گردد.

در خصوص ماده 220 از قانون مجازات اسلامی که چالش برانگیز می‌نماید:

در این باره باید توجه داشت که یکی از منابع حقوق جزای ایران قانون اساسی و قانون مجازات می‌باشد و اعمال مجازات بر مجرم با توجه به اصل بنیادی قانونی بودن جرائم و مجازات ها امکان پذیر بوده و ارجاع کلی امر برای تعیین میزان مجازات ها برای مجرم با توجه به متفاوت بودن فتوای علما که ممکن است نسبت به صدور آرای مختلف گردد قابل تأمل، خدشه و نقد می‌باشد.

در مورد مادۀ 286 همین قانون باید گفت که به نظر می‌رسد مقنن مفاهیم کلی را به عنوان جرم انگاشته که با توجه به شمول و گستردگی آن، دچار سختی تشخیص برای صدور احکام برای مقام قضایی و احیاناً در تفسیر قانون خواهد گردید و باید به ظرافت به این نکته توجه داشت که بحث محاربه و افساد فی الارض از موارد اختلافی فقهای عظام بوده که باید وقت کافی و موارد اجماعی را برای تعیین مجازات در آن لحاظ کرد و دامنۀ آن را به حداقل‌ها رساند.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#89 | Posted: 30 Jul 2013 21:56
قانون مجازات اسلامی



توضيح

هدف ما ( کميته دفاع از حقوق بشر در ايران ـ سوئد) از انتشار "قانون مجازات اسلامی" امکان دسترسی همگان به آن و مقایسه مواد آن با مفاد منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای ضمیمه آن از جمله کنوانسیون رفع تبعيض از زنان و کنوانسیون حقوق کودک میباشد. قانون مجازات اسلامی در اوائل ده هفتاد شمسی تصویب شد. منبع اساسی این "قانون" فقه شیعه است. فقه شیعه بازتاب تاویل و تفسیر فقیهان شیعه از منابعی است که مصادر و ماخذ مذهبی خوانده میشود. مواد "قانون مجازات اسلامی" در موارد بسياری ناقض منشور جهانی حقوق بشر، کنوانسیون رفع تبعیض از زنان و کنوانسیون حقوق کودک و... می باشد. این قانون در موارد متعدد و از جمله ماده 59 و ماده 220 خشونت نسبت به کودکان را مجاز دانسته یا زمینه گسترده ای را برای آن مهیا میکند. طبق ماده نخست پدر میتواند برای تنبیه فرزندان از خشونت متعارف استفاده کند و طبق ماده دیگر در صورت قتل فرزند بدست پدر او تنها ملزم به پرداخت خونبها به "بازماندگان " است. طبق ماده 209 قانون مجازات اسلامی ، مجازات قتل زن و مرد یکسان نیست و مردی که زنی را به قتل میرساند با پرداخت خونبها میتواند از مجازات سنگین تری معاف شود. بنا به ماده 210 همین قانون مجازات قتل مسلمان و غیر مسلمان یکسان نیست. قانون مجازات اسلامی اختیارات بسیار وسیعی را در اختیار قوای نظامی و انتظامی در برخورد با مخالفین قرار میدهد(ماده 332). این قانون در اجرای مجازاتها افراط را تشویق میکند(ماده 280). یکی از عریان ترین جلوه های خشونت این قانون به مجازات مخالفین حکومت مربوط میشود. طبق ماده 210 این قانون مصلوب کردن مفسد و محارب نباید موجب مرگ او شود بلکه باید موجب مرگ تدریجی او شود. این ماده قانونی چنان مبهم و کلی است که میتوان با تکیه بر آن حقوق دگراندیشان را نادیده گرفت و از حربه سرکوب برای تحمیل سکوت بر جامعه استفاده کرد. استفاده از خشونت به شکل گسترده یکی از ویژگیهای اساسی قانون مجازات اسلامی است. چون در مواد بسیاری از این قانون بجای تاکید بر اصلاح و آموزش و پرورش متهمین بر انتقام خشونت بار تاکید میشود. . استفاده از خشونت موجب هزینه های قابل توجهی برای جامعه است. چرا که اجرای این قانون موجب میشود تا تعداد قابل توجهی از افراد به دلیل از دست دادن اندامهای خود معلول شوند. تاکید به مجازاتهای خشن همچنین به گسترش فرهنگ خشونت در جامعه کمک میکند و راهی را برای تحقیق پیرامون پیشگیری بزه و جرائم باقی نمیگذارد. زبان قانون مجازات اسلامی زبانی متناسب با زمان ما نیست. استفاده از چنین زبانی به معنی مشکلات قابل توجهی است. نخست آنکه شهروندان که قانون در خصوص آنها اجرا میشود به سختی میتوانند از مفاد آن مطلع شوند. بنابراین تحقق یکی از شرایط اجرای موثر قانون یعنی آگاهی شهروندان نسبت به آن بسیار دشوار میشود. همچنین استفاد از زبان دشوار فقهی و کلمات بیگانه(عربی) همچنین به معنی انحصار تفسیر و در نتیجه تمرکز قدرت در نزد گروه محدودی از جامعه است. این معضل قاعدتا نظارت شهروندان بر جامعه حقوق دانها و جامعه قضائی را محدود میکند. از جلوه های دیگر ناسازگاری قانون مجازات اسلامی با زمان و زمینه اجتماعی دوره معاصر چگونگی تعیین جریمه، میزان خونبها یا دیه است. در موارد بسیاری از این قانون خون بهاء با شتر یا گاو سنجیده میشود(ماده297). ارزیابی ارزش انسان و آنهم انسان اجتماعی با گاو و شتر در دوران ما منتفی به انتفاع موضوع است. ناهمخوانی این قانون با کنوانسیونهای یاد شده تنها شامل مواد حقوقی و مفاد آنها نیست. بلکه مشکل ناسازگاری گفتمانی میان آنها میباشد. از نظر زبان و کارکرد نیز میان این دو مجموعه سازگاری به نظر نمیرسد. به نظر میرسد گفتمانی که قانون مجازات اسلامی نمایندگی میکند برخاسته از روابط محدود جامعه عشیره ای است. جلوه این مطلب را میتوان در زبان قانون مجازات اسلامی مشاهده کرد که زبانی فرسوده و مندرس است. به دلایلی که آمد اجرای آن در جهان امروز خشونت بار خواهد بود. به همین دلیل است که قانون قابلیت اجرا ندارد. شاید بتوان گفت که جنبه اجرائی این قانون خشونت گسترده و افسار گسیخته و اقتدار نهادی حکومتی است. حقوق مدنی و کیفری کشورها در جهان امروز میبایست برای کسب اعتبار دست کم با حقوق بشر و کنوانسیونهای ضمیمه هماهنگ باشد. اما این شرط برای کارائی قوانین کافی نیست بلکه قانونین میبایست در چارچوب روابط دمکراتیک تدوین شده ، تحت نظارت افکار عمومی اجرا شوند.

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
#90 | Posted: 30 Jul 2013 21:58
از زبان خانم مهر انگیز کار وکیل ایرانی برنده جایزه صلح نوبل

شکنجه و مجازات مرگ


دولت ایران چند سند مهم بین المللی را که در بر گیرنده ی تعهدات حقوق بشری برای ایران است امضا کرده و در نتیجه متعهد به اجرای مندرجات این اسناد و بازنگری در قوانین کشور است . متاسفانه به جای اجرای تعهدات ، بخصوص پس از انقلاب قوانینی از مجالس شورای اسلامی از تصویب گذشته که با امضای دولت ایران زیر اسناد و متون حقوق بشری از آن جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در تضاد است . در قانون مجازات اسلامی مجازات های خشونت آمیز بدنی و شکنجه آمیز فراوان است که در این پژوهش به مواردی از آن که مجازات مرگ را در پی دارد اشاره می شود .


مجازات مرگ

به موجب ماده 90 قانون مجازات اسلامی " هرگاه زن یا مردی چند بار زنا کند و بعد از هربار یکصد ضربه شلاق بخورد مرتبه چهارم قتل او واجب می شود ." ماده 95 همان قانون می افزاید " اگر چنین محکومی دیوانه باشد مجازات قتل را در باره اش اجرا می کنند ."
ماده 97 همان قانون تاکید دارد بر اینکه مجازات های شدید بدنی ( حدود ) در سرزمین دشمنان اسلام به اجرا گذاشته نمی شود . اما از طرفی ماده 7 همان قانون می افزاید هر ایرانی که خارج از ایران مرتکب جرمی شود و در ایران یافت شود طبق قوانبن جمهوری اسلامی ایران مجازات خواهد شد .
به این ترتیب ایرانیان مقیم خارج حتی در کشور میزبان زیر سلطه ی این قوانین به سر می برند ، مگر آنکه خود را از دیدار سرزمین شان محروم کنند یا خارج از کشور همان موازین قانونی جمهوری اسلامی را مراعات کنند .

به موجب ماده 179 همان قانون " هرگاه زن یا مردی چند بار مشروب الکلی بنوشد و بعد از هر بار یکصد ضربه شلاق بخورد ، در مرتبه سوم قتل او واجب می شود " به موجب ماده 180 همان قانون چنانچه محکوم به مرگ دیوانه باشد در حق او تخفیف روا نمی دارند و دیوانه ای را که در این شرایط قرار می گیرد می کشند .

به م.جب ماده 157 همان قانون " هرگاه کسی چند بار به اشخاص نسبت زنا و لواط بدهد و هر بار شلاق بخورد ، در مرتبه چهارم قتل او واجب می شود ."

در موارد خاصی مجازات زنا برای مردان قتل است . به موجب ماده 82 قانون مجازات اسلامی " زنای با محارم نسبی ، زنا با زن پدر که در این صورت قتل مردی که مرتکب زنا شده واجب است ، زنای مرد غیر مسلمان با زن مسلمان که در این صورت مرد غیر مسلمان به قتل می رسد ، زن مسلمان شلاق می خورد "

به موجب ماده 82 نیز مجازات مردی که به زنی تجاوز می کند ( زنای به عنف و اکراه ) قتل است .

به م.جب ماده 111 قانون مجازات اسلامی " اگر در لواط ( رابطه کامل جنسی دو مرد ) فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند مجازات هر دو قتل است ."

به موجب ماده 112 همان قانون " هرگاه مرد عاقل و بالغ با نا بالغی لواط کند فاعل کشته می شود و مفعول اگر با رضایت تن به این عمل داده باشد تا 74 ضربه شلاق می خورد ."

به موجب ماده 122 همان قانون " اگر رابطه جنسی دو مرد ( بدون دخول ) سه بار تکرار و بعد از هر بار طرفین شلاق حورده باشند در مرتبه چهارم قتلشان واجب می شود ."
به موجب ماده 131 قانون مجازلت اسلامی " اگر رابطه جنسی دو زن ( مساحقه ) سه بار تکرار شود و بعد از هر بار شلاق بخورند در مرتبه چهارم قتلشان واجب می شود ."

مجازات های زیر عنوان قصاص به قتل عمد و ضرب و جرح عمدی مربوط می شود . در این موارد مجازات کسی که دیگری را عمدا به قتل می رساند قتل است . در قوانین جزائی ایران خون انسانها به نسبت این که جنسیت شان چیست ، قاتل و مقتول پایبند به کدام باورها و عقاید سیاسی و دینی و مکتبی هستند و چه نوع خویشاوندی با یکدیگر دارند ، متفاوت ارزیابی می شود تا جائیکه خون بسیاری از شهروندان اساسا هدر است ، یعنی ارزشی ندارد و چه بهتر که ریخته بشود . به این افراد مهدور الدم می گویند . به همین دلیل است که هر قاتلی را به جرم آنکه دست به خون کسی آلوده کرده است اعدام نمی کنند . مجازات اعدام که در موارد قتل عمد اسمش را گذاشته اند قصاص ، مصداق روشنی است بر نابرابری ارزش و اعتبار جان آحاد انسانی و نشانه ای است بر اینکه از نگاه تصویب کنندگان این قانون همه ی افراد انسانی از حق حیات یکسان برخوردار نیستند . برای مثال اگر مسلمانی غیر مسلمانی را عمدا به قتل برساند قصاص نمی شود و نمی توانند برای قاتل که مسلمان است حکم اعدام صادر کنند .یا اگر مردی زنی را عمدا کشته باشد به فرض که قاتل و مقتول هر دو مسلمان باشند قصاص ( اعدام ) شامل حال قاتل که مرد است نمی شود ، مگر آنکه خانواده ی زنی که کشته شده مبلغ پولی برابر با نصف خون بهای یک مرد مسلمان به قاتل یا خانواده اش بپردازند . تازه در این صورت قاتل را قصاص می کنند . ( نگاه کنید به مواد207 و 209 و 300 قانون مجازات اسلامی ) . از طرف دیگربه موجب ماده 220 همان قانون اگر پدر یا جد پدری فرزند یا نوه ی خود را عمدا کشته باشد قصاص نمی شود . علت آن است که از نگاه قانونگذار پس از انقلاب پدر و جد پدری مالک بر جان فرزند و نوه ی خود هستند ، و در صورت قتل آنها فقط محکوم به پرداخت خون بها می شوند .

اگر مردی به تصور آنکه همسرش به او خیانت کرده است ، او را بکشد قصاص نمی شود . قانون مجازات اسلامی ایران شوهری را که مرتکب قتل همسرش ومردی که مورد سوء ظن او است می شود در پناه خود گرفته است . به موجب ماده 630 قانون مجازات اسلامی هرگاه شوهر، زن خود را در شرائطی ببیند که شبیه تمکین از مرد دیگری است می تواند زن و آن مرد را بکشد و کمترین مجازاتی هم شامل حالش نمی شود . حتی در مواردی دیده ایم مرد زن خود را کشته و در دفاع از خود گفته است گمان می کرده با مرد دیگری رابطه دارد . دادگاه بر پایه ی همین حدس و گمان ثابت نشده ، از صدور حکم قصاص خودداری کرده است .

جانیان در مواردی به موجب قوانین ایران دست شان برای جنایت باز است و می توانند با خیال راحت آدمکشی کنند . قتلهائی که به بهانه ی حفظ ارزشهای اسلامی توسط مدعیان دینداری و انقلاب انجام شده از این دست است . تا کنون جانیان از این نوع را قصاص نکرده اند ، سهل است ، اغلب آنها با خیال راحت زندگی می کنند . در این پرونده ها به اندازه ای دادرسی را کش می دهند و طولانی می کنند که حساسیت مردم فرو می نشیند . یک اصطلاح فقهی به نام مهدورالدم پس از انقلاب وارد قوانین موضوعه ی ایران شده که بسیار خطرناک است . برخی مقتولین را در ردیف مهدورالدم قرار داده و بر پایه ی مجوزهای فقهی که سلیقه های شرعی بر آن بار شده است ، با جانیان با محبت و رافت برخورد می کنند . گاهی فقط به استناد یک شنود تلفنی که شخص در نوار مربوط به آن کلام خشم آلودی نسبت به اسلام بر زبان آورده ، تشخیص می دهند که خون او هدر بوده و اگر یک مسلمان مومن کمر به قتل او بسته ، تکلیف شرعی به جا آورده و نباید مجازات بشود . جانیان در قتلهای زنجیره ای و قتلهای محفلی کرمان از اصطلاح مهدورالدم بسیار بهره برده اند و با استفاده از مجوز قانونی مندرج در ماده 226 و تبصره ذیل بند ج ماده 295 قانون مجازات اسلامی از مجازات معاف شده اند . به موجب مفاد این مواد قانونی هرگاه مسلمانی شخصی را به قتل برساند که به نظر او مهدورالدم است ، چنانچه در دادگاه نتواند مهدورالدم بودن او را ثابت کند فقط باید خون بها بپردازد و هرگاه ادعای خود را ثابت کند از هر مجازاتی معاف می شود . البته قانون مهدورالدم را تعریف نکرده و آن را به قاضی سپرده است . اما می توان با توجه به تجربه های قضائی در این دوران مصادیق مهدورالدم را باز شناخت . بهائیان از آن جمله اند . مسلمانی که اسلام را انکار می کند از آن جمله است ، زنی که به تصور قاتل روسبی است مهدورالدم به شمار می رود و الی آخر .

چنانچه این همه نبعیض را که در زمینه ی قصاص در قانون گنجانده شده بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که قانون قصاص برای تامین و اجرای عدالت و برابری فاقد ظرفیت است . به علاوه که شکنجه های بدنی را در جای مجازات اجازه می دهد .آنگونه که در بالا شرح داده شد احترام نسبت به حق حیات زنان ، کودکان ، غیرمسلمانان ، منتقدان و مخالفان در قوانین جزائی ایران بسیارضعیف است . برخی جانیان عزیز کرده ی قانون شده اند و در پناه قانون آسوده جنایت می کنند . قصاص نفس حق مشروع هر فرد انسانی نیست . در قوانین جزائی ایران حقوق بنیادی شهروندان به یکسان محترم شناخته نمی شود . همه ی زنان ، همه ی کودکان ، همه ی غیرمسلمانان ، و حتی همه ی شهروندان ایرانی در هر سن و سال اگر پدر و جد پدری شان زنده باشد امنیت جانی ندارند . همه ی صاحبان اندیشه های متفاوت با ولایت فقیه ، همه ی مدافعان آزادی از امنیت جانی بهره ای ندارند .همه ی منتقدان افراطگری دینی ، همه ی اصلاح طلبان ، همه ی مدافعان آ زادی وجدان و حقوق قومی از امنیت جانی بهره ای ندارند . همه ی زنان شوهر دارکه شوهرشان روانی و سوء ظنی است از امنیت جانی بهره ای ندارند ، بهائیان جان و مال و حقوق شهروندی شان بی ارزش است . حتی دیوانگان جان شان بی ارزش است ، زیرا به موجب ماده 222 قانون مجازات اسلامی هرگاه عاقل دیوانه ای را بکشد اعدام نمی شود .


مجازات قتل همراه با شکنجه

در قوانین جزائی ایران مواردی از مجازات اعدام پیش بینی شده که قتل همراه با شکنجه را دستور می دهد . به این شرح :

به موجب مواد 83 و 99 قانون مجازات اسلامی زن یا مردی که همسر داشته و به همسرش از حیث کامیابی جنسی دسترسی داشته باشد ، اگر با بیگانه همخوابگی کند مجازاتش سنگسار است . هنگام سنگسار چنانچه زنا با اقرار ثابت شده باشد ، این حاکم شرع ( قاضی ) است که باید سنگ اول را بزند و هرگاه با شهادت ثابت شده باشد ، شهود باید سنگ اول را بزنند بعد حاکم و سپس دیگران . به موجب ماده 104 اندازه سنگها را قانون تعیین کرده است و نشان می دهد که تا چه اندازه قانونگزار نظر بر شکنجه داشته است . به موجب آن سنگ نباید به اندازه ای کوچک باشد که هر تعداد به قربانی برخورد کند به مرگ او منجر نشود و نباید به اندازه ای بزرگ باشد که فورا و بدون آنکه قربانی متحمل رنج و درد فراوان بشود به قتل برسد . بنابراین سخن توجیه کننده ی کسانی که می گویند هر آنچه صورت قانون به خود می گیرد خشونت و شکنجه نیست بکلی بی پایه است .
به موجب ماده 101 همان قانون ، حاکم شرع ( در حال حاضر مرجع قضائی که حکم را صادر کرده ) مردم را از زمان و مکانی که سنگسار در آن اجرا می شود خبر می کند و الزام آور است عده ای از مومنین که از سه تن کمتر نباشند در جریان اجرای سنگسار حضور داشته باشند .

به موجب ماده 102 قانون مجازات اسلامی ، مرد را هنگام سنگسار تا نزدیکی کمرو زن را تا نزدیکی سینه در گودال دفن می کنند . سپس سنگسار شروع می شود .

قانون مجازات اسلامی در تمام جرائمی که از نوع زنا یا همجنس گرائی است ، شهادت زنان را برای احراز جرم بی اعتبار می داند . در این موارد اعتبار شهادت زنان گاهی تا نصف شهادت مردان قبول می شود و گاهی مساوی با هیچ است .

به موجب ماده 183 و تبصره 3 از همان قانون ، هرکس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض شناخته می شود . میان سلاح سرد و گرم فرقی نیست .

قانون مجازات اسلامی ایران قتل همراه با شکنجه را برای محارب و مفسد فی الارض تجویز می کند . به موجب ماده 190 همان قانون مجازات یکی از این چهار نوع است : 1- قتل 2- آویختن به دار 3 – اول قطع دست راست و سپس پای چپ 4 – نفی بلد . انتخاب هریک از این مجازاتهای چهارگانه در اختیار قاضی است . تاکید قانونگزار بر این است که برای تشخیص محارب و مفسد فی الارض لازم نیست حتما محارب کسی را کشته یا مجروح کرده باشد یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچ یک از این کارها را انجام نداده باشد ، قاضی اختیار دارد یکی از مجازاتهای چهارگانه را در حق وی به اجرا بگذارد .

ماده 195 همان قانون بیرحمی نسبت به کسی را که محارب یا مفسد فی الارض شناخته شده به درجه ای رسانده که دستور می دهد مصلوب کردن این افراد به صورت زیر انجام بشود :
الف – نحوه بستن موجب مرگ او نگردد .
ب – بیش از سه روز بر صلیب نماند ولی اگر در اثنای سه روز بمیرد می توان او را پائین آورد .
ج – اگر بعد از سه روز زنده بماند نباید او را کشت .

نتیجه گیری

دولت ایران در زمینه ی نقض گسترده حقوق بشر کارنامه ی سیاه و نگران کننده ای دارد . ایران هرگز تن به اصلاح این کارنامه و بازنگری در قوانین و شیوه های اجرائی آن نداده است .تاریخچه ی چهار قتل زنجیره ای که ضمن آن چهار روشنفکر و مخالف بدون حکم دادگاه کشته شدند ، مرگ زیر شکنجه ی زهرا کاظمی خبرنگار عکاس ایرانی – کانادائی در زندان اوین . و قتل زهرا یعقوبی پزشک جوان ایرانی در یکی از مراجع قضائی همدان در مرحله ی تحقیقات و بسیار موارد دیگر به این کارنامه شکل خاصی داده که رویدادهای پس از انتخابات سال 1388 بر سیاهی آن افزوده است . مقامات مسئول ایرانی قصد نداشته و ندارند تا آمران و مجریان قتل ها ، تجاوزها و خشونت های بر ضد مردم را به مجازات برسانند . دردوران پرزیدنت خاتمی هرگاه رئیس جمهور مسئولیت قتلهای چهارگانه را به عهده نمی گرفت ، تحقیقات بر ضد برخی مجریان شروع نمی شد . با این وصف تحقیقات به مجازات منجر نشد و به جای آن ناصر زرافشان وکیل خانواده های مقتولین به اتهام اطلاع رسانی به جامعه جهانی و دفاع از ومظلومین مدت پنج سال زندانی شد .در قانون مجازات اسلامی ماده 578 دستور می دهد شکنجه گران و مامورین خاطی را به مجازات برسانند ، تا کنون این ماده ی قانونی به اجرا گذاشته نشده است .در حال حاضر هرچند تنی چند از قضات به اتهام دست داشتن در خشونت های بازداشتگاه کهریزک تعلیق شده اند ، ولی به لحاظ پیشینه ای که وجود دارد و نشان می دهد در جمهوری اسلامی برخی جانیان آزادی عمل دارند ، امیدواری به این که برای یکبار هم که شده ، جانیان خودی و عزیز کرده را مجازات کنند ، اندک است

سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار.
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت کاملا توضیحش بدی ! "آلبرت انیشتین"

Signature
     
صفحه  صفحه 9 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین » 
مذهب انجمن لوتی / مذهب / مجازات های اسلامی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites