تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی

صفحه  صفحه 113 از 114:  « پیشین  1  ...  111  112  113  114  پسین »  
#1,121 | Posted: 12 Nov 2017 20:44
داستانت عالیهههه، منم تا پیاماش روی یه گوشی دیگه پیش رفتم پلی اکانتش رو پاک کرد،کاشکی جای تو بودم، این سکس دیدن داره
     
#1,122 | Posted: 12 Nov 2017 22:33
دمت گرم
داستانت عالیه
     
#1,123 | Posted: 13 Nov 2017 01:00
arashpo8
اولا ممنون که ادامه دادی
دوما داداش احتمالا یه قسمت رو جا ننداختی؟
رمینا حموم بود یهویی چیشد خونه تنها شد و تو مغازه بودی

ای غریبه باهاش دعوا نکن، سرش داد نزن، باهاش قهر نکن، دوستش داشته باش، اون .....؟
بخاطر تو ، منو فراموش کرد....!!!!!!
     
#1,124 | Posted: 13 Nov 2017 14:23
amirshafiei579
درسته داداش مرسی از دقتت من چون بیشترقسمتاشو نوشتم یادم نبود ک تا کجاروفرستادم الان اون قسمت قبلو میزارم که دنباله همین میشه
بازم از همه دوستان عذرخواهی میکنم بابت این اشتباه
     
#1,125 | Posted: 13 Nov 2017 14:24
دیگه واقعا کم مونده بود سکته کنم منی ک تا چندوقت پیش اصلا تو فکر خواهرم نبودم اماالان صداشم شهوتیم میکرد اوایلش خیلی سخت بود درک کردن این موضوع برام اما کم کم داشتم به این فکر میوفتادم که باید هرجورشده خودمم باهاش سکس داشته باشم چون رمینا واقعا اندام سکسی داشت اندامش مثل اون دسته از دختراییه که ما هممون روزی صدتاشو توخیابون میبینیمو باخودمون میگیم کی اینو میکنه.رفتم توتختم ک بخوابم اما تا چشامومیبستم اندام سکسی رمینا میومد جلوچشمم با هر جون کندنی بود خوابیدمو ظهر با صدایدمادرم بیدار شدم ک میگفت بلندشو ارش باید منو برسونی خونه خالت اینا خیلی کاردارم باید بهش کمک کنم بیدار شدمو اماده میشدم ک برم دیدم رمینا حوله ورداشته ک بره حموم بازم اندامش منو داشت روانیم میکرو اکن راه رفتنش عشوه هاش هرجوری بود از فکرش اومدم بیرونو رفتم پایین پیش مادرم ک منتظرم بودسوارش کردمو رفتم سمت خونه خاله اینا تو راه ک با مادرم حرف میزدم متوجه شدم ک احتمالا امشب اونجا میمونن بعد از اینکه رسوندمش یادم اومد باید برم بانک پول واریز کنم واس همون رفتم خونه ک پول بردارم برم بانک بزارم به حساب وقتی رسیدم خونه دیدم رمینا داره لاک میزنه گفتم میری بیرون گفت ن چطور گفتم همینجوری داری میرسی به خودت گفتم شاید میری بیرون(باخنده)
پولوبرداشتن ک برم گفت تو کجامیری گفتم میرم بانک بعد از اونور میرم یه سر پیش نوید(نویدپسرخالمه ک لوازم ماشین میفروشه)گفت باشه مراقب باش
زدم بیرون رفتم بانک قبض نوبت گرفتم دیدم ای واااای چقدر شلوغه ۶۰تا مونده تا نوبتم منم از بیحوصلگی رفتم تلگرام رومیناروباز کردم ببینم چه خبره دیدیم داره رومینا یه چیزتایپ میکنه واس ساسان بازش کردم دیدم میگه منم دلم تنگ شده واست دیوونه
ساسان:تو فقط حرف میزنی دیگه
رمینا:وا دیگه باید چیکار کنم مثلا
ساسان:بیابریم ویلا
رمینا:تومنوفقط واس سکس میخکای دیگه
ساسان: خب سکسم هست ولی نه اینکه فقط سکس باشه تو دوست داشتنی
رمینا:تواین زبونو نداشتی چیکارمیخواستی بکنی اخه
ساسان:دیگه دیگه.میای؟
رمینا:کجا؟؟؟
ساسان:گرفتی منو؟؟ویلا دیگه
رمینا:نه نمیتونم
ساسان:چراااا
رمینا:چون باید ناهار درست کنم مامان نیست
ساسان:جدا؟؟؟
رمینا:اوهوم
ساسان:تنهایی؟؟
رمینا:اره
ساسان:ارش کو؟؟
رفته بانک
دیگه نمیتونستم خودمونگهدارم سریع رفتم اون فیلمی که ساسان برا رمینا فرستاده بودو بازش کردم که باهاش خودموارضاکنم چون دیگه بدجوری شهوتی شده بودم زدمواز ادامش که رمینا داشت ساک میزدو نگاه کردم واقعا خیلی حرفه ای این کارومیکرداونیم ک فیلم میگرفت خیلی حرفه ای میگرفت معلوم بود ک داره یواشکی این کارومیکنه یکم زدم جلو رسید به اون قسمت ک دیدم رمینا داره قسمت پایین کیر ساسانو میخوره بعد ساسان موهاشوگرفت تو دستشو سرشوفشاردادپایینتر رمیناهم با کمی نارضایتیوزورسرشو برد پایینتر سمت سوراخ کونش ساسانم کاملا پاهاشو داده بود بالا که رمینا سوراخ کونشو واسش لیس بزنه وقتی اولین زبونو که کشید به کونش نتونستم جلوخودمو بگیرمو بعد لرزش تنم تموم ابم پاشید بیرون تاحالا انقدراب ازم نرفته بود چندثانیه بعد انگار که گوه کنده باشم تموم تنم دردمیکردولی جالب اینجاش بود که دیگه مثل قبل نبودحسم دیگه از خودم متنفرنبودم این نشون میداد‌ک دارم با موضوع کنار میام
دیگه خسته بودمو باید میخوابیدم
     
#1,126 | Posted: 13 Nov 2017 19:39
تو بانک خوابیدی؟تو بانک خودارضایی کردی؟

.
     
#1,127 | Posted: 14 Nov 2017 12:15
Mahour9
     
#1,128 | Posted: 14 Nov 2017 12:18
Mahour9
نه دوست عزیزاز اونجا ک گفته:رفته بانک به بعدش واس قسمت قبلترشه متاسفانه چون مندتایپیک ندارم بعداینکه داستانمواینجا کپی میکنم دیگه نمیتونم ایراداشو پاک کنم مجبورم همینجوری بزارم بره
     
#1,129 | Posted: 23 Nov 2017 15:15

نن
     
#1,130 | Posted: 23 Nov 2017 15:15
مجلوق

نن
     
صفحه  صفحه 113 از 114:  « پیشین  1  ...  111  112  113  114  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites