تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی

صفحه  صفحه 114 از 114:  « پیشین  1  2  3  ...  112  113  114  
#1,131 | Posted: 9 Dec 2017 15:37
mil1356mil

داستانتو تهران عالیه

دمت گرم

ادامش چیشد؟

منتطر هستبم
     
#1,132 | Posted: 31 Dec 2017 17:31
خوبه
     
#1,133 | Posted: 30 Jan 2018 13:16
arashpo8:
دیگه واقعا کم مونده بود سکته کنم منی ک تا چندوقت پیش اصلا تو فکر خواهرم نبودم اماالان صداشم شهوتیم میکرد اوایلش خیلی سخت بود درک کردن این موضوع برام اما کم کم داشتم به این فکر میوفتادم که باید هرجورشده خودمم باهاش سکس داشته باشم چون رمینا واقعا اندام سکسی داشت اندامش مثل اون دسته از دختراییه که ما هممون روزی صدتاشو توخیابون میبینیمو باخودمون میگیم کی اینو میکنه.رفتم توتختم ک بخوابم اما تا چشامومیبستم اندام سکسی رمینا میومد جلوچشمم با هر جون کندنی بود خوابیدمو ظهر با صدایدمادرم بیدار شدم ک میگفت بلندشو ارش باید منو برسونی خونه خالت اینا خیلی کاردارم باید بهش کمک کنم بیدار شدمو اماده میشدم ک برم دیدم رمینا حوله ورداشته ک بره حموم بازم اندامش منو داشت روانیم میکرو اکن راه رفتنش عشوه هاش هرجوری بود از فکرش اومدم بیرونو رفتم پایین پیش مادرم ک منتظرم بودسوارش کردمو رفتم سمت خونه خاله اینا تو راه ک با مادرم حرف میزدم متوجه شدم ک احتمالا امشب اونجا میمونن بعد از اینکه رسوندمش یادم اومد باید برم بانک پول واریز کنم واس همون رفتم خونه ک پول بردارم برم بانک بزارم به حساب وقتی رسیدم خونه دیدم رمینا داره لاک میزنه گفتم میری بیرون گفت ن چطور گفتم همینجوری داری میرسی به خودت گفتم شاید میری بیرون(باخنده)
پولوبرداشتن ک برم گفت تو کجامیری گفتم میرم بانک بعد از اونور میرم یه سر پیش نوید(نویدپسرخالمه ک لوازم ماشین میفروشه)گفت باشه مراقب باش
زدم بیرون رفتم بانک قبض نوبت گرفتم دیدم ای واااای چقدر شلوغه ۶۰تا مونده تا نوبتم منم از بیحوصلگی رفتم تلگرام رومیناروباز کردم ببینم چه خبره دیدیم داره رومینا یه چیزتایپ میکنه واس ساسان بازش کردم دیدم میگه منم دلم تنگ شده واست دیوونه
ساسان:تو فقط حرف میزنی دیگه
رمینا:وا دیگه باید چیکار کنم مثلا
ساسان:بیابریم ویلا
رمینا:تومنوفقط واس سکس میخکای دیگه
ساسان: خب سکسم هست ولی نه اینکه فقط سکس باشه تو دوست داشتنی
رمینا:تواین زبونو نداشتی چیکارمیخواستی بکنی اخه
ساسان:دیگه دیگه.میای؟
رمینا:کجا؟؟؟
ساسان:گرفتی منو؟؟ویلا دیگه
رمینا:نه نمیتونم
ساسان:چراااا
رمینا:چون باید ناهار درست کنم مامان نیست
ساسان:جدا؟؟؟
رمینا:اوهوم
ساسان:تنهایی؟؟
رمینا:اره
ساسان:ارش کو؟؟
رفته بانک
دیگه نمیتونستم خودمونگهدارم سریع رفتم اون فیلمی که ساسان برا رمینا فرستاده بودو بازش کردم که باهاش خودموارضاکنم چون دیگه بدجوری شهوتی شده بودم زدمواز ادامش که رمینا داشت ساک میزدو نگاه کردم واقعا خیلی حرفه ای این کارومیکرداونیم ک فیلم میگرفت خیلی حرفه ای میگرفت معلوم بود ک داره یواشکی این کارومیکنه یکم زدم جلو رسید به اون قسمت ک دیدم رمینا داره قسمت پایین کیر ساسانو میخوره بعد ساسان موهاشوگرفت تو دستشو سرشوفشاردادپایینتر رمیناهم با کمی نارضایتیوزورسرشو برد پایینتر سمت سوراخ کونش ساسانم کاملا پاهاشو داده بود بالا که رمینا سوراخ کونشو واسش لیس بزنه وقتی اولین زبونو که کشید به کونش نتونستم جلوخودمو بگیرمو بعد لرزش تنم تموم ابم پاشید بیرون تاحالا انقدراب ازم نرفته بود چندثانیه بعد انگار که گوه کنده باشم تموم تنم دردمیکردولی جالب اینجاش بود که دیگه مثل قبل نبودحسم دیگه از خودم متنفرنبودم این نشون میداد‌ک دارم با موضوع کنار میام
دیگه خسته بودمو باید میخوابیدم

سلام و خسته نباشید خدمت دوست خوبم
موضوع داستان و روند رو به جلوش خیلی عالیه و امیدوارم که داستان رو نیمه رها نکنی البته به نظر ۲-۳ ماهی هست که دیگه نمینویسی و امیدوارم که برگردی و داستان رو ادامه بدیو فقط موقع دید زدن کمی بیشتر به جزئیات اشاره کن و مانور بیشتری بده
     
#1,134 | Posted: 1 Feb 2018 19:43
ماجرای اولین سکس های من
مادر دوستم ( قسمت اول):
مقدمه:

اول از هر چیز سلام عرض می کنم به همه ی دوستان عزیز در انجمن لوتی و بعد از آن می پردازم به معرفی خودم.
من در حال حاضر پسری 20 ساله دانشجوی پزشکی دانشگاه .... نمیشه گفت میرید چک می کنید بدبخت میشم البته جز 5 دانشگاه برتر کشوره. الان کاملا روی فرم هستم. اما زمان سکس خیلی نه خب بگذریم با کیری 22 سانتی متر منظورم الان هست ها..
ولی وقتی در زمان سکس 16 سانت بود همونطور که 16 سالمم بود.
ماجرا از اونجا شروع شد که من از آنجا که در س خون بود در کل و نمیخواستم هیچ وقت معدلم زیر 20 باشه، کلا نمره اول و فردی بعد از معلم بودم بعضی جاها البته بیشتر....
به همین دلیل همیشه یا کسی میومد خونه ی ما تا براش تدریس کنم یا من می رفتم خونه ی اونا ولی اون سکس رویایی وقتی بود که با دوست جدیدی در مقطع دبیرستان آشنا شدم و خدا رو شکر می کنم که من به خونه ی اونا رفتم برای تدریس ... اره فکر کنم فهمیدید چی شد اون رو تو مدرسه بهم گفت : اگه می تونی بیا عصر خونمون فیزیک نشونش بدم من طبق معمول به کسی نه نمی گفتم. پس ساعت 5 راه افتادم البته دقیق نمیدونم عصر بود دیگه... وقتی رسیدم یه آقا در رو باز کرد و پس از سلام احوال پرسی هم من فهمیدم اون پدر دوستم امیره هم اون فهمید من کیم. و بعدش از خونه رفت سر کار ( اگه میگید از کجا فهمیدی میگم از لباس شرکت/ هههههه) وقت در هال رو که باز کردم دیدم امیر از اتاقش اومد بیرون و منو برد تو پذیرایی و نشوندم و گفت الان میاد همراه با چای و شیرینی. چند لحظه که گذشت یه خانوم از اتاق اومد بیرون بدون چادر، روسری،دامن یا حتی چیزی که بپوشوندش فقط یه T-Shirt و یه شلوارک و مستقیم اومد روبروم و دستش رو دراز کرد من مونده بود چیکار کنم که بالاخر باهاش دست دادم و یک دفعه با من روبوسی کرد. شوکه شده بود وقتی امیر اومد ازش پرسیدم این خانوم کی بود؟ گفت: مادرم، من حرف برام نیومد. بعد از چند دقیقه مادرش اومد پیش ما نشست و یه آی پد تو دست گرفت وپاهاش رو اورد بالا (منظورم مثل وقتی هست که تو دستشویی مشینیم) و روبروی ما نشست. اونجا بود که چاک اون کس قشنگش رو دیدم. اصلا انگار توپ بیسبال بود فکر کنم یخ جلوی اون همه گرما آب بشه. در جا شق کردم شانس اورم شلوار جین پوشیده بودم وگرنه آبروم پیش امیر می رفت ولی وقتی بلد شدمیم که بریم اتاق امیر کیر راست شدم معلوم شد و مادرش کیرم رو دید زیر چشمی البته و یه خنده ملیحی زد...
فهمیدم از اون زناست... پس از همون موقع رفتم تو فکر وقتی وسط های درس امیر خسته شده بود مادرش اومد تو و سه تا لیوان شربت آورد و نشست پیش ما و درباره درس پرسید، بالاخره رفت بیرون و خدا رو شکر که رفت بیرون چرا که هر دفعه تکون می خورد سینه هاش که سازیشون 70 تا 80 بود مثل ژله تکون می خوردند و حاضر بودم که با دهنم تمام سینه اش رو بلیسم. بعد از اتمام درس رفتم پشت لب تاب امیر تا pes بزنیم. ولی بالا نیومد بازی، از اونجایی که مهارتم در کاپیوتر و تعمیر اون بالا بود بهش گفتم من درستش می کنم. و قبول کرد وقتی چک کردم لب تابش رو دیدم که جنگل ویروس توی این بدبخته و از اونجایی که نه پارتیشن بندی و نه حتی تنظیمات گرافیک و نرم افزارش خراب نصب یا اصلا نصب نشده بودند بهش گفتم باید ویندوز عوض کنه. امیر گفت ولی من سی دی ویندوز ندارم. من یکم فکر کردم و یه فکر توپ تو کلم خورد. بهش گفتم که بره خونه ما که با موتور یه 15 دقیقه ای رفت و برگشت طول می کشید. ولی موتور رو پدرش برده بود پس باید 1 ساعت طول میداد به همین خاطر گولش زدم و گفتم سریع بره و بیاد. تا من شاید بتونم با اون مارد سکسیش اگه شده یه حرفی هم بزنم. وقتی امیر می خواست بره بیرون مادرش بهش گفت ( البته اسم مامانش فریبا هست چون یه بار بهش گفت مامان فری و مادرش در جواب گفت زهر ماااااااار نگفتم نگو فری و از اون موقع فهمیدم اسمش فریبا است البت خودش گفت) کجا؟ امیر گفت میرم خوته رضا تا سی دی ویندوز بیارم رضا عوض کنه و فریبا قبول کرد. وقتی امیر رفت تمام خونه رو سکوت فرا گرفت که یک دفعه فریبا خانم در رو بازکرد و گفت : رضا عزیزم بیا تو پذیرایی پیش من فیلم ببینیم. وقتی رفتم تو پذیرایی دیدم چندتا دستمال کاغذی افتاده رو مبل که خیسه وقتی هم فریبا ماهواره رو روشن کرد ومستقیم رفت رو اون شبکه ها من یکم خجالت کشیدم و سرم رو پایین انداختم. فریبا متوجه شد و ازم پرسید رضا... میدونی سکس چیه؟ من در جا هنگیدم گفتم خببببب ..... ببلههه/ گفت واقعا؟ گفتم بله گفت پس میدونی چه حسی داره؟ منم که یه طورایی صمیمی شده بودم گفت هنوز نه. گفت: زمانی دوست داری بفهمی حسش رو گفتم چرا که نه. یه لحظه بلند شد و گفت اگه زمانی زمانیااا تو موقعیتی گیر کردی که حتما سکس کنی بدون اینکه صیغه باشی طرف مقابل رو .... (منظورش گاییدن بود دیگه) گفت :بله من تو سن بلوغم و هر موقعیتی پیش بیاد با کمال میل می پذیرم(البته فکر نکنید که چه بچه پرویی بودم که سریع صمیمی شدم ها ، نه خیلی صحبت ها کردیم رسیدیم اینجا من نمی خواستم داستان زیاد بشه) گفت پس یه لحظه میای تو اتاق امیر. گفتم :چشم، رفتم ودیدم داره دستش رو کرم میزنه یه لحظه برگشت و گفت اومدی؟ گفتم بله گفت یه لحظه چشم هاتو ببند من 100 درصدم بود که الان کیرم رو کرم مالی میکنه ولی یه دفعه دستم رو گرفت تو زد تو سینش و گفت منو بگا همین. من موندم چیکار نکنم چیکار بکنم در جا پریدم سمت سینه هاش هرچی فیلم سکسی دیده بودم دوست داشتم اجرا کنم ولی نشد همش... سینه هاش رو عین هلو لیس میزدم و می خوردم درجا کیرم رو گرفت و گفت وایسا منم وایسادم هراسون بودم یه لحظه هرچی بزاق بود جمع کرد و زد عین سیمان رو کیرم و می خوردش اینقدر خورد که داشت ابم میومد ولی هیچی نگفتم و تمام آبم رو تو دهنش خالی کردم. ناراحت شد و گفت چرا خبر ندادی منم گفتم هنوز انرژش دارم پس اومد خودش رو ی تخت ولو کرد و پاهاش رو داد بالا و گفت بیا کسم رو جر بده منم بدن هیچ صحبت ازش لب گرفتم و کسش رو آبدار کردم و کیرم رو بدون هیچ رحمی سریع فرو بردم و فریبا هم مثل سگ اه اه اه اه اه اه اه اه میکرد. وقتی میگفت اه انرژش ام دوچندان میشد طولی نکشید که حس کردم داره آب میاد اندفعه ترسیدم نگم و بهش گفتم و گفت بریز تو ولی من نریختم گفتم شاید حشرش زده بالا ولی وقتی نریختم گفت رضااااااااا لوله ام رو بستم. منم تاسف خوردم یکم روش خوابیدم و باز سینه هاش رو خورددم هنوز تی شرت ام رو در نیاورده بودم بدجور عرق کرده بود و حشرم رو بیشتر می کرد یه چن دقیقه ای روش خوابیدم و اون منو قربون صدقه می رفت و منم میگفتم کس که نیست جهنمه.یه لحظه که خواستم بلند شم چشمتون روز بد نبینه امیر در رو باز کرد و منو مثل چیز داشتم می میردم. که فریبا گفت : اومدی عزیزم منم هنگ کردم و گفتم امیر ببین .... منننن....... ولی امیر گفت خسته ای؟؟ من گفتم ببین گفت: خسته ای یا نه؟ گفتم یه کم گفت پس بشین و ببین بعد از اینکه خستگی ات در رفت بیا به ما بیپوند اول منظورش رو نفهمیدم ولی وقتی فهمیدم که امیر کیرش رو تا دسته کس فریبا کرده بود هنگ کردم و با خودم میگفتم چطور میتونه مادرش رو بکنه و وقتی ازش پرسیدم؟ گفت:: احمق نا مادری عزیز دلمه. و وقتی گرفتم قضیه رو گفتم پس با اجازه پریدم سمت کونش و....
ادامه دارد...

دوستان اگر پسندیده اید هم نظرات خود را به اطلاع ما برسانید و هم از امتیاز دادن به ما دریغ نکنید. ممنون از صبرتان.
راستی غلط املایی ها رو هم بگید سریع نوشتم و بازبینی هم نکردم.
بله... چی بله؟ داستان دیگه؟ چی داستان دیگه؟ واقعی هستش. گفتم بگم نپرسید بعدا.
     
#1,135 | Posted: 1 Feb 2018 20:00
ماجرای اولین سکس های من
مادر دوستم ( قسمت اول):
مقدمه:
اول از هر چیز سلام عرض می کنم به همه ی دوستان عزیز در انجمن لوتی و بعد از آن می پردازم به معرفی خودم.
من در حال حاضر پسری 20 ساله دانشجوی پزشکی دانشگاه .... نمیشه گفت میرید چک می کنید بدبخت میشم البته جز 5 دانشگاه برتر کشوره. الان کاملا روی فرم هستم. اما زمان سکس خیلی نه خب بگذریم با کیری 22 سانتی متر منظورم الان هست ها..
ولی وقتی در زمان سکس 16 سانت بود همونطور که 16 سالمم بود.
ماجرا از اونجا شروع شد که من از آنجا که در س خون بود در کل و نمیخواستم هیچ وقت معدلم زیر 20 باشه، کلا نمره اول و فردی بعد از معلم بودم بعضی جاها البته بیشتر....
به همین دلیل همیشه یا کسی میومد خونه ی ما تا براش تدریس کنم یا من می رفتم خونه ی اونا ولی اون سکس رویایی وقتی بود که با دوست جدیدی در مقطع دبیرستان آشنا شدم و خدا رو شکر می کنم که من به خونه ی اونا رفتم برای تدریس ... اره فکر کنم فهمیدید چی شد اون رو تو مدرسه بهم گفت : اگه می تونی بیا عصر خونمون فیزیک نشونش بدم من طبق معمول به کسی نه نمی گفتم. پس ساعت 5 راه افتادم البته دقیق نمیدونم عصر بود دیگه... وقتی رسیدم یه آقا در رو باز کرد و پس از سلام احوال پرسی هم من فهمیدم اون پدر دوستم امیره هم اون فهمید من کیم. و بعدش از خونه رفت سر کار ( اگه میگید از کجا فهمیدی میگم از لباس شرکت/ هههههه) وقت در هال رو که باز کردم دیدم امیر از اتاقش اومد بیرون و منو برد تو پذیرایی و نشوندم و گفت الان میاد همراه با چای و شیرینی. چند لحظه که گذشت یه خانوم از اتاق اومد بیرون بدون چادر، روسری،دامن یا حتی چیزی که بپوشوندش فقط یه T-Shirt و یه شلوارک و مستقیم اومد روبروم و دستش رو دراز کرد من مونده بود چیکار کنم که بالاخر باهاش دست دادم و یک دفعه با من روبوسی کرد. شوکه شده بود وقتی امیر اومد ازش پرسیدم این خانوم کی بود؟ گفت: مادرم، من حرف برام نیومد. بعد از چند دقیقه مادرش اومد پیش ما نشست و یه آی پد تو دست گرفت وپاهاش رو اورد بالا (منظورم مثل وقتی هست که تو دستشویی مشینیم) و روبروی ما نشست. اونجا بود که چاک اون کس قشنگش رو دیدم. اصلا انگار توپ بیسبال بود فکر کنم یخ جلوی اون همه گرما آب بشه. در جا شق کردم شانس اورم شلوار جین پوشیده بودم وگرنه آبروم پیش امیر می رفت ولی وقتی بلد شدمیم که بریم اتاق امیر کیر راست شدم معلوم شد و مادرش کیرم رو دید زیر چشمی البته و یه خنده ملیحی زد...
فهمیدم از اون زناست... پس از همون موقع رفتم تو فکر وقتی وسط های درس امیر خسته شده بود مادرش اومد تو و سه تا لیوان شربت آورد و نشست پیش ما و درباره درس پرسید، بالاخره رفت بیرون و خدا رو شکر که رفت بیرون چرا که هر دفعه تکون می خورد سینه هاش که سازیشون 70 تا 80 بود مثل ژله تکون می خوردند و حاضر بودم که با دهنم تمام سینه اش رو بلیسم. بعد از اتمام درس رفتم پشت لب تاب امیر تا pes بزنیم. ولی بالا نیومد بازی، از اونجایی که مهارتم در کاپیوتر و تعمیر اون بالا بود بهش گفتم من درستش می کنم. و قبول کرد وقتی چک کردم لب تابش رو دیدم که جنگل ویروس توی این بدبخته و از اونجایی که نه پارتیشن بندی و نه حتی تنظیمات گرافیک و نرم افزارش خراب نصب یا اصلا نصب نشده بودند بهش گفتم باید ویندوز عوض کنه. امیر گفت ولی من سی دی ویندوز ندارم. من یکم فکر کردم و یه فکر توپ تو کلم خورد. بهش گفتم که بره خونه ما که با موتور یه 15 دقیقه ای رفت و برگشت طول می کشید. ولی موتور رو پدرش برده بود پس باید 1 ساعت طول میداد به همین خاطر گولش زدم و گفتم سریع بره و بیاد. تا من شاید بتونم با اون مارد سکسیش اگه شده یه حرفی هم بزنم. وقتی امیر می خواست بره بیرون مادرش بهش گفت ( البته اسم مامانش فریبا هست چون یه بار بهش گفت مامان فری و مادرش در جواب گفت زهر ماااااااار نگفتم نگو فری و از اون موقع فهمیدم اسمش فریبا است البت خودش گفت) کجا؟ امیر گفت میرم خوته رضا تا سی دی ویندوز بیارم رضا عوض کنه و فریبا قبول کرد. وقتی امیر رفت تمام خونه رو سکوت فرا گرفت که یک دفعه فریبا خانم در رو بازکرد و گفت : رضا عزیزم بیا تو پذیرایی پیش من فیلم ببینیم. وقتی رفتم تو پذیرایی دیدم چندتا دستمال کاغذی افتاده رو مبل که خیسه وقتی هم فریبا ماهواره رو روشن کرد ومستقیم رفت رو اون شبکه ها من یکم خجالت کشیدم و سرم رو پایین انداختم. فریبا متوجه شد و ازم پرسید رضا... میدونی سکس چیه؟ من در جا هنگیدم گفتم خببببب ..... ببلههه/ گفت واقعا؟ گفتم بله گفت پس میدونی چه حسی داره؟ منم که یه طورایی صمیمی شده بودم گفت هنوز نه. گفت: زمانی دوست داری بفهمی حسش رو گفتم چرا که نه. یه لحظه بلند شد و گفت اگه زمانی زمانیااا تو موقعیتی گیر کردی که حتما سکس کنی بدون اینکه صیغه باشی طرف مقابل رو .... (منظورش گاییدن بود دیگه) گفت :بله من تو سن بلوغم و هر موقعیتی پیش بیاد با کمال میل می پذیرم(البته فکر نکنید که چه بچه پرویی بودم که سریع صمیمی شدم ها ، نه خیلی صحبت ها کردیم رسیدیم اینجا من نمی خواستم داستان زیاد بشه) گفت پس یه لحظه میای تو اتاق امیر. گفتم :چشم، رفتم ودیدم داره دستش رو کرم میزنه یه لحظه برگشت و گفت اومدی؟ گفتم بله گفت یه لحظه چشم هاتو ببند من 100 درصدم بود که الان کیرم رو کرم مالی میکنه ولی یه دفعه دستم رو گرفت تو زد تو سینش و گفت منو بگا همین. من موندم چیکار نکنم چیکار بکنم در جا پریدم سمت سینه هاش هرچی فیلم سکسی دیده بودم دوست داشتم اجرا کنم ولی نشد همش... سینه هاش رو عین هلو لیس میزدم و می خوردم درجا کیرم رو گرفت و گفت وایسا منم وایسادم هراسون بودم یه لحظه هرچی بزاق بود جمع کرد و زد عین سیمان رو کیرم و می خوردش اینقدر خورد که داشت ابم میومد ولی هیچی نگفتم و تمام آبم رو تو دهنش خالی کردم. ناراحت شد و گفت چرا خبر ندادی منم گفتم هنوز انرژش دارم پس اومد خودش رو ی تخت ولو کرد و پاهاش رو داد بالا و گفت بیا کسم رو جر بده منم بدن هیچ صحبت ازش لب گرفتم و کسش رو آبدار کردم و کیرم رو بدون هیچ رحمی سریع فرو بردم و فریبا هم مثل سگ اه اه اه اه اه اه اه اه میکرد. وقتی میگفت اه انرژش ام دوچندان میشد طولی نکشید که حس کردم داره آب میاد اندفعه ترسیدم نگم و بهش گفتم و گفت بریز تو ولی من نریختم گفتم شاید حشرش زده بالا ولی وقتی نریختم گفت رضااااااااا لوله ام رو بستم. منم تاسف خوردم یکم روش خوابیدم و باز سینه هاش رو خورددم هنوز تی شرت ام رو در نیاورده بودم بدجور عرق کرده بود و حشرم رو بیشتر می کرد یه چن دقیقه ای روش خوابیدم و اون منو قربون صدقه می رفت و منم میگفتم کس که نیست جهنمه.یه لحظه که خواستم بلند شم چشمتون روز بد نبینه امیر در رو باز کرد و منو مثل چیز داشتم می میردم. که فریبا گفت : اومدی عزیزم منم هنگ کردم و گفتم امیر ببین .... منننن....... ولی امیر گفت خسته ای؟؟ من گفتم ببین گفت: خسته ای یا نه؟ گفتم یه کم گفت پس بشین و ببین بعد از اینکه خستگی ات در رفت بیا به ما بیپوند اول منظورش رو نفهمیدم ولی وقتی فهمیدم که امیر کیرش رو تا دسته کس فریبا کرده بود هنگ کردم و با خودم میگفتم چطور میتونه مادرش رو بکنه و وقتی ازش پرسیدم؟ گفت:: احمق نا مادری عزیز دلمه. و وقتی گرفتم قضیه رو گفتم پس با اجازه پریدم سمت کونش و....
ادامه دارد...

دوستان اگر پسندیده اید هم نظرات خود را به اطلاع ما برسانید و هم از امتیاز دادن به ما دریغ نکنید. ممنون از صبرتان.
راستی غلط املایی ها رو هم بگید سریع نوشتم و بازبینی هم نکردم.
بله... چی بله؟ داستان دیگه؟ چی داستان دیگه؟ واقعی هستش. گفتم بگم نپرسید بعدا.
     
صفحه  صفحه 114 از 114:  « پیشین  1  2  3  ...  112  113  114 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites