تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

Gay Storys * داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد

صفحه  صفحه 75 از 76:  « پیشین  1  ...  73  74  75  76  پسین »  
#741 | Posted: 28 Jun 2018 19:12
amir_kooni:
undefined

خیلی خوبه

آریایی
     
#742 | Posted: 5 Jul 2018 04:39
.
اخ وای جووون بکن منو اخ وایییی اه ه ه اه آبم با فشار اومد . نمیدونی چه حالی داشتم ولو شوذم . کیر عدنان هنوز تو کونم بود ولی تکوم نمی داد ! وای خدا داشتم می مردم از لذت و شهوت آبم کامل اومد و من شل شدم . عدنان با دودسشتش داشت سینه ها مو می مالید و پشت گردنمم رو میخورد . اه خدای من تو ابرا بودم دیونه شدم و کیرم کم کم داشت راست میشود . شروع کردم به میک زدن انگشتش که تو دهنم بود و اونم ارم اروم کیرشو جلو عقب کرد تو کونم . وای خدا چه حالی میداد کیرشو تا ته میکرد تو کونمم و آروم میکشید بیرون تا جایی که فقط سر کیرش تو کونم بمونه . وای جووون خیلی حال میداد به من این کارش دیگه درد نداشتم فقط حال میکردم و یه کم سست شده بودم . شروع کردم به گاز گرفتن انگشت عدنان و اونم شروع کرد به محکم کردن من . تند تند تلمبه میزد تو کونم و قربون صدقه ام میرفت . در گوشم میگفت امشب باید حسابی پارت کونم باید زنم بشی تا هرشب بکنم تو رو ! این حرفاش بیشتر تحریکم میکرد و مخصوصا کیر کلفت و سیاهش تو کونم منو حالی به حالی میکرد . حسابی ولو شوده بودم زیر کیرش و اختیارم دستش بود . گاهی تند میکرد و گاهی آروم داشتم لذت میبردم که عدنان یه دفعه کیرشو کشید بیرون از کونم و گفت بلند شو ! بلند شدم و گفتم چی شده ؟ بکن منو خیلی حشریم عزیزم . عدنان گفت امیر خیلی دوستت دارن اما باید یه چیزی بهت بگم . تو میدونی من خیلی دوستت دارم امیر اما امشب پسر خالم هم هست که صاحب خونه اینجاست و دوست داره باهات آشنا بشه ! من مونده بودم چی بگم که در اتاق باز شود و یه نفر تو تاریکی وارد شد . عدنان گفت پسر خالش فقط میخواد تماشا کنه و اگه من دوست داشته باشم میمونه مگرنه میره . عدنان منتظر جواب من نموند و شروع کرد به کردن من . آروم کیرشو میکشید بیرون تا اخر و یه دفعه تا آخر میکرد تو کونم .چند بار تکرار کرد تا من حسابی خشری شدم و کم کم داد زدم همین جوری بکن منو و عدنان هم محکم و تند تلمبه میزد تو کونم . یه دفعه احساس کردم یه کیر داره لبام ره نوازش میده . جعفره پسر خاله عدنان لخت جلوم نشسته بود . کیرش کلفت و سیاه بود . اما دراز و به نظر بزرگتر میومد . 26 تا 28 سانت بود جوری کلفت بود که نمیتونستم تو دهنم کنم . انگار داشتم خواب میدیدم هم مست بودم هم حسابی با دبدن این کیر بزرگ و سیاه هیجان زده بودم . ضربه های کیر عدنان تو کونم شدید تر شده بود و منو بیشتر حشری میکرد و اون کیر کلفت و سیاه 26 سانتی جلو صورتم منو حسابی دیونه و شهوتی میکرد . جعقر کیرشو کرد دهنم و سرم رو با دو دستش گرفت . با هر ضربه کیر عدنان تو کونم دهنم بیشتر کیر کلفت و بزرگ و سیاه جعقر رو تو دهنم جا میداد . عدنان آبش اومد و ریخت لای کونم و ولو شود . اما من حسابی با مکیدن کیر جعفر حشری بودم و میخواستم بازم کون بدم تا آبم بیاد . جعفر منتظر من بود که بهش اوکی بدم . من چرخیدم و کونم رو کردم طرفشو قنبل کردم رو چهار دست و پا کونم تو هوا بود و یه بالشت زیر شکمم و سرم هم پایین بود . جعقر دو تا پاشو گذاشت دو طرف پاهام و کیرشومیزون کرد رو سوراخ کونم وبه یه فشار بدون اخطارقبلی تا خایه کرد تو کونم . اه اخخخخ واییی اهههههییییی جعقر گردن و شونه هامو گرفته بود و تند و تند تلمبه میزد تو کونم . اصلا توجه نمیکرد تند و محکم میکرد منو . خوابید روم و کیر کلفتشو تا خایه کرد تو کونم و گوشم رو گاز میگرفت . من جیغ میزدم و التماس میکردم بهش که نکونه منو . اما فایده نداشت کیرش کلفت بود و بزرگ وقتی تا ته میکرد تو کونم تو ناف ام احساسش میکردم .انگار یه سیخ داغ کرده باشن تو کونم . اما کم کم دردش کم شد وقتی کیر عدنان رو دیدم که داره لبم رو نوازش میده و من شروع کردم به ساک زدن کیرش . چند ثانیه بعدش از شدت شهوت آروم و شل شدم . کیر نرم عئنان تو دهنم بود و کیر سفت و کلفت جعفر تو کونم . یه دو گا نگی و لذت و درد با هم . یه کیر نرم تو دهنم و یه کبر سفت و کلفت تو کونم ! کم کم تلمبه های جعفر تو کونم کم شد و افتاد رووم و ابش اومد .... داغ و زیاد انگار که پمپ آب تو کونم باشه ... واقعا کونم پر شد از آب کیرش و خیلی داغ و زیاد بود عدنان هم چند دقیقه بعد آبش اومد ریخت تو صورتم . ولو شدم و کمی سوراخ کونم داشت میسوخت . جعفر بلندشد و لباس پوشید و رفت بیرون و من موندم و عدنان . تو گوشمم زمزمه کرد ببخشید اینجوری شد پسر خالم آدم بدی نیست ولی عاشق کونه ... از عدنان پرسیدم مهم نیست ولی باید منو درک کنه من عاشق کیرم ولی باید متل یه زن باهام رفتار بشه ! خشونت خوبه اما نه زیاد . نمیخوام پاره بشم اما میخوام با کیر کلفت وسیاه بندریا گاییده بشم . عدنان پرسید تو واقعا کونی هستی من الان درکت میکنم و این چیزا تو جنوب رواج داره و تا جاییی که بتونم سعی میکنم بهت کمک کنم . ازش پرسیدم یعنی کون دادن اینجا مشکلی نداره و کسی اذیتم نمیکنه ؟ گفت نه مخصوصا که تو زنونه میپوشی و آرایش میکنی .مردای جنوبی عاشق مخنت ها هستن ! پرسیدم مخنت یعنی چی ؟ گفت یعنی کونی . کسی که متل تو باشه و حالت زنونه داشته باشه و آرایش کنه و حالت زنونه بگیره موقعه دادن . گفتم مخنت تو جنوب زیاده ؟ گفت نه ! بیشتر از شهرستان میان و سفیدن و تپل متل تو ! بهش گفتم من هم عاشق کیر کلفت و بزرگ بندری هستم اما میترسم با هر کسی باشم . دوست دارم چنتا دوست بکن و کیرکلفت متل تو و پسر خالت داشته باشم . عدنان گفت اگه به من اطمینان کنی من کاری میکنم تا اینجا هستی کمبود سکس نکنی . من و عدنان تنها بودیم واصرار کرد بمونم پیشش تا صبح و چون تا شنبه صبح سر کار نبودم و امشب هم شب جمعه بود قبول کردم بمونم . عدنان پیشتهاد کرد برم حموم و حسابی آرایش زنونه کنم تا چنتا زنونه پوش و مخنت جنوبی بیاره تا حال کنیم با هم . من پرسیدم اونا چطوری ان عدنان گفت عجله نکن میبینی ! تو حتما بهتر از همشون میشی عزیزم . من هم حسابی لوسیون زدم و یه لباس خواب پوشیدم و نشستم رو میز ارایش و منتظر نشستم . 10 دقیقه بعد 8 نفر آومدن سه تا محنت زنونه پوش و 6 تا مرد جنوبی که سبزه و سیاه بودن . تقریبا همه سیاه بودن 30 تا 45 ساله و جنوبی. همه لخت شدن و شروع کردن به حال کردن و من هم ازپشت در می دیدم . ساک میزدن و لاپایی می دادن . عدنان اومد و دستم گرفت منو برد پیش بقیه تقریبا لخت بودم یه لباس توری با یه شرت لا کونی تنم بود . رفتیم وسط و من شروع کردم به ساک زدن کبرش . چند لحضه بعد یه کیر در کونم چسبید و شروع کرد بازی کردن با تخمام . کم کم کرد تو کونم و فشار داد تا آخر . تلمبه زد تا آبش اومد و ریخت در کونم حدود یه دقیقه بعد بلا فاطله کیر بعدی رفت توکونم کلفت تر وبزرگ تر حتی فرصت نکردم ببینم چی مبره تو کونم حسابی حشری بودم و تشنه کیر . اون شب 14 تا 15بار کون دادم و ساک زدم . واقعا حال داد بهم . دم صبح اخرین اب کیر رو خوردم و بی حال افتادم . صبح روز بعد چشم باز کردم دیدم ساعت 11 ظهره و کنارم عدنان و یه نفردیگه لخت خوابیده که نمیشناسم . بلند شدم رفتم دست شویی و خودمو رو تخلیه کردم و حسابی شستم . هنوز از مشروب شب قبلش گیج بودم و تقریبا چیزی یادم نمیومد . یه دوش گرفتم اومدم بیرون دیدم یه نفر لخت لخت ایستاده دم در دستشویی ! قد 190 و هیکلی سیاه پوست و یه کیر کلفت و بزرگ حدودا 28 سانتی و راست منم لخت بودم . اومد طرفم ترسیدم نمیدونستم چیکار کنم گفت بهم میتونم برم دستشوییی کارت تموم شده ! رفتم کنار از سر راهش و گفتم خواهش میکنم . عجب کیری داشت نمیدونستم دیشب تو مستی بهش کون دادم یه نه ؟ رفتم لخت نشستم لب تخت تنها یه شرت لا کونی قرمز پام بود همه بچه ها خواب بودن . همش تو فکر کیرش بودم کلفت و سیخ . بنظرم بزرگ و کلفت آومد . تنها یه لحظه دیده بودمش . چند دقیقه بعد اومد بیرون و رفت طرف اتاق خواب منم رفتم دنبالش کنجکاوی وشهوت بهم فشار اورده بود دیدم خوابده به پشت و داره کیرشو میماله از پشت در نگاهش میکردم کیرش واقعا بزرگ بود .داشت جلق میزد و منم شهوتی شده بودم از دیدن کیرکلفتش . مخصوصلا سر کیرش به نظرم بزرگ و کلفت اومد یه سر کیر بزرگ و قارچ مانند که تا حالا ندیده بودم . بد جوری هوس کیری کرده بودم و حسابی حشری بودم با خودم گفتم میرم جلو هرچی بشه مهم نیست همه خوابن . یه در زدم و رفتم تو گفتم میتونم بخوابم رو تخت کنارت آخه کمرم از دیشب درد گرفته ! منتظر جوابش نشدم و سریع رفتم و کنارش خوابیدم و پشت کردم بهش . کونم قنبل کردم و زانو هامو جمع کردم تو سینم و خودموم در اختیارش گذاشتم . دیدم دستشو گذاشت رو کمرم و شروع کرد به مالیدن منم خودمو شل کردمو گفتم لطفا یه کم پایین تر به مال اخه کمر خیلی درده ... شرتم رو کشیذم پایین و گفتم لصفا اینجا روبمال و اونم با دیدن منظره دستشو گذاشت لای چاک کونم شروع کر به انگشت کردن من .اخ وای ججججووووون بمال خیلی حال میده چه دستات گرمه عزیزم ... دستم رفت طرق کیرش وسرشو مالیدم واقعا کلفت بود مونده بودم چطوری میخواد بکنه تو کونم ؟ هم میترسیدم هم میخواستمش . شرت لا کونی رو کشید پایین گفت امیر کونی تو هستی ؟ گفتم در خدمتم عزیزم اگه قابل بدونی ! گفت تموم شب تو کف کونت بودم میتونی تحمل کنی کیرکلفت مو ؟ گفتم تا چطوری بکنی من عاشق کیر بزرگ و کلفتم اما بشرطی که زیاد درد نداشته باشه ! منو خوابوند روشکم یه بالشت گذاشت زیرشکمم و گفت شل بگیر خودتو و خودش اومد بالا دوتا پا شو گذاشت دو طرف پاهام و نشست رو کونم . لای کونم رو با دو دستش بازکرد و به تف گنده انداخت لای سوراخ کونم و با انگشت شروع کرد به مالیدن . یه انگشت دو انگشت سه انگشت چهار انگشت خیلی دردم گرفت گفتم درد دارم گفت تحمل کن تا بتونم بهت حال بدم . با چهارانگشت میکرد تو کونم و با تف چرب میکرد سوراخ کونم رو و میمالید کم کم سرکیرشو گذاشت در سوراخ کونم و شروع کرد به مالیدن سوراخم . وای اخ جووون وای اه اه واییییی ی ی ی ./... اوون سر کلفت کیرش رز سوراخ کونم خیلی حال میداد کم کم میکرد توش و در می اورد . هم بزرگ بود و کلفت هم نرم و یه کم سفت . بهم گفت آماده باش بکنم تو کونت ! خودتو شل بگیر و داد نزن !یهتف دیگه انداخت درست وست سوراخ کونم و سرکیرشو گذاشت روش . رو کونم نشسته بود دستشو دور گردنم حلقه کرد و با یه فشار سر کیرشو کرد تو کونم . اخ اخ وا وا اه اح اح بیشتر فشار داد و خوابید رووم اه اخ ا خ وا وا ی ی ی . جوری کرد تو کونم که جیغ زدم از درد . اخخخخخخخخخخخخخخخخخ وایییییییییییییییی خوابید رووم تمام کیرش تو کونم رفت . خیلی درد داشتم شروع کرد به تلمبه زدن توکونم محکم و یک نواخت تا ته میکرد توش و تا سرکیر میکشید بیرون .اخخخخخخخخخخخخخ واییییییییی اه ههههههههه . در دهنم گرفته بود که داد نزنم چند دقیقه بعد تمام آب کیرش ریخت تو کونم و با یه ضرب کیرش کشید بیرون. کونم میسوخت . درد داشتم و سوزش سوراخ کونم . واقعلا تا حالا این مدلی کون نداده بودم ! احساس کردم دستاش داره قنبل کونم رو میماله لای کونم روباز میکنه و ماساژ میده اروم و محکم انگار داره میکنه ولی دردم کم شد با این حرکنش . لپ کونم روبه هم میمالید و اروم سرکیرشو در سوراخ کونم جلو عقب میکرد . دردم کم شده بود و اونم سر گنده کیرش کم کم دم سوراخ کونم بازی بازی میکرد ذاشت خوشم میومد از حرزکتش . هم تف میزد هم میمالید منو احساس مسکردم کیرش سفت شده و اماده گایییدن کونمه . خودمو شل گرفتم و یه کم کونمو جلو عقب کردمو اون هم با دودست لای کونم رو بازکرد و با یه فشار تا خایه کرد تووووش اه اه اه واییییییییییییی اخ اخ بازم سوختم اخه سرکیرش خیلی بزرگ و کلفت بود . من عاشق کون دادنم اما درد زباد نه . اما اون ول کن نبود جوری میکرد منو که انگار اخرین بارشه ...! زبر کیشر اه و ناله میکردم و یه دفعه کشید بیرون و ابشو رخت لای کون تشتنم
     
#743 | Posted: 12 Jul 2018 09:49
اینم خاطره کون دادن من به پسر عمم
_________________________________
داستان برا خیلی وقت پیشه ، ی روز که عمه با شوهرش و بچه هاش برا یه هفته میرن مشهد یکی از پسر عمه هام درس میوفته و نمیتونه بره عمم به من میگه برم پیشش بمونم تنها نباشه، اولین شب رفتم پیشش و کلی سگا بازی کردیم، شبش ی دوربین داشت رفتیم پشت بوم دید زدن خونه ها، هوا تاریک بود داشتیم دید میزدیم زنهای بدون روسری و سکسی توی خونه ها رو حالمون خراب شده بود و هر دو کیرامون سیخ شده بود، پسر عمم بحث کیر ور پیش کشید و سایز و اینطور چیزا... بعد به من گفت سایز تو چنده من نمیدونستم گفتم نمیدونم گفت بزار اندازه بگیرم ، دستش رو از روی شلوار گذاشت رو کیرم و اندازه الکی گفت 13 ، گفتم مال تو چنده گفت 16 گفتم الکی میگی منم ناخوداگاه دستم رو بردم سمت کیرش دیدم از مال من بلند تره ولی نازکتر بود.
شلوارش رو داد پایین و گفت بدون شلوار بگیرش منم گرفتم و شروع کردم به بازی با کیرش ، منم شلوارم رو کشیدم پایین و اونم با مال من شروع کرد به بازی کردن. گفت بریم پایین اینجا کسی نبیندمون. رفتیم پایین هر دوتایی شلوارمون رو درآوردیم و شروع کریدم به بازی با کیر هم بعد از چند دقیقه که هر دوتامون گرم شده بودیم و حالمون خراب بود ی دفعه پسر عمم اومد بالا و کیرش رو گرقت جبو صورتم و گفت برام میخوری منم که حال خود نبودم ی کم بو کردم و کردمش دهنم بعد چند ثانیه پسر عمم گفت برگرد منم که حالم خراب بود بدون هیچ سوال و جوابی برگشتم ، از پشت چسبید بهم ، من خوشم اومده بود . هی خودش رو میمالید بهم و کیرش رو بین پاهام مالش میداد. بعد رفت پایین و شروع کرد با انگشت سوراخ کونم رو بازی دادن و آب دهن میزد و فرو میکرد توم. واقعا بهم داشت لذت میداد سوراخم مور مور میشد و لذت بخش بود. بعد اومد بالا و کیرش رو که حسابی سفت بود رو گذاشت جلو سوراخم و فشار داد ، ولی تو نمیرفت . درد هم زیاد نداشتم . بلند شد رفت ی کرم آورد و مالید به سوراخم و کیرش و دوباره شروع کرد فشار دادن ولی هرکاری میکرد نمیرفت تومهمش لیز میخورد. من گفتم بخابه تا من بیام روش و مثل دسشویی که سوراخم باز میشه بشینم روش، چون خیلی تو دسشویی با سوراخم بازی میکردم موقع شستنش و دیده بودم که باز میشه وقتی آب گرم بهش میگیرم، همینکارورکردم و با سختی و ی کم درد رفت توم، نصفش رفته بود توم من درد نداشتم و فقط حس دسشویی داشتم ی کم بعد دیدم حالش خیلی بیشتر شده . بعد بلند شدم و خابیدم رو زمین و اون اومد از پشت کرد توم و شروع کرد عقب جلو کردن ، یه لحظه تا ته کرد توم که درد بدی ته دلم حس کردم و خاستم برم جلو که نزاشت و کشید بیرون، بعد دوباره کرد توم و شروع کرد تلمبه زدن، خیلی حال میداد تو اون پوزیشن، بعد از چند دقیقه دوباره تا ته فشار داد و نگه داشت و نفس نفس میزد ، منم دیدم کیرش بزرگ کوچیک میشه تو کونم ، لذتش بیش از حد شد و کیرم رو که رو زمین رو فرش کشیده میشد حسابی تحریک شد و آبم با فشار اومد و سوراخم رو ناخوداگاه تنگ و گشاد میکردم و پسر عمم ناله میکرد، بعد چند ثانیه کیرش رو کشید بیرون و بلند شد دیدم کیرش خوابیده و آبیه، برگشتم ی کم با سوراخم بازی کردم و فشار آوردم ی دفعه گوزیدم و آب کیر ی کم از کونم اومد بیرون، بعد بلند شدیم و شلوارامون رو پوشیدیم و گرفتیم خوابیدیم تا صبح، منم نمیدونستم باید برم دسشویی و آب کیر رو خالی کنم، صبح که رفتم دسشویی اولش دسشویی دیدم یه کم آب غلیظ از کونم اومد بیرون یادم اومد دیشب آب کیر پسر عمم تو کونم مونده تا صبح ، تو اون یه هفته دو بار دیگه حال کردیم و اون کونم گذاشت و آبش رو میریخت توم . خلاصه دیگه از اون موقع یه کونی اساسی شدم و چهار تا پسر عمو دارم به همشون کون دادم البته تک تک بهشون دادم، هیچ کدوم نمیدونه که داداشش هم منو میکنه . فرصت شه داستان اونا رو هم مینویسم براتون
     
#744 | Posted: 19 Jul 2018 01:39
خاطرات امیر کونی
اه ه ه ه داغ بود و گرم خوابید روم و بی حرکت موند . سنگینی بدنش و سر کلفت کیرش لای کونم منو بیحس کرده بود . چند دقیقه روم خوابید و آروم نوازشم کرد و در گوشم زمزمه میکرد دوستت دارم عزیزم . من بیحس بودم و خسته دستش کم کم شروع کرد به نوازش کردن سینه هام و کیرم . آروم در حد نوازش و لمس کردن و یه کم بوسه از گردنم . دردم فراموشم شد و لذت نوازش سر کلفت کیرش در کونم منو کم کم حشری میکرد . کونم رو آروم تکون میدادم سمت کیرش و براش ناز میکردم وقتی گردن و گوشم رو میخورد . گفت تو گوشم توخیلی نازی اما من باید یه چیزی بهت بگم عزیزم دوستت دارم همیشه با هام باشی ولی اینجا مال من نیست نمیتونم همیشه اینجوری باهات باشم ...! اولش نفهمیدم منظورش چیه گفتم من دوستت دارم میخوام همیشه باهات باشم اگه از من راضی هستی من مشکلی ندارم . عدنان انگشتشو کرد تو کونم و شروع کرد به مالیدن و یه دستشم رو کیرم بود و گردنمو لیس میزد حسابی حشریم کرد و کونمو تکون میدادم سمت بدنش . آروم در گوشم گفت تا حالا سکس چند نفری داشتی ؟ بگو بدونم چطوریه ؟ حال میده یا نه ؟ چی جوری دوست داری سکس کنی ؟ و هم زمان کیرشو مالید در کونم و کم کم سر کیرش گذاشت در سوراخ کونم و یه کم فشار داد داخل ... اه اه اه ... تو حال عجیبی بودم دلممیخواست تا صبح تو بغلش باشم و کیرش تو کونم باشه . دو باره پرسید سکس با یه کیر بهتره یا دو تا ؟ دوست داری وقتی کیرم تو کونته یه کیر هم تو دهنت باشه ؟ بگو اگه دوست داری ...! حرکت سر کیرش در کونم و نوازش دستش رو کیرم منو دیونه و حشری کرده بود . مخصوصا لیسیدن گردن و گوشم . آرووم گفتم اگه تو هم دوست داشته باشی منم دوست دارم عزیزم ! بکن منو حسابی شهوتی شدم کیر میخوام بکن توش تا آخر اه اه اه . اونم با یه فشار تا ته کرد تو کونم و کیرمو گرفت دستش و شروع کرد به جلق زدن برام و لیسیدن گردن و لب گرفتن از من ابم زود اومد و ریخت کف دستش ... دو یقیقه بیشتر طول نکشید ... حرفاش تو ذهنم بود دو تا کیر باهم منو بکنن حسابی منو شهوتی کرده بود و آبم زود اوومد . عدنان کیرش کشید بیرون ازکونم و گفت استراحت کن عزیزم من الان برمیگردم . و رفت بیرون از اتاق و من تنها موندم . کم کم به فکر حرفاش افتادم دو تا کیر یکی تو دهنم یکی نو کونم همزمان چه حالی میده واییییییی نگو حسابی شهوتی بودم و مست . نمیدونم چند دقیقه گذشت ! احساس کردم یکی وارد شد تا خواستم برگردم عدنان خوابید رووم و گفت امشب میخوام حسابی بهت حال بدم امیر اما باید ضد حال نزنی و هرچی میگم انجام بدی باشه ؟ دو دل بودم ولی هیجان هم داشتم و میدونستم حتما دوستشم میخواد منو بکنه . احتمالا صاحب همین خونه هستش . گفتم چشم اما اذیت نشم باشه ؟ گفت بهت دروغ نمیگم اگه خوشت نیومد دیگه نیا پیشم ! گفتم باش . بلند شد از رووم و گفت برو دوش بگیر و آماده شو میخایم بریم یه جایی ! گفتم کجا ؟ گفت نترس عزیزم یه جای خوب یه مهمونی میخوام با چنتا از دوستام آشنات کنم اهل دبی و عمان هستن نگران نباش ! من باهاتم نزدیک همین جا ویلا و استخر دارن الان هم عیده و خلوته همه جا میریم اونجا . گفتم من میترسم کسی منو بشناسه اخه کارمندم . گفت میدونم بخاطر همین هم گفتم بریم اونجا چون همه عرب هستن و اهل دبی و عمان هستن ایرانی نیست بجز من و دو نفر دیگه . چند نفر هم مثل خودت اهل جنوب هستن (کون) میخوایم امشب پارتی کنیم و خوش بگذره به همه ...! گفتم چی مثل من ؟ گفت بچه های زنونه پوش و کونی که دوست دارن امشب عشق و حال کنن و همه آرایش میکنن و لباس زنونه میپوشن . میخوام تو هم بیایی و از همه خوشگلتر باشی و دیونه کنی هه رو . آخه سفید و تپل مثل تو کسی نیست تو جمع ما ! این حرفاش منو حالی به حالی کرد و دلم میخواست برم تو مهمونی . اخه لباس نداشتم آرایشم هم که چیزی نمونده بود ازش ! عدنان فکرمو خوند و گفت نگران لباس و آرایش نباش من آماده میکنم برات . تو بیا قول میدم اگه خوشت نیومد خودم برت می گردونم فقط بگو چی میخوای من برات آماده کنم . همه با دوست دختراشون (کون ) میان منم میخوام تو کنارم باشی عزیزم . من حشری ومست گفتم هر چی تو بخوای میپوشم برات ! عدنان گفت هرچی تو بگی عزیزم امشب شب توهه . تو بگو چشم من انجام میدم . پرسیدم ادمای مثل من (کونی ها) معمولا چی میپوشن تو مراسم شما ؟ جواب داد معمولا لباس بلند بندری و نقاب و کلاه گیس و ارایش چشم و ابرو میکنن. گفتم اگه اینجوریه فکر کرنم برای متفاوت بودن باید لباس کوتاه و جوراب بلند و شرت خوبه . عدنان گفت اره خیلی خوبه همین لباس خواب تنت خوبه به همراه یه نقاب بندری که فقط چشما تو بپوشونه و یه کلاه گیس که کوتاه تر باشه و یه شرت توری لا کونی که باسن بزرگ تو رو بهتر نشون بده . دیدم بد نمیگه یه قیچی برداشتم و کلاه گیس بزرگ رو یه کم تا رو شونه قیچی کردم و یه نقاب هم گذاشتم رو صورتم اصلا خودمو نشناختم . لبای غنچه با ماتیک صورتی با لباس خواب صورتی کوتاه با خط مشکی و شورت صورتی لا کونی و جوراب زنونه بلند مشکی با نوار صورتی . همراه تسمه که تا بالای زانو و متصل به کمر بود ... خیلی سکسی و شهوت ناک شده بوم . گفتم دیگه چیکار کنم تا از همه بهتر بشم ؟ گفت آرایش چشمات جوری باشه که بزرگتر نشون بده و شهوت ناک باشه و خودش سرمه کشید به چشمام و سایه انداخت روش و گفت خوبه . خودمو توآیینه دیدم سکسی و دوست داشتنی بودم کون بزرگ و سفیدم تو لیاس توری صورتی خودنمایی میکرد و لبای غنچه و چشمای شهلای مستم خمار بود ! عدنان برم گردوند و گفت سوراخ کونت حسابی چرب کن و آماده دادن باش مکنه غیر من چند نفر دیگه هم بکنن تو رو اماده باشی بهتره وقتی همه مستن نمیشه کنترل کرد ! یه ژل داد دستم که خودمو اماده کنم و منم همشو ریختم تو سوراخ کونم و یه کم مالیدم تا جذب بشه ... حشری و داغ بودم در انتظار پارتی که در زدن و عدنان رفت بیرون و زود برگشت گفت کفشتو بپوش و یه چادر آورد سرم کرد گفت باید از خیابون رد شیم بهتره احتیاط کنیم . منم چادر سرم کردم و کفش پاشنه بلند که عدنان به داده بود پوشیدم و رفتیم سوار ماشین شدیم . عقب نشستم و حرکت کردیم تقریبا 15 دقیقه بعد رسیدیم 12:30 شب بود . یه باغ ویلا خلوت با استخر و باغ بزرگ نخل و لیمو بود کم نور و یه کم ترسناک . صدای موسیقی بندری میومد و فریاد آدمای مست ! رفتیم تو باغ چادر در اوردم و عدنان دستمو گرفت و برد طرف خونه . تقریبا 15 – 16 نفر بودن نیمه لخت و بیشتر مرد بودن چنتا زنپوش و دو نفر هم زن بودن می رخصیدن و مشروب می خوردن و همه بی توجه به ما بودن . عدنان چادر رو از سرم کشید و گفت الان وقتشه خودتو نشون بدی عزیزم ! ببینم چی میکنی ؟ ببین زنپوشا چیکار میکنن همون کارو بکن و خوش بگذرون من همین جام . چنتا سیاه با لباس بلند عربی چسبیده بودن به چنتا زنپوش و داشتن از رو لباس میمالیدن و میکردن از رو لباس اونارو . چنتا زنپوش به نوبت مدل سگی میخوابیدن کنار استخر در حالی که لباسشون خیس بود و کونشون هوا ... همه مردا میچسبیدن بهشون و دستمالیشون میکردن و بعدش میرفتن . سر هر میز مشروب بود و آبجو و چند نفر هم داشتن آهنگ عربی میخوندن و اورگ میزدن . اولش روم نشد برم وسط با این که این صحنه ها حسابی حشریم کرده بود نشستم سر یه میز کنار یه نفر و یه آبجو خوردم و آهنگ گوش کردم . دیدم کم کم نفر بقلیم دستش رفت طرف کمرم و بعدش کونم و شروع کرد به مالیدن سوراخ کونم . برگشتم دیدم یه پیرمرد 50- 60ساله است بلند شدم از کنارش و رفتم . با خودم فکر میکردم عجب شبیه همه میخوان بکنن . اما من رفتم دنبال عدنان وسط جمعیت . هر چی گشم ندیدمش . تو این وسط همه انگشتم کردن و در گوشم میگفتن بیا بریم حال کنیم حسابی شهوتی شده بودم و میخواستم بدم . یه ذفعه یه نفر صدام زد امیر ! برگشتم دیدم کسی نیست دو باره صدا زد بیا کنار استخر رفتم اونجا دیدم عدنان با سه نفر نشسته . منو دید بلند شد و گفت بشینم جاش و دوستاشو معرفی کرد . احمد صاحب مجلس که 60حدود ساله بود سبزه و قد متوسط داشت . برادر زادش علی حدودا 24 – 25 ساله سبزه و یحیا که سیاه و قد بلند و بنظر 45 ساله میرسید . نشستم وسطشون و منو معرفی کرد بهشون و سلام و احوال پرسی کردیم و مشروب خوردیم . عدنان در گوشم آهسته گفت نیم ساعت دیگه بیام ته باغ یه اتاق هست . برخورد شون خوب بود وبیشتر با خودشون حرف میزدن و حسابی مست و پاتیل بودن اما احساس میکردم یحیا یه جور دیگه منو نگاه میکنه ! زیر چشمی میدیدمش قد بلند سیاه پوست واقعا سیاه و هیکلی بنظرم تو اون تاریکی و هیاهو میومد که کیرش از زیر شلوارش بلند شده و حسابی شق شده ! شاید بخاطر علاقه من به آدمای سیاه و کیر سیاه باشه . یا زیادی شهوتی ومست شده بودم نمیدونم ولی این حس رو داشتم . کم کم دورمون خلوت شد و یحیا نشیت کنارم و حالمو پرسید و کی هستم و چیکارم و اهل کجام از خودم براش گفتم . کم کم دیدم خوشم میاد ازش و درمورد خودش پرسیدم گفت که مجرده و نگهبان همینجاست واز فامیلای صاحب باغه . باخیلی از ادمای تو مهمونی اشناست و خیلی ها رو گه اینجا هستن کرده و میشناسه . بیشتر دوست داره با پسرها سکس کنه و دستشو گذاست رو رون من و ازم پرسید چند وقته اینکاره هستی ؟ گفتم از بچه گی تقریبا از 14-15 سالگی اما از 26 سالگی که مستقل شدم و از خانواده جدا شدم تقریبا همیشه سکس میکنم با مردا و پسرا . پرسید تا حالا با چند نفر بودی گفتم 6-7 نفر بیشتر دوستام بودن و الان هم با عدنان هستم . یحیا گفت عدنان پسر خالمه و ادم خوبیه . گفتم من الان تازه دئروزه با هاش اشنا شدم . گفت حتما بهت اطمینان داره که آورده تو رو اینجا چون آدم غریبه اینجا نمیاد . گفتم خوبی از خودشه من تازه اومدم لنگه و دنبال چنتا دوست خوب مثل عدنان و شما میگردم برای عشق و حال ... یحیا گفت در خدمتم عزیزم اما من همیشه تو شهر نیستم چون بیشتر وقتا اینجام توی باغ خارج شهرم . گفتم مهم دوستتی و محبته مسافت مهم نیست . دیدم عدنان صدام میزنه کجای بیا ! نگاه کردم پشت سرمه بلند شدم و رفتم طرفش گفتم ببخشید داشتم با یحیا صحبت میکردم متوجه ساعت نشدم . گفت اشکالی نداره بیا بریم برنامه مهمی داریم باصاحب باغ ! گفتم اون پیرمرده هم بکنه گفت نه اون فقط دوست داره تماشا کنه وقتی بقیه چنتا کونی و زنپوش رو میکنن میخواد موقعه سکس اونا رو تماشا کنه و جلق بزنه ! گفت توجهش رو جلب کن تا همیشه اینجا بیایم و عشق و حال کنیم . گفتم چی بیشتر دوست داره ؟ گفت ازتوخوشش اومده ! گفتم اوون حتا به من نگاه هم نکرد ! گفت زیر چشمی میدیدت . از اندام و پوست سفیدت خوشش آمده دوست داره گاییده شدنت توسط چنتا سیاه رو ببینه بهت پول خوبی هم میده !گفتم من پولی نیستم کونی هم نیستم من بخاطر عشق و حال میدم اون هم فقط به تو ... گفت بهش گفتم و میفهمه اما بفکرمن هم باش من رو لنج ماهی گیرش کار میکنم از کار بیکارم نکن خواهش میکنم عزیزم . گفتم بخاطر تو چشم اما چند نفر هستن ؟ تقریبا رسیدیم یه خونه دو طبقه وسط باغ مجلل با چراغونی و رقص نور . رفتیم داخل من دل تو دلم نبود هم شهوتی بودم هم میترسیدم . وارد شدیم واییی اه وای وای همه لخت بودن 7-8 نفر بودن سیاه سفید سبزه زنپوش و یه نفر دو جنسه ! بکن بکن بود لخت لخت بودن همه . یه میز پر مشروب و خوراکی و کاندوم . صدای موزیک و فضای نیمه تاریک و دود قلیون لنگه ای و سیگار فضا رو پر کرده بود . رقص نور و موزیگ بندری و جمعیت لخت هرکسی رو تحریک به سکس میکرد . دلمو به دریازدم گفتم من فقط با تو و هر کی تو بگی هستم ولی اذیتم نکنید . عدنان گفت چشم عزیزم هرچی تو بگی فدات عزیزم خیالت راحت باشه بگو چیکار کنم انجام میدم برات . اونجا چنا تخت بود شبیهه رستوران سنتی و قلیون خونه ها همه رو اون تختا سکس میکردن . گفتم منو ببر پیش صاحب مجلس بهش یه حالی بدم ببینم چطوره ! گفت اون بکن نیست خودتو خسته نکن . گفتم بزار امتحان کنم اون که منو تا حالا لخت ندیده ؟ از اول مهمونی یه نیم مانتو سیاه تنم بود که کون و کیرم رو میپوشوند تقریبا مثل مانتو کوتاه ...! تقریبا اندامم پوشیده بود زمانی که در می آوردم این مانتو رو لباس خواب تنم معلوم میشد ! لخت شدم بدون مانتوکوتاه... با لباس خواب صورتی و شرت صورتی و جوراب صورتی و کفش صورتی ... درست کنار صورت احمد صاحب مجلس و بعدش رفتم دو تا میز دورتر نشستم کنار چند نفر دیگه . احمد زیر چشمی نگاه میکرد و من عمدا کونم و رون و پاهام رو سمتش میگرفتم و تکون میدادم . کناریهام داشتن با هم حال میکردن و چند لحظه بعد بلند شدن و رفتن . لباس خوابم کوتاه و توری بود من عمدا بلند میشدم و مثلا دنبال موبایلم میگشتم و زیر میز میرفتم تا اووون منو دید بزنه . کم کم احمد خان اومد کنارم و شروع کرد به حرف زدن . سلام خوب . مرسی . خیلی خوشگلی عزیزم . چشمات خوشگل میبینه عزیزم . اهل کجایی ؟ اهل دل ! تواهل کجایی؟ من مجردم . چه خوب ... سکوووت . تنهایی ؟ نه . با کی هستی با دوست پسرم . کیه دوست پسر خوشبختت ؟ عدنان . عدنان کیه ؟ اون که وسط بندری میرقصه اون که سبزه و یه کم سیاهه . تو سیاه خوشت میاد ؟ اره اخه سیاها بکن و کیر کلفتن .! من عاشق بندری و سبزه ام . میدونی من کیم ؟ نه ! شما؟ من احمد ام اینجا مال منه .! چه جالب خوبه خوش به حالت . خوشبختم عزیزم . خوش بحالت عجب عشق و حالی میکنی ! من کم کم باید برم دیرم شده و بلند شدم از جام . عدنان رو صدا زدم و رفتم کنارش و در گوشش گفتم احمد میخواد منو بکنه اما تو بگو نه بزار تشنه بمونه ازش بدم نمیاد اما میخوام توکف بزارمش برای دفعه بعد . عدنان گفت میترسم اخراجم کنه گفتم نترس بزار من کم کم برم اون میاد سراغ تو و هم بیا پیشم و منو مثلا راضی کن تا قدر تو رو بفهمه .! من رفتم طرف در و نیم تنه مانتو رو پوشیدم . احمد رودیدم عدنان رو صدا زد و درگوشش یه چیزی گفت و عدنان اومد طرفم و منو برد بیرون و گفت احمد طلبه تو شده واقعا ! باید بریم طبقه دوم خودتو امده کن . رفتیم طبقه دوم دیدم یه تخت خواب بزرگ سه یا چهار نفره وسط اتاقه و اطرافش همش آیینه کاری شده . چند نفر لخت وایستاده بودن زن و مرد همه سیاه و هیکلی . ترسیدم گفتم اینا کین ؟ گفت بادیگاردن نترس کلا چهار نفر بودن دو مرد و دو زن سیاه قد بلند . اتاق نیمه تاریک بود نشستم رو تخت و یه زن برام مشروب آوردن دیدم شرابه خوردم عدنان هم خورد و گفت باید بره و منو تنها بزاره . پشت سرش احمد اومد تو . براش شراب ریختن و اومد کنارم رو تخت مشروبشو خورد و لخت شد کیرش نیمه راست بود و حدودا 13-14 سانت بود شروع کرد به دستمالی کردن من اول از رون شروع کرد بعدش رسید به کیرم شروع کرد به مالیدن یه هو دیدم یه سیاه کیر کلفت بالای سرمه . کیر حودا 20-22 سانت کنار دهنم گذاشته و به لبام میماله شروع کردم به زبون زن سر کیرش . نمیدونم تو مشروب چی بود که منو حسابی حشری کرده بود (وایگرا) . کیر کلفت رو لیس میزدم که احساس کردم یه چیز لزج داره با سوراخ کونم بازی میکه . نگاه کردم یه زن سیاه داره سوراخ کونم رو لیس میزنه و محمود هم کیرمو دستمالی میکنه داشتم حسابی حال میگردم برای خودم یه زن سیاه هم کیر محمود رو ساک میزد براش . محمود چند دقیقه بعد منو برگردوند و یه بالشت گذاشت زیر شکمم و خوابید رووم . لباسام کامل تنم بود سرم لب تخت بود و یه کیر سیاه ا نیمه تو دهنم و کونم تو هوا . محمود سر کیرشو میمالید در سوراخ کونم . یه تف گنده اناخت درش و سریع کیرشوکرد تا ته توش ش ش . اه اه اخ خ خ خ گفتم بکش بیرون درد دارم اما ادامه داد اه اه اه کیر سیاه تو دهنم بود و کیر محمود تو کونم تند تند داشت تلمبه میزد زود آبش اومد و رخت توش کشید بیرون و رفت . کلا 2-3 دقیقه بیشتر نکرد منو . من حشری بودم و داشتم کیر سیاه 20سانتی رو ساک میزیم و یه دفعه دیدم یه سیاه قد بلند که کنار در بود اومد کنارم و گفت دوست داری آبتو بیارم برات ؟ ارباب دیگه نمیاد اون کلا یه دست بیشتر نمیکنه ! و منتظر جوابم نشد و رفت پشتم و سر کیرشو گذاشت در سوراخ کونم و با یه فشار تا نصف کرد توش ... نمیتونستم جیغ بزنم از درد آخه یه کیر تو دهنم بود و اون یکی کیر داشت تا آخر میرفت تو کونم . اه اه اه میکرم از درد تا کم کم آروم شدم و نفر اول آبش اومد و ریخت توش و نفر دوم کیرشو از دهنم بیرون کشد و رفت پشتم و با یه ضرب تا آخر کرد تو کونم اخ اخ اه اه درش کم تر بود از بار اول جوری کرد منو که تا خایه میفرستاد تو و تا سر کیرش میکشیید بیرون 5 دقیقه بعد آبشو ریخت تو کونم و رفت من موندم و اون دو تا زن سیاه . بلند شدم و لخت شدم رفتم حموم اومدن کمکم . منو لیف زدن و حسابی شستن . کیرم و سک زدن تا آبم اوومد و یه موادی زدن به کیرم که بیحس شد و سوراخ کونم رو حسابی چرب کردن با یه ران کننده . بعدش بردنم تو یه اتاق که میز آرایش داشت و آرایشم کردن . چشمام رو سرمه زدن و کلاه گیس کوتاه تا رو شونه هام رنگ شرابی گذاشتن سرم . یه گردن بند رنگارنگ مرواریدی گردنم و چنتا النگو دستم کردن . گوشواره کلیپسی تو گوشم و خانن هام لاک مشکی زدن . لباس جدید تنم کردن یه جوراب کشی توری رنگ مشکی تا روون و با کش جوراب که دور کمرم بود و با تسمه به جوراب وصل میشد . دامن کوتاه قرمز یه شرت لامبادایی لاکونی گل بهی که فقط کیر و خایه ها مو می پوشوند و تمام کونم کاملا لخت بود و فقط یه خط شرت لای سوراخ کونم بود . یه سوتین قرمز اسفنجی که سینه هامو دو برابر بیشترنشون میداد و روش هم یه بولیز توری مشکی آستین بلند که تا کف دستم بود و یه قلاب داشت دور انگشت شستم که جمع نشه بالا . خودمو تو ایینه میدیدم و لذت میبردم عجب چیزی شده بودم کونم از زیر دامن زده بو بیرون و یه کم معلوم بود و جوراب توری مشکی پاهامو کشیده تر نشون میداد کمرم باریک تر شده بود و سینه هام برجسته تر بود . خط چشم و سایه پشت چشمام رنگ شرتم بود و چشمامو خمار نشون میدا و به رنگ شرابی موهام میومد . یه رژ لب گل بهی مایل به قرمز هم تکمیل کرده بود منو . یه کم پنکیک و سایه چشم هم منو جذابتر کرده بود . خیلی خوشم اومد احساس زن بودن میکردم با موهام ور رفتم و بازی میکردم خیلی باحال بود تا حالا اینجوری خودمو ندیده بودم . محو تماشای خودم بودم که احمد رو پشت سرم دیدم دستاشو حلقه کرد دور کمرم و شونه ها مو بوسید و منو برگردوند طرف خودش . ازم لب گرفت و به اون دو نفر زنای سیاه گفت بهش آموزش بدید میخوام حسابی برای امشب آمادش کنید مهمون دارم از دوبی . قبل از رفتن در گوشم گفت امشب میخوام بهترین باشی تو جمع . و رفت بیرون . یکی از اون زنان سیاه گفت اولین بارته تو جمع بندری ها هستی گفتم آره . خندید و گفت نترس بهت یاد میدم چیکار کنی . اون یکی گفت بلدی ساک بزنی و آب کیر بخوری مردای جنوبی و مخصوصا عربا خیلی این کارها دوست دارن ! گفتم ساک زدم و آب کیر خوردم اما نمیدونم منظورتون چیه ؟ چیکار باید بکنم که خوششون بیاد ؟ گفتن یادت میدیم و یکیشون رفت بیرون و با دوتا مرد سیاه برگشت و گفت ببین من چیکار میکنم تو هم تکرار کن و شروع کرد به ساک زدن از زیر خایه ها تا نوک کیر به من هم گفت تو هم انجام بده منم با یه کیر 20 سانتی کلفت شروع کردم . اروم شروع کردم تا سر کیرش ساک زدن و لیسیدن . کیرش تا ته تو دهنم جا نمیشود اما حسابی میخوردم و لیس میزدم تخماشو تا آبش اومد تو دهنم قورت دادم همشو . دیدیم نفر دوم هم کیرشو گذاشت دهنم و سرمو گرفت با دو دستش و گفت آبمو بخور مخنت زود باش ... محکم تلمبه زد تو دهنم و یه دفعه یه کیر احساس کردم در سوراخ کونمه و داره میره توش تا خواستم برگردم گردنم رو گرفت و با یه فشار تمام کیرشو رو کرد تو کونم اه ه ه اخ خخخخخخخخ واییییییی اما تند تر کرد توش و چند لحظه بعد کشید بیرون و ریخت در کونم وای داغ بود و گرم تا خواستم بخودم بیام یه کیر دیگه رفت تو کونم و محکم کمرم رو گرفته بود ... دردم کم بود اما هنوز درد داشتم اه ه ه ه ه یواش بکن وای ی ی ی یواش بکن اه اه اه وای ی ی ی شروع کرد به مالیدن کیرم تا ابش اومد و ریخت توش داغ و گرم و لزج بود . هنوز ابم نیومده بود حشری بودم و داشتم کیرم رو میمالیدم که منو بلند کردن وبردن حموم . گفتن آماده شم برای یه شب خاص با ارباب و مهموناش . پرسیدم یعنی چی گفتن تا صبح باید گاییده بشی و حال بدی مثل یه زن و برده ... گفتن ارباب میخواد تو مثل زنش بشی هر چی پول بخوای بهت میده اما باید امشب هر چی خواست بهش بدی . یکی در گوشم زمزمه کرد ارباب تو رو نمیکنه اما گاییده شدنت رو دوست داره ببینه ...! چی ؟ چطور ؟اما ! زمزمه کرد خودت میفهمی .
     
#745 | Posted: 19 Jul 2018 04:58
خاطرات امیر کونی
دو دل بودم و حشری این حال و هوا دیونه ام کرده بود دلم میخواست بدم تا صبح و هم میترسیدم ... کیرم نیم راست بود و یه کم کونم میسوخت و این منو بیشتر شهوتی میکرد . میخواستم تا تهش برم ببینم چی میشه ! رفتم دست شویی و خودمو تمیز کردم و آومدم بیرون و یه آبجو خوردم و منتظر نشستم ببینم چی میشه ! ساعت 2 شب بود و یه کم خسته بودم داشت خوابم میبرد که یه دفعه دیدم همون دو نفر سیاه اومدن و گفتن اماده شو بریم ومجلس همه اومدن و منم آرایشم رو چک کردم و رفتم دنبالشوون . چراغ ها خاموش بودن و تقریبا تاریک بود . چنتا خانوم و چنتا زنپوش مثل خودم وسط بودن و همه مردا کنار رو صندلی نشسته بودن و تماشا میکردن . چند لحظه بعد همه شروع کردن به رقصیدن و مالیدن هم دیگه ! خر تو خری بود چراغا خاموش کردن و تنها نور کنار سالن و راه روها بود. دیدیم دارن لخت میشن همه و دستمالی میکنن همدیگه رو و صدای موزیک هم بلندتر شده . احساس کردم یه نفر دستشو حلقه کرد دوره مکرم و کیرشو میماله در کونم . اه وای جووون حال میداد بهم با ریتم موزیک میمالید در کونم و میرقصید . برگشتم ببینم کیه دیدم یه نفر مسن با لباس عربی و حدود 50ساله و سبزه هستش . محکم کمرمو گرفته بود و در گوشم یه چیزی میگفت نمی فهمیدم . اما کیرش رو خوب احساس میکردم بزرگ و کلفت لای کونم و رونم بالا پایین میشد . حشری شدم و هوس کیرمیکردم نمیدونستم چرا اینقدر زود حشری شدم اما دست خودم نبود با هر ضربه کیرش در کونم بیشتر حشری و شهوتی میشدم . دستامو گذاشتم رو میز و کمرمو خم کردم طرف کیرش تا بیشتر بهم به بماله و کیرشو احساس کنم . وای این موزیک بندری و رقص نور و مستی من حسابی کار دستم داد ... چشمامو باز کردم دیدم جلو روم یه نفر داره کون میده یه زن دو جنسه کیرش طرف منه و یه مرد سیاه داره کونش میکنه حسابی حشری شدم و دیگه دست خودم نبود برگشتم و کیر طرف رو گرفتم و گذاشتم دهنم . 17 -18 سانت بود سبزه و تقریبا کلفت . تا ته میخوردم با اشتها و دلم میخواست تا ته بکنه تو کونم خیلی خیلی شهوتی بودم و هوس کون دادن کرده بودم . چند دقیقه بعد ابش رو ریخت تو دهنم. زود اومد آبش . داشتم کیرشو میلیسیدم که یه دفعه یه کیر رفت تو کونم تند و ناگهانی فرصت نکردم برگردم ببینم کیه ! تند و تند میکرد منو . کیرش زیاد کلفت نبود ولی حال میداد آبش رو رخت در سوراخ کونم و رفت . وای چه حالی داشتم همه داشتن همدیگه رو میکردن و تو فضای نیمه تاریک صدای موسیقی بندری و دود قلیون و سیگار پر بود . تقریبا همه لخت بودن و داشتن میدادن و یا می کردن هم دیگه رو . گروپ سکس واقعی و مثل فیلما بود . رفتم سر یه میز نشستم و یه آبجو خوردم و دید میزدم بقیه رو . چند دقیقه بعد حس کردم کنارم کسی نشسته و داره با کمر و کونم ور میره ! عدنان بود در گوشم گفت خوشت میاد ! امشب خوب حال کردی ؟ گفتم اره خیلی خوبه عزیزم . دستم گرفت گذاشت رو کیرش و گفت بریم بهت خوب حال بدم ! بلندم کرد برد تو یه اتاق . تاریک بود خوابید روم و شروع کرد به لب گرفتن و نوازش کیرم و در گوشم زمزمه میکرد دلت میخواد تا صبح گاییده بشی ؟ دلت میخواد برای همیشه زن بشی ؟ چی مدلی دوست داری بکنمت ؟ چنتا کیر میخوای امشب بره تو کونت ؟ دیونه شده بودم گفتم بکن منو هر جور دوست داری مهم نیست میخوام امشب حسابی گاییده بشم ... منو بر گردوند ویه بالشت گذاشت زیر شکمم و گفت کونتو شل بگیر .دستامو بست به تخت خواب و گفت کونمو بدم بالا و یه روغن زد به سوراخ کونم و حسابی مالید با انگشتاش و گفت میخوام امشب گاییدنت رو ببینم عزیزم تو فقط بخواب و ریلکس باش ... ! گفتم چیکار میکنی گفت فقط راحت باش من کنارتم ! نمیدونم چی زده بود به کونم که سوراخ کونم شروع کرد به خاریدن و چون دستام بسته بود خیلی اذیت میشدم التماسش میکردم انگشت بکنه منو تا سوراخ کونم نخواره ولی میگفت صب کن ! بهتره کیر بره تو کونت تا خارش کونت کم بشه . گفتم بکن منو زود باش خیلی میخاره انگشت کرد تو کونم و شروع کرد به مالیدن اما بیشتر حشری میشدم و بیشتر میخواستم .! نمیدونم چی شده بود یه خارش و سوزش ملایم داشتم تو کونم . یه حس دادن و ارضا شدن با هم اما هر چی بیشتر انگشت میکرد بیشتر میخواستم ... التماس میکردم بکنه منو اما اون نمیکرد و میگفت صبر کنم ! عدنان رفت بیرون و منو تنها گذاشت کونم حسابی میخوارید و داشت دیونم میکرد دستام بسته بود و یه بالشت زیر کونم بود و لای کونم باز شده و تو هوا بود ... اه وای کیر میخواستم دیونه شده بودم . چند دقیقه بعد چند نفر آومدن تو اتاق . نمی دید مشون . احساس کردم یه کیر در کونمه و داره میره تو خودم شل گرفتم . ارووم ارووم میرفت تو سوراخ کونم کلفت بود ولی نه زیاد . خوابید رووم و در گوشم گفت نترس احمدم ام عزیزم بزار بهت حال بدم . دستشو دور گردنم گرفت و تا ته کرد تو کونم کیرشو اخ اخ یه کم درد گرفت چند لحظه بعد آب اوومد و ریخت در کونم و بلند شد . دستامو باز کرد و من برگشتم دیدم 5 نفر رو بروم ایستادن . همه لخت و سبزه و یا سیاه تو اون تاریکی و روشنی نمیتونستم تشخیص بدم . یکیشون کیرشو گذاشت دهنم و دو نفر پاهامو بلند کردن تو هوا و نفر سوم کیرشو میزون کرد در سوراخ کونم و با یه فشار تا ته کرد توش اخخخخخ اهههههه وایییی اه اخ اخ . تند تند تلمه میزد تو کونم تا آبش اوومد و ریخت لای پام و من داشتم کیری که تو دهنم ساک بود رو میزدم . دو سه دقیقه بعد اونم آبش رو ریخت تو دهن و صورتم . پاهام شل شده بود برم گردونن مدل سگی رو چهار دست و پا . یه کیر تو دهنم و یه کیر تو کونم بود تند تند میکردن و جا عوض میکردن . من حسابی حشری و دیونه و مست بودم دلم میخواست بدم و حرفی نمیزدم ... به نوبت کردن وآب کیرشون و ریختن تو کونم و دهنم و رفتن بیرون ... شل شده بودم غرق اب کیر و مست از مشروب و همچنان حشری و کونم هم داشت میخارید ! ولو شدم رو تخت و شروع کردم به مالیدن کیرم تا آبم بیاد . در باز شد و دیدم یه زن سیاه اومد تو و نشست کنارم و شروع کرد به نوازش کردن کیرم و کونم . گفت هنوز آبت نیومده بزار کمکت کنم بیاد کیرمو کرد دهنش و ساک شروع کرد به ساک زدن و هم زمان انگشتشو کرد تو سوراخ کونم و ماساژ دادن من اخ اه اه وای آبم اوومد رختم تو دهنش وای چه حال داد جووون ... بلند شد و کوسش رو گذاشت رو دهنم و گفت زبون بزنم توش تا ابش بیاد یه کوس سیاه و گشاد زبون کردم توش تا جایی که میشد لیسدم ابش اومد تو دهنم وای ی ی داغ بود مثل آب کیر شور و یه کم سفید بود . بعدش بلند شد و گفت لخت شو و بریم حموم . منو برد تو حموم و حسابی لیف زد و مالید منو یه روغن ماساژ زد به تمام بدنم و گفت امشب باید حسابی حال بدی به مهمونای ارباب . نترس یادت میدم چطور بدی که زیاد درد نداشته باشی و لذت ببری ! باید به سکس خشن عادت کنی . نترس چیزی نیست اگه بتونی اولش رو تحمل کنی بعدش برات راحت و لذت بخش میشه . گفتم چطوری ؟ گفت باید حسابی حال بدی و عشوه بیایی تا وقتی میکنه زود آبش بیاد و اذیت نشی . شل بگیری و خوب سوراخ کونتو چرب کنی با بیحس کننده و روان کننده و یه کم هم اخ و اوخ کنی زیر کیر تا خوش بحال شون بشه و گرنه حسابی پارت میکنن ! اینا بیشتر عرب و خشن هستن تا آبشون نیاد ولت نمیکنن ...! گفتم چشم بگو همون کارو میکنم . گفت برگرد دولا شو و لای کونتو باز کن روان کننده و بیحسی بهت بزنم تا دردت کم بشه . برگشتم یه مایه خنک ریخت تو کونم و انگشت کرد توش تا حسابی گشاد و خنک شد سوراخ کونم . ازش پرسیدم قبلش من حسابی کونم میخوارید چرا الان اروم شدم ؟ جواب داد حتما یه کم فلفل و عصاره انار به کونت مالیدن تا بیشتر حشری بشی ! تو تازه کونی شده ازم پرسید ! گفتم نه من از 14 سالگی میدم ولی اولین بارمه تو جمع میدم . گفت باید مواظب باشی کونت پاره نشه . وقتی بدی که طرفت حسابی آماده باشه و زود آبش بیاد ... ! اسمش کلثوم بود و اهل لافت بود و خودش میگفت از بچگی تو لنگه بوده و ارباب بزرگش کرده . ندیمه و کنیزشه . درمورد ارباب پرسیدم گفت اهل حاله هم میکنه هم میده و الان که سنش زیاد شده بیشتر میده و تماشا میکنه . اما دوستای خوبی تو کشورای عربی اطراف ایران داره . دست و دل بازه و اهل حاله ...! دوتا نوکر سیاه داره که معمولا همیشه با هاش هستن و گاهی هم میکننش و ارباب هم راضیه از اونا . ارباب احمد بیشتر دنبال چیزای جدیده برای خودش و دوستاش . اینجا همه همجنسبازن و سکس مرد با مرد عادیه اما تو خلوت و دور از چشم دولت ... کلثوم گفت تو پوستت سفیده همه چشمشون دنباله توهه همه میخوام بکنن تو رو ارباب میخواد تو کنارش باشی اما برای خودش و دوستای خاص ! گفتم چطوری گفت همین مدلی آرایش و لیاس زنونه و مهمونی خاص با تعداد محدود .ارباب خرجت میکنه کنارش باشی . نهایتا 5-6 نفر دوستای ارباب و 2-3 نفر مثل خودت و من و یه نفر دو جنسه اهل امارات که بعضی وقتا میاد اینجا . پرسیدم اون نفر سیاه چی گفت اونا نگهبان باغ هستم و فقط اینجان اما مهمونی اصلی جای دیگه است تو شهره یا خونه ارباب . پرسیدم تو رو هم میکنن ! گفت اگه دوستا و مهمونای ارباب بخوان میدم بهشوون . گفتم راضی هستی از اینجا گفت آره من اینجا خدمت کارم و با باغبون که عدنانه دوستم اون منو میکنه و دوست پسرمه . گفتم خوب کیری داره ! منو هم کرده . جواب داد آره کیرش بزرگه اوون برای ارباب کوس و کون جور میکنه . مواضب باش خیلی بهش محل نده پرو میشه گفتم باش ...گفتم الان چیکار کنم من باید برگردم شهر صبح سرکارم گفت که صبح مرخصی بگیر ارباب هوا تو داره بزار بهش خوش بگذره امشب همینجا باش و حال کن . یه مشروب ودکا برام ریخت و گفت بخور تا مست بشی و یه قرص وایگرا داد تا بیشتر حشری بیشم و قول داد کنار باشه و تنهام نذاره . منو خوابووند رو تخت و یه کیر مصنوعی داد دستم و گفت خودتو ارضاء کن تا ارباب بیاد ... و من مشغول شدم با کیر مصنوعی 16 سانتی نه کلفت بود نه بزرگ اما منو حسابی حشری میکرد . کلثوم کیرم رو ماساژ میداد و از هم لب میگرفتیم . من یه وری بودم و کیر مصنوعی تو کونم بود . تو حس بودم که احساس کردم تو تاریکی یه نفر کنارم خوابید ویه کیر گرم داره به کونم مالیده میشه کلثوم منو کشید رو خودش و کونم رو با دو دستش میمالید و ازم لب میگرفت من روش خوابیده بودم و کونم تو هوا بود و کیر مصنوعی هم توش . کلثوم همین جوری لب میگفت و با یه دست هم کیرمو میگرد تو کوسش جوووون اخ واییییی چه حالی میداد اه اه و با یه دستش کیر مصنونعی تو کونم تکون میداد . چه کوس داغ و گرمی داشت وای اه کیر مصنوعی با یه ضرب کشد از کونم بیرون وای اه و لای کونم باز کرد با دو دستش و ناگهان احساس کردم یه چیز خیلی کلفت رفت تو کونم اخخخخخ اههههههههههه کلثوم لبش رو لبم بود و میخورد منو و دستاشم لای کونم رو باز کرده بود . اولش فکر کردم یه کیر مصنوعی دیگه است امت وقتی سنگینی یه هیکل دیگه رو رو بدنم حس کردم فهمیدم یه نفر داره میکنه منو ! خوابید روم و کمرم رو با دو دست گرفت و محکم تلمبه زد تند تند اه اه اه وای دستاش شونهام رو گرفت و کشید بالا اخ اخ اخ گیرش تا ته تو کونم بوود و کیر من هم تو کوس کلثوم بود . دستای کلثوم لای کونم رو باز کرده بود و لبش رو لبام بود و اووون کیر کلفت تو کونم بود و شونه هامو گرفته بود و به طرف خودش بالا میکشید . اه اه اه آبم داشت میومد تو کوس کلثوم و نوازش دستاش رو کونم و اوون کیر کلفت توووش منو به اوج شهوت رسونده بود . اه اه اه ولو شدم رو کلثوم و آب کیرم رو خالی کرم تو کوسش اه اه اه وای وای ی یی اه . اوون کیر کلفت هنوز تو کونم بود و داشت منو میگایید تا آبش اومد و ریخت تو سوراخ کونم و خوابید رووم . بدنش گرم بود آبش داغ داغ تو کونم بود . کیر من ته تو کوس کلثوم بود و آبم توش خالی کرده بودم . چند لحظه بعد کیرشو کشید بیرون از کونم و منم کیرم کشیدم بیرون از کوس کلثوم و بلندشدم از روش . برگشتم دیدم احمده ! هنوز داشت از سر کیرش آب میوومد . گفت خوشت آومد گفتم اره مرسی خیلی حال داد .
     
#746 | Posted: 25 Jul 2018 23:22
خاطرات امیر کونی
احمد ازم پرسید دوست داری چند روز اینجا مهمون من باشی ؟ گفتم اره اما من کارمندم فردا باید برم سرکار . گفت میدونم کجا کار میکنی اون با من مرخصی 2 هفته برات میگردم تعطیلات عید با هم باشیم خیالت راحت باشه نگران چیزی نباش . فقط خوش بگذروون و هر چی میخوای بگو برات فراهم میکنم . منو گرفت تو بغلش و ازم لب گرفت و گفت هر موقعه احساس کردی خسته شدی یا دوست نداری سکس کنی بگو بهم . گفتم باشه عزیزم اما بیشتر دوست دارم با تو باشم و کنارت باشم و لباشو بوسیدم و یه عشوه اومدم براش . احمد با سر به کلثوم اشاره کرد بیاد نزدیکتر و کیرشو ساک بزنه و خودشم گردن و گوش هامو میخورد و میلیسید ... جووون اه اه ه ه چه حالی می داد ناله و یه کم عشوه احمد بیشتر حشری میکرد . کلثوم داشت کیر احمد رو میمالید و کم کم شروع کرد به لیسیدن کون احمد و انگشت کردن اوون . احمد رووم خابیده بود و کونش بالا بود و کلثوم کم کم داشت دستشو میکرد تو کون احمد . وای چه صحنه ای بود با این که درست نمیدیدم ولی از صدای ناله و نیشگاز احمد رو گردنم و لبم میدونستم که حسابی دردش اومده و خیلی حشریه اخ و اوخ احمد بلند شده بود و داشت تند تند کیرشو میمالید . از روم بلند شد رو چهار دست و پا نشست و اشاره کرد کیرشو بخورم . مدل 69 خوابیدم و احمد کیرشو کرد تودهنم و خودشم خم شد و کیر منو گذاشت تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن . اه ه ه جان منم شروع کردمبه ساک زدن کیرش داشتم میدیدم دست کلثوم تا مچ رفته تو کون احمد ... اخ چی می دیدم باورم نمیشد کلثوم دستش بزرگ و نسبتا گنده . داشت تند تند دستشو تو کون احمد جلو عقب میکرد . خیلی این صحنه برام جالب و شهوت انگیز بود داشتم از دیدن این منظره و گرمای لبای احمد رو کیرم ارضا میشدم و آبم اوومد تو دهن احمد و شل شدم ولی بازم به ساک زدن کیر احمد ادامه دادم تا ابش اوومد و ریخت تو دهنم و یه کم هم تو صورتم و احمد هم ولو شد و یه وری خوابید کنارم . اه احمد داشت تند تند نفس میزد و اروم اه میکشید ! متوجه شدم دست کلثوم هنوز تو کون احمده و داره آرووم آرووم تکون میخوره یه کم بلند شدم تا بهتر ببینم . کلثوم اشاره کرد بیام نزدیکتر . رفتم جلو پشت احمد نشستم و کلثوم دستشو آرووم بیرون کشید . وای خدای سوراخ گون احمد حسابی گشاد شده بود جوری که یه پرتقال بزرگ راحت میرفت توش حسابی ورم کرده بود لب کونش و اطراف سوراخ کونش بنفش و سرخ شده بود . کلثوم یه کم بیحس کننده زد به سوراخ کون احمد و آروم شروع کرد به ماساژ دادن سوراخ احمد با کف دست و مالیدن کیرش و کم کم احمد آرووم شد . احمد ازم پرسید تا حالا اینکارو کردی ؟ گفتم نه ! بهم گفت خیلی حال میده ولی باید یکی که وارده با حوصله و آروم آروم انجام بده برات تا حال کنی من وقتی از سکس معمولی خسته میشم و یا حسابی حشری باشم مثل امشب اینکارو میکنم درد زیاده ولی حس خیلی خوبی بهم میده یه احساس پاره شدن و لذت زیاد ! هر دو با هم دیونه میکنه آدمو و حسابی سرحالم میاره ... باید یه بار امتحان کنی تا بفهمی چی میگم . و به کلثوم گفت برو اون کرم مخصوص تنگ کننده رو بیار میخوام به امیر نشون بدم چه معجزه ای میکنه . چند لحضه بعد کلثوم اومد با یه قوطی کرم و داد به احمد . احمد گفت بخواب رو شکم و کونتو بده بالا و زور بزن تا سوراخ کونت حسابی باز بشه و منم انجام دادم . اروم احمد کرم رو مالید به اطراف سوراخم و کم کم با انگشت تمام سوراخم رو چرب کرد تا جایی که میشد تا ته میکرد توش و میمالید و بعدش گفت صب کن تا اثر کنه و از کلثوم خواست براش کرم بماله و خوابید کنارم وکونشو گرفت بالا . کلثوم هم تمام سوراخ احمد رو کرم مالید . کم کم حس کردم یه کم خارش دارم تو کونم ی پوست اطراف سوراخم خشک شده ! احمد گفت نترس این کرم پوست اطراف سوراختو خشک میکنه و داخل کونت یه کم خارش احساس میکنی ! کم کم اثر میکنه و هم از داخل و هم بیرون سوراخت . بلند شد و یه کم ودکا ریخت و برام اورد و به کلثوم هم گفت براش آبجو خنک بیاره . شروع کردیم به خوردن و یه کم لب گرفتن از هم و مالیدن کیرامون به هم کلثوم هم داشت ما رو نگاه میکرد و کوس خودشو دستمالی میکرد . احمد با انگشتش سوراخمو میمالید و سعی میکرد انگشتشو بکنه تو کونم ! تازه میفهمیدم که چقدر سوراخم تنگ شده باورم نمیشد انگشت احمد به زحمت میرفت تو سوراخ کونم و یه کم هم درد میگرفت ! احمد لبخند زد و گفت ببین انگار یه دختر 14 ساله شدی باکره و دست نخورده . عزیزم دوست دارم همیشه اینجوری تنگ و باکره باشی برام . اینجوری هم خودت بیشتر کیر رو تو کونت احساس میکنی و هم من که میکنمت بیشتر حال میکنم . گفتم چشم عزیزم هرجور تو بخوای . بوسم کرد و گفت کلثوم آمادت میکنه بعدش بیا تو سالن مهمونا همه منتظرن ...! و لباس پوشید و رفت بیرون . کلثوم منو برد حموم و باهم دوش گرفتیم و لوسین زد به تمام که پوستم رو براق و چرب کرده بود . یه کم آرایش صورتم رو درست کرد و رژ لب قرمز تند و پر رنگ . لباس زنونه تنم کرد لباس سکسی کوتاه تا بالای زانو رنگ قرمز با کمر بند پهن زیر لباس . نیمه کرست بود که کمرم رو کوچیکتر میکرد و یه کم سینه هامو بالاتر فشار میداد جوری که بزرگ جلوه میکرد . وقتی تنم کرد کمرم باریکتر شد و کونم بزرگتر بنظر میرسید با شورت توری مشکی و ولی قبلش یه چیزی گذاشت رو کیرم ! بهم گفت این بهت کم میکنه آبت زود نیاد و بیشتر حال کنی و به کیرم کرم بیحسی زد و خوب مالید و کیرمو کرد تو اوون وسیله پلاستیکی که شبیهه جای کیر بود ! تازه فهمیدم چیه یه وسیله پلاستیکی بود که کیرم می رفت توش و 5-6 سانت بیشتر نبود و اجازه نمیداد کیرم بلند بشه و یه قفل هم روش بود که کلثوم قفلش کرد و کلیدشو گذاشت تو کشو و بهم گفت این باعث میشه نتونی کیرتو بمالی و جلق بزنی اینجوری آبت نمیاد و حشری میمونی ...! بعدش کمک کرد شرت بپوشم و یه عطر عربی زنونه ملایم به گردن و کل بدنم زد و بردم جلو آیینه تا خودمو ببینم . باورم نمیشد خودمم سکسی و خانوم شده بودم یه کم تعجب کردم از دیدن خودم ! هم حشری شده بودم هم متعجب کلثوم گفت باید کم کم یاد بگیری اینجوری باشی تو واقعا باید دختر میشدی و الان هم چیزی کم نداری میتونی هر مردی رو شهوتی کنی جوری که نتونه جلو خودشو بگیره ! گفت خم شو یه چیزی رو فراموش کردم و منو دلا کرد و شرتمو کشید پایین از تو کشو یه پماد بیرون اورد و زد به سوراخ کونم و یه کم ماساز داد ولی انگشت رو نکرد تو کونم ! حس کردم یه کم سوراخم میخاره اما نه زیاد و یه حس سوزش ملایم دارم . بهم گفت این کمک میکنه شهوتی و داغ بمونی و دلت بخواد کون بدی تا خارش کونت کم بشه . تازه فهمیدم چیکار کرده ! شرتم رو کشیدم بالا و برای آخرین بار به خودم تو آیینه نگاه کردم . واقعا حشری بودم و آماده سکس . باهم رفتیم تو مهمونی همه جمع بودن و داشتن یا میکرد یا میدادن و یا میخوردن کسی بیکار نبود همه مشغول بودن . احمد اوومد طرفم و منو برد سر یه میز که 4 نفر دیگه هم بودن یه زن سبزه و دو تا مرد عرب که لباس عربی پوشیده بودن با یه پسر 16-17 ساله . دوستاشو معرفی کرد زنه اسمش زینب بود و عرب بود و ایرونی کم صحبت میکرد . پسره رحیم بود و اون دونفر هم اسمای عربی داشتن یادم نمیاد درست فکر کنم جاسم و عبود . من کنار زینب نشستم و پسره هم کنار احمد بود دو تای دیگه رو بروم بودن و داشتن آبجو میخوردن و منو دید میزدن و قلیون میکشیدن . در گوش هم یه چیزایی میگفتن و میخندیدن ! یه کم ترسیدم احمد در گوشم گفت نترس تا خودت نخوای کسی مزاحمت نمیشه عزیزم . و شروع کرد به مالیدن کمرم و رون ام . میز بغلی یه زن داشت ساک میزد و یکی هم از عقب کوسش رو میکرد داشتم داغ میشدم . احمد به زینب اشاره کرد ! زینب دستمو گرفت و گذاشت رو سینه هاش لباسش نازک بود و پستونای درشتش زده بود بیرون ولی تو اون فضای نمیمه تاریک و شلوغ بازم بزرگ بنظر میرسید و یه دستش هم رو پاهام گذاشت . احمد اشاره کرد بخور سینه هاشو و منم شروع کردم به مک زدن نوک سینه های زینب و رحیم هم کم کم شروع کرد به لب گرفتن از احمد و مالیدن کیرش . اه خیلی حال میداد خودن سینه های زینب و نوازش دستاش روی پاهام . جاسم و عبود هم لباسای بلند عربی شونو زدن کنار و داشتن از زیر میز کیراشونو می مالیدن . احمد به رحیم گفت لخت شه و بره رو میز رو چهار دست و پا قنبل کنه و کونشو بده طرفش ! جاسم و عبود هم لخت شدن و ایستادن رو برو رحیم و کیرشونو میمالیدن به صورتش و رحیم هم لیس میزد سر کیراشون رو . احمد لای کون رحیم رو با دودستش باز کرد و شروع کرد به لیسیدن و انگشت کردن . اخ خ خ کاش من جای رحیم بودم وای ی ی . دست زینم رفت تو شرتم و شروع کرد به بازی کردن با سوراخ کونم و مالیدن . صدای آهنگ بندری و دود و رقص نور و دیدن این صحنه های سکسی خیلی حشریم کرده بود خواستم کیرم رو بمالم دیدم نمیشه یادم آومد کلثوم قفلش کرده بیشتر حشری شدم ... انگشتای زینب داشت کم کم میرفت تو سوراخ کونم و من بیشتر شهوتی میشدم و تند تند سینه هاشو لیس میزدم و میخوردم که یه دفعه زینم بلند شد و لباسشو داد بالا . وای ی ی باورم نمیشد یه کیر سیاه 20 سانتی جلوم بود زینب سرم رو فشار داد طرف کیرش و با دو دستش گرفت سرم رو ... کیرشو کرد تو دهنم و جلو عقب کرد . اصلا نتونستم مقاومت کنم شروع کردم به ساک زدن و لیسیدن سر کیرش . درشت بود سر کیرش بزور میرفت تو دهنم چند دقیقه ساک زدم و لیسیدم تخماشو . زینب کیرشو از دهنم کشید بیرون و رفت طرف رحیم . احمد از جاش بلند شد و زینب جاشو گرفت رحیم هنوز داشت ساک میزد برای اوون دو نفر . احمد در گوشم گفت خوب نگاه کن زینب چیکار میکنه ! زینب لخت شد و کمر رحیم رو گرفت و کیرشو گذاشت در کونش و فشار داد توششش ... جیغ رحیم بلند شد از درد ! تا خواست برگرده دستاشو گرفتن و عبود کیرشو کرد تو دهنش تا ساک بزنه . زینب تند نتد شروع کرد به گاییدن کون رحیم تا کم کم رحیم آرووم شد و شروع کرد به تکون دادن کونش به طرف زینب و آرووم ناله کردن . جان خارش سوراخ کونم بیشتر شده بود دیدم جاسم اومد طرفم . وای ی ی چه کیری داشت بزرگ و سیاه جلوم ایستاد و سرم رو گرفت و کیرشو کرد تو دهنم بزور سر کیرش رفت تو دهنم از کیر زینب بزرگتر و کلفت تر بود . حسابی حشری بودم و میخواستم کون بدم مهم نبود برام بعدش چی میشه کیرشو ساک زدم و تخماشو میلیسیدم . احمد در گوشم گفت دوست داری این کیر سیاه بره تو کونت میخوای امشب گشاد بشی ؟ با سر اشاره کردم اره کیر جاسم دهنم بود و نمیتونستم حرف بزنم و احمد که میدونست من حشریم در گوش جاسم چیزی گفت . جاسم کیرشو کشید بیرون از دهنم و منو بلند کرد و گذاشت رو میز . کونم هوا بود و رو چهار دستو پا بودم احمد کونم رو لیس زد و شروعکرد به خوردن و زبون زدن سوراخ کونم اه ا ه وای چه حالی میداد داشتم گاییدن رحیم رو میدیدم توسط یه دو جنسه و زبون احمد هم تو کونم بود جاسم هم دو باره کیرشو کرد تو دهنم اینبار بیشتر رفت تو حلقم ! انگار هر چی بیشتر حشری میشدم بیشتر میتونستم ساک بزنم . چند لحظه بعد احمد جاشو با جاسم عوض کرد و اینبار کیر احمد تو دهنم بود تا ته تو حلقم میکرد و میکشید بیرون خیلی راحت میتونستم تموم کیرشو بخورم تا اخر ! جاسم پشتم بود لای کونم رو با دو دستش باز کرد و یه تف گنده انداخت تو سوراخ نیمه بازکونم و سر کیرشو میزون کرد رو سوراخم آروم فشار داد اخ اخ اه اه احمد گوشامو و شونهامو نوازش کرد و دستامو گرفت . جاسم لای کونم رو با دو دست بیشتر باز کرد و بازم فشار داد سر کیرشو تو سوراخ کونم اخ اخ اه ه ه ه یه کم رفت تو وای ی ی درد داشتم اخ خ خ یه دفعه کونم سوخت حس کردم جر خوردم یه درد شدید و ناگهانی اخ خ خ خ خ خ ولی کیر احمد تا ته رفت تو حلقم و دستای جاسم هم کمرم رو محکم گرفته بود که نتونستم تکون بخورم اه ه ه ه کیرش تا ته کرده بود تو کونم جوری که تخماش رو تخمام بود اه اه اخ خ خ خ اشکم در اوومد از درد احمد آروم آروم کیرشو تکون داد تو دهنم و جاسم اما کیرش ثابت تو کونم بود ولی داشت کمرم رو میمالید اه ه ه ... مامان وای ی ی کم کم جاسم کیرشو تکون داد اروم میکشید بیرون و دوباره میکرد تو کم و ملایم و ارووم دردم کم شده بود اما هنوز سوراخ کونم میسوخت یه حس عجیبی بود حس پاره شدن و لذت ... همراه درد و شهوت احمد کیرشو کشید بیرون و فقط سر کیرش رو لبام بود و میگفت عزیزم تحمل کن کم کم بهت حال میده من کیرشو دو باره لیسیدم و اونم دستامو ول کرد و شروع کرد به مالیدن سر و گردن و شونه هام . جاسم کم کم بیشتر کیرشو میکشد بیرون و اروم فشار میداد توش درد کونم خیلی کم شده بود و داشتم لذت میبردم از کون دادن و ساک زدن . دیدم زینب و عبود جاشونو عوض کردن و عبود داره تند تند رحیم رو میکنه . دیدن رحیم موقعه کون دادن بیشتر حشریم میکرد . جاسم جوری کیرشو میکشید بیرون که فقط سر کیرش تو کونم میموند و بعدش با فشار و تند میکرد تا اخر توش تا ته تا خایه فشار میداد جوری که دردم میگرفت ولی موقعه بیرون کشیدن حال میکردم . هم حس درد و هم لذت کون دادن هر دو باهم ... کم کم ریتم کرنش تند ترشد و ضربه هاش محکم تر جوری که با هر ضربه کیرش تو کونم بیشتر بطرف کیر احمد میرفتم ولی جوری منو گرفته بود با دو دستش که زیاد تکون نخورم . صدای خوردن تخماش به تخمهام رو میشنیدم کیرش . احمد کیرشو کشید از دهنم بیرون و شروع کرد به نگاه کردن . جاسم منو سر کیرش بلند کرد و گذاشت رو زمین کیرش هنوز تو کونم بود کمروم رو خم کرد و من رو چهار زانو بودم . کامل اومد رو کمرم دو تا پاهاشو گذاشت دو طرف پاهام و دستشو فشار داد تا کمرم بیشتر دولا بشه و کونم بیشتر بیاد بالا و شروع کرد به گاییدن من . تا جایی که میشد فشار میداد کیرشو تو سوراخم و تند تند تلمبه میزد تو کونم . اخ خ خ اه اه ه ه ناله میکردم چلپ چلپ صدای کون دانم رو میشنیدم و میدیدم همه دارن نگاه میکنن ما رو. جاسم چند دقیقه بعد آبش اومد و کیرشو کشید بیرون و از روم بلند شد . آب کیرش داغ بود و گرماشو احساس میکردم و از شدت خستگی ولو شدم رو زمین و بیحال افتادم درحالی که همه داشتن منو دید میزدن و کیراشونو میمالیدن و هم دیگه رو دست مالی میکردن .....
     
#747 | Posted: 15 Aug 2018 17:23
اولین باری که ازمالیدن کیر لذت بردم (قسمت دوم)

فردای روزی که با حسین در توالت پارک جلق زدیم به سینما رفتیم و دوباره مالیدن کیر همدیگر بود و لذتی که از شهوت یکدیگر میبردیم ماجرای این روز را در فرصت دیگری خواهم نوشت ولی اینجا همینقدر بگویم که جدا شدن ما از هم چند روز دیگر و ترک ایران ما را هم جری تر کرده بود و هم تشنه تر برای کسب لذت از یکدیگر.
خلاصه اینکه چند روز بعد من راهی انگلستان شدم و حسین راهی آمریکا. تا چندین سال با هم نامه نگاری میکردیم و نوشتن نامه برای حسین مثل خواندن نامه های او بدون استثنا با حشری شدن و جلق زدن همراه بود. برای هم عکس هایی که رویشان جلق زده بودیم میفرستادیم که اغلب رویشان لکه های آب منی خشک شده بود، از میل به مالیدن کیر یکدیگر مینوشتیم و از جلق زدن جلوی هم میگفتیم.

زمان گذشت و اواخر سال های هفتاد میلادی فیلم های پورن به بازار آمد و سینما های مخصوص این فیلم ها بازار داغی پیدا کردند. آنچه در در رویا هایم تصور میکردم را در سالن تاریک این سینما ها یافتم: در تاریکی سالن سینما کیر بغل دستی ام را میمالیدم بدون اینکه بدانم کیست یا چند سالش است، همین که کیرش باب میلم بود میمالیدمش. اولین بار در این سینما ها بود که کیر ختنه نکرده را تجربه کردم، سر کیر را از روی پوست نازکش میمالیدم و خیلی حال میکردم. در این دوره تقریبا هر روز یا هر شب در یکی از این سینما ها بودم و گاهی میشد که در یک سئانس تا پنج کیر مختلف را میمالیدم. معتاد کیر شده بودم و طوری شده بود که تا یک کیر سفت رانمیدیدم و لمس نمیکردم، خودم جلق نمیزدم. با همه اینها خاطره حسین چیز دیگری بود و از همه چیز حشری ترم میکرد.

اواخر دوران سینما های پورن شد و این سینما ها یکی بعد از دیگری شروع به بستن کردند. من با سی سالگی دیگر فاصله زیادی نداشتم ولی امیال جنسی من از اولین تجربه با حسین تفاوت زیادی نکرده بود. هنوز برای هم گهگاهی نامه مینوشتیم و از هوس ها و تجربه هایمان میگفتیم. یک روز که نامه حسین طبق معمول حسابی من را حشری کرده بود فکر جدیدی به نظرم رسید: رفتن به یک حمام سونای گی. جواب نامه حسین را نوشتم و قول دادم در اولین فرصت به یکی از این سونا ها بروم و تجربه ام را برایش بنویسم.
یک روز ابری پائیزی بود که ساعت یک بعد از ظهر وارد یک سونا شدم که نوشته بود که در طی روز تا ساعت ۸ شب همه گرایش ها از گی گرفته تا لز و کوپل را قبول میکند. قبلش کمی ویسکی خورده بودم تا هم جراتم را بیشتر کند و هم شهوتم را. پول ورودی را دادم حوله ام را گرفتم و به رختکن رفتم لخت شدم وحوله را دور کمرم پیچیدم و بعد از گرفتن یک دوش شروع به گشتن در راهرو های سونا کردم. در طبقه اول غیر از حمام و رختکن، چند کابین یک سالن تلویزیون که در آن یک فیلم پورن پخش میشد و یک حمام بخار بود و فقط در سالن تلویزیون یک مرد تقریبا سالمند نشسته بود وگرنه طبقه همکف تقریبا خالی بود. ظاهرا من ساعت خوبی را انتخاب نکرده بودم و در سونا کسی نبود. از طریق پله های مارپیچ به طبقه زیر زمین رفتم و سریعا حس کردم که آدم بیشتری آنجاست. چند کابین با یک دیواره شیشه ای که در کنار هر کابین دالان های تو در تو و تاریک و متصل به هم رد میشدند، نظرم را جلب کردند. در طبقه زیر زمین نور خیلی کم بود و به زحمت و بعد از عادت کردن چشم میشد راه را پیدا کرد. در دالانی تاریک جلوی دیواره شیشه ای یکی از کابین ها ایستادم درون کابین را نوری بسیار کم روشن میکرد و مردی تقریبا چهل ساله با یک دختر جوانتر مشغول عشقبازی بود. همانجا ایستادم به تماشا. نمیدانم چه مدت گذشت که دیدم اطرافم چند نفر دیگر هم به تماشا ایستاده اند. مردی کنار من دست راست کمی عقب تر از من ایستاده بود. بتدریج که به تعداد تماشاگران اضافه میشد فضا کمتر و ما به هم نزدیک تر میشدیم. حالا دیگر علاوه بر مرد دست راستم که با هر تکان رانش به ران من میچسبید، یک مرد دست چپم و یکی هم پشت سرم بودند. جلوی من شیشه کابین بود که حالا تقریبا به آن چسبیده بودم. من که تا به حال دست به سینه ایستاده بودم دو دستم را از دو طرفم آویزان کردم و دست راستم از روی حوله به ران بغل دستی ام خورد. دستم را همانجا نگه داشتم و وقتی مطمئن شدم که بغلدستی ام هیچ حرکتی برای اجتناب از تماس نمیکند آهسته دستم را جلو بردم و بر جستگی کیرش را از روی حوله حس کردم. باز کمی جلو تر آمد و حوله را از کمر باز کرد و به روی شانه هایش انداخت. راه باز بود و ضربان قلبم تند شد. دستم با کمی حرکت کیرش را پیدا کرد که نیمه شق بود. انگشتانم را دور کیرش حلقه کردم و خیلی آهسته شروع کردم به مالیدن. به تدریج که کیر لابلای انگشتانم سفت میشد آتش شهوت بدنم را داغ میکرد. کیرش دراز و ختنه نکرده بود و و حالا دیگر حسابی شق شده بود. من هم حوله را از دور کمرم باز کردم و کیر را چسباندم به خودم بطوری که

دستم بی حرکت روی کیر بود و آن را در تماس با پوست بالای رانم نگه میداشت و با حرکت دادن باسن و پائین تنه ام خودم را به این لوله دراز و نرم و داغ و سفت میمالیدم. چشمانم را بی اختیار بسته بودم تا ذره ای از حس لامسه ام را از دست ندهم و سرم از لذتی که میبردم کمی به عقب خم شده بود. همه نوع حرکتی را امتحان کردم عقب به جلو چپ به راست با فشار زیاد به کیر یا با فشار کم. بغل دستی من که اسمش را میگذاریم ویلیام پشم های کیرش را تراشیده بود. انقدر جذب مالیدن خودم به کیر ویلیام بودم که متوجه فشاری که از دست چپ و دست راست وارد میشد نشده بودم. مرد دست چپ من کیرش ظاهرا از حرکات باسن من خوشش آمده بود و داشت در فاصله یکی دو سانتیمتری من جلق میزد و گهگاهی سر کیرش را به کنار ران من میمالید. مردی که پشت سرم بود کیرش را چسبانده بود روی لپر های کون من. دست چپم را به طرف کیر مرد دست چپی بردم و انگشتانم دور کیرش حلقه شدند. کیر ویلیام را هم در دست راستم گرفتم و در حمین حالت سعی میکردم به تکان دادن باسنم ادامه بدهم تا کیر پشت سری هم بی نصیب نماند. هیچ وقت فکر نکرده بودم که چنین درجه از لذت ممکن باشد. دو باره شده بودم یک گلوله آتش که بین سه کیر دراز و سفت میلولید و از لذت نفس نفس میزد. مرد پشت سر کمی فاصله گرفت و کیرش را به طرف سوراخ کونم هدایت کرد که سریعا به عقب بر گشتم و با حرکت انگشتانم فهماندم که نمیخواهم. حالا دو کیر یکی در هر دستم داشتم و مرد پشت سرم رفته بود. هردو را به سوی خودم کشاندم به طوری که بدنشان به دو طرف بدنم بچسبد، کیر ها را ول کردم و خیلی آهسته شروع به خم کردن زانو هایم کردم. آهسته بین دو نفر پائین میرفتم و از هر دو طرف بدنم کیر ها به من میمالیدند اول به کمرم بعد به بغل و زیر بغلم و بلاخره به شانه ها و گردنم. چقدر مالیدن کیر به هر میلیمتر پوست بدنم را دوست داشتم. گردنم را به چپ و راست خم میکردم و به نوبت هر کدام را بین گردن و شانه ام فشار میدادم. ویلیام زود فهمید چگونه به من لذت بدهد چون به پشت سرم رفت و کیرش را همانطور که من نشسته بودم به پشت من میمالید. مرد دست چپی من هم بعد از مدتی وقتی فهمید که از مکیدن کیرش خبری نیست رفت. حالا من بودم و ویلیام در این دالان تاریک که کیر و بدن های لخت و داغمان را به طرق مختلف به هم میمالیدیم. از یک قوطی فلزی که به دیوار چسبیده بود چند بسته کاغذی کوچک وازلین برداشتم (آنوقت ها هنوز بسته های ژل نیامده بود). بسته ها را باز کردم و وازلین هرکدام را حسابی مالیدم زیر تخم ها و لای ران هایم. به ویلیام پشت کردم، دستم را عقب بردم و کیرش را گرفتم و به لای ران هایم هدایت کردم. مجبور شد کمی زانو هایش را خم کند تا کیرش درست بین ران های من و زیر تخم هایم قرار بگیرد. دیگر عقب و جلو رفتن ما بود و حس کردن کیر دراز و به نهایت شق شده ویلیام.
(در ضمن عقب و جلو کردن باسنم متوجه شدم که انقباض و انبساط پشت سر هم و سریع ماهیچه های زیر تخم ها تا سوراخ کون لذت جدیدی میدهد که تا به حال تجربه نکرده بودم. بعد ها فهمیدم که هنگام جلق زدن همین شل و سفت شدن ماهیچه ها را با فرو کردن یک انگشت در سوراخ کونم میتوانم تکرار کنم. داستانش را بعداخواهم نوشت. )
ناگهان از حرکت کردن ویلیام فهمیدم وقت متوقف کردن است وگرنه آبش میاید. برگشتم رو به ویلیام کردم. کیرش از لای پای من در آمد. گفتم برویم زیر دوش و و هر دو به طبقه بالا رفتیم. کابین های دوش فقط با دو تختهٔ چوبی قرمز رنگ که در فاصلهٔ تقریبا ۸۰ سانتیمتری از بالا و پائین قرار داشتند محافظت میشدند.هر دو وارد یک کابین شدیم. ویلیام بدن کم مویی داشت و حدود چهل یا چهل و پنج ساله به نظر میرسید. کیرش هنوز شق بود. هر دو رو به روی هم ایستادیم و پشت هرکدام به دیوار تکیه داشت. نزدیک شدم و کیرم را به کیر ویلیام مالیدم، انقدر خواب و رویای این لحظات را کرده بودم که میدانستم چکار کنم، کجا را به کجا بمالم و چگونه هر دو کیر به هم چسبیده را در دستانم بگیرم و جلق بزنم. دو سه نفر بیرون کابین دوش ما را نگاه میکردند و جلق میزدند. ویلیام از من فاصله گرفت، پشتش را به دیوار تکیه داد به طوری که بدنش حسابی قوس گرفته بود شانه هایش به دیوار چسبیده بودند ولی کیرش فاصله زیادی با من نداشت. از حرکات دستش فهمیدم انفجار نزدیک است. صدای چند ناله کوتاه بلند شد و آب منی اش بیرون پاشید. تمام بدنش میلرزید. چند قطره روی ران من و روی شکمم افتاد. ویلیام کم کم آرام شده بود و نوبت من بود. شانه ها را به دیوار پشتم تکیه دادم و قسمت پائین بدنم را تا حد ممکن جلو بردم به سوی ویلیام. دستم را روی ران و شکمم کشیدم و آب منی ویلیام را با دقت جمع کردم و به کیرم و اطراف کیرم مالیدم و شروع کردم به جلق زدن. با صدایی که انگار از ته چاه میامد به ویلیام گفتم "میخواهی بشاشی؟ بشاش، خواهش میکنم بشاش" چند ثانیه بعد گرمای شاش ویلیام را روی شکم ران ها و کیرم حس میکردم. بوی شاش بلند شده بود. با دستم حسابی شاش را به همه جای بدنم مالیدم انگشت دست چپم را خیس کردم و به دهان بردم و مکیدم و در همان حال با دست راستم جلق میزدم. مزه و بوی شاش در دهانم مثل چاشنی انفجار بود و آبم آمد. حدود بیست ثانیه بدنم میلرزید و لذت سر تا پایم را پر کرد. وقتی کمی آرام شدم. هر دوی ما به مالیدن آب منی به بدنمان مشغول شدیم . کسانی که بیرون از کابین مشغول تماشا بودند با نفس های پر صدا یا ناله های کوتاه لذتشان را از تماشای ما نشان میدادند.

Mirilop
     
#748 | Posted: 31 Aug 2018 00:39
خاطرات امیر کونی

دیدم زینب بالای سرمه و منو بلند میکنه برئم سمن دست شویی و کمکم کرد خودمو بشورم و گفت حسابی گاییده شدی! بهت حال داد ؟ کفتم ئذ ئارم سوراخ کونم درده گفت نگران نباش الان درستش میکنم و یه پماد مالید در سوراخ کونم و انگشتک کرد . چند لحضه بعد خوشم اومد خنک شدم و قلقلکم میومد گفتم چی زدی بهم گفت نگرتن نشو کاری مینم تا صبح حال کنی و تشنه کیر باشی بعدش یه لب ازم گرفت و گفت اماده شو بریم . رفتیم سالن دیدم همه منتظرن و دارن نگاه میکنن ما رو زینب منو برد رو میز و گفت قنبل کنم و خودش هم لخت شد نشست جلوم و سرمو گذاشت روکیرش و گفت بلیسم و من هم انجام دادم چند ثانیه بعد یه کیر رفت تو کونم برگشم دیدم یه نفره که تا حالا ندیده بودم شروع کرد به کردن کیرش بزرگ نبود ولی منو حشری میکرد و بیشتر کیر زینب رو میلیسیدم . آبش اومد ریخت در سوراخم و رفت دوباره یه کیر رفت تو کونم اخ کلفت بود و تند تند میکرد تا ابش آومد و یخت لای پاهام . دیدم پشت سرم 4-5 نفر ایستادن و میخوان بکنن منو حسابی حشری شدم و بیشتر کونم رو دادم عقب کیر سومی نازک بود و خیلی احساسش نکردم ابش اومد و ریخت توش . زینب بلند شد و گفت تکون نخور میخوام پارت کنم داد نزن!!! رفت کیرشو گذاشت در کونم و دستشو کرد تو دهنم با یه فشار تموم کیرش رفت تو کونم اصلا نتونستم تکون بخورم و تا خایه کرد توشششش اخخخخخخخخخخ وایییییی کیرش کلفت و حسابی راست شده بود و تند تند میکرد منو و انگشتش تو دهنم بود و من از درد گاز میگرفتم . اهههههه واییییییی زینب میگایید منو و ابش اومد و ریخت تا آخر تو کونم و رفت کنار دو نفر بعدی گذاشتن دهنم و ابشون زود اومد و ریختن و زود رفتن ... منم بلند شدم و رفتم سمت دستشویی خودمو بشورم . پاهام میلرزید و حسابی حشری بودم و حال راه رفتن نداشتم . دیدم کلثوم اومد و منو برد تواتاق خواب و لباسامو در اورد و کمکم کرد دوش بگیرم و مهمونا هم کم کم داشتن می رفتن . ساعت 4 صبح بود تقریبا . لخت لختم کرد و منو حسابی با آب گرم شست و مشتمالم داد و حسابی مالیدم و برام ساک زد تا ابم آومد . بعدش بدنمو لوسین ( کرم مرطوب کننده خوش بو) زد و یه لباس خواب توری بنفش تنم کرد با یه شرت لا کونی مشکی . رژ لب بنفش با یه کلاه گیس کوتاه مشکی و بنفش گذاشت و کارشو تموم کرد . لباس خواب کوتاه تا زیر کونم بود . خودمو تو آیینه دیدم ... حسابی ماه شده بودم تو دل برو و سکسی . گفت استراحت کنم و اگه خواستم مشروب بخورم و برام یه قوطی آبجو باز کرد و از اتاق خارج شد . تو فکر بودم بعدش چی میخواد بشه و باید چیکار کنم کم کم آبجو منو مست کرد و شروع کردم به مالیدن کیرم و انگشت کردن سوراخ کونم . حشری بودم و هوس کیر کرده بودم اصلا که نداده بودم و تشنه کیر بودم . عجیب بود من تو حسی بودم که تا حالا نبودم همش بفکر دادن بودم و میخواستم کون بدم و کیر ساک بزنم . رو تخت دراز کشیدم و شروع کردم به جلق زدن و انگشت کردن کونم ولی اصلا حال نمیداد بهم بازم مشروب ریختم . ودکا با نوشابه یه لیوان خوردم حسابی داغ شدم و شهوتم بیشتر شد . رفتم کنار آیینه و از پشت خودمو دید میزدم شرت لای کونم بود و باسن بزرگم حسابی تو این لباس خودشو گنده نشون میداد رون و پاهام تپل بی مو و سفید بود . محو تماشای کونم بودم که در باز شد و زینب اومد تو وهمراهش کلثوم بود . بدون توجه به من رفتن دوش گرفتن و لخت اومدن بیرون و شروع کردن به لب گرفتن و مالیدن هم دیگه . گلثوم لب تخت نشسته بود و پاهاشو داده بود بالا و زینب داشت کوسشو لیس میزد و انگشت میکرد تو کونش . واییی اههههههه بیشتر حشری شدم . ناله های کلثوم منو دیونه کرده بود رفتم کنارشون و من شروع کردم به لب گرفتن و خوردن پستونای گنده کلثوم و دید زدن کس لیسی زینب . زینب کیرشو گذاشت در سوراخ کون کلثوم و با یه فشار کرد توششش . اخخخ گلثوم بلند شد . اههههههههه اخخخخخخخخخخ یواش ولی زینب تند تند میکرد تو کونش و تلمبه میزد . من جوری نشسته بودم که کیرم نزدیک دهن کلثوم بود و اون شروع کرد به ساک زدن کیرم و گفت مدل 69 بشینم . تو این مدل من کیرم تودهن کلثوم گذاشتم و صورتم به سمت کوسش بود . می دیدم کیر زینب چطوری میره تو کوس و لبم نزدیک کیرش بود . خیلی حال میداد این مدلی دیدن گاییده شده یه کوس تپل سیاه و ساک زدن کیرت هم زمان . منم کم کم داشت ابم میومد دیدم زینم کیرش رو در اورد و گذاشت دهنم و آبشو ریخت تو حلقم آب منم اومد رختم تو دهن کلثوم . اخخخخخ اههههههه خیلی حال داد . بلند شدم از رو کلثوم و نشستم کنارش و زینب هم خوابید بین ما دو نفر . سینه های زینب بزرگ و سفت بودن 85--90 ولی سفت و گرد . کلثوم شروع کرد به خوردن و مک زدن نوک سینه هاش و منم کیرشو لیس میزدم . اهههه جووون زینب به شکم خوابد و به من گفت بخواب رووم و کیرتو بزار در کونم و بمال درش .! منم از خودا خواسته خوابیدم روش کیرم راست راست بود لای کونش با دو دست باز کردم و کیرمو گذاشتم درش و بالا پایین کردم . کلثوم جلو زینب خوابید بود و کوسش تو دهن زینب بود . دیدم زینب داره داد میزنه مخنت بکن منو ! و لای کونشو باز کرد منم معطل نکرم سر کیرم گذاشتم درش و با یه فشار کردم توششش . اخخخخخخ دادش در اومد یواش مخنت ولی من بیشتر فشار دادم تو کونش تا خایه حشری بودم و نمی فهمیدم چی میگه اه ه ه ه و ناله میکرد دستام رو شونه هاش بود و رو کونش نشسته بودم کیرم تا ته توش بود و نمیتونست تکون بخوره . جوری میکردم که جیغ بزنه و تلاقی دادنم در بیاد . آبم زود آومد 5-4 دقیقه و ریختم تو کونش و بلند شدم از روش ... چند لحظه بعد بلند شد و در حالی که کیرش حسابی راست شده بود گفت بخواب نوبت منه بکنمت ! اه وای حالا چیکار کنم هم حشری بودم هم می ترسیدم کونم پاره کنه زینب . دیدم کلثوم بلند شد و از کشو میز کنار تخت خواب یه کرم آورد و گفت دولا شو بزنم بهت تا دردت نگیره ! دولا شدم دستامو گذاشتم کنار میزآرایش و کونم رو دادم عقب . کم کم مالید بهم اولش یه انگشت بعد دو و بعدش سه تا چهار تا انگشت کرد تو کونم خیلی حال میداد درد نداشتم و یه کمی احساس سوزش میکردم . کیرم تو دستش بود و داشت می مالید . دیدیم زینب اومد پشتم و کمرمو با دو دستش گرفت و یه دفعه کرد تو کونم و 2-3 دقیقه بعد آبشو ریخت توش و کشید بیرون کیرشو از کونم . خواستم برگردم دیدم کلثوم داره انگشتم میکنه و این دفعه تمام انگشتای دستش تم کونمه ... اه اه اه یه کم دردش زیاد شده بود ولی نه خیلی میتونستم تحمل کنم ... زینب گفت بشینم لبه تخت و قنبل کنم کونمو و خودش کیرشو گذاشت جلوم بخورمش . حرکت انگشتای کلثوم تو کونم تند شده بود و مرتب به سوراخم روان کننده و پماد میزد و سرم هم تو دست زینب بود و کیرش و تخماش تو دهنم بود . هر وقت احساس درد میکردم گلثوم کیرم رو میمالید با دستش و اروم اروم انگشتاشو حرکت میداد تو سوراخ کونم . اخخخخخخخخخخ اهههههههههه یه درد شدید احساس کردم وایییی وای ییی اخخخخخ دست کلثوم تا مچ تو کونم رفته بود ! زینب گردنم گرفت و فشار داداد سمت کیر کلفتش تا خایه تو حلقم رفت کیر نیمه راستش . اهههههههههه نمیتونستم داد بزنم از درد اخ اه اه .ه ه ه ...کلثوم بیشتر فشار داد تو کونم احساس پاره شدن میکردم کونم می سوخت و حسابی درد داشتم دستش بیرون میکشید و تا مچ فرو میکرد تو کونم . دستش مشت کرده بود و تند تند میکرد توش و میکشید بیرون ... اخخخ اهههه ای ای ای . حس عجیبی بود پاره شدن و شهوت با هم ! درد و شهوت دادن .آبم اومد . اه اه اه وای ی یی کلثوم دستشو کشید بیرون و زینب اومد پشتم . کیرشو کرد تا خایه تو کونم اهههههههههههههه دردم مک شده بود ولی کونم میسوخت و احساس سوزش داشتم . با گاییدن زینب تبدبل شد به خارش و لذت و شهوت . اه بکن منو اه بکن از خوشی داشتم داد میزدم زینب ابش اووومد ریخت در سوراخم و شروع کرد به ماساژ دادن و انگشت کردن من .! اه وای اه اه ه ه ه .کلثوم هم کیرمو می مالید با دستاش و بیشتر منو حشری میکرد . اخ اه اه اه خخخخخخخ. کلثوم گفت میخوای کون بدی مخنت .! دوست داری پاره بشی اینجوری؟ چنتا کیر میخوای ؟ بگو ! گفتم فقط میخوام بدم دوست دارم پاره بشم این جوری. بکنید منو کیر میخوام ... کلثوم رفت بیرون و من و زینب موندیم . زینب گفت تو واقعا یه کونی هستی من تا حالا کونی مثل تو ندیدم خیلی با حالی. باید با من بیایی دبی تا بهت حسابی خوش بگذره اون جا بکن زیاده و حسابی خرجت میکنن . گفتم من الان کیر میخوام نه فردا. امشب حسابی حشریم برو چند نفر بکن بیار منو پاره کنن ... گفت صبر کن فردا شب میبرمت رو لنج .احمد هم میاد چنتا کیر کلفت سودانی هستن بکن و قوی تو رو ببینن ولت نمیکنن ! پرسیدم چطورن گفت باید ببینی کیر دارن 30 تا 35 سانت خشن میکنن و آبشون دیر میاد . پایه باشی می برمت . گفتم هستم ببر منو و شمارم رو دادم بهش و تا صبح کنار هم خوابیدیم . ساعت 2-3 عصر بیدار شدم دیدم کسی نیست رفتم دست شویی و بعدش آبی زدم به صورتم . خودمو دیدم تو آیینه آرایشم درست بود ولی یه کم رژ لبم خراب شده بود درست کردم . هنوز مست بودم سرم یه کم گیج میرفت دل ضعفه داشتم و معده ام خالی بود و گشنه بودم . برگشتم تو اتاق دیدم کلثوم صبحونه کره مربا و تخم مرغ و آب پرتقال اورده . گفت بخور تا سر حال بشی امشب فقط خودتی و خودت .! گفتم یعنی چی گفت میرم رو دریا منو تو و زینب و ارباب و چنتا ملوان لنچ . پرسیدم یعنی چی گفت مگه عشق و حال نمیخوای ؟ دوست داری حال کنی رو دریا ماهی بگیری برقصی سکس کنی ؟! گفتم اره . گفت پس نداره صبحونه بخور و کم کم آماده شو منم کمکت میکنم . یه کمی خوردم و گفت بخوام هنوز زوده ساعت 7 میام امادت میکنم ! خوابم نمیبرد همش تو فکر شب بودم یعنی چی . یه اس دادم به عدنان میخوان منو برن رو لنچ چیکار کنم ؟ جواب داد نترس من هم هستم ! دلم یه کم آروم شد . یه کم خوابیدم دیدم یه نفر بیدارم میکنه دیدیم کلثومه . گفت دوش بگیر و خودتو حسابی تخلیه کن رفتم دستشویی و درست خودمو شستم و یه دوش گرفتم و آومدم بیرون . کلثوم به کل بدنم لوشن زد ویه عطر عربی خوش بو و زنونه هم زد . به چشمام سرمه کشید و پشت چشمم هم سایه آبی تیره زد و گونه ها مو هم سرخوابی کرد . یه شرت و کرست سورمه ای تنم کرد با یه لباس آبی تیره کوتاه تا بالای زانو نزدید کونم . یه جفت جوراب مشکی توری تا بالای زانو . کفش پاشنه بلند ته صاف رنگ لباسم . یه کیف هم به هم داد که پر بود از کاندوم های مختلف و روان کننده و چنتا رژلب و خط چشم و چنتا شرت لاکونی رنگی ... پرسیدم اینا برای چیه ؟ گفت شاید لازمت بشه رو دریا ضرر نداره .خودش هم یه لباس عربی سرخ سرتاپایی پوشید بدون این که زیرش چیزی بپوشه . ساعت 7 شب هوا تاریک بود من یه چادرسرم کردم رفتم سوار ماشین شدم و رفتیم کنار ساحل خارج لنگه بعدش سوار قایق شدیم رفتیم طرف لنچ . رسیدیم دیدم ارباب احمد و عدنان خوشامد میگن و زینب هم کنارشون ایستاده . رفتیم با کلثوم بالا و چادرم رو ور داشتم و رو بوسی کردم با احمد و زینب و عدنان و نشستم کنارشوون . منقل کباب ماهی وگوشت و کلمن آبجو سرد براه بود . عدنان و احمد فقط یه دش داشه سفید پوشیده بودن و زینب هم فقط یه لباس سبز حریر بدن نما تنش بود که میشد کیر و پستوناشو دید از زیرش ...موسیقی گذاشتن و شروع کردیم بخوردن آبجو و کباب ماهی . هوای خوبی بود نسیم سرد و ملایم و شب مهتابی . جوری نشسته بودیم که منو زینب و کلثوم کنار هم بودیم و عدنان و احمد هم کناررو بروی ما بودن . کم کم سر حرف باز شد و با هم صحبت میکردیم احمد پرسید دیشب خوب بود بهت خوش گذشت گفتم مرسی اره خیلی خوب بود ولی شما نبودی . گفت مهمون داشتم اما امشب جبران میکنم ! گفتم چطوری ؟ گفت چطوری دوست داری زینب گفته از سکس خشن خوشت میاد و مردای سیاه ! گفتم نه من بیشتر با تو حال میکنم وعدنان اونا بعدش ! فقط برای کنجکاویه . چون تا حالا نبودم لاهاشون فقط میخوام بدونم چطورین ؟ گفت اشکال نداره ما هستم کنارت همه با هم سکس میکنیم اگه دوست داری گفتم بدم نمیاد خوبه فکر کنم خوبه شما هم دوست داری ؟ گفت اره . و صداشون زد . دیدم سه نفر سیاه پوست اومدن . قد 180- تا 2 متر هیکلی و فقط شرت پاشون بود . یه چیزی به عربی گفت نفهمیدم دیدم یه میز آوردن کنارمون نشستن . زینب و کلثوم رفتن بینشون نشستن . من موندم و عدنان و احمد ! عدنان اومد کنارم و تو گوشم گفت امشب هرچی احمد گفت بگو چشم من هوا تو دارم عزیزم ! گفتم چشم هر چی تو و احمد بگید قبوله . عدنان دشداشیه عربیشو زد کنار و کیر بزرگشو نشونم داد گفت بخورش منم زود خم شدم و شروع کردم به خردنش . چند لحضه بعد احمد یهدستش رو کمرم بود و انگشتاش داشت سوراخ کونم رو می مالید ... اه اه اه عدنان منو بلند کرد و گذاشت رو میز و کیرشو کرد دهنم و احمد کیرشو لای کونم می مالید . زینم داشت کوس گلثوم رو ساک میزد و کلثوم هم کیر سیاه ملوان رو میخورد ... خیلی حال میداد دیدن بکن بکن رو بروی هم مرد و زن ... کیر احمد راست شده بود و گذاشت در کونم و کرد توش درد نداشتم اما یه قلقلکم میومد و کونم رو به سمت کیرش هول میدادم تا ته رفت توش و کمرم رو چسبید و تلمبه میزد کیر عدنان تو دهنم بود تا ته جا نمیشد ولی بازم ساک میزدم خیلی حشری بودم . جا عوض کردن عدنان گذاشت تو کونم و احمد تو دهنم تا خایه کردم تو دهنم و ساک زدم جند دقیقه بعد آبشو خوردم و احمد نشست ولی عدنان میگایید منو 5-6 دقیقه بعد آبش اومد و ریخت لای کونم . هنوز هشری و داغ بودم گفتم کیر میخوام احمد اشاره کرد دو نفر اومدن جلو لخت لخت بودن بدون شرت حدودا 28-2-30 ساله قد بلند و مخصوصا کیر بزرگ و کلفتی داشتن نمیدونم چند سانت ولی زود شروع کردن به گاییدن من . یه کیر تو دهنم یکی تو کونم اخخخخخخخخخخخ تا کرد توش دردم اووومد کشید بیرون اومد جلوم گذاشت دهنم و بعدی رفت پشتم کرد توش اههههههه دردش کمتر بود اه اه اخ اخ کیری که تو دهنم بود خیلی کلفت بود سر کیرش شبیعه قارچ بود بزرگ و کلفت . شروع کردم به لیسیدن کلاهک کیرش . از بالا تا پایین تا خایه و تخماش . کیر بعدی تو کونم تلمبه میزددراز ولی معمولی بود خیلی کلفت نبود تقریبا 20 سانت ولی خوب میکرد منو . کیرشو می چرخوند بالا پایین چپ راست خیلی حال میداد . تند تند میکرد و تا اخر میکید بیرون و با فشار تا ته میکرد توش . اه اه اه وای وای اه اه بکن منو اه اه اخ اخ وای وای اه ابش ریخت لای کونم و رفت کنار . اون کیری که تو دهنم بود رفت پشتم و گذاشت در سوراخم که چرب و گشاد شده بود با یه فشار کرد توششششششش تا خایه جا کرد اخخخخخخخخخخخخخخخخخ اههههههههههههههههههه درد داشت و کونم سوخت دستش دور کمر بود و محکم گرفته بود اهههههههههههه تند تند میکرد اههههههههههه اخخخخخخخخخخخ مردم اه ولم کن اخ اخ میکرد محکمتر و خشن تر. تند تند میکرد توش سر بزرگ کیرش منو دیونه میکرد خیلی فشار اومده بود بهم . ناله میکردم و جیغ میزدم از درد . یه کیر 30 سانتی کلفت با کلاهک قطور و پهن تو کونم جلو عقب میشد هم درد شدید هم لذت ولی دردش ببشتر بود برام . از سرو صدای من کلثوم اومد و یه پماد اورد و مالید به کونم کفت 2-3 دقیقه صبر کن دردت کم میشه ! دو باره شروع شد ! دردم کم شده بود ولی کلاهک کیرش به مثانه ام فشار می آورد گفتم شاشم گرفته جوری میکنی که شاشم میاد بزار بشاشم ؟! بردم کنار لبه لنج گفت بشاش کیش هنوز تو کونم بود . یه فشار داد و کمرم محکم گرفت تا شاشم در اومد و ریخت تو دریا . اخخخخخخخخخخخخخ اههههههههههه اروم شدم . همون جا خوابوندم رو زمین و مهلت نداد خودم رو جمع کنم . گایید منو 10-12 دقیقه بعد ابش ریخ تو کونم و بلند شد . هم حال داد هم یه جور عجیبی بود ! انگار بهم تجاوز شده بود اصلا حرف نمیزد فقط میکرد تا آبش اومد و ریخت تو کونم . بلند شدم و رفتم کنار بقیه دیدم احمد خوابیده و زینب داره میکندش لخت لخت شدن و عدنان و یه سیاه باهم دارن کوس و کون کلثوم رو میگایین . زینب داشت تا خایه احمد رو میگایید در حالی که یه کیر سیاه تو کونش بود . هم کون میداد هم کون میکرد . واییییییییی .... رفت جلو احمد و کیرمو کردم دهنش تا بلیسه حسابی ساک میزد و خیلی حشری بود . یه دفعه یه نفر کمرمو گرفت و دولام کرد و کیرشو گذاشت در سوراخ کونم و بدون معطلی فشار داد داخل اخخخخخخخخ اخخخ اههههههههههههههه کونم سوخت اتیش گرفتم اااااااااااااییییییییییییی انتظار نداشتم بلندم کرد سر کیرش و گذاشت رو میز و شروع کرد به گاییدن من تا ته می کرد تقه میزد تا آخر و تا سر کیر می کشید بیرون و دو باره با یه فشار میکرد توش اااااااااییییییییییی ااااااااااااههههههههههههههه درد کونم یه طرف و مالش کیرم تو دستش یه طرف هم حال میکردم ومیخواستم بیشتر بماله کیرم هم تا داشتم حال میکردم با یه فشار کیرش تو کونم دردم میومد و کونم میسوخت ... حس جالبی بود درد و لذت با هم مثل پاره شدن و ساک زدن هم زمان بود . فشار کیرش تو کونم درد شدیدی داشت انگار پاره میشدم و وقتی میکشید بیرون اروم اروم حال میکردم . دیدم کیرش رو کشید بیرون از کونم و اومد رو بروم تازه داشتم کیرشو میدیدم 35-40 سانت سیاه کلفت ... اما سر کیرش مثل قارچ بزرگ و قطور بود حدود 8 سانت . باورم نمیشد این رفته تو کونم سر کیرش جوری بود که انگار یه قارچ گنده بهش وصله . قهوی ای و گنده تا حالا تو عمرم همچین کیری ندیده بودم به کلفتی دست زینب بود ! کیرشو گذاشت دهنم نمیتونستم سر کیرشو ساک بزنم خیلی گنده بود فقط تخماشو لیسیدم و چنتا تف زدم سر کیرش و گفتم خیسم کن با تف بعدش بکن توش ! برم گردوند روکمر و پاهامو داد هوا و کونموگذاشت لب میز و لیس زد و چنتا تف گنده انداخت در سوراخم و با انگشت کرد توش یه تف هم زد به سر کیرش و میزوون کرد در سوراخ کونم . اومد رو میز و پاهامو قلاب کرد رو شونه هاش و با یه فشار تموم کیرشو گذاشت تو کونم اخخخخخخخخخخخخخخخخخخ اههههههههههههههههه وایییییییییییی مردم از درد اخخخخخخخخخ کیرش تا ته تو کونم کرده بود و بیشتر فشار میداد که بیشتر بره توش اههههه نمیتونستم تکون بخورم پاهام دور گردنش بود و با دستاش رون پاهامو گرفته بود کاملا بهم مسلط بود و من زیرش بودم . اخخخخخخخ جوری فشار میداد که تخماش هم بره تو کونم اههههههههه تند تند میکرد منو تا نصفه کیرشو میکشد بیرون و با فشار میکرد تو کونم سر کلفت کیرش به مثانم فشار میداد و منم نمیتونستم کاری بکنم . ابم اوومد و ریخت رو شکمم . اما اون به گاییدن من ادمه میداد . دیگه درد نداشتم و فقط احساس میکردم حسابی گشاد شدم و هر بار کیرشو میکشه بیرون و میکنه توش راحت جامیشه ! . بلند شد از روم و خوابید رو میز وگفت بشینم سر کیرش . منم نشستم و شروع کردم به بالا پایین کردن . تا خایه مینشستم و تا سر کیرش بلند میشدم .4-5 دقیقه بعد کمرم رو گرفت و گفت تکون نخور لبم نزدیک لبش بود و شروع کرد به لب گرفتن و مالش گردنم و گوشهام . اروم کیرشو تکون میداد تو کونم و نوازشم میکرد . این حرکتش خیلی بهم حال میداد تا احساس کردم یه نفرکمرمو با دو دست گرفته و میخواد کیرشو بکنه تو کونم ! خواستم برگردم دیدم سرمو محکم گرفته و کیرشو تا ته فشار داده تو سوراخ کونم . صدای عدنان اومد گفت ارم باش منم میخوام بکنم تو کونت اروم باش و یه تف انداخت در سوراخم و سر کیرشو فشار داد تو سوراخ کونم ... اخخخخخخخخخخخ اهههههههههههههههههههههههههه وایییییییییییییییییییییییییییی اخخخخخخ عدنان نه نه درد دارم اخخخخخخخخخخخخخخخخخ کیر کلفت عدنان رفت تو کونم اخخخخخخخخخخخخخخعدنان دستشو گذاشت در دهنم و بیشتر فشار داد توش اهههههههههههه تا اخر کرد توش و بی حرکت کیرشو نگه کرد تو کونم اخخخخخخخخخخخخ اییییییییییییییییییییییی وای مامان اه اه اه در گوشم گفت الان دو تا کی کلفت سیاه تو کونته تکون نخور تا پاره نشی خودم جوری میکنمت تا دردت نیاد میخوام گشادت کنم عزیزم نترس خون نمیاد دردشو تحمل کن ... مونده بودم چی بگم که احساس کردم داره کیرشو تکون میده تو کونم . اروم اروم و ملایم درد داشتم اما مثل لحظه اول نبود یه سوزش ملایم و خارش شدید انگار داشتن ناخون میکردن تو کونم و میخاروندن منو ...! عدنان کم کم تند تر کرد و تقریبا تا سر کیرش می کشید بیرون و اروم میکرد تو در گوشم گفت میخوام بیشتر چربش کنم دردت کم بشه ! گفتم لصفا خواش میکنم اخخخخخخخخخ کیرشو کشید بیرون و یه روان کننده زد به در سوراخ کونم و با انگشت مالید تا بره توش . این دفعه راحت تر رفت تو کونم دردش کمتر بود و لی بازم قلقلکم میومد . کیر 30 سانتی تو کونم کم کم حرکت میکرد و عدنان هم با دستاش میزد رو کونم و پشت گردن و شونه هامو رو یه کم گاز میگرفت کیرش اروم تکون میداد و بیشتر فرو میکرد. کم کم درد کونم کم شد ولی هنوز میخوارید و حرکت دوتا کیر تو کونم حشری ترم میکرد . یه دفعه دیدم احمد اومد رو میز و کونشو کرد هوا و زینب هم گذاشت تو کونش این صحنه بیشتر حشریم کرد . اهههههههههه اه ه هه وای ی ی ی ی . دیدم کلثوم اومد با یه سیاه و شروع کرد به ساک زدن کیرش جلو رو من . بیشتر دیونه شدم دوتا کیر اروم داشتن منو میگاییدن و یه نفر جلوم کون میداد ویه کی هم کیر ساک میزد .وای خدای من ... چند لحظه بعد یه نفر رو دیدم داره میاد لخت سیاه با کیر بزرگ . کیرشو گذاشت جلو صورتم . معطل نکردم شروع کردم به لیسیدن و خود و ساک زدن ... وای چه حالی داشتم خدا اه اه اه وایییییییییی تو ابرا بودم اخخخخخخ درد لذت بخش تو کونم و کیر آبدار تو دهنم اه اه اه . برای دومین بار ابم اومد بدون این که به کیرم دست بزنم اهههههههههههههه اه اه اه . حرکت کیر تو کونم تند تر شده بود جوری که تخماشون بهم میخورد و صداش میومد . احساس میکردم حسابی گشاد شدم چلپ چلپ صدا میداد . اولی ابش اومده بود تو کونم و کیرش تقریبا شل شده بود ولی عدنان تند تند میکرد منو. منم ساک میزدم عدنان کیرشو محکم فشار داد و کمرمو گرفت اهههههههههههه ابش با فشار اومد اوووووووووووف داغ بود احساسش کردم و کشید بیرووون . به ساک زدن ادامه دادم تا 1 دقیقه بعدش اب کیر ریخت تو دهنم حشری بودم خوردمش همشو . بلند شدم و باقی مونده اب کیر عدنان و اون کیری که تو کونم بود رو هم خوردم و لیس زدم . رفتم طرف زینب که داشت احمد رو میکرد و بهش گفتم آب تو بده بخورم خیلی شهوتی ام ! زینب چنتا تلمبه محکم زد تو کون احمد و ابشو ریخت لای کون احمد و گفت لیس بزن ابمو و منم لیسیدم . مزه ابش لای سوراخ کون احمد منو دیونه کرده بود . حسابی خوردم و زبونمو کردم تو سوراخ گشاد کون احمد تا ابش اومد و اب احمد رو هم لیس زدم و خوردم ... جووووون ن ن ن چه حالی داد بهم اخخخخخخخخخ بازم حشری بودم و سکس میخواستم . همه ولو شده بودن رو میز و یا کف لنچ . (عدنان احمد زینب کلثوم و سه نفر ملوان سیاه پوست و من) که هنوز شهوتی بودم .....
     
#749 | Posted: 31 Aug 2018 02:51
داستان خیلی خوبی بود ...
     
#750 | Posted: 31 Aug 2018 02:52
خاطرات امیر کونی
انگار که اصلا خودم نبودم دیدن این صحنه و این بدنهای لخت منو داشت دیونه میکرد . نمیدونستم چیکار کنم دلم میخواست باز کیر بلیسم و کیرسیاه کلفت رو تو کونم احساس کنم دوست داشتم دستمالی م کنن و کیرمو بمالن تا آبم بیاد ! رفتم کنار ملوانایی که روی زمین ولو شوده بودن و وسطشون نشیتم و شروع کردم به ساک زدن کیر یکی شون . نسبتا بزرگ بود هنوز مزه و بوی آب منی میداد ولی دلم میخواست بلیسمش و بخورمش . کم کم دیدم داره اه و ناله میکنه از خوشی و سرمو با دستاش فشار میده سمت کیرش تا براش ساک بزنم . منم از خدا خواسته شروع کردم به لیسیدن سر کیرش و دستمالی کردن تخماش با دستام کونم هوا بود و سرم پایین سمت کیرش ... کم کم متوجه شدم یکی داره کونمو انگشت میکنه برگشتم دیدم یکی از ملوانا ست کیرش نیمه راسته بود ! سرمو بردم طرفش و زبون زدن به تخمای بزرگش . کیرش تقریبا سفت ولی کلفت و بزرگ بود راست نشدش 18 سانتی میشد !؟ با دیدنش دهنم آی افتاد و شروع کردم به ساک زدن و نوازش کردنش . از بالا تا پایینش میخوردم و لیس میزدم تخماشو . و اوونم گوش ها مو آروم آروم نوازش میکرد و کم کم بیشتر کیرشو میکرد تو حلقم تا جایی که نتونستم بیشتر بخورم و آروغ زدم . به عربی یه چیزی گفت و بلند شد و دستمو گرفت و با خودش برد سمت دیگه لنچ ! اونجا یه تخت بود و یه لامپ کم نور . نشست لب تخت و منم جلوش بودم و میددونستم چی میخواد ! زانو زدم و شروع کردم به لیسیدن کیرش . آروم آروم بلند شد کیرش باورم نمیشد 35 تا 40 سانت کلفت و خیلی سیاه با کلاهک گنده ... اما دوست داشتم بره تو کونم دیگه از کیر بزرگ نمیترسیدم و دردش برام مهم نبود فقط دلم میخواست کون بدم و لذت ببرم . داشتم ساک میزدم که دیدم دو نفر دیگه هم اومدن کنارمون . همون ملوانای عرب بودن لخت لخت و آماده گاییدن ! بدون معطلی یکیشون کیرشو کرد تو کونم ... اخخخخخخخخخخخخخ اه اه اه ویکی داشت کیرشو میمالید . دیدم دستای رحمان دور گردنمه همون کسی که منو آورده بود (بعدن فهمیدم بچه جاسکه و تو امارات و دبی کار میکنه ) و اشاره میکنه بخورم کیرشو . منم خوردم کیرشو . تا جایی که میتونستم میکردم تو دهنم و ساک میزدم اما خیلی گنده بود و تا نصف بیشتر تو دهنم جا نمیشد . کیرشو آورد بیرون و رفت کنار تا نفر بعدی کیرشو بکنه دهنم . کیر اولی هنوز داشت میکرد اما به نظرم اصلا درد نداشت مثل یه خارش کوچیک بود تو کونم . آبش اومد و ریخت لای پاهام و رفت . منتظر کیر رحمان بودم که دیدم نفر بعدی کیرشو گذاشت دهنم و اشاره کرد ساک بزنم . منم ساک زدم تا آبش ریخت تو دهنم و رفت . منو رحمان مونده بودیم همه جا ساکت بود و من رو چهار زانو بودم . رو چهار دست و پا بودم و آب کیر از دهنم و لای پاهام میچکید ! رحمان گفت اشرب ( به عربی یعنی بخور) و یه قوطی آبجو گذاشت تو دستم ؟ منظورش رو فهمیدم و شروع کردم به خوردن و اونم یکی برای خودش باز کرد و خورد یه ضرب تا اخر یه نفس سر کشید !. بعدش منو بلند کرد از پشت و گذاشت روی پاهاش . کیر کلفت شو لای کونم احساس میکردم . دستاش دور کمرم بود و من درست رو کیر بزرگش نشسته بودم صورتم سمت دریا بود و اون منو تو بغل گرفته بود . داشت گردن و پشتت شونه هام رو میلیسید و با کیرم و تخمام بازی بازی میکرد . داشتم حال میکردم و کونم رو روی کیر کلفتش تکون میدادم . آروم از بالا تا پایین و چپ و راست حرکت میدادم . کیرش یه کم چرب بود و راحت لغزش میکرد وسط چاک کونم .آخ خ خ خ چه حالی میداد بهتر از کون دادن بود جوووووون اه ه ه ه .دستاشو گذاشت روی سینه هام و آروم شروع کرد به مالیدن و نوازش کردن و همزمان پشت گردن و گوشامو لیس میزد ... وای ی ی ی اه ه ه ه خیلی بهم حال میداد این حرکتش . در گوشم گفت (حبیبی ) عزیزم ؟ ارجع ( برگرد ) و منو برگردوند سمت خودش . هنوز رو کیرش نشسته بودم ولی این دفعه صورتم تو صورتش بود . رحمان حدودا 35 ساله سیاه پوست و هیکلی بود ... بازو های بزرگ و قطوری داشت و کاملا سیاه بود . زیر اون نور کم میتونستم تشخیص بدم که لبای بزرگی داره و چون رو کیرش نشسته بودم میدونستم کیرش هم مثل بدن و اندامش بزرگ و کلفته . یه جورایی ازش خوشم میومد ! هم به خاطر شهوت بود هم بخاطر هیکل و اندام ورزیده و بازوهای کلفتش !!! لهجه عربیش و رنگ تیره و کاملا سیاهه پوستش منو بیشتر جذب خودش میکرد . خیلی خوب منو تحریک میکرد نوازش باسن و سینه هام داشت منودیونه میکرد . حرکت منظم و یه نواخت کیر کلفتش لای کونم واقعا یه چیز بی نظیر بود ! جوری دیوونم میکرد که اختیارم دست خودم نبود . چشماش تو چشمام بود و بی اختیار شروع کردم به بوسیدن لبهاش . یه دستش دور گردنم بود و دست دیگه اش روی کونم بود و آروم مالش میداد منو و زبونشو میکرد تو دهنم ... اه ه ه ه ه اه ه وا ی ی ی ی دستامو گذاشتم دور گردنش و کونم رو بیشتر فشار دادم سمت کیرش اخ اخ اخ اه اه ا ه بکن منو ا ه اه ی ی ی ... بلندم کرد برد سمت لبه لنچ و دولا کرد منو ! کیر کلفتش لای پاهام بود ولی نمی کرد توش ! داشت گوش هام و گردنم رو میخورد و سینه هامو میمالید . کونموم رو سمت کیرش تکون میدادم اما نمی کرد توش ! خیلی حشری بودم اه ه ه میخواستم بکنه توش تا حال کنم اما انگار یه چیز دیگه میخواست ... کیرمو می مالید جوری که آبم آومد و ریخت کف دستش ای ی ی ی ی ی . بغلم کرد و برد منو رو تخت چوبی و کنارم نشست و ازم لب گرفت .! کیرشو می دیدم راست راست شده اما نمی فهمیدم چرا منو نمیکنه ! خواستم بلند شو برم . گفت به انگلیسی استوپ ( stop ) و منو برگردوند رو شکم و زد در کونم محکم و با شدت جوری که دردم اوومد و ناله کردم . برم گردوند و تو صورتم به عربی گفت اسکوت ( ساکت ) و انگشت کرد تو کونم . این حرکتش خیلی ناگهانی بود . جوری انگشتشو کرد تو کونم که تا اخر رفت توش و درد گرفت . چند بار هم زد در کونم تا آروم گرفتم و اوونم ادامه نداد . ولی انگشتش تو سوراخ کونم بود و داشت آروم بازی بازی میکرد ... خوشم میومد و آرزو میکردم کاش کیرش تو سوراخ کونم بود ! چند دقیقه بعد من خیلی حشری بودم و اونم کیرش حسابی راست شده بود و خیلی دلم میخواست بهش کون بدم . ... اون منو بلند کرد و دنبال خودش برد سمت بقیه بچه ها دیدم همه یا خوابن یا مست مستن رو عرشه و دارن برای خودشون حال میکنن ! احمد خواب بود زینب با یکی مشغول بود و بقیه هم تو حال خودشون بودن . دستمو گرفت و برد تو کابین کاپیتان و دیدیم زینب هم آومد و گفت نترس خودتو اماده کن سکس چهار نفره کنیم بقیه دیگه یا خوابن یا حالشو ندارن ! گفتم من از خدا میخوام اما تو هم باید باشی . گفت من هستم اما باید قول بدی زیر کیر در نری و الکی جیغ نزنی چون امشب حسابی یا پارت میکنیم یا گشاد میشی ! انتخاب کن راه فرار نداری ! گفتم چیکار باید بکنم گفت فقط خوب کون بده و حسابی ناله کن تا زود ولت کنن ؟ ! پرسیدم کیا هستن ؟ گفت من و دو نفردیگه از بچه های دوبی تحملشو داری یا نه ؟ اگه میخوای کرم بزن ولی تا صبح باید بدی ...! دیدم پشت سرش دو نفر دیگه اومدن تو کابین یکی سبزه و یکی سیاه بود حدودا 40-45 ساله لخت لخت بودن و کیراشون راست راست بود . اولش ترسیدم ولی زینب گفت نترس آدمای خوبی هستن هوا تو دارم نترس فقط بهشون حال بده اینها همه جوره هواتو دارن آدمای خوبی هستن از دوستای ارباب ان . به دردت میخورن با هاشون کنار بیا ! مونده بودم چی بگم که همه با هم اومدن تو کابین و زینب به رحمان گفت آمادش کردی یا نه و رحمان هم گفت اره آماده و تشنه کیره ! تازه میفهمیدم همش بازی بود رحمان منو حشری کرده بود واسه اینها . واقعا شهوتی بودم و دلم میخواست کون بدم و برام مهم نبود کی منو میکنه فقط کیر میخواستم . زینب اومد جلو و گفت بخواب رو چهار دست و پا و کونتو بده بالا و منم نشستم کف کابین و قنبل کردم . زینب نشست جلوم و کوسش رو گذاشت جلو صورتم و گفت ساک بزن . و همزمان اشاره کرد به یه کی و گفت (تعال تضرب منیوچ) بیا بکن این کونی رو . اسرع اضرب ( زود بزن توش ) سرم تو دستای زینب بود و لبهام رو کیرش بود . یه دفعه یه کیر کلفت بدون مقدمه رفت تو کونم اههههههههههههههههه خاستم جیغ بزنم زینب سرمو فشار داد رو کیرش و منم از درد و گاز گرفتم با دندونام اخخخخخخخخخخخخخ جیغ زد و هم زمان فحش داد (کونی گاز نگیر وگرنه کونت پاره میشه ) ترسیدم ولی خیلی درد داشتم گفتم چشم ببخشید ولی خیلی دردم گرفت دست خودم نبود ! یه چیزی به عربی گفت نفهمیدم ولی طرف کیرشو کشید بیرون و یه تف گنده انداخت در سوراخ کونم و دوباره کرد توش . اینبار دردش کمتر شد ولی خیلی تند و محکم میکرد منو و من هم تند تند تخم و کیر زینب رو لیس میزدم ... کیرش کلفت بود و دردم میومد و ناله میکردم تا چند دقیقه بعد آبش رو ریخت تو کونم و بلند شد . بلا فاصله نفر بعدی کرد تو کونم اخخخخخخخخخخ . تا ته کرد توش اههههههههه تند تند میکرد و کمرمو گرفته بود و تلمبه میزد 5 -6 دقیقه بعد آبش اومد و ریخت تو کونم داغ داغ بود . پاهام شل شد و پهن شدم رو زمین ... زینب بلند شد و خوابید روم و گفت دمت گرم خوب طاقت داری میخوام بهت حال بدن و منو بر گردوند و قفل کیرم رو باز کرد و شروع کرد به ساک زدن . کیر نیمه راستم شق شد و زود آب آومد ... جوری که پاشید تو صورتش اههه هههه ههه ههه اه اه نفس نفس میزدم ولی زینب داشت تخمام رو میلیسید اخخخخخخخخخخخ وای چه حالی داشتم واییییییییییییی واه اه ه عدنان داشت نگاه میکرد ! اومد کنار ما و خوابید پشت زینب و کیرشو کرد تو کون زینب و شروع کرد به گاییدن زینب جلو من . زینب داشت با یه دست کیرش و یه دست پستونا شو میمالید و اروم اه و ناله میکرد . عدنان جوری میکرد که زود آبش اومد تو کون زینب و کیرشو کشید بیرون . اما زینب انگار حسابی مست و شهوتی بود . اومد طرف من و گفت بکن منو و کیرمو گرفت تو دستش و گفت بکن منو مخنت کیر میخوام باید بکنی منو زود باش ! قنبل کرد کونشو طرفم وگفت بلیس سوراخ کونم رو زود باش و منم شروع کردم به لیسیدن اطراف کونش و کیرم که راست شد از پشت کردم تو کونش ... جووننننننننن کون داغ و خوبی داشت کونش بزرگ و سبزه بود . خوب ناله میکرد و کونشو سمت کیرم پرتاب میکرد جوری که انگار داره منو میکنه حسابی شهوتی بود . دستامو گرفتم دو طرف کمرش و تند تند تلمبه زدم اه جوون کیرم تو کونش بالا پایین میشد اه اه اه کمرش نسبت به کون چاق و گنده اش باریک بود . یه باسن گوشتی و سبزه ... داشت با یه دستش کیرشو میمالید و ناله میکرد ... زود ابم اومد اهه ه هه هه ه هه هه ه کشیدم بیرون و خوابیدم رو زمین حسابی خسته و بیحال بودم ........... ابم اومده بود و دیگه حسی نداشتم . عدنان اومد کنارم و منو از پشت تو بغل گرفت و در گوشم گفت خوب کون میکنی شیطون میترسم منم بکنی ! و تو بغل گرفتم و کیرشو کرد لای پاهام دیدم کیرش راست و سفت شده ! دیگه واقعا حال نداشتم و بی حال بودم ... گفتم بیخیال حال ندارم اذیتم نکن . عدنان کیرمو گرفت تو دستش ئ شروع کرد به مالیدن . من تو بغلش بودم و کیرش داشت در سوراغ کونم بالا پایین میشد و کیرم تو دستاش بود . با زبونش گوشم و گردنم میلیسید . یه دستش سینه هامو میمالید و اروم فشار میداد . خوشم میومد دوست داشتم ادامه بده تا دوباره ابم بیاد . کیرم تو دستش راست شده بود . زینب خوابیده بود کنار ما و بیحال بود انگار اصلا تو این دنیا نبود . عدنان داشت با زبونش گوشم رو می لیسید و یه انگشت هم کرده بود تو دهنم و اهههههه ه دستش رو کیرم بود ! اه اه اخ اخ بکن منو آرووم آرووم آه و ناله میکردم دلم میخواست بازم آبم بیاد ... گرمای کیر عدنان لای پاهام و نوازش دستاش دور کیرم و خوردن گوشم با زبون و گذاشتن انگشتش تو دهنم برای گاز گاز زدن منو دو باره حشری کرد . جوری که کونم رو اروم تکون میدادم سمت کیرش و اونم اروم با ملایمت فشار میداد توووش ... اصلا نفهمیدم کی کرد تو کونم ! شاید بخاطر شهوت بود و یا بخاطر آب کیر بود که سوراخمو گشاد و خیس کرده بود ولی مهم نبود برام ... عدنان در گوشم زمزمه کرد امیر عجب کونی گرم و باحالی داری همین جوری حال بده بزار تا صبح کیرم تو کونت باشه عزیزم ... و آروم تلمبه زد تا آبش اومد تو کونم و برام جلق زد و منم آبم آومد تو دستش و دستشو لیسیدم و مزه آبه کیرم رو چشیدم یه کم شور و تلخ بود . تا صبح تو بغلش خوابیدم در حالی که کیرش تو کونم بود ! اصلا نفهمیدم کی خوابم برد زمانی بیدار شدم که صبح شده بود ...
     
صفحه  صفحه 75 از 76:  « پیشین  1  ...  73  74  75  76  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Gay Storys * داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites