تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

داستان های درخواستی

صفحه  صفحه 6 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  
#51 | Posted: 25 Mar 2018 02:26
ادامه دداستانهای فامیل باحال ما رو کسی داره؟اخه ناتمومه
     
#52 | Posted: 6 Apr 2018 20:55
سلام دوستای گلم
اول قربون ممه هام بریییییید. باریکلا
خب داستانم
قبلا کار ماساژ خونگی میکردم
اخرای زمستون بود اومد تو بیتالک و بدون مقدمه خاصی خیلی صمیمی باهام چت کرد یه کمی که چت کردیم گفت شمارتو بده زنگ بزنم. شمارمو دادم و زنگ زد . چه صدای قشنگی چه لحن دلبری چه خنده های قشنگی . خلاصه قرار شد فردا بعدازظهر همدیگرو ببینیم. همه چه یهویی رفت جلو. باورم نمیشد.
فردا بعداز ظهر رفتم سر قرار . رسید بهم با یه نگاه نافذ و سکسی دست انداخت تو دستم گغت قدم بزنیم. خلاصه دوساعتی قدم زدیم و صحبت کردیم. بهم گفت عجله که نداری بری گفتم نه گفت پس یه غذایی بخریم بریم خونه من. گفتم مگه تنهایی؟؟!! گفت اره من بیوه هستم و تنها زندگی میکنم. با خودم گفتم اخ جووووووون. خلاصه رفتیم خونه و شام خوردیم و دیگه دیروقت بود. میخواستم برم که گفت شب پیشم بمون گفتم باشه. رختخواب انداخت دراز کشیدیم و شروع کردیم تو گوشیش وبگردی و کلیپ نگاه کردن تا اینکه کم کم هم کلیپا شیطنت امیز شد و هم ما بهم نزدیکتر شدیم. دیگه گرمای بدنش و نفسش رو حس میکردم. جفتمون قلبامون به تاپ تاپ افتاده بود. دستمو گرفت گفت ببین سردمه بیا بغلم کن. پشتشو کرد بهم و منم از پشت بغلش کردم. کیرم شق شده بود و از پشت چسبید به کون گرد و تپل و سفتش. بهم گفت ناقلا اونجات بلند شده منم خندیدم با کونش چندتا ضربه به کیرم زد منم بیشتر بهش چسبوندم و فشار دادم همزمان دستمو بردم رو ممه های قشنگش کلا بدنش توپر و سفت بود همونی که دوست دارم بود. یه کم از رو لباس مالیدم ممه هاشو دیگه نفس نفس میزد و بیحال شده بود و ناله های ارومی میکرد دامنشو زدم بالا دیدم شورت نداره کون نازشو مالیدم و اونم همش کمر میزد برش گردوندمو اروم پیرهنشو دراوردم سوتینشو باز کردم دامنشو دراوردم لباسای خودمم دراوردم دوباره از پشت بغلش کردم لخت لخت چسبیدیم بهم دیگه چشماش باز نمیشد فقط ناله میکرد و کونشو میزد به کیرم. اروم پاشو بلند کردم و کیرمو گذاشتم لای پاش. خیس خیس بود. نوک ممه هاش سفت شده بود
یه کم بالا تنشو چرخوندم سمت خودم و شروع کردم به خوردن ممه نازش دیگه ناله هاش بلند شد و هی کمر میزد اینقدر کوسش خیس بود و کمر میزد و سر کیرم رفت تو کوسش. یه دفه یه ناله بلند کشید منم سفت بغلش کردم و به سختی بقیه کیرمو فرستادم تو کوسش و اونم داد زد و دستمو گاز گرفت چند لحظه موندیم کوسش خیلی خیلی تنگ بود دردش اومده بود بعدش همونطور که بیحال و حشری بود بهم گفت کامی جون قربون کیرت برم بکن منو. منم اروم شروع کردم تلمبه زدن. وااااااای کوسش معرکه بود سکسش عالی بود اونم همزمان با من کمر میزد و سفت منو بغل کرده بود و همش میگفت عاشق کیرتم جووووون عاشق کیرتم و منم تلمبه مشتی براش میزدم. با ناخوناش پشتمو چنگ میزد و داد میزد . تو حالت بغل به بغل و طاقباز حسابی سکس کردیم و بعدش من بردمش تو حالت سگی و اون کون خوشگلشو گرفتم تو دستام و شروع کردم به تلمبه زدن اونم جیغاش بلندتر شد و داد میزد لامصب چیکار میکنی واااااااای قربون کیرت برم کامی جووووون و منم لذت میبردم از لذت بردنش و همونطور تلمبه میزدم . تا اینکه تو همون جیغ و داد بهم گفت کامی جون تمومش کن من دیگه نا ندارم منم اینقدر تند تند زدم تا اینمه ابم اومد و ریختم رو تتوی کمرش.
چند دقیقه افتادیم تو رختخواب و اومد تو بغلم گفت مرسی عزیزم خیلی وقت بود سکس نداشتم منم گفتم قربونت عزیزم. باهم رفتیم دوش گرفتیم. دم دمای صبح بود. برگشتیم تو رختخواب و همونطوری لخت تو بغل هم خوابیدیم یه خواب عمیق و لذتبخش. خاطره شیرینیه برام. امیدوارم خوشتون اومده باشه.

آیدی تلگرامم
khateresd@
     
#53 | Posted: 7 Apr 2018 11:39
این داستانی که میخوان براتون تعریف کنم کاملا واقعی هست و خودم هم تا چند وقت پیش اصلا ازش خبر نداشتم!،
هیچ وقت به شکل جدی تو فاز سکس با محارم نبودم، اصلا به طور کلی تو این فازها نیستم، منم مثل همه مردای مُجرد فوقش خود ارضایی کنم و خودم رو راحت کنم ولی حتی اگر یه خانم لخت هم جلوم بگذارن بعید هست جرئت کنم بهش دست بزنم بخصوص اگر محرم هم باشه، نمی گم نمیخوام میگم جرئتش رو ندارم.
مثلا یه بار مادرم موقع خودارضایی منو دید
الان گاهی با سیگنال فرستادن به روم میاره ولی من به روی خودم نمیارم.
بریم سراغ داستان.
یه روز که خاله من به خانه ما آمده بود و همه رفته بودند بیرون و خیلی اتفاقی من با خاله خودم تنها شده بودم، خالم شروع کرد به سیگنال فرستادن، خودمونی بگم به نظر میامد کونش میخاره.
منم شروع کردم به لاس زدن باهاش وقتی مطمئن شد من باهاش اوکی هستم و منم بدم نمیامد یکم با هم لاس بزنیم (بلاخره جرئت پیدا کردم حداقل باهاش لاس بزنم ببینم به کجا میرسیم)، بعد خالم یه داستان عجیب برام تعریف کرد که کاملا شُکِ شدم. خالم از رابطه جنسی خودش با من گفت!، چیزی که من اصلا یادم نمیامد، خالم گفت: تازه که ازدواج کرده بودم (وقتی من پسر بچه بودم) یه شب کنار تو خوابیده بودم و حسابی شهوتی شده بودم از بچگیت عاشقت بودم! اون شب با اینکه همه اعضاء خانواده با هم تو خونه بودیم و چندتامون هم تو یه اتاق خوابیده بودیم من تونستم کنار تو بخوابم و پتو رو کشیدم روی خودمون، خواهرم هم فهمید ولی سشو گرفت (یعنی مادر نامرد من)، ساعت دو سه شب بود متوجه شدم تو خواب کیرت شق شده، منم اون شب بدجوری هوس سکس با تو کرده بودم، فرصت رو غنیمت شمردم و شلوارت رو کشیدم پایین و کیرتو خیلی آروم و آهسته یجوری که از خواب بیدار نشی جا انداختم برای خودم، انقدر شهوتی شده بودم اصلا نمیفهمیدم دارم چیکار میکنم، با خودم گفتم، جهنم اگر بیدار شدی شلوغ کردی و کسی فهمید میندازم گردن خودت، بهر حال همه کیر تو رو میدیدن که شق شده و کسی به من شک نمی کرد، اما از اونجایی که خدا میخواست تو اصلا از خواب بیدار نشدی که هیچ شروع کردی به پمپ زدن، اولش فکر کردم بیداری خوشحال شدم، بعد که خوب دقت کردم فهمیدم نه بیدار نیستی درواقع داری خواب میبینی!، وقتی آبت امد یه لحظه از خواب پریدی ولی بازم هم خوابت برد.


من که کاملا هاج و واج مونده بودم خالم داره چی میگه، من پیش خودم گفنم یه لاس بزنیم این میگه تو منو کردی وقتی بچه بودی، خودت هم نفهمیدی!!!، داشتم به این فکر میکردم که مثلا چرا پسرخاله من انقدر به من شبیه هست و همه هم همینو میگن!.


و معمولا سعی میکنم زیاد به این ماجرا فکر نکنم
چون هر چی بیشتر فکر میکنم کمتر یادم میاد اون شب چی گذشته بهم تو خواب
اما یه چیز رو خوب میدونم
من شبا تو خواب راست میکنم
اینو پدرم هم یه بار بهم گفت
تو زمان دانشجویی هم برام اتفاق افتاد و بهم گفتن


پس هیچ بعید نیست حرف های خالم همش درست بوده باشه و من توی خواب اونو کرده باشم، بدون اینکه حتی خودم متوجه شده باشم.
خیلی شبا پیش میاد که از خواب میپرم و میبینم جُنُب شدم خوب حالا تصور اینکه یه شب روی خالم جُنُب شده باشم و اونم خوشش آمده باشه و سشو گرفته باشه و به کسی هم چیزی نگفته باشه در این خصوص زیاد سخت نیست، تازه این ماجرا رو خودش تعریف کرده، و قطعا واقعیت هست فقط من یادم نمیاد چون خیلی بچه سال بودم.
تازه کیه که جُنُب شدنش یادش بیاد.
احتمالا بچگی داشتم توی خواب، خواب سکس میدیدم اما در واقعیت خالم از موقعیت سوء استفاده کرده و سکس واقعی ازم گرفته، و درحالی که من صبح خواب خودم یادم رفته، خالم همه چیز رو به خاطر میاره.

آیدی تلگرامم
khateresd@
     
#54 | Posted: 8 Apr 2018 00:59
یکی پیدا بیاد این یارو رو حالیش کنه که اینجا قسمت داستان های درخواستی است نه محل داستان نویسی!!!!!!!


الحمدالله شکر خدا اینجا از بس خر تو خر شده ادمین هم دیگه توش پیدا نمیشه!!!!!!!
     
#55 | Posted: 12 Apr 2018 17:02
ســـــــک ــــس_منو_عـشـقم_..


سلام ✋
اول ا خودم میگم اسمم فاطمه س ۱۷س.وزنم۵۸قدم۱۶۹. هیکل کشیدع و خوش فرمی دارم وکون قنبل و چشاموموهامم قهوه ای و لب خوردنی ناموسا (میگن بهما تعریف اخودم نیس)وسینه های سایز70.بگزریم.
من اول قضیه رو میگم بعدمیگم چطو شد با عشقمممم سکس کردیم.
دخترخالم بهم پیشنهاد داد ک با ی پسردوسشم منم فک کردم و ازش پرسیدم چطو پسری هسش و اینااینم تعریفشو کرد.منم بدم نیومداونم باداداش عشقم دوس بود.این عشق ماهم قبلامنوبادخترخالمودیده بود خوشش اومده بود.خلاصه منم قبول کردم .و ش منو داد ب حسن عشقم اونروزبودسرکار وشبش کاراش ت شدو بهم زنگیدو کلی حرف زدیم و اینا این دوستیمون ادامه پیدا کرد تا اینکه بعداز ی ساال قرارگزاشتیم ک همو ببینیم . اخه تو این ی سال ک گزشت درموردسکسم حرفی میزدیم و قرارشده بود ک بیرون همو دیدیم موقیت خوب بود سکس کنیم
منم چون بش عادتم شدع بودو عاشقش شده بودم بهش حس خاصی داشتم بخدا.تااینکه اون روزموعودفرارسیدوعشقم اومددنبالم ورفتیم خونه یکی ا رفیقاش.صب تاظهراونجابودیم .کلی تهیه دیده بود. حتا مشروب ک خودم بش گفته بودم .اول ک رسیدیم یهورده استرس داشتم اخه باورم نمیشد،بعد،ی سال همو ا نزدیک میبینیم. باهم حرف زدیم ا راه پله هابالارفتیم وتارسبدیم توخونه و وسایلاروگزاش رو اپن و فوراشالموبرداشت من فقط نگاش میکردم بعد دکمه های مانتوروبازش کرد و شرو کرد ب لب گرفتن جووووونم .بعد دسشوگزاش روسینه هام وغشارشون میداد.عشقم چشاش سرخ شده بودو نگام میکردو همچنان میخوردتم. منم چیزی نمیگفتم. گف پ تااینجا کافیه اول چیزی بخوریم بعد عشقمومیخورم. ????رف زغال گزاش واس قلیون من فقط نشسته بودم نگاش میکردم و اومدبساطمشروبوپهن کردو کلی چیپس و پفک و ابمیوه و... جاتون خالی نشسیم خوردیمو براخودم خودش مشروب ریخ و خوردیم اوفففف تلخ مزه بود. بهم گف میدونم دیگ نمیتونی بخوری محاله گفتم نمیتونم خندیدگف نوچ خانومم منم پرمشروب کردم خوردم اه اه تحمل کردم تلخیو گف فدابشمم چشاش دراومده بود.خلاصه خوردیم و قلیون کشیدیمو ا هم لب میگرفتیم و دودو تودهنش میدادم و اونم همینتو.دیگ داش سرم گیج میرف. اومد تاپمو ا تتم دراوردش و سوتینمم همنتو و شلوارو شورتمو همشو دراورد و ی جووووون بلندگف.
منم خجالتم میومد. اول لباموخوردو زبونشو میکردتودهنم و میچرخوندوزبون منو میزاش تودهن خودشومیخورد.بعد اومد گردنم و خوردو کم کم اومد سینه هام اوووووف جوووووون گازشون میگرفت درد همراه هوس اووففی .کسم خیس شده بود
و منو خوابوند زمین و لباس خودشودراورد و گف برام ساک بزن عشقم منم نمیتونسم کیرش هم کلفت بود


هم بزرگ تو دهنم جانمیشد. اون چشاشو بسته بودو اوف میکرد و میگف دندون نزنننن خانوم ????????بعد دید ک نمیتونم بخورمش تف زد گزاشدر کونم وااااای خدا یهو دادش تو چشام چارتاشد منم ی جیغ زدم و اونم جلو دهنمو گرف گف هیسس خانومم اروم باش الان عادت میشه
من طاقت نداشتمو کشید،بیرون و اروممم ارومم گزاشت تو چن تا حرکت زد وبرام عادی،شد و دیگ داشتم حال میکردم ک ابش اومدو ریخت رو رونم و زمین ????بعد پاکش کرد و گفتم من چی عمرم؟گف چشم خانومم اون دراز کشیدو بهم گف بیا روی من منم نشستم روش طوری ک کیرش تو کونم بود و رو دستام خودمو نگع داشتم و اون تند تند میکوبید و حرکت میزد منم میگفتم جوووووون اووووف عشقمممممم تند تند سریع تر ترو خداااااا اه اه بزن مردم وایی اونم میگف ای جانم ای جان عمرمی همینتو خوبه عالیهههه عالییهه اخخ اخخخ ک ابم اومد و اونم ارضا شد ابشو تو کونم خالیش کرد. دیگ نای نداشتم افتادم زمین و اونم اومد بغلم و دوباره سینمو خوردو گف دفعه بعدم باهمیم مصه امروزخوش میگزرونیم منم قبول کردم


بعد لبامو خوردوگف بهترین سکسم بود و ازم تشکر کرد منم همینطو . و منو بوسید
و این سکسمون تا ی سال ادامه داشت دقیقا دو سال با عشقم بودم ک دیگ سکس نمیخواستم مجبور شد ترکم کنع منم دوریش برام سخت بودو هروزم گریه بود. الان سه چارماهی هس ک نمیبینمش و گاه گاه میزنگه و خبرمو میگیره . و دوباره همچی یادم میاد اعصابم خوردمیشه
دلمم واسش ی زره،شده من واقعا عااااشقش بودم و هستم ..
قربون همتون ک خوندید اگ مشکل
داشت و غلط داشتم ببخشید دمتون گرم

آیدی تلگرامم
khateresd@
     
#56 | Posted: 14 Apr 2018 23:06
سلام بچه ها من امیررضام 20سالمه دانشجویم و مشهد زندگی می کنم
خاطره ای میخوام واستون تعریف کنم که مال یه هفته پیشه اگه باور نمی کنید حداقل فوش ندین
راستش تا حالا دوست دختر زیاد داشتم اما یه اخلاق گند دارم که اگه تو دید اول ازشون خوشم نیاد دیگه اصلا حاضر نیستم باهاشون سکس داشته باشم با اینکه تا قبل این موضوع تجربه ی سکس کامل و نداشتم فقط یه چندبار دست پا شکسته
داستان از اینجا بود که 1ماه پیش ماشین خریدم اکثر شبا می رفتم تو این مشهده قطعی زده یه چرخی میزدم چندروز پیش همینطور یه اهنگ ملایم گوش میدادم و داشتم از 4راه میلاد رد میشدم که یهو یه خانم خوشتیپ تقریبا 25ساله گفت اندیشه؟ منم که مسافر کش نبودم اما از خدا خواسته سوارش کردم تا دیدمش کیرم یه تکونی خورد فهمیدم رادارشو روشن کرده اما بهش گفتم بخواب بابا خبری نیست
وقتی نشست بوی عطرش منو برد به خاطرات گذشتم دپ شدم
خلاصه میخواستم سر حرف و باهش باز کنم گفتم ببخشید از چه عطری استفاده میکنید؟ شی بنفش! چیه میخوای واسه دوست دخترت بخری؟گفتم نه بابا کی با ما دوست میشه
خندید و گفت من! بهش نگاه کردم لبخند عجیبی زد قلبم تند تند میزد دیگه داشتیم میرسیدم به مسیر بهش گفتم مسیر بعدیتون کجاست گفت میرم خونه اخره اندیشست -خونش تو مجتمع بینالود بود
میخواست پیاده شه گفتم اگه شام نخوردی بریم مهمون من
گفت الان خونه کار دارم شمارتو بده بهت زنگ میزنم منم دادم
برگشتم طرفای خونه هنوز 30 دقیقه نگذشته بود که گوشیم زنگ خورد.تا جواب دادم گفت امیر خوبی؟گفتم مرسی اما یادم شده اسمتو بپرسم گفتش رویا
گفتم چی شد زنگیدی؟گفت راستش دلم نیومد پیشنهاد شامتو رد کنم اما اینکه کجا بریم با من گفتم چشم باشما حالا کجا
گفت خونه ما-گفت سر راه غذا بگیر بیا اینجا من امشب تنهام شامو با هم بخوریم(راستش یکم ترسیدم اما رفتم)
منم از خدا خواسته پریدم خونه لباس خوب پوشیدم و غذا گرفتم حدود ساعت 8.30 رسیدم اس داد بلوک 4 واحد....
خلاصه رفتم تو وای خدا آخه مگه میشه با یه آشنایی کوچولو ایجوری جلوم من ظاهر شه
شلوار مشکی کشی پوشیده بود با تاپ مشکی موهاشم ریخته بود رو شونه هاش
واقعا عجب هلویی بود رویا-اومد تو بغلم منو بوسید گفت معضب که نیستی ها؟
گفتم نه عزیزم منم بوس کردم و گفت خیلی گشنمه خلاصه شامو خوردیم نشستیم رو مبل اومد کنارم گفت وقتی دیدمت خیلی به نظرم جذاب اومدی
منم گفتم راستش تو هم همینطور لباش و گذاشت رو لبام یه 5دقیقه ای خوردم لباشو
دستمو گذاشتم رو سینه هاش زیاد بلد نبودم چکار کنم اما لحظات خوبی بود سینه هاش سفت بود و سرش برامده
تاپ و سوتینشو در آوردمو شرو به خوردن سینه های خوش فرمش شدم
یکم عرق کرده بود-سرم و از روی سینه هاش برداشت و ژاکت منو در آورد منم کمکش کردم شلوارشو در آوردم شرت مشکیش تقریبا خیس بود داشتم با دستم نوازش میکردم اندام درستی داشت شرتشو در آوردم وکس خیس شدشو شروع به خردن کردن کردم داشت جیغ میزدا از شدت شهوت شلاوار منو در آورد و کیرمو راست گذاشت تو دهنش حس خوبی بود بهش گفتم رویا داره آبم میاد ناراحت شد گفت نیاد!
یکم لب گرفیتیم بعد به پشت خوابوندمش و کیرمو گذاشتم دم کسش داد میزد که بکن توش داشتم حال میکردم که خودشو داد جلو وکیرم تانصفه رفت تو
کس داغ و تنگی داشت منم با ولع زیاد تلمبه میزدم که دیدم اه نالش زیاد شد فهمیدم داره آبش میاد منم نزدیکای ارضا شدم بود یهو بیحال شد منم با چندتا تلمبه ی دیگه ابم اومد کیرمو کشیدم بیرون وهمه ی آبمو خالی کردم رو کسش
بیحال بودم اما بوسش کردم و ازش تشکر کردم.قرا شد وقتایی که مامان و باباش میرن شهرستان یا من خونه داشتم با هم سکس داشته باشیم اما از هفته پیش هنوز موقعیتش پیش نیومده-دوستون دارم

آیدی تلگرامم
khateresd@
     
#57 | Posted: 16 Apr 2018 01:26
Khaterenj
سواد داری ببینی سر درب اینجا چی نوشته؟
میدونی قسمت داستان های درخواستی یعنی چی؟
     
#58 | Posted: 16 Apr 2018 01:27
اینجا مگه آدمین نداره که هرکی هرکاری که دوست داره میکنه؟؟؟
     
صفحه  صفحه 6 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان های درخواستی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites