تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

بیست سال بعد

صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »  
#11 | Posted: 9 Feb 2013 01:02
بیست سال بعد 11

دستمو رو کون هایده گذاشته و کونشو به دو طرف بازش کردم . هوشنگ چه با لذت داشت به صحنه باز شدن کون زنش نگاه می کرد . توی دلم گفتم هوشنگ خان مرد ! رفیق قدیمی غیرتت کجا رفته . خودم خنده ام گرفت چون دیدم که من بی غیرت تر از اونم . -شروین جون کیف کن حالشو ببر . هایده کونش حرف نداره . خوب که کونشو به دو طرف باز کنی نمای کوسش از اون طرف خیلی خوشگل تره . اگه دوست داشته باشی یه عکسشو میدم پیشت بمونه و هر وقت فرصت داشتی خوب وراندازش کنی -شهناز : مال من به درد نمی خوره ؟/؟ من که خودم می دونستم هوشنگ خان سرش کلاه نمیره چون کون شهناز از هر نظر بر تر و سر تر از کون هایده بود و کوس نقلی و تپل شهناز جون هم حرف نداشت . حتی من نظیرشو در سایت های سکسی هم ندیده بودم . منتها این رفیق ما داشت پیش زنش زبون بازی می کرد و مثلا می خواست بگه که زنش هم خیلی کلاس بالاست . ولی هر چی بود که برای من خیلی تنوع داشت . یه قالب و کون جدید و شور و اشتیاق دیگه . کیر ما مردا هر دو کاملا شق شده بود ولی دوست داشتیم با هیجان و هوس و مزه مزه گرفتن با زنای روبرومون حال کنیم . از قسمت بالا خودمونو لخت کردیم . این بار خانوما یه حرکتی از خودشون نشون دادند و کیر رو به قصد ساک زدن فرو کردند توی دهنشون . یه نگاهی به هوشنگ انداخته و نمی تونستم لبخند خودمو پنهون کنم . چون کیر کلفت من داشت لپ های زنشو می تر کوند . این جا رو هایده شانس آورده بود . قصد داشتم طوری بکنمش که مزه کیر رو بفهمه . اونم جلو شوهرش . ولی در عوضش زن منم به گاییدن میره . -اوووووهههههه هایده جون ساک بزن ساک بزن . ببین چقدر کلفته . دیگه گیرت نمیاد . نه تو ایران نه تو امریکا . هایده در حالی که با لذت به ساک زدنش ادامه می داد سرشو در تایید حرفای من تکون می داد . شهناز هم که سخت مشغول ساک زدن واسه هوشنگ بود . -اوووووخخخخخخ هایده جون واسه کوسسسست آماده شده .. می خواد کستو بتر کونه . اون فقط سرشو تکون می داد . دل نداشت که از کیر من دست بکشه . هوشنگ و شهناز رفتن طرف اتاق خواب . ما هم واسه این که از قافله عقب نمونیم دنبالشون رفتیم . می شد چهار تایی رو تخت بود ولی نمی تونستیم زیاد مانور بدیم و باید با یه سکس کلاسیک سر خوش می بودیم . زنا به یه حالت دمرو خودشونو رو تخت ولو کردند . یه لحظه چشام به کون لخت زنم شهناز افتاد که با بیکنی یا همون پیر هن کوتاه چرمی حسابی افتاده بود توی دید . واسه این که متوجه حساسیت من نشن خودمو رو چاک کون هایده خم کردم و زبونمو کشیدم رو کونش . . هم من و هم هوشنگ دلمون می خواست در این حالت توقف زیادی داشته باشیم . من یکی که خسته شده بودم از بس می رفتم تو رختخواب و تو لخت شو و من لخت شو و با چند تا مقدمه چینی همیشگی عین مرغ و خروس می افتادیم رو هم . حالا این جوری می شد با هیجان یه کارایی صورت داد . یه نگاهی به هوشنگ انداختم که ببینم داره چیکار می کنه . اون دستشو از چاک بالای کون شهناز رسونده بود به کمرش و داشت باهاش حال می کرد . همین کارو منم با هایده انجام دادم .. -اوووووهههههه شروین عزیزم لختم کن .. خودتم زود تر سکس سکس شو . دیگه وقتشه که آتیش و آتیش با هم اینجا رو بتر کونن .. شهناز هم مثل هایده عشوه گری می کرد . -هوشنگ جون نشون بده که خیلی چیزا از اون ور آب یاد گرفتی .. -شهناز جون چه این ور آب چه اون ور آب فقط یه آبه که میره توی کوس .. و اون همین آب حیاته .. .. آخخخخخ نهههههه این نسناس می خواست توی کوس زن من آب هم بریزه . چیکار کنم . فوقش بار دارش کنه و بریم سقط جنینش کنیم . وگرنه توفر هنگ من نمی گنجه که یه حرامزاده رو بزرگش کنم هر چند بچه زنم باشه ولی اگه من تخم خودمو تو شکم این هایده جون بکارم اونا صاحب اختیارن که با این بچه من هر کاری که می خوان انجام بدن . ده دقیقه بعدش هر چهار تامون کاملا لخت بودیم . ولی همون حالت به دمر افتاده خانوما حفظ شده بود . شهناز استیل بهتری داشت و هوشنگ دلش نمیومد به این سادگیها پوزیشن زنمو عوض کنه . شروع کردم به بوسیدن کون هایده و زیر چشمی می دیدم که هوشنگ چه جور داره به زوایای سوراخ کون و کس زنم شهناز لیس می زنه -جووووووون هوشنگ جوووون بلیسش بلیسش .. . شهناز قمبل کرده بود تا هوشنگ تسلط بیشتری بر کس و کونش داشته باشه . زنم طوری وسوسه شده بود که یه دستشو رو کسش قرار داده بود و با دست دیگه اش سینه های درشتشو می گردوند .دستای هوشنگ هم کون اونو به دو طرف باز کرده بود . من که این صحنه ها رو می دیدم هم حس حسادتم تحریک می شد و هم هوسم زیاد تر ولی حسادتم در حدی نبود که خشمگینم کنه . .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#12 | Posted: 12 Feb 2013 14:54
بیست سال بعد 12

شهناز که حس کرده بود من حواسم به اوناست و شایدم این توجه من در حال کردنش اثر می ذاشت گفت شروین جون اگه میشه یه خورده حواست به کارخودت باشه این که نمیشه هر کاری که هوشنگ جون و من داریم انجام می دیم تو هم اون کارو رو هایده جون پیاده اش کنی -شهناز تو که خودت خوب می دونی من چقدر عاشق ور رفتن و میک زدن کونم و خیلی هم باهاش حال می کنم تا کیرمو فرو کنم تو ش . اونم عاشق اینم که بذارم تو سوراخ کون و تو هم که همش میگی درد داره درد داره . ولی هایده جون این جوری نیست . اینو که گفتم یه خورده به شهناز بر خورد . -خب معلومه دیگه سوراخ کون اونو مقایسه می کنی با سوراخ من ؟/؟ یه نگاه به سوراخ بسته اش که بندازی نشون میده که چقدر گشاده . واسه همین کیر کلفت تو رو خیلی راحت توش جا میده در عوض سوراخ تنگ من تحمل کلفتی رو نداره . حالا هوشنگ جونم خیلی راحت می تونه کونمو بکنه و من جیکم در نمیاد . نمی دونم این شهناز دیگه چه کرمی بود . فکر کنم از این که من کون هایده رو به رخش کشیده بودم داشت تلافی می کرد . اصلا ولش پسر فکر کن امشب زن نداری . چیکار کنم هر کاری اوایلش سخته . تا بخوام این باور ها رو در خودم به وجود بیارم که از این مدل سکس لذت ببرم و فرهنگ سازی کنم کلی وقت می گیره . باید هی به خودم بقبولونم که زن من مال مردم و زن مردم مال من تا این که بتونم لذت این لحظه ها رو زیاد ش کنم . هر چه بادا باد خودمو قرص و استوار کرده کیر کلفتمو گرفتم طرف کون هایده . اونم می دونست چه جوری دلبری کنه .. -آخخخخخخخ جوووووووون شروین بمالون . بمالون اون کیرتو به من . . کیرو اول مالوندم به کوس هایده هر چی آب و روغن داشت کشوندمش به طرف بالا . -اوووووهههههه شروین جون نمی خواد این قدر به خودت زحمت بدی . اون خودش یه جوری حل میشه .. -چی حل میشه -منظورم راه عبوره -با خودم فکر کردم که این شهناز بیچاره هر چی می گفته راست گفته . خب یه زنه دیگه حتما از پشت و سوراخ های بسته خوب می تونه که تشخیص بده اون مسیر چه طوره ولی خب این کیر کلفت داخل همچه کونی خیلی حال می داد -هی شروین طوری بذار تو کون زنم که وقتی من دارم می کنمش حس کنم که کیرمو به یه جایی فرو کردم .. -هوشنگ جان دست خودم نیست من که نمی تونم به این کیرم دستور بدم لاغر تر شه . سرکیرمو فرو کردم توی کون هایده .. جوووووون چه کیفی داشت . یه آخ هم نگفت و خیلی جانانه تحمل می کرد . -دیگه از این که زنمو زیر کیر هوشنگ ببینم یه خورده بی خیال تر شده بودم . چون من داشتم با این کون بیشتر حال می کردم و خوراک خوبی واسه کیر کلفت گیر آوردم . -جوووووون هایده جون این کون تو مخصوص کیر منه . خوب با هم هماهنگند . تا دوسوم کیر من خیلی راحت رفت توی کون هایده . اونم عجب نازی می کرد . -شروین هنوز یه خورده از کیرت جا داره . جا داره بیشتر اونو بفرستی داخل . از اون طرف هوشنگ هم کرده بود توی کون زنم . کیرش کوچیک تر و نازک تر بود و سوراخ کون شهناز هم تنگ تر . فکر کنم میزان لذت بردن ما به یک اندازه بود . چون این کیر و سوراخ کونها با هم ست بودند . ولی حالا دیگه حس می کردم شهناز داره بیشتر حسادت می کنه . منم یه نموره ای از اون حسادت در وجودم بود ولی دیگه تا به این فکر می کردم که یکی داره زنمو میگاد به این هم فکر می کردم که دارم زن اونو می کنم .. ما چهار تا یه خورده به هم نزدیک تر شدیم . زنا شروع کردند به لب گرفتن از هم . شهناز یه نگاش به من بود . مثل زنایی که مچ شوهرشونو گرفته باشند و یا این که با یه حسرت و تاسف خاصی دارن بهش نگاه می کنند . من دستمو گذاشتم رو یکی از سینه های زنم و خیلی آروم باهاش بازی می کردم . -شهناز خوشت میاد ؟/؟ همین جوری سینه هاتو بمالم تا از کون دادن به هوشنگ بیشتر کیف کنی ؟/؟ اگه بدونی هایده چه کونی داره . هر چی هست که کیر کلفت منو سیر می کنه . با کردن یه زن دیگه انگاری زندگیم یه شور و حال دیگه ای پیدا کرده بود . -هایده جون کونت که درد نمی گیره من می خوام یه خورده خودمو بکشم بالاتر تا کمی هم با این شهناز جون حال کنم و حالشو بپرسم . هایده لباشو از رو لب شهناز ورداشت و منم دستمو از رو سینه اش گرفتم و از هوشنگ خواستم که دستشو به جای دست من بذاره رو سینه زن خوشگلم شهناز جون در عوض خودمو بالاتر کشیده و لبامو به لبای همسر گلم نزدیک کردم . -عزیزم خوش می گذره ؟/؟ -فراوون شروین . فکر نمی کردم کون دادن این قدر کیف داشته باشه -بی انصاف کیر من که همیشه آماده کردن کونت بود . ولی فکر نکنم کیر هوشنگ خیلی بتونه به کست حال بده . -تو هم خوب با کون هایده حال می کنی . شروین دوستم داری ؟/؟ ناراحت که نیستی -نه واسه چی . این جوری حس می کنم یه چیزی هست که واسش تلاش بیشتری کنیم . چقدر کار کار کار یه خورده عشق و حال هم لازمه -شروین حالا منو ببوس ببوس .. آخخخخخخ کون دادن خلافی که این قدر لذت داره کس دادن دیگه چیه ؟/؟ .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#13 | Posted: 16 Feb 2013 23:51
بیست سال بعد 13

من وشهناز در حال بوسیدن هم بودیم -شهناز دوستم داری ؟/؟ -نمی دونم چرا این روزا همش همینو ازم می پرسی . فکر کردی این کار باعث میشه که همو فراموش کنیم ؟/؟ اوخ نمی دونی که بوسیدن تو چه حالی بهم میده . باعث میشه که با کیر هوشنگ بیشتر حال کنم . -حالا دیگه کونت با یه کیر نازک تر حال می کنه . ناراحتی که چرا کیر من کلفته ؟/؟ -اووووهههههه نه این چه حرفیه که می زنی . کوس ما خانوما بیشتر با کیر کلفت حال می کنه و لذت می بره . -شهناز شهناز این دفعه که گیرت انداختم همچین می کنمت تو کونت که دیگه نگی کونت با کیر هوشنگ بیشتر حال می کنه . حرفا رو طوری آروم و نپخته بر زبون می آوردیم که فقط خودمون متوجه می شدیم . چون می خواستیم این جوری راحت تر باشیم و اونا چیزی متوجه نشن . -بچه ها چیه پچ پچ می کنین . این جا چیزی به عنوان در گوشی نداریم .. داشتن با هامون شوخی می کردند . هایده : هوشنگ جون این اولین تجربه رسمی اوناست . این قدر سخت نگیر .. هوشنگ سخت به کون شهناز خیره شده و با دستاش طوری قاچهای کون زنمو می گردوند که انگاری داره فرمون کامیون یا یه تزانزیت رو می گردونه . شاید دور کون شهناز از فرمون بزرگترین اتوبوس ها هم گنده تر بود .. هوشنگ خیلی پررو بازی در می آورد و بی خیال هم بود . -هایده جون دلت می خواد از بغل کیر شروین کیرمو بکنم تو کونت ؟/؟ --این قدر لوس بازی در نیار . می ترسم هیچی نشده دوستامو نو از سکس ضربدری فراری بدیم -اتفاقا من می خوام اونا رو بیشتر با این حال و هوا آشنا کنم . من و شهناز زبونمونو در آورده و همو می لیسیدیم . هایده : حالا میشه دو کبوتر عاشق یه چند دقیقه ای دست از سر هم ور دارن تا ما خانوما هم یه خورده با هم بلاسیم ؟/؟ -اوخ چی می گفت این هایده . زن دوستم کف دست منو گرفت و گذاشت زیر کسش . -کارتو بکن شروین منو ببوس کمر و شونه هامو . اون و شهناز بازم از هم لب می گرفتند . زنم شده بود آینه اون و خیلی خوب هر کاری رو که هایده می کرد مث یه طوطی تقلید می کرد . اخلاق اونو می دونستم . دوست داشت که آموزش و حرکاتو به نحو احسن انجام بده تا در مقابل این غرب زده چیزی کم نیاره . -جوووووون شهناز واقعا چه تن و بدنی داری . از اوناییه که هم می تونی به مردا حال بدی و هم به زنای لز بین . نمی دونی معرکه ای . هوشنگ کوفتت بشه . باید یه دعوت از شما بکنیم که بیاین امریکا .. -حالا بذار تو این تهرون خودمون پیش ببریم اونجا رو پیشکش .. -شروین چرا الکی مخالفت می کنی .. -من دوست ندارم زنم خیلی گشاد بشه .اونم به این زودی -ببینم تو زن بقیه رو گشاد می کنی خوبه ؟/؟ یک سوزن به خود یک جوالدوز به دیگران .. هایده : بنازم به این جوالدوز شوهرت . -خیلی می سوزونه ؟/؟ -نه زیاد ولی یه جوری می سوزونه که از کیف زیاد می خوام تانگو برقصم . هوشنگ که از تماشای کیر من توی کون عیالش به وجد اومده بود هوسش زیاد شد و به زن من که کیرشو کرده بود توی کونش گفت که سرشو بگیره عقب و گاییده شدن هایده توسط منو ببینه .. -شهناز جون ببین کیر کلفت شوهرت چه جوری نصف بیشترش رفته تو کون هایده . اشتهامو خیلی زیاد می کنه -خب منظور .. -کیر من تا نصفه رفته تو کونت . بذار یه خورده بیشتر فشار بیارم . -شهناز دستشو از زیر به کیر هوشنگ رسوند و گفت این که سه چهارمش تو کون منه . شروین نگاه کن ببین من درست میگم یا نه . خوب که نگاه کردم دیدم فقط دو سه سانت از کیر هوشنگ هنوز تو کون زنم نرفته .. -ای حقه باز .. همون کلک بازیهای قدیمو داری . شهناز گناهی نداره که این قدر سوراخش تنگه . شهناز : هوشنگ جون یه خورده بکش عقب دوباره بفرستش جلو این جوری حال کن . شهناز تا می تونست دلبری می کرد و از اونجایی که می دونست تونسته رفیقمو حشری کنه و ظاهرا کسش هم به خارش افتاده بود دوست داشت که زودتر کلک کار کنده شده . کونشو چند دور دور کیر هوشنگ گردوند .-آخخخخخخ آخخخخخخ شهناز جون .. کیرمو چلوندی آبشو پروندی .. داره میاد می ریزه .. حرکت پرشی کیر هوشنگو که توی کون زنم می دیدم آمپر هوس و هیجان من رفت بالا و نتونستم جلو خودمو بگیرم . -شروین اگه دوست داری آبتو بیار . می خوام کیرتو توی کسم حس کنم . نمی دونی که وقتی کیر کلفت میره توی کسم چه حالی بهم دست میده . تو امریکا که بودیم هر چند وقت در میون از این بر نامه ها داشتیم ولی حس می کنم اینی که الان توی کونمه بهترین کیری باشه که تا حالا حس ولمسش کردم . -هایده جون از ته دلت میگی یا واسه خوشحالی من میگی . هوشنگ در حالی که با دستش آب کیر بر گشتی از کون زنمو رو لاپاش و فضای کس و کونش پخش می کرد گفت شروین جون اون دفعه هم بهت گفتم هایده جون همیشه حرف حق رو می زنه و یکی از دلایلی که عاشقشم همین صداقت و پاکی کلامشه .. .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#14 | Posted: 19 Feb 2013 19:12
بیست سال بعد 14

هایده جون آماده ای ؟/؟ -من که خیلی وقته آماده ام . آماده ام که .... زود باش . ببینم کیر تو نمی خاره ؟/؟ کسسسسم وااااایییییی کسسسسسسم به خارش افتاده .. اگه کیرتم می خاره باید اونو بمالونی به کسسسسم .. اوخ این هایده انگاری داشت ورد می خوند و منو جادو می کرد . کونشو دور کیرم و دور خودش می گردوند . وقتی که فهمید آبم داره همین جور می ریزه و حسابی کونشو خیس مالی می کنه شوهرش هوشنگ از خوشحالی جیغی کشید و به زنم شهناز گفت ببین شهناز جون تکنیک و فنو ببین . این تکنیک ها رو به این سادگی یاد نگرفته . نتیجه چند سال تجربه هست .. حس می کردم که من تا بخوام به این بی خیالی هوشنگ خان برسم سالها کار می بره . چه جور داشت کیف می کرد که زنش فنی کاره .. من که کیرم همچین توی کون هایده چلونده شد که فکر کنم تا قطره آخر آبشو توی کون خودش خالی کرده دیگه داخل رگها چیزی رو ته مونده نذاشته بود . ولی می دونستم یکی دو قطره ای هم اون ته می ماسه که از سر کیر بزنه بیرون و با دهن هایده حال کنم .. طوری آب کیر از کون هایده بیرون زد که انگار شیر آبو باز کرده باشی و آب با فشار زیاد بریزه بیرون .. هایده : شهناز جون می بینی . شوهرت عجب آبی داشته . ببین و حال کن .. بهت حسودیم میشه شهناز . حیف اگه واسه کار شوهرت نبود می گفتیم یه مدت جای هوشنگ و شروین عوض شه -هوشنگ : من یکی که موافقم پیشنهاد خوبیه .. من فوری موضوع رو عوض کردم نزدیک بود یه مثال بی خودی از زبونم بپره که توهین بشه به خانوما .. گفتم ولش .. خوب بود . جا داشت که کیرمو بکنم تو دهنش . اون خودش آماده بود برای این کار .. -اوووووهههههه هایده جون میک بزن میک یزن . -شروین فقط به من توجه کن و لذت ببر . فردا هم باید همین حالتا رو داشته باشی . اونجا دیگه نمی دونی چی به چیه و چه خبره . شاید برسه وقتی که کنار هم هم سکس کنیم ولی چند ساعت اول جدا گانه کار می کنیم .. وای مردای ایرونی .. یعنی فکر می کنی دوستای دوران دبستانت حالا کیرشون مثل کیر تو جوندار و کلفت باشه ؟/؟ فقط کلفت بودن کافی نیست . زن نیاز به یک کیر کاری و یک مرد با حال داره . کیر کلفت که نتونه تکون بخوره چه فایده ای داره .. هوشنگ :هایده خیلی حرف می زنی ها .. برو رو آموزش که این شاگرد خودتو استا کنی -از اون حرفا می زنی هوشنگ جون . ما خودمون شاگرد ایناییم و اومدیم که باهاشون حال کنیم . تازه داریم یه چیزی هم از این دو تا عزیزمون یاد می گیریم .. نمی دونم هوشنگ به شهناز چی گفت که اومد طرف کیر من که تازه آزاد شده بود و اونو گذاشت تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن . اگه اون در شرایط قبل و هفته پیش بود این کارو نمی کرد .یعنی قبل از دیدن هوشنگ و هایده .. چون هر وقت کیرمو می کردم تو کس یا کونش و بعد می خواستم بذارم تو دهنش می گفت غیر بهداشتی و کثیفه ولی حالا با توجه به این که این کیر رفته بود توی کون هایده و دهنش و احتمالا هنوزم طعم کون هایده رو می داد نگفت که غیر بهداشتیه . اونو با هوس ساک می زد . غلط نکرده باشم اینو هوشنگ بهش گفته بود که اونو در شرایط رو یا رویی با چند تا مرد قرار بده که بیکار نباشه . در هر حال در این محفلها باید خورد و کرد .. ولی بازم سکس مهم تره . بیکار نباید نشست . هوشنگ یه چشمکی بهم زد و یه اشاره به کس زنش کرد و گفت رفیق شروین برو ببینم چیکار می کنی . اگه سر حالش کنی که دیگه تو خونه با ما نمی پیچه . منم سعی می کنم رو زنت طوری تلافی کنم که وقتی ما رفتیم دوتایی با هم یه سرویس تکمیلی هم کار کنین نمی دونستم چی داره میگه با این وضعیت و شرایط نمی دونیم که دیگه اشتهایی هم واسه ما باقی می مونه یا نه . -شروین نترس . کیر که داشته باشی و کلفت هم باشه و همیشه هر وقت که اراده کنی بتونی توی کس فروش کنی هیچوقت از کردن سیر نمیشی .. زنا طوری راهشونو بلدن و عشوه گری می کنن که تمام خستگیها از تنت در میره و هوست بر می گرده . حتی اگه آبتم نتونی بیاری بازم دلت می خواد کیرتو بکوبونی تا ته کس و کون طرفت .. آخخخخخ که این پسره چقدر ریلکس بود . ومن حس می کردم که باهاش چقدر راحتم . یواش یواش داشت خیلی خیلی برام عادی می شد . کمر هایده رو با یه دستم گرفته و یه دستمو گذاشتم رو سینه اش و کیرمو از همون طرف کردم توی کوسش . -آهههههههه .. شروین شروین چقدر داغی .. ببینم شهناز کیرتو ساک زد این جوری دوباره سفت و شق شد یا ....؟/؟ -هیکل مامانی تو رو دید این جوری شد . کون تپل تو رو دید . هایده خوشگل و نازو دید این جور شد .. شهناز هنوز حرفه ای نبود و نمی دونست چی بگه ولی هایده خوب میدونداری می کرد . زیر چشمی یه نگاهی به زنم انداختم و حس کردم که یه نموره ای داره حرص می خوره ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#15 | Posted: 21 Feb 2013 20:37
بیست سال بعد 15

حالا حس کرده بودم که دوباره هوس کون کردم گذاشتم تو کون هایده .. چند تا قطره دیگه تو کونش خالی کردم . . مثل این که دیگه نباید به این فکرمی کردم که هوشنگو عصبی کنم یا اون چون توی کون زنم آب ریخته منم طوری کیرمو بکنم تو کون زنش که انگاری می خوام جرش بدم . ولی این بار واسه این که شهناز ببینه چطور با یک کون دیگه حال می کنم به دو طرف کون هایده چنگ انداخته اونا رو به پهلوها بازشون کرده تا شهناز خوب دید بزنه .. شهناز کیرو داری ؟/؟ ببین چه جوری عین یه موشک سوراخ کون هایده رو می شکافه میره داخل . آتیش می کنه . سوخت این کیر خیلی زیاده .. این کونا باکشون واسه کیر من عالیه .-خیرشو ببینی عزیزم حالشو ببری . ولی می دونستم که حالش گرفته شده . بازم هوشنگ کونشوکرده بود آب کیر هوشنگ داشت از کونش می ریخت بیرون ولی با یه حالت خاصی زل زده بود به کیر من که رفته بود تو کون هایده .. شاید اون لحظه دلش می خواست کالیبر یا همون سوراخ کونش اندازه سوراخ هایده بود و می تونست در همین حد و اندازه ها بهم حال بده تا من حسرت یه کون گاییدن جانانه و مشتی رو نداشته باشم . هرچند فرداشب قرار بود با خیلی های دیگه باشیم و این به نوعی پیشواز رفتن بود که خودمونو حسابی آماده کنیم . من که کیرمو رو به جلو حرکت می دادم هایده هم با عشوه گری اونو رو به عقب حرکت داده و تا بخوام با چند تا ضربه سرعتی کونشو آب پاشونی کنم آب کیرم به نرمی و لی تند تند خالی شد توی کون ناب یه زن ناب از فرنگ بر گشته .. می دونست چه جوری بهم حال بده . واقعا این غرب زده ها همه چی شون درسته حتی می دونن چه جوری سکس کنن و ازش لذت ببرن . لذت بردن اونا از عشق و دوستی هم خیلی بیشتر ازلذت ماست .. هوشنگ که رو تخت ولو شده بود و شهناز دهنشو انداخته بود رو کیرش و داشت واسش ساک می زد .. -شهناز خوب حالا مرغ همسایه غاز شده ها .. کیر هوشنگو از دهنش در آورد و گفت جر بخوره این کوس من که نمک نداره. کم واست ساک زدم ؟/؟ چرا الکی آبرومو پیش دوستات می بری . هوشنگ : شهناز جون حالا خونتو کثیف نکن . شروین جون باهات شوخی کرده هر وقت باشه زن و شوهرین وپیوند کیر و کستون ابدیه . کار به جایی رسیده بود که من نمی بایستی آبروی شهناز خانومو پیش اون کسی که تن و بدنشو تقدیمش کرده می بردم . ای خاک عالم بر سر .. وقتی کیرم از توی کون هایده بیرون اومد معطلش نکردم . گذاشتم خانوم خوشگله به همون صورت قمبلی بمونه و بعد در جا دوسانت پایین تر فرو کردم توکسش . -آخخخخخخخ جاااااااااان کسسسسسسم ... کسسسسسم ... وووووویییییی .. هوشنگ هوشنگ جون .. کیرش منو آتیشم زده کسسسسسسم داره آب میشه و میره هوا -نه هایده جون زن خوشگلم .. -قلبم هوشنگ .. -چیکار کنم . بگم شروین کیرشو از کست بیرون بکشه تا من یه چند لحظه ای بکنم تو کست تا خنک تر شی .. -نهههههه نهههههه کیف داره . دوست دارم دلم می خواد همین جوری بزنه . بکنه حال بده .. تمومم کنه .. جااااان .. فقط عشق و حال و هوسه .. اوووووخخخخخ من اونو واسه فردا هم می خوام .. هوشنگ از اون کیراییه که زود آبمو میاره .. این از کیر جکی هم بهتره .. -ولی هایده جون کیر اسمیت هم بد نبود .. -نه هوشنگ جون کیر جکی خیلی سفت تر و سر حال تر بود . کیر اسمیت درسته دراز بود ولی خیلی شل بود .. دهنم از تعجب وامونده بود . زن و شوهر سر کیر بقیه که کدوم کلفت تر بوده رفته تو کس و کون زنه دعوا داشتند .. -هوشنگ جون با هایده جون این قدر بحث نکن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد این کیر هایی که هایده جون میگه تو کون تو که نرفت . زن قشنگت اونا رو چشیده و می تونه تشخیص بده کدوم بهتر بوده . حالا منم افتخار می کنم که کیر منو بهتر از کیر جکی و اسمیت می دونه -آخخخخخخخ فدای تو فدای کیر تو شروین که این جوری داری از من حمایت می کنی .. هایده پیش مرگ اون کیر کلفتت بشه .. آخخخخخخخ چقدر سفت و شق شده .. انگار نه انگار همین الان کون منو گاییدی . هوشنگ عزیزم اصلا دلم نمیاد بر گردم به امریکا .. جنس وطنی خیلی باحال تره .. تو ایران خودمون هم کیر های درست و حسابی داریم .. -هایده حالا یکی زد و مال این رفیقمون درست درمون شد دیگه دلیل نمیشه همه همین جوری باشه .. -هرچی باسن جون دار ترباشه آدم سر حال تره .. اوخخخخخ شر وین جون بکن بکن .. اگه بدونی این شروین چقدر با اشتیاق منو میگاد .. دیگه این بحث های زن و شوهر منو دیوونه کرده بود . بیشترش شگفت زده ام می کرد . چقدر راحت از دم و دستگاه بقیه حرف می زدند . انگار نه انگار که با هم زن و شوهرن . شاید تا چند وقت دیگه من و شهناز هم همین جوری می شدیم . فعلا که چند تا چشمه شو با هم اومده بودیم به هایده خیلی مزه می داد چون هر بار که کیرمو می کشیدم بیرون و دست روش می کشیدم یه لایه از خیسی های کس رو دستم می نشست ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#16 | Posted: 26 Feb 2013 13:38
بیست سال بعد 16

خلاصه هرکدوم یکی دوبار خودمونو ارضا کردیم ولی هنوز یه نموره ای از حس حسادت و غیرت در من وجود داشت ظاهرا باید بیشتر تمرین می کردم . . هوشنگ و هایده یه چشمکی بین خودشون رد و بدل کردند . در هر حال تجربه اونا زیاد بود و می دونستند که باید چیکار کنن . . ما هم شاگردای تنبلی نبودیم . در هر حال زمینه شو داشتیم که بخواهیم آموزشهای لازمو خیلی خوب و سریع و جانانه یاد بگیریم . دروضعیتی قرار داشتیم که کیر من داخل کس هایده بود و هوشنگ هم داشت کس زنمو می گایید . شهناز یه حالت قمبلی شیب دار یه خودش گرفته بود که می شد گفت بهش وضعیت نشسته با یه حالت شیب در کمرش . سرش رو زمین قرار داشت و با چشای پر هوسش به من نگاه می کرد . نمی دونم چرا تا این حد لذت می برد . کیر من که خیلی کلفت تر و با حال تر از کیر هوشنگ بود . فکر کنم همه به خاطر تنوعی بوده که در سکس ایجاد شده بود . آخه آدم هر روز و همیشه بخواد یه جور غذا بخوره و از یه مدل خسته میشه . هر چند خود کیر کیره و آبش همون آبه .. لبای خوشگل شهناز که با یه روژقرمز خوشرنگ براق تر شده هوس انگیز ترش می کرد باز شده و انگار یه چیزی می خواست .هایده : شروین جون دهن شهناز کیر می خواد . برو .. برو بهش حال بده . -پس تو چی -عزیزم ما در این میادین با هم این حرفا رو نداریم . باید کینه و غرور و حسادتها رو از خودمون دور کنیم . اینجا جای اخلاق و دوستیها و فرهنگه . بر خلاف عده ای که فکر می کنن سکس ضربدری , رواج بی بند و باری و فحشا و سست شدن پایه های زندگی خانوادگیه ..این جور نیست شروین جان . هر کی دوست داره می تونه در این بر نامه ها شرکت کنه و هر کی که نمی خواد می تونه خودشو با فرهنگی که خودش داره وفق بده . همه این افراد واسه خودشون و دیگران احترام دارن وباید که به دیگران و افکار اونا احترام بذارن . مگه کسی شما رو زورتون کرده که در مجلس ما شرکت کنین ؟/؟ .. هایده چقدر حرف می زد . برای همین کیرمو زودتر به دهن شهناز جونم نزدیک کرده تا اون جوری که اون دوست داره بهش مزه بده و گله نداشته باشه که شوهرش توقع نداشته که اون بیشتر حال کنه . سر کیرمو گذاشتم وسط لبای شهناز . دهنشو آروم باز کرد و اونو گذاشت رو سر کیرم . زبونشودر آورد و با سر کیرم بازی کرد .-اووووووههههه عالیه عالیه شهناز .. عزیزم چیه خوشت میاد ؟/؟ کیر هوشنگ چشاتو بسته یا کیر من ؟/؟ -چی میگی شروین ؟/؟ این سوالا چیه می کنی ؟/؟ وقتی که یه زن داره کیر می خوره حتما داره حال می کنه دیگه . اگه حال نکنه و لذت نبره از اون کیر و صاحب کیر فرار می کنه . هایده هم اومده بود طرف محل تقاطع شروین و شهناز . دستشو گذاشته بود لاپای زنم و کیر شوهرشو که می رفت توی کس شهناز و بر می گشت لمس می کرد .. -وووووویییییی واااااااااااووووووو هایده هایده وری گود گود .. .. تو دلم گفتم کوفتت باشه کس زنمو مث یه حوضچه پر آب کردی و بازم میگی وری گود ؟/؟ آخه طوری نشون می داد که بازم می خواد توی کس زنم آب خالی کنه . خیلی دلم می خواست کیرمو از توی دهن شهناز بیرون می کشیدم میذاشتم توی کس شهناز تا زنم بفهمه که کیر شوهرش کارش بهتره . ولی روم نمی شد که کم ظرفیتی و بی جنبگی خودمو به رخ اونا بکشم . ولی می دونستم که هایده فکرمو می خونه . چشممو به کس زنم که در حال گاییده شدن توسط هوشنگ بود دوخته و هایده رو هم متوجه اش کردم که باید متوجه من باشه .. اون مثلا شده بود کار گردان ما .. در حالی که زار زار به کس شهناز نگاه می کردم و توی دلم می گفتم خاک بر سرت شروین که باید به خاطر گاییدن زنت اجازه بگیری به هایده گفتم هایده جون دستور بعدی مسئول آموزش ما چیه .. یه بال و پری بهش دادم و هر چند اونم زرنگ تر از این حرفا بود .-هوشنگ جون اگه ایرادی نداره کیرتو از کس شهناز جون بکش بیرون . بذار شروین جون کیرو بکنه توی کس شهناز -خانوم رئیس من یا باید بکنم تو دهنش یا توی کونش . ولی توی کونش بیشتر حال میده . صحنه زیبایی شده بود . بیشتر دوست داشتم که هوشنگ بذاره توی دهنش و منم بکنم توی کسش . ولی این جوری بازم باید به اون شریکی حال می دادیم ولی می دونستم که شهناز هم مثل بقیه زنا از گاییده شدن کسش بیشتر کیف می کنه .. دیگه سکس دو به یک رو روش پیاده کردیم . هوشنگ همون پشت زنم قرار داشت . کیرشو از داخل کسش بیرون کشید و دوسانت بالاتر فرو کردتوی کون شهناز و منم از زیر کردم توی کس زنم .. دستامو دور گردم شهناز حلقه کرده سرشو به طرف خودم نزدیک کردم . قبل از این که لباشو ببوسم بهم گفت بالاخره خاطرت آسوده شد و تونستی منو به چنگت بگیری ؟/؟ -تو به کی میگی . با چشات داشتی هایده رو می خوردی . دوتایی مون طوری آروم حرف می زدیم که اون دو تا نشنون ولی یه چیزایی رو فهمیده بودن .. هایده : بچه ها باید عادت کنین . دیگه وقتی قبول کردین که سکس ضربدری و گروهی داشته باشین باید پی این چیزا رو به تنتون بمالین .. .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#17 | Posted: 28 Feb 2013 18:29 | Edited By: aredadash
بیست سال بعد 17

من و شهناز دیگه ساکت شده بودیم و سعی می کردیم کمتر با هم حرف بزنیم . . با این حال من که زیرش قرار داشتم و به چشاش نگاه می کردم التماسو در چشاش می خوندم . ازم می خواست که کیرمو با آخرین توانم بزنم به ته کسش . می دونستم اخلاقشو . با این که همش از درد می نالید ولی وقتی که هوسش گل می کرد هیچی جلو دارش نبود . واسه این که پیش اون دو تا کم نیاریم و سیاست خودمونو هم حفظ کنیم با ایما و اشاره با هم حرف می زدیم . سرمو آروم تکون داده و با چشام بهش خندیدم . اونم با یه لبخند و چشمک حالیم کرد که به دل نگیرم و هر وقت که باشه من و اون باید هوای همدیگه رو داشته باشیم .. دستمو گذاشتم دور سرش و لبای زنمو رو لبام گذاشتم تا با بوسه هام آرومش کرده هوسشو زیاد کنم . کیر هوشنگ هم از پشت رفته بود توی کون زنم . یعنی شهناز هم کیر منو داشت و هم کیر یک غریبه رو. ولی از این که بیشتر با کیر من حال می کنه و این منم که بهش لذت میدم کیف می کردم . این هوشنگ هم که از پشت داشت کون زنمو می کرد مدام خودشو لوس می کرد . نمی ذاشت من و اون یه خورده در حال و هوای خودمون باشیم . بازم خوبی جریان در این بود که هایده خودشو به شوهرش چسبونده داشت باهاش ور می رفت . هوشنگ با حرف زدنای خودش حواس مارو پرت می کرد . شهناز خودش داشت با کیر من کیف می کرد و اینو کس خیسش به خوبی نشون می داد ولی از اون طرف هوشنگ می گفت -شهناز جون می بینی کیر رو داری . کیف کن حال کن . چقدر کیر من با این کونت تنظیمه . -هوشنگ جون شهناز داره فعلا با کیر شوهرش حال می کنه . هر کیری که نمی تونه کسو سر حالش کنه .. -ولی شروین جون زن هرچی که سوراخ تنگ تری داشته باشه با همون بیشتر حال می کنه . فوری رو کردم به هایده و گفتم من چند بار به این هوشنگ باید بگم که هرچی خودش دوست داره رو به بقیه تحمیل نکنه . خب تو گاییدن از کونو دوست داری دلیل نمیشه یک زن هم خیلی خوشش بیاد یا اونو بر کس دادن تر جیح بده . هایده هم به دفاع از من در اومد و گفت راست میگه هوشنگ جون . خودمن با کس دادن بیشتر حال می کنم تازه تقریبا همه زنا این جورند . مگه خودت نمی دونی تحریک هورمونی و عصبی در قسمت کس بیشتره .. حال و حوصله این بحث های الکی رو نداشتم . کمر شهنازو گرفته و اونو بیشتر به طرف خودم کشیدم و با ضرباتی تند از پایین به بالا کوسشو هر لحظه آبدار ترش می کردم .. صدای هوسش دیگه در اومده بود . -اووووووخخخخخخخخ .... جوووووووون شروین شروین جون از همون ضربه های آتیشی و باحالت بهم بزن .. ولم نکن .. هوشنگ هم واسه این که خودی نشون بده از پشت محکم کمر شهنازو داشت و چه گاییدن صدا داری به راه انداخته بود .. -وااااااییییییی هوشنگ جون فدات فدای کیرت من کونم درد گرفت .. آخ یواش تر شلش کن . -شهناز جون دیدی کیرم اگه کون با حال ببینه کلفت میشه ؟/؟ زنم از درد کون و کیر هوشنگ که به شدت داشت اونو می گایید دندوناشو به هم می فشرد .. دستمو از رو سینه هاش بر داشته و با موهای سرش بازی کرده و سر و صورتشونوارش کرده و تا می تونستم به کسش حال می دادم تا درد کونو از یاد ببره . -اوووووووفففففف عزیزم عزیزم .. تحمل کن .. با کیرم حال کن .. هر وقت باشه باید این کیر رو داشته باشی . فردا شب که رفتی زیر کیر بقیه یادت باشه که کیر منو به یاد بیاری و حال کنی ... هایده : خواهش می کنم دستور دوپینگو بهش ندی . بذار اون یک زن خود ساخته شه . مثل تو که باید در این محفل ها خود ساخته شی . بذار حال کردن با دیگرانو یاد بگیرین و دیگه سر هیچ و پوچ دعوا نیفتین و نسبت به هم حسادت نکنین .. -هایده خانوم چی داری میگی این حرفی که تو می زنی یعنی این که هر وقت که هوس کردی خودتو بندازی توی بغل یه نفر دیگه .. -نه شروین جان اصلا هم این طور نیست . من شاید گاهی از یه مردی خوشم بیاد . حتی شاید خوابشم ببینم . ببینم که لختم کرده داره تر تیب منو میده ولی اون قدر احترام واسه هوشنگ جونم قائلم که بدون اجازه اون نرم زیر کیر اونی که دوست دارم معشوقه ام باشه . چون اون درکم می کنه و می دونم کاری نمی کنه که من در زندگی حسرت بخورم . من خودمم هواشو دارم .. ولی از این موارد زیاد پیش نمیاد . چون خیلی همدیگه رو دوست داریم و به خاطر همین درک متقابله که عاشقانه ماهی چند بار با هم سکس می کنیم -خوش بگذره هایده جون کاش همه زن و شوهرا مثل شما بودند -داری دست میندازی ؟/؟ ..راستی راستی داشتم مسخره می کردم ولی گفتم نه خواهش می کنم هایده خانوم من اینو از ته دلم گفتم . شما رو تحسین می کنم ولی در دل می گفتم واقعا گیر عجب کس خلایی افتادیم .. ما هم کس خل بودیم ولی از درجه سبک ترش . ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی



Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#18 | Posted: 5 Mar 2013 23:59
بیست سال بعد 18

من و هوشنگ دو تایی شهناز رو حسابی گاییدیم ولی من از جون مایه گذاشتم .. -عزیزم نزدیکه ؟/؟ -با کیر جادویی تو چرا که نزدیک نباشه . احساس غرور می کردم -آههههههه شروین شروین .. بیحال شده بود چشاشو بسته بود .. می دونستم که داره به آخرش می رسه . شایدم رسیده بود چون کف دستشو گذاشت زیر همون محلی که داشتم می کردمش و دستشو محکم به محل تماس کیر و کس چسبوند و دیگه نذاشت که حرکتی داشته باشم . متوجه شدم که ار گاسم شده و می خواد که این جوری من آبمو توی کسش خالی کنم . با همون حرکت ثابت و بی حرکتی .. شروین دیگه خودت می دونی -من نمی دونم این کیرم می دونه . اون دستت که اون زیره دیگه فرصت فکر کردن بهش نمیده دیگه تموم شده .. -هوشنگ جون اگه تو هم نمی تونی جلو خودتو بگیری بریز توی کونم بازم تشنه مه جا دارم می خوام .. کیر شوهرم اشتهامو باز کرده . با این که با این حرفش یه خورده خوشحالم کرده بود ولی از این نظر که بازم از دوستم خواسته بود که آبشو توی کونش خالی کنه کفرم در اومده بود ولی به فردایی که انواع و اقسام کیر ها در انتظار زنم بودند فکر می کردم دیگه یه جوری می شدم . درهر حال تا یکی دو ساعت بعد از نیمه شب کلی حال کردیم و خوابیدیم تا برای شب بعد و روز بعدش خوب سر حال باشیم .. هوشنگ و هایده صبح زود رفتند و من و هایده به هم کمک می کردیم تا به شرایط ایده آل جسمی و روحی برسیم -شروین جنبه داشته باش نکنه پیش دوستات و مهمونات آبروی ما رو ببری و غیرت بازی در بیاری . زشته . وقتی که قبول کردی سکس گروهی داشته باشی باید تا آخرش وایسی -چرا می دونم این برای همه هست برای ما هم هست . خودت چی خودت به کی میگی .. یه موقع خانومای خوشگلو دیدی که دارن میان طرف من نکنه حساسیت نشون بدی . -نه ما باید کلاس خودمونو حفظ کنیم و نشون بدیم که ما هم می تونیم مث غربی ها پیشرفت داشته باشیم و دروازه های ترقی و تمدن رو به روی خودمون باز کنیم . باید ثابت کنیم که یک ایرونی هم می تونه ترقی کنه .. -خوبه حالا نمی خواد از این سحنرانی های کس شرانه بکنی . بقیه اش به درد درسای حوزه علمیه می خوره که ازش علیه ظلم و ستم استفاده شه .. -ببینم شروین جون فکر می کنی بیشتر مردا از کوس مودار خوششون بیاد یا بی مو .. -شهناز مثل این که قاطی کردی ها تو که الان کست رو تیغ انداختی . مگر این که بری کاشت مو .. مو بکاری . -حالا منو دست میندازی ؟/؟ ولی خودش خنده اش گرفت . -ببینم یه چیزی بگو که من همون کارو انجام بدم مردا بیشتر خوششون بیاد .. -شهناز جون سلیقه ها مختلفه من چی بگم یه فیلم پخش میشه یه داستان نوشته میشه صد تا هزار تا نظر و صد تاهزارتا پیشنهاد داده میشه و صد ها سلیقه داریم .. -خب کلی بگو .. مثلا من اخلاق زنا رو می دونم اگه خودشونو خوشگل کنند و اون مردی رو که دوست دارن بهشون توجه کنه , ولی بی اعتنایی می کنه بیشتر به طرفش کشیده میشن . منتها این بی اعتنایی هم یه حد و اندازه ای داره که باید کاری کرد که نه سیخ بسوزه نه کباب .. -خوبه تو این چیزا رو خوب واردی . بگو ببینم مگه خودت اینا رو پیاده کردی -دیوونه شدی شروین . دونستن یه چیز دلیل بر انجام دادنش نمبشه . تازه هنوز هیچی نشده داری عکس العمل نشون میدی وای به فردا .. -شهناز جون تو که خودت زنی و بهتر می دونی که مردا چه جوری بیشتر تحریک میشن .. همون کون گنده و خوش تراشت و از طرفی سینه های درشت و صورت سفید و گردت با اون لب و بینی خوشگل و غنچه ای و قلمی ات دیگه هر مردی رو افسون می کنه . -کاش هوشنگ خان جای سینه رو هم باز نگه می داشت -ببین عزیزم اون به صورت کلی فکر کرد و من از این نظر رفیق خودمو تحسین می کنم . حالا تو سینه ات درشت و مرد پسنده .....-جدی میگی ؟/؟ داری امید وارم می کنی .. چه خوب ! پس علاوه بر کون برجسته و کوس تپل سینه های درشتی هم دارم که دل مردا رو ببرم -حرفمو قطع کردی شهناز داشتم می گفتم حالا تو سینه هات ردیفه ولی یه سری هستند که سینه هاشون شل و وا رفته و آویزونه .. اینا موقع سکس اگه برهنه شن زیاد نشون نمیده یا میره لای چیزای دیگه گم میشه ولی اگه از همون اول بخواد آویزون باشه حسابی می زنه توی ذوق . روحیه خودشون کسل میشه . -راست میگی شروین . ممکنه منم چند وقت دیگه همین وضع برام پیش بیاد . حالا نکنه چند تا زن مدل به مدل دیدی خودکشی کنی . هر وقت باشه تو شوهر خودمی و بازم باید بیای تو بغل من . -شهناز تو هم مثل آخوندا شدی که واسه بقیه وعظ می کنن و واسه خودشون هیچی . دو تایی همدیگه رو بوسیدیم و به هم قول دادیم که با هم کنار بیاییم و کاری نکنیم که آبرومون بره . خود نگه دار باشیم و همیشه به هم وفا دار بمونیم . و دنیای این محفل سکس گروهی رو مثل دنیای بازیگری بدونیم . مثل هنرپیشه ای که وقتی پا به زندگی خصوصی خودش میذاره یعنی همون زندگی خارج از فیلم فراموش می کنه که در صحنه های حرفه ای و دنیای حرفه ای گری چی براش پیش اومده .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#19 | Posted: 8 Mar 2013 17:20
بیست سال بعد 19

قرارم نیست که شورت بپوشیم .. .. شهناز چند تا عطر با خودش آورد و ازم پرسید خب حالا ازت می پرسم کدوم یک از اینا هوس تو رو زیاد تر می کنه یعنی بیشتر تحریک می کنه . من فکر کردم عطری که به کون لختم می زنم با عطر تنم فرق کنه ولی این جوری همه چی قاطی می کنه -شهناز فکراتو با این چیزا خسته نکن . همون یه عطر رو بزنی کافیه . مردا همین که چشماشون به کون تو بیفته هوش از سرشون می پره . دیگه نیازی به عطر و ادکلن نیست . با این حال دلشو نشکستم و همراهیهای لازمو باهاش انجام دادم . -چیه شهناز استرس داری ؟/؟ -نمی دونم چرا با این که همه بهم میگن خیلی خوشگل و خوش اندام هستم ولی این زنای امروزی از اون حرفه ای ها هستند با انواع و اقسام میکاپ ها خودشونو طوری جلوه میدن که اگه زشت ترین هم باشن زیبا ترین به نظر بیان . -مگه تو به خاطر این چیزا داری میری مهمونی ؟/؟ وقتی کیر شق شه بره طرف سوراخ دیگه این چیزا حالیش نیست شهناز -یه چیزی میگی شروین . ولی ما زنا برامون خیلی اهمیت داره . مخصوصا وقتی که واقعا برتر باشیم . حالا شهناز تو که به غیر از هایده که ازش خوشگل تر و خوش بدن تری کس دیگه ای رو ندیدی پس برای چی این قدر نگران و دلواپسی . -یه حسی اینو به من میگه که اگه بخوام می تونم ملکه مجلس شم . -ببینم به وجود پادشاهی مث من افتخار نمی کنی ؟/؟ حالا یه دست گرمی بهم نمیدی و یه پیشواز نمیریم ؟/؟ -بهتره فعلا کاری نکنیم و انداممونو رو فرم داشته باشیم . از طرفی هوس و هیجان رو هم پایین نیاریم بهتره .. -بازم خدا پدر هوشنگ و هایده رو بیامرزه که اومدن یه دست گرمی با هم رفتیم تا سختمون نباشه . وگرنه اگه اونا هم نمیومدن معلوم نبود چه جوری می تونستیم خودمونو با این بر نامه هماهنگ کنیم . درهر حال ساعت موعود فرا رسید و من و شهناز پامونو گذاشتیم به مهمونی .. چه غوغایی بود . انگاری ما جزو آخرین نفراتی بودیم که پامون به مجلس باز شده بود . هایده و هوشنگ به محض دیدن ما اومدن طرفمون . .. هایده : داشتیم دلواپس می شدیم که چی شده ..عجب خونه و تالار و سر سرایی . -ببینم هوشنگ جون این باید یکی از قصر های دوران قاجار باشه یا خونه ای مربوط به یکی از اشرافیان همان زمان که باز سازی شده . این که بیشتر از چهل تا اتاقشو من دارم با یک نگاه می بینمش .. -تا حدودی حدست درسته .. -آره سبکش معلومه ولی خیلی شیک درست و باز سازی شده .. هوشنگ روکرد به جمعیتی که حدود چهل نفری می شدند . حدود بیست تا مرد و بیست تا زن بودند . فقط نیمی از مردا برام آشنا بودند . چهره های کوچولوی زمان کودکی که مثل من حالا واسه خودشون مردی شده بودند . بیست سال می شد که اونا رو ندیده بودم . هر چند دو سه تا از اونا گاهی میومدند بانک یه سری بهم می زدند یا هر وقت که بانک شلوغ بود به من مراجعه می کردند تا خارج از نوبت کارشونو انجام بدم . من و شهناز رفتیم سراغ رختکن های مخصوص خودمون . من برش دور کیر و اونم تیکه دور کون و کسشو بر داشت . مانتوشم آویزون کرد . یه خورده استرس اولیه مون کم شده بود . همه هم مث ما بودند . اونا هم این مجالس واسشون تازگی داشت . هر اتاقی هم واسه خودش یه پنجره باز کوچولو داشت که می شد از اونجا راخت داخل اتاقو دید زد . ظاهرا این اتاقها محل سکس بود . تعداد اتاقها با توجه به شرکت کنندگان زیاد بود . -ووووووییییی شروین دو تا از همکلاسیام اونجان .. -شهناز کون تو خوشگل تر از کون اوناست -چش چرون کی گفته کون اونا رو دید بزنی . ساناز و سهیلا .. .. -شهناز اون دو تا مردی هم که کنارشون وایسادن یاران دبستانی منند و یک سال هم راهنمایی هم کلاس بودیم .. یکیشون اسمش بود سامان و یکی دیگه .. یادم رفته .. شانس آوردم که زنش سهیلا اونو به اسم سهیل صدا زد . چهار تایی شون اومدن طرف ما . فکر کنم دیگه اونا هم متوجه شده بودند که ما دوستی دو جانبه داریم . رفتم دوستان دوران مجردی و یاران محصلی خودمو بغل بزنم که دیدم سهیل اومد زنمو بغل زد و سهیلا هم خودشو انداخت توی بغل من .. بی انصافا اصلا اجازه ندادند سلام علیک کنیم . اون دو تا گیر کیر و کونی بهتر از جنس خودشون افتاده بودند و نمی خواستند که به این آسونی از دستش بدن .. -ببینم سهیل تو هنوز فرق نکردی . همون جور شتاب زده هستی . مطمئنی که ابن جور مجالسو قبلا نرفتی .. -ببینم کدوم آخوند تا حالا ما رو دعوت کرده که پا به این مجالس بذاریم . من که الان چند ساله پامو از تهرون خودمون بیرون نذاشتم چه برسه به این که پام برسه به خارج از کشور و پا به همچین مجالس با کلاس بذارم .. . چشمم که به پنجه های سهیل افتاد که رو کون شهناز قرار گرفته و رو کون سفیدش لک انداخته عصبی شده به زور خودمو کنترل کردم ولی همین کارو من با سهیلا انجام دادم و سرمو به طرف کونش خم کردم تا اثر انگشتامو ببینم ولی از اونجایی که پوستش کمی سبزه بود اثری نداشت و نذاشت .... ادامه دارد .. نویسنده .... ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#20 | Posted: 13 Mar 2013 13:01
بیست سال بعد 20

من مونده بودم که چیکار کنم . به یاد این جمله هوشنگ افتاده بودم که می گفت وقتی که پاتو گذاشتی به مجلس فکر کن که انگاری زن نداری مجرد هستی . فکر کن همونی که باهاش پاتو گذاشتی به مهمونی هم زنت نیست . دوست دخترته . اصلا یه غریبه ایه که همین دم در باهاش سلام علیک کردی و با هم وارد شدین .. راستی راستی اون می تونست همچین تصوری کنه . می تونست این جوری حس بگیره و خودشو با محیط وفق بده ؟/؟ می گفت که چند تا مرتاض هندی اونو کمک کردن که بره توی حس .. یا کس خل بود یا این که منو کس خل گیر آورده بود .. با خیلی از بر و بچه ها سلام علیک کردیم .. خیلی دستپاچه احوالپرسی می کردم . می خواستم ببینم که بالاخره کی میاد و شهناز منو می بره . خودم برام فرقی نمی کرد . سهیل همچین به شهناز چسبیده بود که انگاری ارث پدرش باشه .. تازه این سامان هم همش دنبالش بود و از قرار معلوم می خواستند یک جنگ گلادیاتوری بین خودشون راه بندازن . کس مال من بود یعنی مالک اصلیش من بودم اونا سرش دعوا داشتند .. از قرار معلوم بقیه صبر نکردن ببینن کشمکش ما چی میشه .. .. ساناز : شما چه تونه بریم یکی از این اتاقا رو بگیریم دیگه .. سامان : از قرار معلوم فعلا گروهی نمیشه . یعنی چند بر یک میشه ولی در حالتی که ضربدری باشه اوایل مجلس نمیشه .. شهناز : هوشنگ و هایده چیزی بهمون نگفتند -شما دیر تشریف آوردین .. یه مسائلی مطرح شد . الان هم دیگه معلوم نیست کجا تقسیم شدند .. . سهیلا : چه طوره یه دوری بزنیم و ببینیم چه خبره . ... سهیل : بد فکری نیست . مثلا داریم فیلم سوپر می بینیم .. هر کدوم از این اتاقها یه پنجره کوچیکی داشت که می شد اون داخلو دید زد . اونایی هم که برای عملیات رفته بودند در رو از داخل قفل می کردتد . از کنار چند اتاق رد شدیم . بیشترشون یک به یک بودند . ما از همه شون عقب افتاده تر بودیم . ظاهرا چهار گوش اتاق دوربین کار گذاشته از این بر نامه ها فیلم تهیه می کردند . هوشنگ هم یه چیزایی در این مورد بهم گفته بود . گفت که این فیلمها رو نگه می داره که یه گرویی داشته باشه اگه یه کسی خواست ما رو لو بده همون قسمت مر بوط به اونو پخشش کنه .. .. در یکی از این اتاقا شاهین تیزه رو دیدیم که داشت هایده رو می گایید . شاهین خیلی خوش تیپ و خوش اندام بود و می گفتند به اندازه تار موهای سرش دوست دختر داشته تا از دواج کرده .. آخرشم با یه دختر بد قیافه خر پول از دواج کرد .. کیرش همچین مالی نبود . از اونایی نبود که بتونه به هایده مزه بده . من تعجب می کردم هایده جون با این که کیرشو دیده بود چه جوری اونو بر د اتاق خلوت .. شاید هم هایده انتخابی شاهین تیزه بوده . ولی عجب زوری داشت این شاهین . یه لنگ هایده رو انداخته بود رو شونه هاش طوری که انگار کشاله زن دوستمو داشت جر می داد . هایده هم زیبا تر از همیشه با پاهای کشیده و بلندش استیلی به هم زده بود که ما مردا رو به هوس آورده بود . سامان از پشت داشت با کس شهناز ور می رفت و کونشو هم انگولک می کرد و از طرفی هم سهیل از جلو دستشو رو کس زنم شهناز جون که از هوس چشاشو باز و بسته می کرد گذاشته بود و چاک کوسشو هم به دو طرف باز کرده بود و گاهی هم دست سهیل و سامان می خوردن به هم . من هم یه دستمو گذاشته بودم رو کون سهیلا و با یه دست دیگه ام با کون ساناز ور می رفتم . خیلی هیجانی شده بود . ازپشت و از راه چاک کون دستمو رسوندم به کس خانوما که اونا خودشون داشتند از جلو با کس ور می رفتند .. عجب خیسی کرده بودند این خانوما .. سامان : من دیگه تحملشو ندارم . واقعا که هر 6 تا مون کس خل شدیم . اصلا واسه چی اینجا وایسادیم و داریم کوس و کون دادن بقیه رو می بینیم . سهیل : سامان شهناز مال منه .. سامان : مال پدرت که نیست منم می خوام باهاش حال کنم . سهیل : اصلا چطوره دو نفری باهاش حال کنیم .. سامان : از کجا معلوم که خودش رضایت داشته باشه .. شهناز : به خاطر گل روی شوهرم و این که در کودکی با هم همکلاس بودین و با هم خاطره دارین و به خاطر این که من و سهیلا و ساناز جون هم چند سالی رو هم کلاس بودیم و خاطره ها با هم داریم قبول می کنم که با شما دو تا در یک زمان سکس داشته باشم ولی اون وقت ؟/؟ -شهناز عزیزم می تونی جواب این دو تا رو بدی . دیگه هیچی واسه من نمی مونه . تازه دست خراب میشه . مرد دیگه ای هم اینجا نمونده -میگی چیکار کنم شروین . من نمی تونم بین دو تا دوست قدیمی رو به خاطر خودم دعوا بندازم و میونه شونو خراب کنم . نباید خود خواه باشم . اونا که راضین منو شریکی داشته باشن .. -این جوری که تو میگی سهیلا و ساناز هم در مر حله اول به من می رسن یا می رسه .. -نوش جونت وای برای یه مرد خیلی سخته که دو تا زنو ارضا کنه -تو غصه منو دوستاتو نخور . چطور دو تا مرد رو می خوای با هم داشته باشی ولی به فکر سهیلا و ساناز نیستی ؟/؟ .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی


Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / بیست سال بعد بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites