خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی /

بحث و گفتگو پیرامون داستانهای سکسی (نظر سنجی در پست اول)


صفحه  صفحه 24 از 47:  « پیشین  1  ...  23  24  25  ...  46  47  پسین »
ROBOCOP مرد #231 | Posted: 31 Dec 2014 11:42
کاربر
 
سلام به دوستان و کارشناسان و دوستان اهل فن نویسندگی، خصوصا سبک سکسی.
در حال حاضر، داستانی را می نویسم به نام قربانی سکس. فصل اول آن با ۱۲ قسمت را به اتمام رساندم و در حال نوشتن فصل دوم با ۱۲ قسمت برای دوستان هستم.
لطف کنید و به داستان من نگاهی بیندازید و انتقادات وپیشنهادات خود را در مورد داستان بگویید تا در صورت لزوم در قسمت ها و فصل های بعد اعمال و گنجانده شود.
با سپاس فراوان
پلیس آهنین
      
ellipseses مرد #232 | Posted: 31 Dec 2014 14:37 | Edited By: ellipseses
کاربر

 
ROBOCOP:
سلام به دوستان و کارشناسان و دوستان اهل فن نویسندگی، خصوصا سبک سکسی.
در حال حاضر، داستانی را می نویسم به نام قربانی سکس. فصل اول آن با ۱۲ قسمت را به اتمام رساندم و در حال نوشتن فصل دوم با ۱۲ قسمت برای دوستان هستم.لطف کنید و به داستان من نگاهی بیندازید و انتقادات وپیشنهادات خود را در مورد داستان بگویید تا در صورت لزوم در قسمت ها و فصل های بعد اعمال و گنجانده شود.
با سپاس فراوانپلیس آهنین

اول سلام
من قبلا" قسمت اول داستانت رو خونده بودم و تصمیم داشتم دربارش بنویسم، ولی نمی دونم چی شد که نشد!
قربانی سکس
روایت به قلم راوی آغاز میشه و بعد برای بازگویی بهتر احساسات و فعالیت ها به شخص اول داستان محول میشه. این اولین نمایش زیرکی و مهارت نویسندست. موضوع داستان رک و روشن، درگیری های جوانان ما با مسائل جنسی مثل سکس و رابطه ی عاطفی با جنس مخالف هست اما حقیقت رو بگم، درونمایه ی داستانتون توی این فصل رو نتونستم بفهمم. عشق یک طرفه، دروغ و خیلی از مضامین توی همین دوازده قسمت مطرح شدند که داستان رو غوطه ور بین این ها نگه می داشت. هیچکدوم به دیگری مقدم و ارجح نبود و همه به یک اندازه نکوهش شدند.
نکته ی بعدی درباره ی شخصیت هاست. اینکه مثل خیلی از نویسنده های داستان های سکسی به ذکر ویژگی ها از زبان راوی اکتفا نکردید خیلی عالیه اما دقت کنید که عجالتا" ضد قهرمان در فصل اول برادر یا همون شخصیت علی هستش که شما به ذکر ویژگی هاش نپرداختید یا بهتره بگم در حد کافی نپرداختید. شخصیت علی جای کار بیشتری در قسمت های آغازین داشت.
درباره ی تعبیرات هم باید بگم که از تعابیر لطیف کم بهره بردید. انگشت شمار؛
ROBOCOP:
دیگه بعد از اون روز گم شده بودم، خیلی گم. اطرافیانم رو نمی دیدم و همیشه سعی بر این داشتم تا خودمو به اونا نزدیک تر کنم.

ROBOCOP:
مثل همیشه گرم و صمیمی برخورد کرد و با حرفاش گوشم رو نوازش داد.

اما از این دست عبارات توی این فصل که کم بود. اگر فصل آتی این نقصان لطایف رو جبران کنید داستان دلنواز تر هم خواهد بود.
نکته ی بعد رو درباره ی گفتگوهاتون مطرح می کنم. اتفاقی که فقط در داستان شما دیدم استفاده از اصوات در گفتگوهاست!
ROBOCOP:
علی: آره عزیزم می دونم، اومممممااااا!
پریسا: اومممممم

به نظرم خیلی خوبه که اینطور در استفاده از کلمات صرفه جویی کردید و مثلا" بوسه ها رو انقدر خوب نمایش میدید.
ROBOCOP:
یه لحظه جا خوردم و آب دهنم رو قورت دادم انگار که قتلی رو مرتکب شدم

از این تشبیه ها هم کم استفاده می کنید. باید دقت داشت که این عبارات تشبیهی و استعاری میتونن خواننده رو میخکوب کلمات بکنند.
در آخر یه جمله ی جالب از داستان انتخاب کردم و نقل قول می کنم و بهتون برای داستان زیباتون تبریک میگم. نقاط قوت داستان مثل لحن جالب، قدرت بیان وقایع، تصویر سازی های کامل و ... از نقاط ضعفی که گفتم و چندی دیگه مثل سرعت گذر از وقایع و نتیجه گیری های عجولانه، بیشتر هستند و هنین داستان رو تحمل پذیر کرده و از خوندنش خسته نمیشیم!
ROBOCOP:
مثل همون روز که دیده بودم، سینه های تقریبا کوچیک ولی گرد و سفید با نوک صورتی، با دستاش سینه هاشو میمالید و پریسا هم چشاش بسته بود و آه

به نظرم تکرار زیباترین فن جذابیته!
باز هم میگم موفق باشید و منتظر فصل بعدی هستم.
حتی اگر نباشی، می آفرینمت!
چونان که التهاب بیابان،
سراب را...
      
ROBOCOP مرد #233 | Posted: 31 Dec 2014 22:26
کاربر
 
سلام دوست عزیز

کمال تشکر رو از خوندن کامل داستن و موشکافی شما را دارم. نکات خوبی رو اشاره کردید و پیشنهادات خوبی رو ارائه دادید و انتقادات شما نیز به جا و درست بودند.

این رو هم عرض کنم خدمتتون که من خودم رو نویسنده نمی دونم هرچند که بهش علاقمند هستم. حال اگر من رو نویسنده و آن هم با مهارت و زیرک دانستید، از لطف جنابعالی بوده نه از توانمندی من.

در مورد نپرداختند به شخصیت علی در فصل اول:
حرف شما کاملا درست است و الان که به موضوع نگاه می کنم می بینم که واقعا کم پرداختم. دلیل اصلی آن ها این بود که چون نمی خواستم در فصل های بعد از این کاراکتر استفاده کنم، در همان فصل اول کمرنگ شد که می دانم یکی از عیب های داستانم بوده است.

در مورد دورنمای فصل اول:
مقداری سردرگمی در فصل اول پیش می آید چون با کمبود قسمت مواجه شدم و حجم عظیمی از داستان. می خواستم فشار روحی و روانی فرد از گذشته در زندگی حالش را بیشتر به تصویر بکشم و مواجه شخص با فرد درونی خودش!
البته می توان گفت فصل اول، پیش نمایش و پیش گفتاری برای ادامه داستانم هست تا دوستان بیشتر با کاراکترها آشنا شوند.
البته باز هم حرف شما را درباره سردرگمی و ندیدن آن دورنمایی که من در تصور خود داشتم را قبول دارم!

استفاده از تعابیر لطیف:
در این مورد هم کم کار کرده ام و شاید فکر می کردم دوستان زیاد علاقه ای به این جور صحبت ها ندارند. البته از این به بعد حتما بیشتر استفاده خواهم کرد.

استفاده از اصوات:
من خودم نیز در داستان های دیگر ندیده بودم و چون خودم به عنوان یک خواننده دوست داشتم چنین چیزی را، در داستان خودم مقداری از آن را گنجاندم و می خواستم بیشتر در داستان از این اصوات استفاده کنم که باز هم فکر می کردم ممکن است لوس شود. ولی از این به بعد استفاده بیشتر خواهم کرد.

استفاده از تشبیهات و استعارت:
از این نمونه تشبهات و استعارت هم چون روند داستان مقداری تغییر کرد و خودم نیز بر این بودم که مقداری فضا را به تشبیهات و استعارت ببرم. گاهی طنزمایه و گاهی نیز جدی. در قسمت های بعد بیشتر لحاظ خواهم کرد. در مورد میخکوب شدن نویشنده در کلمات نیز با شما موافق هستم.

تکرار وقایع:
خودم فکر می کردم مقداری زیاده روی می کنم در تکرار وقایع یا تصور جسمی یک کاراکتر ولی به نظر می آید که بر جذابیت داستان بیشتر تاثیر می گذارد.

با تشکر فراوان
پلیس آهنین
      
hosenzad مرد #234 | Posted: 3 Jan 2015 12:53
کاربر
 
چند تا کاربر نمونه
احترام و ادب و اخلاق
      
hosenzad مرد #235 | Posted: 3 Jan 2015 12:53
کاربر
 
تبریک میگم دوست عزیز ایرانی در باره کاربر نمونه
احترام و ادب و اخلاق
      
sexy123 زن #236 | Posted: 3 Jan 2015 20:57
کاربر

 
سلام،من داستان نمینویسم،در واقع گذشته خودمو دارم مینویسم،خوشجال میشم نظراتتون و بدونم،ممنون
      
shahrzadc زن #237 | Posted: 3 Jan 2015 21:42
کاربر

 
gavadd:
سلام
من عاشق داستانهایی هستم که زنه شوهرش رو میپیچونه و میره کس میده یا شوهرش هم خبر داره و یا تیپهای سکسی میزنه و میره میده آخ که دیوونه میشم تا این داستانها رو میخونم مثل همسر خوش هیکل من یا یا سمن همیر فاحشه من میشه چند تا از این داستانها رو برام معرفی کنید تا بخونم . لطفآ

https://www.looti.net/12_7333_1.html
یک عروس وهزارداماد
با درودبه دوست نازنین جواد جان .. در این مورد چند داستانهایی رو نوشته ام از تک قسمتی گرفته تا چند قسمتی ولی فعلا یک داستان سریالی رو به یادم میومد که لینکشو گذاشتم ولی در این داستان فقط پیچوندن هست .. اونم پیچوندنهای حسابی و دبش .. نوعی لذت همراه با انتقام گیری از شوهر که شوهره اخر داستان جریانو می فهمه و....ولی به اون صورت فانتزی خالص و با اغراق زیاد باشه و از حد ناباوری گذشته باشه رو چیزی یادم نمیاد .. چون من داستانهای سکسی رو به نوعی ناباوری تشبیه می کنم اما بعضی ازاین ناباوریها از حد می گذرند مثل این که بی مقدمه ادم بره سر خالی بندی هایی که با نظام جامعه ما نمی خونه ... فرضا ما الان در خیابانهای جمهوری اسلامی داریم راه میریم یه مردی بیاد تعریف کنه که دیدم که زیدی داشت زنم را در پیاده رو دستمالی می کرد من خیلی خوشم میومد گذاشتم به کارش ادامه بده ...اونم در خیابونی که زن نمی تونه بدون روسری راه بره .. سر فرصت اگه چیزی یادم اومد برات ی نویسم . گفتم یه جوابی داده باشم ... چون الان هنوز بیمارم و بی حال ..دوست و داداشت : ایرانی
      
shahrzadc زن #238 | Posted: 3 Jan 2015 21:45
کاربر

 
hosenzad:
تبریک میگم دوست عزیز ایرانی در باره کاربر نمونه

ممنونم حسن زاد عزیز ....لطف مسئولین و مدیر ان کل شامل حال بنده شد ه ..دستشون درد نکنه ..و افتخار بنده هم به اینه که در خد مت شما نمونه های واقعی باشم .. با سپاس : دوست و برادرت : ایرانی
      
shahrzadc زن #239 | Posted: 3 Jan 2015 21:49
کاربر

 
sexy123:
سلام،من داستان نمینویسم،در واقع گذشته خودمو دارم مینویسم،خوشجال میشم نظراتتون و بدونم،ممنون

با درود به سکسی نازنین ..من هم خوشحالم که شجاع با اراده ای مثل شما داره از خاطراتش میگه .. این روزا بیماری شدید باعث شده که هم از نویسندگی بمونم هم از همراهی با دوستان و خوش نویسانی چون شما ..اما سر فرصت حتما داستان زیبای شمارا خواهم خواند .. با احترام .. دوست و برادرت : ایرانی
      
hosenzad مرد #240 | Posted: 5 Jan 2015 03:06
کاربر
 
چرا تایپک میوه ممنوعه ای به نام خواهر بسته شده میشه دلیل اش رو بگی شمال عزیز
احترام و ادب و اخلاق
      
صفحه  صفحه 24 از 47:  « پیشین  1  ...  23  24  25  ...  46  47  پسین » 
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی / بحث و گفتگو پیرامون داستانهای سکسی (نظر سنجی در پست اول)

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا