تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

بحث و گفتگو پیرامون داستانهای سکسی (نظر سنجی در پست اول)

صفحه  صفحه 33 از 46:  « پیشین  1  ...  32  33  34  ...  45  46  پسین »  
#321 | Posted: 26 Jun 2015 15:04
با درود به خوانندگان عزیز ..لوتیان شایسته و شکیبا .. داستانهای امشبو منتشر کردم . البته فقط دو داستان زنی عاشق آنال سکس و یک سر و هزار سودا را . به علت این که بتونم بهتر بنویسم و هم این که به کار و زندگیم برسم و توجه بیشتری به نوشته های غیر سکسی و ادبی و عشقی و متفرقه بنمایم تصمیم گرفتم انتشارات سکسی ام را در طول هفته نصف کنم . و با توجه به این که مقررات و بخشنامه های سایت محترم لوتی چنین اذعان می دارد که حد فاصل انتشار بین دو قسمت از یک داستان بیش از یک هفته نباید طول بکشد بنده هم تابع این مقررات بوده سعی خواهم کرد که هر داستانی را حداقل هفته ای یک بار منتشر کنم که البته فعلا برای داستانهای زنی عاشق آنال سکس .. خانواده خوش خیال ..مردان مجرد زنان متاهل و نامردی بسه رفیق استثناء قائل شده انتشار دوبار در هفته را در نظر گرفته ام و هشت 8 تاپیک دیگر را حداقل هفته ای یک بار پویا خواهم کرد .یعنی بدون احتساب تاپیک داستانهای پیوسته و قسمت دار سکسی که عمومی بوده مسئولیت نویسندگی یا پویایی 12 تاپیک در تالار سکسی بر عهده اینجانب می باشد و درکل و در شرایط عادی به نگارش وآپدیت این حقیر شبی 2 و گاه 3 داستان خواهیم داشت . البته در تلاشم که از تعداد تاپیک هایم کم و کمتر کنم که این به نفع همه و بیش از همه به نفع من خواهد بود .. و خود من بیش از خود خوانند گان دوست دارم که کار را به جایی برسانم که حداکثر در هر زمان چهار.. پنج داستان سکسی یا تاپیک در جریان داشته باشم این نهایت خواسته من است اما با این روندو محدود بودن فرصت دو سه ماهی طول خواهد کشید تا به تدریج به آن چه که هدفم می باشد برسم یعنی داستانهای کمتر.. کیفیت بهتر و توجه بیشتر به داستانهای باقیمانده .....از همه شما خوانندگان و دوستان عزیز و مدیران و دست اندر کاران انجمن شایسته لوتی به خاطر همراهی و توجهی که به اینجانب و به این مجموعه و پیشرفت همه جانبه آن داشته اید سپاسگزارم . توفیق روز افزون شما را از ایزد منان مسئلت دارم . .دوست و برادر شما : ایرانی
     
#322 | Posted: 8 Jul 2015 09:17 | Edited By: lovelevell1
     
#323 | Posted: 8 Jul 2015 10:27
lovelevell1:
lovelevell1

درود .. البته من این جوری گفتم ولی گاهی یه تبصره ماده هایی هم میاد رو کار که بیشتر بنویسم ..
     
#324 | Posted: 21 Jul 2015 18:21
سلام

من خیلی زود توی این جا عضو شدم

به امید اینکه بخش داستان نویسی چیزی شبیه به آویزون بشه ولی متاسفانه اینجا فقط شده نوشته های آقا ایرانی که خوب با تمام احترامی که براشون قائل هستم به شخصه اهل خوندن همچین داستان هایی نیستم

داستان هایی که اصولا میخوندم و زمانی مینوشتم داستان های عادی از زندگی های عادی مردمی بود که دور و برمون به خوبی میبینیم و درون مایه های سکس همون صورت که در زندگی واقعی هست رو میخوندم

متاسفانه توی لوتی هیچ عزیزی نخواست اون راه آویزون رو در پیش بگیره

دلم این روزا خیلی برای بچه های آویزون تنگ شده خیلی زیاد

بشنو از نی چون حکایت میکند
از جدایی ها شکایت میکند
     
#325 | Posted: 21 Jul 2015 19:56
sara_M:
سلام

من خیلی زود توی این جا عضو شدم

به امید اینکه بخش داستان نویسی چیزی شبیه به آویزون بشه ولی متاسفانه اینجا فقط شده نوشته های آقا ایرانی که خوب با تمام احترامی که براشون قائل هستم به شخصه اهل خوندن همچین داستان هایی نیستم

داستان هایی که اصولا میخوندم و زمانی مینوشتم داستان های عادی از زندگی های عادی مردمی بود که دور و برمون به خوبی میبینیم و درون مایه های سکس همون صورت که در زندگی واقعی هست رو میخوندم

متاسفانه توی لوتی هیچ عزیزی نخواست اون راه آویزون رو در پیش بگیره

دلم این روزا خیلی برای بچه های آویزون تنگ شده خیلی زیاد

با سلام و درود خد مت سارای عزیز ... تا حدودی با نظر شما موافقم و کلا نظر من اینه که تعداد نویسندگان و قلم به دستان باید زیاد شه .. چون نظرات متفاوته .. سلیقه ها فرق می کنه .. و خود من هم دوست دارم داستانهایی که می نویسم طبیعی تر باشه ولی متاسفانه یا خوشبختانه من آدمی هستم که تا حدودی به درخواست های خیلی ها توجه دارم و بعضی از نوشته هام به درخواسته که حالا اونو هم وقت نمی کنم بنویسم .. مثلا یکی در سایت یا وبلاگ دیگه ای چند ماهه ازم خواسته یک داستان بنویسم در مورد مثلا پسری با زن داداش ها و خواهرش رابطه داره .. این داستانها دیگه کلیشه ای و یکنواخت شده حتی از جنبه فانتزی هم اون لطف اولیه رو نداره مگر این که یه سری چاشنی هایی بهش بزنی .. هنوز فر صت نکردم و بهش گفتم چند تا از داستانهام تموم شه بعد .. داستانهای آویزون داستانهای قشنگی بود .. علاوه بر نویسندگان زیر دست و توانایی که داشت ..مهم ترین عاملی که اون داستانها رو جذاب ترش می کرد یکی این که سیستم ایرانی تقریبا در آغاز راه داستان نویسی هایی از این قبیل قرار داشت .. هیجان زیاد بود .. خوانند گان واسشون تازگی داشت . هنوز این همه داستان مثل مور و ملخ نریخته بود بیرون ..من نمی دونم چه مثالی بزنم که منظورمو واضح تر بگم .. آها .. میشه مثلا فیلمهای سکسی رو مثال زد .. اون ۲۰ سال پیش که نوار های سکسی وی اچ اس در اوج هیجان آفرینی بود .. الان کسی در پی اونا نمیره با این که خیلی از فیلمهای اون زمان بهتر از این فیلمهای پورنوی فعلیه .. من با این نظر شما و سایرین که در داستانهای سکسی صحبت از واقعیت می کنند به شدت مخالفم یعنی چیزی به نام داستانهای سکس واقعی وجود نداره .ممکنه بشه به نوعی اونو طبیعی قلمداد کرد .. . همه تخیل و فانتزی و ذهن نویسنده هست .. به هیچ وجه نمی تونی بگی واقعیت .. مگه من و شما سر صحنه سکس های دیگران و حالتهای روحی و جسمی آنان هستیم که بخواهیم از واقعیت بگوییم ؟ چیزی که برای شما واقعیته ممکنه برای من تخیلی باشه . من بهش اعتقادی نداشته باشم . ممکنه داستانی ماجرایی که در زندگی یک نفر اتفاق میفته در زندگی دیگران به گونه ای دیگه اتفاق بیفته .. اما همون واقعیتو فقط من می تونم کلیت اونو بگم .. من در داستان تک قسمتی مردی یا نامردی خودم یک ماجرای کاملا واقعی رو به تصویر کشیدم ...ماجرای مردی بود که خیلی زن باز بود .. زن خوب و نجیبی داشت .. زنش خسته شده بود .. در یکی از این عروسی ها با یک پسر جوون همدست میشه کاری می کنه که اون پسر بشه معشوقه زنش .. و بهش پول میده هواشو داره .. اون و زنشو هنگام سکس می گیرن .. کاری می کنه که زنش از مهریه اش بگذره و هیچی به زنش نمیده و طلاق می گیره .. من نویسنده فقط تونستم کلیات این داستان رو به صورت واقعیت بنویسم .و جزئیات سکس رو با توجه به نیاز های یک زن و پسری هم که تشنه اون زنه شرح دادم . آیا این زن میاد برای من از جزئیات روابطش بگه ؟ یا اون پسر حرفی می زنه ؟ نه اصلا این نیست .. حتی خیلی ها که این داستان واقعی منو بخونن ممکنه تعجب کنن بگن دروغه ..میگن مگه امکان داره یک مرد برای زنش دوست پسر جور کنه که از شرش خلاص شه ؟ حتی باور کردن اون واسه منم سخت بود .. پس واقعیت اون چیزی نیست که در بین اکثریت وجود داره . واقعیت ممکنه در بین ده میلیون هم یکی وجو.د داشته باشه . چون واقعیت اون چیزیه که اتفاق میفته نه اون چیزی که من و شما احساس می کنیم . حالا میشه گفت بعضی چیزا طبیعی به نظر میاد بعضی چیزا نه .. ولی بازم سلیقه هست .. مثلا بیشتر مردا از آنال سکس خوششون میاد ولی من یکی خوشم نمیاد .. چندشم میشه . در هر حال هر حالتی یک ظرفیت و اندازه ای داره . خود شما فر مودید که یک زمانی می نوشتید .. خب چرا دیگه نمی نویسید ؟ فرصتشو ندارید ؟ بقیه هم همینن . خود من که بیشتر دوست دارم داستانهای غیر سکسی .. عشقی و ادبی بنویسم و حس زندگی رو در اون جا نشون بدم و در میان داستانهای سکسی خودم شاید چهل پنجاه تایی رو قبول داشته باشم ولی مطمئنم که شما همه این داستانها رو نخوندین . مثل داستان سریالی هر جایی رو .. که البته گوشه ای از واقعیات اجتماعی رو به تصویر کشیده .. از سر نوشت زنی که نا خواسته به فحشا کشیده شده و اون همه چیزشو حالا در دخترش خلاصه شده می بینه به خاطر اون می خواد .. این داستان یک داستان طبیعیه .. ممکنه چند جای این داستان کمی اغراق داشته باشه سکس هاشو شور کرده باشم و جاهایی هم بی نمک .. ولی اون واقعیتی رو که اتفاق میفته من و شما نمی تونیم بگیم چرا اتفاق افتاده .. من و شما تعیین کننده نیستیم . آقا یک زنی رو می بینی با یک چشمک می بینی رام میشه .. یکی دیگه رو باید یک ماه روش کار کنی .. هر دو تاش واقعی هستند . با این که با هم تضاد داره این جریان . من از شهری به شهر دیگه می رفتم پشت ماشین کرایه ای یه دختر جوونی که نصف من سن داشت روسریشو در آورد و و با موهایی باز سرشو گذاشت رو شونه ام و خوابید ..یه تکونی دادم و بیدار شد و رفت اون ور تر .. دید از من بخاری بلند نمیشه قاپ راننده رو دزدید .. واقعیت اینه . کی باورش میشه اگه یه داستانی نوشته شه که در جاده و ماشین عمومی یه دختری این کارو بکنه .. و حتی در خود پارک شهرمون دیدم که دختر و پسر رو نیمکت همو بغل زدن .. من دو تا زن مطلقه رو می شناسم که با شرایط یکسان و داشتن یک دختر کوچولو .. یکی شون هرزه شده .. یکی شون میره خونه های مردم کار می کنه .. این چه درون مایه ای داره ؟ باید از خودت بسازی .. یک چیزی رو از خودت اضافه کنی .. یک تفاونی بین این دو شخصیت ایجاد کنی .. قائل بشی تا به هر دو داستان شکل واقعی بدی . پس در این جا واقعیت رو این توی نویسنده هستی که می سازی و سر و شکلش میدی .. بحث زیاده و امید وارم دوستان همت کنند و با نوشته های زیباشون یک تنوعی به داستانهای این جا ببخشند . سارا جان منتظر نوشته های زیبای شما هستیم . با احترام . دوست و برادرت : ایرانی
     
#326 | Posted: 29 Jul 2015 20:33
__________________کلیه خوانندگان داستان ______________
من داستانم قسمت دومش رو میزارم دیشب و الان ۶ قسمت گذاشتم و بقیش رو میزارم در مورد داستانم هر نوع انتقاد و پشنهاداتی بفرمایید به قبول چشم.
امیدوارم مدیر داستان تصحیح نام داستان رو زودتر انجام بده

احترام و ادب و اخلاق
     
#327 | Posted: 30 Jul 2015 20:55
hosenzad:
من داستانم قسمت دومش رو میزارم دیشب و الان ۶ قسمت گذاشتم و بقیش رو میزارم در مورد داستانم هر نوع انتقاد و پشنهاداتی بفرمایید به قبول چشم.
امیدوارم مدیر داستان تصحیح نام داستان رو زودتر انجام بده

درود بر حسین زاد عزیز .. استاد گلم .. قسمتهای اخیر داستان زندگی با عشقو که به قلم شیوای شماست سریع خوندم و در قسمت نظرات هم مطلب کوتاهی نوشتم و منم از دوستان می خوام که نظرات گرم و سازنده شونو اعلام بفر مایند تا انگیزه ای بشه برای تلاش بیشتر و بهتر و ارائه مطالبی با کیفیتی بهتر .. دستت درد نکنه .. واقعا عالی بود البته یکی دو نکته ای بود که اونم ربط پیدا می کرد به فانتزی بودن داستان .....موفق باشی ..خسته نباشی .. با احترام ... دوست و برادرت : ایرانی
     
#328 | Posted: 30 Jul 2015 21:02
با سلامی دیگر ..من دیروز در تاپیک داستانهای تک قسمتی ایرانی داستانی منتشر کردم به نام وقتی زن متاهل صیغه میشه .. که این داستان رو بر اساس یک ماجرای واقعی نوشتم .. فقط صحنه سکس رو دیگه خودم تشریح کردم . اون مرد داستان را من خودم دیدم .. و الان سالهاست نمی بینمش . جریان صیغه به این صورت بود که ده دوازده سال پیش خیلی از زنا دفترچه هایی دستشون بود پانچ شده ..صیغه نامه های قلابی درست می کردند .. البته ناگفته نماند مواردی هم داشتیم که آخوند هم از این سوتی ها می داد حالا هم مواردی بوده که عاقد و روحانی با علم به این کارش ..صیغه می کرده رو نمی دونم . خلاصه تر فند زیاد بود .ولی الان صیغه ها استاندارد شده ... با درود دوست و برادر شما : ایرانی
     
#329 | Posted: 30 Jul 2015 21:19
با زهم سلام .. یه داستانی نوشتم به اسم وقتی بهاره سمیزا میشه . اونو در تاپیک داستانهای پیوسته منتشر کردم . البته این داستان واقعی نیست . خالی بندی و فانتزیه .. می تونستم به یه صورتی سه چهار قسمت دیگه هم ادامه اش بدم ولی فرصت نشد .. اما طوری بستمش که بشه بازش کرد .. اگه یه زمانی فرصت کردم و ادامه اش دادم با یک اسم دیگه می نویسمش .. دوست و بــــــــرادر شما : ایرانی
     
#330 | Posted: 6 Aug 2015 18:14 | Edited By: shahrzadc
با درود ... داستانهای امشبو منتشر کردم .. منتها این داستان پیوسته وقتمو گرفت دیگه نتونستم بیشتر از سه تا پیکو فعال یا پویا کنم ..چون خود داستان اون دیگه مادرم نیست که سکس با محارم بوده چهار قسمت بود .. در واقع ادامه داستان وقتی بهاره سمیرا میشه هست . می تونستم با همون اسم ادامه بدم ..و جا داشت دو سه قسمت دیگه هم ادامه داشته باشه ولی دیگه فرصت نداشتم . خلاصه این تغییریا انتخاب نام به این سبک این خوبی رو داره که خواننده وقتی اسم یک داستانو می بینه تقریبا می تونه متوجه کلیت داستان بشه این که در چه زمینه ای هست و اگه خوشش نمیاد نخونه . این داستان فانتزیه . داستانهای سکس با محارم مثل بقیه داستانهای سکسی که همه شون سر و ته یک کر باسن طرفداران و مخالفان خودشو داره ..و خلاصه با یه سری توجیه و فانتزی گرایی این داستان نوشته میشه .. آخر هفته همگی خوش پاینده باشید . دوستدار شما .. دوست و بـــــــــــرادر شما : ایرانی
     
صفحه  صفحه 33 از 46:  « پیشین  1  ...  32  33  34  ...  45  46  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / بحث و گفتگو پیرامون داستانهای سکسی (نظر سنجی در پست اول) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites