تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

یاسمن همسر فاحشه من

صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین »  
#11 | Posted: 31 Jul 2013 17:03
میهمان


قسمت سوم 3:
از هتل اومدیم بیرون.سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم.یاسمن بهم گفت که برو از تین جاده ببینیم به کجا میخوره؟گفتم بزار میپرسیم حالا.از یه آدم مسن که همونجاها بود پرسیدیم.اون گفت همیجور که بری به اشوم فشم میرسی.ولی از این طرف نرید.جادش خیلی خطرناکه.از این طرف برید و از این حرف ها.ما هم بیخیال شدیم.برگشتیم تو راه خودمون.رفتیم چالوس.میخواستیم اونجا اتاق بگیریم یاسمن گفت نه.بریم رامسر.من رامسر دوست دارم.گفتم باشه.رفتیم رامسر و همون اول های رامسر هی جلومون دست بلند میکردن میگفتن:ویلا ویلا ویلا.سوییت.به یاسمن گفتم میخوای به یکیشون بگیم ببرتمون یه جا که الکی چرخ نزنیم؟گفت آره.به یکیشون گفتم یه جای دنج و ساکت میخوام.داری؟گفت آره.آقا ما رو برد تو کوچه پس کوچه ها.گفتم من لب ساحل میخواستم.گفت لب ساحل تو این فصل جای ساکت که هیچ کس نباشه نیست.به هر حال رد میشن.ویلای شیکی بود و جاشم انصافا عالی بود.ماهم خسته گفتیم اوکی.یه شب اونجا موندیم.دیگه تعریف های متفرقه رو نمیکنم که حالا چه کارا کردیم و اینا.فرداش طرف های 12 اینا زنگ زدیم پسره اومد ازمون تحویل گرفت ویلا رو.حسابی هم یاسمن رو با چشمامش میخوردا.یاسمنم عوضی خیلی سکسی شده بود.وقتی که میخواستیم بریم یه مانتو تنگ پوشیده بود.اما نسبتا بلند.تا بالای زانو.مدل دارم بود.شلوار ساپورت مشکیش.کلا هرچی میپوشید کس میشد.پسره ویلا رو تحویل گرفت.گفت ویلای لب ساحل نمیخواین؟گفتم نه.قرار بود بریم یه دوری بزنیم اگه خوب بود وایسیم اگه نه بریم.یه دور تو شهر زدیم فایده ای نداشت.به توصیه خالم اینا که قبلا اومده بودن شمال و اینا گفتن برید بابلسر.یه متل هم بهمون معرفی کردن.مستقیم رفتیم همونجا.یه کلبه های چوبی داشت خیلی خوشکل بود.نه که کلبه کوچیک ها.حالت دوبلکس اما با چوب درست شده بود.واقعا باحال بود رو به دریا نبود.مشرف به دریا بود.یعنی پشت به درش که وایمیسادی سمت چپت دریا بود.ولی ما اولی برداشتیم خیلی فرقی با رو به دریا نداشت.وسایل رو بردیم داخل و یه کم استراحت.5،6 عصر بود فکر کنم.گفتم میخوای بریم تو شهر یه چیزی بخوریم بیایم؟گفت نه.الان که زوده.بیا بریم قدم بزنیم بعد بریم.گفت چی بپوشم؟گفتم:اوووووووممممممم.یه چی بپوش که همه کف کنن.دوست دارم همه تو کفت باشن.دست خودم نبود.دوست داشتم زنم خوشکل و خوش تیپ بگرده.حال میکردم یکی زنم رو نگاه کنه کف کنه.
دوست دارم زنم با یکی لاس بزنه جلو من.اما جرات این کار رو نداشتم.نمیدونم چرا.یه حس عجیبی بود.شاید برا اینکه میترسیدم بهم بگن بی غیرت.خلاصه یاسی یه شلوارک لی کوتاه پوشید که تا زیر زانوش بود.ساق پاش پیدا بود.یه تاپه صورتی خوشکل فکر کنم و یه شالم انداخت روش.وای که کیرم داشت میترکید.گفتم جیگر اینجوری که میخورنت.گفت:تو نذار.گفتم مانتو نمیپوشی دیگه؟گفت:اونجوری که دیگه کسسسسسسسسس نمیشم.گفتم تو همیشه و همه جوره کسی عزیزم.همون جوری رفتیم بیرون.واااااای.چشاتون روز بد نبینه.همه مردا داشتن ما رو نگاه میکردن.جای شلوغی نبود وگرنه همه یاسی رو انگل میدادن.رفتیم یه کم قدم زدیم.بعد رو یه صندلی نشستیم.پاهاش رو انداخت رو هم.وای که رون تپلش چقدر خودش رو نشون میداد.منم حال میکردم.میگفتم:دوست دادم همیشه همین جوری بگردی.کیر همه رو راست کنی.گفت واقعا دوست داری یا الان حشری شدی اینجوری میگی؟گفتم  نه واقعا دوست دارم.اما نمیخوام با کس دیگه ببینمت.اما حال میکنم وقتی باهات لاس میزنن.اونم جلو من.خیلی حال میده؟
ااااااا.واقعا حال میده؟
آره.مخصوصا وقتی شهوتی میشن و نمیتونن کاری کنن.
میخوای الان یه کاری کنم همه دیوونه شن؟
آره
موهاش رو باز کرد.کامل ریخت دورش.هی با موهاش بازی میکرد و عشوه میومد.وای داشتم میمردم.2تا پسر بودن که از دور داشتن تابلو نگامون میکردن.تابلو بود تو کف زنمن.خواستم ببینم اگه من نباشم کاری میکنن.یا نه؟نزدیکمون یه دونه از این دکه ها بود که چیپس و از این جور چیزا داشت.به یاسمن گفتم چیزی میخوری بگیرم؟گفت.اره یه آب پرتقالی چیزی.رفتم که بگیرم.سه کم طولش دادم و حواسم ب یاسمن بود.دوتا پسره نزدیک شدن.یکیشون وایساد و  اون یکی اومد جلو یه کاغذ گذاشت کنار یاسم و رفت.فور کنم یه چیزی هم بهش گفت.برگشتم به یاسمن گفتم کسی اذیتت نکرد؟گفت نه.گفتم پس اون پسره کی بود؟گفت چیزی نگفت که.امود نزدیک فقط.هچی هم نگفت.جرات نکرد فکر کنم.دروغ گفت بهم.گفتم اوکی.آب پرتقالمون رو خردیم و رفتیم سمت متل.اونا هم اومدن پشت سرمون.یاسمنم کثافت هی وایمساد خم میشد.به بهونه صندلش و چمیدونم.چیزای الکی.میگفتم:خوب کونت رو به همه نشون میدیا.جوووووون.گفت:آخ.عزیزم دوست داری زنتو نگاه کنن؟
اره حال میکنم.دوست دارم جلوم جندگی کنی.
اووووووف.جووون.باشه.یه جوری حال بدم بهت که خودت بگی بسه.
اگه زیاده روی نکنی من نمیگم بسه.
زیاده روی چیه؟
زیاده روی اینه که بدون اجازه من با کسی حرف بزنی.یا با کسی باشی.
یعنی اگه بهت بگم اشکالی نداره؟دعوام نمیکنی؟ناراحت نمیشی؟
نه عزیزم.گفتم که من اصلا به این چیزا اعتقادی ندارم.(اینجوری بودن رو نشونه روشن فکری میدونستم)هرجور دوست داری تیپ بزن و حال کن.اما من باید بدونم.
این حرف ها رو که میزدم کیرم سیخ شد.حشری میشدم از اینکه بگم با هرکی میخوای باش.اصلا دوست پسر پیدا کن و از این جور حرف ها.
یاسمنم گفت:باشه نفسم.هرجور تو بگی.منم همه جوره سعی میکنم بهت حال بدم که زندگیمون یکنخوات نشه
رسیدیم به متل و اون دو تا هم پشت سرمون بودن.کثافت ها ولم نمیکردن.رفتیم داخل ویلا و آماده شدیم که بریم برا خوردن شام.رفتیم یه رستوران.یاسمن رفت دستش رو شست و اومد.بعد من رفتم.وقتی که داشتم برمیگشتم دیدم داره اس ام اس میده.تا نزدیک شوم گوشیش رو برگردوند.گفتم کی بود؟گفت هیچکی یکی از دوستام.بهش گفتم الان کجاییم اینا.سلامتم رسوند.گفتم اوکی.سلامت باشن.اما شک کردم بهش.فکر کنم پسره بود که تو ساحل دیدیم.شام رو خوردیم و رفتیم ویلا.بعد نشستیم پای تلویزیون.چیزی نداشت.شبکه خوده متل فیلم پخش میکرد.اون رو نگاه میکردیم.من رفتم دست شویی.هم پایین بود.هم بالا.دو تا اتاق هگخواب هم بالا یود به علاوه یه تراس بالا یکی پایین.یه سالن کوچیک و آشپزخونه هم پایین.خلاصه.رفتم دست شویی.بعد دقت که کردم انگار یاسمن داشت با کسی حرف میزد.خوب گوشم رو تیز کردم.داشت میگفت:نه دیوونه.الان که نمیشه.شوهرم اینجاست.ببین اگه بخوای سیریش بشی اصلا دیگه جوابت نمیدما.باااااشه.باشه.گفتم که اگه رفت میگم بیای.خودت تنها ولی ها.وای خدای من دهنم خشک شده بود.زیره شکمم سفت شده بود.از .... ترس؟نه ترس نبود از هوس؟نه اونم نبود.نمیدونم.عصبی هم نشدم.یه جورایی حال میکردم وقتی میدیدم زنم اینجوریه.دوست داشتم.اما از طرفی هم میترسیدم.این اولین باری بود که یاسمن سوتی میداد.شایدم قبلا هم با کسی بوده.اما من نفهمیده بودم.اومدم بیرون.پیشش نشستم.کرمم گرفت که ببینم چیکار میکنن اگه من نباشم.تو ذهنم میگفتم میرم بیرون به بهونه چیز میز گرفتن.بعد گوشیم رو میزارم که صداشون ضبط کنم.بعد با خودم گفتم:مگه معلومه کدوم اتاق میرن؟کجا بزارم گوشیم رو.پایین یا تو اتاق خواب های بالا؟یه اتاقش که میخوابیدیم.یکیشم وسایلمون بود.بعد گفتم میرم.یه هویی برمیگردم میام رو سرشون.این به ذهنم رسید.
گفتم یاسمن من میرم تو شهر یه مشت میوه هو اینا بگیرم بیام.گفت عسلم بخریا؟گفتم جوووووووون.مخرم برات.
رفتم بیرون.کنار هر ویلا جای ماشینش بود.سوار شدم رفتم اول میخواستم با تاکسی برم اما بعد گفتم اگه با تاکسی برم شاید جرات نکنه بگه بیاد.با ماشی میرم که تا ماشی رو دید بفهمه.چمیدونم به هر حال تابلو نیست.آقا رفتم از متل بیرون.بابلسر یه بلوار داره کنار ساحل.که ورودی های زیادی داره.تو این ورودی ها هم میشه ماشینت رو پارک کنی و بری لب ساحل.من سریع رفتم اونجا.ماشین رو زدم و برگشتم.با خودم گفتم ازتو ساحل برم بهتره.شاید اگه پسره اومده باشه پشت شیشه وایساده باشن.که تا من اومدم ببینن.اما از طرف ساحل نمیشه.آخه دیوار سمت چپش میشد کنار ساحل.من میتونستم از کنار دیوار برم و یواش برم داخل.ماشین رو پارک کردم و سریع اومدم اونجا.دیدم دوست پسره تنهاست.داشت با تلفون صحبت میکرد.وایییییی.باز زیر شکمم بالای کیرم سفت شد.استرس گرفتم.به نفس نفس افتادم.اروم رفتم پشت در.گفتم اروم در رو باز کنم که اگه بالا یودن تابلو نشه.آروم رفتم داخل.پایین که نبودن اما صداشون از بالا میومد.وای قلیم داشت میترکید از استرس.الانم هموجوری شدم یه کم.دادم همش حروف رو اشتباهی تایپ میکنم.رفتم بالا از راه پله.صدای آههه ناله میومد.چیزایی که یادم هست میگفتم رو میگم بهتون.
وااااااااااای بکن تو کسم دیگه زود باش
جوووووووون.فدای این سینه هات شم.بزار یه کم دیگه بخورم برات جنده خانم
واای.بخور اما توروخدا زود.الان شوهرم برمیگرده شر میشه.
جوووووون.کیرم تو کست باشه.دادم زن شوهر دار میکنم.اووووکف.کیر من رو بیشتر دوست داری یا ماله شوهرت؟
ماله تو.مال تو عزیزم.بکن تو کسسسسسسسم توروخدا.دادم میمیرم دیگه.اوووووووووف.
جووووون.چی میخوای جنده خانم؟
کیییییییییییییررررررر میخوام.کیییییییییرررررر.
اووووف.صبر کن یه کمم کست رو بخورم.اووووم.جووووون.
واااااایییییی.آخخخخخخخخ.ااااااااا.(جیغ میزد یاسمن)
**من نمیدیدم چیزی.فقط صداشون بود و صدای جیر جیر تخت که بالا پایین میشد***
بخور کسم رو.بخور.اووووف
جوووون دوست داری کس بدی؟
آره.سامان توروخدا زود بکن تو کسم دیگه.الان شوهرم میادش
جوووون.شوهرت که غیرت نداره اگه غیرت داشت زن به این خوشکلی رو تنها نمیذاشت.بیاد ببینه زنش زیر کیر یه نفر دیگست کلی هم حال میکنه.
آخخخخخ.باشه.بکن دیگه.اگه نمیکنی تا بلند شم
جووون.میکنم
آاااااااخ.واااای.جووووون.تا ته بکن توش.آآاااخ.
وااااااای.چقدر داغ کست جنده.کیرم تو کست.کیرم تو شوهر بیغیرتت.کیرم تو وجودت.آااااخ.ماله کیرمی تو.مگه نه؟
اره ماله کیرتم.فقط بکن من رو.هی در بیار دوباره بکن.
چشششششششم.بیا.آه اه اه اه اه.جووووون اخخخخخ.
اااااااا.وااااااااییییییییی.جرم دادی.جووووون.بکن کستو.بکن جندتو.بکن که کسم کیر میخواد.اووووف
جووووون.به دوستمم بگم بیاد؟
نه دیگه اووون نه.
چرا؟بزار بگم بیاد جنده؟اونم بهت حال میده ها.
باشه.اما به شرطی که دوتاتون آبتون رو بریزین تو دهنم ها.من آب کیر دوست دارم.جووون.
باشه جنده خانم.باشه کسووو.کیرم تو وجودت باشه کیرم تو شوهر بی هنه چیزت آاااااخخخخ.
اما از کون نمیدما.اگه اصرار کنی جیغ میزنم
باشه.حالا کی کوووون خواست تا کست هست.
بعد پسره بلند شد که به دوستش زنگ بزنه.اومدم پایین آروم ترسیده بودم.میخواستم برم جلو اما انقدر حشری شده بودم که خدا میدونست.دست به کیرم میزدم آبم میومد.نمیدونستم برم بیرون یا نه.سر جام خشک شده بودم که یهو دیدم صدای پاا میاد.رفتم سریع تو آشپز خونه ه.پایین اوپنش نشستم.معلوم نبود.گفتم یا خدا نیاد اینجا.نیومد.پسره در رو باز کرد و گفت زودباش برو بالا که الان شوهرش میاد
پسره دومی:جوووووون.الان کسش رو جر میدم.
اولی: بدو بالا
باهم رفتن بالا.آب دهنم خشک شده بود.قلیم تند تند میزد.دوست داشتم ببینم چی میشه؟یه جورایی از جندگی زنم لذت میبردم
اروم رفتم بالا.دیدم در بازه این بار.نمیتونستم زیاد بالا برم اما صداشون کامل معلوم بود.بعض وقتا هم سرم رو میکرد بالا میدیدمشون.
تا پسره رفت بالا یاسمن گفت:جوووووووون.یه کیر دیگه.آخخخخخخ.میمیرم برا کسرتون.آااااخ.
دومی:جووووون.میکنمت الان جندهی لاشی
یاسی:جووووون.بکنینم.
دومی:علی بزار تو کسش تا منم بزارم دهنش
یاسی:تا خواست آبتون بیاد بگید بهما.بریزین دهنم
دومی:باشه کسو خانم.جوووووون.
اروم نگاه کردم.یاسمن چهار دست و پا شده بود.یکی از عقب گذاشته بود تو کسش.یکی هم جلوش رو زانو نشسته بود و کیرش رو کرده بود تو دهنش
جووووون.بکنیییییین منو.عاشق کیرتونم.چه حالی میده هم کس بدی هم ساک بزنی.تند تر بکن.جرم بده کشم ماله خودته
دومی:پس شوهر بی وجودت چی؟شوهر کس کش بی ناموست؟
نه ماله اون نیست دیگه.فقط ماله شماهاست.فدای کیرتون
اولی:جنده خفه ساکتو بزن.گه زیادی نخور که جرت میدما
بعد هم زد تو گوشه یاسمن
تند تند تلمبه میزدن از عقب و جلو تو دهنش.جاهاشونم عوض میکردن.بعد داشت آبشون میومد.پاشدن جلو یاسمن وایسادن.پشتشون به در بود.یاسمن هم اونا جلوش بودن نمیدید.من راحت تونستم هرزگی زنم رو ببینم.
داشتن جق میزدن که آبشون بیاد.دست کرده بودن تو موهاش و میکشیدنش سمت خودشون.میگفت:جووووون.کوووو اوووون شوهر بی غیرتت که میگفتی؟تا صبح هم بکنیمت نمیادش.جنده خانم.آاااااااااهههههه.واییییییییییی
جوووووووون.زوود باششششییییین.بهم آب بدین.بریزین تو دهنم.تشنمه.آب کیر میخام.
التماس کن لاشی خانم
توروخدا.توروخدا بهم آب بدین.کیرتون تو کسم.التماستون میکنم.هرکاری بگید میکنم.بهم آب بدین
دوتا پسره داد زدن و آبشون رو تا ته خالی کردن تو دهن یاسمن زن جنده من.اونم دهنش رو بشته بود میگفت ااااوووووووممممم.بعد قورتش داد.گفت ججوووووون.چه خوش مزست.من عاشق آب کیرم.یکم کسم رو انگشت کنین آبم بیاد.شروع کردن انگشت کردنش و فحش دادن.
دیدم دیگه کارشون تمومه اومدم پایین زدم بیرون.رفتم ماشین رو برداشتم.همون نزدیک ها میوه و یه مشت خرت وپرت خریدم زنگ زدم دادم میام.زود شد دیگه.وقتی برگشتم.نشسته بود پایین.میوه ها رو گذاشتم رفتم بالا لباس عوض کنم.یاسمن عطر زده بود که بو نیاد.اما بازم معلوم بود چند دقیقه پیش داشته جندگی میکرده زیر کیر 2نفر دیگه.رفتم پایین داشت میوه ها رو میشست.اندازه همه عمرم حشری شده بودم.رفتم پشتش دست انداختم گردنش.بوسیدمش و یه سکس داشتیم همونجا.
اووووووه.کیرم داره میترکه عاشق جندگیش بودم اما نه تا اینجایی که الان پیش رفته.
ادامه دارد ...
     
#12 | Posted: 1 Aug 2013 06:48
میهمان


خواهش میکنم.
از اندامشم عکس میزارم.به موقعش.راستش یه ترس از رسوایی دارم وگرنه الان میگذاشتم.مخصوصا وقتی دیدم که مدیر کل گفته بود در صورت عکس گذاشتن هیچ عنوان پاک نمیشه دیگه.حتی اگه بگید زندگیم در خطره.آبروم میره و از این حرف ها.منم گفتم شاید کسی چنین اتفاقی براش افتاده.مخصوصا اینکه خانواده ما هنوز چیزی میدونن راجب این مسایل.
با تشکر از دوستانی که نظر دادند.
     
#13 | Posted: 1 Aug 2013 15:27 | Edited By: sexyshirazi
میهمان


قسمت 4:دوستان من جزییات رو یادم نمیاد کامل.تا جایی که یادم میاد مینویسم.بقیش رو سعی میکنم هیجان انگیز و نزدیک به واقعیت بنویسم.ممنون از همه دوستان که میخوانند.بعد از یه سکس توپ دیگه جونی برام نمونده بود.واقعا شهوتی شده بودم.وقتی داشتم میکردمش صحنه گاییده شدن زنم زیر دو تا کیر دیگه یادم میومد و با شهوت بیشتری میکردمش.آخر کار هم کیرم رو گرفتم سمت دهنش.دست کردم تو موهای خوشکلش و محکم کیرم رو کردم تو دهنش و تا آبم اومد ول نکردم.بعد کیرم رو کشیدم بیرون همش دستش به رونم بود من رو حل میداد عقب.اما من محکم گرفته بودمش.آخر کار که ولش کردم.نفسش بند اومده بود.سرفه کرد آبمم ریخت کف آشپزخونه.بهش گفتم جنده خانم چرا آبم رو حروم کردی؟بخورش.زود باش لیس بزن پاکش کن.گفت:احساااااااان چته؟چرا اینجوری وحشی شدی؟گفتم خودت میدونی.تا اومد بگه چی رو میدونم اینا زدم تو گوشش.اما نه زیاد محکم.گفتم بخورش لاشی خانم.میخوری یانه؟گفت باشه.نزن توروخدا.خم شد یه کم لیس زد اما کامل تمیزش نکرد.چندشش شد فکر کنم.بعد ولش کردم.رفتم بالا لباس برداشتم رفتم حمام.اونم بعد از چند وقیقه اومد تو.گفت منظورت چی بود که گفتی خودت میدونی؟میخواست از زیر زبونم بکشه که بفهمه من چیزی میدونم یانه؟منم تحریک شدم که بهش بگم که فکر نکنه خرم اینا.اما راستش از اینکه زیر یکی دیگه بخوابه خوشم میومد.یه حس عجیبی داشتم.دوس داشتم کس دادناش رو ببینم.جندگی کردناش برام قشنگ بود.حال میکردم.منم چیزی نگفتم.بهش گفتم:خودت میدونی چرا.منظورم اینه بود که چون کسی.چون کیرم رو وحشی میکنی با این کس و کونت.اوووووف.فدای کست شم.کیرم توش.آخخخخ.اونم گفت عزیزم.اومد باهام زیر دوش.دوش گرفتیم.رفتیم بیرون.یه میوه ای خوردیم و تیپ زد که بریم بیرون شام بخوریم.حالا بماند که چه عشوه ها ریخت.آخه بابه میل دوستان نیست نمیگم.چون صحنه های زیادی داشتیم.از اینا که خیلی جدی نبود میگذرم.شام خوردیم و برگشتیم.فردا صبحش رفتیم لب ساحل که قایق سوار شیم.یه قایقی اونجا بود به اسم علی.البته بعدش فهمیدما.رفتیم پیشش ازش قیمت قایق و جت اسکی رو پرسیدیم.یاسمن یه ساپورت سفید پاش بود و مانتو چسبون   کوتاه و بدن نما.یادم نیست چه رنگی بود.رنگ روشن بود.تا زیر کونش بود.همه پاهای خوش تراشش پیدا بود.من که شوهرش بودم و همیشه زیر کیرم بود حشری میشدم چه برسه به بقیه.خلاصه آقا قیمت گرفتیم و خواستیم جت اسکی سوار شیم.گفتم دوتا نیم ساعت.نیم ساعت من نیم ساعت خانمم.ولی دوتایی میریم.گفت نمیشه.خانم ها اجازه ندارن بشینن پشتش خودشون برونن.گفتم چرا؟گفت اداره اماکن نمیدونم چی چی گیر میده.آقا کلی چونه زدیم و آخر کار 50 تومان بیشتر بهش دادیم و سوار شدیم.گفت اگه کسی اومد گیر داد بگین فامیلشونیم.که البته هیچ کسم نیومد گیر بده.رفتیم یه ساعتی واقعا حال کردیما.از این بر به اون بر.البته یه پرچم هایی گذاشته بودن که بهمون گفت از اونجا عقبتر نرید.وقتی برگشتیم جفتمون خیس شده بودیم.وای یاسمن!مانتوش خیس شده بود شرت و سوتینش پیدا بود.آخ.ست قرمز هم پوشیده بود.وقتی متوجه شدم جا خوردم.بهش گفتم خیلی تابلو شدی.بریم داخل زود.گفت نه .بیا بریم یه کم قدم بزنیم.مگه دوست نداری مردا زنت رو ببینن حال کنن؟بیا بریم ببین چه طوری شهوتی میشن.منم که کیرم راست شده بود قبول کردم و رفتیم.لا مصب خیلی تابلو بود.دوتا صندلشم در آورد گرفته بود دستش.واقعا سکسی شده بود.دستم رو انداخته بودم دور کمرش.چسبونده بودم  به خودم.هرکی میدید نگامون میکرد.رفتیم یه جا رو یه تخت نشستیم.قلیون اینا میفروختن.یارو قلیون آورد.جلومون چندتا پسر لب ساحل وایساده بودن.گفتم نگاه دارن میخورننت با چشاشون.گفت نه بابا.کاری با من ندارن.گفتم پس یه کاری کن که کاری باهات داشته باشن.قلیون رو که آوردن پاهاشون رو آورد بلا.یکی دوتا دکمه مانتوش رو باز کرد.داد عقب.پاهاش رو جمع کرد تو سینش.وااااااای.کاملا شرت قرمزش پیدا بود.خیس خیس بود شلوارش خوب.واقعا داشت جندگی میکرد.گفتم یاسی نگاه کن شرتت پیداست.نگاه کرد خندید دستش رو یکی دو بار کشید رو کسش و شرتش.جوون.دوست داری عزیزم؟گفتم آره.آخخخخ.هم من دوست دارم هم اونا که همش دادن نگات میکنن.گفت بزار نگاه کنن تا بمیرن.وای کیرم راست شده بود.یاسمن متوجه شد.گفت چیه؟کیرت پاشد؟دیدی زنت رو نگاه میکنن حال کردی؟آره حال میکنم وقتی اینجوری سکسی میشی.جوووووووووون.هرکاری بخوای میکنم که حال کنی.قوربون شوهر بی غیرتم برم.واااای.دوست دادم وقتی این جوری میگی.واقعا؟دوست داری بی غیرت من باشی؟آره عشقم.عاشق اینم که جلوم اینجوری سکسی شی.یکی هم باهات لاس بزنه.بمالتت.احسان واقعا دوست داری؟آره.عزیزم.دوست دارم آزاد باشی.احسان یعنی بدتم نمیاد من با کسی سکس داشته باشم؟مگه من ارضات نمیکنم که میخوای با کسه دیگه ای باشی؟نه.کلی میگمعزیزم دوست دارم فقط بمالنت و باهات لاس بزنن.اونم جلو خودم چیزی رو ازم مخفی نکنیا؟باشه عزیزم.همیشه جلو خودت کسم رو نشون میدم و به مردا پا میدم.اما اگه یه هویی یه جا تو نبودی چی؟یکی خواست انگلم بده چی؟من رو بکنه؟اووووف.جووون.دوست داری یکی دیگه انگلت بده؟تو چی تو دوست داری یکی زنت رو بکنه هو بمالتم؟آخخخخ.آره من دوست دادم.تو هم دوست داری؟ناراحت نمیشی بگم؟نه عشقم بگو.بگو فدای کون گندت شم.آره منم دوست دارم.دوست دارم جلو تو کیر یکی دیگه رو ساک بزنم.آخخخخخخ.جووووون.منم دوست دارم ببینم کس دادنت رو.اما الان نه.باشه؟نمیخوام فعلا با کسی باشی؟باشه.ولی حالا جدی اگه یه موقعیتی شد که یکی میخواست باهم حال کنه چی؟اگه خودتم دوست داشتی باهاش حال کن.اما بعدش باید کامل بهم بگی.اما فقط اگه مجبور بودی.اگه تونستی فرار کن.اگه خواست بهت آسیب برسونه بهش حال بده.واااااای جوووون.فدای شوهر بی غیرتم شم که زنش رو میندازه زیر کیر بقیه.تو تمام این نیم ساعت اینا که صحبت میکردیم داشت دست میکشی رو کسش.کثافت خوب بلد بود چه کار کنه هنه از جمله من شهوتی شیم.گفتم بسه دیگه پاشو بریم متل.راه افتادیم که بریم.اون پسرا هم دنبالمون اومدن.تو را برگشت هنش به فکر دیشب و حرفایی بودم که زدیم.من عملا بهش گفته بودن هرجور دوست داری حال کن باهمه.اما دوست نداشتم که جلو من براش عادی شه.که هرکاری خواست بکنه و من هیچی نباشم.چون از اینکه من رو اصلا به حساب نیاره متنفر بودم.کاری که الان داده میکنه و اگه ترک نکنه این کارش رو جدا نمیتونم باهاش زندگی کنم.همش تو این فکرا بودم که یاسمن زد بهم گفت احسان؟گفتم جانم؟گفت اون پسره بهم گفت شماره میدی؟گفتم کی؟کجا؟اشاره کرد به جلوتر.رفته بودن جلوتر بهش اشاره کرده بودن گه شماره میدی یا میگیری؟یه اینجور چیزی.گفتم نه یاسمن.اینجا غریبیم شر میشه.نمیخواستم جلو خودم این کار رو کنه.اونم گفت باشه.اونا بازم اومدن وقتی دیدن یاسمن پا نمیده ول کردن رفتن.رسیدیم جلو متل.گفتم من میرم پیش علی قایقیه تو  برو من میام.گفت نه.منم میخوام بیام.مثل بچه ها که حرف میزد هرچی میخواست نمیتونستم بهش نه بگم.گفتم باشه تو هم بسا کوچولوی من.رفتیم سلام کردیم.یه کم حرف زدیم که کارت چه جوریه در آمدش اینا.تا اینکه تعارف زد که بشینید.یاسمن رفت بقل دست علی نشست.اونم با اون وضع حشری کنندش.یه کوچولو بینشون فاصله بود.اووفیه کم که صحبت کردیم دیدم یاسمن آرووم پاش رو چسیوند به علی قایقی.اووووف.داغ کرده بودم منم خودم رو زدم به نفهمی.یعنی ندیدم اینا.علی هم یه مرد درشت اندام بود با دستای بزرگ و سوخته.ازبس که همش تو آفتاب بود.وای کیرم دوباره راست شد.یاسمنم عوضی خنده های شهوتی میکرد.کیر علی هم معلوم بود راست شده.یه کم که گذشت من گفتم یاسمن یه عکس ازم بگیر.پاشدم رفتم کنار جت اسکیه یه عکس ازم گرفت.بعد گوشی رو ازش گرفتم که خودم چند تا عکس از دریا اینا بگیرم.حواسم بهشون بود.زیر چشمی نگاشون میکردم.علی قایقیه دستش رو گذاشت رو رون یاسمن.اون رونای توپول و گوشتیش زیر دست علس بود.وایییی کیرم داشت میترکید.یاسمنم یه لبخند تحویلش داد و اونم یکم دستش رو کشید رو دست علی.اگه کسی نبود همون جا یاسمن رو میکرد.چوری که نتونه داه بره.فکرش حشریم میکرد.حال میکردم از اینکه یکی با زنم اینجوری ور میره.داره کیرش میترکه برا کس زن جندم.آآآآآآآخخخخخ.بعد رفتم سمتشون.علی دستش رو برداشت.گفتم علی آقا این جت اسکی چقدر سرعت داره؟گفت گازش رو بستیم.وگرنه مسافر ها رو پرت میکنه دردسر میشه.گفتم کاش گازش رو باز میکردین یه کم حال کنیم.یاسمن گفت حالا نیست خیلی تند میرفتی تو؟همش میترسیدی.گفتم آخه تو پشت سرم بودی.ترسیدم بیوفتی.یاسمن رو به علی گفت:علی اصلا تند نبرد منو.واااای که علی چقدر شهوتی شد.از تو چشاش معلوم بود آخه یاسمن با یه حالت لوسی گفت بهش.اسمشم صدا زد.علی نامردم گفت اگه میخوای من میبرمت تند تندم میرم.یاسمن گفت واقعا؟علی گفت آره.یاسمن گفت اجازه میدی؟گفتم نمیدونم.گفت بزار دیگه جونه یاسی؟گفتم علی آقا خطر نداره تند بری؟گفت نه حواسم هست.گفتم باشه.ولی حواست باشه ها.گفتن باشه.یاسمنم خوشحال.جلیقه هاشون رو پوشیدن و سوار شدن.علی گفت حسابی میگردونمش.نگران نشو.فهمیدم نقشه هایی داره.گفتم باشه.برید به سلامت.یاسمن هم هنوز راه نیوفتاده بود جیغ میزد.رفتن جلو جلو.تا یه جاهاییش معلوم بودن اندازه یه نقطه.اما کم کم دیگه کاملا نا پدید شدن.اصلا اصلا معلوم نبودن.شاید یک ساعتی شد.کم کم داشتم نگران میشدم.هزار جورفکر و خیال به سرم اومد.میدونستم 100%داره با زن جندم حال میکنه.اما یه کم که گذشت فکرای بد به سرم رسید نکنه بدزدتش.یا یه بلایی سرش بیاره؟نکنه یاسمن افتاده تو آب مرده؟وااای.دیگه دلم به شور افتاده بود که دیدم از وور یه چیزی پیدا شد کم کم نزدیک شدن وقتی رسیدن دیدم علی کلی خوشحاله.یاسمنم همینطور.جفتشون هم خس خیس.وضعیت یاسمن دیگه خیلی تابلو بود.شده بود انگار جنده های خیابونی.البته جنده هم بود اما وضعش خیلی جلف و نا جور بود.مانتوش رفته بود بالا.کل تنش و سوتین و شورتش پیدا بود.اون رونای گوشتیش.آاخخخخخ.کس بود لامصب.گفتم چرا انقدر طول کشید؟یاسمن گفت من پریدم تو آب شنا کردم اون وسطها.علی هم پرید تو آب کمکم کرد.آخخخ.علی باورش نمیشد جلو من این رو میگه.گفتم مرسی علی آقا چقدر تقدیمتون کنم؟گفت هیچی.این رو مهمون من.خواستیم بازم بیاین میبرم خانمتون رو گفتم باشه حتما.خندید.یاسمن هم یه چشمک شهوتی به علی زد رفتیم سمت ویلا.همه داشتن یاسی جنده رو نگاه میکردن.اووووف.رفتیم داخل گفتم چی شد اونجا؟گفت هیچی پریدیم تو آب.عصبی شدم گفتم قرارنبود دروغ بگیا.تابلو باهات حال کرده؟چرا دروغ میگی هان؟گفت احسان خوب.خوب چی؟خوب نمیخوام ناراحتت کنم.من که گفتم اشکالی نداره اگه بهم بگی.گفت من فکر میکردم حوسی بودی یه چیزی گفتی.گفتم یاسمن جدی گفتم.از لاشی بودنت لذت میبرم.دوست دارم زنم جنده باشه.اگه تو بدت میاد بگو که اینجوری نباشم.نه نه.واقعا دوست دارم.اما ...اما چی ...اما خجالت میکشم تعریف کنم براتپس حال کردین باهم.آره؟اره.اونم چه جووررریییی.خیلی حال داد احسانبهم بگو.اومد همونجوری که خیس بود نشست کنارم رو مبل.گفت رفتیم.منم محکم گرفته بودمش که نیوفتم.بعد که دور شدیم.سرعتش رو کم کرد دستم رو گرفت برد رو کیرش گفت اینجا رو بگیر محکم نیوفتی.منم گفتم:مطمینی؟یه وقت خودش کنده نشه؟گفت نه.تا تو گرفتیش طوریش نمیشه.منم گفتم جووووون.محکم کیرش رو فشار دادم و میمالیدم براش.اونم همینجوری رفت جلو.خیلی که جلو رفت وایساد.خاموش کرد.برگشت گقت جوووووووون.عجب کسی هستی.دیوونم کردی کنارم که نشستی.جوووووونم.دوست داشتی؟آرههه.اگه شوهرت نبود که همونجا پارت میکردمخوب میکردی.اونکه اصلا غیرت نداره.کلیم حال میکنه یکی زنش رو بکنهواقعا؟ای جاااان.کیرم تو شوهر بیغیرتت.بعد شروع کرد ازم لب گرفتن و سینم رو مالیدن.جلیقه جلوش رو میگرفت.درش آورد.انداخت رو دسته جت اسکیه.***یاسمن سمت چپم نشسته بود.همینجور که یاسمن تعریف میکرد منم دست راستم لای پاهاش بود و میمالیدم کسش رو.هی هم بهش میگفتم پاتو باز کن جنده ی من.دست چپمم دور کمرش آورده بودم از اون طرف سینه چپش رو میمالیدم.همش آااااه و ناله میکردم.میگفتم جوووون.فدای زن جندم شم که انقدر کس دادن رو دوست داره.خوب کاری کردی عشقم.خوب کردی که کس دادی.کست ماله همه ی مردای دنیاست.همش از این حرف ها میزدم و میمالیدمش.بعد هم دست کردم تو شلوارش کسش رو میمالیدم سینش رو میخوردم.اونم با شهوت کس دادنش رو تعریف میکرد.بعد از اینکه جلیقه رو درآورد برگشت برعکس نشست.دوتا پای منو انداخت رو پاهاش و شروع کرد لب گرفتن.بعد هم مانتوم رو درآورد.گفتم کسی نیاد؟گفت نه.خیالت راحت.بعدم سوتینم رو درآورد و شروع کرد سینم رو خوردن.وای احساااان نمیدونی چه حالی میده یکی دیگه سینم رو بخوره.انقدر خورد که دیوونه شدم.بعد پاشود وایساد تکیه داد به کیلومتر جت اسکیه.پیرهنش رو درآورد.کیرش رو کشید بیرون.گفت بخور.منم میخوردم براش و همش قوربون صدقه کسم میرفت.بعد گفت شلوارت دربیار بکنم تو کست.به زور در آوردم.بعد که میخواستم شرتم رو دربیارم گیر کرد تو پام افتادم تو اااااااب.علی هم سدیع پرید تو آب.اونم لخت لخت بود.بغلم کرد و گفت:جووووووووووون.جنده به این ناری ندیوه بودم.چه حالی میده لخت تو اااااب.آااااخ.علیییییییی.کیرت و بزار لای پام.همینجا بکن منو.کیرتو میخوااااااااااام.***گفتم چقدر نگه طول کشید که این کارو کرد؟هیچ کس نبود؟کلا یه ساعت رفتینا؟گفت کجایی تو؟الان 3،4 ساعت میشه ها.گفتم چی؟نگای ساعتم کردن هنوز سر جاش بود.احتمالا آب رفته بود توش.انقدر استرس داشتم و شهوتی بودم نفهمیده بودم.****جااااانمم.کیرم تو اون شوهر بی غیرتت که زنش میده دست من.کیرم تو وجودش جنده خانمجوووووووون.آره فحش بده.اون که شوهرم نیست کس کشمه.حال میکنه زنش جندگی کنه.آخخخخخخ.کیرم تو زن جندش.کیرم تو کست.کیرم تو دهنت.همینجوری کیرش لای پام بود.محکم چسبونده بودم به خودش و فحش میداد.گفتم علللللیییییییی؟؟؟جاااان علی؟علی بهم کییییر میدییی؟دوست دارمجوووون جنده خانمکیرم تو کس پارت کیر میخوای؟آره.کیر دوست دارممیخوای چیکار کنی لاشی خانم؟میخوام بزارم تو کسسسسسسسسسماخخخخ.مگه شوهر کس کشت بهت کیر نمیده؟نهههه.اونو ولش کن.تو منو بکن.اومدیم بالا.من رو خوابوند رو جت اسکی شروع کرد تلمبه زدن.سینه هام بالا پایین میشد.احسااان هرچی میکرد آبش نمییومد.کسم داشت میسوخت دیگهبهش گفتم جنده خانم هیچکی نبود شما رو ببینه؟گفت نه.اصلا کسی نبود.تا چشم کار میکرد آب بود.بعد تند تند کردم و آبش اومد.تا خواستم بگم بریز دهنم ریخت رو تنم.منم گفتم باهات قهرم آب کیر میخوام.گفت جووون.جنده خانم.کیرش رو کشید رو تنم هی شابش رو داد تو دهنم منم مک زدم.بعد گفتم بریم دیگه.گفت نمیخوای تو برونی؟گفتم چرا اما بزار لباس بپوشیپ حالا.گفت نه بیا همینجوری که لختیم.یه کم نشستم.با کونم نشستم رو کیرش و یه کم رفتیم.اونم همش دستش تو کس و سینه هان بود.دوباره شوتی شد.انقدر محکم من رو تو بقلش فشار داد که آبش اوند باز.ریخت لای کونم.بعد هم زود لباس پوشیدیم اومدیم.گفتم یعنی الان آب کیرش لای کونته؟گفت آره.شلوارش رو درآوردم.لای کونش رو باز کردن.دیدم بلللللهههههههه.بله.لای کونش پر آب منی بود.کیرم داشت نیترکید دیگه.درآوروم گذاشتم لای کونش نشوندمش رو مام منم محکم به کیرم فشارش دادم تا آبم اومد.ریختم همونجا.بعد خودش رو انداخت تو بقلم گفت ممنونم کس کش من.گفتم:عاشقتم زن فاحشه ی من.ادامه دارد ...
     
#14 | Posted: 1 Aug 2013 19:25
میهمان


راستش با اون دوتا یگه کاری نکردم.از اونجا که رفتیم فهمیدم که انقدر جوابشون رو نداد تا تموم شد.
آره الان دگه خیلی پر و شده.انگار ن اصلا وجود ندارم.اگر ه این کاراش بخوات ادامه ده دیگه نمیتونم باهاش زندگی کنم.ازجش جدا میشم.و اون وقع عکسایی ازش میزارم که فک همتون بیوفته.همین خوشکلیش جلوم و میگیره.
تقصیره خودم بود.دوست داشتم جلو مردای دیگه تحقیرم کنه اما نه ا این حد که بی اهمیت شم بهم بگه احسان من دوست دارم کس بدم.اگه میخوای طلاقمم بدی بده.برام مهم نیست.لبته فکر کنم جدی نگرفته منو و فکر میکنه هنوز دارم خودم رو جلو اونو دوست پسراش کوچیک میکنم.بزارید کم کم یگم.
     
#15 | Posted: 2 Aug 2013 00:47
میهمان


قسمت پنجم 5:
شهوتم که خالی شد یه جورایی پشیمون بودم.نباید به این شرایط عادت میکردیم.وگرنه یاسمن دختری نبود که به این جنده بازیا راضی شه.بلند شدیم هم رو بوسیدیم.رفتیم حمام.اونجا هم انگلش کردم اما انقدر آبم اومده بود که دیگه جون سکس کردن نداشتم.اومدیم بیرون.لباس پوشیدیم.رفتیم بیرون ناهار.برگشتیم خوابیدیم تو بقل هم.خوابیدن تو بقل یاسمن لذتش از سکس بیشتر بود.موهاش رو باز میکنه میریزه دورت.موهاش بو عطر میده.بلند.خوشکل.دیوونه کنندست.بدنشم گه انگار پنبه.انقدر نرمه که دوست نداری ولش کنی.سرم رو میزارم رو سینه های نرمش.یه دستم رو میکنم تو موهاش یه دستمم میزارم رو سینه اون یکیش میمالم.انقدر سینه هاش نرمن که خدا میدونه.اونم با موهام بازی میکنه.برام مثل کوچولوها حرف میزنه خوشکل که میمیرم براش.این کارا رو میکنیم که خوابمون ببره.واقعا آرامش و لذت داره.حتی الان که جندگی میکنه جلوم.یاسمن یه فاحشست.حال میکنم که زنم جندست.زیر کیر همه میخوابه.کس میده.اووووف.الان ساعت نه و نیم شب که براتون مینویسم.خلاصه خوابیدیم و از خواب که بلند شدیم رفتیم لب ساحل قدم زدن.علی قایقی هنوز بودش.با اینکه هوا تاریک بود.فکر کنم منتظر بود ما بیایم.البته ما رو ندید.یاسی گفت بریم اذیتش کنیم گفتم نه.بیا بریم.ولش کن.یه دوری زدیم برگشتیم.رفتیم بیرون شما خوردیم.خدا میدونه چندتا کیر برا کس و کون زنم راست شد.انگار جنده ها لباس میپوشه.جفتمون خوش تیپیم.اما شاید من خیلی تیپم خفن نباشه.اما یاسی.اوووووف.جنده هایی دیدین تو خیابون که کیرتون راست میشه و دوست دارین حتی شده بهشون دست بدین؟یاسمن از اونا هم سرتره.تو رستورانه همه داشتن نگامون میکردن.موهاش رو ریخته بود کنارش.غذامون که تموم شد هی باهاشون بازی میکرد و عشوه میومد.کس تر از یاسی ندیدم.راستش اصلا باورم نمیشه بهم بله داد و زنم شد.آخه من نسبت به اون خیلی معمولیم.شاید اصلا نخوره بهم که زنی مثل اون دارم.زود هم ازدواج کردیم.تو اوج جوونی و شهوتمون.خلاصه میکنم که دوستان اذیت نشن.اگه بخوام همه جندگی هاش رو بنویسم خیلی طول میکشه.برگشتیم هتل و تعریف میکردیم که دیدی فلان مرده چه طوری کیرش راست شد؟آخخخخ دیدی اون یکی رو چه طوری خودش رو مالید به کونت.کلی حال میکرد وقتی من از جنده بودنش خوشم میومد.بهش گفتم یاسی فردا ساعت چند بریم؟بمونیم ظهر بعد از ناهار بریم یانه؟آخه تا ساعت2 ظهر ماله ما بود ویلا.گفت نه دیگه خسته شدم بریم سمت نمک آبرود که تله کابینم سوار شیم.گفتم باشه.رفتیم یه قدم زدیم لب ساحل.نشستیم رو شن ها.اومد تو بقلم.لپاش رو بوسیدم و یه مشت از اینجور کارا.حشری شده بودیم.مخصوصا وقتی یاسمن رفت تو آب و خیس خیس شد.یه شلوار کشی پاش بود.یه مانتو کشی.جفتشم مشکی.وای خدایا چی میدیدم.کس دریایی شده بود.وقتی اومد بیرون کس کونش انقدر تابلو تو چش بود که خدا میدونه.گردی و برجستگی کونش قشنگ از 20 متری معلوم بود.اونم تو شب.سینه هاشم که درشت و خوشکلن.وای.سینه هاش تو حلقم بود.کثافت روسریشم برداشت.یقش رو باز کرد.سینش به قول خودش مرمری بود.سفید.براق.انگار آینه.بالای سینش پیدا بود.گفتم یاسی میشه همینجا بکنمت؟یه خنده ی شهوتی کرو گفت جوووووون.تو هرجا بخوای کس میدم بهت.گفتم کسوی من یه کم دیگه دکمه مانتوت رو باز کن که چاک سینت پیدا شه.2تا دکمه دیگه رو باز کرد یه خورده بیشتر از چاک سینش پیدا بود.اکنم تو اون وضعیت.شلوار کشیش آب رفته بود.شل کرده بود خودش رو و حسابی زن جندم رو نشون میداد.همونجا لباش رو بوسیدم.وای که چقدر لذت داره وقتی خیس میشه لباش رو بخوری.دور برمون بودن چند نفری.تابلو هم نگاه میکردن.گفتم یاسمن؟گفت جونم؟گفتم دوست دارم امشب جندگی زنم رو ببینم.دوست دادم انقدر شهوتیم کنی که رفتیم تو ویلا تا چسبیدم بهت ابم بیاد.گفت عزییییزم.دوست داری زنت جنده باشه؟
آره دوست دادم.کس دادنت شهوتیم میکنه.کاش الان علی بود اینجا میکردت.حال میکردم.
هاااهاها.عزیزم علی نمیخواد که.این همه کیر.میخوای بیارمشون تو ویلا جلو تو منو بکنن؟
نه.میخوام فقط کیرشون راست کنی.کسوی من.جنده خانم.
فدای شوهر بس غیرتم شم که دوست داره همه کس زنش رو ببینن.
یه دکمه دیگه از مانتوش دو باز کرد.دیگه میشد سینه های سفید و درشتش رو دید.واقعا وضعیتش دیگه بد شده بود.از جنده هم جنده تر بود.زیر ماتوش فقط یه تاپ بندی پوشیده بود
.گفتم واااای.یاسی سینت خیلی تابلو تو چشه ها.گفت جوووووون.مگه دوست نداری؟
چرا کس من چرا عشقم.دوست دارم زنم جندگی کنه.
آاااااخ.فدات شم کس کش من.کیر همه مردای عالم تو غیرتت بی ناموس.
جوووووون.فدای زن فاحشم بشم.یاسمن تو واقعا فاحشه ای.جنده تر از تو تو دنیا نیست.
وااااای.دوست دارم وقتی بهم میگس فاحشه.دوست دادم فاحشه باشم.دوست دارم زیر کیر همه بخوابم پول بگیرم خرج تورو هم بدم.کس بدم برا خرجمون.
جووووووون.دوست داری جنده باشی؟کیرم تو کست.عزیزم منم دوست دارم زنم بره کس بده.دوست دارم جنده باشی.کس بدی.کون بدی.کیر بکنن تو دهنت.چندتا باهم بکنن زنم رو.
ای جاااااان.احسااااااان تف تو غیرتت.تف تو شرفت.مرد کس کش من.
جوووونم.کیرم تو وجودت جنده
احسااااان؟
جون؟
دوست داری کس کشی من رو بکنی؟خودت برام کیر جور کنی؟
اخخخخخخ.آره.دوست دادم پول بدم به یه نفر که بکنتت.
تو همه این مدت یاسمن با لباس خیس بود.داشتیم قدم میزدیم.سینه هاش رو که هرکس از جلمون رد میشد میخورد با چشاش.چند نفری هم دنبالمون راه افتادن.دستم دورش حلقه بود.اونم خودش رو مینداخت تو بقلم و با شهوت از این حرف ها میزد.منم از بی غیرتم لذت میبردم.حال میکردم زنم جندست و پایه سکس.
احساااان دوست داری من از یکی دیگه بچه دار شم؟
جوووون.آره.دوست دارم یه کیر کلفت بچه دارت کنه
بعد بچه حرومزاومون رو بزرگ میکنی؟پدرش میشی؟
آره عشقم.بعدشم بچه که حرومزاده نیس.اگه از من بچه دار شی حرومزاده میشه.تو ماله دیگرونی.اونا بکننت بچت حلال زادست
وای احساااااان.اگه کیر داشتم میگفتم کیرم تو غیرتت
آخخخخخ.فاحشه ی من.کیرم تو کس تپلت
احسان کیییییییییررررررررر میخوام؟
همچین با شهوت گفت که کیرم داشت میترکید.گفتم حوووووون میدم بهت.
نه ماله تورو نمیخوام دیگه.یه کیر نو میخوام
عزیزم کیرم برات پیدا میکنم.
نه الان الان میخوام
دیدم اوضاع داره خراب میشه.اگه حشری میشد که شده بود البته و من کاری نمیکردم همونجا میرفت کیر یکی رو ساک میزد.سعی کردم حواسش رو پرت کنم.هنوز اونقدرا نبودم که برم به یکی بگم بیاد زنم رو بکنه.البته بعدا شدم.خیلی هم حال میکردم.بهش گفتم یاسی خودم برات کیر میارم.ولی بزار یه کم حال کنیم.باشه؟
باشه.چیکار کنیم؟بگو فقط تا زن جندت انجام بده
همه ی هنر جندگیت همین بود که سینت رو نشون بدی؟
دوست داری یه کاری کنم که از بی غیرتیت لذت ببری؟یه کاری کنم که هرکی رد شد بهت بگه زن جنده؟هان؟اینجوری میخوای کس کشم؟
آره میخوام.میخوام امشب بیغیرت ترین مرد دنیا شم.کس و کون زنم رو بندازم زیر چند نفر.
داشتیم به یه قسمت نسبتا شلوغ نزدیک میشدیم.همشونم پسر بودن.یعنی حدااکثرشون.یاسمن وقتی شهوتی میشه هیچی نمیفهمه.من از اون بدترم.انقدر حس کس کشی و بی غیرتیم قوی شده بود که همونجا یکی یاسمن رو میکرد بهش یه پولی هم میدادم.میخواستم حواسش رو پرت کنم بدتر شد.رفتیم اونجا وسط پسرا
نشست کنارم.گفتم کو پس؟
گفت صبر کن.میبینی که زنت جنده تر از این حرفاست
گفتم هه.اگه میتونستی میکردی
یه لحظه عصبانی شد.رو کرد بهم گفت:مثل اینکه تو هنوز زن فاحشت رو نشناختی.نه؟نمیدونی من چه جنده ایم؟نه؟
چرا میدونم
نه نمیدونی.اگه میدونستی من چه کارا کردم این رو نمیگفتی؟
چی کار کردی مگه؟
برات مهمه مگه بی غیرت؟
نه.تو جندگیت رو کن لاشی خانمم
حالا بلایی سرت بیارم که نتونی سرت رو بالا کنی.بگی کاش 10نفر رو پیدا کرده بودم که بکننش
یه هو بلند شد مانتوش رو درآورد.دهنم خشک شده بود.نمیدونستم چی بگم.کپ کردم.پشتش که خیلی لختی داشت.جلوشم جوری بود که سینه هاش کاملا پیدا بودن.سینه هاش هم درشتن خیلی خیلی تابلو بود.سینه هاش داشتن میزدن بیرون دیگه.فکم افتاد
نشست کنارم گفت بسته؟
اصلا نمیتونستم چیزی بگم.دو سه تا خونواده اونجا بودن فقط.یاسمن انقدر تیپش ضایع بود که بلند شدن برن.یاسمن بهم گفت:حال میکنی بی غیرت؟دارن بخاطر جندگی من میرنا.به خاطر زن جنده تو.
اووووف.جوووون.نمیدونستم تا انقدر فاحشه ای.
حالا مونده تا ببینی.
دیگه چی مونده؟کم مونده لخت شی بری کس بدی
لازم باشه کسم میدم.همین جا جلو همه
جووووون.زن جنده ی منی.
احسااااان؟
جوون کس من؟
روت میشه سرت رو بلند کنی؟
چرا نتونم؟
پس هنوز آدم نشدی.نه؟درستت میکنم
چی کار میخوای بکنی؟
بزار ساحل یه کم خلوت شه.حالیت میکنم زن جنده چه جوریه
یه ساعتی نشستیم.کم کم همه چش چرونی هاشون رو کردن و رفتن.موندیم من و یاسی و 3،4 تا پسر گردن کلفت که رو تخت دو تا اکن طرف تر ما بودن
یاسمن پاشد گفت قبول داری من جنده ترین زن دنیام یا نه؟
آره قبول دارم.
قبول داری بدتر از اینم میتونم باشم؟
بدتر از این یعنی اینجا کس بدی.بمالنت جلو من.نه دیگه نمیشه.بریم
بریم؟کجا بریم؟صبر کن تا زن جندت رو بیشتر بشناسی.کاری کنم که روت نشه سرت رو بالا کنی
این رک گفت پاشد رفت تو آب.تا اینجاش خیلی طوری نبود.بعد اومد بیرون سمت من.گفت بیا بریم تو آب.فکر کنم ساعت طرف های 3 صبح بود.هیچ کس نبود دیگه.اونجا هم تاریک تاریک بود.اصلا کسی از دور نمیدید ما رو.گفتم عزیزم ...تا این رو گفتم بلند گفت خاک تو سرت.اگه نمیای تا به این آقاها بگم بیان.تا اومدم حرف بزنم گفت نمیخوات بیای اصلا.باندم میگفت که اونا بشنون.بعد رفت سمتشون.گفت:ببخشید شما کدومتون شنا بلدید؟گفتن هممون.گفت کدومتون بیشتر از همه؟یکیشون گفت من.بلند شد
اومد کنار یاسمن.یاسمنفت شوهرم نمیاد باهام تو آب.شما باهم میای؟پسره گفت اره.شوهرتون مشکلی نداره؟یاسمن گفت نه اون بی غیرته.دست پسره رو گرفت بردش ت آب
انقدر تاریک بود که اصلا هیچی معلوم نبود.فقط صدای خنده های یاسمن میومد.
بعد نیم ساعت پسرا اومد.گفت اووووف.عجب زنی داری.جنده تر از این ندیدم به عمرم.گفتم: چی طور مگه؟گفت چه طور؟حالا بهت میگم چه طور.پاشو بیا ببین زن جندت رو.بعد هم رو کرد به دکستاش گفت بیاین.3نفر دیگه هم بودن.چهارتا بودن کلا.گفت بچه ها بیاین به زن جنده این کس کش یه حالی بدیم.اونا هم اومدن.رفتیم سمت یاسمن
یه کم که تو آب رفتم پیدا بود.کم کم دیدمش.سینه هاش چرا اینقدر تابلو بودن؟چرا اینجوری شده بود؟رفتم جلوتر.واااااااااااای.چی میدیدم؟آخخخخخخخ.لباسش رو در اورده بود.تا اومدم به خودم بجنبم چهار تاشون دورش بودن داشتن میمالیدنش.سینه هاش رو میخوردن دونفرشون.یکیش از پشت چسبیده بود بهش.یکیشم از جلو کیرش رو میمالید بهش و دستش تو شرطش بود.داشت کسش رو میمالید.با دیدن ای صحنه انقدر تحریک شدم که هیچ کس نمیتونه تو کل دنیا تصور کنه.بی اختیار دستم رفت تو شرتم.کیرم رو درآوردم شروع کردم جق زدن.تو همین حال یاسمن گفت آره جق بزن.جندگیم رو ببین جق بزن.دیدی حالا جندم؟دیدی جنده تر از من نیست بی غیرت؟یکی از اون پسرا هم گفت کیرم تو غیرتت.بعد همشون شروع کردن فحش دادن.بی غیرت.کیرمون تو زنته.کیرمون تو کس زنت.زن جندت ماله ماست.ماله کیر ماست.تو برو دیگه.زنت باید تا صبح کس بده.زن جنده.بی غیرت.بی ناموس.ببین چه طوری داریم بی ناموست میکنیم.ببین زن جندت رو .یاسمنم میگفت ججوووووووووووون.بکنین.بمالینم.این کس کش که نمیکنه من رو.من فاحشه ی شمام.بکنین فاحشتون رو.بعدم گفت دیدی بالا خره کیر پیدا کردم.دیدی دارم کس میدم.واااااااای.جووون.منم فقط جق میزدم آبم اومد ریختم تو دریا.بعد گفتم بسه دیگه بریم.گفت اااا؟حالا نوبت منه تازه.رفتم جلو دستش رو بگیرم بریم پسره محکم حلم داد عقب.افتادم تو آب.گفت مگه نشنیدی؟زن جندت امشب ماله ماست.خلاصه کنم براتون.نذاشت شلوارش رو در بیارن.انقدر مالیدنش که آبشون اومد ریختن رو شلوار و بدنش.بعد هم رفت تو آب اکمد تمیز شد.لباس پوشید که بریم.به پسرا گفت مرسی.شمارم رو که دادی زنگ بزن.اونا هم گفتن باشه کیرمون تو شوهر بی غیرتت.یاسمنفت سرت رو بالا کن تشکر کن ازشون.واقعا روم نمیشد.چون ارضا هم شده بودم حوسی نبودم که تشکر کنم.یاسمن گفت: دیدی کاری کردم روت نشه سرت رو بالا کنی بی ناموس؟
اااااااااه کشیدم و گفتم بریم.
سرم انداختم پایین دست زن فاحشم رو گرفتم و رفتیم متل.طرف های 5 صبح بود دیگه.
ادامه دارد ...
     
#16 | Posted: 2 Aug 2013 08:07
میهمان


دوست عزیز این اتفاق واقعا افتاده برام.اما چون کامل ریز به ریزش رو ادم نیست دیگه خودم با تخیل خودم و چیزاسی که یادم هست سعی میکنم جذاب نویسم.
اگر یاد از واقعیت ارج میشه بخاطر اینه.از حالا فقط اتفاق ایی رو میزارم که کاملا دیدم و واقعی هست
و فقط چیزایی که یادم میاد رو میزارم.
     
#17 | Posted: 2 Aug 2013 16:27
میهمان


قسمت ششم 6:
رفتیم ویلا.اعصابم خورد بود.ناراحت بودم.حالم از خودم بهم میخورد.خیلی حال میکردم که تحقیرم کرده بود.دوست داشتم که جلوم جندگی میکرد.اما این اولین بار بود که تحقیرم میکرد.حس عجیبی بود از یه طرف وقتی یادم میومد لذت میبردم.از طرف دیگه ناراحت بودم.همین جوری به این چیزا فکر میکردم که یاسی یه چیزی برداشت اومد جلوم دو پاشو از هم باز کرد پاهاش رو گذاشت رو میز بین دوتا مبل.همینجوری که میخورد گفت حال کردی؟گفتم تو بیشتر حال کردی که.
احسان چته؟ناراحتی؟
بیخیال.من میرم بخوابم
وایسا بینم کجا.
چیزی که میخورد رو گذاشت رو میز وسطی و اومد کنار نشست.نذاشت برم.از خودم خجالت میکشیدم و یه جورایی پشیمون بودم.نشست دستم رو گرفت گفت:عزیزم مگه خودت نمیخواستی جندگیم رو ببینی؟خودت گفتی یه کاری کنم حال کنی
مگه حالا من چیزی گفتم؟
نه.اما معلوم ازم ناراحتی.اگه نخوای دیگه هیچ وقت این کار رو نمیکنم.
واقعا نمیکنی؟
اگه تو بگی نه نمیکنم.
نه عزیزم.اشکال نداره.منم لذت بردم اما ...
اما چی؟
اما یه جورایی پشیمونم.میترسم.حس میکنم مرد نیستم.دارم کار اشتباهی میکنم.
عزیززززززم.اصلا اینجوری نیست.مرد اونه که الکی به زنش گیر بده؟اذیتش کنه؟
نه اوم مرد نیست.اما من که گیر ندادم.یاسمن تو داری جندگی میکنی.تو دیگه رسما یه فاحشه شدی.جلو شوهرت میری کس میدی.این که بگم این کار رو نکن که دیگه گیر دادن بیخودی نیست که.
اخخخ.عزیزم.میدونم.اما مگه خودت نگفتی دوست دارم زنم جنده باشه؟
چرا.الانم میگم.منم که چیزی نگفتم اما الان یه حس بدی دارم.ول کن خوب میشم.
نه.عزیز من نباید ناراحت باشه.احسااان از اینکه تحقیرت کردم ناراحت شدی؟اینکه جلو اونا اونجوری کوچیکت کردم؟
واای.نه.اون که خیلی حال داد.اما آره یه جورایی ماله اونم هست.خیلی دوست داشتم.یاسی دوست دارم جلو بقیه تحقیرم کنی.بهم بگی بی غیرت.کس کش.اما ...نمیدنم.بیخیال
اره عزیزم میدونم چی میگی.اولش یکم برات سخته.کم کم درست میشه.همچین جندگی کنم برات که افتخار کنی
یاسی از این بیشتر دیگه چیه آخه؟
بیشترم میخوای ببینی؟
آره.بهم بگو چیه؟
حالا نشونت میدم.به موقعش.همچین جلوت کس کون بدم که خودت و بکشی.
وااااااای.دوست دارم.عشقی تو.یاسی یه چی بگم؟
بگو شوهر بی غیرت من
کیرم دوست داره زنم جنده باشه.دوست داره جلوش کس بدی
اوووووف.جووووووون.تو بخواه فقط کس و کون فدای کیرت میکنم.کس و کونم رو میزارم زیر کیر مردا که حال کنی.کس و کون تپلم رو فدای کیرت میکنم.
اااااخخخخخخ.واااای.دیوونم میکنی.
واقعا؟حال میکنی زنت جندست؟
آره.اما یاسی تو نباید به همه بدی
چرااا؟
چون بابا اون جنده ها که زیر همه میخوابن و خیابونی هستن مثل توکه نیستن.به این خوشکلی و خوش اندامی.
عزیزم منم باهرکسی نمیپرم.
اااا؟پس اینا که خودت و تقدیمشون کردی کی بودن؟آدم حسابی بودن؟
نفسم اینا رو برا حال کردن تو انجام دادم.برا اینکه تو حال کنی.وگرنه من که به اینا کس نمیدم که.
یاسی قول بده همیشه هر کاری خواستی بکنی بهم بگی.حتی اگه دوست داشتی میام باهات.اگه خواستی جندگیاتو نگاه میکنم.
وااااای.دوست داری جلو خودت کس بدم؟
آره.دوست دادم تحقیرم کنی.جلو همه بزنی تو سرم.نشون بدی هیچی نیستم جلو کس توپولت.دوست دادم اختیارت دست یه مرد دیگه باشه.من نتونم کاریت کنم.دوست دارم بشی ماله یه کیر دیگه.اون نذاره جلوم لخت بگردی.اووووووووف
جووووون.همین الانشم ماله یه کیر دیگم.دوست داری پس یه صاحب پیدا کن زن جندت؟
آره.دوست دارم.دوست دادم سه چهار تایی بکننت.جلو من.خشن.دو تا کیر بکنن تو کونت.دو تا بکنن تو کست.دو نفر سینه هات رو بخورن.چند نفر بکنن تو دهنت که نتونی نفس بکشی.اونم جلو من.منم اجازه نداشته باشم بیام جلو.بگم میشه منم بیام از جلو گاییده شدن زن فاحشم رو نگاه کنم؟بعد اونا داد بزنن نه.دیگه زن تو نیست.برده ی ما هست.حقی نداری که به این جنده نزدیک شی.بعدم انقدر وحشیانه کس کونت رو بکنن که نفست بند بیاد.بعدم هفت و هشتاشون آبشون رو خالی کنن تو حلقت.تا ته بخوری.بعدم من رو جلوشون خوار وخفیف کنی.تو و اونا فحشم بدین.
اینا رو که میگفتم یاسمن چشاش خمار میشد.حشری شد.میگفت جووووووون.جووووون.بعد بلند شد جلوم لخت شد.گفت تو هم لخت شو.جوفتمون لخت شدیم.با کون نشست دو کیرم و اون کون گندش رو مثل ژله تکون داد روم.کیرم بلند شد.بعد کمرش رو چسبوند به سینم.موهای بلندش رو باز کرد ریخت سمت چپش که تو صورتم نباشه.بعدم گفت احسااان.بدترین حالتی که دوست داری زنت رو بکنن چه جوریه؟میخوام ببینم شوهر بی غیرتم تا کجا میتونه بی غیرت باشه؟ببینم من جنده ترم یا شوهر کس کشم بی غیرت.گفتم هرچی خواستم بگم؟گفت آره.بدترین چیزی که میتونی تصور کنی.گفتم:چندتا کیر کلفت و خودم برات پیدا کنم.بیارم خونمون کست رو بکنن.کونت رو جر بدن.جلو من.جوری که نتونی ماشی.واقعا نتونی تکون بخوری.بعدم ببرنت خونه خودشون.نذارن من بیام.بشی ماله اونا.زنم رو ببرن بکنن حال کنن.ببرنت تفریح برای حال کردنشون توروهم ببرن که بهشون کس بدی.همه جا بری جندگی کنی.دیگه اختیارت دست کیرای دیگه باشه.بعد مثلا یه شب با صاحبات بیای خ نه من مهمونی.جلو من باز زنم رو بکنن.بعدم مثل سگ باهات رفتار کنن.یه قلاده ببندن گردنت همه جا ببرنت.بکشنت.بشی سگشون.بشی برده کیرشون.ببرنت باغ.مهموناشون رو دعوت کنن که تورو بکنن.منم بیام جلوشون باشم که بیشتر لذت ببرن.التماس کنم که زن جندم رو بکنین.
وای این حرف ها رو که میزدم یاسمن خودش رو بالا پایین میکرد.همش میگفت اووووف.اووف.بگو.بگو.آره من سگشونم.آره من جنده ی بی همه چیزشونم.آده اونا صاحب منن.وای احسان کیر همه مردا تو غیرتت بی وجود.
منم حال میکردم با این حرفاش.بعر گفتم دوست دارم دیگه کار نکنم.زنم بره جندگی زیر کیرا بخوابه پول بیاره خونه.خودم براش مشتری پیدا میکنم.
این رو که گفتم نگام کرد گفت:احسااان واقعا گفتی؟دوست داری همه این کارا رو با من بکنن.
اره.دوست دارم بشی ماله بقیه
احسااان با همه وجودم میگم مرد به بی غیرتی تو ندیدم.بی ناموس تر از تو تو دنیا نیست.من با این جندگیم جلوت کم میارم.واقعا بیغیرتی.کس کشی زنت جندتم میکنی.هان؟فکر نمیکردم انقدر دیگه پشت باشی.تو نباید بگی به مردونگیم قسم.باید بگی به بی ناموسیم قسم.به زن فاحشم قسم.احسان گه تو غیرتت.تف تو شرفت.کیر تو وجودت بی ناموس.
جووووووون.دوست دارم وقتی میگی.مگه تو دوست نداری شوهرت کس کش باشه؟
چرا عزیزم چرا.پس دوست داری زن جندت فاحشگی کنه خرجت رو بده نه؟جوری کس بده که خوار و ذلیل بشی.تحقیرت کنه.آره؟
آره دوست دادم جلو همه کوچیکم کنی.دوست دارم بنده ی کست بشم.باهام بد حرف بزنی و بی ناموسم کنی جلو همه.به همه بفهمونی بیغیرت و زن جندم.
باشه عشقم به آرزوت میرسونمت.همین جور که امشب نتونستی سرت رو بالا کنی جوری کس و کون بدم به همه که نتونی جلو هیچ کس تو این کشور سرت و بالا کنی.به زودی همچین جلوت جنده باشم که روت نشه کنارم تو خیابون راه بری.رسیدیم شیراز همچین فاحشه ای بشم که با همه بی غیرتیت نتونی بگی این جنده زن منه.به زودی خودم با کس دادنم خرجت رو میدم شوهر بی غیرت من.کیر همه مردای دنیا تو غیرتت و شرفت بی وجدان.ززن جنده
اوووووف.هرچیم بگی من بازم حال میکنم.زن جنده بودن رو دوست دارم.
حدفای اون شب زندگیم رو عوض کرد.
ادامه دارد ...
     
#18 | Posted: 3 Aug 2013 00:28
میهمان


قسمت هفتم 7:
بعد از این حرف هایی که زدیم دیگه میدونستم که یاسمن هیچ ترسی نداره و برسیم شیراز با دوستای جنده ای که داره و حتی خودش صبح تا شب دنبال کثافت کاریه.دنباله سکس و لاشی بازی اونم جلو من.نمیدونم چرا اما اینجوری بودن رو دوست داشتم.زن جندگی لذت من بود.از اونجا که دوستان از سکس های خشنش خواستن منم میرم سراغ اونا.ولی نمیتونم همه چیزایی که خواسته بودن رو تو یه داستان جا بدم.چون به اون خشنی و کثیفی که شما میخواین مربوط میشه به شش ماه اخیر.تا حالا که اگه بخوام اونا رو بگم دیگه حس اینکه قبلیا رو تعریف کنم میره.پس کم کم میگم.لطفا صبور باشید.
رفتیم شیراز.بماند که تو راه چقدر جنده بازی درآورد و چندتا شماره گرفت.تو راه که بودیم بهش گفتم یه شوال میپرسم راستش رو بگو.گفت باشه.گفتم قبل از منم با کسی بودی؟جنده بازی خفن درآوردی؟گفت نه.بودم با کسی.دوست پسر داشتم اما سکس خفن اینا نداشتم درحد لب و سینه و اینا.گفتم فدای زن جندم شم که قبل از منم جنده بوده.اما میدونستم که قبل از منم خیلی جنده بازی دز آورده.تو دانشگاه کسی نبود که دنبالش نباشه.یک بچه پولدارهایی دنبالش بودن که من وقتی اونا رو میدیدم اصلا جرات این رو نداشتم که حتی بهش سلام کنم.نمیدونم چی شد که جرات کردم برم خواستگاریش.یاسمن از اون تکه هایی که همتون تو خیابون میبینید و آرزو میکنید که کاشکی ماله مت بود.یه کس به تمام معنا.
رسیدیم شیراز.خسته و خورد رفتیم خونه.دوش گرفتیم خوابیدیم.فرداش رفتیم خونه ما.سوقاتی بردیم.ناهارم موندیم.عصرش رفتیم خونه مامان یاسمن اینا.شامم اونجا بودیم و رفتیم خونه.خونه که رسیدیم رفتم تو اتاق لباسام رو عوض کنم.وقتی اومدم بیرون دیدم یاسی تو آشپزخونه هست داره آروم با گوشی حرف میزنه.دستش رو گرفته بود جلو دهنش که صداش نیاد.یه چیزایی فهمیدم.داشت به یکی میگفت:بابا تازه اومدم.نمیشه.دیوونه شوهرم خونست.بزار فردا که نبود میحرفیم.باشه باشه میام.از خدامه.اما الان نمیشه.خدافظ.منم برگشتم تو اتاق.عصبی بودم من که خودم آزادش گذاشته بودم.جندش کرده بودم.همه جوره پایه بودم باهاش.خودم گفتم جلوم کس بده.چی بالا تر از این.چرا ازم مخفی میکرد؟هان؟چرااااا؟عصبی بودم.دوست داشتم برم سرش داد و بیداد کنم.اما میدونستم که یه چیزی میگه من رو راضی میکنه.گفتم باید یه جا مچش رو بگیرم که دیگه نتونه بهونه بیاره.اون موقع حسابی عصبانیتم رو خالی میکردم.شکی که بهش داشتم باعث شد بفهمم یاسمن دور از چشم منم حسابی جنده بازی درمیاره.با چند تا از دوستاش سکس پارتی میگرفتن و هزار جور کثافت کاری دیگه.کاش به منم میگفت.من که مشکلی نداشتم این موضوع خیلی عصبیم میکرد.اما طاقت آوردم.تا جایی که یه کاری کرد که دیگه نتونستم.تقریبا یک سالی از ازدواجمون میگذشت.باهم خیلی کرم میریختیم.با چندین نفر سکس داشت.میرفتیم بیرون انقدر کیر میترکوند که خدا میدونه.یه شبم مثل شمال حشری شده بود یه جنده بازی درآورد تو یه پاساژ که نگو.واقعا روم رو کم کرد.قبلش با خودم گفتم عمرا این بار خجالت بکشم.نمیزارم جلوش کم بیارم.اما کاری که اون شب کرد واقعا کثافت کاری بود.اون داستان رو نمیگم براتون چون مطمینم باور نمیکنید و بهم میگید دارم تخیل میبافم و الکی دادم میگم و از این جور حرف ها.اگه کسی حرف هام رو واقعا و خدایی باور داده بگه تو خصوصی بهش میگم.کار اون شبش انقدر کثیف بود که حتی نتونستم سرم رو بالا کنم.حرفی بزنم.یادم میاد الان بعد دو سال خجالت میکشم.اووووووووف.کثافت جنده بی آبروم کرد.بیخیال.بریم سر جریانی که دیگه صبرم تموم شد و باعث شد دست روش بلند کنم و یه مدت از جنده بازیاش سر در بیاره.خاک تو سرم که خودم دوبازه جندش کردم.حوس وقتی میاد تو وجود آدم هیچ حد و مرزی نداره.منم با جنده کردن زنم حوسم رو جواب میدادم.
یه روز عصر دیدم تیپ زده خفن.انقدر کس شده بود که نگو
شلوار لی چسبون.خوش رنگ.تو پاهای کشیده شدش و تو پرش خیلی خوشکل شده بود.یه تاپ سکسی که کیر آدم رو راست میکرد و سینش پیدا بود توش.اومد بیرون از اتاق.گفتم جوووون.کجا میری؟گفت خونه منا.گفتم چه خبره؟گفت هیچی برم یه سری بزنم بهش.گفتم شوهرش نیست؟گفت نه.گفته تا شب نمیاد.گفتم تا اون نیومده میرم و میام.گفتم منم بیام؟گفت نه.تو کجا؟بزار یه شب که شوهرش بود.باشه؟گفتم باشه.بعد گفت خدافظ.گفتم همینجوری میری؟گفت چمه مگه؟گفتم مانتو نمیپوشی؟یه خنده شهوتی کرد که کیرم یه هو راست شد.گفت احسااااااان.من که جنده نیسم.چرا میپوشم.منم خندیدم و گفتم یکی تو جنده نیسی یکی این زنا که روزی صد تا کیر میخورن.خلاصه رفت و چند دقیقه که گذشت زیر شکمم صفت شد.شک کردم که رفته جنده بازی.بلند شوم رفتم دنبالش.وقتی رسیدم در خونه منا اینا اون رسیده بود.رفته بود داخل.دوست داشتم برم داخل.میشد از رو دیوار برم داخل.اما میترسیدم.ببیننم و از این چیزا
همینجوری با فاصله از در منا اینا وایساده بودم.قلبم داشت تند تند میزد.با اینکه از نزدیک جندگیش رو دیده بودم بازم پایین شکمم صفت شده بود.میخواستپ برم که یه ماشین وایساد.یه نفر بعد از چند دقیقه پیاده شد.آرم رفت سمت درشون.ور باز شد رفت داخل.بللللللههههههه.دوباره جندگی دور از چشم من.آخه تا کی؟اه.گه تو این زندگی.عصبی میشم.لعنتی.سه نیم ساعتی شد.منتظر بودم کسای دیگه هم بیان.اما خبری نشد.بعد حدود یک ساعتی اومد بیرون مرده.رفت.یه خورده بعدش شوهر منا اومد.بعدش هم یاسی اومد بیرون سوار ماشینش شد که بره.واااای.کپ کردم.گفتم الانه که تابلو شم.هرچند که میفهمیدم گه میخورد حرفی بزنه ها.اما خوب نمیخواشتم بفهمه که میدونم.سریع گازش رو گرفتم رفتم خونه.وقتی رسیدم پنج دقیقه بعدش اونم اومد.گفتم خوش گذشت گفت آره.تا شوهرش اومد اومدم خونه دیگه.جنده خانم هیچی نگفت.مرده اومده بوده کس و کون دیده رفته.دوستش منا هم خوشکله.هیکلشم خوبه.کوون خیلی گنده ای هم داره.ماله اون بزرگ تر از ماله یاسمنه.اما چون اندامش به زیبایی یاسمن نیست همه فقط به کونش نگاه میکنن.خلاصه اینکه اونم کسیه برا خودش.لباسش رو عوض کرد اومد پیشم نشست.فرداش رفتم صبح تا ظهر دنباله کارام و اینا.بعد که اومدم دیدم یاسمن نیست.صداش زدم حمام بود.اومد بیدون رفتم جلوش حولش رو باز کردم از دورش.اووووف چی شده بود.کل تنش رو موم انداخته بود.گفتم تو که لیزر کردی اصلا مو در نمیاری.موم انداختی چرا؟آخه تنش قرمز شده بود معلوم بود موم انداخته.گفت آخه اینجوری سکسی تر میشم.گفتم یاسی خبریه؟میخوای جنده بازی در بیاری؟گفت نه.مگه باید خبری باشه برا دل خودم و شوهرمه.اما من میدونستم خبریه.بعدشم گفت راستش فردا شب خونه منا اینا دعوتیم.شایدم پس فردا شب باشه.میخوام حسابی شوهرش رو حشری کنم.دوست داری.جوووون.معلومه که دوست دارم.آخخخ.یاسی منا رو جور کن برام.بکنمش.گفت احسان؟!ااااااا؟! اینجوری نگو.منا اینجوری نیست.به تو به چشم برادرش نگاه میکنه.شروع کرد از این کس شعرها گفتن.گفتم باشه بابا نخواستم.ناهار خوردیم.ظرف ها رو جمه کردیم.من شروع کردم به شستن.یعنی داشتم میچیدم تو ماشین ظرف شویی.یاسی رفت تو اتاق.شنیدم داره حرف میزنه.آروم رفتم پشت در.گوش وایسادم.منا بود.میگفت:منا اذیت نکن دیگه.من امروز این همه خودم رو آماده کردم.کسم رو پوس انداختم.کونم رو برق انداختم.نوچ.پس مرض داشت دیشب من رو حشری کرد؟کثافت.ت چی؟نمیشه بیایم خونه شما؟نوچ.باشه بابا بیخیال.نخواستم.بابا اون که چیزی نمیگه.میگم میخوام برم خونه فلانی.شبم میمونم.گیر نمیده.نه بابا اون خونست.نمیشه اینجا.خیله خوب.پس من به احسااان اصلا نمیگم میخوام جایی برم.باشه باشه.خداحافظ.اوووووف.لعنتیا.
زود رفتم تو آشپزخونه خودم رو مشغوله ماشین ظرف شویی کردم.فهمیدم میخواسته بره سکس کنه باز.جنده ای بود که دنیا به خودش ندیده.فهمیدم اون مرده هم دیشب رفته ببینتشون.شایدم کرده.نمیدونم.یاسمن اومد گفت هنوز گیر اینی؟ولش کن بده من.رفتم رو تخت دراز کشیدم.تو فکر بودم.اومد گفت اینجایی؟گفتم نه اونجام.خندید گفت بخواب من میرم تلویزیون ببینم.همش تو فکر بودم.دوست داشتم ببینم چه خبره.میخوان چیکار کنن.دوست داشتم یه جوری شه که بفهمم چی به چیه؟یه فکری به سرم زد.باید یه جوری از خونه میرفتم و برمیگشتم که یاسمن نفهمه.اما چه جوری؟فکرای زیادی به سرم زد.اما آخر کار تصمیم گرفتم که این کار رو کنم.رفتم تو حال پیشه یاسی.ساعت طرفهای هفت و هشت شب بود.نشستم پیشش.داشت فیلم میدید.معلوم بود عصبیه.کاملا میشناختمش دیگه.وقتایی که میخواست هرزگی کنه جور نمیشد قیافش اونجوری میشد.گفتم عزیزم شیر موز میخوری درست کنم برات؟گفت آره.رفتم تو آشپز خونه شروع کردم درست کردن.تموم که شد.گفتم الان میارم عزیزم.بعد الکی صدای گوشیم رو درآوردم.الکی جواب دادم و شروع کردم با یه مهندسی که باهاش کار میکروم حرف زدم.بلللله بلههه حاله شما.ممنون.اااا؟چی؟واقعا؟ای بابا.کی اینجوری شده؟واااای.حالا باید چیکار کنیم؟یاسمن هم از رو مبل برگشت من که کنار اوپن بودن رو با تعجب نگاه کرد.بعد گفتم باشه آقای فلانی.باشه.زود میام.کجا باید بریم حالا؟بوشهر؟ای بابا.باشه پس من با ماشین میام میریم.نه بابا چه اشکالی.به هر حال منم باید باشم دیگه.حالا خدا کنه درست شه.باشه الان سریع میام حالا نگران نباشید.ایشالا درست میشه.بعدم سریع رفتم لباس پوشیدم.یاسمن اومد گفت چی شده؟الکی گفتم که فلان کارمون گیر کرده هو اینا.باید بریم بوشهر.نمیدونم شاید چند روزی گیر باشم.خدا کنه زودتری درست شه.وااای باورتون نمیشه چه برقی تو چشاش دیدم.انگار دنیا رو بهش دادن.گفت عزیزن عجله نکنیا تند نرو ایشالا درست میشه.گفتم میخوای بری خونه مامانت اینا؟تنهایی؟گفت نه بابا اگه مشکلی بود میرم چشم.گفتم باشه تو برو فیلمت رو ببین.تا من یه اصلاح کنم برم.گفت باشه.رفت که فیلم بیینه گفت شیر موز بریزم برات؟گفتم نه نه.رفتم تا آشپزخونه.دستش رو گرفتم گفتم تو بسا بشین فیلمت رو ببین من میارم برات.گفت تو عجله داری.گفتم نه.خودم دوست دارم بیارم برات.گفت باشه.آقا رفتم اصلاح کردم و اومدم تو آشپزخونه الکی دوباره با مهندس حرف زدم که باشه باشه.الان میام.داشتم آماده میشدم.اومدم.سریع شیر موز رو ریختم تو یه پارچ رفتم سمت یاسمن.الکی پا آوردم پشت پای خودم شیر موز ریخت سر تا پاش.موهای خوشکلش کاملا شیر موری شد لباسش.همه چیش.گفتم واااااااای.ببخشید عجله داشتم.اونم یه کم بد اخلاقی کرد گفت اشکال نداره حالا .برو تو.گفتم میخوای لباس بسارم عوض کنی؟گفت نه.باید برم دوش بگیرم برو تو.گفتم نمیخوات بیاریا.تو برو.گوش نمیدی.گفتم باشه ببخشید.شب درا دو قفل کن.خدافظ.از عمد این کار رو کردم.میدونستم میره حمام باز.تو مدتی که میره حمام میتونستم بر گردم تو خونه و یه جا قایم شم.کجا ولی؟بهترین جا زیر تختمون بود.چون هیچی خم نمیذاشتیم.جاشم باز بود و بزرگ.رفتم ماشین رو زدم بیرون رفتم.دو سه تا کوچه پایین تر پارک کردم زنگ زدم یاسمن.گوشی جواب نمیداد.فهمیدم حمام هست.با سرعت برگشتم سمت خونه.رفتم داخل.یاسمن حمام بود.یه لحظه هم شک کرد.مثل اینکه شیر اب رو بستا.گفت کیه؟من هیچی نگفتم.بعد باز رفت و بعد از چند دقیقه اومد بیرون.اومدم تو اتاق خوابمون.خودش رو داشت خوشک میکرد.پاهای بلوریش رو میدیدم از زیر تخت.بعد زنگ زد به منا.یه اینجور چیزایی میگفت:سلام.خوبی.منا مژده بده.احسان رفت بیرون.خوب چی؟خسته نباشی.تو باغ نیستیا.زنگ بزن امیر اینا بگو بیان.نه بابا کجا بر میگرده.نه مطمینم.مشکلی میش اومد رفت بوشهر نه خیالت راحت باشه.باشه.من منتظرما.زود بگو زود بیاین.به اونم بگو شوهر یاسمن رفته بوشهر میخوام برم پیشش شب.زنگ هم بزنه احسان تابلو نیست.دروغم نگفتی.خوب پس زود باش بهشون بگو.زود باش که دلم کیر میخواد.آخخخخ آره.دیشب که نشستم تو بقلش کیرش رو حس کردم.مطمینم خیلی کلفته.باشه باشه.زود خبرم کن من میرم اماده شم.
وااای.بللللله.دیشبم جندگی کرده حدسم درست بود.نشست رو صندلی جلو میز توالت.شروع کرد آرایش کردن.بعد گوشیش زنگ خورد.منا بود.یاسمن اینا رو میگفت تقریبا.دقیق یادم نیست که.سلام.چی شد؟آخخخخ جوووون.4تاشون میان؟وااای.نه بابا مطمینم نمیاد.تابلو زنگ بزنم.شک میکنه نمیاد دیگه.آره.شرط؟ چه شرطی؟چیییی؟از کوون بکنتم؟عمرا.من به احسانم از کون نداوم حالا به اونا بدم.چه پر رو میخوات بیاد خونه خودم بکنتم بعد شرطم میزاره؟نخواستم.منا اصرار نکن.تو کوون دادی بهت حال میده.من دوست ندادم.کوونم رو به هیچکس نمیدم.بچه بازی چیه؟ااا؟شاید تو دوست داشتی من دردش رو دوست ندارم.میترسم.نه عمرا.(حال کردم که بهشون پا نداد.نمیذاشت کونش رو بکنن)ولش کون بابا.نه خدافظ.اوووووف.عوضیا.اه.حشریم میکنن ول میکنن.اوووه.بعد چندتا زنگ زد.معلوم بود به پسره.میخواست بیان ترتیبش رو بدن.مثل اینکه جور نشد.حشری بود.یه مشت داد و بیداد کرد.بعد زنگ زد به منا دوباره.گفت:سلام.میگما منا کون دادن خیلی درد داره؟واقعا؟چقدر درد داره؟اوووخ.دوست دارم بدم اما میترسم.هرچی کسم رو همه گاییدن کوونم فابریک.هیچکی تا حالا نذاشتم بکنتش.باشه.واقعا؟چقدر حال میده؟دروغ نگو؟یعنی تو از کون دادن بیشتر لذت میبری؟باشه بگو بهشون حالا.خبرم کن خدافظ.اووووف.لعنتی.
باورم نمیشد.یعنی یاسمن حاضر شده بود کون بده اونم به چهار نفر؟اوووف.داشتم داغ میکردم.حس خفگی داشتم.کثافت اون به من نمیداد.حالامیخوات یه یکی دیگه بده؟عصبی بودم.آخه جنده برو بده.اما به منم بده عوضی.دوست داشتم برم بیرون بکشمش.اه.تو همین فکرا بودم که گوشیش زنگ خورد.جواب داد:بله چی شد؟چییییییییییی؟انگار اینا دیگه خیلی خیال برشون داشته ها.برن گم شن کثافتا.میخوام صد سال سیاه نیان.خدافظ.با عصبانیت قطع کرد.بعدم وایشاد داد زدن.ااااااااااااااااااااه.کس کشا.مادر جنده ها.عوضی یا.اوووف.دوباره گوشیش زنگ خورد.گفت:بللللله چته؟من عمرا زنگ نمیزنم.عمرا.اصلا امکان نداره.خونه از منه میخوان زن شوهر دارم بکنن.کونمم بزارن بعد خودمم زنگ بزنم دعوتشون کنم.ازشون خواهش کنم؟دیگه چی؟واااای.نگوووووو.آخخخخ آره من جندم.وای منا دیونم نکن.اوووووف.آره.دوست دادم کس بدم.آره خیلی حال داد مخصوصا وقتی ازم لی میگرفت و کسم رو میمالید.جوووون.باشه عزیزم زنگ میزنم.فقط به خاطر تو.تو هم جنده ی منی.باشه الان زنگ میزنم خبرت میکنم.
زنگ زد به اون یارو.همچین باعشوه حرف میزد که کیر من که شوهرش بودم راست شد.
سلااااام.خوبییی؟حالا دیگه ناز میکنی برا من؟چییییییییییی؟خوب دوست نداشتم دیگه.نه نیسش.رفته بوشهر.نه نمیاد به منا که گفتم.جونه من بیا دیگه.دوستاتم بیار.بی اونا که حال نمیده.باشه.آره کونم بهت میدم.اما فقط به توها.بااااااشه.
به دوستاتم میدم.آخخخخخ.دیوونم نکن.وااای.عزیزم مگه من جندم؟نه نیسم.توروخدا بیا دیگه؟التماست میکنم.عزیزم بیا فاحشت رو بکن.مگه نگفتی دوست دادم زن شوهر داربکنم؟اخخخخ.وای آره.باشه جلو اونم میکنیم.قول میدم امشب اگه بهم حال بدی جور میکنم جلو اونم بکنیم.واااای آره.کیرت تو غیرتش.جوووووون.باشه.پس میای دیگه آره؟اوکی.قوربون کیراتون برم.منتظرم بکنینش تو کس و کونم.امشب برا اولین بار میخوام کون بدم.تا حالا به شوهرمم ندادم.واااای.باشه به اون نمیدم اصلا.تو صاحب کونمش.باشه عزیزم کسمم ماله تو.همش ماله تو.فقط زودتر بیا که کسم کیر میخواد.باشه باشه.بیا هرجور خواستی جندت رو بکن.منتظرم دیگه ها.اوکی زود بیاین.بای.
بعدم زنگ زد به منا داستان رو گفت اونم مثل اینکه گفت آماده میشه میاد و اینا.
اون شب شاهد یه سکس فوق وحشیانه بودم.جوری از کوس کون زنم رو گاییدن که من دلم براش سوخت.واقعا دلم سوخت وقتی گریه میکرد زیر کیراشون.اما بعدش حسابی ازین موقعیت استفاده کردم.بعد حدود یک ساعت زنگ زدن.رفت در رو باز کرد.از زیر تخت رفتم بیرون.رفت جلوشون.وااای چی پوسیده بود؟یه لباس مجلسی زرد جیغ.رک سینش چند تا سوراخ داشت.پشتشپ لخت بود.جیزیم پاش نبود.پاهای سفیدش جوری میدرخشید که قلب آدم وایمیساد.اونا اومدن داخل رو بوسی.منا جنده هم اومد داخل.اون لامصبم کسی شده بود واسه خودش.مانتوش رو سریع درآورد.اونم یادمه که یه لباس تنگ قرمز پوشیده بود.کون گندش کا نصفش بیرون بود قشنگ کونش رو دیدم.
خونه ما اینجوریه وارد خونه که میشی یه راهرو کوچولو هست.بعد رو به روت یه آشپز خونه هست که اوپنش رو به روته تقریبا.سمت راستت رو به رو یه دیواره که دیوار آشپز خونست.سمت چپت حاال هست که مبل تلویزیون اینا هست.سمت داستتون هم یه حال کوچیکه که در سه تا اتاق تو این باز میشه.اتاق خوابمون سمت راستیه.اونی که پنجره داره به حیاط.اتاق وسطی لباس و کاپیوتر و اینا هست.اتاق آخری هم شبیه انباری هست.حمام دست شویی هم کنار آشپز خونه و اتاق آخری هست.
یواشکی سرک کشیدم.چیزی پیدا نبود کامل.اما دیدم که یاسمن تو بقل یه مرد هیکلی بود.سمت چپ حال رو که میچسبه به دیوار ندیدم.فکر کنم یارو همون دیشبی بود.همه مردا هیکلی بودن.بازوشون اندازه دور کمر من بود.خیلی درشت بودن.
بعد چند دقیقه گفتن پاشین برامون برقصین یه کم جنده خانما.اونا هم با ناز شروع کردن.
ادامه دارد ...
     
#19 | Posted: 3 Aug 2013 10:12
میهمان


ممنون از نظر همه دوستان.همه انتقادها و حرفاتون قبوله.چند تا موضوع.
1.عصبی میشم.وقتی کسی بهم میگه دروغ.میگه اینا رو میگی که جق بزنی.آخه کس خلایی که این فکر رو میکنین اگه میخواستم جق بزنم که نمیشستم سه ساعت تایپ کنم والا به خدا بیکار نیستم.برا تخلیه روحی خودم میام.از دروغ بیزارم.همه ی مشکلم با خانمم هم سر دروغ گوییشه
2.اگر قهر کرده بودم نمیگفتم اونایی که میخوان بگن تو خصوصی براشون میفرستم ادامه داستان رو.دلیلشم این بود که خوشتون میومد و اون همه نظرهای خوب دادین.پس نظرهای همتون تاثیر داشته
3.در مورد ساپورتم بگم که دوستان 3 سال پیش که زن من ساپورت میپوشید هیچ کس ندیده بود اصلا.حتی یکی دو ساله آخر دانشگاه هم میپوشید.یکی از دلیل هایی که خیلی ها هم افتادن دنبالش به همین دلیل بود.بعدها فهمیدم که رفته بوده تایلند و مالزی و دبی و ترکیه اینا از اونجا همه رنگ و طرح و ایناش آورده بود.رفته بودن با دوستاش تفریح و این چیزا که خریدن.

***همونطور که گفتم من کامل که یادم نمیاد چه حرف هایی زد و چه کارایی کرد.تا جایی که یادمه رو مینویسم و بقیش رو از تخیلم استفاده میکنم.و سعی میکنم جذاب تر بشه.
در ضمن یه سری اتفاق ها افتاده برا ما که خودمم باورم نمیشه.مثلا جریان همون پاساژ.حتی روم نمیشه بنویسم.خیلی دیگه خفت داشت.اما دوستانی که خواستن براشون میفرشتم بعدا***
     
#20 | Posted: 3 Aug 2013 10:52
میهمان


واقعا شرمندم.حوصله این بحث های خاله زنکی رو ندارم.
اونایی که مثل بز میان نیگن تخیلیه.کیریه.کس شعره خوب نخون کس کش.نخون کیرم دهنت.کیر تو وجودتون نخونید.لعنت به همه این جور آدم ها.
اه
بدرود دوستان عزیز.شاید ادمش رو به یکی از کاربر ها دادم که بزاره.ممنون از توجه همتون
     
صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / یاسمن همسر فاحشه من بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites